خوشرفتاری

نوشته‌ها

احساستان را برای هم خرج کنید(مقاله دوم)

در مقاله ی پیش به ۶ مورد که شامل ” نظم و ترتیب “، ” اعتماد و خوش گمانى”، ” پاکیزگى و زیبایی”، ” گذشت و تفاهم”، “ با یکدیگر زیبا صحبت کنید ” و ” دیگران چگونه‌اند” می‌شود را مورد بررسی قرار دادیم. حال چهار دستور و سفارش مهم دیگر را برای شما کاربران عزیز تبیان ارائه می‌دهیم:

۱- احساسات، راه ایجاد محبت است، استفاده کنید

سخن زیبا و شیرین، احترام و تعارف، زیبایی و تمیزى در بدن و لباس و زندگى و مسائلى از این قبیل، مى‌تواند، نشاط‌آفرین و جذاب باشند. نگوئید محبت باید در دل باشد؟ آرى محبت در دل است، اما ایجاد آن بستگى به کارهایی دارد که شما انجام مى‌دهید، و تظاهر به دوستى، نشان دادن و برخورد زیبا و خلاصه آنچه دیگرى از آن لذت مى‌برد، یک راه ایجاد محبت و تداوم آن است.

۲- احساس همدردى و غم خوارگى

زن شوهرى که به حقیقت ازدواج و برنامه سعادت و موفقیت آن آگاهى دارند و مى‌دانند که باید این بنا را با محبت استوار گردانند توجه دارند که یکى از عوامل محبت که موجب گرمى و صفاى زندگى است احساس ‍ همدردى و غمخوارگى با یکدیگر است.

در خوشی‌ها و تلخی‌هاى زندگى، یکدیگر را سهیم بدانید، آن وقت احساس ‍ مى‌کنید که چه زندگى شیرین و هماهنگى خواهید داشت، اینکه شوهر هر غذایی دوست داشت بخورد و هر وقت که خواست مسافرت کند و هر شرائطى که خود مى‌خواهد تحمیل کند بدون در نظر گرفتن خواسته همسر خود، کارى عاقلانه نیست.

این که بعضى از زنها در برخورد با مسائل زندگى مى‌گویند وظیفه شوهر است که فلان چیز را بخرد، باید فلان چیز را تهیه کند، یا باید چنین و چنان کند، و یا شوهر بگوید وظیفه زن است که بشوید، بروبد و پخت و پز کند و اینگونه مسائل، جز ایجاد سردى چیز دیگرى نیست.

۳- هرگز ناامید نباشید، عاقل باشید

انسان، موجودى است انعطاف‌پذیر، که مى‌تواند در اثر تکرار و عادت، روحیات و عواطف خود را تغییر دهد، و به همین جهت است که انقلاب‌هاى درونى و یا جهش‌هاى روحى را در برخى مشاهده مى‌کنیم، توضیح کامل این حالت محتاج به بحث بسیار است توجه شما را به یک مثال جلب مى‌کنم.

آیا مصیبت زده‌اى را دیده اید که عزیزى را از دست داده است ؟ حالات او را در سه روز بعد در نظر بگیرید، آیا اضطراب و هیجان او همان اندازه است ؟ حالا یکماه بعد او را در نظر بگیرید، و بالاخره یک سال بعد را، مى‌بینید که او بعد از مدتى، هرگز آن نگرانى و تشویش اولیه را ندارد چرا؟ آیا مصیبت بر طرف شده یا کم شده است ؟ خیر، مصیبت هم چنان پابرخاست، آنچه تغییر کرده مصیبت زده است نه مصیبت، او در اثر مرور زمان به آن عادت کرده است، در حقیقت تنهاخود مصیبت سنگین نبود، بلکه چون تازه بود سنگین بود و چون از تازگى افتاد. دیگر سنگین نیست، به همین جهت است که گفته اند، هنگام مصیبت شخص دانا کارى مى‌کند که جاهل چند روز بعد خواهد کرد، البته نویسنده خود معترف است که استقامت در مقابل مصیبت مثل نوشتن آن ساده نیست ! ولى نتیجه درخشانى در پى دارد. برای مقابله یا سختی‌ها بهتر است دنیا را آنطور که هست بپذیرید.

کسى که در این جهان زندگى مى‌کند، اگر توقع مشکلات و حوادث را نداشته باشد، خود را فریب داده است، آن دنیایی که مشکلات و سختى در آن نباشد، بهشت است نه جهان ما.

این حقیقت را در زندگى درک کنید و بپذیرید تا نه تنها از بروز حوادث غافلگیر نشوید، بلکه کم و بیش منتظر آن هم بوده و خود را هنگام حادثه نبازید، حادثه در دنیاى ما مساله عادى و رایج است. پس سعی کنید همیشه روحیه ی خود را حفظ کنید

صبر و استقامت در قرآن و حدیث

صبر و استقامت، یکى از ابزار مهم موفقیت در زندگى هر فردى است، مخصوصا براى افراد مؤ من و پایبند به اصول اخلاقى و دین.

ارزش صبر در راه سعادت انسان، آنقدر زیاد است که خداوند متعال در قرآن مجید ده‌ها بار از آن سخن گفته است، به این آیه مبارکه توجه فرمائید:

ما قطعا شماها را به امورى مانند ترس و گرسنگى و کمبود و خسارت در اموال و جان‌ها و میوه‌ها، امتحان مى‌کنیم، و مژده باد استقامت کننده‌ها را، آنها که وقتى مصیبتى به آنان وارد مى‌شود مى‌گویند، ما از خدائیم و به سوى او باز میگردیم، بر اینان باد درود و رحمت پروردگارشان، و ایشانند هدایت شد گان(۱)

گاهى مى‌فرماید: خداوند با صبرکنندگان است(۲)

و مى‌فرماید: همدیگر را به صبر توصیه کنید،(۳)

و مى‌فرماید: با سختى آسانى است.(۴)

اینها همه نشانده این حقیقت هستند که صبر و استقامت، در سعادت انسان چقدر حساس و مهم است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نقش صبر در ایمان، همانند سر به بدن است، هم چنان که بدون سر، بدن نمى‌ماند، بدون صبر هم ایمان نمى‌ماند.(۵)

و در حدیث دیگر حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود: انسان آزاده، در همه حال آزاده است اگر سختى ببیند، استقامت مى‌کند، مصیبت هر چه بر او زیاد شود او را نمى‌شکند، گرچه اسیر و مقهور شود، و از گشایش به سختى بیفتد، هم چنانکه یوسف صدیق امین، وقتى برده شد و مغلوب و اسیر گردید به آزاده گى او لطمه نخورد، تاریکى و وحشت چاه و آنچه کشید به او صدمه نزد تا اینکه خداوند بر او منت نهاد و همان ستمگر متجاوز به او را، عبد او قرار داد و او را پیامبر مرسل نمود و امتى را به وسیله او مورد رحمت قرار داد.آرى چنین است نتیجه صبر که نیکى به دنبال دارد، پس صبر کنید و صبر را به خود تلقین کنید تا پاداش ببرید.(۶)

و در روایت دیگرى حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى که به بلایی مبتلا شود و صبر کند، همانند پاداش هزار شهید براى او خواهد بود.(۷)

۴- سعادت دنیا و آخرت در گرو خوش اخلاقى است

(احسن الناس ایمانا احسنهم خلقا و الطفهم باهله انا اطفکم باهلى)

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین ایمان را کسى دارد که بهترین اخلاق را دارد و نسبت به خانواده‌اش مهربانتر است و من از همه ی شما به خانواده‌ام مهربانترم.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: هر مؤمنى که اخلاق بهترى دارد، ایمانش از همه کامل‌تر است.(۸)

و پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: در کفه هیچ کس در روز قیامت، چیزى بهتر از اخلاق خوب قرار داده نمى‌شود.(۹)

و فرمود: آن که اخلاق خوب دارد، همانند پاداش روزه‌دار در حال عبادت اجر مى‌برد.(۱۰)

و فرمود: بیشترین چیزى که امت مرا بهشتى مى‌کند، تقواى الهى و اخلاق خوب است.(۱۱)

اینها نمونه‌اى از دهها روایت است که در اهمیت و فضیلت خوش اخلاقى آورده شده است و هر کس که به سعادت دنیوى و اخروى خود علاقمند باشد، باید بر اعصاب خویش مسلط باشد، و خوش اخلاق باشد، مشکلات و سختی‌ها براى هر کس کم و بیش رخ مى‌دهد، اما با برخوردى زیبا و اخلاق خوب، مى‌توان از آنها به خوبى عبور کرد.

شما با بداخلاقى، فقط به سعادت خود لطمه مى‌زنید، زندگى خود و دیگران را خراب مى‌کنید، اگر سلامتى مى‌خواهید، اگر شادى مى‌خواهید خوش اخلاق باشید، که بداخلاق نه دین دارد و نه دنیا.

(لا عیش اهنا من حسن الخلق).

امام صادق(علیه السلام) در ضمن سفارش و نصیحت‌هاى خویش به یکى از اصحاب خود فرمود: هیچ زندگى گواراتر از خوش اخلاقى نیست.(۱۲)

پی‌نوشت‌ها 

۱- -سوره بقره، آیه ۱۵۵؛

۲- -سوره انفال، آیه ۴۶؛

۳-سوره والعصر.

۴-سوره الم نشرح.

۵-اصول کافى، ج ۴، ص ۱۴۰، ۱۴۲؛

۶-اصول کافى، ج ۴، ص ۱۴۰، ۱۴۲؛

۷-اصول کافى ج ۴ ص ۱۴۶؛

۸-بحار ج ۶۸؛

۹-بحار ج ۶۸؛

۱۰-بحار ج ۶۸؛

۱۱-بحار، ج ۶۸؛

۱۲-بحار، ج ۶۶، ص ۴۰۰؛

منبع: برگرفته از کتاب” اخلاق در خانواده و تربیت فرزند؛ نویسنده: سید محمد نجفى یزدى ”

با تغییر و تلخیص تنظیم برای تبیان: داوودی

خوشرفتاری و مشورت در خانواده‌ها

آیه اللّه حسین مظاهری

در درسهای پیشین اشاره شد که ایثار و گذشت و فداکاری از وظایف سنیگین مرد و زن در خانه است و اگر این صفات در خانه در محیط خانه نباشد این کانون گرم به محلی سرد و بی‌روح تبدیل خواهد شد و هم چنین، گفتیم مرد و زن در خانه باید خوشرفتاری کنند. زیرا خوشرفتاری در خانه باعث گرمی آن محیط می‌شود و بهترین زمینه برای تربیت کودکان است. علاوه بر آن، خوشرفتاری زن و مرد در خانه باعث آثار مطلوب در آخرت است. بدرفتاری در محیط خانه اثر سوءاش در شب اول قبر نمایان می‌شود.

کوچکهای بزرگ

روانشناسی، بحثی است به نام «کوچکهای بزرگ»، یعنی:‌ای بسا که انسان مسأله‌ای را کوچک می‌شمارد، ولی همین مسأله ی کوچک از نظر معنا و واقعیت بسیار بزرگ باشد.

مثلاً یک مؤمن لباس نامرتب بپوشد، یا محیط و محل کارش را پاکیزه نگاه ندارد و… این ممکن است به نظر خودش یک امر عادی و ساده‌ای باشد.

اما، برای تضعیف موقعیت آن نهاد و سازمان و زیر سؤال رفتن همکاران عامل بسیار بزرگی است.

اختصاص دادن زمان معین به همسر

محیط خانه نیز «کوچک‌های بزرگ» دارد، ممکن است انسان مسأله‌ای به نظرش ناچیز و کوچک باشد، اما برای گرم کردن محیط خانه و دل همسر خود را به دست آوردن، امری بسیار بزرگ است. به عنوان مثال، از وظایف شوهر این است که در طول شبانه روز ساعتی را به همسرش اختصاص بدهد، نه این که روز را در خارج خانه مشغول به کار باشد، شب هم دیروقت به خانه بازگردد، و شامی بخورد و بخوابد و باز فردا هم همین طور. از این رو در روایات می‌خوانیم که باید انسان وقتش را تقسیم کند و ساعتی را به همسرش اختصاص دهد.

توجه به خواست‌های مادی و معنوی همسر

هم چنین، مرد باید در خانه با حوصله به گفته‌های زنش گوش فرا دهد و به خواستهای مادی و معنوی او توجه کند، اگر چه سلیقه ی او را نپسندد. حتی اگر زن حرف‌های غیر معقول و کودکانه‌ای هم بزند وظیفه ی مرد این است که ابتدا به سخنان و خواسته‌های او توجه نماید و اگر برای خرسندی خدا، و به خاطر گرمی محیط خانه و احترام به شخصیت همسرش به سخنان او گوش بدهد و توجه کند، ثواب زیادی دارد چون رنگ خدایی پیدا کرده است و هر چه رنگ الهی به خود بگیرد فضیلت و ثواب دارد.

مشورت با زن و فرزندان

هم چنین، مرد در خانه باید مقداری از وقتش را به زن و فرزند اختصاص بدهد و با آنان بنشیند و صحبت کند و گرفتاریها و مشکلات را با یکدیگر مطرح و با هم مشورت کنند.

«و شاورهُم فی الأمر فإذا عزمت فتوکّل» (۱)

خداوند به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: تو کار خویش را با توکل به خدا انجام بده. ولی، مشورت را هم فراموش نکن، یعنی با مشورت به دیگران به آنها شخصیت بده.

بنابراین، در امور خانه مشورت لازم است و استبدادگری و فکر زن را به حساب نیاوردن اشتباه است. همان طور که گفتیم حتی اگر سخنان زن معقول و کودکانه بود باید به آن توجه کرد.

بعضی از روان شناسان معتقدند که با فرزندان هم باید مشورت شود. یعنی به فکر و عقیده ی آنها احترام بگذاریم و آنها را به حساب آوریم. به سخنی دیگر، خانه مملکت کوچکی است که کارهایش باید با مشورت انجام پذیرد و مشکلات این مملکت کوچک را باید با اهلش در میان بگذاریم.

نقش مشورت در زندگی

زن و فرزند اگر توانستند درد دلشان را در خانه بازگویند، دیگر دچار عقده‌ها و ناراحتی‌های روانی نمی‌شوند مرد هم وظیفه دارد که در کمال خوش اخلاقی و خوش زبانی به آنها جواب بدهد. استبداد و تحمیل کردن خواست‌های خود به زن و فرزند کاری بسیار غلط است که آثار سوء به دنبال دارد.

از مصادیق دیگر خوشرفتاری در محیط خانه، اینست که اگر مرد از زن خود بدرفتاری یا سستی یا اشتباهی دید داد تو فریاد نکشد و زبان را به ناسزا نگشاید و او را به باد انتقاد نگیرد بلکه او را موعظه کند و با زبان خوش اشتباهات او را گوشزد کند.

وقت مناسب موعظه

البته، نباید وقت موعظه را نامناسب انتخاب کرد، مثلاً پس از کار صبح تا شام که زن خسته است، نباید به نصیحت و موعظه ی او پرداخت یا به او انتقاد کرد زیرا، این موعظه بی‌اثر خواهد بود و چه بسا عکس العمل نامطلوبی هم به دنبال خواهد داشت. موعظه نه تنها راحتی می‌خواهد بلکه خوشرفتاری و ملایم صحبت کردن نیز جای مخصوص دارد که:

دو چیز تیره عقل است، دم فرو بستن

به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی (۲)

شکایت، انتقاد، نصیحت، درد و دل و… همگی وقت مناسب لازم دارد. مثلاً وقتی زن از روبرو شدن با مسأله‌ای ناراحت و احساسی شده است، دیگر جای نصیحت و موعظه نیست.

ولی متأسفانه این مسایل مهم رعایت نمی‌شود و این به خاطر تکبری است که ما غالباً به آن مبتلا هستیم. می‌خواهیم سخنان و اعمال خود را به دیگران تحمیل کنیم و این کاری ناپسند است که نتیجه ی مطلوبی در پی ندارد جز این که محبت شوی را از دل می‌زداید.

اثر کوچکهای بزرگ

اگر معمولاً دیده می‌شود که در ابتدای زندگی مشترک، گرمی خاصی زن و مرد را به هم پیوند می‌دهد، ولی به مرور زمان این گرمی رو به سردی می‌گراید، تقصیر خود زن و مرد است و گر نه، باید روز به روز این شور و گرمی زیادتر شود. این ناشی از این است که «کوچکهای بزرگ» رعایت نمی‌شود.

خوشرفتاری لازمه ی موعظه

مثلاً، وقتی از کار به خانه برمی گردید و فرزند خویش را بیرون از خانه مشغول بازی ببینید نباید داد و فریاد کنید و همسر خود را تحقیر کنید که بچه داری نمی‌کند. زیرا، اثر مناسب نخواهد داشت. اگر می‌خواهید همسر خود را نصیحت و موعظه کنید، باید در کمال آرامش و در ضمن صحبت‌های معمولی باشد. مستقیم یا غیر مستقیم و با کمال آرامش و محبت و خوش اخلاقی اشتباه او را گوشزد کنید. زیرا «برای پیشبرد اهداف معنوی و مادی هیچ سلاحی بهتر و برنده تر از اخلاق نیک و خوشرفتاری نیست». (۳)

«من ندیدم در جهان جستجو

هیچ اهلیت به از خلق نکو»

مصادیق خوشرفتاری

۱-همکاری با همسر در امور منزل

از دیگر مصادیق خوشرفتاری مرد، این است که قولاً و عملاً به زن بفهماند که در انجام کارها یاور اوست. نباید مرد در خانه همچون مهمان باشد و زن برای او سفره ی غذا پهن کند، آب بیاورد، چای بریزد، سفره را جمع کند و… مرد نیز باید در کارهای خانه شریک و یاور همسرش باشد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه و مسافرت و جنگ، کارها را تقسیم می‌کردند و خود هم کمک می‌کردند. (۴)

مثلاً در یکی از جنگها هنگام تهیه غذا، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تقسیم کار فرمودند وجمع آوری هیزم را خود به عهده گرفتند. اصحاب اصرار می‌کردند که پیامبر خود بنشیند و آنها کارها را انجام دهند. ولی حضرت فرمودند: من هم در غذا خوردن شریک شما هستم، و باید کاری انجام بدهم. بنابراین ما هم باید در کارِ خانه سهیم باشیم. حضرت علی (علیه السلام) هر وقت فراغتی می‌یافت، در کارهای خانه به کمک حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌پرداخت. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «خدمهُ العیالِ کَفّاره الکَبائر و یُطفیءُ عضب الرّب»(۵)

«خدمت کردن به خانواده، کفاره ی گناهان کبیره است و آتش غضب خداوند را خاموش می‌سازد»

در امر بچه‌داری هم باید به همسرتان کمک کنید، به گونه‌ای نباشد که همیشه زن شبها از خواب بلند شود و کودک را شیر بدهد یا آرام کند شما هم باید در این امر کمک کنید.

برخی از بزرگان بچه‌داری را با همسرشان تقسیم کرده بودند به طوری که اداره ی روزانه ی فرزندان به عهده ی زن بود و شبانه خود این مهم را عهده دار بودند.

۲-پرهیز از سخنان نیش دار

از دیگر مصادیق «خوش رفتاری» اینست که هنگام سخن گفتن از کلام تند و نیش دار استفاده نکنید. با یک سخن نیش‌دار ممکن است محبت چندین ساله را از بین ببرید. بعضی در لفافه و به شوخی سخنان نیش دار و تندی می‌زنند که این کاری زشت و ناپسند است و بر این کار گناه بسیار بزرگی مترتب است. چنین شخصی روز قیامت مسخره می‌شود، سخنان نیش دارش در عالم برزخ به مار و عقرب بدل می‌شود و به آزار او می‌پردازند.

امام سجاد (علیه السلام) از امام حسین (علیه السلام) روایت می‌کند که هنگام خداحافظی کردن فرمودند:

«یا بُنیّ ایّاک و ظُلم مَن لا یَجدُ علیک ناصراً الاّ الله» (۶)

«ای پسرم! مبادا به کسی که در برابر تو جز خداوند پناه و یاری ندارد ظلم روا داری»

نیروهای نظامی عزیز بیش از افراد دیگر، در معرض این گونه خطرها هستند. بنابراین مواظب باشید به زندانی و اسیر و زیردستان کوچکترین ظلمی نکنید. کلامتان نیش دار نباشد و در برخورد با مردم، خاصه همسرتان بی‌اعتنایی و بی‌احترامی نکنید.

برادران عزیز بهوش باشید، مبادا رفتارتان تند و زننده باشد، یا چشم و سخن و خنده و عملتان نشان از تمسخر داشته باشد. یقین داشته باشید که این نیش زدنها و تمسخرها به خودتان باز خواهد گشت و چونان گرگی شود و شما را از هم خواهد درید.

بنابراین رعایت این اصول اولیه ی انسانی و اخلاقی مخصوصاً در خانه، از اهمیت بسزایی برخوردار است.

نمونه‌ای ار رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)با همسرانش

همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از جنگ بنی قریظه، که اسلام غنیمتی به دست آورده بود، از آن حضرت درخواست خرجی بیشتر و درخواست یک زندگی تجملی کرده بودند. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این درخواست را نپذیرفت و فرمودند: «من رئیس اسلام و مسلمین هستم و باید زندگی بسیار عادی داشته باشم تا فقرا و بینوایان احساس حقارت نکنند» اما آنان، حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بسیار آزردند. سرانجام رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از آنها اعراض ودوری کرد.

پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به «حفصه» فرمودند: آیا داوری مردی بین من و تو را می‌پذیری. «حفصه» عرض کرد: آری. آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنبال عمر فرستاد، چون عمر آمد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به «حفصه»فرمودند: سخن بگو، عرض کرد: شما سخن بگویید ولی حق را بگویید با شنیدن این سخن، عمر به گوش حفصه سیلی زد. پیامبر ناراحت شد و آثار خشم بر چهره ی ایشان نمایان شد به عمر فرمودند: من تو را برای زدن دخترت طلب نکردم، بلکه تو را خواستم تا ما را آشتی دهی و سپس، با ناراحتی مجلس را ترک گفتند و چندی بعد این آیات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد: (۷)

«یا أیّها النّبیُّ قُل لأزواجک إن کُنتنّ تُردن الحیوه الدّنیا و زینتها فتعالین اُمّتعکُنّ و أسرّحکُنّ سراجاً جمیلاٌٍ و إن کُنتُنّ تُردن الله و رسوله و الدّار الآخره فإنّ الله اعدّ للمُحسنات منکُنّ اجراً عظیماً (۸) یا نساء النّبی لَستُنّ کأحدٍ من النّساء… (۹)»

«ای پیغمبر! به همسران خود بگو اگر شما زندگانی و زینت و زیور دنیا را طالب هستید بیایید تا مهریه ی شما را بپردازم و همگی شما را به خوبی طلاق بدهم. اگر طالب خدا و رسول و مشتاق آخرت هستید خداوند هم به نیکوکاران شما اجر عظیم خواهد داد.‌ای زنان پیغمبر شما مانند دیگر زنان نیستید…»

نتیجه

از این ماجرا و آیات، چنین استفاده می‌شود که هر مشکلی در خانواده را باید از راه خود حل کرد. سخنان نیش دار زدن، کتک کاری، فحاشی، بداخلاقی و… چاره ی درد نیست. بر همه عزیزان است که این «کوچک‌های بزرگ» را مراعات کنند. البته توقعی نیست که همچون رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)و مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، ولی دست کم شباهت‌هایی به این بزرگواران داشته باشند.

«لقد کان لَکُم فی رسول الله اُسوهٌ حسنهٌ لِمن کان یَرجوا الله والیوم الآخر و ذکر الله کثیراً» (۱۰)

۳-خطاپوشی

مصداق دیگر خوش رفتاری، «بخشیدن کارهای ناپسند و خطاهای همسر است». مثلاً، اگر از زن خود دروغی شنیدید، به رُخش نکشید و به طور غیر مستقیم نهی از منکر کنید.

زیرا، به رو آوردن و به رخ کشیدن اشتباهات و گناهان، زیان بسیاری دارد. ضرب‌المثل مشهور «تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود»، سخن زیبایی است. زیرا، ممکن است فرزند شما از روی جهالت دست به جیب شما کند و پولی بردارد، اما اگر شما چنین چیزی از کودک یا همسرتان دیدید، مستقیماً به او نگویید، چون جری می‌شود. و به طور غیر مستقیم به او بفهمانید که دزدی در هر صورت حرام و کاری زشت است. اگر کسی چنین کاری کند دستش اگر در همین دنیا بریده نشود در عالم آخرت قطع خواهد شد. بنابراین اشتباهات زن و فرزند خویش را با ذ کر روایتی و به صورت غیر مستقیم گوشزد کنید. با ترساندن او از خدا و شب اول قبر که واقعاًٌ شب هولناکی است و روز قیامت و آتش جهنم، از تکرار آن اشتباهات جلوگیری کنید. با دیدن خطایی از زن و فرزند خود داد و فریاد هیاهو راه نیندازید که نه تنها نتیجه ی مطلوب نمی‌گیرید، بلکه او را در عمل خطای خود جری می‌کنید و ارتکاب خطا را برای او آسانتر می‌کنید تا آنجا که این خطا برای او عادی می‌شود.

راه جلوگیری از خطا

راه جلوگیری از کار خطا این است که در موقعیتی مناسب به طور غیر مستقیم به او بگویید که (مثلاً) در فلان کتاب خواندم که روزی زنی خدمت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: من در نظر دارم که ازدواج کنم، مرا از وظیفه یک زن مسلمان نسبت به همسرش آگاه فرمایید. پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: زن باید:

اولاً-در مسئله زناشویی مطیع همسرش باشد.

ثانیا-در خانه دست کج و دو رو نباشد و بدون اطلاع شوهرش کاری را که همسرش نمی‌پسندد انجام ندهد.

ثالثاً-در صورت بروز اختلافات و نزاع، زن بخواب نرود مگر اینکه همسرش از او خرسند شود. آن زن از حضرت سؤال کرد: حتی اگر تقصیر با مرد باشد، زن باید برای آشتی گام بردارد؟ حضرت فرمودند: آری اگر چه تقصیر با او باشد.

خوشرفتاری با همسر از نشانه‌های ایمان

وقتی زن در خانه از شما راضی باشد، بدانید که از جمله ی بهترین مسلمانها هستید.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها فرمودند:

«خَیرُکُم خَیرُکُم لأهلِه و أنا خیرُکُم لأهلِه» (۱۱)

«بهترین شما آنهایی هستند که برای زنان خود بهترند و من بهترین شما هستم درباره ی همسران خودم.»

هر چه خوشرفتاری و محبت به همسر و فرزند بیشتر باشد مسلمانی و ایمان هم بیشتر است. در خبر آمده است.

«کسی بر ما اهلبیت مهربانتر است که بر همسرخودش، مهربانتر باشد» (۱۲)

در حدیثی دیگر می‌خوانیم:

«هر کسی که محبتش به همسر خود بیشتر باشد، ایمانش به خداوند زیادتر است» (۱۳)

پی‌نوشت‌ها
۱-سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۵۹٫
۲-سعدی: گلستان، ص ۵۳ با تصحیح غلامحسین یوسفی
۳-قال الصادق (علیه السلام): إنّ الصّبر و الصدق والحلم و حُسن الخُلق مِن اَخلاق الأنبیاء
صبر و راستگویی و بردباری و حُسن خلق از اخلاق پیامبران است. (سنن النبی ص ۵۹)
۴-«این شهر آشوب» در کتاب «مناقب» روایت کرده است که پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) کفش خود را پینه می‌زد، لباس خود را می‌دوخت، در خانه را خود باز می‌کرد، شیر گوسفندان و شترها را می‌دوشید و چون خادمش در دستاس کردن خسته می‌شد به او کم می‌کرد و آب وضوی شبش را خود تهیه می‌کرد، و در همه کارها به اهل خانه کمک می‌کرد. (مناقب ج۱، ص۱۴۶).
۵-بحارالانوار، ج ۱۰۳، کتاب نکاح
۶-سفینه البحار، ج ۲، صفحه ی ۱۰۹٫
۷-مجمع البیان، جلد ۴، صفحه ی ۳۵۳٫
۸-سوره ی احزاب، آیات ۲۹-۲۸ .
۹-سوره ی احزاب، آیه ۳۲٫
۱۰-سوره ی احزاب، آیه ۲۱٫
۱۱-من لا یحضره الفقیه، ص ۳۲۴، حدیث ۵٫
۱۲-وسایل الشیعه، جلد ۱۴، ص ۱۱، باب نکاح.
۱۳-من لا یحضره الفقیه، ص ۴۰۹٫
منبع: کتاب خانواده در اسلام

شرحى بر جلوه‏‌هاى رفتارى امام خمینى(ره) با کودکان و نوجوانان (۲)

محمد رضا مطهرى

همبازى شدن با کودکان

یکى از راه‌هاى پرورش شخصیت کودکان، شرکت بزرگ سالان در بازى آن‌هاست. موقعى که اولیا و مربیان خود را تا سر حد کودکى تنزل می‌دهند و با شرکت در بازى کودکان، آن‌ها را در کارهاى کودکانه یارى می‌دهند، روح و روان کودک سرشار از مسرت و شادى شده و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندى در او تقویت می‌شود.(۱)

با همبازى شدن با کودکان، می‌توانیم دنیا را از دریچه و زاویه اى که کودک نگاه می‌کند ببینیم و از این طریق می‌توانیم با کودک همدلى نموده و خودمان را به جاى او بگذاریم و دنیا را آن طورى که او می‌بیند، درک نماییم. وقتى که با کودک همبازى می‌شویم، رفتارها، احساسات، تفکرات تخیلات و تصورات کودک را بهتر پذیرفته و با طبیعى تلقى نمودن تمامى حالات کودک، برخورد صحیح‌ترى با او خواهیم داشت.

والدین در ضمن بازى با کودکان، می‌توانند بسیار از مفاهیم دینى، اخلاقى، عاطفى، روانى و اجتماعى را به طور مستقیم و غیر مستقیم به آنان منتقل نمایند.

پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «من کان عنده صبى فلیتصاب له »؛(۲) هر کس که کودکى نزد اوست، برایش کودکى کند.(خود را با عوالم او هماهنگ ساخته و رفتارى که در خور درک اوست پیش گیرد.)

و در جاى دیگر می‌فرمایند: «رحمت خداوند بر پدرى که در راه نیکى و نیکوکارى به فرزند خود کمک کند، یعنى به او احسان نماید و هم چون کودکى، رفیق دوران کودکى وى باشد و او را عالم و مؤدب بار آورد.»(۳)

سعدى نیز در رابطه با چگونگى برخورد با کودکان می‌گوید:

چونکه با کودک سر و کارت فتاد

پس زبان کودکى باید گشاد

درباره همبازى شدن با کودکان، و درک دنیاى آنان در سیره حضرت محمد(صلى الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) موارد زیادى وجود دارد که به بیان چند نمونه از آن‌ها و سیره ذریه پاکش حضرت امام خمینى(ره) که احیاگر دین اسلام در عصر حاضر بودند، میپردازیم:

«عن جابر: دخلت على النبى(صلى الله علیه و آله و سلم) و الحسن و الحسین على ظهره و هو یحبو لهما و یقول: نعم الجمل جملکما و نعم العدلان انتما؛(۴) جابر می‌گوید: دیدم رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) با دست و پا راه میرفت در حالى که حسن و حسین بر پشتش سوار بودند و می‌فرمود شتر شما بهترین شترها و شما بهترین سواره هستید.»

امام امت(رحمه الله) نیز به پیروى از پیامبر عظیم الشان اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم)، با کودکان همبازى شده و با آنان همدلى می‌کرده اند.

مرحوم حاج احمد آقا نقل کرده است: «بارها شده بودکه من وارد اتاق میشدم و امام مرا نمیدیدند. میدیدم که امام به زانو روى زمین نشسته‌اند و پسرم على روى دوششان سوار است. خیلى دلم می‌خواست از آن صحنه ها فیلم و یا عکس بگیرم، اما می‌دانستم که امام نمی‌گذارند.(۵)

تمامى رفتارهاى امام(رحمه الله) با کودکان بر اساس آگاهى، بینش و نشات گرفته از روح بلند و ملکوتى ایشان بوده که علیرغم سن بالا و بیماریهایى که داشتند، به نیازهاى اساسى کودکان پاسخ داده و همانند جد بزرگوارشان پیامبر گرامى(صلى الله علیه و آله و سلم) عمل می‌کردند.

روزى رسول گرامى(صلى الله علیه و آله و سلم) جهت اقامه نماز عازم مسجد شدند. در سر راه مسجد کودکان مهاجر و انصار مشغول بازى بودند. آنان با مشاهده پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) دست از بازى کشیدند و دوان دوان به سویش روى آوردند. هر یک از کودکان از سر و کول آن حضرت بالا می‌رفتند و در همان حال می‌گفتند: «کن جملی»(شتر من باش) کودکان میدانستند که نوه‌هاى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) حسن و حسین(علیهم السلام) نیز همیشه این بازى را با آن حضرت دارند. رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) در کمال خوش رویى و تواضع به خواسته آنان تن داده و با مهر و محبت و رافت پدرانه، خواهش آن‌ها را برآورده ساخت. از طرفى یاران پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) در مسجد انتظار می‌کشیدند تا نماز عصر را به امامت ایشان برگزار کنند.

بلال حبشى یار با وفاى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) به خاطر تاخیر ایشان رو به خانه پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) آورد و همین که در سر راه، پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) را با این وضع با کودکان مشاهده کرد، خواست تا از این کار ممانعت به عمل آورد و رسول گرامى(صلى الله علیه و آله و سلم) را از دست کودکان برهاند، اما پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) او را از این کار بازداشت و در همان حال فرمود: «براى من تنگ شدن وقت نماز از دلتنگى کودکان یارانم، خوشایندتر است.»

رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم)، از بلال خواستند که به خانه ایشان برود و چیزى بیاورد که به وسیله آن بچه ها را راضى کند تا از آن حضرت دست بردارند. بلال پس از جست وجوى زیاد در خانه رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم)، تعداد هشت عدد گردو پیدا کرد و به خدمت رسول(صلى الله علیه و آله و سلم) آورد. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) در حالى که با لبخند، حالت نورانى خاصى به چهره مبارکشان بخشیده بود، خطاب به کودکان فرمود: «آیا شترتان را به این گردوها می‌فروشید؟» کودکان هلهله شادى به راه انداختند و گردوها را گرفته و دست از رسول گرامى(صلى الله علیه و آله و سلم) برداشتند.(۶)

دکتر فاطمه طباطبائى درباره همبازى شدن امام خمینى(ره) با کودکان نقل می‌کند: «گاهى بچه ها به امام رحمه الله می‌گفتند بیایید با هم بازى کنیم و امام ابتدا یک مقدارى با آن‌ها بازى می‌کردند و بعد بچه ها خودشان سرگرم می‌شدند.»(۷)

در همین رابطه عیسى جعفرى نقل می‌کند: «یادم است که على(نوه امام) توپى داشت که با آن با امام توپ بازى میکرد. على توپ را با پایش به طرف امام پرت میکرد و امام هم توپ را با پا بر می‌گرداندند. در این مواقع روحیه امام خیلى تازه می‌شد.»(۸)

یکى از مسائل اساسى در تربیت کودک این است که پدر و مادر و یا مربى بتواند خود را تا سر حد کودکى پایین آورده و دنیا را از دریچه چشم کودک ببیند. در تعالیم اسلامى نیز توصیه‌هاى زیادى در این زمینه وجود دارد که قبلا بیان کردیم. همبازى شدن با کودک علاوه بر این که او را غرق لذت و شادى می‌کند و صمیمیت را افزایش می‌دهد، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندى را نیز در کودک تقویت می‌کند. بنابراین، بر والدین است که اوقاتى از شبانه روز را به همبازى شدن با کودکان اختصاص دهند و در این راه با حوصله و آمادگى کافى به بازى با آنان بپردازند تا اثرات مثبت و سازنده اى بر روى کودکان بگذارد.

اگر والدین زمانى خسته بودند و آمادگى جسمانى، روانى و عاطفى را براى بازى کردن با کودکان نداشتند، بهتر است صادقانه اعلام نمایند فعلا آمادگى بازى کردن را ندارند. چون به تجربه ثابت شده است وقتى والدین آمادگى و حوصله لازم براى بازى کردن با کودکان را ندارند، اثر منفى و مخربى بر روابط متقابل والدین و فرزندان خواهد گذاشت.

لازم به توضیح است که نباید این عدم آمادگى جسمى، روحى و روانى والدین ابزار و بهانه اى براى فرار از بازى با کودکان شود چون پیامبر عظیم الشان(صلى الله علیه و آله و سلم) و فرزند صالحش امام راحل(رحمه الله) با آن همه مشغله فکرى و رهبرى امت اسلامى، اوقاتى از شبانه روز را به بازى کردن با کودکان اختصاص میداده اند؛ سرمشق و الگو قرار دادن الگوهاى متعالى در اسلام می‌تواند راهنماى خوبى براى همه خانواده ها باشد.

پیام ها و نتایج

همبازى شدن با کودکان داراى اثرات و فواید فراوانى است از جمله:

الف – کودکان احساس شخصیت و مهم بودن می‌کنند؛

ب – روح و روان کودکان شاد و مسرور میگردد؛

ج – اعتماد به نفس و احساس ارزشمندى در آنان تقویت می‌شود؛

د – دنیاى کودکان را بهتر درک نموده، رفتارها، احساسات، تصورات و تخیلات کودک را طبیعى تلقى مینماییم؛

ه – میتوانیم با کودکان همدلى کرده و در اعماق وجودشان نفوذ کرده و بسیارى از مفاهیم دینى، اخلاقى، عاطفى، اجتماعى و روانى را به طور مستقیم و غیر مستقیم به آنان منتقل نماییم؛

و – بازى جزء نیازهاى کودکان است، والدین در هر مقام و مسؤولیتى که هستند باید همانند پیامبر گرامى(صلى الله علیه و آله و سلم) و امام امت رحمه الله به نیازها و حقوق کودکان توجه نموده و اوقاتى از شبانه روز را به بازى با آنان اختصاص دهند.

پی‌نوشت‌ها

۱-محسن شکوهى یکتا، تعلیم و تربیت اسلامى(مبانى و روش ها)، ص ۱۹۷

۲-وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۰۲ و ۲۰۳

۳-مستدرک، ج ۲، ص ۶۲۶

۴-بحار، ج ۴۲، ص ۲۸۵

۵-امیررضا ستوده، پا به پاى آفتاب، گفته ها و ناگفته ها از زندگى امام خمینى(ره) ج ۱، ص ۸۳ -محسن شکوهى یکتا، پیشین، ص ۱۹۹ به نقل از جوامع الحکایات عوفى، باب دوم از قسم دوم، ص ۳۰ ۷-نشریه پیوند، شماره ۱۵۳ تا ۱۵۵ – ص ۲۳ تا ۲۷ به نقل از اطلاعات شماره ۱۹۶۳۱ ۸- امیررضا ستوده، پیشین، ج ۲، ص ۶۵

منبع: ماهنامه دیدار آشنا؛ شماره ۸

معاشرت نیکو با همسر

مقدمه
زن و مردی که به اختیار و اراده خویش، پیمان زناشویی می‌بندند، با تشکیل خانواده در جهت تحقق اهداف ازدواج- که به تعبیر قرآن، کسب سکینه و آرامش زوجین است(۱)- تلاش می‌کنند. اما تشکیل خانواده، به تنهایی کافی نیست بلکه هر یک از افراد خانواده جدید، در جهت هدایت این نهاد و به منظور نیل به آرمان‌های یاد شده، وظایف و مسئولیت‌هایی دارند. کسب آرامش و همدلی، تربیت فرزندان صالح و بقای خانواده، نوعی خاص از رفتار زوجین نسبت به یکدیگر را طلب می‌کند که در اصطلاح به آن «حسن معاشرت» گفته می‌شود. مسأله معاشرت، مسأله تازه‌ای نیست، بلکه پیشینه‌ای به قدمت تاریخ دارد و در طول زندگی انسان دستخوش دگرگونی‌های بسیار گشته است؛ گاهی زن را کالا می‌پنداشتند و گاهی هرگونه ارتباط و معاشرتی آزاد بود، گاهی مردان، زنان را مخلوقی شیطان صفت می‌پنداشتند و دوری از او را به خود لازم می‌دانستند.
پرسش این پژوهش، این است که: حسن معاشرت زن و مرد در خانواده چگونه است؟ مصادیق آن چیست؟ و در قرآن مجید، روایات معصومان(علیهم السلام)، منابع تفسیری و اخلاقی با چه دقت و ظرافتی به این موضوع پرداخته شده است؟
امروزه با توجه به بالا رفتن آمار طلاق و نزاع‌های خانوادگی، به نظر می‌رسد همسران از امر مهم «حسن معاشرت» آگاهی کافی ندارند؛ لذا پرداختن به این موضوع، ضرورت می‌یابد. در این نوشتار تلاش شده با بهره‌گیری از قرآن مجید و روایات اهل بیت(علیهم السلام) به پرسش‌های یاد شده نیز پاسخی کوتاه و در خور داده شود.

مفهوم حسن معاشرت

حسن معاشرت، مفهومی قرآنی است که از آیه شریفه(وَ عاشِرُوهُنّ بِالمَعروفِ) اخذ شده است. این مفهوم از دید مفسران، تعابیر مختلفی دارد اما همه تعابیر در جهت بیان مصادیق معروف با توجه به عرف جامعه، مشترک می‌باشند.(۲) برخی معروف را این گونه تعریف کرده‌اند: آنچه عقل نظری و سنت‌های شایسته اجتماع بپسندد و بشناسد.(۳) برخی نیز گفته‌اند: چیزی را که عقل به رسمیت بشناسد و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخته شود، معروف است.(۴)
در حقوق ایران، خوشرویی، مسالمت زوجین با یکدیگر، دوری از اعمال موجد کینه و آزاردهنده و دوری از داد و فریاد یا ناسزاگویی و مجادله «حسن معاشرت» محسوب شده است.
این تعاریف از حسن معاشرت اجمالاً گویای این مطلب است که اگر زوجین با یکدیگر بد رفتاری و خشنونت نکنند و موجب آزار و اذیت یکدیگر نشوند، در واقع با یکدیگر حسن معاشرت دارند.(۵)

ضرورت حسن معاشرت در زندگی

انسان، با ویژگی‌هایی از حیوان جدا می‌شود. تفاوت مهم میان انسان و حیوان، این است که حیوان اگر سیر شود و نیاز جسمی اش تأمین شود، خلاء و کمبود عاطفی و اخلاقی ندارد. اما انسان این گونه نیست؛ بلکه نیاز دیگری هم دارد و آن، نیاز به معاشرت عاطفی و اخلاقی است. انسان‌ها در این معاشرت باید از یکدیگر صفا، صمیمیت، وفاداری و گذشت ببینند. در محدوده زندگی خانوادگی، نیاز به محبت و عاطفه بیشتر است.(۶) زیربنای خانواده و هیأت سازنده آن، حسن معاشرت است. اگر شرایط زندگی از هر جهت دلخواه باشد اما حسن معاشرت در آن نباشد، گویی شالوده و اساس زندگی روی آب بنا شده که با چشم بر هم زدنی خراب می‌شود. اساس حسن معاشرت، شناخت مقام و منزلت و حقوق یکدیگر است. زن باید بداند که حقوق حقه مرد، چیست و مقام و منزلت او کدام است؟ و مرد هم باید از حقوق و مقام و منزلت زن آگاه باشد و هر یک باید خود را موظف به ادای حق دیگری بدانند.(۷) قرآن در این باره می‌فرماید:
(و لهنّ مِثلُ الّذی عَلیهِنّ بِالمعروفِ)؛(۸) «و برای زنان است مثل آنچه بر آنان است به متعارف».
در آیه دیگر برای این که به خانواده استحکام و اعتبار بخشد و جلوی سوء استفاده مرد از قدرت خویش را بگیرد، به او دستورهایی می‌دهد و در ادامه آن می‌فرماید:
(وَ عاشِرُوهنّ بِالمعروفِ فإن کَرهتُموهنّ فعسی أن تَکرَهُوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً)(۹)؛ « و با آنان به طور شایسته رفتار کنید و اگر از آن‌ها کراهت داشتید، چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خدا خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد».
فلسفه این دستورها، احترام به آزادی و حقوق زن است. خدای بزرگ در این آیه با یک فرمان کلی، مرد را مکلف و موظف به حسن معاشرت می‌کند و در ادامه این دستور- که در حقیقت پایه و اساس بنای عظیم خانواده است- می‌فرماید: اگر احیاناً از زنتان خوشتان نمی‌آید، باز هم حق ندارید حسن معاشرت را زیر پا بگذارید؛ چرا که شما از اسرار غیب آگاهی ندارید و شاید خدا خیر شما را در وجود همین زنی قرار داده باشد که شما از او خوشتان نمی‌آید.(۱۰)
آیه شریفه در واقع می‌خواد بگوید: شما مردان نه تنها حق ندارید برای سودجویی و کامجویی‌های خود با سخت گیری بر زنان، به آنان تعدی کرده و به اکراه و اجبار مهریه یا اموال و دارایی‌های آنها را از دستشان خارج کنید، بلکه وظیفه دارید با حسن معاشرت و رفتار اخلاقی متعارف، مایه دلگرمی، آنان شده و کانون خانواده را گرم و پر نشاط سازید.(۱۱)
تعبیر حسن معاشرت که در آیه نوزده سوره نساء به عنوان یک وظیفه برای شوهر و به عنوان یک حق برای زن مطرح شده، عامل تحکیم زندگی خانوادگی و دوام و استمرار آن است و این، منظری روانشناختی دارد؛ چرا که حسن رفتار بر مبنای «الانسان عبید الاحسان»، محبت آفرین است و در محور محبت، همه سختی‌ها آسان و قابل تحمل شده و در این فرض، زندگی شیرین و دلنواز و با دوام می‌شود و این همان سخن الهی است که:(هَل جزاءُ الإحسانِ إلاّ الإحسانُ)(۱۲)؛ آری حسن رفتار، رفتار نیکو و پسندیده‌ای را در پی دارد. مرد با حسن معاشرت، نیازهای روحی همسر خود را تأمین می‌کند اما اگر خوب بنگریم، در حقیقت نیازهای روحی خودش نیز تأمین می‌شود. مرد برای این که محیط صفا و آرامش و آسایش برای خود پدید آورد، چاره‌ای جز این ندارد که همسر خود را از این نظر اشباع کند.
آنچه اسلام از یک «خانواده اسلامی» می‌خواهد، جاذبیت است و به همین جهت مردی که در تحکیم آن می‌کوشد، دعای پیشوایان دین بدرقه راه او و موجب آمرزش گناهان اوست. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«رحم الله عبداً احسن فیما بینه و بین زوجته؛(۱۳) خدا رحمت کند بنده‌ای را که میان خود و همسرش روابط حسنه برقرار می‌کند».
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله وسلم) هم در سخنی به امیرمؤمنان(علیه السلام) چنین فرمود:
«ای علی! خدمت به خانواده، کفاره گناهان بزرگ و موجب فرونشاندن خشم الهی و مهریه حوران بهشتی و فزونی حسنات و درجات است. یا علی! به خانواده خدمت نمی‌کند مگر صدّیق یا شهید یا مردی که خدا برای او خیر دنیا و آخرت را اراده کرده است»(۱۴).

حسن معاشرت در قرآن

در این جا این مفهوم در چهار محور مورد بحث قرار می‌گیرد:

۱- نگاه تفسیری به آیه(وَ عاشِروهُنّ بِالمعروفِ)

اساساً تشکیل جامعه قرآنی، بر بنیاد خانواده و نقش آن نهاده شده است. قرآن کریم به «خانواده» اهمیت بسیاری داده است. از این رو به خانواده به عنوان مرکز توجه احکام، حقوق، آداب و اخلاق، اهتمام ویژه‌ای مبذول داشته و نقش و جایگاه آن را با آموزه‌ها و دستورهای متعدد، تحکیم بخشیده است. در قرآن از میان دو رکن اساسی خانواده، به «زن» نظر خاص و ویژه‌ای شده تا او بتواند جایگاه و نقش واقعی خود را در این نهاد مقدس پیدا کند و محصولی پر سود تحویل جامعه دهد. به همین علت آیات زیادی به مسائل زنان اختصاص یافته است. یکی از مسائلی که مورد توجه قرآن است، آداب معاشرت با همسر و زن است.
آیه ۱۹ سوره نساء(وَ عاشِرُوهُنّ بِالمعروفِ)، فرمان معاشرت شایسته و رفتار انسانی مناسب با زنان را صادر می‌کند. این جمله پس از نهی از اذیت زنان در آیه، دستور می‌دهد با آن‌ها بر اساس معروف زندگی کنید و معروف؛ یعنی هر چیزی را که عقل و نقل معتبر- دو کاشف از وحی – آن را به رسمیت شناخته و بپسندند(۱۵). به باور بعضی از مفسران، منظور از(و عاشِرُوهنّ بالمعروفِ) این است که با آنان به گونه پسندیده رفتار نمایید، هم از نظر عواطف و احساسات و هم از نظر ادای حقوق جسمی و تأمین هزینه زندگی. اما برخی بر این باورند که با مهر و گشاده‌رویی با آنها روبه رو شوید.(۱۶)
عده‌ای از مفسران گفته اند: با زنان مطابق عدل و انصاف و انسانیت، معاشرت و همزیستی نمایید.(۱۷) با آن‌ها خوشرفتاری نمایید؛ یعنی با آنها رفتار انسانی داشته باشید و آزادی اجتماعی و منزلت آن‌ها را محترم بشمارید و حقوقی را که بر مبنای معروف است، بپذیرید.
به هر حال هر یک از افراد، متناسب با ساختمان جسمی و روحی خود، وظایف و مسئولیت‌هایی دارند که باید به آن‌ها احترام گذاشت. از این رو نباید با زنان مستبدانه و با خشونت رفتار کرد و بیش از توانایی که دارند، از آنها مسئولیت خواست.(۱۸)
مرحوم علامه طباطبائی ذیل این آیه، می‌فرماید: معروف، به کاری می‌گویند که در جامعه مجهول نباشد. سپس ادامه می‌دهد: وقتی معروف با امر معاشرت ضمیمه می‌شود، این طور معنا می‌دهد: با زنان به طرزی معاشرت کنید که مرسوم و معروف است. طرز معاشرت متعارف، معاشرت در یک زندگی اجتماعی است که در آن اجتماع، هر فرد خشت بنای جامعه بوده و یکسان با سایر افراد در سازمان جامعه انسانی سهیم می‌باشد. پس اگر با یکی از افراد اجتماع انسانی معامله‌ای غیر از این بکنند که از او استفاده شود ولی در مقابل فایده‌ای به او نرسد، استثنایی غلط در طرز معاشرت متعارف قائل شده اند. با آن که خدای متعال در قرآن مجید روشن نموده که مردم- زن و مرد- شاخه‌های یک ریشه هستند و جامعه در به وجود آمدن خود به این افراد محتاج است. پس زن و مرد با تمام اختلافات طبیعی که دارند، در وزان و تأثیر یکسان اند. این همان حکمی است که ذوق جامعه، جامعه‌ای که بر طریقه فطرت بدون انحراف مشی می‌کند، سرچشمه می‌گیرد. و از آن جهت است که باید حکم برابری در معاشرت؛ یعنی آزادی اجتماعی اجرا شود و زن نیز مثل مرد در رفتار و فکر آزاد باشد. هر انسان از آن جهت که انسانی با فکر و اراده محسوب می‌شود، اختیار کسب منفعت و دفع ضرر را دارد. همین انسان وقتی وارد جامعه می‌شود، دارای همان اختیارات و استقلال کامل است.(۱۹)
مدرسی در تفسیر آیه، این گونه توضیح می‌دهد: یکی از حقوق زن، این است که مردان با آنان به نیکی رفتار کنند و حقوقی را که عرفاً به زن تعلق می‌گیرد، به او بپردازند و برای انتقام جویی‌ها یا خشم و کینه‌ای موقت، آن را زیر پا نگذارند. نظام اسلامی در بسیاری از قانون‌گذاری‌ها و تشریعات خود، به عرف عام تکیه می‌کند. در باب زندگی زوجه و حقوق او نیز قانون‌گذار اسلامی بر عرف متکی است؛ لذا طرز معاشرت خوب را همان می‌داند که عرفاً چنان باشد.(۲۰)

۲- مخاطبان آموزه(و عاشروهن بالمعروف)

در آیه شریفه مورد بحث، خطاب معاشرت به معروف، به شوهران، از صراحت و شفافیت کاملی برخوردار است. اما یقیناً چنین خطابی هرگز دلیل بر آن نمی‌شود که این اصل اخلاقی در باور قرآنی در باب همسران، یک طرفه باشد. قرآن کریم فلسفه «آفرینش همسران» را رسیدن هر یک از آنان به «آرامش» بیان می‌کند؛ آرامشی که از لوازم آن، مودّت و رحمتی است که خدای رحمان میان همسران قرار داده است.(۲۱)
از این رو طبیعتاً چنین فلسفه‌ای اقتضا می‌کند که هر یک از همسران با دیگری به شکل محبت‌آمیز رفتار نماید و تنها رفتار یکی از آن‌ها بر طبق این آیه، هرگز نمی‌تواند آرامش طرفینی را حاصل آورد.(۲۲)
علامه جوادی آملی، محدوده مخاطبان را فراتر از زندگی خانوادگی قرار داده و می‌فرماید: در جمله(و عاشروهن بالمعروف) به مردان خطاب می‌شود و به شوهران اختصاص ندارد. این جمله افزون بر آن که شامل شوهر در مقابل زن و مرد در مقابل زن می‌شود، ممکن است شامل چگونگی رابطه برادر با خواهر یا همکار مرد با همکار زن هم بشود.(۲۳)
اما این که چرا خطاب برای شوهران است؟ در پاسخ می‌توان گفت که با دقت و تأمل در آیات قرآن و با مراجعه به تاریخ، به روشنی رفتار مستبدانه و ظالمانه اعراب با زنانشان قابل برداشت است؛ لذا با حاکمیت فرهنگ‌های جاهلانه و ظالمانه از سوی مردان، طبیعی و منطقی است که برای فرهنگ سازی صحیح باید از آنان شروع کرد. آیاتی نظیر(و عاشِرو هُنّ بِالمعروفِ) با هدف حمایت از ارزش و منزلت و تأمین حقوق قانونی و اخلاقی زنان نازل شده است. به علاوه از آنجایی که ریاست خانواده بر عهده مرد است، مقتضی آن است که نوعاً دست شوهران در تصمیمات مربوط به زناشویی بازتر باشد و به دلیل آن که معمولاً مردان با زنان، به معروف معاشرت نمی‌کنند، خدا در قرآن کریم مکرر آن‌ها را به این رفتار امر کرده است؛ لذا این صراحت به معنای یک طرفه بودن این نوع رفتار نیست بلکه در فرهنگ قرآنی هر یک از همسران باید «حسن معاشرت» داشته باشند.(۲۴)

۳- نقش بنیادین حسن معاشرت در روابط همسران

نقش اساسی معاشرت به معروف در روابط همسران از منظر قرآن کریم قابل انکار نیست؛ بلکه بی‌گمان شیوه فرهنگی قرآن کریم در رابطه با نحوه رفتار همسران با یکدیگر، از ارزش‌های اخلاقی، در خور توجه به شمار می‌آید. قرآن کریم در ادامه آیه ۱۹ سوره نساء می‌فرماید:
(فَإن کرهتموهنّ فعسی أن تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً)
حفظ نظام خانواده و شرافت آن باید باقی باشد، هر چند به بهای صبر و مشکلات و تحمل ناخوشایندی ها.(۲۵) لذا در آیه شریفه به مردان سفارش شده که به همسرانشان با دیده «کرامت» بنگرند و اگر مهر و عشقی از آنان در ژرفای دلشان نمی‌یابند، یا ادامه زندگی برایشان خوشایند نیست، چنانچه زیان معنوی و مادی آنان را تهدید نمی‌کند، «شکیبایی» پیشه سازند و با آنان زندگی کنند.(۲۶) اگر از جهاتی از همسران خود رضایت کامل ندارند، فوراً تصمیم به جدایی یا بد رفتاری نگیرند و تا آنجا که قدرت دارند، مدارا کنند؛ زیرا ممکن است در تشخیص خود دچار اشتباه شده باشند و آنچه را نمی‌پسندند، خدا در آن خیر و برکت و سود فراوان قرار داده باشد.(۲۷)
باید توجه داشت که تعبیر «خیر کثیر» مفهوم وسیعی دارد که یکی از مصادیق آن، فرزندان صالح و با لیاقت است.(۲۸) حل مشکلات خانواده و داشتن حلم و حوصله برای سعادت فرزندان که بهتر از جدایی و طلاق است، مصداق دیگر آن می‌تواند باشد.(۲۹)

۴- اسوه ی قرآنی

خدای متعال در جریان سوگند حضرت ایوب(علیه السلام) در ارتباط با خطای همسر او می‌فرماید:(و خذ بیدک ضغثاً فاضرب به و لا تحنث)؛(۳۰) «یک بسته با دست خویش بگیر و او را بزن و سوگند مشکن».
در مورد انگیزه کیفر همسر ایوب(علیه السلام) در روایتی از ابن عباس آمده است: چون دوران بهبودی ایوب(علیه السلام) به طول انجامید، شیطان از صبر و سپاسگزاری او به تنگ آمد و لذا به فکر فریفتن همسر او در آمد. به لباس مبدل ظاهر شد و به او گفت: من حاضرم همسر تو را معالجه نمایم مشروط بر این که بعد از خوب شدن اعتراف کند من او را خوب کرده‌ام. زن ایوب(علیه السلام) خوشحال شد و شرط او را پذیرفت و به اطلاع همسرش رسانید. ایوب(علیه السلام) با شنیدن این سخن، گفت: او شیطان است که تو را فریب داده و تو چرا سخن او را پذیرفته‌ای!؟ چنانچه خوب شوم، تو را صد تازیانه خواهم زد.(۳۱)
خدای بزرگ، ادای سوگند ایوب(علیه السلام) را حتمی می‌شمارد اما مصداق آن را اخلاقی نمی‌داند؛ لذا برای تخفیف مجازات از یک سو و حرمت سوگند او از سوی دیگر، دستور می‌دهد که ساقه‌های نرم خرما یا گندم را یک جا به عنوان اجرای سوگند به همسرش بزند که به این طریق هم او اذیت نشود و هم حکم سوگند عملی گردد.(۳۲) گویی در نزد پروردگار، روابط میان همسران بدون محبت و عشق، گذشت و رحمت، پسندیده نیست؛ لذا از ایوب(علیه السلام) می‌خواهد به نحوی به سوگندش عمل کند که به روابط اخلاقی خانواده آسیبی وارد نیاید و به تعبیر دیگر، به نحو شایسته و معروف با همسرش رفتار کند.

حسن معاشرت در روایات

۱- مصادیق

عشق و علاقه زن و شوهر به یکدیگر، تجلیاتی دارد. در این مقوله سخنان گرانبهایی از معصومین(علیهم السلام) در اختیار داریم که به حسن معاشرت آنها توصیه نموده است.(۳۳) امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«انَّ المرءَ یحتاج فی منزله و عیاله الی ثلاث خلال یتکلَّفها و ان لم یکن فی طبعه ذلک: معاشرهً جمیله…؛(۳۴) انسان در خلال نیازهای منزل و عیالش، به سه چیز نیازمند است، حتی اگر آن چیزها با طبع او سازگار نباشد… که یکی از آن ها، معاشرت نیکو می‌باشد».
معاشرت به معروف، مصادیق فراوانی دارد و شامل بسیاری از امور اخلاقی می‌گردد و در این جا تنها به برخی از مصادیق مهم آن اشاره می‌شد.

حسن خلق: حسن خلق، صفتی پسندیده است که در آموزه‌های اسلام بسیار به آن سفارش شده است. حسن خلق در روابط خانوادگی و خصوصاً بین زوجین، جایگاه ویژه‌ای دارد. امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:
«لا غنی بالزوج عن ثلاثه اشیاء فیما بینه و بین زوجه و هی الموافقه لیجتلب بها و محبتها و هواها و حسن خلقه و استعماله استماله قلبها بالهیئه الحسنه فی عینها و توسعته علیها؛(۳۵) در ارتباط بین زن و شوهر، مرد نیازمند سه چیز است: مدارا و خوش رفتاری با زن تا محبت و علاقه زن را جلب کند و خوش اخلاقی با او به دست آوردن قلب او که با پیراستن ظاهر در مقابل دیدگان او و گشاده دستی با او امکان پذیر است».

احترام به زن: در زندگی مشترک، وجود «احترام متقابل» اصلی اساسی است. حرمت گذاردن به هم، یک حسن است و هر زن و مرد باید نکات مثبت زندگی همسر خود را بیابد و او را برای آن نکات مثبت، تکریم کند. بزرگداشت و تکریم شخصیت، نیاز طبیعی هر انسانی است. اگر نیاز طبیعی تکریم شخصیت هر فرد در خانواده تأمین شود، احساس آرامش و اعتماد به نفس می‌کند با دلگرمی و امید، برای موفقیت و کسب رضایت دیگر اعضای خانواده قدم بر می‌دارد.(۳۶) در این میان، اکرام و احترام به زن، جایگاه خاص و ممتازی دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«من اتَّخذَ إمرأه فلیکرمها؛(۳۷) هر کس همسری اختیار کند، باید او را اکرام و احترام کند».

محبت و اظهار آن: اصل مهر و محبت علاقه همسران نسبت به هم را، خدای متعال در وجود زوجین قرار داده است.(۳۸) این محبت و علاقه با شروع زندگی مشترک، تولد یافته و با ادامه زندگی استحکام می‌یابد و تثبیت می‌شود. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:
«إنّ الرجل إذا نظر إلی إمرأته و نظرت إلیه ، نظرالله تعالی إلیهما نظر الرّحمه؛(۳۹) وقتی مرد به همسر خود با محبت می‌نگرد و زنش با مهر به او می‌نگرد، خداوند با دیده رحمت بر آن‌ها می‌نگرد».
امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرماید:
«کلُّ من اشتدّ لنا حبّاًَ إشتدَّ للنساءِ حبّاً؛(۴۰) هر کس محبتش به ما اهل بیت زیاد باشد، محبتش نسبت به زنان(مادر، همسر، دختر و …) زیاد است».
در فرهنگ غنی اسلامی «اظهار محبت» یکی از لوازم دوست داشتن است. به فرموده ائمه(علیهم السلام) مرد باید «محبت درونی» خود به همسرش را اظهار کند؛ با زبان بگوید و با عمل نشان دهد تا دوستی میان زن و شوهر زیاد شود.(۴۱)

عفو و گذشت: بیش ترین سفارش اسلام درباره مسائل خانوادگی، گذشت و چشم‌پوشی زن و شوهر از لغزش ها، کج خلقی‌ها و اشتباه‌های یکدیگر است؛ زیرا زن و شوهر، روحیات و طرز فکری دوگانه دارند و هیچ کدام از خطا و عصبانیت در امان نیستند. گذشت آن دو از یکدیگر، بی‌گمان کانون خانواده را با حرارت کرده و عشق و محبت را افزایش می‌دهد. «گذشت»، نشانه حسن نیت و خوش بینی به زندگی است و چه بسا بسیاری از تیرگی‌ها در پرتو این صفت، جای خود را به صفا و صمیمیت می‌دهد.(۴۲)
شخصی از محضر امام صادق(علیه السلام) درباره «حق زن بر شوهر» سؤال کرد، ایشان فرمود:
«یشبع بطونها و یکسو جثَّتها و إن جهلت غفر لها؛(۴۳) خوراک و پوشاک زن را تهیه کند و اگر زن خطا و اشتباهی انجام داد، او را ببخشاید».

مدارا کردن: مدارای زن و مرد در زندگی، رفق و هماهنگی آنان در همه امور مربوط به آن و پرهیز از سرسختی‌های بی‌مورد است.
ممکن است در طول زندگی مشترک به دلیل برخی مسائل، از میزان مهر و محبت زن و شوهر به هم کاسته شود و یا کدورت و سردی بین آن‌ها ایجاد گردد، ولی اهمیت حفظ «نظام خانواده» از یک سو و وجود حق «طلاق» به دست مردان از سوی دیگر، می‌طلبد که مرد در برخوردهای خود با زن، تدبیری خردمندانه داشته باشد که نتیجه آن، «مدارا و هماهنگی» در امور زندگی است. به همین جهت، در روایات به مردان سفارش شده که در زندگی مدارا داشته باشند. حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در این رابطه می‌فرماید:
«فدارها علی کلَّ حال و أحسن الصحبه لها فیصفو عیشک؛(۴۴) در تمام حالات با همسرت سازگاری کن و با او به نیکی معاشرت نما تا زندگی ات با صفا شود».

۲- سیره معصومین(علیهم السلام)

از مطالعه در زندگی ائمه معصومین(علیهم السلام) به خوبی آشکار می‌شود که این عزیزان نهایت حسن رفتار و معاشرت را با همسران خویش داشتند. ستایش این بزرگواران از همسران خود، دلیلی بر این مدعاست. رسول گرامی اسلام همان گونه که مردم را به خوش رفتاری با زنان سفارش می‌نمود، خود «الگویی» در این زمینه بود. ایشان می‌فرماید:
«خیرکم، خیرکم لنسائه و أنا خیرکم لنسائی؛(۴۵) بهترین شما، کسی است که با همسرش از همه خوش‌رفتارتر باشد و من از همه شما به همسر خود، مهربان و خوش رفتارتر هستم».
امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز در بزرگداشت همسر خود فاطمه(علیها السلام) فرمود:
«و لقد کنت أنظر إلیها فتنکشف عنّی الهموم و الأحزان؛(۴۶) هنگامی که به همسرم نگاه می‌کردم، اندوه و حزن از من رخت بر می‌بست».

پی‌نوشت‌ها

۱- روم/ ۲۱٫
۲- حسن معاشرت از دیدگاه قانونی مدنی و جامعه، زهرا داور، ص ۳۱٫
۳- تفسیر مبین، علی غیوری، ج۳، ص ۵۶٫
۴- زن در آیینه جلال و جمال، عبدالله جوادی آملی، ص ۳۹۴٫
۵- حسن معاشرت از دیدگاه قانون مدنی و جامعه، ص ۳۱٫
۶- خانواده در قرآن، احمد بهشتی، ص ۱۶۷٫
۷- قرآن و مقام زن، سید علی کمالی، ص ۱۳۰٫
۸- بقره/ ۲۲۸٫
۹- نساء /۱۹٫
۱۰- خانواده در قرآن، ص ۱۶۷٫
۱۱- همان.
۱۲- الرحمن/ ۶۰٫
۱۳- مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، مترجم: ابراهیم میر باقری، ص ۲۱۷٫
۱۴- جامع الأخبار ، ص ۱۰۲، ح ۲۶٫
۱۵- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۳،ص ۳۲۰٫
۱۶- تفسیر تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج۱۸، ص ۱۴۳٫
۱۷- مجمع البیان، ابوعلی طبرسی، مترجم: علی کرمی، ج۲، ص ۱۴۸٫
۱۸- تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی، ج۲، ص ۳۳۰٫
۱۹- تفسیر مبین، ج۳، ص ۵۶؛ سید محمد حسین طباطبایی، مترجم: سید محمد خامنه، ج۸، ص ۷۸٫
۲۰- تفسیر هدایت، سید محمد تقی مدرسی، مترجم: عبدالمحمد آیتی، ج۲، ص ۴۳٫
۲۱- روم/ ۲۱٫
۲۲- فصلنامه بانوان شیعه، ناصر قربان نیا و حافظی، ش ۲۰، تابستان ۱۳۸۸٫
۲۳- تفسیر تسنیم، ج۱۸، ص ۱۴۳٫
۲۴- فصلنامه بانوان شیعه، ش۲۰٫
۲۵- تفسیر نور، محسن قرائتی، ج۲، ص ۳۰۳٫
۲۶- مجمع البیان، ج۲، ص ۱۴۸٫
۲۷- تفسیر نمونه، ج۳، ص ۳۲۰٫
۲۸- همان.
۲۹- تفسیر نور، ج۲، ص ۳۰۳٫
۳۰- ص / ۴۴٫
۳۱- سیمای زنان در قرآن، علی اکبر بابا زاده، ص ۱۰۳٫
۳۲- همان.
۳۳- زن و خانواده، زهرا آیت اللهی، ج۱، ص ۲۰٫
۳۴- بحار الانوار، محمد باقر مجلسی ، ج۷۸، ص ۲۳۶٫
۳۵- همان.
۳۶- روابط سالم در خانواده، سید داود حسینی، ص ۳۸٫
۳۷- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۵، ص ۶۱٫
۳۸- روم/ ۲۱٫
۳۹- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، ح ۶۲۱٫
۴۰- بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۲۸۷٫
۴۱- بهشت خانواده، جواد مصطفوی، ج۱، ص ۱۶۹٫
۴۲- روابط سالم در خانواده، ص ۳۸٫
۴۳- وسائل الشیعه، ج۲۰، ص ۱۶۹٫
۴۴- همان، ص ۱۷۱٫
۴۵- مکارم الاخلاق، ص ۲۱۸٫
۴۶- بحارالانوار، ج۴۳، ص ۱۳۴٫

منبع: نشریه فرهنگ کوثر، شماره۸۷٫ نویسنده: طاهره مقدسی

 

خوش اخلاق باش!

کسی که خوش اخلاق باشد، با مردم خوشرفتارى کند، با لب خندان سخن بگوید، در مقابل حوادث و مشکلات بردبار باشد، محبوب همه است، دوستانش زیادند، همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد کنند، عزیز و محترم است، به ضعف اعصاب و بیماری‌هاى روانى مبتلا نمی‌شود، بر مشکلات و دشواری‌هاى زندگى پیروز می‌گردد، از زندگى لذت می‌برد، و برمعاشرانش خوش می‌گذرد.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هیچ زندگانى، گواراتر از خوش اخلاقى نیست.»(۱)
اما کسی که بداخلاق باشد، با صورت درهم کشیده با مردم ملاقات کند، در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود، بی‌خود داد و قال راه بیندازد، تندخو و بدزبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت، خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند، مردم از او متنفر و از معاشرتش گریزانند، آب خوش از گلوى خودش و معاشرانش پائین نمی‌رود، خواب و خوراک درستى ندارد. براى انواع بیماریها مخصوصا ضعف اعصاب کاملا آمادگى دارد، همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‌اش بلند است، دوستانش کم‌اند، محبوب کسى نیست.
پیغمبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آدم بد اخلاق، نفس خودش را در رنج و عذاب دائم قرار می‌‌دهد.»(۲)
خوش اخلاقى براى همه لازم است مخصوصا براى زن و شوهر ضرورت دارد، زیرا همیشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگى کنند.
خانم محترم! اگر می‌خواهى به خودت و شوهر و بچه‌هایت خوش بگذرد، اخلاقت را اصلاح کن، همیشه شاد و خندان باش، اوقات تلخى و دعوا نکن، خوش برخورد و شیرین‌زبان باش، با اخلاق‌خوش می‌توانى خانه‌ات را به صورت بهشت برین درآورى، حیف نیست با بداخلاقى آن را به صورت جهنم سوزانى تبدیل کنى و خودت و شوهر و فرزندانت در آن معذب باشید؟ تو می‌توانى فرشته رحمت باشى، محیط خانه را با صفا و نورانى گردانى، چرا آن را به صورت زندان تاریکى در می‌آورى؟ لب خندان و شیرین زبانى تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور و شادمانى می‌گرداند، غم و اندوه را از دلشان بر طرف می‌سازد. آیا می‌دانى: بامداد که فرزندانت به مدرسه یا سر کار می‌روند اگر با تبسم و گرمى از آنها بدرقه کنى، چه تاثیر نیکویی در روح و اعصابشان خواهى گذاشت.
اگر به زندگى و شوهرت علاقه دارى، بداخلاقى نکن، زیرا اخلاق خوب، بهترین پشتوانه پیمان زناشویى است.
اکثر طلاقها در اثر بدرفتارى زن و شوهر و عدم توافق اخلاقى پیدا می‌شود. آمار طلاقها این مطلب را تایید می‌‌کند. عدم توافق اخلاقى، نخستین علت بروز اختلافات خانوادگى است.
به عنوان نمونه به آمار سال‌هاى ۴۷ و ۴۸ و ۴۹ اشاره می‌کنیم: «درسال ۱۳۴۷ از ۱۶۰۳۹ پرونده شکایت که به دادگاه خانواده رسیده است، ۱۲۷۶۰ پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقى بوده است. در سال ۱۳۴۸ ازمی‌ان ۱۶۰۵۸ پرونده اختلافات زناشویى ۱۱۲۴۶ پرونده به عدم توافق میان زن و شوهر اختصاص داده شده است. یعنى با یک آمار خیلى ساده مى‌بینیم که بیش از هفتاد درصد اختلافات زناشویى به واسطه عدم توافق اخلاقى بروز می‌‌کند.(۳)»
خانم محترم! با خوش اخلاقى عشق و محبت شوهرت را جلب کن تا به زندگى و خانواده علاقمند شود، با شوق و ذوق کار کند و اسباب رفاه شما را فراهم سازد، اگر خوش اخلاقى کردى، دنبال شب نشینى و عیاشى نمى‌رود و زودتر به خانه می‌آید.
زنى به شوراى داورى شکایت کرد که: «شوهرم همیشه ناهار و شام را بیرون خانه می‌خورد.
شوهر جواب داد: علت اینست که زنم اصلا سازگارى ندارد و بداخلاق‌ترین زن دنیاست.
زن ناگهان خیز برداشت و در حضور اعضاى داورى، شوهرش راکتک زد.(۴)»
این خانم نادان، خیال می‌کرد با شکایت و فحش و کتک می‌‌توان شوهر را به خانه جلب کرد، در صورتى که یک راه عقلى و ساده داشت و آن خوشرفتارى و خوش اخلاقى بود.
زنى در شوراى داورى گفت: شوهرم ۱۵ ماه است که با من حرف نمی‌زند و مخارج ما را به وسیله مادرش مى‌فرستد.
مرد در جواب گفت: چون از دست بداخلاقی‌‌هاى زنم به تنگ آمده بودم تصمیم گرفتم صحبت نکنم و مدت ۱۵ ماه است به این کار ادامه می‌دهم.(۵)»
اکثر مشکلات زناشویى را با هوشیارى و اخلاق‌خوش می‌‌توان حل کرد. اگر شوهرت کم‌محبت است، اگر به خانه و زندگى علاقه ندارد، اگر دنبال عیاشى می‌رود، اگر دیر به خانه می‌آید، اگر شام و ناهار را بیرون صرف می‌‌کند، اگر بدرفتارى می‌‌کند، اگر تندخویى و دعوا می‌‌کند، اگر ثروتش را به باد می‌دهد، اگر دم از طلاق و جدایى می‌زند همه این ها و صدها مانند این ها را به وسیله خوشرفتارى و اخلاق خوش می‌توان حل کرد. تو اخلاق و رفتارت را عوض کن و نتیجه اعجازآمیز اخلاق خوب را تماشا کن.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «خدا به آدم خوش اخلاق ثواب جهاد می‌دهد، صبح و شب برایش ثواب نازل می‌شود.(۶)»
حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: هر زنی که شوهرش را اذیت کند و اندوهگینش سازد و از رحمت خدا دور است. و هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد، خوشبخت ورستگار است».(۷)
به رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) عرض شد: «فلان شخص، زن خوبى است. روزها روزه دارد و شبها عبادت می‌‌کند. لیکن بداخلاق است همسایگانش را آزار می‌رساند».
فرمود: «هیچ خیر و خوبى ندارد. و از اهل دوزخ می‌باشد(۸)».

پی‌نوشت‌ها

۱-بحار ج ۷۱ ص ۳۸۹٫
۲-بحار جلد ۷۳ ص ۲۹۸٫
۳-اطلاعات ۱۵ آذر ۱۳۵۰٫
۴-اطلاعات ۳ بهمن ۱۳۵۰٫
۵-اطلاعات سوم شهریور ۱۳۴۹٫
۶-بحار ج ۷۱ ص ۳۷۷٫
۷-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳٫
۸-بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳٫

منبع: امی‌نی، ابراهیم؛(۱۳۶۷؟)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی‌، چاپ پانزدهم.