رغبت به دنیا

نوشته‌ها

زهد و رغبت

اشاره:

زهد یکی از فضایل اخلاقی است و مورد تشویق روایات اهل بیت (علیهم السلام) است، زهد این است که انسان با این که طبعا به چیزی رغبت دارد، به خاطر داشتن هدف بالاتر، از آن صرف نظر کند و در فکر تامین هدف بالاتر باشد. یعنی انسان در عین این که قدرت و امکان آن را دارد که لباس خوب و غذای لذیذ و مسکن عالی و  مرکب گران قیمت داشته باشد، اما برای این که با مردم دردمند همدردی داشته باشد و خشنودی پروردگار را به این وسیله جلب کند از آنها صرف نظر می کند. این نوشته به زهد و مطالب مربوط به آن پرداخته است.

زهد به حسب لغت عبارت است از ترک شى ء و اعراض از آن و بى میلى و بى رغبتى به آن، و به معنى قلیل شمردن و حقیر شمردن نیز آمده؛ یقال: «زهد. بحرکات العین. زُهْداً و زَهاده فی الشی ء و عنه: أی رغب عنه و ترکه، و فلان یزدهد عطاء فُلان: أی یعدّه زهیداً قلیلًا، و الزُّهد و الزَّهاده: الإعراض عن الشی ء احتقاراً له، من قولهم: شی ء زهید؛ أی قلیل».[۱]

نویسنده گوید که زهد اصطلاحى اگر عبارت باشد از ترک دنیا براى رسیدن به آخرت، از اعمال جوارحى محسوب است، و اگر عبارت باشد از بى رغبتى و بى میلى به دنیا. که ملازم باشد با ترک آن.، از اعمال جوانحى محسوب شود. و محتمل است، ترک از روى بى رغبتى باشد یا بى رغبتى و بى میلى مطلق باشد.

پس معلوم شد که چهار احتمال مى رود:

اوّل آن که زهد عبارت باشد از بى رغبتى به دنیا مطلقاً، چه اعراض کند عملًا یا نکند.

دوّم آن که ترک دنیا باشد عملًا، چه بى رغبت باشد یا نباشد.

سوم آن که بى میلى ملازم با ترک باشد.

چهارم آن که ترک از روى بى رغبتى باشد.

و شاید احتمال سوم در بین این احتمالات ارجح باشد، و بعد از آن احتمال چهارم ارجح است، و پس از آن احتمال اوّل. و اما احتمال دوم بعید است؛ زیرا که به حسب نصّ اهل لغت، زهد خلاف رغبت است [۲]، چنانچه در این روایت شریفه هم آن را همان طور معنى فرموده است. و شک نیست که رغبت در شى ء عبارت از میل نفسانى است؛ نه عمل خارجى. گرچه رغبت ملازم با عمل نیست، لکن نوعاً از رغبت نیز عمل حاصل شود. از این جهت مى توان گفت که زهد نیز عبارت از بى رغبتى و بى میلى است که نوعاً با ترک و اعراض مقارن باشد، گرچه ملازم نباشد؛ و این احتمال پنجم است در معنى زهد.

بالجمله، در معنى زهد بى رغبتى و بى میلى که از صفات نفسانیّه است، مأخوذ است.

درجات و مراتب زهد  

باید دانست که از براى زهد، همچون سایر صفات نفسانیّه و مقامات انسانیّه  مراتب و درجاتى است بى شمار که به حسب جزئیّات، تحت احصاء و حصر نیاید. و ما به طور کلى اشاره [اى ] به بعض مراتب آن به قدر مناسب با این اوراق مى کنیم:

درجه اوّل زهدِ عامه است. و آن عبارت است از اعراض از دنیا براى رسیدن به نعیم آخرت. و این درجه، در حقیقت کسبى است که از روى ایمان به بعض منازل آخرت پیدا شده است، و صاحب این مقام در اسارت شهوت است، لکن به حکم عقل شهوات زایله حقیره را ترک مى کند براى رسیدن به لذّات باقیه شریفه. پس این ترک شهوت براى شهوت است.

و از این درجه محسوب است اعراض از دنیا براى خوف از عقاب عالم آخرت، گرچه در اطلاق زهد بر این ترک و اعراض از روى خوف مسامحه است. هر چند در روایت منقول از عیون اخبار الرضا[۳] وارد است که از حضرت صادق(علیه‌السلام) سؤال شد از زاهد در دنیا، فرمود: «کسى است که ترک مى کند حلال آن را از ترس حساب آن، و ترک مى کند حرامش را از ترس عقاب آن».[۴]

لکن بیانات آن سروران دین و مربّیان نفوس به حسب اختلاف ادراکات، مختلف است؛ یعنى براى هر کس به فراخور مقام و مرتبه اش، مرتبه اى از مراتب  مقامات انسانیّت را بیان مى فرمودند، و عارف به مقامات نفس و اسلوب کلمات اهل اللَّه براى کشف مرادات آنها این نکته را باید در نظر داشته باشد تا جمع شتات کلمات اولیاء و انبیاء. علیهم السلام. در این ابواب بشود.

درجه دوّم زهدِ خاصه است. و آن عبارت است از اعراض از مشتهیات حیوانى و لذایذ شهوانى براى رسیدن به مقامات عقلانى و مدارج انسانى. و این درجه، از علم و ایمانِ به بعض مراتب عالیه از عالمِ آخرت پیدا شود که به واسطه آن علم و ایمان، مشتهیات حیوانى و لذّات جسمانى در نظر، محقَّر و کوچک شود، و این مبدأ اعراض و منشأ انصراف نفس از آنها شود.

و لذّات عقلیّه روحانیّه و ادراکات مرسله مجرده، گرچه مورد اعتناء فلاسفه و اعاظم از ارباب علم و دانش همیشه بوده و فیلسوف بزرگ عظیم الشأن ارسطوطالیس، معلم اوّل، در این باب اهمیت بسیار داده [۵]، ولى این درجه نیز نزد اصحاب معرفت و ایقان و ارباب حقیقت و عرفان معَلَّل است. و چون این اعراض براى لذّت است. گرچه لذّت روحانى.، قدم نفسانى در کار است و آن زهد حقیقى نیست، بلکه ترک شهوت و لذّت است براى شهوت و لذّت.

درجه سوّم زهدِ اخصِّ خواص است. و آن عبارت است از اعراض لذّات روحانى و ترک مشتهیات عقلانى براى رسیدن به مشاهده جمال جمیل الهى و وصول به حقایق معارف ربّانى. و این اوّل مقامات اولیاء و محبّین است و از مراتب عالیه زهد است، پس زهد حقیقى صاحب این مقام را به حسب اوّل مرتبه، حاصل شود. و زهدِ حقیقى عبارت است از ترک غیر خدا براى خدا.

و پس از این مقام، اوّل مراتب فنا براى سالک دست دهد که آن عبارت است  از فناى از لذّات و عدم التفات به آن. و پس از این، مقامات دیگر اولیاء است که مقام را گنجایش ذکر آن نیست، و ما در این مقام اکتفا مى کنیم به ذکر همین سه درجه که از امّهات درجات است.[۶]

پی نوشت:

[۱] . صحاح اللُّغه، جوهری، ج ۲، ص ۴۸۱؛ لسان العرب، ابن منظور، ج ۶، ص ۹۷٫

[۲] . القاموس المحیط، فیروزآبادى، ج ۱، ص ۳۰۹٫

[۳] . عیون اخبار الرِّضا(علیه‌السلام) یکى از منابع حدیثى امامیّه بوده، و از تألیفات شیخ المحدِّثین محمّد بن علیّ بن بابویه قمى مشهور به شیخ صدوق( متوفّاى سال ۳۸۱ هجرى قمرى) است. وى این اثر ارزشمند را در احوال و احادیث امام علیّ بن موسى الرِّضا. (علیهما السلام). در ۱۳۹ باب تحریر و تنظیم کرده، و آن را به وزیر دانشمند صاحب بن عبَّاد دیلمى اهدا نموده است.

( الذریعه، شیخ آغا بزرگ طهرانى( ره)، ج ۱۵، ص ۳۷۵).

[۴] . متن خبر چنین است: عن الصّادق(علیه‌السلام)«أنّه سُئِلَ عن الزّاهد فی الدُّنیا؟ قالَ: الَّذِی یَتْرُکُ حَلالَها مَخافَهَ حِسابِهِ، وَ یَتْرُکُ حَرامَها مَخافَهَ عِقابِهِ».

( وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۶، باب ۶۲ از أبواب جهاد النفس، ح ۱۶؛ عیون أخبار الرّضا( علیه السلام)، شیخ صدوق( ره)، ج ۱، ص ۲۴۳، ح ۸۱).

[۵] . اثُولوجیا( چاپ شده در فلوطین عند العرب)، ص ۵۶، میمر ۴ و ص ۸۴، میمر ۷٫

[۶]. برگرفته از:  خمینى، روح ‏الله، شرح حدیث « جنود عقل و جهل »، ص۲۹۳. ۲۹۷، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س) . ایران . قم، چاپ: ۷، ۱۳۸۲ش.

رغبت به دنیا موجب احتجاب از حق

بدان که رغبت به دنیا، موجب احتجاب از حق و بازماندن از سلوک الى اللَّه است، و مقصود از دنیا، هر چیزى است که انسان را از حق تعالى‏ به خود مشغول کند. و چون این معنى در عالم ملک بیشتر تحقق دارد، این اسم احق است از براى آن. و اشاره به این معنى است . حدیث مصباح الشریعه که زهد را تعبیر فرماید به ترک هر چیزى که انسان را از حق تعالى‏ مشغول کند و غافل نماید.

اهل معرفت، حجب نورانیّه و ظلمانیّه را- که در حدیث است که از براى خداى تعالى‏ هفتاد هزار حجاب از نور است و هفتاد هزار حجاب از ظلمت‏[۱]– به وجود اشیاء و عوالم و تعیّن آنها تفسیر فرمودند[۲]؛ چه که اشتغال به هر یک، انسان را از وجه جمالِ جمیل محروم و محجوب نماید. و گاهى از این حجب کثیره به حسب کلیّات به هفت حجاب تعبیر شده، چنانچه در احادیث شریفه وارد است.

در باب سجده وارد است که سجود به تربت قبر حسین بن على- علیهما السلام- خرق کند حجابهاى هفت‏گانه را[۳] و ممکن است، این هفت حجاب فوق این حجب باشد، چنانچه از حدیث «علل» ظاهر شود.

از علل به سند خود از هشام بن الحکم نقل نموده که گفت: به حضرت ابى الحسن موسى- علیه السلام- گفتم: به چه علّت در افتتاح نماز، هفت تکبیر افضل شده است؟ فرمود: «اى هشام! همانا خلق آسمانها هفت است و زمینها هفت است و حجابها هفت است، پس چون سیر داده شد در شب معراج پیغمبر، و گردید نزدیک به پروردگار خود کَ‏ «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى‏»، رفع شد از براى او حجابى از حجب حق، پس تکبیر گفت رسول خدا و بنا کرد کلماتى را که در افتتاح است گفتن. پس چون رفع حجاب دوّم شد، تکبیر گفت. پس لا زالَ چنین بود، تا به هفت حجاب رسید و هفت تکبیر گفت. و از این جهت است که در نماز براى افتتاح، هفت تکبیر گفته شود».[۴]

در هر صورت، وجود هر موجود یا عالم حجابى است، و تعیّن آن نیز حجابى است. و این حجب انسان را از جمال محبوب بازدارد و دلبستگى به هر چه که غیر حق است، خار طریق سلوک الى اللَّه است. پس سالک الى اللَّه و طالب وصول به لقاء اللَّه و صعود به معارج معارف الهیّه، این خار طریق را باید با ریاضت شرعى از بین بردارد. و با دلبستگى و علاقه‏مندى به غیر حق و تبعیت از شهوات بطن و فرج، عروج به کمالات روحانیّه و وصول به لقاء جمال جمیل امکان ندارد، بلکه کلیه حجب به یک معنى به خود انسان رجوع کند:

تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز[۵]

بینی و بینک «إنّیّی» یُنازِعُنی‏ فارفعْ بلُطفِکَ «إنّیّی» مِنَ البیْنِ‏[۶]

تفصیل این اجمال عجالتاً با این حال مناسب نیست.[۷]

پی نوشتها

[۱] – بحار الأنوار، ج ۵۵، ص ۴۴، کتاب السماءِ و العالم، باب الحُجُب و الأستار( ۵)، ح ۱۲ و ص ۴۵، ذیل ح ۱۳٫

[۲] – نگاه کنید به: أنوار جَلیّه، مولى‏ عبد اللَّه زنوزى( ره)، ص ۳۶۰٫

[۳] – متن حدیث امام صادق- علیه السلام- این است:

« إنَّ السُّجُودَ عَلى تُرْبَهِ أبِی عَبْدِ اللّهِ- عَلَیْهِ السَّلامُ- یَخْرُقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ».

( وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۳۶۶، کتاب الصَّلاه، باب ۱۶ از أبواب ما یسجد علیه، ح ۳).

[۴] – وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۳، کتاب الصَّلاه، باب ۷ از أبواب تکبیره الإحرام، ح ۷؛ علل الشرائع، شیخ صدوق( ره)، ج ۲، ص ۳۳۳، ح ۴٫

[۵] – تمام بیت این است:

میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست‏ تو خود حجاب خودى حافظ از میان برخیز

( دیوان حافظ، تصحیح انجوى شیرازى، ص ۳۰۱).

[۶] – میان من و تو، إنیّت من با من در نزاع است، پس به لطف خودت، إنیّت مرا از میان بردار.

( دیوان حلّاج، ص ۹۰).

[۷]. خمینى، روح‏ الله،  « جنود عقل و جهل »، ص۳۰۰-۳۰۲، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (س) – ایران – قم، چاپ: ۷، ۱۳۸۲ ه.ش.