دختردار شدن

نوشته‌ها

پسر یا دختر، فرقی ندارد

فاطمه حسنی سعدی همسر شهید سردار حمید ایرانمنش:

وقتی شنید فرزندی در راه دارد، خیلی خوشحال شد. با خنده گفت: « فاطمه! خدا کند پسر باشد». گفتم: انشاالله؛ اما دل توی دلم نبود. چند روز بعد، عازم مأموریت شد و چند ماهی به خانه نیامد. در دلم، آشوبی برپا بود. می‌ترسیدم فرزندم دختر باشد و حمید از خانه و زندگی دل بکند. می‌ترسیدم مبادا با به دنیا آمدن این بچه، ما از یکدیگر دور شویم و او دیگر، آن مهر و محبت سابق را نداشته باشد. دلداری‌های مادرم هم اثری نداشت؛ کابوس شبانه‌ی من، آن روزها، فرزند دختر بود و بالاخره از آن چه می‌ترسیدم، به سرم آمد. فرزندم دختر بود. اما رفتار حمید مرا شگفت‌زده نمود. او از خوشحالی بالا و پایین می‌پرید.

آن‌ قدر به من محبت کرد که یک روز بی‌اختیار گریه‌ام گرفت. نگرانی این نه ماه را برایش تعریف کردم. کمی دلخور شد و گفت: «من اگر گفتم پسر، برای این نبود که دختر دوست ندارم. فقط برای این‌که وقتی من نیستم، توی خانه مرد باشد وگرنه دختر و پسر ندارد. خدا را شکر که سالم است.» از آن روز، مهر حمید در دلم صد برابر شد.

هر چه از مهربانی‌اش بگویم، کم گفته‌ام. حمید آیینه‌ی اخلاص، وفا و صمیمیت بود و من عاشقانه او را ستایش می‌کردم.

(منبع: کتاب همسفر شقایق؛ ص۲۱۹)

بهترین نام براى دختر

از سـکـونـى روایت شده است که بر امام صادق(علیه السلام) وارد شدم، در حالى که خسته و غمگین بودم.
ایشان رو به من کرد و فرمود: اى سکونى! علت غم و ناراحتى تو چیست؟!

عرض کردم: خداوند به من فرزندى داده است که دختر است!!
حضرت فرمودند: اى سکونى! سنگینى او بر روى زمین است و روزى او با خداوند. او بدون این که به تو نیاز داشته باشد، زندگى مى‌کند و نیز بدون استفاده از روزى تو، غذا مى‌خورد.
آن گاه پرسیدند: اسم او را چه گذاشته‌اى؟

گفتم: نامش را فاطمه گذاشته‌ام.
آن حضرت با شنیدن نام مقدس «فاطمه» سه بار آه کشید. سـپس دست بر پیشانى گذاشت و فرمود: حال که اسم او را فاطمه گذاشته‌اى، به او فحش نده و او را لعنت نکن.

(منبع: شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج۲۱ص۴۸۲)

عواقب ناآگاهی نسبت به حقوق همسر

امام سجاد (علیه السلام) می‌‎فرمایند:
«اِنَّ لله عَزَّوَجَلَّ عَلَیکَ حُقُوقاً مُحیطَهً بِکَ فی کلَّ حرکهٍ تَحَرّکَتها». (۱)
ای انسان، پروردگار بزرگ در هر حرکتی که انجام می‌‎دهی، بر تو حقی دارد، اگر از همه امکانات نیز محروم باشی و تک و تنها در گوشه ی بیابان زندگی کنی، باز خداوند بر تو حقی دارد که باید از عهده ی آن حقوق بر آیی.
در دنیایی که در آن زندگی می‌‎کنیم، همه ی انسان‌ها اعم از عالی و دانی، تحصیل کرده و بی‌سواد و ثروتمند و فقیر نسبت به یکدیگر دارای حقوقی هستند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
حق و حقوق طرفینی است، یعنی همان طور که ما در ارتباط با دیگران دارای حقوقی هستیم، افراد دیگر نیز نسبت به ما حق و حقوقی دارند.
یکی از عوامل تزلزل خانواده، عدم آشنایی زن و مرد به حقوق یکدیگر است، در مناسبات اجتماعی و معاملات، معمولاً برای عقد یک قرار داد اجازه، ما خود را موظف می‌‎دانیم نسبت به حقوق یکدیگر آشنا باشیم که هیچ یک از طرفین متضرر نگردد.
در ازدواج‌هایی که امروزه صورت می‌‎گیرد، واقعاً طرفین چه مقدار نسبت به حقوق هم آشنا هستند؟
حقوق زن و مرد دو نوع است: حقوق مشترک زن و مرد و حقوق اختصاصی زن و مرد. به اعتماد ما باید دختران و پسران، قبل از ازدواج با این حقوق آشنا شوند و بدانند در مقابل یکدیگر چه وظیفه‌ای دارند. در مقابل هم چه مسئولیتی دارند. مسلماً با آشنایی زن و مرد نسبت به حقوق یکدیگر سطح توقعات آنان پایین خواهد آمد. در اینجا ابتدا به حقوق اختصاصی و سپس به حقوق مشترک زن و مرد می‌‎پردازیم.

الف: حقوق اختصاصی زن
۱٫ تأمین لباس، خوراک، مسکن، و وسایل منزل به طوری که مطابق با شأن و آبروی زن باشد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«خوراک و لباس زن به طور معمول بر مرد واجب است». (۲)
۲٫ آمیزش و مباشرت را بیشتر از چهار ماه ترک نکند؛ مگر این که خود زن به ترک آن راضی باشد و یا مرد مسافرت واجب و لازمی رفته باشد؛ مثل حج و کسب معاش.
علی (علیه السلام) فرمودند:
«آری ترک آمیزش بیش از چهار ماه گناه می‌‎باشد».(۳)
۳٫ وسایل راحتی و سعادت خانواده را فراهم کند.
امام رضا (علیه السلام):
«شایسته است مرد بر زن و فرزند خود، سخت نگیرد تا این که آنها، مرگ او را از خدا نخواهند». (۴)
۴٫ احترام به زن و دوری از حرف‌های زشت و ناسزا.
علی (علیه السلام) فرمودند:
«زنها ضعیف و ناتوانند، در دست شما امانتند، بر آنها سخت نگیرید و آنها را حیران و بلا تکلیف نگذارید». (۵)
۵٫ خارج از توانایی زن، از زن توقع نداشته باشید.
علی (علیه السلام) می‌‎فرمایند:
«حسن جانم! کارهایی که خارج از طاقت زن است به او واگذار نکن، زیرا زن مانند شاخه گلی است و قهرمان و کارآزموده نیست». (۶)
۶٫ صبور بودن مرد در برابر بداخلاقی زن
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«کسی که با بد اخلاقی زن خود بسازد، برای هر نوبت صبر خداوند ثواب صبر ایوب به او می‌‎دهد». (۷)
۷٫ مرد خود را در مقابل زن پاکیزه و نظیف گرداند.
امام هفتم فرمودند:
«زینت مرد، موجب افزایش عفت و پاکدامنی زن می‌‎گردد». (۸)
۸٫ خوش زبانی با همسر
۹٫ امر به معروف و نهی از منکر
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا) (۹)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خودتان و کسانتان را از آتش نگه دارید.
۱۰٫ اگر زن صاحب دختر شد مرد، زن را به خاطر تولد دخترش سرزنش نکند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
«کسی که دو دختر و یا سه دختر را سرپرستی کند، در بهشت همنشین من است». (۱۰)

ب) حقوق اختصاصی مرد
۱٫ تسلیم بودن در برابر تمایل جنسی مرد ( تمکین کردن )
«نماز را زیاد طولانی نکنید، تا این که شوهر، از تصمیم آمیزش منصرف شود».(۱۱)
۲٫ برای شوهر آرایش و خودآرایی نماید.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«زن هر گونه آرایش و زینتی برای شوهر کند، جایز است و مانعی ندارد». (۱۲)
۳٫ بدون اجازه از خانه بیرون نرود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«اگر زنی بی‌اجازه شوهر از خانه بیرون رود، تمام فرشتگان آسمان و زمین تا به خانه بر می‌‎گردد او را لعن و نفرین می‌‎کنند». (۱۳)
۴٫ شوهر خود را آزار و اذیت نکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«معلون است معلون است زنی که همسرش را بیازارد و سعادتمند است کسی که شویش را احترام کند و او را آزار ندهد و در همه حال مطیع او باشد». (۱۴)
مقام معظم رهبری می‌‎فرمایند:
«بعضی از زن‌ها نسبت به مرده،ا سخت‌گیری می‌‎کنند. مثلاً: باید این را حتماً بخری، باید این جور خانه ای حتماً فراهم کنی، فلان کس این طور خریده، من هم اگر نخرم، مایه ی سرشکستگی می‌‎شود. با این حرف‌ها، شوهر خود را اذیت می‌‎کنند که این درست نیست». (۱۵)
۵٫ خانه‌داری و خدمت به شوهر
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«هر زنی غذای خوشمزه و گوارا برای شوهرش تهیه کند، خداوند در بهشت خوراکی‌های رنگارنگ برایش تهیه می‌‎کند». (۱۶)
۶٫ احترام به شوهر و خوشرفتاری با وی.
۷٫ بدون اجازه و اطلاع شوهر در مال او تصرف نکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«زن نباید بدون اجازه، مال شوهرش را به کسی بدهد، اگر چنین کند. گناهش مال زن است و ثوابش از آن شوهر». (۱۷)

ج) حقوق مشترک زن و مرد
۱٫ حق احترام متقابل زن و مرد به یکدیگر؛
۲٫ حق محبت و عشق ورزی به هم و صمیمیت دو جانبه؛
۳٫ حق تراضی جنسی؛
۴٫ حق عیب پوشی؛
۵٫ حق راز داری و حفظ اسرار یکدیگر؛
۶٫ حق مشورت کردن؛
۷٫ حق تشکر از زحمات یکدیگر؛
۸٫ حق احترام به والدین و اقوام یکدیگر؛
۹٫ حق رسیدن به وضع ظاهر؛
۱۰٫ حق پایبندی به اصول اخلاقی؛
( راستگویی، صداقت، وفای به عهد، امانت داری)
۱۱٫ حق تعدیل خواسته ها؛
۱۲٫ حق دینداری و حفظ ارزش‌های دینی و اخلاقی؛
۱۳٫ حق اعتماد متقابل؛
۱۴٫ حق حفظ شخصیت یکدیگر؛
۱۵٫ حق تربیت فرزندان.

پی‌نوشت‌ها 

۱٫ بحارالا نوار، ج ۷۱ ، ص ۲٫
۲٫ جامع السعادات، ج ۲، ۱۴۱٫
۳٫ وسایل الشیعه، مقدمات نکاح، باب ۷۱ ، خ ۱٫
۴٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴۱٫
۵٫ نکاح مستدرک، باب ۶۵٫
۶٫ نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
۷٫ وسایل الشیعه، ج ۷، ۱۶٫
۸٫ همان، ج ۷، ص ۱۶٫
۹٫ سوره ی تحریم، آیه ی ۶٫
۱۰٫ مستدرک ابواب الاولاد، ب ۳، خ ۱٫
۱۱٫ وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۱۱۷٫
۱۲٫ همان، ج ۷، ص ۱۳۵٫
۱۳٫ وسایل الشیعه، ج ،۷، ص ۱۱۷٫
۱۴٫ نکاح مستدرک، باب ۶۰، خ ۱۲٫
۱۵٫ مطلع عشق، خطبه عقد، ۱۸\۵ \۷۴٫
۱۶٫ مستدرک الوسائل، ج۱۴ ، ص ۲۴۷٫
۱۷٫ وسایل الشیعه، ج ۷ ، ص ۱۱۲٫

منبع: رفیعی محمدی، علی محمد؛ (۱۳۸۹)، نسیم عشق: عوامل تحکیم و تزلزل خانواده، قم: انتشارات رسول اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم )، چاپ هفتم.

فرزند دختر از منظر قرآن

در نظر مؤمنان به دین اسلام، دختر و پسر با هم تفاوتی ندارند. هر دو نعمت و حسنه‌ای هستند که خداوند متعال برای تداوم نسل بشر و تشکیل خانواده و عشق‌ورزی به پدر و مادر داده می‌شود. اما در نظر کفار و مشرکان، فرزند دختر مطلوب و قابل مقایسه با پسر نبوده و نیست. در این مقاله نویسنده کوشیده است که نگاهی اجمالی به دختر در آیات قرآن کریم داشته باشد. با هم مطلب را از نظر می‌گذرانیم.

جایگاه دختر در تمدن امروزی

در بسیاری از جوامع بشری، دختر از جایگاه فروتر و پست‌تری برخوردار بوده و هست. در گذشته، زن و دختر، از جایگاه شایسته‌ای برخوردار نبوده و در تمدن کنونی نیز هر چند به ظاهر سخن از تساوی مرد و زن به دور از همه تفاوت‌های واقعی میان مرد و زن، بسیار شنیده می‌شود؛ ولی هنوز هم به شکل برده داری مدرن و جدید از زنان و دختران به اشکال مختلف بهره برداری می‌شود و زن و دختر جایگاه واقعی خود را نیافته اند. هنوز نیز در بسیاری از کشورهای جهان دختران به روش جدید زنده به گور می‌شوند. در آمارهای منتشر شده درباره سقط جنین در چین آمده است که بیش از هفتاد درصد دختران پس از شناسایی، در زهدان مادر سقط می‌شوند. در اروپای متمدن نیز دختران، مورد انواع سوءاستفاده‌ها حتی از سوی بستگان بسیار نزدیک قرار می‌گیرند و از نظر جنسیتی، میان زن و مرد تفاوت می‌گذارند و در مشاغل کم‌تر به کار گرفته می‌شوند و از نظر عدم امنیت شغلی در مرتبه بسیار بالاتری از مردان قرارمی گیرند. احترام و ارزش گذاری به زن تنها برای سوءاستفاده می‌باشد و در واقعیت زن و دختر از نظر جایگاه در مرتبه ای پست‌تر از انسان به معنای مرد و برتر از جانوران و حیوانات فرض می‌شوند.

نگاه قرآن به دختر

نگاه اسلام و قرآن به زن، به عنوان موجودی از نظر آفرینش و خلقت همسان از مرد می‌باشد و خداوند می‌فرماید: هو الذی خلق لکم من نفس واحده و جعل لکم منها ازواجا؛(نساء آیه۱)

هر چند که قرآن تفاوت‌هایی میان زن و مرد قایل است و از نظر جسمی، آنان را ناتوان و سست‌تر از مردان و در مجادله و گفت و گوهای جدلی ضعیف‌تر از ایشان می‌شمارد. آنان را آفریده‌هایی می‌شمارد که در زیورآلات و زینت، رشد و پرورش می‌یابند و از احساسات و عواطف قوی‌تر از مردان برخوردارند. همین عواطف قوی به گونه ای عمل می‌کند که گاه احکام عقلی را زیر پا می‌گذارند و این توهم پدید می‌آید که ایشان از نظر عنصر عقل، ناقص هستند؛ در حالی که قوت و قدرت عواطف و احساسات موجب می‌شود تا عقل، عقب نشینی کند و فرصت بیشتری به عواطف و احساسات بدهد؛ این مسئله ای است که برای بقای نوع بشر بدان نیاز است؛ زیرا عواطف و احساسات قوی زن، موجب می‌شود که مسئولیت بار سنگین نه ماهه آبستنی را تحمل کند و پس از تولد، از فرزندش چون گرامی‌تر از مایه جانش محافظت و مراقبت کند. از این رو دیده می‌شود که بسیاری از زنان حتی جان خویش را برای محافظت و مراقبت از فرزند می‌دهند که حکم عقل مقتضی آن است که چنین نکنند و جان خویش را به سلامت دارند نه آن که برای دیگری به خطر افکنند و یا حتی از دست بدهند. این گونه است که چیرگی عواطف و احساسات در زن، به عنوان نقص عقل دانسته می‌شود که به معنا و مفهوم کنارگذاری عقل در هنگام قوت احساسات و عواطف است نه فقدان وجودی و یا نقص ذاتی آن در زن؛ زیرا که قرآن بیان می‌دارد که ماهیت زن آن است که برگرفته از همان نفس حضرت آدم(علیه السلام) می‌باشد؛ بنابر این تفاوتی میان مرد و زن از این لحاظ نیست و همان گونه که از ویژگی‌های نفس برخوردار می‌باشد، زن نیز این گونه است با تفاوت‌های جزیی که موجب نمی‌شود تا حکم کلی میان زن و مرد متفاوت باشد؛ هر چند که در جزئیات، به دلایل پیش گفته، تفاوتی‌ها و اختلافاتی پدید می‌آید.

هر چند که دختر و زن، از یک جنس به شمار می‌آیند ولی تفاوت‌هایی است که بیان آن، می‌تواند در تبیین نگرش قرآن به دختر و جنس زن به طور کلی مفید باشد. دختر، همان فرزند مادینه انسان است که با نگاه به مسئله فرزندی، مورد تحقیق و پژوهش قرار می‌گیرد نه از جهت جنس آن.

احترام به دختر

در اسلام و قرآن، احترام به دختر به عنوان یک ویژگی انسانی مورد توجه و تأکید قرارگرفته است. احترام به دختر می‌بایست به گونه ای باشد که در عمل خود را نشان دهد. از این روست که در آموزه‌های قرآنی این احترام به شکل عملی نشان داده می‌شود و تنها در حرف و شعار بسنده نمی‌شود. احترام به شخص به معنای احترام به عقل و هوش اوست و این که از پیشنهادها و آرا و نظریات وی استفاده شود. در داستانی که قرآن درباره دختران شعیب گزارش می‌کند، شیوه درست برخورد با دختران به روشنی تبیین می‌گردد و احترام واقعی و عملی نشان داده می‌شود. حضرت شعیب(علیه السلام) هنگامی که با پیشنهاد به کارگیری حضرت موسی(علیه السلام) به دلیل قدرت بدنی و امانت از سوی دختران رو به رو می‌شود، آن را می‌پذیرد و نشان می‌دهد که مشاوره با دختران و زنان هنگامی که با دلیل و برهان همراه باشد نه تنها نادرست نیست بلکه امری درست و راست می‌باشد. دختران شعیب(علیه السلام) به جهت تیزهوشی دریافته بودند که حضرت موسی(علیه السلام) شخصی افزون بر قدرت و قوت بدنی که در مواجه با دیگر چوپانان و آب دهی به گوسفندان نشان داده بود، دارای رفتاری درست می‌باشد و فردی امین می‌باشد. آنان در یک گفت وگوی کوتاه و برخوردی ساده دریافته بودند که حضرت موسی(علیه السلام) انسانی امین می‌باشد.(قصص آیات ۶۲تا ۹۲)

از دیگر مواردی که می‌توان به آن برای وجوب احترام به دختران تمسک کرد، آیاتی است که در بیان حقوق دختران وارد شده است. در این آیات بر لزوم حمایت از دختران یتیم و حقوق ایشان تأکید شده است(نساء آیه۷۲۱) و حتی در آیات ۸۵و ۵۹ سوره نحل به دفاع از شخصیت و حقوق دختران پرداخته و به شدت کسانی که از شنیدن دختردار شدن خویش چهره کبود و دگرگون می‌سازند را سرزنش می‌کند که این چگونه رفتاری زشت و زننده ای است که در پیش می‌گیرند؟ دختران همانند پسران هستند و از نظر خداوند تفاوتی در میان ایشان نیست. بنابراین نباید از شنیدن دخترداری رو سیاه کنند و خشمناک گردند و از مردم به جهت این خبر بگریزد و متواری شود و با خود اندیشد که آیا با خواری او را نگه دارد و یا زنده در گور و خاک کند؟ این چه حکم و اندیشه زشت و ناپسندی است؟

خداوند در آیات ۸ تا ۴۱ سوره تکویر رفتار زشت اعراب جاهلی را به نقد می‌کشد و از این که خود را صاحب جان دختران می‌شمارند و به خود حق می‌دهند که آنان را بکشند و زنده به گور کنند مورد سرزنش قرارمی دهد و می‌پرسد که جان دختران و حق حیات دختران از آن خداست که ایشان را آفریده و جان داده است و کسی را نرسد که این حق را از ایشان سلب کند و جانشان را بگیرد. آن گاه می‌پرسد که این دختران را به چه گناهی می‌کشند؟ در حقیقت از نگاه قرآن دختر بودن با پسر بودن یکی است و ویژگی دختری موجب نمی‌شود که مستحق مرگ شود. این در حالی است که اعراب برای دختران و زنان حق حیاتی قایل نبوده اند و خداوند با چنین سرزنش و سخنان عتاب آمیز می‌کوشد تا جایگاه دختران را در نظام آفرینش تثبیت کند و زمینه‌های احترام و بزرگداشت دختران را فراهم آورد.

اهمیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به دختر

در اندیشه و بینش قرآنی، دختران آن چنان از جایگاه و مقام والایی برخوردار می‌باشند که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در مهم ترین مسایل اجتماعی و سیاسی آنان را وارد می‌سازد و در مسئله مباهله، دختر خویش را به همراه می‌برد. این در زمانی است که اعراب، دختران را زنده به گور می‌کردند و از شنیدن دخترف ننگ و عار را در خانه تجسم می‌کردند. پیامبر با همراه بردن دختر خویش، نشان داد که دختران در پیشگاه خداوند، از چنان مقام و منزلتی برخوردارند که با دختران می‌توان به مباهله رفت و به نام ایشان از خداوند خواست تا دشمنان را نیست و نابود کنند. این رفتار بیانگر چند مطلب است: نخست این که مقام دختر در نظر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، همانند مقام پسران است؛ دوم این که در مسائل مهم و اساسی، می‌توان از مشارکت ایشان بهره برد هر چند که این امور اساسی و مهم، در مسایل سیاسی و اجتماعی باشد. سوم آن که دختران در پیشگاه خداوند، از مقام و منزلتی برخوردارند که می‌توان به آن قسم یاد کرد و در اموری چون مباهله، از این مقام و منزلت بهره برد. چنان که شخص برای شفاعت می‌کوشد تا شخصی را که دارای وجه وجیهی است با خود همراه ببرد. دختران در نزد خداوند، از چنین مقامی برخوردارند. چهارم آن که دختران می‌توانند به همراه بزرگ‌تر خویش، در مسایل اجتماعی و سیاسی مشارکت فعال داشته باشند.(آل عمران آیه۱۶)

از دیگر دلایلی که بر مقام و منزلت دختران در پیشگاه خداوند اشاره دارد می‌توان به آیه ۱۶ سوره آل عمران و آیات ۴۸ و ۵۸ سوره انعام توجه داد که در آن خداوند بر عدم تفاوت فرزند پسر و دختر در انتساب به عنوان حکمی از احکام اسلام اشاره می‌کند. در این آیات به روشنی اشاره می‌شود که فرزند پسری و دختری بی‌هیچ تفاوتی می‌توانند به پدربزرگ منتسب شود. از این روست که فرزندان فاطمه(سلام الله علیها) نیز پسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خوانده می‌شوند و از آنان به پسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یاد می‌شود. از امام موسی کاظم(علیه السلام) در ذیل آیه ۱۶ سوره آل عمران نقل شده است که فرمود: تاویل ابنائنا در آیه امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) می‌باشد.(نور الثقلین ج۱ ص ۸۴۳)

در آیه ۴۸ و ۵۸ سوره انعام نیز خداوند حضرت عیسی(علیه السلام) را فرزند حضرت مریم(سلام الله علیها) را از فرزندان حضرت ابراهیم(علیه السلام) می‌شمارد که خود بیانگر آن است که در اندیشه و بینش قرآنی هیچ تفاوتی میان فرزندان دختر و پسر نیست. این در حالی است که در جاهلیت تنها فرزندان پسری را از نوادگان و فرزندان خویش بر می‌شمردند و فرزندان دختری خویش را فرزندان دیگران و پدران دیگر می‌شمردند.

خداوند در آیه ۹۴ و ۹۵ سوره شوری فرزند دختر دادن به افراد را نشانه ای از علم و قدرت خویش بر می‌شمارد که بیانگر نوعی احترام و ارزش گذاری به دختر نیز می‌توان برشمرد. به هر حال دختردار شدن متکی بر مشیت الهی است و این خداوند است که به هر کس بخواهد دختر و یا پسر می‌دهد.

خداوند در آیات ۵۳ و ۶۳ سوره آل عمران، آن چنان برای دختر ارزش و اهمیت قایل می‌شود که خود، در نام گذاری وی دخالت می‌کند و نامش را مریم می‌گذارد. این در حالی است که همسر عمران، از این که دختری زاییده است که نمی‌تواند در خدمت خانه خدا باشد، اندوهگین بود. خداوند نه تنها این مساله را حل می‌کند بلکه وی را برای خدمت کاری خانه می‌پذیرد تا نشان دهد که تفاوتی میان زن و مرد و دختر و پسر برای بندگی نیست هر چند که به علل شرایط جسمی، دختران و زنان از برخی از اعمال معاف شده اند. با این همه اجازه می‌دهد که دختر عمران، این مسئولیت را بپذیرد.

در تحلیل قرآنی، دختر، هدیه خداوند به انسان‌هاست و انسان‌ها می‌بایست از این نعمت خداوند و رحمت وی خشنود شوند. در این بینش، هیچ تفاوتی میان دختر و پسر از این جهت نیست و هم دختر و هم پسر، به عنوان هدیه الهی به بشر مورد تاکید قرار می‌گیرد و خداوند در قرآن از آنان به هبه یاد می‌کند.(شوری آیه ۹۴)

● ویژگی‌های دختران

دختران در تبیین و تحلیل آموزه‌های قرآنی، موجوداتی هستند که به طور ذاتی دارای حیا و عفت هستند و از این روست که حیا و عفت در ایشان، به عنوان یک ارزش اهمیت می‌یابد؛ زیرا بیانگر حفظ طبیعت و سلامت روح و روان ایشان است و کسانی که بی‌عفتی و بی‌حیایی را در پیش می‌گیرند در حقیقت گرفتارشده و از فطرت سالم و طبیعت خدادادی خویش دور شده اند.(قصص آیه ۵۲)

دشمنان دین و بشریت می‌کوشند تا برای افزایش فساد و تباهی در زمین، دختران را از فطرت سالم خویش دور سازند و به بی‌حیایی بکشانند. از این روست که فرعون که شخصی فاسد و مستکبر بوده و خداوند وی را متهم به فساد در زمین می‌کند، در این اندیشه باطل، دختران بنی اسرائیل را زنده می‌داشت و آنان را به بی‌حیایی سوق می‌داد(بقره آیه ۹۴ و اعراف آیه ۷۲۱ و ۱۴۱ و قصص آیه ۴ و غافر آیه ۵۲)

قرآن کار بیرونی زنان و دختران را نادرست بر نمی‌شمارد ولی شرط حیا و عفت را همواره مورد تاکید قرار می‌دهد. به این معنا که اگر دختری برای کار در بیرون می‌رود می‌بایست حیا و عفت را رعایت کند. البته کار کردن می‌توانند مقطعی باشد و یا دایمی. یعنی می‌تواند به شکل اشتغال نیز باشد چنان که دختران شعیب به شغل چوپانی و گله‌داری و آب‌دهی به گوسفندان مشغول بودند. اما در همان زمان اشتغال به گونه ای رفتار می‌کردند که از اختلاط با مردان دور باشند. در حقیقت شرط اشتغال دختران و زنان برای تامین زندگی این است که با مردان اختلاط نداشته باشند هر چند که در محیطی آزاد و عمومی باشد. از این رو سخن از دور بودن ایشان از مردان به میان می‌آید. بنابراین اختلاط با مردان در مجامع عمومی و یا خلوت کردن با ایشان در مجامع خصوصی جواز مشروعیت کار و اشتغال را بر می‌دارد و جایز نیست که دختران و زنان در این دو حالت به کاری اشتغال داشته باشند.(قصص آیه ۳۲) از دیگر شروط اشتغال و کارکردن دختران حیا و آزرم داشتن و گفت و گو با مردان است. به این معنا که اگر نیازی به گفت و گو با مردان نامحرم پیش آمد می‌بایست دختران با رعایت حیا در رفتار و گفتار و حرکات از هرگونه گمان و ظن سوئی جلوگیری کنند.(قصص آیه ۵۲) ویژگی دیگر دختران آن است که نیازمند کسی هستند که ایشان را ولایت و سرپرستی کند. از این روست که پدر و پدربزرگ پدری بر دختر در امر ازدواج نخست وی ولایت دارد.(بقره آیه ۷۳۲ و قصص آیه ۷۲) همان گونه که مادر نیز در برخی از امور خاص بر دختران ولایت دارد که در آیه ۵۳ سوره آل عمران به مساله ولایت همسر عمران بر دخترخویش برای خدمت برای خانه خدا اشاره شده است. البته به نظر می‌رسد که این ولایت کامل مادر بر دختر نیازمند اذن پدر و ولی می‌باشد. اما در برخی از موارد ولایت داشته و این ولایت قابل اثبات است.

از دیگر مسایلی که درباره دختران مطرح است، حجاب ایشان است. از این رو در آیه ۹۵ سوره احزاب بر لزوم رعایت حجاب و پوشش دختران برای مصون ماندن از هرگونه آزار و اذیت و تعرضی اشاره شده است؛ زیرا کسانی که حجاب را مراعات نمی‌کنند، از سوی مردان شناخته و ویژگی‌های ظاهری آنان دانسته و مورد طمع قرار می‌گیرند و این گونه است که از سوی مردان، آزار و اذیت می‌بینند. برای رهایی از شناخته شدن و دوری از اذیت و آزار لازم است تا دختران نیز مانند زنان، حجاب و پوشش را به گونه ای مراعات کنند که ویژگی‌های آنان دانسته و شناخته نشود.

آیات قرآنی با بیان این مطالب و ناگفته‌های دیگر، می‌کوشد تا جایگاه حقیقی زن و دختر را معرفی کند و آنان را به مقام و منزلتی برساند که لایق و شایسته آن هستند. این نگرش و بینش، بر خلاف نگرش و بینشی است که برخی از جوامع آن را ترویج می‌کنند. در نگرش برخی از جوامع، ارزش زن و دختر در جلوه‌های ظاهری است تا برای بهره کشی جنسی از آنان استفاده شود. در کتب جامعه شناسی اقتصاد به این مساله اشاره شده است که علت خروج زنان از خانه و اشتغال در بیرون، نیاز کارخانه‌های ماشینی پس از عصر صنعت بوده است که کارگران مرد، هم گران و هم کم بودند و نیازهای کارخانه‌های ماشینی را برآورده نمی‌ساخت. از این رو، کار در بیرون از خانه، تبلیغ شد و در حال حاضر نیز برای بهره کشی‌ها دیگر، روی این مساله تبلیغ می‌شود. زنان و دختران، از جهاتی کم توقع و پرکار هستند و انتظارات کارفرمایان را برآورده می‌سازند و حقوق کم و دستمزدهای کم را می‌پذیرند.

بنابراین سخن گفتن از حقوق برابر و عدم تبعیض در برخی از جوامع، تنها برای ایجاد بستر و زمینه‌هایی است که بتوانند به گونه ای بهتر و آسان‌تر به بهره کشی از دختران و زنان بپردازند. این در حالی است که زن و دختر در اسلام از مقام واقعی برخوردار می‌باشد و هرگونه بهره‌کشی و استثمار از آنان نهی شده است.

نویسنده: بشرى بهشتى

منبع: پایگاه آفتاب

دختر دوست دارید یا پسر؟!

زمان‌های قدیم، پدران، از داشتن فرزند پسر، خوشحال و خرسند می‌شدند و بعد از تولّد فرزند ذکور، دنیا را به کام می‌پنداشتند، چرا‌ که پسر را عصای دست خود دانسته که کمک کار او خواهد بود و او را در امر معاش خانواده یاری خواهد کرد. داستان جایگاه فرزند دختر در زمان جاهلیت، آن قدر روشن و واضح است که نیازی به تکرار آن نیست. امروره نیز در قرن ۲۱، هستند افرادی که از داشتن فرزند پسر خوشحال و با وجود فرزند دختر، غم سراسر وجودشان را فرا می‌گیرد. غافل از این که روایات فراوانی در باب برکات وجودی فرزند دختر داریم. البته جای تذکر است که هر یک از فرزندان دختر یا پسر، اثرات وجودی خاص خودشان را بر زندگی دارند و در این میان، این فرزند صالح است که در میان سایر فرزندان، مدال برتری را بر گردن خواهد آویخت.

دختر و برکات وجودی‌اش

روایات فراوانی در باب برکات وجودی فرزند دختر وجود دارد که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

حضرت صادق(علیه السّلام) مردى را دید که برایش دخترى به دنیا آمد، به همین خاطر ناراحت و غضبناک بود، فرمود:

«أ رأیت لو أنّ اللَّه تبارک و تعالى اوحى الیک انّى أختار لک او تختار لنفسک ما کنت تقول؟» یعنى: «اگر خداوند متعال به تو بگوید: من برایت انتخاب کنم یا تو؟ چه می‌‏گویى؟».گفت: می‌‏گویم: پروردگارا! تو انتخاب کن، فرمود: «فانّ اللَّه قد اختار لک‏». یعنى: «الان خداوند برایت(دختر) انتخاب کرده(پس چرا ناراحتى؟)». سپس فرمود: پسر بچه‌اى که حضرت خضر به امر پروردگار او را کشته بود که قرآن کریم می‌‏فرماید: فَأَرَدْنا أَنْ یُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَیْراً مِنْهُ زَکاهً وَ أَقْرَبَ رُحْماً(سوره کهف آیه ۸۱) یعنى: «اراده کردیم که براى پدر و مادرش، فرزندى پاکتر و مهربانتر نصیبشان گردد». خداوند متعال به جاى آن پسر، دخترى به آنان داد که از نسل آن دختر، هفتاد پیامبر به دنیا آمد».( آیین بندگى و نیایش(ترجمه عده الداعی) / ۱۴۸)

ابان بن تغلب می‌‏گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: دختران، حسنه و پسران، نعمت‏ اند، در برابر حسنات، پاداش داده می‌‏شود، ولى نعمت، مورد بازخواست قرار می‌‏گیرد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس سه دختر داشته باشد و نگهدارى و غم و شادى آنان را متحمل گردد در روز قیامت او را از آتش و عذاب محافظت خواهند نمود. «الخصال/ترجمه فهرى / ج‏۱ / ۱۹۲» ارزش آدمی را جنسیت او تعین نمی‌کند، درست است که دختر یا پسر بودن برکات خاص وجودی خویش را داشته امّا در این میان آنچه حائز اهمیت است وجود فرزند صالح است، چرا که فرزند ناصالح خواری در چشم والدین خود بوده و ناکامی دنیا و آخرت را برای آنها به ارمغان دارد

ایوب بن نوح می‌‏گوید: زن یحیى بن زکریا حامله بود. یحیى به أبو الحسن(علیه السّلام) نوشت که دعا کند تا خداوند براى او پسرى عطا نماید.

حضرت در جواب نوشت: چه بسا دخترى که بهتر از پسر است. بعد از آن همسرش دختر زایید. «جلوه‏‌هاى اعجاز معصومین(علیهم السلام)/ ۳۱۸»

در زمان خلیفه ثانی عمر بن خطاب، مردی بر شخصی اقامه دعوا کرد که تو چهارصد درم بر من مقروض هستی و باید بدهی، مرافعه را پیش خلیفه بردند. مرد مقروض گفت: فعلاً هیچ چیز ندارم ولکن زنم حامله است ان شاءالله دختری بزاید و برکتی به من برسد قرض تو را ادا می‌نمایم که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: هر که او را خدای تعالی دختری بدهد، وی را برکات در دین و مال عطا فرماید. خلیفه چون این سخن بشنید به آن مرد گفت: من قرض تو را می‌دهم. امر کرد چهارصد درم آوردند و به طلبکار گفت: طلب خود را بردار. صاحب طلب گفت: من نیز این خبر را از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودم، امّا فراموشم شده بود. اکنون چون این مرد، این خبر را به یاد من آورد، او را از اداء این قرض حلال کردم.

دختر و محافظت از آتش جهنم

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس سه دختر داشته باشد و نگهدارى و غم و شادى آنان را متحمل گردد، در روز قیامت او را از آتش و عذاب محافظت خواهند نمود.(الخصال / ترجمه فهرى/ج‏ ۱/۱۹۲)

فرزند صالح، فرقی ندارد یا دختر یا پسر

ارزش آدمی را جنسیت او تعین نمی‌کند، درست است که دختر یا پسر بودن، برکات خاص وجودی خویش را داشته امّا در این میان، آنچه حائز اهمیت است، وجود فرزند صالح است، چرا که فرزند ناصالح، خواری در چشم والدین خود بوده و ناکامی دنیا و آخرت را برای آنها به ارمغان دارد. ایوب بن نوح می‌‏گوید: زن یحیى بن زکریا، حامله بود. یحیى به أبو الحسن(علیه السّلام) نوشت که دعا کند تا خداوند براى او پسرى عطا نماید. حضرت در جواب نوشت: چه بسا دخترى که بهتر از پسر است. بعد از آن، همسرش، دختر زایید.

پیامبر فرموده‌اند: عیسی بن مریم(علیه السلام) از کنار گوری عبور کرد که کسی را که در آن گور بود عذاب می‌دادند. سال بعد از کنار همان گور گذشت و دید او را عذاب نمی‌دهند عرضه داشت: پروردگارا! سال گذشته از کنار این گور گذشتم، صاحب آن را عذاب می‌دادند؛ امسال که از کنار این گور می‌گذرم عذابش نمی‌دهند.

خدای عزّوجّل به او وحی فرمود: ای روح الله! او را پسری نیکوکار در رسید که راهی را اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد و من، به سبب آنچه پسرش انجام داد، او را آمرزیدم.

و این فرزند صالح بود که موجب آمرزش والدین خود گردید. در روایت داریم که پنج دعاست که از پروردگار متعال مخفى نمی‌‏ماند(یعنى اجابت می‌‏شود):

۱- دعاى امام و رهبر عادل،

۲- دعاى مظلوم که خداوند عزیز و جلیل می‌‏گوید: حتما انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدّتى،

۳- دعاى فرزند صالح براى پدر و مادرش،

۴- دعاى پدر و مادر صالح براى فرزند،

۵- دعاى مؤمن براى برادر مؤمن در پشت سرش که خداوند متعال می‌‏فرماید: براى تو نیز، مانند آن خواهد بود.( آیین بندگى و نیایش؛ ترجمه عده الداعی،۲۲۳)

منابع

۱-پیشه پیشینیان، دکتر سید عبدالمجید حیرت سجادی

۲-جلوه‌های اعجاز معصومین، قطب الدین راوندی

۳-الخصال، ابن بابویه، ترجمه فهرى / ج‏۱

۴- آیین بندگى و نیایش(ترجمه عده الداعی)، ابن فهد حلى، احمد بن محمد- غفارى ساروى، حسین‏

نویسنده: مریم پناهنده

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

زن، خانه و خانواده در کلام و سیره پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)

نیاز به داشتن هم صحبت و همسر و ایجاد رابطه محبت‌آمیز دو طرفه، نخستین انگیزه شکل‌گیری زندگی مشترک و پیدایش خانواده است. هر گونه بی‌توجهی در این رابطه، موجب تزلزل بنیان خانواده و بی‌علاقگی دو طرف به زندگی مشترک و حتی به اصل زندگی خواهد شد.برای مثال؛ اگر زن ببیند که همسرش به او بی‌مهری و بی‌توجهی می‌کند، بی‌درنگ دچار احساس سرخوردگی و کاهش اعتماد به نقس می‌شود. در این میان، با در نظر گرفتن نقش‌های مهم زن در خانواده در مقام مدیر و مادر، زن چگونه می‌تواند با این احساس سرخوردگی و شکست و کاهش اعتماد به نفس، روحیه مادرانه و دیگر ویژگی‌های لازم برای ساخت زندگی روبه رشد را در خود حفظ و تقویت کند؟

باید بپذیریم که از میان سه عنصر فرد، خانواده و جامعه، خانواده در راس این هرم قرار می‌گیرد؛ زیرا هر گونه اختلال، تنش، تزلزل، کمبود محبت، کم رنگ بودن ارتباط عاطفی درست و نارسایی‌ها و گرفتاری‌های اخلاقی و تربیتی درخانواده، در شکل‌گیری شخصیت فرد و به دنبال آن، پایه‌ریزی یک جامعه، اثر مستقیم دارد. بدیهی است آنچه در همه روزگاران می‌تواند این مثلث را از خطر نابودی و فروپاشی نجات دهد، بازگشت به اصل دین و چنگ زدن به ریسمان معنویت است؛ معنویتی که کمبود آن به ویژه در جوامع غربی آشکارا درک می‌شود و به همین دلیل، امروزه، موج بازگشت به معنویت به ویژه گرایش به اسلام در سرزمین‌های مغرب زمین؛ معضلی برای سیاستمداران و بزرگان آنهاست و توان ایستادگی در برابر این گرایش عظیم را ندارند. در واقع، دوری از معنویت و به تبع آن کمبود عاطفی، پوچی فکری و تزلزل خانوادگی، سبب دل زدگی غربی‌ها از نوع زندگی موجود شده است.
همه انسان‌ها بر اساس فطرت خویش، نیروی عظیمی از معنویت و خدا‌جویی را در وجود خود احساس می‌کنند. حال چرا انسان مدرن در شرایط زندگی کنونی، دچار احساس پوچی و کمبود روحی می‌شود؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت بعضی از افراد در جوامع امروزی، همواره می‌کوشند با خدای درون خود یا همان نیروی عظیم معنوی، مبارزه و با دست بشری، آن نیروی فرابشری را نابود کنند. بدین ترتیب؛ در طول این جنگ بی‌نتیجه، گرفتار نوعی احساس پوچی یا آشفتگی و افسردگی می‌شوند؛ چون آنها همواره در سرزمین جنگ زده وبا شکست و ناکامی بی‌پایان به سر می‌برند. زمانی که از این مبارزه خسته می‌شوند ودر خود قدرت ادامه این جنگ بی‌سرانجام را نمی‌بینند؛ خواهان بازگشت به نقطه اول واصل فطرتشان هستند و این نقطه اول، جایی نیست جز معنویت و عشق به خدا و در یک کلمه «دین».
برای فهم این مطلب و زنده کردن این نیاز در وجود خود، لازم است به رفتار و سیره عملی اسوه محبت و عاطفه، پیامبر مهربانی‌ها، آخرین فرستاده خداوند، محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) بنگریم و عمل کنیم. بدون شک، در شرایط امروزی، بیش از هر زمان دیگر، به پیروی از الگوی عملی پیامبر، این اسوه حسنه نیازمندیم؛ همان گونه که در قرآن مجید به نقش اخلاق پیامبر در پیشبرد اسلام و جذب دل‌ها تصریح شده است:
«فیما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لاتفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر»(۱)
‌ای رسول ما؛ در سایه لطف و رحمت خدا، با مردم مهربان شده‌ای و اگر خشن و سنگ دل بودی، مردم از گرد تو پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنان آمرزش بخواه و با آنها در کارها مشورت کن.
پیروی از اصول اخلاق خانوادگی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و بیان کلام و سیره ایشان در ارتباط با زن و خانواده، امری ضروری در زندگی بشر در همه دوره‌هاست. بر این اساس، رفتار پیامبر اسلام در خانه و با خانواده و سفارش‌های ایشان در این زمینه به ویژه در موضوع «زن» بهترین راه حل‌ها برای مشکلات زندگی همه انسان‌هاست. در اینجا، نمونه‌هایی از رهنمودها و سیره پیامبر را دراین زمینه بیان می‌کنیم:

۱-رفتار با همسر

«الا خیر کم، خیرکم لنسائه و انا خیرکم لنسائی».(۲)
آگاه باشید، بهترین شما کسی است که نسبت به همسرانش بهتر باشد و من بهترین شما نسبت به همسرانم هستم.
احترام و خوش رفتاری، حق شناسی، محبت،وفاداری در حق همسر و شریک بودن در غم‌ها و مشکلات او، از نشانه‌های نیک «همسرداری» است. مرد موظف است حتی در برابر تندی و خشونت همسر خود با صبر و حوصله، سازگاری کند، به گونه‌ای که پیامبر همواره مردان امت خود را سفارش می‌کرد با بدی‌ها و بد خلقی‌های همسران خود کنار بیایند و به آنها مهربانی کنند.
خداوند نیز در قرآن می‌فرماید: «و عاشروهن بالمعروف: با زنان به نیکی رفتار کنید.»(۳) لفظ «معروف » را که در این آیه به کار رفته است، باید در رفتار پیامبر با زنان جست و جو کرد. با این که بیشتر زنان پیامبر، پیر و سال خورده بودند، حضرت با آنها با صبر و حوصله و مهربانی و احترام رفتار می‌کرد؛ این یعنی «معروف ». یکی از همین معروف ها، وفاداری به همسر است. وفاداری، از زیباترین جلوه‌های عشق ورزی در زندگی مشترک است. وفاداری یعنی سپاس، قدردانی و فراموش نکردن زحمت‌ها و خوبی‌های همسر حتی پس از مرگ او. وفاداری پیامبر اسلام به حضرت خدیجه(علیهاالسلام) یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های اخلاقی در سیره پیامبر است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) تا پایان عمر، قدردان زحمت‌ها و مهربانی‌های حضرت خدیجه(علیهاالسلام) بود و همواره می‌فرمود: «هیچ کس خدیجه نمی‌شود.» وفاداری، تنها یکی از جلوه‌های عشق است. پیامبر همواره مردان را به رعایت تمام جلوه‌های محبت و اصول خوش رفتاری با زنان سفارش می‌کرد. از دیدگاه پیامبر، رفتار زن در زندگی مشترک، به نوعی بازتاب رفتار مرد و میزان احترام و محبتی است که مرد در برخورد با زن از خود نشان می‌دهد. از آنجا که تحمل سختی‌ها و محدودیت‌های طبیعی زندگی مشترک، بیشتر بر عهده زن است، مرد باید با رفتار درست و دریغ نکردن عشق و محبت خود، زمینه‌ساز آمادگی زن برای تحمل این بار سنگین باشد.
در حدیثی ارزشمند از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
برادرم، جبرئیل آن قدر سفارش زنان را به من کرد که گمان بردم مرد حق ندارد به همسرش «اف » بگوید. آنگاه به من گفت: «در رفتار با زنان، از خدا بترسید. پس با آنها مهربان باشید و دل‌های آنان را با رفتار خوبتان پاکیزه کنید تا تحمل زندگی کردن در کنارتان را داشته باشند. (۴)

۲-ازدواج، سنت پیامبر

یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های اجتماعی در جوامع امروزی، مشکلات و مسائل ناشی از ازدواج گریزی جوانان است. این پدیده می‌تواند ناشی از اندیشه‌ها و باورهای نادرستی همچون ترس از تعهد، ترس از مسئولیت، ترس از فقر و کاهش اعتماد به نفس باشد.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با توکل کردن بر خداوند متعال، هیچ یک از این موارد را سد راه ازدواج نمی‌دانست و معتقد بود تحقق نیافتن این امر مهم، پیامدهای منفی بسیار بزرگ تری از چنین ترس‌ها و نگرانی‌هایی برای جامعه خواهد داشت. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) در احادیث زیادی، از ازدواج به عنوان یک سنت حسنه یاد کرده است و جوانان را به این امر مقدس تشویق می‌کرد.
تأکید پیامبر به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، نشانه اهمیت و ارزش بسزایی است که دین اسلام برای خانواده و ثبات بنیان آن قائل است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرماید:
«بدترین مردان آنانی هستند که بدون دلیل، ازدواج را ترک می‌کنند».
«هر کس به خاطر ترس از فقر، ترک ازدواج کند، فضل خدا را جدی نگرفته است، چون خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله (۵) اگر فقیر و تنگ دست باشند؛ خداوند از فضل خودآنان را بی‌نیاز می‌کند».
«هر کس ازدواج کند، نصف دین خودرا حفظ کرده است.پس در مورد نصف دیگر دین خود تقوای الهی پیشه کند».
«هر کس بخواهد پیرو دین حق باشد، این را بداند که زن خواستن؛ سنت و شیوه من است.»
«درهای رحمت در چهار زمان گشوده می‌شود: هنگام بارش باران؛ هنگامی که فرزند به صورت پدر و مادر نگاه می‌کند؛ هنگام گشوده شدن درخانه خدا؛ هنگام ازدواج».(۶)

۳-اهمیت مسائل زناشویی وپرهیز از رهبانیت

دین در اذهان عمومی ملت‌ها، به عنوان عاملی بازدارنده و محدودکننده شناخته شده و پذیرش دین موجب محروم شدن از لذت‌ها و مبارزه با غرایز تعریف شده است. بر این اساس، علت گرایش به بی‌دینی و بی‌خدایی که به ویژه در یکی دو قرن گذشته رواج زیادی داشته است، فرار از این محدودیت‌های متصور برای رسیدن به مفهوم خود ساخته از آزادی بود. در حالی که از زیبایی‌های دین اسلام این است که در کنار پایبندی به اصول اخلاقی و اعتقادی که مایه آزادی و تجرد روح انسان می‌شود، اهمیت بسزایی برای بهره بردن از لذت‌های جسمی نیز قائل است. پیامبر بارها و با هر بهانه‌ای تأکید می‌کرد که دین اسلام نه تنها با رهبانیت مخالف است؛ بلکه در تضاد با آن قرار دارد. توجه پیامبر به مسائل زناشویی و اهمیت دادن ایشان به رفع نیازهای زنان و بررسی مشکلات آنها در این گونه موارد؛ خود، گواهی است بر این مطلب که زن هم به اندازه مرد و حتی بیشتر از او حق حاکمیت در روابط زناشویی و بهره‌مندی از لذت‌های مشروع را دارد.

۴-ارزش دختر و دخترداری

در جامعه جاهلیت زده حجاز، داشتن دختر، ننگ خوانده می‌شد و زنده به گور کردن دختران که یکی از دردناک‌ترین نمونه‌های جهل و تعصب در تاریخ است، میان مردم حجاز رواج داشت. به همین دلیل، تولد دختر برای اعراب، اتفاقی تلخ وناگوار بود.

خداوند در قرآن کریم در باره آنها می‌فرماید:
و اذا بشر احدهم بالانثی ظل و جهه مسودا و هو کظیم (۷)
هنگامی که به یکی از آنان بشارت دختر داده می‌شد، صورتش از خجالت سیاه می‌شد و ناراحت و خشمگین می‌گردید.
پبامبر در چنین جامعه‌ای برانگیخته شد. بنابراین؛ یکی از محورهای اساسی رسالت ایشان، مبارزه با این گونه جهل‌ها و آگاهی بخشی به آنان در اصلاح این باور زشت و دور از عقل و انسانیت بود. به همین دلیل، همواره در کلام و سیره ایشان، ارزشی که برای دختران قائل می‌شد؛ به مراتب؛ بیشتر از پسران بود و در باره آنها سفارش ویژه‌ای داشت و می‌فرمود:
بهترین فرزندان شما، دختران شما هستند و از نشانه‌ها ی خوش قدمی یک بانو، آن است که فرزند نخست او، دختر باشد.(۸)
در سیره پیامبر آمده است که هر زمان مژده تولد دختری را به ایشان می‌دادند؛ می‌فرمود: «گلی است خوش بو که روزی‌اش با خداوند است»(۹)

۵-مهربانی با زن، از صفات خدا

نیاز عاطفی جنس زن، بیشتر از مردان است و از نظر روان شناسی، روح لطیف زن، تشنه درک و محبت و ابراز احساسات از سوی اطرافیان به ویژه شریک زندگی خویش است. کمترین حق یک زن، این است که از همسر خود انتظار داشته باشد و محبت و علاقه راستین خود را به او نشان دهد و زن را در احساسات کمال آفرین خود سهیم کند. در واقع؛ زن انتظار و شایستگی «عشق سخاوتمندانه» را دارد. عشق سخاوتمندانه یعنی عشق‌ورزی همیشگی، بی‌منت و بدون هیچ محدودیت و قید و شرطی. بنابراین؛ وظیفه مرد است که همواره در جهت احقاق این حق و برطرف کردن این نیاز طبیعی در زن تلاش کند، در مقام پدر به یک شکل و در مقام شوهر به شکلی دیگر. دختران نیز به نوعی دیگر و متفاوت و بسیار بیشتر از پسران، به درک محبت پدری نیاز دارند.

بدین ترتیب، مهربان بودن با زن، از صفات زیبای خداوند است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می‌فرماید: «خداوند به دختران؛ مهربان‌تر از پسران است. هر کس دختر یا زنی یا از محارم خود را خوش حال و راضی کند؛ خداوند در قیامت، او را خوش حال خواهد کرد».(۱۰)
از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت می‌کنند: «محبت ورزیدن به زنان؛ از اخلاق پیامبران است؛ آن امام بزرگوار در جای دیگر می‌فرماید: «فکر نمی‌کنم ایمان کسی افزایش یابد، مگر با زیاد شدن محبت او نسبت به زنان؛ همچنین پیامبر در روایت زیبایی در باره محبت کردن به دختر می‌فرماید: «هر کس دخترش را شاد کند، گویی برده‌ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است».(۱۱)

۶-رفتار پیامبر در خانه و خانواده

در سیره پیامبر آمده است زمانی که در خانه به سر می‌برد، همواره در خدمت خانواده خود بود و با آن همه مسئولیت و مشغله‌ای که داشت؛ زمان‌های خویش را به سه بخش تقسیم می‌کرد. جدا از وقت‌های معین برای عبادت خدا و کارهای شخصی، بخشی را هم به خانواده اختصاص می‌داد.

همان گونه که گفته شد، خانواده در راس هرم فرد، خانواده و جامعه قرار می‌گیرد. بنابراین رفتار درست زن و شوهر و فرزندان با یکدیگر، پایه‌های این هرم را استحکام و به جامعه پاکی و صفا و آرامش می‌بخشد.
نمونه زیبا و درست این رفتار را نیز در خانه و زندگی خانوادگی پیامبر مهر و رحمت، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌توان دید.
«پیامبر خدا در خانه که بود؛ از هر نوع غذایی که فراهم می‌کردند؛ می‌خورد و از هیچ غذایی بدگویی و مذمت نمی‌کرد. سرسفره با خانواده می‌نشست و غذا می‌خورد، مگر آن که مهمانی وارد می‌شد که در آن صورت، با مهمان خود بر سر سفره می‌نشست».(۱۲)
از موارد دیگری که بر محبت و همدلی میان اعضای خانواده به ویژه زن و شوهر می‌افزاید و کانون خانواده را گرم‌تر و پیوندشان را محکم‌تر می‌کند، مشارکت و همکاری در امور است. پیامبر همواره چنین بود و در ساعت‌هایی که در خانه به سر می‌برد؛ به دوختن و وصله زدن لباس‌هایش می‌پرداخت، گوسفند می‌دوشید، زانوی شتر می‌بست، به خادم خانه در آسیاب کردن گندم کمک می‌کرد، وسایل خانه را بر پشت خود از بازار به خانه می‌برد و همیشه می‌فرمود: «کمک به همسر و انجام کارهای خانه، صدقه و احسان در راه خداست».(۱۳)

پی‌نوشت‌ها
 
۱- سوره آل عمران، آیه ۱۵۱
۲- سنن النبی، ص۱۵۰
۳- سوره نساء، آیه ۱۹
۴- مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج۱۴، ص ۲۵۳
۵- سوره نور، آیه ۳۲
۶- بحارالانوار، علامه مجلسی، ح۱۰۳، ص۲۲۱
۷- سوره نحل، آیه ۵۷
۸- بحارالانوار، ج۱۰۳، ص۹۱
۹- بحارالانوار، ج۱۰۲، ص۹۷
۱۰- وسایل الشیعه، ج۱۵، ص۱۰۴
۱۱- بحارالانوار، ج۱۰۴، ص۶۹
۱۲- مکارم الاخلاق، ص۲۶
۱۳- بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۷
 
منبع: ماهنامه طوبی شماره ۳۶؛ نویسنده: زهرا سادات هاشمی