دعای والدین

نوشته‌ها

مصادیق نیکی به والدین در صحیفه سجادیه و قرآن

نگاهی اجمالی به صحیفه سجادیه

با یک مرور اجمالی به فهرست نیایش‌ها، می‌توان آنها را این‌گونه تقسیم‌بندی نمود:

الف: نیایش‌های عبادی- عرفانی

در این دسته از نیایش‌ها، دائماً از معرفت خداوند جهت تقرب و تعالی و سعادت ما سخن به میان آمده است، مانند نیایش‌های: ۱- در ستایش خداوند ۲- درود بر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان او ۳- درود بر حاملان عرش الهی ۹- دعا در اشتیاق به تقاضای آمرزش ۱۲- دعا در اعتراف به گناه و توبه ۲۸- پناه جستن به خدا ۳۲- دعا پس از نماز شب ۳۶- اعتراف به تقصیر در ادای شکر.

ب: نیایش‌های تظلم و تقاضا

هدف این نیایش‌ها، تعلیم بردباری، امیدواری در گرفتاری‌ها و اعتماد به خدا داشتن می‌باشد، مانند نیایش‌های: ۱۴- نیایش در هنگام سختی ۱۵- نیایش در هنگام بیماری ۱۹- طلب باران ۲۳- طلب تندرستی ۲۹- وقتی روزی بر انسان تنگ شود ۳۰- برای برآورده شدن وام ۵۴- زدودن غم.

ج: نیایش‌های تعلیم و تربیت

مانند نیایش‌های: ۵- دعا در حق خویشاوندان و دوستان ۲۷- دعا برای مرزداران ۲۴- دعا برای پدر و مادر خود ۲۵- دعا برای فرزندان خود ۴۲- دعا در هنگام ختم قرآن ۴۴- دعا در هنگام فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ۴۵- دعا در هنگام پایان ماه مبارک رمضان. این نیایش‌ها باز هم دعاست، اما آنچه که باید بدانیم و انجام دهیم را یاد می‌دهد. به عنوان نمونه، نیایش ۲۴(دعا برای پدر و مادر) در واقع تعلیم و آموزش وظایف فرزند در قبال والدین است.

احسان به والدین

در همه ادیان و شریعت‌ها، در خصوص احترام به والدین سفارش‌های زیادی شده است. چون به مقتضای عقل و نقل، شکر منعم واجب است. علاوه بر این، بعد از نعمت الهی هیچ نعمتی در حق فرزند، چون نعمت پدر و مادر نیست. زیرا پدر سبب وجود صوری و وسیله تربیت، تهیه اغذیه و البسه و ضروریات، و واسطه حصول کمالات نفسانی اوست. مادر نیز در سببیت وجود، شریک پدر است با تحمل سختی‌های حمل دوران بارداری، دردهای زایمان، خطرات احتمالی هنگام زایمان و از همه مهمتر، خون او سبب حیات می‌شود.۱ لذا در برخی آیات قرآن کریم، امر به اطاعت از آنان شده است. چنانچه می‌فرماید:

«ان اشکر لی لوالدیک»(لقمان/۱۴)؛

«شکر کن مرا که خالقم، آنگاه شکر پدر و مادر را به جای آر»؛

«و وصینا الانسان بوالدیه حسنا»(عنکبوت/۸)؛

«به انسان سفارش کردیم در حق پدر و مادر خود نیکی کنند».

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: «یا رسول‌الله! مرا سفارشی کن. فرمود: چیزی را با خدا شریک مساز… پدر و مادرت را فرمان ببر و به آنها نیکی کن(زنده باشند یا مرده)، اگر دستوری دادند خاندان و مالت را کنار بگذار و دستورشان را اجرا کن که از ایمان است».۲

بنابراین نیکی کردن به والدین یعنی نیکو معاشرت کردن با آنان، رعایت ادب در حضورشان، دوست داشتن آنها از صمیم قلب، دریغ نورزیدن از اموال مورد علاقه آنها، کوشش در جهت کسب رضایت آن دو، و دعا نمودن برایشان.۳

مصادیق نیکی به والدین در قرآن و صحیفه سجادیه

الف) دعا در حق والدین

«خدایا؛ بر محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندانش و فرزندانش درود فرست و پدر و مادر مرا به برترین پاداشی که ویژه ی پدران و مادران بندگان مومن خود کرده ای ویژه گردان ای مهربان‌ترین مهربانان».۴

دعا کردن و طلب خیر و رحمت از خداوند متعال نمودن برای والدین، از جمله حقوق ایشان و یکی از وظایف فرزند در قبال پدر و مادر می‌باشد که باید هم در حیات و هم در ممات آنها، بدان عمل کند. آیت الله جوادی آملی نیز در تفسیر خود، دعا در حق والدین و طلب آمرزش برای آنان را از مصادیق احسان به والدین، می‌دانند.۵

خداوند متعال نیز در قرآن، دعا کردن برای والدین را این چنین آموزش می‌دهد:

«… قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا…».(اسراء /۲۴)

«بگو(پیامبر)، پروردگارا؛ همان گونه که آنها(پدر و مادرم) مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده…».

این آیه، دوران کودکی فرزند را به یادش می‌آورد و تذکر می‌دهد، به یاد دوران ناتوانی خود، از خدا بخواه که به آنان رحم کند آن چنان که ایشان به تو رحم کرده و پرورشت دادند. همچنین از این آیه بر می‌آید که دعا برای والدینی که از دنیا رفته اند، مورد قبول خداوند است. امام سجاد(علیه السلام) نبز در صحیفه این چنین برای پدر و مادر دعا می‌کنند:

«بار خدایا آنان را از آن رو که مرا پرورده‌اند پاداش نیکو عطا فرما و به این سبب که مرا گرامی داشته‌اند جزای خیر مرحمت کن و نگاه داشتی را که در کودکی از من کرده‌اند پشتوانه نگهداری آنان قرار ده».(صحیفه سجادیه)

ب) تواضع در برابر به والدین

یکی از موارد احسان به والدین خاکساری در برابر آنهاست. تواضع در برابر والدین باید تا حدی باشد که آنها این فروتنی و خضوع را در فرزند به وضوح ببینند. خضوع دربرابر والدین به قدری ارزش و اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن کریم به شکل بسیار زیبایی به آن اشاره کرده است:

«و اخفض لهما جناح الذّلّ من الرحمه و قل ارحمهما کما ربیانی صغیرا».(اسراء / ۲۴)

«و بال‌های محبت خویش را از تواضع و لطف، در برابر آنها(پدر و مادر) فرود آر و بگو: پروردگارا؛ همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرارده».

در مقابل پدر و مادر با گفتار و رفتارت فروتنی و تواضع کن و همانند مرغی که از روی مهر و محبت بال‌های خود را فرو می‌افکند و جوجه‌های خویش را زیر پرمی گیرد، تو نیز که اکنون جوان و نیرومند شده ای و بال و پرگشوده داری، پدر و مادر را در آغوش مهر خود جای ده.

تواضعت را لمس کنند…

در بسیاری از موارد فرزند صالح نمی‌تواند غرورش را زیر پا گذاشته و به این دستور قران عمل کند. او نمی‌تواند احساسات قلبی و درونی‌اش را به والدینش نشان دهد، دست آنان را ببوسد و یا به شکل دیگری تواضع خود را نشان دهد. این آیه از قرآن وظیفه ی او را با وصف زیبایی گوشزد می‌کند و می‌فرماید: «خفض جناح» که به معنای مبالغه در تواضع و خضوع زبانی و عملی ست. انسان باید در معاشرت و گفتگوی با والدین طوری باشد که آنها تواضع و فروتنی او را احساس کنند؛ و بفهمند که او خود را در برابر آنها، خوار می‌دارد و نسبت به آنها مهر و رحمت دارد.۶

امام صادق(علیه السلام) در مورد طرز برخورد صحیح با والدین می‌فرمایند: «چشم به آنها خیره مکن و جز با مهر و دلسوزی به آنها نگاه میانداز و صدای خود را بر صدای آنها میفزا. دست بالای دست آنها مدار و بر آنها پیشی مگیر». ۷

ج) اطاعت والدین و کوشش در جهت کسب رضایت آنها

اطاعت والدین در جهت جلب رضای خدا، وظیفه ی هر فرزندی است و عدم فرمانبرداری از ایشان موجب خشم و غضب الهی ست. از آنجا که در زندگی هر انسان پدر و مادر دلسوزترین و خیرخواه ترین افراد برای فرد هستند، قاعدتا او را به سمت خیر و صلاح، پیشرفت و سربلندی راهنمایی می‌کنند پس فرزند باید با تفکر در اوامر والدین(با در نظر گرفتن رضای خدا) مطیع و فرمانبردارشان باشد تا اسباب خشنودی آنان و خدای متعال را فراهم کند. امام سجاد(علیه السلام) در این باره می‌فرمایند:

«… و به آنان چون مادری مهربان نیکی کنم و طاعت مرا نسبت به آنان و نیکویی مرا درباره ایشان در نظرم از خواب در چشم خسته، شیرین‌تر کن و از آب خنک در کام تشنه، گواراتر…. چندان که خرسندی‌شان را بر خرسندی خود برتری دهم و آرزویشان را بر آرزوی خود مقدم بدارم».(صحیفه سجادیه)

گاهی اوقات اوامر والدین بسیارسخت و گاهی غیرممکن به نظر می‌رسد و انجام آنها توان و یا زمان زیادی را می‌طلبد، در اینجا فرزند صالح وظیفه دارد با تمام توان، مطمئن؛ بدون تردید و بهانه جویی، در انجام آن امور بکوشد.

اگر والدین امر به خلاف شرع کردند…!

اطاعت از والدین، نوعی احسان به آنان به شمار می‌رود که فرزند وظیفه دارد در این جهت تلاش کند تا موجبات جلب رضای آنان و خداوند را فراهم آورد. اما باید توجه داشت این اطاعت و فرمانبرداری باید در راستای رضای پروردگار باشد هیچ چیز نمی‌تواند بر ارتباط انسان با خدا حاکم گردد، که آن مقدم بر همه چیز است. حتی بر پیوند با پدر و مادر که نزدیکترین پیوند عاطفی است. اگر والدین فرزند را امر به کاری کنند که آن عمل خارج ازمحدوده ی الهی باشد، فرزند حق ندارد به سبب جایگاه والدین مطیع آنها باشد و خود را مجبور به انجام آن بداند.

پدر و مادر با جایگاه بسیار والا و ارزشمندی که نزد خدای متعال دارند و با تمام مطالبی که در مورد مقام آن دو بزرگوار در قرآن و احادیث ذکرشده است، حق ندارند فرزند را وادار به کاری کنند که معصیت و یا نارضایتی خدای متعال در آن باشد.

اینجاست که فرزند می‌تواند از اطاعت والدین سرباز زند و مطیع خالق یکتا باشد. البته این بدان معنا نیست که او حق دارد به والدین توهین، پرخاش و یا بی‌احترامی کند و یا آنها را تحقیر نموده و ایشان را نسبت به احکام و اوامر الهی نادان بشمارد، بلکه باید با نرمی و احترام؛ یا آنان را قانع و از انجام آن امر منصرف کند و یا به اشکال مختلف قبح مطلب را برایشان بنماید. دستور کامل در مورد این مطلب در دو آیه از آیات قرآن بیان شده:

«و ان جاهداک علی ان تشرک بی‌مالیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفا…».(لقمان /۱۵)

«و هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری(می دانی باطل است) از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتارکن…».

پس فرزند مطیع و قدرشناس باید در اطاعت والدین حدودی قائل شود و میزان سنجش او، قران و عترت باشد و اوامر والدین را با میزان حق بسنجد، اگر خارج از محدوده ی الهی نبود، با جان و دل و بی‌منت، انجام دهد و اگر غیر از این بود مطیع فرمان الهی باشد. این درست نقطه ی اعتدال است که حقوق خدا و والدین در آن جمع شده و تضادی در میان انجام این دو وظیفه ایجاد نمی‌شود.

عدم اطاعت از والدین بعد از قدردانی!

مسئله ی جالبی که در این آیات(آیاتی که خداوند از اطاعت والدین آمر به شرک، نهی می‌کند) به چشم می‌خورد این است که معمولا قبل از این نهی، توصیه به احسان و یا شکر والدین نموده، پس از آن، از اطاعت آنها در امور شرک آلود نهی می‌کند. اگر به آیات قبل آیه ی ذکر شده توجه کنید، خداوند در ابتدا زحمات مادر، از ابتدای حمل و سپس شیر دهی، را یادآور می‌شود، سپس امر به شکر خود و بلافاصله شکر والدین می‌کند و در پایان این آیات، انسان را از اطاعت والدین درمسائل شرک آمیز نهی می‌کند. این مسئله، نشان می‌دهد که احترام به این دو بزرگوار و یادآوری ایثار و فداکاری هایشان هرگز نباید از یاد فرزند برود حتی اگر آنها مشرک باشند!

بنابراین برای اطاعت نکردن والدین در اموری که خلاف رضای خداست، فرزند باید بسیار مراقب باشد که مرتکب رفتار و یا گفتاری نشود که خاطرشان رنجیده شده و متعاقبا خشم خدا را برانگیزد.

د) نیکو معاشرت کردن با والدین و رعایت در حضورشان

«بار الهی چنان کن که از هیبت ایشان بیمناک باشم هم آنسان که از هیبت پادشاه خودکامه بیمناکم… آوای مرا در محضر آنان فرود آر و سخنم را برایشان دلنشین گردان و خویم را نسبت به آنان نرمی ده و قلبم را متوجه آنان کن و مرا نسبت به آنان خوشرفتار و دلسوز گردان».(صحیفه سجادیه)

حضرت در این سطر ازکلام زیبایشان در صحیفه سجادیه، متذکر می‌شوند که احترام والدین را تا حدی داشته باشید که گویی در حضور سلطانی مقتدر هستی و همان گونه که نزد سلطان مودب و با احترام رفتار می‌کنی و مراقب اعمالت هستی در حضور والدین نیز چنین باشی.

زندگی در زمان حیات پدر و مادر و یا درکنار آنها، یکی از بزرگترین نعمت‌هایی است که خداوند به انسان عنایت می‌کند، که البته مانند تمام نعماتی که خداوند عطا می‌کند، مورد توجه انسان نیست تا زمانی که آن را از دست بدهد، از آنجایی که هر نعمتی همراه با امتحان و آزمون الهی ست، این نعمت با ارزش نیز همراه با امتحان‌های فراوانی ست که فرزند باید نسبت به آن هوشیار باشد و لحظه ای از آن غفلت نکند. اما فرزندی که در کنار والدین خود زندگی می‌کند از آنجایی که همواره با آنها برخورد دارد، بیشتر مورد امتحان الهی ست. همان طور که در متن بسیار زیبا، مختصر و پر معنای امام سجاد(علیه السلام) ملاحظه فرمودید چگونگی رفتار با والدین و چگونه حضور پیدا کردن در کنار آنها در یک جمله آموزش داده می‌شود.

برخی تصور می‌کنند احترام گذاشتن به والدین سبب دوری و بیگانگی می‌شود و صمیمیت بین آنها را از بین می‌برد، اما چنین نیست؛ این رفتار، نه تنها صمیمیت را از بین نبرده بلکه روابط عاطفی بین فرزند و والدین را تقویت کرده و دوستی و نزدیکی توام با احترام به وجود می‌آورد. پس صمیمیت و دوستی با والدین باید در کنار رعایت حداکثر احترام و ادب باشد.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «پدرم، امام سجاد(علیه السلام)، در رهگذر مردی را دیدند که با پسر جوانش راه می‌رفت. پسر در حین حرکت به دست پدر تکیه داده بود. امام از مشاهده ی این رفتار خلاف ادب پسر، بسیار ناراحت شدند به طوری که دیگر هیچگاه با آن فرزند بی‌ادب و وظیفه نشناس سخن نگفتند». ۸

ذ) طلب آمرزش نمودن برای والدین

از آنجا که فرزند قادر به جبران سختی‌هایی که والدین برای او متحمل شده‌اند نیست لذا امام سجاد(علیه السلام) از خدا می­ خواهد که این سختی‌ها را سبب خیر و آمرزش آنان قرار داده و به علو درجاتشان بیفزاید. لذا می‌فرماید: «بار خدایا اگر در گفتار با من از اندازه فراتر رفته‌اند یا در کرداری زیاده‌روی کرده‌اند یا حقی از من تباه ساخته‌اند یا از وظیفه خود در حق من کوتاهی ورزیده‌اند، حق خود را به آنان بخشیدم… و آن دو را به سبب نیکویی‌هایی که با من کرده‌اند غرق آمرزشی مسلم فرما… اگر آمرزش تو پیش از این مرا در بر گرفته باشد پس شفاعت مرا در حق آنان قبول فرما…».(صحیفه سجادیه)

خدمت به والدین

خدمت به خلق خدا از خدمت به والدین آغاز می‌شود. اما نوع خدمت، بسیار اهمیت دارد. انجام این عمل با ارزش مشروط به شروطی است.

شرط خدمت به والدین

خدمت به والدین باید با رغبت، و حداکثر تواضع صورت گیرد. چرا که وجود کمترین اکراه و نارضایتی در چهره و یا عمل فرزند، سبب آزرده شدن ایشان شده، به طوری که خود را سربار و باعث رنج و مشقت فرزند می‌پندارند به این ترتیب یا از خدمات او شرمنده و سر افکنده می‌شوند و یا آزرده خاطر شده و دیگر از او خدمت و کمکی نمی‌خواهند و این آن خدمتی نیست که خداوند به آن امر نموده است.

محمد ابن منکدر می‌گوید: برادرم نماز شب می‌خواند و من پای مادرم را که مریض بود ماساژ می‌دادم. هرگز دوست ندارم ثواب من برای برادرم و یا ثواب او برای من باشد. ۱۰

شرط دیگر خدمت به والدین کوچک شمردن این خدمات است. امام سجاد(علیه السلام) دراین مورد می‌فرمایند: «خدایا؛ چنان کن که نیکی آن دو را(والدین) درحق خود بسیار ببینم، اگر چه اندک باشد و نیکی خود را در حق آنها اندک ببینم اگر چه بسیار باشد». و در جایی دیگر می‌فرمایند: «در انجام وظایف و خدمت به والدین مشتاقانه قیام کنید و از رنج و زحمتی که در راه آنها می‌کشید لذت برده و شاد خاطر باشید و مانند تشنه ای که به طرف سرچشمه ی آب گوارا می‌رود، قدم در خدمتشان به شوق و رغبت بردارید نه به اکراه که موجب خستگی قلب آنها می‌شود».۱۱

اگرفرزند مرتکب تقصیری شد چه کند؟

اگر فرزند در خدمت به والدین کوتاهی کرد و یا آزار و اذیتی در حق آنان مرتکب شد، باید بلافاصله ابراز ندامت کرده و از آنان طلب بخشش کند و در مقام جبران برآید و برایشان دعا کند و بگوید: «تقصیر و آزار مرا بر آنها موجب حبط سیئات و ترفیع درجاتشان و علو مقامشان بگردان و سبب ازدیاد حسنات آنها بفرما».۹

گاهی هم ممکن است خطایی از فرزند سر زده و سبب آزردگی والدین شده در حالی که قصد نافرمانی نداشته، در اینجا او وظیفه دارد توبه کرده و اصلاح رفتار نماید و برای جبران آن چه پیش آمده بکوشد:

«ربکم اعلم بما فی نفوسکم ان تکونوا صالحین فانه کان للاوابین غفورا».(اسرا / ۲۵)

«پروردگار شما از درون دلهایتان اگاه تر است؛(اگر لغزشی دراین زمینه، رعایت احترام و ادب و تواضع در نزد والدین، داشتید)هرگاه صالح باشید(و جبران کنید) او بازگشت کنندگان را می‌بخشد».

پس اگر احیاناً حرکت ناگواری سر زد که پدر و مادر از وی رنجیده شدند، از رحمت خداوند ناامید نباشد و بداند که پروردگار رئوف توبه ی او را می‌پذیرد.

امام سجاد(علیه السلام) مضمون فوق را در چند جمله ی زیبا بیان می‌دارند:

«خدایا؛ هر آزاری که از من به آن دو رسیده و هر ناپسندی که از من در حق ایشان سر زده و هر حقی از آن دو را که من تباه کرده ام، همه را سبب آمرزش گناهانشان و بلندی مرتبه شان و افزونی حسناتشان قرارده. ای آنکه بدی‌ها را به چندین برابر نیکی‌ها دگرگون می‌سازی».

نور «اویس» در مدینه!

اویس قرنی که یکی از یاران و دوستان نزدیک رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به شمار می‌رفت، در یمن که از شهر رسول خدا(مدینه) بسیار دور بود زندگی می‌کرد و با شتربانی مخارج زندگی خود و مادرش را تامین می‌نمود. روزی قصد دیدار آن حضرت کرد. برای این منظور از مادر اجازه خواست که برای دیدار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه برود. مادرش گفت: «برو به شرط آن که بیش از نصف روز در مدینه توقف نکنی». اویس حرکت کرد. پس از پیمودن مسافتی طولانی و تحمل مشقت فراوان، به مدینه رسید. وارد شهر شد و سراغ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را گرفت و متوجه شد که ایشان در شهر حضور ندارند. او پس از توقف و انتظار نصفه روزه معشوقش را ندیده، طبق قولی که به مادر داده بود، به یمن بازگشت. وقتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه برگشتند پرسیدند: «این نور کیست که در این خانه تابیده؟» گفتند: «شتربانی که «اویس» نام داشت به این جا آمد سراغ شما را گرفت و نصف روز نیز به انتظار شما ماند و بازگشت». پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «آری؛ اویس این نور را در خانه ی ما به هدیه گذاشت و رفت».

پی‌نوشت‌ها

۱ – قهپایی، بدیع‌الزمان، ریاض‌العابدین: به کوشش حسین درگاهی، چاپ اول، تهران، ص۳۸۴

۲ – کلینی، محمدبن­یعقوب،اصولکافی، ج۳، ترجمه و شرح: سیدجواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، ص۲۳

۳ – مدنی، سیدعلی‌خان، ریاض‌السالکین، ج۴، تحقیق: سیدمحسن امینی، چاپ اول، مؤسسه النشر الاسلامی

۴ – صحیفه سجادیه،ترجمه اسد الله مبشری،نشرنی،چاپ سوم،ص ۴۶

۵ – آیت الله جوادی آملی ، تفسیرتسنیم ، ج ۵ ، ص ۳۷۹

۶ – علامه طباطبایی، تفسیرالمیزان ،ج ۱۳، ص ۱۱۰

۷ – محمدبن یعقوب کلینی،اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج۳،ص ۲۴۲

۸ – همان، ج ۳،ص۵۰ ؛ مجموعه ورام،ج۲ ،ص ۲۰۸

۹ – شرح صحیفه سجادیه، الهی قمشه ای، ص۲۳۴

۱۰ – ترجمه رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام)، ص ۲۹۷

۱۱ – شرح صحیفه سجادیه، الهی قمشه ای، ص ۲۳۳

پدیدآورندگان

امین جاجرمی، دانشجوی دکتری مهندسی برق، فردوسی

رویا مهاجر، الهیات فقه و مبانی، پیام نور

منبع: سایت بشارت

معجزه‌ای به نام دعای والدین

حقیقتا اگر کسی نتواند از در مهرورزی و نیکی به پدر و مادر، خود را به داخل بهشت برین بیندازد و به وسیله دعای خالصانه آنها مسیر موفقیت را طی کند، آن چنان خوار و ذلیل خواهد شد که گویی هیچ گاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید.

همه ما می‌دانیم که در آموزه‌های الهی، ارزش فراوانی برای پدر و مادر قرار داده شده است و «نیکی به والدین» یکی از دستورات ثابت و تغییرناپذیر میان تمامی ادیان الهی است. در اسلام نیز به عنوان آخرین و کاملترین آیین الهی تأکید فراوانی نسبت به این مسأله شده است. اهمیت این مسأله در فرهنگ قرآن آن نان والا است که خداوند بلافاصله پس از مهمترین دستور خود به بشر، فرمان به ارج نهادن به جایگاه والدین را صادر نموده است. برای نمونه در آیه ۳۶ سوره نساء می‌خوانیم: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً..».؛ ‌«و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتاى او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکى کنید…».
بنابراین پر واضح است که در دستگاه الهی، جایگاه والدین در بالاترین و ارزشمندترین جایگاه‌ها قرار دارد و خداوند به مقام و منزلت پدر و مادر اهمیتی ویژه داده است. به همین خاطر است که خداوند درخواست آنها را پذیرا است و دعای ایشان را در حق فرزندانشان در اولویت استجابت قرار می‌دهد. گویا که دعای والدین را با پست پیشتاز به عرش می‌برند و در آنجا اگر مانعی جدّی وجود نداشت با سرعتی هر چه تمام تر به هدف استجابت می‌رسانند.
بنابراین انسان تیزهوش و نکته سنج کسی است که از این مسیر میانبر بهترین استفاده را داشته باشد و خود را در رودخانه پرسرعت دعای والدین بیندازد. از سوی دیگر، بیچاره و بدبخت و بی دست و پا کسی است که نتواند از این آب روانی که خداوند در دسترس اکثر قریب به اتفاق ما گذاشته استفاده ای شایسته داشته باشد. از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره نقل شده که فرمود: «رَغِمَ أَنْفُ رَجُلٍ أَدْرَکَ أَبَوَیْهِ عِنْدَ الْکِبَرِ فَلَمْ یُدْخِلَاهُ الْجَنَّه».(بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۸۶)؛ «خوار بادا(و خاک بر بینی) آن کس که پدر و مادرش نزد او پیر شوند و او را به بهشت نبرند».آری، حقیقتا اگر کسی نتواند از در مهرورزی و نیکی به پدر و مادر، خود را به داخل بهشت برین بیاندازد و به وسیله دعای خالصانه آنها مسیر موفقیت را طی کند، آن چنان خوار و ذلیل خواهد شد که گویی هیچ گاه رنگ خوشبختی را نخواهد دید. چنین کسی همانند فرد کودنی است که بر سر سفره پر نعمتی می‌نشیند و از هیچ یک از غذاهای رنگارنگ و خوش طعم آن نمی‌خورد.
بنابراین شایسته آن است که دل والدین را چنان بدست آوریم که دعای خیرشان به صورت خود جوش از اعماق قلبشان شامل حالمان شود و خیر عاقبت را برایمان تضمین نماید. البته باید در نظر داشت که در مواقع سختی و درماندگی هم یکی از بهترین مسیرها برای رهایی از گرفتاری‌ها و مشکلات روزمره، دعای آن دو گل خوشبو است. کمتر کسی است که در دنیای امروز مشکلی نداشته باشد و دچار سختی و گرفتاری نباشد. پس باید همیشه این کلید مشکل گشا را در دست داشت و به آن توجهی ویژه نمود. حتی آنان که والدینشان به سرای باقی شتافته اند و هم اکنون از این نعمت خوب خدا محروم هستند نیز می‌توانند با ارسال بهترین هدایا به آن دنیا از دعای آنان بهره مند شوند.

استجابت دعای والدین

دعا درخواستی خالصانه از حضرت پروردگار است که از عمق دل برمی آید و پس از پروازی شگفت، بر عرش الهی فرود می‌آید. با این حال همه دعاها به هدف اجابت نمی‌رسند و برخی از آنها بنابر مصالحی مستجاب نمی‌گردند و به جای آن در قیامت جایگزینی والاتر به صاحب دعا اهدا می‌گردید. اما بنابر فرمایش امیر مؤمنان علی(علیه السلام) قدرت برخی از دعاها آن چنان زیاد است که خود را به هدف استجابت نزدیک می‌کند و خواسته خود را از عرش الهی برداشت می‌نماید. حضرت امیر در این باره می‌فرماید: «أربَعهٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَهٌ: الإمامُ العادلُ لرعیَّتِهِ و الوالدُ البارُّ لولدِهِ و الولدُ البارُّ لوالدِهِ و المظلومُ».(الإرشاد، ج ۱، ص ۳ظ ۴) «دعاى چهار گروه رد نمى شود: (اول) دعای پیشواى دادگر در حقّ ملّتش. (دوم) دعای پدر صالح در حقّ فرزندش. (سوم) دعای فرزند صالح در حقّ پدرش و (چهارم) دعای ستمدیده».
بنابراین پدر نیکوکاری که در حق فرزندش دعا می‌کند دعایش بُرد زیادی خواهد داشت. نمونه بارز این مسأله دعای حضرت ابراهیم(علیه السلام) است که پس از دریافت مقام رفیع امامت از خداوند خواست تا این مقام را به فرزندانش هم عطا کند.(سوره بقره، آیه ۲۴) خداوند نیز به پاس زحمات فراوان این پیامبر والا مقام دعای پدرانه او را مستجاب کرد و گل سرسبد پیامبران را در نسل او قرار داد. آن چنان که پیامبر بزرگوارمان که درود خدا بر او و خاندانش باد چنین فرمود: «أَنَا دَعْوَهُ أَبِی إِبْرَاهِیمَ».(من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۸)؛ «من(استجابت) دعای پدرم ابراهیم هستم».
البته به نظر می‌رسد که مقصود امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در روایت فوق تنها دعای پدر نیست و این مسأله شامل دعای مادر نیز می‌شود. چرا که اگر در فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام) چرخی بزنیم درخواهیم یافت که مهرورزی و نیکی به مادر نه تنها از محبت و احسان به پدر کمتر نیست بلکه ارزش و جایگاهش والاتر و تأثیرات و پیامدهایش افزونتر از آن است.
امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: مردى خدمت پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) آمد و به ایشان عرض کرد: «هیچ کار زشتى نیست که نکرده باشم و هیچ گناهی نیست که مرتکب آن نشده باشم. آیا راه توبه و بازگشت برایم وجود دارد؟» پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به او فرمود: «فهَل مِن والِدَیکَ أحَدٌ حَیٌّ؟»؛ «آیا از پدر و مادرت کسى زنده هست؟» او پاسخ داد: «آری، پدرم». حضرت فرمود: برو و به او نیکى کن. امام سجاد(علیه السلام) در ادامه می‌فرماید: هنگامی که آن مرد رفت پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لَو کانَت اُمُّهُ!» «کاش مادرش می‌بود.(بحارالأنوار، ج ۷۴، ص۸۲)بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که نَفَس مادر و دعای خیر او نیز در عرش الهی چیزی از دعای پدر در حق فرزندانش کم ندارد و اگر بیش از آن نباشد حداقلّ همان گیرایی و کارایی را خواهد داشت.

منبع: فردا

جایگاه و مقام پدر و مادر

جایگاه پدر و مادر در نزد خداوند

همه انسان‌ها، در هر رتبه و شرایطی، مدیون والدین خویش هستند، لذا احترام به والدین، حقی است انسانی نه فقط اسلامی؛ حتی به والدینی که کافر باشند، هم باید احسان کرد. احسان و تکریم به پدر و مادر از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است و خداوند همواره پس از بیان حکم وجوب پرستش خویش، به احترام و تکریم پدر و مادر اشاره کرده و حکم می‌کند:

«و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاالله و بالوالدین احساناً»

قرآن در این آیه، احسان به پدر و مادر را به عنوان پیمان خداوند با بنی اسرائیل یاد کرده است و هنگامی که از بنی اسرائیل پیمان و عهد گرفتیم، که جز خدا را نپرستند و به پدر و مادر احترام گذارند و احسان و نیکی کنند.
و نیز در چهار مورد دیگر از جمله در سوره اسراء آیه ۲۳ هنگامی که خداوند به مردمان فرمان می‌دهد که تنها او را بپرستند، بی‌درنگ حکم و فرمان احسان و نیکی به پدر و مادر را مطرح می‌سازد که بیانگر میزان اهمیت و جایگاه احسان به پدر و مادر در پیشگاه خداوند است.

به این معنا که پرستش خدای یگانه و احسان به والدین در کنار هم آمده تا مردمان از جایگاه پدر و مادر آگاه شوند.
اگر خداوند به عنوان آفریدگار و پروردگار می‌بایست پرستش شود، پدر و مادر نیز به عنوان واسطه فیض وجود و نعمت‌های خداوندی بر انسان، باید مورد احترام و احسان قرار گیرند.

از این رو خداوند امور چندی را که می‌تواند نسبت به خویش و پدر و مادر به جا آورده شود در کنار هم می‌آورد. به سخن دیگر اگر عبودیت و پرستش کسی غیر از خدا جایز بود آن شخص همان والدین هستند و از آن جایی که چنین امری کفر و شرک است، خداوند فرمان می‌دهد، که به جای پرستش ایشان در حق آنان احسان شود. احسان، برترین حالتی است که پس از پرستش می‌توان تصور کرد.

به این معنا که احسان مرتبه دوم پرستش است و اگر پرستشی به غیر خدا جایز بوده حکم به آن می‌شد و چون امکان پذیر نیست مرتبه دوم آن مورد تأکید قرار گرفته است. امور دیگری که جایز است انسان هم نسبت به خدا و هم غیر خدا به جا آورد، خداوند در آیات قرآنی به آنها فرمان داده و از مردمان خواسته است تا آنها را انجام دهند. از این رو در آیه ۱۴ سوره لقمان فرمان می‌دهد:

ان اشکر لی و لوالدیک؛ از من و پدر و مادرتان تشکر کنید.

امام رضا(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:«خدا امر فرموده به شکرگذاری از خودش و برای والدین، پس اگر کسی والدین را شکر نکند، خدا را هم شکر نمی‌کند.

برخی از مفسران باتوجه به نکره بودن احسان در آیه ۲۳ سوره اسراء بر این باورند که نکره آوردن به معنای آن است که فرزندان می‌بایست در همه امور در حق آنان مراعات احسان را بکنند و چیزی را فروگذار نکنند. این حکم قرآنی اختصاصی به مؤمنان نداشته و همه انسان‌ها را دربرمی گیرد. قرآن به این شیوه دیگرانی را که ایمان به قرآن و خدا ندارند تشویق می‌کند که حداقل در حق پدر و مادر خویش به حکم وظیفه انسانی، احسان و احترام بگذارند.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: مو سی بن عمران(علیه السلام) در مناجات خود به خدا وند متعال عرض کرد: «مرا سفارش و مو عظه کن» خداوند متعال سه بار به او فرموند: «اوصیک بی؛ تو را به(رابطه و یاد) خودم سفارش می‌کنم».

مو سی(علیه السلام) عرض کرد: باز مرا مو عظه کن، خداوند متعال دو بار به او فرمود:

«اوصیک بامّک» تو را به نیکی به مادرت سفارش می‌کنم» و یک بار فرمود: «تو را به نیکی به پدرت سفارش می‌نمایم». بعضی از دانشمندان ازاین عبارت چنین استفاده کرده اند، که اگر نیکی به پدر و مادر را سه بخش کنیم، دو بخش آن از آن مادر است.

روشهای احسان و تکریم والدین

احسان و احترام به پدر و مادر با توجه به سنت‌ها و فرهنگ‌ها متفاوت است ولی اصولی انسانی است که می‌توان در همه جا آن را یافت و بدان پای بند بود، که عبارتند از:

۱-  برخورد پسندیده بر اساس عرف هر جامعه و به کارگیری واژگان زیبا و شیوا

۲-  تواضع و فروتنی

۳-  مهربانی و محبت

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان عظمت و شأن این دو موجود گرانقدر می‌فرماید: نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.

۴-  دعای خیر کردن برای ایشان

۵-  تشکر و سپاسگزاری از زحمات ایشان

۶-  آنان را به اسم صدا نزند و جلوتر از آنان راه نرود.

مردی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد، حق پدر بر فرزندش چیست؟

حضرت فرمودند: «پدرش را با اسم صدا نزند و جلو او راه نرود و قبل از او ننشیند و باعث دشنام او نشود».

روزی امام صادق(علیه السلام) در حال گذر از مسیری بودند، که ناگهان دیدند، فرزندی با غرور و تکبّر به فاصله سه قدم از پدر خود جلوتر می‌رود، حضرت که این صحنه را دیدند خود را به سرعت به جوان رساندند و فرمودند:

ای فرزند ؛ به اندازه سه قدم که با غرور جلوتر از پدر خود گام بر داشتی، بدان که خداوند سی سال از عمرت را کوتاه کرد.
حضرت مولای متقیان علی(علیه السلام)می فرمایند: «به احترام پدر و معلمت از جای برخیز، اگر چه پادشاه باشی».
حجت الاسلام والمسلمین جمّی امام جمعه ی آبادان نقل می‌کرد:
«یکبار محضر حضرت امام خمینی(ره) در جماران رسیدیم، یکی از مسؤولین مملکتی برای انجام کارهای جاری به خدمت امام رسید، پدر سالخورده اش نیز همراهش بود، وقتی که می‌خواست حضور امام(ره)برسد، خودش جلوتر از پدر حرکت کرد، پس از تشرف به خدمت امام، پدرش را معرفی کرد، امام نگاهی به آن مسئول نمود و فرمود: «این آقا پدر شما هستند؟» عرض کرد: آری، امام فرمودند: «پس چرا جلو وی راه افتاده ای و وارد شدی؟»
به این ترتیب مقام ارجمند پدری را گوشزد کرده و درس بزرگ احترام به پدر را به ما آموخت».

۷-  پرهیز از اذیت و آزار والدین

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:
«نفرین و نفرین شده است کسی که پدر و مادرش را بزند، نفرین و نفرین شده است کسی که پدر و مادرش را آزار دهد».
و در جای دیگر می‌فرمایند:
«بزرگترین گناهان شرک به خدا و آزار دادن پدر و مادر است»
و در همین رابطه امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:
«آزار‌دهنده ی پدر و مادر وارد بهشت نمی‌شود».

۸-  دوری از درشت گویی حتی به کار نبردن واژه«اف»

امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
اگر چیزی کمتر از ” اف ” وجود داشت، خدا از آن نهی می‌کرد و این حداقل مخالفت و بی‌احترامی نسبت به پدر و مادر است، و منظور از این جمله نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر کردن می‌باشد.

اطاعت کامل از پدر و مادر امری است که قرآن بدان فرمان داده و تنها موردی که استثنا شده و شخص می‌تواند از دستور پدر و مادر اطاعت نکند و با حفظ احترام ایشان از آن سرپیچی کند، دستور آنها به کفر خداست که در این مورد می‌توان از حکم و فرمانشان اطاعت نکرد. امّا در همه موارد دیگر می‌بایست، از ایشان اطاعت کرد و فرمان برد.
در روایت اهل بیت(علیهم السلام) احترام به پدر و مادر و احسان به ایشان به معنای برخورد نیکو و رسیدگی به نیازهای آنان پیش از درخواست، و ابراز قول کریم به معنای طلب مغفرت آمده است.
تعبیر جناح الذل نیز نگاه با رأفت و رحمت و دوری از نگاه‌های تیز و تند و بلند نکردن صدا و بالا نبردن دست و پیش نیفتادن از آنان معنا شده است. بر جای بلند و برتر نشاندن از دیگر روش‌های تکریم و احسان به پدر و مادر و احترام نهادن به آنان است که از آیه ۱۰ سوره یوسف می‌توان آن را به دست آورد.

جایگاه و مقام والدین در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

می‌فرماید: خداوند با خشنودی والدین خشنود می‌شود و با خشمگین شدن والدین خشمگین می‌گردد و این نشان‌دهنده توجه و عنایت ویژه پروردگار نسبت به مقام و منزلت والدین می‌باشد.
همچنین پیامبر عظیم الشأن(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره رفتار خداپسندانه با والدین می‌فرماید:
هر که روز را آغاز کند و در کار پدر و مادر خویش مطیع خدا باشد[و چنان که خدا می‌پسندد با ایشان رفتار کند]، دو در بهشت بر او گشوده باشد.
و نیز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره پی آمد ناسپاسی پدر و مادر فرموده است:

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مهر و رحمت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در رابطه با جایگاه و مقام پدر و مادر چنین می‌فرمایند:

چهار کس را خداوند به بهشت در نیاورد و از نعیم آن به وی نچشاند: شراب خوار، رباخوار، آن کس که مال یتیم به ناحق خورد،آن کس که پدر و مادر از او ناخشنود باشند.
ایشان در حدیثی دیگر«دو چیز را خداوند در این جهان کیفر می‌دهد: تعدی [ستم به دیگری] و ناسپاسی با پدر و مادر» و باز پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رأفت و رحمت، از عشق به مادر چنین می‌فرماید:

«هر که پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم مصون شود».

رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره قطع رابطه با پدر می‌گوید:

«دوستی پدر خویش را حفظ کن و رشته آن را مَبُر ؛ زیرا ‍[در این صورت] خداوند نور تو را خاموش می‌کند».
همچنین می‌فرماید: «هر که از روی مهربانی به چهره پدر و مادر خویش نگاه کند، خدا به پاداش آن، برای وی حج مقبول نیکویی رقم می‌زند».

رفتار فرزندان در آخر الزمان

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):

«یأتی علی النّاس زمانٌ، یجفوُا الرّجلُ والدیه و یبرُّ صدیقه»

برای مردم روزگاری می‌رسد که، فرزند‌(انسان ) به پدر و مادرش جفا می‌کند.، ولی با دوستانش از راه وفا و صفا وارد می‌شود.

البته این افراد بدانند، که امام زمان(عجل الله الفرجه) از ایشان راضی نیست.

آیا تقابل با والدین جایز است؟

یکی از مسائل روز جامعه و سئوالات جوانان، در مورد نوع رفتار با والدین می‌باشد، اعم از اینکه والدین خوب، بداخلاق، معتاد و غیره باشند، در این صورت وظیفه ما چیست؟

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

سه چیز است که احدی حق تخلف و سر پیچی از آن را ندارد.

۱- نیکی به پدر و مادر خواه مسلمان باشند یا غیر مسلمان

۲- وفاء به عهد خواه طرف پیمان مسلمان باشد یا غیر مسلمان

۳- اداء امانت خواه صاحب امانت مسلمان باشد یا غیر مسلمان

یکی از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی و سلوک الی الله رضایت پدر و مادر از فرزند است. که سهل انگاری در این مسئله باعث بی‌برکتی و تنزل انسان در دنیا و آخرت خواهد شد. و در این مسئله هیچ فرقی بین والدین خوب و بد نیست. ایشان در مقابل اشتباهات خود در زندگی و ظلم به فرزندان در هر مرتبه که باشد، به خداوند متعال پاسخگو خواهند بود ولی فرزندان اجازه محاکمه، برخورد، بی‌احترامی و غیره را ندارند چرا که درنزاع بین فرزند و والدین قطعاً متضرر فرزند خواهد بود و این مسئله، یک مسئله عقلایی است.

اگر قرار باشد، فرزندان در مقابل والدین خود بایستند، اولین پیامد این تقابل بوجود آمدن باب بی‌احترامی در خانواده خواهد است و دومین پیامد آن ایجاد یک نوع تسلسل حرمت شکنی در نسل‌های بعدی است یعنی فتح البابی می‌شود برای اینکه نوه و نتیجه هم در این گردونه قرار گیرند لذا اسلام، برای مقابله با این ساختارشکنی اجازه هیچگونه بی‌احترامی را به فرزندان نمی‌دهد.

اتفاقاً یکی از مهمترین علل رشد و عدم رشد انسان در مسیر زندگی در تمام ابعاد اعم از مالی، خانوادگی و تحصیلی و غیره به همین قضیه یعنی نوع رفتار با پدر و مادر و رضایت و عدم رضایت ایشان بر می‌گردد.نیکی به والدین فرزند را از فرش به عرش می‌برد و مقابله با آنان، انسان را از بالا به پایین می‌آورد.

به هر حال تکریم و احترام به پدر و مادر امری است که بیش از هر کار دیگری بدان تأکید شده و نمی‌توان از آن چشم پوشید. نادیده گرفتن و بی‌احترامی به ایشان در این دنیا موجب می‌شود، تا شخص گرفتار مصیبت‌ها و بلایا گردد و خیر و برکت از زندگی او برود و در آخرت نیز خوار و ذلیل شود.

فرزند در هر موقعیتی که هست، باید فروتن باشد و کمالات و پیروزی‌های خود را به رخ والدین نکشد، بلکه قدردان زحمت‌های آنها باشد و از روی معرفت بداند که همه آنها را مرهون گذشت و فداکاری پدر ومادر خویش است.
تواضع در برابر والدین باید عاشقانه و از روی مهر و محبت باشد، نه ظاهری و ساختگی یا برای دستیابی به امکانات مادی آنها.
فرزند باید از خداوند متعال برای پدر و مادرش رحمت بخواهد.

آثار نیکی و احترام به والدین

نیکی و احترام به پدر و مادر و راضی و خشنود نمودن آنان، آثار و فواید بسیار مهم و ارزنده و سعادت دنیوی و اخروی را در پی خواهد داشت. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱-  خشنودی خداوند و غفران الهی

خشنودی خداوند یکی از مهمترین نتایج نیکی و احترام به والدین است چنان که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «حسن سلوک و نیکی به والدین از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالی است، زیرا هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیکی به پدر و مادر به خشنودی خداوند تعالی نمی‌رساند آن هم احسانی که محض تحصیل رضای پروردگار باشد».
بدین جهت خداوند در سوره اسراء بعد از آنکه انسان را به نیکی کردن و احترام به پدر و مادر دستور می‌دهد، می‌فرماید: «پروردگارتان به آنچه در درون شماست، آگاه تر [از خودتان]است. اگر صالح باشید، قطعاً او آمرزنده توبه کنندگان است».(اسراء/۲۵)
بنا بر این از آنجا که گاهی در باره حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها و تواضعی که بر فرزند لازم است ممکن است لغزش‌هایی پیش بیاید که انسان آگاهانه یا ناآگاه به سوی آن کشیده شود. چنانچه بلافاصله پشیمان شود و در مقام جبران برآید، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد.

۲-  طول عمر

یکی دیگر از آثار احترام به والدین، طولانی شدن عمر انسان است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرماید: «ای فرزند آدم! به پدر و مادرت نیکی کن و صله رحم داشته باش تا خداوند، کارت را آسان و عمرت را طولانی بگرداند، پروردگارت را فرمان ببر تا خردمند به شمار آیی و از او نافرمانی نکن که نادان شمرده می‌شوی». همچنین می‌فرماید: «در آنچه خدای متعال در«الواح» به موسی(علیه السلام) داد، از جمله چنین بود:… مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن، تا تو را از نابود شدن‌ها حفاظت کنم و اجلت را به تأخیر بیندازم و به تو زندگی ای پاک ببخشم و تو را از این زندگی به سوی بهتر از آن، ببرم».
امام باقر(علیه السلام) نیز با تحسین کسانی که والدین خود را مورد احترام و نیکی قرار می‌دهند می‌فرماید: «خوشا به حال کسی که به پدر و مادر خود نیکی کند، زیرا خداوند بر عمر او می‌افزاید».

۳-  فراوانی روزی

خداوند متعال «رزاق» است؛ تمامی موجودات بر سفره لطف و احسان او حضور دارند و از نعمت‌های او چه مادی و چه معنوی بهره مند می‌شوند. وظیفه ما در قبال این همه نعمتی که خداوند به ما عطا کرده این است که همیشه و در همه حال سپاسگزار او باشیم. در حقیقت شکر نعمت عامل بسیار مؤثری در افزایش نعمت‌ها و الطاف الهی است که خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است: «و پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید، بدانید که عذاب من سخت است».
پدر و مادر نیز از جمله بزرگترین نعمت‌هایی هستند که خداوند به بندگانش ارزانی داشته است و باید خدا را به خاطر وجود این نعمت‌های گرانقدر شاکر بود.

۴-  آسان شدن مرگ

مرگ یک رخداد طبیعی در زندگی انسان است و در روایتی از امام رضا(علیه السلام) به عنوان یکی از وحشتناک ترین مراحل زندگی انسان معرفی شده است. در حالی که مرگ برای انسان مؤمن و صالح آسان و بنا به سخن امام علی(علیه السلام) ارزشمندترین هدیه برای او می‌باشد آن جا که فرمود: «أفضل تحفه المومن الموت»
خداوند در قرآن کریم در وصف مرگ پرهیزگاران می‌فرماید: «همان‌ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه اند به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!»(نحل/۳۲)
امام صادق(علیه السلام) راحتی در هنگام مرگ و آسان شدن سکرات موت را از دیگر آثار احترام و نیکی به والدین برشمرده و می‌فرماید: «کسی که دوست دارد خدای متعال سختی‌های مرگ را بر او آسان سازد، نسبت به خویشان و نزدیکان و پدر و مادرش نیکوکار باشد و اگر چنین کند خدای متعال سختی‌های مرگ را بر او آسان می‌کند»

۵-  ورود به بهشت و برخورداری از درجات بالای بهشتی

از جمله آثار اخروی که در نتیجه احترام به پدر و مادر برای انسان حاصل می‌شود،رسیدن به بهشت و بهره مندی از نعمتهای فراوان آن است.
خداوند در قرآن سعادت و شقاوت انسان را بسته به اعمال او می‌داند و برای هر یک از اعمال انسان درجه و مرتبه ای قرار داده است: «برای هر یک برابر اعمالی که انجام داده اند درجاتی است، که پروردگار تو از آنچه می‌کنند غافل نیست».(انعام/۱۳۲)
اگر احترام به پدر و مادر در نزد خدا در مرتبه ای بسیار بالا قرار دارد، پس چه پاداشی بهتر و ارزشمندتر از بهره مندی از بهشت و درجات بالای آن برای انسان می‌تواند وجود داشته باشد؟
امام باقر(علیه السلام) در مورد مؤمنان برخوردار از جایگاه والای بهشتی می‌فرماید: «اگر مؤمنی چهار ویژگی در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترین و شریف ترین جایگاه قرار خواهد داد: کسی که یتیمی را پناه داده و بر او پدرانه نظر افکند، کسی که ضعیفی را مورد ترحم قرار دهد و در حد کفایت به او کمک کند، کسی که به والدین خود انفاق و با آنان مدارا کند، و [آن که] به ایشان نیکی کرده واز نگران ساختن آنها اجتناب نماید».

 ۶-  همنشینی با نیکان

یکی از پیامدهای نیک احترام به والدین، همنشینی با نیکان در آخرت است. بزرگترین آرزو و خواسته اهل ایمان، همنشینی با«ابرار» چه در دنیا و چه در آخرت است. آنان از خدا می‌خواهند که با نیکان بمیرند و با ایشان محشور شوند: «پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و زشتی‌های ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
کسی که به خدا ایمان داشته باشد، برای جلب رضایت خدای متعال و برخورداری از فضل و رحمت الهی تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرد و با اعمال شایسته،راه رسیدن به رستگاری را می‌پیماید. یکی از آن اعمال نیک، احترام به پدر و مادر است که سعادت آخرت و همنشینی با نیکان را به دنبال خواهد داشت.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان نیکی به پدر و مادر و نتیجه آن در آخرت و روز قیامت می‌فرماید:«کسی که برای پدر و مادرش حج انجام دهد و یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می‌انگیزد».

۷-  اجابت دعای والدین در حق فرزندان

انسان موجودی است که همیشه به خداوند محتاج است و همواره در تمام کارها باید به او متوسل شود و از او کمک بخواهد. دعا بهترین وسیله ارتباط بین خدا و انسان است. خداوند بزرگ بندگان خود را به دعا کردن سفارش نموده و وعده استجابت به آنان داده است. چنانکه درسوره بقره می‌فرماید: «دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم».
البته خداوند متعال برای دعا و استجابت آن و همچنین برای درخواست کنندگان آن شرایطی قرار داده است که باید به آن شرایط عمل نمود. در این خصوص پدر و مادر از جمله کسانی هستند که دعایشان در حق فرزندان خوش رفتار مستجاب می‌شود.
در اهمیت دعا برای فرزندان همین بس که حضرت امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه، دعای ۲۵ را به فرزندان خود اختصاص می‌دهد و از خداوند نیک بختی آنها را می‌خواهد.
امام صادق(علیه السلام) در اهمیت دعای والدین در حق فرزندان می‌فرماید: «خداوند دعای سه کس را رد نخواهد کرد: دعای پدر در حق فرزند در هنگام نیکی به او، دعای پدر بر ضد فرزند(نفرین) هنگامی که مورد عاق او واقع شود و دعای مظلوم بر ظالم».

۸-  موجب نیکی فرزندان

والدین از نظر اخلاقی و تربیتی بر فرزندان خود تأثیر زیادی دارند. پدر و مادر اولین کسانی هستند که فرزندان در تمام مراحل زندگی،آنها را به عنوان الگوی خود قرار می‌دهند.
بنابراین کسی که انتظار ادب و معرفت و حق شناسی از فرزندانش دارد، باید همین حالت را نسبت به پدر و مادر خودش و بزرگترها نشان دهد، تا کوچکترها هم از او بیاموزند. اگر کسی پدر و مادرش را احترام کرد نتیجه آن را در احترام فرزندانش به خود خواهد دید. اگر فرزند ببیند که پدر و مادرشان نیکی به والدین را سرلوحه زندگی خود قرار داده اند و به آن اهتمام می‌ورزند، او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند».

نویسنده: مصطفی حاجی امیری

منابع:

۱- قرآن کریم

۲- اصول کافی ج۲ ص۷۱۵ تا ۳۱۶

۳- روزگار رهایی – ص ۷۱۰

۴- کتاب مقام پدر و مادر در اسلام – تالیف زین‌العابدین احمدی و حسنعلی احمدی از سوی انتشارات میثم تمار

۵- گفتار فلسفی – کودک ص ۱۳

۶- همان، ج۱۵، ص۱۷۸، ح۲۱٫

۷- شعب الایمان، ج۴، ص۳۹۷، ح۵۵۳۰٫

۸- کنز العمال، ج۱۶، ص۴۴۵، ح۴۵۳۵۰

۹- همان، ص ۴۶۷، ح۴۵۴۸

۱۰- همان،ص۴۶۴، ح۴۵۴۵

۱۱- همان، ص۴۶۲، ح۴۵۴۴۲٫

۱۲- طبری المعجم الاوسط، ج۸، ص۲۷۹، ح۸۶۳۳٫

۱۳- مشکوه الانوار، ص۱۶۲٫

۱۴- تفسیر نمونه/ج۱۲،ص۷۹

۱۵- بحارالانوار/ج۷۱/ص۶۵

۱۶- محدث نوری/ مستدرک الوسائل/ ج۹/ ص۱۵۲

۱۷- بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۵۵، ح۲۱

۱۸- مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۱۹۳، ح۱۹٫

۱۹- وسایل الشیعه، ج۶، ص۳۱۷، ح۱۰٫

۲۰- همان، ج۱۵، ص۲۲۰، ح۱٫

۲۱- مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۰۳، ح۲۰٫

۲۲- داستان دوستان، ج اول، داستان ۱۰۷، ص۱۶۱

منبع: arzideh.persianblog.ir

نقش دعا در تحکیم نهاد خانواده از دیدگاه قرآن (۲)

دعای پدر و مادر در حق فرزند

دعای پدر و مادر درباره فرزند از جمله دعاهایی است که در متون اسلامی از اهمیت آن سخن به میان آمده و تصریح شده که حتماً ‌به اجابت می‌رسد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: « ثلاث دعوات مستجابات لاشک فیهن: دعوه الوالد علی ولد و دعوه المسافر و دعوه المظلوم. (الراوندی، ‌قطب الدین، ‌۱۴۰۷ ق: ص۳۰) سه دعا بی تردید به اجابت می‌رسند که عبارتند از: دعای پدر برای فرزندانش، ‌دعای مسافر و دعای مظلوم.

از همین روی بر اساس آیه (والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین) (الفرقان /۷۴) از جمله صفات مومنان راستین آن است که به تربیت فرزند و خانواده خویش توجه خاص داشته و برای خود در برابر آنها مسوولیت فوق العاده ای قائلند «و آنها پیوسته (از درگاه خدا می‌خواهند و) می‌گویند: پروردگارا از همسران و فرزندان ما کسانی قرار ده که مایه روشنی چشم ما گردند، البته منظور از جمله یاد شده آن نیست که تنها در گوشه ای بنشینند و دعا کنند، بلکه دعا دلیل شوق و عشق درونیشان بر این امر است.

در پاره ای روایات (بحرانی، سید هاشم، ‌۱۴۱۶ق: ۱۵۵/۴) آمده که« ان ازواجنا: خدیجه، ‌و ذریاتنا، فاطمه (علیهما السلام)، ‌قره اعین: الحسن و الحسین(علیهما السلام)، و اجعلنا للمتقین اماما: علی بن ابی طالب(علیه السلام)». با توجه به مستجاب بودن یا در معرض اجابت بودن دعای والدین در حق فرزندانشان، ‌در متون اسلامی توصیه شده که پدر ومادر برای فرزندان خود اعم از ذکور و اناث دعای خوب نموده و از دعای بد و نفرین بپرهیزند، ‌چنانچه از آیه (تعاونوا بالبر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان)( المائده/۳) این امر به خوبی مورد استفاده قرار گرفته است از همین روی به دعاهای خوب پدر و مادر در حق فرزندانشان به شکل زیر اشاره می‌شود:

۱- دعاء برای اصلاح فرزندان
در آیات( و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب أوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک وانی من المسلمین اولئک الذین نتقبل عنهم احسن ماعملوا و نتجاوز عن سیئاتهم فی اصحاب الجنه وعد الصدق الذی کانوا یوعدون):

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند، ‌و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، ‌و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سی ماه است، ‌تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد، ‌و به چهل سالگی وارد گردد، ‌می گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم، و عمل صالحی انجام دهم که از آن خشنود باشی، ‌و فرزندان مرا صالح کن، من به سوی تو بازم می‌گردم و توبه می‌کنم، ‌و من از مسلمینم. آنها کسانی هستند که ما بهترین اعمالشان را قبول می‌کنیم، ‌و از گناهانشان می‌گذریم، و در میان بهشتیان جای دارند، این وعده صدقی است که وعده داده می‌شدند. (احقاف /۱۵ و ۱۶)

از یک سو به دعای خیر فرزندان نسبت به والدین توصیه شده و از طرفی از پدر و مادر درخواست شده در هنگامی که به سن چهل سالگی یا بلوغ فکری و عقلانی رسیدند، به دعاهای ذیل اقدام کنند (مکارم شیرازی، ‌ناصر، ۱۳۷۴ ش:۳۲۹/۲۱):
الف- توفیق به جا آوردن شکر نعمتی که خداوند به پدر و مادرم ارزانی داشته است. (رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی)
ب- توفیق انجام اعمال صالح برای کسب رضایت خداوند. (و ان اعمل صالحاً‌ ترضاه).
ج- تداوم بخشیدن صلاح و رستگاری در فرزندان و دودمان (و اصلح لی فی ذریتی)
پاره ای روایات اشاره دارند که پس از مرگ انسان، فرزند صالح که برایش دعا کند می‌تواند برای او مفید باشد، چنانچه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:« اذا مات الانسان انقطع عمله عنه الا من ثلاث: علم ینتفع به او صدقه تجری له او ولد صالح یدعوله» (مجلسی، محمد باقر، ۱۴۰۳ ق:۲۳/۲) از آیه اخیر استفاده می‌شود که دعای خیر و صلاح و توفیق پدر برای فرزندان خویش مستحب است. (سبزواری نجفی، ۱۴۰۶ ق:۴۳۴/۱)

۲- تقاضای نام نیک و زبان خیر به وسیله فرزندان

در برخی آیات تقاضای خوشنامی و زبان خیر توسط فرزندانی که مایه مباهات و نیک نامی هستند مورد توصیه قرار گرفته است، ‌چنانچه حضرت ابراهیم (علیه السلام) از خداوند درخواست نموده که «واجعل لی لسان صدق فی الاخرین»(خدایا! برای من نام نیک در امتهای آینده قرار ده) (الشعراء/۸۴)

دعای حضرت ابراهیم (علیه السلام) مستجاب شده، ‌چه آن که همه ادیان، ‌ابراهیم (علیه السلام) را مدح نموده و نبوتش را قبول دارند، ‌و برخی گفته اند: یعنی در میان آخرین امت، ‌فرزند خوبی به من عطا کن که زبان به راستی گشاید و به حق قیام کند، این دعای ابراهیم(علیه السلام) با بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) که از ذریه اوست به اجابت رسیده است( مترجمان، ‌۱۳۶۰ ش:۳۲/۱۸) و آیه «جعلنا لهم لسان صدق علیا» (مریم /۵۰) به اجابت دعای یاد شده اشاره دارد. از سویی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که فرموده:» انا دعوه ابی ابراهیم من اثر دعای پدرم ابراهیم هستم. (الحاکم النیشابوری، ۱۴۰۶ق:۴۱۸/۲) در تفسیر دیگری (فیض کاشانی، ا۴۱۹ ق: ۲۹۶/۴) منظور از«لسان صدق» علی (علیه السلام) دانسته شده است.

هر چند که دعای یاد شده از حضرت ابراهیم (علیه السلام) به عنوان پدر برای فرزندانش مطرح شده، در عین حال بر مطلوبیت دعای نیک پدران برای فرزندانشان دلالت دارد، ‌از همین روی ابن عربی در ذیل تفسیر آیه مورد بحث گفته (ابن عربی، احکام القرآن، بی تا:۱۴۳۶/۲):« مالک گفته: ایرادی ندارد که آدمی ثنای خوب را برای خود خواسته باشد، ‌و در اعمال صالحان چنین چیزی دیده شود مشروط به آن که قصد قربت از آن مورد نظر باشد، ‌چنین ثنایی ثنای خوب است خداوند فرموده: القیت علیک محبه منی» از همین روی است که برخی از نویسندگان آیات الاحکام اشاره نموده اند که آیه یاد شده دلالت دارد بر این که اکتساب هر چه که موجب نام نیک شود مستحب است(کیاهراسی، ۱۴۰۵ ق:۳۳۴/۴ و ۴۶۰) بدیهی است که فرزند از جمله مواردی است که نام نیک را در پی دارد، ‌از این رو دعای نیک برای فرزندان که موجب نیک نامی والدین شوند مطلوب و پسندیده است.

همچنین لسان صدق به معنای نام نیک مورد تشویق علی (علیه السلام) قرار گرفته، زیرا فرموده اند: ای مردم! انسان، ‌هر چند ثروتمند باشد، از اقوام و بستگان خود، بی نیاز نیست که از وی، با دست و زبان دفاع کنند. آنها در واقع، ‌بزرگترین گروهی هستند که از او پشتیبانی می‌کنند و پریشانی و مشکلات را از میان می‌برند و به هنگام بروز حوادث سخت، ‌نسبت به او، ‌از همه، مهربان ترند و نام نیکی که خداوند (در سایه نیکوکاری و محبت) به انسان عطا می‌کند، از ثروتی که به هر حال، برای دیگران به ارث می‌گذارد بهتر است، (که این، ‌ثروتی است معنوی و ماندگار، و آن جیفه ای مادی و فرار) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۹ ش:۶۲/۲)

آیه الله مکارم شیرازی درباره جملات یاد شده فرموده اند(همان مکارم شیرازی): «لسان، در این گونه موارد، ‌به معنای یادی است که از انسان می‌شود و هنگامی که آن را به «صدق» اضافه کنیم، ‌معنای نام نیک و ذکر خیر و خاطره خوب در میان مردم را می‌دهد. بی شک، ‌این، ‌یک مساله تشریفاتی و ساده نیست و آثار زیادی برای فرد و جامعه دارد: نخست این که افتخاری است ماندگار، در حالی که اموال و ثروت های مادی، در همان نسل نخست، ‌تقسیم می‌شود و در حقیقت، ‌از میان می‌رود. دیگر این که ذکر خیر و یاد نیک، ‌در مورد انبیا و اولیاء الله، سبب فرستادن درود، و در افراد عادی، ‌موجب طلب آمرزش بندگان خدا می‌شود و بی شک، همه اینها اثر عمیق معنوی دارد.

سوم اینکه موجب می‌شود که مردم، از آنها تاثیر نیکو بگیرند و به آنان، ‌اقتدا کنند و ارزش ها، ‌در جامعه، ‌زنده شود و ضد ارزش ها، ‌در جامعه، بمیرد و به مقتضای روایت معروف «من سن سنه حسنه کان له مثل اجر من عمل بها» «هر کس، ‌سنت حسنه ای از خود بگذارد همانند ثواب و پاداش کسانی که به آن عمل می‌کنند، برای او ثبت می‌شود.» چهارم این که برای بازماندگان، ‌نسل اندر نسل، مایه آبرو و حیثیت و شخصیت است و بسیاری از افراد عادی را می‌شناسیم که بسبب ارتباطشان با شخصیت هایی که همه جا ذکر خیر آنها بر زبان ها است، ‌آبرو و حیثیت کسب کرده اند.»

۳- دعا برای فراوانی رزق و روزی فرزندان

حضرت ابراهیم(علیه السلام)در دعاهای خویش، ‌فراوانی رزق و روزی و امنیت و نمازگزار بودن و دور بودن از بت پرستی و مورد توجه قلبی دیگران واقع شدن و نیز مسلمان بودن را از خداوند برای فرزندان و ذریه خویش درخواست کرده است. با توجه به آیه «وارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الاخر» « البقره/۲۶» که در آن از ایمان به خدا و روز قیامت سخن گفته شده و نیز با توجه به تبعیضی بودن «من» در آیه « و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امه مسلمه لک» « البقره/۱۲۸» «دعاهای یاد شده برای فرزندان و ذریه مومن حضرت ابراهیم (علیه السلام) و به تعبیر پاره ای روایات » (فیض کاشانی، ۱۴۱۹ق:۱۷۲/۱)، برای اهل بیت (علیهم السلام) صورت گرفته است. دعاهای یاد شده در آیات ذیل به چشم می‌خورند:
« ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاه فجعل افئده من الناس تهوی الیهم وارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون» (ابراهیم/۳۷) پروردگارا من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی آب و علفی در کنار خانه ای که حرم تو است ساکن ساختم تا نماز را بر پای دارند، ‌تو قلبهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزی ده شاید آنان شکر تو را به جای آورند.

«ارزق اهله من الثمرات من آمن منهم بالله و الیوم الآخر» (البقره/۱۲۶) روزی اهلش را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند، فراوان کن «ربنا و جعلنا مسلیمن لک و من ذریتنا امه مسلمه لک» ( البقره/۱۲۸) پروردگارا ما را تسلیم فرمان خود گردان و فرزندان ما را هم تسلیم و رضا و پرستش خود گردان. اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام (ابراهیم/۳۵) من و فرزندانم را از پرستش بتان دور دار.

از آیه« قال انی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین» (البقره /۱۲۴) استفاده می‌شود (موسی همدانی، سید محمد باقر، ۱۳۷۴ش:۳۵۹/۸) که حضرت ابراهیم، رسیدن به مقام امامت را برای فرزندان و ذریه خویش از خدا درخواست کرده و به آن دعا نموده است، خداوند در جوابش فرمود دعایت تنها درباره آن افرادی از ذریه ات مستجاب است که ستمکار نباشند، ‌چون عهد من (امامت) به ستمکارن نمی‌رسد.

۴- طلب مغفرت و آمرزش پدر برای فرزندان

بر اساس آیات قالوا یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین قال سوف استغفرلکم ربی انه هوالغفور الرحیم» (یوسف/۹۷ و ۹۸) برادران حضرت یوسف(علیه السلام) که از رفتار گذشته خود نادم و پشیمان شده بودند، از حضرت یعقوب (علیه السلام) خواستند که برای ایشان از خدا طلب مغفرت کند، و حضرت یعقوب فرموده اند که برایتان از خداوند طلب مغفرت خواهم کرد، ‌طبرسی گفته( مترجمان، ۱۳۶۰ ش:۳۵۹/۱۲):« ابن عباس و طاووس گفته اند: علت این که یعقوب در همان حال برای آنها طلب آمرزش نکرد این بود که می‌خواست در سحر شب جمعه برای آمرزش آنها دعا کند(و آن وقت را برای استجابت دعای خود درباره آنها انتخاب کرد که دعا زودتر به اجابت رسد).
و همین معنی از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده. و ابن مسعود و دیگران گفته اند: استغفار گناه آنها را به وقت سحر موکول داشت چون آن وقت به استجابت دعا نزدیکتر است، و در حدیث دیگری نیز از امام صادق علیه السلام همین معنی روایت شده است. و وهب گفته: بیش از بیست سال در هر شب جمعه برای آنها طلب آمرزش کرد. و بعضی گفته اند: بیست سال تمام یعقوب به درگاه خدا می‌ایستاد و دعا می‌کرد و آمرزش پسران را از خدا می‌خواست و فرزندانش نیز پشت سرش بصف میایستادند و آمین میگفتند تا خدا توبه شان را قبول کرد. و روایت شده که جبرئیل(علیه السلام) دعای زیر را تعلیم یعقوب کرد که برای این منظور بخواند:« یا رجاء المومنین لا تخیب رجائی، و یا غوث المومنین اغثنی و یا عون المومنین اعنی، ‌یا حبیب التوابین تب علی و استجب لهم»

۵- دعاء برای بهبودی فرزندان از بیماری

بر اساس شأن نزولی که ابن عباس برای آیات« یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا.» (الانسان/۷ و ۸) بیان نموده (جرجانی، ‌۱۴۰۴ ق:۲۴۱ و ۲۴۲ و مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ش:۲۴۴/۲۵ و ۲۴۵)
حسن و حسین(علیهما السلام) بیمار شدند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند، ‌و به علی (علیه السلام) فرمودند: ای ابوالحسن! خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می‌کردی، ‌علی و فاطمه(علیه السلام) و فضه که خادمه آنها بود نذر کردند که اگر حسنین شفا یابند سه روز روزه بگیرند (طبق برخی روایات حسنین (علیه السلام) نیز گفتند ما هم نذر می‌کنیم روزه بگیریم).

چیزی نگذشت که هر دو شفا یافتند، در حالی که از نظر مواد غذایی دست خالی بودند علی (علیه السلام) سه من جو قرض نمود، ‌و فاطمه(سلام الله علیها) یک سوم آن را آرد کرد، و نان پخت، ‌هنگام افطار سائلی بر در خانه آمد و گفت: السلام علیکم اهل بیت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم). سلام بر شما ای خاندان محمد! مستمندی از مستمندان مسلمین هستم، ‌غذایی به من بدهید خداوند به شما از غذاهای بهشتی مرحمت کند، ‌آنها همگی مسکین را بر خود مقدم داشتند، ‌و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند. روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتی که غذا را آماده کرده بودند (همان نان جوین) یتیمی بر در خانه آمد آن روز نیز ایثار کردند و غذای خود را به او دادند (بار دیگر با آب افطار کردند و روز بعد را نیز روزه گرفتند).

در سومین روز اسیری به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذای خود را به او دادند هنگامی که صبح شد علی (علیه السلام) دست حسن و حسین(علیه السلام) را گرفته بود و خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را مشاهده کرد دید از شدت گرسنگی می‌لرزند! فرمود! این حالی را که در شما می‌بینیم برای من بسیار گران است، ‌سپس برخاست و با آنها حرکت کرد هنگامی که وارد خانه فاطمه (سلام الله علیها) شد دید در محراب عبادت ایستاده، ‌در حالی که از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده، و چشمهایش به گودی نشسته، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ناراحت شد. در همین هنگام جبرئیل نازل گشت و گفت ای محمد! این سوره را بگیر، خداوند با چنین خاندانی به تو تهنیت می‌گوید، سپس سوره «هل اتی»را بر او خواند( بعضی گفته اند که از آیه «ان الابرار» تا آیه کان سعیکم مشکورا که مجموعا هیجده آیه است در این موقع نازل گشت.)
با توجه به آن که کار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر معصومین(علیهم السلام) برای ما اسوه و الگو و سرمشق است از آیات مورد بحث می‌توان مشروعیت و مطلوبیت نذر برای امور راجح از جمله بهبودی فرزندان را نتیجه گرفت و از آنجا که نذر معمولاً‌ با دعا و درخواست امری از خداوند همراه است می‌توان مطلوبیت دعای والدین برای بهبودی بیماری فرزندان را نیز نتیجه گرفت، بدیهی است که نذر یا دعای مورد بحث می‌تواند از عوامل ایجاد محبت بین اعضای خانواده و تحکیم پایه های آن باشد.

۶- دعا و درخواست پدر برای آن که خداوند، ‌فرزند او را مرضی خود قرار دهد:

از جمله دعاهایی که در قرآن از زبان پیامبران در حق فرزندانشان شده آن است که از خداوند درخواست شده که فرزند ایشان را مرضی خود قرار دهد، به عبارتی خداوند از فرزند ایشان راضی باشد، ‌چنانچه از زبان زکریا (علیه السلام) گفته شده که: «و اجعله رب رضیا» خداوندا او (یحیی) را مرضی و مورد رضا قرار بده. (مریم/۶) بر اساس این آیه و آیات قبل، ‌حضرت زکریا(علیه السلام) از خداوند درخواست فرزندی می‌کند که مرضی وی باشد (به گونه ای که از قول و عمل او راضی باشی و همیشه مطیع و منقاد فرمان تو باشد) و خداوند، دعای وی مستجاب نموده و یحیی(علیه السلام) را به او عطا می‌نماید.

حضرت زکریا(علیه السلام) در مورد فرزندش دعا و درخواستی نموده که به نوعی مطلوب بودن دعای پدر برای فرزندش را نتیجه می‌دهد و نشانگر آن است که انسان باید برای صلاح و خوبی فرزند خود، حتی قبل از انعقاد نطفه، ‌دعا کند و از سویی این دعا در ایجاد محبت و تحکیم بنیاد خانواده موثر است.

نویسنده: دکتر مرتضی رحیمی عضو هیات علمی دانشگاه شیراز

منبع: فصلنامه قرآنی کوثر؛ شماره ۴۰