خودباختگى

نوشته‌ها

خودباورى و خودباختگى از دیدگاه امام خمینى(ره)

(مسلمان‌ها باید خودشان را پیدا کنند، یعنى بفهمند که خودشان یک فرهنگى دارند، خودشان یک کشورى دارند، خودشان یک شخصیتى دارند). امام خمینى(ره)

از نظر اسلام، انسان‌ها آزاد آفریده شده‌اند و داراى شخصیت و هویت مستقل مى‌باشند، لذا حق ندارند خود را تحت سلطه دیگران قرار بدهند. اما این که چرا بعضى از ملت‌ها، همیشه زیر سلطه دیگران زندگى مى‌کنند و افراد زورگو و دولت‌هاى استعمارگر آنها را اسیر خود کرده‌اند، دلائل گوناگون دارد: گاهى جهل و نادانى انسان‌ها باعث شده که در زیردست دیگران زندگى کنند و گاهى غفلت و سهل‌انگارى بشر باعث شده که از زندگى مستقل و راحت بى‌بهره بماند. ولى شاید مهمترین عامل(نداشتن ایمان و یک جهان‌بینى درست که بر پایه اسلامى بنا شده باشد) و بالطبع محروم ماندن از آثار و برکات چنین عقیده و پشتوانه‌اى، خود عامل اساسى در انحراف از مسیر اصلى و گردن نهادن بر دستورها و امر و نهى‌هایى است که به خورد مردم مى‌دهند. در این میان وظیفه افراد آگاه و دلسوز است که با دلائل متقن و روشن، این گونه افراد بشر را بیدار کنند و با نشان دادن راه‌هاى صحیح زندگى، استقلال فکرى و جسمى را به آنها هدیه کنند، چراغى هر چند کوچک و کم نور به دست آنها بدهند، درست همان کارى که ائمه طاهرین(علیهم السلام) انجام دادند تا در تاریکی‌هاى جهل و ظلم، راهنماى راهشان باشد.

رسول مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: (ان الحسین مصباح الهدى و سفینه النجاه) چرا که امام حسین(علیه السلام) چه براى زمان خود و چه براى آیندگان، چراغ راه هدایت مى‌باشد. ایشان با ظلم‌ستیزى خود، چهره منفور ظلم و ظالم را براى مردم جهان برملا کردند. مقاله حاضر به مناسبت سالگرد امام خمینى(ره) به پیروان و علاقمند آن امام عزیز در سه بخش تقدیم مى‌شود:

۱ـ هشدارهاى حضرت امام در باره خود باختگى و خودباورى.

۲ـ عوامل خودباختگى و خودباورى از دیدگاه امام راحل

۳ـ راهنمایى‌هاى روشنگرانه امام راحل براى رسیدن به خودباورى.

هشدارهاى حضرت امام(ره) در باره خودباختگى و خودباورى

امام امت مى‌فرمایند:

(چرا هر روز این مظاهر الهیت و قدرت خدایى را مى‌بینید و بیدار نمى‌شوید؟ از این غربزدگى بیرون بیایید… به خود بیایید. یک قدرى به اسلام فکر کنید. نشکنید این سد بزرگى را که قدرت‌هاى بزرگ را شکست؛ نمى‌توانید هم بشکنید).(۱)

این مرد بزرگ همیشه سعى بر آن داشته که ملت‌ها را خصوصا مردم مسلمان ایران را متوجه نعمت‌هاى بالقوه و بالفعلى که خداوند در وجود آنها قرار داده، نماید.

از این رو، در هر مناسبتى، چه در دوران خفقان و چه بعد از انقلاب اسلامى، محور سخنان ایشان، بیدارى و هوشیارى و استقلال مردم بود و اعتقادشان به این بود که گرچه دشمن با انواع دسیسه‌ها و تبلیغات دورغین سعى کرده ما را عقب نگهداشته و کارى کند که خودمان هم باور کنیم واقعا کارى از دست ما بر نمى‌آید، ولى ما مى‌توانیم به یارى خداوند توى دهن اینها بزنیم. مى‌فرمودند:

(شما مى‌توانید کشور را اداره کنید. مى‌توانید مدیریت داشته باشید.) مى‌فرمودند: و یکى از مصیبت‌هاى بزرگى که براى این ملت بار آورده‌اند، این که ملت را نسبت به خودشان هم بدبین کردند.(… تبلیغاتى که اینها کردند، ما به خودمان هم حتى سوء ظن پیدا کردیم. یعنى خودمان هم باختیم خودمان را)(۲)(آنها یک همچو فرهنگى را براى ما درست کردند که ما از خودمان بى‌خود بشویم و آنها تمام چیزى که ما داریم و حیثیتى که ما داریم ببرند.)(۳)

انسان وقتى آزاد است که جسم و روح و تفکرش هم آزاد باشد تا بتواند به کمک این نیروى بزرگ سه‌گانه، ادامه حیات بدهد، در این رابطه(هیتلر) هم سخن به جایى مى‌گوید، او مى‌گوید: گر چه ما ظاهرا زنده بودیم، اما در حقیقت چون اجسام بى‌روحى بودیم که تمام ارزش‌هاى زندگى را از ما گرفته بودند. این قانون طبیعى است: ملتى که خود را تسلیم دیگرى کرد تا او دخالت کند، این ملت لیاقت شکست و بدبختى را خواهد داشت.(۴) در یک بیان دیگر، امام راحل آداب و فرهنگى را که غرب براى مسلمان‌ها به ارمغان آورد، (ام الامراض) مى‌نامند و سفارش مى‌کنند که ملت مسلمان، اکیدا از آن بپرهیزند. مى‌فرمایند: (در سالهاى بسى طولانى، جوانان ما را با افکار مسموم پرورش داده و عمال داخلى استعمار بر آن دامن زده‌اند و از یک فرهنگ فاسد استعمارى جز کارمند و کارفرماى استعمار زده حاصل نمى‌شود. باید کوشش کنید مفاسد فرهنگى حاضر را بررسى کرده و به اطلاع ملت‌ها برسانید و با خواست خداوند متعال، آن را عقب زده و به جاى آن، فرهنگ اسلامى ـ انسانى را جایگزین کنید تا نسل‌هاى آینده با روش آن که انسان‌سازی و عدل‌پرورى است، تربیت شوند.)(۵)

امام عزیز چون پدرى دلسوز و با تدبیر، سعى در ایجاد وحدت بین اقشار مختلف ملت مسلمان داشتند و هر گاه قدمى یا قلمى در رابطه با ایجاد سستى و تفرقه مى‌دیدند، پدرانه نصیحت مى‌کردند. مى‌فرمودند: (من از آنها گله دارم براى این که مى‌بینم که در نوشته‌هایشان، بعضى نوشته‌هایشان، اینها راجع به فقها… یک قدرى حرف‌هایى زده‌اند که مناسب نبوده است بزنند.

اینها غرضى ندارند، من مى‌دانم که غالب اینها مى‌خواهند خدمت کنند، نه این است که مغرض باشند و از روى سوء نیت حرفى بزنند، اینها اطلاعاتشان کم است.)(۶)

امام همیشه از افراد تحصیل کرده انتظار ویژه‌اى داشتند، چرا که آنها با علم و آگاهى دادن به مردم نقش موثرى دارند. در یک بیان زیبا خطاب به دانشگاهیان مى‌فرمایند: (یک فرد دانشگاهى که انحراف پیدا کند، غیر از یک فرد بازارى و کارگر است. انحراف اساتید دانشگاه، انحراف خودشان تنها نیست. انحراف یک گروه است؛ چه گروهى؟ آن گروهى که مى‌خواهند مملکت را اداره کنند که گاهى به انحراف یک کشور منجر مى‌شود.)(۷) در بیانات امام مکرر شنیده و دیده بودیم که به وحدت جامعه اسلامى اهمیت خاص قائل بودند، به خصوص دو قشر عظیم و تحصیل کرده حوزه و دانشگاه که مسئولیت‌هاى کلیدى کشور هم به دست این دو قشر است سفارش مى‌کنند.(آنها دنبال این بودند که این دو قدرتى قدرت متفکر ملت هست و ممکن است که ملت‌ها را اینها بیدار بکنند، اینها را از هم جدا بکنند، نه فقط جدا، طورى بکنند که مقابل هم بایستند، صف‌آرایى بکنند.)(۸)

نیز مى‌فرمودند: (نیروى هر دو قدرت متفکر ملت، به جاى رویارویى با دشمن اصلى و عمال داخلى آنها، در رویارویى با یکدیگر تباه شد. هر دوى آنها به جاى کارکرد عقلى، احساسى، برخورد کردند نتیجه آن شد که آن قدر در بدگویى از یکدیگر پیشى گرفتند که پل‌هاى پشت سر ویران گردید.)(۹) این هشدار جدى امام در حال حاضر بسیار قابل تامل و تفکر مى‌باشد، که خداى ناکرده دوباره تاریخ سیاه تفرقه بین این دو گروه عظیم و کارى تکرار نشود. امید است ـ انشاء الله ـ هر دو قشر حوزه و دانشگاه در تمامى طول عمر با برکتشان در کنار هم بوده و براى هم کار بکنند و تنها منحصر در نام(وحدت حوزه و دانشگاه) نباشد؛ زیرا امام راحل این دو نیروى بزرگ را به علم و عمل تشبیه فرموده‌اند: (دانشگاه و حوزه را به علم و عمل مى‌توان تشبیه کرد. آنچه که خوانده شده رفتار الگویى آن عالم است. پس عالم بودن عمل کردن است) و در بیان دیگرى، امام راحل حوزه‌اى و دانشگاهى را به چشم و گوش تشبیه کرده‌اند.(۱۰)

ایجاد جنگ روانى و تضعیف روحیه انسان‌هاى مبارز، یکى از ابزارهاى کارى دشمنان بشریت ـ خصوصا جهان اسلام ـ است که غالبا قربانیان بیشترى هم مى‌گیرد. در این میان فقط بصیرت و اتحاد انسان‌هاى آزاده و مبارز و حق‌جو مى‌باشد که کارساز بوده و مى‌تواند اثرات جنگ روانى و امثال ذالک را از بین ببرد.

از آنجا که دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى، در هیچ زمانى بیکار ننشسته‌اند و درصدد ضربه زدن مى‌باشند، امام بزرگوار خطاب به حوزه و دانشگاه مى‌فرمایند: (حوزه‌هاى مقدسه علمیه و دانشگاهیان قدیم و جدید و طبقه جوان ملت‌هاى بزرگ اسلام، باید خودشان را مجهز کنند براى عصرهاى تاریکى که پیش‌بینى مى‌شود. اسلام محتاج به دفاع بیشترى است. این دنیا با همه فریبندگى بر ما و شما خواهد گذشت؛ چه بهتر که این عمرهاى کوتاه و وقت‌هاى کم، صرف خدمت به اسلام و مسلمین و استخلاص ممالک اسلامى از تحت فشار ظلم استعمار و استبداد گردد. شما آقایان محترم با مجاهدات و تجنب از هواهاى باطل، حب دنیا را از دل بیرون نمائید تا شایسته خدمت به احکام نورانى آسمانى گردید.(۱۱)

همان طور که این پدر بزرگوار، جوانان را ذخائر فوق‌الارضى مى‌نامیدند، به همان نسبت هم نگران آینده آنها بودند، لذا مى‌فرمودند: (جوانان دبیرستانى با هشیارى کامل توجه داشته باشند که عمال اجنبى، آنان را حتى با اسم اسلام راستین، به دام شرق یا غرب نیندازند… جوانان عزیز دبیرستانى و دانشگاهى توجه کنند که سران و سردمداران گروه‌ها که مى‌خواهند با اسم اسلام، پایه‌هاى آن را سست کنند و جوانان را به دام اندازند، هیچ اطلاعى از اسلام و اهداف و قوانین آن ندارند و با خواندن چند آیه از قرآن و چند جمله از نهج‌البلاغه و تفسیرهاى جاهلانه و غلط نمى‌شود اسلام‌شناس شد… در حقیقت، تمسک به قرآن و نهج‌البلاغه، براى کوبیدن اسلام و قرآن است تا راه را براى رهبران غربى و شرقى خود باز کنند و شما جوانان عزیز و سرمایه‌هاى کشور را بر ضد مصالح کشور خودتان بسیج نمایند.‌ اى جوانان عزیز! هشیار باشید و با تفکر و تعقل، فعالیت این منافقین بلندگوى غرب را بررسى نمایید. امروز بزرگترین دلیل بر بطلان راه آنان، همبستگى تمامى نیروهاى ضد انقلاب و کوشش همه آنان در مخالفت با جمهورى اسلامى است که خواست ملت مى‌باشد… اینان همان اندازه در دعوى اسلامى بودن خود صادقند که در دعوى مخالفت با غرب و آمریکا که اکنون صداقتشان در دامن غرب و طرفدارى بى‌چون و چراى غرب از آنان به ثبت رسیده.)(۱۲) در بیان دیگر فرمودند: (و نکته دیگرى که از باب نهایت ارادت و علاقه به جوانان عرض مى‌کنم این است که در مسیر ارزشها و معنویات، از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده کنید و هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطى خود را بى‌نیاز از هدایت و همکارى آنان ندانید.(۱۳) به پدر و مادر این عزیزان نصیحت کنم که شما فرزندان خودتان را و جوان‌ها خودشان را، از دست این گرگ‌هایى که به صورت آدمیزاد درآمدند و شما را منحرف مى‌خواهند بکنند، توجه داشته باشید… شما تمام قواى خودتان را هم که روى هم بگذارید، در مقابل این سیل خروشانى که ملت مسلمان و ارزنده ایران به راه مى‌اندازد، قطره‌اى بیش نیستند. چرا خودتان را به تباهى مى‌کشید و با اسم استقلال ایران، مى‌خواهید ایران را به چنگال گرگ‌هاى قدرتمند مبتلا کنید. یک قدرى تفکر کنید؛ ما خیر و هدایت شما را مى‌خواهیم.)(۱۴)

همان طور که امام راحل فرموده‌اند، عده‌اى به نام اسلام، طورى جوان‌ها را گول مى‌زنند که جوان ساده و باصفا فکر مى‌کند اسلامى را که آن‌ها عرضه مى‌کنند بهتر از اسلامى است که حاکم بر جامعه انقلابى ما است.

هر روز با ایراد گرفتن به احکام فقهى و مسائل دیگر اسلامى، جوان‌ها را نسبت به احکام نورانى اسلام بدبین مى‌کنند و ایمان و اعتقادشان را متزلزل ساخته و به نفع اغراض شخصى خود، از آنها سوء استفاده مى‌کنند. امام امت این پیر فرزانه گویا چنین روزهایى را پیش‌بینى مى‌کرد، لذا فرمود:

(ما متاثریم براى جوان‌هایمان، متاثریم براى این بازى‌خورده‌ها… که شماها را وادار مى‌کنند بروید، شماها استقامت کنید، کارها را درست کنید؛ ما بیاییم حکومت کنیم.(۱۵) یک قدرى فکر لازم دارد که این را براى چه مى‌کنید؟ مگر اینها نبودند ادعا مى‌کردند ما با خلق موافقیم(امروز هم قشر جوان را یدک مى‌کشند) با دیگران مخالف، با آمریکا مخالفیم. شما دیدید عملا بر خلاف این عمل کردند و به دامن آمریکا پناه بردند و آمریکا از آنها حمایت مى‌کند(البته بعضى از آنها در میان مردم ایران زندگى مى‌کنند و از فضاى باز سیاسى که حاصل خون شهیدان و جانبازان گرانقدر مى‌باشد استفاده مى‌کنند و همچنین از سایر خدمات ملى بهره‌مند مى‌شوند، ولى عملا و علنا در خدمت بیگانه هستند و گویا سخنگوى آنها مى‌باشند و اندیشه‌هاى شوم آنها را در نوشته‌ها و سخنان خود پیاده مى‌کنند چرا توجه ندارید به مصالح خودتان؟! آن روزى که این‌ها بیایند و سلطه پیدا کنند، معلوم نیست با شماها چه خواهند کرد.

(ما میل نداریم که شماها، جوانانى که مى‌توانید براى این ملت ذخیره باشید، تباه شوید، تباه فکرى بشوید و بعد هم تباه جانى.(۱۶) انتظار این پدر پیر از فرزندان خود، تنها اصلاح و هدایت خودشان نیست، بلکه از آنها مى‌خواهد که دیگران را هم ارشاد کنند؛ نوباوگانى که بى‌خبر هستند و از دام صیادان شیاد اطلاعى ندارند. از این رو مى‌فرمایند: (نصیحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج، آن است که از راه اشتباه برگردید و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهورى اسلامى خدمت مى‌کنند، متحد شوید و براى ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شر مخالفین نجات پیدا مى‌کند و همه با هم به زندگى شرافتمندانه ادامه دهید تا چه وقت و براى چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصى(حزبى) خود، فکر نمى‌کنند(۱۷) شما جوانان عزیز هشیار، با دوستان داخل کشور خود دست به دست هم دهید و این نوباوگان بی‌خبر را ارشاد(کنید) و از دام صیادان شیاد برهانید.(۱۸)

عوامل خودباختگى و خودباورى از دیدگاه امام(ره)

زمانى که مردم مسلمان ایران به زور زیر سلطه اجانب و دست نشانده‌هاى آنان زندگى مى‌کردند و مجبور بودند افکار نادرست غربى را در کشور‌شان تحمل کنند، با دمیدن صبح انقلاب اسلامى و نفس مسیحایى حضرت امام، مردم ایران به اصالت و هویت واقعى خود بازگشتند و با افشاگرى امام عزیز، به پوچى ابرقدرت‌هاى شرق و غرب پى بردند. در این رابطه امام راحل فرموده‌اند:

(ما از اروپائیان چنان وحشت کردیم که یکسره خود را باخته و علومى که خود در او تخصص داریم و اروپائیان تا هزار سال دیگر نیز به او نرسند به سستى تلقى مى‌کنیم. کسى که منطق الشفا و حکمه الاشراق و حکمت متعالیه صدراى شیرازى دارد، به منطق و حکمت اروپا چه احتیاج دارد.(۱۹) و نیز خطاب به روساى اسلام فرمودند:

(الان بر روساى اسلام، بر سلاطین اسلام بر روساى جمهور اسلام (روساى احزاب داخل کشور) تکلیف است که این اختلافات موسمى جزیى را که گاهى دارند این اختلافات را کنار بگذارند… اگر همه با هم همدست بشوند، هفتصد میلیون مى‌گویند این جمعیت، اما هفتصد میلیون متفرق به قدر یک میلیون هم نیستند، هفتصد میلیون متفرق به درد نمى‌خورد. هزارها میلیون متفرق هم به درد نمى‌خورد. اما اگر این هفتصد میلیون، دویست میلیونش، چهارصد میلیون با هم دست بدهند، دست برادرى بدهند حدود و ثغورشان را حفظ کنند… در مصالح اسلامى که مشترک بین همه است با هم توحید کلمه کنند اگر اینها توحید کلمه کنند، دیگر یهود به فلسطینى طمع نمى‌کند، دیگر هند به کشمیر طمع نمى‌کند، براى این است که نمى‌گذارند شما متحد بشوید)(۲۰) ایشان خطاب به مردم عزیز ایران فرمودند: (مجاهدت شما جوانان و مسلمین برومند ایران همه طبقات که با وحدت کلمه دست اجانب را کوتاه کردید، الگویى است براى همه مستضعفین. من امیدوارم که همه مستضعفین که زیر بار مستکبرین هستند، بواسطه این مجاهدات شما به خود بیایند و خودشان را نجات بدهند.)(۲۱) رهبر معظم انقلاب قدرت اقتصادى مسلمان‌ها را یک حربه کارى علیه جهانخواران مى‌دانستند و تاکید داشتند که مسلمانان هم از نیروى خدادادى نفت بر علیه آنها استفاده کنند. مى‌فرمودند: (اگر چند مدتى شیرهاى نفت به روى غرب بسته شود، آنها تسلیم شما مى‌شوند. آنها محتاج به نفت شما هستند، زمان جنگ عراق بر ایران در سال ۶۵ یا ۶۴، ایران یکى از پایانه‌هاى نفتى کویت را مورد هدف قرار داد(به خاطر همکارى کویت با عراق در جنگ… ). چند روز بعد جرائد نوشتند که آمریکا به خاطر بمباران پایانه کویت، حدود یک هزار میلیون یا میلیارد خسارت دیده است. این همان نکته‌اى است که امام به آن اشاره فرموده بودند. در رابطه با عرضه(اسلام آمریکایى) اعتقادشان بر این بود که این نوع از اسلام از پیچیدگى خاص برخوردار مى‌باشد که به راحتى قابل شناسایى نیست. مى‌فرمودند: (اى کاش همه تجاوز جهانخواران همانند تجاوز شوروى به کشور مسلمان و قهرمان‌پرور افغانستان علنى و رو در رو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم مى‌شکستند، ولى راه مبارزه با اسلام آمریکایى، از پیچیدگى خاصى برخوردار است که تمامى زوایاى آن باید براى مسلمانان پابرهنه روشن گردد.)(۲۲)

رهبر کبیر انقلاب اسلامى، همیشه آرزو داشتند که دو مرکز مهم حوزه و دانشگاه با هم و در کنار هم باشد تا به وسیله علم و آگاهى آنها، مردم مسلمان هم از آگاهی‌هاى لازم بهره‌مند شوند و همه با هم در جهت منافع کشور و بر ضد دشمنان اسلام به فعالیت بپردازند: (و از نقشه‌هاى اجانب، کوشش در جدایى این دو قطب و تفرقه‌اندازى بین این دو مرکز حساس آدم‌ساز بوده و هست جدا کردن این دو مرکز در مقابل آنها را یکدیگر قرار دادن اینها را در مقابل هم قرار دادن و در نتیجه خنثى کردن فعالیت آنان در مقابل استعمار و استعمارگران از بزرگترین فاجعه‌هاى عصر حاضر است.(۲۳) این سخنان گهربار که برگرفته از قرآن کریم مى‌باشد، همیشه باید سرلوحه همه اقشار ملت مسلمان و انقلابى ایران قرار بگیرد. قرآن مى‌فرماید: (و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین)(۲۴) و همه با روح وحدت ایمان پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع(که موجب تفرقه اسلام است) نپوئید که در اثر تفرقه ترسناک و ضعیف شده، قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد؛ بلکه همه باید یکدل(در راه خدا) پایدار و صبور باشید که خدا همیشه با صابران است.

اگر در همه جوامع اسلامى، روشنگرى و افشاگرى مثل روشنگری‌ها و افشاگری‌هاى حضرت امام صورت مى‌گرفت، مردم مسلمان جهان خصوصا نسل جوان دنباله روى آداب و سنت‌هاى غلط غرب و اروپا نمى‌شدند، برخى مشکلات اخلاقى و روحى براى جامعه ببار نمى‌آمد و نسل جوان که سرمایه مهم و ذى‌قیمت هر کشور مى‌باشند دچار سر در گمى و خودباختگى محض نمى‌گردید.

با توجه به دنیاى امروز غرب و اروپا که حدود هفده میلیون انسان مبتلا به (ایدز) دارد و یا تمدن فعلى که در آن به سرمایه‌گذارى بیش از (شخصیت‌گذارى پرداخته شده) و در نتیجه طغیان و عصیان و احساس پوچى در نسل جوان (نظیر ایجاد حزب سبزها در آلمان) ایجاد کرده و سبب نگرانى و یأس دانشمندان و محققان گشته(۲۵) و (گرایش به هیپى‌گرى و پانکیسم و غیره که دستاورد دنیاى فریبنده و به ظاهر متمدن امروز است) آیا باز هم کسانى مى‌خواهند به دنبال آداب و فرهنگ غربى بروند و ترقى و تمدن را از آنجا به ارمغان بیاورند؟(یا دست به اصلاح جامعه خود بزنند؟!)

ایمان به خدا، همان نیرویى که مردم مسلمان را با مشت و دست خالى به میدان‌هاى مبارزه مى‌کشاند، مورد توجه حضرت امام بود که بارها در سخنانشان به آن اشاره مى‌کردند که نباید از این نیرو غافل بشویم. (… این‌ها همه چیزهایى است که روى یک نقشه‌اى درست شده است که ماها از مقدرات کشورمان غافل بشویم… اینها دیدند که اینها با مشت خالى لکن با ایمان، با ایمان به خدا آمدند به میدان و قدرت‌هاى بزرگ را شکست دادند و همه را بیرون کردند. دستشان را قطع کردند. اینها الان لمس کردند که آنى که اینها را شکست داد، این ایمانى بود که این جوان‌ها داشتند و این توجهى بود که به اسلام داشتند.)(۲۶)

همان طور که رسول گرامى اسلام فرموده‌اند، اسلام بالاتر از همه چیز است(الاسلام یعلو و لا یعلى علیه)(اسلام قدرت کوبنده‌اش را نشان داد… اجانب احساس کردند جنبه کوبنده اسلام را و مى‌خواهند در جنبه سازنده‌اش اخلال کنند. ما به جنبه کوبنده اسلام تا اینجا رسیدیم. باید جنبه سازنده‌اش را هم به دست ملت با پشتیبانى خداى تبارک و تعالى، شروع و به اتمام برسانیم. بدخواهان نمى‌خواهند ببینند که جنبه سازنده اسلام، نمایش پیدا کند در دنیا تا مکتب‌هاى دیگر را دفن کنند.)(۲۷)

امروز حکام غربى به عظمت اسلام اذعان دارند و معتقد هستند که اسلام تنها مکتبى هست که کمونیست را شکست داد. در حالى که ما از آنها شکست خورده بودیم، چرا که اسلام هم به دنیا توجه دارد و هم به آخرت توجه دارد. در همین راستا، استعمار تمام نیروى خود را به کار گرفته است تا برنامه‌هاى مترقى اسلام را نامناسب با جهان امروز نشان بدهد. لذا با پایین آوردن ارزش‌هاى اسلامى توسط عمال خودفروخته داخلى چنین وانمود مى‌کند که احکام اسلامى، اشباع‌کننده خواسته‌هاى ملل مترقى امروز نیست.)

راهنمایى‌هاى روشنگرانه امام راحل براى رسیدن به خودباورى

(اى مسلمانان و ‌اى مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خداى بزرگ روى آورید و به اسلام پناهنده شوید و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملت‌ها پرخاش کنید.)(۲۸)

قرآن کریم مى‌فرماید: (و نومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقى)(۲۹) پس هر کس به راه ایمان و پرستش خدا گراید به رشته محکم و استوارى چنگ زده که هرگز نخواهد گسست. باز مى‌فرماید: (الله ولى الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الى(۳۰) النور) خدا یار اهل ایمان است، آنان را از تاریکى‌هاى جهان بیرون آرد و به عالم نور برد.

امام امت در همه سخنرانى‌هاى خودشان مردم را دعوت به سوى عزت اسلامى مى‌کردند و مکرر مى‌فرمودند که اگر به آغوش(اسلام ناب محمدى)(صلى الله علیه و آله و سلم) باز گردید. سیادت بر دنیا خواهید داشت: (بر شما جوانان مسلمان لازم است که در تحقیق و بررسى حقایق اسلام در زمینه‌هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و غیره اصالت‌هاى اسلامى را در نظر گرفته و امتیازاتى که اسلام را از همه مکاتب دیگر جدا مى‌سازد، فراموش نکنید. مبادا قرآن مقدس و آئین نجاتبخش اسلام را با مکتب‌هاى غلط و منحرف‌کننده‌اى که از فکر بشر تراوش کرده خلط نمائید).(۳۱)

طنطاوى مفسر اهل سنت در تفسیرش مى‌گوید: انحطاط مسلمین و ترقى اروپا از یک نقطه شروع شد و آن اعراض از دین است. لازم به توضیح است که دین اروپائیان غالبا مانع ترقى علمى و اکتشافى و اختراعى آنها مى‌شد، به عنوان مثال گالیله در کشف خود نتوانست موفق بشود، زیرا کلیسا او را متهم به کفر کرد، ولى اسلام همیشه مشوق علم آموزى و ابداع و اختراع بوده است، به طورى که در جنگ‌هاى صدر اسلام حضرت پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) در مقابل تعلیم اسرا آنان را بدون فدیه دادن آزاد مى‌کردند. آنچه که تمام انقلاب‌ها را رو به سوى کندى مى‌برد، برگشتن از اصول آن انقلاب است. به عبارت دیگر فراموش کردن اهداف انقلاب و غرق شدن در کارهایى که جلوى حرکت تند چرخ‌هاى انقلاب را مى‌گیرد و مانع بر سر راهش ایجاد مى‌کند. امام بزرگوار سفارش اکید داشتند که دولتمردان انقلاب اسلامى از اصول انقلاب و ولى نعمت‌هاى خود غافل نباشند، چرا که مردم به مسئولین نظام اعتماد کرده و حراست و حفاظت اصول نظام اسلامى را که خون‌بهاى هزاران شهید و جانباز است به دست آنها سپرده‌اند، ایشان در این رابطه فرموده‌اند: (شما آقایان محترم، با مجاهدات و تجنب از هواهاى باطل، حب دنیا را از دل بیرون نمائید تا شایسته خدمت به احکام نورانى آسمانى گردید.)(۳۲)

آگاهان هر جامعه در پیشرفت آن جامعه نقش موثرى دارند. از این رو تلاش و خداى ناکرده کوتاهى آنها نیز موثر مى‌باشد و خسارت‌هایشان جبران‌ناپذیر. لذا سفارش مى‌کنند که: (دانشگاهى نباید خود را بى‌نیاز از حوزه‌ها بداند، به بهانه این که در زمینه علوم تجربى درجه‌اى از دانش دست یافتند و توانستند اداره امور را به دست گیرند دیگر نیاز به حوزه نیست. همان گونه که وجود دانشگاه براى کشور بایسته است وجود حوزه بایسته‌تر مى‌نماید و اداره کشور بى‌وجود روحانیت باعث شکست در برنامه‌هاى اجرایى است)(۳۳) این دو قشر مهم جامعه باید در هر حال مکمل یکدیگر باشند. این دو قشر مى‌توانند کاستى‌هاى یکدیگر را گوشزد نموده با همدلى و همراهى و ارائه نظرات و پیشنهادات مفید در رفع آن بکوشند. آنگاه مى‌توان گره‌هاى کور کشور را گشود. رسیدن به چنین نقطه‌اى چندان دور از دسترس نیست. از دست دادن این فرصت‌ها در این راه جبران‌ناپذیر خواهد بود.(اگر این نهضت شکست بخورد، تا آخر دیگر ایران روى خوش به خودش نمى‌بیند. همه مسئول هستید، من یک طلبه، با شماى دانشگاهى فرق نداریم، هر دو مسئول هستیم.)(۳۴)

امام امت با راه‌کارهاى خاصى که بنا نهادند، پرچم مبارزه را بر علیه تمام مستکبران و جهانخواران برافراشتند و پیروز گشتند و بار دیگر مسلمانان جهان عظمت واقعى اسلام را به چشم خود دیدند و قدرت آن را لمس کردند. علاوه بر پیروزى مردم مسلمان ایران، این حرکت اسلامى مردم جهان را امیدوار ساخت که مى‌توانند خود را از دست استعمارگران نجات بدهند. غیرت دینى در همه زمان‌ها وسیله تحرک براى انسان‌هاى آزاده و مذهبى بوده است حتى افراد غیر مذهبى هم به قدرت و اقتدار دین اذعان دارند، گرچه خودشان پابند نیستند؛ همین نیروها انسان‌هاى تحت سلطه وستم را به اربابان جامعه تبدیل مى‌کنند.

هیتلر مى‌گوید: ما عقیده داریم که اگر احساس مذهبى در یک قوم تقویت شود، لااقل مى‌تواند آن ملت را مافوق درجه انسانى قرار دهد. زیرا ایمان داشتن به یک چیز، اساس آزادى فکر و رها ساختن او از قید اسارت است اگر امروز پایه‌هاى احساس مذهبى را استوار نگاه دارند در صورتى که معتقدات مذهبى با اصول یک تعلیم و تربیت درست هم‌آهنگ باشد، این روش پایه‌هاى معتقدات مردم را مستحکم مى‌کند. و در تصفیه اخلاق و عادات عمومى موثر است.(۳۵) امید است انشاءالله به یارى خداوند بزرگ و عمل به احکام نجاتبخش اسلام عزیز، بتوانیم سایر مردم مسلمان و غیر مسلمان جهان را نیز از دست استعمارگران ظالم نجات بدهیم. على رغم همه تبلیغات پر سر و صداى غرب علیه اسلام، در گوشه و کنار جهان نغمه‌هاى امیدبخش به گوش مى‌رسد. جورج نیلسن مى‌نویسد: خطر بزرگ دیگرى که موجبات نگرانى اروپائیان را فراهم آورده، مسئله مهاجرین فعلى اروپا به عنوان تهدیدى جدى و بالقوه و مهاجرت مسلمانان به اروپا است که خواستار شغل و مسکن و امکانات رفاهى شده در عین حال حاضر نباشند جذب فرهنگ و نحوه زیست کشور میزبان شوند. و نیز مى‌نویسد: بیشتر اندیشمندان غربى با تسلط سیستم آکادمیک سکولار، خاصه در زمینه جامعه شناسى بر این تصور بودند که اقلیتهاى قومى و مذهبى نیز به زودى در سکولاریزم حل خواهند شد، اما چنین تصورى محقق نشد؛ بلکه به گفته او در نیمه دوم دهه هشتاد میلادى، شاهد رشد سریع انتشار کتاب‌ها و مقاله‌هاى مختلف در خصوص مسلمانان اروپا هستیم. البته عامل قدرت مذهبى با آنچه که در خاورمیانه مى‌گذشت بى‌ارتباط نبود.(۳۶) زمانى که امام عزیز مى‌فرمودند ما انقلابمان را صادر مى‌کنیم، بعضى از افراد کوته فکر خیال مى‌کردند اگر ایران را درگیر جنگ بکنند یا مرزهاى ایران را کنترل بکنند مى‌توانند مانع صدور انقلاب بشوند. (بروس موزلیش) در کتاب خمینى مخفى مى‌نویسد: امام خمینى رهبرى است که مناسبترین زمانى را براى فعالیت سیاسى خود انتخاب کرده و انقلاب اسلامى در پى خود(انقلاب پنهان) دارد که با رهبرى امام به تمام جهان سرورى خواهد یافت.(۳۷) خطر صدور انقلاب اسلامى براى غرب از همه سلاح‌هاى مرگبار شکننده‌تر است، چرا که به قول قرآن کریم خواب و راحتى را از آنها گرفته است. قرآن کریم مى‌فرماید: (و لاتهنوا فى ابتغاء القوم ان تکونوا تألمون فانهم یألمون کما تألمون و ترجون من الله ما لا یرجون و کان الله علیما حکیما)(۳۸) و نباید (از تعقیب کردن) در کار دشمنان سستى و کاهلى کنید که اگر شما از آنان به رنج و زحمت مى‌افتید، آنها نیز از دست شما رنج مى‌کشند، با این فرق که شما به لطف خدا(و بهشت ابد) امیدوارید و آنها (چون بى‌ایمانند به خدا و اجر قیامت) امیدى ندارند و خدا دانا و حکیم و (کریم) است و امیدواران را محروم نمى‌سازد.

علامه محمد تقى جعفرى(ره) در آخر نوشتارشان به قطعنامه کنگره‌اى که از سوى انجمن دولتى حقوق تطبیقى دانشگاه حقوق پاریس نوشتند، اشاره کرده‌اند به این مطلب که: (در پایان این کنفرانس‌ها، قطعنامه‌اى به امضاى کنگره… رسانیدند که همه آنان عظمت و استحکام فقه اسلامى را تصدیق کردند و صلاحیت آن را براى پاسخگویى همه جوامع بشرى اعلام نمودند.)

کلام خودمان را با سخن دیگر از امام راحل به پایان مى‌برم که فرمودند: (ما به تمام جهان تجربه‌هایمان را صادر مى‌کنیم و نتیجه مبارزات با ستمگران را بدون کوچکترین چشمداشتى به مبارزان راه حق انتقال مى‌دهیم و تمامى آزادیخواهان باید با روشن‌بینى و روشنگرى، راه سیلى زدن بر گونه ابرقدرت‌ها، خصوصا آمریکا را بر مردم سیلى خورده کشور مظلوم اسلامى و جهان سوم، ترسیم نمایند.)

از خدا مى‌خواهیم این قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروى به صدا درآوریم.

پى‌نوشت‌ها

۱ ـ خودباورى و خود باختگى از دیدگاه امام، ص۷۷؛
۲ ـ مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج۵، ص۱۳۵؛
۳ ـ خودباورى و خود باختگى از دیدگاه امام، ص۳۷؛
۴ ـ همان، ص۷۷؛
۵ ـ نبرد من، هیتلر، ص۲۳۱؛
۶ ـ جهان اسلام از دیدگاه امام خمینى(ره)، ص۴۸؛
۷ ـ مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج۳، ص ۳۷۱؛
۸ ـ همان، ج۱، ص۵۳؛
۹ ـ همان، ج۳، ص۳۶۱؛
۱۰ ـ همان، ج۳، ص۳۶۷؛
۱۱ ـ همان، ج۳، ص۳۵۸؛
۱۲ ـ جهان اسلام از دیدگاه امام خمینى(ره)، ص۱۴۴؛
۱۳ ـ همان، ص۳۵۷؛
۱۴ ـ همان، ص۳۵۹؛
۱۵ ـ همان، ص۳۶۴؛
۱۶ ـ همان، ص۳۶۶؛
۱۷ ـ همان ، ص۳۶۸؛
۱۸ ـ همان ، ص۳۷۱؛
۱۹ ـ همان ، ص۳۶۹؛
۲۰ ـ خودباختگى و خودباورى از دیدگاه امام خمینى(ره)، ص۳؛
۲۱ ـ جهان اسلام از دیدگاه امام خمینى(ره)، ص۱۵؛
۲۲ ـ صحیفه نور، ج۱، ص۵۲؛
۲۳ ـ مجموعه مقالات، ج۶، ص۳۳۶؛
۲۴ ـ همان، ج۱، ص۵۶؛
۲۵ ـ سوره انفال، آیه۴۶؛
۲۶ ـ تمدن اسلامى از دیدگاه امام(ره)، ص۱۱۰؛
۲۷ ـ جوانان از دیدگاه امام(ره)، ص۳۱۴؛
۲۸ ـ جهان اسلام از دیدگاه امام(ره)، ص۱۶۴؛
۲۹ ـ همان، ص۳۷ و ۱۰۷؛
۳۰ ـ سوره بقره، آیه۲۵۶؛
۳۱ ـ سوره بقره، آیه۲۵۶
۳۲ ـ جهان اسلام از دیدگاه امام(ره)، ص۴۹؛
۳۳ ـ همان، ص۱۴۴؛
۳۴ ـ مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج۳، صفحه ۳۵۷؛
۳۵ ـ مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره)، ج۳، ص۳۷۷؛
۳۶ ـ نبرد من ، هیتلر، ص۲۶۸؛
۳۷ ـ مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت سالگرد امام(ره) ج۳، ص۴۵۲؛
۳۸ ـ مجله پاسدار اسلام، بهمن ۱۳۷۵؛
۳۹ ـ سوره نساء آیه۱۰۴؛
منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۲۲۲؛ فاطمه وثوقى

دوستى دختر و پسر در دانشگاه‌ها

محمد رضا احمدى

روابط دختر و پسر

مدت ها است این مسأله فکرم را مشغول کرده است که با جامعه اى که هر روز را در آن به شب مى رسانم، چه کنم. اتفاقاتى که در دانشگاه مى افتد و روابط پسرها و دخترها که بسیارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بى فرهنگى است یا بى ایمانى؟ نمى دانم ناشى از چیست؛ ولى در جامعه ما که اسلامى است، واقعاً غیر قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنین حرکات و روابطى را نمى پسندد. خودشان استدلال مى کنند در اسلام گفته شده است دو نفر که یکدیگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااین استدلال بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه با هم قدم مى زنند و یا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بیش تر، بدون اطلاع خانواده ها در خلوت باهم صحبت مى کنند. آیا در احکام دینى چنین چیزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظیفه ما در این موقعیت چیست و چه باید بکنیم؟

گاهى اوقات فکر مى کنم کاش در دانشگاه ها دخترها و پسرها را جدا مى کردند؛ ولى باز با خودم مى گویم آن وقت این اتفاقات در پنهان مى افتاد و شاید بدتر از این مى شد. واقعاً علت چیست و چه باید کرد؟

دوست دارم به این گونه افراد گفته شود فکر نکنند شجاعت به خرج مى دهند و در جلوى چشم هاى نامحرمان و پسرهاى دیگر با یکدیگر قدم مى زنند یا دست مى دهند و یا شانه به شانه راه مى روند. م.ا/ریاضى محض محقق اردبیلى

توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعایت ارزش ها و هنجارهاى دینى و اخلاقى در محیط دانشگاه و احساس مسؤولیت تان در برابر برخى نابهنجارى ها، قابل تقدیر و تحسین است. در این نامه سه پرسش اصلى به چشم مى خورد:

  1. آیا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن ها را محرم مى کند؟
  2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه ها ناشى از چیست و چرا گسترش یافته است؟
  3. وظیفه و مسؤولیت ما در این موقعیت چیست و چه باید کرد؟

در پاسخ سؤال اول باید یاد آور شد آنچه سبب ایجاد پیوند زناشویى مى شود، خواندن صیغه عقد از سوى زن و مرد یا وکلاى آن ها و با اجازه اولیاى آن ها و حفظ شرایط آن است؛ در غیر این صورت، سببى براى ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آن ها نیست. معمولاً دوستى هاى قبل از ازدواج براى کامیابى هاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مى گیرد؛ نخستین چیزى که در این گونه روابط از دست مى رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکى است و باید از چنین روابطى که بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه و بدون اطلاع خانواده ها به بهانه شناخت بیش تر صورت مى گیرد، جداً پرهیز کرد. بنابراین، پاسخ سؤال اول منفى است.

در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مى توان اشاره کرد:

  1. عدم ارضاى صحیح غریزه جنسى

بى تردید ایام جوانى، ایام بیدارى غریزه جنسى و گرایش به جنس مخالف است. در این ایام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سایه مى افکند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثیر قرار مى دهد و سبب تحریک پذیرى وى در برخورد با جنس مخالف مى شود. طبیعى است این نیاز درونى باید به طور صحیح و مطلوب ارضا و تأمین شود. راه قابل قبول آن نیز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلایل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى – نظیر بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده ها و توجه به برخى تشریفات غیر لازم، معضل اشتغال و آینده شغلى جوانان، ادامه تحصیل آن ها و عدم وجود امکانات و شرایط مالى مناسب برخى خانواده ها – سن ازدواج دختران و پسران افزایش یافته و در نتیجه ارضا و تأمین عاقلانه و صحیح این غریزه سرکش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف کشیده شده است. بنابراین، این گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دینى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوییم به یک بحران اجتماعى تبدیل شده دست کم مى توان آن را یک معضل اجتماعى نامید. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا کنون نتوانسته با فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان از گسترش این رفتارهاى نادرست پیشگیرى کند.

  1. احساس نیاز به محبت

در این سنین جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند. اریکسون، یکى از روان شناسان غرب، مى گوید: جوان در این مرحله مى خواهد روابط دوستانه نزدیکى با دیگران پیدا کند؛ ارزشمندترین و مهم ترین هستى و دارایى اش را به فردى دیگر هدیه دهد؛ در پى یافتن هویتى جدید است و گمان مى کند خانواده و والدینش نمى توانند از وى حمایت کنند. بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگى به خوبى تأمین نشود یا لطمه بیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه اش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت دیگر، دختر و پسرى که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهایى کنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مى شوند؛ به راحتى در دام افراد شیاد مى افتند یا حداقل میل متقابل آن ها و جنس مخالف سبب مى شود آن ها به بهانه هاى مختلف از قبیل آشنایى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه یا ناخودآگاه در جهت تأمین و ارضاى این نیازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غیر قابل قبول که مشاهده اش شما را مى رنجاند.

  1. الگو گرفتن از منابع غیر خودى

متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزش ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محیطهاى غیر خودى و غیر اصیل جوامع دیگر مى گیرند. بى تردید گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نیز گسترش و توسعه تکنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پدیده جهانى شدن در همه عرصه هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و…» در این خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بیگانه نقش اساسى دارد. این امور سبب مى شود جوانان فرهنگ ها و ارزش هاى دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان این که این گونه روابط عامل رشد و نشانه کمال و جرأت و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روى آورند. در این میان، مسأله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود براى همسالان نقشى عمده ایفا مى کند. برخى براى این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار گیرند و یا دست کم بى عرضه و بى جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر مى گردند و با آن که به خوبى از عواقب سوء این کارها آگاهند، از آن دست نمى کشند.

اما در پاسخ به سؤال سوم شما و این که در وضعیت حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعى چه باید کرد؟ به نظر مى رسد باید متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در این مسأله عبارت است از:

الف) ارضاى صحیح و مشروع این غریزه معقول ترین راه براى نجات یافتن از این گونه رفتارهاى نابهنجار یا کج روانه است.

ویل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمین، درباره ازدواج مى نویسد: اگر راهى پیدا شود که ازدواج در سال هاى طبیعى انجام گیرد، بیمارى هاى روانى و انحرافات جنسى که زندگى را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل خواهد یافت. شاید به همین جهت است که در آموزه هاى دینى مان تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأکید قرار گرفته است. این دستورها و تشویق ها گویاى آن است که مى توان با ازدواج از بسیارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غیر مشروع دو جنس پیشگیرى کرد.

البته این موضوع به تلاش همگانى خانواده ها و مسؤولان و اصلاح نگرش ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانواده ها و حکومت وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند.

ب) تحکیم روابط خانوادگى و ایجاد فضاى عاطفى مثبت بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضاى خانواده عامل پیشگیرانه دیگرى است که مى تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تأمین نیاز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زیرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه کافى روبه رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفى را در بیرون خانه جست و جو مى کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیرى احساسات غریزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى دهند. بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانى را باید با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تأمین کرد و بإ؛ئئ یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعالیت هاى دسته جمعى به این نیاز درونى پاسخ مثبت داد.

ج) خود کنترلى: خود کنترلى مى تواند جوانان جویاى رشد و کمال و عفت و پاکى همچون شما را در این فضاى آلوده حفظ کند. با کنترل چشم، گوش و دیگر حواس و نیز کنترل افکارى که در این زمینه شکل مى گیرد، مى توان از تأثیر گذارى روابط ناسالم دیگران تا حدود زیادى جلوگیرى کرد. مطمئناً هر چه بیش تر ذهن و حواس خود را در این زمینه مشغول سازیم، بیش تر تأثیرپذیر خواهیم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامه ریزى صحیح پرکنید و با پرهیز از بیکارى و تنهایى و توجه به این صحنه ها، به وظیفه اصلى و مهم دوران دانشجویى که همان تحصیل علم است، بپردازید.

در پایان باید یادآور شد، برخى از عزیزان و جوانان از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مى تواند به اصلاح و تغییر رفتار آن ها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آن ها نقشى تعیین کننده دارد.

کتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقیمى حاجى از انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه علمیه قم مى تواند را هنماى خوبى در این زمینه باشد. کتاب دیگرى که در این زمینه سودمند مى نماید، «تحلیل تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران»، نوشته على اصغر احمدى است که به وسیله سازمان انجمن اولیا و مربیان منتشر شده است.

منبع: ماهنامه پرسمان اردیبهشت ۱۳۸۲