دوران عقد

نوشته‌ها

هفت توصیه مهم قبل از ازدواج

ازدواج مهمترین برگ زندگی شماست. پس باید آن را درست بازی کنید. در این مطلب درباره آنچه در کشور ما می‌تواند در مورد بایدها و نبایدهای دوران پیش از ازدواج قابل‌اجرا باشد، با توجه به عرف، بحث می‌کنیم.

برای آسیب ندیدن چه باید کرد؟

دو جا آدم‌ها هر چقدر هم در نقاب‌زدن و نقش بازی کردن ماهر باشند، ماهیت واقعی خود را رو می‌کنند؛ یکی در زمان استرس و یکی در زمانی که منافع مشترک مطرح است. اگر این ۲ نکته را بدانیم، در دوران آشنایی، نامزدی و عقد احتمال آسیب، بسیار کمتر می‌شود. برای روشن شدن این مساله مثالی می‌زنم؛ گاهی می‌گوییم فردی قوی است و اعتماد به‌ نفس زیادی دارد ولی در زمان امتحانی مثل رانندگی، می‌بینیم آنچنان خود را می‌بازد و ضعف نشان می‌دهد که غیرقابل باور است.

در این صورت می‌توانیم بفهمیم واقعا آنچه وانمود می‌کند، نیست یا گاهی می‌بینیم آقایی خود را بسیار عاشق‌پیشه نشان می‌دهد و مدام ابراز احساسات می‌کند اما وقتی صحبت سر تعیین مهریه معقول یا واگذاری حق طلاق و… می‌شود، رابطه را دچار تنش یا کاملا قطع می‌کند!

پس یادتان باشد اگر بتوانید از این ۲ تکنیک (استرس و طرح منافع مشترک) استفاده کنید، خیلی راحت می‌توانید تا حد زیادی پشت نقاب طرف مقابلتان را ببینید.

خیلی‌ها بعد از ازدواج می‌گویند همسرمان خیلی فرق کرده، در صورتی که واقعیت این است که او فرق نکرده، بلکه حالا نقاب‌ها کنار رفته و آنها نتوانسته‌اند قبل از ازدواج، همدیگر را خوب بشناسند.

در دوران آشنایی چه کنیم؟

خیلی از ما در دوره آشنایی، از هم به اندازه کافی سوال نمی‌پرسیم؛ چون می‌ترسیم که متقابلا طرف مقابل هم از ما سوالی بپرسد یا بفهمیم مشکلی در گذشته داشته و رابطه عاطفی‌مان به هم بخورد. گاهی هم اصلا نمی‌دانیم در مورد چه چیز باید بپرسیم. ممکن‌است اصلا بخواهیم مشکل‌های طرف مقابل را انکار کنیم و آنها را نادیده بگیریم. مثلا وقتی می‌بینیم مدام عصبانی می‌شود، از تکنیکی به نام کم‌اهمیت جلوه‌دادن استفاده می‌کنیم و می‌گوییم «آنقدرها هم عصبانی نمی‌شود، دیگران شلوغش می‌کنند!» یا به توجیه پناه می‌بریم: «از کودکی مشکلات زیادی را پشت‌سر گذاشته و به همین دلیل زیاد عصبانی می‌شود، خودش تقصیری ندارد!» یا با عبارت‌هایی مثل: «همه مردها زود عصبانی می‌شوند» سعی می‌کنیم رفتار او را منطقی جلوه دهیم!

این اشتباه‌ها باعث می‌شود خودمان را درگیر رابطه‌ای پرخطر کنیم اما توجه به برخی نکته‌ها در این دوران و البته دوران عقد بسیار کمک‌کننده است و ما را از این خطای شناختی بیرون می‌آورد:

یک

از ارزش‌ها و باورهایتان چشم‌پوشی نکنید. یعنی فورا نخواهید خودتان را همرنگ طرف مقابل کنید. مثلا اگر می‌بینید مهمانی‌های آنچنانی می‌رود و روابطی دارد که نمی‌پسندید، به اجبار آنها را نپذیرید.

دو

از علایقتان دست برندارید؛ اگر وقتی با کسی آشنا می‌شوید، خود را غرق پرداختن به علاقه‌مندی‌های او کنید، بی‌شک آسیب خواهیددید. حتی برخی افراد در این دوره به خاطر طرف مقابل رابطه خود را با دوستان و خانواده‌شان کمرنگ می‌کنند و تمام‌وقت خود را در اختیار او قرار می‌دهند که این کار هم اشتباه است.
خیلی‌ها بعد از ازدواج می‌گویند همسرمان خیلی فرق کرده، در صورتی که واقعیت این است که او فرق نکرده، بلکه حالا نقاب‌ها کنار رفته و آنها نتوانسته‌اند قبل از ازدواج همدیگر را خوب بشناسند….

سه

در کسانی که در زمان نامزدی و بدون شناخت، روابط زناشویی برقرار می‌کنند، احتمال نارضایتی زناشویی، بدبینی، عدم تعهد و نابسامانی ارتباطی بعد از ازدواج بسیار بالاتر است. نتایج تحقیقات نشان داده اگر در دوران آشنایی طرفین کنجکاوی‌های جنسی‌شان را بی‌محابا به هم ابراز کنند، احتمال دارد دچار آسیب‌ شوند. البته به‌دلیل مسائل شرعی، اخلاقی، قانونی و عرفی احتمال شروع این روابط در کشور ما در دوران آشنایی اندک است ولی متاسفانه گاهی از روی بی‌تجربگی و ناپختگی، روابط پرخطر در دوران آشنایی شروع می‌شود که باعث می?شود بیشتر این آشنایی‌ها خیلی زودهنگام به شکست منجر شوند؛ مخصوصا که متاسفانه مهارت مدیریت درست و چندجانبه اینگونه روابط در بیشتر جوانان خیلی قوی نیست و گاهی با الگوبرداری از دیگران یا توجیه رفتار خود یا روشن فکری مدرن مخصوصا خانم‌ها در معرض خطر بیشتر آسیب‌های اجتماعی این گونه روابط قرار می‌گیرند.

چهار

نکته مهم دیگر این است که خیلی‌ها در دوران آشنایی تفاوت‌های زیادی بین خود و طرف مقابل مشاهده می‌کنند ولی با این تصور که می‌توانند او را با عشق و علاقه و توجه تغییر دهند، به روابط خود ادامه می‌دهند. خیلی از خانم‌ها مرتکب این اشتباه شایع می‌شوند اما شخصیت شکل‌گرفته آدم‌ها، خیلی قابل‌تغییر نیست و فقط قابل‌تعدیل است. پس وقتی به قصد ازدواج رابطه آشنایی را با کسی شروع می‌کنید، واقع‌بین باشید و آشنایی خود را با کسی ادامه دهید که به اصول شما نزدیک باشد.

پنج

در این دوران هرگز خود را بیش از حد، درگیر رابطه عاطفی نکنید. وقتی احساس بر منطق غلبه می‌کند، احتمال بروز مشکلات زیاد خواهد شد. یعنی ابتدا باید عقل بر احساس حاکم باشد و بعد همسویی عقل و احساس.

شش

هرگز تمام اطلاعات در مورد حال و گذشته‌تان را برای طرف مقابل بیان نکنید. برخی فکر می‌کنند اگر همه‌چیز را با جزئیات برای فردی که با او آشنا شده‌اند تعریف نکنند، صادق نیستند در حالی که صداقت ۲ نوع سازنده و مخرب دارد.

کسی که به قصد ازدواج وارد رابطه با شما شده، باید به این حد از بلوغ رسیده باشد که بداند قرار است با آنچه در حال حاضر هستید، زندگی کند، نه آنچه قبلا بوده‌اید. پس اطلاعاتی که قصد دارید به طرف مقابل بدهید باید به‌تدریج و پلکانی باشد و به همه‌چیز اشاره نکنید.

حواستان باشد دادن این اطلاعات غیرضروری می‌تواند در رابطه فعلی و در آینده‌تان تاثیر مخربی داشته باشد.

برای این که این نکته مفهوم‌تر شود، برایتان مثالی می‌زنم؛ ما ۳ حریم انسانی داریم؛ حریم سوم، حریمی است که بین ما و اجتماع و دوست و آشنا وجود دارد، حریم دوم، بین ما و خانواده درجه اول مثل پدر و مادر است و حریم خصوصی اول، یعنی حریمی که فقط بین خدا و انسان است و هیچ‌کس حق ندارد وارد آن شود. اگر می‌خواهیم آشنایی و دوران نامزدی موفقی داشته باشیم، حتما باید این حریم‌ها و صداقت سازنده را بشناسیم و نه وارد حریم خصوصی اول طرف مقابل شویم و نه او را وارد این حریم خودمان کنیم.

گاهی در مطب می‌بینم دخترخانم‌هایی که قبلا رابطه عاطفی معقول و کم‌خطری در چارچوب اخلاق، شرع ، قانون و عرف با آقایی داشته‌اند ولی به‌محض اینکه در مورد آن به طرف مقابل گفته‌اند، رابطه‌شان دچار مشکل‌شده و به هم خورده یا ازدواج انجام گرفته ولی همسر به شدت به خانم بدبین شده است و آسیب بدبینی و بدگمانی بسیار شدیدتر از این صداقت مخرب است.

هفت

کسی که می‌خواهد وارد رابطه آشنایی و بعد نامزدی و عقد شود، باید به بلوغ ازدواج رسیده‌باشد اما متاسفانه برخی از کسانی که ازدواج می‌کنند، به این بلوغ نرسیده‌اند اما بلوغ ازدواج چیست؟ یعنی با آگاهی، دانش و مهارت‌های ارتباطی مبتنی بر واقعیت نه رویا، رابطه لذت‌بخش مادی و معنوی خلق کنیم. در غیر این صورت دچار تنش خواهیم ‌شد.

بدون شناخت، منطق، خودشناسی و دیگرشناسی نباید وارد هیچ رابطه‌ای شد چون برخی در دوران آشنایی چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و نقاب بر چهره دارند تا طرف مقابل را جذب ‌کنند. علاوه بر این، گاهی رفتار ناسنجیده یا پرخطر‌ تاثیرگذاری هم نشان می‌دهند ولی طرف مقابل به دلیل ویژگی‌های خوب دیگر، متاسفانه آن را نادیده می‌گیرد.

  منبع: کلوب ازدواج تبیان

کتک‌کاری در دوران نامزدی

کنار آمدن با همسر خشن، کار آسانی نیست

دختر جوان به آرامی اشک می‌ریزد و می‌گوید: تقصیر خودم بود. وقتی برای اولین بار در دوران عقد در خیابان مرا کتک زد، باید می‌فهمیدم این مرد، اهل زندگی نیست. فکر کردم می‌توانم رفتارش را تغییر دهم ولی اشتباه کردم. بعد از ازدواج، هیچ تغییری در شخصیت و رفتارش ایجاد نشد، به هر بهانه‌ای مرا کتک می‌زد، در خیابان، منزل پدرش، کارش به جایی رسیده بود که به خودش اجازه می‌داد جلوی چشم مادر و پدرم دست روی من بلند کند. بالاخره تصمیم را گرفتم؛ می‌خواهم جدا شوم؛ ولی ۵ سال از بهترین سال‌های زندگیم تباه شد؛ کاش همان دوران عقد، تصمیم درستی می‌گرفتم.

بسیاری فکر می‌کنند ازدواج، فقط حلقه به دست کردن و گرفتن جشن عروسی و گذراندن بهترین اوقات با همسری مهربان تا آخر عمر است. اما این، یک روی سکه است، درست زمانی که فکر می‌کنید همه چیز خوب پیش می‌رود، بروز بعضی مشکلات می‌تواند به همه چیز پایان دهد و اگر شما خوش شانس باشید، در دوران عقد و نامزدی، متوجه بروز رفتارهایی خواهید شد که در آینده، زندگی شما را تباه خواهد کرد. اما مسئله که توجه به آن مهم به نظر می‌رسد، این است که چشمان خود را به این مشکلات نبندید. دوران عقد و نامزدی، دورانی برای شناخت بهتر است. پس جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید منفعت است.

کتک خوردن در دوران نامزدی
کنار آمدن با همسر خشن، کار آسانی نیست. حتی ممکن است خطرناک باشد. هر چند تنش‌ها و بحران‌های دوران عقد به ندرت به برخوردهای فیزیکی و کتک منتهی می‌شود. اما زمانی که این اتفاق افتاد نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد. اگر شما در دورانی که به شیرین ترین دوران زندگی معروف است کوچکترین جرو بحثی منجر به کتک خوردن شما شود و این موضوع چندین باره تکرار شود مشخص است که این فرد توانایی کنترل خشم خود را ندارد. البته لازم نیست که این فقط شما باشید که از همسرتان در دوران عقد کتک خورده اید. اگر در این دوران مشاهده کردید که نامزدتان با کوچکترین اتفاقی با دیگران دست به یقه می‌شود و جنجال به پا می‌کند می‌توانید پیش‌بینی کنید که در دوران زندگی مشترک شما هم ممکن است گاهی خشم همسرتان ر ا برانگیزید و از دست به زن او در آمان نباشید.

کتک خوردن، امری غیر عادی
متاسفانه برخی از دختران گمان می‌کنندکتک خوردن، بخشی از زندگی مشترک است و این مسئله غالباً به این بر می‌گردد که این افراد در دوران کودکی، به قدری کتک خورده و مورد بد رفتاری قرار گرفته‌اند و یا در خانواده شاهد کتک خوردن مادران خود بوده‌اند که تصور می‌کنند کتک خوردن، یک وضعیت عادی در زندگی است حتی اگر در دوران عقد و نامزدی اتفاق بیوفتد و با این پیش زمینه وارد یک زندگی مشترک می‌شوند. در این گونه از مواقع دیده شده است که اگر زن شکایتی نزد اعضای خانواده خود ببرد، به علت عادی بودن این گونه روابط در خانواده، دختر تشویق به سازگاری و گذشت می‌شود و این خود، سرآغازی است برای یک شکنجه و زجر طولانی مدت.

مصلحت‌اندیشی بیجا
دختری در دوران عقد و نامزدی مورد ضرب و شتم همسر آینده‌اش قرار می‌گیرد. در این موقعیت، بعضی دختران، دست به نوعی مصلحت‌اندیشی می‌زنند و گمان می‌کنند هیچ کس نباید متوجه این موضوع شود، پس مهر سکوت بر لب می‌زنند. این بزرگترین اشتباهی است که می‌توان در دوران عقد مرتکب شد. اگر تصور می‌کنید این اتفاق، فقط همین یک بار به وقوع پیوسته کاملاً در اشتباه هستید، تجربه ثابت کرده است مردی که در دوران عقد همسرش را مورد ضرب و شتم قرار داده، در طول زندگی نیز این کار را انجام خواهد داد؛ و یا اگر فکر کرده‌اید با این کار، خانواده شما واکنش نشان خواهند داد، درست فکر کرده‌اید، شما باید از پشتیبانی و کمک‌های خانواده خود بهره بگیرید تا بتوانید این مشکل را حل کنید و یا اگر کار به جدایی و طلاق کشیده شد، حامی نیرومندی داشته باشید.

سخن پایانی
حفظ زندگی و تلاش برای بقاء آن، یکی از وظایف زن و شوهر است اما گاهی این تلاشها، بی‌نتیجه می‌ماند. اگر خداوند راهکاری مانند طلاق را جایز دانسته است، برای این است که هیچ فردی نیاید زندگی خود را با زجری تمام نشدنی سپری کند. اگر شما از جمله افرادی هستید که در دوران عقد، مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اید، بهتر است بدانید تمام کردن این رابطه در این مرحله، از شدت آسیب‌هایی که در آینده خواهید دید می‌کاهد. پس درست فکر کنید، مشورت کنید، از حضور یک مشاور مجرب غافل نشوید و در آخر درست تصمیم بگیرید.

منبع: تبیان

چطور اختلافات نامزدی را حل کنیم؟

دوران نامزدی، فقط دوره خوش‌گذرانی و تفریح نیست. بسیاری از اختلاف نظرها و مشکلات عاطفی در این دوره می‌تواند نمایان شود. داشتن مهارت کافی در کنترل اوضاع و بهبود روابط عاطفی، یکی از اساسی‌ترین روش‌هایی است که باید قبل از ازدواج یاد بگیریم.

تعارض‌ها و کشمکش‌ها به طور طبیعی در هر رابطه به وجود می‌آیند اما آنچه دوام رابطه شما را تضمین می‌کند این است که بدانید با چه روشی با آنها رو به رو شوید.

نامزدی با همه شیرینی‌اش، دوران پرتنشی است و اگر شما روش سازنده‌ای برای مقابله با تعارض‌هایتان به کار نبرید، ممکن است به سرعت از یکدیگر فاصله بگیرید و عطای این ازدواج را به لقایش ببخشید.

اگر تعارض حل نشود، به رشد خود ادامه می‌دهد و کم کم رابطه را از هم می‌پاشد. افرادی که با مشکلات و تعارض‌ها، با بی‌مهارتی برخورد می‌کنند و مشکلات را بدتر می‌کنند، معمولا موقعی که در مورد مشکلی صحبت می‌کنند، مدام احساسات منفی را بیان می‌کنند و به جای این که اطلاعات را به صورت کامل بررسی کنند، کاملا انتخابی عمل می‌کنند و از همه بدتر، به جای این که روی مسئله و مشکل پیش آمده تمرکز کنند، روی افراد متمرکز می‌شوند، مدام دنبال مقصر می‌گردند و در نهایت یک نفر می‌شود بازنده و طرف مقابل برنده. همین کار را برای مشکلات و تعارض‌های بعدی تکرار می‌کنند و آرام آرام صمیمیت و عشق را می‌کشند.

اما دسته دوم، افرادی هستند که مهارت حل تعارض را بلدند و می‌دانند در موقع بروز مشکل، چه کاری باید انجام داد. برای مثال آن‌ها بر مسایل حال به جای مسایل گذشته، متمرکز می‌شوند. هم احساسات منفی و هم احساسات مثبت را با یکدیگر در میان می‌گذارند. اطلاعات را به شیوه‌ای عنوان می‌کنند که هر کس مسئولیت خودش را نسبت به مشکل می‌پذرید و در جست و جوی شباهت‌ها هستند. هر دو همسر، برنده‌اند و در نتیجه، صمیمیت زیاد می‌شود و اعتماد در رابطه پرورش پیدا می‌کند.

چگونه می‌توان مهارت حل اختلافات در دوران عقد را آموخت؟

یادگیری این مهارت سخت نیست، فقط چند گام ساده لازم دارد:

گفتگو

بسیاری از مردها بر این باورند که زن‌ها، هیچ‌گاه سراغ اصل مطلب نمی‌روند، بسیاری از زن‌ها هم فکر می‌کنند مردها، هنگام گفت‌وگو، تند و خشن هستند. ما نمی‌خواهیم درستی یا نادرستی این باورها را اثبات کنیم، بلکه قصد داریم کمی از مهارت‌های گفت‌وگو با شما سخن بگوییم؛ مهارتی که به شما کمک می‌کند، بدون جر و بحث و دعوا، دلیل ناراحتی‌تان را بگویید و با انتقال یک پیام کامل، از تکرار موارد مشابه آن جلوگیری کنید.

احساس‌تان را ابراز کنید

این‌ که بتوانید مشکلات را مستقیم و بدون حاشیه بیان کنید، یک بخش گفت‌وگوی کامل است. در مرحله بعدی شما باید احساستان را نیز بگویید؛ احساساتی نظیر من ترسیدم، من نگران شدم، من احساس تنهایی کردم. مثلا اگر همسرتان تولد مادر شما را فراموش کرده است، علاوه بر گفتن این مساله که از او به دلیل این فراموشکاری ناراحت شده‌اید، بیان کنید که شما چه احساسی از این فراموشی داشتید. مثلا بگویید من حس کردم مسائل خانوادگی، برات مهم نیست. وقتی احساستان را برای همسرتان بیان می‌کنید، او متوجه عمق رنجش شما می‌شود.

مراقب کلامتان باشید

در بیشتر مواقع، وقتی می‌خواهیم احساسات و نیازهایمان را بیان کنیم، پیام‌هایمان، دیگری را سرزنش یا تحقیر می‌کنند. این گونه پیام‌ها را «پیام‌های تو …» می‌نامند؛ این دسته پیام‌ها، قضاوت‌ها یا ارزش‌گذاری‌های منفی‌ای هستند که هدفشان شخص دیگر است. در عین حال که در بیشتر مواقع از آنها برای بیان خشم، عصبانیت، ترس یا دلخوری استفاده می‌شود، مشخصاً پیام‌هایی نیستند که حرف دل را برسانند، چون نیازها یا علاقه‌های خود شما را بیان نمی کنند.

پیام هایی مثل: تو اشتباه کردی، تو همه چیز را به هم زدی، تو بودی که … و … می‌توانند به نظر تهاجمی و متهم کننده برسند؛ چون تأثیری که بر جای می‌گذارند، این است که می‌گوید: «تقصیر توست» یا «تو باید سرزنش شوی!» و در آنها خطر زیان رساندن به رابطه یا از میان بردن عزّت نفس دیگری و به وجود آوردن احساس گناه، هست. پیام‌های «تو …» باعث مقاومت و دفاع دیگران می‌شوند و ممکن است باعث شروع بگو و مگوهای فرساینده و فحاشی شوند. در چنین موقعی شخص دیگر، اغلب می‌خواهد جواب شما را بدهد و تلافی کند. آگاهی از این که چه رفتارهایی تعارض‌های بی‌مورد بین شما و نامزدتان را فعال می‌سازد، به شما کمک می‌کند تا بسیاری از برخوردها را از بین ببرید.

پذیرش سهم خود از مشکل

وقتی که هر کدام از شما بخشی از مسئولیت مشکل را می‌پذیرید، اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد و بحث با سهولت بیشتری انجام می‌شود، در این مرحله، سعی کنید با احترام با یکدیگر صحبت کنید و مسایل و احساسات خود را به طور صریح بیان کنید، در این مرحله از جملاتی که با «من» شروع می‌شوند، استفاده کنید.

از طرف مقابلتان، بت نسازید

وقتی از طرف مقابل، بت می‌سازیم و او را موجودی بی‌عیب و نقص و مقدس تصور می‌کنیم، خودمان را فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم در مقابل این انسان برتر، هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما، آدم است؛ با همه خصوصیت‌های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن طور که هست و با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته این که طرف مقابلمان را بی‌نقص تصور کنیم، می‌تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی‌نقص بودن طرف مقابل، یک‌جورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می‌دهد که من آن قدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی‌نقص، راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم‌های دفاعی گول‌زننده باشد.

مقایسه نکنید

خیلی از ما عادت کرده‌ایم زندگی و روابط شخصی‌مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم، یا از طرف مقابل توقع‌های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی‌های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما، منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه‌کردن‌ها مخصوصا در خانم‌ها می‌تواند از همان اول، تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد.
به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می‌خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد، به این دلیل که فلان کس وقت بیشتری برای نامزدش می‌گذارد. این مقایسه‌ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می‌گیرد.
ضمن این که مقایسه‌کردن‌های این شکلی، باعث می‌شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی‌انصافی نامزد کرده است و همین، مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت این که این مقایسه‌ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی، رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها، هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی‌کند.

تبیان

منابع: بیتوته؛ نمناک؛ عصر ایران

قبل از به هم زدن نامزدی‌تان بخوانید!

احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده‌ای برای این رابطه نمی‌بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شما را از تصمیمتان منصرف کنیم، فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی، بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد، بسیار کم ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است. با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم‌تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید
سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی‌ها، خواسته‌ها و ناراحتی‌هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد، حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده، به حرف‌های شما گوش دهد چرا که نوشتن، به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن، می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

هزینه‌هایش را بسنجید
با خودتان فکر کنید هزینه‌های زوج‌درمانی و مشاوره را پرداختن و به حل مشکل فکر کردن بهتر است یا مهر طلاق را در شناسنامه کوبیدن و پله‌های دادگاه‌ها را بالا و پایین رفتن، کدام یک برایتان کم هزینه‌تر در می‌آید؟
شاید هنوز این راه را که انتهایش بن‌بست نیست، امتحان نکرده باشید. البته یک نکته را هم باید در نظر داشته باشید. زمانتان را هدر ندهید.
عمر و جوانی شما چیزی است که نباید با دست دست کردن یا بی‌گدار به آب زدن حرامش کنید. با مشورت گرفتن از مشاورهای تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج‌های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد.
مجرب و دلسوز و قاطعیت تصمیم بگیرید. با صداقت باشید اگر سوال‌های درستی در ذهنتان درباره‌ تصمیمی که گرفته‌اید، نداشته و همه ابعاد آن را نسنجیده باشید و برای سوال‌هایتان و خودتان جواب قانع‌کننده نداشته باشید، به جای این که از طلاق راهی برای رهایی بسازید، قلعه‌ای برای اسارت می‌سازید بنابراین لازم است از خودتان بپرسید: چرا در این موقعیت قرار گرفته‌ام؟ چرا تصمیم به ازدواج با این فرد گرفتم؟ چه کارهایی انجام دادم که باعث وخامت اوضاع و عصبانیت و درگیری شد؟ سهم هر کدام از ما در این اختلاف ها چقدر است؟ چه بخشی از اختلاف ها به تفاوت‌های شخصیتی ما برمی گردد؟ چه بخشی به دخالت اطرافیان و چه بخشی مربوط به اشتباهات و بی‌تجربگی هایمان است؟

تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج‌های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد. بیشتر ازدواج‌ها سیاه و سفید نیستند و اغلب خاکستری‌اند و این یعنی می‌توانید آن را به سمت سیاه و سفید ببرید در حالی که بیشتر افراد وقتی اتفاقی میانشان می‌افتد، به جای درست کردن اوضاع، به سمت تخریب کامل پیش می‌روند.

مشورت کنید
قبل از مشورت با اطرافیان، تصمیمی نگیرید. خیلی از اطرافیان شما هستند که در دوران نامزدی مشکلاتی شبیه شما داشته‌اند اما بعدها این مشکل را حل کرده‌اند. از آنها بپرسید چطور با مشکلاتشان کنار آمده‌اند و چگونه توانسته‌اند رابطه و نامزدی‌شان را مدیریت کنند. مشورت با بزرگترها می‌تواند راهگشا باشد، اما دقت کنید که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. با اقتدار اما نه لجبازی تصمیم بگیرید. اگر به اندازه کافی مطمئن هستید، راه‌های بالا را رفته‌اید و هنوز فکر می‌کنید ازدواج شما با این شخص سرانجامی نخواهد داشت، با احترام به والدین تان بگویید تصمیم‌تان قطعی است و می‌خواهید آینده خوبی برای خود بسازید.

عواقبش را بشناسید
بدانید تصمیمی که گرفته‌اید، تبعاتی دارد. خیلی ها از نامزدی شما با خبر هستند و همین می‌تواند باعث شود تا مدت ها حرف جدایی شما بین دیگران زده شود. با این مساله کنار بیایید و سعی کنید به چیزی جز آینده درخشان‌تان و ساختن زندگی بهتر و رشد دادن خودتان فکر نکنید. به جای متمرکز شدن روی گذشته، به آینده نگاه کنید و بدانید این تصمیم را برای داشتن آینده بهتر گرفته اید. پس با درگیر شدن در حرف و حدیث‌های دیگران وقت و انرژی خود را هدر ندهید. در مقابل سوال و جواب دیگران خیلی محترمانه و سربسته بگویید که این ازدواج نمی‌توانست سرانجامی داشته باشد و ترجیح داده‌اید جلوی ضرر را از همین جا بگیرید. به دوستان و آشنایان کنجکاو بگویید نامزدی به معنی ازدواج نیست و دوره‌ای است برای شناخت بهتر. بنابراین تصمیمی که گرفته‌اید بر اساس منطق بوده است.

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

در دوران نامزدی‌ چکار کنیم؟

دوران نامزدی، یکی از زیباترین و رمانتیک‌ترین مقاطع زندگی شما خواهد بود اگر به درستی از آن استفاده کنید.

در دوران نامزدی‌ چکار کنیم؟

دوران نامزدی، دوران شروع احساس مسئولیت است. اگر به تازگی نامزد کرده‌اید، حتما متوجه شکل گرفتن این احساس درون خود شده‌اید. دوران نامزدی، یکی از زیباترین و رمانتیک‌ترین مقاطع زندگی شما خواهد بود اگر به درستی از آن استفاده کنید. کارهای زیادی در دوران نامزدی باید انجام بدهید. برخی از این امور، اولویت بیشتری دارند و می‌بایست توجه بیشتری به آنها داشته باشید. در اینجا پنج کار مهم که باید در دوران نامزدی انجام بدهید را ذکر می‌کنیم:

۱ – نامزدتان را به همه معرفی کنید
بگذارید همه نامزد شما را بشناسند و نامزد شما نیز با خلق و خوی خویشاوندان و نزدیکان شما آشنا شود. رفت و آمد با افراد فامیل و نزدیکان، شرکت در مهمانی‌های فامیلی و… فرصت خوبی برای معرفی و آشنایی بیشتر است. در شبکه‌های اجتماعی هم نامزدی خود را اعلام کنید. با این کار از طرفی یخ روابط بین نامزد شما و اطرافیانتان زود تر باز می‌شود و از سوی دیگر کمک می‌کند که نامزد شما احساس راحتی بیشتری با شما و نزدیکانتان کند و این به نفع همه است.

۲ – برای باهم بودن وقت بگذارید
یکی از ریشه‌های اختلافات در دوران نامزدی، دور بودن عروس و داماد از یکدیگر است. اجازه ندهید دغدغه‌هایی که برای برگزاری جشن عروسی خود دارید، فرصت با هم بودن را از شما بگیرد. سعی کنید وقت بیشتری را با یکدیگر بگذرانید. با همسرتان به گردش بروید، سینما، رستوران و… را در برنامه‌های هفتگی خود جای بدهید و از کنار هم بودن لذت ببرید. حتی زمانی که کنار یکدیگر نیستید به هم تلفن کنید و وقتی را برای صحبت کردن با هم اختصاص دهید. فراموش نکنید که ازدواج یک مسئولیت تمام وقت است. پس اگر وقت کافی برای با هم بودن ندارید، بهتر است اصلا ازدواج نکنید!

۳ – زمان عروسی را تعیین کنید
مدت دوران نامزدی، به عوامل زیادی از جمله: فرهنگ و آداب و رسوم خانواده ها، وضعیت اقتصادی عروس و داماد، میزان آشنایی عروس و داماد با یکدیگر و… بستگی دارد. اگر تصمیم دارید ظرف کمتر از یک سال عروسی کنید، سعی کنید ماه عروسی خود را و حتی‌الامکان روز عروسی را تعیین کنید. این تاریخ خیلی مهم است و تمام برنامه ریزی‌های شما به این تاریخ بستگی دارد. اگر هم فعلا به این زودی نمی خواهید عروسی کنید، بهتر است مشخص کنید که چند سال می‌خواهید نامزد بمانید: یک سال؟ دو سال؟ یا بیشتر؟ این هدف گذاری به نوعی شما را از بلاتکلیفی خارج می‌کند.

۴ – بودجه و هزینه عروسی را مشخص کنید
برای این که تصمیمات و برنامه‌ریزی‌های شما واقع‌بینانه‌تر باشد، می‌بایست بودجه‌ای که برای عروسی خود در نظر گرفته‌اید را مشخص کنید. این موضوع خیلی مهمی است که همه تصمیمات و انتظارات عروس و داماد و خانواده ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. بودجه برای رویاهای شما حد و مرز مشخصی را ترسیم می‌کند و به آن شکل واقعی‌تری می‌دهد.

۵ – شروع به پس انداز کنید
خرج و مخارج اضافه را حذف کنید و سعی کنید در هزینه‌های شخصی خود صرفه جویی کنید. یک حساب بانکی مجزا باز کنید و شروع به پس انداز پولهایتان کنید. یا این که پس‌انداز خود را به صورت کالاهای سرمایه‌ای مثل: سکه، طلا، ارز و… در آورده و نگهداری نمایید. به هر حال باید دوراندیش باشید و از هم اکنون به فکر مخارج و هزینه‌های عروسی خود باشید.

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

دلایل غیر منطقی برای ادامه نامزدی

ممکن است همین ابتدای کار، بعد از چند ماه نامزدی، به نتیجه رسیده باشید که این رابطه، نمی‌تواند سرانجام خوشی داشته باشد و ازدواج خوبی به بار بیاورد. با این حال، هزار و یک دلیل برای خودتان بیاورید که باید نامزدی‌تان را حفظ کنید.

ترس از بهم زدن نامزدی، ترس شایعی است. خیلی‌ها امیدوارند با گذشت زمان، اوضاع درست شود که البته در بیشتر موارد، چنین اتفاقی نمی‌افتد. در این جا دلایل غیرمنطقی برای ادامه یک رابطه را برایتان توضیح می‌دهیم و پیشنهاد می‌کنیم اگر به خاطر یکی از این دلایل، نامزدی‌تان را حفظ کرده‌اید، حتما با مشاور صحبت کرده و تصمیمی عاقلانه و جدی بگیرید.

ادامه پیدا کردن یک رابطه مخرب، دیر یا زود، تاثیرات ویرانگرش را بر شما نشان خواهد داد و در نهایت این شما هستید که تسلیم یک احساس دائمی مثل افسردگی و احساس ناامنی، تنهایی و بی‌ثباتی می‌شوید. یک ارتباط اجباری بدون عشق، دلبستگی و حمایت را ادامه می‌دهید اما نمی‌توانید آن را رها کنید. چرا خودتان را مجبور می‌کنید این رابطه را همچنان حفظ کنید در حالی که سلامت روانی و جسمی شما و همسرتان را به خطر می‌اندازد؟

ترس از آینده

فکر می‌کنید اگر نامزدی‌تان را بهم بزنید، ممکن نیست فرد مناسب دیگری پیدا کنید. ممکن است خیال کنید کنار آمدن با مشکلات این رابطه، بهتر از شروع کردن یک رابطه تازه با یک فرد جدید است. اما این‌ها دلایل خوبی نیستند. رابطه خراب، با افزایش سن بهتر نمی‌شود. از آن گذشته زمان برایتان سریع می‌گذرد و فرصت‌هایتان محدود است.

ترس از تنهایی

شما از تنهایی و تنها ماندن می‌ترسید. این یکی از دلایل یسیار رایج برای ادامه رابطه مخرب است و معمولا دلیلی منطقی و درست نیست. حفظ رابطه‌ای که ظاهرا همسرتان همراهی‌تان می‌کند اما همیشه تنها هستید، اشتباه است. شدت و میزان درد تنهایی، بسیار کمتر از درد تنش‌ها و نگرانی‌ها و اضطراب‌های شما در کنار نامزدتان است. تنهایی شما در کنار او، باعث می‌شود به دنبال مسکن‌های دیگری برای درد باشید. راه‌هایی که نمی‌توانند دلبستگی‌های درستی باشند و نیاز شما را رفع نمی‌کنند. بنابراین خلا در زندگی‌تان همچنان باقی می‌ماند.

حتی اگر هیچ کس شما را نخواهد، باز هم می‌توانید بهتر از این زندگی کنید. اما چرا نباید اعتماد به نفس داشته باشید؛ وقتی می‌توانید چیزهای تازه یاد بگیرید و بخوانید، مهارت‌هایتان را توسعه بدهید، خوشحال‌تر و سرحال‌تر باشید و کار بهتری پیدا کنید؟ تلاش برای بالابردن اعتماد به نفس بهتری کاری است که می‌توانید برای خودتان بکنید. وقتی اعتماد به نفس داشته باشید، در کار موفق‌تر خواهید بود، پیوندهای عاطفی قوی‌تری با خانواده خواهید داشت و دوست‌های بهتری پیدا خواهید کرد و مهمتر از همه ممکن است رابطه زناشویی‌تان بهبود پیدا کند.
فکر می‌کنید اگر نامزدی‌تان را بهم بزنید، ممکن نیست فرد مناسب دیگری پیدا کنید. ممکن است خیال کنید کنار آمدن با مشکلات این رابطه، بهتر از شروع کردن یک رابطه تازه با یک فرد جدید است. اما این‌ها دلایل خوبی نیستند.

ترس از حرف مردم

شما اسیر حرف مردم هستید. جدایی شما برایتان دردسرهای اجتماعی زیادی خواهد بود. جامعه نگاهش را نسبت به شما تغییر خواهد داد و ممکن است بسیاری از موقعیت‌ها را از دست بدهید. حتی نگاه ترحم‌آمیز خانواده نیز شما را ناراحت می‌کند. حق با شما است کنار آمدن با حرف دیگران، درک نشدن و متفاوت بودن خوب نیست اما شما باید همه چیز را بسنجید. آیا زندگی با فردی که شما را با انواع تهدیدهای جسمی و عاطفی آزار می‌دهد راحت‌تر از کنار آمدن با حرف مردم است؟ یک بار باید خیلی جدی با این مساله مواجه شوید. تبعات کدام یک واقعا سخت‌تر است؟

عذاب وجدان

شاید از این که نامزدتان را ترک کنید، احساس گناه می‌کنید و این که بخواهید به او بگویید از ازدواج با او منصرف شده‌اید و فکر می‌کنید به درد هم نمی‌خورید، به شما عذاب وجدان بدهد. شما می‌خواهید این ارتباط را تمام کنید و می‌دانید ادامه آن برای هیچ کدام از شما درست نیست اما عواطف شما نسبت به همین فردی که در کنارش خوشحال نیستید، سد راه شماست. او از دست خواهد رفت و شما نمی‌خواهید به او آسیبی بزنید. حتی فراتر از این ممکن است نگران باشید او نتواند فرد دیگری را برای زندگیش پیدا کند. ممکن است افسرده باشد و یا بخاطر اختلال روانی خاصی که دارد خودکشی کند. اگرچه این دلایل برای بازسازی رابطه و تلاش شما برای بهتر کردن شرایط زندگی هر دوی شما منطقی هستند اما اگر امیدی برای بهبود رابطه وجود ندارد و اوضاع بدتراز قبل می‌شود نمی‌توانید آنها را دلایل موجهی بدانید. اگر نگران این فرد هستید به او کمک کنید تا از این شرایط خارج شود، اما مسئولیت شما این نیست که قربانی رابطه شوید.

فشار خانواده

خانواده و دوستانتان، شما را به ادامه نامزدی و ازدواج تشویق یا حتی تحت فشار می‌گذارند. به خوبی می‌دانید او، همسر مناسبی برایتان نیست اما پدر و مادرتان او را دوست دارند و شما فقط به این دلیل که آنها را ناامید نکنید، نامزدتان را تحمل می‌کنید. حتی این دلیل بسیار اشتباه که همه خواهر و برادرها و دوستانتان متاهل هستند، شما را به ماندن در این رابطه تشویق می‌کند. اگر این رابطه درست نمی‌شود، مجبور نیستید بخاطر فشارهای دیگران، انواع آزار و خشونت را تحمل کنید.

ببینم چه پیش می‌آید

ساده‌ترین کار این است که همه چیز را گردن تقدیر بیندازید و از تصمیم گرفتن، شانه خالی کنید. ارتباط شما از جنبه‌های مختلفی خراب است اما از جنبه دیگری، کار شما را راحت کرده است. مثلا فکر می‌کنید با همه تفاوت‌هایی که با نامزدتان دارید، در عوض او، پولدار است، خانواده خوبی دارد، شغلش دهان پر کن است و… و به همین دلیل فکر می‌کنید سخت نگیرید و شرایط را تغییر ندهید.

منبع: میگنا؛ برگرفته از اطلاعات

اشتباهات جبران‌نشدنی دوران نامزدی

دوران نامزدی در فرهنگ عامه، به عنوان خوش‌ترین دوران زندگی جا افتاده است. دورانی که فلسفه به وجود آمدنش شناخت بیشتر است اما هیجان در آن غلبه دارد. بخشی از اشتباهاتی که در این دوران اتفاق می‌افتد و گاهی تا آخر عمر گریبان‌گیر دو طرف می‌شود، به خاطر همین هیجان‌زدگی‌هاست. بخش دیگر این اشتباهات فرهنگی است.

بلاتکلیف بودن یا اختلاف نظر فرهنگی دو خانواده در مورد دوران نامزدی، بخشی از این عوامل فرهنگی را تشکیل می‌دهد. شاید شما در مقابل اشتباه بودن بعضی از این موارد، جبهه داشته باشید، فقط با این پیش زمینه این مطلب را بخوانید که هر کدام از این اشتباه‌ها، بعدها منجر به یک مشکل جدی در رابطه همسران شده که حالا در این لیست قرار گرفته است.

۱- خانواده‌ها! محدودیت نگذارید!

حالا درست است که این مجله، مال جوان‌هاست اما این قسمت را می‌توانید راست بگذارید جلوی پدر و مادرهایی که نامزدها را بیش از حد محدود می‌کنند؛ جوری که دو طرف، حتی برای یک حرف زدن ساده خصوصی هم فرصت نداشته باشند. محدودیت بیش از حد ایجاد کردن خانواده‌ها در دوران نامزدی، باعث می‌شود که دو طرف نتوانند نسبت به یکدیگر شناخت کافی پیدا کنند. ضمن این که احترام به بلوغ فکری جوان‌ها ایجاب می‌کند خانواده‌ها در این مورد، کمی بازتر عمل کنند. البته دخالت خانواده‌ها در این مرحله، اشتباه‌ترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد.

۲- رابطه جنسی نداشته باشید

مهمترین حریم و مرز دوران نامزدی، رابطه جنسی است. تجربه نکردن رابطه جنسی به این دلیل توصیه می‌شود که در صورتی که افراد احساس کردند مناسب یکدیگر نیستند و لازم شد از هم جدا شوند، این جدایی به راحتی انجام شود. در صورت برقراری رابطه جنسی، هم پسر بیشتر احساس تعهد می‌کند و هم دختر ناتوانی بیشتری برای جدایی احساس می‌کند. این در فرهنگ کشور ما بسیار مهم است. ضمن این که تفاوت‌های جنسیتی هم در این مورد مهم هستند.
معمولا پسرها دوست دارند که هر چه سریعتر، رابطه جنسی با نامزدشان را تجربه کنند. برای آنها رابطه جنسی، بیشتر فیزیولوژیک است تا عاطفی اما دخترها به محض این که با کسی رابطه جنسی برقرار کردند، به او از لحاظ عاطفی هم وابسته می‌شوند. در واقع در رابطه جنسی دخترها، رگه‌های عاطفی بسیار پررنگ هستند. همین تفاوت هم باعث می‌شود که جدایی بعد از رابطه جنسی، برای دخترها بسیار سخت‌تر باشد.

۳- رابطه نامزدی را جار نزنید

یادتان باشد که هر چه رابطه نامزدی پنهان‌تر باشد و افراد کمتری از اقوام و آشنایان شما یا همسرتان از آن خبر داشته باشند، راحت‌تر می‌توان از یکدیگر جدا شد. هر چه این رابطه بیشتر در چشم باشد، شما تعهد ناخواسته بیشتری به ادامه دادن آن دارید؛ مخصوصا در فرهنگ ما «من اجتماعی» پررنگ‌تر از «من فردی» است. این تعهد ناخواسته و پیچیده را همه شما احتمالا در موارد دیگری مثل انتخاب شغل، انتخاب رشته دانشگاهی یا هر تصمیم مهم دیگر زندگی که دیگران زود از آن خبر شده‌اند، احساس کرده‌اید. در مهمترین تصمیم زندگی یعنی ازدواج، شما هر چه بیشتر رابطه را داد بزنید، بیشتر در آن، گیر می‌کنید.

۴- رفت و آمد زیاد از حد نداشته باشید

یادتان باشد که رفت و آمدها در دوران نامزدی، باید منظم و قانومند باشند. به هر حال شما می‌خواهید چیزی شبیه به زندگی واقعی تجربه کنید و در زندگی واقعی هم هر کسی بیش از حد برای طرف مقابلش وقت نمی‌گذارد! ضمن این که رفت و آمدها اگر خانواده‌ها را هم در بر گیرد، موجب زحمت متقابل خانواده‌ها می‌شود. اگر هم خودتان به تنهایی به خانه پدری فرد مورد نظر می‌روید، زیاد رفتن به آنجا می‌تواند هم موجب ناراحتی آنها و خجالت کشیدن خودتان شود. بروید و بشناسید اما در حد معقول.

۵- از طرف مقابلتان بت نسازید

وقتی از طرف مقابل بت می‌سازیم و او را موجودی بی‌عیب و نقص و مقدس تصور می‌کنیم، خودمان را فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت‌های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن طور که هست و با همه خوبی‌ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته این که طرف مقابلمان را بی‌نقص تصور کنیم، می‌تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد و بی‌نقص بودن طرف مقابل، یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می‌دهد که من آن قدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی‌نقص راضی نمی‌شوم. حواستان به این مکانیسم‌های دفاعی گول‌زننده باشد.

۶- عشقتان را تحمیل نکنید

اگر احساس کنیم کسی می‌خواهد خودش را به ما تحمیل کند، چه می‌کنیم؟ اولین واکنش ما «فرار کردن» از دست اوست؛ بنابراین به جای «تحمیل کردن» خودمان به طرف مقابل، خیلی عادی رفتارت کنیم؛ نه آنقدر بی‌اعتنا و نه آنقدر احساساتی که او را پشیمان کنیم و فراری بدهیم؛ خودمان باشیم و بگذاریم گذر زمان و رفتار منطقی هر دوی ما عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق هر دوی ما، عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق ناشی از یک حس خوب معمولا کسانی که شخصیت نمایشی دارند اینگونه رفتار می‌کنند؛ یعنی می‌خواهند همیشه احساساتشان در چشم طرف مقابل باشد و با او اغواگرانه حرف می‌زنند. اگر واقعا یکی از نامزدها همیشه و در مورد همه آدم‌ها اینگونه رفتار می‌کند مراجعه به روانشناس الزامی است. البته این قضیه می‌تواند فرهنگی هم باشد؛ یعنی چون در فرهنگ ما دوره نامزدی دوره شیرین و شیرین ترین دوره‌ها تعریف شده است، پس ما حتما باید احساساتمان را به یکدیگر به شدت نشان دهیم.

۷- خودبزرگ‌بین نباشید

نقطه مقابل بزرگ‌بینی طرف مقابل، خودبزرگ‌بینی است. اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین نامزدها فاصله می‌اندازد و نمی‌گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم. از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ‌بینی می‌شویم، نمی‌توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی‌خواهیم احساساتمان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین «فاصله» به تدریج باعث دوری و سپس جدایی می‌شود. این قضیه هم می‌تواند به دلیل همان باورهای غلط فرهنگی باشد «ناز کردن، باعث عزیز شدن می‌شود». در واقع این گونه نیست. لااقل در قرن بیست و یکم، دیگر این گونه نیست! خودبزرگ‌بین حتی اگر به قصد ناز کردن باشد، باعث می‌شود که فضایی فراهم شود که همه چیز حول خودمحوری شما می‌چرخد. این گونه دیگر نه فرصت شناخت عمیق پیش می‌آید و نه رابطه عاطفی سالم شکل می‌گیرد.

۸- دروغ نگویید

دروغ گفتن و تظاهر کردن، بی‌فایده است، چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می‌فهمد. بنابراین «صداقت»، اولین و مهمترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک و سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود، نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود، این رشته پاره می‌شده است. هر چه فضا بازتر باشد و ما بتوانیم خود واقعیمان را به نامزدمان نشان دهیم، در زندگی آینده راحت‌تر خواهیم بود. این خود واقعی، هم نقاط منفی و هم مثبت شخصیت ما را در بر می‌گیرد.

۹- رازهای شخصی‌تان را افشا نکنید

البته دروغ نگفتن، به این معنی نیست که لازم است ما ریز و درشت زندگی‌مان را برای نامزدمان بگوییم. بسیاری از رازها هستند که فقط ما یک طرف آنها هستیم و آشکار کردنش برای همسرمان، تبعاتی برای نفر سوم دارد، ضمن این که خیلی از رازها را آشکار کردن، فقط باعث سوء تفاهم می‌شود و رابطه را بیشتر به هم می‌ریزد. سوالی که بسیاری از نامزدها از روانشناسان خانواده می‌پرسند این است که آیا ما باید در مورد روابط قبلی خودمان همه چیز را به نامزدمان بگوییم؟ جواب روانشناسان یک نه با شرط و شروط است. آنها می‌گویند که لازم نیست از تمام جزییات رابطه قبلی شما خبردار شود. اگر او سوالی پرسید می‌توانید بگویید که کسانی بوده‌اند اما مهم این است که الان تو در زندگی من هستی و من به تو متعهدم. در واقع ما در زندگی گذشته، تعهدی به هم نداشته‌ایم که حالا بخواهیم رابطه‌هامان را برای هم، رو کنیم.

۱۰- مقایسه نکنید

خیلی از ما، عادت کرده‌ایم زندگی و روابط شخصی‌مان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع‌های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی‌های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما،منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن‌ها مخصوص در خانم‌ها، می‌تواند از همان اول، تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد. به عنوان مثال کسی که از نامزد شاغلش می‌خواهد که وقت بیشتری برایش بگذارد به این دلیل که فلان کس، وقت بیشتری برای نامزدش می‌گذارد، این مقایسه‌ها معمولا بدون در نظر گرفتن سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، وضعیت تحصیلی و وضعیت فرهنگی طرف مقابل صورت می‌گیرد. ضمن این که مقایسه کردن‌های این شکلی، باعث می‌شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی‌انصافی نامزد کرده است و همین، مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت این که این مقایسه‌ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی، رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما، دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها، هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی‌کند.

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

بهترین راهنمای شناخت قبل از ازدواج

تحقیق سنتی پیش از ازدواج، به شکل یک رسم درآمده. رسمی که دیگر نه درست انجام می‌شود نه روش جایگزین برای آن پیدا می‌شود. معمولا برادر یا پدر دختر با قرار قبلی به محل کار داماد سر می‌زنند و می‌پرسند او چطور آدمی است و طبیعی است که جوابی نمی‌شنود جز آن که «خوب است.»

سۆالات مقدماتی مثل سن و شغل و فرهنگ خانواده در جلسات اول آشنایی پرسیده می‌شود اما تحقیق اصلی که بعد از آن آغاز می‌شود، سرنوشت یک عمر زندگی را رقم می‌زند و باید جامع و کامل باشد و بیشترین شناخت را از همسر آینده به دست بدهد. هر چند که همیشه وجهه ناشناخته‌ای باقی می‌ماند که فقط با زندگی زیر یک سقف معلوم می‌شود.

حرف‌های اول آشنایی موثق است

همه در شروع ارتباط، ناخودآگاه خود را طوری نشان می‌دهند که برای طرف مقابل، جذاب‌تر به نظر برسند اما در عمل، چیز دیگری هستند. شناخت افراد از هم در دوره آشنایی، خیلی گنگ است چون معمولا روابط، منقطع است. یعنی طرفین هفته‌ای یک یا دو بار همدیگر را می‌بینند و در این زمان کوتاه، طبیعی است که فقط حرف‌های شیرین به هم می‌زنند اما در رابطه تنگاتنگ در زندگی زناشویی همه چیز فرق می‌کند. ما در زندگی از هم طلبکاریم و برای این که احساس آرامش و امنیت کنیم از یکدیگر سهم می‌خواهیم. اگر قرار باشد همسرمان ساعت ۶ از سر کار برگردد، ما وقت عصر او را برای خودمان می‌خواهیم اما حالا اگر او عصرها را برای دوستان یا خانواده خودش اختصاص دهد، بحران تازه شروع می‌شود.

دخالت خانواده چقدر موثر است

در دنیای امروز در بسیاری موارد، دختر و پسر با هم از قبل آشنا شده‌اند و بعد، خانواده را در جریان می‌گذارند. در آشنایی‌هایی که به شکل سنتی انجام نشده و خانواده حضور پررنگی در آن نداشته ‌است، معضلات خودشان را دیر نشان می‌دهند اما خانواده در این مرحله می‌تواند تحقیقات میدانی کند که البته باید بدانیم در آن، خیلی از مسائل مثل بعضی بیماری‌های روحی- روانی، ناکامی‌ها و ویژگی‌هایی که در موقعیت‌های بحران‌زا خودش را نشان می‌دهد، جزء مسائل پنهان خانواده‌ها باقی می‌ماند. برای مثال افرادی هستند که ما به آنها می‌گوییم انفعالی انفجاری. این افراد فشار را تحمل می‌کنند و در یک نقطه منفجر می‌شوند. اگر شما حس کنید طرف مقابل همیشه منفعل است و یکدفعه با رفتار انفجاری روبه‌رو شوید، به شدت دچار هراس و ترس می‌شوید.

دوستان و شبکه‌های اجتماعی، می‌توانند منبع تحقیق باشند

دوستان نمی‌توانند به اندازه‌ خانواده، قابل استناد باشند. بهتر است برای شناخت، به ستون‌های سفت و واقعیت‌ها تکیه کنیم. وقتی در جایگاه تحقیق هستید، احساس امنیت در کسب اطلاعات کنید. ممکن است دوست بخواهد شما را خراب کند یا بیش ‌از حد بالا ببرد. شبکه‌های اجتماعی هم نمی‌توانند معیار شناخت باشند چون افراد می‌توانند با هویت غیر واقعی در شبکه‌های اجتماعی حضور پیدا کنند.

به کدام ویژگی‌ها دقت کنیم

بعضی از اطلاعات کلی که در چارچوب و نگاه خانواده مشخص می‌شود، می‌تواند دلگرم کننده باشد. این که خواستگار معتاد نیست، در کار فعال هست یا نه، اگر ۱۰ سال کار کرده چه پس‌اندازی دارد، مدبر است یا نه، ماشینش را خودش خریده یا از حمایت خانواده استفاده کرده، جایگاه کاری و خانوادگی‌اش چگونه است و چیزهایی از این دست می‌توانند باعث شناخت شوند. جایگاه فرد در خانواده، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که خانواده می‌تواند رویش دست بگذارد. هر قدر فرد قابلیت‌های تعهدی‌اش را در خانواده بیشتر نشان دهد، در زندگی آینده هم متعهدتر خواهد بود. در مقابل، رفتارهای لاابالی‌گری، منیت و خودخواهی‌ در زندگی مشترک، مشهود و غیر قابل انکار است و جز در دراز مدت، نمی‌توان چیزی را تغییر داد.

تحقیقات محلی، مفید است

تحقیقات محلی می‌تواند تا حدی، دل خانواده‌ها را قرص کند. ممکن است با آنها به شناخت تمام و کمال نرسیم اما بخشی از ویژگی‌ها، قابل دسترسی است. با این تحقیقات لااقل می‌توان فهمید که اجازه ادامه شناخت را به دختر و پسر بدهیم یا نه. اما خانواده، ملاک ارجح‌تری از تحقیق در محل کار و بین همسایه‌هاست. وقتی خانواده‌ها با هم در ارتباط هستند، پدرها و مادرها، یکدیگر و جایگاه و رفتار خانواده را با هم می‌بینند. در این ارتباط، رازهای پنهان می‌توانند کشف شوند. به خصوص در ارتباط مکرر با همدیگر.

حرفه‌ای عمل کنید

کاری که در مراکز مشاوره پیش از ازدواج، درباره کسانی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند انجام می‌شود، با چیزی که در تحقیقات میدانی و محیطی درباره فرد انجام می‌شود، متفاوت است. در این مشاوره‌ها، یکسری فاکتورهای معمول روانشناسان بررسی می‌شود که بررسی آنها از سوی خانواده‌ها ممکن نیست. بسیار اتفاق می‌افتد که دختر یا پسر چیزی نباشند که در ابتدای آشنایی نشان داده‌اند. دو آدم با دو نگاه، طبقه اجتماعی، ایدئولوژی و تربیت متفاوت، قرار است در زندگی همسو با هم قرار بگیرند. در مراکز مشاوره، برای این که این چالش‌ها را حل کنند سعی می‌کنند در ابتدا اطلاعات مقدماتی را از دختر و پسر بگیرند. اطلاعاتی مثل این که طرفین چند خواهر و برادر دارند، فرزند چندم خانواده هستند، شغل پدر و مادرشان چیست، چند وقت است که کار می‌کنند، کجا آشنا شده‌اند، آشنایی‌شان چقدر طول کشیده، چه انتظاراتی از هم دارند و چرا.

اما در مراحل بعدی، مشاور باید چالش‌هایی ایجاد کند که دو نفر به عنوان زوج مجبور شوند درگیر معضلات و تفاوت‌های‌شان شوند و با این روش، اختلافاتی که درباره خواسته‌های‌شان از هم دارند، مشخص شود. معمولا زوج‌ها در ابتدا فکر می‌کنند تمام خواسته‌های‌شان مشترک است و توقعی خاص از هم و اختلاف‌نظری با هم ندارند. اما در حقیقت، این طور نیست. وقتی فرد با رابطه طرف مقابلش با خانواده و توقعات و وظایف متقابل روبه‌رو می‌شود، مشکلات تازه‌ای مشخص می‌شود. چیزهایی مثل این که چقدر از طرف مقابل توقع سهم دارد. این که آیا سهمی از او را برای خانواده خودش قبول دارد یا نه. اگر به مشکل بخورد، دوست دارد مشکل با کدام خانواده مطرح شود یا چیزهایی مثل این. در مجموع، این جزئیات هستند که می‌توانند باعث شناخت دو فرد به طور کامل برای یکدیگر شوند. بعد از آن به جای این که درباره موفقیت یا موفق نبودن ازدواج نظر داده شود، دو طرف در جریان مشکلات و بحران‌هایی که ممکن است در زندگی با آنها روبه‌رو شوند، قرار می‌گیرند و مهارت‌های ارتباط با همسر، تشخیص بحران‌ها و کنترل زندگی را یاد می‌گیرند.

حرف‌های دختر و پسر، قابل استناد است

بیشتر سۆال‌هایی که دختر و پسر در دوره آشنایی، از هم می‌پرسند، حول برنامه‌های‌شان برای آینده می‌چرخد که معمولا به جواب‌های قابل استنادی نمی‌رسد. در واقع آنها فقط درباره آرزوهای‌شان حرف می‌زنند، مخصوصا اگر جوان باشند. این محاورات بین دختر و پسر، فقط می‌تواند برای این باشد که آنها کمی به هم نزدیک شوند و توافقات، نمی‌تواند قطعیت داشته باشد اما وقتی دو نفر در سن بالا به هم تعهد می‌دهند، وضعیت فرق می‌کند. جایگاه اجتماعی آنها در آن وضعیت، تثبیت شده‌است. آنها برای خود، کار و موقعیت، قواعد و هنجارهایی دارند که به آن، باور دارند و براساس آن حرف می‌زنند.

برای تحقیق، چقدر زمان بگذاریم؟

ملاک مشخصی برای زمان تحقیق وجود ندارد اما مشخص است که نمی‌توان به زمان رابطه دختر و پسر تکیه کرد. رابطه‌های معمولی که بین همشاگردی‌ها و همکاران به وجود می‌آید، شناخت چندانی به دست نمی‌دهد چون منقطع است؛ اما وقتی مراودات خانواده شروع می‌شود، اگر ۶ ماه تا یک سال زمان بگذاریم، معقول‌تر است. البته فراموش نکنید، این به معنای افزایش دوره عقد نیست. زمانی که ذکر شد، برای دوره قبل از عقد است. در دوره نامزدی، دختر و پسر تعهد اخلاقی به هم دارند اما تعهد قانونی ندارند و اگر در دوره نامزدی به توافق نرسیم و جداشویم، ضرر کمتری متحمل می‌شویم اما آ‌نها وقتی عقد می‌کنند، زندگی زناشویی را با شکلی غیر از زناشویی شروع می‌کنند. دختر وقتی عقد می‌شود، حمایت مکرر شوهر را لازم دارد. در حالی‌ که وقتی قبل از ازدواج عقد می‌کند، نیازهای عاطفی را هفته‌ای یکی دو بار می‌تواند از همسر بگیرد و برای او مشکل ایجاد می‌شود.

منبع: کلوب ازدواج تبیان

اشتباهات رایج نامزدها

دوران نامزدی(حد فاصل خواستگاری و عقد) یکی از شیرین‌ترین دوره‌های زندگی هر کسی است، اما درست به همین اندازه پر خطر و حساس است و نمی‌توان ساده از کنار آن گذاشت. روزهایی که شما با همه وجود می‌خواهید قلب باشید و بتپید اما به جای آن، باید با تمام وجود چشم باشید و ببینید!

در چنین شرایطی، خیلی‌ها درگیر اشتباهاتی می‌شوند که دور از انتظار نیستند اما می‌توانند زندگی آنها را زیر و رو کنند. این مشکلات را بخوانید و سعی کنید شما مرتکب نشوید.

نادیده گرفتن مشکلات بزرگ

دوران نامزدی، باید بهترین دوران زندگی ما باشد اما این به معنای آن نیست که بدون کوچکترین ناراحتی و جر و بحثی تمام شود. به هیچ دلیلی حتی این که با هم رو در بایستی دارید، یا زمان بیشتری برای شناخت همدیگر لازم است، نگذارید اختلافات بزرگی مانند تفاوت‌های عقیدتی، فرهنگی، رفتارهای نادرست و… مسکوت بمانند.

حساسیت بیش از حد

نقطه مقابل رفتاری که در بالا گفتیم، وسواسی رفتار کردن درباره همه اختلافات است. اغلب نامزدها چون نگاهی رویایی نسبت به رابطه‌شان دارند و تصور می‌کنند که رابطه کامل رابطه‌ای است که هیچ تعارضی در آن وجود نداشته باشد، از یک طرف بام می‌افتند. در چنین حالتی فرد به محض روی دادن کوچکترین اختلاف ناراحت شده و گاهی مخالفت نامزدش را به عنوان علاقه نداشتن وی تعبیر می‌کند. برای مواجه نشدن با چنین مشکلی بهترین راهکار، اتخاذ یک دیدگاه واقع بینانه نسبت به شرایط رابطه‌ای موفقیت‌آمیز و پذیرش تفاوت‌ها از ابتدای آشنایی است.
هیچ مشکلی با گذشت زمان، خود به خود حل نمی‌شود. درست است که شما با گذشت زمان به اخلاق و روحیات نامزدتان بیشتر آشنا می‌شوید، اما تنها در صورتی که از همین حالا شیوه‌های حل تعارض را با نامزدتان تمرین کنید، می‌توانید به داشتن یک زندگی مشترک موفقیت‌آمیز امیدوار باشید

بعد از ازدواج مشکلات کم می‌شود

از آنجایی که شما و نامزدتان تازه با هم آشنا شده‌اید، طبیعی است که در مورد بعضی از مسائل زندگی، با هم کمی تعارض و اختلاف نظر داشته باشید. اما نکته مهم این است که هیچ مشکلی با گذشت زمان، خود به خود حل نمی‌شود. درست است که شما با گذشت زمان به اخلاق و روحیات نامزدتان بیشتر آشنا می‌شوید، اما آشنایی به تنهایی برای حل مسائل کافی نیست، تنها در صورتی که از همین حالا شیوه‌های حل تعارض را با نامزدتان تمرین کنید، می‌توانید به داشتن یک زندگی مشترک موفقیت‌آمیز امیدوار باشید.

 عوضش می‌کنم!

گاهی اوقات هم ما با این تصور که در آینده می‌توانیم نامزدمان را تغییر دهیم، بعضی از جنبه‌های مهم رفتاری و شخصیتی وی را نادیده می‌گیریم. تغییر کردن، کار راحتی نیست و به علاوه شرط اصلی آن، خواست خود فرد است. مهمتر از آن اگر کسی بخواهد شما را سر تا پا تغییر دهد حاضرید به سادگی قبول کنید؟ همسر شما هم یکی مثل خود شماست. پس با فکر عوض کردن او پیش نروید.
بعضی‌ها برای جلب علاقه طرف مقابل، سعی می‌کنند بعضی از رفتارهایشان را تغییر دهند. البته تغییر دادن رفتار، کار بدی نیست، اما اگر قصد ما این باشد که فقط در دوران آشنایی این کار را انجام داده و بعد از ازدواج به روال خود برگردیم، این کار ما نوعی فریب محسوب شده و بعدها موجب بروز مشکلات بزرگی در زندگی مشترک می‌شود

هر چه تو بخواهی می‌شوم

بعضی‌ها برای جلب علاقه طرف مقابل سعی می‌کنند بعضی از رفتارهایشان را تغییر دهند. البته تغییر دادن رفتار کار بدی نیست، اما اگر قصد ما این باشد که فقط در دوران آشنایی این کار را انجام داده و بعد از ازدواج به روال خود برگردیم، یا به عبارتی برای مدتی نقش بازی کنیم، این کار ما نوعی فریب محسوب شده و بعدها موجب بروز مشکلات بزرگی در زندگی مشترک می‌شود. پس بهتر است مادر مدت آشنایی خود واقعی‌مان را نشان دهیم تا طرف مقابل بتواند انتخاب آگاهانه‌ای داشته باشد.

توافق‌های مصلحتی

گاهی اوقات در ابتدای نامزدی، ما به خاطر اینکه به طرف مقابل مان نشان دهیم که چقدر با هم تفاهیم داریم، بسیاری از نظرها و عقاید خود را ابراز نمی‌کنیم، یا به خاطر خشنود کردن نامزدمان با کار یا نظری موافقت می‌کنیم که به آن اعتقاد قلبی نداریم. منظورمان مسائل ریز و کوچکی مثل غذا و رنگ و مقصد سفر و… نیست. از مسائل اساسی زندگی حرف می‌زنیم که می‌توانند روی آینده شما سایه بیندازند. کافیست با خود فکر کنید تا کی می‌توانید به این وضع ادامه دهید؟ آن وقت تکلیفتان با این موافقت‌های نا به جا روشن می‌شود.

کنار گذاشتن خانواده و دوستان قدیمی

ممکن است شما تصور کنید آشنا شدن با فرد ایده آلتان، برای خوشبختی شما کافی است و دیگر نیازی نیست که زمانی را به خانواده یا دوستانتان اختصاص دهید، شاید هم دخالت خانواده و دوستان در مورد رابطه شما و نامزدتان، باعت شده چنین تصمیمی اتخاذ کنید. به هر حال، دلیل این تصمیم هر چه که باشد، دلیل درستی نیست. افراد به ویژه در اوایل زندگی مشترک، برای حل مشکلات خود به یک شبکه حمایت اجتماعی قوی نیاز دارند؛ شبکه‌ای که اعضای خانواده و دوستان قدیمی از مهمترین اعضای آن به شمار می‌روند. شما با تقسیم وقت خود و اختصاص دادن بخشی از آن به خانواده دوستانتان، به آن‌ها نشان می‌دهید که هنوز هم برای شما مهم بوده و به آنها در کنار آمدن با این تغییر کمک می‌کنید.

همیشه با هم می‌مانیم

گاهی افراد پیش از این که از همدیگر شناخت پیدا کنند، قول ازدواج می‌دهند و برای خود تعهد ایجاد می‌کنند. حتی ممکن است به خاطر این قول و قرار دامنه روابطشان را طوری گسترده کنن که بعدا نتوانند مدیریت آن را به دست بگیرند. آن وقت است که بهم زدن نامزدی در صورت نیاز غیرممکن می‌شود و حتی اگر زمان بیشتری برای فکر کردن مطالبه کنید به بی‌تعهدی متهم خواهید شد.
درست است که ما باید با همسر آینده‌مان روراست باشیم، اما دلیلی ندارد که او از ریزترین اسرار شخصی یا خانوادگی شما با خبر باشد البته اگر مسئله جدی‌ای مانند نامزدی قبلی وجود داشته حتماً باید عنوان شود، اما مطرح کردن موارد عاطفی که اهمیت چندانی نداشته، تنها موجب بی اعتمادی طرف مقابل می‌شود

من، عین کف دست هستم

درست است که ما باید با همسر آینده‌مان رو راست باشیم، اما دلیلی ندارد که او از ریزترین اسرار شخصی یا خانوادگی شما با خبر باشد. مثلا بداند فلان کس خواستگار شما بوده یا پدرتان یک ماه به خاطر چک برگشتی زندان رفته است. البته اگر مسئله جدی‌ای مانند نامزدی قبلی وجود داشته حتماً باید عنوان شود، اما مطرح کردن موارد عاطفی که اهمیت چندانی نداشته، تنها موجب بی‌اعتمادی طرف مقابل شده و ممکن است او از این مسئله به عنوان نقطه ضعف شما استفاده کند.

فراوری: فاطمه ایمانی

منبع: بخش کلوب ازدواج تبیان

نکات کاربردی درباره دوران عقد

دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد

دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد، اما رعایت چند نکته میتواند تنش ها رو به حداقل برساند و آن را به یاد ماندنی کند.
گاهی اوقات عقد به عنوان شیرین‌ترین دوره زندگی به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، به تلخ‌ترین دوره زندگی تبدیل می‌شود. نتایج پژوهش کیفی میان همسران یکی از شهرهای بزرگ کشور از زوایای متفاوت نشان داد، شناخت عمیق و دقیق مشکلات این دوران و رفع و پیشگیری از بروز آن‌ها می‌‏تواند در بهره‌مندشدن از دوران عقدی شیرین و به‌یادماندنی‌ کمک بزرگی باشد.

بر اساس نتیجه مصاحبه‌های عمیق این مطالعه با همسران، بیشترآنان با توجه به مشکلات ریز و درشت در این دوران «تلخ‌کامی دوران عقد» را تجربه می‌کنند و اذعان دارند که دوران پس از عروسی رضایت بیشتری از زندگی زناشویی‌شان داشته‌اند، البته بی‌تردید با توجه به افزایش مشکلات تجربه‌شده همسران، این تلخ‌کامی نیز دارای سطح‌بندی است. تجارب نامطلوب می‌تواند در روابط همسران در دوران عقد تاثیر بگذارد. هر یک از زن و شوهر با تاریخچه زندگی قبلی خود، وارد زندگی زناشویی می‌‏شوند. تمامی تجربه‌های پیشین بر روند تصمیم‏گیری و رفتار همسران با یکدیگر و اطرافیان اثر خواهد گذاشت؛ همان کد کلیدی که همسران لازم است به یاد داشته باشند و اقدامات مقتضی را برای کمرنگ‌تر کردن اثر این کد انجام دهند. گاه خودآگاهی نسبت به این تجربه‌ها و اثرات آن در این دوران به‌تنهایی می‌تواند اثر این کد را کاهش دهد.

عقد و شرع
مردم به محض اینکه متوجه عقد کردن شما بشوند، قطعاً سفره دلشان بی‌جا باز خواهد شد و برایتان منبرخواهند رفت که چنین رفتار کن و چنان رفتار نکن! در نظر داشته باشید که به جای مطرح‌کردن مشکلات یا بررسی‌های‌تان و به منظور درک و شناخت بیشتر از طرف مقابل، بهتر است راه مشاوره خانواده را در پیش بگیرید یا لااقل به افرادی که در این زمینه تجربه همراه با معلومات دارند، مراجعه کنید.

از مهم‌ترین بایدهای دوران عقد، باهم بودن در این دوران است. باهم بودن اصلاً به معنی داشتن رابطه جنسی نیست؛ باهم بودن حتی اگر یک باهم بودن خصوصی باشد، صرفاً باید برای شناخت جنبه‌هایی از فرد مقابل است که شاید برای یکی از طرفین ناشناخته باشد یا دوست داشته باشند راجع به آن با یکدیگر صحبت کنند.
در همین شرایط است که طرفین می‌توانند تا حد زیادی از سلامت روحی و روانی یکدیگر مطلع شوند، اما اگر قرار باشد در طول دوران عقد، پسر و دختر اصلاً همدیگر را نبینند و حتی یک شب در کنار هم نخوابند، چطور خواهند توانست پرده حیای فی‌مابینشان را از میان برداشته و یکدیگر را از نظر سلامت جسمی و جنسی محک بزنند؟
از طرف دیگر در این دوران باید مراقبت‌های زیادی از هر دو طرف دختر و پسر صورت بگیرد تا این شناخت‌ها منجر به جلو رفتن در این مقوله و عدم کنترل غریزه جنسی نشود.
از دیگر بایدهای دوران عقد، سنجش همه‌جانبه رفتاری فرد مقابل و خانواده‌اش است. شاید شما هم شنیده باشید که برخی معتقدند ازدواج به مثابه یک هندوانه سربسته است، اما قانع‌کننده‌ترین پاسخ تدافعی نسبت به این جمله، همین دوران عقد است.
شما در دوران عقد می‌توانید با همسرتان یک زندگی کوتاه‌مدت در حد چند ماه داشته باشید و همه‌جوره وی را بشناسید. به همین لحاظ هندوانه سربسته شما هیچ‌گاه سفید از آب در نخواهد آمد؛ چه بسا با تشخیص به موقع روحیات و خصوصیات همسر آینده‌تان، یک هندوانه کاملاً خوش‌رنگ نصیبتان شود. فقط کافی است دقت داشته باشید.

بی‌اهمیتی به کمک‌های خاله‌خان‌باجی‌ها
گاهی اوقات عقد به عنوان شیرین‌ترین دوره زندگی به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، به تلخ‌ترین دوره زندگی تبدیل می‌شود. نتایج پژوهش کیفی میان همسران یکی از شهرهای بزرگ کشور از زوایای متفاوت نشان داد، شناخت عمیق و دقیق مشکلات این دوران و رفع و پیشگیری از بروز آن‌ها می‌‏تواند در بهره‌مندشدن از دوران عقدی شیرین و به‌یادماندنی‌ کمک بزرگی باشد.

مردم به محض اینکه متوجه عقد کردن شما بشوند، قطعاً سفره دلشان بی‌جا باز خواهد شد و برایتان منبرخواهند رفت که چنین رفتار کن و چنان رفتار نکن! در نظر داشته باشید که به جای مطرح‌کردن مشکلات یا بررسی‌های‌تان و به منظور درک و شناخت بیشتر از طرف مقابل، بهتر است راه مشاوره خانواده را در پیش بگیرید یا لااقل به افرادی که در این زمینه تجربه همراه با معلومات دارند، مراجعه کنید.
شنیدن حرف‌های خاله‌خان‌باجی‌ها نه تنها راه‌حل منطقی و معقولی به شما نمی‌دهد، بلکه ممکن است با یک طناب پوسیده به چاه بیفتید و در همان آستانه تأهل، کارتان به ناکجاآباد برسد و ساز عدم تفاهم بردارید.
از سوی دیگر ممکن است با جملات بی‌دلیل امیدوارکننده هر یک از این مشاوران بدون تخصص و ناآگاه، گمان کنید که سنخیتی با فرد مقابل ندارید و همه چیز را خاتمه یافته ببینید.

برای هم و برای زندگی وقت بگذارید
دوران عقد متشکل از همین روزهایی است که شما به دانشگاه یا محل کار می‌روید. یکی از همین روزهایی است که شما برای دیدن نامزدتان باید مسیری را طی کنید و در ترافیک و شلوغی‌های شهر معطل شوید، اما این دلایل همیشگی نباید اختلالی در وقت گذاشتن شما برای یکدیگر ایجاد کند.
به‌خاطر داشته باشید که شما باید در دوران عقد همدیگر را بشناسید و این میسر نخواهد شد مگراینکه شما برای هم وقت بگذارید و کار و تحصیل و راه دور را بهانه باهم بودن و سپری کردن اوقات شناخت در کنار هم نکنید.
قرار نیست وقت شما کش بیاید و زیاد بشود، اما می‌توانید با مرخصی‌های ساعتی یا قرارهایی نزدیک دانشگاه و محل کار، فرصتی خالی کنید و به این ترتیب زمانی را برای شناخت همدیگر اختصاص بدهید.
تصور نکنید که برای شناخت از هم حتماً باید به دربند یا درکه یا فلان جای دیدنی بروید. شناخت را در لحظه‌های قدم‌‌زدن و گفتگوهای در حین سوار شدن به ماشین یا مترو و … غنیمت بشمارید.
نامزد یا به قولی همسر آینده‌تان را به زیر ذره‌بین زندگی و شناخت ببرید و چه کسی است که در همه امور دقت نظر داشته باشد و وقت صرف کند، اما به نتیجه مطلوب دست نیابد!؟

منبع: تبیان

مهارت‌های دوران عقد را یاد بگیریم

دوران عقد، فرصت طلایی اما زودگذری است! شما فرصت دارید تا پیش از شروع زندگی مشترک، همدیگر را بیشتر بشناسید و آماده‌تر زندگیتان را زیر یک سقف شروع کنید اما اضطراب انتخاب درست، مواجه شدن با مسائلی که پیش‌بینی‌اش را نمی‌کردید، و آماده شدن برای برگزاری مراسم عروسی شما را مشوش می‌کند و تا چشم به هم می‌زنید، می‌بینید که فرصت تمام شده است!

رعایت کردن نکاتی ساده در این زمینه می‌تواند به بهتر شدن رابطه شما کمک کند و در عین حال، بیشترین شناخت را برای شما به همراه داشته باشد:

۱-اگر می‌خواهید ارتباطی سالم، منطقی و پربار داشته باشید، یادگیری مهارت‌های ارتباطی را جدی بگیرید. مهارت‌های ارتباطی، فرصتی است برای تعیین چارچوب‌های زندگی مشترک و پاسخ مثبت دادن به احساسات و عواطف همسر. علامت این که کسی مهارت‌های ارتباطی کافی ندارد، این است که معمولا سخنان و رفتارهای نسنجیده هر چند کوچک و به شوخی دارد که می‌تواند یک دلخوری بزرگ به وجود آورد و شیرینی روابط را کم کند.

۲- ارتباط با همسر و خانواده‌اش به طور مستقیم یا غیرمستقیم به صورت کلامی و غیرکلامی، آگاهانه یا ناآگاهانه، انتقال‌دهنده پیامی است، پس بیندیشید هر بار چه پیامی می‌دهید!

۳- ارتباط با همسر، حساس، پر بها و زیباست اما برای آن که به وظایف شغلی، تحصیلی، خانوادگی شما و اطرافیان‌تان لطمه نخورد، برای ارتباطتان برنامه داشته باشید.

۴- با شنیدن صحبت‌های همسرتان، ارزیابی هدایای او، انتخاب هایش، (نوع و رنگ لباس، کتب و…) علاقه‌ها، سلیقه‌ها، احساسات، عواطف و نقاط حساس شخصیت او را پیدا کنید و در عمل آن‌ها را لحاظ کنید.

۵- رفتار احترام‌آمیز، بهترین شیوه حفظ حریم‌های فردی – اجتماعی و مقدمه ارتباط مثبت است.

۶- برقراری و حفظ یک ارتباط پایدار و سازنده با شناخت ویژگی‌های زیستی، تمایلات و نیازهای روانی امکانپذیر خواهد بود.

۷- چگونگی ارتباطات دوران عقد، تعیین کننده روابط بعدی شماست؛ پس این دوران را تنها صرف احساسات عاشقانه نکنید.

۸- یکی از عوامل مهم تعیین کننده جایگاه اجتماعی شما، رفتارهای پسندیده و محترمانه با اطرافیان‌تان است.

۹- اگر می‌خواهید روانی با نشاط، فکری سالم و خاطری آسوده داشته باشید، با همسرتان صادقانه، محترمانه و دوستانه رفتار کنید.

۱۰- فردی که همسر خود را دوست دارد، در برخورد با او، صداقت را سرلوحه رفتار و گفتار خود قرار می‌دهد. «صداقت است که آدمی را نیکوکار می‌کند و نیکوکاری به بهشت راه می‌کند». همسران صادق، دروغ نمی‌گویند و دورویی نمی‌کنند و به وعده‌های خود عمل می‌کنند در حالی که ملزم به گفتن همه چیز هم نیستند.

۱۱- در صورتی که خصوصیت مثبت همسرتان را به صورتی برجسته بنگرید همیشه به او وفادار خواهید ماند.

۱۲- برای همسرتان به گونه‌ای احترام قائل شوید که از او انتظار تمکین و تواضع دارید.

۱۳- عشق و علاقه و محبت خود را با دادن هدیه‌ای مناسب یا دعوت به میهمانی، به همسرتان نشان دهید.

۱۴- توجه و محبت به افراد مورد علاقه همسر (والدین و…)، ارتباط شما را با او صمیمی‌تر خواهد کرد.

۱۵- شما می‌توانید با استفاده از کلمات و رفتارهای زیبا و متناسب با شخصیت همسرتان، رابطه‌ای صمیمانه با او برقرار کنید.

۱۶- برای جذاب شدن ارتباط، رفتارهای غیر کلامی مثبت (سر تکان دادن، حرکات چشم و دست و…) را چاشنی مهارت‌های ارتباطی کلامی قرار دهید.

۱۷- سخنانی که بین شما و همسرتان ردوبدل می‌شود، امانت است. برای استحکام زندگی بایستی همسران امانتدار یکدیگر باشند، برای هم خیرخواهی کنند و عیوب، ایرادها، قول و قرارهایشان را با هم در میان بگذارند.

۱۸- توجه داشته باشید امید و صبر را همراه زندگی خود نموده اید؛ هر گاه برای آینده هدف‌های والایی، تعریف و برنامه‌ریزی کنید.

۱۹- همسران صادق، دروغ نمی‌گویند و دورویی نمی‌کنند و به وعده‌های خود عمل می‌کنند در حالی که ملزم به گفتن همه چیز هم نیستند.

۲۰- خوش خلقی، کدورت‌ها را به دوستی تبدیل می‌کند چنان که آفتاب یخ را به آب.

۲۱- اخلاق انسانی، معنویت و ایمان مذهبی است که می‌تواند شما را در طول زندگی علاقمند، وفادار، رازدار یکدیگر و امیدوار و صبور نگاه دارد.

۲۲- انسان، طالب زیبایی است و زیبایی‌طلبی، مقدمه ارتباط؛ پس شما زوج‌های جوان نیز با آراستن و پیراستن خود برای یکدیگر با هم رابطه‌ای سازنده و محترمانه برقرار کنید.

۲۳- دروغ هر چند کوچک باشد سخنان راست شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و اعتمادتان را از یکدیگر سلب می‌کند و شما را در سراشیبی گناه قرار می‌دهد. حتی یک نگاه بیجا نیز می‌تواند رابطه شما و همسرتان را مخدوش کند.

۲۴- در مورد مسائل خصوصی همسرتان بیهوده کنجکاوی نکنید؛ زیرا این گونه رفتار کردن می‌تواند موجب لجبازی، بی اعتمادی و پنهان کاری او شود.

۲۵- بی‌جهت در سوابق همسرتان کنکاش نکنید، حال را ببینید و آن را سرمایه آینده‌ای روشن قرار دهید.

۲۶- دو چشم، دو گوش و یک زبان دارید پس بیشتر بنگرید، بشنوید و کمتر بگویید؛ زیرا با پر حرفی برخی رازها و عیب‌ها آشکار می‌شوند و زمینه کدورت‌ها فراهم می‌شود.

۲۷- رعایت موقع‌شناسی در سخن گفتن، مهارتی است که با تجربه ی، بیشتر شنیدن و کمتر گفتن به دست می‌آید.

۲۸- تعریف، تمجید و انتقاد، شمشیرهای دو لبه‌ای هستند که باید بجا و بموقع و بر اساس ظرفیت همسرتان، بکار گرفته شوند.

۲۹- برای حفظ وقار خود، خانواده‌هایتان و جامعه و همچنین رعایت حال مجردها، بین رفتار خود و همسرتان در خلوت و جلوت تفاوت قائل شوید.

۳۰- همیشه در زندگی خود، این اصل را به یاد داشته باشید که فردا روز بهتری خواهد بود.

۳۱- زندگی مشترک، فرصت با هم بودن و با هم اوج گرفتن، امانتی است در دست شما و همسرتان، آیا کسی را دلسوزتر از خودتان برای حفظ این امانت می‌یابید؟

۳۲- برای دستیابی به آرامش کامل، توکل بر خدا و توسل به راهنمایان دینی را سرلوحه برنامه‌های زندگی مشترکتان قرار دهید.

۳۳- شتاب را از زندگی خود حذف کنید. بگذارید صبر، شما را در پیشبرد اهدافتان همراهی کند.

۳۴- پادزهر دعوا و مشاجره، نگاه واقع‌بینانه، اولویت‌سنجی و گذشت، دو طرفه است. پس توجه داشته باشید که بعد از هر گونه دعوا و مشاجره، قهر نکنید!

۳۵- عیب جویی، آسان‌تر است و عیب‌پوشی عاقلانه‌تر! همسران لباس یکدیگرند. پس عیب یکدیگر را فاش مکنید.

۳۶- در هنگام برخورد با مشکلات، به جای سرزنش یکدیگر، با همدلی، همفکری و هماهنگی درصدد حل مشکل باشید.

۳۷- به همسرتان نشان دهید که در هنگام صحبت کردن او با تمام وجود به سخنانش گوش می‌دهید، رعایت این امر، نشانه احترام و علاقه شما به همسرتان است و البته احترام او را نیز نسبت به شما بر می‌انگیزد.

۳۸- اگر در این دوران، در مورد انتخاب همسر شک و تردید به سراغتان آمد، ابتدا معیارهایتان را مرور کنید و سپس از فردی آگاه و معتمد راهنمایی بگیرید.

۳۹- به یاد داشته باشید که پس از هر سختی، آسانی هست، پس با مشکلات و سختی‌ها با صلابت و امیدوار برخورد کنید.

۴۰- گذشت و ایثار، بهترین راه حل اختلاف سلیقه‌هاست. گذشت، معجزه می‌کند اگر هر دو طرف خود را به آن مقید بدانند.

۴۱- مشکلاتی که بر سر راه شما قرار می‌گیرد، روحتان را صیقل می‌دهد تا بتوانید در زندگی مشترک، با گام‌های محکم‌تری پیشرفت کنید، قدر این فرصت‌ها را بدانید و به جنبه رشددهی آن‌ها، برجسته نگاه کنید.

منبع: آسمونی

حد و حدود معاشقه در دوران نامزدی و عقد

بسیاری از دختر و پسر‌های جوانی که در دوران نامزدی و عقد به سر می‌برند، ابهاماتی در زمینه رابطه جنسی در این دوران دارند و به دنبال رفع این ابهامات هستند. آسمونی در این مقاله، مطالب مفیدی در مورد حد و حدود رابطه در دوارن نامزدی را برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می‌خوانید.

دوران عقد چه دورانیست؟

معمولا در ازدواج‌های امروزی، مدت کمی را به دوران نامزدی اختصاص می‌دهند و اکثر خانواده‌ها به خصوص خانواده طرف دختر، ترجیح می‌دهند هر چه زودتر، صیغه عقد دائم جاری شود؛ حال با یک مراسم و تشریفات خاص یا در محضر و یا …

به هر حال نکته‌ای که خانواده‌ها باید مدنظر داشته باشند این که دوران عقد، مربوط به دوران شناخت نیست چرا که مرحله شناخت در دوران نامزدی باید سپری شود نه در دوران عقد و تا زمانی که این مرحله (مرحله شناخت) تا حد مطلوبی سپری نشده نباید صیغه عقد دائم جاری شود چرا که به محض جاری شدن این صیغه، عرفأ و شرعأ دو طرف زن و شوهر محسوب می‌شوند و دیگر فرصت شناخت گذشته است.

در دوران عقد باید به اصلاح اخلاق و رفتار‌های منفی از دید طرفین پرداخته شود به عنوان مثال زوجی در دوران نامزدی شاهد برخی رفتار‌های نادرست هستند که این رفتارها در حدی نیست که به خاطر آنها بشود یک رابطه را زیر سوال برد. در دوران عقد دو طرف باید سعی کنند این رفتار‌های شناخته شده را اگر منفی است برطرف سازند تا برای آغاز زندگی این رفتارها مشکل‌ساز نشوند. اکثر مواقع دوران عقد، به علت عدم آمادگی به لحاظ شرایط خانوادگی طرف دختر یا وضعیت اقتصادی طرف پسر یا اتفاقات غیر منتظره، کمی طولانی می‌شود طولانی‌تر شدن رابطه عقد چنانچه با مدیریت رابطه همراه نباشد خود مشکل‌آفرین می‌شود.

اگر چه پس از جاری شدن صیغه عقد دائمی، دو طرف عرفأ و شرعأ زن و شوهر محسوب می‌شوند اما نکته‌ای که مهم تلقی می‌شود این که دو طرف، برخی روابط و رفتار‌های خود را تا زمانی که زیر یک سقف نرفته‌اند باید کنترل کنند. اولأ هرگز توصیه نمی‌شود رابطه جنسی به صورت دخول را در این دوران تجربه کنند چرا که عطش جنسی دو طرف باید در این زمینه محفوظ مانده تا در جایگاه خود بتواند تاثیرگذار باشد زوج‌های جوانی که در دوران عقد به سر میبرند اگر می‌خواهند رابطه آنها تکرای نشده و شکل عادت به خود نگیرد سعی کنند از دخول اجتناب بورزند اما در مورد نیاز‌های جنسی خود، آزادانه صحبت کنند و در این صحبتها سعی در تحریک یکدیگر نداشته باشند معاشقه در دوران نامزدی توصیه می‌شود در دوران عقد نیز معاشقه و در صورتیکه دو طرف نتوانند خویشتن داری کنند یا جهت آشنایی با امیال جنسی خود رابطه جنسی تا مرز دخول را، به صورت محدود، تاکید می‌شود، محدود تجربه کنند اما دخول هرگز. ممکن است در این تجربه با مشکلاتی روبرو شوند دوران عقد دوران مناسبی برای رفع سایر اختلالات جنسی یا احیانأ اگر برخی از خانم‌ها نیاز به درمان و رفع مشکلاتی نظیر کیست رحم، چرخش دهانه رحم، درد‌های واژن، خشکی دهانه واژن و … هستند بپردازند.

پس از عقد رسمی، مسلما رابطه، شکل جدی‌تر به خودش می‌گیرد در عین حال که یکسری از محدودیت‌ها برداشته می‌شود عدم مدیریت رابطه می‌تواند باعث بروز مشکلات و بحث‌های خانوادگی شود تا جایی که متاسفانه کار به طلاق برسد. مسلما هر دو طرف علاقمند هستند بیشتر در کنار هم باشند بیشتر رفت و آمد داشته باشند بیشتر کنار هم بخوابند و حتی مسافرت بروند بله این دو زن و شوهر هستند که پس از سالها خلاء احساسی و جنسی حال فرصتی برای بر طرف کردن این خلاء یافته‌اند شخص مورد نظر خود را یافته‌اند همدیگر را دوست دارند اما فاکتور‌های مهم و اساسی عمومأ خانواده‌ها با رفت و آمد و این که دو طرف شب کنار هم بخوابند و با هم باشند مشکل دارند. علت اصلی این مشکل، عدم جلوگیری و کنترل غریزه جنسی از سوی دو طرف است که ممکن است باعث پیدایش مشکلاتی نظیر باردار شدن یا از بین رفتن باکرگی دختر شود. عمومأ خانواده‌ها ترجیح می‌دهند قبل از ازدواج، باکرگی حفظ شود به خصوص خانواده دختر توصیه می‌شود دو طرف به این خواسته‌ها احترام بگذارند.

نکته مهم بعدی به لحاظ وضعیت اقتصادی اکثر خانواده‌ها و معذب بودن خانواده‌ها در ابتدای رابطه جهت پذیرش عضو جدید عروس خانم یا آقا داماد و رودربایستی‌هایی که دارند، مسلمأ هر دید و بازدید مستلزم خرج و مخارجی است که برای برخی از خانواده‌ها دشوار است. دو طرف، خود باید قبل از این که بحثی پیش بیاید، رفت و آمد‌های خود به منزل دو خانواده را کنترل کنند. جدای از این مسائل، متاسفانه در این رفت و آمدها ممکن است حرف‌هایی رد و بدل شود که به علت عدم شناخت، باعث پیدایش کدورت‌هایی بین خانواده‌ها بشود. پس بحث‌هایی که در این خانواده پیش می‌آید، نباید توسط عروس خانم یا آقای داماد به آن یکی خانواده منتقل شود. کلإ دوران عقد، دوران حساسی است.

به جای آن که بیشتر به منزل یکدیگر بروید، قرار‌های خود را بیرون تنظیم کنید و رفت و آمد‌های منزل را در حد یک ناهار یا شام و در صورتی که خانواده‌ها مشکلی نداشتند، شب را اطراق کنید. حفظ حرمت، بسیار اهمیت دارد. کاری نکنید که به خاطر لحظاتی، لذت دوران شیرین عقد خود را تلخ کنید. اما در مورد مسافرت رفتن، سفر کردن روش مناسبی برای شناخت خیلی از کنش‌ها و واکنش‌های اخلاقی و رفتاری یک فرد محسوب می‌شود. اگر خانواده‌ها با این قضایا مشکلی ندارند، یک سفر حتما در این دوران توصیه می‌شود البته از اعتماد خانواده‌ها نباید سوء استفاده شود و اگر خانواده‌ها راضی نشدند که دو نفره به سفر بروید، می‌توانید با همراهی خانواده‌ها یک سفر ترتیب دهید. اگر چه دوران عقد، دوران شناخت نیست چرا که به عبارت عام کار از کار گذشته.

مناسبت‌ها، رسم و رسومات

برخی از رسم و رسومات ما زیبا میباشد اما چون در هر دوره هر خانواده این رسم و رسومات را به نفع خود تغییر داده متاسفانه برخی از رسم و رسومات بیشتر دست و پا گیر شده و باعث شکل‌گیری مشکلاتی در دوران عقد می‌شود به عنوان مثال گروهی رسم بر این دارند که به مناسبت اعیاد مختلف هم خانواده پسر و هم خانواده دختر هدایایی ردو بدل کنند اگر سطح طبقاتی دو خانواده یکسان باشد که خب کار مشکل پیش نمی آید اما چنانچه سطح طبقاتی یکی از خانواده‌ها نسبت به خانواده مقابل کمتر باشد جرقه بحث و مشکلات زده می‌شود و به جای آنکه قبل از فرا رسیدن عید یا مناسبت خاصی اسباب خوشحالی فراهم شود بالعکس غم خرید هدیه‌ای که در خور هدیه دریافتی از خانواده مقابل باشد جایگزین شادی می‌شود توصیه می‌شود در همان ابتدای رابطه هر دو خانواده توافقی صورت دهند که پیرامون آن کلأ هدیه‌ای رد و بدل نشود یا این که هدیه سنگین نباشد.

این رسم و رسومات در جهیزیه نیز تاثیرگذار بوده متاسفانه فرهنگ غلط جامعه در این است که اگر هر کسی تجملاتی‌تر باشد آبرو دار‌تر است و عمومأ این مشکلات همانطور که عرض شد در صورتی که دو خانواده از نظر سطح اقتصادی مطابقت نداشته باشند پیش می‌آید و همینطور چشم روی چشم بندی، از همان ابتدای رابطه سعی کنید یا رسم و رسومات دست و پاگیر را توافقی کنار بگذراید یا این که رسم‌هایی را اجرا کنید که هر دو خانواده به یک میزان از عهده آنها برآیند. وگرنه هدف چیز دیگری است که ممکن است این رسومات دو طرف را از هدف اصلی دور کند.

مدت دوران عقد

چنانچه مدیریت رابطه حفظ شود دوران عقد تا آماده شدن شرایط دو طرف حداکثر ۲ سال، هر چه این دوران کوتاه ترباشد هم برای طرفین و هم برای خانواده‌ها بهتر است بالعکس توصیه می‌شود دوران نامزدی کوتاه نباشد تا دو طرف همدیگر را بهتر بشناسند با نظارت خانواده ها.

منبع: آسمونی

چگونه با نامزدتان، از راه دور ارتباط برقرار کنید؟

در صورتی که نامزدتان از شما دور است، چگونه می‌توانید با او ارتباط برقرار کنید، اگر دنبال راه حلی هستید، حتما این مطلب را بخوانید.

رابطه‌های راه دور، سختی‌های خاص خود دارد، به خصوص اگر فاصله شما از عشق زندگی‌تان، زیاد باشد، اما این بدان معنی نیست که غیر ممکن است. رعایت برخی نکات می‌تواند برای حفظ رابطه‌های راه دور به شما کمک کند که ما تعدادی از آنها را در اینجا برایتان آورده‌ایم.

هر روز با هم در ارتباط باشید (اگر ممکن است بیش از یک بار در طول روز)

از آنجا که شما همدیگر را نمی‌بینید، برقراری رابطه‌ای عاطفی در طول روز برای شما ضرورت دارد. لازم نیست در ساعت‌های زیادی حتی اگر سرتان با فعالیت‌های گوناگون گرم است، ارتباط خود را با عشق‌تان حفظ کنید. قبل از هر کار، او را در جریان برنامه‌هایتان قرار دهید و به او نیز بگویید که وقت‌تان محدود است. کافی است در یک مکالمه کوتاه، یکدیگر را در جریان برنامه‌های روزانه خود بگذارید یا با ایمیل و پیامک از یکدیگر برای کارهایتان نظر بگیرید یا حتی با وب کم، یکدیگر را ملاقات کنید. این کار باعث می‌شود بفهمید که برای یکدیگر چقدر اهمیت دارید.

به برنامه‌های روزانه خود اهمیت دهید

حتی اگر سرتان با فعالیت‌های گوناگون گرم است، ارتباط خود را با عشق‌تان حفظ کنید. قبل از هر کار او را در جریان برنامه هایتان قرار دهید و به او نیز بگویید که وقت‌تان محدود است. اگر هم وقتتان آزاد است، فعالیت‌هایی مانند کتاب خواندن یا سرگرمی‌های دیگر را در برنامه خود بگنجانید. انعطاف‌پذیری در زندگی هر فردی، واجب است.

هرچند وقت یک بار، همدیگر را ملاقات کنید

تا جایی که بودجه و زمان شما اجازه می‌دهد، با نامزدتان قرار ملاقات بگذارید. یک رابطه تلفنی، به هیچ عنوان دوام نخواهد داشت؛ بنابراین از هر فرصتی برای دیدار استفاده کنید. در دیدارهایتان فعالیت‌های مورد علاقه خود را انجام دهید، به عنوان مثال با هم به رستوران بروید و از خوردن شام در کنار هم لذت ببرید. تا حد ممکن در فضاهایی خارج از خانه، یکدیگر را ملاقات کنید. به عنوان مثال مکان جدیدی را برای گشت و گذار انتخاب کنید.

یکدیگر را بشناسید

وقتتان را صرف شناخت یکدیگر کنید. هنگامی که با نامزد‌تان حرف می‌زنید، علاقمندی‌های او را یادداشت کنید و اطلاعات خود را در آن زمینه افزایش دهید تا در ملاقات بعدی، مشترکات و موضوعات بیشتری با هم برای گفتگو داشته باشید. این راه برای خرید هدیه نیز به شما کمک خواهد کرد.

از یکدیگر حمایت کنید

شما باید هر زمان که نامزد‌تان به شما احتیاج داشت، در کنارش باشید. اگر او بیمار یا دچار مشکل شد، تنهایش نگذارید. اگر او بتواند هر کاری را به تنهایی انجام دهد، دیگر احتیاجی به شما نخواهد داشت.

دلتنگی‌هایتان را نادیده نگیرید

در زندگی همه ما، زمان‌هایی وجود دارد که دلگیر و دلتنگ می‌شویم، از این لحظات، به سادگی نگذرید و آنها را نادیده نگیرید و با شریک زندگی خود، در مورد آن گفتگو کنید. در این شرایط، با دوستان‌تان به خرید بروید یا به کمک آنها، دکوراسیون خانه را تغییر دهید تا کمی حال و هوایتان تغییر کند. اعتماد طرف مقابل را به خود جذب کنید. سعی کنید حتی از فاصله دور هم که شده در یک زمان، کارهای مشترکی انجام دهید.

اعتماد، یکی از ضروریات رابطه است. بنابراین سعی کنید اعتماد نامزد‌تان را به طور کامل به خود جذب کنید و خودتان را در شرایطی که ممکن است دچار وسوسه و خیانت شوید، قرار ندهید. به او نشان دهید که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. از حسادت بیش از حد نیز خودداری کنید. کمی فضا دادن به طرف مقابل، مشکلی در رابطه شما به وجود نخواهد آورد.

کارهایتان را با هم انجام دهید

سعی کنید حتی از فاصله دور هم که شده، در یک زمان کارهای مشترکی انجام دهید. یادتان باشد افرادی که به هم نزدیکند، اگر چه زیاد با هم صحبت نمی‌کنند اما فعالیت‌های زیادی را با هم انجام می‌دهند. با این روش، احساس می‌کنید که فاصله‌ای میان‌تان نیست. مثلا غذای یکجور درست کنید، کتاب مشترک بخوانید، برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را ببینید و در انتهای آن، با هم تماس بگیرید و نظرات خود را با هم به اشتراک بگذارید.
فایلی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید. این روش نه تنها خلاقیت شما را افزایش می‌دهد بلکه طرف مقابل را نیز از افکار، ایده‌ها و حتی نگرانی‌های شما آگاه می‌کند.

از اینترنت بهره بگیرید

یک بازی آنلاین مانند شطرنج انتخاب کنید و با هم به رقابت بپردازید. این روش، احساس خوبی را به هر دوی شما منتقل خواهد کرد.

منبع: برترین‌ها

بخش کلوب ازدواج تبیان

اصول و حد روابط در دوران عقد چگونه است؟

دوران نامزدی، به طور رسمی از زمان عقد آغاز می شود و تا شروع زندگی زیر یک سقف ادامه دارد. یکی از مهمترین دغدغه‌هایی که در این نامزدی رسمی وجود دارد، حد روابط دختر و پسر و فاصله آنها از همدیگر است. این که خانواده‌ها باید بر اساس عرف عمل کنند و مانع از روابط آزاد دختر و پسر به عنوان یک زوج شوند یا باید طبق مجوز شرع، روابط زناشویی را برای آنها مجاز بدانند و تصمیم‌گیری در این زمینه را به خودشان واگذار کنند.
به طور کلی زمانی‌ که عقد جاری می‌شود، زن و شوهر از لحاظ قانونی و شرعی به همدیگر محرم می‌شوند. اما یک سری روابط بین این دو تابع فرهنگ و اجتماع است. به عنوان مثال، ممکن است خانواده، سختگیری بیشتری کنند که این‌ها زیاد با همدیگر ارتباط برقرار نکنند و این رابطه‌ها بستگی به فرهنگ خانواده زوجین دارد. اگر این زوج تابع یک محیط و یک خانواده و یک فرهنگ باشند، طبیعتا بهتر می‌توانند با همدیگر کنار بیایند. ولی اگر فرهنگشان با هم متعارض و متفاوت باشد، مشکلاتی ایجاد می‌شود.

در دوران عقد، زوجین، چه به هم بگویند؟

هر چقدر زوجین با همدیگر رک و راست‌تر باشند بهتر است؛ یک مزیتی که در دوران عقد وجود دارد، این است که اگر بین زوجین مشکلی به وجود آید، تا آنجا که ممکن است با مداخلات صحیح خانواده‌ها و مشورت کردن با آنها برطرف می‌شود و یا با مراجعه به مراکز مشاوره مشکلشان حل می‌شود.
دوران عقد بهترین دوران شناخت است زیرا افراد با ارتباط عاطفی و زناشویی می‌توانند به روحیات و رفتار یکدیگر آگاه شوند.
یک نکته مهم در دوران عقد این است که اگر زوجین در دوران عقد به این نتیجه رسیدند که واقعا با هم نمی‌توانند زندگی کنند، باید از هم جدا شوند. طلاق گرفتن قبل از عروسی، آسیب کمتری به زوجین وارد می‌کند تا بعد از عروسی و بچه‌دار شدن. در این زمینه شاید خانواده‌ها نگرانی‌هایی دارند و می گویند که اگر دوران عقد طولانی شود، زن و شوهر ممکن است مشکل به خلاف بربخورند و ناشی از این اختلافات، می‌توانند راحت‌تر از هم جدا شوند در صورتی در دوران عقد، باید به تمام مسائل اشراف کامل داشت و در صدد رفع اصولی مشکلات بود.
همچنین دوران عقد فرصت مناسبی جهت شناخت بهتر و عمیق‌تر زن و مرد از یکدیگر و در نتیجه ورود به زندگی با تفاهمی بیشتر است. به عبارت دیگر دوران نامزدی دوران آشنایی تکمیلی است و یک ازدواج نیمه تمام محسوب می‌شود. لذا نباید انتظار داشت که آنچه افراد در زندگی مشترک تجربه می‌کنند، در این دوره نیز تجربه کنند.
از دیگر مسائل مهمی که وجود دارد، مسائل ایدئولوژیک یا همان مسائل اعتقادی و مذهبی است در دوران عقد باید دقت بیشتری به آنها شود.
این مسئله در زمینه مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی هم صدق می‌کند به عنوان مثال مواردی بوده که زوجین در بحران‌های سیاسی کارشان به طلاق کشیده شده است. برخی از خانواده‌ها در تب و تاب‌های سیاسی جامعه تازه می‌فهمند از لحاظ سیاسی هیچ هم خونی با همدیگر ندارند و اختلافات بالا می‌گیرد.
این مسئله بسیار مهم است که طرف مقابل را اجبار نکنیم که حتما در همه زمینه‌ها، مثل همسرش فکر کند. تمام زمینه‌ها مانند رفت و آمد خانوادگی، مسافرت رفتن، بچه‌دار شدن، نحوه تربیت فرزندان با هم صحبت کند و نحوه صحبت کردن آنها طوری باشد باید اجازه بدهند فرد مقابل، راحت و بدون رودربایستی حرف خود را بزنند و شنونده خوبی باشند.

منبع: برنا

موانع زمینه‌ساز اختلاف در دوران عقد

پس از عقد، زوجی که در دو محیط مختلف بزرگ شده و انتظارات متفاوتی از زندگی دارند و همچنین ممکن است تصویر متفاوتی از همسر رویایی نسبت به سیمای واقعی همسر خود داشته باشند، زندگی را آغاز می‌کنند.

در این دوران، به دلیل عدم استقلال زوجین و همچنین وابستگی و مراودات زیاد زوجین با خانواده‌های خود انعطاف‌پذیری کمتری ممکن است در زوجین دیده شود. هر فرد، تحت تاثیر فرهنگ خانواده خود قرار دارد و وقتی این فرهنگ‌ها منطبق نباشد تعارض آغاز می‌شود. هر کدام از زوجین برای غلبه هنجار فرهنگی خود تلاش می‌کند و به دلیل ارتباطات توام زوجین با همدیگر از یک سو و با خانواده‌های خود از سوی دیگر، انعطاف زوجین کم می‌شود.

در این دوران، خانواده‌ها مستقیم یا غیرمستقیم برای غلبه هنجار فرهنگی خود در خانواده تازه شکل گرفته، تلاش می‌کنند. در بسیاری اوقات حتی تشویق و توصیه‌های مستقیم در انعطاف‌ناپذیری فرزند خود ارائه می‌دهند و اضافه می‌کنند اگر این هنجار در این مرحله غلبه نکند دیگر فرصتی برای ظهور ندارد. در هر خانواده‌ای سال‌ها طول کشیده است تا طی چند نسل هنجاری شکل گرفته و پذیرفته شده است اما انتظار این است که فردی که تازه با این خانواده وصلت کرده طی چند ماه فرهنگ و هنجار خود را رها کرده و هنجار جدید را بپذیرد.

همچنین از فرزند خود انتظار دارند هنجاری را که هنوز به آن عادت نکرده است، حمایت کند و با تمام قوا و با تعصبات نسلی و قومی نگذارد که این هنجار از دست برود. اما حمایت خانواده‌ها از فرهنگ خانوادگی می‌تواند آغاز تعارضی مخرب در زندگی زوج جوان باشد. این مشکل در دوران عقد، در اوج قرار دارد زیرا زوج جوان، هنوز در وابستگی و تعلق خانواده‌های خود قرار دارند.

به نظر می‌رسد مهمترین مانع تفاهم در این دوران، تفاوت‌های فرهنگی و دخالت خانواده‌ها در غلبه هنجار فرهنگی است. در صورتی که زوج جوان با این مرحله و تعارض طبیعی آن آشنا باشند، می‌توانند کمتر تحت تاثیر تعارضات قومی و نسل‌های قبل قرار گیرند. زوج جوان باید بدانند که مقدس‌ترین نهاد مستقل اجتماعی را تشکیل داده‌اند و می‌توانند برای قرار دادن هنجارهای متناسب با خودشان در این محیط برنامه‌ریزی کنند. بهتر است در این دوران، نگاه‌های قومی و قبیله‌ای را کنار گذاشته و با گفت‌وگو، سعی در یافتن هنجارهایی کنند که با آرمان‌های مشترک آن‌ها سازگاری بیشتری دارد. همچنین با مراودات و محبت‌های خود در حضور جمع، به خانواده‌ها اعلام کنند که نهاد مستقل و محکمی تشکیل داده‌اند و خود می‌توانند در این فضا هنجار و فرهنگ مورد نظر خود را ایجاد کنند. همچنین نگرانی‌های خانواده‌ها را نسبت به فنا شدن فرد در فرهنگ غیر از خانواده برطرف کنند.
زوج جوان باید بدانند که هر فرد، با دیگری تفاوت دارد و همنشینی این افراد با هم نیز نهادهای متفاوتی به وجود می‌آورد. لذا باید بدانند کلیشه واحدی به عنوان بهترین هنجار برای خانواده آن‌ها وجود ندارد و در نهایت، این زوج جوان هستند که باید به تدریج هنجارهای مورد پذیرش خودشان را تدوین و بهینه‌سازی کنند و همچنین باید بدانند برای تثبیت یک هنجار، گاه سال‌ها زمان لازم است و تا تثبیت هنجار مطلوب نیاز به تلاش وجود دارد. زوج جوان باید بدانند که تغییر همسری که سال‌ها با یک هنجار بزرگ شده و با آن زندگی کرده، نیاز به فرایندی تدریجی و طولانی دارد و انتظار نداشته باشند که این تغییر یکباره و ناگهانی صورت پذیرد. زیرا نداشتن آگاهی از تدریجی بودن و طولانی بودن فرایند تغییر فرهنگی، منجر به بروز رفتارهای نامناسب و اعمال فشار برای تغییر می‌شود و گاه این فشارها و تعارضات، تمام بنای خانواده را به لرزه می‌اندازد. همچنین خانواده‌ها بایستی به زوج جوان فرصت دهند تا هنجارهای مطلوب خود را از بین هنجارهای دو خانواده انتخاب کنند و بدانند که نگاه متعصبانه و اصرار بر پذیرش هنجار قومی و فرهنگ خانوادگی می‌تواند به تعارضی مخرب منجر شود و گاه بقای یک خانواده را مورد تهدید قرار دهد.

ناهید هاشمیان

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

جدایی زود هنگام در دوران نامزدی

حتی تصورش هم ممکن است آزارتان دهد. اما بالاخره باید بین یک ازدواج نامناسب و یک جدایی زودهنگام یکی را انتخاب کنید. طلاق گاهی قبل از زندگی زیر یک سقف برای زوج‌ها اتفاق می‌افتد و اولین شکست عاطفی شان را رقم می‌زند. تصمیم برای این اقدام کار راحتی نیست و قبل از آن باید حسابی همه موارد را سبک سنگین کرد.

چرا جدایی زودهنگام؟

طلاق علت‌های مختلفی دارد ولی یکی از مهم ترین دلایل آن، انتخاب‌های غلط است. روانشناسان توصیه می‌کنند حداقل ۹-۶ ماه زمان برای شناخت هم در نظر بگیرند و به اینکه معرف طرف مقابل، فرد مقابل اعتمادی است یا حتی مشاور او را تایید کرده، اکتفا نکنند. هرکس باید با توجه به چارچوب و نظر خانواده اش با فردی که کاندید همسری اش است، رفت وآمد کند تا بیشتر با او آشنا شود. اگر در این زمان متوجه وجود تضادها، اختلاف عقیده، رفتارهای ناپسند و… شد، باید حد آن را در زندگی مشترک ۱۰ برابر در نظر بگیرد؛ مثلا اگر کسی وقتی هنوز ازدواج صورت نگرفته پرخاشگری می‌کند و عصبی است، قطعا بعد از شروع زندگی مشترک بدتر هم رفتار خواهدکرد.

چرا غلط انتخاب می‌کنیم؟!

۱- خیلی از افراد به خصوص در این دوره و زمانه به دلیل بالا رفتن سن، مسایل مالی، خلأهای عاطفی، فرار از بایدها و نبایدهای والدین، دستیابی به استقلال و… دست به انتخاب‌های نادرست می‌زنند.

۲- گاهی جوان‌هایی که در دانشگاه یا خانواده تعامل‌های زیادی با هم دارند، بعد از مدتی به هم وابسته می‌شوند و تصور می‌کنند برای هم مناسب هستند و بی‌تدبیر پا در راهی می‌گذارند که از همان ابتدا معلوم است سرانجامی ندارد.

۳- برخی خودشان توانایی برآورده کردن و دستیابی به آرزوها و خواسته‌هایشان را ندارند و به اولین نفری که حس کنند می‌تواند آنها را به اهدافشان برساند، جواب مثبت می‌دهند.

اگر معیارهای انتخاب همسر و تشکیل زندگی به این دلایل رعایت نشود، بی‌شک پایه زندگی از همان ابتدا سست می‌شود و احتمال طلاق افزایش می‌یابد. با این حال موارد دیگری مثل بیماری‌های روانی و مشکلات شخصیتی یک فرد، دخالت‌های مخرب خانواده ها، تفاوت‌های عمیق شخصیتی و… کار را به جایی می‌رسانند که یک زوج تازه وارد، تصمیم می‌گیرند هیچ وقت با هم وارد زندگی مشترک نشوند و پرونده ازدواج شان را در همان دوران نامزدی یا عقد ببندند. اینجاست که فرد باید تصمیم قاطع بگیرد و در دام افکاری مثل این که «همه می‌دانند با هم نامزد شده ایم»، «ما را با هم دیده اند»، «صیغه محرمیت خوانده ایم» و… نیفتد چون آثار این جدایی بسیار کمتر از اثر سوء آن پس از عقد است و چه بهتر زودتر تصمیم گرفته شود.

اگر فرد نتواند رفتار طرف مقابل را تحمل کند، باید بداند بالاخره این پیوند دوام نخواهدداشت و بهتر است تصمیم درستی بگیرد. البته آسیب جدایی در این مرحله، کمتر از وقتی است که زندگی مشترک زیر یک سقف شروع می‌شود. به همین ترتیب، روند میزان آسیب پس از جدایی حالت پلکانی دارد؛ در دوران نامزدی کمتر از عقد، عقد کمتر از عروسی، بدون بچه کمتر از زوجی که بچه دارند و… پس آسیب‌های روانی و اجتماعی طلاق هر مرحله که زندگی جلوتر میرود، بیشتر و بیشتر خواهد بود.

روان پزشکان توصیه می‌کنند اگر می‌خواهید تصمیم به طلاق بگیرید، قبل از طرح عمومی آن، ابتدا با خودتان کنار بیایید. خیلی وقت‌ها افراد این کار را بدون مطالعه کافی انجام می‌دهند و وقتی به آنها در مورد عواقب و آنچه پس از طلاق در انتظارشان است گفته می‌شود، منصرف می‌شوند.

چطور این تصمیم را بگیریم؟

در هر شرایطی یک نکته را مد نظر داشته باشید. اگر جدا می‌شوید چون فکر می‌کنید همسرتان نواقصی دارد و شما می‌خواهید کسی را پیدا کنید که از هر نظر عالی باشد در اشتباهید. شانس شما برای پیدا کردن چنین کسی، همان قدر است که خودتان برای کامل و بی‌نقص شدن شانس دارید.

اگر با این فکر دارید جدا می‌شوید، باید بدانید مجموعه ای از مشکل‌ها را ترک می‌کنید و وارد مجموعه دیگری از مشکل‌ها می‌شوید زیرا مشکل در فرد مقابل نیست، بلکه در ذهنیت شماست اما اگر مشکل‌های بسیار اساسی با نامزدتان دارید و مشکل هایتان اصلا قابل حل نیستند و از روی خیالبافی تصمیم به طلاق ندارید بعد از مشورت و راهنمایی گرفتن از بزرگترها و مشاور عمل کنید.

نکته مهم این است پدر و مادر باید فرزندشان را در این زمینه راهنمایی کنند ولی به جایش تصمیم نگیرند. اصلا توصیه نمی‌شود که فرد تصمیمش را بگیرد و بدون اینکه به کسی بگوید، آن را عملی کند، ولی اینکه دیگران برای او تصمیم بگیرند و مثلا بگویند «صبر کن درست می‌شود»، کاملا غلط است. می‌توان گفت صبر کن تا درست ترین تصمیم را بگیری، نه اینکه صبر کن شاید اوضاع درست شود. پس دخالت دیگران و حتی مشاور فقط باید در حد راهنمایی باشد، نه تصمیم گیری.

چطور ماجرای طلاق را به دیگران بگوییم؟

طلاق موضوعی شخصی و مربوط به یک نفر نیست و هیچ وقت کسی یکباره تصمیم به این کار نمی‌گیرد بنابراین حتما قبلا شخص صحبت‌هایی در این مورد و حتی تهدید به طلاق انجام داده و طرف مقابل در جریان است پس اینکه کسی ناگهان تصمیم به طلاق بگیرد، نادر است. اما چگونه باید درباره تصمیم مان به طلاق به اطرافیانمان بگوییم و آنها تا چه حد می‌توانند در تصمیم گیری ما تاثیر داشته باشند؟

به نامزدمان چه بگوییم؟

معمولا کسی که به هر دلیل ادامه زندگی مشترک را برای خود غیرممکن می‌بیند، بارها و بارها تهدید به طلاق انجام می‌دهد. اگر این تهدید زیاد تکرار شود، ارزش خود را از دست می‌دهد ولی تصمیم نهایی، قطعا روندی را طی کرده و بدون پیش زمینه نیست و باید واضح و مشخص با همسر در میان گذاشته شود.

روان پزشکان توصیه می‌کنند اگر می‌خواهید تصمیم به طلاق بگیرید، قبل از طرح عمومی آن، ابتدا با خودتان کنار بیایید. خیلی وقت‌ها افراد این کار را بدون مطالعه کافی انجام می‌دهند و وقتی به آنها در مورد عواقب و آنچه پس از طلاق در انتظارشان است گفته می‌شود، منصرف می‌شوند. این کار باعث می‌شود دیگر کسی آنها را جدی نگیرد ولی اگر تصمیم به طلاق جدی بود، باید رک و راست و قاطع و محترمانه و بدون واسطه آن را با طرف مقابل در میان گذاشت. اگر کسی به هر دلیلی جرات این کار را ندارد یا از ناراحت شدن همسرش می‌ترسد، یعنی هنوز تصمیم قاطع نیست و این نشان دهنده شک و تردید است.

طلاق ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد ولی هرچه که باشد، باید واضح بیان شود و طرف مقابل حق دارد آن را بداند. در غیر این صورت آزار می‌بیند و زجر مضاعفی را متحمل خواهد شد ولی چیزی مثل از بین رفتن علاقه را که این روزها به عنوان یکی از دلایل رایج طلاق بیان می‌شود، خیلی راحت نمی‌توان توضیح داد بنابراین ممکن است افراد جمله‌هایی مانند «نمی توانم توضیح دهم»، «موضوع پیچیده ای است» و… به کار برند که باعث می‌شود دلیل اصلی این تصمیم مبهم بماند.

در این صورت، طرف مقابل احساس می‌کند حقیقت از او کتمان می‌شود، فریب خورده و بهانه‌ها واهی است و امکان دارد عکس العملی مثل خشمگین شدن نشان دهد یا حتی به قول دادن مکرر برای تکرار نکردن اشتباه‌ها پناه ببرد.

به خانواده‌هایمان چه بگوییم؟

افراد بعد از طلاق حتما به حمایت‌هایی نیاز دارند که یکی از آنها حمایت خانواده است پس مخصوصا خانم‌ها که بیشتر حمایت خانواده شان برایشان لازم است، باید والدینشان را در جریان همه مسائل قرار دهند. البته نباید اجازه دهند خانواده در تصمیم آنها تاثیرگذار باشند مگر اینکه بگویند در صورت جدایی، هیچ حمایتی از فرد نخواهندکرد. در این صورت باید بعد از سبک، سنگین کردن نکته‌های مثبت و منفی، تصمیم بگیرند. پس قبل از تصمیم قطعی، باید از حمایت خانواده مطمئن شد و با خود روراست بود تا اگر خانواده مخالفت کردند و فرد طلاق نگرفت، مدام به آنها نگوید به خاطر شما طلاق نگرفتم!

به دوستان و اطرافیان چه بگوییم؟

طلاق را نمی‌توان برای همیشه مخفی نگه داشت و بالاخره فرد باید با نقش جدیدش و اینکه دیگر متاهل نیست، کنار بیاید. طلاق خود یک استرس است و فکر اینکه به کسی در مورد آن بگویم یا نگویم، استرس مضاعفی به فرد تحمیل می‌کند اما اگر فرد آنچه بعد از طلاق در انتظارش است قبول کرده باشد و احساس خجالت نکند، راحت تر با این موضوع کنار می‌آید و پذیرفته است که دیگران این موضوع را خواهند فهمید. پنهان کردن این واقعیت از دوستان نزدیک و اقوام درجه یک ممکن نیست و بالاخره موضوع برملا و فرد از سوی این افراد حتی به دروغگویی و پنهان کاری متهم خواهد شد و این استرس بیشتری ایجاد می‌کند.

منبع: آکاایران