دوران بارداری

نوشته‌ها

کودکی و پادشاهی

تربیت فرزند در سنین مختلف باید در نظر گرفته شود. گام اول در تربیت فرزند، انتخاب همسر است. اما اگر بخواهیم مسأله را به صورت علمی پیگیری کنیم، گام های قبل از انتخاب همسر هم وجود دارد. مقداری از استعدادهای ذهنی، هوش و حافظه مورثی است. جالب تر اینکه برخی از توانایی های روانی هم ذاتی است.

حتی روان شناسان غربی نیز بر این نکته تأکید دارند که استعدادهای روانی و هنری هم از طریق ژنها منتقل می شود. اما چگونگی آن را نمی دانند. شاید بخاطر همین مسایل باشد که در انتخاب همسر معمولاً افراد به پدر و مادر طرف نگاه می کنند تا شمه‌ای از رفتار و کردار همسر آینده را دریابند. پس برای داشتن فرزندی سالم و خوب گام اول و اصلی انتخاب همسر است.

در امانت خیانت نکنیم و بخاطر داشته باشیم که همسر ما امانت است و سعی کنیم که این امانت را درست به صاحب آن برگردانیم. فرزندان ما هم امانت هستند. پدر و مادرها واسطه هستند. حال اینکه پدر و مادر هر یک باید چه شرایط و امکاناتی را داشته و یا فراهم کنند تا فرزند در پرتو آن رشدی سالم (جسمی و روحی و روانی) داشته باشد، مطلبی است در این قسمت به آن خواهیم پرداخت.
در هفت سال اول کار کلاسیک رسمی به کودک تحمیل نکنید. یادگیری با تحمیل همراه نباشد. با شور و شوق همراه باشد.

پیش از بارداری

شرایطی که ذکر شد باید حتی در زمان عمل لقاح و بسته شدن نطفه نیز لحاظ شود. در این مورد توصیه هایی در کتب دینی ما شده که اندکی به آن اشاره می کنیم: سعی شود زمانی ارتباط میان زن و شوهر برقرار شود که کشش و علاقه و تمایل زن و شوهر به یکدیگر بیشتر باشد، زیرا وقتی کشش عاطفی قوی باشد آرامش دارند و با عشق به همسر مرتبط می شود. بهتر است وضو داشته باشند. حتی بهتر آن است که غسل توبه کنند. هنگام انعقاد نطفه استرس و اضطراب نداشته و در نهایت آرامش روانی باشند. زیرا این مسأله روی نطفه بسته شده بسیار تأثیرگذار است.

دوران بارداری نیز یکی از مواردی است که بسیار حساس بوده و کتابهایی که خوانده می شود، لقمه‌ای که خورده می شود، فیلمی که تماشا و فکرهایی که مادر می کند تمام این موارد در روح مادر تأثیر می گذارد و به بچه او هم منتقل می شود. در این دوران باید به تغذیه جسمی مادر و مسایل روحی – روانی مادر نیز پرداخته شود. دوران بارداری، دوران بیان دلگیری‌ها واختلاف‌ها نیست چون در جنین اثر می گذارد. حرکات مادر به خصوص در فرزند اول و چهار ماه اول حساب شده باشد.

بارداری و شیر دادن

طبق تعالیم دینی ما، بهتر است کودک دو سال شیر بخورد. تنش های خانوادگی در میان همسران، استرس و اضطراب، فقدان استراحت و… می تواند در شیر مادر تاثیرگذار باشد. شیر دادن به کودک برای آرامش مادر هم مؤثر است و مکیدن، باعث ترشح هورمونهایی در مغز مادر می شود که آنها استرس زداست و مادر آرامش بدست می آورد.
سعی شود زمانی ارتباط میان زن و شوهر برقرار شود که کشش و علاقه و تمایل زن و شوهر به یکدیگر بیشتر باشد، زیرا وقتی کشش عاطفی قوی باشد آرامش دارند.

هفت سال اول

فرزند به مدت ۷ سال سرور است، سالار است. سیادت را با ولایت اشتباه نگیرید. برخی تصور می کنند در این هفت سال، کودک هر چه خواست باید به او داد تا عقده‌ای نشود. در این هفت سال، کار کلاسیک رسمی به کودک تحمیل نکنید. یادگیری، با تحمیل همراه نباشد. با شور و شوق، همراه باشد. تسلط در جسم مهم است به خصوص در پسرها زیرا پدرها خیلی مسؤولیت دارند. پدر وظیفه دارد کودک (پسر) را به کوه ببرد. به ورزش وادارد تا این کودک، مسلط بر جسم خود شود.

در تربیت دختر، مادران باید وقت بیشتری بگذارند. خاطرات منفی در کودک ایجاد نکنیم. اگر در زمان قطعی برق، رفتاری متفاوت داشته باشیم و از کلماتی مثل یک دفعه تاریک شد، بیا توی تاریکی بازی کنیم و… استفاده کنیم. خاطره‌ای نسبتاً زیبا در ذهن کودک نقش خواهد بست و ترس از تاریکی را در او ایجاد نمی کند. برای آموزش به کودکان، غیرمستقیم و به صورت بازی تلاش کنید اگر حالت اجبار داشته باشد نخواهند پذیرفت و اثر منفی دارد.

هفت سال دوم

آموزش رسمی و کلاسیک در کل دنیا از هفت سالگی شروع می شود. هفت سال دوم (۷-۱۴) سالگی، هفت سال مطیع بودن است. هفت سال آموزش است و می توانید بهترین آموزش‌ها را به او داد. فقط عشق و علاقه می خواهد و حوصله. لذا از استعدادهای کودکانمان در کارها استفاده کنیم. به یاد داشته باشید ما خالق استعداد نیستیم فقط کاشف آن هستیم.

تنظیم و تلخیص برای تبیان: کهتری

منبع :سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد؛ دکتر خسروی

شیر مادر در اسلام

وَ الْوالداتُ یُرْضعْنَ اَولادهُنَّ حَولَینِ کاملَیْنِ لِمنْ اَرادَ اَنْ یُتمَّ الَّرضاعةَ و عَلَی الْمَولودِ لَهُ رِزقُهنَّ و کِسوَتُهنَّ بِالمعروفِ لا تُکلَّفُ نفسٌ اِلاّ وُسعها لا تُضارَّ والدةٌ بِولَدها ولا مولودٌ لَهُ بِولدهِ و علی الْوارثِ مثْلُ ذلکَ فَانْ اَرادا فصالاً عَنْ تراضٍ منْهما و تشاوُرٍ فلا جُناحَ علیْهما و اِنْ اَردْتُمْ اَنْ تَسْترْضعوا اَولادکُمْ فلا جُناحَ علیْکُمْ اذا سَلَّمْتُمْ ما آتیْتمْ بالمعروفِ واتَّقُوا اللهَ و اعلمُوا اَنَّ اللهَ بما تَعْملونَ بصیرٌ.”(بقره/233)

مادران، فرزندان را دو سال تمام، شیر می دهند. (این) برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند. و بر آن کس که فرزند برای او متولد شده [= پدر]، لازم است خوراک و پوشاک مادر را به طور شایسته ( در مدت شیر دادن بپردازد؛ حتی اگر طلاق گرفته باشد.) هیچ کس موظف به بیش از مقدار توانایی خود نیست! نه مادر(به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به کودک را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نیز لازم است این کار را انجام دهد [هزینه ی مادر را در دوران شیرخوارگی تأمین نماید]. و اگر آن دو، با رضایت یکدیگر و مشورت، بخواهند کودک را (زودتر) از شیر بازگیرند، گناهی بر آنها نیست. و اگر (با عدم توانایی، یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه ای برای فرزندان خود بگیرید، گناهی بر شما نیست؛ به شرط این که حق گذشته ی مادر را به طور شایسته بپردازید. و از(مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و بدانید خدا، به آنچه انجام می دهید، بیناست!
دستوراتی درباره شیر دادن نوزادان
این آیه که در واقع ادامه ی بحثهای مربوط به مسایل ازدواج و زناشویی است، به سراغ یک مسأله ی مهم، یعنی مسأله ی”رَضاع” (شیر دادن) و با تعبیراتی بسیار کوتاه و فشرده و در عین حال پر محتوا و آموزنده جزئیات این مسأله را بازگو می کند.

1- نخست می گوید: “مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر می دهند”(وَ الْوالداتُ یُرضِعْنَ اَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ).

“والِدات” جمع “والِدَه”، در لغت عرب به معنی مادر است، ولی “اُمّ” معنی وسیع تری دارد که گاه به مادر یا مادر مادر، و گاه به ریشه و اساس هر چیزی اطلاق می شود.

در این بخش از آیه، حق شیردادن در دو سال شیرخوارگی به مادر داده شده، و او است که می تواند در این مدّت از فرزند خود نگاهداری کند و به اصطلاح حق حضانت در این مدت از آنِ مادر است، هر چند ولایت بر اطفال صغیر به عهده ی پدر گذاشته شده است، اما از آنجا که تغذیه جسم و جان نوزاد در این مدّت با شیر و عواطف مادر پیوند ناگسستنی دارد این حق به مادر داده شده، علاوه بر این عواطف مادر نیز باید رعایت شود، زیرا او نمی تواند آغوش خود را در چنین لحظات حساسی از کودکش خالی ببیند و در برابر وضع نوزادش بی تفاوت باشد، بنابراین قرار دادن حقّ حِضانت و نگاهداری و شیر دادن برای مادر یک نوع حق دو جانبه است که هم برای رعایت حال فرزند است و هم مادر، و تعبیر “اَوْلادَهُنَّ” (فرزندانشان) اشاره ی لطیفی به این مطلب است.

گرچه ظاهر این جمله مطلق است، و زنان مطلّقه و غیر مطلّقه را شامل می شود، ولی جمله های بعد نشان می دهد که این آیه به زنان مطلّقه نظر دارد هر چند مادران دیگر نیز از چنین حقی برخوردارند، امّا در صورت نبودن جدایی و طلاق، عملاً اثری ندارد.

2- سپس می افزاید “این برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را کامل کند”(لِمَنْ اَرادَ اَنْ یُتمَّ الرَّضاعةَ).

یعنی مدّت شیر دادن طفل لازم نیست، همواره دو سال باشد، دو سال برای کسی است که می خواهد شیردادن را کامل کند، ولی مادران حق دارند با توجه به وضع نوزاد و رعایت سلامت او این مدت را کمتر کنند.

در روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده دوران کامل شیرخوارگی دو سال، و کمتر از آن، بیست و یک ماه معرفی شده است(1).

بعید نیست این معنی از ضمیمه کردن آیه ی فوق با آیه یوَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثونَ شَهْراً: “بارداری او و از شیر گرفتنش، سی ماه است”(2) نیز استفاده شود، زیرا می دانیم معمولاً دوران بارداری نُه ماه است و هر گاه آن را از سی ماه کم کنیم بیست و یک ماه باقی می ماند که مدت معمولی شیر دادن خواهد بود، بلکه با توجّه به این که آنچه در سوره ی احقاف آمده نیز به صورت الزامی است، مادران حق دارند با در نظر گرفتن، مصلحت و سلامت نوزاد، مدّت شیرخوارگی را از بیست و یک ماه نیز کمتر کنند.

3- هزینه ی زندگی مادر از نظر غذا و لباس در دوران شیردادن بر عهده ی پدر نوزاد است تا مادر با خاطری آسوده بتواند فرزند را شیر دهد لذا در ادامه ی آیه می فرماید: “و بر آن کسی که فرزند برای او متولد شده (پدر) لازم است، خوراک و پوشاک مادران را به طور شایسته بپردازد”(وَ عَلی الْمَولُودِ لَه رِزقهنَّ و کِسْوَتهنَّ بِالمَعْرُوفِ).

در اینجا تعبیر به “الْمَوْلودَ لَهُ”(کسی که فرزند برای او متولد شده) به جای تعبیر به”اب – والد” (پدر) قابل توجّه است، گویی می خواهد عواطف پدر را در راه انجام وظیفه ی مزبور، بسیج کند، یعنی اگر هزینه کودک و مادرش در این موقع بر عهده ی مرد گذارده شده به خاطر این است که فرزند او و میوه ی دل او است، نه یک فرد بیگانه.

توصیف به”مَعْروف” ( به طور شایسته) نشان می دهد که پدران در مورد لباس و غذای مادر، باید آنچه شایسته و متعارف و مناسب حال او است را در نظر بگیرند، نه سختگیری کنند و نه اسراف.

4- در ادامه ی آیه، سخن از مسأله ی باز داشتن کودک از شیر به میان آمده و اختیار آن را به پدر و مادر واگذاشته، هر چند در جمله های سابق زمانی برای شیر دادن کودک تعیین شده بود، ولی پدر و مادر با توجّه به وضع جسمی و روحی او، و توافق با یکدیگر می توانند کودک را در هر موقع مناسب از شیر باز دارند، می فرماید: “اگر آن دو با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند کودک را (زودتر از دو سال یا بیست و یک ماه) از شیر بازگیرند گناهی بر آنها نیست”(فَانْ اَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما و تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلیهما).

در واقع پدر و مادر باید مصالح فرزند را در نظر بگیرند و با هم فکری و توافق و به تعبیر قرآن تراضی و تشاور، برای باز گرفتن کودک از شیر برنامه ای تنظیم کنند، و در این کار از کشمکش و مشاجره و پرداختن به مصالح خود و پایمال کردن مصالح کودک بپرهیزند.

5- گاه می شود که مادر از حق خود در مورد شیر دادن و حضانت و نگاهداری فرزند خودداری می کند و یا به راستی مانعی برای او پیش می آید، در این صورت باید چاره ای اندیشید و لذا در ادامه ی آیه می فرماید: “اگر (با عدم توانایی یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه ای برای فرزندان خود بگیرید، گناهی بر شما نیست، هر گاه حق گذشته ی مادر را به طور شایسته بپردازید”(وَ اِنْ اَردتمْ اَنْ تسْترْضِعُوا اَولادکُمْ فلا جُناحَ عَلیْکُمْ اِذا سَلَّمتُمْ ما آتَیْتمْ بِالْمَعروفِ).

در تفسیر جمله ی “اِذا سَلَّمْتُمْ ما آتیْتمْ بِالمَعْروفِ”، نظرات گوناگونی از سوی مفسّران اظهار شده، گروهی تفسیر بالا را پذیرفته اند که انتخاب دایه به جای مادر، پس از رضایت طرفین، بی مانع است مشروط بر این که این امر سبب از بین رفتن حقوق مادر، نسبت به گذشته نشود، بلکه حق او نسبت به مدتی که شیر می دهد طبق عادت پرداخته شود.

در حالی که بعضی آن را ناظر به حقّ دایه دانسته اند و گفته اند باید حق او طبق عرف عادت پرداخت شود، بعضی نیز گفته اند منظور از این جمله توافق پدر و مادر در مسأله ی انتخاب دایه است. و بنابراین تأکیدی می شود بر جمله ی قبل، ولی این تفسیر ضعیف به نظر می رسد و صحیح تر همان تفسیر اول و دوم می باشد و مرحوم “طبرسی” تفسیر اوّل را ترجیح داده است(3).

و در پایان آیه به همگان هشدار می دهد که “تقوای الهی پیشه کنید و بدانید خدا به آنچه انجام می دهید بینا است”(وَ اتقوا اللهَ وَاعْلَمُوا اَنَّ اللهَ بِما تَعْمَلونَ بَصیرٌ).

مبادا کشمکش میان مرد و زن، روح انتقام جویی را در آنها زنده کند و سرنوشت یکدیگر و یا کودکان مظلوم را به خطر اندازند، همه باید بدانند خدا دقیقاً مراقب اعمال آنها است.

این احکام دقیق و حساب شده و هشدارهای آمیخته به آن به خوبی نشان می دهد که اسلام تا چه حدّ برای حقوق کودکان و همچنین مادران اهمیّت قائل شده است و رعایت حدّاکثر عدالت را در این زمینه سفارش می کند، آری اسلام بر خلاف آنچه در دنیای ستمکاران وجود دارد که حقوق ضعیفان همیشه پایمال می شود، حداکثر اهمیّت را به حفظ حقوق آنان داده است.
وظیفه فرزندان در مقابل مادر
در آیه 14 سوره لقمان نیز اشاره به شیر دادن مادر به فرزند شده است. در این آیه در حقیقت جمله های معترضه ای است که در لابلای اندرزهای لقمان از سوی خداوند بیان شده است، اما معترضه نه به معنی بی ارتباط، بلکه به معنی سخنان الهی که ارتباط روشنی با سخنان لقمان دارد، زیرا در این آیه، بحث از نعمت وجود پدر و مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنها است و قراردادن شکر پدر و مادر در کنار شکر”لله”.

به علاوه تأکیدی بر خالص بودن اندرزهای لقمان به فرزندش نیز محسوب می شود چرا که پدر و مادر با این علاقه وافر و خلوص نیت ممکن نیست جز خیر و صلاح فرزند را در اندرزهایشان بازگو کنند.

نخست می فرماید:” ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم.” (و وصینا الانسان بوالدیه)

آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره کرده می گوید:” مادرش او را حمل کرد در حالی که هر روز ضعف و سستی تازه ای بر ضعف او افزوده می شد.”(حملته امه وهناً علی وهن).

این مسأله از نظر علمی ثابت شده، و تجربه نیز نشان داده که مادران در دوران بارداری گرفتار سستی می شوند، چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود اختصاص می دهند، و از تمام مواد حیاتی وجود خود بهترینش را تقدیم او می دارند.

به همین دلیل، مادران در دوران بارداری گرفتار کمبود انواع ویتامینها می شوند که اگر جبران نگردد ناراحتیهایی برای آنها به وجود می آورد، حتی این مطلب در دوران رضاع و شیردادن نیز ادامه می یابد، چرا که ” شیر، شیره جان مادر است”.

لذا به دنبال آن می افزاید:” پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است”.(و فصاله فی عامین).

البته منظور دوران کامل شیرخوارگی است هر چند ممکن است گاهی کمتر از آن انجام شود.

به هر حال مادر در این 33 ماه( دوران حمل و دوران شیرخوارگی) بزرگترین فداکاری را هم از نظر روحی و عاطفی، و هم از نظر جسمی، و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام می دهد.

جالب این که در آغاز آیه، توصیه پدر ومادر را می کند ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات تکیه روی زحمات مادر می نماید تا انسان را متوجه ایثارگریها و حق عظیم او نماید.

سپس می گوید:” توصیه کردم که هم شکر مرا به جای آور و هم شکر پدر و مادرت را”( ان اشکر لی ولوالدیک).

شکر مرا به جا آور که خالق و منعم اصلی توام و چنین پدر و مادر مهربانی به تو داده ام و هم شکر پدر و مادرت را که واسطه این فیض و عهده دار انتقال نعمتهای من به تو می باشند.

و چقدر جالب و پرمعنی است که شکر پدر و مادر درست در کنار شکر خدا قرار گرفته است .

و در پایان آیه با لحنی که خالی از تهدید و عتاب نیست می فرماید:” بازگشت همه شما به سوی من است”( الیّ المصیر).

آری اگر در اینجا کوتاهی کنید در آنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسی قرار می گیرد و مو به مو حساب می شود، باید از عهده حساب الهی در مورد شکر نعمتهایش، و همچنین در مورد شکر نعمت وجود پدر و مادر و عواطف پاک و بی آلایش آنها برآئید.

بعضی از مفسران در اینجا به نکته ای توجه کرده اند که در قرآن مجید تأکید بر رعایت حقوق پدر و مادر کراراً آمده است، اما سفارش نسبت به فرزندان کمتر دیده می شود( جز در مورد نهی از کشتن فرزندان که یک عادت شوم و زشت استثنائی در عصر جاهلیت بوده است).

این به خاطر آن است که پدر و مادر به حکم عواطف نیرومندشان کمتر ممکن است فرزندان را به دست فراموشی بسپارند، در حالی که زیاد دیده شده است که فرزندان، پدر و مادر را مخصوصاً به هنگام پیری و از کار افتادگی فراموش می کنند، و این دردناکترین حالت برای آنها و بدترین نا شکری برای فرزندان محسوب می شود.(4)

این مطلب نگاهی گذرا به اهمیت شیر دادن مادر و احکام آن از دیدگاه اسلام داشت و دانستیم که هیچ چیزی نمی تواند کودک را از شیر مادر محروم نماید.
پی نوشت ها:
1. وسائل الشیعه، جلد 15 صفحه ی177 (بابُ اَقَلِّ مُدَّةِ الرَّضاعِ و اَکْثرِه) حدیث 2 و 5 در بعضی از این روایات آمده که هر قدر از 21 ماه کمتر شود به نوزاد ستم شده است.

2. سوره ی احقاف/ آیه 15.

3. تفسیر مجمع البیان، جلد 1 و 2 صفحه 336.

4. ” تفسیر فی ظلال” جلد6، ص 484.

منبع: تبیان

تربیت فرزند حتی پیش از ازدواج

پیش از ازدواج به فکر باشید

مـلا محمد تقى مجلسى(ره)، از علماى بزرگ اسلام است. وى در تربیت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نـسـبـت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان مى داد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشد کند. مـحمدباقر، فرزند ملا محمد تقى، کمى بازیگوش بود. شبى پدر براى نماز و عبادت به مسجد جامع اصـفـهـان رفـت. آن کـودک نـیـز همراه پدر بود. محمد باقر در حیاط مسجد ماند و به بازیگوشى پرداخت. وى مشک پر از آبى را که در گوشه حیاط مسجد قرار داشت با سوزن سوراخ کرد و آب آن را بـه زمـین ریخت. با تمام شدن نماز، وقتى پدر از مسجد بیرون آمد، با دیدن این صحنه، ناراحت شد. دست فرزند را گرفت و به سوى منزل رهسپار شد. رو به همسرش کرد و گفت: مى دانید که مـن در تربیت فرزندم دقت بسیار داشته ام.

امروز عملى از او دیدم که مرا به فکر وا داشت. با این که در مورد غذایش دقت کرده ام که از راه حلال به دست بیاید، نمى دانم به چه دلیل دست به این عمل زشت زده است. حال بگو چه کرده اى که فرزندمان چنین کارى را مرتکب شده است. زن کمى فکر کرد و عاقبت گفت: راستش هنگامى که محمد باقر را در رحم داشتم، یک بار وقتى به خانه همسایه رفتم، درخت انارى که در خانه شان بود توجه مرا جلب کرد. سوزنى را در یکى از انارها فرو بردم و مقدارى از آب آن را چشیدم. ملا محمد تقى مجلسى با شنیدن سخن همسرش آهى کشید و به راز مطلب پى برد. اگر در روایات اسلامى تاکید شده که خوردن غذاى حرام ولو اندک در نطفه تاثیر سوء دارد به همین جهت است. لذا بزرگان علم تربیت گفته اند: تربیت قبل از تولد شروع مى شود. رعایت نکاتی در انعقاد نطفه، آداب مباشرت و مراقبت های هنگام بارداری از جمله زمینه سازی ها در امر تربیت معنوی کودک می باشد.

بر خلاف عقیده بسیاری از افراد که تربیت را از سن خاصی آغاز می کنند، اسلام چنین نظری ندارد؛ کما این که حدیث بسیار ارزشمند نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) مبنی بر این که “برای نطفه های خویش بهترین را انتخاب کنید؛ زیرا اخلاق فرزندان ریشه در اخلاق گذشتگان دارد”. (کنز العمال، ج۱۶)، نشان می‌دهد که اسلام در مورد تربیت کودک، دوران قبل از ازدواج و ویژگی‌ زوجین را مد نظر قرار می دهد.

چنین حدیثی همه نشان از اهمیت تربیت نسل صالح و شایسته می باشد. و «اگر پدر و مادر بخواهند فرزندی سالم در ابعاد جسمی و روانی پرورش دهند، در درجه اول خود باید افرادی سالم به ویژه‌ از جنبه های اخلاقی و روانی باشند».

بنابراین، تربیت کودک نه از دوران بارداری بلکه حتی قبل از ازدواج مهم است. ولی در عین حال نباید نقش محیط پیرامون را نادیده انگاشت. تربیت معنوی کودک یعنی پرورش ایمان، سجایای اخلاقی و عواطف در کودک. در جهان امروز موضوع تربیت اطفال یکی از اساسی ترین مسائل اجتماعی و از ارکان مهم سعادت بشر است. از دید اسلام کودک ملک خدا و از آن اوست. از جمله عوامل مؤثر در تربیت، وراثت و محیط می باشد. وراثت: ویژگی ها و اختصاصاتی می باشد که از گذشتگان و اجداد به انسان منتقل می شود و محیط: مجموعه عوامل عادی بیرونی است که انسان را احاطه کرده و از ابتدای حیات آدمی تا پایان یافتن زندگی این جهانی بر انسان تأثیر تربیتی می گذارند همچون محیط خانه و خانواده، رفاقت، مدرسه، اجتماع و عوامل ارتباطی (رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله و…).

آزادی کودک، نظارت و مراقبت از رفتار کودک، رعایت مساوات و پرهیز از تبعیض بین کودکان، نرمی و ملاطفت با آنها در برابر سخت گیری و خشونت از اصول تربیتی فرزند در شیوه ی معصومین علیهم السلام می باشد. موعظه و نصیحت، تشویق، تنبیه، داستان سرایی، فراهم آوردن وسایل سرگرمی (مطالعه آثار علمی و مذهبی، مسافرت، گردش و ورزش) نیز از جمله شیوه های تربیتی در تربیت کودکان می باشد. قبل از تولد فرزند والدین باید زمینه هایی را در امر تربیت معنوی او فراهم کنند که از جمله آنها انتخاب همسر است.

علت این که اسلام این همه در نحوه ی انتخاب همسر تأکید دارد، مسأله تولد کودکان است. رعایت نکاتی در انعقاد نطفه، آداب مباشرت و مراقبت های هنگام بارداری نیز از دیگر زمینه سازی ها در امر تربیت معنوی کودک می باشد. در آغاز تولد نیز مراسم های خاص نوزاد در تربیت اسلامی هم باید رعایت شود همچون ذکر اذان و اقامه، تسمیه و نامگذاری، مراسم تحنیک، ختنه، تراشیدن موی سر، دادن تصدق، ولیمه و عقیقه. و بعد از زمینه سازی های لازم به پرورش فطریات در کودک می پردازد.

حدیث بسیار ارزشمند نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) مبنی بر این که “برای نطفه‌های خویش بهترین را انتخاب کنید؛ زیرا اخلاق فرزندان ریشه در اخلاق گذشتگان دارد”. (کنز العمال، ج۱۶)

از جمله فطریات در کودک، پرورش ایمان است. اولین اصلی که در راه تربیت صحیح با زبان ساده و قابل فهم باید به کودک آموخت، ایمان به خداوند است. و بعد پرورش اخلاق در کودک است همچون راستگویی، وفای به عهد و اعتماد به نفس که اساس آنها از دوران طفولیت در روان کودک پی ریزی می شود.

از دیگر فطریات، پرورش عواطف در کودکان است که یکی از بهترین وسایل پرورش صحیح عواطف کودکان نوازش کودک و ابراز مهر و محبت نسبت به اوست. آغاز پیدایش حس مذهبی در کودکان نیز با بررسی که روانکاوان به عمل آورده اند، مربوط به ماه های قبل از چهار سالگی و حتی در برخی کودکان از حدود سنین ۲ یا ۳ سالگی هم دیده شده است. به همراه افزایش سن، این احساس علنی می شود آنچنان که در سن ۶ سالگی می توان به وضوح تظاهرات مذهبی را در کودک مشاهده کرد. از جمله تظاهرات مذهبی در کودک، مسأله نماز است که برای پذیرفتن و یادگیری نماز توسط کودک، حضور چند عامل به عنوان شرط ضروری لازم می باشد.

از جمله عامل آمادگی و توانستن است همچون آمادگی جسمی، بیانی و عاطفی کودک و نیز عامل رغبت و خواستن، تکرار و مداومت در عمل و تشویق و تأیید مثل آفرین و مرحبا گفتن به کودک. والدین باید در سه مرحله فرزند خود را برای نماز صبح بیدار کنند. مرحله اول وقتی خودشان بیدار می شوند، مرحله دوم پس از وضو و آماده شدن برای نماز و مرحله سوم پس از نماز. پس با بررسی این موضوع می توان به این نتایج رسید که تربیت فرزند طبق روایات ائمه(علیهم السلام)، باید از زمان انتخاب همسر شروع شده و والدین به ویژه مادران در امر تربیت فرزندان نقش اساسی و مهمی را ایفا می کنند. اعمال و رفتار والدین در امر تربیت فرزندان از جمله اساسی ترین برنامه ها در زمینه تربیت کودک می باشد. (همچون اهمیت دادن والدین به مسائل اخلاقی، عبادی و…). در جامعه امروز محبت والدین به فرزندان در تربیت صحیح آنها نقش مهمی را ایفا می کند و بکارگیری دستورات اسلام، در زمینه های تربیتی نیز راه گشای بسیاری از مشکلات خانواده ها و جامعه می باشد. بنابراین والدین باید در جهت پرورش روح و روان فرزندان سرمایه گذاری کرده و این مسأله را به عنوان یک مسأله حیاتی دانسته و سرلوحه برنامه های زندگی مشترک خود قرار دهند… .

منبع: lalay.ir

دریچه‌های خیر و رحمت الهی

ما انسان‌ها غالبا در پی تغییر موقعیت خود هستیم، حال یا در زمینه مادیات و یا در زمینه معنویات و حاضریم به هر دری بزنیم برای یافتن راهی که ما را به بیشترین نتیجه برساند. اما گاه می‌بینیم که هر چه بیشتر به این در و آن در می‌زنیم کمتر نتیجه می‌گیریم و نا امید و سر خورده نادانسته درهای گشوده و روزنه‌های امید را هم می‌بندیم مثلا ما می‌خواهیم کاری را آغاز کنیم و تمام تلاشمان را می‌کنیم و شب هنگام که پس از تلاشی بی نتیجه وارد خانه می‌شویم دری از رحمت به روی ما گشوده می‌شود پدر یا مادرمان با لبخندی گرم پذیرای ما می‌شوند اما به جای استفاده از این مایه‌های خیر و سعادت و این دریچه‌های برکات الهی با یک رفتار نا به جا از سر خستگی و رفتاری سرد این در را هم به روی خود می‌بندیم. بله، پدر و مادر گنج‌هایی هستند در دستان ما با هر خوبی به آنها ممکن است صدها خیر و برکت را به سوی خود جذب کنیم و عکسش هم صادق است.

یکى از عوامل سبب سازى در زندگى، و رو کردن و توجه خدا به ما احسان به والدین است قرآن در آیات متعددى می‌فرماید: و بالوالدین احسانا۱ مثل این آیه:

«وَ قَضَى رَبُّک أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَک الْکبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَ لاَ تَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلاً کرِیمًا»؛ پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى‏] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

نیکى به پدر و مادر برکات زیادى در زندگى انسان دارد یکى از آنها توسعه در رزق است پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

من سره ان یمد له عمره و یبسط رزقه فلیصل ابویه.۲؛ هر کس دوست دارد که عمرش طولانى و رزق و روزى‌اش فراوان گردد، پس به پدر و مادر خویش نیکى کند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

ان احببت ان یزید الله فى عمرک فسر ابویک ۳؛ اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد گردان.

شهید مطهرى(رحمه الله) می‌گوید: گهگاه که به اسرار وجود خود و کارهایم می‌اندیشم، احساس می‌کنم یکى از مسائلى که باعث خیر و برکت در زندگى‌ام شده و همواره عنایت و لطف الهى را شامل حال من کرده است، احترام و نیکى فراوانى بوده است که به والدین خود کرده ام و به ویژه در دوران پیرى و هنگام بیمارى علاوه بر توجه معنوى و عاطفى و با وجود فقر و مشکلات مادى در زندگى‌ام، تا آنجا که تواناییم اجازه می‌داد، از نظر هزینه و مخارج زندگى به آنان کمک و مساعدت می‌کردم.۴
هر کس دوست دارد که عمرش طولانى و رزق و روزى اش فراوان گردد. پس به پدر و مادر خویش نیکى کند

حضرت آیت الله خامنه‌اى رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) می‌فرمود: اگر بنده در زندگى خود توفیقاتى داشته‌ام باید از نیکى‌هایى باشد که نسبت به والدینم کرده ام.
ایشان می‌فرمودند: پدرم در سنین پیرى به یک بیمارى صعب العلاج چشمی مبتلا شده بودند. آن روزها در قم بودم و مرتب براى مداواى او به مشهد می‌رفتم و چون معالجه او در مشهد پیشرفتى نمی‌کرد، او را به تهران آوردم و دکترها نیز ما را مأیوس کردند و گفتند: هر دو چشم ایشان علاج ناپذیر است. البته بعد از دو سال یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم می‌دید، اما در آن زمان مطلقا نمی‌دید و باید دستشان را می‌گرفتیم و راه می‌بردیم. لذا براى من غصه‌اى درست شده بود که اگر پدر را رها کنم و به قم بروم، ایشان مجبور خواهند بود در گوشه‌اى بنشینند که این براى من خیلى سخت بود. و ایشان با من یک انس به خصوصى داشت، با من دکتر می‌رفت و برایش آسان نبود که با دیگران به دکتر برود.

بنده وقتى نزد ایشان بودم، برایشان کتاب می‌خواندم و با هم بحث علمی می‌کردیم و از این رو با من مانوس بود. به هر حال، احساس کردم که اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم، ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاده تبدیل می‌شود و این مساله هم براى او بسیار سخت بود و هم براى من و از طرفى رها کردن قم هم براى من غیر قابل تحمل بود؛ زیرا سعادت دنیا و آخرتم را در قم می‌دیدم.

روزى با یکى از دوستانم مساله را در میان گذاشتم، او تاملى کرد و گفت: شما براى خاطر خدا از قم دست بکش و برو در مشهد بمان؛ خدا دنیا و آخرت تو را می‌تواند از قم به مشهد منتقل کند. من یک تأملى کردم و دیدم عجب حرف خوبى است، بنابراین تصمیم گرفتم در مشهد بمانم و از پدرم پرستارى نمایم و اگر بنده در زندگى توفیقى داشتم، به اعتقادم ناشى از همان نیکى به پدر و مادرم بوده است.۵

هر نگاه با محبتی به پدر و مادر نزد خدای متعال داری ارزش است و رفتار به آنها به هر نحوی از اموری است که هم در دنیا بازتاب دارد هم در آخرت پس بکوشیم قبل از این که خدای ناکرده از دستشان دهیم کمر همت به خدمتشان بندیم و به سفارشات خداوند متعال هم در رابطه با این عزیزان عمل کرده باشیم.

قرآن می‌گوید: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَى وَالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ».۶

انسان را [نسبت‏] به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنیا آورد. و بار برداشتن و از شیر گرفتنِ او سى ماه است، تا آن گاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد، می‌‏گوید: «پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس گویم و کار شایسته‏اى انجام دهم که آن را خوش دارى، و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‏پذیرانم».

 پی‌نوشت‌ها

۱- بقره؛ ۸۳، نساء؛ ۳۶، انعام؛ ۱۵۱، اسراء؛ ۲۳

۲- بحارالانوار، ج ۷۱،ص ۸۵

۳- امالى طوسى، ص ۲۴۵

۴- سرگذشتهاى ویژه از زندگى استاد مطهرى

۵- مجله نداى جمعه، ش ۲،ص ۱۰٫

۶- سوره احقاف آیه ۱۵٫

منبع: مشیت الهی در سبب سازی و سبب سوزی؛ محمود اکبری. فرآوری: رهنما؛ گروه دین و اندیشه تبیان