دانش امام

نوشته‌ها

امام کاظم (علیه‌السلام) اسوه صبر واستقامت ونمونه حلم و برد باری

اشاره:

وجود امام موسی کاظم(علیه‌السلام) عرصه را بر هارون خلیفه عباسی تنگ کرده بود، زیرا خلیفه عباسی از اینکه می دید، مناقب و افتخارات امام بر سر زبان ها است و مردم مجالس خود را با یاد و نام او روشنی می بخشد، سبب شد تا تحمل خود را از دست داده و تصمیم به کشتن امام بگیرد. امام (علیه‌السلام) در برابر فشارهای گوناگون دستگاه حکومتی خم به ابرو نیاورده و هیچگاه از صبر و استقامت دست‌بردار نبوده است که در این مقاله به بخشی از حلم و بردباری آن حضرت دربرابر جور و ستم خلفا اشاره شده است.

امام موسی بن جعفر(علیه‌السلام) هفتمین پیشوای مسلمانان پس از پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله)، یکی از پر چم ها ونشانه های هدایت الهی در جهان اسلام و خورشیدی فروزنده در میان بشریت است که همواره در این خاندان پرتو افشانی می کند.

او از خاندانی پاکی است که پیامبر عظیم اسلام آنان را همسنگ قرآن خوانده، مأمن و پناه گاه الهی و ارکان مستحکم جهان دانسته است.

امام موسی کاظم(علیه‌السلام) درخت بلند و تناور رسالت، ثمره بستان پر خیرو برکت علوی جایگاه و خزانه دانش ختمی مرتبت، دری از درهای وحی وایمان ومعدنی از معادن علم خداوند(ج) است.

امام کاظم(علیه‌السلام) در اهمیت دادن به رسالت الهی ومصون داشتن آن از تباهی و تحریف، جدیت در حفظ و باز داشتن امت از فرو پاشی ونابودی، نبرد با ستمگران و حمایت از آمران به معروف، روش جدش رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) و پدران معصوم خود را درپیش گرفت.

امام موسی کاظم(علیه‌السلام) به عابد، تقی، باب الحوایج و به دلیل بردباری زیاد به کاظم شهرت یافت. او هرگز تسلیم فشار و ستم حاکمان عباسی که محدود کردن فعالیت الهی آن حضرت را می خواستند، نشد.

جلوه های شخصیتی وبر جستگی های امام

در مورد علم و دانش امام کاظم(علیه‌السلام) همین بس که پدر بزرگوارش امام صادق(علیه‌السلام) بر علم سرشار آن حضرت گواهی داده و فرموده است اگر از این پسرم درباره آنچه در قرآن وجود دارد بپرسی به یقین عالمانه و آگاهانه پاسخت می دهد.[۱]

این امام همام در تقوی و پرهیزکاری، عبادت و پرستش خداوند یکتا، روزه داری و تلاوت قرآن، اهتمام به حج وآزاد کردن بردگان، زهد و دوری از مادیات دنیا، بخشندگی و سخاوت، حلم بردباری، هدایتگری ومدیریت جامعه نیکی وصله رحیم، شخصیت منحصر به فرد زمان خویش بود.

فعالیت امام کاظم(علیه‌السلام) در زندان

امام که وظیفه رهبری وهدایتگری جامعه انسانی را به عهده داشت، در زندان نیز فعالیت های خود را ادامه میداد با این تفاوت که شیوه آن با خارج از زندان متمایز بود.

یکی از فعالیت های امام(علیه‌السلام)

امام همام در تقوی و پرهیزکاری، عبادت و پرستش خداوند یکتا، روزه داری و تلاوت قرآن، اهتمام به حج وآزاد کردن بردگان، زهد و دوری از مادیات دنیا، بخشندگی و سخاوت، حلم بردباری، هدایتگری ومدیریت جامعه نیکی وصله رحیم، شخصیت منحصر به فرد زمان خویش بود.

در زندان هارون، راز ونیاز با خداوند بود ولحظه ای از یاد اوغافل نبود، این حالت امام زندانبانان، خادمان، کنیزکان آوازه خوان وحتی نزدیکترین افراد به دشمن خود را تحت تاثیر قرار میداد وآنان را گاهی موفق به توبه می کرد.[۲]

توطئه قتل امام

وجود امام(علیه‌السلام) عرصه را بر هارون خلیفه عباسی تنگ کرده بود، زیرا خلیفه عباسی از اینکه می دید، مناقب و افتخارات امام بر سر زبان ها است و مردم مجالس خود را با یاد و نام او روشنی می بخشد، سبب شد تا تحمل خود را از دست داده و تصمیم به کشتن امام بگیرد.

هارون که جز کشتن امام چاره ای دیگر احساس نمی کرد، دانه خرمای رطب را با دست خود به زهرآلوده ساخت وبه خادم خود گفت: به امام بخوران وقتیکه خرماها را نزد امام آورد، نظر به گفته تاریخ نویسان هارون یک ماده سگ داشت که بسیار او را دوست میداشت، این حیوان زبان بسته خود را از قید زنجیر رها ساخت و در نزد امام آمد، آن حضرت خرمای زهر الود را پیش سگ انداخت. در اندک زمان آن زبان بسته به زمین افتاد و از پای در آمد. این بار توطئه هارون برای از میان بر داشتن امام با شکست رو برو گردید و خداوند(جل جلاله) آن حضرت را نجات داد.

توطئه قتل امام(علیه‌السلام) برای بار دوم

تحمل حوادث نا گوار، شکنجه، در غول و زنجیر قرار داشتن، ممنوعیت تماس با مردم و بدرفتاری های طاقت سوز از اموری به شمار می رفت که از سوی هارون بر امام روا داشته میشد و حضرت موسی کاظم(علیه‌السلام) با آنها دست به گریبان بود.

هارون ستمگر به همین مقدار بسنده نکرد، بلکه طرح بی سابقه ای برای تبرئه خود از ننگ کشتن امام ریخت، او به سند بن شاهک جانی یهودی پیشنهاد کشتن امام را داد و او هم پذیرفت وبه سنگین ترین و دردناکترین جنایت تاریخ اسلام دست زده، نواده بزرگ پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) را کشت.

سند بن شاهک مقدار رطب فراهم کرد و به زهر کشنده آغشت، سپس آنرا برای امام برد، آن حضرت ده دانه از رطب را تناول کرد. سند به امام گفت بیشتر بخور، امام در جواب گفت: بس است به آنچه نیاز داشتی و امید بسته بودی رسیدی.

امام پس از خوردن رطب آلوده به زهر دچار دردهای جانکاه ناشی از مسمومیت شد و زهر تمام وجود امام را فراگرفت، ماموران سنگدل خلیفه امام را در میان خود گرفتند و از رسیدن هر نوع کمک و دارویی به آن حضرت ممانعت کردند تا فرجامی که هارون برای امام در نظر گرفته بود سر رسید و این پیشوای زندانی در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ هجری قمری به درجه رفیعه شهادت نایل آمد.[۳]

پی نوشت:

[۱] . الارشاد جلد ۲ صفحه ۲۲۵.

[۲] . اختیار المعرفت الارجال – حدیث ۸۲۷.

[۳] . بحار الانوار – جلد – ۴۸ – صفحه – ۱۴۸.

مرجع : خبرگزاری صدای افغان(آوا)

شخصیت والای امام حسن عسکری (علیه السلام)

عبادت های امام حسن عسکری (علیه اسلام)

امام حسن عسکری – علیه السلام – عابدترین فرد زمان خود بود و بیش از همه به اطاعت خداوند و انجام دستورات الهی می پرداخت؛ شبها را با تلاوت قرآن، نماز و سجود برای خدا تا بامداد سرمی کرد. محمد شاکری می گوید: «امام در محراب می نشست و به سجده می رفت و من می خوابیدم و بیدار می شدم لیکن ایشان همچنان در حال سجده بودند»[۱]

اخلاق والای امام حسن عسکری (علیه اسلام)

امام حسن عسکری تمامی کمالات اخلاقی پدران و اجداد گرامی خود را به ارث برده و با ذات خود عجین ساخته بود. والاترین جلوه های عالی اخلاق را در حرکات و سکنات خود نمایان می ساخت و مردم را بهره مند می کرد.در این جا به اختصار گوشه هایی از کمالات اخلاقی حضرت را می نمایانیم.

بردباری امام

از صفات اخلاقی والای حضرت که بر درخشش ایشان می افزود بردباری ایشان بود؛حکومت عباسی ایشان را زندانی کرد و مورد اهانت قرار داد لیکن در همه حال ایشان صبور و بردبار بودند و لب به شکایت نگشودند و به هیچ کس از سختی و مشقت خود شکوه نکردند بلکه در تمام موارد، کار خود را به خدا بازگذاشتند و بر او توکل کردند. و این یکی را از نشانه های حلم و بردباری ایشان است.

اراده استوار امام

یکی از ویژگی های آشکار حضرت اراده ی قوی و استوار ایشان بود. حکومت بنی عباس همه ی توان و امکانات خود را به کار گرفته بود تا حضرت را وارد دستگاه خود کند و ایشان را موافق خود سازد لیکن این تلاش ها ناکام ماند و حضرت هم چنان بر استقلال خود و دوری از دستگاه عباسیان پافشاری کرد لذا بنی عباس او را تنها نماینده ی جناح مخالف سیاست های استثمارگرانه و سرکوبگرانه خود می دانستند. امام در برابر تمام جلوه های فریبنده ی دستگاه عباسی ایستاد و از فرورفتن در نظام آنان تن زد. ایشان طاعت خدا و آرامش وجدان را بر هر چیز مقدم می داشتند.

بخشش امام

یکی دیگر از صفات بارز امام – علیه السلام – سخاوت و بخشش ایشان بود؛ ایشان بخشنده ترین مردم بودند و وکلایی در بیشتر مناطق اسلامی تعیین فرموده بودند تا حقوق شرعیه را از مردم وصول کرده به فقیران، تهیدستان و درماندگان بدهند و با آنان عهد کرده بود که این اموال را در راه خیر و حل اختلافات میان مسلمین و دیگر موارد مفید صرف کنند.

یکی از موارد بخشندگی امام را مورخان چنین نقل کرده اند: «محمد بن علی بن ابراهیم بن امام موسی بن جعفر می گوید: دستانمان خالی و روزگارمان سخت شده بود پدرم به من گفت: ما را نزد این مرد – امام حسن عسکری – که وصف بخشش و سخاوت او را شنیده ایم ببر، به او گفتم: آیا او را می شناسی؟ گفت: او را نمی شناسم و تا کنون او را هرگز ندیده ام. ما نیز به قصد دیدار امام راه افتادیم در میانه راه پدرم گفت: چقدر خوب است که ایشان به ما پانصد درهم عطا کند؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک (آرد) و یکصد درهم برای مخارج. من هم با خود گفتم: ای کاش! به من نیز سیصد درهم ببخشد؛ با صد درهم الاغی بخرم و با صد درهم مخارج خود را تأمین کنم و صد درهم دیگر را خرج پوشاک کنم و به سوی منطقه ی «جبل» بروم. هنگامی که به خانه حضرت رسیدیم غلام ایشان به سوی ما خارج شد و گفت: علی بن ابراهیم و فرزندش محمد داخل شوند، همینکه وارد شدیم و بر حضرت سلام کردیم ایشان به پدرم گفتند: یا علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟ آقای من از اینکه شما را با این حال دیدار کنم خجالت می کشیدم. اندکی درنگ کردیم و سپس خارج شدیم. غلام حضرت به دنبال ما آمد و به پدرم کیسه ای پول داد و گفت: این پانصد درهم است؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای خوراک (آرد) و صد درهم برای مخارج. سپس کیسه ی دیگری به من داد و گفت این سیصد درهم است صد درهم را برای الاغ خریدن خرج کن و صد درهم برای پوشاک و صد درهم برای مخارج. به سوی «جبل» نیز مرو بلکه به «سوراء»[۲] روانه شو. محمد نیز راه سوراء را پیش گرفت و در آنجا وضع مالی او خوب شده از توانگران علوی گشت»[۳]

منش والا

امام حسن عسکری – علیه السلام – دارای مکارم اخلاق و عظمت اخلاقی خاصی بود که با آن دوست و دشمن را شیفته خود می کرد، این ویژگی آشکارترین جلوه ی شخصیتی حضرت بود که آن را از جد بزرگوار خود پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – که اخلاق نیک ایشان همه را فرامی گرفت. به یادگار داشت. از ایشان نمونه های اخلاقی شگفت انگیزی نقل شده که دشمن کینه توز را به دوستی صمیمی و مخلص بدل کرده است.

دانش امام

مورخان و تذکره نویسان زندگانی حضرت، ایشان را داناترین فرد زمان خود معرفی کرده اند و بر این نکته اتفاق نظر دارند که ایشان نه تنها در احکام دین متخصص بود بلکه در تمام علوم و در عرصه های مختلف دانش چه عقلی و چه نقلی یگانه ی عصر خود به شمار می رفت. «بختیشوع» پزشک مسیحی به شاگرد خود «بطریق» درباره ی حضرت چنین می گوید: «بدان که او داناترین فرد روزگار ماست که بر زمین زندگی می کند»[۴]

پی نوشت ها:

[۱] . دلائل الامامۀ، ص ۲٫

[۲] .    سوراء: جایی که گفته میشود کنار بغداد است و خود بغداد نیز گفته شده است.

[۳] . کشف الغمه، ج ۳، ص ۲

[۴] .  بحارالانوار، ج ۵۰ ، ص ۲٫

منبع: دانشنامه اسلامی موسسه تحقیقا و نشر معارف اهل بیت.