دلشوره

نوشته‌ها

گریه کردن و اظهار بدبختی، استرس را کم نمی‌کند

برای بسیاری از ما پیش آمده که در مواقعی استرس می‌گیریم و گاه دلایل آن را هم نمی‌دانیم. در تعریف از استرس می‌توان گفت وقتی فرد، در یک موقعیت جدید و یا یک مشکل قرار می‌گیرد، امکانات خودش را برای حل مشکل ارزیابی می‌کند و اگر به نظرش برسد که امکانات موجود او برای حل مشکل کافی نیست، دچار استرس می‌شود.

هر چقدر که فرد، احساس کند میزان منابع‌‌اش برای مبارزه با مشکل ناکافی است، استرسش شدیدتر می‌شود. در دراز مدت، این استرس می‌تواند وضع افکار، شناخت‌ها، استدلال، منطق و حافظه افراد را به هم بریزد و همچنین هیجانات و همین طور سلامت جسمی او را نیز تخریب کند. حالا سوال این است که اگر یک انسان، اشتباهاً تصور کند که امکاناتش برای حل مسایل کافی نیست، چه آسیبی می‌تواند ببیند؟ یعنی فرد بی‌جهت دچار استرس می‌شود؛ در حالی که واقعاً این توانمندی را دارد که مشکلش را حل کند و فقط تصور می‌کند ناتوان است و به عبارتی دیگر، خیلی بی‌جهت دچار انواع بیماری‌های روانشناختی و جسمانی در دراز مدت خواهد شد.

خصوصیات این افراد، به این شکل است که فرآیندهای شناختی و منطقی‌شان را به درستی نمی‌توانند به کار بگیرند و این‌ها بیشتر هیجان آنها بر شناختشان برتری دارد و نمی‌تواند به طور منطقی از پس مشکلات خود بر نمی‌آیند و شکل نادرست و ناکارآمد و نارسا به اتمام می‌رساند؛ مثلاً افرادی‌ که افکار خودکار دارند، معتقدند “دنیا یا سفید است و یا سیاه. من یا خوشبختم و یا بدبختم. مشکلاتم را حل کنم و یا نمی‌توانم” این افراد طبیعتاً به محض کوچکترین ناملایمتی در زندگی خودشان را رها می‌کنند و می‌گویند: «من بدبختم و هیچ مشکلی را نمی‌توانم حل کنم و کار من تمام است»؛ بنابراین یک استرس شدیدی را به خودش وارد می‌کند در حالی که این طور نیست و اگر این فرد فکرش را متمرکز و از دیگران کمک بگیرد و از فعالیت‌های عقلانی استفاده کند، می‌تواند مشکلاتش را حل کند.

می‌توان گفت مهمترین عامل شکل‌گیری استرس، افکار نادرست و یا به عبارتی منطق، استدلال و شناخت‌های غلط است و این که فرد نتواند از توانمندی‌های هوشمندی، استدلال و منطق که خداوند به او داده است به خوبی استفاده کند و مشکلات مبارزه کند. حال افراد استرسی در مقابل استرس خود چطور رفتار می‌کنند؟

یکی از بدترین واکنشی که یک فرد می‌تواند در مقابل استرس انجام دهد، این است که از قرار گرفتن در عوامل و یا محیط‌های استرس‌زا اجتناب کند و یا با واکنش‌هایی مانند گریه کردن، روی آوردن به قرص‌های روانگردان، مواد مخدر، مواد محرک، استفاده از الکل، خوابیدن و یا خوردن بیش از اندازه، قهر کردن و رویاپردازی بخواهد استرسش را کنترل کند که این‌ها روش‌هایی است که روانشناسان “گریز اجتناب” می‌نامند و معتقدند که در تمام دنیا می‌تواند سرچشمه بدتر شدن مشکل و افزایش استرس و طبیعتا به دنبال آن پیامدهای منفی جسمانی و روانشناختی در فرد شود.

این افراد باید به جای فرار کردن و یا اجتناب از موقعیت‌های استرس‌زا، به طور شجاعانه در موقعیت استرس‌زا قرار بگیرند و به طور عاقلانه‌ای سعی کنند راه حل‌های متعددی را استفاده کنند. همچنین باید در همان موقعیت، خلاقیت‌ها را به کار گرفت و راهی پیدا کرد که بتوان در جهت اهداف حرکت و کمترین آسیب را دریافت کرد.

امروزه گرایشی به نام روانشناسی سلامت در علم روانشناسی گسترش پیدا کرده که اثر استرس‌های روانشناختی را روی مجموعه بیماری‌های جسمانی، اندازه‌گیری می‌کند. یعنی می‌توان بیماری‌هایی از قبیل دستگاه مشکلات گردش خون، پوست و تنفس نام برد که تحت تاثیر استرس به وجود می‌آیند و تشدید می‌شوند؛ به طور مثال؛ بیماران مبتلا به سرطان، هنگامی که استرس آنها کاهش پیدا می‌کند، بهتر می‌توانند با بیماریشان مبارزه کنند و حتی این موضوع در زنان نابارور هم صدق می‌کند و زمانی که استرس آنها کاهش پیدا می‌کند، احتمال باروری آنها هم افزایش می‌یابد. بنابراین استرس می‌تواند تمام جنبه‌های روانشناختی ما را تحت تاثیر خود قرار بگیرد.

منبع: مصاحبه برنا با علی‌رضا آقایوسفی دکترای روانشناسی و استاد دانشگاه؛

(تنظیم و تغییر بخش خانواده شیعی سایت الشیعه؛ حسین فاضلی)

کمی استرس مفید است

این نوع استرس، به زندگی معنی و امید می‌بخشد. کمی استرس، فرد را اجتماعی‌تر می‌کند…

به گفته بعضی از محققان، استرس کوتاه‌مدت، آن طور که تصور می‌شود، بد نیست. بخشی از رویدادهای مهم زندگی از جمله ازدواج کردن، بچه‌دار شدن و… می‌تواند پراسترس و هیجان‌آور هم باشد.

در این مطلب به نقل از «MSN» به چند علت فواید داشتن کمی استرس اشاره شده است:

کمی استرس، به زندگی هیجان می‌دهد.

هر چند استرس‌های طولانی مدت در ایجاد بیماری‌هایی مانند بیماری قلبی، زخم معده، چاقی معده و اختلال حافظه نقش دارد اما باید دانست که در برخی موارد، کمی استرس می‌تواند باعث احساس خرسندی یا احساس مثبت در ما شود؛ به عنوان مثال ازدواج یا پیشرفت شغلی، اگر چه همراه با استرس است اما استرس آن، منفی نیست زیرا فرد، احساس استرس و کمی ترس می‌کند اما هیجان هم دارد. این نوع استرس، به زندگی معنی و امید می‌بخشد.

کمی استرس، فرد را اجتماعی‌تر می‌کند.

نتایج بررسی‌های محققان آلمانی در سال ۲۰۱۲ نشان می‌دهد، افرادی که یا به دلیل سخنرانی یا انجام تست ریاضی، دچار استرس می‌شوند، به طور چشمگیری نسبت به افرادی که تحت موقعیت‌های استرس‌زا قرار نگرفته‌اند، رفتارهای اجتماعی مثبت‌تری دارند. این افراد، اعتماد بیشتری به دیگران می‌کنند و در جلب اعتماد دیگران نیز موفق‌ترند.

کمی استرس، حافظه را بهبود می‌دهد.

کمی استرس، باعث ترشح هورمون‌های کورتیزول می‌شود. بررسی‌های اخیر محققان آمریکایی روی گروهی داوطلب نشان داد، حافظه آن دسته از داوطلبانی که بر اثر استرس، میزان تولید کورتیزول در آن‌ها افزایش یافته بود، نسبت به افرادی که هیچ افزایشی نداشتند، بهبود یافت.

کمی استرس، قدرت خلاقیت را تقویت می‌کند.

برای خلاق بودن در هر امری، از جمله نویسندگی، شعرسرایی یا یافتن راهبرد جدید کاری، کمی استرس لازم است زیرا این امر باعث می‌شود فرد کاملاً روی کار خود متمرکز شود.

کمی استرس، فرد را آگاه می‌سازد.

استرس یعنی واکنش هورمونی بدن به خطر؛ به عبارت دیگر، استرس به ما انرژی فیزیکی و ذهنی می‌دهد تا بتوانیم با هر نوع وضعیت و شرایطی کنار بیاییم. به عنوان مثال، هنگام رانندگی، فرد را نسبت به تهدیدها آگاه‌تر می‌کند یا هنگام مصاحبه کاری، به فرد جرأت بیشتری می‌دهد.

کمی استرس، سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند.

طی آزمایشی که روی نمونه‌های آزمایشگاهی انجام گرفت، مشخص شد هنگامی که موش‌ها در معرض استرس خفیف قرار می‌گیرند، در آن‌ها انواع سلول‌های ایمنی فعال می‌شود.

کمی استرس، در بهبود سریع‌تر بیماری‌ها نقش دارد.

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد بیمارانی که بعد از عمل جراحی دچار استرس‌های کوتاه‌مدت می‌شوند، نسبت به دیگران سریع‌تر بهبود می‌یابند.

منبع: میگنا

راه‌های غلبه بر استرس امتحان رانندگی

حدود ۴۰ درصد از افراد، در امتحان رانندگی قبول نمی‌شوند. بسیاری، این کار را نشدنی می‌دانند و با راه‌های غلبه بر استرس امتحان رانندگی آشنایی ندارند. عدم آمادگی و تعلیم دیدن توسط یک مربی ناشایست، نقش زیادی را در قبول نشدن فرد ایفا می‌کنند.
یکی از عوامل دیگر، استرس است یعنی با وجود آمادگی کامل، کف دست‌ها عرق کرده، ضربان قلب، نامنظم شده و در معده خود، احساس ناراحتی می‌کنید. باید این را بدانید که افسر راهنمایی رانندگی، دشمن شما نیست.

به خود بگویید آماده هستم

اگر آمادگی لازم را نداشته باشید، نمی‌توانید در امتحان رانندگی قبول شوید. یک تعلیم‌دهنده رانندگی خوب، تا زمانی که به استاندارد امتحان دادن نرسیده باشید، اعلام نمی‌کند که برای امتحان دادن آماده هستید. به خود بگویید کاری را که هم اکنون انجام می‌دهم، پیش از این بارها انجام داده‌ام. این روش کمک زیادی به شما می‌کند که اعتماد به نفس پیدا کنید.

در مورد امتحان رانندگی با کسی صحبت نکنید

برای غلبه بر استرس امتحان رانندگی، به همه نگویید که قصد دارید امتحان رانندگی بدهید. صحبت نکردن در مورد این موضوع، از فشاری که روی شما است، می‌کاهد؛ بنابراین فقط به افرادی که مایل هستید یا لزوم دارد، بگویید که قصد دارید امتحان رانندگی دهید.

از غذا خوردن غافل نشوید

قبل از امتحان دادن، غذا خوردن ممکن است آخرین چیزی باشد که به ذهن شما برسد اما بدون غذا خوردن، ذهن شما آمادگی لازم را برای امتحان دادن نخواهد داشت. برای مبارزه با استرس امتحان رانندگی، با خوردن چیزی قبل از امتحان تمرکز پیدا می‌کنید. لازم نیست یک وعده غذایی کامل میل کنید؛ خوردن یک موز، کافیست.

برای کاهش استرس آزمون رانندگی، تظاهر کنید که این یک آزمون آزمایشی است

آزمونگر ممکن است یک لباس مخصوص بپوشد و یک تخته رسم نیز در دست بگیرد اما سعی کنید به خود تلقین کنید که این امتحان نیز همانند سایر امتحان‌ها است.

بدین طریق با وجود این که همچنان بهترین عملکرد را از خود نشان می‌دهید اما کمتر دچار ترس و دلهره می‌شوید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از شما نمی‌خواهد کاری را که برای آن تعلیم ندیده‌اید انجام دهید.

در زمان مناسب به مرکز امتحان برسید و مطمئن شوید که در آن روز سرتان شلوغ نیست

برای غلبه بر استرس امتحان رانندگی، پانزده دقیقه قبل از شروع امتحان به مرکز امتحان برسید تا مجبور نشوید عجله کنید یا زیاد منتظر بمانید و مطمئن شوید در روزی که قصد امتحان دادن دارید، از انجام سایر کارهای استرس زا فارغ هستید.

در روز امتحان زیاد تمرین نکنید

شما از چند روز و چند هفته و حتی چند ماه قبل، برای امتحان تمرین کرده‌اید؛ بنابراین نیازی نیست در روز امتحان، پارک کردن درست را تمرین کنید. قبل از امتحان می‌توانید در اطراف منزل خود با ماشین چرخ بزنید اما نیازی نیست که به جاده زده و خود را خسته کنید.

از مصرف کافئین خودداری کنید

ممکن است فکر کنید پس از گذراندن یک شب پر استرس همراه با بی‌خوابی، باید برای غلبه بر استرس امتحان رانندگی، تا می‌توانید قهوه بنوشید اما مصرف زیاد کافئین قبل از امتحان، می‌تواند باعث شود که بیشتر مضطرب شوید. در عوض می‌توانید مقدار زیادی آب بنوشید یا یک آرامبخش طبیعی مانند چای بابونه میل کنید.

به دستشویی بروید

برای این که در حین امتحان دچار حواس پرتی نشوید، حتما قبل از امتحان به دستشویی بروید.

به یاد داشته باشید که نیازی نیست عجله کنید

برای غلبه بر استرس امتحان رانندگی، به این فکر کنید که امتحان رانندگی برای این نیست که سرعت شما در حین دنده عقب گرفتن سنجیده شود. هنگام تغییر مسیر دادن عجله نکنید و این کار را با صبر و حوصله انجام دهید و به خود یادآوری کنید که همواره می‌توانید خود را اصلاح کنید. افسر راهنمایی رانندگی می‌خواهد مطمئن شود که اصول رانندگی را به درستی انجام می‌دهید و در هنگام تغییر جهت دادن، جوانب احتیاط را رعایت می‌کنید پس نیازی به عجله نیست.

خود را زیاد سرزنش نکنید

اگر در حین انجام امتحان، اشتباهی از شما سر زد، خود را نبازید و به کارتان ادامه دهید، سعی کنید ادامه امتحان را به خوبی بگذرانید. خیلی مواقع ما به خودمان می‌بازیم و نمی‌توانیم ادامه دهیم. به خودتان ایمان داشته باشید. راه‌های زیادی برای غلبه بر استرس امتحان رانندگی و کسب موفقیت ذکر شد که بدون شک میتوانند کمکتان کنند، این یک امتحان ساده است که بدون شک از پس آن بر میایید، اما پیش از هر چیز باید به این نکته توجه کنید که باید تلاش جدی داشته باشید تا راننده خوبی شوید.

منبع: ویکی روان

چگونه بر استرس انتخابات غلبه کنیم!

نتایج یکی از نظرسنجی‌های انجمن روانشناسی آمریکا (APA) درباره استرس نشان می‌دهد که بدون در نظر گرفتن گرایش سیاسی، بیش از نیمی از مردم به‌ طور قابل‌ملاحظه‌ای برای انتخابات استرس دارند. این نخستین بار نیست که درباره استرس انتخابات صحبت می‌شود. پیش از این هم یکی از روانشناسان، اختلال جدیدی را به نام اختلال استرس انتخاباتی نام‌گذاری کرده است.

در بسیاری از موارد، خستگی ناشی از انتخابات و بلاک‌کردن دوستان در شبکه‌های اجتماعی به دلایل سیاسی به وفور مشاهده می‌شود. ‌ای‌پی‌ای هم آماری ارایه‌ کرده که آن را تایید می‌کند. نگاهی کوتاه به نظرسنجی انجمن روانشناسی آمریکا (APA) می‌اندازیم: از ۳۵۰۰نفر جامعه آماری٬ ۳۸‌درصد گفته‌اند بحث و جدل‌های انتخاباتی در فضای مجازی به آنها استرس وارد می‌کند. استفاده‌کنندگان فضای مجازی در مقایسه با کسانی که از این فضا استفاده نمی‌کنند، گزارش کرده‌اند که بیشتر دچار استرس می‌شوند. میزان استرس در زنان و مردان یکسان است، چرا که برای انتخابات، استرس دارند. افراد مسن بیشتر از همه ۵۹درصد، نسل جوان ۵۶درصد، بیبی بومرز (متولدان دوران جنگ جهانی دوم) ۵۰درصد و نسل ایکس (متولدان دهه ۵٠میلادی) ۴۵درصد.

این گزارش، انتخابات را به فاجعه‌ای تشبیه می‌کند که نمی‌توانید به آن نگاه نکنید یا از آن دوری کنید، بنابراین نکته‌های جالبی پیشنهاد می‌دهد تا با توجه به آن بتوان این مرحله را پشت‌سر گذاشت:

مطلع باشید، اما فضای مجازی را خاموش کنید، درباره انتخابات با افرادی که احتمال دارد باعث شروع کشمکش شوند، بحث نکنید. از استرس خود برای انجام کارهای نتیجه‌بخش‌تری استفاده کنید، مانند مشارکت مدنی محلی. اگر از کسانی هستید که به خاطر آنچه می‌گذرد استرس شدید دارید، خودتان می‌توانید این‌ روش‌های علمی را تمرین کنید تا آرامش فکری داشته باشید و روزهای آینده را سریع‌تر بگذرانید.

الان بهترین وقت برای شروع مدیتیشن است

تحقیقات نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند در طول زمان، بعضی قسمت‌های مغز را عوض کند، قسمت‌هایی که احتمالا در حین این فصل انتخابات ورزش بیشتری می‌کنند. برای مثال، مدیتیشن ثابت کرده است که در آمیگدال، کاهش حجم اتفاق می‌افتد که کنترل‌کننده ترس و احساس است و فشار روانی کل بدن را کاهش می‌دهد، همچنین نشان داده است که فعالیت بخش خودمحور را در مغز کاهش می‌دهد که شبکه خودکاری‌ است که مسئولیت پرش‌ذهن و بی‌قراری را بر عهده دارد. پس ممکن است هر بار که اتهام جدیدی درباره یک کاندیدا یا رفتار گذشته‌اش مطرح می‌شوند، مدیتیشن بتواند بعضی از این قسمت‌ها را از کار بیندازد.

به تجربه فعلی خود آگاه باشید

به‌ جای این‌ که خشم منطقی خود را نسبت به یک نامزد مشخص سرکوب کنید، اگر سعی کنید به احساسات لحظه‌ای خود آگاه باشید، از بار احساسی‌تان کم می‌شود. این اساس تمرکز حواس است. سعی کنید بدون قضاوت، حال حاضر خود را درک کنید (مثلا آه، معده‌ام درد می‌کنه و هر وقت که صدای نامزد خاصی را می‌شنوم، موهای تنم سیخ می‌شه!)، این راه خوبی است برای پذیرش احساسات‌تان تا بعد بتوانید مشکلات را از بین ببرید.

برای آن حس اسم بگذارید

افرادی که می‌توانند بین سایه‌های نامحسوس حس منفی، تفاوت بگذارند بهتر می‌توانند با آن کنار بیایند. مثلا زمانی که سرخورده شده‌اید، مورد اهانت قرار گرفته‌اید، احساس انزجار دارید و… در همه این موارد باید بتوانید احساس خود را تشخیص دهید. بررسی‌ها نشان داده نام‌گذاری احساسات به کاهش حساسیت احساسی مرتبط است و این ارتباط در اسکن‌های مغز قابل‌مشاهده است. پس به جای تحمل‌کردن احساسات منفی به‌ عنوان یک توده بی‌نظمی از منفی‌گرایی (ای خدا! از این آدم متنفرم!)، سعی کنید این احساسات صریح را کمی دست بیندازید (وای، من هر بار که قیافه این آدم‌ رو می‌بینم، دستپاچه و مردد و مضطرب می‌شم). اگر می‌توانید این کار را بکنید، ممکن است کمتر از این جریان استرس بگیرید.

«رفتار درمانی شناختی» را روی خودتان امتحان کنید

رفتار درمانی شناختی، به این صورت است که اگر در ترس یا افکار منفی، غوطه‌ور هستید (به مورد بالا رجوع کنید)، سعی کنید زمانی که آگاه شدید، آگاهانه آنها را به سمت مثبت هدایت کنید. مثلا وقتی که درباره آینده‌ای در ریاست نامزدی که نمی‌توانید تحملش کنید و برای فرار به کشوری دیگر نقشه می‌کشید، بدانید که ذهن‌تان احتمالا بیش از حد کار می‌کند تا بدترین سناریو را درنظر می‌گیرد. بعد از این‌ که به فکر خود واقف شدید، مسیر تفکر خود را به سمت حقیقتی منطقی‌تر تغییر دهید، به خود بگویید «حتی در بدترین شرایط که آن نامزد ترسناک انتخاب شود، کنترل و توازنی وجود دارد که از فاجعه جلوگیری کند». به خود بگویید که همه چیز به بدی چیزی که فکرتان می‌سازد نیست.

خودتان را در غرق قرص نکنید

سیگارکشیدن یا فرار از حقیقت انتخابات، ممکن است هوس‌انگیز به‌ نظر بیاید، اما عملا نتیجه بدتری دارد. زیاده‌روی در مواد اعتیادآور یا رفتارهایی برای دوری‌کردن از حقیقت، باعث ابدی‌شدن چرخه استرس و ناراحتی می‌شود. طبیعی است که بخواهید از بلبشوی کنونی فرار کنید، اما سعی کنید از روش‌های سالم‌تری استفاده کنید، به سینما بروید یا با دوستان‌تان بیرون بروید یا ورزش کنید. نگذارید نامزدها شما را ناراحت کنند.

تا جایی که می‌توانید بخندید

همه می‌دانند که خنده، استرس را کاهش می‌دهد و سلامتی را بهبود می‌بخشد. با این‌ که سخت می‌توان به برخی شرایط خندید، خندیدن به مسائل خنده‌دار زندگی خوب است. پیداکردن سوژه در هر قسمتی از انتخابات، باعث می‌شود این چند هفته آخر انتخابات را تا اندازه‌ای با سلامت ذهنی سالم طی کنیم.

شهروند؛ مترجم: یاسمن طاهریان
منبع: فوربز

بهترین راه‌های غلبه بر استرس رانندگی

همه شنیده‌ایم که پیش‌گیری، بهتر از درمان است. در یکی از بررسی‌هایی که بر روی ۱۶۷۲ راننده ی اتوبوس که شغل‌شان را کنار گذاشته‌اند انجام شده است، مشخص شده که ۱۵٫۶ درصد آنها به دلیل استرس کاری در حین رانندگی بوده است. استرس رانندگی، یکی از مرسوم‌ترین اتفاقات زندگی مدرن می‌باشد که باید از آن دوری کنیم چرا که انرژی و روان ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در ادامه به بررسی این پدیده از دید روانشناسی می‌پردازیم.

اگر شما نیز استرس رانندگی دارید، در این جا چندین نکته و تکنیک به شما معرفی می‌کنیم که می‌توانید با کمک آنها استرس را از خود دور کنید:

زمان کافی

ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که زمان کافی دارید و اصلا عجله نکنید. همچنین چک کردن ترافیک پیش از حرکت، باعث می‌شود که حتی اگر تاخیری در حرکت داشتید، بتوانید زمان‌تان را مدیریت کنید. هنگامی که شما مبدا را زود‌تر و یا سر وقت ترک کنید، دیگه فشار و استرسی بر روی شما وجود ندارد و عجله نمی‌کنید.

گوشی‌تان را خاموش کنید

بررسی‌ها نشان داده‌اند که تعداد رانندگانی که در حین رانندگی، از گوشی همراه‌شان استفاده می‌کنند، از ۵ الی ۱۰ سال اخیر، از ۱ تا ۱۱ درصد افزایش داشته است. گوشی‌تان را خاموش و یا روی سایلنت بگذارید تا برای تمرکز‌تان، مزاحمتی ایجاد نکند. هنگامی که گوشی‌تان روشن باشد و زنگ بزند، احتمال خواندن پیام و یا پاسخ دادن به تماس در شما افزایش پیدا می‌کند. زیرا هنگامی که تماس دریافت می‌کنید، شما خود را موظف می‌بینید که به آن پاسخ دهید. پاسخ دادن به پیام‌ها یا ایمیل و یا پاسخ دادن به تماس در حین رانندگی، باعث افزایش استرس رانندگی می‌شود.

برای کاهش استرس رانندگی، نباید عجله نکنید

اجازه دهید تا ترافیک کم‌تر شود، بعد حرکت کنید؛ بدین گونه استرس‌تان کاهش پیدا می‌کند. با این عادت، در محل‌هایی که خیابان شلوغ و ترافیک زیاد است، آرامش دارید و استرس‌تان کم‌تر است.

به جاده ی روبرویتان نگاه کنید

یکی از بهترین روش‌ها برای پیش‌بینی واکنش دیگر راننده‌ها، این است که به روبرویتان نگاه کنید. برنامه‌ریزی و پیش‌بینی مسیر نیز می‌تواند امکان برخورد با واکنش دیگر راننده‌ها را به حداقل برساند.

تواضع و ادب، بهترین راه غلبه بر استرس رانندگی است

آیا راننده ی کناری شما اشتباهی کرده است؟ گاهی اوقات کار‌هایی که دیگر افراد در جاده می‌کنند، از روی عمد و غرض نیست. اگر راننده ی دیگری کار خطایی کرد، شما راه را برای او باز کنید. همیشه به یاد داشته باشید که تواضع و ادب، برای شما هزینه‌ای ندارد. در حقیقت حتی زمانی که اشتباه از شما باشد، با رعایت ادب می‌توانید شرایط را مدیریت کنید.

با صدای بلند جلب توجه نکنید

گاهی رانندگانی برای جلب توجه دیگران و برای دیده شدن، از خود صداهای عجیبی در می‌آورند. اگر شخصی در جاده از این روش استفاده کرد- خواه برای جلب توجه و خواه برای نشان دادن خشم خود، شما کار او را این گونه پاسخ ندهید. با راه دادن به او و دادن اجازه ی حرکت، استرس خود را کاهش دهید و احتمال تصادف را نیز به حداقل برسانید.

راه را برای رانندگان خشمگین باز کنید

بهترین راه کاهش استرس رانندگی، این است که سعی کنید فاصله را بین خود و راننده ی دیگری که قانون را رعایت نمی‌کند و یا خشمگین است، حفظ کنید. در مقابل چنین رانندگانی هیچ گاه یک مرتبه چرخش، ترمز و یا با سرعت حرکت نکنید. چنین حرکاتی آن راننده را بیشتر خشمگین کرده و شما نمی‌توانید شرایط را کنترل کنید. اگر راننده‌ای را دیدید که به نظر عصبانی بود، اجازه ی عبور کامل را به او بدهید و فاصله‌تان را با او حفظ کنید.

بهترین راه برای کاهش استرس رانندگی

علاوه بر راه حل‌هایی که در بالا گفتیم، برنامه‌هایی وجود دارند که برای استرس رانندگی مناسب می‌باشند.

زود‌تر حرکت کنید

گفتنش راحت است اما خیلی موثر می‌باشد. زیرا اگر شما از مبدا خود زودتر حرکت کنید، شانس این که زودتر به مقصد برسید، بیشتر است و استرسی نیز نخواهید داشت. اگر همیشه زودتر حرکت کنید، به راحتی می‌توانید جای پارک مناسب برای ماشین‌تان پیدا کنید، به موقع برسید و استرس هم نداشته باشید. پس سعی کنید توصیه‌های ما را مو به مو اجرا کنید؛ صبح زود بیدار شوید، از نزدیک‌ترین و خلوت‌ترین جاده بروید و به موقع به محل کارتان برسید. فقط باید اطمینان حاصل کنید که محل کارتان در آن زمان قفل نباشد.

به موسیقی مناسب گوش دهید

بررسی‌های انجام شده توسط Avis Car Rental نشان می‌دهند که ۵۲ درصد از رانندگان، حداقل ۱ مرتبه در هفته، دچار استرس رانندگی می‌شوند، و ۷ درصد، هر روز این استرس را تجربه می‌کنند. تحقیقی که با کمک و همکاری دکتر Daniel Müllensiefen متخصص روانشناسی موسیقی از دانشگاه لندن انجام شده است، نشان می‌دهد که دو سوم از رانندگانی که هنگام رانندگی به موسیقی گوش می‌دهند، استرس رانندگی‌شان کم‌تر می‌شود.

در ساعات شلوغی خیابان‌ها رانندگی نکنید

همه ی ما می‌دانیم که ساعات شلوغی خیابان‌ها استرس‌آور و خطرناک هستند. در حقیقت، آمار‌هایی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده اند، نشان می‌دهند که رانندگان UK، حدودا ۳۲ ساعت در سال را در ترافیک سپری می‌کنند(لندن، منچستر و لیورپول بدترین مناطق اروپا، از نظر ترافیک هستند).

از آن عجیب‌تر این که ازدحام و ترافیک در لندن در روز‌های جمعه بین ساعات ۴ الی ۵ بعد از ظهر به اوج خود می‌رسد. رانندگی در ساعات اوج ترافیک و ازدحام بسیار خطرناک است. حتی اگر ۳۰ دقیقه هم زودتر از منزل خارج شوید باز هم به ترافیک برخواهید خورد.

اگر شغل‌تان به شما این امکان را می‌دهد، ساعات کاری‌تان را عوض کنید، صبح‌ها زودتر به محل کار بروید و بعد از ظهر نیز زودتر آنجا را ترک کنید. با این کار احساس بهتری خواهید داشت.

مسیر را برنامه‌ریزی کنید

بسیاری از رانندگان، امروزه از سیستم راهنمای ماهواره‌ای ماشین‌شان استفاده می‌کنند و به وسیله ی آن مسیر حرکت به مقصد‌شان را مشخص می‌کنند این کار یک روش عالی برای کاهش استرس رانندگی است. به جای این که از نقشه‌های خیابان استفاده کنید و یا از عابرین پرس و جو کنید، می‌توانید از این سیستم بهرمند شوید. اما باید از محل پارک‌تان نیز اطمینان حاصل کنید. همچنین اگر یک صندوق پست در محل مورد نظر‌تان واقع شده باشد، ممکن است نقشه، مقصد دقیق را به شما نشان ندهد. بنابراین پیش از حرکت، از جای پارک‌تان نیز اطمینان حاصل کنید تا با آرامش بیشتری به مسیر‌تان ادامه دهید.

توقف کنید

معمولا توصیه می‌شود هر دو ساعت یک بار، اندکی توقف کرده و حداقل به مدت ۱۵ دقیقه استراحت کنید تا تمرکزتان را دوباره بدست آورید. اندکی استراحت و خارج شدن از اتومبیل باعث می‌شود ذهن‌تان را از استرس خالی کرده و برای ادامه ی مسیر آماده شوید. اگر ممکن است اندکی قدم بزنید یا چیزی بخورید زیرا گرسنگی بر روی تمرکز انسان اثر می‌گذارد. توقف کردن و استراحت همچنین برای کمر‌تان نیز مفید است؛ زیرا ممکن است به دلیل نشستن طولانی مدت خسته شده باشید.

از بگو مگو و درگیری اجتناب کنید

یک نظر سنجی که در سال ۲۰۱۴ توسط Carwow انجام شده است نشان می‌دهد که حدودا ۸۱ درصد از رانندگان بریتانیایی قربانی خشم جاده‌ای شده اند. از این آمار، ۵۴ درصد داد و فریاد کرده، ۴۲ درصد از ناسزا استفاده کرده و ۴۸ درصد آنها درگیری فیزیکی داشته‌اند. همه ی این‌ها باعث استرس رانندگی می‌شوند. اگر راننده‌ای خود این کار‌ها را انجام ندهد، باعث تحریک دیگر راننده‌ها و ایجاد حوادث رانندگی نخواهد شد. اگر ناخواسته کاری کردید که موجب خشم و تحریک راننده ی دیگری شد، سریعا عذر خواهی کنید و آرامش خود را بدست آورید و به شخصیت آن راننده توجهی نکنید.

نتیجه‌گیری

استرس رانندگی با شناخت علت آن، می‌تواند تسکین داده شود. متاسفانه گاهی اوقات افراد موقعی به آن پی می‌برند که دیگر دیر شده است. گاهی اوقات نیز علت استرس‌تان، خود شما نیستید؛ اگر علت استرس، راننده ی دیگری بود، شما باید راهی پیدا کنید که وضعیت را آرام کنید. زیرا اگر از این استرس جلوگیری نشود، باعث ایجاد مشکلات جدی خواهد شد.

منبع: ویکی روان

آشنایی با فواید گریه کردن

گریه کردن، یک واکنش معمول انسانی است و می‌تواند توسط احساسات مختلف بروز کند. اما چرا انساها گریه می‌کنند؟ در ادامه به بررسی فواید گریه کردن از دید روانشناسی می‌پردازیم.

محققان دریافته‌اند که گریه کردن می‌تواند هم برای جسم و هم برای ذهن مفید باشد، و این فواید از آغاز تولد با اولین گریه نوزاد آغاز می‌شوند.

گریه اثر آرامبخش دارد. خودآرامبخشی زمانی است که فرد:

*احساسات خود را تعدیل کند.
*خودش را آرام کند.
*ناراحتی خود را کاهش دهد.

مطالعه‌ای درباره فواید گریه کردن در سال ۲۰۱۴ نشان داد که گریه کردن می‌تواند تاثیری مستقیم و آرامبخش در افراد داشته باشد. این مطالعه نشان داد که گریه کردن چگونه می‌تواند سیستم عصبی پاراسمپاتیک (PNS) که به آرامش شخص کمک می‌کند را فعال کند.

می‌تواند موجب حمایت گرفتن از دیگران شود

گریه کردن علاوه بر این که اثری خودآرامبخش دارد، می‌تواند به فرد در پشتیبانی گرفتن از افراد پیرامونش کمک کند. مطالعه‌ای دیگر در مورد فواید گریه کردن در سال ۲۰۱۶ توضیح می‌دهد که گریه کردن در درجه اول یک رفتار وابستگی است، چون موجب افزایش حمایت گرفتن از افراد پیرامون ما می‌شود. گریه کردن به عنوان یک مزیت بین فردی و اجتماعی شناخته شده است.

به تسکین درد کمک می‌کند

تحقیقات نشان داده‌اند که گریه کردن علاوه بر این که دارای تاثیر خودآرامبخشی است، ریختن اشک‌های احساسی باعث آزاد شدن اکسی توسین و اندورفین می‌شود. این مواد شیمیایی باعث می‌شوند که فرد احساس خوبی داشته باشد و نیز می‌توانند درد فیزیکی و عاطفی او را کاهش دهند. به این ترتیب، گریه کردن می‌تواند به کاهش درد و افزایش حس خوب بودن کمک کند.

باعث بهبود خلق و خوی فرد می‌شود

گریه کردن می‌تواند به بالا بردن روحیه افراد کمک کند و باعث شود تا آن‌ها حس بهتری داشته باشند، و علاوه بر کاهش درد، اکسی توسین و اندورفین می‌توانند به بهبود خلق خوی افراد کمک کنند. به همین دلیل است که این مواد شیمیایی غالبا به عنوان مواد شیمیایی “با حس خوب” شناخته می‌شوند.

باعث آزاد شدن مواد سمی و تسکین استرس می‌شود

هنگامی که انسان در پاسخ به استرس گریه می‌کند، اشک‌های او حاوی تعدادی از هورمون‌های استرس و سایر مواد شیمیایی است.
محققان در رابطه با فواید گریه کردن بر این باورند که گریه کردن می‌تواند سطح این مواد شیمیایی را در بدن کاهش دهند و این می‌تواند به نوبه خود باعث کاهش استرس شود. برای تایید این مسئله تحقیقات بیشتری لازم است.

از مزایای گریه کردن این است که به خوابیدن کمک می‌کند

مطالعه کوچکی در سال ۲۰۱۵ نشان داد که گریه کردن می‌تواند به خواب بهتر در کودکان کمک کند. این موضوع که آیا گریه کردن می‌تواند همین تاثیر را بر بزرگسالان هم داشته باشد، هنوز مورد بررسی قرار گرفته نشده است. با این حال، این موضوع استنباط می‌شود که اثرات آرامبخش، افزایش روحیه، و تسکین درد گریه کردن می‌تواند به راحت تر به خواب رفتن فرد کمک کند.

با باکتری‌ها مبارزه می‌کند

از آن جایی که اشک حاوی مایعی به نام لیزوزیم است، می‌تواند به از بین بردن باکتری‌ها و تمیز نگه داشتن چشم‌ها کمک کند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۱ نشان داد که لیزوزیم دارای خواص ضد میکروبی قوی است که حتی می‌تواند به کاهش خطرات ناشی از عوامل بیوتروری، همچون سیاه زخم کمک کند. این یکی دیگر از فواید گریه کردن میباشد.

بینایی را بهبود می‌بخشد

اشک‌های پایه، که با پلک زدن چشم را تغذیه می‌کنند، آن‌ها را مرطوب نگه می‌دارند و از خشک شدن لایه موکوسی جلوگیری می‌کنند. به گفته موسسه ملی چشم، اثر لزج کردن اشک‌های پایه به بینایی واضح تر فرد کمک می‌کند. زمانی که لایه‌ها خشک شوند، بینایی ممکن است تار شود.

فواید گریه کردن برای سلامتی بسیار هستند، اما گریه کردن مکرر می‌تواند نشانه افسردگی باشد. گریه کردن در پاسخ به احساساتی همچون غم، شادی، یا ناامیدی طبیعی است و دارای چندین مزیت سلامتی است. با این حال، گریه کردن مکرر گاهی می‌تواند نشانه افسردگی باشد. فرد ممکن است افسرده باشد در صورتی که گریه او:

*به طور مکرر بروز کند.
*بدون دلیل واضحی اتفاق بیفتد.
*در فعالیت‌های روزانه شروع شود.
*غیر قابل کنترل باشد.

دیگر نشانه‌های افسردگی عبارتند از:

دچار مشکل شدن در تمرکز کردن، یادآوری چیزها، و یا تصمیم‌گیری
احساس خستگی یا بی‌انرژی بودن
احساس گناه، بی‌ارزش بودن، و یا درماندگی
احساس بدبینی یا ناامیدی
مشکل در خواب یا بیش از حد خوابیدن
احساس زودرنجی یا بی‌قراری
لذت نبردن از چیزهایی که قبلا برای فرد لذتبخش بوده‌اند
پرخوری یا کم‌خوری
دردهای غیرقابل توضیح؛ درد یا گرفتگی عضلات
مشکلات گوارشی که با درمان بهبود نمی‌یابند
اضطراب مداوم
افکار خودکشی یا خودآزاری

منبع: ویکی روان

مقایسه صفات شخصیت، اضطراب صفت – حالت و اضطراب وجودی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تکنیک‌هایی برای رهایی از استرس در ۱۰ دقیقه!

شهرنشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند…

این روزها همه از فشار استرس ناشی از حجم زیاد کارهای روزانه گِله دارند؛ اما متاسفانه شاهد هستیم که روز به روز، حجم این کارها بیشتر می‌شود و به هیچ وجه نیز نمی‌توان از زیر بار سنگین مسئولیت‌های زندگی شانه خالی کرد تا استرس کمتری ایجاد شود. این امر نتیجه‌ای به غیر از تلنبار شدن استرس ناشی از دغدغه‌های روزمره برای ما ندارد، به همین منظور بر آن شدیم تا مروری بر تکنیک‌هایی داشته باشیم که با به کار گرفتن آنها می‌توان در ده دقیقه و حتی کمتر میزان فشار استرس وارده را کاهش داد. شهر نشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند.

مسافرت یا ماساژ را می‌توان از راه‌های موثر بر طرف نمودن استرس دانست اما فشار کار روزمره اجازه نمی‌دهد که کار و زندگی را رها کرده و وقت و بی‌وقت به مسافرت برویم یا مجبور به پرداخت هزینه‌های گزاف سالن‌های ماساژ باشیم. خوشبختانه تمرین‌هایی وجود دارد که با انجام دادن آنها می‌توان به راحتی از شر استرس‌های وارده خلاص شد و از طرف دیگر هیچ‌ هزینه‌ای نیز لازم نیست صرف آن‌ها کنید. برای به کارگیری این تکنیک‌ها حتی به تجهیزات مختلف نیز نیاز ندارید و کافی است تنها از ریه‌های خود کمک بگیرید.

جالب است بدانید استرس به راحتی می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی و سکته شود، مشکلات گردش خود و اعتیاد نیز از مواردی دیگری است که استرس یکی از بزرگترین دلایل بروز آنهاست.

با توجه به مواردی که ذکر شد پیشنهاد می‌کنیم تا انتهای این متن با ما باشید و روش‌های کاهش استرس را به دقت مطالعه کنید.

۱. تکنیک نفس کشیدن مساوی یا Sama Vritti

در بین ۴ نکته‌ای که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت، تکنیک نفس کشیدن مساوی راحت‌ترین شیوه برای کاهش استرس است. زمانی که احساس کردید استرس شدیدی دارید کافی است تا چهار مرتبه پشت سر هم نفس کوتاه و بریده بکشید و سپس به همان صورت از طریق بینی بازدم داشته باشید. این فعالیت به دوام و ثبات نفس کشیدن شما کمک می‌کند. اگر این تکنیک را برای مدتی انجام دهید به راحتی به آن عادت می‌کنید و در مراحل بعدی پیشنهاد می‌شود حتی میزان نفس کشیدن پشت سر هم خود را از ۴ مرتبه به ۶ یا ۸ مرتبه افزایش دهید،‌ توجه داشته باشید که این فرآیند برای کاهش استرس شما است و به هیچ وجه با خود برای نفس کشیدن بیشتر مسابقه نداشته باشید. تکنیک نفس‌کشیدن مساوی به کاهش استرس به خصوص در شرایط قبل از رفتن به رختخواب و زمانی که قصد دارید به ذهن و بدن خود استراحت بدهید کمک بسزایی می‌کند.

۲. تکنیک نفس کشیدن شکمی

برای انجام این تکنیک، یک دست را روی سینه قرار دهید و با دست دیگر ناحیه شکمی را لمس کنید. سپس نفس عمیقی از طریق بینی خود کشیده و همزمان، باز شدنِ ریه‌ها را برای ورود هوا احساس کنید. این تمرین را شش تا ده بار در هر دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید. پیشنهاد می‌شود قبل از اینکه به محیط‌های استرس زا نظیر سالن امتحان و ملاقات‌های تجاری وارد می‌شوید از از تنفس شکمی غافل نشوید.

۳. تکنیک نفس کشیدن جمجمه درخشان یا Kapalabhati

برای رهایی از استرس با این تکنیک نفسی طولانی و آهسته بکشید سپس به سرعت سعی کنید از قسمت بالایی شکم بازدم داشته باشید. این شیوه نفس کشیدن را ادامه دهید تا زمانی که احساس کردید با آن مشکلی ندارید، سپس چرخه این تکنیک را بیشتر کنید و سعی داشته باشید ۱۰ بار به این حالت نفس بکشید.

۴. تکنیک نفس کشیدن جایگزین بینی یا Nadi Shodhana

شاید بتوان گفت آخرین تکنیکی که در این بحث به آن می‌پردازیم، موثرترین آنها نیز هست، گفته می‌شود که این تکنیک باعث می‌شود دو قسمت مغز به یکدیگر متصل شده و آرامش و تعادل کاملی را برای شما به ارمغان بیاورد. برای انجام این تکنیک یکی از سوراخ‌های بینی خود را با انگشت بگیرید، سپس از سوراخ دیگر نفس عمیقی بکشید و در بازدم جای انگشت خود را عوض کرده و از سوراخ دیگر بینی که تاکنون بسته بوده بازدم انجام دهید. این فرآیند را تکرار کنید و سعی داشته باشید جای انگشت خود را عوض کنید تا در هر نفس کشیدن سوراخ‌های بینی هرکدام به نوبت دم و بازدم داشته باشند. پیشنهاد می‌کنیم اگر کار دشواری پیش رو دارید و برای انجام دادن آن نیاز به تمرکز زیادی حس می‌کنید حتما این روش نفس کشیدن را انجام دهید.

ذکر این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که در ابتدا ممکن است با این روش احساس راحتی نکنید اما مطمئن باشید نتیجه‌ بسیار مثبتی را تجربه خواهید کرد. ایجاد تعادل میان ذهن و بدن و در نتیجه رها شدن از زیر فشار‌ استرس می‌توان از نتایج این شیوه تفس ذکر کرد. همان‌ گونه که در ابتدا نیز ذکر شد،‌ برای رها شدن از استرس‌های روزمره، به راحتی و در ظرف چند دقیقه با انجام این تکنیک‌ها به آرامش می‌رسید.

ناگفته نماند که استرس، به خودی خود معلول است و علت، همیشه در جای دیگری پنهان شده است، بنابراین از انجام سایر روش‌های مناسب و کم هزینه برای رها شدن از فشار استرس غافل نشوید،‌ برای مثال یوگا راه‌ بسیار مناسبی جهت مقابله با استرس و رسیدن به آرامش است، بودن در کنار خانواده،‌ غذا پختن، رسیدن به گل و گیاه، ‌مطالعه و حتی خرید کردن از مواردی هستند که به کاهش استرس کمک می‌کنند. سعی کنید روش‌های نفس کشیدن را که در بالا ذکر شد در برنامه روزانه خود قرار دهید، این تکنیک‌ها در کنار کمک به کاهش استرس باعث حفظ سلامتی ریه‌ها نیز می‌شوند.

منبع: میگنا

تفاوت ترس با اضطراب و تاثیر اضطراب بر ارگانیزم انسان

اضطراب زیاد در فرد، باعث تنیدگی روانی و جسمی می‌شود و این میزان از تنیدگی و مشغولیت فکری به موارد مختلف باعث مختل شدن جسم و روان فرد شده و به آرامی او را گوشه‌نشین و افسرده می‌کند.

حتما تا به حال کلمات زیادی در حوزه اضطراب شنیده‌اید که بر جای هم می‌نشینند اما جایگاهشان متفاوت و گاه اشتباه است. یک فرد، زمانی که اتفاقی واحد را دو بار تعریف می‌کند، واژه ترس و اضطراب را در دو جای مختلف به کار می‌برد. اما آیا به راستی میان این دو تفاوتی است؟ برای مثال ممکن است بگوید «چیزی نمانده بود که اتومبیل با من برخورد کند، خیلی ترسیدم» و ‌‌‌‌‌‌‌‌در جایی دیگر با تعریفی دوباره بگوید «چیزی نمانده بود که اتومبیل با من برخورد کند، خیلی مضطرب شدم» شاید بتوان گفت، اضطراب در پی ترس‌های متعدد و شرطی شدن ما در یک موقعیت و یا چندین موقعیت ایجاد می‌شود. فردی که نزدیک بوده است اتومبیل با او برخورد کند به واقع باید بترسد. چرا که خطر در کمین او بوده است، واقعیست و یک ارگانیزم، که میلیون‌ها سال به دنبال تعقیب و گریز بوده است قطعا شرایط خطر را درک می‌کند و برای عدم آسیب‌رسانی به او فرار می‌کند که اگر غیر از این بود تا به حال بقا به خطر می‌افتاد.

اضطراب زمانی به وقوع می‌پیوندد که عاملی واقعی و پابرجا وجود ندارد اما فرد شدیدا احساس بدی دارد. احساسی که جنسش از نوع ترس نیست. احساسی که باعث نمی‌شود او از جا بپرد و فرار کند اما تمام ذهن و اندام او را فرا می‌گیرد و آرام آرام او را از درون فلج می‌کند.

زمانی که فرد به کرات در شرایطی ترس‌آور حضور پیدا می‌کند، غده فوق کلیوی او، به صورت متناوب هورمون کورتیزول را ترشح می‌کند و فرد همواره در شرایط اضطراری قرار دارد. ترشح این هورمون به این میزان و طولانی مدت، فرد را دچار یک شرطی‌سازی در شرایط استرس‌آور می‌کند.

زمانی که استرس مزمن می‌شود، می‌گوییم فرد دچار اضطراب است که اضطراب انواع مختلف و شدت متفاوتی دارد. اضطراب جدا از انواع مختلفی که دارد، خود زیر بنای بسیاری از اختلالات دیگر است. در انواع وسواس، چیزی که که در پس شست و شو‌های مکرر و مرضی وجود دارد و همچنین وسواس‌های فکری و تکرار شونده، جز اضطراب نیست.
احساس اضطراب از ذهن می‌گذرد و فرد ناگزیر به عملی برای فرو نشاندن اضطراب می‌شود که صرفا همین عمل، تکرار شونده، وسواسی و مرضی است. یا فردی که دچار وسواس چک کردن موارد مختلف است، پس از ایجاد شدن اضطراب و فکر مشغولی پس از ان، وارد عمل می‌شود. برای مثال پس از مشغولیت فکر به قفل بودن یا نبودن درب اتومبیل، بر می‌گردد و ان را چک می‌کند. اگر قفل باشد که خود را تشویق می‌کند و پاسخ اضطراب خود را این طور می‌دهد که با این که شک کردم و مضطرب شدن اما کار خود را به خوبی انجام داده بودم و باید پاداش بگیرم. اگر درب اتومبیل را قفل نکرده باشد، باز هم خود را تشویق می‌کند و اضطراب خود را لازم و به جا می‌داند و نیازی برای ترک و درمان اضطراب و وسواس خود نمی‌بیند.

درست است که میزان متعادل اضطراب برای پیشرفت لازم است اما سطح بالای اضطراب همان طور که در نمونه وسواسی مشکلات زیادی ایجاد می‌کند، در افسردگی نیز یکی از مقوله‌های مهم است. اضطراب زیاد در فرد، باعث تنیدگی روانی و جسمی می‌شود و این میزان از تنیدگی و مشغولیت فکری به موارد مختلف باعث مختل شدن جسم و روان فرد شده و به آرامی او را گوشه نشین و افسرده می‌کند.
اضطراب در بیشتر بیماری‌های سایکوسوماتیک تشدید‌کننده است. در بیماری‌هایی مانند زخم معده، در صورت عدم کنترل و کاهش اضطراب، فرد دچار بیماری، حتی اگر شرایطش رو به وخامت نگذارد، ثابت می‌ماند و بهبودی حاصل نمی‌شود. اضطراب شایع‌ترین مشکل و اختلال قرن حاضر است. باید به منظور پیشگیری و کنترل آن، راهکاری جست.

نویسنده: میلاد زارعی؛ مشاور و آزمونگر

علائم استرس در مردان و زنان

اصولاً استرس، واکنش بدن به موقعیت‌های زیانبخش است که برخی از آنها، واقعی یا اکتسابی هستند. استرس می‌تواند عوارض مختلف جسمی و روانی را به بار آورد. مواردی که در این قسمت به آنها اشاره می‌شود، علائم مرتبط با استرس بیش از حد در مردان است.

«بزرگترین سلاح در برابر استرس، توانایی ما در انتخاب یک فکر در مقابل دیگری است.» ـ ویلیام جیمز

متاسفانه استرس، جزء لاینفک زندگی امروزی شده است و می‌تواند بر سلامت و آسایش ما اثر نامطلوبی بگذارد. به طور کلی، استرس‌ بر دو نوع است:
۱- استرس مثبت و مفید (Eustress): نوعی از استرس است که اغلب استرس مفید نامیده می‌شود.
۲- استرس منفی و مضر یا پریشانی (Distress): نوع مخرب استرس است و هنگامی که فرد نمی‌تواند از عهده‌ی فشار روزانه‌ی زندگی برآید، اتفاق می‌افتد.
استرس، یک تجربه‌ی فردی به حساب می‌آید و توانایی هر فرد برای مقابله با آن همواره نسبت به فرد دیگر متفاوت است. هنگامی که وضعیت به تشخیص علائم می‌رسد، شناخت نشانه‌های استرس در مردان بسیار دشوار می‌شود و در این مورد مردان بدتر از خانم‌ها هستند.

در مردان، اغلب تشخیص استرس، به عنوان نشانه‌ای از ضعف شخصیتی آنها پنداشته می‌شود، به گونه‌ای که آنها به طور کلی به نادیده گرفتن نشانه‌های اولیه‌ی استرس تمایل دارند. این مقاله علائم استرس مشاهده شده در مردان و پیامدهای آن در بدنشان را توضیح می‌دهد.

علائم استرس در مردان

مردان، همانند زنان، تحت تأثیر استرس قرار می‌گیرند و می‌توانند به علت علائم شدید استرس مشکلات جسمی و روانی را تجربه کنند.

خستگی شدید

شایع‌ترین علامت استرس در مردان، کمبود انرژی و خستگی است. احساس ضعف و از دست دادن انرژی، بدن را فراگرفته و شخص قادر به تمرکز بر روی کار روزانه خود نیست. حتی اگر مدت زمان کمی کار کند، به شدت خسته می‌شود. این خستگی نه تنها جسمانی است، بلکه به نوعی توانایی وی را برای مقابله با فشار کاری به لحاظ روحی در هم می‌شکند. در این حالت، شخص هر قدر هم بخوابد یا استراحت کند، فایده‌ای ندارد، وی بعد از هر تلاش بی‌اثر برای بالا بردن انرژی خود، احساس بی‌انگیزگی می‌کند.

الگوهای خواب نامنظم

اختلال در الگوهای خواب و در برخی موارد حاد، بی‌خوابی نشانه‌های عمده‌ی استرس بیش از حد می‌باشد. فرد الگوهای خوابش نامنظم شده، یا بیش از حد می‌خوابد و یا احتمالاً تنها چند ساعت در شب به خواب می‌رود. علاوه بر این، خواب نامنظم وی ممکن است با کابوس همراه باشد. اگر الگوهای خواب نامنظم به مدت طولانی ادامه یابند، به اختلالات خوابی منجر می‌شود که بیشتر جنبه‌ی روانی دارند تا مشکلات جسمانی.

اضطراب بیش از حد

نگرانی بیش از اندازه، ثبات روحی و روانی انسان را مختل کرده و فرد رنج دیده حتی برای کوچکترین مسائلی که به توجه کمی نیاز داشته و یا اصلاً نیازی به رسیدگی ندارند، دچار نگرانی می‌شود. این نگرانی‌های مداوم، دور باطلی از افکار منفی را ایجاد کرده و آرامش روحی و روانی فرد را بر هم می‌زند. فرد در جهانی از ترس، تنش، و نگرانی زندگی می‌کند که در درازمدت به لحاظ ذهنی و جسمی دچار آسیب می‌شود.

کج‌خلقی

تغییرات ناگهانی در خلق و خوی و تغییرات رفتاری، معمولاً اولین شاخص‌هایی هستند که بیان می‌کنند فرد تحت فشار شدیدی قرار دارد. همه ما می‌دانیم وقتی که در سر کار یا خانه، تحت استرس شدیدی (به دلایل مختلف) قرار داریم، چه احساس آزاردهنده‌ای دارد. تحت استرس شدید، اغلب در آستانه از دست دادن صبر و شکیبایی خود قرار می‌گیریم و حتی یک مشکل کوچک می‌تواند به قدری ما را به خشم آورد که رفتاری کاملاً بی‌ادبانه و زننده از خود نشان بدهیم. ناامیدی که در درون ذهن و جسم ما ایجاد می‌شود، در قالب خشم بروز می‌کند و اغلب به بروز رفتاری پرخاشگرانه نسبت به دوستان یا اعضای خانواده منجر می‌گردد.

احساس گناه و بی‌ارزشی

شدت طغیان عاطفی، زمانی که فرد احساس گناه می‌کند، استرس را افزایش می‌دهد. غم و اندوه عمیق عاطفی در مورد وقایع گذشته و یا شکست‌هایی که داشته، به احساس بی‌ارزشی در ذهن بیمار منتهی می‌شود. فرد به طور دائم نسبت به خود، دلسوزی افراطی داشته و انزوا را ترجیح می‌دهد.

سوء مصرف مواد

گروهی از مردانی که تحت استرس قرار می‌گیرند، سعی می‌کنند با آن روبرو شده و از عهده‌ی آن برآیند. اما گروهی دیگر سعی خواهند کرد تا آنجا که ممکن است از استرس و فشاری که با آن مواجه‌اند، فرار کنند. کمک گرفتن از مواد مخدر و الکل، می‌تواند نشانه‌ی توسعه‌ی استرس در مردان باشد. سوء مصرف مواد و الکل بر سلامت فرد اثر خواهد گذاشت و همچنین در زندگی خانوادگی، مشکلاتی را به وجود خواهد آورد.

چند شاخص‌ دیگر

• از دست دادن اشتها
• درد عضلانی
• درد قفسه سینه
• ضربان قلب نامنظم
• تحریک جنسی پایین
• سردرد
• طفره رفتن و تعلل
• تعریق بیش از حد
• فشار خون بالا
• افزایش تعریق
• مشکل پیدا کردن در حین استراحت
• افزایش وزن و یا از دست دادن بیش از حد وزن
• افزایش استفاده از مواد مخدر و الکل
• تغییر ارتباط با افراد نزدیک
• پرخوری یا بی‌اشتهایی عصبی

پیامدهای استرس طولانی‌مدت

چه مرد و چه زن، هر کسی ممکن است در خانه و یا محل کار یا هر دو، اوقات پر تنشی داشته باشد. اگر چه، هر چند وقت یکبار، داشتن کمی استرس، مشکل و نگرانی بزرگی نیست اما چنانچه به استرس مزمن و شدید تبدیل شود، آنگاه ممکن است مشکلات جدی برای سلامت ایجاد ‌کند که برخی از آنها در ذیل آورده شده است:

• چاقی
• بیماری‌های قلبی
• مشکلات قاعدگی
• اختلال در خوردن
• مشکلات مربوط به مو
• عفونت پوست
• افسردگی و اضطراب
• اختلال عملکرد جنسی

استرس را می‌توان با تلاش‌های مستمر فرد و افراد نزدیک به او مهار کرد. فردی که این گونه علائم را تجربه می‌کند، نباید در کمک گرفتن از مشاوره دچار تردید شود. شخص رنجور همچنین می‌تواند تجربه خود را با اعضای خانواده در میان گذاشته و جهت بیرون انداختن استرس از زندگی‌اش، برنامه و نقشه‌ای را طرح‌ریزی کند.
ایجاد عادات سالم، مانند یوگا و مدیتیشن برای سلامت جسمی و روانی مفید است. انتظارات خود را کم کنید و شروع کنید چیزها را به همان صورتی که هستند، بپذیرید. کمی ورزش کنید، غذاهای مناسب بخورید و به قدر کفایت استراحت کنید، آخر هفته‌ی خود را به گشت و گذار بگذرانید، به موسیقی گوش دهید و یا به چشمه‌ی آب گرم بروید. این موارد، تنها چندین راهکار هستند که شما را شاد و آرام نگه می‌دارند. با اراده، میل به داشتن یک زندگی سالم‌تر، شادتر، و پربارتر؛ استرس به هر میزانی هم که باشد، از بین می‌رود.

علائم استرس در زنان

مشاهده شده است که زنان احتمالاً بیشتر از مردان از استرس رنج می‌برند. شناسایی علائم آن، به کنترل و مهار استرس در مراحل اولیه کمک خواهد کرد. در این مقاله بیشتر در مورد علل و نشانه‌های استرس در زنان اشاره می‌شود.
اغلب افراد به دلیل شیوه‌ی زندگی سریع امروزی، دچار استرس می‌شوند. به ساده‌ترین شکل، می‌توان گفت که استرس، حالتی است روانی که می‌تواند ناشی از تنش یا فشار باشد. و هم مردان و هم زنان به طور یکسان عموماً در سنین میان سالی می‌توانند آن را تجربه کنند. اما، مشخص شده است که زنان به هنگام مواجهه با شرایط و رویدادهای استرس‌زا، بیشتر از پا می‌افتند. استرس بیش از حد می‌تواند به دیگر عوارض روانی مانند اضطراب و افسردگی بیانجامد.

علل

در بسیاری از موارد، زنان دچار استرس بسیار زیادی می‌شوند به این علت که همزمان نقش‌های متعددی مانند مدیریت کار، خانواده، خویشاوندان، امور مالی، و غیره را برعهده دارند. همان گونه که در بالا اشاره شد، شناسایی علل و نشانه‌های استرس می‌تواند در پیدا کردن راهی برای خروج از آن مؤثر باشد. هر موضوعی که با شرایط ذکر شده در ذیل، مرتبط باشد، می‌تواند موجب استرس در زنان شود.

• مشکلات مرتبط با کار
• مشکلات ارتباطی یا خویشاوندی
• مشکلات مالی
• تنهایی
• مشکلات بهداشتی
• بارداری
• فشار همسالان
• مرگ یک فرد نزدیک

علائم

همچنین باید توجه داشت که استرس، ایمنی را کاهش می‌دهد، که خود می‌تواند به بروز مشکلات بیشتر منجر شود. بنابراین، استرس و ایجاد اختلالات در سلامتی یک دور باطل را شکل می‌دهند. تمام علائمی که در زیر آمده، در زنان مشاهده نمی‌شوند. تداوم و شدت علائم از فردی به فرد دیگر تفاوت می‌کند.

علائم فیزیکی

سردردهای ممتد و تنشی و گریه، برجسته‌ترین علائم استرس مشاهده شده در زنانند. تکرار و مدت زمان سردردها، از فردی به فرد دیگر تفاوت می‌کند. به غیر از سردرد، علائم دیگری همچون کمر درد و یا دل درد نیز مشاهده شده است. یکی دیگر از نشانه های مهم آن، بی‌خوابی و به عبارت دیگر، کمبود خواب می‌باشد. چنانچه خانمی دچار استرس بسیار زیادی باشد، در هنگام شب به درستی نمی‌تواند بخوابد. این بی‌خوابی حتی می‌تواند چندین شب متوالی تکرار شود که در نتیجه منجر به سردرد شدید و کج‌خلقی می‌گردد. همچنین ممکن است زنان به دلیل وجود استرس دچار نامنظمی سیکل عادت ماهانه، فشار خون بالا، زخم معده، میگرن، ریزش مو، بیماری‌های پوستی و غیره شوند.
دیگر علائم استرس در زنان عبارتند از اسهال، تنگی در قفسه سینه، اشکال در تنفس و از دست دادن میل جنسی است. گاهی اوقات، این علائم، پیامد شدیدتری بر سلامتی و روح و روان یک زن بر جای می‌گذارد. ممکن است به طور مداوم، افکاری همچون مرگ، تمایل به خودکشی، شروع به سیگار کشیدن یا نوشیدن الکل یا حتی مصرف مواد مخدر را در سر بپروراند. بیماری‌های پوستی، بثورات، افزایش و یا از دست دادن وزن نیز عکس العمل‌هایی هستند که به دلیل وجود استرس در زنان، به وجود می‌آیند. هر کس باید به خاطر داشته باشد که استرس بر سلامت کلی فرد اثر سوء بر جای می‌گذارد.

علائم رفتاری

کج‌خلقی یا زود رنجی، یکی از شایع‌ترین علائم رفتاری استرس است. کج‌خلقی اغلب علائم دیگر عاطفی و رفتاری مثل عصبانیت، تغییرات خلقی و گریه را به دنبال دارد. نگرانی مداوم، داشتن مشکل در تمرکز، نا امیدی، و از آن جمله، نیز هنگامی که یک خانم تحت استرس مداوم باشد، مشاهده می‌شود. این علائم می‌تواند به بروز واکنش‌های منفی مانند سوءظن، حملات مکرر خشم، فراموشی، اعتماد به نفس پایین و افسردگی منجر شود. از دست دادن اشتها، یا هوس خوردن بیش از حد غذا، نیز برخی از نشانه‌های پنهانی استرس هستند که ضرورت دارد به آنها توجه شود. بسیاری از این علائم به دلیل احساس درماندگی است که یک زن به هنگام مواجهه با یک موقعیت استرس‌زا در او ایجاد می‌شود.

مدیریت یا کنترل استرس مربوط به زنان

زنان تنها زمانی که از علائم استرس آگاهی داشته باشند، می‌توانند راه‌هایی برای غلبه بر آن بیابند. در بسیاری از موارد، پیروی از تکنیک‌های کمک به خود، می‌تواند به راحتی در کاهش استرس مؤثر واقع شود. در ذیل تکنیک‌های کارآمد کنترل استرس آورده شده است:

• حمایت خانواده و دوستان، به طور قابل توجهی به کنترل و مدیریت استرس کمک می‌کنند. به جای این که تنها باشید، چنانچه مشکلاتتان را با افراد نزدیک خود در میان بگذارید، احتمال کمتری وجود دارد از علائمی که در بالا ذکر کردیم رنج ببرید.
• باید به یاد داشته باشید که شرایط استرس‌زا در زندگی همه به وجود می‌آیند؛ و به منظور مواجهه با آنها، نیاز دارید نگرشی مثبت داشته باشید. در بسیاری از موارد، مشخص شده است افرادی که در یک موقعیت استرس‌زا قرار می‌گیرند، احتمال دارد از کاه کوه بسازند. ضرورت دارد با حقیقت روبرو شده و سعی کنید در اسرع وقت راه حلی برای آن بیابید.
• رژیم غذایی و ورزش نیز نقش مهمی در مدیریت استرس ایفاء می‌کنند. مدیتیشن و یوگا نیز به طور فراگیری توسط افراد برای مدیریت و کنترل استرس بکار گرفته می‌شود. خصوصاً تمرینات تنفس عمیق، بسیار مؤثر بوده و می‌توانند در خانه، ماشین و یا حتی در محل کار انجام شوند.
• زنان باید نسبت به کار روزانه خود استراحت موقتی داشته باشند. پیگیری یک سرگرمی به طور منظم نیز به عنوان نابودکننده‌ی بزرگ استرس عمل می‌کند. فعالیت‌های ساده مانند گذراندن وقت با خانواده، با دوستان به بیرون رفتن و یا داشتن یک ماساژ آرامش‌بخش می‌تواند در تسکین استرس و تنش کمک کند.
• پیروی از روش‌های ساده مانند داشتن یک رژیم غذایی متعادل در زمان‌های معینی از روز، داشتن خواب خوب شبانه، پشت گوش نینداختن کارها، واگذاری کار، داشتن ارتباط ساده با اعضای خانواده، و مانند آن می‌تواند در دراز مدت جهت کاهش استرس مفید باشد.
• در نهایت، همچنین توجه داشته باشید که اگر متوجه شدید که استرس خارج از کنترل شما بوده و قادر به خلاصی از اثرات آن نیستید، همیشه عاقلانه است که از یک متخصص کمک بگیرید. از این راه می‌توانید از اختلالات شدید سلامت که در نتیجه‌ی استرس است، ممانعت به عمل آورید.
تنها زمانی که متوجه این علائم شدید، می‌توانید برای جلوگیری از عوارض بیشتر مربوط به سلامت و رسیدن به یک زندگی سالم، درمان مؤثری داشته باشید. لازم به ذکر است که تنها از داروهایی که مخصوص اضطراب، اختلالات افسردگی و یا خواب هستند، باید استفاده شود.

نویسنده: حمید وثیق زاده انصاری

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

تیپ‌های شخصیتی پراسترس را بشناسید

بعضی‌ها همیشه اضطراب دارند، ممکن است این اضطراب را نشان ندهند اما درون‌شان، غوغایی است؛ این هم تا حدود زیادی ناشی از تیپ شخصیتی آنهاست. در این مطلب شما را با چهار تیپ شخصیتی پراسترس و شیوه شناخت آنها و راهکارهایی برای کمک به آنها آشنا می‌کنیم.

تیپ شخصیت الف

الف‌های در خطر: یکی از تیپ‌های شخصیتی پراسترس، تیپ شخصیتی«الف» است. شخصیت «الف»، فردی است که در همه کارهایش سرعت داشته و خیلی عجله دارد و از این که چند کار را با هم انجام می‌دهد، لذت می‌برد و همیشه فکر می‌کند که خودش کارها را بهتر و به‌موقع‌تر انجام می‌دهد. این افراد، اعتیاد به کار دارند و حتی در تعطیلات هم نمی‌توانند از کار کنار بکشند. اگر مشغول کاری نباشند، احساس بی‌قراری و اضطراب شدید می‌کنند. همیشه زودتر از موعد، سر قرار حاضر می‌شوند و جالب اینجاست که نمی‌دانند چه فشاری را متوجه جسم خود می‌کنند. بیشترین فشار به این افراد، زمانی وارد می‌شود که همکار، همسر یا دوست آنها، تیپ شخصیت مقابل آنها یعنی تیپ «ب» باشد. این خصوصیات، بیشتر ناشی از ژن است اما مقداری از آن هم ناشی از خصوصیات اکتسابی است، یعنی فرد مثلا ۴ کار را با هم انجام می‌دهد و از این کار لذت می‌برد و همین روال را دائما تکرار می‌کند و به آن عادت می‌کند و در آن غرق می‌شود و آن را ادامه ادامه می‌دهد.

تیپ شخصیت کمال‌گرا

اسمی که زیباست اما…: تیپ‌های کمال‌گرا یا ایده‌آل‌گرا که یکی از شخصیت‌های پراسترس هستند، در اسم قشنگ هستند، اما در واقعیت نه، آنها نتیجه و هدف برایشان آن‌ چنان مهم است که روند و لحظه‌های زندگی را از دست می‌دهند. برای این که به هدف برسند بسیار به خودشان سخت می‌گیرند و بسیاری از تجربه‌های لحظات زندگی را از دست می‌دهند چرا که از اول فکر می‌کنند نمی‌توانند تا آخر آن تجربه را بروند و در نتیجه ممکن است اصلا شروع هم نکنند. برای این افراد، نمره ۲۰ مهم است و ۱۹ برای‌شان شکست است. این افراد بسیار به خود سخت می‌گیرند تا به نتیجه برسند اما وقتی به نتیجه رسیدند، از آن لذت نمی‌برند. شیوه درست زندگی این است که در موقعیت‌های مختلف، تجربه‌های متفاوتی داشته باشی و از آنها لذت ببری نه این که صرفا موفق شوی، مثلا زمانی را اختصاص به نقاشی کردن بدهی و از آن لذت ببری اما لزوما نقاش معروفی نشوی یا آشپزی کنی اما سرآشپز مشهوری نشوی. کمال‌گراها اما این‌طور نیستند. آنها همیشه در مورد موفقیت‌ها و هدف‌های‌شان فکر می‌کنند. توصیه من به کمال‌گراها اما این‌ طور نیستند. آن‌ها این است که به کودک درون خود اهمیت بدهند و با آن ارتباط برقرار کنند. بازی‌هایی انجام دهند که برد و باخت ندارد. نقطه مقابل کمال‌گرایی، تنبلی است که آن هم خیلی بد است، چرا که زندگی فقط تنبلی و لذت بردن نیست و باید هدف هم داشته باشی. تنبل‌ها اصلا تلاش نمی‌کنند و هیچ هدفی ندارند.

تیپ شخصیت معلم

معلم‌های سختگیر: تیپ شخصیتی معلم یا کنترل‌گر هر جا باشند، سعی می‌کنند درس بدهند. این افراد دوست دارند درس بدهند حتی اگر کسی از آنها سؤال نکند هم شروع به نظر دادن می‌کنند. این افراد همیشه قضاوت می‌کنند و خوب و بد مشخص برای خودشان دارند و به‌شدت کنترل‌گر هستند. این افراد همیشه متکلم‌وحده بوده و شنونده خوبی نیستند چرا که فکر می‌کنند هر آنچه باید بدانند می‌دانند. این گروه به‌ خصوص برای افراد نزدیک خود باید و نباید دارند و می‌خواهند اصلاح‌گر آنها باشند. این تیپ همیشه در استرس هستند چرا که نزدیکان‌شان لزوما همیشه مطابق استانداردهای آنها عمل نمی‌کنند. آنها معمولا با سؤال و جواب‌ها و اظهار نظرهایی که می‌کنند خودشان را لو می‌دهند، مخصوصا با تاکیداتی که روی نظر خود داشته و اصراری که روی غلط و درست بودن از دید خود دارند. این گروه به سختی توصیه‌پذیر هستند و نمی‌شود به آنها راهکار ارائه داد چرا که فکر می‌کنند همه راهکارها را می‌دانند. این افراد اصلا آموزش‌پذیر نیستند و در مقابل آموزش، بسیار مقاومت می‌کنند. سر دیگر طیف معلم، آدم‌های بی‌مسئولیت و بی‌خیال هستند که در قبال خود و دیگران، هیچ احساسی مسئولیتی ندارند و هیچ چیزی برای‌شان مهم نیست.

بیماری قلبی نگیرید

در تحقیقی که در دانشگاه هاروارد انجام شد، تمام بیماران قلبی بستری شده در بخش مراقبت‌های ویژه، مورد بررسی قرار گرفتند و از بیماران و همراهان آنها در مورد خصوصیات شخصیتی آن افراد پرسیده شد و مشخص شد که بیشترین افرادی که دچار مشکلات قلبی می‌شوند، دارای تیپ‌های شخصیتی «الف» هستند. در واقع این تیپ، به‌ شدت پراسترس و مستعد حمله قلبی است.

متضاد بهتر است یا مشابه؟

همسران شخصیت‌های تیپ «الف»، اگر تیپ متضاد با او داشته باشند، دچار ناراحتی می‌شوند چرا که به هر حال تحت‌ فشار همسرشان قرار می‌گیرند، اما بیشتر، خود فرد دارای تیپ الف است که در این رابطه دچار ناراحتی می‌شود. این افراد تحمل آرام و کند بودن را ندارند و توقع دارند که دیگران همپای آنها و به‌ سرعت آنها کار کنند و وقتی این اتفاق نمی‌افتد، ناراحت می‌شوند. اگر زوج تیپ شخصیتی مشابه داشته باشند، همدیگر را درک می‌کنند و از این لحاظ، کمتر دچار مشکل می‌شوند. البته این ویژگی تنها عامل موثر در داشتن ارتباط موفق نیست. تیپ شخصیتی، صرفا در روابط تاثیرگذار نیست و در موفقیت‌ها یا شکست‌های شغلی، وضعیت سلامت یا رضایت از زندگی نمایان می‌شود.

«ب» نقطه مقابل «الف»

نقطه مقابل تیپ الف، تیپ ب است که آرام و آهسته است و حتما باید یک کار را تمام کند و بعد سراغ کار بعد برود. این افراد، دیر سر کار یا قرار می‌رسند. البته تیپ الف و ب، دو سر یک طیف هستند و نمی‌شود گفت که حتما یک آدم تیپ «الف» با نمره ۱۰ از ۱۰ است و یکی دیگر تیپ «ب» با نمره ۱۰، ممکن است هر کسی جایی از دو سر یک طیف باشد، در کل مهم این است که تلاش کنیم به نقطه تعادل نزدیک شویم یعنی نه بیش از حد، سریع و عجول باشیم نه بیش از حد، کند و آرام.

افراد تیپ «الف» راحت‌تر به سمت تعادل می‌روند اما افراد تیپ «ب»، سخت‌تر به سمت تعادل می‌روند چرا که کم کردن سرعت در رفتارها، خیلی راحت‌تر از به سرعت انجام دادن کارهاست.

چرا سرعت‌گیر جلوی ما قرار می‌گیرد؟

باید بدانید هیچ چیز در جهان، اتفاقی نیست. هر اتفاقی می‌افتد تا چیزی را به کسی نشان دهد یا او را هوشیار کند و به او هشدار دهد. عالم ما را با موانع رو به‌ رو می‌کند تا متوجه نیاز به تغییر شویم. اگر کسی سرعت بیش از حد دارد، یکی از اشخاص مهم زندگی‌اش احتمالا کند و آرام است. این ترمزی است که جهان، پیش پای او می‌گذارد تا متوجه شود، بی‌دلیل سرعتش زیاد است و این، وضعیت سلامت او را به خطر می‌اندازد.

چطور فرد «الف» را بشناسیم؟

برای این که بفهمید فرد مقابل شما تیپ الف است یا نه، می‌توان از او پرسید که اگر یک‌ بار با او قرار بگذارید و شما دیر کنید، او چه احساسی پیدا می‌کند؟ (نباید پرسید چه کاری می‌کنی چون انسان‌ها ذاتا می‌خواهند خود را محترم نشان دهند و ایده‌آل خود را به جای واقعیت وجودی خود می‌گذارند در نتیجه در مورد رفتار خود واقعیت را نمی‌گویند). این فرد اگر تیپ «الف» باشد، احتمالا می‌گوید حالم بد می‌شود و حس بدی خواهم داشت و…

تیپ شخصیت مهرطلب

همیشه به دنبال جلب محبت دیگران: افراد مهرطلب یا تاییدطلب، کسانی هستند که برای راضی نگه داشتن دیگران هر کاری می‌کنند و در این راه خواسته‌های خود را زیرپا می‌گذارند. برای این افراد، نه گفتن خیلی سخت است چرا که نمی‌خواهند رضایت دیگران را از دست بدهند. این گروه، هیچ‌وقت خواسته‌های خود را مطرح نمی‌کنند چرا که از نه شنیدن به‌ شدت گریزان هستند. برای آنها فقط خواسته‌های دیگران مهم است و می‌خواهند همیشه رضایت دیگران را داشته باشند. خودخواه‌ها به همه، نه می‌گویند. مهرطلب‌ها از کودکی با این پیام بزرگ شده‌اند که‌ «اگر می‌خواهی دوستت داشته باشند، آن طوری باش که دیگران می‌خواهند». انسان‌های مهرطلب، با این که معمولا خواسته خود را به زبان نمی‌آورند، از درون بسیار پرتوقعند. به‌ دلیل استرس زیاد زیر پا گذاشتن خود، فرسوده و دچار مشکل می‌شوند و سلامت‌شان تهدید می‌شود. به افراد مهرطلب توصیه می‌کنیم روی حس ارزشمندی خود، کار کنند و یاد بگیرند که برای خودشان، وقت بگذارند و تمرین نه گفتن انجام دهند. به آنها می‌گوییم که تمرین کنند، چیزی بخواهند و نه بشنوند.

منبع: میگنا

آسیب‌شناسى خودارضایى

 مقدمه

طغیان جنسى، یکى از مهمترین و در عین حال پیچیده‌ترین مسائلى است که اکثریت مردم ـ به خصوص نسل جوان ـ با آن درگیرند. چه، این مسأله، عامل مهم و زیر بناى انحراف و انحطاط جسمى و روحى را فراهم مى‌سازد. در سن جوانى که انسان قدرت جسمى بیشترى را داراست، تمام امیال غریزى و نفسانى‌اش در اوج قدرت و شدت بوده و به خصوص این میل هم، از کمال قدرت برخوردار مى‌باشد. به این جهت محرومیت از ارضاى این میل، در ردیف مشکل‌ترین محرومیت‌هایى است که بشر با آن‌ها دست به گریبان است، زیرا تحمل محرومیت از هر غریزه یا نعمتى که ارضا و برخوردارى آن توأم با لذت بیشترى است، به همان نسبت مشکل‌تر و طاقت‌فرساتر خواهد بود. لذا باید گفت تعدیل این میل در جوانى، به راستى خود هنر بزرگى است. خود‌ارضایى یکى از راه‌هاى همین طغیان جنسى است. خود‌ارضایى بیراهه‌اى براى ارضاى میل سرکش جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب‌هاى جدى قرار مى‌دهد. از همین رو نام بیمارى بر آن نهاده شده است.

آسیب‌ها

قرآن کریم اصرار مى‌ورزد که‌ اى انسان! تمام اعمال و رفتار تو نه تنها در زندگى شخصى‌ات بلکه در طبیعت و محیط پیرامون تو نیز اثر مى‌گذارد. از آن جا که انسان سر و کارش بیشتر با طبیعت مادى است و به جنبه‌هاى مادى و دنیوى کارهایش بیشتر مى‌اندیشد و جلب منعفت دنیوى و دفع ضرر دنیوى برایش روشن‌تر و ملموس‌تر است بر همین اساس، دین اسلام قبل از هر چیز انسان را به پیامدهاى مثبت و منفى دنیوى کارهایش متوجه ساخته و هشدارهاى لازم را به او داده است.

بنابراین، بیان آسیب‌ها به نوبه خود، آگاهى‌بخشى و روشن‌گرى نسبت به تنبیهاتى است که به زودى زود گریبانگیر فرد مى‌شوند. آشنایى با آسیب‌ها هم براى پیشگیرى امرى کارساز است و هم براى ترک. وقتى بخواهیم با امر زشتى که در آستانه آن قرار گرفته‌ایم یا عادت ناپسندى که دچار آن شده‌ایم به ستیزه برخیزیم ابتدا باید نتایج نامطلوب آن را در نظر مجسم سازیم و بعد منافعى را که در نتیجه دفع و ترک آن عاید ما مى‌شود در درون خود تصور کنیم و در نتیجه این عمل، هر بار که چنین نمایشى در روح خود مى‌دهیم بر آن تحریک یا عمل چیرگى یافته و لذت ترک آن را لحظه به لحظه در خود احساس مى‌کنیم. ولى باید دانست که این گر چه قدم اول و امرى لازم است اما کافى نیست. باید براى پیشگیرى و درمان نیز تلاش کرد.

الف) آسیب‌هاى جسمانى

۱-ضعف و تحلیل قواى جسمانى

کاهش انرژى جسمانى بدن، از مضرات مهم و جبران‌ناپذیر خود‌ارضایى است. احساس خستگى، عارضه طبیعى انزال است، اگر خود‌ارضایى در شبانه روز به دفعات تکرار شود، این احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتیجه به مرور زمان، ضعف و بى‌‌حالى در فرد تثبیت شده و یک طبیعت ثانوى براى او ایجاد مى‌کند. کاهش و تخلیه مکرّر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پیرى زودرس مى‌انجامد.

لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى، ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تیرگى چهره، از نشانه‌ها و عوارض ضعف جسمانى است. متأسفانه ضعف جسمانى به همین جا ختم نمى‌شود بلکه کل بدن را ساقط مى‌کند. شخصى که مبتلا به این عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شدید در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار مى‌دهد تا این که به فلج عمومى بدن مبتلا مى‌شود.

کم خونى، کم اشتهایى و مشکلات گوارشى، کم‌خوابى و اختلال در خواب، تنگى نفس، سردرد و سر گیجه، پیدایش تغییرات در نخاع و ستون فقرات، همگى از آسیب‌هاى جسمى خود‌ارضایى هستند.

۲- ضعف بینایى

خود‌ارضایى به تدریج در نور چشم و قدرت بینایى اثر مى‌گذارد و آن را کاهش مى‌دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خود‌ارضایى دارد و این به حدى است که گاه به نابینایى منجر مى‌شود.

۳- آسیب‌پذیرى در برابر بیمارى‌ها

تحلیل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذیرش سایر بیمارى‌ها را فراهم مى‌آورد. جسمى که با خود‌ارضایى ضعیف شده است نمى‌تواند در مقابل میکروب‌ها و ویروس‌ها از خود دفاع کند.

۴- آسیب دستگاه تناسلى و ناتوانى‌هاى جنسى و تولید مثل

خود‌ارضایى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود بر جاى مى‌گذارد. دکتر «هوچین سون» معتقد است که عموم ناراحتی‌هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خود‌ارضایى است. بعضى از این اثرات عبارت اند از:

تورم غدد وذى

تورم کانال نطفه

تورم قسمت پایینى و عقب کانال ادرار

شل شدن عضلات تناسلى

خروج بى‌‌اختیار منى با کوچکترین تحریک

ایجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران

از بین رفتن پرده بکارت

ارضاى ناکامى جنسى و از دست دادن لذّت مقارب بعد از ازدواج

ناتوانى و تأخیر تولید مثل به خاطر ضعف مکرّر دستگاه تناسلى و انزال زود هنگام

بیماریهاى مقاربتى

عقیم شدن

۵- آسیب مراکز عصبى و غدد در مغز

در اثر خود‌ارضایى و تحریک زیاد، هیپوتالاموس آسیب مى‌بیند. مغز و مراکز حساس دیگر مکررا دچار کاهش نسبى جریان خون مى‌شوند و از این طریق آسیب‌هاى جبران‌ناپذیر بر آنها وارد مى‌شود. تخلیه‌هاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مى‌شود. خود‌ارضایى‌هاى مکرر، مراکز عصبى را دچار حساسیت و ضعف و خستگى و اختلال مى‌سازد. به گفته یکى از دانشمندان، خود‌ارضایى موجب ضعف قواى شهوانى و بى‌‌رمق و بى‌‌جان شدن آنها مى‌شود. به طور کلى اختلال قواى بینایى، شنوایى(مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن)و… از ضعف و اختلال اعصاب است.

ب) آسیب‌هاى روحى ـ روانى

۱-ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى

همان گونه که گذشت، یکى از پیامدهاى خود‌ارضایى، ضعف و تحلیل قواى جسمانى است و این به نوبه خود، ناشى از اختلال در عملکرد سیستم مغز و اعصاب است. اختلال در این سیستم موجب مى‌شود که بخش حافظه، کارایى لازم را نداشته باشد. علاوه بر این، شخص مبتلا به خود‌ارضایى به خاطر تمرکز در این عمل و توجه نسبتا مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که این خود عامل دیگرى براى کاهش مستمر حافظه است. از عوامل حفظ و تقویت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا، از کارهاى علمى و فکرى باز مى‌ماند و این خود عامل دیگرى براى ضعف حافظه چنین اشخاصى است.

۲-اضطراب

دلهره و دلواپسى از ویژگى‌هایى است که دائما فرد خودارضا را رها نمى‌کند، او مرتب با خود درگیر است و نمى‌تواند با خود کنار آید. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى‌‌ثباتى، درهم ریختگى فکرى دامن‌گیر اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه این کار را تکرار کنم»، «کى مى‌شود نجات پیدا کنم» و… لحظه‌اى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب گناه، شخصیت او را در هم مى‌کوبد. گاهى تأخیر در ترک و این که بعد از ترک چه مى‌شود، امان او را مى‌گیرد.

۳- افسردگى

بى‌‌احساسى و بى‌‌تفاوتى، بى‌‌نشاطى و بى‌‌ذوقى، سستى و گوشه‌گیرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و…همگى از نشانه‌هاى بارز و حتمى افسردگى است.

۴- پرخاش‌گرى و بد اخلاقى

شخص خودارضا نسبت به کوچکترین محرّک محیطى حساس است، حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد، زود رنج است و سریعاً از کوره در مى‌رود، به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و… حساسیت فوق العاده دارد.

۵- یأس از زندگى

۶- از بین رفتن خلاقیت‌ها، توانایى‌ها و سرکوب شدن استعدادها.

۷- عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمى و فعالیت‌هاى فکرى.

۸- هوس‌باز و بى‌‌بندوبار شدن و اعتیاد به ارضاى جنسى نامشروع.

۹- بى‌‌عاطفه، کم رو و خجل.

۱۱- عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.

۱۲- از بین رفتن صفاى دل و بى‌‌علاقه گى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و….

۱۳- احساس گناه، عذاب وجدان.

ج) آسیب‌هاى اجتماعى

خودارضایى، یک حس گریز از اجتماع پدید مى‌آورد که در اثر افراط و تکرار، در او ریشه‌دارتر خواهد شد. فرد در گوشه‌اى خود را منزوى و به افکار دور و دراز مى‌پردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مى‌گردد و حیات جمعى را دچار مخاطره مى‌سازد. فرد خودارضا به غیر از میل و انزواجویى، در عرصه اجتماعى نیز با مردم جوشش ندارد و از زندگى در جمع احساس لذت نمى‌کند. اینجاست که نه تنها شخصیت اجتماعى و انسانى چنین افرادى تدریجا متزلزل شده بلکه جامعه نیز از وجود نیروى جوان و پر انرژى محروم گردیده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مى‌شود. این دسته از آسیب‌ها عبارتند از:

۱- بى‌‌آبرویى؛

۲- مشکلات خانوادگى؛

۳- انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوستیابى؛

۴- مشکلاتى در ازدواج از قبیل: عدم پذیرش در خواستگارى؛ در نامه‌اى آمده: اکنون خواستگاران فراوانى دارم که هر یک از دیگرى بهتر هستند. به دلیل همین مسأله (خودارضایى و از دست دادن بکارت) است که مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون این که پدر و مادرم علت نپذیرفتن من را بدانند. «دخترى ۱۸ ساله از تهران». بى‌‌میلى به ازدواج و تأخیر در آن، بى‌‌میلى به همسر، ناتوانى در مقاربت صحیح و ارضاى جنسى خود و همسر، ناسازگارى خانوادگى، سرد بودن کانون خانواده، ناتوانى در برابر مشکلات و سختى‌ها پس از ازدواج، طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده.

۵-افت تحصیلى

۶- بزهکارى

۷- عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و…

۸- لذت نبردن از دوستى‌ها و مهر و محبت‌ها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بریدن از آنان.

۹- از بین رفتن عزت، پاک دامنى، شرف و حیا.

۱۱- انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشیدن دیگران.

۱۲- ایجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نوامیس دیگران.

۱۳-سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.

۱۴- ترویج و اشاعه فحشا و منکرات.

۱۵- شیوع بیمارى‌هاى مقاربتى در جامعه.

۱۶-حسادت و بدبینى.

د) آسیب‌هاى معنوى و اخروى

همه آسیب‌هاى سه گانه که سخن از آنها به میان رفت، قابل اصلاح و جبران است اما آسیب معنوى به این راحتى قابل جبران نیست چون اولا: آسیب به قلب و دل است که هیچ بُعد از وجود آدمى به ارزش، کارایى، حساسیت و لطافت قلب و دل او نیست. به تعبیر قرآن و روایات اسلامى، گناه به دل انسان سرازیر مى‌شود و آن را فاسد و از کار مى‌اندازد. ثانیا: این آسیب فقط دنیوى است.

قرآن کریم مى‌فرماید: چنین نیست که بعضى خیال مى‌کنند، بلکه اعمال خلافشان چون زنگارى بر دلهایشان نشسته، لذا از درک حقیقت وا مانده‌اند. کلاّ بَل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون.[۱] آرى، بدترین اثر گناه، تاریک ساختن قلب و از میان بردن نور علم و حس تشخیص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازیر قلب مى‌شوند».[۲]

مرحوم علامه طباطبایى(قدس سره) در تفسیر المیزان[۳] مى‌فرماید: از آیه شریفه سه نکته استفاده مى‌شود:

۱- اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‌دهند؛

۲- این نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمى حق و حقیقت را درک کند؛

۳- نفس آدمى به حسب طبع اولیه‌اش، صفا و جلایى دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک مى‌کند.

قلب از دیدگاه قرآن، جایگاه مهمى دارد قرآن کریم اولا: قلب را مهمترین مرکز شناخت در انسان معرفى مى‌کند. ثانیا: بیمارى قلب را مهمترین بیمارى به حساب مى‌آورد و از این بیمارى به تعابیر مختلف و عجیب یاد مى‌کند: قلب بیمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، کور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. که جمعا بیش از هفتاد و دو مورد آمده است.

در اهمیت گناه از دیدگاه اسلام، همین بس که اسلام اولاً: کیفر و اثر آن را منحصر به دنیا نکرده است.[۴] ثانیاً: از اندیشه و فکر گناه هم منع کرده است تا گناه را از سرچشمه خشک کند.[۵] ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بیمارى یاد کرده است.[۶] رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهکار و شرکت در مجلسى گناه به شدت نهى کرده است.[۷] خامساً: ترک گناه را بهترین عبادت برشمرده است.[۸]

این‌ها بخش بسیار اندک از هشدارهایى است که اسلام براى دفع اثر زیانبار گناه به انسان‌ها داده است. براى این که به تأثیر گناه بر دل و قلب بیشتر پى ببریم، به عنوان نمونه به ذکر یک روایت اکتفا مى‌کنیم:

رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلّم) مى‌فرماید: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتکب مى‌شود، لکه سیاهى در قلبش پیدا مى‌شود که اگر دل از آن بکند و توبه کرده و از خداوند آمرزش طلبد، دوباره قلبش شفاف مى‌شود و اگر گناه را ادامه دهد، سیاهى تمام قلبش را فرا مى‌گیرد.[۹]

خودارضایى هم که اسلام به شدت از آن نهى کرده است، شاید از همین باب باشد که اثر در قلب و دل آدمى مى‌گذارد و آثار روحى و روانى خودارضایى که در بخش(ب) بیان گردید، عمدتا از همین بیمارى دل ناشى مى‌شود. در این جا چند روایت در مورد اثر معنوى گناه خودارضایى بیان مى‌کنیم به امید آن که تو‌ اى جوان عزیز و برومند! اى که چشم امید پدر و مادر و جامعه به توست،‌ اى آینده‌ساز خود و جامعه اسلامى و بالاخره تو‌ اى مبتلا به این گناه خانمانسوز و هلاکت‌بار، به خود آیى و تا دیر نشده خود را از این مهلکه و باتلاق نجات دهى، بدان که مى‌توانى، حتما مى‌توانى!

۱- امام صادق(علیه السّلام): روز قیامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى‌کند و از چشم خدا مى‌افتد.[۱۰]

۲- رسول خدا(صلى الله علیه وآله و سلّم): لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا[۱۱]

۳- امام صادق(علیه السّلام): براى کسى که خودارضایى کند، در قیامت عذاب دردناکى در نظر گرفته شده است.[۱۲]

در پایان توجه شما را به تحقیقى که حاصل بررسى ۴۰۰ نامه رسیده از نوجوانان کشور به برنامه آینده‌سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه ۱۳۶۷ است جلب مى‌کنیم. طبق این تحقیق افرادى که مبتلا به خود‌ارضایى مى‌باشند به ناراحتى‌هاى زیر مبتلا گشته اند:

۱. ضعیف شدن چشم؛ ۲. لاغر شدن صورت؛ ۳. ضعف اعصاب؛ ۴. تحلیل رفتن بدن؛ ۵. سر درد و سر گیجه؛ ۶. سرماخوردگى زود به زود؛ ۷. کم‌خونى؛ ۸. سست شدن زانو؛ ۹. سیاه شدن دور چشم؛ ۱۰. ضعف حافظه؛ ۱۱. زرد شدن صورت؛ ۱۲. ضعف و اختلالات شنوایى؛ ۱۳. جوش صورت؛ ۱۴. گوشه‌گیرى؛ ۱۵. اختلال در خواب؛ ۱۶. ایجاد حالت وسواس و تردید؛ ۱۷. افت تحصیلى.

اکنون تو‌ اى جوان که طراوت و پاکى دنیا را باید در تو دید و از تو شناخت، به چه مى‌اندیشى؟ آسیب‌ها را دیدى و خواندى؟ براى از این به بعد، چه در سر دارى؟ آیا از هم اکنون کمربندت را محکم بستى و عزمت را جزم نمودى؟ به خود آى! همین الان وقت تصمیم است، همین الان، نگو از فردا، نگو ببینم چه مى‌شود، نگو نمى‌شود و نگو چه و چه و نگو…. با توکل بر خدا و با یک اراده جدى، حرکت کن، به زودى افق‌هاى سلامت و سعادت را خواهى دید و احساس قدرت مى‌کنى. پس حرکت، حرکت، اراده، اراده، تصمیم، تصمیم.

در بخش دوم (درمان خود‌ارضایى) به کمک تو شتافته‌ایم، راه درمان را به تو نشان داده‌ایم، محض خدا، به خاطر خودت، کمک ما را پس نزن. به دامانش نشیند لکـه ننگ گلى گر همنشین خار گردد. على سلطان دین فرمود: آن کس که با نادان نشیند، خار گردد.

منابع کمکى

۱- خود‌ارضایى یا ارضاى انحراف جنسى، مؤسسه فرهنگى اشراق، بابل: مبعث ۱۳۷۹٫

۲- بلوغ، دکتر احمد صبور اردوبادى.

۳- تفسیر المیزان، مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایى ـ قدس سره ـ.

۴- تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازى.

۵- جلوه‌هاى حکمت، سید اصغر ناظم زاده قمى.

۶- خانواده و مسائل جنسى کودکان، دکتر على قائمى.

۷- دختران، دوستى‌ها و عبرتها، محمد على کریمى نیا.

۸- دنیاى نوجوان، دکتر شرفى، انتشارات تربیت.

۹- راهنماى پدران و مادران، محمد على سادات.

۱۰- مشکلات جنسى نسل جوان، آیت الله مکارم شیرازى.

[۱]. مطففین / ۱۴٫

[۲]. تفسیر نمونه، ذیل آیه ۱۴ مطففین.

[۳].ذیل آیه مطففین: ۱۴٫

[۴]. مائده / ۳۳٫

[۵]. على(ع) مى‌فرماید: کسى که در انجام گناه زیاد فکر کند، بالاخره به گناه کشیده مى‌شود. (غرر الحکم).

[۶]. على(ع) مى‌فرماید: براى دلها بیمارى اى، دردناک‌تر از گناه نیست. (بحارالانوار، ج۷۳، ص۳۴۲).

[۷]. على(ع) مى‌فرماید: بر فرد مسلمان شایسته نیست که با گنهکار طرح رفاقت و دوستى بریزد. (وسایل الشیعه، ج۲، ص۲۶۹).

[۸]. على(ع) مى‌فرماید: برترین عبادت، دورى گزیدن از گناه است.

[۹].تفسیر المیزان، ذیل آیه ۱۴ مطففین.

[۱۰]. میزان الحکمه، ح ۱۸۷۴۹٫

[۱۱]. همان، ح ۱۸۷۴۸

[۱۲]. همان، ح ۱۸۷۴۹٫

منبع: سایت اندیشه قم

فوبی یا ترس اجتماعی چیست؟

در مورد فوبی اجتماعی یا ترس اجتماعی نیز می‌‌توان گفت این نوع فوبی، اساسا ترس از مورد نظاره دیگران واقع شدن است. این نوع ترس ممکن است تا حدودی ذاتی بوده باشد، اما اغلب، نگاه خیره چه واقعی و چه با تصور فرد (خیالی) در موقعیت‌های خاص، ناراحتی فوق‌العاده در شخص ایجاد می‌کند.

فوبی، ترس مفرط و غیرمنطقی از یک شئ، فعالیت یا موقعیت است که شخص مبتلا، خود چنین ترسی را بسیار افراطی و غیرمنطقی تشخیص می‌دهد. اصطلاح فوبی معمولا در توصیف ترس‌های بیمارگونه به کار می‌رود و بسیاری از افراد مبتلا در مورد فوبی خود، احساس شرمساری کرده و حتی آن را از اطرافیان خود پنهان می‌کنند.
در واقع تنها نگرانی بیمار مبتلا به فوبی اجتماعی، مورد تماشای دیگران واقع شدن است. به همین دلیل این فرد معمولا از غذا خوردن در رستوران‌ها، انجام وظیفه در صورت مورد توجه بودن، صحبت یا عملکرد در حضور دیگران اجتناب می‌کند و از ازدحام به دلیل ترس از نگاه انتقادآمیز دیگران دوری می‌کند.
تمام این تجربه‌ها احساس شرم شدید و میل به گریز را در شخص به وجود می‌آورند مثلا کسی که از خوردن در حضور دیگران می‌ترسد با مشاهده غذا احساس خفگی می‌کند. در بعضی موارد نیز فوبی اجتماعی به خاطر آن است که مبادا دیگران ترس او را (مانند سرخ شدن یا لرزش اندام) ببینند.

طبق تحقیقات انجام شده، اکثر فوبی‌های اجتماعی در نوجوانی یا اوایل دهه سوم عمر شروع می‌شوند و ظاهرا هر دو جنس (زن و مرد) را به یک اندازه تحت تاثیر قرار می‌دهد. در دوران میانسالی، به تدریج از شدت این فوبی‌ها کاسته می‌شود.
فوبی اجتماعی مانند یک اضطراب اجتماعی شدید و دست و پاگیر است. شخصی که به آن مبتلاست از این که به کسانی که او را می‌بینند یا مخاطب‌هایش، ضعف‌های خود را مانند سرخ شدن،‌ لرزیدن، عرق کردن یا قابلیت‌هایش را مانند این که خیلی باهوش و با فرهنگ است، نشان ‌دهد، می‌هراسد. به این دلایل، موقعیت‌های اجتماعی که در آنها شخص احساس ضعف می‌کند سرچشمه یک رنج بزرگ می‌شوند و بیشتر مواقع، فرد از موقعیت‌ها دوری می‌کند. خارج شدن از خانه و رفتن به خرید می‌تواند ترس را در فرد مضطرب شدیدتر کند و رفتن به اجتماع برای پیدا کردن یک شغل، کاری غیرممکن می‌شود. از طرفی هم برای افراد مبتلا به فوبی اجتماعی،‌ بیکاری یک فاجعه است. بیشتر مواقع آنها قادر نیستند حتی مرحله مصاحبه استخدامی را بگذرانند.

شدت فوبی اجتماعی بستگی به عوامل آن، اهمیت و تعداد موقعیت‌های وحشتناک دارد. اگر این ترس فقط مربوط به کارکردها و موقعیت‌های علمکرد باشد مانند حرف زدن در میان یک گروه یا انجام یک کار در مقابل عموم، اختلال به صورت خفیف باقی می‌ماند. ولی اگر به صورت رد و بدل‌های روزانه با همنوع‌های خود باشد، وجود بیماری فوبی اجتماعی رو به کاهش می‌رود، ولی از طرفی هم بیش از پیش آن را مشکل می‌کند.
حالت فوبی اجتماعی عمومی شده نیز با این علامت مشخص می‌شود که بیشتر موقعیت‌های اجتماعی حتی عادی‌ترین آنها برای بیمار اضطراب‌ ایجاد می‌کند. شخص هر کاری که می‌کند، احساس می‌کند مورد قضاوت قرار می‌گیرد. کسانی که به این نوع فوبی (فوبی اجتماعی عمومی شده) مبتلا هستند، بیشتر مواقع شخصیتی دارند که به آن اجتناب‌کردنی گفته می‌شود.
آنها نسبت به قضاوت دیگران، فوق‌العاده حساسند. در روابط اجتماعی فقط موقعی وارد می‌شوند که مطمئن باشند آن‌ طور که هستند پذیرفته می‌شوند و خودشان را پایین‌تر از دیگران می‌بینند. فوبی‌های اجتماعی دیگری هستند که انتخابی نامیده می‌شوند که در برگیرنده تعداد محدودی از موقعیت‌ها هستند مانند حرف زدن در مقابل عموم. فوبی‌های اجتماعی انتخابی را نباید با یک ترس عادی و ساده اشتباه گرفت.
بیشتر مردم قبل از حرف زدن در مقابل عموم، ترس و وحشت را حس می‌کنند. ولی همین که شروع به حرف زدن کردند ترسشان از بین می‌رود. در مورد فوبی اجتماعی، بر عکس، اضطراب سر جای خودش باقی می‌ماند یا حتی در زمان سخنرانی شدت هم پیدا می‌کند و فقط موقعی پایان می‌پذیرد که جایش را به خجالت و شکست بدهد و بالاخره بعضی از انواع فوبی‌های اجتماعی، نبرد نامیده می‌شوند.

کسانی که از آن رنج می‌برند با وجود وحشتشان در موقعیت‌های اجتماعی که در آنها می‌هراسند، همیشه در حال مقابله و آزمایش هستند. به همین علت، این بیماران می‌توانند مسوولیت‌های اجتماعی را انجام بدهند و بیشتر مواقع رفتار سردی نسبت به دیگران یا یک خشونت نسبی را انتخاب می‌کنند که به آنها امکان می‌دهد فاصله خود را با اطرافیانشان حفظ کنند.
این بی‌تفاوتی و سردی نسبت به دیگران، ظاهری است، زیرا در پس آن وحشت شدیدی وجود دارد. بعضی از پژوهش‌ها نشانگر این امر است که افراد مبتلا به این فوبی‌های اجتماعی (روبه‌رو شدن با دیگران)‌، به طور غیرطبیعی اختلالات شدید قلبی ناشی از نگرانی دارند.

شایع‌ترین فوبی‌های اجتماعی

ترس از سخنرانی برای عموم

بسیاری از سخنرانان، خواننده‌ها، بازیگران تئاتر و سینما معتقدند وجود اندکی تشویش برای بهترین عملکرد لازم است. اما وحشت شدید از صحنه، چیز دیگری است. این ترس موجب اجتناب از صحنه می‌گردد و چه‌بسا سبب شود فرد به دلیل این ترس شدید، بسیاری از شانس‌های زندگی خود را از دست بدهد.

ترس از غذا خوردن در جمع

گاهی ترس از غذا خوردن یا نوشیدن در حضور دیگران، به این دلیل است که شخص می‌ترسد وقتی چنگال یا فنجان را به دهان می‌برد، دست‌هایش دچار لرزش گردد.
ترس از ریختن نوشیدنی یا غذا در واقع ترس از عملکرد است، یعنی میل به اجتناب از جلب توجه در مورد یک ضعف خیالی.

ترس از عملکرد جنسی

اختلال کنش جنسی معمولا فوبی شمرده نمی‌شود، اما بعضی از انواع اختلالات کنشی جنسی، در مفهوم فوبی اجتماعی می‌گنجند. شخص از انجام عمل می‌ترسد، زیرا کسی ناظر عملکرد اوست و همین اضطراب عملکرد، خود موجب افزایش احتمال شکست می‌گردد. انزال زودرس، ناتوانی جنسی در مرد و سردمزاجی در زن، شایع‌ترین انواع فوبی‌های اجتماعی ـ جنسی هستند.

نکته: این دسته از کودکان، تا مدت‌ها پس از سنی که ترس از غریبه‌ها طبیعی است، از روبه‌رو شدن با افراد ناشناس، اجتناب می‌ورزند. هنگام حضور سایر کودکان یا بزرگسالان سرخ می‌شوند، سکوت می‌کنند، به والدینشان می‌چسبند یا سعی می‌کنند مخفی شوند.

ترس از نگاه دیگران هنگام کار کردن

ترس از نگاه (زل زدن) دیگران وقتی به ناتوانی فرد منجر شود، یک فوبی واقعی است. این فوبی ممکن است به هر نوع کار مکانیکی مربوط شود. خلاصه‌برداری، نوشتن روی تخته سیاه، دوختن، بافتن یا حتی بستن دگمه کت در هنگامی که کسی دارد نگاه می‌کند.

ترس از ازدحام

شخص مبتلا به فوبی اجتماعی از ازدحام ممکن است فعالیت‌های شخص را به گونه‌ای محدود کند که فقط بتواند ساعاتی را که افراد معدودی بیرون هستند برای خرید از خانه خارج شود.
ـ ترس از گل انداختن صورت
ـ ترس از لمس شدن

کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی

این دسته از کودکان تا مدت‌ها پس از سنی که ترس از غریبه‌ها طبیعی است، از روبه‌رو شدن با افراد ناشناس اجتناب می‌ورزند. هنگام حضور سایر کودکان یا بزرگسالان سرخ می‌شوند، سکوت می‌کنند، به والدینشان می‌چسبند یا سعی می‌کنند مخفی شوند. خردسالان مبتلا به این نوع فوبی، علاوه بر اضطراب شدیدشان در موقعیت‌هایی که اغلب مردم در آن موقعیت مضطرب می‌شوند (مانند صحبت کردن در حضور دیگران)‌، ممکن است در پیش‌پاافتاده‌ترین فعالیت‌ها نیز مضطرب شوند. اگر آنها در حضور جمع صحبت کنند، می‌ترسند در میان صحبت‌هایشان تپق بزنند. آنها فکر می‌کنند چنانچه سوالی را مطرح کنند، ممکن است احمق به نظر برسند. می‌ترسند اگر در حضور جمع غذا بخورند، غذا را روی زمین بریزند یا اگر وارد اتاقی شوند، ممکن است پایشان به جایی گیر کند و روی زمین بیفتند و دست و پاچلفتی به نظر آیند. جای تعجب نیست که این کودکان در حضور مراجع قدرت یا همسالانی که وضعیت اجتماعی بالایی دارند، مضطرب شوند.

کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی، به احتمال قوی از مدرسه، صحبت در جمع، قرمز شدن یا خوردن و نوشیدن در حضور دیگران هراس دارند. ترس از شیوه عملکرد به نحوی که موجب خجالت یا تحقیر شود، در این گروه از کودکان آنقدر فراگیر است که به طور جدی در فرصت‌ها و فعالیت‌های اجتماعی دیگر آنها اخلال ایجاد می‌کند و غالبا منجر به تنهایی و رنج می‌شود.
اگرچه کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی مایلند مورد علاقه دیگران باشند، اما نگرانی دائم درباره در معرض دید دیگران قرار گرفتن یا پرداختن به کارهایی که آنها را احمق جلوه دهد، مانع شکل‌گیری هر گونه رفتاری می‌شود که دوست دارند با دیگران داشته باشند. چنانچه دیگران سعی کنند این کودکان را به موقعیت‌های اجتماعی تشویق یا وادار کنند، آنها ممکن است گریه کنند، قشقرق به راه بیندازند یا حتی بیشتر عقب‌نشینی کنند. در موارد خیلی شدید، کودکان به فوبی اجتماعی فراگیر مبتلا می‌شوند. این کودکان از اغلب موقعیت‌های اجتماعی هراس دارند، از ملاقات یا صحبت با اشخاص جدید می‌ترسند، از تماس با هر فردی خارج از نظام خانواده خود اجتناب می‌ورزند و حضور در مدرسه و مشارکت در فعالیت‌های تفریحی، در مجموع برایشان خیلی دشوار است.

اضطراب مربوط به فوبی اجتماعی، به قدری شدید است که موجب بروز فعالیت‌هایی نظیر سرخ شدن چهره، لکنت زبان، تعریق، دل‌درد، افزایش ضربان قلب، لرزش یا حمله وحشت‌زدگی کامل می‌شود. نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی همواره ‌عقیده دارند که واکنش‌های جسمانی مشهودشان موجب می‌شود تا احساس بی‌لیاقتی نهفته آنها‌، در معرض دید دیگران قرار گیرد و باعث تحقیرشان شود. حتی این دیدگاه که سایرین از ناآرامی آنها کاملا آگاه هستند، موجب اضطراب بیشتر در این کودکان می‌شود. کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی در یک دور باطل، منتظر بروز مشکل ناراحتی یا عملکرد ضعیف خود هستند، انتظاری که با نزدیک شدن به موقعیت ترسناک، اضطراب بیشتری را در آنها برمی‌انگیزد و این تنها به افزایش دلشوره و تشدید بیشتر نشانه‌های جسمانی آنها در آن موقعیت می‌انجامد. در نتیجه این کودکان از موقعیت‌ها یا فعالیت‌‌های اجتماعی از قبیل تماس تلفنی با یک هم کلاسی برای تکمیل تکلیف‌های ناقص، درخواست از معلم برای توضیح مطالب درسی و جواب دادن به تلفن اجتناب می‌ورزند. اگرچه اضطراب اجتماعی و کمرویی گذرا به عنوان بخشی از رشد بهنجار تلقی می‌شوند، نوجوانان مبتلا به فوبی اجتماعی‌ دچار اضطرابی ماندگار می‌شوند. اغلب، اضطراب‌های آنان با تمرکز برخود همراه است که به افزایش انتقاد از خود می‌انجامد و نشانه‌های هیجانی را تشدید می‌کند. این فرآیند نزولی مارپیچی به بروز مشکلاتی جدی در کفایت اجتماعی و برقراری روابط دوستانه با دیگران منجر می‌شود.
برای کمک کردن به کودکان مبتلا به فوبی اجتماعی (به خصوص، ترس از صحبت کردن در جمع)، والدین می‌‌توانند از راهکارهای ذیل استفاده نمایند:

ـ اولین قدم،‌ آموختن روشی است که واکنش‌های بدنی اضطراب را کنترل می‌کند. روی روش‌های کنترل تنفس بیشتر تاکید کنید. سپس کودک را مجبور کنید تا آرام تنفس کند، بدنش را شل کند و پس از آن بایستد و شروع به صحبت کند.
ـ‌ عامل ترس کودک را پیدا کنید. آیا از این که تپق بزند نگران است یا این که احمق یا عصبی به نظر برسد؟
ـ با افزایش اعتماد به نفس کودک و تقویت توانایی‌هایش، به او کمک کنید تا بر این ترس غالب شود.
ـ برای صحبت کردن، فرصت‌هایی را در اختیار کودک قرار دهید. از همان سنین کم، از او بخواهید سرمیز شام چیزی را برای دیگران تعریف کند.
ـ او را از پیش برای تپق‌ها آماده کنید. به او بگویید در صورتی که مطلبی را فراموش کند و دستپاچه شود، چکار کند.
ـ بکوشید حساسیت او را به اشتباهات گفتاریش، کاهش دهید و توجه او را به اشتباهات گفتاری دیگران جلب کنید.

منبع: میگنا؛ نویسنده: معصومه اسدی

آیا اضطراب فایده‌ای هم دارد؟

اضطراب برای بقای حیات انسان، امری ضروری است. در واقع اضطراب، نوعی درد هیجانی است که همانند درد جسمانی به صورت یک فرایند هشدار‌دهنده عمل می‌کند. همان‌گونه که درد یک ارگان از بدن، علامت هشدار دهنده‌ای از یک آسیب است و ما را وادار می‌سازد تا در جستجوی علت ایجاد آسیب و درمان آن برآییم، اضطراب نیز یک علامت حمایت‌کننده است. علامتی که باعث رشد شخصیت انسان و سازگاری‌های مختلف او در مقابله با اضطراب می‌شود.

اضطراب نوعی درد هیجانی است که همانند درد جسمانی به صورت یک فرایند هشدار‌دهنده عمل می‌کند و باعث رشد شخصیت انسان و سازگاری‌های مختلف او در مقابله با اضطراب می‌شود. در تولید اضطراب عوامل فرهنگی از جمله: مذهب، تحصیلات و نظام‌های ارزشی فرد تأثیر دارند. اضطراب گاهی بهنجار و مفید بوده و گاه نابهنجار و زیان‌آور است. این که کی و کجا اضطراب به هنجار یا نابهنجار است؛ بستگی به علت، شدت و مدت اضطراب دارد. اضطراب می‌تواند مانند درد بدنی، جنبه مرضی پیدا کند. بدین ترتیب که بدون علت مشخص یا به سبب یک اتفاق جزیی، عارض شود و یا این که بدون علت، شدت یافته و ادامه پیدا کند.

آیا افراد مضطرب واکنش‌های یکسانی دارند؟

از آنجا که منشأ اضطراب‌ در افراد مختلف، متفاوت بوده و مساله تفاوت‌های فردی و عکس‌العمل‌های افراد در شرایط یک‌سان نیز متفاوت می‌باشد، در برابر اضطراب نیز رفتارهای متفاوتی از خود نشان می‌دهند که از فردی به فرد دیگر تغییر می‌کند. مثل: تحریک‌پذیری، بی‌قراری، وابستگی مفرط، مواظبت بیش از حد، مشغولیت‌های ذهنی، محدود کردن فعالیت‌ها، محدود کردن حواس و غیره. اضطراب می‌تواند مانند درد بدنی جنبه مرضی پیدا کند. بدین ترتیب که بدون علت مشخص یا به سبب یک اتفاق جزیی عارض شود و یا این که بدون علت شدت یافته و ادامه پیدا کند.

از جنبه بدنی نیز واکنش افراد به شرایط یکسان اضطراب‌آور، یکسان نمی‌باشد. مثلاً در سطح گوارشی برخی دچار اسهال شده و عده‌ای یبوست پیدا می‌کنند. علت این که چرا در بیماران مختلف، ارگان‌های مختلفی درگیر اضطراب می‌شوند، درست شناخته نشده، اما به نظر می‌رسد آسیب‌پذیری و حساسیت ارگان‌های خاصی در هر فرد، علت درگیری آن ارگان در شرایط استرس‌زا و اضطراب آلود باشد.

چه عواملی باعث اضطراب می‌شوند؟

به طور کلی استرس‌ها (هر گونه محرک و فشار روانی و اجتماعی که بر فرد وارد می‌شود، بی آن که از آن خبر داشته باشد.) ایجاد اضطراب می‌کنند. اضطراب می‌تواند درونی یا بیرونی باشد:

اضطراب درون روانی: از کشمکش‌های غریزی و نیروهای سانسور‌کننده به وجود می‌آید.
اضطراب برون روانی: از کشمکش میان خود انسان و دنیای خارج پدیدار می‌گردد.

عوامل فرهنگی نیز با قانون و قاعده‌هایی که اعمال می‌کند، در ایجاد اضطراب نقش دارند. عوامل استرس‌زای روانی- اجتماعی که اغلب جنبه فردی دارد، به آسیب‌پذیری افراد، ظرفیت فرد، ماهیت استرس، دفاع‌های قابل دسترس و از عهده برآمدن آن بستگی دارد. اگر عملکرد خود انسان کارساز باشد، فرد می‌تواند به طور رضایت‌بخشی خود را با شرایط استرس‌زا تطبیق دهد.

چگونه می‌توان بر اضطراب غلبه کرد؟

افراد مختلف برای غلبه بر اضطراب، به گونه‌های متفاوتی عمل می‌کنند. به طور کلی می‌توان گفت افراد برای غلبه بر اضطراب به دو گونه عمل می‌کنند:

۱- تلاش آگاهانه برای کنترل اضطراب که به آن مکانیزم‌های از عهده برآیی گفته می‌شود.

۲- روش‌های ناخودآگاه در برخورد با اضطراب که اصطلاحاً مکانیزم‌های دفاعی نامیده می‌شوند.

برای بهبود توانایی‌های افراد برای این که از عهده استرس یا اضطراب برآیند، روش‌هایی وجود دارد که با به کارگیری آن‌ها از میزان آسیب‌پذیری آن‌ها کاسته می‌شود. این روش‌ها عبارتند از:

۱- برنامه‌ریزی که در دو سطح عینی و شخصی صورت می‌گیرد. سطح عینی شامل: آموزش، شغل، محل سکونت، نیازهای مالی و نیازهای خانوادگی، هدف‌ها و آرمان‌های زندگی است و در سطح شخصی: ارزیابی امکانات و محدودیت‌های خود، امکان‌پذیر است.

۲- سبک و شیوه زندگی

۳- افزایش آگاهی‌های خویشتن و تحقیق خود

۴- به کار بستن تمرین‌‌های جسمانی و روانی که در سطح انسان‌های سالم اساساً کمکی برای موفقیت بیشتر آنهاست. این تمرین‌ها عبارتند از: ورزش، مراقبه، تن‌آرامی و بیوفیزیک.

۵- نهایتاً نگرش به زندگی. این که هر کس چگونه و از چه دیدی به زندگی نگاه می‌کند.

منبع: تبیان

علائمی که می‌گویند اضطراب دارید

زمانی که اضطراب دائمی شود تأثیر منفی بر روی زندگیمان خواهد گذاشت‎

نگرانی‌های بیش از حد نیز منجر به اختلالات اضطرابی‌خواهد شد که در حال حاضر یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی در جهان است و درمان آن از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد. از آنجا که بسیاری افراد با این اختلال آشنایی کامل ندارند و ممکن است بدون آن که خود بدانند دچار این مشکل باشند، به چند نشانه ی به اختلال اضطراب اشاره می‌کنیم.

همه ی ما گاهی اوقات در زندگی نگران می‌شویم، اما زمانی که اضطراب دائمی شود، تأثیر منفی بر روی زندگیمان خواهد گذاشت و در طول زمان ممکن است دچار اختلال اضطراب شده و زندگی و حرفه‌مان به خطر بیفتد. البته اگر از آن دسته افرادی هم هستید که هرگز نگران نمی‌شوید، باید بگوییم احتمالا پیشرفت قابل توجهی در زندگی‌تان نخواهید داشت، زیرا نگرانی انسان را وادار به انجام و پیش بردن کارها می‌کند.

شما همیشه نگرانید

اختلالات اضطرابی‌ می‌تواند در هر سنی خود را نشان دهد. بسیاری از محققان ویژگی‌های خاصی که بیماران در طول زندگی نشان داده‌اند، حتی در سنین جوانی، را بررسی کرده‌اند. اختلالات اضطراب معمولا در سنین کاملا جوانی شروع می‌شوند و به طور معمول در کودکان و نوجوانان کم‌سن دیده می‌شوند. افرادی که دچار اختلال اضطراب کامل هستند، خود را فردی همیشه نگران توصیف می‌کنند. افراد دیگر به خوبی‌ می‌توانند با اضطراب خود مبارزه کنند و هرگز تا زمانی که زندگی‌شان دچار تغییر اساسی نشود و یا در شرایط حساس و در معرض حوادث بزرگ و ناگهانی قرار نگیرند، دچار اضطراب نخواهند شد. برخی افراد نیز بعد از هر اتفاق بزرگ در زندگی مانند بچه‌دار شدن و خرید خانه، دچار اضطراب خواهند شد.

شما اخیرا در یک شرایط آسیب زا زندگی کرده‌اید

در حالی که بسیاری از روانشناسان، استرس پس از حادثه (PTSD) را یک اختلال اضطرابی‌ نمی‌دانند، ولی یک حادثه منفی یا ترس‌آور می‌تواند تأثیر قابل توجهی در افزایش اضطراب هر کسی داشته باشد. حتی اگر شخص سطحی از PTSD را نداشته باشد، نگرانی و اضطراب بعد از هر واقعه ی آسیب‌زننده در او بروز می‌یابد؛ برای مثال برخی از مردم پس از تجربه ی یک تصادف، همیشه یک نگرانی خاص در هنگام رانندگی دارند.

شما یک یا چند حمله ی هراس داشته‌اید

یک حمله ی ترس، ضرورتا نشان‌دهنده ی وجود یک اختلال اضطرابی‌ نیست. حملات ترس طبیعی است و پاسخ به آن معمولا شدید است. اما برخی افراد حملات هراس زیادی را تجربه می‌کنند که می‌توان آن را اختلال ترس نامید. حمله ی هراس، مجموعه‌ای کامل از پاسخ جنگ و گریز است که کاملا مطابق طبیعت و تکامل موجودات است. هنگامی که ضربان قلب شدید و درد و ترس زیاد با حمله ی هراس همراه می‌شود و قابل توجیه نیست، نیاز به درمان وجود خواهد داشت.

اضطراب می‌تواند بخشی از فرآیند‌های زندگی را مختل کند‎

اضطراب، شما را از فعالیت‌های اجتماعی که به آن علاقه دارید دور نگه می‌دارد. عصبی‌شدن و استرس و اضطراب در هنگام روبرو شدن با یک جمعیت بسیار طبیعی است و ممکن است شما قبل از سخنرانی به طور طبیعی دچار ترس شوید. اما اگر به راحتی در برابر افراد عادی دور و برتان دچار اضطراب می‌شوید، شما دچار اضطراب اجتماعی هستید. اگر متوجه شدید که هر وقت افرادی در اطرافتان هستند، دچار ضربان قلب سریع، حالت برافروختگی و حالت تهوع و یا چیزی شبیه به اینها می‌شوید، بدانید که مشکل فراتر از یک اضطراب طبیعی است.

شما زندگی‌تان را در حاشیه ترس هایتان جای داده اید

بسیاری از مردم مبتلا به اختلالات اضطرابی‌ بدون آن که متوجه شوند، کارهای خود را به خوبی‌ انجام می‌دهند، زیرا آن‌ها از مواجهه با آنچه آنها را می‌ترساند و نگرانشان می‌کند اجتناب می‌کنند. برخی افراد هم زندگی خودشان را می‌کنند و تلاشی برای خارج شدن از این اوضاع و یا اجتناب از آن ندارند، اما ظاهرا مشکل خاصی نیز وجود ندارد. لزوما این افراد تداخلی در زندگی خود احساس نمی‌کنند تا این که در یک شرایط خاص قرار می‌گیرند و به خاطر ترس‌شان قادر به تصمیم‌گیری نیستند. زمانی که اضطراب آغاز می‌شود، توانایی و آمادگی فرد برای ادامه زندگی کاهش می‌یابد. در این صورت است که درمان می‌تواند زندگی فرد را نجات دهد و آن را پربارتر سازد.

شما همچنین تجربه ی علائم جسمی را نیز دارید

بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی‌ به ویژه آنهایی که دچار نوع کامل و پیشرفته ی آن هستند، از دردهای جسمی مانند سردرد، دل‌درد و پشت‌درد شکایت دارند. مردم معمولا این علائم را با مشکلات دیگر اشتباه می‌گیرند و پزشکان نیز نمی‌توانند به راحتی متوجه شوند که مشکل از کجاست. پس اگر شما تجربه ی نگرانی‌های دائمی و این علائم جسمی را دارید، دچار اختلال اضطرابی‌ هستید.

شما اغلب دچار مشکلات خواب هستید

بسیاری از ما حداقل یک بار بی‌خوابی‌ ناشی از اضطراب یک اتفاق بزرگ را تجربه کرده‌ایم. اما اگر این بی‌خوابی‌ها به یک عادت منظم تبدیل شود، نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اگر شما شب قبل از امتحان دچار بی‌خوابی‌ شوید امری طبیعی است، اما اگر شما هفته‌ها برای یک رویداد یا مسابقه نمی‌خوابید، حتی اگر واقعا موضوع استرس زایی باشد، این یک نشانه ی واضح از اختلال اضطرابی‌است.

اضطراب شما باعث ناراحتی‌های قابل توجه می‌شود

اختلالات روانی ممکن است در طول زندگی همه ی افراد بروز پیدا کند، با این تفاوت که زمان آن برای هر کسی متفاوت است و ممکن است برای برخی حتی همیشگی شود. اضطراب می‌تواند بخشی از فرآیند‌های زندگی را مختل کند و مشکلات قابل توجهی را به وجود بیاورد. این سئوالات را از خود بپرسید که آیا به خاطر اضطراب از کلاس درس فاصله می‌گیرید؟ آیا یک روز کاری را به این دلیل از دست می‌دهید؟ و آیا از فعالیت‌های اجتماعی به خاطر اضطراب دور می‌شوید؟ اگر پاسخ شما به این سوالات مثبت است، پیشنهاد می‌کنیم که در اسرع وقت به یک روانشناس مراجعه کنید و به فکر درمان خود باشید.

منبع: تبیان

ورزش‌هاى فکرى

فکر و اندیشه

یکى از ابزار موفقیت انسان، تفکر و اندیشه سالم است. اگر انسان بخواهد رشد فکرى پیدا کند، باید فکر خود را در مسیر بالندگى و رشد، حرکت دهد، کسانى که انگیزه فرهنگى و علمى والائى دارند، باید با ورزش‌هاى مخصوصى، قدرت تفکر خود را بالا ببرند.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: همانا فکر تو، وسعت همه کارها را ندارد پس آن را براى کارهاى مهم، آزاد بگذار.[۱]

و در روایت دیگر فرمودند: وقتى فکرت را بر تمام کارهایت مقدم بدارى، آینده‌ات نیکو خواهد شد.[۲]

فکر و اندیشه، نیاز به مراقبت دارد و انسان باید سعى کند افکار خود را از آلودگی‌هاى فکرى پاک کند و قدرت اندیشه و تفکر را در مسائل زیربنایى به کار گیرد.

براى این کار، تمرین بسیار لازم است تا فکر انسان، از عوامل متفرق به سوى تفکر در مسائل اعتقادى عبادات و مطالعه به کار گرفته شود.

شرایط ورزش روحى، فکرى

ورزش‌هاى روحى و فکرى باید تحت شرایط و برنامه‌هاى صحیح اجراء شوند تا آثار و نتیجه مثبت داشته باشند.

۱- مکان ورزشى خلوت و بى‌سر و صدا باشد.

۲- زمان هر تمرین حداقل ۱۰ تا ۲۰ دقیقه باشد.

۳- زمان تمرین، منظم باشد.

۴- حداقل روزى یکبار تمرین‌ها انجام شود.

۵- تمرکز در تمرین‌ها وجود داشته باشد.

ورزش تمرکز در مطالعه

یکى از مشکلات افراد در مطالعه، عدم تمرکز در مطالعه است. بسیارى از افراد هنگام مطالعه تمرکز ندارند و خیلى زود از آن خسته مى‌شوند. براى آن که در مطالعه تمرکز حاصل شود، باید عوامل تفرقه در مطالعه را جستجو کرده و آنها را از بین برد.

عوامل تفرقه فکر

۱- مشکلات و نارسایی‌ها

مشکلات و نارسایی‌ها مى‌توانند عامل تفرقه فکر باشند و فکر انسان را به خود مشغول دارند. لذا باید مشکلات و نارسایی‌ها را هنگام مطالعه فراموش نماییم.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: کسى که بسیارى از امور را پشت سر نیندازد، خوشى زندگیش مختل مى‌شود.[۳]

یکى از برخوردهاى منطقى با مشکلات، فراموش کردن آنهاست.

۲- کسالت و تنبلى

یکى از عوامل تفرقه در مطالعه، کسالت وتنبلى است، هر کسى داراى این صفت باشد، نه تنها در مطالعه موفق نمى‌شود بلکه در سایر کارهاى خود نیز موفقیتى نخواهد داشت. در روایت مى‌خوانیم:

بر تو باد پرهیز از سستى و بى‌حوصلگى. زیرا این دو، مانع بهره‌بردارى و سود تو از دنیا و آخرت خواهد شد.[۴]

کسالت و تنبلى را باید با عزم و اراده از بین برد. على(علیه السلام) مى‌فرماید: با اراده محکم، به جنگ سستى‌ها بروید.[۵]

۳- آمال و آرزوهاى معقول و غیر معقول

آمال و ‌آرزوها چه معقول باشند یا غیرمعقول تلقى گردند، باعث تفرقه حواس انسان مى‌شوند. از نظر شرع مقدس اسلام نیز آرزوها باید کوتاه و محدود و قابل دسترسى باشد و گرنه آفت دین و دنیا به شمار مى‌رود.

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: دنیا مانند آب دریاست، تشنه هر چه بیشتر از آن بنوشد، عطش او زیادتر مى‌شود تا او را به هلاکت برساند.[۶]

۴- سروصداهاى ناهنجار

یکى از عوامل تفرق حواس، سر و صداست. مشکل آلودگى صوتى، یکى از مشکلات فراگیر جامعه است. فردى که مى‌خواهد مطالعه کند، باید مکانى را براى مطالعه در نظر بگیرد که خالى از سروصدا باشد.

۵- اشتغالات فکرى

یکى از عوامل تفرقه حواس، اشتغالات فکرى بیش از حد مى‌باشد. وقتى فکر انسان متفرق و مشغول باشد، نمى‌تواند در مطالعه تمرکز پیدا کند. لذا على(علیه السلام) مى‌فرماید:

همانا فکر تو وسعت همه کارها را ندارند، پس آن را براى کارهاى مهم آزاد بگذار.[۷]

۶- خستگى

یکى از موانع مطالعه و تمرکز، خستگى است. کسى که مى‌خواهد کارهاى فکرى انجام دهد، باید خود را بیش از اندازه خسته نکند. کارهاى بدنى، فعالیت‌هاى ورزشى سنگین که همراه با خستگى باشد با کارهایى فکرى در تضاد مى‌باشد.

۷- اضطراب و نگرانى

اضطراب و نگرانى، عامل تفرقه حواس و باعث عدم تمرکز در انسان است.[۸]

۸- شرایط نامناسب محیط

یکى از عوامل تفرقه فکر، شرایط بد و نامناسب محیط مطالعه است. سرد بودن زیاد مکان مطالعه، گرم بودن زیاد مکان مطالعه، کم یا زیاد بودن نور و عدم نور کافى، از شرایط نامناسب محیط مطالعه به شمار مى‌رود.

ورزش تمرکز براى خوابیدن

یکى از مشکلات عصر حاضر، بدخوابى و کم‌خوابى است.[۹] بسیارى از افراد، از دیر خوابیدن در هنگام شب، گله دارند و برخى به داروهاى خواب‌آور متوسل مى‌شوند. امّا بیدار خوابى را مى‌توان با به دست آوردن تمرکز در هنگام خواب درمان کرد:

۱- هر شب هنگام خواب، چند دقیقه پیرامون کارهاى روز خود فکر کنید و جهات مثبت و منفى آن را ارزیابى کنید.

۲- عوامل گرایش به کارهاى بد و عوامل گرایش به کارهاى خوب را بررسى کنید. تصمیم بگیرید کارهاى بد را تکرار نکنید و کارهاى خوب را بیشتر انجام دهید.

۳- دعاهاى هنگام خواب را بخوانید.[۱۰]

۴- دو ساعت قبل از خوابیدن، از خوردن غذاها و آشامیدنی‌هاى مقوى پرهیز کنید.

۵- بالش زیر سر را، کوتاه انتخاب نمائید.

۶- از موادى که زائل‌کننده خواب هستند مثل چاى و قهوه استفاده نکنید.

۷- تنفس را از راه بینى انجام دهید.

۸- اگر از خواب بیدار شدید، روى برنامه‌هاى جدید خود فکر کنید، کارهایى را که باید انجام دهید دسته‌بندى کرده و نسبت به زمان و مکان آن برنامه‌ریزى نمائید. این برنامه‌ریزى، بر اساس واقعیات باشد.

۹- پارچه‌اى روى دو چشم قرار دهید تا به تاریکى بیشتر کمک شود.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . غرر الحکم، ص ۲۵۲
[۲] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۳۹
[۳] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۲۶۸
[۴] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۳
[۵] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۵
[۶] . اصول کافى، ج ۲، ص ۱۳۶
[۷] . غرر الحکم، ص ۳۵۲
[۸] . توضیح در کتاب اضطراب و نگرانى اثر دیگر مؤلف.
[۹] . توضیح بیشتر را در کتاب تربیت فرزند اثر دیگر مؤلف مطالعه کنید.
[۱۰] . توضیح این را در کتاب اخلاق در زندگى ج ۱، اثر مؤلف مطالعه کنید.
محمد حسین حقجو
منبع: سایت اندیشه قم