خضوع و خشوع

نوشته‌ها

آداب زیارت

اشاره:

رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد؛ مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و … که شناخت و مراعات آنها، آن امر را موفقیت آمیز تر می سازد و عامل را به هدف نزدیک تر می سازد.از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاورد های معنوی زیارت کامیاب تر می سازد و هم تربیت کننده است و مایه ارتباط روحی بهتر  که در این نوشتار به این امر پرداخته شده است.

آداب زیارت، برخی ظاهری است و برخی باطنی. در کتب حدیث هم عنوان آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از اعمال و سنن مطرح شده است. بی شک همان آداب ظاهری هم به حصول توجّه قلبی و آداب باطنی کمک می کند.

کیفیت زیارت کردن و جزئیات زیارت خواندن و کمّ و کیف تشرّف و دیدار معنوی را نیز باید از اولیای دین آموخت. امام صادق(علیه‌السلام) به محمد بن مسلم ـ که از اصحاب بزرگ اوست چنین دستورالعمل می دهد:

«هر گاه به زیارت مرقد امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) رفتی، غسل زیارت کن، پاکیزه ترین جامه هایت را بپوش، بوی خوش و عطریات استعمال کن، با آرامش و وقار و آرام آرام حرکت کن ، وقتی به باب السّلام رسیدی، رو به قبله بایست و سه بار تکبیر بگو، آن گاه زیارت را بخوان…».[۱]

این نکات، از جمله آداب ظاهری زیارت است.

مرحوم کلینی در کتاب کافی، مرحوم شهید اول در کتاب دروس و همچنین مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، آداب فراوانی برای زیارت نقل کرده اند.

آنچه در ین نوشته می خوانید، برخی از مهم ترین آن آداب، با تبیینی روشن و شرح و بسط آن است.

  1. غسل زیارت

برای حضور در حرم ها، زائر باید پاک باشد، هم پاکی ظاهری، هم درونی. غسل زیارت از آنجا که به عنوان یک عمل عبادی انجام می گیرد، علاوه بر تمیزی جسم و لباس، طهارت روح و روان را هم در پی دارد. هم قبل از آغاز سفر زیارتی و هنگام بیرون رفتن از خانه و شهر و پیش از شروع مسافرت مستحب است، هم قبل از تشرف به حرم های مطهّر معصومان:

غسل، یک طهارت جسمی است، ولی صفای روحی و معنوی هم دارد؛ چون همراه با نیت، ذکر خدا و دعاست و تنها دوش گرفتن و شستن بدن نیست؛ مثل وضو که صرف شستن صورت و دست ها نیست. نورانیت و آثار معنوی و روحی آن در سایه توجه و قصد قربت و عبادت فراهم می شود. وضو به عنوان مقدمه نماز و غسل به عنوان مقدمه زیارت است.

در زیارت هفتم امام حسین (علیه السلام) که حضرت صادق(علیه‌السلام) به صفوان جمّال آموخته، حضرت می فرماید: وقتی خواستی به زیارت بروی، از آب فرات غسل کن و هنگام غسل بگو: بسم الله و بالله، اللهم اجعله نوراً و طهوراً و حرزاً و شفاءً مِن کُلِّ داءٍ وَ سُقمٍ و آفهٍ و عاههٍ، الّلهم طهّر به قلبی و اشْرَح به صَدری و سهّل به اَمری.

با این دعا و امثال آن، هم کار با نام و یاد خدا آغاز می شود، هم طلب نورانیت و پاکی و شفا و یمنی است و هم دعا برای طهارت قلب و شرح صدر و آسانی کار.

غسل زیارت، یک معنی نمادین هم دارد؛ یعنی شستشوی جسم و تمیزی بدن، نمادی از طهارت روح است: «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام».

کسی که برای تشرف به حرم آلایش جسمی را می زداید، آلایش روح را هم باید بشوید تا هم با جسم پاک، هم روح پاک، هم لباس نو، هم با روحیه نو تشرف یابد؛ چرا که توبه و خشوع، لباس روح است. در احادیث توصیه شده وقتی زائر از غسل فارغ شد، جامه پاک و تمیز بپوشد و دو رکعت نماز بخواند و با ذکر خدا و «الله اکبر» و «لااله الا الله» و با قدم های کوچک به طرف مزار برود. همه اینها در تأمین حال معنوی مؤثر است. برای غسل زیارت، دعاهای دیگری نیز وارد شده است.

طهارت روحی شرط ارتباط با پاکدلان و پاک جانان و حضور در اماکن مقدس است. رعایت این ادب در حال حیات امامان هم مورد تأکید است. چند نفر در مدینه قصد تشرّف به حضور امام صادق(علیه‌السلام) داشتند. در راه یکی از اصحاب از کوچه ی بیرون آمد و به این جمع پیوست؛ در حالی که جنب بود و اینان نمی دانستند. وقتی خدمت امام رسیدند و سلام دادند، حضرت خطاب به آن شخص فرمود: آیا نمی دانی که سزاوار نیست شخص جنب به خانه انبیا وارد شود؟ او برگشت و بقیه به خدمت امام شرفیاب شدند.[۲]

امام صادق(علیه‌السلام) توصیه فرموده است: هر گاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان(علیه‌السلام) رفتی، وضو بگیر، غسل کن و با آرامش راه برو. امام هادی(علیه‌السلام) نیز به موسی بن عبدالله نخعی ـ که از آن حضرت، زیارتی کامل و جامع برای هر یک از ائمّه درخواست کرد، و حضرت هم زیارت جامعه را به او آموخت ـ قبل از بیان متن زیارت فرمود: هر گاه به آستانی مرقد آن حضرت رسیدی، بایست در حالی که با غسل هستی، شهادتین را بگو و اذن دخول بخوان …، و آداب دیگر. در حدیثی هم که صفوان جمال از حضرت صادق(علیه‌السلام) می پرسد: امیرالمؤمنین را چگونه زیارت کنم؟ می فرماید: هر گاه اراده زیارت کردی، غسل کن، دو جامه تمیز و شسته شده ات را بپوش، عطر بزن و با بوی خوش به زیارت برو.[۳]

خوش بویی و تمیزی از اخلاق انبیاست و برای زیارت اولیای الهی تأکید بیشتری بر آن شده است.

جنبه دیگری غسل زیارت، به بعد اجتماعی آن مربوط می شود. معمولاً در تجمع ها و مسافرت ها، ممکن است بدن عرق کند، فضا از نظر بوی بدن و عرق پاها و غبار آلودگی زائران و … ناهنجاری هایی داشته باشد که تحمّل آن برای دیگران خوب و خوشایند نباشد. غسل زیارت، گامی برای ایجاد فضای مطلوب تر در اماکن زیارتی و در مجموعه های زائران است. ادب تشرف به محضر یک شخصیت والا ایجاب می کند که دیدار کننده با بهترین لباس و نیکو ترین وضع و هیئت و با آراستگی کامل برود تا ادای احترام کرده باشد. غسل پیش از زیارت، تا حدّی تامین کننده این هدف است و بدون آن نوعی بی احترامی می شود.

از امام صادق(علیه‌السلام) درباره «خذوا زینتکم عند کلِّ مسجد» پرسیدند، فرمود: «الغُسل عِندَ لقاءِ کُلِّ امامٍ»[۴].

آن حضرت غسل هنگام دیدار هر امام را مصداقی از آراستگی هنگام عبادت یا حضور در عبادتگاه به شمار می آورده است و این برای زائران درس تمیزی و خوش بویی و ادب ظاهری است.

  1. لباس تمیز و آراستگی و خوش بویی

پوشیدن جامه نو و لباس تمیز و استفاده از عطر، آداب دیگر تشرف به حرم های مطهّر است. در روایات، هم بر «ثوب جدید» تأکید شده، هم بر «ثوب نظیف» که می رساند تمیزی و تازگی هر دو مورد عنایت است. مرحوم فیض کاشانی به نقل از شیخ صدوق، یکی از آداب زیارت قبور ائمه در عراق و خراسان را همین نکته می داند؛ مثلاً در زیارت سید الشهدا(علیه‌السلام) می گوید:

«هر گاه به زیارت آن حضرت رفتی، از کنار فرات غسل کن، لباس های پاکیزه بپوش و پا برهنه به سوی حرم عزیمت کن».

ایشان در مورد زیارت حضرت کاظم(علیه‌السلام) در بغداد و زیارت امام رضا (علیه السلام) در طوس هم غسل و تمیزی و پوشیدن لباس نو را بیان می کند، و نیز در زیارت قبر عسکریین(علیه‌السلام) در سامرا هم همین توصیه را دارد: «… فاغتسِل و تَنَظَّفْ و البسْ ثوبَیک الطاهِرَینِ».[۵]

از آنجا که حالت روحی و جسمی و ظاهر و باطن در یکدیگر تأثیر متقابل دارند، نوع لباس و وضع ظاهری زائر در پدید آمدن حال مناسب روحی و ایجاد نشاط معنوی مؤثر است. لباس تمیز و نو هم همین اثر روحی را دارد. به علاوه، حرمت گذاری به شخصیتی که به دیدارش می رویم، بخشی هم در آراستگی ظاهر و مرتب و معطّر بودن لباس و سر و وضع جلوه می کند.

  1. وقار و طمأنینه

آرامش و وقار ظاهری، نشانه طمأنینه درونی است. رفتار شتاب زده هم گویای باطن آشفته و نابسامان است. در توصیه مربوط به زیارت آمده است که: با وقار و آرامش راه بروید، قدم ها را کوچک بردارید، حالت طمأنینه داشته باشید، با حالت ذکر و تسبیح و تکبیر، وارد حرم و مزار شوید. اینها جهات شکلی و آداب ظاهری است که در باطن و درون زائر هم اثر می گذارد.

پیاده رفتن بعضی از ائمه به سفر حج را شنیده اید؛ مثل امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) و امام کاظم(علیه‌السلام) . پیاده روی هم اثرگذار بر روح و درون است. صفوان جمال نقل می کند که با حضرت صادق(علیه‌السلام) همسفر بود، به کوفه که رسیدند، امام دستور داد تا مرکب را بخواباند و فرمود: اینجا قبر جدم امیرمؤمنان(علیه‌السلام) است. سپس حضرت غسل کرد، لباس دیگری پوشید، به طرفه تپه ای که قبر علی (علیه السلام) آنجا بود، راه افتاد و به صفوان فرمود: تو هم مثل من کن، گام هایت را کوچک بردار، نگاهت را به طرف پایین بگیر، متواضعانه راه برو… . سپس خودش با صفوان به طرف قبر حرکت کردند؛ در حالی که سکینه و وقار بر آن دو حاکم بود و تسبیح و تقدیس و تهلیل می گفتند، تا به قبر شریف رسیدند.[۶]

در حدیث دیگری، امام هادی(علیه‌السلام) هنگام آموختن زیارت جامعه کبیره به موسی بن عبدالله نخعی، پیش از بیان متن زیارتنامه به وی فرمود: هر گاه وارد حرم شدی و قبر را دیدی، بیست و سی بار، الله اکبر بگو، سپس کمی جلو برو، در حالی که همراه با آرامش و وقار باشی، فاصلی گام هایت را کوتاه کن، بیست، بازهم سی بار تکبیر بگو، سپس نزدیک قبر برو، چهل بار تکبیر بگو، سپس بگو: «السلام علیکم یا اهل بیت النبّوه..».[۷]

  1. خضوع و خشوع

از جمله آداب زیارت، داشتن خضوع و خشوع هنگام زیارت است. خشوع ، حالتی قلبی و درونی است که از معرفت و محبت به یک مقام و شخصیت در دل ایجاد می شود. تأثیر عظمت او در قلب، حالتی پدید می آورد که رعایت احترام در ظاهر را در پی دارد؛ حتی نوع ایستادن، نشستن، نگاه کردن، سخن گفتن، وارد و خارج شدن، همه تحت تأثیر آن حالت درونی است. پس خشوع قلبی، خضوع اعضا و جوارح را پدید می آورد. این هم از نمونه های دیگر «تأثیر درون بر برون» است.

هر چه معرفت به مقام پیشوا زیادتر باشد، خشوع دل هم عمیق تر و بیشتر و رعایت ادب و خضوع ظاهری هم افزون تر خواهد شد. اینکه بعضی هنگام خروج از حرم، عقب عقب می روند و حاضر نیستند پشت به ضریح کنند و بیرون روند، جلوه ای از همین خضوع و ادب ظاهری است که ریشه در درون دارد. همچنان که در نماز، اگر حضور قلب باشد، رعیت وقار ظاهری را در پی خواهد داشت، در زیارت هم چنین است. در زیارتگاه ها تنها با جسم و بدن به یک امام معصوم نزدیک نمی شویم، بلکه قرب روحی هم باید پیدا کنیم. زائر باید خود را در محضر امام حس کند و امام را ناظر و مراقب رفتارش ببیند و چنین تصور کند که از راه دور آمده و اجازه یافته به حضور معصوم برسد. در این حال، چه حالتی خواهد داشت؟

به علاوه، وقتی تربت پاک و مطهّر ولی خدا مقدس است، زائر باید به تناسب قداست مکان و جایگاه شئون آنجا را رعایت کند. خداوند به حضرت موسی فرمان می دهد که ای موسی! تو در وادی مقدس طور کفش هایت را درآور.[۸] همین نکته سبب شده که بزرگان در توصیه های خود بر بیرون آوردن کفش در حریم قدسی زیارت گاه ها، تأکید کنند و خودشان هم در عمل، پابرهنه به حرم ها مشرّف شوند. شیخ بهایی در شعری که به مناسبت تشرف به حرم علوی سروده، می گوید: این افق روشن که بر تو آشکار گشته، در حریمش خضوع کن و این طورسیناست، کفش از پی در آور: … هذا حرمُ العِزَّهَ فاخَلع نعلیک».[۹]

  1. ذکر تکبیر و تسبیح

از آدابی که برای زیارت مرقد های مطهر بیان شده، گفتن تکبیر و تهلیل هنگام تشرّف است. یاد خدا و حمد و ستایش او و ذکر توحید و تسبیح و تنزیه، هم توجّه دادن به عظمت خداوند است؛ چرا که عظمت چنین شخصیت هایی در عبودیت و تواضع در پیشگاه خداست، هم نوعی تعدیل نگاه و توجه انسان زائر است تا درباره این پیشوایان الاهی، دچار غلّو نشود و نسبت های غلّوآمیز ندهد و محوریت توحید در همه مسائل حفظ شود؛ مثلاً در زیارت امام حسین (علیه السلام) روایت شده که قبل از زیارت و در بدو ورود، حتی وقتی به فرات می رسد تا غسل زیارت کند، صد مرتبه الله اکبر، صد مرتبه لا اله الا الله و صد مرتبه صلوات بگوید. نیز در روایت است: هنگام زیارت وقتی مقابل قبر امام معصوم قرار گرفت، بگوید: «لا اله الا الله وحده لا شریک لَهُ»، ثواب بسیار برای او نوشته می شود.[۱۰]

ذکر گفتن و خدا را به یکتایی ستودن و او را بزرگ شمردن، در همه حال خوب است و در حرم های مطهر اولیایی که مظهر اخلاص و توحید و ذکر و تسبیح اند، خوب تر.

  1. اذن دخول

خواندن «اذن دخول» هنگام زیارت، یکی دیگر از آداب است. این اقتضای ادب است که بی اجازه وارد حریم حرم نشویم و با خواندن اذن ورود، هم ادای احترام کنیم، هم دل را آماده تر سازیم. اینکه در آغاز این بخش، از قول شهید اول نقل شد که زائر، بر درگاه حرم بایستد، دعا کند و اذن بطلبد و اگر در دل خود خشوعی احساس کرد و رقت قلب حاصل شد، وارد شود، و گر نه بهتر است که برای ورود، زمان دیگری را انتخاب کند تا رقت قلب و خشوع حاصل شود،[۱۱] برای این است که غرض مهم تر از ورود به حرم، حضور قلب است، تا انسان از رحمت نازل شده از سوی خدا برخوردار شود.

دقت در متن «اذن دخول» های روایت شده، آموزندای نکاتی است که در افزایش ایمان و معرفت و توجّه زائر به موقعیتی که در آن قرار دارد و کسی که به زیارتش آمده، مؤثر است. حضور در اعتاب مقدس با توجّه به این حقایق و معارف و فضایل، زمینه ساز فیض بیشتر در زیارت است.

در روایت است: هنگام زیارت حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله) و هر یک از معصومان: این گونه اذن دخول بخوان:

«اللّهم إِنی وقفْتُ علی بابٍ من بیوتِ نبیک و آل نبیک…؛ خداوندا! بر درگاه یکی از خانه های پیامبر و دودمان پیامبرت ایستاده ام. خدایا! مردم را از اینکه بی اجازه وارد خانه پیامبر شوند، منع کرده ای. من به حرمت پیامبرت در حال غیبتش مثل حال حضور و حیاتش عقیده مندم و می دانم که فرستادگان تو زنده اند و نزد تو روزی می برند، جایگاه مرا در اینجا و این لحظه می بینند و سخنم را می شنوند. پروردگارا! ابتدا از او اذن می طلبم، سپس از پیامبرت و از جانشین تو که اطاعتش بر من واجب است، اجازه می خواهم که در ین لحظه وارد خانه اش شوم، از فرشتگان گماشته به این بارگاه مقدّس هم اذن می طلبم. به اذن خدا و رسول و خلفی او و اذن همه شما وارد این خانه می شوم و جویی تقرّب در پیشگاه خدایم… .[۱۲]

در زیارت حضرت علی (علیه السلام) هم دعاها و اذن ورودهایی که نقل شده، چه در هنگام ورود به نجف، چه وقت ورود به حرم، چه هنگام ایستادن در صحن و آستانه، چه وقت ورود به رواق. مضمون این دعاها و اجازه خواهی ها ، اظهار ادب و درخواست اذن برای ورود به این مکان مقدس و حریم نورانی است و از آن امام به عنوان مولا، امیرمؤمنان، حجّت خدا، امین پروردگار و … یاد شده است تا زائر، قبل از زیارت بداند که در کجاست و به دیدار چه انسان کامل و حجت عظیمی آمده است. اغلب، مستند این اذن طلبی برای ورود به حرم را آیه«یا ایها الذّین آمنوا لا تَدخُلوا بُیوتَ النّبی اِلاّ اَنْ یؤَذنَ لَکم( [۱۳] دانسته اند که نهی از ورود بی اذن به خانه پیامبر است و در متن «اذن دخول» هم به این آیه اشاره شده است.

  1. عتبه بوسی

احترام و ارج نهادن به جایگاه والای حرم های مطّهر، گاهی هم به بوسیدن در و درگاه به هنگام ورود است. در برخی سروده های عالمان عارف درباره زیارت نیز به این عتبه بوسی و ابراز تواضع و اداب و محبّت اشاره شده است.

علامه مجلسی سخن شهید اول را در ین مورد به عنوان یکی از آداب زیارت نقل می کند و می افزید که دلیل مستندی برای استحباب بوسیدن آستان و درگاه نداریم، ولی سجود برای خدا به عنوان شکر الاهی بر این توفیق، مانعی ندارد.[۱۴]

البته باید توجه داشت که بوسیدن زمین و درگاه به عنوان احترام و شکر، نباید به عنوان سجده بر امام تلقی شود و بهانه ای به دست مخالفان نیافتد تا چنین وانمود کنند که شیعیان در پیشگاه امامان خود سجده می کنند؛ در حالی که سجده بر غیر خدا جایز نیست! بوسیدن زمین به شکرانه توفیق الهی و بر نعمت زیارت، غیر از سجده به یک انسان است. صورت بر زمین نهادن یا بوسه بر آستان زدن، نهایت ادب و ارادت و محبت به یکی از اولیای مقرّب درگاه خداست و هیچ ربطی به شرک و پرستش غیر خدا ندارد.

  1. حضور در کنار قبر و بوسیدن ضریح

ادب دیگر در زیارت، که نشانه محبت و ارادت بیشتر است، نزدیک شدن به قبر، دست نهادن به آن، بوسیدن و ابراز اشتیاق است. داستان زیارت اربعین جابربن عبدالله انصاری و عطیه عوفی گواه این زیارت عاشقانه است که دست روی قبر سیدالشهدا نهاد و بر او درود و سلام داد.

در حدیث امام صادق(علیه‌السلام) آمده است:

«صَلّوا إِلی جانبِ قبر النّبی، و إِنْ کانَتْ صلاه المؤمنین تَبْلُغُه ینما کانُوا؛[۱۵] کنار قبر پیامبر بر او صلوات و درود بفرستید؛ هر چند درود مؤمنان هر جا که باشند، به او می رسد».

مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان، ضمن بحث از آداب زیارت به این نکته اشاره می کند که برخی می پندارند رعایت ادب به حریم امامت، به آن است که زائر هر چه دورتر بیستد و به قبر و ضریح نزدیک نشود. ایشان این را وهم و اشتباه می دانند و تأکید می کنند که نزدیک شدن به قبر و ضریح و بوسیدن آن یکی از آداب است.

البته رعایت این ادب و استحباب وقتی است که ازدحام جمعیت نباشد و عمل به آن مزاحمتی بر دیگران نداشته باشد و فشار نیاورد، یا حال معنوی زائر را هم به هم نزند. چه بسا یک کار مستحب، در شریطی تبدیل به امر غیر مطلوب می گردد؛ مثل بوسیدن حجرالاسود که در شریط خلوت و عادی بسیار پسندیده است، ولی در ازدحام جمعیت بوسیدن یا لمس آن به قیمت له کردن دیگران یا اذیت و آزار، روا نیست. در شریط ازدحام در حرم ها، بهتر است که انسان کناری بایستد و با فاصله و حالت آرامش خود و راحتی دیگران زیارتنامه را بخواند و این تصور عوامانه را که اگر دست به ضریح نرسد، زیارت قبول نیست، از ذهن خود بیرون کند.

کسی هم که کنار ضریح می رود و لمس می کند یا بوسه بر آن می زند، خوب است که توقف نکند و فرصت و امکانی برای دیگران هم بدهد که به این فیض برسند و استفاده از ضریح را حق اختصاصی خویش نشمارد.

بوسیدن ضریح، نوعی ابراز عشق و علاقه به صاحب قبر است. بوسه بر درگاه و درها و دیوارها و ضریح و سنگ قبر ، به خاطر انتساب اینها به آن چهره های محبوب است، و گر نه سنگ و چوب و آهن خود به خود قداستی ندارند.

ببوس ای خواهرم قبر برادر

شهادت، سنگ را بوسیدنی کرد

آنان که به رمز و راز ین قضیه توجه ندارند، شیعه را بر ین ابراز ارادت مورد انتقاد قرار می دهند؛ در حالی که شوق به محبوب است که هر چه را به آنها منسوب است، در نظر محبّ، عزیز و دوست داشتنی می سازد. به قول صائب تبریزی:

اگر از حسن عالم گیر او واقف شدی زاهد

پرستیدی به جای کعبه هر سنگ نشانی را

  1. ادب نسبت به قبر مطهر

زائری که توفیق تشرّف به حرم ها را می یابد، باید خود را در حریم خانه امام یا امامزاده احساس کند و هر نوع ادب لازم را به جا آورد. سید بن طاووس توصیه می کند: زائر، مثلاً در حرم حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله)، در بدو ورود، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند، سپس رو به طرف روضه نبوی و حجره شریف پیامبر کند، سلام دهد، دست به آن بکشد و استلام کند، ببوسد.[۱۶]

سپس می افزید: دست ها را بر دیوار حجره مطهر حضرت بگذارد و بگوید: «اَتَیتُکَ یا رَسُول الله مُهاجراً الیک … .» و خود را مهاجری معرفی کند که به حضور پیامبر خدا ره سپرده و برای ادای این وظیفه به زیارت آمده و اگر در حال حیات توفیق دیدار نداشته، پس از وفات آمده و می داند که احترام آن حضرت در حال ممات، مثل حرمت او در حال حیات است، و از آن حضرت بخواهد که نزد خدا شاهد این زیارت باشد. دست ها را به صورت خود بکشد و این زیارت را نوعی بیعت به حساب آورد و دعا کند که تا آخر عمر بر همین عهد و پیمان استوار بماند.[۱۷]

سپس رو به قبر و پشت به قبله زیارت بخواند. بعد از آن قبر را پشت سر قرار دهد و رو به قبله دعاهایی بخواند که نقل شده، سپس سراغ منبر پیامبر برود، آن را لمس کند، تبرّک بجوید دست هایش را به صورت و چشمانش بکشد، این آداب، نشان دلدادگی و محبّت است، زیارت هم قلمرو عشق و وادی دل است و زائر، این گونه جذبه درونی خود را ابراز می کند.

شهید ثانی می گوید: زائر در حال زیارت، رو به مزار و پشت به قبله بایستد، با حالت دعا تضرع کند و سمت چپ صورت را بر قبر بگذارد، دعا کند و از خدا حاجت بطلبد و به صاحب قبر توسل جوید تا خدا حاجتش را برآورد و او را مشمول شفاعت گرداند و در دعا اصرار و مبالغه کند، آن گاه به طرف بالای سر برود و رو به قبله دعا بخواند.[۱۸]

کیفیت ایستادن کنار قبر و نحوه زیارت، باید گویای ادب زائر باشد. در حالات حضرت رضا (علیه السلام) آمده است که وقتی می خواست از قبر حضرت رسول خدا وداع کند و برای اعمال عمره به مکه رود، کنار قبر پیامبر آمد، در طرف بالای سر ایستاد، مشغول نماز شد، سپس شانه چپ را به قبر چسباند و در نزدیک یکی از ستون ها چند رکعت نماز خواند.[۱۹] شبیه این رفتار، در حدیثی از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده که چنین توصیه فرمود.[۲۰]

علامه مجلسی در مورد برخی از این نقل ها می افزید: گر چه پشت به پیامبر کردن هنگام دعا، به ظاهر نوعی خلاف ادب به شمار می رود، ولی وقتی توّجه به خدا باشد و قصد زائر، پشتگرمی به حضرت رسول(صلی‌الله علیه و آله) باشد، اشکالی ندارد. کنار قبر ایستادن و تکیه بر قبر کردن و دعا رو به قبله، از امام سجاد(علیه‌السلام) و سیره او هم نقل شده است.[۲۱]

  1. پرهیز از حرف های بیهوده و کارهای لغو

ادب دیگر در تشرّف به حرم های مطهر، پرهیز از هر کاری است که مغایر با ادب حضور است؛ از جمله کلمات لغو و حرف های بیهوده و حرکات سبک و ناپسند و دور از شأن زیارتگاه. محدث قمی در مفاتیح الجنان (ادب بیست و یکم زیارت) می گوید:

«ترک نمودن سخنان ناشایست و کلمات لغو و اشتغال به صحبت های دنیویه که همیشه در هر جا مذموم است و قبیح و مانع رزق و جالب قساوت قلب است، خصوصاً در ین بقاع مطهّره…».

هدف از زیارت، بهره وری از فیض های معنوی است. پرداختن به سخنان و کارهای لغو، مانع آن فیض ها می شود و چه بسا اوقات کسی در داخل حرم ها به چنین حرف ها و کارهایی سر می شود و از مائده معنوی گشوده در آن ضیافت خانه های آسمانی بی بهره بماند. به علاوه، این گونه حرف ها و حرکات و رفتارها، توّجه و حضور قلب زائران دیگر را هم بر هم می زند و بیهوده گوی غافل، هم خودش محروم می ماند، هم مانع بهره وری روحی دیگران می شود.

صحبت های بلند بلند هم، علاوه بر اینکه خلاف ادب در محضر ولی خداست، برای دیگران هم مزاحمت و حواس پرتی می آورد. مستند این نکته، به گفته بعضی از علما یه شریفه «لاترفعو اصواتکم فوقَ صوتِ النبی»[۲۲] است؛ یعنی صدهایتان را از صدی پیامبر بلندتر نکنید. رعایت این نکته یک ادب اجتماعی و معاشرتی است؛ حتی نه حرف های عادی، بلکه زیارتنامه را هم بلند بلند خواندن، به نحوی که تمرکز روحی و حضور قلبی دیگران را به هم بزند، مناسب نیست.

آنچه در ین اماکن مطلوب است، آرامش و فضای آرام است تا برای پیدایش حضور قلب و روح عبادت و زیارت مؤثر باشد. سر و صدهای بسیار یا صلوات و زیارت بلند بلند، مخلّ این حالت است و رشته پیوند و اتصال زائران دیگر را از هم می گسلد.

  1. خواندن زیارت مأثوره

تأکید بر آن است که در زیارت ها، بیشتر از متون زیارتی نقل شده از ائمه معصوم (علیه السلام) استفاده شود که به آن گونه دعاها و زیارت های مستند مأثوره گفته می شود. زیارت اربعین، زیارت جامعه کبیره، زیارت امین الله، زیارت حضرت معصومه(س) و بسیاری از زیارتنامه هایی که از ائمه اطهار نقل شده و کلام امام است. خواندن اینها بهتر از متون زیارتی دیگر است. مضامینی هم که در این گونه زیارتنامه ها است، متعالی تر است و از زبان اولیای الهی تراویده است.

امامان ما، کیفیت انجام زیارت را با همه جزئیات و آدابش بیان فرموده اند و متن های منقول از آنان هم فراوان است و محتوای آنها در خور توجّه.[۲۳] گاهی این آموزه ها بسیار کوتاه است، ولی رجحان آن به این است که از امام نقل شده است؛ مثلاً یونس بن ظبیان از حضرت صادق(علیه‌السلام) می پرسد: یا بن رسول الله(صلی‌الله علیه و آله)! من بسیار به یاد حسین بن علی (علیه السلام) می افتم. در آن لحظه چه بگویم؟ فرمود: هنگام یاد از او سه بار بگو: «صلّی الله علیک یا ابا عبدالله»[۲۴] که سلام تو از دور یا نزدیک به او می رسد.

در نقل دیگر، امام صادق(علیه‌السلام) به سدیر می آموزد که هر گاه خواستی سید الشهدا را زیارت کنی، بالای بام خانه ات برو و نگاهی به چپ و راست کن. آن گاه رو به قبر آن حضرت بکن و بگو: «السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک و رحمه الله و برکاته»، تا خداوند ثواب یک زیارت شایسته به تو عطا کند.[۲۵]

این گونه توصیه ها و متن آموزی ها، درباره زیارت حضرت رسول و ائمه دیگر هم نقل شده است.

  1. دعا و تلاوت و عبادت کنار قبر

نماز در برخی مکان ها فضیلت و ثواب بیشتری دارد، یکی هم در حرم های مطهر معصومان:

غیر از اصل نماز خواندن که مطلوب است، خواندن نماز و اهدای آن به روح امام یا شخصیتی که مورد زیارت است، فضیلت دارد و به آن نماز زیارت گفته می شود که دو رکعت، گاهی هم چهار رکعت یا شش رکعت (دو رکعت دو رکعت) است و اغلب توصیه شده پس از زیارت خوانده شود و بعد از آن نماز، حاجت ها را از خدا بطلبند.

نماز زیارت، پس از زیارت عاشورا، پس از زیارت شهدای کربلا، پس از زیارت عاشورای غیر معروفه و موارد دیگر نقل شده است. محدث قمی نقل می کند: امام صادق(علیه‌السلام) به زیارت قبر جدش امیرالمؤمنین رفت، پس از فراغت از زیارت در بالی سر آن حضرت خطاب به امام حسین (علیه السلام) سلام داد و زیارت خواند، آن گاه دو رکعت نماز خواند و پس از فراغت از آن دعایی خواند، با این آغاز: «یا الله یا الله یا الله یا مجیب دعوهِ المضطرّین».

به هر حال، خواندن نماز و دعا در حرم های مطهر، پس از زیارتنامه مطلوب است. در روایات متعددی آمده است که پس از زیارت و نماز، دست به دعا بردار و هر چه می خواهی، از خداوند بطلب. امام هادی(علیه‌السلام) فرمود:

«مَنْ کانَت له إلی الله حاجَهٌ فَلْیزُرْ قبرَ جَدّی الرّضا بِطوسٍ و هو علی غُسلٍ وَ لْیصَلِّ عندَ رأسهِ رکعتَینِ وَ لْیسألِ الله تعالی حاجَتَه فی قُنوته، فاِّنُه یستَجیبُ مالم یسْئلْ مَأثماً او قطیعهَ رَحِمٍ..؛ هر کس به درگاه خدا حاجتی دارد، قبر جدم حضرت رضا (علیه السلام) را در طوس زیارت کند؛ در حالی که غسل کرده باشد، بالای سر آن حضرت دو رکعت نماز بخواند و در قنوت نمازش حاجتش را از خدا بخواهد، خداوند اجابت می کند، تا وقتی که خواسته اش گناه یا قطع رحم (نفرین به خویشاوندان) نباشد.

امام باقر(علیه‌السلام) هم درباره زیارت اباعبدالله الحسین و دعا در حرم او می فرماید:

«ما مِنْ آتٍ أَتاهُ یصِلّی عنده رکعتینِ أو أربعاً ثُمَّ سَئلَ الله حاجَتَه إلاّ قضاها؛[۲۶] هیچ کس نیست که کنار قبر آن حضرت برود و دو رکعت یا چهار رکعت نماز بخواند و از خداوند حاجتش را بطلبد، مگر آنکه خداوند آن را برآورد».

دعا در قبور مطهر ائمه اطهار ،مقبولیت و ثواب بیشتری دارد. نماز فریضه و مستحب هم در حرم ها از فضیلت بسیار برخوردار است. امام با قر(علیه‌السلام) به شخصی فرمود: چه مانع دارد که هر وقت حاجتی داشتی، نزد قبر حسین بن علی (علیه‌السلام) بروی و چهار رکعت نماز بخوانی و حاجت خود را از خدا بخواهی؟ سپس اضافه فرمود: نماز فریضه در کنار قبر او برابر است با حجّ، و نماز نافله معادل عمره است، و ثواب های دیگر. سید بن طاووس هم توصیه می کند: اگر به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شدی، جدّ و جهد کن که از تو فوت نشود فریضه و نافله در حائر شریف حسینی که ثواب بسیار دارد.[۲۷]

بسیاری از اهل دل و مجاوران اعتاب مقدسه، مقید بوده اند که هر سه وعده نماز خویش را در حرم های مطهّر بخوانند، به خصوص در حرم سید الشهدا که هم نماز ثواب بیشتری دارد و هم دعا در زیر قبّه حرم آن شهید، مستجاب است. محّدث قمی می نویسد:

«بدان که عمده اعمال در روضه مطهّره امام حسین (علیه السلام)، دعاست؛ زیرا اجابت دعا تحت آن قبّه سامیه، یکی از چیزهایی است که در عوض شهادت، حق تعالی به آن حضرت لطف فرموده و زائر باید آن را غنیمت دانسته، در تضرّع و انابه و توبه و عرض حاجت کوتاهی نکند و در طی زیارات آن حضرت، ادعیه بسیاری با مضامین عالیه وارد شده است. بهتر آن است که از دعاهای صحیفه کامله آنچه تواند بخواند، که بهترین دعاهاست».[۲۸]

متن دعاهایی که از ائمه پس از زیارت نقل شده، بسیار است. کافی است کتاب های دعا و زیارت را مطالعه کنید و با این دعاهای گوناگون و ژرف و زیبا که پس از زیارت پیامبر، ائمه بقیع، امام حسین، روز غدیر، زیارت امام رضا و … توصیه شده، آشنا شوید.

تلاوت قرآن در حرم های مطهر نیز از جمله کارهای با فضیلت است. در زیارت حج نیز از بهترین اعمال در مسجد الحرام، تلاوت قرآن است. خواندن قرآن، هم برای بهره بردن خود انسان می تواند باشد، هم برای اهدای ثواب آن به روح پیامبر یا امام مورد زیارت، یا هدیه به ارواح مؤمنان و درگذشتگان. و چه خوب که تلاوت قرآن هم همراه با تدّبر و تأمّل باشد تا انس با کلام الهی در اماکن مقدس، تأثیر معنوی بیشتری داشته باشد.

رعایت آداب و مستحبات، برای زائر حالت تنبّه و بیداری دل پدید می آورد و اگر هم آلوده به برخی لغزش هاست ، زمینه اصلاح و جبران و توبه و استغفار پدید می آورد و چه عملی شایسته تر از توبه درکنار حرم های امامان و تعهّد بر پاک زیستن و رهایی از سلطه شیطان و نفس امّاره؟

  1. تکریم خادمان و کمک به فقیران

خادمان حرم ها، با سرمایه عشق و محبت در آستان اهل بیت خدمت می کنند و انتظار می رود که برخوردشان با زوّار، بر اساس محبت و دلسوزی و راهنمایی باشد. زائران نیز باید جایگاه آنان را بشناسند و قدر بدانند و مورد تکریم قرار دهند.

شهید اول می نویسد: سزاوار است خدام حرم ها از اهل خیر و صلاح و متدین و صاحب مروّت و تحمّل و صبوری باشند، عصبانی نشوند، برخورد خشن نداشته باشند، حالت کمک رسانی، خدمتگزاری، تکریم زوّار، ارشاد گمشده ها، کمک به ضعیفان و برخورد محبت آمیز با واردین داشته باشند، اگر از کسی حرکت نامناسب و قصور و سهل انگاری دیدند، هشدار و تذکّر دهند و موعظه کنند و اگر کار خلاف و گناه دیدند، نهی از منکر کنند.[۲۹]

در مقابل این خدمات و حسن خلق، زائران نیز برخورد کرامت آمیز و همراه با احترام و ادب و همکاری با خدمتگزاران آستان اولیای خدا داشته باشند و مسئولان، مأمور نظافت و شستشو و انتظامات، پذیرایی کنندگان، نگهبانان، کفشداری ها، امانت داران، راهنمایی کنندگان و خدّام رسمی و افتخاری و هر کس را که به نوعی افتخار خدمت دارد، مورد تکریم قرار دهند و از احسان و نیکی متناسب با شأن آنان دریغ نورزند.

از سوی دیگر، در اماکن و شهر های زیارتگهاه، نیازمندان آبرومندی هستند که چشم امیدشان به خیر و مساعدت زائران است. زائران، مستمندان را شناسایی و کمک رسانی کنند، با حفظ آبرو و حیثیت آنان، بدون آنکه تحقیری صورت بگیرد و به سادات فقیر و بینوایان غریب رسیدگی کنند.

چنین خرج ها و کمک هایی گاهی از روی عشق به صاحب مرقد و مزار انجام می گیرد و همانجا شوق یاری رسانی شکوفا می شود، گاهی هم بر اساس نذر قبلی، کمک های مالی می کنند. طبعاً این گونه نذرها و کمک ها، صرف تعمیر و بازسازی حرم ها و تأمین نیازها و برگزاری مراسم و اطعام و احسان هایی می شود که از سوی حرم برپا می شود. زائر، خوب است که در ین گونه سفرهای زیارتی به طور کلی در هر مسافرتی دست و دل باز باشد و خیرش به دیگران برسد.

  1. زیارت وداع و خداحافظی

از آداب زیارت، وداع در آخرین روز یا آخرین لحظات است. برای زائری که ایامی در جوار یک مرقد مقدّس به سر برده و بارها به زیارت مشرف شده است، دل کندن از شهر محبوب دشوار است.

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران

کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

حسّ و حال زائر هنگام وداع، باید به گونه ای باشد که دستاوردهای نفیسی از این زیارت برداشته و حال او بهتر از گذشته شده باشد و با انسی که به حرم و صاحب حرم پیدا کرده، وداع برایش مشکل باشد، ولی به هر حال خداحافظی هنگام برگشت، جزء آداب مسافرت و زیارت است و نشانه احترام به صاحب خانه و صاحب مرقد.

زائر وقتی زیارت خود را انجام داد و از نظر روحی اشباع شد، چه در مکه و مدینه باشد، چه در نجف و کربلا یا هر شهر زیارتی دیگر، خوب است که زود خداحافظی کند و برگردد، تا شوق و علاقه همچنان در دل بماند و زدگی و خستگی ایجاد نشود. این همان گسستن برای پیوستن دوباره است.

من رشته محبت خود از تو می بُرم

شاید گره خورد، به تو نزدیک تر شوم

امام صادق درباره زیارت خانه خدا فرموده است:

«إذا فرغْتَ مِنْ نُسُکِکَ فارجع، فإنّه أَشْوَقُ لکَ إلِی الرّجوع؛[۳۰] وقتی از اعمال و عبادتت هایت فارغ شدی، برگرد، تا شوق دوباره آمدن را در تو بیشتر کند».

ادب، اقتضا دارد که زائر پس از اتمام ایام زیارت، برای خداحافظی به حرم مشرّف شود و ضمن سپاس، آرزوی خود را برای بازگشت دوباره اعلام کند و از خدا بخواهد. هم در سفر حج، مستحب است «طواف وداع» انجام دهد، هم در زیارت حرم پیامبر و ائمه بقیع، زیارت وداع مستحب است، هم در حرم های دیگر.

آداب خاصی برای طواف و نیز از سیره معصومان نمونه هایی از آنان نقل شده است؛ مانند وداع حضرت صادق، حضرت کاظم، حضرت هادی: که همراه با حالت خاشعانه، سر به سجده گذاشتن، سجده های طولانی، نماز و دعای ویژه بوده است.[۳۱]

از خواسته های زائر هنگام وداع، این است که آخرین زیارت نباشد و دوباره برگردد؛ مثلاً در زیارت وداع قبر حضرت رسول و ائمه دیگر آمده است.

«اللهم لا تَجْعَلْهُ آخر العهد مِنّی لِزیارَهِ قبر نَبیک …»، یا «استودِعُکَ الله» یا «لا جَعَله الله آخرَ تسلیمی علیک» یا «جَعَله الله آخر العهد من زیاره قبورکم و اتیانِ مشاهِدِکم» یا «رزقنی العودَ ثُمَّ العَوْدَ ثُمَّ العودَ ما اَبْقانی ربّی» و … که همه حاکی از این درخواست است که آخرین نوبت زیارت نباشد، باز هم قسمت شود، آخرین سلام نباشد، برگشت همراه با سلامتی و بهره و فضل و کامیابی و رضامندی باشد.[۳۲]

زائری که با چشم اشک بار و قلبی لرزان، از جوار حرم محبوب های خود به شهر و وطن خویش برمی گردد، تن خود را باز می گرداند، ولی دلش در آنجا می ماند تا بار دیگر توفیق تشرف حاصل شود: «و من رفتم و هوای تو از دل نمی رود».

دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است

هر که ما را این نصیحت می کند بی حاصل است

من قدم بیرون نمی یارم نهاد از کوی دوست

دوستان، معذور داریدم که پایم در گل است

گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست

همچنانش در میان جان شیرین، منزل است.[۳۳]

امید است آشنایی با ادب و آداب زیارت، چه ظاهری و چه باطنی، چه قلبی، و چه قالبی ما را در بهره وری بیشتر از چشمه سار زلال زیارت موفق تر و کامیاب تر سازد.

پی نوشت:

[۱] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.

[۲] . بحارالانوار ، ج۹۷، ص۱۲۶.

[۳] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۴.

[۴] . همان، ص۳۰۳.

[۵] . محجّه البیضاء، ج۴، ص۹۱.

[۶] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵.

[۷] . همان، ص۳۰۴.

[۸] . طه/۱۱.

[۹] . منتخب التواریخ، ص۶۸۳.

[۱۰] . مفاتیح الجنان، ادب پنجم از آداب زیارت.

[۱۱] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۱۲۶.

[۱۲] . همان، ص۱۳۴ و۱۳۶.

[۱۳] . احزاب /۵۳

[۱۴] . بحارالانوار، ج ۹۷، ص۱۳۴و۱۳۶.

[۱۵] .همان، ص۱۵۶.

[۱۶] . همان، ص۱۶۱.

[۱۷] . همان، ص۱۶۲.

[۱۸] . همان، ص۱۳۴.

[۱۹] . همان، ص۱۴۹.

[۲۰] . همان، ۱۰۰.

[۲۱] . همان، ص۱۵۳.

[۲۲] . در فصل تحلیل محتویی زیارتنامه ها به ین موضوع پرداختیم.

[۲۳] . وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۸۵.

[۲۴] . همان، ص۳۸۵.

[۲۵] . همان، ص۳۸۶.

[۲۶] . همان، ص۴۰۷.

[۲۷] . مفاتیح الجنان، آداب زیارت امام حسین (علیه السلام).

[۲۸] . همان، ادب سیزدهم آداب زیارت امام حسین (علیه السلام).

[۲۹] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۱۳۵، به نقل از دروس.

[۳۰] . الحج و العمره فی الکتاب و السنه، محمدی ری شهری، ص۲۶۸.

[۳۱] . همان، ص۳۶۵.

[۳۲] . ر.ک: مفاتیح الجنان، اواخر مفاتیح، زیارت وداع، نیز در وداع ائمّه بقیع، وداع حضرت رسول.

[۳۳] . سعدی.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

اسرار نماز در نگاه آیه الله بهجت(ره)

بیانات آیه الله بهجت(ره)  در باب نماز از سخنان ایشان جمع آوری شده و در این جا ارائه می گردد . امید که مورد استفاده قرار گیرد.

– نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است… نماز برای خضوع و خشوع جعل(قرار داده) شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.(۱)

– نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش‎ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!(۲)

– نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود.(۳)

– تمام لذت‎ها روحی است؛ و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.(۴)

– قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.(۵)

نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است… مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.(۶)

– ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می‎ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می‎کنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمی‎گردیم.(۷)

– شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد.(۸)

– قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.(۹)

– سؤال:

اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می‎شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می‎شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می‎شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.(۱۰)

سؤال:

برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: 

بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید!(۱۱)  – اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راه‎های اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.(۱۲)

– گوی سبقت را نماز شب‎خوان‎ها ربودند مخفیانه!(۱۳)

– سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می‎شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می‎شود.](۱۴)

– سؤال:

در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب:

بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می‎شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید.(۱۵)

– از آیِه شریفه «اِنَّ الصَّلاهَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ (عنکبوت/۴۵) نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می‎دارد.» استفاده می‎شود که (لا صَلاهَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر؛ کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی‎کند، واقعاً نمازش نماز نیست!)(۱۶)

– این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. معصیت، روح را مکدّر می‎کند و نورانیّت دل را می‎برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.(۱۷)

– یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و …) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!(۱۸)

– اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می‎شود، کار تمام است!(۱۹)

– همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می‎دهیم، آقایان [اولیاء] می‎فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است!(۲۰)

– همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می‎رساند، و برای عده‎ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!(۲۱)

– سؤال:

می‎خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب:

بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست!(۲۲)

سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.(۲۳)

– سؤال:

برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب:

در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان(عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.(۲۴)

– سؤال:

مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم‎السلام) است: (الصَّلاهُ مِعراجُ المُؤمِن؛ نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را …(۲۵)

– اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره‎مند نشود، در عقل او خلل است… نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎شوند.(۲۶)

– در کلمات امیرالمؤمنین علی(علیه‎السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می‎باشد.) مشاهده کرده‎ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه‎ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند!(۲۷)

– از حدیث «تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَه: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.» بر می‎آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه‎ای به جا می‎آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است… گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می‎خوریم.(۲۸)

– سؤال:

گاهی اوقات در عبادات، ریا می‎کنم و بعداً سخت رنج می‎برم؛ علاج آن چیست؟

جواب:

بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ «فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه؛ این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!»(۲۹) – معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین‎ترین ذکر است، برترین چیز است… همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم… وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است!(۳۰)

– وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎گردد، اولین چیزی را که سوغات می‎آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!(۳۱)

– چقدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! … در تکبیر، اکبر مناسب است… یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگ‎ها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است… نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می‎شود؛ ولی ما چه می‎دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: «لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه؛ اگر نمازگزار می‎دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی‎گرداند!»(۳۲)

– ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.(۳۳)

– در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می‎کند، خالق هم با او خلوت کرده است!(۳۴)

– بلی می‎شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَهً صالِحَهً؛ خداوندا، زن شایسته‎ای را روزی من کن!» یا بگوید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً؛ خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!»(۳۵)

پی‎نوشت‎ها:

۱- در محضر بهجت، ج۱، ص۲۲۲ .

۲- در محضر بهجت، ج۱، ص۲۲۲ .

۳- در محضر بهجت، ج۲، ص ۳۷۷٫

۴- در محضر بهجت،ج۲، ص۳۹۲٫

۵- نکته‎های ناب، ص ۷۸٫

 ۶- نکته‎های ناب، ص۸۲ .

۷- نکته‎های ناب، ص۸۳ .

۸- نکته‎های ناب،ص۸۱ .

۹- نکته‎های ناب، ص۸۳ .

 ۱۰- به سوی محبوب، ص۶۲ .

۱۱- به سوی محبوب، ص۶۳ .

۱۲- به سوی محبوب، ص۶۴ .

۱۳- به سوی محبوب، ص۶۸ .

۱۴- به سوی محبوب، ص۷۷ .

۱۵- به سوی محبوب، ص۷۷ .

۱۶- در محضر بهجت،ج۲، ص۸۳ .

۱۷- برگی از دفتر آفتاب، ص۱۳۳ .

۱۸- برگی از دفتر آفتاب، ص۱۳۳٫

۱۹- برگی از دفتر آفتاب، ص۱۳۹٫

۲۰- در محضر بهجت، ج۱، ص۱۲۲ .

۲۱- در محضر بهجت، ج۱، ص۲۸۳ .

۲۲- به سوی محبوب، ص۶۲ .

۲۳- فیضی از ورای سکوت، ص۷۷ .

۲۴- به سوی محبوب، ص۶۳ .

۲۵- به سوی محبوب، ص۶۴ .

۲۶- نکته‎های ناب، ص۸۲ .

۲۷- در محضر بهجت، ج۱، ص۹۲ .

۲۸- در محضر بهجت، ج۱، ص۳۵۰٫

۲۹- به سوی محبوب، ص۷۰ .

۳۰- در خلوت عارفان، ص۱۰۳ .

۳۱- نکته‎های ناب، ص۸۳ .

۳۲- نکته‎های ناب، ص۸۴ .

۳۳- نکته‎های ناب، ص۸۴ .

۳۴- نکته‎های ناب، ص۸۸ .

۳۵- فریادگر توحید، ص ۲۱۳ .

منبع :روه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی

اهمیت نماز از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)

اهمیت نماز از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام)

 در مورد علت وجوب نماز می فرماید: اگر کسی بپرسد چرا نماز واجب شده است: در جواب گفته  می شود: در نماز اقرار به مالکیت خداوند است، و این صلاح و مصلحت عموم است، زیرا در آن رها کردن معبودان دیگر و پا زدن به همه آنها و ایستادن در پیشگاه خداوند جبار است با کمال کوچکی و اظهار ذلت نیازمندی خضوع و خشوع و اعتراف به بندگی و طلب بخشش از گناهان گذشته و پیشانی گذاشتن بر روی خاک هر روز و هر شب تا اینکه انسان همیشه به یاد خدا باشد و او را فراموش نکند و در پیشگاه خدا،  خاشع و ترسان و ذلیل و طالب و مایل افزونی دین و دنیای خود باشد،  به علاوه انزجار از گناه و تباهی که در آن است. این عمل در شبانه روز تکرار می شود تا انسان خدا و خالق خود را فراموش نکند و به سرکشی و طغیان دچار نشود و اینکه عبادت او را از ارتکاب گناه باز می دارد.[۱]

پی نوشت ها:

[۱] . اکبری، غلامرضا، اهمیت نماز، تهران، موسس فرهنگی انتشاراتی الشمس،۱۳۷۵، ص ۲۴-۲۳

 

حرمت بوسیدن علَم امام حسین و شرک دانستن آن از سوی وهابیت

شبهه

وهابیت بوسیدن علَم امام حسین – علیه السلام- را حرام و شرک به خدا می داند و از این جهت شیعیانی که علم امام حسین را می بوسند، مشرک به حساب می آیند.

پاسخ شبهه

وهابیت فرقه ای است که عقاید آن مورد تایید مسلمانان اعم از شیعه و سنی نمی باشد مبدع و پدید‌ آورندة اصلی عقاید وهابیت احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه است كه در سال (661 ق) در شهر حران یكی از شهرهای سوریه فعلی متولد گردید.[1] در برابر آراء و نظریات ابداع شده ابن تیمیه، علماء بزرگ اسلامی اعم از شیعه و سنی هم عصر او آرام ننشسته و كتاب‌های زیادی را در ردّ عقاید او نوشته‌اند. ابن بطوطه،‌عبدالله بن سعد یافعی، تقی الدین سبكی، ابن حجر مكی، قاضی احنافی هر كدام به ترتیب كتاب‌های بنام تحفة النظار، مرآت الجنان، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، جوهر المنظم فی زیارة قبر النبی المكرم و المقالة المرضیه در ردّ عقاید ابن تیمیه نوشته و هم چنین ابوحیان اندلسی، كمال الدین زملكانی، ‌ابوبكر الحصینی، ابن حجر عسقلانی، شیخ موسوی عبدالعظیم هندی، حافظ ذهبی، هر كدام به سهم خود عقاید و نظرات ابن تیمیه را مردود شمرده و منافات و تضاد آراء او را با اسلام به اثبات رسانده‌اند.[2]  و بالاخره علمأ اهل سنت به خصوص علماء شافعی و مالكی مخالفت‌شان را با ابن تیمیه از حوزه نظر به حوزه عمل برده و چندین بار او را راهی زندان حكام وقت نموده كه در سال 728 قمری در زندان می‌میرد.[3]

محمد بن عبدالوهاب موسس فرقه وهابیت بر مبنای اندیشه و افکار ابن تیمیه این فرقه را بر علیه همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی در قرن دوازدهم قمری به وجود آورد.

مبنای اصلی این فرقه بر مسئله توحید در عبادت دور میزند. وهابی‌ها با داخل نمودن امور متعددی در معنای عبادت، دایره توحید در عبادت را آن قدر ضیق كرده‌اند كه امكان عملی بر طبق آنرا باقی نگذاشته است و در مقام عمل حتی خود آنان هم نمی‌توانند از موحّدین در عبادت به شمار آیند. ابن تیمیه می‌گوید: عبادت اسم جامعی است برای هر چه كه خداوند آن را دوست‌ داشته و می‌پسندد و این چیز می‌تواند در قالب گفتار باشد و می‌تواند به شكل عمل باطنی، و ظاهری مثل نماز، زكات، روزه و حج، راستگویی، اداء امانت، صله ارحام از انسان صادر گردد.[4] آنان هر عملی را كه حاكی از احترام و تعظیم غیر خدا باشد موجب شرك و كفر می‌دانند و لذا به پیروی از این عقیده، شفاعت، توسل، تبرك زیارت قبور انبیاء و اولیاء و احترام به ارواح آنان، فرستادن صلوات با صدای بلند بر پیامبر اسلام خصوصاً در كنار قبر آن حضرت، جشن و شادی در میلادهای پیامبر و ائمه ـ علیه السّلام ـ سوگواری در روزهای وفات و شهادت آنان و ساختن قبّه بر قبور مبارك آنان و هر چیز دیگری كه از احترام، ‌تعظیم و تقدس آنها چه در عمل و چه در قول حكایت كند به اعتقاد وهابیت حرام و غیرمشروع بوده و اعتقاد به این امور و عمل به آنها را باعث شرك و كفر می‌دانند. وهابی‌ها دقیقاً بر خلاف آیات قرآنی و روایات نبوی و سیره اصحاب و مسلمین و حكم عقل قدم برداشته و عبادت را بر طبق خواست و میل خودشان طوری تفسیر كرده‌اند كه نه تنها راه و طریق بسوی اسلام را مسدود نموده‌اند، بلكه خط بطلان بر دین مبین اسلام كشیده و امكان مسلمان شدن را از هر كسی گرفته‌اند.

وهابیت با همین مبنا بوسیدن علَم امام حسین (علیه السلام) و هر چیزی که منسوب به امامان و اهل بیت علیهم السلام باشند، را تحریم کرده است. و آن را یا به گمان خود شان مصداق عبادت خدا گرفته که این گمان دلیل بر جهل و نادانی آنها نسبت به عبادت می باشد و یا می دانند که این کار عبادت نیست لکن دشمنی خود با اهل بیت (علیهم السلام) در تحت این پوشش قرار داده است.

در اینكه عبادت فقط برای خدا است و عبادت غیر خدا با توحید در عبادت منافات دارد هیچ شك و تردیدی نه شرعاً‌ و نه عقلاً وجود ندارد. و لكن هر فعل یا قول انسان حاكی از تعظیم، تكریم غیر خدا و نیز تذلل، خضوع و خشوع در برابر غیر خدا نمی‌تواند عبادت باشد. و شرك در عبادت چیزی نیست كه با هر اعتقاد و عملی تحقق پیدا بكند بلكه معیار اساسی در شرك و توحید چه در عبادت و چه در غیر آن، اعتقاد و عدم اعتقاد به الوهیت، ربوبیت و معبودیت غیر خدا می‌باشد. بنابراین، این اعمال در برابر غیر خدا با اعتقاد به اینكه او خدا،‌معبود و پروردگار است، تبدیل به عبادت شده و شرك در عبادت را به دنبال خود می‌آورد. پس عمل خاضعاته و خاشعانه انسان وقتی می‌تواند عبادت باشد كه در برابر چیزی به عنوان اینكه آن چیز خدا و پروردگار است، انجام بگیرد.

آیت الله سبحانی در تعریف عبادت می‌گوید: عبادت دارای دو ركن است یكی اینكه عمل و فعل از خشوع و خضوع و تذلل برخوردار باشد و دوم اینكه این عمل در برابر كسی انجام بگیرد كه اعتقاد به الوهیت و ربوبیت او وجود داشته.[5]

از آن چه که بیان شد بوسیدن علم امام حسین (علیه السلام) نمی تواند عبادت باشد همان گونه که بوسیدن هر چیزی دیگری هم عبادت نیست تا حکم به حرمت آن بشود. بنابراین برای تحریم بوسیدن علم امام حسین(علیه السلام) کوچکترین دلیل عقلی و شرعی وجود ندارد و از نظر عقلاء و عرف هم عبادت شمرده نمی شود. بلکه این گونه بوسیدن ها یا به عنوان تبرک و یا به عنوان اظهار محبت و عشق نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) انجام می گیرد. چه این که محبت اهل بیت در قرآن کریم بر همه مسلمانان واجب است. همان‌گونه که انسان می تواند دست پدر، مادر و یا صورت فرزند خود را از باب احترام و محبت ببوسد و محکوم به حرمت و شرک نمی شود، می تواند علَم امام حسین و یا اشیای مربوط و متعلق به پیامبران و امامان را با انگیزه محبت و تبرک و امثال اینها ببوسد و هیچ دلیلی بر حرمت این گونه بوسیدن‌ها وجود ندارد.

كسانی كه با تاریخ زندگانی پیامبر آشنایی داشته باشند می دانند كه یاران حضرت پیوسته در تبرك با آب وضوی پیامبر, از یكدیگر پیشی می جستند.[6]  بنابراین تبرک جستن با این گونه امور حرام نمی باشد و نه تنها دلیل بر حرمت آن وجود ندارد بلکه دلیل بر جواز و رضایت خداوند در آن وجود دارد.

آیه ای كه می فرماید:« بگو به ازای آن(رسالت) پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی دربارة خویشاوندانم.»[7] كه به آیة مودت یا قربی معروف است، به عقیده همه مفسرین در شأن اهل بیت پیامبر كه عبارت اند از علی و فاطمه و فرزندان آنها نازل شده و محبت و دوستی آنان توسط خداوند بر امت اسلامی واجب گردیده است. از ابن عباس نقل شده كه از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرسیدند اقارب شما كچه کسانی هستند كه در قرآن مودّت و دوستی آنان بر ما واجب شده است؟ فرمود: علی و فاطمه و دو پسر اوست.[8] زمحشری در ذیل این آیة شریفه روایات متعددی را از پیامبر اسلام دربارة محبت دوستی اهل البیت برشمرده است كه همگی حكایت از وجوب مودّت اهل بیت می كنند.[9]

ولذا شافعی امام مكتب شافعیه در این باره می گوید:

                              یا اهل بـیت رسول الله حبكم               فرض من الله فی القرآن انزله

                              كفاكم من عظیم الشأن انكم              من لم یصلّ علیكم لا صلاة له[10]

 افزون بر اینها نه تنها بوسیدن علم و زیارات و آثار دیگر امامان و پیامبران حرام نیست که بوسیدن آثار انسانهای معمولی مثل فرزندان و پدران و معشوقان و… با هیچ دلیلی حرام شمرده نشده است. بنابر این این وهابیان هستند که باید به انحراف خود شان پی ببرند و بدون دلیل چیزی و کاری را محکوم به حرمت و شرک نکنند. با یک گفتن و فتوی دادن که حکم ثابت نمی شود چنانچه که این روش وهابیان بسیار گسترده و نامحدود است و هر که را که وهابی نباشد حکم تکفیر او را صادر می کنند گویا آنان از اسلام فقط تکفیر کردن را آموخته اند و لذا سعی و تلاش دارند پیوسته دیگران را تکفیر کنند.

پی نوشت ها:

[1]  . الكثیری، سید محمد، السلفیه بین السنة و الامامیة، بیروت، انتشارات غدیر، اول، 1418 ق، ص 211.

[2] .  همان، ص 34، و الكثیری، سید محمد،‌السلفیه بین اهل السنة و الامامیه، بیروت، انتشارات الغدیر، اول، 1418 ق، ص 235 ـ 239.

[3] . فقیهی، علی‌اصغر، وهابیان، مؤسسه اسماعیلیان، دوم، 1364 ش، ص 46.

[4] . سبحانی، جعفر، فی ظلال التوحید، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ  1412 ق، ص 25.

[5] . سبحانی، جعفر، فی ظلال التوحید، مؤسسه امام صادق ـ علیه السلام ـ  1412 ق، ص 22.

[6]. پاسخ های برگزیده, سید محمد اكبریان, ص 95, همان.

[7] . شوری، 23.

[8] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، 6/ 37، بیروت، دارالفكر، و حاكم نیشابوری، محمد بن محمد مستدرك، 3/ 172، بیروت، دارالمعرفة، 1406 ق، و هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد 7/ 103، 9/ 168، بیروت دارالكتب العلمیه، 1408 ق، قرطبی، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی، 16/ 22 و سیوطی جلال الدین، الدر المنثور، 6/ 7، و ابی جعفر الخاص، معانی القرآن، 6/ 31، المملكة العربیة السعودیه، جامعة ام القری، اول، 1409 ق، و ابن الجوزی، زاد المسیر، 7/ 79، بیروت، دارالفكر، اول، 1407 ق.

[9] . زمحشری، جار الله محمود بن عمر، كشاف، بیروت، دارالكتاب العربی، بی تا،4/220.

[10] . الصواعق، ص 148، به نقل از المذاهب الاسلامیه، ص 146.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات