خروج یمانی

نوشته‌ها

مکان قیام یمانی

 

اشاره:

مکان قیام یمانی از اموری است که کذب احمد الحسن را به اثبات می رساند. روایات متعددی، مکان قیام یمانی ومحل پیدایش جنبش او را یمن دانسته اند اما احمدالحسن از ظهور خود ر از بصره عراق اعلام نموده است. در این نوشته مختصر به روایاتی اشاره می شود که مکام قیام و ظهور یمانی یمن اعلام نموده است.

 

از امام باقر (علیه السلام) چنین روایت شده: …وخروجُ السفیانیِّ من الشام والیمانیِّ من الیمن وخسفٌ بالبیداءِ؛[۱] …هنگام خروج سفیانی از شام وخروج یمانی از یمن وفرو رفتن در سرزمین بیداء.

امام صادق (علیه السلام) نیز در پاسخ این سؤال که قائم شما چه زمانی قیام می کنند، فرمودند:  … وخروجُ السفیانیِّ من الشامِ والیمانیِّ من الیمن وخسفٌ بالبیداءِ؛[۲] … هنگام خروج سفیانی از شام وخروج یمانی از یمن وفرو رفتن [سپاه سفیانی] در سرزمین بیداء.

آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند:

وخروجُ الیمانیِّ من الیمنِ مع الرایاتِ البیضِ؛[۳] قیام یمانی از یمن هم راه با پرچم های سفید خواهد بود.

در کتاب کمال الدین به تصحیح مرحوم غفاری نیز حدیثی از امام باقر (علیه السلام) به این صورت نقل شده است:
… وإن من علاماتِ خروجِه خروجُ السفیانیِّ من الشام وخروجُ الیمانیِّ [من الیمن] ومنادٍ ینادی مِن السماءِ؛[۴]
… واز نشانه های خروج امام مهدی (عجّل الله فرجه) خروج سفیانی از شام وخروج یمانی [از یمن] وندادهنده ای است که از آسمان ندا می دهد.

روایت دیگری که احتمالاً مضمون یاد شده را تأیید می کند، این حدیث امام باقر (علیه السلام) است:

… وخروجُ رجلٍ من وُلد عَمّی زیدٍ بالیمنِ؛[۵] وقیام مردی از خاندان عمویم زید در یمن.

آن حضرت در حدیث دیگری فرموده اند: … ثم یسیرُ الیهم منصورُ الیمانیُّ من صنعاءَ بجنودِه؛[۶]… سپس منصور یمانی هم راه سپاهیانش به سوی آن ها روانه می شود.

در هفتمین روایت، محل قیام شخصی که چشمان سفیانی را از کاسه در می آورد، صنعا معرفی شده است. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: أنّی یخرج ذلک ولمّایخرج کاسرِ عَینَیه بصنعاءَ؛[۷]

کجا وچگونه سفیانی خروج می کند در صورتی که آن کس که چشم او را از کاسه در می آورد، هنوز از صنعا خروج نکرده است.
همان طور که گذشت، شخصیت یاد شده به قرینه سایر روایاتی که از هم زمانی ودرگیری یمانی با سفیانی یاد کرده اند، همان یمانی است. علاوه بر آن، برای تأیید این موضوع می توان از روایاتی که در منابع اهل سنّت آمده وبه خروج قحطانی از یمن تصریح کرده است نیز بهره برد. روایات یاد شده گرچه از نظر سند قابل خدشه هستند اما به نظر می رسد با توجه به مجموع آن ها می توان به این اطمینان رسید که آغاز قیام یمانی از یمن است.

برخی از نویسندگان بر این باورند که واژه «یمانی» به تنهایی علاوه بر دلالت بر انتساب این شخصیت به یمن، بر آغاز جنبش او از یمن نیز دلالت می کند. لذا هم چنان که بر اساس متفاهم عرفی قیام خراسانی به معنای قیام شخصی خراسانی از خراسان است، قیام یمانی نیز به معنای قیام مردی یمنی از یمن است.[۸] به تعبیر دیگر، اطلاق واژه یمانی به شخصیت مورد نظر صرفاً بیان تابعیت او نیست بلکه محل قیام او نیز هست. بر این اساس، از تمامی روایاتی که بر قیام یمانی دلالت داشتند، می توان به شروع قیام از یمن نیز پی برد.

پی نوشت:

[۱] . کمال الدین، ص۳۳۱، باب۳۲، ح۱۶.

[۲] . مختصر اثبات الرجعه، به نقل از مجله تراثنا، ص۴۵۷. البته تذکر این نکته ضروری است که این روایت از نظر متن دقیقا همان روایت پیشین است که در کتاب کمال الدین از امام باقر (علیه السلام) نقل شده بود اما در مختصر اثبات الرجعه با سندی متفاوت از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است. از این رو این دو در واقع یک روایتند که به اشتباه به دو امام نسبت داده شده اند.

[۳] . مختصر اثبات الرجعه، به نقل از مجله تراثنا، ص۴۵۵.

[۴] . کمال الدین، ص۳۲۸، باب۳۲، ح۷.

[۵] . فلاح السائل، ص۱۷۱.

[۶] . الفتن، ص۱۷۴.

[۷] . الغیبه للنعمانی، ص۲۸۵، باب۱۴، ح۶۰.

[۸] . فقه علائم الظهور، ص۲۸ – ۲۹.

برگرفته از : تأملی در نشانه های حتمی ظهور  ( نصرت الله آیتی)

مردودیت ارتباط و نیابت خاص امام عصر در غیبت کبری

 اشاره:

یکی از ادعاهای احمد الحسن نیابت خاصه امام عصر (عج) است. این آدم هم ادعای نیابت دارد هم ادعای مهدویت و هم  فرزندی امام زمان را ادعا می کند. این در حالی است که نیابت خاصه در عصر غیبت کبری چیزی نیست که در فرهنگ شیعه قابل پذیرش باشد. روایات متعددی در این رابطه هم از امام زمان (عج) نقل شده و هم از سایر امامان (علیهم‌السلام) در این نوشته کوتاه به این مطلب اشاره شده است.

 

طبق احادیث و اجماع همگانی، اعتقاد مسلّم شیعه بر این است که باب نیابت و ارتباط خاص با حضرت مهدی، قبل از خروج سفیانی و شنیده شدن ندای آسمانی، مسدود و بسته است. توضیح اینکه: امام مهدی در ماه رمضان، همزمان با ندای آسمانی، ظهور می فرمایند و در عاشورای ماه محرم از کنار کعبه، قیام و خروج. وقتی حضرت در ماه رمضان، ظهور فرمودند، آنگاه است که یمانی واقعی، شناخته می شود.

از اینرو است که امام رضا علیه السلام، به شیعیان دستور می فرمایند که با قیام های مهدی گرایانه و با انگیزه نیابت و ارتباط خاص با امام عصر، همراهی نکنند تا ندای آسمانی در آسمان و فرو رفتن (خسف) لشکر سفیانی در زمین، آشکار شود.

… وَ اسْکُنُوا … مَا سَکَنَتِ السَّمَاءُ مِنَ النِّدَاءِ بِاسْمِ صَاحِبِکَ وَ مَا سَکَنَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْخَسْفِ بِالْجَیشِ.[۱]

… سکون و آرامش خویش را (در عدم همراهی با قیام های مهدی گرایانه و قیام قائم) حفظ کنید … تا اینکه منادی از آسمان، نام صاحب و امام شما، را ندا دهد و نیز سکون داشته باشید تا فرو رفتن و خسف لشکر (سفیانی) اتفاق بیفتد.

پیروان و انصار احمد الحسن، باید به این سوال پاسخ دهند که، خروج یمانی قبل از آغاز ندای آسمانی، را چگونه توجیه می کنند؟ احمد الحسن بصری، چگونه و با چه معیاری، ادعای مهدویت و ارتباط خاص با امام مهدی را دارد، در حالیکه هنوز، صحیه آسمانی رخ نداده است؟ و هنوز عصر غیبت کبری، به پایان نرسیده است؟

پی نوشت:

[۱] . مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۰٫

منبع: فرقه نیوز

علائم نهایی پیش از ظهور امام زمان (عج)

اشاره:

از اموری که که دلیل قاطع بر بطلان ادعاهای احمد الحسن است، علئم ظهور است که در احادیث شیعه و سنی به آنها اشاره شده است. با توجه به این علائم ظهور، احمدالحسن هیچ مطابقتی با سید یمانی که در احادیث از آن نام برده شده است، ندارد. همچنین ادعاهای این مدعی یمانی و مدعی مهدویت و امامت کاملاً با آنچه که درباره یمانی نقل شده در تضاد است. در این نوشته به علائم ظهور پرداخته شده تا کذب این مدعی دروغین آشکار تر گردد.

علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف) علائم حتمی و قطعی؛

ب) علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

۱. خروج سفیانی: پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقه عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداء (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. [۱]

۲. خسف در بیداء: خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند. [۲]

۳. خروج یمانی: سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (ع) فرمود: قیامهای سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است. [۳]

۴. قتل نفس زکیه: زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد.  در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) در راه امام می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی «سید حسنی» گفته اند امام باقر (ع) فرمود: بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست. [۴]

۵. صیحه آسمانی: منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به «نداء» «فزعه» «صوت» نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (ع) می فرماید: ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خوابیده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.

آنگاه می فرماید: این صدا در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می زند که «فلانی مظلوم کشته شد» تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و امام صادق (ع) می فرماید: در ابتدای روز گویند ه ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند. [۵]

۶. خروج دجال: این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده است [۶] ولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عج) هم از علائم آخرالزمان می باشد.

دجال فردی است که در آخر الزمان و پیش از قیام مهدی (عج) خروج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (ع) در کنار دروازه ”لد“ در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح کردن این امور مجال دیگری را می طلبد. [۷]

پی نوشت:

[۱] کمال الدین، ص ۶۵۱. و بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۱۵؛ و کنز العمال، ج ۱۴، ص ۲۷۲؛ تاریخ غیبت کبری، ص ۵۱۸ الی ۵۲۰.

[۲] مراصد الاطلاع، ج۱، ص۲۳۹؛ وافی، ج۲، ص ۴۴۲؛ مسائل العشره چاپ شده در مجموع مصنفات شیخ مفید، ج ۳، ص ۱۲۲ و غیبت نعمانی، ص ۲۵۲، منتخب الأثر، ص ۴۵۹؛ کتاب الغیبه نعمانی ص ۲۵۲، تاریخ غیبت کبری ص ۴۹۹ ـ ۵۲۰.

[۳] تاریخ غیبت کبری، ص ۵۲۵، کتاب غیبت  نعمانی ۲۵۲.

[۴] منتخب الأثر، ۴۵۹، تاریخ الغیبه الکبری، ص ۵۱۱؛ الارشاد، ج۲، ص۳۷۴؛ اعلام الوری، ص ۴۲۷.

[۵] تاریخ ما بعد الظهور/۱۷۶ ـ کشف الغمه ج۳،  ص ۲۶۰، وافی، ج ۲، ص ۴۴۵ ـ ۴۴۶، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص ۴۳۵ و۴۵۴ و۴۵۳ – ارشاد، ج۲، ص ۳۷۱؛ کمال الدین / ۶۵۱ بحار الأنوار، ج۵۲، ص۲۰۴-۲۸۸-۲۹۰؛ منتخب الاثر، ص ۴۵۹، غیبت نعمانی/۲۵۴.

[۶] سنن ترمذی، ج۴، ص ۵۰۷ ـ ۵۱۹؛ سنن ابی داوود؛ ج۴، ص ۱۱۵؛ صحیح مسلم، ج ۱۸، ص ۴۶ و ۸۱.

[۷] بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳و۲۰۹؛ کمال الدین ۵۲۵ و ۵۲۶؛ کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۸۱؛ المسائل العشر، چاپ شده در مصنفات شیخ طوسی، ج۳، ص ۱۲۲؛ ارشاد، ج۲، ص ۳۷۱، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۱۹۸ـ۲۰۰.

راه شناخت امام زمان هنگام ظهور باتوجه به ظهور مدعیان دروغین

اشاره:

تردیدی در این وجود ندارد که کسی از چهره امام زمان(عج‌الله فرجه) هیچ شناختی ندارد. بنابراین در زماین که از پرده غیبت بیرون آمده و ظهور می کند برای مردم قابل شناخت نیست نست تا به او بپیوندند. از اینرو برای رفع این مشکل در روایات و احادیث علاماتی برای آن حضرت بیان شده که وقتی ظهور کردند هیچ مشکا و مانعی برای شناخت آن حضرت وجود نداشته باشد. این نوشته مختصر به این امر اختصاص داده شده است.

 

خصوصیات ظاهری حضرت مهدی (عج‌الله فرجه)امام رضا (علیه‌السلام) می فرماید: «نشانه و علامت قائم این است که سنّ حضرت زیاد است ولی از نظر چهره جوان می نماید. به گونه ای که اگر کسی به او نظر کند، می پندارد که او در سن چهل سالگی یا کمتر است. نشانه دیگرش این که گذشت روزگار او را پیر نمی کند تا زمانی که اجلش فرا رسد»(۱).

و پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرموده اند: «او از فرزندان من است، اندامش چونان مردان بنی اسرائیل سخت و ستبر است، به هنگام سختی و گرفتاری امت من قیام می کند،رنگ چهره اش به عرب ها شباهت دارد، قیافه اش چون مرد چهل ساله می نماید و …»(۲).

بنابراین امام از نظر سنّی به جوانی ۳۰- ۴۰ ساله می نماید اگرچه عمر او بسیار طولانی است.

اما در مورد مشخصات بدنی آن حضرت به دو روایت اشاره می شود. ابوبصیر می گوید: «به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم: از پدر شما شنیده ام که امام زمان سینه ای گشاده و کتف هایی باز و عریض دارد. امام فرمود: ای ابامحمد! پدرم زره پیامبر را پوشید ولی برایش بلند بود، به طوری که بر زمین می رسید، من نیز آنرا پوشیدم ولی بر قامتم بلند بود، ولی آن زره بر قامت حضرت قائم چنان مناسب و اندازه است که بر بدن رسول خدا اندازه بود و قسمت پایین آن زره کوتاه است به طوریکه هر بیننده گمان می کند اطراف آن را گره زده اند»(۳). اما در مورد سایر خصوصیات این امام بزرگوار همانند کمالات اخلاقی،‌زهد، و… روایات متعددی است که به کتاب های مربوطه در این زمینه بایدمراجعه کرد.

شناختن امام زمان (عج‌الله فرجه) در هنگام ظهوردر پاسخ قبل به خصوصیات فردی حضرت اشاره شد. امّا جهت تکمیل پاسخ مباحث ذیل ضروری می نماید.

روشن است که ظهور منجی مصلح آخرالزمان همراه با علائم و نشانه هائی است که جهت رعایت اختصار به یک روایت اکتفاء می کنیم.

عمربن حنظله گوید: از امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که می فرمود: پیش از قیام قائم (عج‌الله فرجه) پنج نشانه خواهد بود که همگی از علامات حتمی ظهورا است: یمانی (خروج یمانی)، سفیانی (خروج سفیانی)، صیحه (ندای آسمانی)، کشتن نفس زکیه و فرو رفتن زمین در بیداء.(۴)

با توجه به چنین روایاتی که علائم ظهور را بیان می دارند در زمان ظهور مشخص می شود که فردی که ظهور کرده حضرت حجه بن الحسن العسکری است نه شخص دیگر.

اما علاوه برروایات ذکر شده درباره خصوصیات ظاهری حضرت مهدی (عج‌الله فرجه) در ادامه به برخی از روایات اشاره می شود که حضرت و خصوصیات ظاهری وی را بهتر می شناساند و وی را از مدعیان دروغین مهدویت تمییز می دهد.

۱٫ امام رضا (علیه‌السلام) می فرمایند:

«… قائم (علیه‌السلام) کسی است که چون خارج شود، در سنّ پیر مردان و در سیمای نونهالان باشد. آن قدر بدنش نیرومند است که اگر دست مبارکش را به طرف بزرگترین درخت روی زمین دراز کند آن را از ریشه بکند، اگر در میان کوهها بانگ برآورد، صخره های آن فرو ریزد.عصای موسی (علیه‌السلام) وانگشترسلیمان (علیه‌السلام)  با او خواهد بود»(۵).

۲٫ پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) فرموده اند:

«آنکه عیسی بن مریم (علیه‌السلام) پشت سرش نماز می خواند، از ماست»(۶).

و همچنین فرموده اند:

«مهدی (علیه‌السلام) ظاهر می شود، در بالای سر او ابری خواهد بود که فرشته ای از میان آن بانگ بر  می آورد: این خلیفه خدا «مهدی» است، از او پیروی کنید»(۷).

۳٫ امام باقر (علیه‌السلام) می فرمایند:

«هنگامی که قائم (علیه‌السلام) ظاهر شود، پرچم رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) انگشتر حضرت سلیمان (علیه‌السلام) ، سنگ و عصای حضرت موسی (علیه‌السلام) را همراه خود می آورد»(۸).

۴٫ امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند:

«آن گاه که خبر ظهور مهدی (عج‌الله فرجه) به سید حسنی و اصحابش می رسد، اصحاب می گویند: ای فرزند پیغمبر این کیست؟ که در قلمرو ما فرود آمده می گوید: برویم ببینیم او کیست؟ ـ در صورتی که به خدا قسم سید حسنی می داند او مهدی (عج‌الله فرجه) است ـ و بدین جهت این سخن را می گوید که به یارانش آن حضرت را بشناساند، پس سید حسنی بیرون می آید تا اینکه به مهدی (عج‌الله فرجه) می رسد، آنگاه می گوید: اگر تو مهدی آل محمّد (صلی‌الله علیه و آله) هستی پس عصای جدّت پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و انگشتر و جامه و زره آن حضرت کجا است، عمّامه (سحاب)، اسب، شتر، قاطر، الاغ و اسب اصیل رسول خدا و مصحف امیر مؤمنان (علیه‌السلام) کجاست؟ پس آن حضرت تمام اینها را به او نشان می دهد آنگاه عصای پیامبر را می گیرد و در سنگ سختی می کارد، فوراً برگ می دهد، منظورش از این کار آن است که بزرگواری و فضیلت مهدی (علیه‌السلام) را به اصحاب خود بنمایاند تا به آن حضرت بیعت کنند، پس سید حسنی عرضه می دارد: الله اکبر. ای فرزند پیغمبر، دستت را بده تا باشمابیعت کنیم،حضرت مهدی (علیه‌السلام)  دستش را دراز می کند، سید حسنی و اصحابش بیعت می کنند»(۹).

نتیجه گیری و جمع بندی مطالب:

اولاً : با توجّه به وجود علامات و نشانه های ظهور که ذکر شد، می توان به خوبی فهمید که یقیناً شخصی که ظهور کرده مهدی موعود است یا نه.

ثانیاً: وقتی دانسته شد حضرت ظهور کرده با استفاده از روایاتی که نشانه های همراه حضرت را بیان می کنند اعمّ از: عصای حضرت موسی (علیه‌السلام) ، انگشتر سلیمان (علیه‌السلام) ، اقتدای حضرت عیسی (علیه‌السلام) به آن حضرت، وجود ابری بر بالای سر حضرت، اعلام فرشته، پرچم رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) دو انگشتری امام حسن و امام حسین ـ علیهماالسلام ـ،عصای پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) انگشتر و جامه و زره حضرت، عمّامه و … رسول خدا، مصحف امیر مؤمنان (علیه‌السلام) و همچنین از مشخصات ظاهری که در احادیث گذشته به آنها اشاره شد، حضرت شناخته می شود.

لذا ما به وجود یک مهدی بی نام و نشان و مجهول الهویه ای عقیده نداریم تا در تطبیقش به فردی در اشتباه واقع شویم. بلکه پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ ، که اصل وجود مهدی را خبر داده اند، آن وجود مقدس را کاملاً تعریف و توصیف نموده هرگونه ابهام و اجمالی را بر طرف ساخته اند.(۱۰)

پی نوشت:

  1. غیبت، نعمانی، ص ۱۸۸، و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۷٫
  2. ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر، مؤسسه اعلمی بیروت.
  3. اثبات الهداه، حرّ عاملی، ج ۳، ص ۴۴۰ و ۵۲۰، چاپ علمیه قم.
  4. ابی جعفر محمد بن الحسین شیخ صدوق، کمال الدّین و تمام النّعمه، قم، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۲ش، ج ۲، ص ۸۱ و ۸۲٫
  5. ابوعلی فضل بن حسن طبرسی امین الاسلام، إعلام الوری، بیروت، ۱۳۹۹ ق، ص ۴۰۷٫
  6. مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، ص ۲۵، قاهره، ۱۳۹۹ ق.
  7. إلزام الناصب، شیخ علی یزدی حائری، بیروت، ۱۳۹۷ ق، ج ۱، ص ۶۳٫
  8. حرّ عاملی، اثبات الهداه، قم، ۱۳۹۹ ق، ص ۱۷۱،
  9. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق، ج ۵۳، ص ۱۵٫
  10. امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، قم، شفق، ۱۳۷۶ش، ص۳۲۹٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.