خانه های مجردی

نوشته‌ها

زندگی مشترک بدون عقد زیر سقف تهران

والدینی که در مقابل زندگی مشترک بدون ازدواج قانونی دخترانشان سکوت می‌کنند، چه کسانی هستند و چه عاملی باعث شده که نوع زندگی بی‌بند و بار غربی با چنین گستردگی در کشور ما فراگیر شود؟

چندی پیش، در خبرها آمده بود که برخی از دختر و پسرهای تهرانی، زندگی مشترک خود را با هم بدون ازدواج رسمی آغاز نموده و زیر یک سقف زندگی می‌کنند. با شنیدن این خبر، این پرسش در ذهن ما ایجاد می‌شود که با توجه به ارزش‌های اخلاقی حاکم بر جامعه ما این افراد چه کسانی هستند که بر خلاف اعتقادات دینی و عرفی جامعه بدون ازدواج شرعی و قانونی اقدام به زندگی مشترک می‌کنند؟ والدینی که در مقابل زندگی مشترک بدون ازدواج قانونی دخترانشان سکوت می‌کنند، چه کسانی هستند و چه عاملی باعث شده که نوع زندگی بی بند و بار غربی با چنین گستردگی در کشور ما فراگیر شود؟

مرثیه‌ای برای زوال اخلاق

این که در جامعه‌ای که ارزش‌های عرفی و اخلاقی مهمترین نقش را در کالبدش ایفا می‌کنند، کسانی پیدا شده‌اند که جسارت ایستادن در مقابل اصولی‌ترین ارزش‌ها را به خود می‌دهند و با پوزخند به قواعد اجتماعی، زندگی خود را بر خاکستر ارزش‌ها می‌سازند، بیش از هر چیز خبر از زوال تدریجی ارزش‌هایی می‌دهد که ستون‌های بقای بنیان اجتماع بر آنها استوار است. خدا می‌داند با چنین روندی تا چند سال دیگر از ارزش‌های اخلاقی جامعه خبری باشد یا نه.

گرایش فرزندان خانواده‌های گسسته به سمت زندگی‌های بدون عقد

با نگاه به دختران و پسرانی که بدون پیوند عقد و ازدواج اقدام به تکمیل زندگی مشترک می‌کنند، متوجه می‌شویم که این افراد در بیشتر موارد خود نتیجه ازدواج‌های بی سرانجام و خانواده‌هایی از هم پاشیده هستند. افرادی که نه پدری دارند که بر زندگی بهنجارشان نظارت داشته باشد و نه مادری که راه و رسم زندگی را به آنها آموزش دهد. پدر و مادر چنین جوانانی معمولا پس از متارکه، ازدواج مجدد کرده‌اند و در این میان تنها به تامین مالی و اقتصادی فرزندانشان از ازدواج اول بسنده کردند و فرزندان چنین پدر و مادرهایی که سایه خانواده را احساس می‌کنند، معمولا از همان نوجوانی روابط بی بند و بار را تجربه می‌کنند و پس از مدتی هم هیچ بعید نیست که تصمیم بگیرند با کسی که مدتی با او رابطه داشته‌اند در یک خانه زندگی کنند.

دانشجویانی که در شهرهای دیگری درس می‌خواندند

البته در این میان نمی‌توان به تاثیر ماجرای دانشجویانی که برای ادامه تحصیل در دانشگاه راهی شهری دیگر می‌شدند و در برخی از موارد به دلیل نبود خوابگاه به سمت زندگی دانشجویی در خانه‌های مجردی روی می‌آوردند، توجهی نکرد. این اتفاق به خصوص در مواردی که دانشجویان به شهرهای بزرگی چون تهران می‌آمدند باعث می‌شد که این دانشجویان به خصوص دختران دانشجو پس از اتمام تحصیل و تجربه زندگی مجردی و آزاد در تهران دیگر نخواهند به شهر خود باز گردند و برای این که بهانه‌ای برای ادامه زندگی مستقل در تهران داشته باشند، ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر یا پیدا کردن شغلی در کلانشهر مورد نظر را برنامه خود قرار می‌دادند. با چنین شرایطی ما با تعداد زیای از فارغ التحصیلان در کلان‌شهرهایی مانند تهران روبرو بودیم که به تنهایی زندگی می‌کردند بدون اینکه نظارتی از سوی خانواده به رفتارها و آمد و شد هایشان باشد. این نوع زندگی و روابط آزاد در برخی موارد به زندگی‌های مشترک مقطعی بدون عقد شرعی هم ختم می‌شد.

پدر و مادر چنین جوانانی معمولا پس از متارکه، ازدواج مجدد کرده‌اند و در این میان تنها به تامین مالی و اقتصادی فرزندانشان از ازدواج اول بسنده کردند و فرزندان چنین پدر و مادرهایی که سایه خانواده را احساس می‌کنند، معمولا از همان نوجوانی روابط بی بند و با را تجربه می‌کنند و پس از مدتی هم هیچ بعید ینست که تصمیم بگیرند با کسی که مدتی با او رابطه داشته‌اند در یک خانه زندگی کنند.

طبقه‌ای با فرهنگ متفاوت

از دیگر مولفه‌های دختران و پسرانی که بی قید ازدواج رسمی در یک خانه زندگی می‌کنند، طبقه اجتماعی آنها است. این افراد در غالب موارد همان طور هم که در اظهارات رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران هم آمده است متعلق به طبقه مرفه بالای شهرنشین تهران هستند. یکی از خصوصیات طبقه مرفه اجتماعی، فرهنگ متفاوتی است که با سایر طبقات دارند. فرهنگی که از جهان بینی مغایر نشات می‌گیرد و نتیجه اش هم می‌شود بدعت‌هایی که این افراد بر پیکره اجتماع وارد می‌کنند. بدعت‌هایی که نه تنها هیچ ربطی به آداب رسوم و هنجارهای معمول جامعه ندارد، بلکه در تضاد کامل به این اصول اجتماعی هم هستند.

استقلال به محض رسیدن به سنین بلوغ

از دیگر نشانه‌های نگرش متفاوت طبقه مرفه، سبک زندگی است که به تبع از روش زندگی معمول در کشورهای غربی به عاریت گرفته‌اند. سبکی از زندگی که در آن دختر و پسر، به محض رسیدن به سن قانونی ۱۸ سالگی می‌توانند زندگی مستقلی را تجربه کنند و می‌توانند به دور از خانواده روزگار بگذارند.

افزایش زندگی‌های مجردی، بشارت چنین اتفاقاتی را می‌داد

چندی پیش، انتشار خبری مبنی بر افزایش خانه‌های مجردی در پایتخت و سایر کلانشهرها، رسانه‌ها را به لرزه در آورد. آمارهایی مبنی بر زندگی ۲۷ درصد از جوانان تهرانی که در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند. بر عکس گذشته‌ای نه چندان دور که اگر فردی قصد اجاره خانه مجردی داشت، باید ابتدا به کلانتری محل مراجعه می‌کرد و مجوز نیروی انتظامی می‌گرفت این روزها کافی است که فردی اراده کند تا با پرداخت مبالغی معمول اجاره و رهن یا کمی بیشتر از آن، بتواند خانه‌ای را برای زندگی مجردی اجاره کند. جالب اینجا است که بر اساس مشاهدات بسیاری از متقاضیان اجاره خانه‌های مجردی، دختران و پسران مجرد تهرانی هستند که از زندگی در کنار خانواده هایشان خسته شده‌اند و می‌خواهند آزادی‌های زندگی مجردی را تجربه کنند یا زنان مطلقه و مردان متاهلی که برای ادامه زندگی به اجاره خانه مجردی روی می‌آورند. با در نظر گرفتن این آمارهای نجومی زندگی مجردی دختران و پسران در شهر تهران خب چندان هم دور از انتظار نبود که این دختران و پسران پس از چندی تصمیم بگیرند که زندگی مجردی خود را با زندگی مشترک بدون عقد و ازدواج با فرد دیگر جایگزین کنند.

توجیهی به نام صیغه!

البته مسئله‌ای که دست ماموران نیروی انتظامی را در کنترل و نظارت زندگی‌های مشترک بدون ازدواج می‌بندد، احتمال این است که دختر و پسری که اقدام به این کار کرده‌اند در مقابل، مدعی شوند که صیغه محرمیت خوانده‌اند و در این میان، این مسئله، نه قابل اثبات است و نه کتمان. در نتیجه نیروهای انتظامی هم نمی‌توانند اقدام خاصی در مقابل این نابهنجاری اجتماعی داشته باشند.

محافظت از بنیان خانواده

در دوره و زمانه‌ای که تزریق سبک زندگی غربی، هر بار یکی از اصول ارزشی و اعتقادی ما را زیر سوال می‌برد، مسئولان و سیاست‌گذاران کشور باید بیش از پیش به برنامه‌های حفاظت از بنیان خانواده، ازدواج‌های آسان و پیشگیری از طلاق توجه کنند تا خانواده‌ای که هسته و اساس جامعه است در کام خطر زوال نیفتد.

منبع: کیانا نیکفام؛ بخش اجتماعی تبیان(با تغییراتی)

 

ازدواج سفید در خانه های مجردی!

سیلاب زندگی‌های مجردی، بنیان خانواده را نشانه گرفته است. امروز بسیاری از جوانان، دور از خانواده‌ها زندگی می‌کنند؛ بدون هیچ دلیل و مبنایی، صرفا برای لذت و تفریح بیشتر!

بر اساس آخرین آمارهای سازمان ثبت احوال تهران، ۳۰ درصد جوانان گروه سنی ۲۰ تا ۳۵ سال کشور معادل ۱۲ میلیون نفر در کشور ازدواج نکرده‌اند و این در حالی است که ۳۰ درصد از جوانان، این روزها دور از محیط خانواده و در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند، اتفاقی که به خودی خود می‌تواند زاییده نابهنجاری‌های بسیاری باشد.
دگردیسی جامعه در سال‌های اخیر، تغییرات ساختار بسیاری به همراه داشت که به تبع آن، کارکردهای خانواده هم تغییرات بنیادی را تجربه کرد. یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی سال‌های اخیر کشور ما، افزایش سن ازدواج بود؛ به این ترتیب که بر اساس آمارها، متوسط سن ازدواج با افزایش چشمگیر به سمت گردنه سی سالگی میل کرده است. افزایش سطح تحصیلات و گرایش به اشتغال در میان دختران در سال‌های اخیر و تغییرات فرهنگی، از جمله عواملی بود که باعث شد دختران در سنین زیر بیست سالگی به ازدواج و رفتن به خانه شوهر فکر نکنند و راه‌های جایگزینی مانند تحصیل و اشتغال را برای خود برگزینند، تحصیلات آکادمیک و در ادامه آن اشتغال، باعث شد دختران علاوه بر این که سال‌های دهه سوم زندگی را در دانشگاه‌ها و محیط‌های کاری می‌گذرانند، برای انتخاب همسر هم کفو و هم شان خود دچار مشکل شوند چون پسرهای هم سن و سال آنها به جای دانشگاه، راه بازار کار را در پیش گرفته بودند و این عدم تناسب مشکلات بسیاری را بر سر راه همسرگزینی دختران جوان تحصیلکرده و شاغل ایجاد کرد.

افزایش موارد ازدواج سفید در کشور، پیامدهای گسترده‌ای را به دنبال دارد که مهمترینش، آسیب‌هایی است که به بنیان خانواده ایرانی و ازدواج‌های رسمی وارد می‌کند.

در این میان، مشکلات اقتصادی که سال ۹۱ و پس از تغییرات نرخ دلار به شاکله زندگی اجتماعی وارد شد، تعاریف مرسوم ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را دچار تغییر کرد چون جوانانی که پیش از این تغییرات ارزی و فشارهای اقتصادی، قصد ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را داشتند، پس از این تغییرات، خود را در پذیرش این مسئولیت ناتوان دیدند و ترجیح دادند به اصطلاح سری را که درد نمی کند، دستمال نبندند. همه این مسائل در سال‌های اخیر با پدیده ارتباطی جدید به نام شبکه‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌های موبایلی و سیل شبکه‌های ماهواره‌ای عجین شد، اتفاقاتی که هر کدام به خودی خود می‌توانستند ساختار اجتماعی نسلی را دچار تغییر کنند و در نهایت این روزها با آمارهای جمعیتی روبرو هستیم که از رسیدن سن ازدواج به آستانه سی سالگی و زندگی مجردی ۳۰ درصد از جوانان ایرانی سخن می‌گوید.

دهه نود، دهه تجردگزینی!

آمار گرایش جوانان به زندگی در خانه‌های مجردی، مسئله‌ای بود که رسانه‌ها در طول سال‌های اخیر بارها به آن اشاره کرده بودند اما انتشار آمارهای زندگی‌های مجردی، همواره با محدودیت‌هایی روبرو می‌شود و در نهایت این روزها برخی از مسئولین هم به آمار زندگی ۳۰درصد از جوانان ساکن شهرهای بزرگ در خانه‌های مجردی صحه گذاشته اند، تا به آنجایی که برخی کارشناسان، دهه ۹۰ را دهه تجردگزینی نامیده‌اند، دهه‌ای که در آن جوانان مجرد، دیگر اصرار چندانی به ازدواج و تشکیل خانواده ندارند و ترجیح می‌دهند زندگی راحت و بدون مسئولیت خود را در خانه‌های مجردی تجربه کنند، بدون این که با محدودیت‌های خانواده و والدین روبرو باشند.

فاجعه‌ای به نام ازدواج سفید در فقدان ازدواج‌های رسمی

یکی از فجایع اجتماعی که در سال‌های اخیر در کلان‌شهرهای کشور شکل گرفت و این روزها با رشد روز افزونی روبرو شده است، زندگی مشترک دو نامحرم بدون عقد و ازدواج زیر یک سقف است که در تعاریف جدید جامعه شناختی، ازدواج سفید لقب گرفته است.

این که چرا ازدواج سفید در جامعه سنتی کشوری مانند ایران به وقوع پیوسته و استمرار هم پیدا می‌کند، به همان ماجرای افزایش سن ازدواج و گرایش جوانان به زندگی‌های مجردی باز می‌گردد، بر این اساس، زمانی که دختران و پسران جوان بدون نظارت خانواده‌ها در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند دیگر برای برقراری روابط با محدودیتی روبرو نیستند و در این میان ممکن است برخی از این جوانان به جای این که زیر بار ازدواج و مسئولیت زندگی مشترک بروند، هم‌باشی و ازدواج سفید را برای ادامه رابطه با طرف مقابلشان بر گزینند، رابطه‌ای که هیچ تعهدی برایشان ایجاد نمی کند و هر زمان که بخواهند، می‌توانند از آن خارج شوند. افزایش موارد ازدواج سفید در کشور، پیامدهای گسترده‌ای را به دنبال دارد که مهمترینش آسیب‌هایی است که به بنیان خانواده ایرانی و ازدواج‌های رسمی وارد می‌کند.

دولت برای ازدواج‌های پایدار فکری بیندیشد

در این میان، با توجه به آمار ۱۲ میلیون جوان ۲۰ تا ۳۵ ساله مجردی که تا به امروز نتوانستند ازدواج کنند، مسئولان و سیاست گذاران به جای دست روی دست گذاشتن و پنهان کردن آمارهای ازدواج‌های سفید و سونامی طلاق و روابط نامشروع، چاره‌ای برای ازدواج‌های بهنگام و پایدار جوانان بیندیشند چون با اهمال مسئولان، خانواده‌ها هر روز بیش از روز گذشته به سمت مدل غربی پیش می‌روند و اگر این مسئله امروز کنترل نشود، در یک دهه اخیر خانواده ایرانی مفهوم و تعریف واقعی خود را از دست خواهد داد و ازدواج‌های سفید و روابط بی قید و بند جای آن را می‌گیرد.

منبع: خبرپو

عوامل مؤثر بر تحول سبک زندگی خانواده‌های ایرانی

در ادبیات جامعه‌شناسی، از مفهوم سبک زندگی، دو برداشت و دو گونه مفهوم‌سازی متفاوت به عمل آمده است. در فرمول‌بندی نخست که سابقه آن به دهه ۱۹۲۰ باز می‌گردد، سبک زندگی، معرف ثروت و موقعیت اجتماعی بوده و غالبا به عنوان شاخصی برای تعیین «طبقه اجتماعی» به کار رفته است.

در فرمول‌بندی دوم، سبک زندگی، نه راهی برای تعیین طبقه اجتماعی بلکه شکل اجتماعی نوینی دانسته می‌شود که تنها در متن تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف‌گرایی معنا می‌یابد. در این معنا، سبک زندگی راهی است برای تعریف ارزش‌ها و نگرش‌ها و رفتارها (هویت) افراد که اهمیت آن برای تحلیل‌های اجتماعی روز به روز افزایش می‌یابد.

اهمیت و رواج فزاینده مفهوم سبک زندگی در علوم اجتماعی، ظاهرا ناشی از این واقعیت است که سنخ‌شناسی‌های موجود، نمی‌توانند تنوع و گوناگونی دنیای اجتماعی را توضیح دهند. (مجله شبکه هنر؛ شماره۶، صفحه۴۶).

سبک زندگی خانواده‌های ایرانی در سال‌های اخیر متحول شده است. بررسی علت این تغییر و تحولات را باید بسیار مهم دانست و یادآور شد، متأسفانه سیاست‌گذاری‌ها در جامعه ما بدون مطالعه و بررسی و فاقد یک پیوست فرهنگی است، به این معنا که برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در زمینه‌های مختلف در سطح جامعه ، بدون بررسی وضعیت موجود و درک شرایط، فقط با تکیه بر ذهنیات و تصورات شخصی طرح‌دهندگان و برنامه‌ریزان، اجراء می‌شوند.

به عنوان نمونه به تغییر وضعیت پوشش بانوان در سطح جامعه اشاره می‌شود. با وجود این که در این زمینه تاکنون اقدامات فراوانی در راستای اصلاح وضعیت بدپوششی صورت گرفته، اما این اقدامات تأثیر چندانی نداشته است و دلیل آن این است که بدون مطالعه واقعیت‌های جامعه و بررسی ریشه‌های بدحجابی، برخی از سیاست‌ها در سطح جامعه اجراء شده است در حالی که بدون تحلیل درست آسیب‌ها نمی‌توان تصمیم خاصی را اتخاذ کرد. و اگر تصمیمی گرفته شود نه تنها مؤثر نیست بلکه بر مشکلات هم می‌‌افزاید.

اگر تحولاتی را که خانواده ایرانی در گذر زمان پشت سر گذاشته، مطالعه و ریشه‌یابی کرد، تحلیل خانواده ایرانی به سهولت صورت می‌گیرد. شناسایی درست این تحولات، تصویری از آینده خانواده ایرانی پیش روی ما قرار می‌دهد که بر اساس آن می‌توانیم با تحلیلی عالمانه برای آینده برنامه‌ریزی کنیم.

عوامل مؤثر بر تحول خانواده‌ها

۱- تقابل نظام اسلام و نظام سرمایه‌داری و تحول در خانواده‌ها

در کشور ما ذهنیتی که از تقابل اسلام و کفر وجود دارد، صرفاً در عرصه‌های دینی و سیاسی خلاصه شده و تصور می‌شود نبرد بین نظام اسلامی و نظام سرمایه‌داری، فقط در عرصه دینی و سیاسی معنا دارد. در حالی که بررسی تغییر و تحولات نظام خانواده در ایران نشان می‌دهد در سده‌های اخیر نظام سرمایه‌داری از همه امکانات خود در هر عرصه‌ای بهره گرفته است و تقابل ما صرفاً سیاسی یا اعتقادی نیست، بلکه ساحت درگیری و تقابل این دو نظام فکری بسیار گسترده‌تر از عرصه‌ سیاست است و زندگی روزمره و حریم خانواده‌های ما را در بر می‌گیرد.

امروزه رفتارهای شخصی مثل لباس پوشیدن، نوع غذا خوردن، راه رفتن و… ما هم تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گرفته است و از طرفی متأسفانه حوزه خانواده از سوی کارشناسان جامعه اسلامی چندان جدی دنبال نمی‌شود. در حالی‌که بررسی دقیق نوع و سبک زندگی خانواده‌های ایرانی و غربی نشان می‌دهد، سبک زندگی و زیست آن‌ها با یک‌دیگر متفاوت است و در مقابل هم قرار دارد.

به نظر می‌رسد امروزه غربی‌ها سعی می‌کنند از جهات مختلف، زندگی ملت‌های دیگر و به خصوص شرقی‌ها (و ایرانی‌ها) را مدیریت ‌کنند و این مسئله موجب شده تمایل خانواده‌های ایرانی برای حفظ ارزش‌های اسلامی کم‌رنگ شود.

۲- فضاهای فراغتی و تحول در خانواده‌ها

در مطالعات جدید فرهنگی، زندگی روزمره به‌‌خصوص عرصه فراغت زندگی، مورد مطالعه قرار می‌گیرد. در فضاهای اداری و قانونی ما مجبوریم به گونه‌ای خاص زندگی و رفتار کنیم اما در فضاهای فراغتی، آن‌‌طورکه تمایل داریم زندگی و رفتار می‌کنیم، به همین دلیل توجه به عملکرد خانواده‌های ایرانی در فضاهای فراغتی اهمیت مضاعف دارد زیرا در این فضاها بهتر می‌توان واقعیت‌های زندگی خانواده‌ها را مشاهده کرد و در صورت مطالعه با دو نوع رویکرد و جهت‌گیری مواجه می‌شویم. برای درک عمق این مطلب، نگاهی به برخی آثار سینمایی و رمان‌ها با مضمون اجتماعی سودمند است.

۳- نشریه‌های زرد و تحول در خانواده‌ها

در جامعه ایران، میزان مصرف محصولات مکتوب فرهنگی نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر پایین است. از دهه ۷۰ به بعد انتشار نوعی از این محصولات فرهنگی مکتوب به نام نشریه‌های زرد به‌ میزان گسترده‌ای در سطح جامعه اوج گرفت. در حال حاضر نیز شمارگان این نشریه‌ها نسبت به دیگر نشریه‌ها خیلی بیشتر است و با قیمت پایین و به سهولت در اختیار خانواده‌ها قرار می‌گیرد.

در مورد رواج این نشریه‌ها در سطح جامعه، توجه به این نکته ضروری است: آگهی‌های بازرگانی در این مجله‌ها، موجب کاهش قیمت آن‌ها شده است. نگاهی به نوع و جهت‌گیری آگهی‌های تبلیغاتی که عمدتا حول و حوش زیبایی جسمی و اندام زنان و مردان دور می‌زند یا به حواشی زندگی خصوصی هنرمندان و ورزشکاران می‌پردازد باعث شده به نحو قابل توجهی، ذائقه و سلیقه خانواده‌های ایرانی تغییر کند. آنچه در این نشریه‌ها مطرح می‌شود، تبلیغ و ترویج لوازم آرایشی، پوششی، جراحی‌های زیبایی و… است.

۴- کتاب‌ها و کلاس‌های کمک‌آموزشی

کتاب‌ها و کلاس‌های کمک‌آموزشی، به عنوان یکی از انواع محصولات فرهنگی در جامعه ایران مطرح است و ترویج کتاب‌های کمک‌آموزشی در سطح جامعه، نشان‌دهنده تغییر ذائقه خانواده‌های ایرانی است و نشان می‌دهد که رقابت‌های علمی و مدرک‌گرایی برای خانواده‌ها مهم شده است و آن‌ها متقاعد شده‌اند که بخش قابل توجهی از درآمدشان را صرف حضور فرزندشان در کلاس‌های کمک‌آموزشی و خرید کتاب‌های کمک‌آموزشی کنند. این تغییر ذائقه تأمل برانگیز است.

قابل ذکر است در عصر مدرنیته متأخر، جوامع، دانش‌محور و اطلاعات‌محور شده‌اند و خانواده‌های ایرانی هم تحت‌تأثیر این تحول قرار گرفته‌اند. اما مهم‌تر از آن، این است که خانواده‌های ایرانی، فرزندشان را به‌ عنوان سرمایه‌ اجتماعی به شمار ‌آورده و تحصیل فرزندان برای خانواده دغدغه‌ محسوب می‌شود اما وقتی مدارج علمی لازم را کسب می‌کنند به دنبال شغل‌هایی می‌روند که تناسبی با رشته تحصیلی آن‌ها ندارد. بنابراین صِرف خود مدرک و کسب مدارج تحصیلی برای خانواده‌ها مهم شده است نه کاربردی بودن آنها.

۵- میزان بالای مصرف رسانه‌های تصویری

میزان بالای مصرف رسانه‌های تصویری در ایران، به عنوان یکی دیگر از محصولاتی است که خانواده‌ ایرانی را تحت‌تأثیر قرار داده است، میزان مصرف رسانه‌های تصویری در ایران بسیار بالا است، به نحوی که آمار نشان می‌‌دهد جامعه‌ ایرانی اوقات فراغت خود را بیشتر با دو چیز پر می‌کنند:

– گشت‌وگذار در خیابان‌ها و مراکز خرید
– نشستن پای تلویزیون، ماهواره و دی‌وی‌دی‌های خانگی.

این است که خانواده‌های ایرانی، بر خلاف برخی دیگر از جوامع، نسبت به مسائل خانوادگی حساس است و این حساسیت خانوادگی فرصت و زمینه تجاری خوبی را برای تولیدکنندگان آثار هنری به وجود آورده است، به گونه‌ای که تولیدکنندگان آثار سینمایی دریافته‌اند که فیلم‌های خانوادگی و مذهبی در ایران طرف‌داران فراوانی دارد، به همین دلیل اگر آثاری با این موضوعات را تولید کنند، مشتریان فراوانی خواهند داشت و از دریچه و قاب تصاویر می‌توانند نسبت به تغییر طرز تلقی و نگرش مخاطبان موفق شوند.

این فرصتی است که هر دو طرف مبارزه یعنی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و جبهه معارض انقلاب اسلامی از آن بهره می‌برند.

القا استانداردهای مطلوب رسانه‌ها و تحول خانواده‌ها

اگرچه توجه به خانواده و حساسیت خانوادگی مطلوب است، اما نحوه بازنمایی خانواده توسط رسانه‌ها به گونه‌ای است که سبک خاصی از خانواده به عنوان معیار در سطح جامعه مطرح می‌شود. به طور عمده خانواده‌هایی که این رسانه‌ها مطرح می‌کنند، خانواده‌های کم‌فرزند، مرفه، بدون مشکل یا حداقل با مشکلاتی هستند که به راحتی می‌توان آن‌ مشکلات را حل کرد.

به عنوان مثال؛ درباره خانواده‌های بدون فرزند یا کم‌فرزند، در فیلم‌ها و سریال‌ها تبلیغ بسیاری می‌شود و به نظر می‌رسد که جامعه هنری ما، استانداردهای خود را به عنوان استانداردهای مطلوب به خانواده‌ها القا می‌کند.

گسترش ماهواره و شبکه توزیع فیلم‌های خانگی و تحول در خانواده‌ها

گسترش شبکه‌های ماهواره و شبکه توزیع فیلم‌های خانگی در سال‌های اخیر، یکی دیگر از عوامل تحول در خانواده‌های ایرانی است. این رسانه‌ها در سال‌های اخیر خانواده ایرانی را به سوی مصرف بیشتر سوق داده است و نوعی مرجعیت برای خانواده‌ها ایجاد کرده و موجب شده است که تولیدکنندگان این آثار پیام‌های خودشان را بدون دغدغه و سانسور وارد خانواده‌های ایرانی کنند.

مسئله‌ای که نگران‌کننده است، این است که این سریال‌ها و فیلم‌ها، در جمع خانوادگی مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. قبلاً خانواده برای فضای خود حرمت قائل بود، حیا را در روابط خود مراعات می‌کرد، محیط خانوادگی پر بود از مرزها و حریم‌ها، مرز ارتباط زن و شوهر و پدر و مادر با فرزندان رعایت می‌شد، هر حرفی در فضای خانواده گفته نمی‌شد، ولی در خانواده‌ای که اعضای آن تماشاگر این سریال‌ها هستند، امکان صحبت و بحث درباره آن فیلم‌ها فراهم می‌شود.

به طور مثال، در برخی از فیلم‌ها، تجربیات جنسی، روابط نامشروع و… مطرح شده و امکان بحث درباره این موضوعات برای خانواده‌ها را فراهم می‌کند، به خصوص دختران که قبلاً در فضای بسته، امکان دیدن و بحث کردن درباره این موضوعات را نداشتند حال به راحتی در معرض این موضوعات قرار می‌گیرند.

اینترنت و تحول در خانواده‌ها

وارد شدن اینترنت به درون خانواده ایرانی، یکی دیگر از عوامل تحول در خانواده‌ها است. متأسفانه خانواده‌ها، گارد خود را نسبت به این ابزار باز کرده‌اند و بچه‌ها در سنین نوجوانی که هنوز به پختگی فکری لازم نرسیده‌اند، وارد فضاهای مجازی می‌شوند.

به همین دلیل، استفاده‌های غیرعلمی از اینترنت، عمده وقت کاربران ایرانی را به خود اختصاص می‌دهد و بسیاری از کاربران از اینترنت برای سرگرمی از چت‌روم، کانون‌های دوست‌یابی و…، استفاده می‌کنند و خانواده‌ها هم نسبت به آسیب‌های این امر دچار غفلت هستند.

تحول در برگزاری مناسک مذهبی خانواده‌ها

مناسک مذهبی، به عنوان یکی دیگر از موضوعات فرهنگی است که در گذر زمان در خانواده ایرانی دچار تحول شده است. در خانواده‌های ایرانی، یک سری مناسک مذهبی به شکل سنتی برگزار می‌شد و افراد در قالب جمع خانوادگی در آن شرکت می‌کردند.

به نظر می‌رسد در گذر زمان، برپایی مناسک مذهبی در بین خانواده‌ها افزایش یافته است. حتی برگزاری این مجالس از انحصار خانواده‌های سنتی و مذهبی خارج شده و خانواده‌های غیرمذهبی هم این مناسک را برگزار می‌کنند.

تحلیل مسئله این است که به نظر می‌رسد خانواده‌ها در سبک زندگی خود، مادی‌گرا شده‌اند و می‌خواهند فشار عصبی و روانی دور شدن از ارزش‌های دینی را در قالب برگزاری این‌گونه مناسک مذهبی جبران کنند و ارتباط خود با دین را با این وجه از دین، یعنی مناسک مذهبی برقرار کنند.

آیین و آداب غذا خوردن و تحول در خانواده ایرانی

در فرهنگ خانواده ایرانی، رسمی به نام آیین سفره وجود داشت. در گذشته، خوردن غذا در خانواده، دارای آیین و آداب خاصی بود. سفره عاملی بود که در یک زمان، همه اعضای یک خانواده را دور خود جمع می‌کرد و محل تبادل عواطف و احساسات و حفظ حرمت‌ها بود.

در خانواده ایرانی، اول پدر و مادر شروع به غذا خوردن می‌کردند بعد فرزندان، حرمت‌ها در سفره شناخته می‌شد، مثلاً اگر پدر خانواده هنوز سر سفره نیامده بود، بقیه منتظر می‌شدند تا پدر بیاید و بعد آن‌ها غذا خوردن را شروع کنند، اما در نسل جدید و خانواده کنونی، آیین سفره تغییر کرده است، حتی ذائقه‌ خانواده به فست‌فود (غذاهای آماده و نیمه آماده) تغییر کرده است.

رشد مصرف غذاهای آماده و فست‌فودها، تغییر ذائقه‌ی غذایی خانواده ایرانی را نشان می‌دهد. یعنی ما به سبک غربی‌ها در غذا خوردن نزدیک می‌شویم و به فردگرایی گرایش پیدا می‌کنیم. مثلاً برای غذا خوردن در جمع خانواده نباشیم و با دوستان و همکاران در رستوان و… غذا را صرف کنیم.

تغییر در استانداردهای زیبایی در زنان ایرانی

فیلم‌های هالیوود و شبکه‌های ماهواره‌ای، استانداردهای زیبایی را در زنان تغییر داده‌اند و این مسئله موجب شده است جراحی‌های زیبایی و مصرف مواد آرایشی افزایش پیدا کند؛ رژیم غذایی زنان تغییر پیدا کند؛ رژیم بگیرند تا مثل خانم‌های غربی، لاغر و باریک‌اندام باشند. الگوی پوشش زنان نیز تغییر یافته است. یعنی داشتن پوشش زنان غربی در بین زنان، یعنی داشتن پرستیژ اجتماعی.

افزایش خانه‌های مجردی

تغییر سبک و روش ازدواج، یکی دیگر از تغییرات مهم خانواده ایرای در سال‌های اخیر است. علاوه بر افزایش سن ازدواج، یک گروه از زنان و مردان هم به زندگی مجردی روی آورده‌اند. بنابراین فردگرایی و آزادطلبی موجب شده خانه‌های مجردی افزایش یابد.

این مسئله برای جوانان به خصوص برای خانم‌ها، آسیب‌زا است. زیرا نظارت اجتماعی در این مکان‌ها وجود نداشته و از طرفی به علت وجود خلاء عاطفی، امکان بروز رفتارهای ناسالم و فسادآلود در این مکان‌ها افزایش می‌یابد.

نـتـیـجـه

۱-انسان امروزی و مدرن، چنان به استفاده از وسایل جدید مانند: اتومبیل شخصی، دوربین عکاسی و فیلمبرداری، گوشی‌های تلفن همراه، رایانه و اینترنت، آرایش در خیابان و مکان‌های عمومی، موسیقی پاپ، ساندویچ و فست‌فود، تکنولوژی‌‌های خانگی، تکنولوژی‌های بازی و سرگرمی کودکان و بزرگسالان و دیگر محصولات و کالاها و روش‌های مدرن خو کرده و در آن غرق شده است که یک نکته را از یاد برده و آن این است که هر یک از روش‌ها و تکنولوژی‌های فوق، تغییرات بنیادینی را در سبک زندگی، خانواده، احساس، تفکر، شیوه زیست و فرهنگی انسان امروزی به وجود آورده و می‌آورد.

۲-فرهنگ مدرن یا عبور از بینش و اندیشه، بر روی سطحی‌ترین بخش از رفتار انسان متمرکز شده است یعنی رفتار جزیی و روزمره فرد تغییر می‌کند بدون آن که قبلا روی تغییر بینش و اندیشه فرد کار جدی صورت گرفته باشد.

۳-سبک زندگی غربی، برای انسان غربی حکم «تخدیر» دارد تا بتواند در «غفلت» از واقعیت‌ها به زندگی خود ادامه داده و به ظاهر، لذت ببرد. رواج این نوع سبک زندگی در زندگی ایرانی‌ها فاجعه‌آفرین است چراکه با مبانی دینی و فطری آنها مغایر است اما به دلیل لذت‌بخشی ظاهری، بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

۴-مسئله ما با سبک زندگی غربی بیش از همه به تفکر پشت آن یعنی تکیه آن به اندیشه و تفکر سکولار برمی‌گردد. اندیشه‌ای که قادر به فهم حقایق هستی نیست و انسان را در بعد حیوانی گسترش می‌دهد. در این صورت طبیعی است که اندیشه سکولار انسان را از سعادت حقیقی محروم کرده و بسیاری از رفتارهای سبک زندگی غربی در حیات انسان ظهور و بروز پیدا کرده و ارزش‌های قبلی به ضد ارزش تبدیل می‌شود.

راه حل

راه حل اصلاح شیوه و سبک زندگی امروز ایرانیان، روی آوردن به سبک زندگی اسلامی است که سبک زندگی اسلامی تفاوت‌های بارزی با سبک زندگی غربی دارد. اخلاق و بخشی از شریعت اسلامی، سبک زندگی اسلامی را تشکیل می‌دهند. بر این اساس، ترویج اخلاق اسلامی و شریعت اسلامی مساوی با ترویج سبک زندگی اسلامی است.

در اخلاق و شریعت اسلامی حتی بایدها و نبایدهای جزیی درباره شکل و صورت زندگی مثل نحوه پوشش، نحوه غذا خوردن و سایر حرکات و سکنات انسان وجود دارد که تماما از منابع اصیل دینی استخراج شده است.

به عنوان مثال برای دریافت یک الگوی سبک زندگی اسلامی می‌توان به کتاب سنن‌النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) مرحوم استاد علامه طباطبایی(ره) مراجعه کرد که تمام جزییات رفتار پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را به تعبیر قرآن مجید به عنوان «اسوه حسنه» معرفی کرده و تماما سبک زندگی اسلامی است.

اخیرا نیز کتاب خوبی تحت عنوان «مفاتیح‌الحیات» از سوی استاد علامه جوادی آملی(حفظه‌الله) ارائه شده که شامل سبک زندگی اسلامی است.

نویسندگان: داود میرزایی‌مقدم و مریم کشاورزی‌پور

منابع

۱- محسنی، منوچهر؛ جامعه‌شناسی جامعه اطلاعاتی؛ تهران؛ نشر دیدار؛ ۱۳۸۰
۲- رفیع‌پور، فرامرز؛ کند و کاو‌ها و پنداشته‌ها؛ سهامی انتشارات؛ تهران؛ چاپ یازدهم؛ ۱۳۸۰
۳- ضرورت پرداختن به سبک زندگی؛ مجله شبکه هنر؛ شماره ۶