رضایت والدین

نوشته‌ها

احترام به پدر، سازنده آینده‌ای درخشان

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به سؤال از حق پدر بر فرزندش فرمود: «لا یسَمِّیهِ بِاسْمِهِ وَلا یمْشی بَینَ یدَیهِ وَلا یجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لا یسْتَسِبُّ لَهُ؛ او را به اسم صدا نزند، جلوتر از او راه نرود، قبل از او ننشیند و باعث نشود که دیگران به پدرش دشنام دهند.» (۱)

احترام به پدر و رعایت حقوق او، نردبانی است که هر کس می‌تواند از طریق آن به موفقیت‌های زیادی دست یابد.

فرزند استاد شهید مطهری(ره) درباره ایشان چنین نقل می‌کند:

«ایشان نصیحت‌ها و پندهای گرانبهایی در مورد احترام، دعای خیر و نیکی به والدین و همچنین حقوق والدین نسبت به فرزند بیان می‌کردند. خاطرم هست که می‌گفتند:

«گاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم می‌اندیشم احساس می‌کنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگی‌ام شده و همواره عنایت و لطف الهی را شامل حال من کرده، احترام و نیکی فراوانی بوده است که به والدین خود کرده‌ام، به ویژه در دوران پیری و هنگام بیماری و علاوه بر توجه معنوی و عاطفی [با وجود فقر مالی و مشکلات مادی] از نظر هزینه و مخارج زندگی به آنان کمک و مساعدت کرده‌ام.»(۲)

نیکی به پدر و مادر و در نتیجه دعای متقابل آنها در حق فرزند، می‌تواند منشأ توفیق‌های بزرگ از سوی خداوند نسبت به انسان باشد.

حجه الاسلام والمسلمین جمّی امام جمعه آبادان نقل کردند:

«یک بار به محضر امام خمینی(رحمه الله) در جماران رسیدم، یکی از مسئولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید، پدر سالخورده‌اش نیز همراهش بود، وقتی که می‌خواست حضور امام برسد، خودش جلوتر از پدر حرکت می‌کرد، پس از تشرف به خدمت امام، پدرش را معرفی کرد، امام نگاهی به آن مسئول نمود و فرمود: «این آقا پدر شما هستند؟» عرض کرد: آری، امام فرمود: «پس چرا جلوی او راه افتادی و وارد شدی؟» (۳)
به این ترتیب امام راحل(رحمه الله) مقام ارجمند پدری را گوشزد کرده و درس بزرگ احترام به پدر را به دیگران می‌آموخت.

احترام و نیکی به پدر و مادر، معنی وسیع و گسترده‌ای دارد و به طور کلی از هر نوع بی احترامی به آنها و هر چیزی که موجب ناخشنودی آنها شود، باید دوری جست.

در قرآن کریم در مورد پدر و مادر در سیزده جا سخن به میان آمده است و در شش مورد با کلمه «احسان» و «حُسن» دستور به نیکی صادر گردیده است.

واژه «اُفّ» که در آیه «فَلا تَقُلْ لَهُما اُفٍّ»؛(۴) به آنها اف نگو» از آن نهی شده، به معنی سبکترین و کوچکترین تعبیر نامؤدبانه است که برای ابراز ناراحتی از آنها ممکن است گفته شود. از این تعبیر، وسعت دامنه احترام به پدر و مادر به خوبی فهمیده می‌شود.

پی‌نوشت‌ها

۱- کافی، ج ۲، ص ۱۵۹، حدیث ۵؛

۲- پاره‌ای از خورشید (گفته‌ها و ناگفته‌هایی از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری) ، حمیدرضا سید ناصری و امیررضا ستوده، ص ۱۰۹، به نقل از مجتبی مطهری فرزند استاد.

۳- محمد محمدی اشتهاردی، داستان دوستان، ج ۱، ص ۱۶۱؛

۴- اسراء / ۲۳؛

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۸۳؛

روش‌های راضی نگه داشتن پدر و مادر

راضی نگه داشتن والدین، یکی از بزرگترین و با فضیلت‌ترین و آرامش بخش‌ترین اعمال است؛ وظیفه‌ای است که خداوند بر عهده فرزندان گذاشته است، محبت کردن راهی است که بدترین دشمنان را به بهترین دوستان تبدیل می‌کند و جلوی بسیاری از خون‌ریزی‌ها و قتل‌ها و قهرها را می‌گیرد و اگر محبت در حق والدین که فرزندانشان را در حد جانشان دوست دارند باشد قطعا قلب مهربان و دلسوزشان را به خروش می‌اندازد و امواج رضایت و شادی را در دل و چهره‌شان نمایان می‌سازد و البته بلند نکردن صدا و بد دهنی نکردن نیز اگر چاشنی این محبت و مهربانی شود قطعا قلب مهربانشان را جولان‌گاه رضایت و دوستی قرار خواهد داد همان گونه که حضرت احدیت در قرآن کریم به این شیوه اساسی پرداخته و فرموده است: «و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکى کنید! هر گاه یکى از آن دو، یا هر دوى آن‌ها، نزد تو به سن پیرى رسند، کمترین اهانتى به آن‌ها روا مدار! و بر آن‌ها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آن‌ها بگو».[۱]

یکی دیگر از راه‌هایی که در راضی کردن والدین بسیار موثر است و در واقع بعد از محبت، شاه کلید همه راه‌های دیگر است، تواضع و فروتنی نسبت به والدین است همان گونه که خداوند در قرآن کریم به این راه بسیار موثر اشاره کرده و می‌فرماید:
«و بال‌هاى تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‏ گونه که آنها مرا در کوچکى تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار داده».[۲]

خطاب قرار دادن والدین با کلماتی مانند «پدرجان» «بابای عزیز» نیز در جلب رضایت این عزیزان بسیار موثر است همان گونه که در حدیثی از امام کاظم علیه السلام وارد شده که حضرت فرمودند: کسى نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از حق پدر و فرزند سؤال کرد، حضرت فرمود: «باید او را با نام صدا نزند (بلکه بگوید پدرم!) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشیند، و کارى نکند که مردم به پدرش بدگویى کند و نگویند خدا پدرت را نیامرزد که چنین کردى».[۳]

نگاه مهربانانه همه دل‌ها را به تسخیر خود در می‌آورد؛ این چشمان انسان است که می‌تواند با نگاهی انسانی را برنجاند و همچنین با نگاهی می‌تواند چنان محبتش را به خود جلب کند که قلبش را لبریز از عشق کند و این نگاه اگر در مقابل پدر و مادر باشد علاوه بر این که قلب آن‌ها را تسخیر می‌کند باعث قرب الی الله نیز می‌گردد و انسان به پاداش‌های بزرگی دست می‌یابد همان گونه که از پیامبر مهر و رحمت نقل شده است که فرمودند: «هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آن‌ها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است».[۴]

اجرای فرامین و خواسته‌های پدر و مادر نیز راه دیگری جهت راضی نگه داشتن عزیزترین عضو خانواده است، بله والدین وقتی خواسته‌ای دارند انتظار دارند که فرزندان با گوش دل به حرفشان توجه کرده و فرمانشان را عملی سازند و قطعا فرزندی که از پدر و مادرش اطاعت کند در دل آن‌ها از جایگاه خاصی برخوردار خواهد شد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این خصوص می‌فرمود:
«بنده‌ای که مطیع پدر و مادر – البته مطیع بودن در برابر پدر و مادر در راه دین و گرنه اگر پدر و مادر معصیت از ما خواستند نباید انجام دهیم – و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است».[۵]

اگر والدین خدایی نکرده بدهکاری دارند، شما می‌توانید با پرداخت بدهی آن‌ها خیالشان را راحت کرده و رضایتشان را به دست بیاورید ویا می‌توانید با انجام حج به نیابتشان هدیه‌ای دهید، پاسخ آن‌ها در مقابل این هدیه شما رضایت خواهد بود همان گونه که پیامبر خدا فرمودند: «کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی‌‌انگیزد».[۶]

و در نهایت در مقابل این خدمات بشر دوستانه و مورد نیاز، انسان به گنج بزرگی دست خواهد یافت که نظیر آن در هیچ جای جهان دیده نمی‌شود. بله با راضی نگه داشتن والدین، انسان به مقام رضایت خداوند نائل می‌شود و در واقع رضایت پدر و مادر مساوی با رضایت خداست همان گونه که از وجود پیامبر نقل شده است که حضرت فرمودند: «آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است».[۷]

منابع
[۱]. «وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً».[ اسراء آیه ۲۳]
[۲]. «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی‏ صَغیرا».[اسراء آیه ۲۴]
[۳]. «لا یسمیه باسمه، و لا یمشى بین یدیه، و لا یجلس قبله، و لا یستسب له ».[نور الثقلین جلد ۳ صفحه ۱۴]
[۴]. بحارالانوار جلد ۷۴ صفحه ۷۳.
[۵]. کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه
[۶]. کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۶۸.
[۷]. کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۷۰

منبع: رهروان ولایت

خدمتکار پدر و مادر، همنشین انبیاء است

محبت به والدین به ویژه آنان که در دوره پیری و کهنسالی قرار دارند مورد تاکید فراوان قرار گرفته است.

کسب رضایت والدین و خدمت به آنها در برخی از روایات هم ردیف رضایت خداوند قرار گرفته است و از سوی دیگر محبت به آنها بهشت را برای احسان کنندگان به والدین رقم می زند. در روایت جالبی از پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) نتیجه خدمت به پدر و مادر به گونه ای دیگر بیان شده است. ایشان می فرمایند:

خاک بر سرش! خاک بر سرش! خاک بر سرش! کسی که پدر و مادرش، یکی یا هر دو پیش او به پیری برسند و او بهشتی نشود.(نهج الفصاحه حدیث ۱۶۶۶)

در روایت دیگری از ایشان نیز گفته شده:

خشنودی خدا در خشنودی پدر و مادر است و دلگیری وی در دلگیری آنهاست.(نهج الفصاحه)

خدمتکار پدر و مادر، همنشین انبیاء است

روزى حضرت موسى(علیه السلام) در ضمن مناجات به پروردگار خود عرض کرد خدایا مى‌خواهم همنشینى که در بهشت دارم ببینم چگونه شخصى است. جبرئیل بر او نازل شد و عرض کرد یا موسى فلان قصاب در محله فلانى همنشین تو خواهد بود. حضرت موسى به درب دکان قصاب آمده، دید جوانى شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است.

شامگاه که شد جوان مقدارى گوشت برداشت و بسوى منزل روان گردید. موسى از پى او تا درب منزلش آمد و به او گفت مهمان نمى‌خواهى؟ جوان گفت خوش آمدید. او را به درون برد. حضرت موسى دید جوان غذائى تهیه نمود، آنگاه زنبیلى از سقف به زیر آورد و پیرزنى فرتوت و کهنسال را از درون زنبیل خارج کرد. او را شستشو داده غذایش را با دست خویش ‍ به او خورانید. موقعى که خواست زنبیل را به جاى اول بیاویزد زبان پیرزن به کلماتى که مفهوم نمى‌شد حرکت نمود. بعد از آن جوان براى حضرت موسى غذا آورد و خوردند. حضرت پرسید حکایت تو با این پیرزن چگونه است؟ عرض کرد این پیرزن مادر من است چون مرا بضاعتى نیست که جهت او کنیزى بخرم ناچار خودم کمر به خدمت او بسته ام.

حضرت موسى پرسید آن کلماتى که به زبان جارى کرد چه بود؟(در کتاب قره العین نقل از مختصر الکلام)

جوان گفت هر وقت او را شستشو مى‌دهم و غذا به او مى‌خورانم مى‌گوید: غفر الله لک و جعلک جلیس موسى یوم القیمه فى قبته و درجته؛ خداوند تو را ببخشد و همنشین حضرت موسى در بهشت باشى به همان درجه جایگاه.

عرض کرد: یا رسول الله! پدر و مادرم پیر شده اند و آنها مى‌گویند ما به تو انس داریم و رفتن مرا به جهاد دوست ندارند. فرمود: با پدر و مادرت باش؛ فو الذى نفسى بیده لانسهما بک یوما و لیله خبر من جهاد سنه سوگند به کسى که جانم به دست اوست یک شبانه روز انس آنها به تو بهتر از یک سال گذراندن در جبهه جنگ است

موسى(علیه السلام) فرمود اى جوان بشارت مى‌دهم به تو که خداوند دعاى او را درباره ات مستجاب گردانیده، جبرئیل به من خبر داد که در بهشت تو همنشین من هستى.( در جنه العالیه از تحفه شاهى فاضل کاشفى)

عدم رضایت والدین مرگ را دشوار مى‌کند

حضرت رسول(صلى الله علیه و آله و سلم) به بالین جوانى رفتند که در حال احتضار و مشرف به مرگ بود ولى جان دادن بسیار بر او سخت و دشوار مى‌نمود. حضرت او را صدا زدند. جواب داد. فرمودند: چه مى‌بینى؟ عرض کرد: دو نفر سیاه را مى‌بینم که روبروى من ایستاده اند و از آنها مى‌ترسم. آنجناب پرسیدند: آیا این جوان مادر دارد؟ مادرش آمد و عرض کرد: بلى یا رسول الله من مادر او هستم. حضرت پرسیدند: آیا از او راضى هستى؟ عرض کرد: راضى نبودم ولى اکنون به واسطه شما راضى شدم. آنگاه جوان بیهوش شد، وقتى به هوش آمد باز او را صدا زدند. جواب داد. فرمودند: چه مى‌بینى؟ عرض کرد آن دو سیاه رفتند و اکنون دو سفیدرو و نورانى آمدند که از دیدن آنها من خشنود مى‌شوم و در آن هنگام از دنیا رفت.(۱۱)

پدر و مادر کافر نیز… باید احترام و خدمت شوند

در کافى از زکریا بن ابراهیم نقل شده که گفت: من نصرانى بودم و مسلمان شدم پس از آن به عنوان حج، از محل خود به جانب مکه رفتم در آنجا خدمت حضرت صادق(علیه السلام) رسیدم. عرض کردم: من نصرانى بودم و اسلام آورده‌ام. فرمود: چه چیز در اسلام دیدى؟ گفتم این آیه موجب هدایت من شد:

ما کنت تدرى ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدى به من نشاء.( تو اى پیغمبر کتاب و ایمان را نمى‌دانستى لکن ما ایمان را(یا کتاب) نورى قرار دادیم که هدایت مى‌کنیم به وسیله آن هر کس را بخواهیم منظور این است که خداوند مرا هدایت کرد و به همین جهت حضرت فرمود: لقد هداک الله ؛ براستى خدا تو را هدایت کرد)

حضرت فرمود: به راستى خدا هدایتت کرده. بعد سه مرتبه گفت: (اللهم اهده) خدایا او را به راه‌هاى ایمان هدایت فرما و فرمود: پسرک من هر چه مى‌خواهى سوال کن. گفتم: پدر و مادر و خانواده‌ام نصرانى هستند و مادرم کور است آیا من با آنها زندگى کنم در ظرف آنها مى‌توانم غذا بخورم؟ پرسید:  آنها گوشت خوک مى‌خورند؟ گفتم: نه حتى دست به آن نمى‌زنند. فرمود: با آنها باش مانعى ندارد. آنگاه دستور داد نسبت به مادرت خیلى مهربانى کن و هر گاه بمیرد او را به دیگرى واگذار منما و به هیچ کس مگو که پیش من آمده‌اى تا در منى مرا ببینى. انشاء الله گفت. در منى خدمتش ‍ رسیدم و مردم مانند بچه‌هاى مکتب دور او را گرفته بودند و سوال مى‌کردند.

وقتى به کوفه آمدم با مادرم مهربانى فراوان کردم و به او غذا مى‌دادم، لباس ‍ و سرش را از جانور مى‌جستم. مادرم گفت: فرزند من! تو در موقعى که به دین ما بودى این طور با من مهربانى نمى‌کردى، اکنون چه انگیزه‌اى تو را وادار به این خدمت نموده؟ گفتم: مردى از اهل بیت پیغمبرمان مرا به این روش امر کرده است. گفت: آن شخص پیغمبر است؟ گفتم: نه او پسر پیغمبر است. گفت: نه مادر! او پیغمبر است زیرا چنین گفتارى از سفارشات انبیاء است. گفتم: مادر! بعد از پیغمبر ما پیغمبرى نخواهد آمد و او پسر پیغمبر است. گفت: دین تو بهترین ادیان است آن را بر من عرضه بدار. من دو شهادت را به او آموختم. داخل اسلام شد و نماز خواندن را نیز فرا گرفت، نماز عصر و مغرب و عشاء را خواند در همان شب ناگهان حالش تغییر کرد، مرا پیش خواند گفت: نور دیده آنچه به من گفتى اعاده کن. من شهادت را برایش گفتم، اقرار کرد و در دم از دنیا رفت. صبحگاه مسلمانان او را غسل دادند و من بر او نماز خواندم و در قبرش ‍ گذاشتم.(بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۸)

برادر رضاعى رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) نزد ایشان آمد، ولى پیامبر آن استقبال و پذیرایى را که از خواهرش کرده بود، از برادر نکرد. علت این کار را از ایشان پرسیدند. حضرت در پاسخ فرمود: (خواهرم بیشتر از برادرم در خدمت به پدر و مادر کوشا بود)

جبهه جنگ یا… خدمت پدر و مادر؟

در امالى صدوق از جابر نقل مى‌کند که حضرت صادق فرمود: مردى خدمت پیغمبر(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: یا رسول الله! من خیلى مایل به جهاد هستم. فرمود: جهاد کن در راه خدا اگر کشته شوى زنده و جاوید خواهى بود در نزد خدا و توشه و بهره مردان زنده را مى‌گیرى و اگر بمیرى پاداش تو بر خداوند است و هرگاه زنده بازگردى به وطنت، گناهانت آمرزیده شده و پاک هستى همانند روزى که از مادر متولد شده اى. عرض کرد: یا رسول الله! پدر و مادرم پیر شده اند و آنها مى‌گویند ما به تو انس داریم و رفتن مرا به جهاد دوست ندارند و فرمود: با پدر و مادرت باش؛ فو الذى نفسى بیده لانسهما بک یوما و لیله خبر من جهاد سنه سوگند به کسى که جانم به دست اوست یک شبانه روز انس آنها به تو بهتر از یک سال گذراندن در جبهه جنگ است.( بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱)

خدمت به پدر و مادر

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) یک خواهر و یک برادر رضاعى(شیرى) داشت. روزى خواهرش نزد ایشان آمد. وقتى نگاه پیامبر به او افتاد، با شادمانى از جا بلند شد و براى او زیرانداز پهن کرد و وى را روى آن نشانید. سپس با خوشحالى و روى خندان با وى به گفت و گو پرداخت. پس از مدتى خواهر بلند شد و رفت.

پس از او نیز برادر رضاعى رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) نزد ایشان آمد، ولى پیامبر آن استقبال و پذیرایى را که از خواهرش کرده بود، از برادر نکرد. علت این کار را از ایشان پرسیدند. حضرت در پاسخ فرمود: (خواهرم بیشتر از برادرم در خدمت به پدر و مادر کوشا بود).( اصول کافى، ج ۲، ص ۱۶۱)

فرآوری: زهرا اجلال

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

بال‌های گشوده تواضع برای والدین

نکته ی قابل توجه آیه ۲۳ سوره اسراء این است که بیان می‌کند؛ خداوند ما را به توحید و یکتاپرستی دستور داده و در کنار یکتاپرستی به نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است و می‌فرماید: «اگر پدر یا مادر یا هر دو پیر شدند، به آنها کوچکترین تشر، که همان «اف» می‌باشد را نگویید؛ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً»اسراء/۲۳، آنها را تشر نزنید، طردشان نکنید، با آنان به حالت کریمانه سخن بگویید.

«وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی‏ صَغیراً» اسراء/۲۴

«وَ اخْفِضْ»، همان طور که یک پرنده بال‌هایش را باز می‌کند و تسلیم فرمان آنها باش، تو نیز برای پدر و مادر بال‌های تواضعت را باز کن،

اصلاح انگیزه‌ها

آیه اسراء / ۲۴ بیان می‌کند که انگیزه‌های تواضع و احترام گذاشتن نسبت به پدر و مادر باید بخاطر رحمت باشد، گاهی اوقات انسان از باب تواضع می‌گوید: (مامان جون، بابا جون، قربون شما برم) چون می‌خواهد در زیر پرچم تواضعش برود کفش بخرد، دوچرخه بخرد، وام بگیرد، به عبارتی گاه تواضع کردن‌های انسان برای خدا نیست، تواضع می‌کند که یک چیزی از پدر و مادر بگیرد؛ چون می‌خواهد چیزی بگیرد تواضع می‌کند.

نکاتی پیرامون آیه:

– «وَ اخْفِضْ»، خدا به پیغمبر می‌گوید: تواضع کن! از این معلوم می‌شود که انسان در هر موقعیتی که هست؛ چه دکتر، چه مهندس، چه وزیر، چه مدیر و یا هر کس دیگری که هست، باید در خود صفت تواضع را بپروراند.

هر چه داریم، از پدر و مادر است!

شخصی در حالی که دست بچه کوچکش را در دست داشت، به یک میدانی رسید. دید که یک معرکه‌گیری معرکه گرفته، پدر ایستاد ببیند چه خبر است؟ بچه گفت: بابا! من هم می‌خواهم ببینم. پدر بچه را بغل گرفت، گفت بابا! من بازم نمی‌بینم، پدر گفت: پایت را بگذار روی دوش من، بچه، پایش را گذاشت روی دوش بابا، دستش را هم داد به بابا، خب بچه که پایش را گذاشت روی دوش بابا، قدش از بابا بلندتر شد، شروع کرد به پایکوبی. بابا گفت: حالا می‌بینی؟ بچه پاسخ داد: بله، می‌بینم، بعد در آخر برنامه رو به پدر کرد و گفت: بابا! من بهتر از تو می‌بینم، من همه چیز را دیدم و تو اصلاً چیزی ندیدی! بعد پدر به او جواب داد که: تو اگر می‌بینی و من نمی‌بینم به خاطر این است که من نردبان تو شده‌ام!

در جوان‌های امروزی گاهی دیده می‌شود که رو به پدر و مادر می‌کنند و بیان می‌کنند که پدر! مادر! تو که لیسانس نداری، من فوق دیپلمم، من فوق لیسانسم، تو چه می‌دانی؟! سواد که نداری، شما‌ها قدیمی هستید! مای تحصیل کرده را درک نمی‌کنید!

تواضع از روی رحمت و عطوفت باشد؛ «مِنَ الرَّحْمَهِ»، بعد می‌فرماید: اینها تنها کافی نیست؛ غیر از این که خودت این کار را می‌کنی، برایشان دعا هم بکن؛ آن هم دعایی از روی رحمت

اما در حقیقت این را نمی‌فهمند که اگر تو به جایی رسیدی و برای خودت سری در میان سرها شده‌ای، در حقیقت پدر و مادر از خود گذشته‌اند و نردبانی برای رشد و ترقی شما شده‌اند.

– نسبت به پدر و مادر گردن کلفتی نکنید؛ «وَ اخْفِضْ لَهُما»، در مقابل آنها کوتاه بیایید حتی اگر حق با شما باشد.

– تواضع و محبت‌هایمان مصنوعی و ساختگی نباشد؛ «مِنَ الرَّحْمَهِ» بلکه از روی مهر و محبت و رحمت باشد.

– دعای فرزند در حق پدر و مادر مستجاب می‌شود، چرا که خود خداوند دستور به دعا داده و این به این معنا است که این دعا قطعاً مستجاب خواهد شد؛ «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی‏ صَغیراً» اسراء/۲۴،(خدایا! رحم کن به پدر و مادر من)

حدیث داریم دعای چند گروه مستجاب می‌شود:

«۱- امام عادل، رهبر عادل دعایش مستجاب می‌شود،

۲- مظلوم، دعای مظلوم مستجاب می‌شود،

۳ـ اولاد صالح برای پدر و مادر، دعای فرزند در حق پدر و مادر مستجاب می‌شود،

۴- دعای پدر و مادر هم در حق فرزند مستجاب می‌شود». (وسائل الشیعه، ج ۵۳، ص۴۶۵)

– زحمات و رنج‌های قدیم پدر و مادر را فراموش نکنیم؛ «کَما رَبَّیانی‏ صَغیراً»

خدا با نیت‌ها کار دارد!

یه راه ساده برای احترام به خدا

«رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِما فی‏ نُفُوسِکُمْ إِنْ تَکُونُوا صالِحینَ فَإِنَّهُ کانَ لِلْأَوَّابینَ غَفُوراً» اسراء/۲۵، پروردگار شما اعلم است و بهتر می‌داند که در دل شما چه می‌گذرد، خدا بر اساس نیت عمل می‌‌کند، خدا می‌داند برای چه درس می‌خوانید؛ درس می‌خوانی که برای جامعه مفید باشی، درس می‌خوانی برای این که مدرک بگیری، درس می‌خوانی برای اینکه پز بدهی!

چرا به پدر و مادر احترام می‌گذاری؛ احترام می‌گذاری که از آنها پولی بگیری، یا…

روز قیامت خداوند به افرادی می‌گوید چه کردید؟! می‌گویند ما جبهه بودیم، خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویید، تو رفتی جبهه برای این که بگویند: فلانی شجاع است، انقلابی است!

به عده‌ای گفته می‌شود؛ شما چه کردید؟ آقا ما قرآن خواندیم؛ دروغ می‌گویید؛ خواندی تا بگویند خوش صداست!

شما چه کردید؟ در راه خیر پول خرج کردیم، خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویی، پول خرج کردی تا بگویند فلانی سخاوت دارد و…
پروردگار شما اعلم است و بهتر می‌داند که در دل شما چه می‌گذرد، خدا بر اساس نیت عمل می‌‌کند.

اخلاص را فراموش نکنیم!

بسیاری از افراد کارهایی می‌کنند اما در دلشان اخلاص نیست، قرآن می‌گوید: «رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِما فی نُفُوسِکُمْ»، خدا بهتر می‌داند که در نفس شما چه می‌گذرد، «إِنْ تَکُونُوا صالِحینَ؛ اگر شما آدم‌های صالحی باشید»

هر زمان که برگردید، دیر نخواهد بود! اخلاص به پیشانی نیست!

حال اگر اکنون کمی با خود فکر کردید و دیدید که در حق پدر و مادرتان ظلم کردید و آنان در کنارتان نیستند، دیر نشده و درهای توبه در هر زمانی باز است. بلند شوید ۲ رکعت نماز بخوانید و برای خود و آنان از خداوند مغفرت بخواهید، اگر به لطف خدا در قید حیات هستند برای طول عمرشان دعا کنید و در آستانه ی اتمام سال و ورود به سال جدید، دلها و نیت هایتان را خانه تکانی کرده و با شاخه ی گلی به سوی آنان بروید و هر آنچه کردید را از دل آنان در بیاورید.

اگر یک وقت به پدر و مادر هم توهین کردید، عذرخواهی کنید، قطعاً آنان از شما خواهند گذشت و خداوند که از هر پدر و مادری مهربان تر است نیز خواهد بخشید؛ «فانه کان للاوابین غفوراً».

نتیجه‌گیری

در یک کلام؛ اگر خواهان سعادت دنیا و آخرت هستید، پدر و مادر را از خود راضی نگه دارید.

منبع: مقاله حجت‌الاسلام قرائتی پیرامون احترام به پدر و مادر؛ فرآوری: زهرا اجلال بخش قرآن تبیان