رب صغیر

نوشته‌ها

عاق والدین، شهید محسوب نمی‌شود!

بندگان خداوند عالم، به دنبال اعمالی هستند که به سرعت آن‌ها را به قرب حضرت حق تعالی نزدیک کند، بنابراین راه‌ها و اعمالی را که سریع‌تر آن‌ها را به خداوند ذوالجلال و الاکرام نزدیک کند جستجو می‌کنند.

جهاد و شهادت فی سبیل‌الله مافوق تمام نیکی‌هاست

در روایات اسلامی، در رابطه با موضوع نیکی کردن این طور آمده است: «لِکُلِّ بِرٍّ بِرٍّ» یعنی برای هر نیکی در عالم، نیکی برتری وجود دارد؛ جهاد و شهادت فی سبیل‌الله، مافوق تمام نیکی‌هاست و آن قدر باب مهمی است که خداوند فرمود: «فَتَحَلّی لِخاصَّهِ أولیائه» به این معنا که خداوند باب شهادت را، فقط برای بندگان خاص خودش باز کرده است.

شهادت اوج بندگی انسان است و تمام حضرات معصومین(علیهم السلام) و حتی وجود مقدس صاحب‌الزمان(علیه السلام) به وسیله شهادت به محضر خدا رسیدند؛ و زمانی که قسّیسّین حضرت حق، محضر امام زمان(علیه السلام) را درک می‌کنند، در رکاب ایشان به شهادت می‌رسند.

در روایت شریفی به نقل از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که روزی حضرت موسی‌ بن‌ عمران(علیه السلام) به خداوند عرضه داشت: خدایا حال دوستِ من که شهید شده، در عالم برزخ چگونه است؟ خداوند به حضرت موسی(علیه السلام) فرمود: او در جهنم است! حضرت موسی(علیه السلام) با تعجب به خدا عرضه داشت: خدایا! مگر وعده نکرده‌ای که شهید با اولین قطره خونش به بهشت می‌رود و همه گناهانش آمرزیده می‌شود؟ خدا به حضرت موسی(علیه السلام) گفت: بله اما دوست تو اصرار به آزردن پدر و مادرش داشت و من عمل کسی را که بر پدر و مادرش ستم کند قبول نمی‌کنم، حتی با شهادت.

بنابراین کسانی اسمشان در طومار شهدا نوشته می‌شود که عاق والدین نباشد.

روایتی از امام زین‌العابدین(علیه السلام) در کتاب رساله حقوق نقل شده است که ایشان فرمودند: «وَ اَمّا حَقُّ اَبیکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ اَصْلُکَ وَ اَنَّکَ فَرْعُهُ وَ اَنَّکَ لَوْلاهُ لَمْ تَکُنْ، فَمَهْما رَاَیْتَ فی نَفْسِکَ مِمّا تُعْجِبُکَ فَاعْلَمْ اَنَّ اَباکَ اَصْلُ النِّعْمَهِ عَلَیْکَ فیهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْکُرْهُ عَلی قَدْرِ ذلِکَ» «و اما حقّ پدرت را باید بدانی که او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستی، و بدانی که اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چیزی دیدی که خوشت آمد بدان که از پدرت داری، زیرا اصل و اساس نعمت و خوشی تو، پدرت است، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن».

خوبی از آن خداوند و بدی کسب دست خودمان است!

در قرآن کریم این طور آمده است که هر خوبی که به انسان می‌رسد، از ناحیه خداوند متعال است اما هر عمل زشتی که به انسان می‌رسد، نتیجه اعمال خودش است و اصل تمام خصلت‌های نیک در انسان، از پدرش و به واسطه اوست. بنابراین بر خدا و پدرت شکرگزاری کن و هیچ قوه و نیرویی، جز از ناحیه خداوند نیست.

به سبب اذیت کردن پدر و مادر، آن نعمتی که از ناحیه خداوند به پدر تفویض شده است، تبدیل به نقمت می‌شود و اگر کسی خونش ریخته شود، به هدر رفته و جهنمی است. بنابراین اگر نعمت با لطف کردن به «ربّ صغیر» یعنی پدر و مادر توأم و همراه شد آن موقع معنی نعمت را به خود می‌گیرد.

روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در کتاب‌های اصول کافی و بحارالانوار ج ۷۴ نقل شده است که به انسان‌ها یادآوری می‌کنند و می‌فرمایند: عقوق، دارای مراتبی است و فوق تمام عقوق این است که انسان باعث شود که پدر و مادرش به وسیله او بمیرند؛ بنابراین انسان با خواندن هزار رکعت نماز مستحبی به جایی نمی‌رسد، اما راه توبه در صورتی که توبه حقیقی باشد، باز است.

اطاعت محض از فرامین الهی، راه رسیدن به قرب الهی

یکی دیگر از راه‌های رسیدن به قرب الهی، اطاعت محض از فرامین الهی است اما سؤالی در اینجا مطرح می‌شود که چرا اولیای الهی بر این باورند که مسائل الهی تعبدی است؟ در جواب این سؤال باید گفت که اموری که خداوند برای انسان‌ها برنامه‌ریزی کرده است، فوق عقل بشری است و عقل بشری نمی‌تواند آن‌ها را درک کند، بنابراین گوش دادن به اوامر پدر و مادر، انسان را به اوج می‌رساند.

انجام دادن دو عمل نیک، شهید سید احمد پلارک را به این مقام رفیع رساند، یکی از آن‌ها این بود که روزی سید احمد پلارک به ماجرایی برخورد که نتیجه آن، انجام دادن گناهی بزرگ بود اما از آن چشم‌پوشی کرد، در نتیجه او را به اوج رساند یعنی لحظه‌ای، محکم و قوی به نفس اماره و شهوتش نه گفت و اوج گرفت.

دیگر اینکه سید احمد پلارک به مادرش گفته بود جبهه رفتن من، باید با رضایت قلبی تو باشد. بنابراین خداوند پرده‌ایی را از جلوی چشمانش کنار زد و باعث شد تا حقایق را درک کند.

امام خمینی(ره) فرمودند: بعضی از شهدا، یک روزه ره صد ساله فهمیدند و رفتند.

چگونه در برابر پدر و مادر خشوع کنیم؟

اگر انسان عاق والدین شده باشد، می‌تواند تکبر را کنار گذاشته و به وسیله خضوع و خشوع دل پدر و مادرش را به دست آورد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمودند: منظور از خضوع و خشوع، این است که در مقابل آن‌ها، بی‌ادب ننشینی و مؤدب باشی و صدایت را نسبت به صدای پدر و مادر بالاتر نبری.

از مرحوم شیخ غلام‌الحسین اشرفی(ره) نقل شده است که روزی در زمان کودکی پای منبر شیخ فضل الله محلاتی(ره) نشسته بودم که فرمودند: کسی که می‌خواهد به اوج مقامات الهی برسد، صدایش را از صدای پدر و مادرش پایین‌تر بیاورد و از آن زمان به بعد به این دستور عمل کردم در حالی که پدر و مادرم به من می‌خندیدند که چرا صدایم را نازک می‌کنم.

بوسیدن دست و پای پدر و مادر، کبر و غرور را پایین می‌آورد

آیت‌الله مکارم شیرازی(مد ظله العالی) نقل می‌کنند که هر وقت به شیراز می‌رفتم، دست و پای پدر و مادرم را می‌بوسیدم و در ادامه گفتند: هیهات! اگر انسان فکر کند که تنهایی به جایی می‌رسد.

مرحوم ملا محسن فیض کاشانی(ره) نقل می‌کنند که اگر سجده به غیر از خدا واجب می‌شد، یقیناً بر پدر و مادرم سجده می‌کردم؛ بنابراین اگر آن طوری که نباید با پدر و مادر برخورد کرد، برخورد شود، فرزندانش بدتر از آن را با او برخورد می‌کنند و بهتر این است که قبل از این که پدر و مادر، چیزی را از ما طلب کنند، آن کار را برایشان انجام بدهیم.

چگونه بدی در حق پدر و مادر را جبران کنیم؟

کسانی که پدر و مادرشان را از دست داده و از دار دنیا رفته‌اند و از طرفی عاق آن‌ها نیز شده‌اند، می‌توانند برای انجام هر عمل مستحبی که قصد انجام آن را دارند، پدر و مادرشان را نیز در ثواب آن اعمال شریک کنند البته غیر از اعمال واجب؛ و خوب است که هر جمعه قبل از طلوع آفتاب، بر سر مزارشان بروند تا مشکلشان برطرف شود و روزانه حداقل ۱۱۰ مرتبه برای آن‌ها استغفار کند، بنابراین هیچ موقع نباید پدر و مادر فراموش شوند و همان طور که پروردگار رب عظیم برای انسان‌ها حیّ ابدی است، ربّ صغیر نیز باید برای انسان‌ها حیّ ابدی باشند.

درس اخلاق آیت‌الله قرهی

منبع: فارس نیوز

عاق والدین

عاق والدین، یکی از گناهان کبیره‌ است و فهم این که چرا عاق والدین از جمله گناهان کبیره است، مسبوق به فهم عظمت احترام، نیکی و اطاعت از پدر و مادر است؛ پس اگر کسی نیکی به پدر و مادر را بفهمد، آنگاه بزرگی گناه عاق والدین را خواهد فهمید.

سلب توفیق عبادت از آثار عاق والدین است

روایتی از امام رضا(علیه السلام) در وسائل الشیعه ج ۱۵ نقل شده است که در آن امام رضا(علیه السلام) دلایل تحریم و جزو کبائر بودن عاق والدین را بیان می‌کند؛ در آن روایت آمده است که امام می‌فرماید: خداوند بدان دلیل عاق والدین را حرام اعلام کرده است که باعث سلب توفیق اطاعت خداوند می‌شود.
کسی که به عبادت خداوند می‌پردازد، باید بداند که در مرحله اول، خداوند به او توفیق طاعت را داده است، اگر به این امر توجه تام داشته باشد، لذا دچار صفت رذیله عٌجب نمی‌شود. فی الواقع عبد سالک در مقام عبودیت به جایی می‌رسد که می‌فهمد که هر مقدار در عبادت خداوند موفق باشد،‌ این موفقیت از ناحیه خودش نیست،‌ بلکه توفیق خداوند است که نصیب حال او شده است.
حال می‌توان به جواب این پرسش دست یافت که چرا اولیای الهی با وجود آن که دارای مراتب عالی هستند، خضوع و خشوع بیشتری دارند؟ سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیق‌اش از ناحیه حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود.

سالک باید بر این امر اعتراف داشته باشد که اگر قرار بود به تنهایی به مقام عبودیت برسد، غیر ممکن می‌بود؛ لذا این طاعت‌ها از ناحیه حضرت حق است، بنابراین در بستر توفیق‌های الهی است که انسان به مقام‌های الهی می‌رسد و در روایت قدسی امده است که انسان در مقام اطاعت و عبودیت، همانند خداوند می‌شود «اجعلک مثلی» و آنچه باعث می‌شود انسان از این توفیق‌های الهی محروم شود، عاق والدین است.

خروج از دایره بندگی خداوند؛ نتیجه عاق والدین قرار گرفتن است

از آقا علی دامغانی(ره)، از عارفان واصل نقل شده است که نخستین نتیجه عاق والدین این است که انسان از دایره عبودیت خارج می‌شود. به تعبیر ساده، عاق والدین منجر به این می‌شود که انسان لایق بنده بودن خداوند را از دست بدهد و دیگر خداوند او را نمی‌پذیرد؛ بنابراین اگر کسی مورد عاق والدین قرار گرفت در أسفل السافلین درجات قرار می‌گیرد.
برخی از اذکار و اعمال هستند که انسان سالک را در سلوک خیلی کمک می‌کند و از آیت‌الله مرعشی(ره) نجفی نقل شده است: جوانی به سراغ فیض کاشانی(ره) رفت و اصرار بسیاری بر دریافت دستورالعمل سلوک‌ عرفانی داشت؛ سیمای و اصرار جوان بر سلوک بر جناب فیض کاشانی(ره) خوش‌آیند آمد، بنابراین دستورالعملی برای چلّه نشینی به او داد و بعد از مدتی جوان به درگاه فیض کاشانی(ره) مراجعت کرد و اوضاع احوال خود را برای فیض بیان کرد؛ این در حالی بود که هیچ تغییری در او ایجاد نشده بود؛ لذا فیض دستور چلّه نشینی دوم را داد ولی بعد چهل روز و با مراجعت دوباره، بازهم هیج تغییری در احوال‌های جوان دیده نشد، بنابراین فیض فهمید که مشکلی در کار است؛ از جوان پرسید آیا تمام دستورالعمل را عمل می‌کنی؟! که جواب مثبت شنید ولی در عین حال جوان به او گفته بود که گاهی اوقات حال خوشی از برای عمل کردن به آن دستور العمل را ندارم؛ که فیض به او گفته بود «آیا به دستور العمل‌های من شک داری؟!» که جواب منفی شنید، فیض پس از تأملی از جوان پرسیده بود که رفتارت با پدر و مادر چگونه است؟ که از جوان پاسخ شنیده بود که گاهی اوقات رفتار‌های پدر و مادرم بر من سخت می‌آید، لذا نگاه‌ خشم‌آلودی می‌کنم، در این حال فیض تغییر حالت می‌دهد و می‌گوید این دستورالعملی را که به تو دادم اگر انجام می‌دادی سرعت سلوکت بسیار زیاد بود، ولی نگاه خشم‌آلود تو به پدر و مادرت، توفیق طاعت را از تو گرفته است، چرا که یکی از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند، «خشوع و خضوع به ایشان در هنگامی که ایشان به تو ظلمی روا می‌دارند» است.

در ادامه روایت از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که: اگر کسی مورد عاق والدین قرار گیرد، بی‌احترامی به پدر و مادر برایش عادی می‌شود.

روزی در محضر آیت‌الله بهجت(ره) بودم که فردی خدمت ایشان رسید و گفت: بنده عادت کرده‌ام که قبل از غذا خوردن، به جای این که اول بگویم «الحمدلله»، ابتدا از پدر و مادر خود تشکر و سپس شکر خدا را انجام می‌دهم؛ آیا این عادت صحیح است؟! که آیت‌الله بهجت در پاسخ فرمود «صحیح است آقا! صحیح است آقا! انجام بدهید!» بنابراین شکر خداوند، بدون شکرگزاری از پدر و مادر میسر نیست.
در ادامه همان روایت آمده است که «عاق والدین، منجر به انقطاع نسل و قطع رحم می‌شود». در برخی روایات آمده است که اگر کسی دارای فرزند نبود آب زمزم، خاک تربت، آب اطراف قبر حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را با هم مخلوط کند و بخورد، صاحب فرزند می‌شود، اگر کسانی این عمل را انجام می‌دهند و صاحب فرزند نمی‌شوند، بدانند که بی‌احترامی به پدر و مادر دارند و باید ابتدائاً دل آن‌ها را بدست آورند.
از آیت‌الله مولوی قندهاری نقل شده است که: اگر در جامعه‌ای صله رحم رخت بست، علت آن دو امر است:

نخست از امام عادل زمان خویش تبعیت نمی‌کنند.

دوم این که بی‌احترامی به پدر و مادر ترویج پیدا کرده است.

در ادامه آن روایت آمده است که: عاق والدین منجر به بی‌رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است.

خداوند عنوان «رب صغیر» را برای پدر و مادر برگزید

خداوند راجع به پدر و مادر آن‌ها را با عنوان «رب صغیر» از‌ آن‌ها یاد کرده است؛ در حالی که اولیاء و انبیاء خود را با آن عنوان یاد نکرده است.
از امام صادق(علیه السلام) روایتی نقل شده است که معنای از جمله «نافرمانی و عقوق والدین» این است که انسان در مقابل پدر و مادر چهره در هم بکشد و به پدر و مادر خیره‌وار نگاه کند؛ یعنی مانند طلب‌کار با پدر و مادر نگاه داشته باشد.

آیت‌الله بهجت(ره) می‌فرمود که پدرش نقل می‌کرد که: «هرگاه پدر، من را دعوا می‌کرد، شرم می‌کردم که به چهره پدر نگاه کنم»، بنابراین رفتار ما با پدر و مادر روی نسل بعد تأثیر خواهد گذاشت؛ چرا که رفتار احترام‌آمیز پدر آیت‌الله بهجت، زمینه‌ساز تعالی ایشان شد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت دیگری نقل شده است که: اگر پدر و مادر کسی به او ستم کرده باشد و او نگاه تند و کینه توزانه‌ای به ایشان کند، خداوند نماز او را قبول نمی‌کند.
یکی از عواملی که منجر به عاق والدین می‌شود، ناراحت کردن پدر و مادر است، بنابراین از رسول‌الله(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که هر کس پدر و مادر خود را ناراحت کند و آنان اندوهگین شوند، بداند که عاق والدین شده است.

نکته قابل تأمل در روایت فوق این است که ناراحتی پدر و مادر، مصداق عاق است، چه برسد به نفرین!

برگرفته از درس اخلاق آیت الله قرهی

منبع: پایگاه پرسمان