حقوق والدین

نوشته‌ها

عملی که نشان‌دهنده جایگاه ما در آخرت است!

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه‌ای از وجود این دو عزیزیم و میوه‌ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی‌نظیر پدر و مادریم. آنان سزاوارترین انسان‏ها براى احترام و قدردانى‌‏اند و بهترین احترام و قدرشناسى، محبت و اطاعت از آن‏ها است. نقشی که پدر و مادر در به وجود آمدن فرزند خود دارند، به هیچ وجه براى فرزند نسبت به پدر و مادر جبران‏‌پذیر نیست.

حقوق والدین بر فرزند

وظایف و مسئولیت‌های ما در قبال پدر و مادرمان به قرار زیر است:

الف. فرمان پدر و مادرمان را اطاعت کنیم

از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند آن است که فرمان آن‌ها را اگر خداوند نهی نکرده، انجام دهد و از نهی آن‌ها اگر واجب شرعی نباشد، پرهیز و خودداری کند. امام علی – علیه السّلام – فرمود: حق والدین برفرزندان این است که در هر چیزی از او اطاعت کند، مگر در چیزی که موجب معصیت و نافرمانی خداوند سبحان است.(۱)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم): بنده‏‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.(۲)

ب. کمال حرمت آن دو را نگاه داریم

اهمیت احترام به پدر و مادر و نیکی کردن به آن‌ها، در سطحی است که قرآن کریم در ۹ مورد از آن سخن آورده است. در سه جا، احسان به پدر و مادر را در کنار توحید و یکتاپرستی ذکر می‌کند(۳) برای نمونه خداوند می‌فرماید: «و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا؛(۴): و خدا را بپرستید، و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید.»
امام رضا(علیه السّلام) فرمود: مردی از پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) سوال کرد: حقّ پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: او را با نام صدا نکند، در راه رفتن از او جلو نیفتد، قبل از او ننشیند و کاری انجام ندهد که مردم پدرش را لعنت کرده و دشنام دهند.(۵)
همیشه با مهربانی به آنان نگاه کنیم. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه محبّت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.(۶)
امام صادق(علیه السّلام) فرمود: از چیزهایی که موجب عاق شدن است، این است که انسان به پدر و مادر خویش تیز نگاه کند.(خیره شود.)(۷)

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: چشم‌هایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی به پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنان نبر و دستهایت را بالاتر از دستهای آنان نیاور و جلوتر از آنان قدم بر مدار.(۸)
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقّ پدر بر فرزند این است که به هنگام غضب و خشم پدر، فرزند در مقابل او خاشع بوده و سر تسلیم فرود آورد.(۹)
با ایشان با ادب سخن بگوییم. امام صادق(علیه السّلام) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اُف گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌نمود و اُف گفتن به پدر و مادر کمترین مراتب عاق شدن است.(۱۰)
چون آنان ظاهر شوند، برای آنان برخیزیم و تا اجازه ندهند، ننشینیم، بلکه پایین‌تر بنشینیم.(۱۱)

با توجه به سخنان معصومین(علیهم السلام) برای رعایت حرمت پدر و مادر باید به این دستورات عمل کنیم:
۱- با مهربانی به آنان نگاه کنیم.
۲- با ایشان با ادب سخن بگوییم.
۳- آنان را با نام صدا نکنیم.
۴- صدایمان را بلندتر از صدای آنان نبریم.
۵- هنگام غضب و خشم آنان، در مقابلشان خاشع بوده و سر تسلیم فرود آوریم.
۶- در راه رفتن از آنان جلو نیفتیم.
۷- چون آنان ظاهر شوند، برای آنان برخیزیم.
۸- تا اجازه ندهند، ننشینیم.
۹- قبل از آنان ننشینیم.
۱۰- پایین‌تر از جایگاه آنان بنشینیم.
۱۱- دستهایمان را بالاتر از دستهای آنان نیاوریم.
۱۲- کاری انجام ندهیم که مردم آنان را لعنت کرده و دشنام دهند.

ج. به والدین خود خدمت کنیم

همیشه با آن دو رئوف باشیم و ترحم کنیم. حق تعالی فرمود: «وَ اخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرّحمهِ؛(۱۲): و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان(پدر و مادر) بگستران»
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرمود: همیشه ملازم و در خدمت مادرت باش زیرا بهشت، زیر پای مادران است.(۱۳)
محمد بن فکدر گوید: برادرم نماز شب می‌خواند ولی من پای مادرم را که مریض بود ماساژ می‌دادم و دوست ندارم که ثواب برادرم برای من باشد و ثواب من برای مادرم.
امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: شخصی خدمت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ حضرت فرمودند: به مادرت. گفت: بعد از او به چه کسی؟ حضرت فرمودند: به مادرت. گفت: سپس به چه کسی؟ حضرت فرمودند: به مادرت. باز پرسید: بعد از او به چه کسی؟ حضرت فرمودند: به پدرت.(۱۴)
از مال خود در اختیارشان گذاریم که هرگاه نیاز یابند، رفع نیاز کنند. مردى بـه رسـول خـدا(صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم) عرض کرد: پدرم مى‏‌خواهد مال مرا از آنِ خود کـنـد. حـضرت فرمودند: تو و مال تو از آنِ پدرت هستید .(۱۵)

امام صادق(علیه السّلام) فرمود: چشم‌هایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی به پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنان نبر و دستهایت را بالاتر از دست‌های آنان نیاور و جلوتر از آنان قدم بر مدار.

هر چند حق آنان را به جا آورده، باز ترس کوتاهی و تقصیر داشته باشیم. در دل طول عمر آن دو را بخواهیم، هر چند از زحمت، فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشیم.(۱۶)

اَلــلَّـهـُمَّ اجْـعَلْـنـى اَهـابُـهُـمـا هَـیْـبَـهَ السُّـلْطـانِ الْـعَسُـوفِ،
خداوندا چنان کن که از هیبت پدر و مادرم چون از هیبت سلطان خودکامه بیمناک باشم،
وَ اَبَـرُّهُـمـا بِـرَّ الْــاُمِّ الــرَّوُوفِ،
و به هر دو چون مادرى مهربان نیکى نمایم،
وَاجْـعَـلْ طـاعَـتـى لِـوالِـدَىَّ وَ بِـرّى بِـهِـما اَقَـرَّ لِـعَیـْنـى مِـنْ رَقْـدَهِ الْوَسْـنـانِ،
و اطاعت از آنان و نیکى به هر دوى آنان را در نظرم از لذّت خواب در چشم خواب‏آلوده شیرین‏تر،
وَاَثْـلَـجَ لِـصـَدْرى مِـنْ شَـرْبَـهِ الظَّـمْـئـانِ
و برای سوز سینه‌ام از شربت گوارا در ذائقه تشنه، خنک تر گردان،
حَـتّـى‏ اُوثِـرَ عَـلـى‏ هَـواىَ هَـواهـُمـا،
تا خواسته ایشان را بر خواسته خود ترجیح دهم،
وَاُقَـدِّمَ عَـلـى‏ رِضـاىَ رِضـاهُـمـا،
و خرسندى آن دو را بر خرسندى خود مقدّم دارم،
وَاَسْـتَـکْـثِـرَ بِـرَّهُـمـا بـى وَ اِنْ قَـلَّ، وَاَسْـتَـقِـلَّ بِـرّى بِـهِـمـا وَ اِنْ‏کَـثـُرَ.(۱۷)
و خوبى ایشان را در حق خود هرچند اندک باشد زیاد بینم، و نیکویى خود را درباره ایشان گرچه بسیار باشد کم شمارم.

پی‌نوشت‌ها

۱- نهج البلاغه، حکمت ۳۳۹
۲- کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷
۳- سوره نسا(۴) آیه ۳۶؛ سوره بقره(۲) آیه ۸۳ ؛ سوره انعام(۶) آیه ۱۵۱
۴- سوره نسا(۴) آیه ۳۶
۵- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۵
۶- همان، ص ۸۰
۷- اصول کافی، ج ۴، ص۵۰
۸- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۷۹
۹- کنزالعمال، ح ۴۵۵۱۲
۱۰- اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰
۱۱- رساله حقوق امام سجاد، شرح نراقی، علی محمد حیدری نراقی، ص۲۹۷ و ۲۹۸
۱۲- سوره اسرا آیه ۲۴
۱۳- کنزالعمّال، ج ۱۶، ص ۴۲۶
۱۴- بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۹۴
۱۵- کنزالعمّال : ۴۵۹۳۳ منتخب میزان الحکمه : ۶۱۴
۱۶- رساله حقوق امام سجاد، شرح نراقی، علی محمد حیدری نراقی، ص۲۹۷ و ۲۹۸
۱۷- فرازی از دعای امام زین العابدین(علیه السلام) برای پدر و مادر [دعای ۲۴ صحیفه سجادیه]

منابع
نهج البلاغه
کنز العمال
بحارالانوار
اصول کافی
رساله حقوق امام سجاد
صحیفه سجادیه

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان؛ فاطمه سرفرازی؛ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث

چهل حدیث والدین

قال الله تعالی: و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما… (سوره اسراء: ۲۳)

و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند(که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه‌ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو. و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو: پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند.

پیشگفتار

گرچه هستی ما از خداست، لیکن سبب زندگی و وجود ما، پدر و مادر است و ما شاخه‌ای از وجود این دو عزیزیم و میوه‌ای از بوستان محبت و تربیت و مهر و عاطفه بی نظیر پدر و مادریم.

انسان فراموشکار، وقتی به قدرت و موقعیتی رسید، دوران عجز و کوچکی خویش را از یاد می‌برد و پدر و مادر و زحمات طاقت‌فرسای آنان را فراموش می‌کند، و چه ناسپاسی و کفرانی بدتر از این؟

انسانیت و اخلاق ایجاب می‌کند که پاسدار این دو گوهر باشیم و در حال حیاتشان از نیکی و احسان و پس از مرگشان از صدقات و یاد نیک غفلت نکنیم. ما امتداد وجودی والدین خودیم و فرزندان ما تداوم وجود مایند، چگونگی برخورد ما با پدر و مادر و احترام و نیکی ما به آنان سبب می‌شود که فرزندان ما نیز در نسل آینده، حق‌شناس و قدردان و نیکوکار به بار آیند. فرزندان ما همان گونه خواهند بود که ما با والدین خویش رفتار می‌کنیم.

باری… ادای حق والدین و انجام سپاس زحمات آنان نیز مانند حق خدا و شکر نعمت‌هایش از عهده توانایی ما خارج است و تنها باید زبان به عجز بگشاییم و بال تواضع و فروتنی به زیر پای آن دو فرشته بگستریم.

با این حال، توجه به مقام پدر و مادر و شناخت قدر و منزلت آنان نزد خداوند، زمینه ادای بخشی از حق بزرگ آنان را فراهم می‌سازد.

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می‌کنید، ما را با گوشه‌ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می‌کند. توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آییم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است. خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان. خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

۱- بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(علیه السلام): بر الوالدین اکبر فریضه.

امیر المؤمنین علی(علیه السلام) فرمود: بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی، نیکی به پدر و مادر است.

(میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۹)

۲- برترین اعمال

قال الصادق(علیه السلام): افضل الاعمال الصلاه لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: برترین کارها عبارتست از: ۱ – نماز در وقت ۲ – نیکی به پدر و مادر ۳ – جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۵)

۳- انس با پدر و مادر…

فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیله خیر من جهاد سنه.

مردی خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آن که جانم در دست اوست، انس یک روز آنان با تو، از جهاد یکسال بهتر است.(البته در صورتی که جهاد، واجب عینی نباشد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۲)

۴- محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ‌ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال: الصلاه لوقتها، قلت ثم‌ای شی ء؟ قال: بر الوالدین، قلت: ثم‌ای شیء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می‌گوید: از پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چیز؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چیز، فرمود: جهاد در راه خدا.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۰)

۵- نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما ولد بار نظر الی ابویه برحمه الا کان له بکل نظره حجه مبروره. فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائه نظره؟ قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر فرزند نیکوکاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند، در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده می‌شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟ فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۳)

۶- عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(علیه السلام) قال: ان الله عز و جل امر بثلاثه مقرون بها ثلاثه اخری: امر بالصلاه و الزکاه، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صله الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

۱ – به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی‌شود.

۲ – به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

۳ – به تقوای الهی فرمان داده و به صله‌رحم، پس کسی که صله‌رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

(بحار الانوار، جلد ۷۴، ص ۷۷)

۷- احترام پدر و مادر

قال الصادق(علیه السلام): بر الوالدین من حسن معرفه العبد بالله اذ لا عباده اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمه الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی‌رساند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۷)

۸- اطاعت از والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنه و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت به رویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد، یک درب گشوده می‌شود.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۹- ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بنده‌ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۷)

۱۰- پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامه مع الابرار.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی‌انگیزد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۱۱- خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن که پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۰)

۱۲- عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(علیه السلام) قال: بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟ فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگامی که حضرت موسی(علیه السلام) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن‌چینی نمی‌کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵)

۱۳- سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): سر سنتین بر والدیک، سر سنه صل رحمک.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله‌رحم انجام بده،(یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۳)

۱۴- پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله‌رحم بجای آورد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵)

۱۵- آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(علیه السلام) و فینا میسر فذکروا صله القرابه فقال ابو عبد الله(علیه السلام): یا میسر! قد حضر اجلک غیر مره و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می‌گوید: در حضور امام صادق(علیه السلام) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(علیه السلام) فرمود: ‌ای میسر! چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله‌رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می‌خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۴)

۱۶- اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله من ابر؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): امک، قال: ثم من؟ قال(صلی الله علیه و آله و سلم): اباک.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت:‌ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟ فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟ فرمود: به پدرت؟

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۹)

۱۷- نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۶)

۱۸- حق پدر

عن ابی الحسن موسی(علیه السلام) قال: سال رجل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که فرمود: مردی از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: ۱- او را با نام صدا نکند ۲ – در راه رفتن از او جلو نیفتند. ۳ – قبل از او ننشیند. ۴ – کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۵)

۱۹- عبادت در نگاه

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): نظر الولد الی والدیه حبا لهما عباده.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۲۰- رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال: سالت ابا عبد الله(علیه السلام) عن قول الله: «و بالوالدین احسانا» فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می‌گوید: معنای آیه «و بالوالدین احسانا»(بقره/ ۸۳) را از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان، نیازشان را برطرف کنی».

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۱- وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(علیه السلام): لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمه و رقه، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹)

۲۲- نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: چه چیز مانع شخص می‌شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می‌رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می‌شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می‌کند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۴۶)

۲۳- نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ثلاث لم یجعل الله(عز و جل) لاحد فیهن رخصه اداء الامانه الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است:

۱ – ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

۲ – وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

۳ – نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۵۶)

۲۴- برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(علیه السلام) للمامون: بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعه لهما فی معصیه الخالق.

در نوشته حضرت رضا(علیه السلام) به مامون آمده که: نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۲)

۲۵- زیارت قبر والدین

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) قال: من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعه مره غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می‌بخشد و او را نیکوکار می‌نویسد.

(کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۶۸)

۲۶- بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(علیه السلام) قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): کن بارا و اقتصر علی الجنه و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(علیه السلام) نقل شده که فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

(اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۸)

۲۷- نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر خداوند چیزی کمتر از اف(اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می‌کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند.(خیره شود).

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۸- نگاه خشم‌آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاه.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که به او ستم کرده‌اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی‌شود.

(اصول کافی، ج ۴، ص ۵۰)

۲۹- غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(علیه السلام): من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد، عاق والدین شده است.(حق آنها را رعایت نکرده است.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۰- نتیجه بی‌ادبی به والدین

عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکیء علی ذراع الاب، قال: فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می‌رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود،(وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۴)

۳۱- درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(علیه السلام): ثلاثه من عازهم ذل: الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می‌گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۲- محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با این که بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می‌رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند، آن بو را احساس نخواهد کرد.(یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۲)

۳۳- بدبختی عاق والدین

عن الصادق(علیه السلام) قال: لا یدخل الجنه العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار، وارد بهشت نمی‌شوند.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۴- عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): اربعه لا ینظر الله الیهم یوم القیامه، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

۱ – عاق والدین ۲ – منت گذار۳ – منکر قضاء و قدر۴- شرابخوار.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۱)

۳۵- مجازات عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): ثلاثه من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخره: عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کیفر سه گناه به قیامت نمی‌ماند(یعنی در همین دنیا مجازات می‌شود.) ۱ – عاق پدر و مادر۲ – ظلم و تجاوز به مردم ۳ – ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۶- عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: از گناهانی که هوا را تیره و تار می‌کند، عاق والدین شدن است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۷- شقاوت عاق والدین

قال الصادق(علیه السلام): عقوق الوالدین من الکبائر لان الله(عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: عاق پدر و مادر شدن، از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۴)

۳۸- هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(علیه السلام): ان رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) حضر شابا عند وفاته فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) له: قل: لا اله الا الله،قال(علیه السلام): فاعتقل لسانه مرارا فقال(صلی الله علیه و آله و سلم) لامراه عند راسه: هل لهذا ام؟ قالت: نعم انا امه،قال(صلی الله علیه و آله و سلم): افساخطه انت علیه؟ قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(صلی الله علیه و آله و سلم) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): قال: لا اله الا الله قال(علیه السلام): فقالها… ثم طفی…

امام صادق(علیه السلام) فرمود: هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله! به خاطر رضایت تو خدا از او راضی شود.(من از او راضی شدم) سپس پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به جوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۵)

۳۹- اعمال عاق والدین

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به عاق والدین از(طرف خدا) گفته می‌شود: هر کاری می‌خواهی انجام بده، دیگر تو را نمی‌بخشم و به نیکوکار(نسبت به پدر و مادر) هم گفته می‌شود: هر چه می‌خواهی انجام ده تو را می‌بخشم.

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۰)

۴۰- نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(علیه السلام): جاء رجل الی النبی(صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبه؟ فقال له رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): فهل من والدیک احد حی؟ قال: ابی قال: فاذهب فبره. قال: فلما ولی قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): لو کانت امه.

امام سجاد(علیه السلام) فرمود: مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت:‌ ای رسول خدا! من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه کنم؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن(تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش زنده بود.(یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می‌کرد، زودتر آمرزیده می‌شد.)

(بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۸۲)

منبع: چهل حدیث والدین؛ شریفی، محمود

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

حقوق والدین

از آن جا که اصل وجود هر انسانی، از پدر و مادر است و هر شخص، در واقع ادامه همان پدر و مادر و از شاخه های آنهاست می‌توان گفت در میان پیوند های خویشاوندی و اعضاء خانواده، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک تر نیست. همچنان که هیچ کس به اندازه آنها، به انسان مهربانتر نیست. بنابراین ارزش و احترام آنها، از همه خویشاوندان بالاتر است زیرا که آنها حق حیات بر گردن فرزندان دارند و آنها هستند که در آن دوران ضعف و بیچارگی که کودک دارد به طوری که حتی نمی‌تواند مگس را هم از خودش براند و نمی‌تواند غذا را چگونه و از کجا تهیه کند و نمی‌تواند خود را از گرما و سرما و از خطرات گوناگون که او را تهدید می‌کند، حفظ نماید.

آری در این دوران بیچارگی و ضعف و احتیاج، این پدر و مادر است که با مهربانی هر چه تمامتر و با علاقه فراوان، از این موجود ضعیف مراقبت می‌کنند و همه چیز خود را فدای او می‌سازند و پروانه وار دور او می‌گردند و شیره جانشان را سخاوتمندانه به او می‌بخشند تا او به تدریج رشد کند و بتواند روی پای خود بایستد. بنابراین نقش حیاتی و بسیار ارزشمند پدر و مادر در رشد فرزند، بر کسی پوشیده نیست و فرزندان که در اثر زحمت های طاقت فرسای والدین خود بزرگ می‌شوند و به جائی می‌رسند، لازم است که زحمت ها و مشقت ها و بی خوابی ها و بدبختی هائی که پدر و مادر برای بزرگ شدن او تحمل نموده اند، فراموش نکنند و ارزش و مقام پدر و مادر را بشناسند و بدانند که وجود آنها پس از خدا، از وجود پدر و مادر است. در دین مقدس اسلام اهمیت فوق العاده ای به والدین داده شده و پیشوایان اسلام، توصیه ها و سفارش های فراوانی در این زمینه دارند.

در اینجا اجمالاً یادآور می‌شویم که اسلام آن چنان به این مسئله اهمیت داده است که حتی می‌گوید کسی که درباره پدر و مادر خویش بدی کند و به اصطلاح عاق والدین باشد نماز و روزه و عبادات او مورد قبول خداوند متعال نخواهد بود و از همین جا به اهمیت موضوع پی می‌بریم و نیز اهمیت خاصی که اسلام به پدر و مادر قائل است از اینجا معلوم می‌شود که توصیه شده که فرزندان پدر و مادر خود را زیارت کنند چه در حال حیات و چه پس از مرگ آنها.

اگر والدین زنده اند و فرزند به عللی از آنها دور است باید به قدر وسع هر روز به زیارت آنان برود و اگر مرده اند به زیارت قبرشان بروند حضرت علی(علیه السلام) فرمود: مردگان خود را زیارت کنید که به زیارت شما شادی می‌شوند و در حدیث است هر کس زیارت کند قبر پدر و مادر را در روز جمعه یا شب آن یا قبر یکی از پدر و مادر را برایش حج نیکویی نوشته شود.

● اثر مادر در فرزند

شخصیت های بزرگ جهان، عمده موفقیت خود را مرهون مادرانی هستند که به وظائف خطیر خود قیام کردند و در ساختمان آنان نقش اساسی و بزرگ را ایفا نموده اند. نابغه بزرگ اسلام مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری در مرگ مادر بزرگوارش به شدت گریه می‌کرد و کنار جنازه او زانو زده بود و اشک تأثر می‌ریخت. یکی از شاگردان فاضلش به عنوان تسلیت و دلجویی او گفت: شما با این مقام علمی شایسته نیست برای درگذشت پیرزنی این طور اشک بریزید و بی تابی کنید. آن بزرگ سر بر داشت و گفت: گویا شما هنوز به مقام ارجمند مادر واقف نیستید! تربیت صحیح و زحمات فراوان این مادر مرا به این مقام رسانید و تربیت اولیه او، زمینه را برای ترقی من و رسیدن به این مقام شامخ علمی و عملی فراهم کرد. این نمونه از اثر نفوذ شخصیت مادر روی فرزند بود. بسیارند دانشمندانی که عامل مهم ترقی آنها، تنها زحمات و کوشش های مادر بوده است.

● احترام پدر و مادر در منطق قرآن و اسلام

گرچه عواطف انسانی و مسأله حق شناسی به تنهایی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است. ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد سکوت روا نمی‌دارد بلکه به عنوان تأکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند و در مورد احترام والدین آن قدر تأکید کرده است که در کمتر مسئله ای دیده می‌شود به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می‌کنیم:

در چهار سوره از قرآن مجید کسی به والدین بلافاصله بعد از مسأله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن دو مساله، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن مجید و هم روایات اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، صریحاً توصیه می‌کند که حتی اگر پدر و مادر، کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. با این که جهاد یکی از مهمترین برنامه های اسلامی است مادام که جنبه عینی پیدا نکند یعنی داوطلب به قدر کافی باشد، خدمت پدر و مادر از آن مهمتر است و اگر موجب ناراحتی آنها بشود جایز نیست.

● احترام پدر و مادر

در این آیه شریفه خداوند متعال به زحمات فوق العاده مادر اشاره کرده می‌فرماید: «مادرش او را حمل کرد درحالی که هر روز ضعف و سستی تازه ای بر ضعف او افزوده می‌شد». این مساله از نظر علمی ثابت شده و تجربه نیز نشان داده که مادران در دوران بارداری گرفتار وهن و سستی می‌شوند؛ چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود اختصاص می‌دهند و از تمام مواد حیاتی وجود خود، بهترینش را تقدیم او می‌دارند.

به همین دلیل مادران در دوران بارداری، گرفتار کمبود انواع ویتامینها می‌شوند که اگر جبران نگردد، ناراحتی هایی در آنها به وجود می‌آورد؛ حتی این مطلب در دوران رضاع و شیردادن نیز ادامه می‌یابد؛ چرا که شیر، شیره جان مادر است لذا به دنبال آن می‌افزاید: «پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است». البته منظور دوران کامل شیر خوارگی این ۳۳ ماه دوران حمل و دوران شیرخوارگی بزرگترین فداکاری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام می‌دهد. جالب این که در آغاز، توصیه درباره هر دو می‌کند ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات، تکیه روی زحمات مادر می‌نماید تا انسان را متوجه ایثارگری و حق عظیم او سازد سپس می‌گوید: توصیه کردم که هم شکر مرا بجا آورد که خالق و منعم اصلی توام و چنین پدر و مادر مهربانی به تو داده ام و هم شکر پدر و مادرت را که واسطه این فیض و عهده‌دار انتقال نعمت های من به تو می‌باشند.

سمیرا عطائیان؛

منبع: حقوق والدین تألیف: حاج سید جعفر میرعظیمی

 

 

نگاهی به جایگاه احسان و نیکی به والدین در قرآن و حدیث؛ راهی به سوی بهشت

گرچه عواطف انسانی و مساله حق‌شناسی به تنهایی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است، ولی از آنجا که اسلام حتی در مسائلی که هم عقل در آن استقلال کامل دارد، و هم عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد، بلکه به عنوان تاکید در این گونه موارد هم دستورات لازم را صادر می‌کند در مورد احترام والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مساله‌ای دیده می‌شود.

به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره می‌کنیم:

الف. در چهار سوره از قرآن مجید، نیکی به والدین بلافاصله بعد از مسأله توحید قرار گرفته؛ این هم ردیف بودن دو مسأله، بیانگر این است که اسلام، تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. به عنوان مثال، در سوره اسرا آیه ۲۳ می‌خوانیم: و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر احسان کنید!

ب. اهمیت این موضوع تا آن جاست که هم قرآن و هم روایات صریحاً توصیه می‌کنند که حتی اگر پدر و مادر کافر باشند، رعایت احترامشان لازم است. در سوره لقمان آیه ۱۵ می‌خوانیم: اگر آنها به تو اصرار کنند که مشرک شوی اطاعتشان مکن، ولی در زندگی دنیا به نیکی با آنها معاشرت نما!

ج. شکرگزاری در برابر پدر و مادر در قرآن مجید، در ردیف شکرگزاری در برابر نعمت‌های خدا قرار داده شده؛ چنان که در سوره لقمان آیه ۱۴ می‌خوانیم: مرا و پدر و مادرت را شکر کن.

د- قرآن حتی کمترین بی‌احترامی را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:
اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت، خدا از آن نهی می‌کرد و این حداقل مخالفت و بی‌احترامی نسبت به پدر و مادر است، و منظور از این جمله نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر کردن می‌باشد(تفسیر نمونه/ج۱۲،ص۷۹)

ه. با این که جهاد یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی است، تا زمانی که جنبه وجوب عینی پیدا نکند، یعنی داوطلب به قدر کافی باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهم تر است، و اگر موجب ناراحتی آنها شود، جایز نیست.
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم که مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من جوان با نشاط و ورزیده‌ای هستم و جهاد را دوست دارم ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می‌شود، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است، یک شب مادر با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتراست(همان/ص ۸۰)! ولی البته هنگامی که جهاد، جنبه وجوب عینی پیدا کند و کشور اسلامی در خطر قرار گیرد و حضور همگان لازم شود، هیچ عذری پذیرفته نیست، حتی نارضایتی پدر و مادر.
انسان باید در برابر پدر و مادر خود، حق شناس باشد و احترام و نیکی به آنها را هرگز فراموش نکند، هر چند زحمات آنان به قدری ارزشمند است که فرزندان هرگز نمی‌توانند آن گونه که شایسته مقام و منزلت پدر و مادر است، دین خود را نسبت به آنها ادا کنند و ذره‌ای از آن همه محبت را جبران نمایند.

شناخت جایگاه و مقام والدین

جایگاه پدر و مادر بسیار والاست که انسان قادر به درک این عظمت نمی‌باشد. پدر و مادر، واسطه آفرینش فرزند و مسؤول تربیت و پرورش او می‌باشند، بدین سبب در دین مقدس اسلام، بالاترین تأکید در اطاعت و احترام به آنان شده است تا جایی که خداوند متعال در قرآن کریم نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و پس از دستور به شکرگزاری خود، بر لزوم قدردانی از آنان تأکید می‌نماید و می‌فرماید: آری به او توصیه کردم که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت [همه شما] به سوی من است! و هر گاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری [بلکه می‌دانی باطل است]، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن و از راه کسانی پیروی کن که توبه کنان به سوی من آمده‌اند سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل می‌کردید آگاه می‌کنم.(لقمان/۱۴-۱۵)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز از مقام عظیم و والای پدر و مادر، نزد خداوند خبر می‌دهد و می‌فرماید: خداوند با خشنودی والدین خشنود می‌شود و با خشمگین شدن والدین خشمگین می‌گردد و این نشان دهنده توجه و عنایت ویژه پروردگار نسبت به مقام و منزلت والدین می‌باشد.
همچنین ایشان در بیان عظمت و شأن این دو موجود گرانقدر می‌فرماید: نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.(محدث نوری/ مستدرک الوسائل/ ج۹/ ص۱۵۲)
آری، همین نگاه ساده و همراه با مهر و محبت به پدر و مادر که باعث خشنودی و شادمانی آنها خواهد شد و رضایت آنها را در پی خواهد داشت،عبادت محسوب می‌شود ؛ همان‌هایی که با تحمل مشقتهای فراوان در راه پرورش فرزندان فداکاری‌ها کرده‌اند و لذا، شایسته ترین انسانها برای احترام و قدردانی معرفی شده اند.

اهمیت احترام به والدین

در فرهنگ دینی ما، احترام به پدر و مادر، از جمله ضروریات و مهمترین مسائل اخلاقی محسوب شده که خداوند متعال به آن سفارش فراوان کرده است. قرآن کریم بعد از اصل توحید، یکی از مهمترین تعلیمات انسانی را نیکی به پدر و مادر معرفی فرموده است: پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها [حتی] اف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگو و از روی مهربانی و لطف، بالِ تواضع خویش را برای آنان فرودآور و بگو: پروردگارا!بر آن دو رحمت آور، همان گونه که مرا در کودکی تربیت کردند.(اسراء/۲۳-۲۴)
آری، بی‌احترامی به پدر و مادر گناه بزرگی است که خداوند به راحتی از آن نمی‌گذرد و تا روز قیامت صبر نمی‌کند و فرزند خطاکار را سریع مجازات می‌نماید. پیامبر بزرگ ما در اهمیت این موضوع می‌فرماید: «کیفر سه گناه تا قیامت به تاخیر نمی‌افتد: عاق پدر و مادر، ظلم و تجاوز به مردم و ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی دیگران».

آثار نیکی و احترام به والدین

نیکی و احترام به پدر و مادر و راضی و خشنود نمودن آنان، آثار و فواید بسیار مهم و ارزنده و سعادت دنیوی و اخروی را در پی خواهد داشت. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱ – خشنودی خداوند و غفران الهی

خشنودی خداوند، یکی از مهمترین نتایج نیکی و احترام به والدین است؛ چنان که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «حسن سلوک و نیکی به والدین از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالی است، زیرا هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیکی به پدر و مادر به خشنودی خداوند تعالی نمی‌رساند آن هم احسانی که محض تحصیل رضای پروردگار باشد».
بدین جهت خداوند در سوره اسراء بعد از آنکه انسان را به نیکی کردن و احترام به پدر و مادر دستور می‌دهد، می‌فرماید: «پروردگارتان به آنچه در درون شماست، آگاه تر [از خودتان]است. اگر صالح باشید، قطعاً او آمرزنده توبه کنندگان است».(اسراء/۲۵)
بنابراین از آنجا که گاهی در باره حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها و تواضعی که بر فرزند لازم است ممکن است لغزش‌هایی پیش بیاید که انسان آگاهانه یا ناآگاه به سوی آن کشیده شود. چنانچه بلافاصله پشیمان شود و در مقام جبران برآید، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد.

۲ – طول عمر

یکی دیگر از آثار احترام به والدین، طولانی شدن عمر انسان است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)در این باره می‌فرماید: «ای فرزند آدم! به پدر و مادرت نیکی کن و صله رحم داشته باش تا خداوند، کارت را آسان و عمرت را طولانی بگرداند. پروردگارت را فرمان ببر تا خردمند به شمار آیی و از او نافرمانی نکن که نادان شمرده می‌شوی». همچنین می‌فرماید: «در آنچه خدای متعال در «الواح» به موسی(علیه السلام) داد، از جمله چنین بود:… مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن، تا تو را از نابود شدن‌ها حفاظت کنم و اجلت را به تأخیر بیندازم و به تو زندگی‌ای پاک ببخشم و تو را از این زندگی به سوی بهتر از آن، ببرم».
امام باقر(علیه السلام) نیز با تحسین کسانی که والدین خود را مورد احترام و نیکی قرار می‌دهند می‌فرماید: «خوشا به حال کسی که به پدر و مادر خود نیکی کند، زیرا خداوند بر عمر او می‌افزاید».

۳ – فراوانی روزی

خداوند متعال «رزاق» است؛ تمامی موجودات بر سفره لطف و احسان او حضور دارند و از نعمت‌های او چه مادی و چه معنوی بهره مند می‌شوند. وظیفه ما در قبال این همه نعمتی که خداوند به ما عطا کرده، این است که همیشه و در همه حال، سپاسگزار او باشیم. در حقیقت شکر نعمت، عامل بسیار مؤثری در افزایش نعمت‌ها و الطاف الهی است که خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است: «و پروردگارتان اعلام کرد که اگر مرا سپاس گویید، بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید، بدانید که عذاب من سخت است».
پدر و مادر نیز از جمله بزرگترین نعمت‌هایی هستند که خداوند به بندگانش ارزانی داشته است و باید خدا را به خاطر وجود این نعمت‌های گرانقدر، شاکر بود.
در آیه ۱۴سوره لقمان، شکر والدین هم ردیف شکر خدا آمده است: «أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ؛ [به انسان توصیه کردیم] که شکرگزار من و پدر و مادرت باش!».
امام رضا(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «خدا امر فرموده به شکرگذاری از خودش و برای والدین، پس اگر کسی والدین را شکر نکند، خدا را هم شکر نمی‌کند.

۴- آسان شدن مرگ

مرگ، یک رخداد طبیعی در زندگی انسان است و در روایتی از امام رضا(علیه السلام)، به عنوان یکی از وحشتناک‌ترین مراحل زندگی انسان معرفی شده است. در حالی که مرگ برای انسان مؤمن و صالح، آسان و بنا به سخن امام علی(علیه السلام)، ارزشمندترین هدیه برای او می‌باشد آن جا که فرمود: «أفضل تحفه المومن، الموت».
خداوند در قرآن کریم در وصف مرگ پرهیزگاران می‌فرماید: «همانها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند به آنها می‌گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید!»(نحل/۳۲)
امام صادق(علیه السلام) راحتی در هنگام مرگ و آسان شدن سکرات موت را از دیگر آثار احترام و نیکی به والدین برشمرده و می‌فرماید: «کسی که دوست دارد خدای متعال سختی‌های مرگ را بر او آسان سازد، نسبت به خویشان و نزدیکان و پدر و مادرش نیکوکار باشد و اگر چنین کند خدای متعال سختی‌های مرگ را بر او آسان می‌کند».

۵ – ورود به بهشت و برخورداری از درجات بالای بهشتی

از جمله آثار اخروی که در نتیجه احترام به پدر و مادر برای انسان حاصل می‌شود، رسیدن به بهشت و بهره‌مندی از نعمت‌های فراوان آن است.
خداوند در قرآن، سعادت و شقاوت انسان را بسته به اعمال او می‌داند و برای هر یک از اعمال انسان، درجه و مرتبه‌ای قرار داده است: «برای هر یک، برابر اعمالی که انجام داده اند، درجاتی است، که پروردگار تو از آنچه می‌کنند غافل نیست».(انعام/۱۳۲)
اگر احترام به پدر و مادر در نزد خدا در مرتبه‌ای بسیار بالا قرار دارد، پس چه پاداشی بهتر و ارزشمندتر از بهره مندی از بهشت و درجات بالای آن برای انسان می‌تواند وجود داشته باشد؟
امام باقر(علیه السلام) در مورد مؤمنان برخوردار از جایگاه والای بهشتی می‌فرماید: «اگر مؤمنی چهار ویژگی در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترین و شریف‌ترین جایگاه قرار خواهد داد: کسی که یتیمی را پناه داده و بر او پدرانه نظر افکند، کسی که ضعیفی را مورد ترحم قرار دهد و در حد کفایت به او کمک کند، کسی که به والدین خود انفاق و با آنان مدارا کند، و [آن که] به ایشان نیکی کرده واز نگران ساختن آنها اجتناب نماید».

۶ – همنشینی با نیکان

یکی از پیامدهای نیک احترام به والدین، همنشینی با نیکان در آخرت است. بزرگترین آرزو و خواسته اهل ایمان، همنشینی با «ابرار» چه در دنیا و چه در آخرت است. آنان از خدا می‌خواهند که با نیکان بمیرند و با ایشان محشور شوند: «پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و زشتی‌های ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران».
کسی که به خدا ایمان داشته باشد، برای جلب رضایت خدای متعال و برخورداری از فضل و رحمت الهی تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرد و با اعمال شایسته،راه رسیدن به رستگاری را می‌پیماید. یکی از آن اعمال نیک، احترام به پدر و مادر است که سعادت آخرت و همنشینی با نیکان را به دنبال خواهد داشت.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در بیان نیکی به پدر و مادر و نتیجه آن در آخرت و روز قیامت می‌فرماید: «کسی که برای پدر و مادرش حج انجام دهد و یا بدهکاری آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می‌انگیزد».

۷ – اجابت دعای والدین در حق فرزندان

انسان، موجودی است که همیشه به خداوند محتاج است و همواره در تمام کارها، باید به او متوسل شود و از او کمک بخواهد. دعا، بهترین وسیله ارتباط بین خدا و انسان است. خداوند بزرگ، بندگان خود را به دعا کردن سفارش نموده و وعده استجابت به آنان داده است. چنانکه در سوره بقره می‌فرماید: «دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم».
البته خداوند متعال برای دعا و استجابت آن و همچنین برای درخواست کنندگان آن، شرایطی قرار داده است که باید به آن شرایط عمل نمود. در این خصوص پدر و مادر، از جمله کسانی هستند که دعایشان در حق فرزندان خوش رفتار مستجاب می‌شود.
در اهمیت دعا برای فرزندان، همین بس که حضرت امام سجاد(علیه السلام) در صحیفه سجادیه، دعای ۲۵ را به فرزندان خود اختصاص می‌دهد و از خداوند نیک بختی آ نها را می‌خواهد.
امام صادق(علیه السلام) در اهمیت دعای والدین در حق فرزندان می‌فرماید: «خداوند دعای سه کس را رد نخواهد کرد: دعای پدر در حق فرزند در هنگام نیکی به او، دعای پدر بر ضد فرزند(نفرین) هنگامی که مورد عاق او واقع شود و دعای مظلوم بر ظالم».

۸ – موجب نیکی فرزندان

والدین از نظر اخلاقی و تربیتی، بر فرزندان خود تأثیر زیادی دارند. پدر و مادر، اولین کسانی هستند که فرزندان در تمام مراحل زندگی، آنها را به عنوان الگوی خود قرار می‌دهند.
بنابراین کسی که انتظار ادب و معرفت و حق شناسی از فرزندانش دارد، باید همین حالت را نسبت به پدر و مادر خودش و بزرگترها نشان دهد، تا کوچکترها هم از او بیاموزند. اگر کسی پدر و مادرش را احترام کرد، نتیجه آن را در احترام فرزندانش به خود خواهد دید. اگر فرزند ببیند که پدر و مادرشان نیکی به والدین را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌اند و به آن اهتمام می‌ورزند، او هم نسبت به آنان چنین خواهد کرد.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند».(بحارالانوار/ج۷۱/ص۶۵)

منبع: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ مرضیه سادات موسوی

نیکی به والدین و حفظ حقوق ایشان

امام علی(علیه السلام):

«ثَلاث یوجِبنَ المحبَّهَ؛ حُسنُ الخُلقِ و حُسنُ الرِّفقِ و التَّواضُعُ»

سه خصلت موجب محبت می‌شود: خوش‌خویی، مهربانی و فروتنی.

(غررالحکم، ص۲۵۵)

نیکی و احسان به دیگران، صفتی پسندیده و ممدوح است که هم از نظر عقل و هم از نظر عرف مورد تأیید است. همه جوامع بشری برای این صفت خداپسندانه، اهمیت خاصی قائلند و فاعل آن را محترم می‌شمارند. در این میان، البته بعضی نیکی‌ها اهمیت دو چندان دارد، که نیکی به پدر و مادر از جمله آنهاست.

خداوند در قرآن بیش از ۲۳ بار صراحتاً و یا ضمناً انسان‌ها را به احسان و نیکی به پدر و مادر امر فرموده است. ۱ ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز در سخنان و گفتار خود را به این فضیلت مهم سفارش و تأکید فرموده اند. حضرت علی(علیه السلام) فرمود: (برّ الوالدین من اکرم الطباع؛ نیکی به پدر و مادر، ارزشمندترین خلق‌هاست.)۲

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ مردی که از حقوق والدین پرسیده بود، فرمود: (هما جنّتک و نارک؛۳ پدر و مادر، بهشت و جهنم تو هستند؛ بهشت در رضای آنها و دوزخ در خشم آنهاست.)

حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: از پدرت اطاعت کن و نسبت به او مراتب نیکی و تواضع و خضوع و تکریم را معمول دار… خداوند در قرآن شریف حق پدر و مادر را قرین حق خود قرار داده و فرموده است: شکرگزار من و شکر گزار پدر و مادرت باش که برگشت همه به سوی من است. ۴

همیشه مونس و یارم پدر بود     به وقت رنج، غمخوارم پدر بود

چو پروانه پر و بالم اگر سوخت     ولی شمع شب تارم پدر بود

طریق زندگی آموخت بر من    به هر سختی مدد کارم پدر بود

* * *

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است   هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است

آن بهشتی را که قرآن می‌کند توصیف آن         صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است

نیکی به والدین در ادیان آسمانی

لزوم نیکی به والدین، اختصاص به شریعت اسلام ندارد، بلکه در طول تاریخ و در شرایع آسمانی همواره مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن در سوره بقره، آیه ۸۳ وجوب احسان به والدین را پیرو عبادت خداوند، جزء پیمان‌ها و وظایف حتمی بنی اسرائیل شمرده است.

حضرت نوح(علیه السلام) برای پدر و مادر خود چنین دعا می‌فرماید: (رب ّ اغفر لی و لوالدی ّ و لمن دخل بیتی مؤمناً و للمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظّالمین الاّ تبارا ؛۵ خدایا! مرا و پدر و مادرم را و هر که با ایمان وارد خانه من می‌شود و نیز مردان مؤمن و زنان مؤمن را بیامرز و ستم کاران را جزء بر هلاک و عذابشان میفزای.)

امام صادق(علیه السلام): فرمود: موسی بن عمران(علیه السلام) در بین مناجات با پروردگار خویش ناگهان مردی را زیر سایه عرش خدا دید، عرض کرد: پروردگارا! این مرد کیست که عرش تو سایه بر وی افکنده است؟ خطاب رسید که این مرد، دارای دو صفت حمیده است: به پدر و مادر خود نیکی می‌کند و برای سخن چینی گام برنمی‌دارد. ۶

نقل است روزی حضرت داوود(علیه السلام) هنگام قرائت قسمتی از کتاب(زبور)، دلش شکست و منقلب شد. در آن حال کمی به خود بالید و گفت: در دنیا از من عابدتر نیست. همان ساعت به او وحی شد: برو بالای کوه، کشاورزی را ببین که هفتصد سال مرا عبادت می‌کند و از گناهی که انجام داده از درگاه من عذر می‌خواهد، در صورتی که آن عمل نزد من گناه نبوده است. او روزی در پشت بام راه می‌رفت که مختصر خاکی از پشت بام بر روی مادرش ریخت و اینک مدتی است که به حساب این گناه در درگاه ما می‌نالد، برو او را به مغفرت و آمرزش من بشارت بده.

داوود(علیه السلام) به کوه رفت، دید مردی لاغر اندام که بر اثر عبادت، استخوان‌هایش در آمده، مشغول نماز است. وقتی از نماز فارغ شد، بر او سلام کرد. او جواب سلام داوود(علیه السلام) را داد و پرسید: تو کیستی؟ حضرت داوود(علیه السلام) فرمود: من(داوود) نام دارم. گفت: اگر می‌دانستم که تو داوود هستی، جواب سلام تو را نمی‌دادم، به دلیل آن لغزشی که از تو سر زده است. اینک که به کوه بالا آمده‌ای، استغفار کن. به خدا سوگند، روزی به پشت بام رفتم، بر اثر عبور، مختصری خاک بام بر سر مادرم ریخت، اینک هفتصد سال است که در این وضع هستم، نمی‌دانم مادرم از من راضی شده یا نه، با این حال استغفار می‌کنم، به دلیل این که شاید او از من راضی نشده باشد. ۷

خداوند به موسی وحی نمود: همانا کسی که به پدر و مادر نیکی کند و مرا رها کند، اسم وی را نیکوکار بنویسم و کسی که مرا نیکی کند و پدر و مادرش را واگذارد، وی را عاق نویسم. ۸

نکاتی چند در باره احترام به والدین

گر چه عواطف انسانی و مسئله حق‌شناسی به تنهایی، لزوم احترام نمودن به والدین را بیان می‌کند، ولی از آن جا که اسلام حتی در مسائلی که عقل مستقلاً می‌تواند داوری و قضاوت کند یا عاطفه آن را به وضوح در می‌یابد، سکوت روا نمی‌دارد؛ بلکه به عنوان تأیید و تأکید دستوراتی را صادر می‌کند. ما در این جا با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین احترام به والدین و مسائل و زوایای مربوط به آن را در قالب چند نکته بیان می‌کنیم.

نکته اول: در چهار سوره از قرآن کریم، نیکی به والدین بلا فاصله بعد از مسئله توحید قرار گرفته است. این هم ردیف بودن، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. آن چهار سوره عبارت اند از: بقره، آیه ۸۳؛ نساء، آیه ۳۶؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ لقمان، آیه ۴۱،

تأکید قرآن بر ذکر احسان و مراعات پدر و مادر در سطح توحید و نفی شرک، و عبادت و پرستش و شکر نعمت‌های الهی، به روشنی این مطلب را ثابت می‌کند که عدم رعایت حق آنان، بزرگترین گناه پس از شرک به خداوند است و لذا آن را در(سوره اسراء) در ردیف گناهان کبیره ذکر فرموده است.

نکته دوم: خداوند در این آیات، نوع خاصی از تجلیل و احترام را ذکر نفرموده، بلکه انسان را به رعایت حال پدر و مادر و احسان به آنها دعوت کرده است. نتیجه این که هر گونه احترام و نیکی به پدر و مادر، دستور خداوند است و هرگز مقید به حدودی نیست به جز قدرت و امکان از نظر عقلی و شرعی؛ به این معنا که هر چه انسان در توان دارد، باید برای پدر و مادرش انجام دهد و مضایقه و کوتاهی نکند.

نکته سوم: این احسان و خیرخواهی و خدمت به پدر و مادر را باید به عنوان تشکر و سپاس از زحمات طاقت‌فرسای آنان انجام دهد و گمان نکند که در حق آنان تفضل می‌کند و یا بر آنها منت بگذارد. در باره این نکته، چند مطلب قابل توجه است:

۱ ـ حق پدر و مادر، به حدی بزرگ و زیاد است که هرگز انسان نمی‌تواند تمام و کمال زحمات و محبت‌های آنان را جبران کند.

۲ ـ انسان باید همواره خود را در انجام شکر واقعی، مقصر بداند؛ هم چنان که در انجام شکر الهی. آن گونه که سزاوار نعمت‌های بی‌کران اوست، همه انبیاء و اولیاء قاصرند و دیگران نه تنها قاصرند، بلکه مقصّرند.

۳ ـ همان گونه که در شکر نعمت‌های الهی نباید به زبان و تعظیم اکتفا کرد، بلکه باید با اطاعت و عمل نیز خدا را سپاس گفت، در مقابل الطاف و محبت‌های پدر و مادر هم باید عملاً تشکر کرد و آنچه را که سزاوار مقام آنان است؛ از احترام و خدمت و کمک به عنوان تشکر، دریغ نکرد.

۴ ـ شکر الهی، خود یک نعمتی است که باز هم نیاز به شکر دارد و هم چنین است توفیق در انجام خدمت و تشکر عملی از مقام پدر و مادر.

نکته چهارم: خداوند متعال دستورات خاصی را به فرزندان پدر و مادری که به سن پیری رسیده اند، صادر فرموده است: (و به پدر و مادر نیکی کنید. هرگاه تا تو زنده هستی و هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگو. در برابرشان از روی مهربانی سر تواضع فرود آور و بگو: ای پروردگار من! هم چنان که مرا در خردی پرورش دادند، بر آنها رحمت آور.)۹

نکته پنجم: در برخی آیات، پدر و مادر را در صدر کسانی قرار داده که باید به آنها کمک شود: خداوند به پیامبر می‌فرماید: در پاسخ کسانی که از تو می‌پرسند چه انفاق کنیم؟ بگو:(هر چه از خیر انفاق می‌کنید، به پدر و مادر و خویشان نزدیک و یتیمان و فقیران و درماندگان انفاق کنید.)۱۰

نکته ششم: در وقت دعا و نیایش نباید والدین را فراموش کرد. حضرت ابراهیم(علیه السلام) در دعای خویش می‌فرماید: (پروردگارا! آن روز که حسابرسی بر پا می‌شود، بر من و پدر و مادرم و همه مؤمنان ببخشای.)۱۱

تواضع در برابر والدین

خفضِ جناح(تواضع) چند بار در قرآن آمده است، ولی(جناحَ الذُّل) فقط یک بار آورده شده و آن هم مربوط به پدر و مادر است: (و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه.)۱۲

به گفته لغت شناسان، تواضع دو گونه است: گاهی تواضع، انسان را پست می‌کند ؛ مانند تواضع در برابر مستکبران و گردنکشان، و گاهی انسان را بالا می‌برد؛ مانند تواضع در برابر مؤمنان، پدر و مادر، معلم و امثال آنها. در چنین مواردی، تواضع را خفض جناح می‌گویند. جناح به معنای بال پرنده است و خفض جناح، این معنا را به ذهن تداعی می‌کند که تواضع به انسان بال می‌دهد و با آن به اوج رفعت می‌رسد. خداوند به پیامبرش امر فرموده است: (و اخفض جناحک لمن اتّبعک من المؤمنین؛۱۳ در برابر هر یک از مؤمنان که از تو پیروی می‌کند، بال فروتنی فرود آر.)

(ذل) به معنای نرمی و تسلیم است و در موردی به کار برده می‌شود که امری از روی قهر و غلبه بر کسی وارد شود. گویا انسان خود را در برابر پدر و مادر، مقهور و مغلوب می‌بیند. با این که آنها به او نیازمندند، اما مانند یک برده یا اسیر در برابر آنان با تواضع و فروتنی اوامرشان را اطاعت می‌کند.

به هر حال این(جناح ذل) از روی رحمت و عطوفت است نه از روی ترس و یا احتیاج، زیرا پدر و مادر، سال خورده و در دوران نیازمندی اند و ترس از آنان و یا احتیاج به آنها موضوعیت ندارد.

علل ذکر نیکی به والدین بعد از وجوب عبادت پروردگار

فخر الدین رازی می‌گوید: به چند دلیل، بعد از وجوب عبادت پروردگار، نیکی به پدر و مادر ذکر شده است:

۱ ـ نعمت‌های پروردگار، بالاترین نعمت‌ها بر بنده است و بعد از پروردگار عالم، پدر و مادر که ریشه و سبب وجود فرزند هستند، نعمت‌های برتر عالم می‌باشند. پس شکر اوّلین نعمت(خداوند) و بعد از آن، شکر نعمت‌های برتر عالم(پدر و مادر) واجب است.

۲ ـ خداوند، مؤثر حقیقی در وجود انسان و پدر و مادر، مؤثر وجود او در ظاهر(طبیعت) هستند، پس آن جا که نام مؤثر حقیقی ذکر شده، بعد از آن مؤثر ظاهری را آورده است.

۳ ـ خداوند در مقابل نعمت‌های خود، از بنده چیزی نمی‌خواهد، پدر و مادر نیز در مقابل نعمت خود از فرزند چیزی طلب نمی‌کنند(نه طلب مالی و نه طلب ثوابی) لذا این نعمت آنها شبیه نعمت خداوند است.

۴ ـ خداوند نعمت خود را از بنده‌اش دریغ نمی‌دارد، اگر چه بدترین گناهان را انجام داده باشد. هم چنین است جای پدر و مادر که نعمت و فداکاری خود را از کودکشان دریغ نمی‌دارند، هر چند به آنها بد کرده باشد.

۵ ـ پدر مهربان در مال فرزندش تصرف می‌کند تا سود بیشتری عاید وی شود و از ضایع شدن مال او جلوگیری می‌کند. خداوند نیز در اعمال عبادی بنده خود تصرف می‌کند و آن را از آفات دور می‌سازد و عملش را زیادتر می‌نماید، زیرا خود فرموده است: مَثَل کسانی که در راه خدا انفاق می‌کنند مانند دانه گندمی است که هفت خوشه از آن می‌روید و در هر خوشه، صد دانه گندم وجود دارد.

۶ ـ نعمت وجود خداوند، بالاتر از نعمت والدین است و این امر، با دلیل و برهان ثابت و معلوم می‌گردد. اگر چه نعمت والدین نیز معلوم و مشهود است، اما رجحان با نعمت پروردگار است؛ از این رو نعمت والدین پس از نعمت خدا ذکر شده است. ۱۴

حقوق والدین

از اربعین سلیمانی نقل شده که والدین را بر فرزند، هشتاد حق است: چهل، در حال حیات ایشان و چهل، در حال ممات آنها.

اما آن چهل که در حال حیات است، ده تا به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

آن ده که به تن است، عبارت است از:

۱ ـ به آنان خدمت کند، زیرا حق تعالی فرموده است: (و اخفض لهما جناح الذّل ّ من الرّحمه)۱۵؛

۲ ـ حرمتشان را نگه دارد؛

۳ ـ جلوی ایشان ننشیند؛

۴ ـ فرمان آنها را اگر شرع نهی نکرده، انجام دهد و از نهیشان، اگر واجب نیست، خودداری کند؛

۵ ـ روزه مستحبی را با اجازه آنان بگیرد؛

۶ ـ چون ظاهر شوند، برخیزد و تا اجازه ندهند ننشیند؛

۷ ـ بی رضای ایشان به سفر(غیر واجب عینی) نرود؛

۸ ـ در وقت راه رفتن، پشت سر آنان حرکت کند؛

۹ ـ همیشه با مهربانی به آنان بنگرد؛

۱۰ ـ همواره آماده خدمت کردن به آنان باشد.

اما آن ده حق که به زبان است، عبارت اند از:

۱ ـ با آنان به نرمی سخن بگوید؛

۲ ـ صدای خود را بر آنها بلند نکند؛

۳ ـ گستاخی و پر چانگی نکند؛

۴ ـ آنان را به نام نخواند، بلکه مثلاً بگوید پدر جان، پدر بزرگوارم؛

۵ ـ سخن ایشان را قطع نکند؛

۶ ـ گفته ایشان را رد نکند؛

۷ ـ به امر و نهی، آنان را خطاب نکند؛

۸ ـ همیشه آنان را دعا کند؛

۹ ـ به آن دو اُف نگوید و روی خود را از آنان بر نگرداند؛

۱۰ ـ با ایشان مؤدبانه سخن بگوید.

اما آن ده چیز که به دل است، عبارت اند از:

۱ ـ همیشه نسبت به آن دو نرم دل باشد و ترحم کند؛

۲ ـ همواره آنان را دوست بدارد، اگر چه از حیث اقتصادی در مضیقه باشند؛

۳ ـ به شادی آنان شاد باشد؛

۴ ـ در غم آن دو شریک و غمخوارشان باشد؛

۵ ـ با دشمنان آنها دوستی نکند که آن دو می‌رنجند؛

۶ ـ از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد؛

۷ ـ اگر به او ستم کردند، بر آنان خشم نگیرد، حتی اگر او را زدند، دستشان را ببوسد؛

۸ ـ هر چند حق آن دو را رعایت می‌کند، اما باز هم بیم تقصیر داشته باشد؛

۹ ـ همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را بنماید؛

۱۰ ـ در دل، طول عمر آنان را بخواهد، هر چند از زحمت و فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.

اما آن ده چیز که به مال تعلق دارد، عبارت اند از:

۱ ـ لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند؛

۲ ـ آنان را از طعام خویش(بلکه بهتر) بخوراند، زیرا در هر انفاقی، آنان جلوترند؛

۳ ـ قرض آن دو را بدهد؛

۴ ـ مخارج سفرشان را چه واجب و چه مستحب، از زیارت بدهد ؛

۵ ـ اگر فوت کردند و حج و نماز یا روزه دارند، از جانب آن دو نایب بگیرد یا خود انجام دهد؛

۶ ـ با مال خود به آن دو عزت بخشد؛

۷ ـ اگر مسکن ندارند، برایشان تهیه کند یا اجاره خانه شان را بدهد؛

۸ ـ از مال خود در اختیارشان بگذارد که هر گاه نیاز یابند رفع نیاز کنند؛

۹ ـ امور گوناگون آنان را انجام دهد یا مخارج آنها را بپردازد؛

۱۰ ـ مال خود را مال ایشان بداند و هر چه از اموال او بردارند یا تصرف کنند، به روی آنان نیاورد.

اما آن چهل حق که بعد از وفات ایشان است، عبارت اند از:

۱ ـ در غسل و کفن و دفنشان تسریع کند؛

۲ ـ از هزینه زیاد کفن و دفن آنها ناراحت نشود؛

۳ ـ مراسم تدفین آنان را به دستور شرع انور انجام دهد؛

۴ ـ طبق وصیتشان عمل کند و خلاف آن را انجام ندهد؛

۵ ـ شب دفن، نماز وحشت بخواند و آنان را دعا کند؛

۶ ـ مخارج و هزینه‌های مراسم را بپردازد و از انجام دهندگان و کمک کنندگان سپاس گزاری نماید؛

۷ ـ حساب آنان را فوراً تسویه کند تا گرفتار دِین نباشند؛

۸ ـ اگر سفارش به ثلث کرده فوراً جدا کنند و حق هر وارث را به خودش دهند؛

۹ ـ برای آنها هر روز قرآن بخواند؛

۱۰ ـ بعد از هر نماز برای آنها دعا کند، به ویژه در نماز شب و اوقات دعا؛

۱۱ ـ هر روز به نیابت آنها صدقه بدهد؛

۱۲ ـ اگر توانست هر روز نماز والدین را بخواند؛

۱۳ ـ بر مصایب آنان صبر نماید؛

۱۴ ـ قضای نمازهای واجب او را بخواند یا اجیر بگیرد؛

۱۵ ـ روزه‌های مانده او را قضا کند یا اجیر بگیرد؛

۱۶ ـ به زیارت قبر آنها برود که ثوابی برابر حج دارد؛

۱۷ ـ در قبرستان، آیه الکرسی و قرآن بخواند و صلوات بفرستد و برای آنان هدیه کند؛

۱۸ ـ هنگامی که به زیارت مشاهد مشرفه می‌رود، به نیابت آنان هم زیارت کند؛

۱۹ ـ به نیابت از آنان عمره به جای آورد و اگر در حج واجب است، در وقت فراغت طواف کند؛

۲۰ ـ اگر حج واجب خود را انجام داده و توانایی دارد، به نیابت از آنان حج واجب برود؛

۲۱ ـ اگر کسی را ناراحت کرده اند یا بر شخصی ستمی روا داشته اند، با زبان یا وجه یا هر امر دیگر، او را راضی کند؛

۲۲ ـ به عنوان رد مظالم، وجهی را به فقیر بدهد تا اگر حقی از کسی به گرنشان است ادا شود؛

۲۳ ـ تا حد امکان اگر مجلس روضه و عزاداری به صورت هفتگی یا ماهانه داشته است، آن را ادامه دهد؛

۲۴ ـ اگر طعام سالیانه داشته و یا گوسفندی قربانی می‌کرده، سنت‌های خوب او را به پا دارد؛

۲۵ ـ اگر کار خیر ناتمامی از او مانده، به اتمام برساند؛

۲۶ ـ اگر آنان مالی را غصب کرده اند و بداند، باید برای خلاصی شان آن را به صاحبانش رد کند؛

۲۷ ـ اگر خمس یا زکات بدهکارند، حتما آن را رد کند؛

۲۸ ـ به پدر و مادر کسی بد نگوید که به پدر و مادرش بد بگویند؛

۲۹ ـ کاری نکند که بدگویی مردم را در باره پدر و مادرش به دنبال داشته باشد؛

۳۰ ـ با مردم به نیکی رفتار نماید تا پدر و مادر او را دعا کنند؛

۳۱ ـ دوستان و آشنایان پدر و مادرش را احترام کند؛

۳۲ ـ احتمال گرفتاری آنها را بدهد و در صدد نجاتشان برآید؛

۳۳ ـ آثار به جا مانده از آنان را حفظ نماید؛

۳۴ ـ به جای زیارت پدر و مادر به زیارت عمو، عمه، دایی و خاله برود و خوبی‌های پدر و مادرش به آنان را نیز او به نیابت انجام دهد؛

۳۵ ـ اگر در حال حیات در حق آن دو کوتاهی کرده، بعد از فوتشان بکوشد تا رضایتشان را به دست آورد؛

۳۶ ـ سعی کند تا آنان را به خواب ببیند تا از حالشان آگاه شود؛

۳۷ ـ خیرات، مبرّات و صدقات را برای آنان تداوم بخشد و فراموش نکند؛

۳۸ ـ احترام اسامی و قبور آنان را بهتر از زمان حیاتشان داشته باشد و نگذارد کسی آنان را به بدی یاد کند؛

۳۹ ـ چنانچه آنان مؤمن بوده اند، شوق لقای آنها را داشته باشد؛ همان گونه که ائمه(علیهم السلام) شوق پدران خود را داشتند؛

۴۰ ـ چنانچه قبر آنان ویران شده، ترمیم نماید. ۱۶

پی‌نوشت‌ها

۱ـ بقره، آیات ۸۲، ۱۸۰ و ۲۱۵؛ نساء، آیات ۳۶ و ۱۳۵ ؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ ابراهیم، آیه ۴۰؛ مریم، آیات ۱۴ و ۳۲؛ اسراء، آیات ۲۳، ۲۴ و ۲۵؛ عنکبوت، آیه۸؛ لقمان، آیات ۱۴ و ۱۵؛ احقاف، آیات ۱۴، ۱۷، ۱۸ و ۱۹؛ نوح، آیه ۳۸؛ بلد آیه ۳،

۲ـ بحار الانوار، ج ۷۷، صفحه ۲۱۲،

۳ـ میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۰۸،

۴ـ تفسیر مجمع البیان، جلد ۶، ص ۴۱۱،

۵ـ نوح(۷۱) آیه ۲۸،

۶ـ بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۶۵؛ امالی صدوق، ص ۱۰۸،

۷ـ الدین فی قصص، ج ۳، ص ۲۴،

۸ـ معراج السعاده، ص ۳۸۴،

۹ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۳ ـ ۲۵،

۱۰ـ بقره(۲) آیه ۲۱۵،

۱۱ـ ابراهیم(۱۴) آیه ۴۱،

۱۲ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۴،

۱۳ـ شعرأ(۲۶) آیه ۲۱۵، ۱۴ـ فخر الدین رازی، تفسیر کبیر، ج ۱، ص ۱۰۰،

۱۵ـ اسراء(۱۷) آیه ۲۴،

۱۶ـ بر گرفته از: حقوق والدین، ص ۱۳۹،

مادرم! اینجا آخر دنیا است!

همه مادران، روز مادر خوبی ندارند و شاید روزهای خوبی نداشته باشند؛ اما تلخ‌ترین روزهای یک مادر را می‌توان در خانه سالمندان دید.

کلمه مادر، قداست ویژه‌ای دارد و هر واژه مقدسی، زمانی کارآیی خود و نیازش بیشتر احساس می‌شود که در دسترس نباشد اما دنیای این روزها متفاوت شده است. خردسال که بودیم پیرمردها و پیرزن‌های فامیل می‌گفتند هر قدر تعداد مهدکودک‌ها زیاد شود تعداد خانه سالمندان هم بیشتر می‌شود و امروز که سری به خانه‌های سالمندان می‌زنیم حضور پدران و مادران در این مراکز نشان می‌دهد که این حرف پر بیراه نبود.

این روزها و در دنیای پر هیاهوی ما، وجود خانه‌های سالمندان مانند مهدکودک‌ها امری ضروری و اجباری شده است. امروز فرزندان راحت‌تر از گذشته مادران و پدران خود را از خود دور می‌کنند تا به قول خودشان به کار و زندگیشان برسند. خانه سالمندان جای قشنگی نیست؛ پا که درون این ساختمان می‌گذارید کمی بیشتر از یک سکوت رنجتان می‌دهد. اینجا برای بسیاری از مادران آخر دنیا است، اینجا نشسته‌اند تا مرگشان فرا برسد و بروند با همان سکوت و نجابت همیشگی.

همه خانه‌های سالمندان شبیه هم است بسته به اینکه خصوصی باشد یا از حمایت‌های دولتی برخوردار شود و بسته به توان مالی فرزندان، والدین از امکاناتی برخوردار هستند. نقطه مشترک خانه‌های سالمندان روزهای پر از انتظاری است که مادران در این خانه‌ها می‌گذرانند. دست‌های همه‌ آنها پینه‌ای سخت بسته است چه اینکه در جوانی زندگی سختی داشتند و چه اینکه از وسع مالی خوبی برخوردار بودند اینجا همه‌ آنها عمری گذرانده‌اند.

دنیایشان همان دنیای ساکت و مهربان پیرانی که در کودکی در سر گذرها و در پارک‌ها روزگار می‌گذراندند و تنها تفاوتشان این است که اینها را جایی در خانه فرزندانشان نبود. دنیای این مادران در انتظار خلاصه می‌شوند؛ البته مادرانی که هنوز هوشیاری کافی دارند و بیماری سختی نگرفته‌اند وگرنه مادران بیماری که برای نگه‌داری در خانه سالمندان به سر می‌برند هنوز فکر می‌کنند کودک دارند، کسانی منتظرند که برایشان غذا درست کنند و یا اینکه منتظر آمدن مهمان هستند.

اینجا هم آدم‌ها چند دسته می‌شوند؛ در خانه سالمندان افراد بر اساس توانایی مالی دسته‌بندی شده‌اند، کسانی که وضعیت مالی خودشان یا فرزندانشان خوب است برایشان سوئیتی اختصاصی تدارک دیده‌اند و امکاناتشان خوب است، گروه دیگر افراد متوسطی هستند که به این مراکز سپرده می‌شوند و دسته سوم نیز مادرانی که مانند کودکان سرراهی رها شده‌اند و اموراتشان از محل کمک‌های خیران می‌گذرد.

سکوت اینجا برای همه‌ آنها غمبار است؛ چه دارا باشد چه نادار، همه اینجا رنج مشترک دارند، دوری از خانواده. خیلی‌هایشان چشم‌انتظار یک تماس هستند، وقتی گشتی در این خانه می‌زدیم مادری پای تلفن ساده مرکز با فرزندش در کشوری دیگر صحبت می‌کرد و شاید این تماس‌ها نقطه امید و خورشیدی درخشان در روزهای پر انتظار و پرسکوتشان بود. قدیم‌ها می‌گفتند پیران برکت خانه‌اند اما امروز اگر به ظاهر هم باشند خانه‌ها از پیران خالی است.

با بسیاری از این مادران نمی‌توانی حرفی بزنی، تو را به جای فرزندشان اشتباه می‌گیرند و شروع می‌کنند به درد و دل یا که بیشترشان به در و دیوار خیره مانده‌اند و منتظر. هنوز مثل دوران کودکیشان بعضی عروسک‌هایشان را می‌خوابانند و برایشان لالایی می‌خوانند و این همان است، اینجا دنیای این مادران متوقف شده و یا به عقب بازگشته است. بسیاری از آنها هم حالشان خوب است و هنوز مانند عنفوان جوانی به خودشان می‌رسند، از خانواده سرشناسی هستند و برای نگه‌داری به این مراکز سپرده شده‌اند.

یک تخت و یک عصا و یک ویلچر همدم روزهای آخر این مادران است، تلخ است اما هستند بسیاری از مادران که تنهایند حتی اگر فرزندان زیادی داشته باشند. راهروهای سرد و خالی و اتاق‌های پر از تخت‌های آهنی پایان دنیای مادرانی است که روزی فرزندانشان را عصای دستشان و غمخوار پیریشان می‌دانستند. دنیای اینها سرد است مانند سیمان‌های دیوارها و سردی موزاییک‌های کف اتاق‌ها، دنیای اینها کوچک است مانند پنجره‌ی تنها و بدون پرده که رو به حیاطی غریبه باز می‌شود.

قصه مادربزرگ‌ها شیرین‌ترین قصه‌هایی است که همه به یاد دارند اما قصه مادران در خانه سالمندان به بالشتکی سفت و به پتویی چند صد بار شسته خلاصه می‌شود که هر روز سر بر بالینش می‌گذارند، سر کوچک و نحیفشان را به دست‌های رنجورشان می‌گیرند یا چرت می‌زنند یا خیره می‌شوند به دیوار شاید از ایستادن بماند.

کانون خانواده بهترین مکان برای نگه‌داری پدران و مادران به شمار می‌رود. به خانواده‌ها توصیه می‌ شود که والدین خود به ویژه مادران را درون خانواده حفظ کنند و کمتر به مراکز نگه‌داری بسپارند. البته تمکن مالی والدین در نوع نگه‌داری آنان در ایام سالمندی نقش مهمی دارد. والدینی که تمکن مالی خوبی دارند با در اختیار گرفتن پرستار، ایام پیری آرامی را می‌گذرانند.

در کنار این امر، فرزندان می‌توانند با تقسیم کار و تنوع در نگه‌داری از عهده مراقبت از والدین خود برآیند چه اینکه والدین آنها از بیماری‌های شدیدی رنج ببرد. اتحاد و همبستگی میان فرزندان در نوع نگه‌داری والدین موثر است و برنامه‌ریزی می‌تواند در ایجاد زندگی آرام در زمان پیری والدین نقش مهمی داشته باشد.

بر اساس تجربه پس از ۲۸ روز معمولا کسانی که به این مراکز سپرده می‌شوند خود را با شرایط تطبیق می‌دهند. بسیاری از سالمندان نیز هستند که تا سال‌ها نیز نمی‌توانند خود را به این مکان عادت دهند. این افراد با کارهای روانشناسی و گروه درمانی نیز همزمان نمی‌شوند و همچنان دوست دارند به محیط خانه و خانواده خود باز گردند که در این دوران توصیه می‌کنیم والدین پس از گذر از مرز ۴۵ سالگی برنامه‌ای برای آتیه و دوران پیری خود داشته باشند تا احیانا در زمان طرد از سوی خانواده، بتوانند به زندگی با آرامش ادامه دهند. کسانی که بر اثر بیماری به این آسایشگاه ها آورده می‌شوند شرایط ویژه‌ای دارند اما افرادی که از نظر عقلی سالم هستند تا روزهای آخر زندگی، بعضا از فرزندان خود دلخور می‌شوند و آنها را نمی‌بخشند.

فرزندان دختر بیشتر از فرزندان پسر تمایل دارند که والدین به ویژه مادر خود را نزد خود نگه‌ دارند و زمانی متوجه می‌شوند مادرشان به خانه سالمندان آمده، سریعا خواهان مرخص کردن آنها هستند از سوی دیگر فرزند پسری نیز مشاهده شده که از زمانی که مادر را به این مراکز سپرده در مدت پنج سالی که مادرش آنجا بوده هر روز با همسرش غذا تهیه و برای مادر خود می‌آورده اما هستند برخی افراد که در طول سال‌ها سراغی از والدین خود نگرفتند.

این روزها اگر فراموش کنیم مادرانی تنها اطرافمان هستند رنجی دیگر بر رنج‌های دنیای فراموشکار افزوده‌ایم، این روزها اگر لطافت و مهربانی مادرانمان را فراموش کنیم دنیا را تاریک‌تر کرده‌ایم.

دنیا هنوز زنده است، چرخش می‌چرخد و رنگش می‌بالد اگر آن را فقط حق خود ندانیم…

———————–

منبع: خبرگزاری فارس؛ گزارش از الناز پاک‌نیا(با تغییرات در متن)

شکرگزاری و قدردانی از پدر و مادر از منظر اسلام

مقام پدران و مادرانی که برای گرم نگه داشتن کانون خانواده و سلامتی و شادی فرزندانشان از جان مایه می‌گذارند، به اندازه‌ای است که آدمی از هر آیین و مسلکی که باشد، باید احترام آنها را رعایت کرده و قدردان زحماتشان باشد.

روزتون مبارک… این جمله ایست که این روزها فراوان دیدیم و شنیدیم، و امروز و فردا در گوش پدرانمان هم زمزمه خواهیم کرد، پدر روزت مبارک… این روزها بازار گل و غنچه داغ است و هر کسی برای تبریک این روز به مادر و یا پدر خویش حتی اگر شده یک شاخه گل با خود به خانه برده و تبریک می‌گوید.

مادر و پدری که همیشه بالاترین حق را بر گردن ما دارند و شاید فرزندان در کمتر مواقعی به این مسئله توجه کنند. پدر و مادری که به تنهایی تلخی‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کنند تا کودکانشان تنها شیرینی زندگی را احساس کنند.

پدر و مادری که در شرایط امروز کشورمان، تمام قد با تمام سختی‌ها روبرو می‌شوند تا فرزندان از پشت قد و بالای استوار آنها چهره زشت برخی واقعیت‌ها را نبینند و بدون دغدغه نان و آب، به بازی‌های کودکانه و یا درس و دانشگاه خود برسند.

پدر و مادری که همیشه تاریخ، همین گونه رفتار کرده اند. فرق نمی‌کند در تکه‌ای از دنیا به نام ایران باشی و یا تکه‌ای دیگر با نام‌های دیگر، همه جا عشق مادر و پدر به همین شکل بوده و برای فرزندان خود تکیه‌گاهی محکم و قابل اعتماد هستند.

ولی مسئله مهمتری که نه فقط این روزها بلکه در تمامی لحظات باید پیش رویمان باشد این است که این محبت بی‌دریغ را چگونه پاسخ دهیم؟

در بین مردم هر ملت و آیینی روش‌هایی برای انجام این وظیفه وجود دارد ولی در کنار همه این موارد اسلام دیدگاه جالب و تامل برانگیزی دارد که در نوع خود بی‌نظیر است.

در قرآن کریم شکرگزاری برای پدر و مادر در ردیف شکرگزاری در برابر خداوند است و بر این موضوع در آیه ۱۴ سوره لقمان صریحا تاکید شده است؛

“مرا و پدر و مادرت را شکر کن که بازگشت به سوى من است”…

و همچنین این تاکید خاص در آیاتی همچون آیه ۸۳ سوره بقره، آیه ۳۶ سوره نساء، آِیه ۲۳ سوره اسراء، آِیه ۱۵۱ سوره انعام و آیه ۱۵ سوره لقمان نیز صورت گرفته است که بیانگر شان و منزلت مقام مادران و پدرانمان است. این موضوع به حدی مهم است که در روایات معصومین(علیهم السلام) نیز بارها مورد توجه قرار گرفته که از جمله معروف ترین آنها می‌توان به حدیثی از امام صادق(علیه السلام) با این مضمون اشاره کرد؛

«اگر چیزى کمتر از “اف” وجود داشت، خدا از آن نهى مى‌‏کرد(“اف” کمترین اظهار ناراحتى است. و از این جمله، نظر کردن تند و غضب آلود به پدر و مادر است که خداوند حتی از آن نیز فرزندان را نهی کرده است)».

جهاد یکى از مهمترین برنامه‏‌هاى اسلامى است که حتی در این مورد هم، خداوند در صورتی که والدین به انجام آن رضایت نداشته باشند و همچنین تا زمانی که وجوب عینى نباشد، بودن در خدمت پدر و مادر را از عمل به آن مهمتر می‌داند. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم که مردی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من جوان با نشاط و ورزیده‌ای هستم و جهاد را دوست دارم ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می‌شود، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدایی که مرا به حق مبعوث ساخته است، یک شب مادر با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتراست.(تفسیر نمونه، ص ۸۰)

همه این موارد بیانگر مقام پدران و مادرانی است که برای گرم نگه داشتن کانون خانواده و سلامتی و شادی فرزندان خود از جان مایه می‌گذارند و آدمی از هر آیین و مسلکی که باشد باید احترام آنها را رعایت کرده و قدردان زحماتشان باشد. این احساس وظیفه بر دوش مسلمانان سنگین تر است چرا که اسلام نگاه ویژه و سراسر احترامی به مقام والدین دارد.

با این تفاسیر، لازم است تا کمی به خود آمده و رفتارهای روزمره خود را بررسی کنیم و ببینیم رفتارمان با این دو نعمت بزرگ خداوند چگونه است و ایا توانسته ایم حتی به اندازه‌ای ناچیز قدردان باشیم.

آیا معنای شکرگزاری و قدردانی از نعمت والدین و یا تاکید امام صادق(علیه السلام) بر اینکه حتی حق گفتن “اف” را هم در اوج عصبانیت به مادر یا پدر خود ندارید این است که ما اجازه داریم به هر بهانه‌ای بر سر والدین خود فریاد کشیده و یا اینکه دل آنها را برنجانیم.

امروز من و تو باید به این مسئله فکر کرده و ببینیم که چگونه است که خداوند حتی در خصوص پدر و مادری که مشرک هستند نیز به غیر از نیکی کردن توصیه‌ای به فرزندان نمی‌کند ولی ما فرزندان قرن بیست و یکمی به راحتی، کمترین احترام‌ها را هم در مواقعی برای آنها قائل نبوده و به بهانه‌های مختلف آنها را می‌رنجانیم. این روزها فرصت مناسبی است برای فکر کردن به این موضوع که آیا احترام به والدین تنها یک روز در طول سال واجب می‌شود و یا اینکه در تمام لحظات زندگی امری است واجب و غیر قابل انکار.

به امید روزی که هر لحظه‌اش فرصتی برای احترام به پدران و مادرانمان باشد…

منبع: خبرگزاری شبستان؛ نگارنده: عذرا صفری

حق والدین

حق والدین، حقوقی که پدر و مادر بر فرزندان خویش دارند. رعایت حق والدین، از آموزه‌هاى اخلاقى دین اسلام است و در قرآن و احادیث بر آن تاکید شده است.

در قرآن، فرمانِ نیکوکاری به والدین پس از امر به «عبادت خدا» و نهى از «شرک ورزیدن به او» آمده و «سپاسگزارى از پدر و مادر» با «شکرگزارى از خدا» مقارن شده است. البته اطاعت از والدین نباید به مخالفت الهی بیانجامد.

در احادیث فرمانبردارى از پدر و مادر از نشانه‌هاى ایمان، نگاه کردن به آنان عبادت و نیک‌رفتارى با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا و رضا و غضب الهى در خشنودى یا ناخشنودى والدین از فرزندانشان است. بنا بر روایات کسى که به والدین خود نیکى می‌کند، به بهشت وارد می‌شود و نیکی‌هایى که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتى بیش از آن، براى او ثبت می‌شود. در مقابل عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت، لعن خدا و سلب توجه و رحمت و نعمت پروردگار می‌شود.

اهمیت حق والدین

وَ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَ لَا تُشْرِ‌کُوا بِهِ شَیْئًا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا (ترجمه: و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید؛ و به پدر و مادر احسان کنید.) نساء، ۳۶، ترجمه فولادوند.

در آیات قرآن چندین بار به نیکوکارى به والدین سفارش شده است.[۱] ذکر این سفارش در قالب مکرر «و باالوالدین إحساناً» بلافاصله پس از امر به «عبادت خدا» و نهى از «شرک ورزیدن به او»[۲] و نیز مقارنت «سپاسگزارى از پدر و مادر» با «شکرگزارى از خدا»[۳] از اهمیت ممتاز این آموزه اخلاقى و دینى حکایت دارد. این آموزه در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته، چنان‌که مشابه همین تعبیر در کتاب‌هاى عهد عتیق نیز آمده است[۴] از این‌ رو، برخى مؤلفان غربى آن را با ده فرمان حضرت موسی مقایسه کرده‌اند.[۵]

بیان قرآن درباره وجه این سفارش، زحمات والدین، به‌ ویژه مادران، به هنگام تربیت فرزندان در کودکى است.[۶] به اعتقاد برخى مفسران، امر به احسان به والدین در کنار پرستش خدا، از آن‌ روست که پدر و مادر سبب ظاهرى در هستى یافتن فرزندان هستند.[۷]

از دیدگاه مسکویه

مسکویه[۸] در تحلیل اینکه چرا در قرآن به فرزندان توصیه شده است به والدین احسان و حقوقشان را رعایت کنند و به والدین در خصوص فرزندانشان چنین توصیه‌اى نشده، بر آن است که والدین در واقع فرزندشان را چیزى جداى از خودشان نمی‌دانند و وى را عین خود قلمداد می‌کنند، ازاین‌رو آن چنان که خود را دوست می‌دارند وى را نیز دوست می‌دارند و رشد و ترقى فرزندشان را رشد و ترقى خود می‌دانند، و چون به وجودآورنده فرزند هستند، درواقع او را ادامه خود می‌شمارند که با فناى آن‌ها باقى می‌ماند. اما فرزندان چنین ادراک و احساسى به والدین خود ندارند و به ‌تدریج آن را به دست می‌آورند.[۹]

از دیدگاه نصیرالدین طوسی

نصیرالدین طوسی[۱۰] حقوق والدین را از لوازم عدالت، که بر‌ترین فضیلت اخلاقى است، می‌داند. او[۱۱] با ذکر تلاش‌ها و زحمات والدین در به دنیا آوردن و تربیت فرزند، چنین نتیجه می‌گیرد که همان‌طور که وجوب شکر نعمات خدا و عبادت او به قدر استطاعت، مقتضاى عدالت است، عدالت همچنین اقتضا می‌کند که پس از اداى حقوق خدا هیچ فضیلتى بالا‌تر از اداى حقوق پدر و مادر و شکرگزارى از ایشان و تحصیل رضایت آنان نباشد و از این‌روست که احسان به والدین با اعتراف به وحدانیت خدا و التزام به عبادت وى مقارن آمده است. حتى به اعتقاد وى[۱۲] رعایت این حقوق بر رعایت حقوق الهى اولویت دارد، زیرا خداى سبحان به بازستاندن حقوق خود نیازى ندارد، اما والدین همیشه چشم‌انتظار روزى هستند که فرزندان، با خدمت به آنان، پاسخ زحماتشان را بدهند.

در قرآن

مصادیق حق والدین در قرآن

وَ قَضَىٰ رَ‌بُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ‌ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْ‌هُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِ‌یمًا وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّ‌حْمَهِ وَ قُل رَّ‌بِّ ارْ‌حَمْهُمَا کَمَا رَ‌بَّیَانِی صَغِیرً‌ا (ترجمه: و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر[خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آن‌ها[حتى‌] «اوف» مگو و به آنان پَرخاش مکن و با آن‌ها سخنى شایسته بگوى. و از سر مهربانى، بالِ فروتنى بر آنان بگس‌تر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند). اسراء، ۲۴ـ۲۳، ترجمه فولادوند.

در توصیه قرآنى،‌گاه مصادیقى از حقوق والدین هم ذکر شده است. مثلاً، از فرزندان خواسته شده است تا خصوصاً به هنگام کهن‌سالى پدر و مادر نه تنها از درشت‌گویى و بدرفتارى با آنان بپرهیزند بلکه در مقابل ایشان فروتنى و خضوع نمایند و در ازاى سختی‌هایى که والدین از روى مهربانى و رحمت براى رشد و تربیت آنان متحمل شده‌اند، در زمان حیات و پس از مرگشان در حق ایشان دعا کنند و از خدا بخواهند که آنان را مشمول رحمت خویش قرار دهد،[۱۳] چنان‌که انبیاى پیشین همواره در حق پدر و مادر خویش دعا می‌کردند.[۱۴] فضل بن حسن طبرسی[۱۵] بر آن است که سیاق آیات، بر استجابت این دعا در حق والدین دلالت دارد، چنان‌که در احادیث نیز بر همین موضوع تأکید شده است.[۱۶]

در پاره‌اى آیات مدنى، به فرزندان توصیه شده است که حقوق مالى و اقتصادى والدین را رعایت کنند. فرزندان باید از اموالشان به پدر و مادر انفاق کنند و در وصیت و میراث سهم والدین را، آن‌گونه که دستور داده شده است، در نظر بگیرند.[۱۷]

ایمان شرط دعا بر والدین

بنابر نظر مفسران و طبق آیه ۱۱۳ سوره توبه، شرط دعاى فرزندان در حق پدر و مادر، ایمان والدین است و کافران و مشرکان مشمول توصیه قرآن به طلب رحمت براى والدین نمی‌شوند بلکه در عوض، فرزندان باید دعاى خود را مشروط به ایمان والدین سازند یا براى هدایتشان دعا کنند.[۱۸]

تقدم اوامر الهی بر رضایت والدین

وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَ إِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِ‌کَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا (ترجمه: و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند، و[لى‌] اگر آن‌ها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى، از ایشان اطاعت مکن). عنکبوت، ۸، ترجمه فولادوند.

اگر والدین بخواهند فرزندانشان را به شرک وادارند،[۱۹] امر به فرمانبردارى از ایشان، به‌دلیل تعارض با اطاعت از اوامر الهى، ملغا می‌شود، هرچند همچنان موظف‌اند با پدر و مادر خویش مدارا و خوش‌رفتارى کنند.[۲۰] و التزام به اوامر الهى و رعایت عدل بر رضایت والدین مقدّم است و علاقه و احترام به پدر و مادر نباید موجب شود که فرزندان از مسیر عدل و انصاف خارج شوند،[۲۱] زیرا خویشاوندان در روز قیامت نمی‌توانند به آنان سودى برسانند.[۲۱]

در احادیث

در احادیث نیز بر جایگاه ویژه والدین و احسان به ایشان (بِرّ الْوالدین) تأکید شده و در جوامع حدیثى شیعه و سنّى بخش مستقلى بدان اختصاص یافته است[۲۳] تا جایى که خوش‌رفتارى(برّ) با آنان و اطاعت از ایشان را رفتارى عقلانى[۲۴] و حاکى از شناخت صحیح بنده از خدا دانسته[۲۵] و در مقابل، حق‌ناشناسى(عقوق) و نافرمانى از آنان را حرام و در زمره گناهان کبیره برشمرده‌اند،[۲۶] زیرا نافرمانى از والدین به منزله کفران نعمت الهى(برخوردارى از نعمت پدر و مادر) و در نتیجه، خروج از طاعت خدا[۲۷] است.

همچنان‌که فرمانبردارى از پدر و مادر از نشانه‌هاى ایمان،[۲۸] نگاه کردن به آنان عبادت[۲۹] و نیک‌رفتارى با آنان از محبوب‌ترین اعمال نزد خدا[۳۰] و رضایت ایشان شرط جهاد در راه خدا(در غیر موارد وجوب عینى) است[۳۱] و رضا و غضب الهى در خشنودى یا ناخشنودى والدین از فرزندانشان است.[۳۲] به‌علاوه، در کوتاهى کردن نسبت به رعایت به ایشان هیچ عذرى پذیرفته نیست[۳۳] بر این اساس، پیامبر اکرم نیکى به والدین را از عوامل فضیلت فرد بر دیگران بیان کرده[۳۴] و امام باقر (علیه‌السلام) نیز آن را از ویژگی‌هاى بارز شیعیان شمرده است[۳۵] ازاین‌رو، مسلمانان به نیکى در حق والدین و تحمل سختی‌هاى آن امر شده‌اند،[۳۶] حتى اگر والدین آن‌ها مشرک باشند[۳۷] یا در قید حیات نباشند.[۳۸]

در سیره رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این موضوع مشهود است، چنان‌که گفته شده‌است حضرت، مادر رضاعى خود را بسیار بزرگ می‌داشت[۳۹] و کسانى را که با پدر و مادر خویش خوش‌رفتارى می‌کردند، تکریم می‌نمود؛[۴۰] البته در احادیث نیز، همچون قرآن، تأکید شده که وجوب اطاعت از والدین ـ حتى اگر مشرک باشند ـ شامل امورى است که معصیت خدا نباشد[۴۱] و این البته به معناى ساقط شدن حق پدر و مادر نیست.[۴۲]

امام صادق(علیه السلام): اِن اَحبَبتَ اَن یَزیدَ اللّه‏ُ فى عُمُرِکَ فَسُرَّ اَبَـوَیکَ.(ترجمه: اگر دوست دارى که خداوند عمرت را زیاد کند، پدر و مادرت را شاد کن). وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۷۲

توجه خاص به حقوق مادر در احادیث

در احادیث بر توجه خاص به مادر تأکید[۴۳] و بیشترین حق از آنِ او دانسته شده[۴۴] تا جایی‌که اداى حق او غیرممکن شمرده شده است.[۴۵] همچنین بیان مشهور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مبنى بر اینکه «بهشت، زیر پاى مادر است»،[۴۶] حاکى از حرمت خاص مادر و تأثیر رعایت احوال او در کسب رضاى الهى است. حتى، بنابر بعضى روایات، نیکى به مادر به منزله کفّاره گناهان پیشین است.[۴۷] ازاین‌رو، حقوق پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال هریک متفاوت است.

امام سجاد(علیه السلام) در رساله الحقوق سختی‌هایى را که مادر از آغاز حمل تا رشد فرزند متحمل شده، حق مادر بر فرزند برشمرده و او را به قدرشناسى از زحمات مادر امر کرده است. در مقابل، پدر را اصل فرزند و حقِ هستى و حیات را از او دانسته است.[۴۸] نصیرالدین طوسی[۴۹] ماهیت حقوق مادر را جسمانی‌تر از حقوق پدر شمرده و معتقد است بدین‌سبب، حقوق مادران زود‌تر از حقوق پدران، که آگاهى بر آن نیازمند تعقل است، مورد توجه فرزندان قرار می‌گیرد و به اداى آن اهتمام می‌ورزند. بر این اساس، وى اداى حقوق پدران را بیشتر با امورى معنوى چون اطاعت کامل از آنان و ذکر خیر و دعا و ثنا بر ایشان و اداى حقوق مادران را با امور مادّى چون بذل مال و فراهم آوردن اسباب آسایش زندگى و نظایر آن بیان کرده است.[۵۰]

مصادیق حقوق والدین در احادیث

امام صادق(علیه السلام): ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِیهِنَّ رُخْصَهً بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْنِ وَ وَفَاءٌ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِر.(ترجمه: سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر نیکو کار باشند یا فاجر، وفاى به عهد با نیکو کار یا فاجر و اداى امانت به نیکو کار یا فاجر). تحف العقول، ص۳۶۷

در روایات مصادیق گوناگون حقوق مادی و معنوی والدین ذکر شده است.

در احادیث بر حفظ حیات والدین تأکید شده است، چنان‌که؛ فرزندان از آسیب رساندن به پدر و مادر نهى شده‌اند.[۵۱]
کشتن آنان بزرگ‌ترین کفر و ناسپاسى تلقى شده است.[۵۲]
به فرزندان توصیه شده است در انفاقِ مال، پدر و مادر را بر دیگران مقدّم دارند[۵۳] و در رفع نیازهاى مادّى آنان، حتى اگر مستغنى باشند، اهتمام ورزند.[۵۴]
رعایت آداب معاشرت از دیگر حقوق والدین است، مانند اینکه فرزند باید هم‌نشین نیکویى براى آنان باشد، ایشان را به نام نخواند، جلو‌تر از آنان راه نرود و پیش از ایشان و نیز پشت به آنان ننشیند؛[۵۵] و چنانچه او را بخوانند، به سرعت اجابت کند، حتى اگر در نماز باشد.[۵۶] همچنین اگر رفتار و گفتار آن دو برخلاف میل او بود، از روى ترش کردن یا دشنام دادن به آنان و حتى گفتن «اُف»، که کمترین مرتبه ناسپاسى نسبت به والدین است، بپرهیزد،[۵۷] زیرا اندوهگین کردن ایشان از مصادیق عقوق آنان است؛[۵۸]
حفظ حریم خصوصى پدر و مادر؛[۵۹] فروتنى کامل در برابر آنان در قول و رفتار؛[۶۰]  سپاسگزارى از ایشان؛ دعا در حق آنان؛
یارى دادن والدین در امور خیر.[۶۱]

حقوق پس از مرگ والدین

به فرزندان سفارش شده است پس از مرگ والدین نیز به ایشان احسان کنند،[۶۲] از جمله با امورى چون طلب آمرزش، قرائت قرآن، پرداخت صدقه، پرداخت دیون مالى و دیگر تعهدات، صله رحم با نزدیکان و احترام به دوستان والدین و ارتباط با آنان[۶۳] و نیز به جاى آوردن نماز، روزه و حج از جانب والدین.[۶۴] حتى در کتاب‌هاى فقهى به‌جاى آوردن قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگ او واجب شده‌است.[۶۵] در صحیفه سجادیه[۶۶] مجموعه کاملى از وظایف فرزند در قبال والدین در قالب دعا آمده است.[۶۷]

در احادیث تأکید شده که به جاى آوردن حق والدین امرى بس دشوار است[۶۸] و اداى این وظایف، هرچند فرزندان به سبب آن به سختى افتند، زحمات والدین را جبران نخواهد کرد.[۶۹]

آثار نیکی به والدین

بنابر روایات، کسى که به والدین خود نیکى می‌کند، به بهشت وارد می‌شود[۷۰] و همه نیکی‌هایى که به نیابت از والدین انجام می‌دهد و حتى بیش از آن، براى او ثبت می‌شود.[۷۱] همچنین نیکى به والدین، مرگ انسان را به تأخیر می‌اندازد و موجب طول عمر[۷۲] و بسیارىِ رزق[۷۳] می‌شود و سختى مرگ را آسان می‌گرداند.[۷۴] براى نگاه محبت‌آمیز فرزند به پدر و مادر، ثواب حج[۷۵] و براى نگاه رضایتمندانه والدین به فرزند، پاداشى همچون آزاد کردن بنده از جانب فرزند[۷۶] ذکر شده است.

آثار عقوق والدین

عقوق والدین موجب محرومیت از بهشت،[۷۷] لعن خدا[۷۸] و سلب توجه و رحمت و نعمت خدا می‌شود،[۷۹] همان‌طور که تأخیر حضرت یوسف در احترام به پدرش موجب خروج سلسله نبوت از خاندان او شد.[۸۰] نماز[۸۱] و طاعات[۸۲] وى نیز پذیرفته نمی‌شود و مرگ وى به جلو می‌افتد.[۸۳]

پی‌نوشت‌ها

۱-وَصَّینَا الاْنسانَ بِوالِدَیهِ حُسناً/ إحساناً رجوع کنید به عنکبوت: ۸؛ اَحقاف: ۱۵
۲-رجوع کنید به بقره: ۸۳؛ نساء: ۳۶؛ اَنعام: ۱۵۱؛ اِسراء: ۲۳
۳-شْکُرْ لى و لِوالِدَیکَ رجوع کنید به لقمان: ۱۳ـ۱۴
۴-رجوع کنید به سفر لاویان، ۱۹: ۲ـ۴؛ نیز رجوع کنید به سفر خروج، ۱۲: ۲۰؛ سفر تثنیه، ۵: ۱۶
۵-رجوع کنید به رابرتس، ص ۴۶ـ۴۹؛ هیرشفلد، ص ۸۱؛ گایگر، ص ۸۴
۶-رجوع کنید به اسراء: ۲۴؛ لقمان: ۱۳ـ۱۴؛ احقاف: ۱۵
۷-رجوع کنید به فخررازى؛ بیضاوى، ذیل اسراء: ۲۳؛ ابن‌کثیر، ذیل نساء: ۳۶؛ عنکبوت: ۸؛ فیض کاشانى، ذیل اسراء: ۲۳
۸-مسکویه، ص۱۳۱ـ ۱۳۲
۹-نیز رجوع کنید به نصیرالدین طوسى، ص ۲۳۹
۱۰-طوسی، ص ۲۳۷
۱۱-طوسى، ص ۲۳۷ـ۲۳۸
۱۲-طوسى، ص ۲۳۸
۱۳-رجوع کنید به اسراء: ۲۳ـ۲۴
۱۴-رجوع کنید به ابراهیم: ۴۱؛ شعراء: ۸۶؛ نمل: ۱۹؛ نوح: ۲۸
۱۵-ذیل اسراء: ۲۳ـ۲۴؛ نیز رجوع کنید به طباطبائى، ذیل همین آیات
۱۶-رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۲۵۸؛ ابوداوود، ج ۱، ص ۳۴۳؛ حسن‌بن فضل طبرسى، ص ۲۷۵
۱۷-رجوع کنید به بقره: ۱۸۰، ۲۱۵؛ نساء: ۱۱؛ طبرى؛ طوسى، التبیان، ذیل همین آیات
۱۸-براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به طبرى؛ طوسى، التبیان؛ زمخشرى؛ فخررازى، ذیل اسراء: ۲۳ـ۲۴
۱۹-رجوع کنید به عنکبوت: ۸؛ لقمان: ۱۳ـ۱۴
۲۰-رجوع کنید به احقاف: ۱۵
۲۱-رجوع کنید به نساء: ۱۳۵
۲۲-رجوع کنید به ممتحنه: ۳؛ نیز رجوع کنید به معارج: ۱۱ـ۱۲؛ عبس: ۳۴ـ۳۵
۲۳-براى نمونه رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۶۸ـ۷۱؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۸، ص ۲ـ۶؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۷ـ۱۶۳؛ مجلسى، ج ۷۱، ص ۲۲ـ۸۶
۲۴-رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۲۲
۲۵-رجوع کنید به مصباح الشریعه، ص۷۰
۲۶-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص۷۰ـ۷۱؛ کلینى، ج ۲، ص ۲۷۸
۲۷-رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۵۶۵؛ همو، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۲، ص ۴۷۹
۲۸-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸
۲۹-همان، ج ۴، ص۲۴۰
۳۰-بخارى، ۱۴۰۱، ص ۶۹
۳۱-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۷۶؛ نیز رجوع کنید به صنعانى، ج ۸، ص ۴۶۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۹۹؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۱۶۵؛ کلینى، ج ۲، ص۱۶۰
۳۲-ترمذى، ج ۳، ص ۲۰۷؛ کلینى، ج ۱، ص ۴۲۸
۳۳-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۲

۳۴-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۵۷
۳۵-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۷۴
۳۶-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۱۶۲؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۴، ص ۳۶۱
۳۷-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۷۱
۳۸-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸
۳۹-رجوع کنید به ابوداوود، ج ۲، ص ۵۰۷ ـ ۵۰۸
۴۰-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۱
۴۱-لاطاعه للمخلوق فى معصیه الخالق؛ رجوع کنید به ه‌مان، ج ۱، ص ۴۲۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۱۲۴
۴۲-رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج ۳، ص ۸۱؛ کلینى، ج۲، ص۱۵۹
۴۳رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۳؛ بخارى، ۱۴۰۱، ج ۷، ص ۶۹؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹ـ۱۶۰
۴۴-رجوع کنید به حاکم نیشابورى، ج ۴، ص۱۵۰
۴۵-رجوع کنید به ابن‌ابی‌جمهور، ج ۱، ص ۲۶۹
۴۶-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۴۲۹؛ نسائى، ج ۶، ص ۱۱؛ نیز رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج ۲، ص۹۳۰
۴۷-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۶۲؛ قطب‌راوندى، ص ۱۲۶
۴۸-رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۲، ص ۶۲۱ـ۶۲۲؛ نیز رجوع کنید به قبانجى، ج ۱، ص ۵۴۵ـ۵۷۸
۴۹-طوسی، ص ۲۳۹
۵۰-قس ابن‌کثیر، ذیل عنکبوت: ۸
۵۱-رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج ۲، ص۸۹۰
۵۲-کلینى، ج ۲، ص ۳۴۸
۵۳-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۴، ص ۱۳؛ طبرانى، ج ۳، ص ۳۳۲
۵۴-کلینى، ج ۲، ص ۱۵۷
۵۵-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۶، ص ۲۱؛ کلینى، ج ۲، ص ۱۵۸ـ۱۵۹؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۴، ص ۳۷۲
۵۶-راوندى کاشانى، ص ۹۲؛ متقى، ج ۱۶، ص ۴۷۰
۵۷-کلینى، ج ۲، ص ۳۴۹؛ طوسى، التبیان؛ سیوطى، ذیل اسراء: ۲۳
۵۸-ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، همانجا
۵۹-رجوع کنید به کلینى، ج ۶، ص ۵۰۳؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، همانجا
۶۰-طبرى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ذیل اسراء: ۲۴
۶۱-ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ج ۱، ص ۲۵۸
۶۲-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹، ۱۶۳
۶۳-رجوع کنید به بخارى، ۱۴۰۶، ص ۲۰؛ ابن‌ماجه، ج ۲، ص ۱۲۰۹؛ کلینى؛ فضل‌بن حسن طبرسى، همانجا‌ها
۶۴-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۱۵۹
۶۵-براى نمونه رجوع کنید به محقق حلّى، قسم۴، ص۸۲۶
۶۶-صحیفه سجادیه، دعاى ۲۴
۶۷-براى نمونه‌هایى از ادعیه امامان شیعه در حق والدین رجوع کنید به طوسى، مصباح المتهجّد، ص ۹۹، ۱۰۱، ۱۴۶، ۲۶۷، ۳۰۰، ۳۱۳، ۶۱۳، ۷۲۷
۶۸-رجوع کنید به مسلم‌بن حجاج، ج ۴، ص۲۱۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۵۴۷
۶۹-الفقه المنسوب للامام الرضا (علیه‌السلام)، ص ۳۳۴؛ حسن‌بن فضل طبرسى، ص۲۸۰؛ هیثمى، ج۸، ص۱۳۷؛ نورى، ج۱۵، ص۱۸۰
۷۰-رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۳۴۶؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۸، ص ۵ـ۶
۷۱-کلینى، همانجا
۷۲-بخارى، ۱۴۰۶، ص ۱۶؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۳۰۱
۷۳-ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۲۲۹
۷۴-ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص۴۷۳
۷۵-بیهقى، ج۶، ص ۱۸۶؛ متقى، ج ۱۶، ص ۴۶۹
۷۶-ابن‌ابی‌الدنیا، ص۶۵
۷۷-صنعانى، ج۷، ص ۴۵۴؛ ابن‌حنبل، ج ۲، ص ۲۰۳؛ کلینى، ج ۲، ص۳۴۸
۷۸-ابن‌حنبل، ج۱، ص۳۱۷
۷۹-ه‌مان، ج ۳، ص۴۴۰؛ نسائى، ج ۵، ص ۸۰ ـ ۸۱
۸۰-رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۳۳۱ـ ۳۱۲
۸۱-رجوع کنید به ه‌مان، ج ۲، ص ۳۴۹
۸۲-مجلسى، ج۷۱، ص ۸۰؛ نورى، ج ۱۵، ص ۱۹۶

۸۳-کلینى، ج ۲، ص ۴۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج ۳، ص ۵۶۵؛ حاکم نیشابورى، ج ۴، ص ۱۵۶

منابع

قرآن.
کتاب مقدس. عهدعتیق.
ابن‌ابی‌الدنیا، مکارم الاخلاق، چاپ مجدى سید ابراهیم، قاهره ۲۰۰۴.
ابن‌ابی‌جمهور، عوالى اللئالى العزیزیه فى الاحادیث الدّینیه، چاپ مجتبى عراقى، قم ۱۴۰۳ـ۱۴۰۵/ ۱۹۸۳ـ۱۹۸۵.
ابن‌ابی‌شیبه، المصنَّف فى الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
ابن‌بابویه، الامالى، قم ۱۴۱۷.
همو، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم، بی‌تا.
همو، عیون اخبارالرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش.
همو، کتاب مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۴۱۴.
ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، بی‌تا.
ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴[، چاپ افست] بیروت، بی‌تا.
سلیمان‌بن اشعث ابوداوود، سنن ابی‌داود، چاپ سعید محمد لحام، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.

منبع: ویکی شیعه

مقام و منزلت پدر و مادر

اصالت و اهمیت تکریم

به طور کلی تکریم و احترام‌گذاری در حوزه کنش‌های ارتباطی، از جایگاه و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و اساسا انسان‌های بی‌احترام، از تشکیل اجتماع ناتوانند. از این رو، احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد و شکل‌گیری جامعه، دارای جایگاه و اهمیت خاصی است. با حفظ حریم‌ها و حرمت‌هاست که زمینه تعامل سازنده و مثبت میان دو شخص فراهم می‌شود. آنچه مسلم است هر شخص، دارای شخصیت، اندیشه، خواسته، منافع و نیازهای مستقل و جداگانه‌ای است و گاه این تفاوت‌ها خود، عامل مهمی برای اختلاف و جدایی میان آحاد افراد جامعه است. از این رو برخی از اندیشمندان همچون استاد شهید مرتضی مطهری بر این باورند که اصل، در میان انسان‌ها اختلاف است و تنها با بهره‌گیری از اصولی انسانی، می‌توان آن را به اتحاد تبدیل کرد.

والدین در کلام خدا

پدر و مادر نیز به عنوان دو انسان فداکار و زحمتکش که تمام بار مسئولیت‌های مربوط به تربیت فرزند را بر دوش دارند، علاوه بر شایستگی تکریم و احترام در جوامع بشری، در نزد خداوند نیز از جایگاه منحصر به فردی برخوردار هستند به طوری که در چندین آیه قرآن کریم، بر لزوم اطاعت و تکریم آنها فرمان داده شده است و ذات باری تعالی نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و بر رعایت مقام و منزلت آنها تأکید نموده است. اهمّیت این بحث به اندازه‌ای است که خداوند متعال در بیش از ۲۳ آیه در قرآن مجید، صراحتا و یا به طور ضمنی، فرزندان را به احسان و نیکی نسبت به پدر و مادر، امر نموده است:
۱وَ قَضی رَبُّک اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِیاهُ وَ بِالْوالِدَینِ اِحْسانا(۱) «و پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر، نیکی کنید».
خداوند متعال در این آیه شریفه، بعد از اصل توحید (که از اساسی ترین اصول اسلام است)، به یکی دیگر از تعلیمات انبیاء(علیهم السلام) یعنی نیکی به پدر و مادر، اشاره می‌کند.
۲وَ وَصَّینَا الاِنْسانَ بِوالِدَیهِ حُسْنا(۲) «و ما به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند».
۳-و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه(۳) «و بالهای تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر».
۴-الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً(۴) «چیزى را با او شریک نکنید و به پدر و مادر نیکى کنید».
همان طور که ملاحظه می‌شود، احسان و تکریم به پدر و مادر، یک قانون کلّی و فراگیر الهی برای تمام انسانهاست و مخصوص به دسته یا گروه خاصّی نیست.

والدین در کلام معصومان(علیهم السلام)

در بسیاری از بیانات گهربار پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام)، در مورد نیکی به والدین سفارش شده است:
۱-پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: نظر الولد الی والدیه حبّا لهما عباده(۵) «نگاه با محبّت و دوستانه به پدر و مادر، عبادت است».
۲-رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: رحم اللّه امرءً أعان والده علی برّه(۶) «خداوند، رحمت کند کسی را که پدرش را بر نیکی، کمک کند».
۳-امام باقر(علیه السلام) از پبامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرمودند که: ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنه توجد ممن سیرع الف عام و لایجدها عاق(۷) «از عاق پدر ومادر بترسید زیرا بوى بهشت از هزار سال راه به مشام می‌‏رسد؛ اما هیچگاه به کسانى که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسید».
۴-امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مَنْ نَظَر الی أبَویه نَظَرَ ماقتٍ و هُما ظالمانِ لَهُ، لم یَقبَلِ اللهُ لَهُ صلاهً(۸) «هر کس به پدر و مادر خویش نگاه خشمگین افکند، هر چند آنان به او ستم کرده باشند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد».
۵-از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: ان العبد لیکون باراً بوالدیه فى حیاتهما ثم یموتان فلا یقصى عنهما دینهما و لا یستغفر لهما فیکتبه اللَّه عاقاً و انه لیکون عاقا لهما فى حیاتهما غیر بار بهما فاذا ما تا قضى دینهما و استغفر لهما فیکتبه اللَّه باراً(۹) هر آینه کسى که نسبت به پدر و مادر خود نیکوکار بوده، پس از مرگ آنها، دین آنان را ادا نمی‌کند و براى آنان استغفار نمی‌نماید پس خداوند او را در شمار آزاردهندگان قرار می‌دهد. و بسا که کسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حیاتشان به آنان نیکى نمى‏کرده است ولى پس از مرگ آنها، دین آنها را ادا کرده و برایشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نیکى کنندگان به والدین قرار می‌‏دهد».

گستره و قلمرو اطاعت از والدین

پرسش مهمی که در اینجا ممکن است به ذهن آید این است که جلب رضایت والدین، تا چه حد و تا کجا لازم است؟ در این مورد، باید متذکر شد که رضایت والدین و فرمانبری از آنها، به طور نامحدود و بی‌حد و حصر نیست بلکه این امر تا بدان‌جاست که اطاعت از والدین، تقابل و تضادّی با اطاعت خداوند نداشته باشد. به بیانی دیگر، احسان به والدین و تکریم آنان، تا آنجا لازم است که اگر آنان بر دینی غیر از دین مبین اسلام بودند، بنا بر نصّ صریح قرآن و روایات، باز مجاز نیستیم که ترک احسان کنیم و موظفیم در امور دنیوی، مطیع آنها باشیم. اما در مسائل دینی و مذهبی، اگر اطاعت و فرمان پدر و مادر، مخالف فرمان خدا و رسولش باشد، در این صورت، اطاعت از آنان لازم نیست.
در آموزه‌های اسلامی، اطاعت از والدین، زیر مجموعه و تحت الشعاع اطاعت از پروردگار بر شمرده شده است. در حدیث وارد شده که لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق(۱۰) «طاعت هیچ آفریده‌ای از رهگذر نافرمانی آفریدگار، معقول و جایز نیست». در حقیقت، ما مجاز نیستیم که اطاعت از غیر خدا را بر اطاعت از خدا ترجیح دهیم. خداوند متعال در قرآن مجید، به صراحت ما را از اطاعت کورکورانه و چشم و گوش بسته از پدران و نیاکان، بر حذر می‌دارد و می‌فرماید: یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا لا تَتَّخِذُوا ابائَکمْ وَ اِخْوانَکمْ اَوْلِیاءَ اِنِ اسْتَحَبُّوا الْکفْرَ عَلَی الاْیمانِ وَ مَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْکمْ فَأولئِک هُمُ الظّالِمُونَ(۱۱) «ای اهل ایمان! شما پدران و برادران خود را نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان ترجیح دهند؛ و هر کس از شما آنان را دوست بدارد، بی‌شک، ستمکار است».

نکته آخر این که شایسته است فرزند، در برابر احسان خویش به پدر و مادرش، منتظر پاداشی نباشد و حتی اگر آنان با وی، خشونت و تندی نمودند، از آنان نرنجد. فراموش نکنیم که نادیده گرفتن و بی‌احترامی به ایشان، در این دنیا موجب می‌شود تا شخص، گرفتار مصیبت‌ها و بلایا گردد و خیر و برکت از زندگی او رخت بر بندد و در آخرت نیز خوار و ذلیل شود.

پی‌نوشت‌ها

۱-اسراء(۱۷)؛ آیه۲۳
۲- عنکبوت(۲۹)؛ آیه۸
۳- اسراء(۱۷)؛آیه۲۴
۴-انعام(۶)؛ آیه۱۵۱
۵-علامه مجلسی؛ بحارالأنوار؛ ج۷۱؛ ص۸۱
۶-همان؛ ص۶۵٫
۷-همان؛ ج۷۴؛ ص۶۲
۸-شیخ کلینی؛ اصول کافی؛ ج ۴؛ ص۵۰
۹-فیض کاشانی، المحجه البیضاء؛ ج ۳؛ ص۴۴۱
۱۰- نهج البلاغه(شیخ محمد عبده)؛ حکمت۱۶۵
۱۱- توبه(۹)؛ آیه۲۳

منبع: بخش خانواده شیعی سایت الشیعه فارسی؛ تهیه و تنظیم: حسین فاضلی

 

چرا به پدر و مادر خود احترام بگذاریم؟(۱)

چکیده

عده‌ای بر آن باورند که خود به خود به وجود آمده‌اند و پدر و مادر در رشد و تکامل آن‌ها هیچ تاثیری نداشته‌اند و حال که به سن جوانی و بزرگی رسیده‌اند می‌توانند هر بی‌احترامی و بی‌ادبی را به پدر و مادر خود بکنند. محقق در این تحقیق، به کمک آیات نورانی قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) عمده حقوقی را که برگردن فرزندان می‌باشد بیان نموده تا خواننده ضمن مطالعه آن مراحل حرکت به سوی کمال را در خود پیدا نماید.

مقدمه

آنچه در پیش رو است، مطالبی عمیق و دقیق در روایات در مورد احسان و نیکی کردن به پدر و مادر است منظور از احسان و نیکی کردن به پدر و مادر چیست؟ ایا اگر ما به پدر و مادر خود نیکی نکنیم عقوبتی شامل مال ما می‌شود؟ چگونه ما می‌توانیم این احسان و نیکی کردن را کسب کنیم؟
این اثر دارای چندین فصل می‌باشد که می‌تواند به تمام سوالات ما راجع به پدر و مادر جواب بدهد:
فصل اول: تعریف واژه احسان و نیکی کردن به والدین؟
فصل دوم: تعداد آیات و روایاتی که در این زمینه بیان شده
فصل سوم: آیات قرآن و تفسیر بعضی از آیات و نکات مورد نظر آیات
فصل چهارم: روایات معصومین و ائمه اطهار(علیهم السلام)
فصل پنجم: سیری در سیره حقوق والدین
فصل ششم: اهمیت، آثار و فوائد احیان و نیکی به والدین
فصل هفتم: راههای کسب احسان و نیکی به والدین
فصل هشتم: مصادیق احسان به والدین
فصل نهم: عمده حقوق والدین پس از مرگ
فصل دهم: چگونه ما عاق والدین شویم و مصادیق و اقسام و کیفر‌های عاق والدین؟

احسان و نیکی به والدین

تعریف واژه: مشارکت و مددکاری و نیکوکاری به والدین با مال و آبرو و جان و فرمانبرداری محض از آنان مگر در معصیت خدا
نقطه‌ی مقابل: احسان و نیکی نکردن به والدین(عاق والدین)
تعریف واژه: عدم مشارکت و مددکاری در رفع نیاز‌های والدین به جان و مال و آبرو عدم اطاعت و فرمانبرداری از آنان.
تعداد آیات قرآن: حدود ۱۲ آیه قرآن در این باره بیان شده است.
تعداد روایات: در میزان الحکمه ۶۴ روایت ذکر شده است؛ و در بحار الانوار، ج ۷۴، ۱۰۱ روایت ذکر شده است.

آیات قرآن

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ کُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شهَْرًا حَتىَّ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَب أَوْزِعْنىِ أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتىِ أَنْعَمْتَ عَلی وَ عَلىَ‏ وَالِدَىَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَئهُ وَ أَصْلِحْ لىِ فىِ ذُرِّیَّتی إِنی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنی مِنَ الْمُسْلِمِین(۱)؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد، و در دوران حمل و از شیر گرفتنش سی ماه است، تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی با بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و من مسلمانم!»
وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُل رَّب ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانىِ صَغِیرً(۲)؛ و بر آنان بال فروتنی مهر آمیز بگستر و بگو پروردگارا بر آنان رحمت آور همچنانکه(بر من رحمت آوردند) مرا در کودکی پرورش دادند.
وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرِْکُواْ بِهِ شَیًْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا(۳)؛ و خداوند را بپرستید و چیزیز را برای او شریک نیاورید و به پدر و مادر خود نیکی کنید.

وَ قَضىَ‏ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِیَّاهُ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبرََ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَُّمَا أُف وَ لَا تَنهَْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا(۴)؛ و پروردگارت امر کرده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکی کنید، و اگر یکیک از آن‌ها، یا هر دوی آن‌ها در نزد تو به سن پیری برسند به آنان حتی اُف هم نگو و آنان را مران و با ایشان به نرمی(و احترام) سخن بگو.

وَ إِن جَاهَدَاکَ عَلىَ أَن تُشْرِکَ بىِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فىِ الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلی ثُمَّ إِلی مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم به ما کُنتُمْ تَعْمَلُون(۵)؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری(بلکه می‌دانی باطل است) و از ایشان اطاعت مکن ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن؛ و از راه کسانی پیروی کن که توبه کنان به سوی من آمده‌اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوی من است و من شما را از آنچه عمل کردید آگاه می‌کنم.
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُم أَلَّا تُشرِْکُواْ بِهِ شَیًْا وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَنًا وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُم مِّنْ إِمْلَاق نحَّْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُم وَ لَا تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَن وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَق ذَالِکم وَصَّئکُم بِهِ لَعَلَّکم تَعْقِلُون(۶)؛ بگو: بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خود قرار ندهید! و به پدر و مادر خود نیکی کنید! و فرزندانتان را از(ترس) فقر، نکشید! ما شما و آ «ها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت مروید، چه آشکار باشد و چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده به قتل نرسانید! مگر حق(و از روی استحقاق) این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید!»
کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیرًْا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوف حَقًّا عَلىَ الْمُتَّقِین(۷)؛ بر شما نوشته شده: هنگامی که یکی از شما را مزگ فرا رسید، اگر چیز خوبی(= مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت می‌کند! این حقی است بر پرهیزگاران!
آیات دیگری(۸) نیز در مورد احترام و احسان به پدر و مادر بیان شده است که ما به همین چند مورد اکتفا کنیم و به تفسیر یکی از آیه‌های بیان شده می‌پردازیم و نکاتی را راجع به آن آیه به پدر و مادر بیان می‌کنیم: در تفسیر نور(۹) و تفسیر سوره اسراء(۱۰) نکاتی جال بیان شده بود که لازم دیدم آن‌ها را برای خوانندگان عزیز بیان نمایم.

نکات مورد بیان

۱- در احادیث، در مورد احسان به والدین بسیار سفارش شده و از آزردن آنان نکوهش به عمل آمده است: پاداش نگاه رحمت به والدین، حج مقبول است. رضایت آن دو رضای الهی و خشم خداست. احسان به پدر و مادر عمر را طولانی می‌کند و سبب می‌شود که فرزندان نیز به ما احسان کنند در احادیث آمده است: حتی اگر تو را زدند، تو «اُف» نگو خیره نگاه مکن دست بلند مکن، جلوتر از آنان راه مرو، آنان را به نام صدا نزن، کاری مکن که مردم بر آنان دشنام دهند، پیش آنان منشین و پیش از آنکه از تو چیزی بخواهند به آنان کمک کن.(۱۱)
۲- مردی مادرش را به دوش گرفته و طواف می‌داد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در همان حالت دید، پرسید: آیا حق مادرم را ادا کردم؟ فرمودند: حتی حق یکی از ناله‌های زمان زایمان را هم ادا نکردی(۱۲)
۳- از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد: آیا پس از مرگ هم احسانی برای والدین هست؟ فرمود: آری، از راه نماز خواندن برای انان و استغفار برایشان و وفا به تعهداتشان و پرداخت بدهی‌هایشان و احترام دوستانشان.(۱۳)
۴- مردی از پدرش نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت کرد. حضرت پدر را خواست و پرسش نمود، پدر پیر گفت: روزی من قوی و پولدار بودم و به فرزندم کمک کردم، اما امروز او پولدار شده و به من کمک نمی‌کند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گریست و فرمود: هیچ سنگ و دشمنی نیست که این قصد را بشنود و گریه نکند! سپس به آن فرزند فرمود: انت و مالک لابیک تو و دارایی‌ات از آن پدرت هستید.(۱۴)
۵- در حدیث آمده است: حتی اگر والدین فرزند خود را زدند، فرزند بگوید: «خدا شما را ببخشد» که این کلمه همان قول کریم(۱۵) است.(۱۶)
۶- احسان به والدین از صفات انبیاست چنانکه در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) توصیف «براً به والدتی» در مورد حضرت یحیی(علیه السلام) «براً بوالدیه»(۱۷) آمده است.
۷- والدین، تنها پدر و مادر نیستند. در برخی احادیث، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین(علیه السلام) پدر امت به حساب آمده‌اند.(۱۸) همچنان که حضرت ابراهیم، پدر عرب به حساب آمده است.(۱۹) «مله ابیکم ابراهیم»(۲۰)

پیام‌های آیه

۱- خدمتگزاری و احسان به پدر و مادر، از اوصاف موحد واقعی است «الا تعبد و الا اباه و بالوالدین احسانا».
۲- فرمان نیکی به پدر و مادر مانند فرمان توحید، قطعی و نسخ نشدنی است
۳- احسان، به والدین در کنار توحید و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد این کار، هم واجب عقلی و وظیفه‌ی انسانی است، هم واجب شرعی «قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً».
۴- در احسان به والدین، مسلمان بودن آن‌ها شرط نیست «بالوالدین احساناً»
۵- در احسان به پدر و مادر، فرقی میان آن دو نیست «بالوالدین احساناً»
۶- نیکی به پدر و مادر را بی‌واسطه به دست خود انجام دهیم «بالوالدین احساناً»
۷- احسان به پدر و مادرحد و مرز ندارد «بالوالدین احساناً»(نه مثل فقیر، که تا سیر شود، و جهاد که تا رفع فتنه باشد و روزه که تا افطار باشد)
۸- سفارش قرآن به احسان، متوجه فرزندان است، نه والدین. «بالوالدین احساناً» زیرا والدین نیازی به سفارش ندارند و به طور طبیعی به فرزندان خود احسان می‌کنند.
۹- هر چه نیاز جسمی و روحی والدین بیشتر باشد، احسان بر آنان ضروری‌تر است «یبلغن عندک الکبر».
۱۰- پدر و مادر سالمند را به آسایشگاه نبریم، بلکه نزد خود نگهداریم «عندک»
۱۱- وقتی قرآن از رنجاندن مسائل بیگانه‌ای نهی می‌کند، «اما السائل فلا تنهر» تکلیف پدر و مادر روشن است. «فلا تنهر هما»
۱۲- هم احسان لازم است هم سخن زیبا و خوب «احساناً… قل لهما قولاً کریماً» بعد از احسان، گفتار کریمانه.
۱۳- در احسان به والدین و قول کریمانه، شرط مقابله نیامده است یعنی اگر آنان هم با تو کریمانه برخورد نکردند، تو کریمانه بگو «و قل لهما قولاً کریماً».
پس از بیان آیات قرآن کریم در مورد احترام به احسان به پدر و مادر برای اینکه ارزش بحث بیشتر و بهتر درک شود لازم دانستیم که سخنان ائمه اطهار و معصومین(علیهم السلام) را در این مورد بیان کنیم پس با بیان روایات ائمه معصومین(علیهم السلام) امیدواریم که این مطلی در قلب ما رسوخ کند و بر اعتقاد متا بیشتر بیفزاید که پدر و مادر آنقدر ارزش دارند که خداوند بعد از اطاعت از خود، اطاعت از پدر و مادر را برای بندگان واجب کرده است.

احادیث

عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) لَمّا سُئلَ عَن حقُ الوالِدَین علی وَلَدِهِما-: هُما جَنَّتُک و نازُکَ(۲۱)؛ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم): در پاسخ به سوال از حق پدر و مادر بر فرزندانشان آن دو بهشت و دوزخ تو هستند.
الامام علی(علیه السلام): بِرُّ الْوَالِدَیْنِ مِنْ أَکْرَمِ‏ الطِّبَاع‏(۲۲)؛ امام علی(علیه السلام) نیکی به پدر و مادر، از ارجمندترین خصلت‌هاست.

الامام الرضا(علیه السلام): إنّ اللهُ عَزَّوجل… أمَرَ بِالشُکرِ لَهُ للِوالِدَین، فَمَن لَم یَشکُر والِدَیهِ یَشکُرِ اللهَ(۲۳)؛ امام رضا(علیه السلام) خداوند عزوجل… به سپاسگزاری از خود و پدر و مادر فرمان داده است. پس هر که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، از خداوند سپاسگزاری نکرده است.
الامام زین العابدین(علیه السلام) – کانَ مِن دُعائهِ لأبَوَیهِ -اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَهَابُهُمَا هَیْبَهَ السُّلْطَانِ الْعَسُوفِ، وَ أَبَرُّهُمَا بِرَّ الْأُمِّ الرَّءُوفِ، وَ اجْعَلْ طَاعَتِی لِوَالِدَیَّ وَ بِرِّی بِهِمَا أَقَرَّ لِعَیْنِی مِنْ رَقْدَهِ الْوَسْنَانِ، وَ أَثْلَجَ لِصَدْرِی مِنْ شَرْبَهِ الظَّمْآنِ حَتَّى أُوثِرَ عَلَى هَوَایَ هَوَاهُمَا(۲۴)؛ امام سجاد(علیه السلام) – در دعا برای والدین خود- بار خدایا، چنان کن که هیبت پدر و مادرم در دل من چنان باشد که هیبت پادشاهى سخت مهیب، و به آن دو نیکى و مهربانى کنم آن سان که مادرى مهربان به فرزند خود نیکى و مهربانى کند. خداوندا، فرمانبردارى از پدر و مادر و نیکى و مهربانى مرا در حق ایشان براى من شادى بخش‏تر گردان از به خواب رفتن بى‏‌خوابى کشیدگان و آب سرد نوشیدن جگر سوختگان، تا میل و خواهش ایشان را بر میل و خواهش خویش برترى نهم و خشنودیشان را بر خشنودى خود پیش دارم.
عنه (صلی الله علیه و آله و سلم) فی وصیه لرجل:وَ وَالِدَیْکَ فَأَطِعْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَیَّیْنِ کَانَا أَوْ مَیِّتَیْنِ- وَ إِنْ أَمَرَاکَ أَنْ‏ تَخْرُجَ‏ مِنْ‏ أَهْلِکَ‏ وَ مَالِکَ فَافْعَلْ- فَإِنَّ ذَلِکَ مِنَ الْإِیمَان(۲۵)؛ مردى نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: اى رسول خدا به من سفارشى فرما و آن حضرت فرمود: چیزى را شریک خدا مگیر و گرچه به آتش سوخته شوى و شکنجه گردى جز که دلت پاى‏بند ایمان باشد و پدر و مادرت را فرمانگزار باش و بآنها نیکى کن زنده باشند یا مرده و اگر بتو فرمایند از خاندان و دارائیت بیرون شود و آن را انجام بده که آن جزئی از ایمان است.
الامام باقر:إِنَ‏ الْعَبْدَ لَیَکُونُ‏ بَارّاً بِوَالِدَیْهِ فِی حَیَاتِهِمَا- ثُمَّ یَمُوتَانِ فَلَا یَقْضِی عَنْهُمَا دَیْنَهُمَا وَ لَا یَسْتَغْفِرُ لَهُمَا- فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَاقّاً- وَ إِنَّهُ لَیَکُونُ عَاقّاً لَهُمَا فِی حَیَاتِهِمَا غَیْرَ بَارٍّ بِهِمَا- فَإِذَا مَاتَا قَضَى دَیْنَهُمَا وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمَا- فَیَکْتُبُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَارّا ً(۲۶) امام باقر(علیه السلام) فرمود: راستى بنده خدا خوشرفتار است با والدینش در زندگى آن‌ها سپس بمیرند و وامشان را نپردازد و به راشان آمرزش نخواهد و خدا عز و جل او را عاق نویسد و بسا که در زندگى آنان عاق باشد و نیکى کند با آن‌ها، و چون مردند وامشان را بدهد و به راشان آمرزش خواهد و خدا عز و جل او را احسان کند و بار نویسد

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص- فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- مَا مِنْ‏ عَمَلٍ‏ قَبِیحٍ‏ إِلَّا قَدْ عَمِلْتُهُ فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ- فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) فَهَلْ مِنْ وَالِدَیْکَ أَحَدٌ حَیٌّ قَالَ أَبِی- قَالَ فَاذْهَبْ فَبَرَّهُ- قَالَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) لَوْ کَانَتْ أُمُّه‏(۲۷)؛ مردى نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: یا رسول الله! هیچ کار زشتى نبوده مگر که کرده‌‏ام آیا براى من توبه باشد؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود آیا پدر و مادرت زنده باشند؟ گفت: پدرم زنده است. فرمود: برو و با او نیکى کن. گفت چون آن مرد رو برگرداند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کاش مادرش بود(که خوشرفتارى او به توبه نزدیک‌تر بود) در دعوات رواندی آن حضرت مانندش آمده.
وَ قَالَ(علیه السلام) أَدْنَى الْعُقُوقِ أُفٍّ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ شَیْئاً هُوَ أَهْوَنُ مِنْهُ لَنَهَى عَنْهُ(۲۸)؛ و فرمود: کمترین عاق‌ها گفتن کلمه‏ ى اف باشد و اگر از آن کلمه پست‌‏تر، کلمه‏‌اى بود، خدا از آن نهى می‌کرد.
رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): مِ الکَبائرِ شَتمُ الّرجُلِ والِدَته، بسبُّ اُمَّهُ فیسبُّ اُمَُهُ(۲۹)؛ پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از گناهان کبیره است که انسان پدر و مادر خود را دشنام دهد،(به این صورت که) انسان پدر کسی را دشنام دهد و او هم متقابلا پدر وی را دشنام دهد، یا مادر کسی را دشنام دهد و در نتیجه آن شخص مادر وی را دشنام گوید.
الامام ارضا(علیه السلام): حَرَّمَ اللَّهُ عُقُوقَ الْوَالِدَیْنِ لِمَا فِیهِ مِنَ الْخُرُوجِ مِنَ التَّوْفِیقِ لِطَاعَهِ اللَّهِ تَعَالَى وَ التَّوْقِیرِ لِلْوَالِدَیْنِ وَ تَجَنُّبِ کُفْرِ النِّعْمَهِ وَ إِبْطَالِ الشُّکْرِ وَ مَا یَدْعُو مِنْ ذَلِکَ إِلَى قِلَّهِ النَّسْلِ وَ انْقِطَاعِهِ لِمَا فِی الْعُقُوقِ مِنْ قِلَّهِ تَوْقِیرِ الْوَالِدَیْنِ وَ الْعِرْفَانِ بِحَقِّهِمَا وَ قَطْعِ الْأَرْحَامِ وَ الزُّهْدِ مِنَ الْوَالِدَیْنِ فِی الْوَلَدِ وَ تَرْکِ التَّرْبِیَهِ لِعِلَّهِ تَرْکِ الْوَلَدِ بِرَّهُمَا؛(۳۰)؛ امام رضا(علیه السلام) خداوند نافرمانی پدر و مادر را از این جهت حرام فرموده است که موجب از دست دادن توفیق طعات خداوند عزوجل و بی‌احترامی به پدر و مادر و ناسپاسی نعمت و از بین رفتن شکر و سپاسگذاری و کم شدن نسل و قطع شدن آن می‌شود؛ زیرا نافرمانی والدین سبب می‌گردد که به پدر و مادر احترام گذاشته نشود، حق و حقوق آن‌ها شناخته نشود، پیوندهای خویشاوندی قطع گردد، پدر و مادر به داشتن فرزند بی‌رغبت شوند و به علت نیکی نکردن و فرمان نبردن از پدر و مادر، آنان نیز کار تربیت او را رها سازند.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ‏ إِنَّ یُوسُفَ ع لَمَّا قَدِمَ عَلَیْهِ الشَّیْخُ یَعْقُوبُ ع دَخَلَهُ عِزُّ الْمُلْکِ فَلَمْ یَنْزِلْ إِلَیْهِ فَهَبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا یُوسُفُ ابْسُطْ رَاحَتَکَ فَخَرَجَ مِنْهَا نُورٌ سَاطِعٌ فَصَارَ فِی جَوِّ السَّمَاءِ فَقَالَ یُوسُفُ ع مَا هَذَا النُّورُ الَّذِی خَرَجَ مِنْ رَاحَتِی فَقَالَ نُزِعَتِ النُّبُوَّهُ عَنْ عَقِبِکَ عُقُوبَهً لِمَا لَمْ تَنْزِلْ إِلَى الشَّیْخِ یَعْقُوبَ فَلَا یَکُونُ مِنْ عَقِبِکَ نَبِی‏(۳۱)؛ امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: هنگامى که یعقوب(علیه السّلام) بر یوسف(علیه السّلام) وارد شد، عزت پادشاهى موجب شد تا از تخت پائین نیاید و از پدر احترام کند در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: اى یوسف! دستت را باز کن و او هنگامى که دستش را باز کرد نورى از آن خارج گردید و بطرف آسمان‌ها رفت، یوسف گفت: این نور چه بود که از دستم بر آمد، جبرئیل گفت: آن نور نبوت بود چون برای یعقوب از تخت پایین نیامدی رفت و از فرزندان تو کسی به نبوت نمی‌رسد.
وَ قَالَ(علیه السلام): الْعُقُوقُ‏ یُعْقِبُ‏ الْقِلَّهَ وَ یُؤَدِّی إِلَى الذِّلَّه(۳۲)؛ ترک احسان به پدر و مادر موجب تنهائی و منتهی به خواری می‌شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ‏: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ کُشِفَ غِطَاءٌ مِنْ أَغْطِیَهِ الْجَنَّهِ- فَوَجَدَ رِیحَهَا مَنْ کَانَتْ لَهُ رُوحٌ مِنْ مَسِیرَهِ خَمْسِمِائَهِ عَامٍ- إِلَّا صِنْفاً وَاحِداً- قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ الْعَاقُّ لِوَالِدَیْه‏(۳۳)؛ روای می‌گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: چو روز قیامت باشد یک پرده از پرده‏هاى بهشت برداشته شود و بویش را دریابد هر که جان دارد از پانصد سال مسافت جز یک دسته که گفتم که باشند؟ فرمود عاق والدین.

عَن أبی جعفر(علیه السّلام) قال: إنّ أبی نظر إلى رجل و معه إبنه یمشی و الإبن متّکى‏ء على ذراع الأب، قال: فما کلّمه أبی(علیه السّلام)مقتا له حتّى فارق الدّنیا.(۳۴)؛ حضرت باقر(علیه السّلام) روایت شده که فرمود: پدرم(حضرت زین العابدین علیه السّلام) مردى را مشاهده فرمود که با پسر خود راه می‌رفت در حالى که آن پسر ببازوى پدر تکیه نموده بود، حضرت باقر(علیه السّلام) فرمود: پدرم(حضرت زین العابدین)(علیه السّلام) با آن پسر تکلم نفرمود تا آن پسر از دنیا رفت.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ‏ ثَلَاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَحَدٍ فِیهِنَّ رُخْصَهً- أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ- وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ- وَ بِرُّ الْوَالِدَیْنِ بَرَّیْنِ کَانَا أَوْ فَاجِرَیْن(۳۵)؛ امام باقر(علیه السلام) فرمود: سه تا باشند که خدا عز و جل براى کسى در آن‌ها رخصتى نداده: پرداخت امانت به خوشکار و بدکار، پائیدن به عهد براى خوب و بد و احسان به والدین خوب باشند یابد.
شیخ صدوق در من لا یحضره و علامه مجلسی در بحار از امام صادق(علیه السلام) نقل کردند: «اعتقل لسان رجل فی المدینه علی عهد الرسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فی مرضه الذی مات فیه».(۳۶)
در زمان پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی که دچار مریضی و در حال مردن بود، زبانش بند آمد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدند به آن مرد، فرمودند: بگو: «لا اله الا الله»(۳۷) نتوانست بگوید دو مرتبه فرمود، نتوانست بگوید و بالای سر آن مرد زنی نشسته بود پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا این مرد مادر دارد؟ آن زن عرض کرد: بلی یا رسول الله من مادر او هستم، فرمود: آیا از پسرت راضی هستی؟ عرض کرد نه، یا رسول الله، بلکه بر او غضبناک می‌باشم، به روایت بحار عرض کرد مدت شش سال است که با او تکلم نکرده‌ام. فی الفقیه فقال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) «انی احب ان ترضی عنه» پیغمبر به آن زن فرمود: من دوست دارم که از فرزند خود راضی شوی «قالت رضی الله عنی برضاک یا رسول الله» عرض کرد: به جهت رضایت شما از او راضی شدم پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بگو لا اله الا الله فی الفور زبانش باز شد و گفت: لا اله الا الله، فرمود: بگو: «یا من یقبل الیسیر و به عفو عن الکثیر اقبل منی الیسیر و اعف عنی الکثیر انک انت اعفو الغفور»(۳۸) و در بحار «انک انت الغفور الرحیم» تمام کلمات را گفت حضرت پرسیدند چه می‌بینی؟ عرض کرد: دو صورت سیاه بر من وارد شدند فرمودند: دوباره بخوان، همین کلمات را خواند باز فرمودند: چه می‌بینی؟ عرض کرد آن دو صورت سیاه رفتند و دو صورت سفید بر من وارد شدند و می‌خواهند روح مرا قبض کنند، پس همان ساعت از دنیا رفت.
در کتاب زبده التصانیف(۳۹) آمده است که: در حدیث وارد شده اگر کسی به قدر عمر دنیا روی یک پا و در خدمت مادر بایستد از عهده‌ی یک دفعه شیر دادن مادر بر نیامده است و در انوار لغمانیه نقل کرده که در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مردی از دنیا رفت و او را بردند دفن کنند زمین او را قبول نکرد، خبر به پیغمبر دادند فرمود: مادرش از او راضی نیست، فرستادند پیش مادرش از او راضی شد زمین او را قبول کرد.(۴۰)
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: «رِضَی الرَّبِّ فِی رِضَی الوَالِدَینِ و سَخَطُ الرَّبِّ فِی سَخَطِ الوَالِدین»(۴۱)؛ رضایت خدا در سایه رضایت والدین و خشم خدا در سایه خشم والدین است.
در این قسمت از بحث پس از بیان آیات و روایات مربوط بهتر است سیری داشته باشیم در رساله حقوق امام ساجدین امام عارفین شلاله پاک حسین بن علی(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام) و گوش دل دهیم به فرمایشات این بزرگوار در مورد حقوقی که پدر و مادر بر گردن ما دارند:

ادامه دارد…

دل سپردن به نوای پدران تنها

میم مثل مردانگی!

امروز خورشید نه از مشرق، بلکه از دل‌های پدرانی طلوع کرد که در غروب تنهایی خود همواره خاطرات شیرین ایام نه چندان دور حضور در کانون گرم خانواده‌هایشان را در ذهن خود مرور می‌کردند.

بی‌شک پدران جلوه‌ای از لطف خداوند روی زمین هستند که همانند کوه رنج مشکلات و دغدغه‌های خانواده را بر دوش می‌کشند و همانند ناخدای کشتی خانواده بوده که وظیفه هدایت این نهاد اجتماعی در دریای پرتلاطم زندگی را بر عهده گرفته است.

اگر بگوییم پدران سمبل لــطف و صفا و دُر ثمینی هستند که عرق‌های جبینشان بر ملائک فضیلت دارد بیهوده نگفته‌ایم، چرا که در همه ادیان به خصوص دین مبین اسلام، بر این مسئله بسیار سفارش شده است.

به طور مثال در آیه ۸۳ سوره بقره آمده است: «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» و یا در آیه ۳۶ سوره نساء آمده «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» و یا در آیه ۱۳و ۱۴ سوره لقمان آمده: «یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ».

در تقویم سال‌ها روزهایی را برای بزرگداشت مقام پدرها و مادرها مشخص کرده‌اند تا شاید تلنگری باشد برای آنهایی که این گنج‌های گران بهای زندگی را فراموش کرده‌اند.

یکی از این روزها روز میلاد بزرگ مرد تاریخ بشریت امیر مومنان امام علی(علیه السلام)، همسری فداکار برای حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بنت پیامبر گرامی اسلام و پدری مهربان برای فرزندانش و در کنار خانواده خود پدری مهربان برای یتیمان کوفه بود.

این روز بهانه‌ای است برای یاد کردن از پدران‌مان که هم چون کوه استوار می‌ایستند تا در این تلاطم‌های زندگی خم به ابروی فرزندان نیاید. وقتی فرزندی غصه‌ای داشته باشد پدر قبل از او دلش پر از غصه می‌شود و به دنبال راهی برای رفع این دلتنگی از دل فرزند….

بعضی از فرزندان این روز را در کنار پدران و مادران خود هستند و آن‌ها را تکریم می‌کنند…. اما از بد روزگار برخی از این پدران مهربان مورد کم‌لطفی فرزندانشان قرار گرفته‌ و فراموش شده‌اند ….اما ما به بهانه این روز همراه با گروه نوع دوستی تبسم سری به یکی ار سرای سالمندان تبریز بزنیم و لحظاتی را با این فراموش شدگان جامعه باشیم تا شاید مرحمی بر غم‌ها و اندوه‌های این پدران بزرگوار باشیم، پدرانی که در خانه سالمندان غریب و تنها این روز را به انتظار نشسته‌اند.

یکی از این آسایشگاه‌ها، خانه سالمندان مهر است که میزبان ستارگانی بسیار پرنورتر از ستارگان آسمان هستند و می‌درخشند، اینجا به آسمان نزدیک‌تر است اینجا به خدا هم نزدیک‌تر است. ستارگان فراموش شده‌ای که در روزگاران نه چندان دور همانند خورشید در آسمان می‌درخشیدند.

اینجا خانه پدرانی است که تمام سعی و تلاش خود را برای فرزندانشان به‌کار بردند تا آنها از پستی و بلندی‌های روزگار در سیاه چاله‌های زندگی در امان بمانند، پدرانی که حتی سلامتی خود را برای کسب روزی حلال فدای فرزندان خود کردند. ولی اکنون در گذر زمان در این وانفسای زندگی که چشم خود را باز کردند خود را پشت درهای آهنی سرای سالمندان دیدند! جایی که فاصله‌ای زیادی بین بودن و نبودن نیست!

امروز که لحظه‌های آخر عمر خود را ثانیه شماری می‌کنند، تازه فهمیده‌اند که فراموش کرده بودند زندگی کنند، اینجا خانه تنهایی پدرانی است که دست‌هایشان بوی نان می‌دهد و روزی با زور بازو و با مشکلات زندگی ساختند و فرزندانی را بزرگ کردند تا در آینده و دوران پیری عصای دستشان بشوند! اما افسوس که دیگر جایی برای پدران دیروز و خسته از مشکلات امروز پیدا نمی‌شود، جز کنج دیوارهای خانه‌های سالمندی.

فرزندان امروز برای والدین خود هر چقدر هم بزرگ شده باشند همان طفلان دیروز به حساب می‌آیند، همان فرزندان اینک که خود تشکیل زندگی داده و صاحب فرزند شده‌اند اما نباید شک کنند که گردش و چرخش روزگار روزی خود آنها را در موقعیت فعلی پدرانی که هم‌اکنون در کنج حصارهای تنهایی سالمندان چشم به در دوخته‌اند قرار خواهد داد!

بر همگان واضح و مبرهن بوده که در کنار کانون گرم خانواده بودن نیاز مبرم و اصلی این پدران فراموش شده است و قرار گرفتن در جمع جوانان و شادی کردن باعث افزایش امید به زندگی در آنها خواهد شد.

منبع: خبرگزاری فارس

بیست و چهار مورد از فواید و اثرات نیکی به پدر و مادر

فواید نیکی به پدر و مادر

۱ – نگاه با محبّت به پدر و مادر، عبادت است

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: نظر الولد الی والدیه حباً لهما عباده.(۱)؛ نگاه دوستانه به پدر و مادر، عبادت است.

در روایات، نگاه کردن به چند چیز، عبادت شمرده شده که یکی از آنها، نگاه کردن به قرآن است و دیگری نگاه کردن به جمال با کمال امیرالمؤمنین علی(علیه السلام).

مردی در کنار کعبه به ابوذر گفت: «چرا به چهره علی(علیه السلام) زیاد نگاه می‌کنی؟». ابوذر پاسخ داد که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: النّظر الی علی بن أبی طالب عباده، و النّظر الی الوالدین برأفهٍ و رحمهٍ عباده(۲)؛ نگاه کردن به روی مبارک علی(علیه السلام) عبادت است؛ همچنین نگاه کردن به پدر و مادر از روی محبّت و رحمت، عبادت است.

۲ – جهاد در راه اسلام است

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: برّ الوالدین یجزی عن الجهاد.(۳)؛ نیکی به پدر و مادر، جای جهاد را می‌گیرد.

۳ – بزرگترین واجب است

امام علی(علیه السلام) فرموده است: برّ الوالدین أکبر فریضه.(۴)؛ نیکی به پدر و مادر، بزرگترین واجب است.

۴ – باعث طول عمر و زیادتی روزی است

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: من سرّه أن یمدّ له فی عمره و یزاد فی رزقه فلیبرّ والدیه(۵)؛ کسی که می‌خواهد بر عمر خود بیفزاید و روزی خود را زیاد کند، پس بر پدر و مادر خود، نیکی کند.

در روایت دیگری به نقل از عنان بن سریر آمده است: کنّا عند أبی عبدالله(علیه السلام) و فینا میسر فذکر واصله القرابه، فقال أبوعبدالله(علیه السلام) یا میسر! قد حضر أجلک غیر مرّه و لا مرّتین کلّ ذلک یؤخّر الله أجلک لصلتک قرابتک و ان کنت تریدان یزاد فی عمرک فبرّ شیخیک یعنی أبویه.(۶)

با میسر نزد امام صادق(علیه السلام) بودیم. گفتگو از صله رحم شد. حضرت فرمود: ای میسر! اجلت بیش از یک دفعه رسید، خداوند تمام آن را به تأخیر انداخت، برای اینکه صله رحم می‌کردی. اگر می‌خواهی عمرت زیاد شود، به پدر و مادرت نیکی کن.

و در روایت دیگری آمده است: انّه ربّما کان قد بقی من عمر الانسان ثلث سنین ثم انّه یحسن الی والدیه و یصل أرحامه فیؤخّره الله الی ثلثین سنه و انّ منهم من یبقی من عمره ثلاثون سنه ثم انّه یقطع أرحامه أو یعق والدیه فیمحو الله سبحانه الثلاثین و یثبت مکانها ثلاث سنین، و قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): رأیت فی المنام رجلا قد اتاه ملک الموت لقبض روحه فجاء برّه بوالدیه فمنعه منه.(۷)

چه بسا گاهی از عمر انسان، سه سال باقی است؛ امّا در اثر احسان به پدر و مادر و صله رحم، خداوند، عمر سه ساله او را تبدیل به سی سال می‌کند، و در مقابل، شخصی از عمرش سی سال باقی است؛ امّا به دلیل قطع رحم و آزار و اذیت والدین، خداوند عمر او را به سه سال تبدیل می‌کند.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در خواب، شخصی را دید که ملک الموت برای قبض روح او آمده؛ ولی در اثر نیکی به پدر و مادر، این عمل تحقّق نیافت.

۵ – بهترین خوبی هاست

علی(علیه السلام) می‌فرماید: برّ الوالدین من أکرم الطّباع.(۸)؛ نیکی به پدر و مادر، از بهترین خوبی‌هاست. چه نیکی‌ای بالاتر از این است که انسان، در دنیا نسبت به پدر و مادر خود، مهربانی کند.

۶ – باعث خشنودی خداوند است

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: رضی الله مع رضی الوالدین.(۹)؛ رضایت خداوند، در رضایت والدین است.

۷ – باعث لذّت زندگی است

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: لذّه العیش فی البرّ بالوالدین.(۱۰)؛ لذّت زندگی، در نیکی به پدر و مادر است.

کسانی که در زندگی اجتماعی با پدر و مادر خود، نامهربانی می‌کنند و با غیظ و غضب با آنان برخورد می‌نمایند، نه تنها در آخرت مورد عذاب خدای سبحان واقع می‌شوند، بلکه در دنیا هم هیچ لذّت و بهره ای از زندگی خود نمی‌برند. ما در زمان خود، شاهد هستیم کسانی که با پدر و مادر خود هیچ برخورد مناسبی نداشته اند، چطور گرفتار از هم پاشیدگی زندگی می‌شوند و همیشه گرفتار سختی زندگی هستند. بنابراین، کسانی که می‌خواهند در این دنیا از زندگی راحت و مطلوبی برخوردار باشند، باید با پدر و مادر با مهر و محبّت برخورد کنند و همیشه با خوشرویی با آنان رفتار کنند تا به زندگی خود، سامان ببخشند و شیرینی زندگی، در خانواده آنها همواره شعله ور بماند.

۸ – باعث راحتی مرگ است

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: من أحبّ أن یخفّف اللّه عزّ و جّل عنه سکرات الموت فلیکن بوالدیه بارّا.(۱۱)؛ کسی که دوست دارد موقع قبض روح، جان او راحت گرفته شود، پس به پدر و مادر خود، نیکی کند.

۹ – بهترین اعمال است

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: أفضل الأعمال الصلاه لوقتها و برّ الوالدین و الجهاد فی سبیل اللّه.(۱۲)؛

بهترین اعمال نزد خداوند، نمازگزاردن در وقت آن و نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خداست.

۱۰ – سپر آتش جهنّم است

در روایت آمده است: انّ أبی قد کبر جداً و ضعف فنحن نحمله اذا اراد الحاجه فقال ان استطعت أن تلی ذلک منه فافعل و لقّمه بیدک فانّه جنه لک غدا.(۱۳)

شخصی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: «پدرم به حدّی پیر و ناتوان شده که او را برای قضای حاجت، حمل می‌کنم و می‌برم. امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر قدرت داری، خودت این کار را انجام بده و خودت بر دهان او غذا بگذار تا این عمل، سپر آتش فردایت باشد [و تو را به بهشت ببرد].

۱۱ – باعث نیکی فرزندان آنها در آینده به پدر می‌شود

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: برّوا أبائکم یبرّ کم أبناؤکم.(۱۴)؛ به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.

۱۲ – مورد رحمت خداوند واقع می‌شود

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: رحم الله امرءً اعان والده علی برّه.(۱۵)؛ خداوند، رحمت کند کسی را که کمک کند به پدرش بر نیکی.

۱۳ – دعایش درباره فرزند، رد نمی‌شود

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: ثلاث دعوات لایحجبن عن الله تعالی: دعاء الوالد لولده اذا برّه.(۱۶)؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود: سه دعاست که رد نمی‌شود و یکی، دعای پدر برای فرزندش است، زمانی که به او نیکی کند.

۱۴ – باعث شناخت و معرفت انسان می‌شود

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: برّ الوالدین من حسن معرفه العبد باللّه.(۱۷)؛ نیکی به پدر و مادر، از نشانه های شناخت انسان نسبت به پروردگار است.

۱۵ – باعث تأخیر در مرگ می‌شود

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: رأیت بالمنام رجلاً من أمّتی قد أتاه ملک الموت لقبض روحه، فجاء برّه بوالدیه فمنعه منه.(۱۸)؛ در خواب دیدم که ملک الموت می‌خواهد یکی از امّتم را قبض روح کند. در این هنگام، آن شخص به پدر و مادر نیکی کرد. لذا [خداوند] از قبض روح او منع کرد.

۱۶ – ثواب حج دارد

از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است: ما من ولد بارّ ینظر الی والدیه نظر رحمه الاّ کان له بکلّ نظره حجّه مبروره؛ فقالوا: یا رسول الله! و ان نظر فی کلّ یوم مأه» قال: نعم، الله أکبر و أطیب.(۱۹)
[فرمود:]هر فرزندی که از روی رحمت و نیکی به پدر و مادر نگاه کند، به هر نگاهش [ثواب] یک حجّ قبول شده، داده می‌شود. عرضه داشتند: «ای رسول خدا! اگر در هر روز صد بار نگاه می‌کند». فرمود: آری! خداوند بزرگ است.

۱۷ – هرگز فقیر نمی‌شود

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: … فلیکن بوالدیه بارّاً فاذا کان کذلک لم یصبه فی حیاته فقرا أبداً.(۲۰)؛ هر کسی می‌خواهد که خداوند، سکرات مرگ را بر او آسان گرداند، به پدر و مادر نیکی کند که در این هنگام، هرگز در زندگی اش فقیر نمی‌شود.

۱۸ – نیکی به والدین، نعمت خداوند است

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: من نعمه الله علی الرجل أن یشبه والده.(۲۱)؛ از نعمتهای خداوند بر انسان، آن است که پدرش را گرامی دارد.

۱۹ – اطاعت خداوند است

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: فان صلتهما طاعه الله.(۲۲)؛ نیکی به پدر و مادر، طاعت خداوند است.

۲۰ – حضرت موسی(علیه السلام) به چنین کسی غبطه می‌خورد

در روایتی آمده است: روی أنّ موسی(علیه السلام) لمّا ناجی ربّه رأی رجلاً تحت ساق العرش قائماً یصلّی فغبطه بمکانه، فقال: «یا ربّ بم بلّغت عبدک هذا ما أری؟» قال: یا موسی! انّه کان بارّاً بوالدیه.(۲۳)

وقتی حضرت موسی با پروردگارش مناجات می‌کرد، مردی را دید که مناجات می‌کند. حضرت موسی به مقام و درجه او غبطه خورد. عرض کرد: «پروردگارا! به چه وسیله بنده‌ات را به این مقام رساندی؟». فرمود: ای موسی! این مرد به پدر و مادر خود، نیکی می‌کرد.

۲۱ – بهترین افراد در روز قیامت است

در روایت آمده است: سید الأبرار یوم القیامه رجل برّ والدیه.(۲۴)؛ بهترین نیکوکار در روز قیامت، مردی است که به پدر و مادر خود، نیکی کند.

البته این مرد، شخص نیکوکار در روز قیامت است و در دنیا هم، موجب خوشبختی و خرسندی و سعادت در زندگی اوست.

۲۲ – از صفات شیعه است

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: ما شیعتنا الاّ من أتقی اللّه و اطاعه و ما کانوا یعرفون الاّ بالتواضع و التخشع و أداء الأمانه و کثره ذکر الله و الصوم و الصلاه و البرّ بالوالدین.(۲۵)

شیعه ما نیست، جز کسی که خدا را در نظر داشته باشد و او را اطاعت کند، و شیعه را نمی‌توان شناخت، جز با تواضع، افتادگی، ادای امانت، ذکر فراوان، روزه گرفتن، نماز خواندن و نیکی با پدر و مادر.

۲۳ – سبب ورود به بهشت است

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: قال یأتی یوم القیامه شی ء مثل الکبه فیدفع فی ظهر المؤمن فیدخله الجّنه، فیقال: هذا البرّ.(۲۶)

روز رستاخیز، چیزی مثل سپر آورده می‌شود و در بهشت بر سر مؤمن افکنده گردد و او را داخل بهشت می‌کند و گفته می‌شود که این، به سبب نیکی به والدین و خویشان و مؤمنان است.

در روایت دیگری از امام باقر(علیه السلام) آمده است: أربع من کنّ فیه بنی اللّه له بیتاً فی الجنّه: من آوی الیتیم، و رحم الضعیف و أشفق علی والدیه، و رفق بمملوکه.(۲۷)

چهار دسته هستند که اگر این چهار صفت در آنها باشد، خدا برای آنان در بهشت خانه آماده کرده است:

۱) کسی که یتیمی را پناه دهد؛

۲) به ضعیف ترحّم کند؛

۳) به پدر و مادر، مهربان باشد؛

۴) با مملوک خود مهربان باشد و با او مدارا کند.

در آیات قرآن و روایات ائمّه معصومین(علیهم السلام)، مجموع صفات و اعمالی که سبب ورود انسان به بهشت می‌شود و او را در جایگاهی رفیع قرار می‌دهد، کاملاً مشخّص شده است که البته ما درصدد بررسی همه این صفات نیستیم؛ ولی به مناسبت، اوصافی را بیان می‌کنیم تا با عمل به آنها، از جمله کسانی باشیم که از این نعمت جاوید خداوند، بهره مندند.

۲۴ – در سایه عرش خداست

در روایتی آمده است: انّ موسی یناجی ربّه اذ رأی رجلاً تحت ظلّ العرش فقال: «یا ربّ من هذا الّذی قد أظلّه عرشک؟»، قال: هذا کان بارّاً بوالدیه.(۲۸)

حضرت موسی(علیه السلام) با پروردگارش مناجات می‌کرد. در این هنگام، مردی را در زیر سایه عرش خدا مشاهده کرد. عرضه داشت: پروردگارا! این چه کسی است که در سایه عرش تو سُکنا گزیده؟». فرمود: این شخص، نسبت به پدر و مادرش مهربان بود.

 

پی‌نوشت‌ها

۱– تحف العقول، ص ۴۴؛ کشف الغُمّه، ص ۲۴۳؛

۲-بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۸۰،۱۰۷ – بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۴۵،

۳-نهج الفصاحه، ح ۱۰۸۶،

۴-غررالحکم و دررالکلم.

۵ – میزان الحکمه، باب الاحسان الی الوالدین؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص۸۱

۶-بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ،۸۴

۷-أنوار النعمانیه، ج ۳، ص ۸۵(نور فی عقوق الوالدین و قطع رحم).

۸- بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۸۴،

۹-همان، ج ۷۱، ص ۸۰،

۱۰-همان.

۱۱-همان، ص۸۱،

۱۲-همان، ج ۷۱، ص ۸۵،

۱۳-همان، ج ۷۱، ص ۵۶؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۲،

۱۴-بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۶۵،

۱۵-همان.

۱۶- همان.

۱۷- همان، ص ۷۷،

۱۸-همان، ص ۸۰،

۱۹-همان.

۲۰-همان، ص ۸۱،

۲۱-همان، ص ۸۴،

۲۲-همان، ص ۸۵،

۲۳-همان.

۲۴-همان، ص ۸۶،

۲۵-تحف العقول، ص ۲۹۵(حکم و مواعظ أبی جعفر محمد بن علی علیهماالسلام ).

۲۶-اصول کافی، ج ۲(باب البرّ بالوالدین)، ص ۱۵۸

۲۷- الخصال، شیخ صدوق، ج۱ص۲۱۱ح۴۶

۲۸- کشف الاسرار وعده الابرار، ج ۵، ص۵۴۲

منبع: بشیران

احترام به پدر و مادر(۲)

«و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحاً ترضاه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین»(۷)
ترجمه: ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکیکند مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی به زمین می‌گذارد، و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش، سی ماه است، تا زمانی که به قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمت را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خوشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان، من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و من از مسلمانم.

در این آیه شریفه، نخست به وضع و حال نیکوکاران پرداخته و از نیکی پدر و مادر و شکر زحمات آنها که مقدمه‌ای است برای شکر پروردگار آغاز می‌کند و می‌فرماید: «و وصینا الانسان بوالدیه احسانا». توصیه به معنی مطلق سفارش است، و معنی و مفهوم او تنها انحصار به سفارش‌های بعد از مرگ ندارد روی جهت است که بعضی از مفسرین آن را به معنی امر و دستور تفسیر کرده‌اند.
بعد از بیان نیکی به پدر و مادر به حق شناسی مادر پرداخته و با دلیل آن را مطرح می‌کند و می‌فرماید: مادر او را با اکراه و ناراحتی حمل می‌کند، و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتن او سی ماه است. «حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا».
در این مدت، بزرگترین فداکاری و از خودگذشتگی را مادر درباره فرزند دلبندش از خود به نمایش می‌گذارد او را در جای نگهداری و بزرگ می‌کند و رشد می‌دهد که هیچ کسی دیگری را در آن جا نگهداری نمی‌کند و از شیره ی جان و مغز استخوان او را تغذیه می‌کند.
از روزی که نطفه ی او منعقد می‌گردد، حالت مادر دگرگون می‌شود و ناراحتی یکی پشت سر دیگری به او رخ می‌دهد هر قدر جنین بیشتر رشد و نمو می‌کند مواد بیشتری از شیره ی جان مادر می‌گردد تا آنجا که روی استخوان و اعصاب مادر تاثیر انکارناپذیری می‌بخشد. گاه خواب و خوراک و استراحت و آرامش او فدای فرزند می‌گردد و در دوران آخر، زمان حمل حتی نشست و برخواست برای او مشکل می‌شود اما مادر به واسطه عشق به فرزندی که به زودی دیده به جهان می‌گشاید و بر چهره دلربای مادر، لبخند جانانه می‌زند این ناملایمات و مشکلات طاقت فرسا را تحمل می‌کند.
سخت‌ترین لحظات زندگی زندگی مادر، همان لحظه است که لحظه وضع حمل فرا می‌رسد خیلی از مادران در این لحظات حساس، جان به قربان فرزند می‌کنند و زنده ماندن خود را فدای زنده ماندن فرزند می‌کند به هر صورت آنگاه که مادر این بار سنگین را زمین گذاشت و فرزندش دیده به جهان گشود، دوران سخت دیگری برای او شروع می‌شود. دوران مراقبت دائم و شبانه روزی از فرزند، دوران که به تمام نیازهای فرزند باید جواب گفت آن هم نیازهای کودکی که هیچ گونه قدرت به بیان آنها ندارد اگر دردی دارد، ناراحتی دارد، نمی‌تواند آن را بیان کند. اگر گرسنه است و یا تشنه و یا گرمازدگی و سرما خوردگی داشته باشد، اصلاً توان و قدرت بیان آنها را ندارد آنچه او ابراز می‌کند ناله و فریاد است و اشک ریختن این مادر است که باید با حوصله و بردباری تمام و کامل این نیازها را تشخیص دهد و مانند یک دکتر حازق و دلسوخته، نیازهای و را برآورده سازد. فرزندان کوچولو نیاز به نظافت دارد و این خود، مشکل دیگری از مشکلات مادر است. نوزاد در این دوران، گرفتار بیماری‌های مختلفی می‌شود این مادر است که شکیبایی فوق‌العاده و استثنایی به مقابله آنها برخیزد و فرزند عزیزش را نجات بخشد.
قرآن در اینجا تنها از ناراحتی‌ها و مشکلات مادر سخن می‌گوید و از مشکلات و گرفتاری‌های پدر سخن به میان نمی‌آورد و این گونه سخن گفتن باری تعالی، برای بی‌اهمیت نشان دادن زحمات و مشکلات پدر نیست بلکه پدر در بسیاری از این مشکلات، شریک مادر است ولی مادر سهم بیشتر در سختی و گرفتاری دارد لذا روی او بیشتر تکیه شده است.
خداوند منان در ادامه آیه مورد بحث می‌فرماید: حیات انسان هم چنان ادامه می‌یابد تا زمانی که به کمال قدرت و نیروی جسمانی رسد و به مرز چهل سالگی وارد گردد «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه».
حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی می‌فرماید: ظاهر این است که بلوغ اشد اشاره به بلوغ جسمانی و رسیدن به اربعین سنه (چهل سالگی) اشاره به بلوغ فکری و عقلانی است، چرا؟ برای این که معروف است: انسان غالباً در چهل سالگی به مرحله کمال عقل می‌رسد و گفته اند: غالب انبیاء در چهل سالگی مبعوث به نبوت شدند. (۸)
در مورد این که سن بلوغ جسمانی چه سنی است؟ در بین علماء و بحث و گفتگو است. بعضی سن بلوغ جسمانی همان سن معروف بلوغ را می‌داند ولی روایات بعضش تصریح دارد که سن هجده سالگی همان سن بلوغ جسمانی است.
این هم مانع ندارد که این واژه در موارد مختلفی معنی متفاوتی داشته باشد البته این معانی متفاوت به واسطه قرائن که در کلام وجود دارد روشن می‌شود.
به هر صورت قرآن کریم بعد از مطرح کردن اشد بلوغ و بلوغ اربعین سنه می‌فرماید: این انسان با ایمان و لایق، زمانی که به چهل سالگی رسید از خدای منان سه چیز را می‌خواهد:

۱- پروردگارا! به من الهام کن و توفیق عنایت فرما تا شکر نعمتی که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به جا آورم. «قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی»(۹)؛ در چنین سن و سالی انسان موحد و با ایمان هم از عمق و وسعت نعمت‌های خدا برای خودش آگاه می‌گردد و هم از خدمات که پدر و مادر برای او انجام داده که تا به این حد رسیده چرا؟ برای این که خودش در این سن و سال طبق معمول پدر و مادر می‌شود و زحمات طاقت فرسا و بی‌شائبه و ایثارگرانه ی آنها را با چشم سر مشاهده می‌کند و می‌بیند وانگهی بی‌اختیار به یاد آنها می‌افتد و به نیابت آنها خدا را شکر گذاری می‌کند.

۲- در مرحله دوم تقاضای او از خدایش این است: «و ان اعمل صالحاً ترضاه»؛ بارالها به من توفیق ده تا عمل صالح به جا آورم که تو از آن خوشنود باشی.

۳- تقاضای سوم او به این صورت مطرح می‌شود «و اصلح لی فی ذریتی» خداوندا! اصلاح و درستکاری را در فرزندان و دودمان من تداوم بخش. کلمه «لی» که در این جمله آمده، بیانگر این است که این صلاح و درستکاری، طوری باشد که نتایج آن عائد من نیز بشود.

شگفتی این چند جمله ی از دعا، در این است که در دعای اول، پدر و مادر را شریک قرار می‌دهد و به دعای سوم، فرزندان و ذریه خود را، ولی در دعای دوم، برای خودش دعا می‌کند. آری انسانهای صالح و ملکوتی، هرگز تنها خود را در نظر نمی‌گیرند بلکه اگر با چشمی خود را می‌نگرد، با چشم دیگر به افرادی که بر او حق دارند می‌نگرند.
آنگهی در پایان، دو مطلب خیلی مهم را اعلام می‌دارد که هر کدام بیانگر یک برنامه ی اعلای عملی است:

یک: «انی تبت الیک» پروردگارا! من در این سن و سال، به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم و به جا و حد رسیده‌ام که باید خطوط زندگی من تعیین گردد و خط سیر من تا آخرین مرحله ی زندگی من مشخص گردد، راستی من به مرز چهل سالگی رسیده‌ام و برای عبدی چون من، چه قدر زشت و زننده است که به سوی تو باز نگردم و خود را از گناهان با آب گوارای توبه نشویم.
دو: برنامه‌ای دومش این است که می‌گوید: «و انی من المسلمین»؛ خدایا! من از مسلمین هستم.
در واقع این دو جمله، پشتوانه ی است برای آن دعاهای سه گانه و معنایش این است چون من توبه کردم و تسلیم مطلق در برابر فرمان توام، خدایا تو نیز بزرگواری و مرا مشمول آن نعمت‌ها بفرما.
آیه بعدی که آیه ۱۶ از سوره احقاف است اجر و مزد این گروه از مومنان شکرگزار را بیان می‌کند که می‌فرماید: «اولئک الذین نتقبل عنهم احسن ما عملوا» (۱۰)
فعلاً مجال وارد شدن‌ به این بحث نیست لذا از آن صرف نظر می‌کنیم و آن را به فرصت دیگری واگذار می‌کنیم و من الله توفیق.
«و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر» (۱۱)
ترجمه: «ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم، مادرش او را باناتوانی روی ناتوانی حمل کرد، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد. آری به او توجه کردیم که برای من و برای پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت همه به سوی من است».
در این آیه ی شریفه نخستین چیزی که مطرح می‌شود سفارش به پدر و مادر است و این خود بیانگر اهمیت حقوق پدر و مادر نسبت به فرزندان است و این گونه بیان الهی، زنگ خطری است برای فرزندان که این حقوق را همیشه نصب العین داشته باشند.
و برای اولین بار می‌فرماید: «و وصینا الانسان لوالدیه» ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم و آنگاه به زحمات فوق‌العاده ی مادر می‌پردازد و می‌فرماید: «و حملته امه وهنا علی وهن». مادر او را حمل کرد و در حالی که هر روز ضعف و سستی تازه‌ای بر ضعف او افزوده می‌شد.
از نظر علمی این مطلب روشن و ثابت شده و تجربه نبز حاکی از این است که مادران هنگام بارداری، شدیداً گرفتار وهن و سستی می‌شوند، چرا؟
برای این که: شیره ی جان و مغز استخوان خود را برای پرورش و رشد فرزند که در آینده ی نزدیک قره العین برای او می‌شود اختصاص می‌دهد.
بدین لحاظ مادران در دوران بارداری گرفتار کم بود انواع ویتامین‌ها می‌شود و آن‌ها باید جبران گردد و الا برای مادران خطرناک است و ممکن است بدین جهت، سر به بالین مرگ نهند و این وهن و سستی حتی در دوران رضاع و شیردهی نیز ادامه دارد چرا؟ برای این که شیر، شیره ی جان مادر است لذا به دنبال بارداری بلافاصله قرآن کریم دوران شیردهی را مطرح می‌کند و می‌فرماید: «و فصاله فی عامین» پایان دوران شیرخوارگی او دو سال است. و در سوره بقره آیه ۲۳۳ نیز می‌فرماید: «و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین» مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر می‌دهند. البته منظور دوران کامل شیرخوارگی است گاهی ممکن است کمتر از آن باشد.
به هر صورت در این مدت سی و سه ماه، مادر بزرگترین فداکاری و خودگذری را هم از نظر روحی و عاطفی و هم از نظر جسمی و هم از نظر خدمات درباره فرزندش انجام می‌دهد و به دنبال توصیه به پدر و مادر خداوند منان می‌فرماید: «ان اشکر لی و لوالدین» شکر مرا به جا آور که من خالق و منعم اصلی تو هستم. یعنی این منم که تو را به این هیئت و شکل زیبا قالب زدم و به تو شعور، درک، عقل دادم و نعمتهای فراوانی در اختیار تو قرار دادم که قابل شمارش نیست این منم که تو را گل سرسبد عالم هستی قرار دادم و به پاس این نعمت‌ها مرا شکرگذار باش و هم چنین لازم است که شکر پدر و مادر را بنمایی چرا؟ برای این که: آنها واسطه این فیض و عهده‌دار انتقال نعمت‌های من به تو می‌باشند.
آری، در این جا شکر پدر و مادر در کنار شکر الهی قرار گرفته و این خود به نوبه‌اش بیانگر اهمیت شکرگزاری برای پدر و مادر است و این خیلی نکته جالب است و انسان باید با درک این حقیقت با خود ببالد که شکر پدر و مادر او در قبال شکر الهی قرار گرفته و آن را هم کسی دیگری نه بلکه ذات اقدس الهی خود شکر پدر و مادر را در کنار شکر خود هم ردیف آن قرار داده است.
در قسمت پایان آیه، قادر لایزال و در عین حال رئوف و مهربان، با لحن که خالی از تهدید و هشدار نیست می‌فرماید: «الی المصیر» بازگشت همه ی شما به سوی من است» بله در این مورد اگر کسی سستی و یا کوتاهی کند در پیش گاه الهی و در روز محشر تمام این حقوق و زحمات مورد بررسی قرار می‌گیرد و مو به مو محاسبه می‌گردد و باید از این حساب و کتاب که رباره شکر نعمت‌هایش و هم چنین از شکر نعمتهای وجود پدر و مادر و عواطف پاک و بی‌آلایش آنها بر آئید و الا مورد عقاب او قرار خواهد گرفت.
احترام به پدر و مادر و اطاعت فرزندان از پدران و مادران یکی از مسائل عمده و اساسی اسلامی است ولی از آنجا که توصیه به احترام پدر و مادر و اطاعت از آنها ممکن است این توهم را به وجود بیاورد که حتی در مسئله اعتقادی از قبیل ایمان و کفر نیز به آنها مماشات کرد و حرف آنها را پذیرفت این مسئله استثنایی دارد و آن هم استثنایی محترمانه لذا قرآن کریم می‌فرماید: «و ان جاهداک علی ان تشرک بی‌ما لیس لک به علم فلا تطعهما»(۱۲)
ترجمه: «هرگاه آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن (حداقل) آگاهی نداری از ایشان اطاعت مکن».
این آیه شریفه، دستور قاطعانه می‌دهد رابطه انسان با پدر و مادر هرگز مقدم بر رابطه او با خداوند نباشد، و عواطف خویشاوندی هرگز نباید حاکم بر مسائل اعتقادی و مکتبی او گردد. جمله ی «جاهداک» اشاره به این حرف دارد گاهی پدر و مادر به گمان این که سعادت و خوش بختی فرزند را می‌خواهند، تلاش و سعی می‌کنند او را رهنمایی نموده به عقیده‌ای انحرافی خود سوق دهند و این طرز عمل کرد در مورد همه ی پدران و مادران دیده شده و می‌شود وظیفه ی فرزندان هم در هم چه مواردی این است: هرگز در برابر فشار و خواسته آنها تسلیم نشوند و استقلال فکری خود را محفوظ نگه دارد و وارد هیچ گونه معالمه‌ای نگردد. توحید و عقائد توحیدی را با چیز دیگری معاوضه نکنند. ممکن است فرمان «فلاتطعهما» باز این توهم را به وجود آورد که در برابر پدر و مادر مشرک باید شدت عمل و بی‌حرمتی به خرج داد بلافاصله اضافه می‌کند عدم اطاعت از آنها در مسئله کفر و شرک دلیل بر قطع رابطه ی مطلق با آنها نیست بلکه فرمان می‌دهد «و صاحبهما فی الدنیا معروفا»(۱۳) با آنها در دنیا به طرز شایسته‌ای رفتار کن. از نظر دنیا و زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت داشته باش و از نظر مسائل اعتقادی و برنامه‌های مذهبی تسلیم افکار و پیشنهادهای آنها نباش پس این گونه عمل کردن خود نقطه ی اصلی اعتدال است که تمام حقوق پدر و مادر در آن جمع است لذا بعداً می‌فرماید: «و اتبع سبیل من اناب الی»(۱۴)
راه آنهایی را پیروی کن که به سوی من بازگشته‌اند و آن راه پیامبران و مومنان راستین است چرا؟ برای این که: «ثم الی مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعلمون»(۱۵)
بازگشت همه ی شما به سوی من است و من شما را از آن چه در دنیا عمل می‌کردید آگاه می‌سازم و بر طبق آن اجر و پاداش و کیفر می‌دهم. این قسمت آیه نیز هشدار است برای عملکرد ما در دنیا و باید متوجه آن باشیم به هر صورت لازم است یادآور شویم که آیه فوق کاملاً شبیه چیزی است که در آیه ۸ سوره ی عنکبوت بیان شده است و افراد علاقمند می‌توانند در آن جا مراجعه کنند.

پی‌نوشت‌ها

(۱)-اسری/ ۲۳،
(۲)- تفسیر نمونه/ج۱۲/ ص ۹۶، ناصر مکارم شیرازی، انتشار ۱۳۸۵: ناشر دارالکتب الاسلامیه- تهران
(۳)- بقره/ ۸۳، تفسیر نمونه/ج۱/ ص ۳۸۲ـ ۳۸۷
(۴)- نساء/۳۶، تفسیر نمونه/ج۳/ ص ۴۷۹
(۵)- انعام/ ۱۵۱، تفسیر نمونه/ج۶/ ص ۴۳ـ ۴۸
(۶)- تفسیر نمونه/ج۱۲/ ص ۹۰-۹۱،
(۷)- احقاف/ ۱۵، تفسیر نمونه/ج۲۱/ ص ۳۴۲،
(۸)- تفسیر نمونه/ ج۲۱/ ص ۳۴۴،
(۹)- اوزعنی از ماده ی انزاع است که به معنی الهام و توفیق عشق و علاقه و بازداشتن از انحراف است.
(۱۰)- احقاف/۱۶
(۱۱)- لقمان/۱۴، تفسیر نمونه/ج۱۷/ ص ۵۲،
(۱۲)- لقمان/ ۱۵، تفسیر نمونه/ج۱۷/ ص ۵۴،
(۱۳)- لقمان/ ۱۵،
(۱۴)- همان.
(۱۵)- همان.

منابع
قرآن
تفسیر نمونه/ج۱۲/ ص ۹۶، ناصر مکارم شیرازی، انتشار ۱۳۸۵: ناشر دارالکتب الاسلامیه- تهران

منبع: اختصاصی راسخون؛ نویسنده: غلامعلی دانش

احترام به پدر و مادر(۱)

چکیده
یکی از مهمترین اصول اخلاقی در مکتب اسلام، احترام به پدر و مادر است: آیات و روایات تاکید فراوان در این باره دارند جالب این است که در موارد بسیار بعد از توحید و یکتاپرستی بدون فاصله احسان به این دو نهاد ارزشمند عالم خلقت را مطرح می‌کنند، آری این گونه بیانات آن هم از قادر حکیم علی الاطلاق و رسول گرامی‌اش و ائمه هدی(علیهم السلام) خود بیانگر اهمیت آن است.
کلید واژگان: احترام، احسان، حق، پدر، مادر، رابطه بین اینها.

مقدمه
عواطف انسانی و حق شناسی دو مسئله ارزشمندی است که برای رعایت احترام به والدین کافی است و لی از آن جهت که در مکتب اسلام عزیز روی مسائل که عقل در آن استقلال دارد و عاطفه هم آن را در می‌یابد به عنوان تاکید حکم دارد و سکوت را ناروا می‌داند و در مسئله احترام والدین تاکیدات دارد که در جای دیگر کمتر دیده می‌شود.
در قرآن کریم سوره لقمان آیه ۱۵ می‌فرماید: «ان جاهداک علی ان تشرک بی‌ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفاً» در این آیه شریفه توصیه می‌کند حتی اگر پدر و مادر کافر باشد احترام آنها لازم است: امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد نظر الیهما» اگر چیزی کمتر از اف وجود داشت خداوند از آن نهی می‌کرد اف کمترین اظهار ناراحتی است و این حداقل مخالفت و بی‌احترامی نسبت به پدر و مادر است و از این جمله نظر تند و غضب آلود به آنها است.(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ ج ۱۲/ ص ۹۶)
جهاد یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی مادام که وجوب عینی پیدا نکند خدمت پدر و مادر و رسیدگی به امور آنها اهم از آن است حتی اگر جهاد رفتن موجب ناراحتی آنها شود جائز نیست.
امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب جوان که شور جهاد در دل داشت ولی پدر و مادر ناتوان داشت که خیلی با و انس و علاقه داشت فرمود:
«فوالذی بعثنی بالحق لانسهما بک لیله خیر من جهاد فی سبیل الله سنه»؛
قسم به آن که مرا به حق مبعوث ساخته است اگر یک شب مادر با تو مانوس باشد، از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است(مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ج ۱۲/ ص ۹۶)
موثرترین نفرین، نفرین پدر و مادر درباره فرزند است. اگر والدین برای فرزند نفرین کند او در بهشت راه ندارد نه تنها راه ندارد بلکه از بوی بهشت از فاصله‌های دور محروم می‌گردد.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ایاکم و عقوق الوالدین ریح الجنه لوجد من مسیره الف عام و لا یجرها عاق» بترسید از این که عاق پدر و مادر قرار گیرید زیرا بوی بهشت، از هزار سال راه به مشام می‌رسد ولی به مشام عاق والدین نخواهد رسید.( مکارم شیرازی/ تفسیر نمونه/ ج۱۲ ص ۹۷)
خداوند منان و حکیم نسبت به یکتاپرستی و احترام والدین از انسان این گل سرسبد عالم خلقت تعهد و پیمان گرفته است و آن هم در جایی مطرح ست که مطلوب و مقصود دلداری اهمیت و ارزش باشد و الا تعهد و پیمان معنی و مفهوم ندارد.
خداوند در کتابش می‌فرماید: «و اذا اخذنا میثاق ببنی اسرائیل ان لا تبعدون الا الله و بالوالدین احسانا ..»(بقره/ ۸۳)
به یاد آور زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید.
گر چه شأن نزول آیه درباره ی بنی اسرائیل است اما در حقیقت یک برنامه کلی الهی را درباره ی تمام جوامع بشری بیانگر است:
از آن جایی که اخترام به پدر و مادر در مکتب اسلام جایگاه ویژه دارد، لازم دیدیم در این مورد بحث داشته باشم گر چه نمی‌توانم حق مطلب را ادا کنم. و من الله توفیق.

احترام و نیکی به پدر و مادر

احترام و نیکی به پدر و مادر، یکی از اصول بسیار مهم و ارزشمند اخلاقی است که معصومین و ائمه هدی(علیهم السلام) در گفتار و کردار خود اهمیت و بهاء زیادی به آن داده‌اند و برای روشن شدن این مطلب، لازم است از جهات مختلف مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد:

الف: نیکی به پدر و مادر معنی وسیعی دارد

احترام به پدر و مادر، معنی گسترده و وسیعی دارد به طور خلاصه هر شکل و … هر نوع بی‌احترامی و هر چیزی که موجب ناخشنودی و نارضایتی آنها شود باید از آن دوری جست و در برابر آنها کاملاً خاضع و به خودش به آنها مودبانه و شایسته باشد و به تعبیر قرآن کریم:
«و لا تقل لهما اف»(۱) ترجمه: به پدر و مادر اف نگو.
یعنی از ریزترین و کوچکترین سخن و حرکتی که باعث آزردگی و بخش خاطر آنها گردد اجتناب کن.
واژه ی اف، بی‌مقدارترین و سبکترین تعبیر نامودبانه است که برای ابراز درد با ناراحتی گفته می‌شود.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «لو علم الله شیئاً هو ادنی من اف لنهی عنه و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیها»(۲)
ترجمه: «اگر در آزردن پدر و مادر، خداوند چیزی را کمتر از اف می‌دانست از آن نهی می‌کرد» و از جمله آزردن این است که انسان یا چشم خیره به آنها بنگرد. اف گفتن، از کمترین و بی‌مقدارترین موارد آزردن است. از مفهوم این روایت فهیمده می‌شود که احترام و نیکی به پدر و مادر، تا چه اندازه وسعت و گسترش دارد.
خلاصه این روایت بیانگر وسعت گسترش معنای بی‌احترامی به پدر و مادر است.

ب: احترام و نیکی به پدر و مادر از دیدگاه قرآن

در سیزده مورد، قرآن کریم یاد از احترام و نیکی به پدر و مادر نموده و جالب این که در هفت مورد پس از دعوت به یکتایی و شکر خدا، بدون فاصله دعوت به احسان و تشکر از پدر و مادر می‌کند. این مطلب بیانگر ارزش فوق‌العاده ی احترام به پدر و مادر است که بعد از اعتقاد به یکتایی خدای منان مطرح و بیان شده است.

۱-و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل الا تعبدون الا الله و بالوالدین احساناً و ذالقربی»(۳)ترجمه:«به یادآورید زمان این که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدای یگانه پرستش نکنید و به پدر و مادر و نزدیکان … نیکی کنید».
در این آیه سخن از پیمان است که خداوند از بنی اسرائیل گرفته و آنها را بواسطه ی شکستن این پیمان، شدیداً مورد سرزنش قرار می‌دهد در این پیمان چندین مطلب آمده است من جمله دو مورد ذیل:
۱-پیمان می‌گیرد که خدای یگانه را پرستش کنید و در برابر هیچ بتی سر تعظیم فرود نیاورد.
۲- نسبت به پدر و مادر احترام ونیکی کنید.

برنامه‌ای برای زنده ماندن ملت‌ها

این آیه شریفه شأن نزول آن درباره ی یهود است و در عین حال یک سلسله قوانین کلی و عمومی را برای همه ی ملل دنیا در بردارد، عوامل زنده ماندن، بقاء و سرافرازی ملت‌ها رمز شکست آنان را یادآور می‌شود:
الف: ازدیدگاه قرآن، سرافرازی و سربلندی ملتها در صورتی امکانپذیر است که خود را به قوی‌ترین قدرت و ریشه‌دارترین نیرو متکی سازند و در هر فراز و نشیبی زندگی با او مرتبط باشد واز او مدد جویند به قدرت تکیه کند که فنا و زوال در او راه نداشته باشد.
اگر چنین کنند از هیچ کسی ترس و وشت نخواهد داشت و پیروزی و موفقیت آنها تضمین شده است و معلوم و هویدا است که چنین مبدئی جز آفریدکار جهان نخواهد بود آری این تکیه گاه خداوندا ست.
ب: و از طرف دیگر، برای بقاء و جاودانگی ملت‌ها م بستگی خاصی بین ملت‌ها افراد لازم است این عمل در صورت ممکن است که هر کس و هر فردی نسبت به پدر و مادر که شعاع زندگی آنها ست و بعد نسبت به خویشاوندان و اقربا و بعد از آنها نسبت به تمام افراد اجتماع و جامعه احترام بگذارد و با نیکی رفتار کند تا این که: همه بال و پر یکدیگر باشند.

۲- و اعبدوالله و لاتشرکوا به شیئاً و بالوالدین احسانا!»(۴)
ترجمه:«و خدا را بپرستید و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید…»
در آیه فوق چندین مورد از حقوق اسلامی اعم از حق الهی و بندگان او و آداب معاشرت با مردم اشاره شده است:

۱-نخست مردم را به عبادت و پرستش ذات باری تعالی و ترک شرک و بت پرستی که ریشه ی اصلی تمام برنامه‌های اسلامی است دعوت می‌کند دعوت به توحید و یگانه پرستی روح را پاک و نیّت را خالص، اراده را قوی و تصمیم را برای انجام هر کاری و برنامه ی مفیدی محکم می‌سازد از آنجا که آیه بیانگر یک سلسله از حقوق اسلامی است قبل از همه حقوق خداوند بر مردم را اشاره نموده و فرمود: «و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئاً».

۲- به جق پدر و مادر اشاره کرده و توصیه می‌کند: «نسبت به آنها نیکی کیند»: «و بالوالدین احسانا»
کمتر موضوع در قرآن مثل حق والدین مورد تاکید قرار گرفته است این که حق والدین در چندین مورد بعد از دعوت به پرستش خدای یگانه قرار می‌گیرد بیانگر اهمیت آن است علاوه بر این از چنین تعبیرهایی مکرر استفاده می‌شود میان یگانه پرستی و احسان والدین ارتباط و پیوندی وجود دارد و در حقیقت این چنین هم است چون بزرگترین نعمت، نعمت هستی و حیات است که در درجه اول از ناحیه ی خدا است و در مراحل بعد به پدر و مادر ارتباط دارد، زیرا فرزند بخشی از وجود پدر و مادر است.
بنابراین ترک حقوق پدر و مادر، هم دوش شرک به خدا است.

۳-«قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئاً و بالوالدین احساناً»(۵)
ترجمه:«بگو بیائید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برای تان بخوانم این که چیزی را شریک خدا قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید…»
در این آیه به بخشی از محرمات الهی اشاره شده و جالب توجه این است که شرک به خدا و احترام به والدین را در ردیف اول قرار داده و احترام به والدین را بعد از شرک بیان می‌کند.
نخست می‌فرماید به آنها بگو: بیائید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است برایتان بخوانم و بر شمارم«قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم».
۱-«این که هیچ چیز را شریک و هم تای خدا قرار ندهید»«الا تشرکوا به شیئاً».
۲-«نسبت به پدر و مادر نیکی کنید»«و بالوالدین احساناً».
اگر در بیان محرمات الهی از شرک شروع می‌شود و نکته رمز قرآن این است که در واقع شرک سرچشمه اصلی همه ی مفاسد اجتماعی است و ذکر نیکی به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرک و قبل از دستورهای مهمی همانند تحریم قتل نفس و اجرای اصول عدالت می‌آید دلیل بر اهمیت فوق العاده ی حق پدر و مادر در دستورهای اسلامی است این موضوع وقتی روشن می‌شود که می‌بینیم به جای تحریم آزار پدر و مادر که هم آهنگ با سایر تحریم‌های این آیه است موضوع احسان و نیکی کردن، ذکر شده است یعنی نه تنها ایجاد ناراحتی برای آنها حرام است بلکه علاوه بر آن احسان و نیکی در مورد آنان نیز لازم و ضروری است.

۴- و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولاً کریما»(اسراء/۲۳)
ترجمه: «پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری برسد کمترین اهانت به آنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو».
و اخفض لهما جناج الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا»(اسراء / ۲۴)
ترجمه: و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنها فرود آر بگو: پروردگارا همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده.

توحید و نیکی به پدر و مادر

اصل توحید، یکی از اساسی‌ترین تعلمات انسانی انبیاء الهی است در این آیه پروردگارت فرمان داده که تنها او را بپرستید و نسبت به پدر و مادر نیکی کنید. «و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً» قضاء مفهوم و معنی موکدتری از امر دارد و امر و فرمان قطعی و محکم را می‌رساند و این نخستین تاکید در این مسئله است.
قرار دادن توحید یعنی اساسی‌ترین اصل اسلامی، در کنار نیکی به پدر و مادر تاکید دیگری است بر اهمیت این دستور اسلامی.
مطلق بودن احسان که هرگونه نیکی را در بر می‌گیرد و هم چنین والدین که مسلمان و کافر را شامل می‌شود سومین و چهارمین تاکید در این جمله است. توجه به این نکته نیز لازم است که فرمان معمولاً روی یک امر اثباتی می‌رود و در این جا روی نفی رفته است(پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید) ممکن است این شکل سخن راندن برای این باشد که: از جمله«قضی» فهمیده می‌شود که جمله دیگری در شکل اثباتی در تقدیر است و در معنی چنین می‌باشد. پروردگارت فرمان موکد داده است او را بپرستید و غیر او را نپرستید و یا این که مجموع جمله ی نفی و اثبات(لا تعبدوا الا ایاه) در حکم یک جمله اثباتی است، اثبات عبارت انحصاری پروردگار سپس به دنبال بیان یکی از مصداق‌های روشن نیکی به پدر و مادر پرداخته می‌فرماید: هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری و شکستگی برسند(آن چنان که نیازمند به مراقبت دائمی تو باشد) از هر گونه محبت در مورد آنها دریغ مدار و کمترین اهانت به آنان مکن حتی سبکترین تعبیر نامودبانه یعنی اُف به آنها مگو.(۶)

دقت و باریک‌بینی‌هایی در احترام پدر و مادر

دو آیه ی فوق الذکر، نهایت دقت و بارک بینی را لازم دارد چرا؟ برای این که قسمتی از ریزه‌کاری‌های رفتار مودبانه را نسبت به پدر و مادر بیانگر است.

۱-انگشت روی حالات ضعف و ناتوانی آنها می‌گذارد یعنی حال پیری و زمینگیری ایشان را یاد آور می‌گردد، در آن حال ضعف و ناتوانی است که نیاز به حمایت و محبت دارد و می‌گوید ناچیزترین سخن آزاردهنده به آنها نگو.

۲- یادآور می‌شود اگر آنها آن قدر پیر و ناتوان شود که نتواند از جا برخیزند و یا این که حتی قدرت دفع آلودگی را از خود نداشته باشد باز هم مسئولیت شما در قبال آنها سنگین‌تر است و این خود آزمایش بزرگی است که فرزندان به آن آزموده می‌شوند که: آیا وجود آنها را به داشتن چنین حالتی رحمت می‌داند و یا نقمت و بلا. آیا صبر و حوصله برای نگهداری دارند و یا آرزوی مرگ آنها را می‌کنند؟

۳- خداوند به پیامبرش فرموده: در این حال به آنها اف نگو یعنی اظهار تنفر وناراحتی نکن، داد نزن، صدا بلند مکن و با قول ملاطفت‌آمیز و بزرگوارانه به آنها سخن بگو که این خود نهایت ادب است.

۴- قرآن کریم فرمان به تواضع و فروتنی می‌دهد و تواضعی که نشان محبت، علاقه باشد نه این که بیانگر چیزی دیگری باشد.

۵- در موقع دعا و التماس آنگاه که رو به جانب رب العزه می‌کنی پدر و مادر را چه زنده باشد و چه مرده باشد فراموش مکن و تقاضای عفو و بخشش الهی را برای آنها داشته باش و بگو خداوندا همان طور که آنها مرا در کودکی تربیت کردند آنها را مورد رحمت بی‌پایان خویش قرار بده.

نکته ی مهمی که از این تعبیر استفاده می‌شود این است اگر پدر و مادر امروز به مرحله ی از ناتوانی رسیده‌اند که قدرت دفع آلودگی از خود ندارند فراموش مکن و به خود مغرور مباش تو هم روزی و روزگاری چنین بودی که آنها هیچ گونه خودگذری و محبت را در مور تو فراموش نکردند تو هم امروز محبت و ملاطفت آنها را لازم است جبران کنی اگر چه جبران سخت است و آن ممکن نیست مگر با عنایت خاص الهی در این مرحله لازم می‌دانم این دعا را بکنم و بگویم بارالها دست مرا بگیر و مرا به این خدمت که قدرت بیان وصف آن را ندارم یاری فرما. آمین.

ادامه دارد…

تأثیر احترام به والدین

روزی لشکر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خارج از شهر، آماده حرکت به سوی دشمن بود. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) رو به آنان کرد و فرمود: آیا در بین شما کسی هست که والدینش راضی به شرکت او در جنگ و جهاد نباشند؟!

یکی از یاران جوان سپاه پیامبر پاسخ داد: آری ای رسول خدا! پدر و مادر من، راضی به شرکت من در جهاد نیستند؛ اما من، خواهان همراهی با شما هستم.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) با شنیدن سخن این جوان، فرمودند: من جهاد را از گردن تو برداشتم. به خانه برگرد و به والدین خود خدمت کن.

دو مرتبه آن حضرت سئوال خود را تکرار فرمودند. دوباره همان جوان جواب داد که والدینش راضی نیستند.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: به خانه برگرد و به والدین خود خدمت کن.

جوان گفت: پدر و مادر من مسلمان نیستند.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مسلمان نباشند، به خانه بازگرد و خدمتگزار آنان باش.

جوان گفت: پدر و مادر من، یهودی و دشمن شما هستند!

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پدر و مادرت یهودی و دشمن من هم که باشند، باز جهاد را از گردن تو برداشتم، به خانه بازگرد و خدمتگزار آنان باش.

آن جوان، امر آن حضرت را اطاعت نمود و به خانه بازگشت. والدین که از بازگشتش متعجب شده بودند علت را جویا شدند. جوان تمام ماجرا را برای آنها بازگو کرد. والدینش با تعجب به او گفتند: یعنی پیامبر شما و دین شما این قدر برای پدر و مادر احترام قائل است؟! جوان گفت: آری.

به واسطه این رفتار و منش والای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، هر دوی آنان مسلمان شده و به فرزندشان هم اجازه دادند که همراه پیامبر، در جنگ شرکت کند. جوان، به جبهه بازگشت و بالاخره در رکاب آن حضرت به شهادت رسید…

منبع: ladin.ir

اثر خدمت و احترام به پدر و مادر

آیت الله خزعلی از آیت الله محمد رضا بروجردی نقل کردند که:
پدر آقای مشکور در عالم خواب می‌بیند به حرم امام حسین(علیه السلام) مشرف شده است و همه مردمی که آنجا به زیارت مشغول هستند – به جز چند نفر – به صورت حیوانات دیده می‌شوند. در همان حال نیز مشاهده می‌کند که جوانی به حرم وارد شده و گفت: السلام علیک یا ابا عبدالله
و از آن حضرت جواب شنید: و علیک السلام احسنت.

آقای مشکور می‌گوید: از خواب بیدار شده و به حرم مشرف شدم، منظره حرم را همان طور که درخواب دیده بودم، مشاهده کردم، البته همه به صورت انسان بودند اما افراد همان افرادی بودند که در خواب آنها را مشاهده نموده بودم.
چیزی نگذشت که ناگهان دیدم همان جوان نیز آمده و سلام داد ولی من جواب سلام حضرت را نشنیدم.
سراغ جوان رفته و جریان خوابم را به او گفتم.
جواب داد: برای او مهم نیست.
گفتم: چطور این خواب برای شما مهم نیست؟
گفت: من جواب آن حضرت را شنیدم.
گفتم: شما چه کردی؟
جواب داد: من هر شب جمعه به زیارت حضرت می‌آیم و هر بار، پدر یا مادرم را به حرم می‌آورم.
یکبار پدر و مادرم هر دو با هم گفتند ما را ببر. در بین راه پدرم به زمین خورد و از راه رفتن عاجز شد. ولی باز از من خواست که او را به حرم ببرم. من او را روی دوش خودم قرار داده و به حرم بردم؛ لذا حضرت حواب من را دادند و مرا تحسین کردند.

منبع: محسن خرازی؛ روزنه‌هایی از عالم غیب؛ انتشارات مسجد مقدس جمکران