حقوق همسر

نوشته‌ها

جلوه اى از اخلاق امام محمد باقر علیه السلام.

اشاره:

امام در سال ۵۷ هجری در شهر مدینه ستاره ای دیگر از ستارگان آسمان امامت و ولایت بدرخشید و با نور خود، عالم را منور نمود . نام او «محمد» و کنیه اش «ابوجعفر» بود که بعدها به «باقر» ملقب گشت . پدرش امام زین العابدین پیشوای چهارم شیعیان و مادرش «ام عبدالله » دختر امام حسن مجتبی بودند، از این جهت هم از نظر پدر و هم از نظر مادر فاطمی و علوی بوده است . آن حضرت در سال ۹۴ بعد از فوت پدر گرامی اش عهده دار مقام امامت و زعامت شیعیان جهان شد و در سال ۱۱۴ هجری در شهر مدینه رحلت نمود و در قبرستان بقیع در کنار قبر پدر و جدش به خاک سپرده شد .

محمّد بن منکدر مى گوید: من گمان نمى کردم على بن الحسین علیه السلام جانشینى برتر از خود بنهد، تا آنکه پسرش محمّد بن على را دیدم و خواستم او را پند دهم ولى او مرا پند داد، دوستانش گفتند: امام علیه السلام به چه چیزى تو را پند داد؟

گفت: در ساعتى بسیار گرم به بخشى از نواحى مدینه رفته بودم، حضرت امام باقر علیه السلام را دیدم که مشغول کار بود، پیش خود گفتم: مردى از مردان بزرگ قریش در این ساعت با این حال در طلب دنیاست! سوگند مى خورم که او را قاطعانه موعظه کنم.

نزدیک او شدم و سلام کردم، نفس زنان جواب سلامم را داد. از شدّت گرما عرق از سر و رویش مى ریخت. به او گفتم: خدا کارت را به صلاح آورد، بزرگى از بزرگان قریش آن هم در این ساعت در طلب دنیاست، اگر مرگت از راه رسد و تو در این حال باشى چه مى کنى؟

امام فرمود: به خدا سوگند اگر مرگم برسد و در این حال باشم بى تردید به من رسیده در حالى که در طاعتى از طاعات خدا هستم که به وسیله آن ارزش وجودم را از تو و از مردم حفظ مى کنم. من از مرگ زمانى مى ترسم که مرا در رسد و من بر گناهى از گناهان باشم! گفتم: خدا رحمتت کند! خواستم تو را موعظه کنم تو مرا موعظه کردى.۱

انفاق جوانمردانه

حسن بن کثیر مى گوید: از تهیدستى و جفاکارى برادران ایمانى نزد حضرت امام باقر علیه السلام شکایت کردم، حضرت فرمود: برادر بدى است برادرى که هنگام بى نیازیت به تو توجه داشته باشد و زمان تنگدستى ات با تو قطع رابطه کند! سپس به غلامش فرمان داد تا کیسه اى که هفتصد درهم در آن بود به من داد و فرمود: این را هزینه کن و هنگامى که به پایان رسید مرا خبر ده.۲

خسته نشدن از نیکوکارى

یاران حضرت امام باقر علیه السلام مى گویند: آن حضرت میان پانصد تا ششصد هزار درهم به ما اجازه مى دادند که کمک کنیم و هرگز از صله به برادران و کسانی که برای حاجت نزد او می آمدند و آرزومندان و امیدوارانش، ملول و خسته نمى شدند.۳

بردبارى شگفت در برابر نصرانى

مردى نصرانى مسلک به حضرت امام باقر علیه السلام از روى توهین گفت: تو بقرى! حضرت فرمود: نه من باقرم. گفت: تو پسر آن زن آشپزى، فرمود: آشپزى هنر و حرفه اوست، گفت: تو فرزند زنى سیاه چهره و بد زبانى! فرمود: اگر راست مى گویى خدا او را بیامرزد و اگر دروغ مى گویى خدا تو را بیامرزد. نصرانى به سبب این برخورد بردبارانه مسلمان شد.۴

مهمان دوستى عاشقانه

سلمى کنیز حضرت امام باقر علیه السلام مى گوید: همواره برادران دینى اش بر او وارد مى شدند و از نزد او نمى رفتند مگر آنکه آنان را به پاکیزه ترین غذا پذیرایى مى کرد و لباسى نیکو بر آنان مى پوشانید و درهم هایى به آنان مى بخشید! من به حضرت مى گفتم: به سبب این دست و دل بازى تهیدست مى شوى، حضرت پاسخ مى گفت: اى سلمى! نیکى و حسنه دنیا جز صله به برادران دینى و کارهاى پسندیده نیست.

او هرگز از هم نشینى با برادران خسته نمى شد و مى فرمود: میزان دوستى برادر دینى نسبت به خودت را، به آنچه در قلب تو نسبت به اوست بشناس. هرگز از او شنیده نشد که به سائل بگوید: اى سائل! در وجودت برکت باد، و نه اى سائل! این را برگیر! بلکه او مى فرمود: آنان را با بهترین نام هاشان بخوانید.۵

حقوق همسر

حسن بن زیّات بصرى مى گوید: من با دوستم بر حضرت امام باقر علیه السلام وارد شدیم در حالى که آن حضرت در اطاقى مفروش نشسته بودند و بالاپوشى قرمز بر تن داشتند و محاسن خود را اصلاح کرده، سرمه به چشم کشیده بودند.

پرسش هایى از او پرسیدیم، هنگامى که برخاستیم به من فرمود: اى حسن! فردا تو و دوستت نزد من بیایید گفتم: آرى، فدایت شوم!

چون فردا رسید با دوستم خدمت حضرت رسیدم، در اتاقى بود که جز حصیر فرشى نداشت و پیراهن خشن بر تن او بود، رو به دوستم کرده، فرمود: برادر بصرى! دیروز بر من وارد شدى و من در اتاق همسرم بودم، دیروز نوبت او بود، اتاق، اتاق او بود و کالاى اتاق هم کالاى او، خود را برایم آراسته بود و بر عهده من بود که من هم خود را براى او بیارایم به آن گونه که او براى من خود را آراسته بود. به دلت چیزى نسبت به من نگذرد.

دوستم گفت: فدایت گردم، به خدا سوگند بر دلم چیزى گذشت اما اکنون خدا آن را از میان برد و دانستم حق در همان است که گفتى.۶

دعاى دسته جمعى

حضرت امام صادق علیه السلام مى فرماید: هرگاه پدرم را حادثه اى محزون مى کرد، زنان و کودکان را جمع مى کرد، سپس دست به دعا برمى داشت و آنان آمین مى گفتند.۷

تسلیم در برابر خدا

گروهى به محضر امام باقر علیه السلام مشرّف گشته، مواجه با بیمارى طفلى از آن حضرت شدند و از حضرت اندوه و بى قرارى دیدند، گفتند: به خدا سوگند اگر حادثه اى به او برسد مى ترسیم چیزى را که از او نمى پسندیم ببینیم.

زیاد درنگ نکرده بودند که صداى ناله بر او شنیدند، حضرت گشاده رو غیر از آن حالى که داشت، بر دوستان وارد شد؛ به حضرت گفتند: خدا ما را فداى تو کند، از آنچه از تو دیدیم مى ترسیدیم که اگر حادثه اى پیش آید تو را به حالى شدیدتر ببینیم که ما را اندوهگین کند! حضرت فرمود: ما دوست داریم نسبت به کسى که دوستش داریم سلامت و عافیت یابیم، هنگامى که فرمان خدا برسد نسبت به آنچه او دوست دارد تسلیم هستیم.۸

آزادى در برابر یک ضربت تازیانه

حضرت امام صادق علیه السلام مى فرماید: پدرم هنگام مرگش غلامان بدش را آزاد کرد و غلامان خوبش را نگاه داشت، به او گفتم: اى پدر! آنان را آزاد و اینان را نگاه داشتى؟ فرمود: آنان را که آزاد کردم در مدتى که نزد من بودند از جانب من ضربتى به آنان رسید بنابراین آزادى آنان در برابر آن ضربت.۹

مناجات شبانه

اسحاق بن عمار مى گوید: حضرت امام صادق علیه السلام به من فرمود:

رختخواب پدرم را پهن مى کردم و به انتظارش مى ماندم تا بیاید، وقتى به رختخواب مى رفت و خوابش مى برد، من به سوى رختخوابم مى رفتم. شبى دیر به نزد من آمد. در جستجویش به مسجد آمدم و آن هنگامى بود که مردم به خواب رفته بودند. ناگهان او را در مسجد تنها به حال سجده دیدم، ناله اش را شنیدم که مى گفت:

سُبحَانَکَ اللَّهُمَّ رَبِّى حَقّاً حَقّاً، سَجَدتُ لَکَ یَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، اللَّهُمَّ إنَّ عَمَلِى ضَعیِفٌ فَضَاعِفُه لِى، اللَّهُمَّ قِنِى عَذَابَکَ یَومَ تَبعَثُ عِبَادَکَ، وَتُب عَلَیَّ إنَّکَ أنتَ التَّوَابُ الرَّحِیمُ.

خدایا! از هر عیب و نقصى منزهى، به حقیقت که پروردگار منى. پروردگارا! برایت از روى بندگى سجده کردم، خدایا! عملم ضعیف است، آن را برایم دو چندان کن، خدایا! مرا از عذابت، روزى که بندگانت را برمى انگیزى حفظ کن و توبه مرا بپذیر، زیرا تو بسیار توبه پذیر و مهربانى.۱۰

پی نوشت:

(۱) . الکافى: ۵/ ۷۳، حدیث ۱؛ الارشاد، مفید: ۲/ ۱۶۱؛ وسائل الشیعه: ۱۷/ ۱۹، باب ۴، حدیث ۲۱۸۷۲؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۵۰٫

(۲) . الارشاد، مفید: ۲/ ۱۶۶؛ روضه الواعظین: ۱/ ۲۰۴؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۸۷، باب ۶، حدیث ۶٫

(۳) . الارشاد، مفید: ۲/ ۱۶۷؛ کشف الغمه: ۲/ ۱۲۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۸۸، باب ۶، حدیث ۹٫

(۴) . المناقب: ۴/ ۲۰۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۸۹، باب ۶، حدیث ۱۲٫

(۵) . کشف الغمه: ۲/ ۱۱۸؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۹۰، باب ۶، حدیث ۱۵٫

(۶) . الکافى: ۶/ ۴۴۸، باب لبس المعصفر، حدیث ۱۳؛ مکارم الأخلاق: ۸۰؛ وسائل الشیعه: ۵/ ۳۲، باب ۱۷، حدیث ۵۸۱۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۹۳٫

(۷) . الکافى: ۲/ ۴۸۷، باب الإجتماع فى الدعاء، حدیث ۳؛ عده الداعى: ۱۵۸، الإجتماع فى الدعاء.

(۸) . الکافى: ۳/ ۲۲۶، باب الصبر والجزع والإسترجاع، حدیث ۱۴؛ وسائل الشیعه: ۳/ ۲۷۶، باب ۸۵، حدیث ۳۶۴۱؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۰۱٫

(۹) . من لا یحضره الفقیه: ۴/ ۲۳۱، باب النوادر الوصایا، حدیث ۵۵۴۸؛ وسائل الشیعه: ۱۹/ ۴۱۹، باب ۸۴، حدیث ۲۴۸۷۴؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۰۰٫

(۱۰) . الکافى: ۳/ ۳۲۳، باب السجود والتسبیح والدعاء فیه، حدیث ۹؛ حلیه الأولیاء: ۳/ ۱۸۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۰۱، باب ۶، حدیث ۴۵٫

منبع: اهل بیت علیهم‏ السلام عرشیان فرش نشین، شیخ حسین انصاریان

جلوه اى از اخلاق امام محمد باقر علیه السلام

کار و کوشش

محمّد بن منکدر مى گوید:

من گمان نمى کردم على بن الحسین علیه السلام جانشینى برتر از خود بنهد، تا آنکه پسرش محمّد بن على را دیدم و خواستم او را پند دهم ولى او مرا پند داد، دوستانش گفتند: امام علیه السلام به چه چیزى تو را پند داد؟

گفت: در ساعتى بسیار گرم به بخشى از نواحى مدینه رفته بودم، حضرت امام باقر علیه السلام را دیدم که مشغول کار بود، پیش خود گفتم: مردى از مردان بزرگ قریش در این ساعت با این حال در طلب دنیاست!  سوگند مى خورم که او را قاطعانه موعظه کنم.

نزدیک او شدم و سلام کردم، نفس زنان جواب سلامم را داد. از شدّت گرما عرق از سر و رویش مى ریخت. به او گفتم: خدا کارت را به صلاح آورد، بزرگى از بزرگان قریش آن هم در این ساعت در طلب دنیاست، اگر مرگت از راه رسد و تو در این حال باشى چه مى کنى؟

امام فرمود: به خدا سوگند اگر مرگم برسد و در این حال باشم بى تردید به من رسیده در حالى که در طاعتى از طاعات خدا هستم که به وسیله آن ارزش وجودم را از تو و از مردم حفظ مى کنم. من از مرگ زمانى مى ترسم که مرا در رسد و من بر گناهى از گناهان باشم! گفتم: خدا رحمتت کند! خواستم تو را موعظه کنم تو مرا موعظه کردى.۱

انفاق جوانمردانه

حسن بن کثیر مى گوید:

از تهیدستى و جفاکارى برادران ایمانى نزد حضرت امام باقر علیه السلام شکایت کردم، حضرت فرمود: برادر بدى است برادرى که هنگام بى نیازیت به تو توجه داشته باشد و زمان تنگدستى ات با تو قطع رابطه کند! سپس به غلامش فرمان داد تا کیسه اى که هفتصد درهم در آن بود به من داد و فرمود: این را هزینه کن و هنگامى که به پایان رسید مرا خبر ده.۲

خسته نشدن از نیکوکارى

یاران حضرت امام باقر علیه السلام مى گویند:

آن حضرت میان پانصد تا ششصد هزار درهم به ما اجازه مى دادند که کمک کنیم و هرگز از صله به برادران و کسانی که برای حاجت نزد او می آمدند و آرزومندان و امیدوارانش، ملول و خسته نمى شدند.۳

بردبارى شگفت در برابر نصرانى

مردى نصرانى مسلک به حضرت امام باقر علیه السلام از روى توهین گفت: تو بقرى! حضرت فرمود: نه من باقرم. گفت: تو پسر آن زن آشپزى، فرمود: آشپزى هنر و حرفه اوست، گفت: تو فرزند زنى سیاه چهره و بد زبانى! فرمود: اگر راست مى گویى خدا او را بیامرزد و اگر دروغ مى گویى خدا تو را بیامرزد. نصرانى به سبب این برخورد بردبارانه مسلمان شد.۴

مهمان دوستى عاشقانه

سلمى کنیز حضرت امام باقر علیه السلام مى گوید:

همواره برادران دینى اش بر او وارد مى شدند و از نزد او نمى رفتند مگر آنکه آنان را به پاکیزه ترین غذا پذیرایى مى کرد و لباسى نیکو بر آنان مى پوشانید و درهم هایى به آنان مى بخشید! من به حضرت مى گفتم: به سبب این دست و دل بازى تهیدست مى شوى، حضرت پاسخ مى گفت: اى سلمى! نیکى و حسنه دنیا جز صله به برادران دینى و کارهاى پسندیده نیست.

او هرگز از هم نشینى با برادران خسته نمى شد و مى فرمود: میزان دوستى برادر دینى نسبت به خودت را، به آنچه در قلب تو نسبت به اوست بشناس. هرگز از او شنیده نشد که به سائل بگوید: اى سائل! در وجودت برکت باد، و نه اى سائل! این را برگیر! بلکه او مى فرمود: آنان را با بهترین نام هاشان بخوانید.۵

حقوق همسر

حسن بن زیّات بصرى مى گوید:

من با دوستم بر حضرت امام باقر علیه السلام وارد شدیم در حالى که آن حضرت در اطاقى مفروش نشسته بودند و بالاپوشى قرمز بر تن داشتند و محاسن خود را اصلاح کرده، سرمه به چشم کشیده بودند.

پرسش هایى از او پرسیدیم، هنگامى که برخاستیم به من فرمود: اى حسن! فردا تو و دوستت نزد من بیایید گفتم: آرى، فدایت شوم!

چون فردا رسید با دوستم خدمت حضرت رسیدم، در اتاقى بود که جز حصیر فرشى نداشت و پیراهن خشن بر تن او بود، رو به دوستم کرده، فرمود: برادر بصرى! دیروز بر من وارد شدى و من در اتاق همسرم بودم، دیروز نوبت او بود، اتاق، اتاق او بود و کالاى اتاق هم کالاى او، خود را برایم آراسته بود و بر عهده من بود که من هم خود را براى او بیارایم به آن گونه که او براى من خود را آراسته بود. به دلت چیزى نسبت به من نگذرد.

دوستم گفت: فدایت گردم، به خدا سوگند بر دلم چیزى گذشت اما اکنون خدا آن را از میان برد و دانستم حق در همان است که گفتى.۶

دعاى دسته جمعى

حضرت امام صادق علیه السلام مى فرماید:

هرگاه پدرم را حادثه اى محزون مى کرد، زنان و کودکان را جمع مى کرد، سپس دست به دعا برمى داشت و آنان آمین مى گفتند.۷

تسلیم در برابر خدا

گروهى به محضر امام باقر علیه السلام مشرّف گشته، مواجه با بیمارى طفلى از آن حضرت شدند و از حضرت اندوه و بى قرارى دیدند، گفتند: به خدا سوگند اگر حادثه اى به او برسد مى ترسیم چیزى را که از او نمى پسندیم ببینیم.

زیاد درنگ نکرده بودند که صداى ناله بر او شنیدند، حضرت گشاده رو غیر از آن حالى که داشت، بر دوستان وارد شد؛ به حضرت گفتند: خدا ما را فداى تو کند، از آنچه از تو دیدیم مى ترسیدیم که اگر حادثه اى پیش آید تو را به حالى شدیدتر ببینیم که ما را اندوهگین کند! حضرت فرمود: ما دوست داریم نسبت به کسى که دوستش داریم سلامت و عافیت یابیم، هنگامى که فرمان خدا برسد نسبت به آنچه او دوست دارد تسلیم هستیم.۸

آزادى در برابر یک ضربت تازیانه

حضرت امام صادق علیه السلام مى فرماید:

پدرم هنگام مرگش غلامان بدش را آزاد کرد و غلامان خوبش را نگاه داشت، به او گفتم: اى پدر! آنان را آزاد و اینان را نگاه داشتى؟ فرمود: آنان را که آزاد کردم در مدتى که نزد من بودند از جانب من ضربتى به آنان رسید بنابراین آزادى آنان در برابر آن ضربت.۹

مناجات شبانه

اسحاق بن عمار مى گوید: حضرت امام صادق علیه السلام به من فرمود:

رختخواب پدرم را پهن مى کردم و به انتظارش مى ماندم تا بیاید، وقتى به رختخواب مى رفت و خوابش مى برد، من به سوى رختخوابم مى رفتم. شبى دیر به نزد من آمد. در جستجویش به مسجد آمدم و آن هنگامى بود که مردم به خواب رفته بودند. ناگهان او را در مسجد تنها به حال سجده دیدم، ناله اش را شنیدم که مى گفت:

سُبحَانَکَ اللَّهُمَّ رَبِّى حَقّاً حَقّاً، سَجَدتُ لَکَ یَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، اللَّهُمَّ إنَّ عَمَلِى ضَعیِفٌ فَضَاعِفُه لِى، اللَّهُمَّ قِنِى عَذَابَکَ یَومَ تَبعَثُ عِبَادَکَ، وَتُب عَلَیَّ إنَّکَ أنتَ التَّوَابُ الرَّحِیمُ.

خدایا! از هر عیب و نقصى منزهى، به حقیقت که پروردگار منى. پروردگارا! برایت از روى بندگى سجده کردم، خدایا! عملم ضعیف است، آن را برایم دو چندان کن، خدایا! مرا از عذابت، روزى که بندگانت را برمى انگیزى حفظ کن و توبه مرا بپذیر، زیرا تو بسیار توبه پذیر و مهربانى.۱۰

پی نوشت ها:

(۱) – الکافى: ۵/ ۷۳، حدیث ۱؛ الارشاد، مفید: ۲/ ۱۶۱؛ وسائل الشیعه: ۱۷/ ۱۹، باب ۴، حدیث ۲۱۸۷۲؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۵۰٫

(۲) – الارشاد، مفید: ۲/ ۱۶۶؛ روضه الواعظین: ۱/ ۲۰۴؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۸۷، باب ۶، حدیث ۶٫

(۳) – الارشاد، مفید: ۲/ ۱۶۷؛ کشف الغمه: ۲/ ۱۲۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۸۸، باب ۶، حدیث ۹٫

(۴) – المناقب: ۴/ ۲۰۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۸۹، باب ۶، حدیث ۱۲٫

(۵) – کشف الغمه: ۲/ ۱۱۸؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۹۰، باب ۶، حدیث ۱۵٫

(۶) – الکافى: ۶/ ۴۴۸، باب لبس المعصفر، حدیث ۱۳؛ مکارم الأخلاق: ۸۰؛ وسائل الشیعه: ۵/ ۳۲، باب ۱۷، حدیث ۵۸۱۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۲۹۳٫

(۷) – الکافى: ۲/ ۴۸۷، باب الإجتماع فى الدعاء، حدیث ۳؛ عده الداعى: ۱۵۸، الإجتماع فى الدعاء.

(۸) – الکافى: ۳/ ۲۲۶، باب الصبر والجزع والإسترجاع، حدیث ۱۴؛ وسائل الشیعه: ۳/ ۲۷۶، باب ۸۵، حدیث ۳۶۴۱؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۰۱٫

(۹) – من لا یحضره الفقیه: ۴/ ۲۳۱، باب النوادر الوصایا، حدیث ۵۵۴۸؛ وسائل الشیعه: ۱۹/ ۴۱۹، باب ۸۴، حدیث ۲۴۸۷۴؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۰۰٫

(۱۰) – الکافى: ۳/ ۳۲۳، باب السجود والتسبیح والدعاء فیه، حدیث ۹؛ حلیه الأولیاء: ۳/ ۱۸۷؛ بحار الأنوار: ۴۶/ ۳۰۱، باب ۶، حدیث ۴۵٫

منبع: اهل بیت علیهم‏ السلام عرشیان فرش نشین، شیخ حسین انصاریان

عواقب ناآگاهی نسبت به حقوق همسر

امام سجاد (علیه السلام) می‌‎فرمایند:
«اِنَّ لله عَزَّوَجَلَّ عَلَیکَ حُقُوقاً مُحیطَهً بِکَ فی کلَّ حرکهٍ تَحَرّکَتها». (۱)
ای انسان، پروردگار بزرگ در هر حرکتی که انجام می‌‎دهی، بر تو حقی دارد، اگر از همه امکانات نیز محروم باشی و تک و تنها در گوشه ی بیابان زندگی کنی، باز خداوند بر تو حقی دارد که باید از عهده ی آن حقوق بر آیی.
در دنیایی که در آن زندگی می‌‎کنیم، همه ی انسان‌ها اعم از عالی و دانی، تحصیل کرده و بی‌سواد و ثروتمند و فقیر نسبت به یکدیگر دارای حقوقی هستند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
حق و حقوق طرفینی است، یعنی همان طور که ما در ارتباط با دیگران دارای حقوقی هستیم، افراد دیگر نیز نسبت به ما حق و حقوقی دارند.
یکی از عوامل تزلزل خانواده، عدم آشنایی زن و مرد به حقوق یکدیگر است، در مناسبات اجتماعی و معاملات، معمولاً برای عقد یک قرار داد اجازه، ما خود را موظف می‌‎دانیم نسبت به حقوق یکدیگر آشنا باشیم که هیچ یک از طرفین متضرر نگردد.
در ازدواج‌هایی که امروزه صورت می‌‎گیرد، واقعاً طرفین چه مقدار نسبت به حقوق هم آشنا هستند؟
حقوق زن و مرد دو نوع است: حقوق مشترک زن و مرد و حقوق اختصاصی زن و مرد. به اعتماد ما باید دختران و پسران، قبل از ازدواج با این حقوق آشنا شوند و بدانند در مقابل یکدیگر چه وظیفه‌ای دارند. در مقابل هم چه مسئولیتی دارند. مسلماً با آشنایی زن و مرد نسبت به حقوق یکدیگر سطح توقعات آنان پایین خواهد آمد. در اینجا ابتدا به حقوق اختصاصی و سپس به حقوق مشترک زن و مرد می‌‎پردازیم.

الف: حقوق اختصاصی زن
۱٫ تأمین لباس، خوراک، مسکن، و وسایل منزل به طوری که مطابق با شأن و آبروی زن باشد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«خوراک و لباس زن به طور معمول بر مرد واجب است». (۲)
۲٫ آمیزش و مباشرت را بیشتر از چهار ماه ترک نکند؛ مگر این که خود زن به ترک آن راضی باشد و یا مرد مسافرت واجب و لازمی رفته باشد؛ مثل حج و کسب معاش.
علی (علیه السلام) فرمودند:
«آری ترک آمیزش بیش از چهار ماه گناه می‌‎باشد».(۳)
۳٫ وسایل راحتی و سعادت خانواده را فراهم کند.
امام رضا (علیه السلام):
«شایسته است مرد بر زن و فرزند خود، سخت نگیرد تا این که آنها، مرگ او را از خدا نخواهند». (۴)
۴٫ احترام به زن و دوری از حرف‌های زشت و ناسزا.
علی (علیه السلام) فرمودند:
«زنها ضعیف و ناتوانند، در دست شما امانتند، بر آنها سخت نگیرید و آنها را حیران و بلا تکلیف نگذارید». (۵)
۵٫ خارج از توانایی زن، از زن توقع نداشته باشید.
علی (علیه السلام) می‌‎فرمایند:
«حسن جانم! کارهایی که خارج از طاقت زن است به او واگذار نکن، زیرا زن مانند شاخه گلی است و قهرمان و کارآزموده نیست». (۶)
۶٫ صبور بودن مرد در برابر بداخلاقی زن
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:
«کسی که با بد اخلاقی زن خود بسازد، برای هر نوبت صبر خداوند ثواب صبر ایوب به او می‌‎دهد». (۷)
۷٫ مرد خود را در مقابل زن پاکیزه و نظیف گرداند.
امام هفتم فرمودند:
«زینت مرد، موجب افزایش عفت و پاکدامنی زن می‌‎گردد». (۸)
۸٫ خوش زبانی با همسر
۹٫ امر به معروف و نهی از منکر
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا) (۹)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خودتان و کسانتان را از آتش نگه دارید.
۱۰٫ اگر زن صاحب دختر شد مرد، زن را به خاطر تولد دخترش سرزنش نکند.
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
«کسی که دو دختر و یا سه دختر را سرپرستی کند، در بهشت همنشین من است». (۱۰)

ب) حقوق اختصاصی مرد
۱٫ تسلیم بودن در برابر تمایل جنسی مرد ( تمکین کردن )
«نماز را زیاد طولانی نکنید، تا این که شوهر، از تصمیم آمیزش منصرف شود».(۱۱)
۲٫ برای شوهر آرایش و خودآرایی نماید.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«زن هر گونه آرایش و زینتی برای شوهر کند، جایز است و مانعی ندارد». (۱۲)
۳٫ بدون اجازه از خانه بیرون نرود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«اگر زنی بی‌اجازه شوهر از خانه بیرون رود، تمام فرشتگان آسمان و زمین تا به خانه بر می‌‎گردد او را لعن و نفرین می‌‎کنند». (۱۳)
۴٫ شوهر خود را آزار و اذیت نکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«معلون است معلون است زنی که همسرش را بیازارد و سعادتمند است کسی که شویش را احترام کند و او را آزار ندهد و در همه حال مطیع او باشد». (۱۴)
مقام معظم رهبری می‌‎فرمایند:
«بعضی از زن‌ها نسبت به مرده،ا سخت‌گیری می‌‎کنند. مثلاً: باید این را حتماً بخری، باید این جور خانه ای حتماً فراهم کنی، فلان کس این طور خریده، من هم اگر نخرم، مایه ی سرشکستگی می‌‎شود. با این حرف‌ها، شوهر خود را اذیت می‌‎کنند که این درست نیست». (۱۵)
۵٫ خانه‌داری و خدمت به شوهر
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«هر زنی غذای خوشمزه و گوارا برای شوهرش تهیه کند، خداوند در بهشت خوراکی‌های رنگارنگ برایش تهیه می‌‎کند». (۱۶)
۶٫ احترام به شوهر و خوشرفتاری با وی.
۷٫ بدون اجازه و اطلاع شوهر در مال او تصرف نکند.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«زن نباید بدون اجازه، مال شوهرش را به کسی بدهد، اگر چنین کند. گناهش مال زن است و ثوابش از آن شوهر». (۱۷)

ج) حقوق مشترک زن و مرد
۱٫ حق احترام متقابل زن و مرد به یکدیگر؛
۲٫ حق محبت و عشق ورزی به هم و صمیمیت دو جانبه؛
۳٫ حق تراضی جنسی؛
۴٫ حق عیب پوشی؛
۵٫ حق راز داری و حفظ اسرار یکدیگر؛
۶٫ حق مشورت کردن؛
۷٫ حق تشکر از زحمات یکدیگر؛
۸٫ حق احترام به والدین و اقوام یکدیگر؛
۹٫ حق رسیدن به وضع ظاهر؛
۱۰٫ حق پایبندی به اصول اخلاقی؛
( راستگویی، صداقت، وفای به عهد، امانت داری)
۱۱٫ حق تعدیل خواسته ها؛
۱۲٫ حق دینداری و حفظ ارزش‌های دینی و اخلاقی؛
۱۳٫ حق اعتماد متقابل؛
۱۴٫ حق حفظ شخصیت یکدیگر؛
۱۵٫ حق تربیت فرزندان.

پی‌نوشت‌ها 

۱٫ بحارالا نوار، ج ۷۱ ، ص ۲٫
۲٫ جامع السعادات، ج ۲، ۱۴۱٫
۳٫ وسایل الشیعه، مقدمات نکاح، باب ۷۱ ، خ ۱٫
۴٫ جامع السعادات، ج ۲، ص ۱۴۱٫
۵٫ نکاح مستدرک، باب ۶۵٫
۶٫ نهج البلاغه، نامه ۳۱٫
۷٫ وسایل الشیعه، ج ۷، ۱۶٫
۸٫ همان، ج ۷، ص ۱۶٫
۹٫ سوره ی تحریم، آیه ی ۶٫
۱۰٫ مستدرک ابواب الاولاد، ب ۳، خ ۱٫
۱۱٫ وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۱۱۷٫
۱۲٫ همان، ج ۷، ص ۱۳۵٫
۱۳٫ وسایل الشیعه، ج ،۷، ص ۱۱۷٫
۱۴٫ نکاح مستدرک، باب ۶۰، خ ۱۲٫
۱۵٫ مطلع عشق، خطبه عقد، ۱۸\۵ \۷۴٫
۱۶٫ مستدرک الوسائل، ج۱۴ ، ص ۲۴۷٫
۱۷٫ وسایل الشیعه، ج ۷ ، ص ۱۱۲٫

منبع: رفیعی محمدی، علی محمد؛ (۱۳۸۹)، نسیم عشق: عوامل تحکیم و تزلزل خانواده، قم: انتشارات رسول اعظم ( صلی الله علیه و آله و سلم )، چاپ هفتم.

روابط جنسی در ازدواج از نظر اسلام(۲)

عجله نکنید

اِذْ اَرادَ اَحَدُکُمْ اَنْ یَأتیَ زَوجَتَهُ فَلا یُعَجِّلْها فَأنَّ لِلْنِساءِ حَوائج
حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: وقتی کسی خواست با همسرش همبستر شود، با عجله رفتار نکند که زن‌ها نیز حاجتی دارند.(۴)(مرد نباید فقط به فکر اطفاء شهوت خویش باشد بلکه باید زن و مرد، همدیگر را اشباع کنند تا تفاهم کامل میان آنها برقرار باشد).

چشمان فتنه‌انگیز

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در میان اصحاب خود نشسته بود که زن زیبایی عبور کرد، آن گروه با چشمان خود به آن زن خیره شدند حضرت فرمود: چشم‌های این شترهای نر خیره است و همین، علت نشاط(جنسی) آنهاست، چون کسی به زنی نگاه کند و خوشش آید با همسرش آمیزش کند، چرا که او هم زنی است مانند زن دیگر. یکی از خوارج(منافقین مسلح) صدا زد خدا بکشد این کافر را چقدر داناست، اصحاب برجستند تا او را بکشند حضرت فرمود: صبر کنید همانا(جزای او) ناسزاگویی در مقابل ناسزاگویی یا بخشش در مقابل گناه است،(۵) یعنی ناسزای او جوابش یا یک ناسزای متقابل است یا عفو از او نه این که او را بکشید.

البته مخفی نماند که از نظر روایات اسلامی و حکم شرعی، کسی که به امیرالمؤمنین یا یکی از ائمه(علیهم السلام) ناسزا گوید، حکمش قتل است ولی حضرت امیر ‌(علیه السلام) این کار را در آن موقعیت صلاح ندانست شاید به خاطر این که این کار، بعدها مستمسکی برای بهانه‌جویان در کشتن مخالفین ایجاد نکند. و در حدیث دیگری حضرت فرمود: چون یکی از شما به زنی نگاه کند و متعجب شود، نزد همسر خود رود که نزد او همانند آنچه دیده است هست، پس برای شیطان بر قلب خود، راه باز نکند، چشم خود را از آن زن برگیرد و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز بخواند و خدا را بسیار حمد گوید و بر پیامبر صلوات فرستد و سپس از فضل خداوند سؤال کند، و خداوند بر اثر این اعمال، از رأفت خود به او عطا می‌کند(نیرویی) که او را(از وسوسه شیطان) در امان می‌دارد.(۶)

بانوان توجّه کنند

امام صادق(علیه السلام) فرمود: زنی نزد پیامبر به خاطر کاری آمد، حضرت فرمود: شاید تو از آن زنان معطل کن هستی؟ پرسید: این ها کیانند یا رسول الله؟ حضرت فرمود: زنی است که شوهرش با او کاری دارد(تمایل جنسی دارد) ولی او آن قدر معطّل می‌کند تا شوهر به خواب می‌رود، این زن همواره مورد لعنت ملائکه است تا شوهرش بیدار شود.(۷)
و در حدیث دیگری پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به بانوان فرمود: نماز خود را طول ندهید تا شوهران خود را ممنوع کنید(یعنی شوهر را اگر تمایل جنسی دارد، معطل نکنید و لو به طولانی‌ کردن نماز).(۸)

بانوان امتناع نکنند

در روایت است که زنی نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از حقوق شوهر که بر عهده زن است پرسید. حضرت ضمن بیاناتی که در فصل حقوق زن و شوهر خواهد آمد از جمله فرمود:
زن نباید شوهر را(از بهره‌وری جنسی) از خود منع کند، گر چه بر پشت مرکب سوار باشد.(۹)

حیاء بد و خوب

خَیْرُ نِسائِکُمْ الَّتی اِذا خَلَتْ مَعْ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَیاءِ وَ اِذا لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَیاءِ
امام صادق(علیه السلام) فرمود: بهترین زنان بانویی است که چون با شوهر خلوت کند لباس حیا را از خود دور کند و چون لباس بپوشد لباس حیاء را هم بپوشد(۱۰)(از شوهر در مسئله جنسی مضایقه نکند ولی با دیگران با حیا باشد).

زن ، خود را بر شوهر عرضه کند

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برای هیچ زنی روا نیست که بخوابد مگر این که خویشتن را به شوهر عرضه کند، به این که لباس‌هایش را در آورد، میان بستر شوهر رود و پوست بدن خویش را به بدن شوهر بچسباند، اگر این کار را بکند، خود را عرضه کرده است.(۱۱)

پاره‌ای از آداب آمیزش

از امام رضا(علیه السلام) روایت است که فرمود: آمیزش مکن مگر این که با زن، بازی کنی و زیاد هم بازی کنی و دو پستان او را بفشاری چون چنین کنی، شهوت او را غلبه می‌کند و منّی او جمع می‌شود، زیرا منی زن، میان دو پستان اوست، و شهوت از صورت و چشمان او نمایان می‌شود و از تو همان می‌طلبد که تو از او می‌خواهی(یعنی تفاهم و هماهنگی میان شما حاصل می‌شود و هر دو از نظر جنسی ارضاء می‌شوید). با زن‌ها آمیزش مکن مگر در وقتی که پاکیزه(از حیض) باشند، پس از آمیزش هم بلند مشو، و ننشین بلکه اول به طرف راست بچرخ و سپس سریع برای ادرار و لو اندک برو که اگر چنین کنی، از سنگ مثانه به اذن خداوند متعال در امان می‌مانی و سپس غسل کن.(۱۲)

با شکم پر نباشد

از امام رضا(علیه السلام) روایت است که فرمود: با زن‌ها در اول شب، چه در زمستان یا تابستان آمیزش نکنید، زیرا معده و رگها پر است، و برای آمیزش مناسب نیست، و موجب بیماریهای سختی مثل قولنج و نقرس و سنگ مثانه و چکیدن ادار و ضعف و رقیق شدن چشم می‌شود، هر گاه خواستی آمیزش کنی، در آخر شب انجام ده که برای بدن، مناسبتر و برای فرزنددار شدن امیدوارتر، و اگر خداوند فرزندی برای شما مقدر کند، عقل وی را پاکیزه‌تر می‌سازد!(۱۳)

خودداری کردن

از امام صادق(علیه السّلام) روایت است که فرمود: آمیزش بدون ریختن منی در پی آن،(یعنی خودداری کردن از بیرون آمدن منی با وجود هیجان شهوت) موجب سنگ مثانه می‌شود.(۱۴)

سه چیز مکروه کُشنده

ثَلاثَهٌ یَهْدِ مْنَ الْبَدَنَ وَ رُبَّما قَتَلْنَ، دُخُولُ الْحَمّامِ عَلَی الْبِطْنَهِ و الْغِشْیانُ عَلَی الْاِمْتِلاءِ وَ نِکاحُ الْعَجائِزِ.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: سه کار بدن را خراب می‌کند و چه بسا موجب مرگ انسان شود: با شکم سیر به حمام رفتن، با شکم سیر همبستر شدن، آمیزش با زنان سالخورده.(۱۵)

شیطان را دور کنید

اِذا جامَعَ اَحَدُکُمْ فَلْیَقُلْ بِسم اللهِ وَ بِاللهِ اَلّلهُمَّ جَنِّبْنی الشَّیْطانَ وَ جَنِّبْ الشَّیْطانَ ما رَزَقَتَنی قالَ فَأِنْ قَضَی اللهُ بَیْنَهُما وَلَداً لایَضُرُّهُ الشَّیْطانُُ بِشَیءٍ اَبَداً.
حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: هنگام آمیزش بگویید بنام خدا و استعانت او، خدایا مرا و آنچه به من روزی می‌کنی(فرزند) از شیطان دور بدار، فرمود: اگر خداوند فرزندی به آن دو دهد، شیطان هرگز بدو ضرر نرساند(در روایات متعددی ذکر شده است که هنگام آمیزش جنسی، شیطان می‌تواند بر روی نطفه اثر بگذارد و اگر نام خدا برده شود، این اثر خنثی خواهد شد)!(۱۶)

ساعات مکروه

در روایت است که به امام صادق(علیه السلام) عرض شد: آیا آمیزش هم در ساعتی از ساعات، مکروه می‌شود؟ حضرت فرمود: بله در شبی که ماه، خسوف کند و روزی که خورشید، کسوف کند و همچنین ما بین غروب خورشید تا ناپدید شدن شفق(ناپدید شدن سرخی در آسمان) همچنین ما بین طلوع فجر( اذان صبح) تا طلوع خورشید و هنگام بادهای سیاه و زرد و سرخ و هنگام زلزله، سپس حضرت فرمود: به خدا سوگند کسی که در این ساعات آمیزش کند و این حدیث را هم شنیده باشد، اگر فرزندی به او داده شود، از او آنچه دوست دارد نمی‌بیند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مکروه است که مرد با همسر خود با حال جنابت آمیزش کند، تا این که از جنابت خودش غسل کند، اگر(در حال جنابت) آمیزش کند و بچه دیوانه متولد شود، جز خود را ملامت نکند.(۱۷)

در این سه وقت، آمیزش نکنید

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)(ضمن سفارش‌هایی که راجع به مسائل جنسی به علی(علیه السلام) فرموده است) فرمود: با همسر خود در اول ماه(ماه قمری نه شمسی) و وسط ماه و آخر ماه، همبستر مشو که زمینه دیوانگی و جذام و کم عقلی در همسر تو و فرزندش زیاد خواهد بود.(۱۸)

رو به قبله، نه!

امام صادق(علیه السلام) زشت می‌دانست(شاید به خاطر احترام این مکان) رو به قبله آمیزش جنسی نمودن را.(۱۹)

حکم عَزل

امام هفتم(علیه السلام) فرمود: در شش مورد مانعی ندارد که مرد، منی را خارج از رحم بریزد، از زنی که یقین دارد نازاست، از زن سالخورده، از زن زبان دراز، از زن بد زبان بیهوده‌گو، از زنی که بچه خود را شیر نمی‌دهد و از کنیز.(۲۰)

سه صفت خوب از کلاغ

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه صفت را از کلاغ یاد گیرید: مخفی شدن وی هنگام آمیزش جنسی، صبح زود به دنیال روزی رفتن و پرهیز وی از خطر.(۲۱)

آمیزش واجب

اِذا تَرَکَها اَرْبَعَهَ اَشْهُرٍ کانَ آثِماً بَعْدَ ذلِکَ
امام رضا(علیه السلام) در جواب مردی که زن جوانی داشته و پرسید به خاطر مصیبتی که دیده است، آمیزش جنسی با همسر خود را چند ماه یا یکسال ترک کند فرمود: اگر بیش از چهار ماه آمیزش جنسی را ترک کند، گنهکار است.(۲۲)

این کار، خوب نیست!

یا عَلیُّ! لا تُجامِعْ اِمْرَأتَکَ بِشَهْوَهِ امْرَأهِ غَیْرِکَ.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا علی! شهوت زن دیگر را خرج زن خود مکن(هنگام آمیزش، به فکر زن دیگر مباش زیرا تصّورات و روحیّات دو طرف، بسیاری از اوقات در ژن‌های فرزند، اثر بد می‌گذارد).(۲۳)

زیاده‌روی در آمیزش، شما را سبک می‌کند

حضرت امیر(علیه‌السلام) در سفارشات خود به فرزندش امام حسن(علیه‌السّلام) فرمود: برای خودت مقداری باقی گذار(تمام شهوت خود را بکار نبر) چرا که اگر از زن‌ها امساک کنی به گونه‌ای که در تو توان ببینند، بهتر است از این که تو را ناتوان ببینند.(۲۴)

عمر جاودانه

مَنْ اَرادَ الْبَقاءَ وَ لا بَقاءَ فَلْیُباکِرِ الْغَداءَ، وَ لْیُخَفِّفِ الرِّداءَ وَ لْیُقِلَّ غِشْیانَ النَّساءِ
امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر که می‌خواهد در دنیا بماند – گر چه دنیا جای ماندن نیست- صبحانه را زود بخورد – قرض را کم کند و با زنان، کمتر همبستر شود(۲۵)(این کارها عمر را زیاد می‌کند).

یاد خدا هنگام آمیزش

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مرد وقتی نزد خانواده‌اش(برای آمیزش) می‌رود و میترسد که شیطان سهیم شود، بگوید: بسم الله و از شیطان به خدا پناه برد.(۲۶)

خلوت کامل را مراعات کنید

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مبادا کسی با زنش آمیزش جنسی کند در حالی که در گهواره، بچه‌ای به آن دو نگاه می‌کند.(۲۷)
امام صادق(علیه السلام) نیز فرمود که: اگر در اتاقی بچه‌ای هست، مرد با همسرش آمیزش نکند که موجب زنا خواهد بود(۲۸)
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری فرمود: سوگند به آن که جانم به دست اوست، اگر مردی با زنش در حالی که طفل بیداری در اتاق است که آن دو را می‌بیند، نفس و صدای آنها را می‌شنود، آمیزش کند، آن بچه هرگز رستگار نشود و زنا کار گردد(۲۹)

سرگرمی مؤمن

لَهْوُ الْمُؤمِنِ ثَلاثَهُ اَشْیاءٍ اَلتَّمَتُّعُ بِالنِّساءِ وَ مُفاکَهَهُ الْأِخوانِ وَ الصَّلاهُ بِالَّیلِ.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سرگرمی مؤمن سه چیز است: لذت بردن از زن‌ها، گفت و شنود شیرین با برادران و نماز شب(یعنی علاوه بر تشویق به این امور، مؤمن باید چنان با خدا انس بگیرد که از نماز شب و مناجات با خدا نیز لذّت برد).(۳۰)

دعا برای سعادت و سلامتی فرزند

اِذا اَرَادْتَ الْجماعَ فَقُل اَلّلهُمَّ اَرْزُقْنی وَ لَداً وَ اجْعَلْهُ نَقِیّاً لَیسَ فی خَلْقِه زِیادَهٌ وَ لا نُقٌصانٌ وَاجْعَلْ عاقِبَتَهُ اِلی خَیْرٍ.
امام باقر(علیه السلام) فرمود: هنگام آمیزش جنسی، این دعا را بخوانید: خدایا! مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او، زیاد و کم نباشد، و او را عاقبت بخیر گردان.(۳۱)(یعنی در تمام احوال، از توجه به خدا و این که کارها به دست اوست، نباید غفلت کرد، هیجان جنسی نباید ما را از اهمیّت فرزند و سلامتی و سعادت وی غافل کند).

اثر موی زیاد بر شهوت

ما کَثُرَ شَعْرُ رَجُلٍ قَطُّ اِلاّ قَلّتْ شَهْوَتُهُ
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: هر مردی که موی بدنش زیاد شود، شهوتش کم می‌شود.(۳۲)(کسانی که ازدواج برای آنها مقدور نیست، می‌توانند با گرفتن روزه و آنچه در حدیث ذکر شده است، شهوت خویش را کم کنند اما این بدین معنی نیست که هر کسی گر چه دارای همسر یا امکان ازدواج است، بنام صوفی و درویش، دستورات اسلام را در زایل کردن موهای زائد نادیده بگیرد).

کارهای مکروه هنگام آمیزش

از امام(علیه السلام) سؤال شد آیا مرد به عورت زنش در حال آمیزش می‌تواند نگاه کند؟
حضرت فرمود: اشکالی ندارد لیکن موجب کوری می‌شود(یعنی ممکن است فرزند، کور به دنیا آید).(۳۳)
حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: هر گاه یکی از شما نزد همسرش می‌رود(هنگام آمیزش)، سخن را کم کند،(هنگام دخول، زیاد سخن نگویند) چرا که سخن در آن وقت، موجب لالی است، یعنی اگر فرزندی برای آنها مقّدر شود، ممکن است لال به دنیا آید.(۳۴)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: اگر مردی شب از سفر نزد اهل خود آمد، مکروه است آمیزش کند، تا صبح شود.(۳۵)

حیا و شرم را رعایت کنید

حضرت علی(علیه السلام) به چارپایی عبور کرد که کنار راه با جفت خود آمیزش می‌کرد، حضرت صورت برگرداند، از حضرت سؤال شد چرا چنین کردی یا امیرالمؤمنین؟ حضرت فرمود: سزاوار نیست که همانند این‌ها، انجام دهید که کار زشتی است، مگر این که آن را پنهان کنید، به گونه‌ای که هیچ مردی و زنی نبیند.(۳۶)

آمیزش حرام

آمیزش جنسی با زن هنگامی که حائض است، حرام می‌باشد، اما غیر از دخول، سایر لذت جویی‌ها حلال است، امام صادق(علیه السلام) فرمود: وقتی زن حیض شد، بر شوهرش حرام است با او آمیزش کند زیرا خداوند(در قرآن) فرموده است:(برای آمیزش) نزدیک زن‌ها نشوید تا پاک شوند، سپس حضرت فرمود: مرد می‌تواند از زن خود در حال حیض، از هر نظر به جز عورت او، بهره ببرد.

دشمن علی(علیه‌السلام) ناپاک است

در روایات متعدّد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که به حضرت علی(علیه السلام) فرمود:
تو را دوست ندارد مگر مؤمن و تو را دشمن ندارد مگر منافق و یا زنازاده و یا کسی که مادرش در حیض، به او حامله شده است.(۳۷)

این دشمن علی(علیه‌ السلام)، خود را رسوا کرد

از علامه حلّی(ره) نقل است که در کتاب کشف‌الیقین فرموده است: ابودُلف(که نامش قاسم ابن عیسی و از امرای دربار مأمون عباسی و از شیعیان سرسخت حضرت امیر بود و به سخاوت و شجاعت و شعر معروف بود اما) فرزندی داشت که دشمن حضرت علی(علیه السلام) بود، روزی اطرافیان وی راجع به محبت و دشمنی با علی(علیه‌السلام) بحث می‌کردند، یکی از آنها روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) خواند که حضرت فرمود: یا علی! تو را دوست نمی‌دارد مگر مؤمن با تقوی و دشمن نمی‌دارد مگر زنازاده یا فرزند حیض، پسر ابو دلف گفت: شما راجع به امیر چه می‌گویید(منظور از امیر، پدرش بود که از سران دربار مأمون بود) آیا کسی به حریم او تجاوز می‌کند؟ همه گفتند: خیر، سپس گفت: بخدا که دشمنی من(با این که حلال زاده‌ام) از همه مردم نسبت به علی ابن ابی طالب بیشتر است، در این گفتگو بودند، که پدرش وارد شد، و گفت: به خدا که این خبر حق است و این پسر هم فرزند حیض است و هم زنا، زیرا(در جوانی) روزی مریض شدم و در خانه برادرم بستری بودم، کنیزی به خاطر کاری نزد من آمد، شهوتم مرا به طرف او کشید، اما وی امتناع کرد و گفت: من حائض هستم، ولی من رهایش نکردم، تا این که با او آمیزش کرده، او به این پسر باردار شد، و این پسر، هم فرزند حیض است و هم زنا. و چون علامت بارداری ظاهر شد، با آن کنیز ازدواج کردم.(۳۸)(از ترس ننگ و رسوایی).

بازگو نکنید

نَهی رَسُوُلُ اللهِ(صلی الله علیه و آله و سلم) اَنْ تُحَدِّثَ الْمَرأهُ بِما تَخْلُو بِهِ مَعَ زَوْجِها
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: زن‌ها نباید آنچه میان آنها و شوهرشان در خلوت می‌گذرد، به زن دیگری بازگو کنند.(۳۹)(علنی کردن کارهای مخفی، موجب بی‌حیایی و بی‌غیرتی فرد و جامعه می شود).

علاج هیجان جنسی

اِذْ نَظَرَ اَحَدُکُمْ اِلی امْرأهٍ تُعْجِبُهُ فَلْیُلامِسْ اَهْلَهُ فَأنَّما هِیَ امْرَأهٌ کَامْرَأهٍ.
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: هر گاه مردی در اثر نگاه به زنی، خوشش آمد، با همسرش همبستر شود، همانا زن، مانند زن است(۴۰)(گر چه نگاه او ناشایست و حرام است).

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

جمع‌بندی و نتیجه بحث ما پیرامون روابط جنسی در ازدواج، ما را به این مطلب سوق می‌دهد که توجه به مسائل جنسی در ازدواج، باعث استحلام بیشتر محیط خانواده و در نتیجه محیط جامعه خواهد شد؛ مد نظر قراردادن چیزهای جزیی که به چشم نمی‌آید و حتی فراموش می‌شود از جمله مسائل و ابعاد مختلف روابط جنسی با توجّه به احکام و روایات وارده از ائمه معصومین(علیهم السلام) که الگوی رفتاری و گفتاری ما هستند، ما را در حرکت به سوی کمال یاری خواهد کرد.

استفاده از لذّت‌های حلال و شرعی، توجه به این که آمیزش، یک نیاز است و نه یک هوس، از طرفی آمیزش را امر مقدّس دانستن به صورتی که برای آن، در حالت حلال ثواب واقع می‌شود، آمیزش را امر منطقی و عقلانیّت را در آن جاری کردن و نظم و بهداشت در روابط جنسی به صورتی که کثرت آمیزش باعث ضرر به بدن خواهد بود و دیگر مسائل قابل بحث، همه و همه ما را به این مطلب می‌رساند که اسلام، دین کامل و جامع است و از کوچکترین تا بزرگترین مسائل فردی و اجتماعی در آن قابل بحث و دارای جواب قانع‌کننده خواهد بود. در پایان، توفیق حق تعالی را برای خود و همه کسانی که در مسیر روشنگری دینی قدم بر می‌دارند خواستارم.

نویسنده: روح الله مظاهری

منابع تحقیق
۱- قرآن
۲- بحار: مجلسی- محمدباقر – بیروت – داراحیاه التراث العربی – بیروت لبنان- ۱۴۰۳ق
۳- خورشید معرفت، ج ۱ موسوی غروی – محمدجواد- انتشارات جاوید – بی‌جا- بی‌تا
۴- سفینه البحار – عباس قمی(بی جا) دارالاسوه الطباعه و النشر- ۱۴۱۴ق
۵- فروع کافی – کلینی- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی – تهران – دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا
۶- کافی – کلینی- محمدبن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی – تهران – دارالکتب الاسلامیه، بی‌تا
۷- لئالی الاخبار- محمدنبی التویسره نی- تهران – جهان – ۱۳۷۱ شمسی
۸- میزان الحکمه/ ج۷/ باب فساد قم- حوزه علمیه قم- دفتر تبلیغات اسلامی – مرکز انتشارات ۱۳۶۹
۹- وسائل: محمدبن الحسن الحرالعاملی: تهران/ اسلامیه/ ۱۳۶۷

پی‌نوشت‌ها

۱- سوره روم/ آیه ۲۱
۲ – سوره روم، آیه ۲۱
۳ – خورشید معرفت، ج ۱ و میزان الحکمه؛ ج ۷، باب فساد.
۴ – وسائل ج ۱۴ ص ۸۲ و ۸۳٫
۵ – وسائل ج ۱۴ ص ۷۳٫
۶ – وسائل ج ۱۴ ص ۷۳
۷ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۱۷ و ۱۱۲٫
۸ – همان
۹ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۱۷ و ۱۱۲٫
۱۰ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۴ و ۱۲۶٫
۱۱ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۴ و ۱۲۶٫
۱۲ – سفینه البحار ج ۱ باب جمع.
۱۳ – سفینه البحار ج ۱ باب جمع.
۱۴ – همان
۱۵ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۹۱ و ۹۶٫
۱۶ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۹۱ و ۹۶٫
۱۷ – وسائل ج ۱۴ ص ۹۶ و ۹۱٫
۱۸ – وسائل ج ۱۴ ص ۹۶ و ۹۱٫
۱۹ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۰۷ و ۹۵ و ۱۰۰٫
۲۰ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۰۷ و ۹۵ و ۱۰۰٫
۲۱ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۰۷ و ۹۵ و ۱۰۰٫
۲۲ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۸ و ۱۲۰٫
۲۳ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۸ و ۱۲۰٫
۲۴ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۰ و ۹۶٫
۲۵ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۰ و ۹۶٫
۲۶ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۸۰ و ۹۶٫
۲۷ – بحار ص ۱۰۰ ص ۲۹۵ ص ۲۲۰
۲۸ – فروع کافی ج ۵ ص ۴۹۹ و ۵۰۰
۲۹ – فروع کافی ج ۵ ص ۴۹۹ و ۵۰۰
۳۰ – بحار ص ۱۰۰ ص ۲۹۵ ص ۲۲۰
۳۱ – وسائل ج ۱۵ ص ۱۰۶ و ۱۷۸٫
۳۲ – وسائل ج ۱۵ ص ۱۰۶ و ۱۷۸٫
۳۳ – وسائل ج ۱۵ ص ۷۵٫
۳۴ – وسائل ج ۱۴ ص ۸۷ و ۹۳٫
۳۵ – وسائل ج ۱۴ ص ۸۷ و ۹۳٫
۳۶ – وسائل ج ۱۴ ص ۹۴ و ۹۵ و ۱۰۱٫
۳۷ – وسائل ج ۱، ص ۵۶۹٫
۳۸ – سفینه البحار باب زنی و تتمه المنتهی ص ۲۲۷٫
۳۹ – وسائل ج ۱۴ ص ۱۵۴٫
۴۰ – وسائل ج ۱۴ ص ۷۳٫

منبع: راسخون

آرامش در خانواده از نگاه اسلام

چکیده

خانواده، محل رشد و تعالی افراد یک جامعه است اگر جامعه بسته به افرادش است، افراد نیز وابسته به خانواده خویشند. مکتبی که به خانواده بها می‌دهد، و برای آن، ارزشهای ویژه‌ای قائل است و تمام سعیش آن است که خانواده محل امن و آرامش برای افراد باشد، بدون شک مکتبی است که خانواده در آن جایگاه ممتازی دارد و اسلام، چنین مکتبی است. اسلام که ۱۴۰۰و اندی سال پیش ظهور پیدا نمود، احکام و دستوراتی را برای خانواده پیشنهاد می‌کند که حتی امروز هم قابل اجرا و مفید است. این مقاله از آن جهت که آرامش، اصل بنیان خانواده است، به این موضوع مهم از دیدگاه اسلام پرداخته و در صدد است مشکلات بر هم زدن آرامش خانواده‌ها و حل و رفع آنها را مورد بحث قرار دهد.

کلید واژه‌ها: اسلام، خانواده، فطرت، آرامش؛

مقدمه

چرایی نظر اسلام درباره خانواده

اسلام، مجموعه احکام، اعتقادات و اخلاقیاتی است که از جانب پروردگار عالم به عنوان آخرین و کاملترین ادیان برای بشریت تشریع شده است. اسلام مانند مسیحیت یا ادیان دیگر نیست که تاریخ مصرف آن گذشته باشد و انسانها برای تداوم و ثبات زندگی خود بخواهند به عقل خود رجوع کنند گرچه عقل بشری جایگاه ویژه‌ای در اسلام دارد اما ظرفیت آن محدود می‌باشد احکام و دستورات الهی دو دسته هستند: دسته‌ای که عقل انسانی توان یافتن دلیل و علت آن را ندارد مانند این که نماز صبح دور کعت است و یا مناسک و اعمال حج. و دسته دیگر احکامی که مصلحت آن را عقل درک می‌کند مثلا پرداخت زکات و خمس که مصلحتش به سود جامعه مسلمین می‌باشد. در این راستا اگر کسی آشنا به دین مبین اسلام البته با قرائت تشیع باشد خواهد دید که این دین برای تمام ابعاد زندگی انسان دستورات و احکامی صادر نموده از قبل از تولد یک انسان تا زمان مرگ و حتی پس از آن برای او دستورات وآدابی را معین کرده است. سئوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود آن که اسلام دینی است که در حدود ۱۴۰۰ سال پیش در سرزمین حجاز و در قومی مانند قوم عرب که بی‌سواد و بی‌تمدن ظهور نموده و لذا هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ جغرافیایی نمی‌تواند دستوراتش برای ما و زمان ما قابل اجرا باشد، بنابراین بهتر است مانند مسیحیت اسلام را منحصر در مسجد کنیم و خود قوانین و دستورات جدیدی را بر طبق زمان و عقل عرفی خویش صادر نماییم. در نظر اول شاید سئوال‌کننده خود را محق بداند و هر گونه پاسخ به این سئوال را توجیهی بیش نداند اما اگر با تقکر و تدبر بیشتر به سئوال و جواب آن دقت کنیم، سئوال را بی‌پایه و بی‌اساس خواهیم دید زیرا اولا قرآن، کتاب مسلمانها، هیچ گونه تحریفی نشده و این مطلب با دلیل و برهان اثبات شده است ثانیا روایات و احادیث مجعول و غیر مجعول توسط دو علم درایه و رجال مشخص شده و اساتید فن می‌توانند تشخیص دهند چه روایت و حدیثی قابل استناد است و چه حدیثی قابلیت استناد را ندارد.

فطری بودن احکام اسلام

از سوی دیگر، اسلام دینی است بر پایه فطرت بشری همان طور که انسان غرایز و ویژگی‌های مادی دارد مانند گرسنگی، تشنگی و غرایز دیگر و اینها در طول زمان هیچ تغییری نمی‌کنند زیرا انسان هزار سال پیش همان طور گرسنه می‌شد که انسان امروز گرسنه می‌شود و یا غرایز دیگر نیز به همین شکل است. در نهاد و وجود انسان، این اشرف مخلوقات، ویژگی‌های منحصر به فردی قرار داده شده که به آن سرشت طبیعت نوع بشری و یا همان فطرت می‌گوییم، امور فطری اموری هستند که در همه زمانها همه مکانها و در همه انسانها قرار داده شده است به عبارت بهتر، نوع انسان بر اساس این امور خلق شده است. اگرچه گاهی به لحاظ غفلت و یا سرکوبی و سرپوشی بر خواسته‌ها و گرایشهای فطری این امور در وجود بعضی انسانها خاموش می‌شود اما اگر این حجاب برداشته شود فطرت بیدار شده و به جستجوی گرایشهای خود می‌پردازد. تاجایی که امیر المومنین(علیه السلام) فلسفه بعثت انبیاء را بیدار نمودن فطرت بشریت دانسته اند. (خطبه ۱/۳۲) مسئله فطرت، بسیار بحث مهم و مفصلی در اندیشه و تفکر اسلامی دارد که در اینجا مجال بحث آن نیست و همین قدر می‌خواهیم بگوییم که تمام دستورات و احکام اسلامی، بر اساس فطرت بشری است و همان گونه که فطرت قابل تغییر در طول زمان نخواهد بود، احکام اسلامی نیز به همین نحو می‌باشد. البته ناگفته پیداست که مصادیق امور فطری، ممکن است در طول زمان تغییر پیدا کند مثلا یکی از گرایشهای فطری، حقیقت‌جویی است. انسانها در همه زمانها به دنبال حقیقت هستند اما مصادیق آن در هر زمانی تفاوت می‌کند. احکام اسلامی نیز به طور کلی مبتنی بر فطرت است. البته جزییات و فرعیات آن می‌تواند در هر زمانی تغییر کند. لذاست که معصوم(علیه السلام) می‌فرماید: علینا بالاصول و علیکم بالفروع(محمد تقی مدرسی: مولفات: فصل اول) خاصیت فقه شیعی، آن است که در هر زمانی، بر اساس اصول مورد قبول اسلام، احکام نو و جدیدی را صادر کند.

اهمیت و جایگاه خانواده در اسلام

اما یکی از مسائلی که اسلام بسیار بر آن اهمیت قرار داده و در قرآن و روایات متعددی به آن پرداخته است، مسئله خانواده می‌باشد. جایگاه خانواده در اسلام، جایگاه متفاوت از نگاه عرفی بشریت و یا مذاهب دیگر است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ما بنی فی الاسلام بناء احب الی الله و اعز من التزویج(بحارالانوار۱۰۳/۲۲۰) در اسلام، هیچ بنایی ساخته نشد که نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد. در حدیث دیگر از همان حضرت است که ازدواج، سنت من است و هر کس از سنت من روی گرداند، از امت من نیست.(همان) در روایت دیگر حضرت می‌فرمایند: هرگاه کسی ازدواج کند، نصف دینش را کامل کرده است و برای حفظ نصف دیگر، باید تقوای خدا پیشه کند.(کنزالعمال: ۴۴۴۴۸)

یا در حدیث دیگر است که همسردار خفته نزد خدا، فضیلت دارد بر بی‌همسر روزه گیر شب زنده دار. (بحار۱۰۳/۲۵) امام صادق(علیه السلام) فرمود: دو رکعت نمازی که همسردار می‌خواند برتر از هفتاد رکعتی است که فرد بی‌همسر بخواند(همان) از سوی دیگر، کسی که اهمیت به تشکیل خانواده ندهد، از نگاه اسلام بدترین افراد است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: شرارکم عزابکم(کنزالعمال ۴۴۴۴۸)

بنابراین از این روایات و صدها روایت دیگر برمی آید که جایگاه خانواده و تشکیل آن از نظر اسلام، بسیار جایگاه پراهمیت و مهمی است.

در آیه‌ای، قرآن همه مردم را مخاطب قرار داده و دستور داده که کمک کنید تا افرادی که ازدواج نکرده‌اند ازدواج کنند و حتی اگر از فقر هم می‌ترسند خداوند داناست و از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌کند: «و أنکحوا الأیامى منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله و اللّه واسع علیم»(۳۲، سوره نور).

این آیه نشان می‌دهد که حتی اگر مشکلی از جمله فقر و نداری سبب عدم تشکیل خانواده می‌شود، باید همگی کمک کنند تا این مشکل رفع شود و حتی خداوند هم وعده می‌دهد که از فقر نترسید و به واسطه ازدواج رزق و روزی شما را زیاد می‌کنم چرا که در حدیثی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ازدواج کنید زیرا که این کار، روزی شما را بیشتر می‌کند.(بحار۱۰۳/۲۲۱)

هم چنین ازدواج، سبب حفظ تقوى و عفاف و همچنین سبب اجتناب از بسیارى از کبائر مثل زنا، لواط و استمنا مى شود.

یکی از مسائل مهم دیگری که اسلام روی آن به سبب تشکیل خانواده تأکید می‌کند، کسب آرامش است. با ایجاد خانواده زن و مرد احساس آرامش و سکونت می‌کنند. بد نیست بدانیم همه چیز در عالم طبق نقل قرآن کریم به صورت زوج خلق شده است(ذاریات/۴۹) انسان هم از این قاعده مستثنی نیست خداوند در سوره نبا آیه ۸ چنین می‌فرماید: «و خلقناکم ازواجا؛ ما شما را جفت جفت آفریدیم.» تعبیر به جفت یعنی آن که هر یک از جفتها به تنهایی ناقصند و هر وقت در کنار هم قرار گیرند و تشکیل خانواده دهند آنگاه مکمل هم خواهند بود. بنابراین زن و مرد، کامل‌کننده یکدیگرند و با وجود هر یک، دیگری به کمال رسیده و همین که یکدیگر را از نظر روانی- جسمی و بقیه ابعاد کامل می‌کنند مایه آرامش هم خواهند بود لذاست که در آیه دیگر می‌فرماید: هو الّذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها».(۲) یا در سوره روم آیه ۲۱ می‌فرماید: و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم موده و رحمه)

یکی از نشانه‌های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی آفرید تا درکنارشان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.

از مجموع این آیات می‌توان فهمید که فلسفه وجودی تشکیل خانواده رسیدن به آرامش برای زوجین است پس از نگاه اسلام ازدواج بر پایه آرامش و سکونت است. البته این آرامش در همه ابعاد روحی و جسمی و اجتماعی و سایر ابعاد است. زیرا که به طور مطلق فرمود تا در کنار هم به آرامش برسید. بنابراین از نظر اسلام، اصل در زندگی خانوادگی، وجود فضایی آرام و محبت‌آمیز است که زن و شوهر یاید سعی کنند در محیط خانواده میان اعضا آرامش به وجود آید و روز به روز این آرامش و محبت بیشتر شود.

البته مشکلات و عواملی سبب خواهد شد این آرامش به خطر افتد و اگر ادامه پیدا کند ممکن است پایه‌های مهر و محبت همسران را فرو ریزد. لذا لازم است مشکلات و آسیب‌هایی که سبب اخلال در آرامش خانواده می‌شود را از نظر اسلام شناخته و سپس راه حل‌هایی که خود او برای ایجاد دوباره آرامش و برگشت آن به خانواده می‌شود را بشناسیم.

عوامل مخل آرامش در خانواده از نظر اسلام

می‌توان عوامل مخل آرامش خانواده را طبق نگاه اسلام به دو دسته تقسیم نمود:

۱- مشکلاتی که عامل بروز آن قبل از ازدواج است.

۲- مشکلاتی که عامل بروز آن بعد از ازدواج می‌باشد که خود به دو دسته می‌تواند تقسیم شود.

الف-مشکلاتی که سبب وجود آن درون خانواده و اعضای خانواده هستند.

ب-مشکلاتی که سبب وجود آن بیرون از خانواده می‌باشد.

حال به توضیح هر یک از این مشکلات می‌پردازیم:

۱-مشکلاتی که عامل آن قبل از ازدواج است

این نوع از عوامل مخل آرامش عاملی است که پیش از ازدواج زوجین ایجاد می‌شود و در حین زندگی دو طرف چه در دوران عقد و چه در دوران عروسی مشکلاتی را برای هر یک از طرفین ایجاد می‌کند یعنی وقتی ازدواج صورت گرفت مشکلاتی یا در دوران عقد و یا پس از آن به وجود می‌آید که پس از بررسی این نوع مشکلات عامل و سبب آن به قبل از ازدواج بر می‌گردد که می‌توان این عوامل را به موارد زیر تقسیم نمود:

الف ـ عدم انتخاب مناسب

یکی از عوامل ایجاد اختلاف و ناسازگاری، عدم انتخاب مناسب زوجین است اگر این انتخاب شایسته و مناسب نباشد بعدا در زندگی مشترک ایجاد اختلاف نموده آرامش خانواده را به هم خواهد زد. اسلام اهمیت بسیار مهمی برای انتخاب قائل شده است هم این انتخاب برای مرد مهم است و هم برای زن. چه به لحاظ زندگی زناشویی و چه به لحاظ فرزندداری و بچه‌دار شدن این انتخاب مورد توجه قرار گرفته است. به نظر می‌رسد سبب این اهمیت ایجاد سلامت روانی و برقراری آرامش در خانواده می‌باشد. لذا در روایات متعددی می‌بینیم وجود زن صالح و شاسیته و مناسب بهترین سعادت و خوشبختی مرد شمرده شده است. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: زنی که مورد موافقت شوهرش باشد(یعنی هر دو مورد توافق باشند.) یکی از دو راحتی و آسایش است(غرر۱۶۳۳) یا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در احادیث متعدی فرمود: بهترین متاع دنیا زن شایسته است(کنزالعمال ۴۴۴۵۱) از خوشبختی مرد داشتن زن شایسته است(کافی ۵/۳۲۷) از دعاهای پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این بود: خدایا به تو پناه می‌برم از زنی که پیش از آن که زمان پیری ام فر رسد مرا پیر کند.(همان)

البته ملاکها و معیارهای مختلفی را اسلام برای هر یک از زوجین شمرده که اگر این ملاکها به نسبت در آنها وجود داشته باشد، ازدواج در این مرحله موجب آرامش شده و این عامل نفی خواهد شد. در اینجا به مهمترین این ملاکها اشاره می‌کنیم: دیندار بودن، دارا بودن صفات اخلاقی وحالات و رفتارهای مناسب، دوشیزه بودن، فرزندآوری، زیبایی‌های ظاهری، کم بودن مهریه از برخی اقوام نبودن مانند کرد. اصیل بودن خانواده.

در اسلام تأکید زیادی بر کفو بودن زن و شوهر شده است و بهتر است زن و مرد در ویژگی‌های مناسب برای ازدواج، مشابه و همتای هم باشند:(الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات نور ۲۶)

ب ـ مهریه سنگین

گرفتن یک مهریه سنگین و بیش از اندازه معقول آن، خود یکی از موجبات بهم زدن آرامش در خانواده هاست آسیب‌های روحی و اجتماعی این مسئله برای خانواده بسیار می‌تواند اثرگذار باشد. فلسفه گذاشتن مهر برای زن طبق نظر قران کریم چیزی جز هدیه و پیشکشی نیست زیرا قرآن می‌فرماید: و اتوا النساء صدقاتهن نحله(نسا/۴) و مهر زنان را به طور کامل بعنوان یک بدهی(عطیه) به آنان بپردازید. در این آیه از مهر به عنوان صدقه(به ضم دال) یاد نموده وبه مهر” صدقه” گفته می‌شود به خاطر این که نشانه راستین بودن علاقه مرد است از سوی دیگر مهر را به خود زنان بدهید و فلسفه مهر را هم پیشکش و هدیه می‌شمارد. (نظام حقوق زن در اسلام: ۲۳۸) حال اگر چنین مهریه‌ای که اصل در ازدواج نیست و فلسفه وجودی آن هم جنبه اقتصادی ندارد از حالت عادی خود خارج شد و به عنوان یک اصل در ازدواج مطرح گشت، خود موجب سلب آرامش و آسایش از خانواده می‌شود. این جمله که معروف است «مهر را کی گرفته و کی داده است» بسیار جمله اشتباهی است البته اگر زن، تمام مهر یا بخشی آن را بخشید، در آن صورت مشکلی نیست اما مهر حقی است که بر گردن مرد می‌باشد و باید هر وقت زن آن را مطالبه نمود، پرداخت نماید. الان درصدی از زندانیان افرادی هستند که به خاطر عدم توان پرداخت مهر، زندانی شده‌اند و این خود، یک معضل اجتماعی شده است. البته وجود مهر، در اسلام واجب است و باید مرد، مهر را پرداخت کند؛ لذا اسلام، اخذ مهر سنگین را نکوهش نموده است.(معانی الاخبار ۱۵۲/۱) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بهترین مهریه، سبکترین آن است(بحار۱۰۳/۲۳۷)

ج ـ عدم آشکار سازی ازدواج

یکی از آداب و دستورات و شرایط عقد، آن است که در حضور شاهدان برگزار گردد در این صورت همه می‌دانند که این دو زوج همدیگر هستند و محل اتهام قرار نمی‌گیرند شاید به همبن دلیل بوده است که اسلام مسلمانان را تشویق به آشکارسازی ازدواج نموده است. پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: این ازدواج‌ها را آشکارا انجام دهید و آنها را در مساجد برگزار کنید.(کنزالعمال ۴۴۶۱۷)

د ـ سالم بودن روابط زن و شوهر قبل از ازدواج

از عوامل مخل آرامش، می‌توان به روابط قبل از ازدواج زن و شوهر اشاره نمود. زن و شوهری که به لحاظ روابط با دیگران، روابط سالمی نداشته‌اند، در صورت ازدواج ممکن است مشکلاتی را برای یکدیگر فراهم کنند. در صورتی که زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر، یا با افراد غیر هم جنس خود رابطه عاطفی و صمیمی برقرار نموده که به اصطلاح، مرد، دوست دختر داشته باشد و یا زن، دوست پسر داشته باشد، می‌تواند این عاملی باشد که پس از ازدواج، آرامش را از زندگی آنها دور نماید؛ لذا قرآن کریم یکی از شرایط ازدواج را با زنان پاکدامن می‌داند که دوست پنهانی و نامشروع نگرفته باشند. (مائده /۵)

ه ـ کتمان نمودن حقایق

اگر زن یا مردی قبل از ازدواج با حقایقی را از زندگی یکدیگر کتمان نموده باشند مثلا زنی کچل است و خود را پر مو جلوه دهد یا مرد مثلا صرع دارد و آن را به همسرش در هنگام خواستگاری نگوید، پس از ازدواج، آرامش زندگی طرفین را به هم می‌زند. بنابراین اسلام، کتمان نمودن حقایق را در هنگام خواستگاری حرام می‌داند(مکاسب محرمه ۱/۱۶۷) و هر گونه حقیقتی را که لازمه زندگی زناشویی است، باید طرفین قبل ازدواج بازگو نمایند. به همین خاطر است که غیبت با آن عقاب شدیدی که برای آن ذکر شده، در هنگام تحقیق برای ازدواج، نه تنها حرام نیست بلکه لازم شمرده است که اگر در مورد زن یا مردی نکته‌ای لازم است گفته شود و لو آن که غیبت باشد، باید طرفین را از آن مطلع نمود.(مکاسب محرمه ۱/۳۱۹)

۲-الف: مشکلاتی که عامل بروز آن بعد از ازدواج و درون خانواده می‌باشد

دسته دوم از عوامل، عواملی بودند که بعد از ازدواج و درون خانواده ایجاد می‌شدند. منظور آن است که پس ازدواج و تشکیل خانواده، بروز این عوامل سبب می‌گردد آرامش خانواده از بین برود که به تعدادی از این موارد اشاره می‌شود:

۲- الف -۱- عدم رعایت حقوق اعضای خانواده

بدون شک هر یک از اعضای خانواده، حقوقی دارد که دیگران باید این حقوق را رعایت کنند و در صورتی که این حقوق رعایت نشود، اعضا دچار استرس شده و در کل، آرامش خانواده از بین خواهد رفت. ما در اینجا به تک تک حقوق اعضای خانواده از نظر اسلام می‌پردازیم. اعضای خانواده به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: دسته اول زن و شوهر که هر یک جداگانه نسبت به یکدیگر حقوقی دارند و دسته دوم، والدین و فرزندان که دارای حقوق متقابل هستند.

دسته اول: حقوق زن و شوهر

حقوق شوهر

در اسلام، بالاترین و بزرگترین حق را بر زن، شوهر او دارد تا جایی این مسئله اهمیت دارد که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر قرار بود دستور دهم کسی در برابر کسی سجده کند حتما به زن دستور می‌دادم که به شوهرش سجده کند. (کافی/۵/۵۰۸) اگر روایات و آیات در زمینه حقوق شوهر مطالعه شود نتیجه می‌گیریم که اسلام، پیوندی میان رعایت حقوق شوهر و عدم آن با قبولی عبادات یا رد آن و خوشبختی یا شقاوت همسرش قرار داده است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که شوهرش را بیازارد خداوند نماز آن زن را قبول نکند و کار نیکش را نپذیرد تا زمانی که به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد. یا امام صادق(علیه السلام) فرمود: ملعون است ملعون است آن زنی که شوهر خود را بیازارد و غمگین کند و خوشبخت است آن زنی که شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال از او فرمان برد.(بحار۱۰۳/۲۵۱)

این از خصوصیات اسلام است که همه شئون و رفتارهای انسان را در پرتو بندگی او نظاره می‌کند مثلا زن و شوهر هنگام انجام دادن وظایف در برابر یکدیگر در حال عبادت هستند. در این زمینه روایات متعددی هست که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر زنی که هفت روز شوهرش را خدمت کند، خداوند هفت در دوزخ را به روی او ببندد و هشت در بهشت را به رویش بگشاید تا از هر در که خواهد، وارد شود. یا فرمود: هیچ زنی نیست که جرعه‌ای آب به شوهرش بنوشاند مگر آن که این عمل او برایش بهتر از یک سال باشد و شبهایش را به عبادت سپری کند.(ارشادالقلوب ۱۷۵) در اینجا به برخی از حقوق شوهر می‌پردازیم که همسرش وظیفه دارد آنها را مراعات کنند.

۱-تأمین نیازهای عاطفی

زن و مرد هر دو به این مقوله نیازمند هستند اما یکی از حقوق شوهر آن است که همسرش نیازهای عاطفی او را تأمین نماید لذا در روایات ما پاداش نیکو شوهرداری نمودن را که به معنای همان تأمین نیازهای عاطفی اوست برابر جهاد کردن در راه خدا دانسته است.(وسایل الشیعه ۱۴/۱۱۵)

۲-متابعت و پیروی از او در امور خانواده

زن وظیفه دارد هنگام خروج از منزل اگر برای عبادت واجبی نباشد و یا در اموری که به نوعی ضرر به شوهرش می‌زند یا شوهرش در آن امور راضی نیست مانند صرف مال شوهر یا روزه گرقتن مستحبی یا نذر نمودن و یا اعمال عبادی مستحب از شوهر خود اجازه گیرد.

حقوق زن

در مقابل، شوهر نیز در برابر همسرش وظایفی دارد که باید آنها را انجام دهد. رعایت حقوق زن نیز بسیار در اسلام مورد سفارش واقع شده است تا جایی که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرییل پیوسته مرا درباره زن سفارش می‌کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او، جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا(بحار ۱۰۳/۲۵۱). در این که باید حتما زن وظایف خانه را انجام دهد، هیچ وجوبی در اسلام برای زن نیست اما اسلام هم به زن و هم به مرد، سفارش می‌کند که در کارهای خانه، به همدیگر کمک کنند چنان که برای مردی که در خانه به همسرش کمک کند، پاداشها و ثوابهایی قرار داده شده است.

از حقوق زن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-ابراز محبت به همسر و برآورده ساختن نیازهای عاطفی: مرد باید نسبت به همسر همیشه ابراز علاقه و محبت نماید پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل او بیرون نرود.(کافی ۵/۵۶۹) یا در حدیث دیگری پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: نشستن مرد نزد زن و فرزندش، نزد خداوند متعال محبوبتر از اعتکاف در مسجد من است. (تنبیه الخواطر۲/۱۲۲) این نشان‌دهنده اهمیت حفظ صمیمیت و محبت در خانوده است.

۲-دادن نفقه: نفقه یعنی آن که مرد وظیفه دارد مخارج اقتصادی زن را تأمین نماید از لحاظ خوراک، پوشاک و مسکن و بقیه مخارجی که در شأن زن و عرف جامعه است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حق زن به شوهرش، آن است که شکمش را سیر کند و بدنش را بپوشاند.(بحار/۱۰۳/۲۵۳)

۳-احترام و بزرگداشت زن: از دیگر حقوق او احترام و معاشرت نیکوست(و عاشروهن بالمعروف: نسآء۱۹)

۴-مدارا و مسامحه در موارد اختلاف: یکی از حفوق زن آن است که در موارد اختلاف، با او مدارا نمود: (فدارها علی کل حال(همان) هم چنین نسبت به رفتارهای نامناسب او که برخاسته از جهالتش باشد، از او گذشت و او را مورد عفو قرار داد: (و اذا جهلت عفوت عنها) (وسایل الشیعه ۶/۱۳۴)

دسته دوم: حقوق والدین و فرزندان

این دسته نیز متقابلا حقوقی را فرزندان بر عهده والدین و حقوقی را نیز والدین بر فرزندان خود دارند.

حقوق فرزندان

والدین وظیفه پرورش و تربیت کودک را تا زمان ازدواج و استقلال او بر عهده دارند. در سنین نوزادی و کودکی، تغذیه و مراقبت و تربیت متناسب با سن او از وظایف والدین در این سنین است. در دوره میانی، کودک احتیاج به تعلیم و کنترل و راهنمایی دارد و در دوره نوجوانی، فراهم آوردن زمینه استقلال آنان مانند ازدواج، از وظایف والدین است.

در اینجا نیز اسلام ارزش معنوی بسیار زیادی برای فرزند داری و تربیت او قائل شده است به خصوص برای مادر که بیشترین نقش را دارا می‌باشد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی زن باردار می‌شود ثواب و پاداش او مانند روزه دار برپاکننده نماز و کسی است که با مال و جانش در راه خدا جهاد می‌کند. هنگامی که وضع حمل نمود کسی عظمت مزد و پاداش او را درک نمی‌کند وقتی به نوزادش شیر می‌دهد هرمکیدن بچه ارزش آزادکردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را دارد و هرگاه به طور کامل به فرزندش شیر داد فرشته‌ای به او می‌گوید همه گناهان گذشته ات بخشیده شد دوباره عمل آغاز کن.(وسایل الشیعه ۱۵/۱۷۵)

اسلام درباره تربیت فرزند از قبل از تولد و نقش روحی و جسمی زن و شوهر تأکید می‌کند و حتی ملاکها و خصوصتهایی برای زن و شوهر و حتی خانواده‌های آنها بر می‌شمرد که این ملاکها می‌تواند در ایجاد خصوصیت‌های جسمی و روحی فرزند موثر باشد هم چنین در هنگام انعقاد نطفه و دوران حاملگی به مادر و پدر توصیه‌هایی درباره تأثیر انواع غذاها یا رفتارها و خصوصیت‌های هر یک بر فرزند می‌نماید. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ببینید نطفه خود را در چه محلی قرار می‌دهید زیرا عرق(ژن)، به طور پنهانی عمل می‌کند.(المستطرف ۲/۱۲۸)

امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرمود: اگر در موقع آمیزش و لحظه انعقاد نطفه، دل آرام و گردش خون، طبیعی و بدن، خالی از اضطراب باشد، فرزند علی القاعده به پدر و مادر خود ماننده است. (بحار ۱۴/۳۷۹)

بعد از تولد وظایفی را پدر و مادر در قبال فرزند خود دارا هستند. نام نیکو انتخاب کردن: امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: فرزند خود را به بهترین اسم و کنیه نامگذاری کن.(مستدرک ۲/۶۱۸) عقیقه نمودن، صدقه دادن برای فرزند و سایر آداب دیگر از دستورات اسلام بعد از تولد است. گفتگوی مهربانانه با فرزندان نگاه مهربانانه به آنها دست کشیدن بر سرشان بوسیدن و در آغوش کشیدن فرزند امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: کودکان خود را زیاد ببوسید زیرا بوسیدن شما درجه ای(پاداش) دارد. (وسایل الشیعه ۵/۲۶) بازی با کودکان، احترام به کودک، با نیکو صدازدن پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به کودکان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده با آنها رفتار کنید.(بحار ۲۳/۱۱۴)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خدای رحمت کند کسی را که در نیکوکاری و نیکی به فرزندش کمک کند. سئوال شد چگونه فرزند خود را در نیکی کمک کند؟ فرمود: آنچه در توانایی کودک است و برایش میسر است از او بپذیرد و آنچه انجام ندادنش برای کودک دشوار است از او نخواهد و او را به گناه و طغیان و کارهای احمقانه وادار نکند.(کلینی ۶/۵۰)

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: حق کودک تو بر تو، این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط پیدا می‌کند و باید بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول هستی که او را به بهترین وجه تربیت کنی و بر عهده توست که او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی.(مکارم الاخلاق ۲۳۳)

هم چنین اسلام بر رعایت عدالت و مساورات با فرزندان تأکید می‌کند از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) روایت است که حضرت مردى را دید که دو پسر داشت، یکى را بوسید و دیگرى را نبوسید. فرمود: «فَهَلاّ ساوَیْتَ بَیْنَهُما؟» «چرا مساوات را میان آنان رعایت نکردى؟!»

البته سفارش اسلام و تأکید او بر ابراز محبت و عواطف نسبت به دختر بیشتر است چنان که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کسی که به بازار وارد شود و برای خانواده خود هدیه‌ای بخرد ثواب کسی را دارد که به نیازمندان هدیه می‌دهد او باید به دختران قبل از پسران هدیه دهد زیرا کسی که دخترش را شاد کند ثواب آزاد کردن بنده‌ای از فرزندان اسماعیل را می‌برد. (وسایل الشیعه ۱۵/۱۰۰)

البته فرزندسالاری در اسلام ممنوع است افراط در ابراز محبت به فرزندان مورد قبول نیست(فرید تنکابنی الحدیث ۱/۳۰۱) هم چنین تنبیه مانند قهر کردن با کودکان که به مدت طولانی نیز نباشد پذیرفته شده است(همان/۲/۳۴۸) اسلام تنبیه بدنی را برای تربیت و به خصوص برای تربیت کودکان روشی حکیمانه نمی‌داند. مردی به حضرت علی(علیه السلام) از رفتار ناپسند فرزند خود شکایت کرد حضرت فرمود: او را نزن بلکه از او قهر کن و قهرت را طول نده. (مجلسی ۲۳/۱۱۴) البته باید کودک را از همان کودکی با سختی‌ها در حد توان خود آشنا نمود تا بتواند در بزرگی در برابر مشکلات صبور باشد. امام کاظم(علیه السلام) می‌فرمایند: خوب است کودک در خردسالی بدهکار شود(با سختی‌ها و مشکلات اجتناب‌ناپذیر زندگی که تاوان زندگی است آشنا شود) تا در بزرگی بردبار و صبور باشد. (حرعاملی/وسایل الشیعه ۱۵ /۱۹۸)

خشونت ورزی نسبت به کودکان و زدن آنها نهی شده است به گونه‌ای که گفته شده خداوند برای چیزی به مانند ظلم در حق کودکان و زنان خشمگین نمی‌شود.(حرعاملی وسائل الشیعه /۱۵/۲۰۲)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: «فرزندان خود را به سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان و محبت خاندان او و قرائت قرآن». شک نیست که هر سنی، مقتضایی برای خودش دارد و باید طبق آن برنامه‌ریزی کرد.

علی(علیه السلام) فرمود: آداب و رسوم زمان خود را با فشار و زور به فرزندان خویش تحمیل نکنید زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.(شرح ابن الحدید ۲۰/۲۶۷)

حقوق والدین

آن قدر حقوق والدین بر فرزندان در اسلام اهمیت دارد که خدای متعال، احسان و شکر از پدر و مادر را در ردیف شکر و بندگی خود دانسته است(خدا را بپرستید و به او شرک نورزید و به پدر و مادر احسان کنید (نسا/۳۶) یا و ان اشکر لی و لوالدیک(لقمان ۱۴) . بنابراین سفارشهایی زیادی در مورد پدر و مادر و رعایت حقوق آنها در اسلام شده است. البته از میان پدر و مادر، مادر اولویت بیشتری نسبت به پدر دارد انسان را درباره پدر و مادرش توصیه نمودیم(به ویژه که مادرش با ضعف و زحمت طاقت فرسا او را در رحم خود پروراند و در دو سال او را شیر داد که مرا و پدر و مادرتان را شکر و سپاس گزارید.(همان)

مصادیق حقوق والدین

احسان رفتاری و گفتاری

و پروردگار تو فرمان موکد داد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر احسان کنید و چون به پیری رسیدند با ایشان با درشتی و دور از ادب سخن مگوی بلکه سخنان تو با آنها آمیخته با احترام باشد و از روی لطف و رأفت در برابر آن دو تواضع کن و دعاگویشان باشد و بگو پروردگار من والدین مرا مورد لطف خود قرار ده چنان که از کوچکی مرا پرورش دادند(اسراء۲۳و۲۴)

سفارش به پدر و مادر و احسان نمودن به آنها به ویژه در هنگام پیری که دوران افول آنهاست از حقوق والدین بر فرزندانشان است. مسلم است که هنگام پیری اطرافیان نمی‌توانند آنان را تحمل کنند و در بسیاری موارد ممکن است فرزند اوقات تلخی یا کم حوصلگی و اظهار خستگی نماید اما قرآن مجید تأکید می‌کند که در این موقع، فرزند نباید اظهار خستگی نماید و آخ نگوید و طوری نباشد که پدر و مادر پیر او احساس کنند که فرزندشان از خدمت کردن به آنان خسته شده است لذا می‌فرماید: با درشتی با آنان سخن مگوی. (اسرا ء۲۳)؛

احسان مالی

بر شما این وظیفه نوشته شده است که هر یک از شما به هنگامی که مرگش فرا رسید اگر بعد از خود مالی بر جای نهاده چیزی از آن را برای والدین و نزدیکان خود به گونه‌ای خوب وصیت کند. (بقره۱۸۰)

خداوند در این آیه دستور می‌دهد که فرزند هنگام مرگ با وصیت، بخشی از اموال خود را به آنان اختصاص دهد. البته این دستور مستحب است.

یا در آیه دیگر می‌فرماید: از تو می‌پرسند در چه راهی مال خود را صرف کنیم بگو آنچه را صرف می‌کنید در گام اول برای والدین باشد و نزدیکان و خویشان.(همان۲۱۵) لذا اگر پدر و مادر نیازمند باشند لازم است در درجه اول به آنان کمک نمود.

بنابراین طبق نظر اسلام رعایت حقوق پدر و مادر چه در حیاتشان و چه پس از آن از اهمیت فوق العاده‌ای برخورداراست.(حرعاملی ۱۵/۲۱۶)

حقوق فرزندان نسبت به یکدیگر

فرزندان نیز نسبت به هم دارای حقوقی هستند که اسلام از این حق به عنوان یکی از مصادیق صله رحم تعبیر می‌کند که باید با هم رابطه داشته از حال هم با خبر بوده و به یکدیگر کمک کنند در قرآن کریم بارها درباره خویشاوندان سفارش شده است و از قطع رحم اکیدا نهی گردیده و برادر و خواهر بعد از پدر و مادر و فرزند، نزدیک‌ترین خویشاوندان می‌باشند و رابطه اجتماعی در میان آنان طبیعی و از سایر رابطه‌ها استوارتر و ریشه‌دارتر است. وظیفه برادران و خواهران است که اتصال نسبی خود را ترک نکنند و به تعاون پرداخته تا آن جا که ممکن است به هم دیگر یاری دهند و در روز نیازمندی از همدیگر دستگیری کنند، بزرگ تران نسبت به کوچکتران مهربان و دل سوز باشند، کوچکتران نیز نسبت به بزرگان احترام نمایند.

۲- الف -۲- عدم حفظ سلسله مراتب در خانواده

خانواده نیز مانند بقیه سیستم‌ها باید دارای مراتبی باشد ازجمله مدیریت خانواده باید مشخص شود نقش سایر اعضا نسبت به مدیر حفظ گردد و جایگاه و مرتبه هر یک از اعضا مشخص باشد. درتعالیم اسلام مدیریت خانواده به عهده والدین است پیروی و همراهی با والدین لازم است و نافرمانی از آنها فقط در صورت اصرار آنها بر گناه و شرک به خداوند مجاز می‌باشد و البته حتی در این صورت نیز برخورد مناسب و مودبانه با والدین ضروری است(لقمان /۱۵) تا جایی مسئله متابعت و اطاعت از والدین به عنوان مدیر خانواده ضروی است که در برخی روایات اشاره می‌کند به این که رضایت خدا منوط به رضایت والدین و ناخشنودی آنها از فرزند موجب خشم و غضب خداوند می‌گردد. (رضی الرب فی رضی الوالدین و سخط الرب فی سخط الوالدین) (مستدرک الوسائل ۱۵/۱۷۵) لذا اگر مدیریت والدین که نقش محوری خانواد را بر عهده دارند ضعیف گردد خانواده دچار هرج و مرج شده و انسجام لازم خود را از دست خواهد داد. لذاست که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) دعا می‌فرماید که خدایا به تو پناه می‌برم از فرزندی که خدایم باشد. (مجلسی:بحارالانوار: ۸۶/۱۸۶)

اما از میان والدین که مدیریت خانواده را بر عهده دارند، نقش مرد در این مدیریت بیشتر است. اسلام به مرد خانواده به عنوان سرپرست یک خانواده نگاه می‌کند بدلیل آن که وظیفه مرد است که مخارج خانواده را تأمین کند و هم چنین به لحاظ طبیعتش، اقتدار و تسلط بیشتری نسبت به زن در مدیریت دارد بنابراین قرآن می‌فرماید: مردان سرپرست زنان‌اند بدلیل آن که خداوند برخی را نسبت به بعضی دیگر برتری داده است و بدلیل آن که عهده دار تأمین معیشت خانواده هستند. (نساء/۳۴)

لذا حتی زن نیز باید از مرد تبعیت کند چنان که یکی از حقوق مرد آن بود که زنش از او اطاعت کند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حقوق شوهر بر عهده همسر آن است که از او اطاعت کند در مقابلش نافرمانی نکند صدقه‌ای از اموال منزل بدون اجازه او ندهد روزه مستحبی فقط با اجازه او بگیرد از منزل بدون اجازه شوهر خارج نشود. از ایشان سئوال شد چه کسی بزرگترین حق را برعهده زن دارد فرمود: همسرش. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۱۲)

البته طبیعت زن نیز این اقتضا را دارد که بدنبال تکیه گاه می‌گردد و اصولا زن خانواده دوست دارد مردش صاحب قدرت و اقتدار باشد تا بتواند به او تکیه کند طبیعت زن خلاف آن است که تکیه گاه باشد درحدیث است که: زن ریحانه است و قهرمان وسلطه گر نیست. (بحار: ج۱۰۳، ص ۲۵۳) لذا روحیه عاطفی و احساسش به او اجازه نمی‌دهد که قدرت خانواده را بدست بگیرد. به همین خاطر است که حضرت علی(علیه السلام) در یک روایتی فرمود: اگر زن، تو را صاحب اقتدار ببیند، بهتر است از آن که تو را به حال شکستگی و ضعف بنگرد. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۲۰)

از سوی دیگر این ریاست و مدیریت به خاطر ثبات و مصلحت خانواده به مرد داده شده است و امتیاز و حق فردی برای شوهر محسوب نمی‌شود و مرد حق ندارد از این قدرت به نفع منافع شخصی خود و یا بر خلاف مصلحت خانواده به شکل تحکم و اجبار سوء استفاده نماید.

نکته دیگر آن است که اسلام، نگرش مردسالاری یا پدرسالاری را نفی نموده است این طور نیست که ریاست خانواده به عهده مرد باشد و به صورت تحکم و دیکتاتورمآبانه بخواهد خانواده را اداره کند بلکه اصل مشورت در خانواده مورد پذیرش اسلام است قرآن می‌فرماید: (و عاشروهن بالمعروف) با زنانتان نیکو معاشرت کنید.(نساء:۱۹)

بنابراین پدر و مادر هر دو نقش مدیریتی خانواده را بر عهده دارند مادر جایگاه مهر و عاطفه را در خانواده پر می‌کند و پدر مظهر اقتدار خانواده است فرزندان در درجه اول همه باید از پدر و مادر متابعت کنند و در درجه دوم فرزندان و همسر خانواده(در برخی جهات) از پدر و شوهر تبعیت می‌کنند.

۲- الف -۳- عدم رعایت مرزها

مرز در خانواده یعنی آن که هر یک از افراد، یک فاصله روانشناختی با دیگری دارد بین زن و شوهر به عنوان پدر و مادر یک مرزی وجود دارد که هیچ کس حتی فرزندان خانواده حق ورود به این مرز را ندارند. فرزندان خانواده نیز برای خود مرزی دارند که هیچ یک از فرزندان و والدین حق ورود به آن را ندارند هم چنین خود خانواده نیز به عنوان یک سیستم، مرزی دارد که افراد غریبه حق ورود به آن را ندارند.

پس می‌توان گفت دو نوع مرز در خانواده وجود دارد:

الف: مرزهای درون خانواده که دارای دو زیر منظومه والدین و فرزندان است.

ب- مرز خانواده با اجتماع؛

الف: مرزهای درون خانواده

۱-زیر منظومه والدین

این زیر منظومه باید در خانه اتاق یا محلی مخصوص به خود داشته باشد و اعضای دیگر خانواده در ساعات معینی از روز بدون اجازه وارد این حریم نشوند: قرآن خطاب به مومنین می‌فرماید: کودکان شما چه به سن بلوغ رسیده باشند و چه نرسیده باشند سه بار در روز باید از شما کسب اجازه کنند پس از نماز صبح و نیمروز و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی برای شماست در غیر این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست. بر گرد یکدیگر بچرخید و با هم معاشرت کنید. .(نور ۵۸)

این فضای روانی خصوصی زن و شوهر، برای حل مشکلات شخصیشان و حصول حمایت عاطفی آنها از یکدیگر بسیار ضروری است.

۲-زیر منظومه فرزندان

از نظر تعالیم اسلام فرزندان وقتی به حالت ممیزی رسیدند، باید بسترشان از پدر و مادر و هم چنین از یکدیگر جداشود. (وسایل الشیعه: ۱۴/۱۷۱) هم چنین نوع روابط خواهر وبرادر و هم چنین پدر و مادر با هر یک از فرزندان به خصوص در سنین نوجوانی که سن بروز غرایز جنسی است باید مراعات گردد(همان/۱۵۲)

ب-مرز خانواده با اجتماع

در اسلام، خانواده نهادی است مجزا از سایر نهادهای اجتماع که برای خود، احترام و تقدسی دارد که هر یک از اعضای جامعه باید آن را رعایت کنند.

خروج زن از خانه اگر برای عبادت واجبی مثل حج نباشد باید با اجازه شوهرش صورت بگیرد هم چنین پدر تا بلوغ بر فرزندان ولایت دارد و رفت و آمد فرزندان باید تحت کنترل او باشد از سوی دیگر مرد خانواده باید مراقب ورود افرادی باشد که از لحاظ اخلاقی قابل اعتماد نیستند.(نهج البلاغه ۳۹)

هم چنین هر فردی که خواست وارد خانواده شود باید با اجازه و هماهنگی اهل آن خانه باشد. قرآن خطاب به مومنین می‌فرماید: به خانه‌هایی که خانه شما نیست وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید و… و اگر به شما گفته شد بازگردید باز گردید این برای شما پاکیزه‌تر است.(نور۲۷و۲۸) حتی ورود به خانه فرزند و یا پدر و مادر هم طبق توصیه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مناسب است با اجازه باشد. (کافی ۵/۵۲۸)

هم چنین اسلام تعالیمی را به مومنین دستور می‌دهد تا با مراعات آنها حریم خانه و خانواده حفظ گشته و از هر گونه آسیب و خطری محافظت گردد از جمله بحث محرم ونا محرمی را مطرح می‌کند روابط زن و مرد نامحرم باید در چارچوب شرع و با قیود شرعی باشد لذا اسلام مسئله حجاب را وضع می‌کند. حجاب زنان از مسائل مهم در سلامت وکارایی خانواده‌هاست. در آیات قرآن روی این مسئله بسیار تأکید می‌کند.(ای پیامبر! به زنان مومن بگو چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند ودامان خویش را حفظ کنند وزینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار نکنند و اطراف روسری‌های خود را برسینه افکنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و محارم دیگر. (نور ۳۱) در آیه دیگر می‌فرماید:

‌ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو با روسری‌های بلند خود را بپوشانند این بهتر است تا این که شناخته شوند و مورد آزار قرار گیرند.(احزاب ۵۹)

بر اساس تعالیم اسلام بر زنان لازم است همه بدن خود را غیر از صورت و دستها از مچ تا انگشتان بپوشاند. این دستورات همه‌اش به خاطر حفظ سلامت فردی وخانوادگی است. از سوی دیگر اسلام برای نگاهها و شیوه سخن گفتن مرد وزن نامحرم مرزها و حدودی قائل شده است به زنان توصیه می‌کند که با صوت نازک و تحریک‌آمیز سخن نگویند(احزاب ۳۲) و در حد لزوم عرفی با مردان نامحرم سخن بگویند. وسایل الشیعه ۱۴/۱۴۳)

۲- ب: مشکلاتی که سبب وجود آن بیرون از خانواده می‌باشد

یکی از عمده‌ترین مشکلات خانواده‌ها که می‌توان گفت خود هیچ نقشی در بروز آن ندارند، روابط خویشاوندی و فامیلی است گرچه در اسلام این روابط بسیار مورد تأکید و اهمیت است اما رعایت نکردن بعضی از نکات، خود ایجاد آسیب می‌کند که در زیر به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱-دخالتهای بی‌مورد و مضر اطرافیان در زندگی زوجین: گرچه حمایتهای مالی و معنوی اطرافیان مورد قبول و پسندیده است اما این حمایتها نباید خود موجب دخالت در زندگی خانواده‌ها و یا تحمیل نظریات خود به آنها شود. لذا در روایات معصومین(علیهم السلام) است که بالاترین صله رحم، آزار نرساندن به خویشان است.(کافی: ۳/۲۲۲)

۲-چشم و هم چشمی: شاید بتوان گفت درصد بسیاری از اختلافات خانوادگی همین چشم و هم چشمی‌هایی است که اعضای خانواده در امور مادی نسبت به همدیگر دارند. اسلام همگان را به دوری از تجمل گرایی و اسراف دعوت می‌کند(حدید: ۲۰)

۳- بروز گناهان در مجامع خانوادگی: در مجالس خانوادگی که شاید در برخی از آنها گناهانی وجود داشته باشد خود ممکن است خانواده‌ها را درگیر در گناه کند و مشکلاتی را برای آنها فراهم کند و آرامش را از خانواده و اعضای آن سلب نماید. لذا قرآن دستور می‌دهد که باید دوستی خدا و وظایف الهی مقدم بر روابط خانوادگی باشد(توبه: ۲۴)

۴-تمسخر و عیب‌جویی نمودن از یکدیگر: در مجالس خانوادگی ممکن است افراد به غیبت یا عیب‌جویی از یکدیگر بپردازند که این رفتارها خود آرامش را از خانواده‌ها سلب می‌کند. همه این رفتارها در اسلام به شدت مذمت شده و عواقب اخروی و دنیوی در پی دارد.(حجرات: ۱۱)

۵-اتفاقات و حوادثی که برای اطرافیان به وجود می‌آید. ممکن است اتفاقی یا حادثه‌ای برای اطرافیان(پدر مادر خواهر و برادر) هر یک از زوجین به وجود آید که آرامش آنها را از بین ببرد که در این صورت توصیه اسلام به صبر و بردباری و یا تغافل و نادیده‌انگاری است.(نهج البلاغه حکمت:۴۱۴)

عوامل آرامش در خانواده

گرچه رعایت همه عوامل فوق خود می‌تواند بخشی از ایجاد آرامش در خانوده‌ها باشد اما عوامل دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند باعث ایجاد آرامش گردد از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱-اعتقادات و باورهای اصیل اسلامی

اگر اعضای خانواده به خصوص پدر و مادر که نقش مدیر و رهبر خانواده را بر عهده دارند، چنین اعتقاداتی را داشته باشند، بدون شک آرامش در خانواده‌ها ایجاد شده و از بین نمی‌رود. از جمله مهمترین این اعتقادات، تسلیم و رضا به مقدارت الهی، اعتقاد به رحمت گسترده و رزاق بودن خدا، اعتقاد به معاد و زندگی پس از مرگ، اعتقاد به امامت اهل بیت(علیهم السلام) که همراه با توسل و زیارت قبور آنها انسان احساس آرامش می‌کند. آری زن و شوهری که راضی به مقدرات الهی‌اند و با توکل بر خدا امور خود را به او واگذار می‌کنند، چه جای نگرانی و تزلزلی در زندگی خود احساس می‌کنند توکل بر خدا روزنه امیدی در برابر افراد می‌گشاید و گاه مشکلات را از راههایی که افراد گمان نمی‌برند حل می‌کند. البته اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر، می‌توانند یکدیگر را توصیه به توکل نمایند. در روایتی است که شخصی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرضه داشت همسرم مرا دعوت به توکل به خدا می‌کند. پیامبر آن زن را تحسین نموده و فرمودند: ثواب او نصف ثواب شهید است. (حرعاملی ۱۴/۱۷)

۲-رعایت توصیه اخلاقی

اسلام هر یک از زن و شوهر را دعوت به یک مجموعه از توصیه‌های اخلاقی می‌کند که با رعایت آنها زندگی سالم و آرامش بخشی را خواهند داشت. به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:

۱-صداقت

مرد و زن باید نسبت به همدیگر صادق باشند و انگیزه و قصدی مغایر با گفتار و رفتارشان نباشد. در صورتی که صداقت در خانواده حاکم نباشد، خانواده دچار آشفتگی شده و فضای خانواده به بی‌اعتمادی و بدبینی کشانده می‌شود. لذا اسلام تأکید بر پرهیز از دروغ نموده تا فضای خانواده فضای آکنده از اعتماد و صداقت باشد.(بحار:۲۵۴)

۲-خوش‌بینی

یکی از مسائلی که اسلام بر روی آن تأکید می‌کند، خوش‌بینی است. خوش‌بینی سه وجه می‌تواند داشته باشد نسبت به خداوند نسبت به وقایع و حوادث زندگی و خوش‌بینی اعضا نسبت به یکدیگر خوشبینی نسبت به خداوند که از آن تعبیر به حسن ظن به خدا می‌شود بر زندگی خانوادگی می‌تواند بسیار موثر باشد. از بزرگترین گناهان که موجب ناامیدی و اضطراب می‌گردد، سوءظن به خداست(متقی هندی ح۵۸۴۹) در روایات است که خداوند نزد گمان بنده مومن خود می‌باشد یعنی اگر کسی به خداوند گمانی نیکو داشت، خداوند نیز مطابق گمان او شرایط را برایش فراهم می‌کند.(کلینی ۲/۷۲)

خوش‌بینی نسبت به وقایع و رویدادهای زندگی می‌تواند افراد را در مقابل مشکلات و سختی‌ها ایمن کند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تأثیر فال بد به خودت بستگی دارد اگر آن را آسان بگیری آسان می‌شود و اگر سخت بگیری سخت می‌شود و اگر آن را به چیزی نگیری چیزی نخواهد بود. (میزان الحکمه ۳۸۶۸) انسانی که معتقد به قدر الهی است می‌داند اگر امر خیر یا شری برای او پیشامد نمود، به مصلحتش بوده است و نه در شادی و نه در غم به خویشتن تکیه نمی‌کند. پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند هیچ قضای شاد یا غمگینی بر مومن جاری نمی‌سازد مگر آن که خیرش در آن است اگر بلایش دهد کفاره گناهانش باشد و اگر عطا کند و گرامی‌اش دارد به او بخشش کرده است. (تحف العقول:ص ۴۷)

و خوش‌بینی نسبت به اعضای خانواده: هیچ یک از افراد حق ندارند نسبت به هم بدبین باشند البته پدیدآیی این حالت نیازمند مقدماتی است و آن این که هر دو در رابطه با هم صداقت داشته باشند و هم چنین شناخت کافی ولازم را نسبت به هم داشته باشند. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: خوش‌بینی، مایه آسایش دل و سلامت دین است(میزان الحکمه. ۳۹۱۲) یا خوش‌بینی اندوه را می‌کاهد(همان۳۹۱۳) روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که به بخشی از آنها اشاره می‌نماییم:

امام علی(علیه السلام) فرمود: شایسته نیست به سخنی که از دهان کسی خارج شد، گمان بد ببری چرا که برای آن، برداشت نیکویی می‌توان داشت. (نهج البلاغه حکمت:۳۶۰)

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می‌زند، عذری بجوی و اگر نیافتی، عذری بتراش(میزان الحکمه ۳۹۱۰)

در حدیثی دیگر می‌فرمایند: رفتار برادرت را به بهترین وجه حمل کن تا زمانی که کاری از او سرزند که راه توجیه را برتو ببندد و هیچ گاه به سخنی که از دهان برادرت بیرون آید تا وقتی برای آن محمل خوبی می‌یابی گمان بد مبر(همان ۳۹۱۱)
انسان بدبین زندگی را به کام خویش و حتی اطرافیانش تلخ می‌کند خودش را از نظر و توجه دیگران دور می‌کند میان خود و دیگران دیواری از بی‌اعتمادی و سدی در برابر ارتباط موثر قرار می‌دهد.

۳- قناعت

انسان قانع، همان انسانی است که به آنچه دارد اکتفا می‌کند و از حرص و طمع خودداری می‌نماید البته معنای این حرف نیز آن نیست که انسان در تلاش و کوشش برای توسعه زندگی خویش فرو گذاری نماید که دقیقا خلاف سیره معصومین(علیهم السلام) است آنچه مهم است آنکه در هر زمانی هر چه داریم، به همان فکر کنیم نه به بیشتر از آن. به هر چه داریم، اکتفا کنیم. نه در تخیلات خویش آنچه را داریم بی‌ارزش بشماریم. به عبارت دیگر، به داشته‌های خود توجه کنیم. اگر به داشته‌های خود و به نعمت‌هایی که خداوند به ما عطا فرموده است توجه کنیم، همیشه از داشتن زندگی خویش راضی بوده و خوشحال هستیم. و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن(فجر/۱۱) هم چنین قناعت، سبب عزت نفس می‌گردد. امام علی(علیه السلام) فرمود: قانع باش تا عزیز گردی.(نامه ۳۰؛ نهج البلاغه)

۴-صبر

صبر نیز یکی از عوامل آرامش خانواده‌ها به شمار می‌رود زیرا چه بسا خانواده‌ای با مشکلی مواجه شده مثلا دچار ناکامی یا مصیبت و یا رفتارهای نامناسب دیگران گشته است که عامل صبر می‌تواند خانوده را به پناهگاه آرامش سوق دهد. لذا در روایات توصیه به صبر شده است: (من صبر خفت محنته: غررالحکم ۵۷۷)

۵- حلم

حلم یعنی انسان با وجود قدرتی که دارد اما بزرگواری می‌کند و طرف مقابل خود را می‌بخشد و از او می‌گذرد(جامع السعادات: فصل حلم). فرق آن با تحمل آن است که در تحمل نمودن -که البته تحمل، منفی و آثار سویی بر روان انسان می‌گذارد- آن است که انسان توانایی برخورد با شخص را ندارد و یا اگر دارد از او نمی‌گذرد و او را تحمل می‌کند اما در حلم همان طور که گفته شد، گویی شخص اصلا رفتار طرف مقابلش را نادیده گرفته است و خود را به ندیدن و غفلت می‌زند و چیزی از رفتار او در دل خویش بر نمی‌گیرد و کاملا از او می‌گذرد. چنین صفتی، بسیار مورد تأکید روایات ماست و نه تنها اثر منفی ندارد بلکه اثرات مثبت برای خود شخص و طرف مقابلش دارد.

روش‌های دارای حلم شدن

۱-تغافل: اگر در مقابل شما کسی عملی را انجام داد و شما را ناراحت نمود رفتار او را نادیده بگیرید گویی اصلا رفتار او را ندیده اید. امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: از بهترین رفتارهای شخص بزرگوار، نادیده گرفتن چیزی از خطاهای مردم است که می‌داند.(میزان الحکمه ۴۸۴۵)
امام صادق(علیه السلام) فرمود: درستی وضع زندگی اجتماعی و معاشرت، پیمانه پری است که دو سوم آن توجه و هشیاری است و یک سومش چشم پوشی.(همان۴۸۴۶)
۲-خود را به حلم زدن: انسانی که حلم برای او دشوار است می‌تواند خود را به حلم بزند یعنی تظاهر به حلم داشتن بنماید و این کار رابارها تکرار کند تا عادتش شود که حلیم باشد. امام علی(علیه السلام) فرمود: اگر بردبار نیستی، خویشتن را بردبار جلوه ده زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و سرانجام یکی از آنان نشود.(همان۱۷۴۳)

۶- ارتباط مناسب داشتن با یکدیگر

روابط ما با یکدیگر شامل دو دسته از روابط کلامی و غیر کلامی می‌شود. در روابط کلامی توصیه شده است که یکدیگر را با بهترین نامی که دوست دارید صدا بزنید.(کافی ۲/۶۴۳) ابراز محبت و دوستی نسبت به همسر(وسایل الشیعه ۱۴/۱۰) سپاس‌گزاری اعضای خانواده از یکدیگر(لقمان ۱۴وسایل الشیعه ۱۴/۱۱۵)
در روابط غیر کلامی حسن خلق از مهمترین ویژگی‌های اعضای خانواده به خصوص شوهر است(کافی۲/۱۰۷) نگاه مهربانانه زن و شوهر با یکدیگر موجب نشاط آنان می‌گردد(وسایل الشیعه ۱۴/۳۷) نگاه به والدین از روی لطف عبادت به شمار می‌رود.(همان۱۵/۲۰۵) فروتنی اعضا نسبت به هم به خصوص فرزندان نسبت به والدین و زن نسبت به شوهر خود سفارش شده است. لذا بدترین رفتار زنان، تکبر در برابر شوهر به شمار می‌رود. (وسایل الشیعه ۱۴/۱۴و۱۵) آراستگی ظاهری افراد(به خصوص زن و شوهر) نیز مورد توجه قرار گرفته است(همان) حضور در کنار هم اعضای خانواده نیز باعث گستردگی رحمت و آمرزش خداوند بر اهل آن خانه شده(وسایل الشیعه ۱۶/۴۲۲) و ارزش آن از اعتکاف وعبادت در مسجد مدینه نزد خدا محبوب‌تر دانسته شده است.(آثارالصادقین ۱۵/۲۹۳)

راهکارهای اسلام برای درمان مشکلات خانواده

بدون شک خانواده ممکن است دچار مشکلات و آسیب‌هایی گردد. اسلام چه راهکاری را برای مقابله و حل این مشکلات پیش بینی نموده؟
البته همیشه پیشگیری بهتر از درمان است و اگر تمام نکاتی که گفته شد مراعات گردد، قطعا مشکلی پیش نخواهد آمد و خانواده همیشه در کمال آرامش می‌باشد. در این باره اسلام اصولی را پیشنهاد می‌کند تا خانواده مشکلش حل شده دوباره آرامش به آنها برگردد.
۱-اصل مشاوره: بهترین راه برای حل مشکلات، مشاوره زن و شوهر است لذا همفکری صمیمانه و همدلی داشتن زن و شوهر با یکدیگر می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل نماید مثلا یکی از مسائلی که می‌تواند مورد اختلاف آنها باشد، مسئله شیر دادن فرزند است که قرآن دستور می‌دهد این مسئله را با مشاوره همدیگر حل کنند.(بقره۲۳۳)
۲- اصل حکمیت: اگر اختلاف در خانواده شدت بگیرد و زن و مرد با هم ناسازگار باشند و وضعیت آنها حاد شد قرآن دستور به حکم قرار دادن بین آنها می‌کند تا به واسطه دخالت صحیح دیگران مشکل آنها حل شده و آرامش به خانواده برگردد(نساء/۳۵) قرآن می‌فرماید: اگر قهر و دشمنی میان زوجین پیش آمد، یک نفر از خانواده مرد و یک نفر از خانواده زن را حکم قرار دهید.
۳-جدایی زن و شوهر: آخرین مرحله‌ای که اسلام برای حل مشکل خانواده پیشنهاد می‌کند، مسئله طلاق و جدایی است البته روایات این عمل را بسیار زشت و قبیح شمرده‌اند اما به عنوان آخرین مرحله از احکام الهی شمرده شده است پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرییل پیوسته مرا درباره زن سفارش می‌کرد تا جایی که گمان بردم طلاق او جایز نیست مگر در صورت ثابت شدن فحشا.(بحار ۱۰۳/۲۵۳) اما در شرایطی که ادامه زندگی موجب ضرر است اسلام این حکم را وضع نموده است. (بقره ۲۹۹)

نویسنده: محمد ثناگویی

منابع و مآخذ
۱- قرآن کریم: ترجمه بهاءالدین خرمشاهی،تهران: نشر نیلوفر،۱۳۷۴
۲-نهج البلاغه،ترجمه محمد جعفر امامی ومحمد رضا آشتیانی،قم: مدرسه امیرالمومنین ۱۳۷۵
۳-آمدی،عبدالواحد،غررالحکم و درر الکلم، قم دفتر تبلیغات اسلامی ۱۳۶۶
۴-بارکر،فیلیپ، خانواده درمانی پایه ترجمه محسن دهقانی تهران:نشر رشد ۱۳۷۵ش
۵-الحرالعاملی، ۱۴۰۳ محمد بن حسن، وسایل الشیعه تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت: داراحیاءالتراث العربی ۱۹۹۱م
۶-خداپناهی،محمد کریم، روان شناسی فیزیولوژیک، تهران: سمت، ۱۳۸۶ش
۷-سالاری فر، مرزها در خانواده از دیدگاه اسلام ومکتب ساخت نگر، فصلنامه حوزه ودانشگاه، ۱۳۸۱ش
۸-سالاری فر، خانواده در نگرش اسلام وروان شناسی،تهران: سمت ۱۳۸۴ش
۹-ستیر، ویرجینیا،آدم سازی در روان شناسی خانواده، ترجمه بهروز بیرشک، تهران: انتشارات رشد ۱۳۷۰ ش
۱۰-سیوطی،جلال الدین، الدرامنثور،قم: نشرمکتبه آیه الله المرعشی النجفی،۱۴۰۴ ق
طبرسی، ابونصرحسن بن فضل،مکارم الاخلاق، قم: منشورات الرضی،۱۹۷۲م
۱۱-فرید تنکابنی، مرتضی، الحدیث،تهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۷۴ش
۱۱-کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی ترجمه سید جواد مصطفوی تهران نشر فرهنگ اهل بیت ع کافی
۱۲-متقی هندی،علاءالدین،المرشد الی کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال،بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۹ق
۱۳-مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفاء ۱۹۸۳م
۱۴-محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم:دارالحدیث، ۱۳۷۹ش
۱۵-مطهری،مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام وجهان غرب،دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۵۹ش
۱۶-مینوچین، سالوادور،خانواده وخانواده درمانی ترجمه باقر ثنایی تهران: نشر امیر کبیر۱۳۷۵ش
۱۷-نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، نجف: مطبعه لنجف الاشرف، ۱۹۶۳م
۱۸-نوری طبرسی، حسین، مستدرک الوساسل ومستنبط المسائل، بیروت: نشر موسسه آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۹۸۸م

منبع: راسخون

چگونگی رفع اختلافات خانوادگی با توجه به آیات قرآن

اختلافات و مشاجرات و دعواهای متداوم، برای پیکر خانواده، بیماری است. توجه به وظایف و مسئولیت‌های خود و طرف مقابل و محدود کردن توقعات به آنچه وظیفه دیگری است، نه تنها عامل جلوگیری از بروز اختلاف، بلکه عامل رفع اختلاف نیز هست. مبارزه با هوای نفس و خودخواهی و غرور و خودپسندى، نه تنها جلو بروز اختلاف را می‌گیرد، بلکه می‌تواند اختلافات موجود را هم به صلح و آشتی و تفاهم تبدیل کند.

گاهی چنین است که هر یک از طرفین، از دیگری انتقاداتی دارد و هیچ یک نیز حاضر به پذیرفتن انتقادات دیگری و برداشتن گامی در جهت تفاهم و توافق نیست.

گاهی چنین است که یکی از زن و شوهر، از انجام وظیفه خود تخلف می‌ورزد، یا زن از اطاعت همسر در محدوده امور زناشویی سرباز می‌زند و حاضر نیست طبق گفته قرآن در برابر همسر خویش (قانت) باشد و یا در غیاب او حافظ مال و ناموسش باشد و یا مرد، از دادن نفقه و حسن معاشرت، خودداری می‌کند. گاهی نیز چنین است که هر یک از طرفین با سعه صدر، به تذکرات و انتقادات دیگری توجه می‌کند و با صداقت و صمیمیت، مسائل و مشکلات را حل می‌کنند و نیازی به هیچ گونه توصیه و اقدامی از هیچ ناحیه‌ای نیست.
یکی از حالاتی که شدیدا مورد توجه قرآن مجید است و باید برای آن چاره اندیشی شود، حالت (نشوز) زنان در زندگی خانوادگی است. این حالت، نقطه مقابل (قنوت) است. گفتیم: زن (قانت) زنی است که در محدوده زناشویى، در برابر شوهر، مطیع و متواضع است.

بنابراین، زن (ناشزه) زنی است که در همان محدوده، به عصیان و سرکشی روی می‌آورد. قرآن مجید، از مردان خواسته است که سعی کنند طبیبانه، در صدد علاج بر آیند و گرمی و جذابیت را به کانون خانواده بر گردانند و در این راه، استفاده از چند تاکتیک را تجویز و توصیه کرده است.
در این باره می‌گوید:

«و التی تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن»؛ «زنانی که از نافرمانی آنها بیم دارید، موعظه کنید و آنها را در بسترها ترک کنید و بزنید.» (نساء/ ۳۴)

در حقیقت، قرآن مجید توصیه فرموده است که از تاکتیک‌های سه گانه موعظه و بی‌اعتنایی به آنها در بستر خواب و زدن استفاده شود. به کار بردن این تاکتیک‌ها تدریجی است. در درجه اول باید مرد سعی کند از راه ارشاد و موعظه، زن را به راه آورد؛ اگر این تاکتیک مؤثر واقع نشد به تاکتیک دوم و سوم، روی می‌آورد.
مقصود از رها کردن زن در بستر خواب که دومین تاکتیک است و در صورت عدم تأثیر موعظه و اندرز، به کار گرفته می‌شود، چیست؟ یک احتمال، ترک همخوابگی است و احتمال دوم، این است که بدون ترک همخوابگى، مرد در بستر نسبت به زن بی‌اعتنایی کند و او را مورد بی‌مهری قرار دهد؛ البته احتمال دوم با توجه به کلمه (مضاجع) قوی‌تر است.
طبیعی است که این تاکتیک‌ها همه مقدمه آشتی و جذب و انجذاب است و نباید به صورتی عمل شود که به جای جذب و انجذاب، دافعه و گریز، حاکم گردد. زبان موعظه باید زبانی شیرین و لحن آن باید لحنی دل نشین باشد. موعظه کننده، حتما باید ثابت کند که دلسوز و امین و خیرخواه است و تسلیم هوای نفس و اغراض و مقاصد شیطانی نیست. مردی که از اول او را موظف کرده اند که واعظ باشد، چگونه قابل قبول است که بلافاصله از او بخواهند که به (قهر تمام عیار!) روی آورد و اقدام به ترک هم خوابگی کند!
مگر در زندگی زناشویی قاعده صحیح این نیست که مرد مظهر احسان باشد!. آیا بهترین نوع احسان این نیست که اگر زن مرتکب خطا و جهالتی بشود، مرد با گذشت و بزرگواری در صدد اصلاح او بر آید! آیا راه اصلاح، دوری کردن و فاصله گرفتن در حدی است که راه آشتی و الفت باز بماند یا بستن این راه!
بهتر است برای این که مرد بداند تا چه حد وظیفه او در قبال همسر و تحکیم روابط همسری سنگین است، به سخنی از امام صادق(علیه السلام) توجه شود.

از آن بزرگوار پرسیدند: حق زن بر مرد چیست که اگر مرد آن حق را به جای آورد، مظهر احسان باشد؟ فرمود:«یشبعها و یکسوها و إن جهلت غفر لها؛ او را سیر می‌گرداند و بدنش را می‌پوشاند و اگر جهالتی کند، او را مورد گذشت قرار می‌دهد
زنی که در برابر شوهر به نشوز روی آورده، گرفتار نوعی جهالت شده است. جهالت را نباید با جهالت پاسخ داد. مهم این است که اشخاصی که به جهالت روی آورده اند، اصلاح بشوند و راه اصلاح این نیست که جهالت را با جهالت پاسخ دهیم. چنین رویه‌ای هم برای زندگی خانوادگی مضر است و هم برای زندگی اجتماعى. شیرینی زندگی خانوادگی و اجتماعى، در تجاذب است نه تدافع.

جهالت را با جهالت پاسخ دادن، تدافع است؛ اما پاسخ جهالت با وعظ و ارشاد و حداقل قهر -که همان بی‌اعتنایی در بستر خواب است- زمینه ساز تجاذب است و امید می‌رود که با به کار گرفتن این گونه تاکتیک‌ها بار دیگر پیوند الفت و وحدت، استحکام یابد و دفع و گریز و نفرت، از کانون خانواده رخت بربندد.
با این توضیحات، در مورد تاکتیک سوم نیز معلوم است که هدف، اعمال قدرت و در هم کوبیدن جسم نحیف و اندام لطیف زن نیست.

شاید انسان با یک نظر ابتدایی در مورد سومین تاکتیکی که در قرآن توصیه شده است، فکر کند که اسلام خواسته است دست مرد را باز بگذارد تا هرگونه بخواهد درباره زن اعمال قدرت کند و با کتک و مشت و سیلی و لگد او را در برابر خود تسلیم نماید، در حالی که هرگز چنین نیست. بدیهی است که زدن مراتبی دارد. از یک پس گردنی بسیار معمولی و بی‌درد و رنج گرفته تا مرحله‌ای که شخص از حرکت بیفتد، ولی نمیرد، همه زدن محسوب می‌شود. تنها آن وقتی که شخص بر اثر زدن، قلب و پیکرش از کار بیفتد، دیگر زدن نه، بلکه کشتن گفته می‌شود!
نکته مهم این است که حد و مرز زدن را چه کسی باید مشخص کند؟ آیا مرد حق دارد درباره حد و مرز زدن خودش تصمیم بگیرد و پیکر نحیف زن مظلومی که گفتیم اسلام، (ریحانه) خلقت و گل زیبا و با طراوت بوستان هستی اش می‌داند، آن چنان در زیر ضربات شلاق و مشت و لگد و سیلی و چوب در هم بکوبد که پژمرده و ناتوان و رنجور گردد؟ آیا زدن در چه موردی تجویز شده و آن جا که تجویز شده، چگونه زدنی مراد است؟ چه کسی باید حد آن را تعیین کند؟ شوهر یا مقام دیگرى؟
وجوب اطاعت زن از شوهر و به اصطلاح قرآنی (قنوت) زن، صرفا در محدوده زناشویی است و شوهر حق این که او را به جاروکشی و کهنه شویی و آشپزی و لباسشویی و این گونه کارها وادار کند ندارد. اینها چیزهایی است که از راه تفاهم و صمیمیت و همکاری و همفکری و گذشت و ایثار باید به وسیله خود زن و شوهر حل شود و بنابراین، شوهر در این گونه امور، حتی حق مؤاخذه زن را هم ندارد، تا چه رسد به این که بخواهد قلدری کند و با ضرب و جرح، او را تسلیم اراده خود سازد.
مرد باید بداند که کلفت یا کنیز به خانه نیاورده، بلکه همسر، همکار، همفکر و یار و مددکار به خانه آورده است و از او باید فقط انتظار (قنوت) و (حفظ) داشته باشد. بنابراین، تاکتیک‌های سه گانه در محدوده خاص نشوز زن و ترک قنوت است و ربطی به مسائل و اموری که معمولا در محیط خانواده، زنان به خاطر همکاری و همفکری و همدلی انجام می‌دهند ندارد.
اما در مورد این که حد و مرز زدن تا کجاست؟ خوشبختانه، در این مورد، این مرد نیست که هرگونه بخواهد عمل می‌کند، بلکه اسلام، این قدر او را در این راه محدود کرده که اگر بگویم: این گونه زدن‌ها به نوازش کردن شبیه تر است تا تنبیه بدنى، گزاف نگفته ایم. زدنی که اسلام تجویز کرده، زدنی است دوستانه و آشتی انگیز، نه قهر انگیز و رنج و رنجش آور.

وقتی مرد در برابر جهالت زن، حق جهالت کردن ندارد و موظف است که مظهر احسان باشد، پر واضح است که دست او برای زدن بسته شده و حق اعمال زور و قدرت مردانه خود را در این مورد ندارد و بهتر است زور و قدرت خویش را برای جبهه‌های جنگ و دفاع از استقلال میهن و مکتب نگاه داری کند.
فقهای شیعه می‌گویند: مرد حق ندارد زن خود را طوری بزند که جای آن بشکند، یا زخم و جراحت ایجاد شود و حتی رنگ پوست کبود و سرخ بشود.

لازمه این مطلب این است که: اگر مردی زن خود را طوری بزند که استخوان بشکند یا جای آن مجروح شود یا کبود و سرخ گردد، باید قصاص شود یا دیه آن را طبق دستور اسلام به زن بپردازد.
از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که: «إنه الضرب بالسواک» (مقصود، زدن با مسواک است). معلوم است که وقتی مرد برای زدن همسر، از حربه‌ای چون مسواک بتواند استفاده کند، تا چه اندازه حق اعمال قدرت پیدا می‌کند!

در قرآن راجع به زدن زن داستان شیرینی داریم: ایوب (علیه السلام) در آن حالت رنجوری و دردمندی به واسطه شکوه همسرش خشمگین شد و او را که یگانه پرستار مهربانش بود، از خود راند و سوگند یاد کرد که اگر بهبود یابد، صد ضربه شلاق به او بزند؛ اما هنگامی که بهبود یافت، خداوند به او دستور داد:

«و خذ بیدک ضغثا فاضرب به و لاتحنث»؛ «یک دسته گیاه بردار و او را بزن و با سوگند خود مخالفت نکن.» (ص/ ۴۴) معلوم است که این گونه زدن، به نوازش کردن شبیه تر است تا آزردن و ناراحت کردن!
به این ترتیب، باید در برابر عظمت قرآن و رهبران اسلام سر تعظیم فرود آوریم که در مسئله زدن زنان، عاملی بازدارنده هستند، نه عامل تحریک‌کننده!

زنی که می‌بیند شوهرش در برابر جهالت او، موعظه و ارشاد می‌کند و عکس العمل او در برابر این جهالت، در صورت عدم تأثیر موعظه، یک بی‌اعتنایی در بستر خواب است و در عین داشتن قدرت، به هیچ وجه حاضر به آزردن جسمی او نیست و همچون ایوب، صبر و بردباری پیشه می‌کند، چگونه واکنشی نشان می‌دهد! یقینا اگر قابل اصلاح است، با همین تاکتیک‌ها اصلاح می‌شود و اگر قابل اصلاح نیست، آزردن جسم او نیز دردی را دوا نمی‌کند و باید فکر دیگری کرد.
یکی از نویسندگان مصرى، در توجیه مسئله زدن زن گفته است: «بعضی دچار بیماری مازوشیسم -که در مقابل بیماری سادیسم است- هستند. کسی که بیماری سادیسم دارد، از آزار دیگران لذت جنسی می‌برد و کسی که بیماری مازوشیسم دارد، از آزار خویش!» وی می‌گوید: «با توجه به این که بعضی از زنان به یک بیماری خفیف مازوشیسم مبتلا هستند، قرآن کریم تجویز کرده است که وقتی موعظه و بی‌اعتنایی در بستر خواب مؤثر واقع نشد، او را بزنند.»
از وی باید سؤال کرد: اگر مرد به این بیماری مبتلا شد، چه باید کرد؟ اگر یکی از اینها گرفتار سادیسم شدند، تکلیف چیست؟ وانگهى، در صورتی این خود آزاری زن می‌تواند به حال او مفید باشد که واقعا مرد، حق آزردن جسمی او را داشته باشد، در حالی که او حتی حق این که طوری او را بزند که جای آن سرخ شود نیز ندارد.

به علاوه، اگر زن بیمار است، باید درمان شود و معلوم است که زدن، درمان بیماری او نیست، بلکه تشدید بیماری است! در حالی که تأثیر عاطفی و اخلاقی این گونه تغییرات، به مراتب بیشتر از این است که صریحا دستور نزدن داده بشود؛ اما اگر مرد نتواند با این گونه تاکتیک‌ها زن را به راه آورد، چه باید کرد؟ اگر خود مرد نیز مقصر باشد و زن هم نتواند با تذکرات، او را متنبه سازد، چاره چیست؟ خلاصه، اگر محبت، جای خود را به عداوت و گذشت، جای خود را به شدت عمل و وحدت، جای خود را به کثرت داد، چه کنیم؟

شقاق به جای وفاق و سازگاری

آیا جامعه در برابر متلاشی شدن خانواده‌ها می‌تواند بی‌تفاوت بماند؟ آیا محاکم خانوادگی وظیفه دارند گسیختن پیوند زناشویی و دادن اجازه نامه طلاق را اولین یا آخرین اقدام خود قرار دهند. اگر توجه کنیم که اسلام، طلاق را به عنوان یک (حلال منفور!) معرفی کرده است به هیچ وجه موافق متلاشی شدن خانواده‌ها نیست، جواب همه سؤالات فوق روشن می‌شود.
خوشبختانه، باز خود قرآن، کلید حل معما را به دست ما داده و در این مورد فرموده است: «و إن خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من أهله و حکما من أهلها إن یریدا إصلاحا یوفق الله بینهما»؛ «اگر بیم دارید که در میان آنها عداوت و دشمنی واقع شود، یک داور از بستگان شوهر و یک داور از بستگان زن، مأمور حل اختلافات کنید؛ اگر مایل به اصلاح باشند، خداوند میان آنها توافق برقرار می‌کند.» (نساء/ ۳۵)
در این دستورالعمل قرآنی سه نکته، جلب توجه می‌کند:
۱- داوران باید از بستگان زن و شوهر باشند تا هم از مسائل خانوادگی آنها اطلاع بیشتری داشته باشند و هم طرح پاره‌ای از مسائل نزد آنها، به شئونات خانوادگی صدمه و لطمه‌ای نزند و زن و شوهر بتوانند سفره دل خود را پیش آنها بگشایند و داوران خانوادگی را در راه حل اختلاف، یاری کنند. در این جا تکلیف دادگاه‌های خانواده نیز روشن می‌شود؛ این گونه دادگاه‌ها، در چنین مواردی وظیفه دارند برای حل اختلافات، به داوران خانوادگی متوسل شوند تا در کار خود موفقیت بیشتری داشته باشند.پیوند عاطفی موجود میان زن و بستگان و همچنین شوهر و بستگان، نقش مهم و مؤثری می‌تواند داشته باشد.

اسلام خواسته است برای التیام دادن میان زن و شوهر و استوار داشتن بنیان مقدس خانواده، از همه این جنبه‌ها استفاده کند و با به میان کشیدن پای بستگان زن و شوهر، از همه احتمالات و امکانات، برای رام کردن دو قلب و دو روحی که از یکدیگر گریزان گشته و احیانا نسبت به هم نفرتی پیدا کرده اند، استفاده کند. با توجه به این که اسلام، در تقویت عواطف خویشاوندی نیز نقش مؤثری دارد، بهتر می‌توانیم به اهمیت داوری‌های خانوادگی پی ببریم.

گاهی زن نسبت به برادر یا خواهر یا یکی از بستگان خود علاقه شدیدی دارد و مرد نیز در بین بستگان، فردی را بیشتر دوست می‌دارد، این گونه افراد، خوب می‌توانند میان زن و شوهر آشتی بدهند. ریش سفیدهای خانواده‌ها، هنوز هم در جامعه، سخت مورد احترامند. اسلام هم می‌خواهد که این گونه افراد در میان فامیل، نقش پیامبر در میان امت را داشته باشند. به یقین، اینها می‌توانند از تجارب و نفوذ کلام خود بهره گیرند و پیوند زناشویی را از پاره شدن حفظ کنند.
۲- درست است که داوران خانوادگی از نفوذ کلام و تجارب خود در راه حل اختلافات، استفاده می‌کنند؛ اما خواست خود زن و شوهر، از هر چیزی مؤثرتر است.

وقتی کار زن یا شوهر یا هر دو به مرحله‌ای رسیده است که اگر طرف مقابل، خلق و خوی و جمال و کمال و صفای حوران یا فرشتگان هم پیدا کند، باز احساس علاقه و دلبستگی نمی‌کند، چه می‌شود کرد؟ گاه است که هر یک از طرفین اختلاف، طرف مقابل را با شرایطی حاضر است بپذیرد، این جاست که داوران خانوادگی می‌توانند میان آنها ایجاد توافق کنند؛ در حقیقت، زمینه آشتی فراهم است، فقط داوران خانوادگی باید سعی کنند، زمینه موجود را تقویت نمایند و مورد استفاده قرار دهند.
در این جا خدا هم کمک می‌کند؛ زیرا قرآن کریم می‌فرماید: «اگر زن و شوهر طالب اصلاح باشند، خداوند میان آنها توافق برقرار می‌کند.» اما گاهی هم هست که یکی از آنها دیگری را حاضر نیست به هیچ وجه بپذیرد، این جا دیگر از داوران کاری ساخته نیست و خدا نیز دخالتی نمی‌کند.

۳- از آن جا که ممکن است ریش سفیدها و بزرگترها به جای کوشش در ایجاد تفاهم و توافق سعی کنند به اجبار و تهدید، آنها را رام و مقید سازند و مخصوصا چنین احتمالی در مورد بستگان بسیار قوی است، قرآن، رسیدن به آشتی و توافق را منوط به خواست هر دو آنها ساخته و برای هیچ کدام امتیازی قایل نشده و از هیچ یک نیز سلب اختیار نکرده است.

این خود زن و شوهرند که باید طالب اصلاح و آشتی باشند. اصلاح و آشتی تحمیلی چه دردی را دوا می‌کند؟ همان طوری که در بستن پیمان زناشویى، زن و شوهر باید آزادی کامل داشته باشند، در آشتی و خاتمه دادن به جنگ و دعوا و دشمنی نیز باید خودشان، آزادی کامل داشته باشند.

همان طوری که در بستن پیوند زناشویى، بستگان زن و مرد، نقش کدخدا منشی دارند و هیچ کس حق تحمیل نظر و عقیده و سلیقه خود بر آنها ندارد، در این مرحله نیز آنها باید کدخدا منشانه عمل کنند و به هیچ وجه در کار آنها دخالت نداشته و از آنها سلب آزادی ننمایند. چنین برخوردی با مسئله، یک برخورد صد در صد قرآنی و اسلامی است و اگر همه این تدبیرها بی‌نتیجه ماند، راهی جز طلاق و متارکه، باقی نمی‌ماند.

منابع
۱-احمد بهشتی؛ خانواده در قرآن؛ صفحه ۱۱۱
۲-محمد باقر مجلسی؛ روضه المتقین؛ ج‏ ۸؛ ص ‏۳۶۹
۳-محمد حسین طباطبایی؛ تفسیر المیزان؛ ج ۴ ص ‏۳۷۱

منبع: دائره المعارف اسلامی طهور