حقوق زن

نوشته‌ها

مقایسه کامل حقوق میان دین زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام

اشاره:

  از آنجا که ادیان الهی از طرف خداوند به سوی بشریت آمده تا انسان را ارشاد و راهنمایی کند، خداوند هیچ دینی را بدون حقوق و قانون رها نکرده است. بنابراین وقتی سرچشمه این ادیان خداوند باری تعالی باشد قطعاً تمام چیزهایی که از طرف ذات یکتا آمده یکی بوده و اگر فرقی در آنها دیده می‌شود بستگی به واضعان و قانون‌گذاران دارد که چه برداشتی از حقوق و قوانین دارند. حال ما به بررسی بعضی از آنها می پردازیم.

 

حقوق طبیعت

ادیان و محیط زیست

یکی از چالش های پیش روی ادیان چگونگی روبرو شدن با بحران زیست محیطی است که بسیاری معتقدند بر اثر ماتریالیسم بی حد و مرز، عرفی شدن و صنعتی شدن لجام گسیخته در جوامع امروزی پدید آمده است. در واقع بعضی معتقدند که جدا کردن دین از زندگی سکولار می تواند یکی از علل عمده این معضل باشد.

به گزارش گروه دین و اندیشه «مهر»، چالش های بزرگ ناشی از بحران زیست محیطی، در جنبه های پیچیده و به هم پیوسته خود، همواره مورد بحث بوده است. انفجار جمعیت، نابودی منابع، مصرف بیش از اندازه، گسترش فقر، آلودگی شدید و صنعتی شدن افسار گسیخته، به ظاهر چالش های بزرگی را پیش روی صاحب‌نظران و دست اندرکاران حفظ محیط زیست می گذارد. آنچه نیاز به آن هر روز بیش از پیش مشخص می‌شود، اصلاح رابطه انسان با زمین است. یک راهکار برای تجدید توازن طبیعت، جست و جو در جهان بینی هایی است که حاوی اندیشه توازن و رابطه دو جانبه هستند.

بسیاری از مردم، هنگامی که سخن از بحران های زیست محیطی و رابطه آن با دین به میان می آید، نسبت به دوران های پیشین که به ظاهر پیچیدگی کمتری داشت و پرسشگری از عقاید و اعمال دینی تا بدین حد با بی پروایی همراه نبود، احساس دلتنگی می‌کنند. یکی از چالش های پیش روی ادیان چگونگی روبرو شدن با بحران زیست محیطی است که بسیاری معتقدند بر اثر ماتریالیسم بی حد و مرز، عرفی شدن و صنعتی شدن لجام گسیخته در جوامع امروزی پدید آمده است. در واقع بعضی معتقدند که جدا کردن دین از زندگی سکولار می تواند یکی از علل عمده این معضل باشد.

از سوی دیگر دانشمندانی چون «آرنولد توین بی» و «لین وایت» معتقد به نقش منفی ادیان توحیدی در این بحران هستند. لین وایت، «متخصص تاریخ قرون وسطی و استاد برجسته دانشگاه های پرینستون، استانفورد و کالیفرنیای آمریکا» در سال ۱۹۶۷ در مقاله ای جنجال برانگیز با عنوان «ریشه های تاریخی بحران زیست محیطی معاصر»، سه دین ابراهیمی اسلام، مسیحیت و یهودیت را مسئول این معضلات زیست محیطی کنونی اعلام نمود. وایت معتقد است که تأکید فراوان این ادیان بر غلبه خداوند بر آن و سلطه انسان بر طبیعت منجر به تحقیر طبیعت شده و در نتیجه تخریب محیط زیست به خاطر اهداف منفعت طلبانه بشر رخ داده است.

با نگاه به جهان بینی های مبتنی بر ادیان ابراهیمی، در می‌یابیم که سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام، اخلاقیات انسان مدار را بنا نهاده اند. بنابراین طبیعت از دیدگاه این ادیان در درجه دوم اهمیت قرار دارد. از سوی دیگر، با بررسی دقیق تر مشاهده می‌کنیم که منابعی غنی از دیدگاه‌های مثبت درباره‌ محیط زیست در سنت عهد عتیق، در الهیات مقدس، در مسیح شناسی مبتنی بر تجسد مسیح و در مفهوم خلیفه الله بودن انسان در قرآن وجود دارد. سنت عهد عتیق حاوی تعهداتی است که نسبت به همه موجودات وجود دارد. تجسد مسیح بر این فرضیه متکی است که از آنجا که خداوند در شخص مسیح متجسد شد کل نظام هستی را می توان مقدس شمرد و بالاخره مفهوم خلیفه‌ی خدا بودن انسان بر روی زمین نشان می‌دهد که انسان برتری ها، مسئولیت ها و الزامات خاصی نسبت به طبیعت دارد.[۱]

حقوق زنان

هویت زن در آیین یهود

دین یهود، مبتنی بر نظامی حقوقی است. بعد از فروپاشی معبد دوم (۷۰ سال بعد از میلاد) توسط رومیان، شاهد عرفی شدن نظام حقوقی هستیم. اولین گام در این زمینه، تعطیل کردن اجرای احکام حدود مانند اعدام و قطع دست تا «ظهور منجی عالم بشریت» است. در اروپا فعالیت دادگاه های یهودی تا قرن ۱۸ برای تنفیذ قوانین یهودی (به جز قصاص و حدود) ادامه داشت. با طرح اندیشه های جدید در زمینه «خودمختاری نوع بشر» و تأکید بر حق قانون‌گذاری عام توسط انسان، شاهد محدودتر شدن حوزه فعالیت دادگاه های یهودی به امور ازدواج، طلاق، ارث و وصیت هستیم. لذا طی فرآیند گفته شده‌ی شریعت یهودی به مرور زمان به قوانین عرفی تبدیل می شود. اگر چه علمای یهود در برابر عرفی شدن قوانین خانواده مقاومت کردند، از نظر ایشان، وجود قوانین سخت گیرانه فعلی ازدواج، ضامن استحکام خانواده است. همچنین ثواب، تنها در چارچوب خانواده شرعی رخ می دهد، لذا ضرورت دارد از حریم خانواده دفاع شود.

 در نظام حقوقی یهود سهم دختر از میراث پدری، صرفاً جهیزیه است. اگر چه با اصلاح قانون، سهم ایشان به یک دوم سهم پسران افزایش یافت. دختر یهودی، مانند دختران مسلمان، حق درخواست طلاق (و طلاق غیابی) را ندارند. اگر چه با گسترش فرقه «رفورمیست ها» در آمریکا شاهد دور زدن قوانین یهودی هستیم.

در بحث از طلاق، پیشنهاد قراردادن حق طلاق به عنوان شرط ضمن عقد در «کنگره جهانی زنان یهود» ارائه شد، اما این راه حل تنها زمانی عملیاتی است که مقاومت در برابر طلاق، ابتدا برچیده شود.

بر خلاف تمام دنیا، شاهد حرکت جامعه‌ی یهودی ایران به سمت مذهب هستیم. جامعه یهودی ایران، سنتی ترین مدل جامعه یهودی در جهان است و هر روز بیشتر و بیشتر مذهبی می شود. در آیین یهود مذهب از مادر به ارث می رسد. در تورات تشخص زیادی به زن داده شده است. خداوند در تورات می گوید: «ما تورات را به دست زنان سپرده ایم». در برداشت ارتدکس از آیین یهود، هویت زن در نهاد خانواده به صورت مادر، خواهر و همسر معنا می یابد. اگر چه برداشت های محافظه کار، رویکردهای فرد گرایانه تری را انتخاب کرده، اجازه فعالیت زنان را به عنوان روحانی و پیش نماز ممکن کرده اند. با ظهور رفورمیست ها، شاهد حرکت به سمت فردگرایی، تضعیف خانواده به نفع هویت فردی، رانده شدن قوانین شرعی به حوزه خصوصی و اتخاذ رویکرد برابری خواهانه میان انسان ها هستیم.

هویت زن در آیین زرتشت

۳۷۴۳ سال از ظهور آیین زرتشت می گذرد و زن کاملاً برابر با مردان است. اهورامزدا شش ویژگی دارد که سه ویژگی (خرد مقدس، نظم و قانون، قدرت و توانایی) آنها نشانه روح مذکر و سه ویژگی (عشق، کمال و رسایی، و جاودانه) دیگر به روح زنانه اختصاص دارد.

نعمت های خدا به انسان دو چیز است: حق گزینش و خرد مقدس. زرتشت دو دختر داشت که دومین آن پورچیستا بود. زرتشت زمانی که جاماسب از پورچیستا خواستگاری کرد وی را در انتخاب همسر آزاد گذاشت و گفت: «بررسی کن آیا با توجه به خرد مقدس تو جاماسب مطلوب تو است». از نظر کریستین سن، راز موفقیت هخامنشی برابری زن و مرد بود. در دین زرتشت قبل از مسیحیت شاهد تثلیث هستیم. تثلیث زرتشت حول اهورامزدا، میترا (روح مردانه ـ آفتاب و گرمی) و آناهیتا (روح زنانه ـ آب پاک و مبرا، ایزد بانوی آب) شکل می‌گیرد.

در آیین زرتشت زن و مرد با هم پیمان همسری می بندند تا فرزندانی به دنیا بیاورند که به نیروی نیکی کمک کند و با نیروی بدی مبارزه کند تا زمینه «ظهور نجات بخش انسانیت» فراهم شود. در آیین زرتشت به جز در موارد خاص (زانیه یا نازا بودن زن) طلاق وجود نداشته اگر چه با تصویب قانون خانواده در سال ۱۳۴۸ طلاق، قانونی شد. بعد از مرگ پدر، مادر ولی قهری فرزندان است. زن در آیین زرتشت در صورتی که جهیزیه به خانه شوهر نبرده باشد سهمی برابر با مرد در ارث دارد، اما در صورت ازدواج و دریافت جهیزیه، سهم ارث وی نسبت به پسر نصف می شود. در صورتی که شوهر ناتوان از اداره خانواده یا محجور باشد، زن می تواند ولی شوهر خود شود. در اوستا زن به «روشنی و فروغ خانه» تشبیه شده، مرد «صاحب، آقا و کدخدای خانه» است. همچنین زن ومرد لازم و ملزوم یکدیگر بوده و مکمل هم هستند.

هویت زن در آیین مسیحیت

تنها قانون موجود در عهد جدید عبارت است از توصیه به این که «یکدیگر را دوست بدارید». در عهد جدید، هویت زنان با آرزوی باکره بودن که بنیاد رهبانیت است، گره خورده است. عیسی آشکار کرد که «ثمره بکارت، ایمان است». زن از مرد آفریده شده است و موافق و معاون مرد است. در مسیحیت رابطه زن با مرد برابر با رابطه مسیح با کلیساست. پولس می‌گوید: «ای زن ها از شوهرانتان اطاعت کنید، چنان که کلیسا مطیع مسیح است». انجیل خطاب به شوهران می‌گوید: «ای شوهران، همسران خود را آن قدردوست بدارید که مسیح، کلیسا را دوست دارد». مسیح به خاطر کلیسا کشته شد. شما نیز از همسرانتان مراقبت کنید. زن همانند بدن مرد است و مرد از آن باید حراست کند». پولس  بر این مطلب در نامه های متعدد خود تاکید کرده است.[۲]

ازدواج رابطه ای ناگسستنی است و طلاق (به غیر از دلیل زنا) باعث می‌شود در صورت ازدواج دوباره مرد با زن جدید، زناکار باشد، همچنین هر زنی شوهرش را ترک کند، زناکار است.[۳] کاتولیک ها طلاق را مشروع نمی‌دانند، اما جدایی را می‌پذیرند. در مواردی همچون زناکاری و معلولیت، جدایی به مدت هفت سال صورت می‌گیرد. بعد از هفت سال اگر یکی از طرفین ازدواج فوت کند، طلاق جاری است.

پولس رسول، زنان را دعوت به حضور در اجتماع عبادی با حجاب و رعایت سکوت می‌کند و می‌گوید: اگر سوالی داشته باشند باید از شوهرانشان بپرسند، نه از کلیسا. زن نمی‌تواند تعمید دهد و کشیشی زن ممکن نیست. زنان نمی توانند به مردان چیزی (مطالب مذهبی) یاد دهند، زیرا باعث تسلط زنان بر مردان می‌شود.[۴]

در انجیل مطالب زیادی درباره حقوق زنان وجود ندارد. این پروتستانیسم بود که به عبارتی فقه مسیحی را بر اساس عرف بنیاد نهاد. در پروتستانیسم هویت زن دچار تحول شد و زن و مرد برابر شدند.

هویت زن در آیین اسلام

زرتشت، مسیح، یهود و اسلام به ترتیب ۲، ۲۵، ۳۵ و ۳۰۰ آیه در رابطه با زنان بیان کرده اند که نشانه رشد تدریجی بحث از زنان در این متون است. به دو صورت می توان به پژوهش در زمینه ادیان پرداخت: رویکرد اول، تلاش برای اثبات برتری خود و نقد دیگران است که روشی مطلوب نیست. رویکرد دوم، بررسی تبادلات بین ادیان است.

به طور مثال، آن چه در آیه معراج به نقل از امام رضا ـ علیه السلام ـ و از طریق عبدالعظیم حسنی و سهل بن زیاد آدم قمی به ما رسیده است، بخش‌هایی وجود دارد که با روایت اهل سنت تضاد دارد.

این بخش‌ها که در انتهای حدیث آمده است، اشاره به آن دارد که پیامبر در معراج، زنانی را دید که هر یک به نحوی در حال عذاب بودند. هنگامی که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از پیامبر پرسید «علت کیفر ایشان چه بود؟» پیامبر ۱۱ گناه را بشمرد. در این حدیث به نقل از پیامبر ۱۱ گناه همانند نمامی، سخن چینی، عدم دوری از نامحرم را بر می شمارد که زنان به خاطر ایشان در عذاب هستند.

تقسیم بندی آیات مرتبط با زنان

ـ آیاتی که به جنبه تکوینی و شخصیت زن پرداخته اند.

ـ آیاتی که به توان زن برای کسب کمالات اشاره کرده اند.

ـ آیات مرتبط با مسائل خانواده.

ـ مشارکت اجتماعی زنان.

در بعد تکوینی، زن در آفرینش، برابر با مرد است. خدا بشر را مورد خطاب قرار می‌دهد و آنها را برابر می‌خواند. در الگوی تحلیلی قرآن، هر جا که خواست شده زن را به صورت خاص خطاب گردیده است. لذا می توان نتیجه گرفت که مفهوم «بشر» زن و مرد هردو را شامل می‌شود.

در بعد دوم که اشاره به توانمندی های زنان دارد، شاهد مثال آوردن از زنانی همچون فرعون و مریم در کنار مردان هستیم. قرآن احساس مادر مریم هنگام زاده شدنش را روایت می کند که از این که با تولد دختری، وی نمی تواند نذر خود را که همانا خادم شدن معبد است، به جا آورد. اما قرآن در جمله ای معترضه می گوید: «تو نمی دانستی و خدا می دانست. مرد، زن نمی شود». (این جمله حکایت از جایگاه زن در امری است که ظاهراً در انحصار مردان باید باشد). لذا می توان گفت راه برای سیر و سلوک زنان همانند مریم باز است.

در حوزه خانواده، زن و مرد مکمل یکدیگرند. مودت و رحمت امری طرفینی است. زنان و مردان به طور مشترک به احترام به والدین دعوت شده مشاوره زن و مرد در امور مشترک توصیه شده است.

حوزه چهارم، مشارکت اجتماعی است. قرآن به شرح حال ملکه سبا می پردازد که در یمن فعلی حکمرانی می‌کرد. همچنین از دختران شعیب یاد می‌کند که چوپانی می کردند اما در هر دو مورد نقدی بر اعمال آنها نمی‌زند.

همچنین مفاهیم سیاسی و اجتماعی (همانند بیعت، هجرت، مباهله، کسب و کار اقتصادی، مالکیت بر درآمد و امر به معروف و نهی از منکر) به تصریح به صورت برابر مطرح شده است. اما آیاتی وجود دارد که تعداد آنها ۱۱ مورد است که محل بحث و جدال در زمینه حقوق زنان است. این یازده مورد به «خلقت زن از مرد»، «رشد زنان در زیور آلات و ناتوانی شان در دفاع از خود»، «مکر زنان»، «حاکم بودن مرد بر زن»، «کشتزار بودن زنان برای مردان»، «برابری شهادت ۲ زن با شهادت یک مرد»، «تفاوت ارث»، «تعدد زوجات»، «حجاب» و «اختصاص پیامبری به مردان» می پردازد.

در بررسی این آیه می‌توان سه شیوه را مورد توجه قرار داد: دسته اول، به نوع نگاه و برداشت مفسر باز می گردد. به طور مثال، آن چه در مورد نشو و نمای زنان در زیور آلات گفته شده، معطوف به بت هاست. همچنین این سخن که «مکر زنان، بزرگ است» سخن عزیز مصر است نه خدا.

دسته دوم، آیات را باید با توجه به زمینه های آنها مورد توجه قرار داد. به طور مثال، برابری گواهی و شهادت دو زن در برابر یک مرد، می تواند با توجه به سطح دانش و توانمندی زنان در آن دوره نسبت به مردان مورد تفسیر قرار گیرد. دسته سوم از این آیات نیز معطوف به شرایط تکوینی و ساختارمتفاوت فیزیکی زنان است، مانند حجاب.

 حقوق بشر در اسلام و غرب (یهود و مسیحیت)

حقوقی که در سه دین توحیدی به صورت مشترک آمده است عبارتنداز:

۱. حق حیات شایسته.

۲. حق آزادی.

۳. حق امنیت.

۴. ممنوعیت شکنجه.

۵. ممنوعیت رفتار بر خلاف شئون انسانیت (اهانت).

همه این حقوق مورد توافق دو نظام حقوقی اسلامی و غربی هستند و در حقیقت، می توان گفت از جمله حقوق طبیعی و انسانی بدیهی به شمار می روند.

البته ناگفته نماند که در اصل این حقوق همه ادیان موافق هستند اما ممکن است در جزئیات با هم در جاهایی فرق داشته باشند مثلاً در اسلام در حقوق بشر برای خداوند حق قائل هستند اما در غرب این گونه نیست.[۵]

   حقوق اجتماعی

۱. حقوق بشر و عدالت.

۲. حقوق معنوی پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای مبنی بر این که کسی حق کپی و رایت آن‌ها را ندارد زیرا تمام حقوق آن مربوط به پدیدآورنده است.

۳. حقوق پزشکی و مسئولیت پزشکان در قبال بیمار.

۴. حقوق مالکیت ادبی و هنری مبنی بر این که کسی حق تکثیر و استفاده به نام خود بدون اجازه صاحب اثر ادبی و هنری اعم از کتاب، نشریات، مقالات و… را ندارد و تمام حقوق برای پدیدآورنده محفوظ است.[۶]

پی نوشت:

[۱]. حدادی، محسن، ادیان و محیط زیست (مروری بر مجموعه ۹ جلدی ادیان و محیط زیست)، ص۶۰.

[۲] . نامه پولس به کولسیان، ۳:۱و۵؛ نامه پولس به افسسیان، ۳:۱۸و ۱۹؛ و ۵:۲۱-۲۵.

[۳] . انجیل متی، ۱۹: ۹؛ انجیل مرقس: ۱۰: ۱۱.

[۴] . نامه پولس به قرنتیان، ۱۴:۳۴و ۳۵.

[۵]. ر.ک: جعفری، محمد تقی، حقوق جهانی بشر، تهران، نشر آثار علامه جعفری، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۱ـ۳۰۰.

[۶]. کاتوزیان، ناصر و دیگران، مجله حقوق تطبیقی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۵ش، تمام کتاب.

دفاع از حقوق زن

عنوان: دفاع از حقوق زن
مولف: محمّد حکیمی
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی
سال نشر: ۱۳۷۸
نوبت نشر: اول
محل نشر: مشهد

۱۷۵ صفحه

کتاب با پیشگفتار و دوازده بخش سامان یافته است: آفرینش زن، اوج گرایی و تکامل زن، عقل زن، پایگاه اجتماعی زن، زن، محور خانواده، خشونت نسبت به زن، روان شناسی اختلافی، بالاترین لذّت‌ها، رسالت زن، مشورت و رایزنی با زنان، سالاری‌گری، جانبداری افزون بر حقوق.

در پیشگفتار اثر آمده است:

«نظریاتی که درباره زن از سوی مکاتب گوناگون ارائه شده است، چون دیگر ره آوردهای فکر بشری، از افراط و تفریط بیرون نیست… از این رو، این موضوع درخور ژرف‌نگری‌های گسترده و حقیقت جویانه است.»

«شناخت زن و منزلت و مقام او، در حقیقت شناخت انسان و کرامت اوست.»

و نتیجه‌گیری شده است:

«بنابراین مطالعه در احوال زن و بررسی ابعاد هستی این بخش از جامعه انسانی، گامی در راستای انسان شناسی عمومی است.»

چنین می‌نماید که برآیند مباحثی که نویسنده در بخش‌های گوناگون کتاب خود آورده است، نقد نظریه‌ای افراطی درباره زنان باشد که وی از آن به «نظریه مرد نمایی زنان(همانند سازی رفتاری) با مردان» یاد می‌کند:

«نظریه‌ای… که اصولا به انکارِ زن بودنِ زن می‌اندیشد و می‌کوشد تا زن را از عالَم خویش جدا کند و ویژگی‌های انکارناپذیر هستی زنانه را منکر شود… موجودی که مورد علاقه جنس مخالف است و می‌تواند همسر باشد… یا مادر شود و کانونِ هستی‌سازی گردد و تداوم نسل انسانی را تضمین کند؛ یا… محور خانواده باشد و چون ساحلی آرام جامعه بزرگ انسانی را آرامش و آسایش بخشد.»

نویسنده بر نادرستی این اندیشه افراطی، به طور عمده، دو دلیل اقامه می‌کند:

«این تفکر در حقیقت ناقص شناختن جنس زن… همچنین نادیده گرفتن ضرورت‌های انکارناپذیر طبیعی؛ چون: ضرورت زایمان و ابعادِ آثار روانی و تنی آن، نیاز مادری، تشکیل خانواده و همسری، تداوم نسل انسانی و تربیت فرزند در کانون خانواده و در دامن مادر.»

او راه نجات از پندارهای بی‌پایه روزگار ما را در «بازگشت به هویت فرهنگی و دینی خویش» و «بازشناسی ارزش‌های والا و عقلانی تفکر اسلامی و ایرانی» می‌یابد.

مؤلّف بر پایه این که:

«در چند دهه گذشته… همواره و هرگاه موضع‌گیری علیه  اسلام صورت می‌گرفت و یا باورهای توده‌های مردم هدف واقع می‌شد، موضوع زن و مسائل مربوط به او، یکی از محورهای این موضع گیری‌ها بود و اکنون نیز در این تهاجم جدید، از موضوع زن چون گذشته‌ها، سوء استفاده‌هایی می‌شود.» به نگارش در این حوزه، همّت گماشته است.

منبع: مجله حوزه؛ فروردین ماه ۱۳۹۱؛ شماره ۱۶۳؛ کتابشناسی زنان 

ترجمه رساله بدیعه در تفسیر آیه: «الرجال قوامون علی النساء»

عنوان: ترجمه رساله بدیعه در تفسیر آیه: «الرجال قوامون علی النساء بما فضّل الله بعضهم علی بعض و بما أنفقوا من أموالهم» (درس‌های استدلالی و حلّی در جهاد و قضاوت و حکومت زنان، مجموعه تفسیری و روایی و فقهی و علمی و اجتماعی و حاوی بحثی از ولایت فقیه)
مولف: سید محمّد حسین حسینی طهرانی(ره)
مترجم/ محقق: چند تن از فضلاء
ناشر: انتشارات علّامه طباطبایی
سال نشر: ۱۴۱۸ ق
نوبت نشر: دوم
محل نشر: تهران

۲۲۷ صفحه

نویسنده درباره انگیزه خود از پدیدآوری و سامان‌دهی این اثر نوشته است:

«چون دیدم که فرهنگ آمیخته به کفر مادّی از شرقی و غربی بر شریعت اسلامی حمله ور شده و اختلافاتی را که در حقوق اسلامی میان زن و مرد به حسب اقتضای فطرت و غریزه خاصّ هر یک وجود دارد، مورد ایراد قرار داده اند و وجود این اختلافات را سبب سلب حقوق طبیعی زنان در جامعه دانسته و موجب بازداشتن آنان از میل به کمالات انسانی خود و جای گرفتن در کنج خانه و ذلّت و سرافکندگی می‌شمارند و در مقابل… گروهی درباره این اعتراضات اظهار می‌دارند که ممنوعیت‌ها و محرومیت‌ها… امری الهی است و در آن رعایت مصلحت عمومی منظور گردیده است… و گروهی دیگر اصلا منکر اختلاف (در حقوق) شده و هر دو جنس (زن و مرد) را در جمیع حقوق فردی و اجتماعی حتّی در مواردی چون جهاد و قضاوت و حکومت مساوی دانسته اند… بر آن شدم که در اطراف این مسأله اسلامی به طور خلاصه آن چه را که از کتاب خدا و سنّت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومین(علیهم السّلام) وارد شده؛ به رشته تحریر درآورم و آن را با براهین عقلی و فطری مؤی د سازم و حقیقت مسأله و نِقاط ضعف هر دو جواب فوق را روشن سازم.»

نویسنده بحث خود را در دو مرحله سامان داده است:

«اوّل: بحث کلّی که در آن فلسفه حقوق زن و مرد به طور عام بیان می‌شود.

دوّم: بحث اختصاصی فقهی که به استناد ادلّه شرعی نسبت به موقعیت زن در زمینه جهاد و قضاء و حکومت انجام می‌گیرد.»

وی در مرحله نخستِ بحث، سخن خود را در پنج جهت تبیین می‌کند:

۱- نظام عالَم، با تمام کثرات آن، نظامی است واحد، پیوسته و بر اساس حق.

۲- نظام عالَم نظامی است هدایت شده و جهت‌دار.

۳- در نظام عالَم از حقّ هیچ موجودی ذرّه‌ای فروگذار نمی‌شود.

مؤلّف، در بحث تحلیلی کوتاهی در این جهت، بر این باور است که دور ماندن زنان از جهاد، قضاوت و حکومت نه سلبِ حقّ آنان، بلکه اعطای حقّ ایشان است.

«و این بازداشتن، حقِّ اوّلیه الهی است که خداوند علیم و خبیر به ایشان عطا فرموده است؛ نه این که حقِّ اوّلیه فطری آنان جهاد و امثال آن باشد و خداوند آنهارا از این حقوق محروم ساخته باشد… بر حذر باش که آن چه را عین دادن حق است، سلب حق مپنداری.»

۴- اختلاف قوای ظاهری و باطنی زن و مرد.

«مرد دارای صلابت و شدّت و استواری قدم در رتق و فتق امور با زور و ارکان قوی، مزاج نیرومند، قدرت تعقّل و تفکر قوی و احساسات متناسب با آن است؛ و زن با بنیان ظریف و ارکان لطیف و احساسات تند و عاطفی‌ای قوی و تفکری متناسب با آن، درست در نقطه مقابل مرد قرار دارد.»

۵- «اگر هر یک از مرد و زن را مجرّد از دیگری… و از دید مواهب طبیعی الهی داده شده به هر یک با دیگری مقایسه کنیم، در می‌یابیم مردان از جهت بنیه بدنی و قوای عالیه عقلانی و وسعت فکر و قدرت تدبیر بر زنان برتری دارند.»

نویسنده، تمام بندهای یادشده را به آیاتی از قرآن کریم مستند ساخته است.

نویسنده در تفسیر آیه شریفه: «الرجال قوامون علی النساء بما فضّل الله بعضهم علی بعض و بما أنفقوا من آموالهم»(نساء، ۳۴)

نخست معنای واژه قوّام را در لغت بررسی می‌کند و آن گاه گفتار مفسّرانی چون: شیخ طوسی، شیخ طبرسی، ابوالفتوح رازی، علی بن ابراهیم قمی، ملّا فتح الله کاشانی، طبری، سید هاشم بحرانی، طنطاوی، ابن کثیر دمشقی، زمخشری، سیوطی، طباطبایی،. .. را می‌آورد و در ادامه خود به تفسیر آیه یاد شده می‌پردازد:

«آیه شریفه، با رساترین وجهی دلالت دارد بر این که مردان قیم زنان اند و بالاترین و آخرین حدِّ قیمومیت را به طور دایمی و استمراری بر آنها دارند و… این قیمومیت علّت و منشأ خارجی دارد و یک امر اعتباری صرف نمی‌باشد. و آن چه که فرع بر آن است؛ مانند شرح صدر و تحمّل زیاد در واردات نفسانی و هجوم افکار خردکننده و پایداری و استواری و سرسختی و نیرو و طاقت بیشتر در مشکلات اعمال و مصیبت‌های وارده می‌باشد و عموم… این علّت می‌رساند که حکم مبنی بر آن؛ یعنی مردان بر زنان قیمومیت دارند محدود به شوهران نیست… بلکه این حکم برای گروه مردان نسبت به گروه و طایفه زنان در همه جهات عمومی که زندگی آنها به آن مرتبط است، وضع گردیده است.

پس جهات عامّ اجتماعی که به ازدیاد شدّت صولت منوط است، همان است که به برتری مردان بر زنان، مربوط می‌باشد؛ مانند دفاع جنگی و جهاد و حکومت و قضاوت… پس تمسّک به این آیه مبارکه پایه و محور اساسی در استدلال بر منع زنان از این امور سه گانه است.»

مؤلّف فقید، در مرحله دوّم، از ادلّه فقهی موقعیت زن در جهاد و قضاوت و حکومت، در چهار فصل سخن گفته است:

۱- الرّجال قوّامونَ علی النّساء

۲- «و لهنَّ مثلُ الَّذی علیهن بالمعروف و لرّجال علیهنَّ درجه و الله عزیز حکیم» (بقره ۲۲۸) و دلالت آن بر منع زنان از امور جهاد و حکومت و قضاوت و واجب نبودن جهاد ابتدایی بر زنان و واجب بودن جهاد دفاعی و حضورشان در میدان جنگ، نه برای مداخله در زد و خورد، بلکه در پرستاری و مداوای مجروحان و…

۳- نظر فقها در عدم جواز تصدّی مناصب حکومت و قضاوت برای زن.

۴- دلالت روایات بر عدم جواز تصدّی قضاوت و حکومت و افتاء از سوی زنان.

آقای طهرانی از صفحه ۱۴۷ تا ۱۸۲ درباره ولایت فقیه بحث کرده است.

 

بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد

عنوان: بررسی تمایزهای فقهی زن و مرد
مولف: محسن جهانگیری
مترجم/ محقق :****
ناشر: انتشارات بوستان کتاب
سال نشر: اول
نوبت نشر: ۱۳۸۵
محل نشر: قم

۴۱۶ صفحه

این کتاب از یک مقدّمه و پنج بخش فراهم آمده است:

۱٫ ضرورتها

۲٫ مقایسه تکالیف زنان و مردان از منظر فقه شیعی

۳٫ حقوق زن و مرد

۴٫ مقایسه حقوق و تکالیف مردان با زنان

۵٫ پاسخ به پاره‌ای از شبهات

نویسنده در بخش نخست، در سه فصل به عدالت در منظر حقوق، تمایز عدالت با مساوات، جانبداری اسلام از عدالت و تشویق به آن پرداخته است.

وی در بخش دوّم، از بلوغ، پاکیزگی، نماز، روزه، حج، جهاد، ازدواج و طلاق و تمایزهای زن و مرد در احکام موضوعات یاد شده، سخن گفته است.

در بخش سوم، در فصول یازده گانه، در تبیین حقوق زن و مرد در ابواب فقهی نکاح، طلاق، ارث، اجاره، معاملات، نذر و قسم، قضاء، شهادت، حدود، قصاص و دیات مطالبی نگاشته است.

او، در فصل نخست از فصل چهارم به مقایسه حقوق و تکالیف زن و مرد به عنوان زن و شوهر در موضوعات: طهارت، ازدواج، طلاق، ارث، اجاره و مسائل مالی، نذر و قسم و قصاص پرداخته است.

بخش پنجم کتاب نیز در دو فصل سامان یافته است: فصل نخست با تفاوت‌های خلقتی مرد و زن و فصل دوّم پاسخ به برخی شبهات درباره قصاص، دیات و حجاب.

نویسنده بر این نظر است که:

«نشناختن تفاوت‌های طبیعی عالَم خلقت و عدم درک صحیح و دقیق فلسفه وجودی این تفاوت‌ها… سبب می‌شود (که) انسان با بدبینی جهان هستی را سراسر بی‌عدالتی و غرق در تبعیض بداند.

بدیهی است که این عدم شناخت، و قتی با بی‌توجهی به مستندات فقهی احکام درباره دو جنس زن و مرد تقویت شد، قطعا دین را در معرض اتّهام بی‌عدالتی و تبعیض قرار می‌دهد که نوعی ظلم و ستم مشهود و دیرینه را بر نیمی از پیکره خلقت آدمی روا داشته و با استناد آن به دین خدا مهر سکوت را بر لبها می‌زند، تا کسی جسارت اعتراض پیدا نکند.»

نویسنده، در این کتاب، پس از بیان آرای فقهای شیعه در تفاوت‌های فقهی احکام الزامی زن و مرد در عبادات و معاملات، به بررسی درستی یا نادرستی أدلّه آنان پرداخته است.

وی، با اذعان به این که نظام مرجعیت و تقلید در عصر غیبت، بهترین و کاراترین نظام فقهی دینی است، کتاب خود را رساله عملیه و متعرّض عالَم فتوا نمی‌داند.

مؤلّف نوشتار خود را پژوهشی می‌انگارد که دستاوردهای علمی خود را در آن آورده که نه تمام است و نه جامع.

منبع: مجله حوزه؛ فروردین ماه ۱۳۹۱؛ شماره ۱۶۳؛ کتابشناسی زنان 

 

خانواده دچار بحران بزرگی شده است

علل مشکلات کنونی خانواده چیست؟

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

پیشوایان و رفتار با همسر

یکى از نکات قابل توجه در سلوک و سیره پیشوایان معصوم(علیهم ‏السلام)، نحوه رفتار آنان با همسر خویش است. هر چند به خاطر طبیعت موضوع و نیز شرایط اجتماعى حجم شواهد و موارد بر جاى مانده در تاریخ در این خصوص فراوان نیست اما همین اندک نیز بسیار ارزشمند و گویاست. آنچه می‌‏‌خوانید نگاهى گذرا به موضوع یاد شده است.

سیره عملى و رفتار ائمه(علیهم ‏السلام) با همسران خویش مانند سایر برخوردها و شیوه ‌هاى رفتارى آنان به طور دقیق و روشن در تاریخ دیده نمی‌ ‏شود و این علاوه بر عوامل اجتماعى و سیاسى به ماهیت قضیه برمی‌‏ گردد که بیشتر یک امر درون خانوادگى است تا اجتماعى و در منظر دیگران اما آن اندازه از روش و سیره آنان که از آنان به ما رسیده و هم چنین از سخنان آنان می‌‌توان تا اندازه زیادى روش آن بزرگواران را به دست آورد. روشن است که چون پیشوایان معصوم(علیهم ‏السلام) اعمال خود را در راستاى اسلامی‌ حقیقى و خالص قرار داده بودند و از این جهت میان آنها تفاوتى نیست و هر گاه در روش یا گفتارآنان تفاوت هایى دیده می‌‏‌شد مربوط به شرایط خاص زمانى است، لذا از روش یک یا چند نفر آنان می‌‌توان قانون کلى براى شیوه برخوردى همه آنان به دست آورد. در فرصت به نمونه‏ هایى از شیوه‌هاى این دست اشاره می‌‌شود.

کمک به همسر

از مسائل مهمی‌ که در زندگى مشترک زن و شوهر مطرح است و از آغاز تا پایان عمر نیز ادامه دارد و در سعادت و خوشبختى و نشاط خانواده تأثیر بسزایى دارد موضوع انجام کارهاى مربوط به زندگى و تأمین نیازها و انجام کارهاى خانه است. این مسأله اگر به صورت عادلانه و صحیح حل شود و هر کدام وظیفه خود را به خوبى انجام دهند از بیشتر مشکلات آینده جلوگیرى می‌‌نماید و صفا و صمیمیت در محیط خانواده حاکم می‌‌شود. حضرت على(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) بعد از آغاز زندگى مشترک براى تعیین مسؤولیت و وظیفه هر کدام، خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و از آن حضرت درخواست داورى نمودند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) کارهاى درون خانه را به عهده فاطمه(سلام الله علیها) گذاشت و کارهاى بیرون را به حضرت على(علیه السلام) واگذار نمود. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) می‌‌فرماید: جز خدا کسى نمی‌ ‏داند که من چه اندازه خوشحال شدم از اینکه کارهاى درون خانه به من واگذار شد و از کارهاى بیرون خانه» و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم.۱

در همین زمینه در سخنى از امام باقر(علیه السلام) آمده است:

فاطمه(سلام الله علیها) در خانه على(علیه السلام) کار خانه و خمیر کردن و نان پختن و نظافت را به عهده گرفت و على(علیه السلام) کارهاى بیرون خانه را، مانند آوردن هیزم و مواد خوراکی

على(علیه السلام) به این اکتفا نکرد که فقط کارهاى بیرون خانه را انجام دهد بلکه در کارهاى خانه نیز شرکت می‌‏‌جست و به صورتى عمل نمی‌ ‏کرد که در خانه بنشیند و انجام تمام کارها را به همسرش واگذار نماید.

امام صادق(علیه السلام) می‌‏فرماید: على(علیه السلام) همواره هیزم می‌‏آورد، آب مورد نیاز خانه را تأمین می‌‏کرد و خانه را جارو می‌‏کرد، و حضرت زهرا(سلام الله علیها) آرد درست می‌‏‌کرد و خمیر آماده کرده، نان می‌‏‌پخت.۳

در این روایت تعبیرى به کار رفته است که نشان می‌‏‌دهد آن حضرت همواره جارو کردن و نظافت منزل را عهده ‏دار بود.

على(علیه السلام) همواره هیزم می‌‌آورد، آب مورد نیاز خانه را تأمین می‌‏‌کرد و خانه را جارو می‌‌کرد، و حضرت زهرا(سلام الله علیها) آرد درست می‌‏‌کرد و خمیر آماده کرده، نان می‌‏‌پخت.

از برخى روایات استفاده می‌‌شود که حضرت على(علیه السلام) در بعضى اوقات در کارهاى مربوط به حضرت زهرا(سلام الله علیها) مانند تهیه آرد و آسیاب کردن نیز به کمک همسرش حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌‏‌رفت. از جمله نقل شده روزى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه على(علیه السلام) وارد شد و دید على(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) به کمک یکدیگر با آسیاب دستى مشغول تهیه آرد می‌‌باشند. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: کدام یک خسته‏ ترید؟ على(علیه السلام) عرض کرد: فاطمه(سلام الله علیها) خسته‏ تر است. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دخترم برخیز، و فاطمه(سلام الله علیها) برخاست و پیامبر به جاى او نشست و به على(علیه السلام) در آرد کردن، کمک نمود.۴

از این روایت به خوبى استفاده می‌‏‌شود که حضرت على(علیه السلام) همیشه رعایت حال همسرش زهرا(سلام الله علیها) را می‌‏نموده است و علاوه بر اینکه خود در کارهاى خانه به او کمک می‌‏‌کرد، وقتى پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه آنها آمد و خواست به آنها کمک کند، على(علیه السلام) پیش از آنکه فاطمه(سلام الله علیها) پاسخى بدهد جواب می‌‌دهد فاطمه(سلام الله علیها) خسته‏ تر است و بدین وسیله سعى می‌‏‌کند، تا همسرش استراحت نماید، یا کار آسان ترى انجام دهد و خود به کمک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آسیاب می‌‌کند.

پرستارى و عمل به سفارش هاى همسر

هنگامی‌ که حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیمار شد و ارتحالش نزدیک شد، در رابطه با تشییع بدن مطهر و محل دفنش و چگونگى غسل سفارش هایى به شوهرش على(علیه السلام) می‌‏‌کند که آن حضرت نیز به ‏همان کیفیت که همسرش خواسته بود عمل می‌‏کند. به علاوه على(علیه السلام) در هنگام بیمارى حضرت زهرا(سلام الله علیها)، على(علیه السلام) مانند یک پرستار مهربان و دلسوز از همسر بزرگوارش مراقبت هاى لازم را به عمل می‌‌آورد. امام سجاد(علیه السلام) از پدر بزرگوارش امام حسین(علیه السلام) نقل می‌‏‌کند که وقتى حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیمار شد به على(علیه السلام) سفارش کرد که جریان کسالت او را به کسى خبر ندهد. على(علیه السلام) نیز چنین کرد کسى را در جریان کسالت حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار نداد و خود آن حضرت پرستارى و مراقبت از زهرا(سلام الله علیها) را به عهده گرفت و اسماء نیز به او کمک می‌‏‌کرد. و چون هنگام ارتحال فرا رسید حضرت زهرا(سلام الله علیها) به شوهرش سفارش کرد که او عهده‏ دار مراسم تجهیز و دفن او شود. شبانه او را دفن نماید و محل دفن را پنهان نگه دارد. على(علیه السلام) نیز چنین کرد ولى بعد از دفن آن حضرت، حزن و اندوه فراوان او را فرا گرفت و اشک هاى مبارکش بر گونه ‏هایش جارى گردید. رو به مرقد مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و به آن حضرت سلام داد و با او به راز و نیاز و درددل پرداخت.

در هنگام بیمارى حضرت زهرا(سلام الله علیها)، على(علیه السلام) مانند یک پرستار مهربان و دلسوز از همسر بزرگوارش مراقبت هاى لازم را به عمل می‌‏‌آورد.

حضرت على(علیه السلام) بر اساس سفارش حضرت زهرا(سلام الله علیها)، او را شبانه دفن کرد و قبر او را پنهان نمود و براى عملى شدن وصیت زهرا(سلام الله علیها) و اینکه قبر وى پنهان بماند، با کسانى که بنا داشتند با بررسى و تفحص و نبش قبور، آن حضرت را پیدا نمایند، با سختى برخورد می‌‌نماید. چنانچه در یک گزارش آمده است که حضرت(علیه السلام) وقتى متوجه جریان شد، در حالى که لباس مخصوص زمان جنگ و برخوردهاى سخت، پوشیده بود، خشمگین به سوى قبرستان حرکت نمود و به شمشیر مخصوص خود، ذوالفقار، تکیه زده فرمود: من على ابن‏ ابى‏ طالب هستم؛ مشاهده می‌‏‌کنید که با چه وضعى به اینجا آمده ‏ام. به خدا سوگند اگر دست به سنگ یکى از این قبرها بزنید با شمشیر با همه شما نبرد خواهم نمود.۵

دلجویى و احترام

انسان در دوران زندگى با حوادث و مسائلى روبه ‏رو می‌‏‌شود که او را ناراحت و نگران و متأثر می‌‌سازد. فردى که احساس می‌‌کند از طرف دیگران به او ستم شده و حق او را گرفته ‏اند اگر براى رسیدن به حق خود و دفاع از ظلمی‌ که به وى شده تلاش کند و نتواند به حق خود برسد دچار ناراحتى و نگرانى خواهد شد. حال اگر براى زن یا شوهر چنین مسأله‏ اى پیش آید و او با حالت تأثر وارد خانه شود ممکن است اظهار گلایه و شکوه نماید و با همسر خود درددل کند و از همسر انتظار داشته باشد که در این شرایط به او کمک کند و از او دفاع نماید، و هر گونه تصور کوتاهى را در این رابطه دور از انتظار می‌‌داند. همسر در این حالت هاى مخصوص، باید سعى کند با مهربانى و دلجویى و احترام نسبت به طرف مقابل، آن چنان رفتار نماید که از اندوه و تأثر و ناراحتى او بکاهد. با سخنان منطقى و محترمانه اثبات نماید که من در دفاع از حق تو کوتاهى نکردم و آنچه مصلحت بوده و توان داشتم در این رابطه انجام داده ‏ام.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) بعد از پدر بزرگوارش وقتى احساس کرد که ملک او، فدک را به ناحق گرفته‏ اند، براى دفاع از حق خویش و استرداد املاکش نزد خلیفه وقت رفت و با وجود بحث ها و استدلال هاى منطقى که ارائه داد موفق نشد، حق خود را بستاند. لذا با ناراحتى و تأثر شدید وارد منزل شده اظهار ناراحتى نمود. على(علیه السلام) را مورد خطاب قرار داد و گفت: … هیچ کس از من دفاع نکرد و از ظلم آنها جلوگیرى ننمود، خشمگین از خانه بیرون رفتم و پریشان و با شکست و افسردگى بازگشتم، و تو نیز این گونه پریشان نشست ه‏ای. تو همان بودى که گرگان عرب را صید می‌‏‌کردى و اکنون زمین‏ گیر شده ‏ای. یا على(علیه السلام) نه گویندگان را مانعى و نه یاوه‏گویان را دافع. اختیار از کفم رفته، …. از اینکه با تو این گونه سخن می‌‌گویم نزد خدا عذر خواهم، خواه مرا یارى کنی، یا واگذاری، اى واى بر من در هر پگاه که عمید و تکیه ‏گاهم از کف رفت و بازویم بى ‏رمق گشت. على(علیه السلام) با لحنى محترمانه همسر مهربان خود را دلدارى داده و در پاسخ فرمود: ویل و واى بر تو مباد بلکه واى بر دشمنان تو باد. اى دختر برگزیده خدا و یادگار نبوت از اندوه و غصه دست بردار. به خدا سوگند من در انجام وظیفه سستى نکرده ‏ام و آنچه در قدرت و توان داشتم انجام دادم.

حضرت على(علیه السلام) آن چنان با خونسردى و متانت و دلجویى در برابر ناراحتى و شکوه حضرت زهرا(سلام الله علیها) برخورد می‌‌نماید، که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آرامش پیدا کرده می‌‌فرماید: خداوند مرا کفایت می‌‏‌کند. و کار آنها را به خدا وامی‌ ‏گذارد و ساکت می‌‌شود.۶

على(علیه السلام) همواره مواظب بود که از حزن و اندوه زهرا(سلام الله علیها) که بعد از پدر بزرگوارش بسیار زیاد شده بود بکاهد. زهرا(سلام الله علیها) به پدرش پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) علاقه زیادى داشت و لذا می‌‏‌فرمود: پیراهن پدرم را به من بدهید و چون پیراهن را می‌‏‌گرفت آن قدر آن را می‌‌بویید تا بیهوش می‌‏‌شد. على(علیه السلام) می‌‌فرماید: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را در پیراهنش غسل دادم و چون وضع زهرا(سلام الله علیها) را مشاهده کردم که با بوییدن آن پیراهن بیهوش می‌‏‌شود، آن را پنهان نمودم.۷

حضرت على(علیه السلام) خود در باره چگونگى برخورد با همسرش می‌‌فرماید: به خدا سوگند هرگز کارى نکردم که فاطمه(سلام الله علیها) خشمگین شود و او را به هیچ کارى مجبور نکردم … او نیز هرگز مرا خشمگین نکرد و برخلاف میل باطنى من قدمی‌ برنداشت.۸

توجه به خواست همسر

امام حسین(علیه السلام) به خواست و علاقه و حس زیبایى‏ دوستى همسرش، توجه خاصى می‌‏‌نمود و برخى اوقات حاضر می‌‌شد به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه‏رو شود ولى به خواست طبیعى و مشروع همسر خویش احترام می‌‏‌گذاشت.

امام باقر(علیه السلام) نقل می‌‏‌کند، عده‏اى بر امام حسین(علیه السلام) وارد شدند؛ ناگاه فرش هاى گران‏ قیمت و پشتی هاى فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض کردند: اى فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ما در منزل شما وسایل و چیزهایى مشاهده می‌ کنیم که ناخوشایند ماست(با اطلاعى که از موقعیت شما داریم وجود این وسایل در منزل شما را مناسب نمی‌ ‏دانیم). حضرت فرمود: ما بعد از ازدواج مهریه همسر خود را پرداخت می‌‏‌کنیم و آنها هر چه دوست داشتند براى خود خریدارى می‌‏‌کنند و هیچ یک از وسایلى که مشاهده نمودید از آن ما نیست.۹

در روایت دیگر نقل شده که از امام صادق(علیه السلام) سؤال شد: آیا خرید جواهرات و طلاجات براى زینت بچه ‏ها درست است؟ حضرت در پاسخ فرمود: على بن‏ الحسین(علیه السلام) براى بچه ‏ها و همسرانش زیورآلات از نوع طلا و نقره تهیه می‌‏‌کرد و آنها را با آن زیورها می‌‌آراست.۱۰

از این روایات و نظایر آن به خوبى استفاده می‌‏‌شود که امام سجاد(علیه السلام) به حس زیبایى ‏دوستى همسر خود احترام می‌‏‌گذاشت و ابزار لازم را در حد متعارف آن زمان، براى آنها فراهم می‌‏‌نمود.

حضرت على(علیه السلام): به خدا سوگند هرگز کارى نکردم که فاطمه(سلام الله علیها) خشمگین شود و او را به هیچ کارى مجبور نکردم … او نیز هرگز مرا خشمگین نکرد و برخلاف میل باطنى من قدمی‌ برنداشت.

آراستن خویش براى همسر

اسلام دین فطرت است و چنین دینى باید به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نماید. هر مرد و زنى در فطرت سرشتشان زیباپسندى و آراسته ‏گرى نهفته است، لذا در اسلام بر آراستن خویش و پوشیدن لباس زیبا و استعمال عطر و بوى خوش تأکید زیادى شده است. و سفارش شده که زن و شوهر خود را براى یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذاب و دوست ‏داشتنى و زیبا نمایند. این عمل علاوه بر اینکه احترام به خواست و علاقه طرف دیگر است، عفت و پاکدامنى را در جامعه تقویت می‌‏‌نماید. پیامبر گرامی‌(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌‌فرماید: لباس هاى خود را تمیز کنید، موهاى خود را اصلاح نمایید، مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید که بنى ‏اسرائیل چنین نکردند تا زنانشان بدکار شدند.۱۱

در همین راستا ائمه(علیهم ‏السلام) نیز به این مطلب توجه خاصى داشتند. خود را براى همسرانشان آراسته و مرتب می‌‌نمودند، لباس مناسب می‌‏‌پوشیدند و موهاى خود را رنگ می‌‏‌زدند.

حسن بن‏جهم از دوستان حضرت موسى بن ‏جعفر(علیه السلام) گوید: آن حضرت را دیدم که موهاى خود را خضاب کرده است. گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب می‌‏‌کنید؟! فرمود: آری، اصلاح و مرتب بودن وضع، بر عفت زنان می‌‌افزاید. زنانى بودند که پاکدامنى را رها کردند از آن جهت که شوهرانشان اصلاح و مرتب بودن خود را رها کردند. سپس فرمود: دوست دارى همسرت را در حالى همانند حال خودت که خود را آراسته ننموده‏اى ببینی؟ گفتم نه. فرمود: او نیز چنین است. آن گاه فرمود: نظافت و استعمال بوى خوش و اصلاح مو، از اخلاق پیامبران است.۱۲

در روایت دیگرى یکى از دوستان امام باقر(علیه السلام) به نام حکم بن‏ عتیبه گوید: در خانه‏اى زیبا و آراسته بر آن حضرت وارد شدم. لباس زیبا و رنگینى پوشیده بود که آثار رنگ لباس بر دوش آن حضرت دیده می‌‌شد. خیلى شگفت‏ زده شدم. گاهی، به خانه نگاه می‌‌کردم، گاهى به وضع لباس آن حضرت! حضرت(علیه السلام) فرمود: این حالت چطور است؟ عرض کردم: چه بگویم از این لباسى که به تن کرده‏اید؟ این لباس مربوط به افراد نوجوان است. فرمود: اى حکم، چه کسى زینت ها و چیزهاى پاکیزه‏اى که خداوند براى بندگانش آفریده است را حرام کرده؟!، اینها از چیزهایى است که خداوند براى بندگانش آفریده است اما این خانه که مشاهده می‌‏‌کنى مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج کرده ‏ام.۱۳ لباسى که مشاهده می‌‌کنى و هم چنین حضور من در این خانه، به خاطر همین موضوع است.

در روایت دیگر حسن زیات‏ بصرى نقل می‌‌کند که با یکى از دوستانم خدمت امام باقر(علیه السلام) رسیدیم. او را در خانه‏اى زیبا با لباس زیبا در حالى که سرمه کشیده بود دیدیم. سؤالاتى از آن حضرت نمودیم. چون آن حضرت متوجه شد که ما از وضع لباس و خانه آن حضرت شگفت ‏زده شدیم، فرمود: فردا با دوستت نزد من بیا. همان طور که حضرت فرموده بود روز بعد، در منزلى که معمولاً آنجا تشریف داشت خدمت حضرت رسیدیم. مشاهده کردیم که در خانه جز حصیر چیزى نیست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارد، فرمود: دیروز شما پیش من آمدید در حالى که من در خانه ‏اى بودم که مربوط به همسرم می‌‏‌باشد و آن وسایل موجود در خانه متعلق به او است. او خود را آرایش کرده بود که من هم خود را براى او آراسته و مزین نمایم. سپس فرمود: شبه ه‏اى در ذهنت ایجاد نشود. عرض کردم: به خدا سوگند برایم شبه ه‏اى ایجاد شد ولى الآن متوجه شدم حقیقت آن است که شما فرمودید و خداوند شبهه را از قلبم بیرون نمود.۱۴

از دقت در روایات مذکور روشن می‌‏‌شود که ائمه(علیهم ‏السلام) چه اندازه به آرایش و زینت خود براى رعایت حال همسرانشان توجه داشتند تا جایى ‏که گاهى اوقات دوستان و اصحاب آنها به شدت شگفت ‏زده شده و نسبت به وضع لباس و خانه آنها پرسش می‌‌کردند. شاید آن بزرگواران در ضمن با این اعمال خود می‌‏‌خواستند با آداب و رسوم غلط و بى‏ توجهى به همسر مبارزه کنند و منطق صحیح اسلامی‌ را براى آنان ترسیم نمایند.

اسلام، دین فطرت است و چنین دینى، باید به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نماید.

گذشت در برابر لغزش ها

براى افرادى که مدتها با یکدیگر زندگى می‌‏‌کنند و در امور زیادى منافع واحدى دارند سر زدن لغزش و اشتباه و خطا امرى عادى و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم‏ پوشى نمایند و آنها را به رخ طرف مقابل نکشند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنى که احیانا به خاطر شرایط خاصى که براى هر کدام ممکن است پیش آید، از طرف مقابل می‌‏‌شنوند باید با متانت و سعه صدر با آن روبه ‏رو شوند و با خونسردى و گفتن چند کلمه محبت‏ آمیز سعى کنند طرف را از حالت ناراحتى که دارد خارج نمایند.

در سیره معصومین(علیهم السلام) می‌‌خوانیم در مواردى با وجود اینکه اشتباه و خطا از جانب زن بوده و او را اذیت کرده و آزار داده است ولى امام(علیه السلام) در مقابل، گذشت و اغماض کرده، آن را نادیده می‌‏‌گرفته است. اسحاق بن‏ عمار گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض از دقت در روایات مذکور روشن می‌‏‌شود که ائمه(علیهم ‏السلام) چه اندازه به آرایش و زینت خود براى رعایت حال همسرانشان توجه داشتند.

کردم حق زن بر مرد چیست که با انجام آنها انسان، نیکوکار محسوب شود؟ امام(علیه السلام) فرمود: وسایل خوراک و پوشاک او را فراهم نماید و اگر خطایى از او سر زد از او بگذرد. سپس فرمود: پدرم «امام باقر(علیه السلام)» همسرى داشت که به او اذیت و آزار می‌ رساند ولى پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار می‌‏‌داد.۱۵

جمع‏ بندى

از بررسى مطالبى که ذکر شد و سخنان و سفارشات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) چنین استفاده می‌‌شود که زنان داراى حقوقى هستند که باید کاملاً رعایت شود. به شخصیت آنها باید احترام گذاشته شود، به خواست آنان توجه شود. حس زیبایى ‏پسندى آنها باید ارج گذاشته شود و آن چنان با آنها برخورد و رفتار شود که نسبت به زندگى دل گرم شوند و نشاط و شادابى بر محیط خانه حاکم گردد. رهبران معصوم(علیهم السلام) آن قدر به مسأله خواست همسر در زندگى شخصى توجه نموده‏ اند که در برخى موارد که اختلاف نظر پیش می‌‏‌آمد خواست او را مقدم داشته ‏اند. به عنوان نمونه هر گاه زن و شوهر در تعیین غذایى که می‌‏‌خواهند بخورند اختلاف سلیقه پیدا کنند، رهبران معصوم(علیهم السلام) دستور داده‏اند که شایسته است جانب زن رعایت شود و مردى که چنین کند، مؤمن است و بعکس، مردى که غذاى مطابق میل خود را بر زن تحمیل نماید دچار یک نوع نفاق است. امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است که: مؤمن مطابق خواست و میل خانواده‏ اش، غذا می‌‏‌خورد و منافق، خانواده‏اش را وادار می‌‏‌کند که طبق میل او غذا بخورد.۱۶ در برخى روایات تأکید شده است که شوهر وقتى وارد خانه می‌‏‌شود در برخورد با همسر باید طورى رفتار کند که موجب ناراحتى او فراهم نشود. پیش از وارد شدن، به گونه‏ اى او را باخبر سازد تا اگر در وضع مطلوبى نیست بتواند وضع خود را تغییر دهد و هم چنین براى احترام به او هنگام وارد شدن سلام نماید.

امام صادق(علیه السلام) می‌‌فرماید: وقتى شوهر به خانه خود وارد می‌‏‌شود باید به همسرش سلام نماید و پیش از وارد شدن با زدن کفشهایش به زمین و سرفه کردن، همسر را از آمدن خود باخبر سازد، مبادا او را در حالتى ببیند که او را ناخوش آید.۱۷

حضرت على(علیه السلام) می‌‏‌فرماید: در خانه مشغول پاک کردن عدس بودم و فاطمه در حال درست کردن غذا بود که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد؛ فرمود: یا ابالحسن! عرض کردم بلى یا رسول ‏اللّه‏! فرمود: این سخن از من بشنو و این را نمی‌‏‌گویم مگر از جانب پروردگار: هر مردى که در کار خانه به همسرش کمک کند، براى او به تعداد هر مویى که در بدن دارد یک سال عبادت منظور می‌‏‌شود، آن چنان عبادتى که روزهایش روزه و شبهایش مشغول نماز و راز و نیاز باشد و خداوند پاداش صابرانى چون داود و یعقوب و عیسى(علیهما السلام) به وى خواهد داد.۱۸ این روایت به خوبى اهمیت و ارزش همکارى با همسر را می‌‏رساند. در روایتى دیگر، امام صادق(علیه السلام) می‌‏‌فرماید: خداوند زیبا بودن و زینت کردن را دوست دارد و تظاهر به ندارى و فقر را مکروه می‌‏‌داند. دوست دارد آثار نعمتهایش را بر بنده‏اش ببیند، لباسش نظیف و پاکیزه باشد، بوى خوش استعمال کند، خانه‏ اش را زینت دهد، خانه و اطرافش را جاروب کند.۱۹

روشن است که اسلام رعایت نظافت و زیبایى را بر همه، چه مرد و چه زن، لازم دانسته است. امید است مردان ما از روش و سخنان پیشوایان معصوم(علیهم السلام) درس گرفته نسبت به همسران خود آن چنان رفتار کنند که اسلام و وجدان و عقل فرمان می‌‏‌دهد و همسر را به عنوان شریکى عزیز و مهربان و دوستى ارجمند و گرامی‌ بلکه بخشى از جسم و جان خود به حساب آورند. مقام و موقعیت و جایگاه او را پاس بدارند و با او آن طور رفتار نمایند، که دوست دارند در باره آنها رفتار شود. ان شاءاللّه‏.

 پی‌نوشتها

۱- وسائل‏ الشیعه، ج۱۴، ص۱۲۳

۲، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵۵۱، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۱، حدیث ۳۸،

 ۳، کافی، ج۵، ص۸۶، حدیث ۱، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۹، حدیث ۳۶۴۰، باب ۲، امالى طوسی، ج۲، ص۲۷۴، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۱، حدیث ۷،

 ۴، بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۰،

 ۵، همان، ص۱۷۱،

 ۶، احتجاج طبرسی، ج۱، ص۲۸۲ ـ ۲۸۱،

 ۷، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۷ و حدیث ۶،

 ۸، فواللّه‏ ما اغضبتها و لا اکرهتها على امر … و لا اغضبتنى و لا عصت لى امرا، کشف‏الغمه، ج۱، ص۳۶۳،

 ۹، کافی، ج۶، ص۴۷۶، روایت ۱،

  ۱۰، همان، ص۴۷۵،

۱۱، نهج ‏الفصاحه، ص۷۲، رقم ۳۷۷،

 ۱۲، وسائل‏ الشیعه، ج۱۴، ص۱۸۳، کافی، ج۵، ص۵۶۷،

۱۳، کافی، ج۶، ص۴۴۶، حدیث ۱،

۱۴، همان، ص۴۴۸، روایت ۱۳،

۱۵، همان، ج۵، ص۵۱۰، روایت ۱، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۱، روایت ۴۵۲۸،

 ۱۶، وسائل‏ الشیعه، ج۱۵، ص۲۵۰،

۱۷، بحارالانوار، ج۷۶، ص۱۱،

۱۸، عوالم العلوم، ج۱۱، بخش ۲، ص۵۰۰، بحار، ج۱۰۴، ص۱۳۲، حدیث ۱،

۱۹، بحار، ج۷۹، ص۳۰۰،

منبع: عبدالرحمن انصارى ‏شیرازى؛ نشریه پیام زن؛ شماره۶۸

آشنایی با وظایف و حقوق زن

عنوان: آشنایی با وظایف و حقوق زن
مولف: آیت الله ابراهیم امینی
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات بوستان کتاب
سال نشر: ۱۳۸۴
نوبت نشر: اول
محل نشر: قم

اسلام به زن و مرد از زاویه «انسانى» نگریسته و هر دو را موجود شریفى دانسته که خداوند متعال از خلقت آن دو به خود بالیده است. به اقتضاى این آفرینش و به منظور ادامه حیات انسانى بر عهده هر یک، وظایفى گذاشته است.

اما گاهى براى برخى این وظایفِ مختلف و نیز حقوق متفاوت به درستى هضم نشده، لذا شبهه‏‌هایى در خصوص تبعیض‌‏آمیز بودن یا ضد آزادى بودن بعضى از احکام و قوانین براى‏شان به وجود آمده است.

در این کتاب، در دو بخش به تفصیل وظایف و حقوق زن، تبیین شده و از وجوه مختلفِ آزادى زن، حجاب، ازدواج و طلاق، مهریه، نفقه، فعالیت‏ هاى سیاسى و فرهنگى، خانه‏ دارى، هنر و حقوق طبیعى و اکتسابى سخن گفته شده است.

تربیت زنان و دختران در سیره معصومین(علیهم السلام)

محمد احسانى

اهمیت تربیت دختران

امروزه بیش از هر زمان دیگر باید به تربیت دختران همت گماشت؛ زیرا از یک سو نزدیک به نیمى از نیروهاى فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکیل مى‌دهند و از سوى دیگر، گستره فعالیت آنان، همه امور فردى و اجتماعى را در بر مى‌گیرد. ضمن آن که پرهیز از اختلاط زن و مرد در بیشتر مراکز و اداره‌هاى خصوصى و دولتى، امرى سخت شده است، در چنین شرایطى باید دانست که تنها در صورت تربیت درست و اسلامى دختران است که جامعه در امنیت به سر مى‌برد و نابهنجارى‌هاى اخلاقى و اجتماعى کاهش مى‌یابد. اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهایشان، دستورهاى شرعى را رعایت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامى در اجتماع حضور یابند، انحراف‌هاى اخلاقى به میزان قابل توجهى کاهش مى‌یابد؛ زیرا بیشتر نابسامانى‌هاى فرهنگى و اجتماعى بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پى رعایت نکردن حدود اسلامى پدید مى‌آید که با تربیت دینى نسل جوان به ویژه دختران مى‌توان از این مسئله پیش‌گیرى کرد.

پیام متن

حضور چشمگیر دختران و زنان در جامعه و گسترده بودن فعالیت آنها، به فرهنگ‌سازى درست این گونه ارتباط‌ها نیازمند است که با پرورش درست به دست مى‌آید.

تربیت دختران در محیط خانواده

مهمترین هدف از تربیت دختران افزون بر خودسازى و پرورش باورهاى دینى، آشنا کردن آنان با فنون و شیوه‌هاى زندگى مانند شیوه شوهردارى، فرزند پرورى، همسایه‌دارى و معاشرت با مردم است. بدین معنا که دختران در کنار فراگیرى اندیشه‌هاى دینى و آموختن رفتارهاى اسلامى، نقش‌آفرینى در عرصه‌هاى گوناگون زندگى را بیاموزند. وظیفه مادر است که از کوچکى به آموختن نقش‌ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زیرا محیط خانه مناسب‌ترین فضا براى نقش‌آموزى دختران است و مادر، شایسته‌ترین معلم و راهنما براى دختر به شمار مى‌رود.

ارتباط عمیق مادر و فرزند و اعتماد همه جانبه دختر به مادر، مهم‌ترین عامل در اجراى فرآیند تربیت و اثر گذارى آن است. دختر با دیده اطمینان و اعتماد به مادر مى‌نگرند، به گفته او گوش مى‌دهد و هر چه بخواهد بدان عمل مى‌کند. بدین‌سان مادر، تنها کسى است که از نزدیک با دخترش ارتباط دارد و از نیازهاى مادى و معنوى او آگاه است. او بیشترین زمان را در کنار دختر سپرى مى‌کند و از خواسته‌هاى قلبى وى آگاهى کامل دارد. از این رو، قادر است مسائل مهم و ضرورى را روشن و آشکارا با دخترش در میان بگذارد و انجام دادن آن را از وى بخواهد. البته مادر در صورتى مى‌تواند به نقش آفرینى دختر کمک کند که خود، با نقش‌هاى مورد نظر آشنایى کامل داشته باشد.

پیام متن

هدف از تربیت دختران، افزون بر بیمه کردن آنان در برابر انحراف‌هاى دینى و اخلاقى، آموزش نقش‌هاى مورد نیاز وى در زندگى خانوادگى و اجتماعى است، که مناسب‌ترین معلم در این زمینه، مادر و بهترین مدرسه براى انجام این کار، محیط خانه است.

زن و انجام وظیفه هم‌سو با ویژگى‌هاى جسمانى

هر چند زن و مرد در اصل آفرینش، دو گوهر از یک وجودند و مراحل تکوین و رشد جسمى را به صورت یکسان مى‌گذرانند، تفاوت‌هایى نیز با هم دارند که در خور دقت و توجه است. از نظر جسمى و بدنى، تفاوت‌هاى چشم‌گیرى میان زن و مرد هست که از این نظر، هر گروه ویژگى‌هاى مربوط به خود را دارد. زن بر اثر ظرافت و آسیب‌پذیر بودن جسمى، تحمل کارهاى پرانرژى و طاقت فرسا را ندارد. از این رو، استقامت و پایدارى زن در انجام امور مربوط به نقل و انتقال اشیاى سنگین و فعالیت‌هاى فیزیکى، بسیار کمتر از مرد است.

ویژگى‌هاى جسمى و روحى زن و مرد، منشأ بسیارى از تفاوت‌ها در نقش‌هاى اجرایى و اجتماعى آن دو در مقام عمل شده است که آثار خود را در سطح جامعه نشان مى‌دهند. زنان براساس زمینه‌ها و شرایط وجودى خود، قادر به انجام دادن برخى از وظایف اجتماعى که مردان توان آن را دارند، نخواهند بود. (۱)

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) نیز با توجه به این امر، پس از ازدواج حضرت على(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) نوعى تقسیم کارى میان آن‌ها به وجود آورد که هماهنگ با وضع جسمى آن دو باشد و هر کدام از آنها به وظایف خاص خود عمل کنند. در حدیثى آمده است که پس از ورود فاطمه(علیهاالسلام) به خانه على(علیه السلام)، پیامبر صبحگاهان به خانه على(علیه السلام) آمد و على و فاطمه(علیها السلام) را در کنار خود نشاند و فرمود: کارهاى داخل خانه همچون غذا پختن، جارو زدن، اداره فرزندان و مانند آن به عهده فاطمه(علیهاالسلام) و کارهاى بیرون خانه مانند تهیه مواد خوراکى و فراهم ساختن هیزم وظیفه على(علیه السلام) باشد. (۲)

در حقیقت، این جداسازى وظایف، بر اساس استعداد و توانایى‌هاى ذاتى زن و مرد صورت گرفت و با شرایط فیزیکى و روانى آن دو هماهنگ بود. به علاوه، زن و مرد با پذیرفتن مسئولیت‌هاى ویژه خود، نوعى صفا و صمیمیت را در فضاى خانه حکم مى‌کنند.

پیام متن

هر کدام از زن و مرد باید وظایف خود را انجام دهند و کارهاى داخل خانه بیشتر به وظیفه زن و امور بیرون خانه وظیفه مرد است. به تعبیر مولوی:

هر کسى را بهر کارى ساختند.

تربیت اقتصادى دختران

یکى از جنبه‌هاى تربیت زنان و دختران، تربیت اقتصادى آنان است. اگر زنان و دختران از دانش اقتصاد خانواده بهره مند باشند، بهتر مى‌توانند به ایفاى نقش خانه‌دارى بپردازند. تربیت اقتصادى به معناى کارآموزى فنون خانه‌دارى و فراگیرى شیوه‌هاى درست مصرف مالى است. آشنا ساختن دختران با آشپزى و تهیه غذاى مناسب بدون اسراف و تباه کردن مواد اولیه، از وظایف مادران است.

قرآن کریم دستورهاى متعددى در زمینه اقتصاد و امور معیشتى مردم دارد و همه آنها را به رعایت میانه روى در دخل و خرج سفارش مى‌کند. مسرفین و کسانى که در استفاده از منابع و امکانات مادى زیاده روى مى‌کنند، در قرآن از اهل دوزخ شمرده شده‌اند، آنجا که خداوند مى‌فرماید: «و ان المسرفین هم أصحاب النار؛ و مسرفان اهل آتشند.» (غافر: ۴۳)

ایجاد روحیه میانه‌روى در دختران، از عوامل مهم در اداره اقتصاد خانواده است، به گونه‌اى که این ویژگى در موفقیت و پیدایش رضایت اعضاى خانواده و سازگارى با آنان، به ویژه تأمین رضایت شوهر نقش حیاتى دارد. اگر دختر در خانه پدر با روحیه میانه‌روى و آینده‌نگرى بزرگ شود، مى‌تواند آن روش را در خانه شوهر نیز ادامه دهد و زندگى آبرومندى را براى خود و اعضاى خانواده اش فراهم کند. در مقابل، اگر پدر و مادر به تربیت دختر توجه نکنند و او تجمل گرا و خودسر بار آید، چنین دخترى در اداره امور خانه موفق نخواهد بود، چنان که دختران خانواده‌هاى سرمایه‌دار که بیشتر در ناز و نعمت بزرگ مى‌شوند، توانایى چندانى در اداره خانه ندارند. در واقع، بسیارى از آنها با توجه به نوع زندگى در خانه پدر، توقع زیاد و خواسته‌هاى نامعقول دارند که شوهران سطح متوسط جامعه، از پاسخ گویى دچار سستى و فروپاشى مى‌شود.

سیره فاطمه زهرا(علیها السلام)، الگوى مناسب میانه روى و قناعت و بى‌نیازى از مردم است که زنان مسلمان باید از آن پیروى کنند. جریان انفاق لباس عروسى و بسنده کردن به پیراهن کهنه، از رویدادهاى بسیار زیبا و جالبى است که تنها در شب عروسى دخت پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فاطمه زهرا(علیها السلام) واقع شده و در طول تاریخ نظیر آن مشاهده نشده است. (۳) یکى از آرزوهاى معمول جوانان این است که مراسم ازدواجشان به عنوان مراسمى که یک بار در زندگى شان اتفاق مى‌افتد، باید هر چه با شکوه برگزار شود. این مسئله، طبیعى است و هر جوانى خواهان آن است، ولى حضرت زهرا(علیها السلام) که تربیت یافته مکتب مکتب وحى بود، فراتر از خواسته‌ها و گرایش‌هاى انسانى مى‌اندیشید و با عمل به سیره رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) در قناعت ورزى، در همان شب به یاد ماندنى زیباترین لباسش را به سائل داد و رضاى خدا و پیامبرش را بر خواسته‌هاى طبیعى خود مقدم داشت.

پیام متن

تربیت اقتصادى، در اداره کردن زندگى نقش اساسى دارد و در ایفاى نقش خانه‌دارى و امور معیشتى اثر گذار است. از این رو، لازم است از دوره کودکى به تربیت اقتصادى دختران اهتمام ورزید و آنها را با روحیه قناعت و صرفه‌جویى پرورش داد. زندگى با عزت و شرافت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) که با ایثار و از خود گذشتگى عجین بود، برترین راهنماى زنان و دختران مسلمان است.

بهره‌بردارى درست زن از ویژگى‌هاى عاطفى و روانى خود

زن از نظر روانى و عاطفى، سرشار از مهر و محبت و صفا و صمیمیت است. ساختار وجودى زن به گونه‌اى است که در مقایسه با مرد قدرت جذب بیشترى دارد و در ابراز احساس‌ها و عواطف نیز توان بالایى دارد و این ویژگى عاطفى و روانى زن، فرصتى است تا او در اداره امور خانواده و تربیت نسل فرزند نقش مهمى را به خوبى و شایستگى ایفا کنند. بر این اساس، مهم‌ترین نقشى که از وى انتظار مى‌رود، جز نقش تربیتى نیست. (۴)

پیام متن

زنان به دلیل بهره‌مندى از عاطفه‌اى سرشار و روانى لطیف، در امر تربیت فرزندان، از مردان موفق ترند.

دختران و مسائل بلوغ

بر اساس تفاوت‌هاى جسمى و روحى زن و مرد، شرایط بلوغ و زمان انجام دادن وظایف دینى و مذهبى آنان نیز متفاوت است. دختر زودتر از پسر به تکلیف مى‌رسد و پدر و مادر باید به این مسئله توجه داشته باشند. چه بسا ممکن است برخى از خانواده‌ها از اهمیت این امر بى‌خبر باشند و سن تکلیف فرزندان خود را از یاد ببرند و زمانى با خبر شوند که بسیارى از تکلیف‌هاى الهى از آنان فوت شده و فرزندان به موقع آنها را انجام نداده اند. دختر بر اساس ویژگى‌هاى بیولوژیکى و روانى خود، زودتر آماده پذیرش وظایف و آموزه‌هاى دینى مى‌شود. اسلام با توجه به این ویژگى مى‌خواهد، دختران پیش از پسران در زیر خیمه انسان‌ساز دین و مذهب وارد شوند و معارف اسلامى را بیاموزند؛ زیرا انجام دادن عبادت و پاى‌بندى به وظایف دینى و اسلامى، در اصلاح و تربیت انسان نقش اساسى دارد. خداوند خطاب به مریم – مادر حضرت عیسى(علیه السلام) – مى‌فرماید: «اى مریم! در برابر پروردگارت خضوع کن و پیشانى بر زمین بگذار و با رکوع کنندگان رکوع کن».(آل عمران : ۴۳)

از بعضى تفسیرها بر مى‌آید که این خطاب در نه سالگى مریم بوده و او پس از آن، همواره در حال عبادت بود تا آنجا که بر اثر عبادت، در رسیدن به کمالات معنوى از بزرگان و دانشمندان عصر خود پیشى گرفت.(۵) شاید به این دلیل بود که حضرت مریم با جان و دل پذیراى دستورهاى خدا شد و عاشقانه به عبادت او پرداخت. به هر حال، پاى‌بندى به انجام دادن وظایف دینى و مذهبى، این امکان را به دختران مى‌دهد که زودتر آمادگى لازم را براى ایفا نقش‌هایى چون مادرى و خانه‌دارى پیدا کنند.

از آن جا دختر زودتر از پسر به تکلیف مى‌رسد، آموزش‌هاى ویژه‌اى را مى‌طلبد. بدین معنا که احکام عملى ویژه زنان و دختران، باید پیش از بلوغ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام رو به رو شدن با آنچه به زوى برایشان پیش مى‌آید، دچار مشکل روحى نشوند. چه بسا دخترانى که بر اثر بى‌خبرى از آنچه هنگام بلوغ براى دختران اتفاق مى‌افتد، دچار نگرانى و پریشانى روانى و گاه گرفتار پیامدهاى ناگوارى چون بیمارى مى‌شوند. این مسئله را با تربیت و آموزش به موقع وظایف دینى و آگاه‌سازى او مى‌توان کنترل کرد.

پیام متن

آگاهى دادن به دختر درباره آنچه بر اثر دگرگونى‌هاى جسمى هنگام بلوغ براى او رخ مى‌دهد، او را از سرگردانى و افسردگى حفظ مى‌کند.

برخى نقش‌هاى سازنده دختران و زنان

۱- نقش شوهردارى

مهم‌ترین نقش مورد انتظار از یک زن، شوهر‌دارى است که پس از پیوند زناشویى مطرح مى‌شود. این نقش زنان، در زندگى اجتماعى و خانوادگى تأثیر بسزایى دارد. اگر زن در این زمینه به وظیفه خود به خوبى عمل کند، مى‌تواند افراد شایسته‌اى را تربیت کند و تحویل جامعه دهد.

پیدایش عواطف دوستانه و محبت‌آمیز میان زن و مرد پس از ازدواج، مهمترین عامل استحکام و پایدارى نهاد خانواده به شمار مى‌رود. وجود مهر و عواطف عاشقانه زن و شوهر، از عنایت‌هاى ویژه الهى است که بر اساس نیاز فطرى و طبیعى انسان در سرشت آنها نهاده شده است و این امر، در جهت رشد و تکامل مادى و معنوى جامعه تأثیر گذار است. (۶)

روایت‌هاى اسلامى نیز بر نقش شوهر‌دارى زن تأکید فراوان دارند و مهمترین وظیفه او را خوش رفتارى با شوهر مى‌داند. از جمله عنوان‌هایى که براى تبیین این مطلب زیاد در احادیث به کار رفته، «حسن التبعل»(۷) است. خانواده یک اجتماع کوچک از جامعه‌اى بزرگ است و به نظم و انضباط و برقرارى امنیت و آرامش نیاز شدید دارد و این رفتار شایسته زن با شوهر، از عوامل مهم برقرارى آرامش در کانون خانواده به شمار مى‌رود.

زندگى سراسر نور حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، در این زمینه سرمشق خوبى براى زنان مسلمان است و زنان باید روش زندگى را از او بیاموزند. همسر بزرگوار فاطمه(علیها السلام)، حضرت على(علیه السلام) درباره شوهردارى او مى‌فرماید: «در طول زندگى با فاطمه(علیها السلام)، هرگز مخالفتى از او ندیدم و هیچ گاه کارى بر خلاف میل من انجام نداد.»(۸) از حضرت فاطمه(علیها السلام) نیز نقل شده که در آخرین لحظه‌هاى زندگى ضمن درخواست حلالیت از شوهرش على(علیه السلام) مى فرمود:

هر چند مى‌دانم در طول زندگى کارى بر خلاف رضایت تو انجام ندادم، ولى از پدرم رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) شنیدم که زنى در قیامت وارد بهشت نمى‌شود، مگر این که شوهر از او راضى باشد. (۹)

پیام متن

مهم‌ترین نقش زن، نقش شوهردارى اوست که منشأ بسیارى از آثار مؤثر و سودمند در زندگى مشترک خانوادگى است و برترین الگو در این زمینه، سیره عملى فاطمه زهرا(علیهاالسلام) در محیط خانه و رفتار با على(علیه السلام) است و زنان باید از آن حضرت الگوى واقعى بگیرند.

۲-نقش مادى

مادر، واژه‌اى است زیبا و پرجاذبه که در هر مکتب و آیینى به عنوان سمبل ایثار و فداکارى شناخته مى‌شود. آغوش پر مهر مادر، مظهر صفا و صمیمیت، عشق و محبت، تعهد و وفادارى است که هر مادر با احساسى حاضر است، در راه تأمین نیازهاى مادى و معنوى فرزند و فراهم ساختن وسایل رفاه و آسایش او به هر گونه ایثار و از خودگذشتگى تن دهد. مادر به لحاظ روحى و روانى، آمادگى آن را دارد که در مسیر تأمین نیازهاى فرزندان خود همه گونه رنج و زحمت را با جان و دل بپذیرد تا فرزندش به اوج سعادت مادى و معنوى دست یابد.

عنوان مادرى، افتخارى است براى زنان که هر بانویى پس از ازدواج در انتظار آن به سر مى‌برد و امید مادر شدن را دارد. بر این اساس، در هر خانواده‌اى که نوزادى، به ویژه نخستین فرزند به دنیا بیاید، سرور و خوش حالى، همه اعضاى آن را فرا مى‌گیرد. فرزند افزون بر این که میوه شیرین پیوند زناشویى است، در تحکیم پایه‌هاى نظام خانواده نیز تأثیر بسزا دارد. وجود فرزند در خانواده تا حدودى از پیش آمدن اختلاف‌ها و درگیرى‌هاى خانوادگى جلوگیرى مى‌کند. بسیارند خانواده‌هایى که در پى تولد فرزند همه اختلاف‌هایشان یک باره برچیده شده و به جاى آن، بذر مهر و محبت، از نو در دل زن و شوهر کاشته مى‌شود و سرانجام، به زندگى سعادت‌مندى دست مى‌یابند.

زندگى فاطمه زهرا(علیها السلام) در عین کوتاه بودن آن، تابلوى درخشانى است در مسیر خانواده‌هاى مسلمان که همه جنبه‌هاى آشکار و نهان آن، الگوى مناسبى براى مادران امروز جامعه است. ابراز عواطف حضرت زهرا(علیها السلام) به فرزندان و مهر و محبت ورزى او با آنان، نشان‌دهنده عمق احساس مادرى است. در روایتى نقل شده که هر وقت فاطمه(علیها السلام) مى‌خواست با فرزند خردسالش امام حسن(علیه السلام) بازى کند، او را روى دستش بالا و پایین مى‌کرد و این اشعار را زمزمه وار مى‌خواند:

اشبه اباک یاحسن

و اخلع عن الحق الرسن

واعبد الها ذا منن

و لا توال ذا الاحن

‌اى حسن جان! مانند پدرت باش، ریسمان را از گردن حق بردار. خداى احسان‌کننده را پرستش کن و با افراد کینه توز دوستى مکن.(۱۰)

پیام متن

مقام مادرى، همانند درختى پر از میوه است که از میوه‌هاى آن، فرزند پرورى و آرامش‌دهى به فضاى خانه است.

۳- نقش خانه‌دارى

خانه‌دارى به معناى ساماندهى امور خانه، از وظایف زنان است و این کار، در رشد و پیشرفت مادى و معنوى خانواده اثر فراوان دارد. برقرارى نظم و انضباط و پاکیزگى، فضاى خانه را معطر مى‌سازد و نشاط روحى و روانى را میان اعضاى آن حکم فرما مى‌کند.

خانه‌دارى شامل کارهاى داخل منزل نظیر پخت و پز، نظافت، شست و شوى ظروف، پذیرایى میهمان و مانند آنهاست. انجام دادن این امور به طور معمول به عهده زنان است؛ زیرا آنها بهتر از مرد از عهده چنین کارهایى برمى‌آیند.

سیره و رفتار معصومین(علیهم السلام) به ویژه در سیره حضرت زهرا(علیها السلام) در محیط خانواده، چراغ روشنى فرا راه زنان خانه‌دار است. حضرت زهرا(علیها السلام) با آن مقام و عظمتى که نزد خدا و پیامبر داشت، نه تنها از انجام دادن کارهاى خانه شانه خالى نمى‌کرد، به عنوان یک زن خانه‌دار نقش‌هاى خانه‌دارى، همسر‌دارى و مادرى خود را به خوبى ایفا مى‌کرد. خانه دارى، وظیفه مهمى است که اگر زن به درستى به انجام دادن آن موفق شود، هم خانه‌اى به همراه آرامش را شکل خواهد داد و هم در تربیت فرزندان گام‌هاى بلندى بر خواهد داشت.

پیام متن

ارزش معنوى خانه‌دارى زن در مقایسه با ارزش مادى شاغل بودن او بیشتر است و عاقلانه آن است که در صورت ضرورت نداشتن شاغل بود زن، به کار مقدس خانه‌دارى بپردازد.

۴-نقش تربیتى

در محیط خانه و اجتماع، برجسته‌ترین نقش زن، نقش تربیتى اوست. این نقش از آنجا روشن مى‌شود که کودک نخستین بار در آغوش مادر قرار مى‌گیرد و آداب و رسوم اجتماعى را از آنجا مى‌آموزد. کودک از دامن مادر فرا مى‌گیرد که چگونه با دیگران رفتار کند. چگونگى رفتار مادر با کودک، در شکل‌دهى ساختار شخصیتى او تأثیر بسزا دارد. از این رو، کارشناسان مسائل تربیتى بر نقش مادر تربیت فرزند همواره تأکید دارند.

زن، با بهره‌مندى از عواطف سرشار و مهر و محبت مادرى، شایستگى تربیت انسان‌هاى وارسته و شایسته را دارد. امام خمینى(رحمه الله علیه) مى‌فرماید:

نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است. براى این که زنان و بانوان افزون بر این که خودشان یک قشر فعال در همه ابعاد زندگى هستند، قشرهاى فعال را نیز در دامن خودشان تربیت مى‌کنند. خدمت زن به جامعه، از خدمت معلم بالاتر است و از خدمت همه کس بالاتر است و این، امرى است که انبیا مى‌خواستند. (۱۱)

بانوان مسلمان مى‌توانند، نقش تربیتى را از بانوى نمونه اسلام، فاطمه زهرا(علیها السلام) بیاموزند و این که آن حضرت چگونه توانست در مدت کوتاه شخصیت‌هاى والا مقامى مانند حسن، حسین، زینب کبرى و ام کلثوم(علیهم السلام) را پرورش دهد. حضرت فاطمه(علیها السلام) با وجود گرفتارى‌ها و مشکلات فراوانى که به ویژه پس از رحلت پدر بزرگوارش داشت، توانست نقش‌هاى خود را در جایگاه یک مادر و مربى در بالاترین حد ممکن ایفا کند. بانویى که ضمن همکارى و هم دلى کامل با شوهر، به تربیت فرزند همت گماشت و با بهره‌گیرى از روش‌هاى مناسب به این امر اهتمام ورزید و انجام وظیفه کرد. اگر زنان و مادران جامعه از سیره و رفتار حضرت زهرا(علیها السلام) پیروى کنند و روش‌هاى تربیتى آن بزرگ بانو را پیشه خود قرار دهند، در عرصه‌هاى گوناگون خواهند توانست به خوبى به وظیفه خود عمل کنند.

پیام متن

تربیت فرزند، از وظایف اصلى زنان به شمار مى‌آید و باید در این زمینه به اندازه لازم توجه و دقت به کار برند و همانند فاطمه زهرا(علیها السلام) فرزندان شایسته‌اى را پرورش و تحویل جامعه دهند.

پى‌نوشت‌ها

۱– معاونت پرورشى آموزش و پرورش، منشور تربیتى دختران، انتشارات تربیت، ۱۳۷۸، ص ۱۳

۲- میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت، ج ۲، ص ۵۵۱

۳- نک: محمد مهدى تاج لنگرودى، اخلاق حضرت فاطمه، دفتر نشر ممتاز،۱۳۷۵، ص ۸۶

۴- على قائمى، سازندگى و تربیت دختران، ص ۲۸۱.

۵-تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۳۹۹

۶-نک: هاشمى رفسنجانى، تفسیر راهنما، بوستان کتاب، ۱۳۸۲، ج ۱۴، ص ۱۷۲

۷- وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۶۳

۸- مناقب خوارزمى، ص ۳۵۳

۹- همان.

۱۰- اخلاق حضرت فاطمه علیهاالسلام، ص ۲۵

۱۱- جایگاه زن در اندیشه امام خمینى رحمه الله، ص ۱۳۲

منبع: ماهنامه طوبى

در زندگی زناشویی‌تان، مفهومی مشترک خلق کنید

هلن می‌گوید: «ازدواج ما، مثل تازه به دوران رسیده‌ها بود. یعنی بسیار سطحی. ما به خوبی با هم سر می‌کردیم و واقعاً همدیگر را دوست داشتیم. ولی حس نمی‌کردم که با کوین رابطه‌ای دارم. انگار دو هم اتاقی بودیم.» هلن که خود را «طرفدار حقوق زن از جان گذشته» می‌نامید، همیشه به حس استقلالش احساس غرور می‌کرد. در ابتدا، او تصور می‌کرد بسیار خوب است که او و کوین، هر کدام خط مشی، علایق، دوستان و زندگی خود را دارند. ولی هر چه بیشتر از زمان ازدواجشان می‌گذشت، مخصوصاً بعد از بچه‌دار شدنشان، هلن بیشتر حس می‌کرد که چیزی در زندگی‌اش کم است. او نمی‌خواست حس قوی استقلال فردی‌اش را از دست بدهد، ولی دوست داشت چیز بیشتری از زندگی زناشویی فردی‌اش نصیبش شود. پس از حضور در کارگاه ما، او فهمید: می‌خواهد بیشتر حس کند که او و کوین یک خانواده‌اند.

چنانچه زندگی زناشویی شما از شش اصل من پیروی کرده باشد، روابط شما شاد و پایدار است. ولی اگر به این سؤال رسیدید: «این است همه آنچه وجود دارد؟» وضعیتشان شبیه به هلن و کوین است. آنچه که مفقود گشته، حس عمیق داشتن مفهومی مشترک است. زندگی زناشویی، تنها، بزرگ کردن کودکان، تقسیم کار‌های خانه و روابط عاطفی نیست. می‌تواند دارای بعدی مفهومی نیز باشد که می‌بایست با خلق زندگی درونی توسط هر دو زوج ایجاد شود، یک فرهنگ که با نمادها و آیین‌ها و ارج نهادن به نقش‌ها و هدف‌‌های شما دو نفر غنی می‌شود، نقشها و اهدافی که شما دو نفر را به هم مرتبط می‌سازد و نقش‌ها و اهدافی که شما را به سمتی سوق می‌دهد تا بفهمید عضو بودن در خانواده‌ای که تشکیل داده‌اید یعنی چه.

معمولاً وقتی به فرهنگ فکر می‌کنیم، ما آن را به عنوان گروه‌‌های بزرگ قومی یا حتی کشورهایی که رسوم خاص و غذا‌های خاص دارند تصور می‌کنیم. ولی فرهنگ می‌تواند توسط دو نفر که توافق کرده‌اند زندگیشان را با هم قسمت کنند، به وجود آید. در اصل، هر زوج و خانواده خرده فرهنگ خود را به وجود می‌آورد. همانند دیگر فرهنگ‌ها، هر واحد کوچک رسوم خاص خود (همانند خوردن شام در بیرون از منزل در روز‌های تعطیل)، آیین خود(جشن شادی پس از تولد نوزاد) و افسانه‌‌های خود-داستان‌هایی که زوجها برای همدیگر تعریف می‌کنند (چه صحیح، چه غلط و چه پر شاخ و برگ)را دارند.

مری و جو، هر یک خود را به عنوان ضعیف‌ترین عضو خانواده خود می‌دانستند هر دو از هوش کم، جذابیت کم یا موفقیت کمتری نسبت به خواهرها و برادرهایشان برخوردار بودند. ولی معلوم شد خواهرها و برادرهایشان یا طلاق گرفتند و یا ازدواج نکردند. در حالی که آن دو زندگی شاد و پایدار تشکیل دادند، شغلی ثابت داشتند و کودکانشان را در خانه‌ای گرم و صمیمی بزرگ کردند. توسعه فرهنگ به این معنا نیست که یک زوج در هر جنبه از فلسفه زندگی‌شان با هم اتفاق نظر داشته باشند. در عوض، نوعی هماهنگی وجود دارد. آنها راهی برای ارج نهادن به رؤیا‌های یکدیگر می‌یابند، حتی اگر همیشه در رؤیا‌های خود را با هم سهیم نشوند. فرهنگی که آنها توسعه می‌دهند شامل رؤیا‌های هر دوی آنها می‌شود و به اندازه کافی قابل انعطاف است، وقتی زندگی دارای چنین حس مشترکی است، وجود تعارض کمتر مایه ی تنش می‌شود و احتمال کور شدن مشکلات غیر قابل حل کمتراست.

قطعاً شما می‌توانید بدون به اشتراک گذاشتن حس عمیق معنایی که زندگی برای هر دوی شما دارد، زندگی مشترک با دوامی داشته باشید. حتی اگر رؤیاهایتان را با دور زدن مشکلات پیدا کنید. بنابراین به جای حل آنها، می‌توانید با آن زندگی کنید. مهم است که بپذیرید هر کدام از شما ممکن است رؤیاهایی داشته باشید که فرد دیگر در آن سهیم نشود، ولی آنها را ارج نهد. مثلاً ممکن است هر کدام دین متفاوتی داشته باشید. ولی به سفر معنوی همدیگر احترام بگذارید تا پلی باشد میان تفاوتهایتان.

البته این نیز صحیح است که یک ازدواج ارزشمند بیش از جا خالی دادن در برابر مشکلات است. هر چه بیشتر در مورد بنیاد‌های زندگی توافق کنید، زندگی زناشویی شما غنی‌تر، پر معناتر و تا حدی آسان‌تر خواهد شد. احتمالاً الان نمی‌توانید خود را مجبور کنید تا دیدگاه ژرف و یکسانی داشته باشید. ولی اگر در مورد دیدگاه‌های خود صادق باشید، برخی از آنها به طور خود به خود با هم برابر می‌شوند. مهم‌ترین و حیاتی‌ترین هدف ازدواج این است که جَوی به وجود آورد تا هر شخص صادقانه در مورد اعتقاداتش صحبت کند. هر چه روراست‌تر و مؤدبانه‌تر با یکدیگر صحبت کنید، احتمال بیشتری دارد که مفهوم ارزشهایتان با هم تناسب داشته باشد.

در کارگاه ما، هلن و کوین توانستند با صحبت در مورد برخی پرسشهایی که بعداً خواهید دید، بربعد معنوی زندگی‌شان تمرکز کنند. در مرحله اول، آن دو بسیار جدی در مورد خانواده هایشان، تاریخچه خانوادگی‌شان و ارزشها و نمادها با یکدیگر صحبت کردند. وقتی به خانه برگشتند، هلن آلبوم عکس قدیمی خانواده‌اش را بیرون کشید و عکس پدر و مادر و پدر بزرگ خود را، یعنی جدش که از ایرلند به امریکا آمده بودند، نشان داد. او برای کوین داستان ازدواج جدش و چگونگی نامزدی آنها قبل از سفر به امریکا را تعریف کرد. هلن خود این داستان را بارها و بارها شنیده بود. او پس از مهاجرت به امریکا در مقابل همسرش صادق و وفادار ماند تا این که پس از چهار سال پول کافی پس انداز کردو او را نیز به امریکا برد. پیامی که هلن از این داستان گرفته این است که وفاداری ستون اصلی زندگی زناشویی است. تا این لحظه او هیچ وقت در این مورد مستقیماً نظرش را به کوین ابراز نکرده بود.

کوین نیز به یاد گذشته‌ها و داستان‌‌های خانوادگی خود افتاد-به خصوص به یاد مادر بزرگش افتاد که به تنهایی یک مغازه بزرگ را اداره می‌کرد و تقریباً ورشکست شد چون در طول رکود اقتصادی به افراد فقیر و گرسنه غذای مجانی می‌داد. مردم شهر همه می‌دانستند که او مقدار قابل توجهی از کالاهایش را برای خانواده‌‌های نیازمند که هر دوشنبه به مغازه‌اش می‌آمدند ذخیره کرده است. کوین به هلن گفت: «پدرم می‌گفت خانواده ما همیشه تمایل داشت تا سر حد حماقت بخشش کند. ولی این موضوع را طوری ادا می‌کرد که دیگران بدانند به آنچه انجام می‌داد، افتخار می‌کند.» او به هلن گفت که این طرز فکر، در دوره بزرگسالی خودش نیز رخنه کرده است. او همیشه به شرکت در مراسم خیریه در زمان کریسمس و دادن هدیه‌‌های بزرگ پافشاری می‌کرد.

این گفت و گو نقطه عطفی در زندگی هلن و کوین محسوب می‌شد. از آن زمان به بعد، آنها بارها در مورد ارزشهایی همانند وفاداری و سخاوتمندی که با شنیدن داستانهایی در کودکی به آنها القا شده بود، صحبت می‌کردند. به مرور زمان، همان طور که داستان‌های مربوط به خود را برای یکدیگر تعریف می‌کردند، داستان‌های یک یک آنها داستان مشترکشان شد-داستان خانواده‌ای که با هم ساخته بودند. هلن داستانها و ارزش‌های خانواده کوین را که برایش اهمیت داشت، پذیرفت و کوین نیز همین کار را در مورد نسل پیشین هلن انجام داد.

همان طور که قبلاً گفتم، هر چه نقاط مشترک بیشتری بیابید، روابط بین شما عمیق‌تر، غنی‌تر و با ارزش‌تر خواهد شد. با تأکید بر سه اصل اول یک زندگی شاد که توضیح دادم، پیوند و دوستی بین خود را نیز استحکام خواهید بخشید. که به نوبه خود روبه رو شدن با اختلافاتی که به وجود می‌آورد را آسان‌تر می‌کند. این زیبایی هفت اصل است. آنها حلقه بازخوردی تشکیل می‌دهند که اطمینان می‌دهد هنگامی که شما روی هر یک از این اصول کار می‌کنید، کار کردن بر روی اصل‌های بعدی آسان‌تر خواهد بود.

پرسشنامه ارزش‌های مشترک

برای این که متوجه شوید شما و شریک زندگی‌تان با هم حس مشترک و ارزش‌های مشترک در زندگی خود به وجود می‌آورید، به سؤال‌های زیر پاسخ دهید.

آداب ارتباط شما

۱- ما در مورد مراسم خانوادگی خود که شامل زمان صرف شام می‌شود با هم همدل هستیم. درست /غلط

۲- خوراک روز‌های تعطیل (همانند عید شکرگزاری و یا کریسمس) برای ما بسیار ویژه و اوقات آن فرح بخش است(یا هر دو از آن متنفریم). درست /غلط

۳- زمان دور هم جمع شدن ما در آخر هر روز اوقات بسیار ویژه‌ای است. درست /غلط

۴- در مورد نقش تلویزیون در خانه‌مان با هم توافق داریم. درست /غلط

۵- در آخر هفته ما کار‌های بسیاری را با هم انجام می‌دهیم و از آن لذت برده و برایش ارزش قائلیم. درست /غلط

۶- در مورد سرگرمی‌هایمان در خانه نظرات یکسانی داریم(مهمانی، دوستان و…) درست /غلط

۷- هر دو با هم جشن‌های خاص را می‌پسندیم یا از آن بدمان می‌آید(همانند روز تولد، سالگردها و یا گردهمایی خانوادگی). درست /غلط

۸- وقتی مریض می‌شوم، همسرم بسیار از من مراقبت می‌کند و مرا دوست دارد. درست /غلط

۹- از گذراندن تعطیلات و به مسافرت رفتن با هم لذت می‌برم و همیشه منتظرش هستم. درست /غلط

۱۰- گذراندن صبحها درکنار هم جزء اوقات ویژه ما محسوب می‌شود. درست /غلط

۱۱- وقتی خسته هستیم و از پا در آمده‌ایم، کار‌های زیادی داریم که برای رفع خستگی انجام دهیم. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هر جواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست به سه رسید، زندگی مشترک شما دارای نقاط بهبود است. حتماً تمرین شماره ۱را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

نقش‌های شما

۱۲- به عنوان زن و شوهر، ارزش‌های مشابه بسیاری را با هم سهیم شده‌ایم. درست /غلط

۱۳- به عنوان پدر و مادر، ارزش‌های مشابه بسیاری را با هم سهیم شده‌ایم. درست /غلط

۱۴- در مورد معنای دوست خوب بودن برای یکدیگر،  دیدگاه‌های مشترکی داریم. درست /غلط

۱۵- در مورد نقش کار در زندگی یک نفر، دیدگاه‌های موافقی داریم. درست /غلط

۱۶- من و همسرم، فلسفه مشترکی در مورد برقراری تعادل میان کار بیرون و زندگی خانوادگی داریم. درست /غلط

۱۷- همسرم از رسالت اصلی من در زندگی، حمایت می‌کند. درست /غلط

۱۸- همسرم در مورد اهمیت خانواده و خویشاوندان (خواهرها، برادرها، مادرها و پدرهایمان )درزندگی مشترکمان، با من هم عقیده است. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هر جواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست کمتر از سه بود، حتماً تمرین شماره ۲ را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

اهداف شما

۱۹- ما در زندگی مشترک خود در بسیاری از اهداف با هم سهیم هستیم. درست /غلط

۲۰- اگر به سال‌های دور در زندگی ام نگاه بیندازم، خواهم دید مسیری که طی کرده‌ایم با هم انطباق دارد. درست /غلط

۲۱- همسرم برای موفقیت‌های من ارزش قائل است. درست /غلط

۲۲- همسر من به اهداف شخصی‌ای که دارم و به زندگی مشترکمان مربوط نمی‌شود، احترام می‌گذارد. درست /غلط

۲۳- ما اهداف مشترکی برای کسانی که برای ما مهم هستند داریم(بچه ها، خویشاوندان، دوستان، جامعه). درست /غلط

۲۴- اهداف اقتصادی بسیار مشابهی داریم. درست /غلط

۲۵- درمورد مشکلات مالی احتمالی دارای نگرانی‌های مشابهی هستیم. درست /غلط

۲۶- امیدها و آرزوهایی که به صورت فرد فرد و با هم برای فرزندان و کل زندگی و دوران سالخوردگی خود داریم. یکسان است. درست /غلط

۲۷- رؤیا‌های زندگی‌مان مشابه و یا با هم هماهنگ است. درست /غلط

۲۸- حتی اگر رؤیاهایمان با هم متفاوت باشد، به گونه‌ای به رؤیا‌های یکدیگر احترام می‌گذاریم. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هر جواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست کمتر از سه بود، تمرین شماره ۳را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

نماد‌های شما

۲۹- خانه برای هر دوی ما یک معنا دارد. درست /غلط

۳۰- فلسفه ما درمورد این که عشق چه باید باشد کاملاً هماهنگ است. درست /غلط

۳۱- هر دوی ما ارزش یکسانی برای اهمیت آرامش در خانه قائلیم. درست /غلط

۳۲- هر دوی ما در مورد معنای خانواده دارای اصول مشابهی هستیم. درست /غلط

۳۳- در مورد نقش عشق و محبت در زندگی دارای دیدگاه مشابهی هستیم. درست /غلط

۳۴- برای اهمیت و معنای پول در زندگی ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۳۵- برای هر دوی ما متأهل شدن ارزش مشابهی دارد. درست /غلط

۳۶- اهمیت و ارزش تحصیلات بین ما یکسان است. درست /غلط

۳۷- برای اهمیت وجود تفریح و سرگرمی در زندگی‌مان ارزش یکسانی قائلیم. درست /غلط

۳۸- برای ماجراجویی در زندگی اعتبار یکسانی قائلیم. درست /غلط

۳۹- برای اعتماد ارزش یکسانی قائلیم. درست /غلط

۴۰- برای آزادی شخصی ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۴۱- برای خودکفایی و استقلال فردی ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۴۲- در مورد تقسیم قدرت در زندگی زناشویی‌مان دارای ارزش مشابهی هستیم. درست /غلط

۴۳- در مورد یکی شدن و تشکیل«ما»ارزش مشابهی قائلیم. درست /غلط

۴۴- در مورد معنای داشتن مالکیت بر اشیایی همانند ماشین، لباس، کتاب، موسیقی، خانه و زمین دارای اصول یکسانی هستیم.

۴۵- هر دوی ما پراز شوریم و از یاد آوری خاطرات گذشته لذت می‌بریم. درست /غلط

۴۶- هر دو در مورد آنچه در زمان بازنشستگی و سالخوردگی می‌خواهیم، اتفاق نظر داریم. درست /غلط

محاسبه امتیازات: در ازای هرجواب درست که علامت زده‌اید، به خود یک امتیاز بدهید. اگر تعداد پاسخ‌های درست کمتر از سه بود، زندگی شما دارای نقاط بهبود است. حتماً تمرین شماره ۴را که در ادامه این پرسشنامه آمده، انجام دهید.

تمرین‌های زیر فهرستی از سؤالها هستند که هم باید به آنها پاسخ دهید، و هم در موردشان بحث نمایید. آنها به چهار دسته تقسیم شده‌اند که معمولاً اساس ارزش‌های مشترک بین زن و شوهر را تشکیل می‌دهد. آیینها، نقشها، اهداف و نمادها. این پرسشنامه برای کامل شدن در یک روز و حتی یک ماه طراحی نشده است. آنها را به عنوان نقطه شروع بسیاری از بحث‌های آینده و گفت و گو‌های خانه در نظر بگیرید. برای استفاده بهتر از این پرسشنامه، به یک یک پرسشها با دقت نگاه کنید. حتی می‌توانید افکار خود را درباره سؤال بنویسید. سپس مطالب یکدیگر را بخوانید و رو در رو با هم صحبت کنید.

هم درباره نقاط مشترک خود، و هم در مورد تفاوتهایی که دارید با هم صحبت نمایید. راهی بیابید تا به ارزشها، فلسفه‌ها و رؤیا‌های یکدیگر احترام بگذارید. گرچه در زمینه‌‌های بسیاری نیاز‌های جداگانه‌ای دارید، ولی راهی بیابید تا از نیاز‌های یکدیگر حمایت کنید. اگر تفاوت بین شما اساسی است، راههایی بیابید تا تفاوت‌های بین خود را پذیرفته و به آن احترام بگذارید. در صورتی که مایلید، اساسنامه خانواده خود را بنویسید، معانی و فلسفه‌‌های مشترکی که درمورد زندگی بر سر آن توافق نموده اید.

آیین خانوادگی

یک حقیقت تلخ وجود دارد و آن این که کمتر از یک سوم خانواده‌‌های آمریکایی، شام را به طور منظم با هم می‌خورند و بیشتر از نیمی از این تعداد نیز هنگام شام تلویزیون خود را روشن می‌کنند. این کار، مانع صحبت در طول شام می‌شود. ایجاد آداب غیر رسمی، زمانی که می‌توانید از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوید، در زندگی زناشویی بسیار لازم است.

جمع خانوادگی در نیمه شب عید کریسمس، روشن کردن شمع، عید شکر گزاری در خانه مادر بزرگ، گردهمایی‌‌های خانوادگی: اکثر ما درخانواده‌هایی بزرگ شده‌ایم که برخی آداب مهم بوده‌اند. با قراردادن برخی از آنها در زندگی مشترکتان(یا ایجاد آیین‌های جدید مخصوص به خود)، آنها آداب و رسوم خاص شما و بعدها هویت خانوادگی شما می‌شوند.

جسی، از طرف پدری عضو خانواده‌ای بزرگ و منسجم بود به نام فلدمن. از وقتی پسربچه بود، هنگام عروسی یکی از اعضای خانواده از عکاس خواسته می‌شد تا عکسی دسته جمعی از تمام اعضا که حدود پنجاه نفر یا بیشتر می‌شدند، بگیرد. عروس و داماد می‌نشستند و همه اعضای خانواده پدری نیز به دور عروس و داماد بودند.

وقتی که جسی کودک بود و یا جوان تر، فکر می‌کرد ادا و اطوار در آوردن و چپ کردن چشمانش باعث خنده‌دار شدن عکسها می‌شود. ولی وقتی عاشق آماندا شد و با او ازدواج کرد، عکس خانوادگی فلدمنها برای او معنایی دیگر داشت. او اکنون داماد بود و بر روی صندلی نشسته بود که تمام اعضای خانواده‌اش دور او جمع بودند. حالا که به آلبوم عروسی خود نگاه می‌کند، احساس غرور و تعلق می‌کند. این گونه حس می‌کند که آماندا واقعاً به خانواده آنها پیوسته است. هرگاه آنها درعروسی یک فلدمن دیگر شرکت می‌کنند و او و آماندا در کنار سایر اعضای خانواده دور عروس و داماد می‌ایستند و عکس می‌گیرند، این احساس در او بیشتر تقویت می‌شود.

آداب و رسوم لزوماً نباید خاص دوران کودکی و یا تاریخ خانوادگی شما باشد. شما می‌توانید آداب خاص خود را خلق نمایید. آداب جدید می‌توانند رسوماتی باشند که خانواده آنها را نداشته است. مثلاً اگر همیشه آرزو داشتید که خانواده‌تان آخر هفته‌ها با هم و بیرون از خانه باشند، می‌توانید این مورد را در برنامه هفتگی خود بگنجانید.

گاهی آدابی که چندان جدی به نظر نمی‌رسند، می‌توانند برای یک خانواده با اهمیت باشند. مثلاً هلن و نیک همیشه تولد اعضای خانواده را با کیکی که با هم پخته‌اند جشن می‌گیرند. این رسم از زمانی آغاز شد که پسرشان به دنیا آمد. او به تخم مرغ حساسیت داشت بنابراین نمی‌توانستند از بیرون کیک بخرند. پس ازچند سال، حساسیت پسرشان از بین رفت، ولی آنها همچنان خود کیک می‌پختندزیرا حالا این رسم برای آنها معنایی خاص داشت. این کار به آنها این شانس را می‌داد تا تولد اعضای خانواده را به شیوه‌ای کاملاً خانگی جشن بگیرند.

تمرین شماره ۱: آیین‌ها

در تمرین زیر، با صحبت در مورد آنچه می‌خواهید، آداب و رسوم خانواده خود را خلق کنید. درمورد وجود این رسوم(یا فقدان آنها ) بحث کنید، آنها برای شما به چه می‌مانند، بهترین زمان و بدترین آنها چه بوده است. سپس آیین خود را بنویسید بنابراین متوجه خواهید شد که چه کسی باید چه زمانی، چه کاری بکند. این رسوم را به طورمنظم بجای آورید و مشتاقانه منتظر نوبت بعدی باشید.

۱- شام را چگونه باید بخوریم؟ معنای وقت شام چیست؟معنای وقت شام در خانواده‌هایی که در آن بزرگ شدیم چه بود؟

۲- در آغاز روز چگونه باید از هم جدا شویم؟ این مورد در خانواده‌هایی که در آن بزرگ شدیم چگونه بود؟ دیدن دوباره‌مان به چه صورت باید باشد؟

۳- زمان خواب چطورباید باشد؟ در خانواده‌ای که در آن بزرگ شدیم چطور بود؟ ما می‌خواهیم این ساعت چطور باشد؟

۴- تعطیلات آخر هفته به چه معناست؟ این تعطیلات در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم به چه صورت بوده است؟حالا باید چه معنایی داشته باشد؟

۵- رسم ما در رفتن به تعطیلات چیست؟ در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم چگونه بود؟حالا باید چگونه باشد؟

۶- یک تعطیلات معنی‌دار و با هدف را انتخاب کنید. این تعطیلات واقعاً برای ما چه معنایی دارند؟امسال چگونه باید آن را جشن گرفت؟ درخانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم چگونه جشن گرفته می‌شد؟

۷- هر کدام از ما چگونه دوباره نیرو می‌گیرد؟ معنای این رسومات چیست؟

۸- وقتی کسی مریض است، چه می‌کنیم؟ درخانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌ایم چگونه بوده است؟ در خانه ما دو نفر چگونه باید باشد؟

دکتر ویلیام دوهرتی، جامعه شناس، بر اهمیت رسوم ارتباط خانوادگی تأکید کرد. او وهمسرش لی سنت خوردن قهوه بعد ازشام را در خانه خود به وجود آوردند. زمانی که آنها دو نفری قهوه می‌نوشیدند و با هم صحبت می‌کردند، فرزندانشان یا بازی می‌کردند یا تکالیفشان را انجام می‌دادند. پس از صرف شام همگی میز را جمع می‌کردند و یا ظرفها را می‌شستند، سپس بیل قهوه درست می‌کرد و آن را برای همسرش که در اتاق نشیمن بود، می‌برد. آن زمان اوقات آرامش و ارتباط بود. شما نیز می‌توانید با انجام مراحل زیر، رسم خود را برای ایجاد ارتباط خلق کنید.

*یک ملاقات هفتگی دو نفره به دور از بچه‌ها.

*جشن موفقیتها -راههایی برای جشن گرفتن دستاورد‌های کوچک و بزرگ و آفرینش فرهنگ ستایش و افتخار در زندگی زناشویی‌تان می‌باشد.

*آیین‌هایی که بدشانسی‌ها، خستگی‌ها و عقب افتادگی‌ها را در محاصره خود می‌گیرد. چگونه می‌توانید از خود حمایت کرده و به خود نیروی تازه ببخشید.

*مراسم ارتباط اجتماعی برای سرگرمی دوستان، حمایت از دیگر افراد جامعه یا باز گذاشتن در خانه‌تان به روی افرادی که از آنها مراقبت می‌کنید.

*آدابی برای رفت و آمد با خویشاوندان و دوستان، مثل گردهمایی‌های خانوادگی.

*تولدها و اتفاقاتی که تکرار می‌شوند. بهترین مثال برای آن تعطیلات و جشن‌های مذهبی و سالگردهایی که برای شما مهم می‌باشند، است.

نقش شما در زندگی

حسی که ما از جایگاهمان در جهان داریم تا حد زیادی به نقش‌های گوناگونی که بازی می‌کنیم بستگی دارد -ما زن یا شوهر، فرزند، شاید مادریا پدر و کارمند هستیم. از نقطه نظر ازدواج، دیدگاه ما درباره نقش خود و نقش همسرمان می‌تواند به هماهنگی و ارزشمندی و یا ایجاد تنش در رابطه بین ما بیفزاید.

زندگی زناشویی شما به اندازه‌ای عمیق‌تر خواهد بود که انتظارات شما از یکدیگر به هم شبیه باشد. مثلاً جایگاه زن و شوهر شما در خانواده خود کجا باید باشد. منظور ما در اینجا مسائل کم اهمیت و سطحی مثل شستن ظرفها توسط یک نفر نیست، بلکه منظورمان احساسات عمیق‌تر در مورد آنچه از خود و همسرتان انتظار دارید، است. برای مثال، ایان و هیلاری هر دو معتقد بودند که شوهر باید نقش حمایت کننده و نان آور، و زن نقش پرورنده داشته باشد. سالی و کریس به مساوات معتقدند و به نظر آنها هر دو زوج باید همدیگر را از نظر عاطفی و مالی حمایت کنند. ازدواج هر دو خانواده اثر بخش خواهد بود، زیرا در هر دو زن و شوهر فلسفه مشترکی در مورد نقششان دارند. ولی اگر ایان باسالی و هیلاری یا کریس ازدواج می‌کرد، احتمال شکست خوردن زندگی‌شان وجود داشت.

داشتن دیدگاهی مشترک در مورد نقش والدین -برای مثال ارزش‌هایی که باید به فرزندان خود منتقل کنید-نیز به اعتبار ازدواج می‌افزاید. بنابراین در مورد تعاملاتی که هم اکنون با والدین و خواهرها وبرادرهایتان دارید، به سؤالات پاسخ دهید. (آیا آنها را عضوی از خانواده خود می‌دانید، یا از آنها فاصله می‌گیرید؟)حتی دیدگاه شما درباره کار و منظور شما از آن می‌تواند رابطه شما راعمیق ترکند. به عبارت دیگر، هر چه نظرات مشابه شما در مورد این گونه مسائل بیشتر باشد، زندگی شما مستحکم‌تر خواهد شد.

هیچ کدام از این گفته‌ها، به این معنا نیست که شما باید(یا می‌توانید) در مورد تک تک جنبه‌‌های زندگی دارای نقاط مشترکی باشید. برای مثال، زن و شوهری که هر دو یک شغل دارند، ممکن است برای آن معنا‌های متفاوتی داشته باشند. جانی از این که دانشمند است بسیار راضی و خشنود می‌باشد. کارش بخشی از هویتش را تشکیل داده و باعث می‌شود جهان را طور دیگری ببیند. او به این که یک زمین شناس است افتخار می‌کند. اگر از او بپرسند اول خود را به چه چشم می‌بیند، می‌گوید یک زمین شناس. زن او، مولی، نیز یک زمین شناس است، ولی چندان به شغلش احساس نزدیکی نمی‌کند. او ابتدا خود رایک زن می‌بیند، و سپس یک زمین شناس. ولی این دیدگاه هیچ مشکلی در ازدواج آنها ایجاد نمی‌کند. آنها در بسیاری زمینه‌‌های دیگر زندگی‌شان عمیقاً به هم نزدیکند و این اختلاف هرگز خوشبختی آنها را خدشه‌دار نمی‌کند.

تمرین شماره ۲: نقشها

هر چه صادقانه‌تر در مورد دیدگاه خود و نقشی که می‌خواهید در زندگی داشته باشید صحبت کنید، احتمال رسیدن به نقطه مشترکی در زندگی‌تان بیشترخواهد شد. فکرکردن به این سؤالها به صورت تک تک و سپس همه با هم به شما کمک خواهد کرد.

۱- در مورد نقش خود به عنوان زن یا شوهر چه تصوری دارید؟ در زندگی خود این نقش به چه معناست؟ مادر و پدر شما به این نقش چگونه می‌نگرند؟ شما تا چه حد مشابه یا متفاوت هستید؟ چگونه دوست دارید این نقش را تغییر دهید؟

۲- در مورد نقش خود به عنوان پدر یا مادر چه تصوری دارید؟ این نقش در زندگی‌تان برای شما چه معنایی دارد؟ مادر یا پدرتان چگونه به این نقش می‌نگرند؟ دوست دارید چه تغییراتی در این نقش به وجود آورید؟

۳- نقش خود را به عنوان پسر یا دختر چگونه می‌بینید؟ این نقش در زندگی شما به چه معناست؟ دیدگاه مادر یا پدرتان در مورد این نقش چیست؟ دوست دارید چه تغییراتی در این نقش به وجود آورید؟

۴- در مورد نقش خود به عنوان کارمند چه حسی دارید(حرفه خود)؟ این نقش چه معنایی در زندگی شما دارد؟ دیدگاه مادر و پدر شما در مورد این نقش چیست؟ تا چه حد به هم شبیه یا از هم متفاوتید؟ دوست دارید چگونه این نقش را تغییر دهید؟

۵- در مورد نقش خود به عنوان دوست دیگران چه تصوری دارید؟ این نقش در زندگی شما به چه معناست؟ مادر و پدر شما چگونه به این نقش نگاه می‌کنند؟ از چه نظراتی به هم شبیه یا از هم متفاوتید؟ دوست دارید در این نقش چه تغییراتی به وجود آورید؟

۶- در مورد نقش خود در جامعه چه تصوری دارید؟ این نقش در زندگی شما به چه معناست؟ مادر و پدرشما چگونه به این نقش نگاه می‌کنند؟ از چه نظراتی به هم شبیه یا از هم متفاوتید؟ دوست دارید در این نقش چه تغییراتی به وجود آورید؟

۷- چطور بین این نقشها در زندگی خود تعادل ایجاد می‌کنید؟

اهداف فردی

بخشی از آنچه به زندگی معنا می‌بخشد، اهدافی است که برای دستیابی به آن تلاش می‌کنیم. با این که همه ما دارای اهدافی حقیقی هستیم، همانند کسب درآمدی معین، اهداف عمیق‌تر و معنوی‌تر نیز داریم. این هدف ممکن است برای یک شخص رسیدن به صلح و آرامش پس از دوران کودکی پر فراز و نشیب باشد، و برای فردی دیگر پرورش کودکانی خوش قلب و سخاوتمند.

بسیاری اوقات، در مورد عمیق‌ترین اهداف خود صحبت نمی‌کنیم. حتی از خودمان نیز سؤال نمی‌کنیم. ولی وقتی شروع به این کار می‌کنیم، به ما این شانس را می‌دهد تاچیزی را کشف کنیم که روی ما و زندگی زناشویی‌مان تأثیری عمیق دارد.

نه تنها با تقسیم اهداف مشترک خود با همسرتان صمیمت و نزدیکی بین خود را افزایش می‌دهید، بلکه به اندازه‌ای که با یکدیگر برای دستیابی به اهداف مشترک تلاش می‌کنید باعث غنای زندگی خود می‌شوید. برای مثال، امیلی و الکس هر دو برای کار داوطلبانه در کلیسای خود همکاری می‌نمودند. وقتی فرزندانشان بزرگ شدند، آن دو تصمیم گرفتند که به اتحادیه خود خدمتی معنوی کنند. بنابراین الکس به هیئت گردانندگان مدرسه مذهبی پیوست، و امیلی نیز برنامه‌ای طرح‌ریزی کرد تا به بزرگسالانی که به کلیسا می‌آمدند و می‌خواستند در مورد دین خود بدانند، آموزش دهد. امیلی می‌گوید: «من این کار را به تنهایی انجام دادم، ولی داشتن حس شراکت با الکس در انجام خدمتی برای جامعه‌مان و کلیسا تجربه‌ای بسیار ارزشمند است. من حس می‌کنم دوباره جان گرفتم، نه فقط در دینم، بلکه در زندگی مشترکم.»

تمرین شماره ۳: اهداف

برای کشف معنای اهداف فردی و مشترک خود با همسرتان، به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

۱- برای رسالتی که دارید یک جمله بنویسید. آگهی ترحیم خود را بنویسید. دوست دارید حاوی چه مطلبی باشد؟

۲- برای خود، همسرتان و فرزندانتان چه اهدافی در زندگی دارید؟ می خواهید در ده یا پنج سال آینده چه کارهایی را به اتمام رسانید؟

۳- دوست دارید قبل از مرگتان کدام آرزوهایتان برآورده شود؟

۴- ما اغلب وقت خود را با چیزهایی پرمی کنیم که طالب توجه فوری ما هستند. ولی مسائلی واقعاً مهم در زندگی شما که منبع عظیمی از انرژی و شادمانی در شماست و واقعاً نیاز دارید وقت خود را به آن اختصاص دهید، چیست؟مسائل مهمی که به تعویق افتاده یا کنار گذاشته شده اند؟

۵- معنویت در زندگی شما چه نقشی دارد؟در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اید چه نقشی داشته است؟ در زندگی مشترکتان چگونه باید باشد؟

نماد‌های مشترک

علامت دیگر مفاهیم مشترک در ازدواج، این است که زندگی شما توسط چیزهایی که نمایانگر ارزشها و عقاید شما هستند احاطه شده است. برای جنی و مایکل نیز ناهار خوری‌شان از ارزش خاصی برخوردار است. آنها چندین سال پول خود را پس انداز کردند تا به یک نجارمحلی سفارش میزی کنده کاری ششده بدهند. هرگاه آنها از میز برای مهمانی‌های خانوادگی خود استفاده می‌کردند، زیبایی و استحکامش از زیبایی و تداوم زندگی زناشویی آنها سخن می‌گفت. یک زوج دیگر مجسمه یک کودک فرشته را بر بالای شومینه خود به یاد اولین فرزندشان که سقط شده بود، نصب کرده بودند. فرشته هم خاطره کودک را زنده نگه می‌داشت، و هم نشانگر عشق عمیق و حمایت آنها از یکدیگر برای غلبه بر این مصیبت بود، و این عشق باعث شد تا خانواده‌ای شاد و پرجمعیت تشکیل دهند.

برخی نشانه‌‌ها، کاملاً انتزاعی‌اند، ولی برای یک زوج، دارای ارزش است. برای مثال، داستان‌های خانوادگی می‌تواند نمادی کلی از مجموعه‌ای از ارزشها باشد. به این منظور، داستان هلن در مورد جدش که با وجود دوری از خانواده و نامزدش و زندگی در طرف دیگر اقیانوس هنوز به او عشق می‌ورزید، نماد حس عمیق وفاداری به خانواده است. و با هر بار بیان آن، ارزشی که برای وفاداری قائل است را ابراز می‌نمود. داستان شوهرش کوین نیز در مورد مادر بزرگش و مغازه او که همیشه به روی افراد فقیر باز بوده و به آنها کمک می‌کرده بیانگر ارزش عمیق خانوادگی دیگری است. به این معنا که پول به اندازه داشتن ارتباط با افراد جامعه مهم نیست. حتی خود خانه نیز می‌تواند برای یک زوج نماد با ارزشی باشد. ممکن است آنها خانه را تنها به عنوان مکانی برای خوردن و استراحت کردن ندانند، بلکه آن را مرکز معنویت زندگی مشترکشان ببینند-مکانی که عشقشان کمال یافته، فرزندانشان به دنیا آمده اند و…

تمرین شماره ۴: نمادها

پرسشنامه زیر، به شما کمک می‌کند در مورد نمادهایی که برای زندگی مشترک شما دارای اهمیت است، با یکدیگر صحبت کنید.

۱- چه نمادی(مثل اشیا یا عکس) نشان می‌دهد که خانواده ما در این جهان کیست، چه ارزشی برای موجودیتان قائلیم؟

۲- داستان‌های خانوادگی نیز نشانه هستند-آنها اغلب آموزش دهنده و بیانگر مجموعه‌ای از ارزشهایند. داستان‌های خانوادگی شما که مربوط به گذشته اند، شما به آن افتخار می‌کنید و می‌خواهید عضوی از آن باشید، کدام است؟

۳- خانه برای شما چه مفهومی دارد؟ چه خصایصی باید داشته باشد؟ در خانه‌ای که در آن بزرگ شده‌اید به چه معنا بوده است؟

۴- نماد اعتقاد شما به چگونگی راهبری یک زندگی موفق و پرارزش در زندگی چیست؟ برای مثال، دادن اعانه یا روشن کردن شمع برای مردگان یا آویختن صلیب به گردن می‌تواند برای شما نماد ارزش باشد. آیا حس می‌کنید نتوانسته‌اید این کار را با کیفیتی که دوست دارید انجام دهید؟

رسیدن به حس یگانگی با همسرتان بر سر مسائل عمیق و حساس، یک شبه امکانپذیر نیست. جست و جو و رسیدن به این موارد، روندی همیشگی و به طول عمر می‌باشد. هدفتان نباید این باشد که بر سر هر موضوعی که برای شما شدیداً اهمیت دارد، توافق کنید، بلکه باید پذیرای عقایدی که برای طرف مقابلتان دارای ارزش است، باشید. هر چه این باورها به خاطر جو خوبی که به وجود آورده‌اید زودتر بروز پیدا کنند، سفر مشترکی که دارید لذت‌بخش‌تر خواهد بود.

 جان  گاتمن

منبع: هفت اصل اخلاقی برای موفقیت در ازدواج

آئین همسرداری در اسلام (۱)

چکیده

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: ازدواج، کامل کنندۀ نیمی از دین شما هست و در اهداف ازدواج، قرآن حکیم، اساسی‌ترین فلسفه تشکیل خانواده را، آرامش و تحکیم پیوند مودت و رحمت معرفی می‌کند. از اصول ثبات خانواده می‌توان به: ۱-انتخاب آگاهانه ۲-انتظارات معقول از ازدواج و… اشاره کرد که رعایت این اصول، تاثیرات فراوانی در برآورده نمودن ثبات فردی و اصلاح نظام اجتماعی خواهد داشت. هر یک از زن و مرد، دارای حقوقی هستند که رعایت هر کدام از این حقوق، برای طرف مقابل لازم و ضروری است و در صورت عدم رعایت آن، بنیان خانواده و روابط ایشان به سستی و فروپاشی می‌انجامد. در این راستا الگو گرفتن از شخصیت‌هایی که در همه زمینه‌ها به خصوص همسرداری موفق عمل کرده‌اند، برای هموار شدن راه، بسیار ضروری است و باید گفت حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)، بهترین الگوی همسرداری عالم هستی هستند که در همه اعصار می‌توانند الگو‌های همسران قرار گیرند. علاوه بر این، توجه به نکاتی که در دین مقدس اسلام برای تحکیم خانواده آمده است مهم خواهد بود که در این پژوهش، به نکات اساسی برای ازدواج موفق جوانان پرداخته شده است؛ امید آن که راه گشای تمام خواهران و برادران گردد.

مقدمه

سپاس و ستایش بیکران، خداوند یگانه رحمان را سزاست که در روی کره‌ای متحرک، کوه و صحرا، جزیره و دریا و جاندار آفرید و انسان را پدید آورد، تا ظلمتکده تیره و تاریک زمین را به نور صفا زینت بخشد و در میان خرابی، آبادی آرد. از میان کره زمین که به صورت جمادی بی‌شعور ساخته شده بود، نبات و حیوان برافراشت و بر تارک سرش، انسانی خردمند گذاشت و او را بر همۀ اقطار جهان فرمانروا ساخت، تا از میان کره‌ای خاکی و تاریک، جنبش و حرکت، سعادت و عزت و عیش و عشرت پدید آورد. نور و صفا، نغمه و نوا، تکامل و تعالی، دستگیری و رحمت و عطوفت، همگی از میان همین کره تیره و ظلمانی برخاست و همگی از برکت عقل و احساس بود که به انسان عنایت فرمود، تا با وی انس و الفت گیرد. میان پسر و دختر بیگانه و نا آشنا، مودت و رحمت مقرر داشت تا یکدیگر را در آغوش گیرند، تولد و تناسل نمایند تشریک مساعی کنند. محیط آبادی را که از پدران و مادران خود به ارث گرفته اند، آبادتر کنند. و درود و رحمت به روان مطهر رسولان مخصوصاً حضرت محمّد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان معصوم آن حضرت (صلوات الله اجمعین من الان الی قیام یوم الدین) که همگان، عمر عزیز خود را در راه رسانیدن انسان به اوج تکامل و سعادت معروف داشتند و در پیمودن این راه از بذل جان شیرین خود دریغ ننموده. و امّا پسر و دختری که با یکدیگر ازدواج می‌کنند، درحقیقت تولد تازه‌ای می‌یابند و دراقیانوس تازه‌ای وارد می‌شوند که باید کارآموزی و تجربه قبلی کسب کرده و یا دارای هوش باشند که بتوانند خود را با جذر و مد دریا هماهنگ نموده و با آن محیط سازگار شوند وگرنه عصری کوتاه و پر مشقت دارند و به زودی در گردابها هلاک می‌شوند.

دین اسلام برای راهنمایی و تامین سعادت بشر نازل گشته و تمام ابعاد وجودی او را در تمام مراحل زندگیش رعایت کرده،و دختر و پسر را که می‌خواهند در آینده پدر و مادر خانواده و رکن اجتماع انسانی باشند، در این وادی خطرناک بدون راهنما رها نکرد این که با کمال و عنایت، دست ایشان را گرفته و قدم به قدم رهبری کرده و آنان را از خطرات طوفانها بر حذر داشته. در این مقاله در حد بسیار کمی برای تأمین این هدف یعنی آداب همسرداری، از چندین کتاب بهره گرفته و به طرح مسائلی که در ابتدای آن به اهمیت و اهداف ازدواج اشاره شد می‌پردازد که از مهمترین بخش‌های آن می‌تواند به:

۱ – حقوق مرد و زن و حقوق زن بر مرد و همچنین حقوق متقابل آنها

۲-الگوی همسرداری نمونه در اسلام

۳-اصول ثبات و استحکام خانواده

۴-نکته‌هایی ناب برای ازدواج موفق همراه با احادیث و آیاتی در این زمینه اشاره کرد.

امید است این قطره کوچک از این دریا در خصوص بهینه سازی، سالم سازی و ارتقا و روابط خانواده گی موثر باشد.

اصول مدیریت خانه و خانواده

از آنجایی که یکی از حساس‌ترین، پیچییده‌ترین و مهم‌ترین نهادهای اجتمایی به ظاهر کوچک، خانه و خانواده است، اداره آن نیاز به مدیریتی با کفایت و عالمانه دارد. چنانکه مدیریت اصولی خانواده سبب شکوفایی غنچه‌های عدالت، امنیت، صداقت، صفا و محبت در گلستان وجود مرد و زن خانه می‌شود. از این رو، آموزش و به کارگیری گام به گام اصول مدیریت علاوه بر آثار فردی، در عرصه حفظ و ارتقاء فرهنگ یک جامعه نیز موثر است که در اینجا به صورت مختصر به موارد آن اشاره خواهد شد:

۱-اصل محبت‌ورزی( گنج زندگی)

امام علی(علیه السلام): (پرسود‌ترین گنج‌ها، بدست آوردن محبت دلهاست)(۱)

از جمله عوامل محبت ساز:

۱-حسن خلق و گشاده‌رویی

۲-احسان و نیکی

۳-تواضع و فروتنی

۴-سخاوت و گشاده‌رویی

۵-رفق و مدارا

۶-هدیه دادن در مناسبتهای مختلف

از جمله عوامل محبت‌سوز:

۱-جدال و گفتگوهای تند و توهین آمیز

۲-بخل

۳-عدم ابراز محبت

۴-حساسیت نابجا

۵-قدر نشناسی

نقش محبت در زندگی خانوادگی

یکی از احتیاجات روانی هر انسان، «محبّت» است. دل انسان، به محبّت زنده است و کانون خانوادگی بیش از هر چیز احتیاج به محبت دارد. این فروغ محبّت است که خانه را روشن می‌کند و هر خانه‌ای که با چراغ محبت روشن نباشد خانه خاموشان است. پروردگار مهربان در قرآن مجید، محبّت و مهربانی زن و شوهر در محیط خانه را یکی از آیات قدرت و حکمت خود معرفی می‌کند و می‌فرماید:

(وَ مِن آیَاتِهِ اَن خَلَقَ لَکم من اَنفُسِکُم اَزوَاجاً لَّتسکُنُوا الَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مودهً و رحمه انَّ ذالک لآیات یتفکرون)

یعنی: «یکی از نشانه‌های قدرت و حکمت خداوند، این است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی آفرید تا با او انس بگیرید و میان شما و همسرانتان، دوستی و مهربانی برقرار ساخت و در این موضوع برای اندیشمندان نشانه خداشناسی پدیدار است.»(۲)

باید توجّه داشت که برای این که بنیان زناشویی استوار و محیط خانه به چراغ محبّت همیشه روشن باشد، باید محبّت دو طرفه باشد زیرا دلها به هم راه دارند و محبت می‌آورد و لذا در اسلام همان طور که به زن سفارش شده و تاکید شده که شوهر خود را دوست بدارد، به مرد هم تاکید شده است که همسر خود را دوست بدارد و او را مورد احترام و اِکرام قرار بدهد. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: بهترین زنان شما، زنهایی هستند که نسبت به شوهرانشان عشق و محبّت داشته‌اند.(۳) حضرت رضا(علیه السلام) فرمودند: زنانی که به شوهران اظهار عشق و محبت می‌کنند، بهترین غنیمت برای آنها می‌باشند.(۴) رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: هر چه ایمان کامل‌تر باشد به همسرش بیشتر اظهار محبت می‌نماید.(۵) و در مورد دیگر می‌فرماید: این سخن مرد که به همسرش بگوید: واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسر خارج نخواهد شد و از یاد او نخواهد رفت.۹ امام صادق(علیه السلام) فرمودند: زن، از مرد آفریده شده است (از همان گلی که خداوند مرد را آفرید، زن را نیز از آن گل آفرید) و تمام توجّهَش به مرد، معطوف است پس همسرانتان را دوست بدارید. و نیز آن حضرت فرمود: از اخلاق پیغمبران این است که نسبت به همسرانشان، محبّت دارند.(۶) و نیز فرمودند: به کسی که دوستش می‌داری، خبر بده.(۷) و نیز باید توجّه داشت که آثار محبّت میان زن و شوهر، باید در رفتار و گفتار آنها نمایان باشد و حرفها و حرکات آنها نسبت به هم محبّت‌انگیز باشد و سعی کنند که هرگز حرفی و حرکتی که بنیان محبّت را سُست و جلوۀ دوستی را کم رنگ می‌کند از هیچ یک از آنها صادر نشود و اگر احیاناً صادر شد سعی کنند که عذر بخواهند و جبران نماید. تعریف و تمجید از یکدیگر مخصوصاً در حضور بستگان و آشنایان و اهدای هدایا و امثال این موضوع و اظهار محبّت و جلب محبّت بسیار مؤثر است و بالاخره در هر سازمانی که بر اساس محبّت استوار است، هرگز خلل و خرابی راه پیدا نمی‌کند.

خلل پذیر بود هر بنا که می‌بینی

به جز بنای محبّت که خالی از خَلَل است

هر انسانی، به شخصیت خودش علاقه دارد و می‌خواهد که دیگران، به شخصیت او احترام بگذارند و هر کس به او احترام بگذارد، او نیز متقابلا به او احترام خواهد گذ اشت. احترام گذاردن زن به شوهر و به یکدیگر در محیط خانه، رشتۀ محبّتشان را محکم‌تر می‌کند و به پیمان زناشویی دوام بیشتری می‌بخشد و فرزندانی که در چنین محیطی رشد می‌کنند این عادت انسانی را سرمشق زندگی خود قرار می‌دهند. اسلام، رسم احترام‌گذاری زن و شوهر به یکدیگر را به عنوان یک وظیفه اخلاقی مورد تاکید قرار می‌دهد. حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: وظیفۀ زن این است که تا در خانه به پیشواز شوهر برود و به وی خوش آمد بگوید.(۸) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هر زنی که به شوهرش احترام بگذارد و به او آزار نرساند، خوشبخت و سعادتمند خواهد بود(۹) این نوع دستورات، نمونه‌ای از وظیفه اخلاقی زن نسبت به شوهر است. احترام‌گذاری مرد نسبت به همسرش نیز با این قبیل تعبیرات مورد تاکید قرار گرفته است. حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

(ما أکرَمَ النَّساءَ إلا کَریمٌ وَ ما أهانَهُنِّ إلا لَئیمُ)؛

یعنی: افراد کریم و بزرگوار، زنان خود را مورد احترام قرارمی دهند و افراد پست به زنان اهانت می‌کنند. (۱۰)

و نیز حضرتش فرمود: هر کس به خانواده‌اش توهین کند، خوشی زندگی را نخواهد دید.(۱۱) حضرت صادق(علیه السلام) از پدرش نقل کرده که فرمودند: هر کس زن بگیرد، باید او را گرامی و محترم بشمارد(۱۲) خلاصه این که احترام به شخصیّت افراد مخصوصاً در محیط خانوادگی و احترام به همسر، یکی از نشانه‌های شخصیّت و شرافت اشخاص محسوب می‌شود و موجب افزایش محبّت می‌شود. امیرمومنان(علیه السلام) فرمودند:

(شَرَفُ المَرءِ بِالعِلمِ وَ الاَدَبِ لا بِالاصلِ وَ النَّسَب)؛

یعنی: شرافت انسان، تنها به درجات علم و ادب او بستگی دارد نه به نَسَب و قبیلگی او.

خلاصه این که محبّت در محیط خانوادگی، تلخها را شیرین و سختی‌های زندگی را آسان می‌گرداند.

از محبّت تلخها شیرین شود

از محبّت مس‌ها زرین شود

از محبّت خارها گل می‌شود

از محبّت سرکه‌ها مُل می‌شود

از محبّت نار نوری می‌شود

از محبّت دیو حوری می‌شود

از محبّت سقم صحت می‌شود

از محبّت قهر رحمت می‌شود

از محبّت مرده زنده می‌شود

از محبّت شاه بنده می‌شود

۲-اصل عدالت‌محوری

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: (لحظه‌ای عدالت، برتر از یک سال عبادت است)(۱۳) عدالت یعنی حق‌شناسی و ادای حقوق و حق، به معنای طلبی است که دیگران از ما دارند و لزوماً به معنای پرداخت طلب دیگران است. طلب‌های دینی، مالی، عاطفی، عقلی… در خانواده نیز هر یک از اعضاء خانواده به نوبۀ خود، حقی دارند که محترم شمردن آن، بر دیگران لازم است. ما در فصلی جدا به حقوق مرد بر زن و زن بر مرد پرداخته‌ایم.

۳-اصل لذت‌جویی و تمتّع

رابطه سالم جنسی بین زن و مرد، تبادل خالصانه احساسات و محبتها و ارضاء عواطف و نیازهای عاطفی در خانه و نظام خانواده مورد سفارش اسلام است.

۴-اصل تقسیم کار

از جمله فوائد تقسیم کار:

۱-ایجاد حس مسئولیت بین افراد

۲-افراد خانه، خود را در اداره منزل سهیم می‌دانند.

۳-ضایعات مالی و زمانی کاهش می‌یابد.

۴-محیط خانه با نشاط و شاداب خواهد شد.

۵-عبادت بزرگی است.

۵-اصل عفو و صفح

عفو یعنی بخشیدن خلاف؛ و صفح، مرتبه‌ای بالاتر از عفو و نادیده گرفتن خلاف است. عفو و صفح یعنی رهایی ذهن از رنجش‌ها.

۶-اصل تدبیر و برنامه‌ریزی

امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: تدبیر و برنامه‌ریزی، سبب اصلاح امور زندگی است.(۱۴)

از آثار مهم برنامه ریزی می‌توان به آرامش روانی، سهولت جریان زندگی، رسیدگی به همه کارها، الگو شدن برای دیگران و تقلیل درگیری‌ها اشاره کرد.

۷-اصل سازگاری و انعطاف

امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: (نرمی، کلید کامیابی است)(۱۵) و سازگاری به معنای درک متقابل از یکدیگر و تطبیق دادن خود با شرایط و روحیات طرف مقابل است.

۸-اصل مادرمحوری

۹-اصل قناعت و کنترل تقاضاها

امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: (زیبایی زندگی و رفاه، به قناعت است )(۱۶)

۱۰-اصل توسعه اخلاق

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: اخلاق نیکو، روزی را زیاد می‌کند و میان دوستان، انس و الفت پدید می‌آورد.)(۱۷)

۱۱-اصل تغافل و نادیده‌انگاری

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: هر کس بر بسیاری از امور چشم‌پوشی نکند، زندگیش ناگوار شود. (۱۸)

۱۲-اصل هنر استراحت

استراحت، شرطی لازم برای رسیدن به اهداف بزرگ است و پشتوانه موفقیت و افزایش کارایی و کیفیت فعالیت‌ها می‌باشد.

۱۳-اصل میهمان‌پذیری

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: زکات خانه، مهمان است و میهمان، راهنمای بهشت است. (۱۹)

۱۴-اصل سخاوتمندی

امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند: مرد را سزاوار است که بر عیالش توسعه بدهد؛ تا آرزوی مرگ او را نکنند.)(۲۰)

۱۵-اصل معنویت گرایی

از سعادتمندی‌های مردان و زنان بزرگ، این است که یک مسکن خاکی را تبدیل به مسجد نورانی برای مناجات و ارتباط با عا لم معنوی کنند.

۱۶-اصل پاکی

۱۷-اصل تشکر و قدردانی

۱۸-اصل شناخت روانشناسی زن و مرد

یکی از محوری‌ترین و بلکه اساسی‌ترین ارکان نظام خانواده، وجود ارتباط سالم فراگیر و پویا بین زن و شوهر است و از یک منظر ارتباطات به دو قسم کلامی و غیرکلامی تقسیم می‌شوند:

الف) ارتباط کلامی مانند :

۱-اصل گفتگو برای تبادل اطلا عات

۲-استفاده از لحن مناسب

۳-جلوگیری از زخم زبان و یا سکوت‌های آزاردهنده

۴-ارتباط کلامی و عاطفی و محبت‌آفرین

ب) ارتباطات غیر کلامی مانند:

۱- نگاه در نگاه

۲- گوش دادن به سخن

۳- نوازش

۴- خنده در چهره طرف مقابل

۵- سر تکان دادن به نشانه تأیید

۶- به استقبال شخص رفتن

حقوق مرد بر زن از نظر اسلام

هر شرکت و سازمانی، نیازمند به مقام مسئول و رئیس است وگرنه خواه ناخواه منجر به هرج مرج شده، زیا‌ن‌های فراوانی به بار می‌آورد و سرانجام به نابودی خواهد گرایید؛ زیرا مدیریت، نقش موثری را ایفا می‌کند و این مدیریت است که باید از نظر فکری و خصوصیات روانی واجد شرایط خاصی باشد تا بتواند از حداقل نیرو، حداکثر استفاده را جلب کند. بنابراین، سازمان و شرکتی که زن و مرد از راه ازدواج و تشکیل خانواده به وجود می‌آورند، ناگزیر باید سرپرست و مقام و مسئولی داشته باشد که بتواند به طرز شایسته‌ای برای تامین نیازمندی‌های آن همت گمارد و خط مشی درستی فرا راه افراد خانواده قرار دهد و اداره عمومی و مسئولیت‌های این کانون مقدس را به عهده بگیرد، و تا خود و افراد خانواده از مزایای آن بهره‌مند شوند، و در کنار یکدیگر، احساس خوشبختی نمایند و فرزندان خود را با روشی صحیح، تربیت کنند و در سعادتمند نمودن آنان، موفق گردند.

مدیر مسئول

اکنون باید دید چه کسی بهتر است عهده‌دار سرپرستی و قیمومت تشکیلات خانوادگی باشد. زن یا مرد و یا هر دو، بدون تردید ریاست هر دو برای سر و سامان دادن به امور خانواده صحیح نیست، زیرا در این صورت، هیچکدام از آن دو نفر، آن چنان که شایسته است، احساس مسئولیت نمی‌کنند، بعلاوه هر دو نفری، دو گونه طرز تفکر و دو گونه سلیقه دارند و در مواردی که اختلاف سلیقه دارند، هیچکدام حاضر نیستند تسلیم فکر و نظریه دیگری شود و در نتیجه کار به جنگ و نزاع می‌کشد و قانون مهر و محبت آنان بدل به جهنم سوزانی از اختلاف و کشمکش می‌گردد. خطر بزرگ دیگری که از رهگذر اختلاف زن و شوهر پدید می‌آید، مربوط به سرنوشت فرزندان آنان می‌باشد زیرا در روانشناسی ثابت شده است، «کودکانی که در سایه پدر و مادری تربیت می‌شوند که میان آنان کشمکش و نزاع وجود دارد، دچار اختلال عواطف و عقده‌های روحی و نگرانی‌های فکری می‌گرند». بنابراین گذشته از این که زندگی در کام زن و شوهر تلخ می‌شود، دود این آتش، به چشم کودکان معصومی نیز می‌رود که باید در پناه پدر و مادر، کاخ سعادت و شخصیتشان پی ریزی گردد. پس اختیار سرپرستی و ریاست خانواده را باید به یکی از زن یا مرد واگذار کرد.

استعداد فطری

اکنون باید دید آیا زن برای عهده‌داری ریاست و سرپرستی امور خانه و قبول مسئولیت آن، شایستگی بیشتری دارد یا مرد؟ نخست باید به این واقعیت طبیعی توجه نماییم همان گونه که در اندام زن و مرد، اختلاف‌هایی هست و به هر کدام از آنان، به مناسبت ویژگی‌های جسمی، یک سلسله وظایف طبیعی سپرده شده است، از جهات روانی و خصوصیات اخلاقی نیز تمایز‌هایی بین آن دو وجود دارد. این ویژگی‌های روانی که در علم پسیکولوژی (روانشناسی) ثابت شده است، در تقسیم کارها و وظایف باید مورد نظر قرار گیرد. مهمترین تمایز روانی میان زن و مرد، این است که زنان معمولا دارای احساسات شدید و عواطفی جوشان‌تر هستند. تأثّر و هیجان شدید زن در حالتهای گوناگون، چون هنگام دوستی و دشمنی، ترس، شادی و نگرانی و همچنین توجه فراوان او به زیبایی و ظواهر زندگی، از نشانه‌های این عواطف و احساسات است. و مردان نوعاً از نیروهای عقل و اندیشه بیشتری برخوردارند. جالب توجه این که این ویژگی‌های روانی با خصوصیات جسمی هر کدام از آنان، هماهنگی کامل دارد و نشان‌دهنده این حقیقت است که آفریدگار زن و مرد، هر کدام را برای انجام کاری و عهده‌داری وظیفه‌ای آفرید و ابزار آن را در جسم و روان او به ودیعت سپرده است. وقتی مناسبترین غذای کودک در پستان مادر فراهم می‌گردد، و باید دارای عواطف لطیف و سرشاری باشد که چون فرزند خود را در آغوش گرفت و پستان در دهان او گذاشت، نه تنها احساس خستگی نکند بلکه خود از عشق مقدس مادری سرمست گشته، فرزند را با فشردن در آغوش گرم، از چشمه‌سار محبت سیراب نماید و این نیاز فطری او را نیز اشباع کند.

و نظر به این که مرد از اسکلتی درشت، عضلاتی ستبر و اعصابی قوی و جمجمه ی بزرگ و مغزی سنگین‌تر از جمجمه و مغز زن(وزن متوسط مغز مرد۱۳۶۰و وزن متوسط مغز زن ۱۲۰۰گرم است) برخورداراست، فکری نیرومند‌تر و اندیشه‌ای دوربین‌تر دارد، تا توانسته باشد در برابر مشکلات و سختی‌ها استقامت بیشتری نماید. مرد آن چنان آفریده شده است که تاب و تحمل آفتاب سوزان تابستان و فضای آلوده محیط کارخانه را داشته باشد و گرداندن چرخ‌های عظیم کارخانه و طنین شکنندۀ صدای آنها، او را از پای نیندازد و غریو توپ و سلاح دشمن در میدان نبرد او را نلرزاند. با در نظر گرفتن این مطالب و شناخت این استعدادها، می‌بینیم بهترین راه برای سعادت خانواده و در نتیجه سعادت اجتماع، این است که ریاست و سرپرستی امور کلی خانواده به فکر و نیروی اندیشه و قدرت بازوی مرد سپرده شود و گرداندن چرخ کارهای خانه و تامین نیازهای روحی کودکان، به عواطف سرشار و احساسات لطیف زن واگذاری گردد. به علاوه روانشناسان معتقدند (و خود زنان نیز اعتراف می‌کنند)(۲۱) که وضع روحی زن طوری است که دوست دارد در پناه مردی لایق و نیرومند، زندگی کند و از داشتن چنین شوهری لذت می‌برد. زن هنگامی احساس خوشبختی می‌کند که ببیند شوهرش به صفات مردانگی آراسته است و اگر ببیند مردی زیاد تملق و چاپلوسی می‌کند و بدون قید و شرط از نظریات و افکار و سلیقه زن پیروی می‌نماید یا تحت سرپرستی و کفالت زنی بسر می‌برد، از او متنفر می‌گردد و ارزش و اعتبار چندانی برای وی قائل نخواهد شد. از همه این‌ها گذشته به فرض آن که زنان در ابتدای ازدواج که هنوز بچه‌دار نشده‌اند و خاطرشان از لحاظ تربیت فرزندان آسوده است، مایل به ریاست خانواده باشند، این وضع دوام نخواهد یافت زیرا گرفتاری‌هایی که طبعاً در زندگی بعدی پیش می‌آید، فکر آنها را مشغول خواهد کرد و خیال آنان را از تحمل بار سنگین مسئولیت‌های دیگر منصرف خواهد نمود.

ریاست و مسئولیت مرد

روی همین اصل، اسلام سرپرستی خانواده را به عهده‌دار مرد گذاشته و مرد را عهده‌دار تامین وسایل زندگی زن معرفی نموده است. قرآن مجید می‌فرماید: (الرجال قوامون علی النسا)(۲۲) مردان، سرپرست زنان می‌باشند.

البته باید توجه داشت که از طرفی، هر چند اسلام، ریاست امور کلی خانواده را به مرد سپرده، ولی اداره امور داخلی خانه را به زن واگذاشته است یعنی اگر مرد در اداره امور خانواده، مقام ریاست را دارد، همسرش معاون اوست و در شعاع محدودتری سرپرستی خواهد داشت. پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)در ضمن حدیثی می‌فرمایند:

(فالرجل سید اهله والمرأه سیده بنتها) (۲۳)

و از سوی دیگر، هر کسی به اندازه قدرت و شعاع ریاست خود، عهده‌دار در مسئولیت است. باز رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)می فرمایند: (و الرجل راع علی اهل بیته و هو مسئول عنهم و المراه راعیه علی اهل بیت بعلها و ولده و هی مسئوله عنها)(۲۴)

(مرد، نگهبان و مسئول خانواده است و زن نگهبان و مسئول خانه ی شوهر و فرزندان او است.)

بنابراین مرد، هیچگاه حق ندارد از این عنوان سوء استفاده کند، و حقوق افراد خانواده را نادیده گرفته، روش دیکتاتوری و استبداد را در محیط خانه در پیش گیرد، بلکه باید توجه داشته باشد که رهبری صحیح، آن است که توام با محبت و جلب همکاری و همفکری صمیمانه باشد. قرآن مجید به شوهران دستور می‌دهد که گذشته از رعایت حقوق زنان، نسبت به آنان خوشرفتار باشند و با محبت و مهرورزی، کانون خانواده را گرم و با نشاط سازند. آیه شریفه: (و عاشروهن با لمعروف) (۲۵)(با زنان خوشرفتار باشید) فرمانی است که با تناسب عواطف حساس و زودرنج زنان و در نظرگرفتن دیگر خصوصیات آنان و روی هم رفته، مصالح عالی خانواده، صادر شده است.

ادامه دارد…
پی‌نوشت‌ها
۱-غرر الحکم
۲- آیه ۲۱ سوره روم، ۹؛ شافی ج۲ ص۱۳۸
۳- بحار الانوار ج ۳۰ ص۲۳۵
۴- مستدرک الوسائل ج۲ ص۵۳۲
۵-بحار الانوار ج ۱۰۳ ص۲۲۸
۶- بحار الانوار ج۱۰۳ ص۲۲۳ و۲۳۶
۷-بحار الانوار ج۷۴ ص۱۸۱
۸- مستدرک الوسائل ج۲ ص۵۵۱
۹- بحار الانوار ج۱۰۳ ص۲۵۳
۱۰- نهج الفصاحه ص۳۱۸
۱۱- المواعظ العددیه ص۱۵۱
۱۲- بحار الانوار ج۳ ص۲۲۴
۱۳- نهج الفصاحه ح۲۴۲۷
۱۴- غررالحکم
۱۵- میزان الحکمه ح۷۳۶۵
۱۶- غرر الحکم ص۹۰
۱۷- میزان الحکمه ح۵۰۰۲
۱۸- میزان الحکمه ح۱۵۲۲۰
۱۹- بحار الانوار ج۷۲ ص۴۶۰
۲۰- وسائل ج۱۵ ص۲۹۴
۲۱- به کتاب «روح» نوشته یک بانمی آمریکایی مراجعه شود.
۲۲- نساء آیه ۲۴
۲۳- حقوق زن در اسلام و جهان ص۱۳۴
روح الله محمدیان
منبع: سایت راسخون

حق همسر در کلام امام سجاد(علیه ‌السلام)

یکی از نکاتی که هر زن و مرد در تشکیل خانواده آن را به عنوان محور قرار داده و زندگی مشترک خود را بر آن استوار می‌سازد، اخلاق محوری است.

وجود همسری وفادار و مهربان، که در مشکلات و سختی‌ها، غم‌ها و شادی‌ها همراه و همدم انسان بوده همسفری مطمئن و دل سوز در سفر پرفراز و نشیب زندگی می‌باشد؛ «وَ مِن آیاتِهِ أن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَاجاً لِّتَسکُنُوا إِلَیها…(روم / ۲۱)؛ و از نشانه‌های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش یابید.» و البته این امر، در صورتی تحقق پیدا می‌کند که فضای حاکم بر زندگی مشترک، فضایی همراه با صفا و صمیمیت و محبت باشد و اصول و قواعد آن بر سیره ی ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) منطبق باشد.

در این بخش به کلام امام سجاد(علیه‌السلام) در مورد حق همسر و وظیفه‌ی هر کدام نسبت به دیگری می‌پردازیم؛

«و أمّا رعیّک بملک النّکاح فأن تعلم أنّ الله جعله سکناً و مستراحاً و أنساً و واقیه و کذلک …»؛ «و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست.»

بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته، در معاشرت با او، خوش رفتاری و رفق پیشه کنی؛ اگر چه حق تو بر زن سخت‌تر و رعایت مکروه و محبوب اگر معصیت و زیاده خواهی نباشد، بر او لازم‌تر است؛ ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش، غریزه‌ای است که گریزی از انجام آن نیست و این حق بزرگی است. (قاسم نصیر زاده، سیری در رساله‌ی حقوق امام سجاد علیه‌السلام، ج ۲، ص ۱۴۸)

اخلاق محوری در خانواده

مطابق آنچه در آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی جمعه آمده، یکی از بخش‌های مهم معارف اسلام مسأله‌ی اخلاق و آراستن روح به ارزش‌های انسانی است. این بخش مکمل اعتقادات و اساس و پایه‌ی مسائل بعدی مانند حکمت و علم و دانش، احکام الهی و انجام واجبات و ترک محرمات نیز می‌باشد. در حقیقت هر عمل خوبی که از انسان سر می‌زند، به پیرو خلق و خوی نیک اوست و هر عمل زشتی هم که از او سر می‌زند، مربوط به اخلاق فاسد می‌باشد.

حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او، وسیله‌ی آرامش، رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده و واجب است هر کدام از شما – زن و شوهر – بر نعمت وجود دیگری، سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی بر اوست

به تعبیر روشن‌تر، تمام ارزش‌های انسانی معلول اخلاق نیک اوست. انسان تا به تمرین و مجاهده‌ی عملی اخلاقی نیک را در خود ایجاد نکند، ارزش انسانی پیدا نخواهد نمود و اعمال و عبادات او نیز ارزش و مقبولیت نخواهد یافت. از این رو، از نظر اسلام هر فرد اگر شایستگی اخلاقی پیدا نکند، حتی اگر دانشمند و متخصص و هنرمند هم باشد، ارزش انسانی و اسلامی ندارد. (محمّد حسینی بهاران چی، آیین همسرداری و آداب زندگی در اسلام، ص ۲۴۰)

امام محمّد باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید: «إنّ أکمل المؤمنین إیماناً أحسنهم خلقاً؛ کامل‌ترین مؤمنان از جهت ایمان، خوش اخلاق‌ترین آنان هستند».(کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج ۳، ص ۲۲۷)

حسن معاشرت در زندگی زناشویی همان چیزی است که مطابق با قانون خلقت و موافق طبع سالم هر زن و شوهر است. زن و شوهر طبق قانون آفرینش، عاشق و طالب یکدیگر آفریده شده‌اند. پس خودشان نیز بایستی در استحکام این عشق فطری بکوشند و از محبت و تکریم به یکدیگر که شالوده‌ی اصلی این استحکام بخشی است، غافل نباشند. عاشق، تمام مظاهر خیر و زیبایی، مجد و شرف و جمال را در معشوق خود فرض می‌کند، او را از خود بزرگ‌تر و شریف‌تر می‌داند. (حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، ص ۱۵۰)

درک روحیات طرفین

هر یک از زن و شوهر برای موفقیت در انجام وظیفه و حسن معاشرت و رعایت حقوق همسر خویش، باید بکوشد روحیات همسر خویش را درک کند و آن گونه که شایسته و متناسب؛ روحیه‌ی همسرش می‌باشد، او را مورد نوازش و تکریم قرار دهد؛ شاید سرّ این که بهترین جمله‌ای که یک مرد می‌تواند به زنی بگوید، اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» و بهترین جمله‌ای که یک زن به مرد مورد علاقه‌اش می‌گوید، جمله‌ی «من به تو افتخار می‌کنم»، است. همین دریافت محبت از مرد و پس دادن تکریم به او باشد (سکینه نیک، حقوق زن و شوهر در اسلام، ص ۱۶۴).

در همین راستا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «قول الرّجل للمرأه إنّی أحبّک لا یذهب من قلبها أبداً؛ این سخن مرد به زن که دوستت دارم، هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.» (کلینی، اصول کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج ۵، ص ۵۶۹)

نکاتی چند از سیره ی عملی اهل بیت(علیهم السلام) و بزرگان

در این بخش از مقاله، گوشه‌ای از سیره عملی اهل بیت(علیهم السلام) و بزرگان دین در رابطه با خانواده و روابط ایشان با یکدیگر پرداخته می‌شود. امید آن است که رفتار و منش این بزرگ مردان تاریخ اسلام، الگو و اسوه‌ای برای همسران جوان باشد. گفتنی است که در برخی موارد، به دلیل نداشتن ترجمه‌ی فارسی فقط به ذکر عربی آن اکتفا شده است.

۱٫ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) افزون بر این که مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی را بر عهده داشتند، در کار منزل نیز به خانواده کمک می‌کرد و آن را نیز به دیگران سفارش می‌کردند.

«در خانه‌اش، خجول‌تر از دوشیزگان بود. از اهل خانه نه غذایی می‌طلبید و نه علاقه‌اش به خوردنی‌ها را ابراز می‌کرد … در خدمت کارهای خانه بود و در تکه تکه کردن گوشت با اهل خانه همکاری می‌کرد. بیشتر دوخت و دوز می‌کرد و چون به منزل می‌آمد، وقت خود را به سه قسمت تنظیم می‌کرد، بخشی برای خدا، بخشی برای خود. در خانه را خود باز می‌کرد. گوسفندان را نیز می‌دوشید. به خانواده‌اش غذای خوب می‌داد و کارهای شخصی خود را خودش انجام می‌داد» (حسین سیدی، همنام گل‌های بهاری، ص ۴۶)

۲٫ «إنّ فاطمه(علیها السلام) ضمنت لعلی(علیه السلام) عمل البیت و العجین و الخبز و قم البیت و ضمن لها علی(علیه السلام) ما کان خلف الباب نقل الحطب و أن یجیء بالطعام؛ همانا فاطمه(علیها السلام) متعهد شد برای علی(علیهم السلام) که کارهای خانه و پختن نان و ماندن در خانه (را انجام دهد) و علی(علیهم السلام) برای فاطمه(علیها السلام) متعهد شد برای کارهای بیرون از خانه (از جمله) آوردن هیزم و تهیه روزی».(محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۵۲)

۳٫ مرحوم کلینی نقل کرده است که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «کان امیرالمؤمنین(علیه السلام) یحطب و یستقی و یکنس و کانت فاطمه(علیها السلام) تطحن و تعجن و تخبز؛ وضع خانه‌ علی(علیه‌السلام) این گونه بود که امیرالمؤمنین هیزم فراهم می‌کرد و آب می‌کشید و خانه را نظافت می‌کرد و فاطمه(علیها السلام) آرد می‌ساخت و آن را خمیر کرده و نان می‌پخت».(علامه مجلسی، روضه المتقین، ج ۸، ص ۳۷۰)

۴٫ قال علی(علیه السلام): «فوالله ما أغضبتها و لا أکرهتها من بعد ذلک علی أمر حتی قبضها الله عزّوجلّ و لا أغضبتنی و لا عصت لی أمراً و لقد کنت إلیها فتنجلی عنی الغموم و الأحزان بنظرتی إلیها؛ به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه(علیها السلام) از من خشمناک شود و فاطمه نیز هیچ گاه مرا خشمناک نساخت، وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا(علیهاالسلام) می‌نگریستم، همه‌ غم و اندوه‌ها کنار می‌رفت».(همان)

نتیجه‌گیری

اخلاق حسنه، گوهر زیبنده‌ای است که هر کسی می‌تواند خود را به آن بیاراید. وقتی افراد ملاک زندگی خود را امری جدا از اخلاق قرار دهند، به علت سست و بی‌بنیان بودن آن، به هدف مطلوب و مورد نظر خود دست نمی‌یابند و سرانجام یا به جدایی می انجامد و یا گذران سخت و دشوار زندگی توأم با رنج و غم. اما اگر هر خانواده‌ای، افق دید خود را اخلاقی نماید و سیره ی رفتاری ائمه اطهار(علیهم السلام) را سرلوحه‌ی زندگی خود قرار دهد، خواهد توانست فراز و نشیب‌های زندگی را به راحتی در نوردد و آسمان زندگی‌اش، همیشه صاف و آبی باقی بماند.

منابع
۱٫ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و درر الکلم، ترجمه‌ی محمّد علی انصاری قمی
۲٫ بهشتی، احمد، خانواده در قرآن
۳٫ طباطبایی، سید محمد حسین، سنن النبی،
ترجمه‌ی حسین استاد ولی
۴٫ عاملی، حرّ، وسائل الشیعه، ج ۲۹
۵٫ علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۱۰
۶٫ مجلسی، محمد تقی، روضه المتقین
۷٫ قمی، عباس، سفینه البحار
۸٫ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ترجمه‌ی صادق حسن زاده، ج ۸
۹٫ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه
منبع: سایت راسخون

آثار روان‌شناختى قوانین اقتصادى اسلام در خانواده

 تعالیم اسلام، قوانین اقتصادی ویژه‌اى برای خانواده دارد که نه تنها نظام اقتصادی خانواده را اداره و تنظیم مى‌کند، بلکه در سلامت روانى، تعادل و تعالى خانواده و اعضای آن نقش مؤثرى دارد. در این قسمت، با بررسى سه امر اقتصادى مهم در خانواده از دیدگاه اسلام، یعنى مهریه، نفقه و ارث، تأثیرهاى روان شناختى آنها را مورد توجه قرار مى‌دهیم.

۱- مهریه

«مهریه» از سوی مرد به زن داده شود.(۱) مرد و زن در مورد مهریه و مقدار آن باید به توافق برسند(۲) و زن پس از ازدواج مالک مهریه مى‌شود و مى‌تواند در آن هرگونه تصرفى بکند. مهریه پیش از بعثت پیامبر (ص) نیز در ازدواجها وجود داشته و اسلام آن را تعدیل و مواردى از آن را باطل اعلام کرده است.(۳) در درجه اول، مهریه امر با ارزشى است که از جانب مردی که زن مى‌خواهد سالها با او زندگى مشترک داشته باشد، به او داده مى‌شود. قرآن از مهریه به «صدقه» تعبیر مى‌کند که نشانه راستین بودن علاقه مرد و افزون بر آن، به معناى صداقت در باور است. کلمه «نحله» نیز به معناى هدیه و پیش کشى است.(۴) این امر تأثیر روان شناختى ویژه‌اى در زن بر جاى مى‌گذارد. وى احساس مى‌کند مرد به او علاقه مند است و علاقه خود را در میدان عمل نیز نشان داده و حاضر است هزینه آن را بپردازد. اینکه چرا مرد باید پیشکش را بپردازد، به تفاوت روان شناختى زن و مرد در عشق ورزی باز مى‌گردد. بدون شک جذابیت ظاهری و روانى جنس زن از مرد بیشتر است و همین امر موجب شده که امروزه بیشتر فرهنگها از زن به سان وسیله ی مناسبى براى تبلیغات، استفاده کنند؛ در نتیجه مرد به سوى زن کشیده مى‌شود و زن نیز با حیا و خوددارى این جاذبه را بیشتر مى‌کند؛ چنان که در حیوانات نیز چنین وضعیتى دیده مى‌شود و حیوان نر همیشه به دنبال جفت خود مى‌دود.(۵) در این رابطه مرد با هدیه اى، موجبات رضایت زن به پیوند ازدواج را فراهم مى‌کند.

نکته دوم، ارزش اقتصادى مهریه براى زنان است. وضعیت زیستى و اجتماعى زنان به گونه‌اى است که در همه دوره های تاریخ، در بعد اقتصادى از مردها پایین تر بوده اند.(۶) زنان در مدت بارداری و پس از زایمان که به شیردهى و پرورش نوزاد مى‌پردازند، عملا نمى‌توانند فعالیت و کار درآمدزایى داشته باشند. افزون بر این، حتى در عصر حاضر در بیشتر جوامع مسؤلیت اداره خانه با زنان است و این خود وقت بسیاری از آنها مى‌گیرد، بدون آنکه در برابر آن در آمدى کسب کنند؛ از این رو، قرار دادن مهریه براى خود زن و نه پدر یا خویشان او، پشتوانه اقتصادی نسبتا مطمئنى را براى او فراهم مى‌آورد تا با دلگرمى بیشتری به ایفای مسؤلیتهای خانوادگى بپردازد. در متون اسلامى، شواهدی وجود دارد که اهمیت اقتصادی مهریه را برای زنان نشان مى‌دهد. به طورکلى، ندادن مهریه به زن نوعى دزدى به شمار رفته است.(۷) این امر باعث مى‌شود رابطه جنسى مرد با همسر قانونى خود مانند روابط غیرمشروع به نظر برسد(۸) و حتى در روایات آمده است خداوند یکى از گناهانى را که نمى‌بخشد،(۹) انکار مهریه زن و ندادن مهریه به او است. حال اگر مهریه تنها جنبه‌ای عاطفى داشت و صرفا زمینه‌ای براى آغاز یک زندگی خانوادگى بود ندادن آن به زن به این شدت مذمت و توبیخ نمى‌شد. نکته ی دیگر، تأکید رضایت طرفین بر مهریه است(۱۰) که همین امر آن را قانونى مى‌کند و حتى اگر مقدار آن بسیار زیاد باشد،(۱۱) قابل انکار و ترک نیست. این جنبه های مهریه نیز اهمیت اقتصادى آن را نشان مى‌دهد.

مهریه در مرد نیز آثار روان شناختى ویژه دارد. در درجه اول، او درمى‌یابد که ازدواج، امری آسان نیست و از همان ابتدا باید برای آن سرمایه گذارى کند. همین امر موجب مى‌شود او با بینش بالاتر و شناخت عمیق تری به ازدواج روى آورد. در درجه دوم، تأثیر مهریه به پس از ازدواج بازمى گردد. به طورکلى اگر برای کسب چیزى سرمایه گذاری کنیم، راضى نمى‌شویم آن رابه سادگى از دست بدهیم. حال هر چه این سرمایه گذارى بیشتر و گسترده تر باشد، چشم پوشى از آن دشوارتر و با تأمل بیشتر است. بر اساس نظریه هماهنگى شناختى فستینگر، کسى که برای کارى یا قبول عضویتى هزینه بیشترى پرداخت کرده باشد، خود را به قابل تحمل بودن وضعیت بیشتر متقاعد مى‌کند.(۱۲) در مورد ازدواج نیز مرد سرمایه گذاری عاطفى و مادی گسترده‌ای کرده است و به همین جهت نمى‌تواند به آسانى از آن دست بردارد. به دلایل یاد شده، مهریه نباید مقدار ناچیزی باشد.(۱۳) البته به لحاظ قانونى ازدواج با مهریه پایین نیز صحیح است، ولى با توجه به بعد روان شناختى آن توصیه مى‌شود مهریه مقداری باشد که فرد نتواند به آسانى از آن بگذرد.

در مجموع، مى‌توان گفت مهریه، هدیه‌اى است که پیوند زن و شوهر را از ابتداى زندگى تقویت کرده و زمینه پدیدآیى و گسترش روابط عاطفى مثبت را فراهم مى‌کند. البته محبت بین زن و مرد، ریشه ها و زمینه هاى اساسى مى‌طلبد که قرار دادن مهریه فقط برای تقویت آن است نه ایجاد آن؛ از این رو، زیاد گرفتن مهریه موجب محبت نمى‌شود و در کلمات اهل بیت (علیه السلام) نیز آمده است: مهریه را به عنوان یک هدیه محسوب کنید؛(۱۴) زیرا اگر در مقدار آن زیاده روی کنید، بیشتر موجبات دشمنى بین زن و مرد را فراهم خواهید کرد.(۱۵) همچنین گفته شده بهترین زنان مسلمان، زیباترین و کم مهریه ترین آنان هستند.(۱۶)

برخى پس از بررسى تبیینهای مختلف جامعه شناختى مهریه، تعبیر هدیه و پیشکش را براى آن مناسب تر با مبانى اسلامى مى‌دانند. مفاهیم معرف مهریه ی مانند نحله، صداق، عطیه و کابین، بر هدیه و بدون عوض بودن مهریه دلالت صریح دارند، توصیه های اخلاقی مؤکد به کم گرفتن آن، بناى تعالیم دین بر تسامح در محاسبه ارزش مادى و اقتصادی آن از راه معرفى برخى معادله های معنوی، سفارش به بخشش رضامندانه آن از سوى زن به عنوان راهى برای تحکیم بیشتر خانواده، ارجاع مقدار آن به رضایت طرفین، تحلیل موقعیت مرد در جریان زناشویى، مسئله ی تقاضامندی وی و برخى امور دیگر، بر هدیه بودن این حق مالى در تعالیم اسلامى دلالت دارد. در مورد استحقاق یک سویه زن نسبت به دریافت این هدیه نیز، افزون بر نکاتى که گذشت، به این امور اشاره شده است: اخذ تعهد محکم به تشکیل یک زندگى مشترک مادام العمر، قبول مسئولیتهای متنوع ناشى از پیمان زناشویى، ابراز قدردانى به پاس اجابت از سوى زن، ایجاد زمینه مناسب جهت ارضا و شکوفایى تمایلات اصیل انسانى، محرومیت زن از تحصیل برخى هزینه های فردی و اجتماعى ناشى از ایفاى مسئولیتهاى خانوادگى و ابراز محبت و ایجاد عشق و علاقه وافر به عنوان مهم ترین سرمایه تحکیم و تثبیت خانواده.(۱۷) به نظر مى‌رسد این تبیین، تا حدى جنبه های مختلف مهریه را مورد توجه قرار داده است.

نکته قابل توجه در فرهنگ ایران در عصر کنونى، فزونى مهریه و به تبع آن دشوارى ازدواج به سبب موانع گسترده است. دختران ایرانى با وجود تحصیلات بیشتر باز به دنبالى مهریه‌اى بیشتر بوده اند. پیروزی انقلاب اسلامى موجب شد که براى مدتى، مهریه ها به حالت عادى و متعادل باشد، لیکن پى از چند سال باز روند رو به افزایش مهریه ادامه یافت.(۱۸) در تبیین جامعه شناختى فزونى مهریه، امور ذیل بیان شده است: نسیه بودن مهریه، غلبه روحیات اقتصادى و نگرشهاى محاسباتى، عدم استیفاى کامل حقوق زن، طلاق و کنترل تمایلات نوجویانه مرد، ارتقاى منزلت اجتماعى زن، بالا رفتن هزینه ها و تشریفات ازدواج و شیوع ازدواجهاى برون فامیلى.(۱۹)

از آن جا که مهریه از نظر شرعى و قانونى، در هر حال بر عهده ی مرد است، فزونى مهریه او را در تعهدات مالى سنگین‌تری قرار مى‌دهد؛ مهریه در ازدواج موفق، معمولا از سوى زن مطالبه نمى‌شود و در این رابطه، به ندرت مشکلى بروز مى‌کند؛ اما اگر ازدواج ناموفق باشد و به طلاق بینجامد، مرد بدترین وضعیت را خواهد داشت. با توجه به این واقعیتها تعدیل میزان مهریه با نگاهى دقیق تر به آن، به صورت یک بدهى قطعى مى‌تواند از بروز مشکلات بعدى تا حدى جلوگیری کند. در غیر این صورعت، مهریه که به عنوان ابزاری براى تحکیم روابط خانوادگى و پیوند زناشویى در نظر گرفته مى‌شود، به زمینه‌اى برای دشمنی و بروز مشکلات بیشتر تبدیل مى‌گردد.

۲- نفقه

بر اساس تعالیم اسلام، مخارج اقتصادی خانواده، یعنى زن و فرزندان، برعهده مرد است.(۲۰) این مخارج که شامل محل سکونت،(۲۱) خوراک و پوشاک(۲۲) و سایر امور وابسته به آنها مانند تحصیلات است، باید با توجه به زندگى زن و فرزندان و شرایط زمانى و اجتماعى آنها باشد. زن در امور اقتصادی خانواده مسئولیتى ندارد، هرچند درآمد زیادی داشته باشد. مسئولیت اساسى زن همراهى در روابط مناسب در زندگى خانوادگى است و فقط کوتاهى در این امور در زمینه خانواده، براى زن مسئولیت آور است. در خانواده، زن مسئولیت برقرارى روابط مناسب با همسر، تولید نسل و پرورش فرزندان را بر عهده دارد و درگیر نشدن او در تأمین مخارج خانواده، فراغتى برای او ایجاد مى‌کند که بتواند با آرامش بیشترى به ایفاى مسئولیتها بپردازد. نکته جالب توجه در مسائل خانواده آن است که مخارج زن بیش از مرد است. بسیاری وسایل خانه بیشتر مورد استفاده زن است، و افزون بر آن، لباس و وسایل زینتى براى زن اهمیت بیشتری دارد. این امور لازمه ی نقش زن در خانواده است و کمبود و فقدان آنها، در درجه اول زن را با مشکل روبه رو مى‌کند. اگر زن خود بخواهد به تأمین این امور بپردازد، ناگزیر در ایفای مسؤلیتهای همسری و مادری با مشکلاتى بسیار روبه رو خواهد شد. توجه به این قانون و سعى در اجراى مناسب آن، مرد و زن را در یک فضاى روان شناختى ویژه‌ای قرار مى‌دهد، به گونه‌اى که مرد خود را مسئول تأمین مخارج خانواده مى‌داند و با نگرشى مثبت به فعالیتهاى اقتصادى و هزینه کردن براى خانواده مى‌پردازد. در این حالت، انتظار او از زن به ایفاى مسئولیتهاى خانوادگى محدود مى‌شود. در همین رابطه، فعالیت و کار زن در خانه نیز کمکى است که زن به اداره ی خانواده مى‌کند، در حالى که مسئولیت اساسى او نیست. زن برای تأمین مخارج خود، به فعالیت اقتصادى نیازى ندارد و در این راستا خود را مدیون مرد مى‌داند که این امر نوعى وابستگى به همسر در او پدید مى‌آورد. این احساس وابستگى موجب مى‌شود وظایف همسری و مادری را تا حد توان و با عشق و علاقه انجام دهد.

از نظر اسلام، زن دارای استقلال اقتصادى است و اختیار مصرف اموال خود در جهات گوناگون را دارد،(۲۳) هرچند شایسته است به گونه‌ای رفتار نکند که انسجام خانواده را مختل سازد. از سوى دیگر، اداره ی اقتصادى خانواده برعهده ی مرد مى‌باشد و در این مورد زن باید با هماهنگى و رضایت شوهر رفتار کند. این امر به وحدت و انسجام خانواده کمک مى‌کند و مدیریت خانواده راکه در واقع مبتنى بر اداره اقتصادی خانواده است و پیش از این به آن اشاره شد و آیات قرآن نیز شاهد آن است، به نوعى وحدت و قوت مى‌بخشد.(۲۴) بر همین اساس، از نظر اسلام زن ملزم نیست براى اداره خانواده به فعالیت اقتصادی درآمدزا بپردازد، هرچند این فعالیت مادام که به مسئولیتهاى خانوادگى او آسیبى نرساند و حقوق سایر اعضای خانواده پایمال نشود، برای او جایز است.

بخشى دیگر از نفقه، مربوط به هزینه فرزندان در کودکى یا وقتى است که نیازمند باشند، و هزینه والدین هنگام نیازمندى است. از نظر اسلام، حقوق متقابل بین فرزندان و والدین مستلزم آن است که در صورت نیازمندى هر یک و توانایى دیگری بر تأمین مخارج او، به کمک او بشتابد و اداره اقتصادی او را برعهده گیرد. این قانون اقتصادی اسلام در خانواده نشان مى‌دهد که اسلام خانواده را در چهارچوب خانواده ی هسته‌ای زن و شوهر نمى‌داند، بلکه خانواده را گستره‌ای از خویشاوندان درجه ی اول، یعنى فرزندان، فرزندان آنها، پدر و مادر والدین در نظر مى‌گیرد. این نگاه به خانواده روابط عاطفى و اجتماعى گسترده‌ای رابه دنبال مى‌آورد که در بحث خویشاوندى به آن اشاره شد.

۳- ارث

«ارث»، یکى دیگر از قوانین اقتصادی خانواده است که در اسلام بر آن تأکید شده و برای هر مرتبه از افراد، درصدى از مال بر جای مانده از متوفى قرار داده شده است.(۲۵) این درصد بر اساس تعلق خانوادگى است و با وجود برخى افراد، سهمى به بقیه نخواهد رسید. اولین مرتبه ارث در اسلام به فرزندان و والدین فرد متوفى مربوط است که در صورت زنده بودن آنها سهمى به مراتب بعدى، مانند خواهر و برادر متوفى، نخواهد رسید. ارث افزون بر آن که نوعى پشتوانه اقتصادی برای افراد خانواده است، تأثیرى روان شناختى نیز بر آنها دارد. این امر در واقع تقویت وابستگى و تعلق خانوادگى است که ناخود آگاه موجب مى‌شود فرد به روابط عاطفى با والدین یا فرزندان ادامه دهد. البته روابط عاطفى بین اعضای خانواده باید فراتر از منافع اقتصادى باشد، ولى گاه مبادی شناختى و عاطفی روابط استحکام ندارند و همین تعلق اقتصادی مى‌تواند زمینه‌ای براى تقویت مبادى دیگر رابطه شود. قانون ارث نیز شاهد دیگرى براى گستره نظام خانواده است و باید به جنبه های رابطه‌اى آن توجه شود، تا زمینه‌ای را براى تقویت انسجام خانودگی فراهم کند.

پی‌نوشت‌ها
۱- ر.ک: رساله های فقهی و آیات قرآن مانند سوره ی نساء، ۴
۲- «ما تراضیا علیه…» کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۳۷۸
۳- مطهری، نظام حقوق زن در اسلام ص ۲۳۸
۴- همان، ص ۲۳۵
۵- همان، ص ۲۳۲ – ۲۳۴
۶- امام رضا (علیه السلام) در سخنی، با بیان دلایل تشریع مهریه، به این امر اشاره دارد: «… مع ان النساء محضورات عن التعامل و المتجر…» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، باب ۱، ح ۹
۷- عن ابی عبدالله (علیه السلام): «السراق ثلاثه… مستحل مهور النساء…» مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۳۴۹
۸- قال النبی(ص): «من ظلم امرأه مهرها فهو عند الله زان…» همان؛ حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۲
۹- «ان الله تعالی غافر کل ذنب الا من جحد مهرا…» همان.
۱۰- عن ابی عبدالله (علیه السلام) سألته عن المهر ما هو؟ قال: «ماتراضی علیه الناس» کلینی، فروع الکافی، ج ۵، ص ۳۷۸
۱۱- «الصداق ما تراضیا علیه الناس من قلیل او کثیر فهذا الصداق» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲
۱۲- صدیق اورعی، غلامرضا، جامعه شناسی مسائل اجتماعی جوانان، ص ۱۱۱
۱۳- در روایتی از امیرمؤمنان (علیه السلام) نقل است که فرمود: دوست ندارم مهریه ی زن از ده درهم کم تر باشد که مشابه پول زنا شود ( حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱).
۱۴- مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۳۵۳
۱۵- «لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوه» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۰
۱۶- «افضل نساء امتی اصبحن وجهها و اقلهن مهرا» کلینی، فروع الکافی، ج ۵، ص ۳۲۴
۱۷- شرف الدین، سید حسین، تبیین جامعه شناختی مهریه، ص ۳۰۲ – ۳۷۱
۱۸- محسنی و…، ازدواج و خانواده در ایران، ص ۳۱۹ و ۳۲۲
۱۹- شرف الدین، تبیین جامعه شناختی مهریه،ص ۶۸ – ۳۱۸
۲۰- عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال قلت له: من الذی اجبر علیه و تلزمنی نفقته؟ قال: «الولدان و الولد و الزوجه» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۳۷
۲۱- «أسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم» طلاق، ۶
۲۲- «یشبعها و یکسوها…» حرعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۲۲۴، ح ۵
۲۳- «للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن» نساء ۳۲
۲۴- «الرجل راع علی اهل بیته و کل راع مسوول عن رعیته و المرأه راعیه علی مال زوجها و مسووله عنها» نوری، مستدرک الوسائل، کتاب نکاح، باب ۶۲، ح ۳
۲۵- نساء، ۱۱، ۱۲ و ۱۷۶
منبع: سایت راسخون

جایگاه و مسایل زنان

مسئله‌ى زن، یک مسئله‌ى بسیار مهم

مسئله‌ى زن، مسئله‌ى بسیار مهمى است. البته بعد از انقلاب در کشور ما، وضع زن به عنوان عضوى از جامعه و همچنین به عنوان کسى که صاحب وظایف زنانه است – وظیفه‌ى مادرى و همسرى و امثال اینها – خیلى بهتر از گذشته است. هر چند در گذشته، برخى از زنان کشور – نه اکثریت آنها – از جنبه‌ى شخصى – نه از آن دو جنبه‌یى که اشاره کردم – شاید وضعشان بد نبود و زنان خاصى، از مقدارى از تنعمات عمومى جامعه برخوردار بودند؛ لیکن مسئله‌ى شخصى براى زن، مسئله‌ى درجه‌ى یک نیست. اگر ما به ابعاد زندگى زن نگاه کنیم، واقعا مهمترین جهات و حیثیات وجود او، آن مسایل شخصى محض نیست.

امروز زنان نقاط دورافتاده هم، براى خود شأن قایلند

شخصیت اجتماعى زن به عنوان عضوى از این مجموعه‌ى عظیم، خیلى حایز اهمیت است. زنان در گذشته، اصلا به این بخش توجهى نداشتند و اهمیتى نمى‌دادند. در مسؤولیت‌هاى عمومى جامعه، نقشى براى زنان فرض نمى‌شد؛ خودشان هم نقشى را فرض نمى‌کردند؛ بخصوص در این سطح وسیعى که امروز مطرح است. الان شما ملاحظه کنید، همه‌ى زنان روستاها و شهرهاى دورافتاده، به عنوان افرادى از مجموعه‌ى نگهدارنده‌ى این انقلاب و اصحاب و صاحبان آن، براى خودشان شأن قایلند. از این جهت، هیچ فرقى بین زن و مرد نیست؛ بلکه گاهى زنان، ایمان پُرشورتر و دید روشنترى نسبت به مسایل جامعه دارند و کشور و مسایل آن را متعلق به خودشان مى‌دانند.

چه زمانى چنین احساسى در بین زنان ما، آن هم در چنین سطح وسیعى از جامعه وجود داشت‌؟ این، به برکت انقلاب است. همان حالت خودآگاهى و احساس ‍ شخصیت اجتماعى که در مردان به وجود آمده است، مى‌توان گفت که در زنان با جست بیشترى به وجود آمده است. قبلا هیچ نبوده؛ ولى حالا به میزان خیلى بالایى هست. همچنین آن جنبه‌ى مشاغل و شؤون خاص زنانه و قدر مادر و همسر بودن را دانستن، از جمله چیزهایى است که به آن توجه شده است.

زن جاى بسیار اساسى و رفیعى در خانواده دارد

در این دو، سه دهه‌ى قبل از انقلاب، به خاطر ورود فرهنگهاى اروپایى، بنیان خانواده متزلزل شده بود؛ یعنى حقیقتا خانواده، آن اصالت و ارزش و عظمتى را که در اسلام و فرهنگ سنتى ما دارد، دیگر نداشت. وقتى خانواده هست، همسر و مادر عضو اصلى است. زن در این مجموعه، جاى بسیار اساسى و رفیعى دارد. به همین خاطر، وقتى اصل خانواده – یعنى زن – زیر سؤال و متزلزل است، در آن جا هیچ چیزى در جاى خودش قرار ندارد. اینها بحثهایى است که واقعا باید روى آنها خیلى تأمل و تدقیق بشود.

اسلام، چه تأملات صحیح و چه راهنمایی‌هاى ارزشمندى در مورد این مسایل دارد. این چیزى است که انقلاب به زنان جامعه‌ى ما اعطا کرد و آنها را در صحنه‌ى جهاد، سیاست و تأثیر در سازندگى اساسى کشور – که همان سازندگى انقلاب است – وارد نمود. این، چیز خیلى مهمى است و جز با صدر اسلام، با هیچ وقت دیگر قابل مقایسه نیست.

اسلام حیات دوباره‌یى به زن بخشید

آنچه که در گذشته، در فرهنگ‌هاى شرقى و غربى و ایرانى و غیر ایرانى، بر زنان رفته است، لزومى ندارد که من آنها را تکرار کنم؛ بر همه‌ى شما معلوم است. اسلام واقعا حیات دوباره‌یى به زن بخشید؛ منتهاى مراتب، نکته‌یى که شما هم اخیرا به آن اشاره کردید، نکته‌ى مهمى است و من همیشه روى آن تکیه دارم. آن نکته این است که با وجود همه‌ى اینها، زن در جامعه‌ى ایرانى ما، نه از لحاظ حقوق اجتماعى، نه از لحاظ تمکن و قدرت تصرف فردى، نه از لحاظ قوانینى که به اینها ارتباط پیدا مى‌کند، هنوز در آن حد و سطحى که اسلام خواسته است، قرار ندارد.

بر بخشى از جامعه‌ى ما، اخلاق بدى نسبت به زن حاکم است، که البته مخصوص ‍ ایران هم نیست. اگر آدم نگاه کند، مى‌بیند که متأسفانه در طول تاریخ، همواره یک ستم تاریخى بر زن رفته است؛ که بیشتر هم ناشى از این است که قدر زن و جاى او را ندانسته اند. البته هرجاى دیگر چنین بوده، به هر شکلى بوده و هست، به ما ربطى ندارد؛ ولى در جامعه‌ى ما بایستى به آن شکلى باشد که اسلام خواسته است. زن باید شأن حقیقى خودش را پیدا کند و نبایستى به خاطر زن بودن، هیچ ستم و ظلمى به او بشود. این، چیز بسیار بدى است.

چه ستمهایى که در حق زن روا داشته شده و اسمش ستم است، و چه ستم‌هایى که اسمش هم ستم نیست، اما در حقیقت ستم است؛ مثل همین سوق دادن به تجمل و مصرف‌گرایى و آرایش‌هاى بیهوده و مخارج سنگین و تبدیل شدن به یک وسیله‌ى مصرف. این، ستم بزرگى بر زن است. شاید بشود گفت که هیچ ظلمى بالاتر از این نیست؛ زیرا که او را بکلى از آرمانها و اهداف تکاملى خودش غافل و منصرف مى‌کند و به چیزهاى خیلى کوچک و حقیر سرگرم مى‌نماید. این، کارى بوده که در رژیم ظالم پادشاهى انجام شده، و حالا باید جلوى آن گرفته مى‌شد. البته در اوایل انقلاب، خیلى هم خوب بود؛ لیکن بعدها باز غفلت‌هایى شده است، که باید نسبت به آن، حسابى برنامه ریزى کرد.

اسلام به نیازها و آرمان‌هاى بشر توجه کرده است

اسلام نسبت به زن و مرد و همه‌ى خلایق، یک دید واقع‌بینانه و متکى بر فطرت و طبیعت و نیازهاى حقیقى دارد؛ یعنى از هیچ کس بیش از تمکنش و بیش از آن چیزى که به او داده شده است، توقعى ندارد. اصلا بناى اسلام بر این است؛ یک بناى واقعى و منطقى است. در دعاى سحرهاى جمعه، فقره‌یى است که بیان مى‌کند: (و جعل ما امتنّ به على عباده فى کفاء لتأدیه حقّه)(۱)؛ یعنى آن چیزى که خداى متعال منت گذاشته و به کسى داده، در حد کفایت است، براى این که حقوق الهى را ادا کند. اصلا شناخت واقعیات هر کس، متناسب با همان توقعى است که از او وجود دارد.

پس، اسلام به نیازها و خواهش‌ها و طبایع بشرى و غیربشرى اهتمام ورزیده، اصلا به آنها نظر کرده و حکم الهى را داده است؛ اما به معناى آن نیست که آرمانى براى انسان‌ها ندارد. ما محکوم و اسیر زندان طبیعتیم و در چارچوب قوانین طبیعت حرکت مى‌کنیم؛ اما آیا در این چارچوب که ما حرکت مى‌کنیم، هدفى در مقابل ما نگذاشته‌اند که بگویند باید به این سمت حرکت بکنید؟

آرمانگرایى در اسلام و گرایش به سمت قله‌ها و اوج‌ها و آرمان‌ها، یک چیز قطعى و حتمى است. زن مثل مرد و مثل همه‌ى خلایق، باید در این سمت حرکت کند. این، با گرایش‌هاى غلیظ و در لاک چیزهاى صددرصد شخصى و بى‌ارزش رفتن نمى‌سازد. البته در نظام اسلامى، بایستى آنها ریشه کن بشود. این گرایش به مصرف و تجمل‌گرایى و امثال آن، که در جوامع جاهلى رشد داده مى‌شود، باید در جامعه‌ى اسلامى ریشه کن مى‌شد، یا لااقل در حد متوسطى قرار مى‌گرفت و افراطى در آن نمى‌شد؛ اما متأسفانه الان ملاحظه مى‌شود که قشرهایى از مردم، باز سرگرم همان سرگرمی‌هاى گذشته اند، که باب جوامع دور از اسلام و دور از معنویت و حقیقت است. این، غلط است.

ما باید ببینیم که زنان به چه ابزار قانونى احتیاج دارند

آن چیزى که من مى‌خواستم عرض بکنم، این است که هر نقصى که در وضع زن در جامعه‌ى ما وجود داشته باشد، علاجى دارد؛ چون اسلام نسبت به زن، دید شامل و کامل و جامعى دارد. باید راه‌هاى علاج را پیدا کرد. آن روزى که شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان تشکیل مى‌شد، دقیقا به همین نکات نظر بود. در آن جمع، جناب آقاى احمدى و دیگر برادران هم شرکت داشتند. ما باید امروز ببینیم که زنان براى حرکت در آن مسیر مطلوب اسلام براى زن، به چه ابزار قانونى احتیاج دارند، چه تفکرات و تأملاتى بایستى انجام بگیرد، چه راهنمایی‌هایى باید بشوند، چه مراکز هدایتى باید به وجود بیاید؛ آن را بایستى برایشان فراهم کنیم و تدارک ببینیم. البته بایستى مرکزى باشد که این تدارک‌ها و پشتیبان‌هاى معنوى را تدبیر و اداره و دنبال کند – منظورم پشتیبان‌هاى مادّى نیست؛ در پشتیبان‌های مادّى، همه با هم شریکند – آن مرکز، همین شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان است که شما خانم‌ها عضو آن هستید.

شما بایستى نسبت به این مسئله، فکر و تأمل کنید. با مجلس و دولت هم که رابطه دارید. بعلاوه، خود شوراى عالى انقلاب فرهنگى، مصوباتى را که لازم الاجراست، مى‌گذراند. از اوایلى که این شورا تشکیل شد، حضرت امام (رضوان اللّه تعالى علیه) تصریح فرمودند که مصوبات این جلسه باید اجرا بشود. اصلا این مجموعه‌یى که شما خانم‌ها تشکیل داده‌اید، وصل به آن مرکز است؛ باید جدى فکر کنید و ببینید مشکلات زنان چیست. البته منظور، این مشکلات کوچک عمومى که باید در بخش‌هاى مختلف ادارى برطرف بشود – مثل مشکل بیمه و امثال آن – نیست. اینها چیزهایى نیست که مجموعه‌ى خاصى به آنها رسیدگى کند.

شما باید ببینید، زن به جهت زن بودن، چه تکالیفى دارد و براى تحمل این تکالیف، احتیاج به چه هدایت‌هایى دارد؛ چه توصیه هایى باید به زنان بشود و چه قوانینى لازم است، براى این که آنها از حقوق اجتماعى و انسانى خود برخوردار بشوند؛ چه سازمانهایى احیانا باید به وجود بیاید که بخشى از کارها را به عهده بگیرد. شما اینها را بررسى کنید؛ آن وقت به دستگاه‌هاى مختلف – مثل مجلس، یا شوراى عالى انقلاب فرهنگى – توصیه کنید، تا مصوبه بگذرانند و این کارها انجام بگیرد. وقتى ما این مجموعه را نداشتیم، نداشته‌ایم؛ ولى حالا که داریم، بایستى خیلى کار و حرکت بکند.

باورهاى غلط ذهن زن ایرانى را بزدایید

به نظر من، اهمیت این کارى که امروز خانم‌ها دارند، از اهمیت مشاغل معمولى آنها در سطح کشور کمتر نیست؛ بلکه از اغلب آنها بیشتر است. بله، شما همین سؤال را مطرح بکنید که چرا زنان مسؤولیتها و مدیریتهاى کلیدى ندارند؟ این سؤ ال قابل قبولى است. چنانچه صلاحیت‌هاى خوبى در زنان هست – نه این که ما تعصب بورزیم و بگوییم باید حتما زن در جایى مسئول شود – آن جاهایى که منع اسلامى ندارد – چون در جاهایى ممکن است منع اسلامى داشته باشد – تا سطوح بالا را شامل مى‌شود. وقتى در این نوع موارد مى‌خواهند بررسى کنند و کسانى را به عنوان اصلح انتخاب نمایند، زنان را هم در کنار مردان و بین این مجموعه ببینند و بدون هیچ گونه تعصب، اصلح را انتخاب کنند. البته این، یک عرف و یک فرهنگ است. این طور چیزها، دستورى هم نیست که بخشنامه صادر کنیم. نه، اینها جزو فرهنگ و باورهاى جامعه است. باید این قدر گفته بشود، این قدر تکرار و استدلال بشود، تا این که جا بیفتد.

به نظر من، آن چیزى که امروز مجموعه‌ى شما و هر مجموعه‌یى از زنان – که در شکل‌ها و با هدف‌هاى مختلف کار مى‌کنند – بر عهده دارند، این است که باور غلطى را که فرهنگ غربى و اروپایى در این ده‌ها سال اخیر در ذهن زن ایرانى وارد کرده است، بزداید. البته باور غلطى هم در گذشته بوده است؛ یعنى گرایش به برخى از شکل‌هاى غلط مصرف و تجمل، از گذشته هم وجود داشته است. با ورود فرهنگ اروپایى، این مدگرایى و نوگرایى در مصرف، به شکل عجیبى تشدید شد. این، محاسبه شده و پیش‌بینى شده بود. سردمداران سیاست‌هاى غربى – که غالبا صهیونیست‌ها و استعمارگران بودند – به قصدى و با نیتى این کار را کردند. این باورهاى غلط را باید بزدایید؛ و این نمى‌شود، مگر با ارایه‌ى بحث‌ها و کارهاى اسلامى. اگر این کار بشود، ریشه‌ى این مشکلاتى که گاهى اوقات مطرح مى‌شود – بدحجابى و رواج فساد و فحشا و این چیزها – به خودى خود کنده خواهد شد. اینها غالبا معلولند؛ علل، همان باورها و فرهنگها هستند که باید روى آنها کار بشود.

امیدواریم که خداوند ان شاءاللّه به برکت هدایت اسلامى و به برکت وجود فاطمه‌ى زهرا(سلام اللّه علیها) این توفیق را به زنان ما بدهد. در بین مسلمین و در فرهنگ اسلامى، زنى با این عظمت وجود دارد. خداى متعال مى‌توانست بزرگترین و رفیعترین زن را در میان ملت‌هاى دیگر و امت‌هاى سلف قرار بدهد – اشکالى هم نداشت؛ این کار مى‌شد – اما در امت اسلام قرار داده است. این هم براى ما حجت و تنبیهى است که مى‌توان این الگوى عالى و والا را در مقابل چشم قرار داد و آن را دنبال کرد. ان شاءاللّه شما خواهران عزیز هم موفق باشید که این راه مهم را باقدرت و باصلابت بپیمایید و خداوند به شما هم توفیق عنایت کند.

سخنرانی خانم گوهرالشریعه دستغیب؛ رئیس وقت شوراى فرهنگى اجتماعى زنان

۱- علامه مجلسی؛ بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۲۷۷

منبع: ghadeer.org

فردایی طلایی برای زنان

اشاره

به گفته بعضی متفکران، جهانی شدن، اثرات مختلفی دارد که جهت مثبت آن این است که سرمایه‌داری جهانی فرصت‌های زنان را برای اشتغال افزایش داده و حکومت جهانی برای ارتقاء جایگاه زنان ابتکارهای قانونی و سازمانی ارائه داده است و جامعه ی مدنی جهانی، امکانات بیشتری را برای عدالت جنسی بسیج کرده است و از جنبه منفی قشر بندی نادرست دسترسی زنان به بسیاری از فضاهای جهان یرا محدود کرده و بیشتر زنان در اقتصاد جهانی شرایط نا مطلوب دارند و هزینه‌های باز سازی اقتصاد جهانی نولیبرالی به طور نامتناسبی بر زنان تحمیل شده است که از این نگاه جهانی شدن هم ره آورد مثبت و هم منفی برای زنان داشته است. با توجه به این نکات نگارنده درصدد است با نگاهی اجمالی به ابعادی مختلف جهانی شدن، به ارتباط آن با مسئله زنان و اثرات مثبت و منفی آن بپردازد و تأثیر آن را در ساختار فرهنگی، سیاسی کشور‌های جهان بررسی نماید و بر اساس روند تحولات گذشته با عنایت خداوند چشم‌اندازی از آینده را تبیین نماید تا پلی برای فهم و درک نیاز به حکومت جهانی مهدوی زده شود.

حقوق زن در روند جهانی شدن

بعد از سلطه قدرت‌های بزرگ بر منابع اقتصادی و سیاسی جهان، آنچه به عنوان یک نیازمندی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم خود را نشان داد، تدوین یک سری قوانین و خطوط جهانی بود که به واسطه آن بتوان نظم و چارچوبی را بر کشورهای جهان حاکم کرد، زیرا بیم آن می‌رفت که با تزاحم قدرت‌های بزرگ در شرق و غرب، هر آن، حیات بشری دچار تهدید جدی و جبران ناپذیری گردد لذا تشکیل سازمان ملل متحد همزمان با پایان یافتن جنگ جهانی دوم، نقطه عطفی در تاریخ روابط دولت‌ها بود. ضرورت هماهنگی فرامنطقه‌ای و اتخاذ سیاست‌های هماهنگ در جامعه بین الملل این سازمان جهانی در جایگاه مدیریت نظام بین الملل قرار داده است و در راستای اعمال این مدیریت، تدوین معاهدات بین المللی نقشی مهم و اساسی در تنظیم رفتارهای جامعه جهانی و حرکت به سمت نظم واحد ایفا می‌نمود. به هر حال جامعه جهانی خود را نیازمند وضع یکسری قواعد و قوانین جهانی می‌دید که می‌توانست مایه امیدواری بسیاری از ملت‌ها باشد. اما آنچه از عملکرد این معاهدات بین المللی و به ویژه ناظران و متولیان و نوع پیگیری آن‌ها در برابر کنوانسیون‌ها و معاهدات بر جای مانده، این بود که علیرغم این که می‌توانستند نقطه تسلی برای بشر باشند به نقاط تسلط بر بشر تبدیل شدند و عملا منشورها و قواعد معاهدات بین المللی حقوق بشر و کنوانسیون رفع تبعیض از زنان تا کنوانسیون حقوق کودک به حربه‌ای برای افکارسازی جهانی در یک دهکده ی جهانی به نفع قدرت‌های بزرگ تبدیل شدند و ابزار توجیه آن‌ها برای ابعاد تسلط شان گردید.

این معاهدات با هدف هم‌گرایی جهانی بین سیاست‌ها، سرمایه‌ها و نیروهای انسانی در جهان مطرح شد و در بسیاری از موارد مفاد و محتوایش حاوی خطوطی بود که انهدام فرهنگ‌ها و قوانین و سنن کشور‌ها را در بر داشت و در مواردی هم که خالی از اشکال بود، مصداق کلمه حق یراد بها الباطل بود که حرف حقی با اراده باطل به کار گرفته می‌شد و صرفا قصدشان اهداف غیر خیرخواهانه و غیر انسانی بود.(۱)

موضوع کنوانسیون رفع تبعیض از زنان که به دنبال شکل‌گیری جنبش‌های دفاع از حقوق زن و فمنیست شکل گرفت، به عنوان مهمترین سند سازمان ملل متحد پیرامون زنان درسال ۱۹۷۹( ۱۳۵۸) به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید. این معاهده در ۳۰ ماده تنظیم شده که از جامعه جهانی می‌خواهد که با یک نگاه جهانی به زن او را در فرصت‌های برابر در قبال مرد در خانواده و محیط اجتماعی قرار دهد.(۲)

به دنبال آن چهار کنفرانس جهانی با هدف یکسان کردن قوانین و مقررات حاکم بر زنان در کشور‌های مختلف تشکیل شد که عبارتند از: کنفرانس مکزیکوسیتی(۱۹۷۵) – کنفرانس کپنهاک( ۱۹۸۰) – کنفرانس نایروبی( ۱۹۸۵) – کنفرانس پکن( ۱۹۹۴) که البته طرفداران آن با اعتقاد به تفاوت‌های زیستی یا بیولوژیک بین زن و مرد، به شدت به دنبال ایجاد فرصت‌های برابر برای زنان با مردان هستند.(۳)

مدعیان پذیرش اسناد بین الملل، بر این باورند که با این الحاق، گام مهم در روند و فرایند شکل‌گیری قوانین یکسان و هماهنگ در سطح جهانی برداشته می‌شود؛ زیرا امکان ندارد کشوری بدون نیاز از کشورهای دیگر بتواند زندگی کند و هر گونه تعاملی با جهان اطراف، وقتی امکانپذیر است که در نظام واحد جهانی مطرح باشد و تنها چیزی که می‌تواند ظرف این تعامل باشد، پذیرش کنوانسیون است.(۴) حتی در جریان همه گیر شدن حقوق در جهان، عده‌ای می‌گویند: «در قصه حقوق بشر ما به یونیورسالیسم(انگاره‌های عام و همه شمول) احتیاج داریم؛ یعنی باید یک حقوق مبنایی عام را برای همه آدمیان به رسمیت بشناسیم و الا حقوق بشر با نفی حقوق بشر مساوی است…» و این در حالی است که طرفداران توسعه اصرار دارند زنان از هر فرصتی با دیدگاه سنتی مخالفت ورزند و به دولت‌ها بقبولانند که بدون حضور آن‌ها انتقال قدرت و توسعه متوازن ممکن نیست تا دستیابی به اهداف کنوانسیون که خواست قلبی زنان جهان است، تامین شود».(۵)

امروزه تلاش می‌شود که کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان به عنوان معتبرترین معیار‌های بین المللی برای رفاه زنان به سراسر جهان تحمیل شود. تا جایی که در بند ۳۹ بخش دوم اعلامیه کنفرانس جهانی حقوق بشر وین در سال ۱۹۹۳ آمده «سازمان ملل باید دولت‌ها را به پذیرش کنوانسیون تشویق کند به گونه‌ای که تا سال ۲۰۰۰ تمامی دولت‌ها کنوانسیون را تصویب کنند».(۶)

این در حالی است که بسیاری از مواد این کنوانسیون، با حدود ۹۰ مورد از احکام و قوانین داخلی و فقه اسلامی و بسیاری از ارزش‌های اخلاقی و ملی کشورمان در تغایر کامل است و مورد انتقاد جمع کثیری از علما و اندیشمندان به ویژه رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است.(۷)

مواد این کنوانسیون بیش از آن که به ارتقای وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان در کشورهای مختلف یاری رساند، به تحقق آرمان سردمداران نظام سلطه جهانی برای همسان سازی فرهنگ و از بین بردن ارزشهای اخلاقی و مذهبی حاکم بر کشورهای غیر غربی کمک می‌کند.

در همین راستا بارها و بارها رهبر فرزانه انقلاب فرمودند: حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جامعه اسلامی و در جامعه ما، حتما باید انجام بگیرد؛ منتها بر مبنای اسلامی و با هدف اسلامی.(۸)

پس چه نیکوست که متولیان امور دینی و کارشناسان در زمینه تدوین منشوری از حقوق زنان که مجموعه‌ای از مبانی اسلامی و اخلاقی باشد همت گمارند و آن را به مجامع بین المللی عرضه نموده تا کار آمدی قوانین و حقوق دین اسلام هر چه بیشتر به جامعه جهانی نمایان شود.

مبانی فکری و فرهنگی غرب در بستر جهانی شدن

آزادی در روابط اجتماعی و شتاب در تغییر باورها و هنجارهای اجتماعی به منظور هماهنگی و هم سویی با تحرک سرمایه‌گذاری جهانی از نیاز‌های نظام لیبرال است، لذا در عصر روشنگری در ابتدا به حقوق زنان بی‌اعتنایی شد، زیرا آن نظام حاکم به نیروهای زنان در عرصه ی اقتصاد نیازی را نمی دید، اما از قرن بیستم به بعد نظام سرمایه‌داری در یک طیف جهانی به نیروی کار زنان نیازمند شد. لذا به ندای حق‌خواهی زنان پاسخ داد.

ویل دورانت مورخ معاصر می‌گوید: آزادی زن، از عوارض انقلاب صنعتی است، زیرا موجب شد تا زن صنعتی شود؛ زیرا زنان، کارگران ارزانتری بودند و کارفرمایان، آنان را بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می‌دادند، لذا ندای خودکفایی اقتصادی زنان شعار روز شد و حتی در حال حاضر در بسیاری کشورها مثل کانادا در برابر کار یکسان دو حقوق متفاوتی به زن و مرد داده می‌شود.

اما به قول استاد مطهری، رشد روزافزون صنعت که بیش از نیاز واقعی انسان‌ها بود، به ضرورت تحمیل کالا بر مصرف‌کننده انجامید که می‌بایست با ترفند‌های زیادی و به کارگیری همه وسایل ارتباطی، فکری و هنری انسان‌ها را به عامل بی‌اراده مصرف تبدیل کند و قدرت سرمایه‌داری بار دیگر سراغ بهره‌کشی از زن برآمد، اما این بار نه از نیروی بدنی و کار زن، بلکه از نیروی جاذبه و زیبایی او و گرو گذاشتن شرافت و حیثیتش و از قدرت افسون‌گری زنان در تبلیغات و تحمیل کالاهای تولیدی به دنیا استفاده کرد که بدیهی است همه این‌ها را به حساب آزادی و تساوی با مرد گذاشت.

متأسفانه شاهدیم که زنان همه عرضه خود را در عرضه خود دیدند، غافل از آن که به نوعی از ستم تاریخ رهایی یافتند و به زیر یوغ استعمار نوین و مدرنیسم با شعارهای فریبنده قرار گرفتند و برای رهایی از وجدان بیدار، او را به دامن فرد‌گرایی و نسبیت در ارزش‌ها فراخواندند که هر فکر بیداری را خفته گرداند.

لذا زنان دچار یک ورشکستگی فرهنگی شدند که اوج آن با سکس و بی‌ بند و باری خاتمه می‌یافت. تجاوز به عنف و سوءاستفاده جنسی، سرنوشت زن عصر پست مدرن را رقم می‌زند. زنان نه تنها هدف اصلی اکثر فیلم‌های پر خشونت و سکس شدند بلکه باید. کاملا مطابق معیار‌های کلیشه‌ای رسانه‌ها عمل می‌کردند. این فرهنگ همراه با سینمای هالیوود و محصولات مک دونالد در ردیف صادرات دنیای غرب قرار می‌گیرد. و این‌جاست که با سلاح رسانه‌ها، ماهواره و اینترنت در قالب توسعه فرهنگ از پیش تعیین شده، دهکده جهانی را سازمان دهی می‌کنند. در این رهگذر از اهرم‌های فشار مهمی که به تحمیل فرهنگ جهانی می‌پردازد و به دست سرمایه‌دار جهانی است می‌توان سازمان‌ها و مؤسسات بین المللی هم چون سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو) و کمیسیون حقوق بشر را نام برد.

پرفسور هربرت آی شیلر استاد دانشگاه کالیفرنیا از فرآیند فرهنگ‌سازی جهانی با عنوان امپریالیسم فرهنگی یاد می‌کند و می‌گوید:

واژه امپریالیسم فرهنگی، نشان‌دهنده نوعی نفوذ اجتماعی است که از طریق آن کشوری اساس تصورها، ارزش‌ها، معلومات و هنجارهای رفتاری و همچنین روش زندگی خود را بر کشور‌های دیگر تحمیل می‌کند.

طبیعتا همسان‌سازی فرهنگ جهانی راهی برای ایجاد ثبات سیاسی در جهان است و زمینه لازم را برای رسیدن غرب به منافع سیاسی و اقتصادی فراهم می‌سازد و با ایجاد حس اعتماد در بین مردم جهان نظام سرمایه‌داری به تضمین منافع اقتصادی دراز مدت در قالب مصرف کالا‌ها دست می‌یابد. همان چیزی که بعضی به آن استعمار کوکاکولایی می‌گویند و چه متین و جالب امام خمینی(ره) فرمود: تا خانم‌ها توجهشان به این است که فلان مد از غرب باید بیاید، فلان زینت باید از آنجا سرایت کند… نمی توانند مستقل باشند. اگر بخواهید شما را به این که یک ملتی هستید بشناسند و بشوید یک ملت، از تقلید باید دست بردارید. تا در این تقلید هستید، آرزوی استقلال را نکنید.(۹)

زنان در هر جامعه‌ای به طور مستقیم در شکل‌گیری فرهنگ و تمدن آن جامعه نقش به سزایی دارند و نقش آنان در پایداری و نابودی تمدن‌ها برکسی پوشیده نیست و همان طور که امام راحل فرمودند، زنان در استقلال یک کشور می‌توانند بسیار تأثیرگذار باشند. بحث از زوایای مثبت و منفی نقش زنان در سرنوشت معنوی و مادی انسان‌ها بحثی گسترده است که جایگاه خاص خود را می‌طلبد.

گرایش طبیعی زنان به زیبایی، آراستگی، زیور و زینت دنیوی می‌تواند خود مایه دلپذیر شدن فضای خانه و خانواده گردد و موجب رونق حیات مادی اعضا شود، اما همین موهبت الهی اگر در مسیر تعادل قرار نگیرد، می‌تواند مایه ابتذال زن و خانواده شده و حیات معنوی آن‌ها را به مخاطره اندازد و همه را اسیر امیال و غرایز پست مادی کند تأثیرپذیری شدید مردان از زن و خانواده می‌تواند عاملی برای حرکت پسران و همسران در مسیر عبودیت عارفانه باشد و از سوی سوی دیگر می‌تواند موجب باز داشتن آنها از هر فداکاری و گذشت برای حفظ ارزش‌های انسانی و صیانت از سرمایه‌های مادی و معنوی اجتماع شود.

همین طور نقش حساس زنان در اقتصاد خانواده و تعیین الگوی مصرف، می‌تواند خانواده را به سوی فرهنگ ساده‌زیستی و قناعت و خودداری از مصرف کالاهای غیر ضروری سوق دهد که اگر در مسیر مخالف تغییر جهت دهد، می‌تواند خانواده اجتماع و کشور را به سوی اهداف اومانیستی و زندگی مرفه و اسراف و تبذیر رهنمون شود.(۱۰)

از آنجا که نیمی از جهان را زنان تشکیل می‌دهند و در شکل‌گیری الگوی شخصیتی نیمه دیگر، زنان نقش به سزایی دارند، لذا این نقش حساس در شکل‌گیری فرهنگ و مدنیت یک قوم و ملت باعث شده نظریه‌پردازان فرهنگ جهانی و کسانی که در پی همسان‌سازی فرهنگ‌ها هستند در برنامه‌ریزی خود زنان را مورد توجه قرار دهند و آنان را به عنوان نقطه عطف فعالیت‌های خود در نظر بگیرند.

از این جهت همراه با ترویج دمکراسی، سکولاریسم، توسعه، اقتصاد آزاد… به عنوان نسخه‌های رهایی بخش ملت‌ها، فمنیسم( زن‌گرایی) را در سراسر جهان مطرح کردند و به مدد روشنفکران بومی کشورهای شرقی درصدد تلقین این اندیشه‌اند که آنها هم می‌خواهند حقوق از دست رفته خود را بازیابند که در این گذر چاره‌ای جز بهره‌گیری از راهکارهای فمنیسم و کنارگذاری ارزشهای بومی و دینی ندارند.(۱۱)

حضور مسلمانان در روند جهانی شدن

با توجه به نیاز‌ها و خواسته‌های بشر در حرکت به سوی یک پارچگی و اتحاد جهانی – که متناسب با فطرت آنهاست – به این نتیجه روشن و بدیهی دست می‌یابیم که اینک بهترین فرصت و موقعیت برای ترسیم چهره‌ای روشن و گویا از نظام جهان مهدوی و دین اسلام است؛ زیرا دین خصوصا دینی جامع مانند اسلام که ادعای پاسخ‌گویی به همه نیاز‌های اساسی جامعه انسانی را دارد و برای همه ابعاد مختلف زندگی انسان ارائه طریق می‌کند و حتی در روابط اجتماعی و بین المللی با مسلمین و غیر مسلمین زبانی گویا و متین دارد؛ به عنوان یک منبع قدرت می‌تواند حاوی پیام‌های مهم و کارسازی باشد. لذا با توجه به شرایط و مقتضیات زمان و تعریفی مناسب از آن و تشخیص عوامل انحطاط و پیشرفت و طی کردن مسیر تعادل در پیدا کردن بهترین روش می‌تواند، رهیافت مناسبی در این رهگذر باشد.

در بحث رهایی جامعه زنان از جاهلیت مدرن و ناکارآمدی الگو‌های بیگانه می‌توان با تکیه بر اصول اسلامی، زنان را به یک خود باوری در عرصه فعالیت‌های مهم و سرنوشت‌ساز و تعلیم و تربیت جامعه انسانی رساند و به شأن مادری را به افق اعلای خود نزدیک ساخت و با تبیین این مسئله که با محوریت شرط تناسب در نظام‌های حقوقی می‌توان به عدالت واقعی دست یافت، از تنش‌های موجود میان جامعه اسلامی در بحث حقوقی جلوگیری کرد و عملکرد غلط بعضی مسلمانان را در اجرای حقوقو زنان به پای شجره طیبه اسلام نگذاشت. اگر ما نتوانیم به درستی، ابعاد و زوایای مختلف الگوی رهایی زنان رادر اندیشه مهدوی در عصر حاضر بازگو کنیم و نسبت و ارتباط آن را با جهانی شدن بسنجیم، از قافله اندیشه و گفتمان روز به دور خواهیم بود و نخواهیم توانست درک و فهم بشری را درباره آینده درخشان جهان، به خوبی شکل دهیم.

ملل مختلف در جهان به ویژه داعیه‌داران رهایی زنان از تبعیض را باید به این باور نزدیک کرد که جهانی شدن حکومت مهدوی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به معنای جهانی شدن فضیلت‌ها، عدالت‌ها، نیکی‌ها، برابری‌ها و معنویت‌ها خواهد بود. مردم به ویژه زنان در عرصه حکومت جهانی مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرصتی خواهد یافت که خوب بیندیشند و حکمت و دانش واقعی را بیاموزند به طوری که زنان در خانه خود، به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حکم کنند. امنیت و آرامش چنان در جهان سایه گستر خواهد شد که زنان به تنهایی بین کشورها بدون ترس از خطرات رفت و آمد خواهند کرد.

پی‌نوشت‌ها

۱- سویزی، مهری: کتاب زنان.

۲- زیبایی نژاد، محمد رضا: درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام.

۳- لیس تورس، اماری: جنسیت و توسعه.

۴- راعی، مسعود: الحاق به کنواسیون از منظر موافقان و مخالفان، بازتاب اندیشه.

۵- کار، مهرانگیز: رفع تبعیض علیه زنان.

۶- شفیعی سروستانی، ابراهیم: تازه‌های اندیشه.

۷- بررسی و ارزیابی کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما.

۸- زن ریحانه آفرینش، نشر آثار مقام معظم رهبری، قم.

۹- جایگاه زن در اندیشه امام خمینی(ره)، مؤسسه تنظیم آثار امام خمینی.

۱۰ – شفیعی سروستانی، ابراهیم: تازه‌های اندیشه.

۱۱- همان.

نویسنده: اکرم مبارکی

منبع: ماهنامه پویا؛ شماره(۵)

حقوق زن در انتخاب همسر از نگاه اسلام

پیشگفتار

انسان، موجودی است اجتماعی و هیچکس قادر نیست بدون حشر و نشر با دیگران، تنها زندگی کند. «اریک فروم» Erich fromm روانشناس آلمانی می‌گوید: «انسان، از لحظه‌ای که به دنیا می‌آید، تا آن لحظه‌ای که از دنیا می‌رود، هر کاری که می‌کند، برای رفع احساس تنهایی خویش است». وقتی که این تنهایی بیشتر شد، بشر به تکاپو می‌افتد تا برای خودش، «یاری» بیابد. داشتن جفت، منحصر به انسان نیست؛ همه حیوانات اعم از پرندگان، جانوران و حتی زنبورها، نر و ماده دارند تا غریزه، سیر طبیعی خودش را بپیماید و تداوم نسل برقرار بماند. پس اگر مردی در فکر «همدلی» و زنی در اندیشه «همدمی» برای خود بود، یک روند عادی و معمولی شکل پیدا کرده است. قوانین جامعه به نحوی شدید و مؤثر، رابطه جنسی را در قالب ازدواج قرار داده که رعایت مقررات آن قالب و چهارچوب، به زاد و ولد می‌انجامد.

امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه جامعه بین المللی، مسأله حفظ و رعایت حقوق زنان و مراعات تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعیض بر اساس جنسیت است. این احساس مخصوصاً در بین بسیاری از زنها وجود دارد که در طول تاریخ، به زنان که بخش مهمی از جامعه انسانی را تشکیل می‌دهند، ستم روا رفته، حقوق و شأن انسانی آنها رعایت نشده و طبق عادات و رسوم و اعتقادات و قوانین و مقررات، در مورد آنها تبعیض ناروا اعمال شده است و حتی در دوران کنونی نیز با همه پیشرفت‌هایی که نسیب زنان شده و تحولاتی که ایجاد شده باز هم در بسیاری از موارد، مورد ظلم و تجاوز و تبعیض قرار می‌گیرد. تا جایی که یکی از نویسندگان در مقاله‌ای به مناسبت پنجاهمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر نگاشته به طنز یا از روی خشم و ناراحتی عنوان مقاله خود را «آیا زنان انسان هستند؟! Are women human» قرار داده و نوشته است: آیا با این همه تبعیض‌ها و خشونت‌ها و تجاوزها که در خانواده و اجتماع و بخصوص در هنگام جنگ و منازعات مسلحانه در مورد زنان صورت می‌گیرد و همانند کالا مورد خرید و فروش قرار می‌گیرند و وسیله سوء استفاده جنسی واقع می‌شوند، باز هم می‌توان گفت، زن، انسان است و مشمول حکم کلی مقررات اعلامیه جهانی حقوق بشر که انسان را به عنوان انسان دارای حق می‌شناسد و همه را در برخورداری از حقوق مساوی می‌داند قرار می‌گیرد؟».

در هر صورت در قرن گذشته و به خصوص پس از جنگ جهانی دوم و از نیمه دوم قرن، تلاش‌های زیادی در جهت تثبیت فرهنگ تساوی حقوق بین زن و مرد و رفع نگرش تبعیض‌آمیز در عادات و رسوم و قوانین صورت گرفته است. همچنین اسناد بین المللی متعددی در این زمینه تهیه و مورد تصویب دولت‌ها قرار گرفته است.

مقدمه

اگر ما بخواهیم – در طول تاریخ – شرایط زنان را چه در خانواده و چه در اجتماع مورد بررسی قراردهیم، بدون شک آنچه که به یقین حاصل می‌شود این است که زنان، در بیشتر مواقع از حقوق انسانی خود محروم بوده و نتوانسته‌اند همانند مردان در جامعه حضور داشته و از تساوی حقوق با مردان، برخوردار باشند. در این میان هر از گاهی جنبشی برای دفاع از حقوق زن صورت گرفت و کسانی برای آزادی زنان از بند تعصب و تبعیض اجتماعی قد علم کردند که مهمترین این جنبش‌ها را می‌توان در فمنیسم خلاصه کرد. البته این جریان در اروپا شکل گرفت و به همین دلیل نتوانست در جامعه سنتی و اسلامی ایران بسیار تأثیرگذار باشد. اما به هر حال آنچه که مشخص است این است که این جنبش، در ایران نیز موجب به حرکت در آمدن جامعه زنان برای دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی آنان گردیده است. اگر چه فمنیسم راه را به اشتباه رفت و موجب از هم پاشیدگی کانون خانواده در غرب شد اما در مرحله سوم، دوباره تا حدودی به تصحیح اهداف خود پرداخت تا در این میان حقوق مردان نادیده گرفته نشود.

در جامعه ایرانی نیز که در بیشتر خانواده‌های آن شیوه تک همسری رسم بوده اما باز هم زنان ایرانی از آزادی و حقوق انسانی خویش برخوردار نبوده و به دلیل تعصبات و عقاید غلط بیشتر به عنوان یک کالا در مالکیت مرد مطرح بوده است. خوشبختانه به دلیل حضور دین اسلام وضعیت زنان در ایران به وخامت وضعیت زنان سایر جوامع نبوده است، اما کماکان زنان از تساوی حقوق با مردان برخوردار نبودند و در بسیاری از مواقع دچار محرومیت می‌شدند.

محرومیت از حق انتخاب همسر، محرومیت از داشتن شغل و حضور در اجتماع، محرومیت از نگهداری فرزند پس از فوت همسر یا پس از طلاق و ۰۰۰ از مهمترین مشکلات زنان ایرانی بوده است. خوشبختانه در تعالیم اسلامی به زن ارزش زیادی داده شده و حتی در احکامی که برای ازدواج زن ابلاغ گردیده به نوعی حمایت از حقوق زن مدّ نظر بوده است. ارج گذاری به مقام زن در اسلام تا آنجا پیش رفته که حتی به معراج رفتن مرد را از دامن زن شدنی دانسته و بهشت را زیر پای مادران قرار داده است. حتی در بسیاری از احادیث و روایات بیان شده که خداوند، جهان را به خاطر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به وجود آورده که ایشان هم یک زن از جامعه زنان می‌باشد. به هر حال تعالیم اسلامی، مردان مسلمان را مجبور به احترام به همسر نموده و سعی شده که حقوق انسانی زن حفظ شود. از سوی دیگر، فرهنگ ایرانی نیز همین ارزش را برای زن قائل شده است؛ زیرا در ادبیات ایرانی، زن را تا پای «الهه» و «فرشته» بودن پیش برده‌اند و همه این‌ها دست به دست هم داده‌اند تا زنان جامعه ما، در دستیابی به حقوق خود، از سایر جوامع جلوتر باشد.

در عصر حاضر، در جامعه ما در فعالیتهای سیاسی، به زن اجازه حق رأی داده شده است و این در حالی است که هنوز در بعضی از کشورهای منطقه، برای زنانشان، این حق را قائل نشده‌اند. در بررسی سیر تاریخ می‌بینیم که زنان ایرانی، در همه زمینه‌ها دوشادوش مردان خویش تلاش کرده‌اند و سعی نموده‌اند که به نوعی، از آنها تبعیت نمایند اما در عین حال، به حقوق انسانی و اجتماعی خویش اندیشیده‌اند و هنوز هم تلاش دارند تا بتوانند در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … به جایگاه برازنده خویش دست یابند.

اهمیت بررسی حقوق زن در ازدواج

در جامعه ایرانی از گذشته‌های دور تا دهه‌های اخیر، بیشتر زنان به دلیل شرایط عرفی و بدبینی‌های اجتماعی که نسبت به حضور زن در دادگاه وجود داشت، نمی‌توانستند در مواقع ضروری برای دفاع از حق خود به دادگاه مراجعه نمایند؛ چون ظرفیت‌های لازم برای هضم این موضوع، در اجتماعات سنتی وجود نداشت. به همین دلیل زن نسبت به دفاع از حقوق خود مظلوم واقع می‌شد. در بسیاری از مواقع، وقتی فرزند دختری به دنیا می‌آمد، از همان کودکی برای فرزند پسر خانواده‌ای دیگر ناف‌بری می‌شد و به این طریق، حق انتخاب همسر از آن دختر ضایع می‌گشت. بسیاری از دختران که به سن بلوغ می‌رسیدند، همسرشان توسط والدین انتخاب می‌شد و دختر، خودش نمی‌توانست انتخاب‌گر مهمترین واقعه ی سرنوشت زندگی خود باشد. انتخاب همسر توسط والدین، اگر چه در پاره‌ای از مواقع به موفقیت می‌انجامید، اما در بسیاری از مواقع، به شکست منجر می‌شد و یا زن مجبور بود که تمام عمر خویش را با تنفر نسبت به همسر خود سر کند. این شیوه‌های غلط انتخاب همسر، هنوز نیز در بسیاری از اقوام ایرانی و حتی خانواده‌های شهری به جا مانده و هنوز علیرغم دفاع از حق انتخاب همسر توسط زن، به طور کامل ریشه‌کن نشده است.

شاید بسیاری از افراد، معتقد باشند که در دنیای امروز با آن که انتخاب همسر توسط خود دختر صورت می‌گیرد، اما آمار بیشتری از این ازدواج‌ها به شکست و طلاق منجر می‌شود، در صورتی که در گذشته، آمار طلاق این قدر بالا نبوده است. در جواب آنها می‌توان گفت که در جامعه قدیم، این امکان که زنان در دادگاه حاضر شوند، وجود نداشته است به همین دلیل، زنان مجبور بودند که از حق خود بگذرند و همین امر را می‌توان در کاهش آمار طلاق در آن دوره موثر دانست. اما امروزه به همت پرچم‌داران دفاع از حقوق زن، این امکان به وجود آمده که زنان بتوانند در دادگاه حاضر شوند و از حقوق قانونی خود دفاع کنند. بنابراین پایین بودن آمار طلاق در دوره‌های گذشته، دلیل بر رضایت زنان از همسران انتخاب شده توسط والدین و عدم گرایش به جدایی نبوده است، اما چون در جامعه به زنی که طلاق می‌گرفت بدبین می‌شدند و حتی در مواقع بسیاری، خانواده خود دختر نیز در این امر از فرزندشان حمایت نمی‌کردند؛ بنابراین امکان تقاضای طلاق از سوی دختر عملاً مهیا نبود. در این صورت، راهی جز داشتن اعتقاد اجباری به این که هر دختری باید با لباس سپید عروسی به خانه شوهر برود و با لباس سپید کفن از آنجا بیرون آید، وجود نداشت.

مسأله مهم دیگر که در مورد این دو نوع روش انتخاب همسر وجود دارد، این است که زن در جامعه قدیم، وقتی که از شوهرش ناراضی می‌شد و نسبت به او تنفر پیدا می‌کرد، دیگران را مسبب بدبختی خودش و آینده‌اش می‌پنداشت؛ چون همسرش را نتیجه انتخاب والدینش می‌دانست اما این مشکل برای دختری که همسرش را خودش انتخاب می‌کند، وجود نداشته و در صورت بروز هر گونه اختلاف و جدایی، نمی‌تواند دیگران را مقصر در بدبختی‌اش بداند.

با توجه به آنچه که گفته شد، اهمیت موضوع این تحقیق مشخص می‌شود زیرا در این تحقیق، سعی شده است که حقوق انسانی، اجتماعی و شرعی زن را به او بشناسانیم و به نوعی با آگاهی دادن به آنان، امکان پیشرفت و شکوفایی استعدادهای آنها را فراهم سازیم؛ از سوی دیگر، امروزه در رسانه‌های غربی و جوامع آنها، اگر چه به ظاهر صحبت از حقوق زن و آزادی آنان می‌شود و جلوه‌های این آزادی و تساوی حقوق را به نمایش می‌گذارند، اما آنچه که مشخص است، اینست که در این جوامع به ظاهر متمدن و جهان اولّی نیز، بیشتر از زن استفاده ابزاری می‌شود و هنوز زنان نتوانسته‌اند از آسیب‌های اجتماعی رهایی یابند و از حقوق انسانی خویش به طور کامل و یا در حد نسبی برخوردار شوند. بسیاری از زنان ایرانی با مشاهده شرایط زنان غربی از طریق رسانه‌ها، فریب ظواهر این نوع برنامه‌ها را خورده و از مسیر درست حرکت، خارج می‌شوند. بنابراین در این شرایط، انجام تحقیقات نظری و میدانی در زمینه‌های فرهنگی، دینی و … و ارائه گسترده ی آنها به منظور آگاهی دادن به زنان، از اهمیت و ضرورت ویژه‌ای برخوردار است.

اعلامیه جهانی حقوق بشر و تساوی حقوق زن و مرد برای انجام ازدواج

در ماده ۱۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر، از تساوی حقوق زن و مرد برای انجام ازدواج و تحقق نکاح با رضایت کامل خود زوجین سخن رفته است. ماده مزبور مقرر می‌دارد:

«۱- هر زن و مرد بالغی، حق دارند بدون هیچگونه محدودیت از نظر نژاد، ملیت و تابعیت یا مذهب، با همدیگر زناشویی کنند و تشکیل خانواده دهند. در تمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی می‌باشند.

۲- ازدواج، باید با رضایت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود.

۳- خانواده، رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره‌مند شود.»

به تصریح قانون مدنی ایران، رضایت زوجین شرط نفوذ عقد است:

_ در حقوق ایران به تصریح ماده ۱۰۷۰ قانون مدنی، رضای زوجین، شرط نفوذ عقد است و بنابراین، نه در مورد پسر و نه دختر نمی‌توان بدون نظر و رضای آنها، در مورد ازدواجشان اقدام کرد و تصمیم گرفت. والدین نیز نمی‌توانند در مورد ازدواج فرزندان یکطرفه تصمیم بگیرند (جز در مورد جنون که اگر متصل به صغر باشد ولی اگر متصل به صغر نباشد، قیم در صورت مصلحت می‌تواند نسبت به تزویج مجنون اقدام نماید). البته طبق تبصره ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، ولی می‌تواند اقدام به تزویج طفل نابالغ اعم از پسر و دختر بنماید با رعایت مصلحت او، که این امر خود جای بحث جداگانه دارد.

محدودیت‌های انتخاب همسر در قوانین ایران برای زنان

در خصوص محدودیت و موانع، آزاد همسر انتخاب کردن، برای زنان در قوانین وضع شده ایران به سه مورد می‌توان اشاره کرد که در انتخاب آزاد همسر بین زن و مرد تفاوت وجود دارد که در واقع زن را محدودتر نموده است:

۱- لزوم اجازه ولی برای ازدواج دختر

۲- ممنوعیت ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان

۳-محدودیت ازدواج زن ایرانی با مرد غیر ایرانی

در مورد اول، دختر و لو این که بالغ و رشید باشد، در ازدواج با همسر انتخابی خود، مستقل نیست و باید رضایت و اجازه پدر یا جد پدری نیز داشته باشد؛ بر خلاف پسر که چنین محدودیتی ندارد. در شق دوم، شرع و قانون، این ممنوعیت را وضع کرده است در حالی که در مورد مرد، تا حدی وضع متفاوت است و این ممنوعیت مطلق، وجود ندارد. در مورد سوم، به طور اطلاق، اجازه خاص دولت برای ازدواج هر زن ایرانی با مرد غیر ایرانی لازم است در حالی که در مورد مرد، با این که پیش‌بینی برقراری محدودیت شده، ولی کلیت و اطلاق محدودیت زن را ندارد.

لزوم اجازه ولی برای ازدواج دختر

ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی (اصلاحی سال ۱۳۷۰)، مقرر می‌دارد «نکاح دختر باکره، اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست …». قبل از اصلاحیه سال ۱۳۶۱ نیز که سن رشد قانونی برای هر یک از پسر و دختر ۱۸ سال تمام بود، همین حکم در مورد دختر جاری بود و ماده مزبور مقرر می‌داشت: «نکاح دختری که هنوز شوهر نکرده، اگر چه به سن ۱۸ سال تمام رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری است …». مبناء و مستند حکم ماده ۱۰۴۳ – این حکم در فقه اسلامی سابقه دارد، بسیاری از فقهای اهل سنت و به تبع آن قوانین کشورهای اسلامی و برخی از فقهای امامیه، این محدودیت را برای دختر قائل شده‌اند. مبنای نظر فقهی نیز علاوه بر برخی روایات منقوله از معصومین (علیهم السلام)، به دو امر بر می‌گردد؛ یکی ادامه ولایت پدر بر دختر در مورد نکاح و دیگری رعایت مصلحت دختر با این باور که وی نمی‌تواند صلاح خود را در این امر خطیر تشخیص دهد و ممکن است گرفتار عواقب سوء تصمیم خود شود.

نظر فقیهان اهل سنت در مورد ولایت پدر بر دختر

فقهای مذاهب سه گانه اهل سنت یعنی شافعی، حنبلی و مالکی عموماً ولایت پدر را بر دختر باکره و لو به سن بلوغ رسیده باشد، ثابت می‌دانند و بر این امر به دو جهت استناد می‌کنند: یکی این که اصولاً زن نمی‌تواند عهده‌دار عقد نکاح شود چرا که در قرآن کریم انشاء عقد نکاح به مرد نسبت داده شده است مثل آیات «نور/۳۲» و «بقره/۲۲۱» می‌گویند انکاح عبارت است انشاء عقد نکاح است و این عقد به خاطر اهمیتی که دارد، زنان نمی‌توانند عهده‌دار ان بشوند و بعلاوه روایاتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که نکاح زن بدون اذن ولی را باطل دانسته‌اند مانند این روایت: «ایّما امراه انکحت نفسها بغیر اذن ولیها فنکاحها باطل باطل باطل ۰۰۰» یعنی هر زنی که بدون اذن ولی‌اش، خود را به عقد ازدواج مردی درآورد، نکاح او باطل است، باطل است، باطل است.

جهت دوم، در نظر گرفتن مصلحت دختر است بدین توجیه که دختر و به طور کلی زن، آن گونه که باید، مرد را نمی‌شناسد زیرا زنان یا ملازم خانه‌اند و در پس چادر و روپوش پنهان و از عالم خارج کم خبرند و یا اگر در اجتماع رفت و آمد و با مردان حشر و نشر دارند، تحت تأثیر احساساتند و به رمز و رازهای پنهان زندگی ناآشنایند و با احساسات، تصمیم می‌گیرند؛ بنابراین مصلحت آنان ایجاب می‌کند که ولی آنها در اختیار شوهر، مشارکت داشته باشند که بدون قرار گرفتن تحت تأثیر امور ظاهری، موضوع را بسنجد و بررسی کند و تصمیم‌گیری نماید. بعلاوه چون ازدواج، در واقع برقراری رابطه بین دو خانواده است، ننگ و افتخار آن به ولی زن سرایت می‌کند و به هر حال، او ذینفع است. و مسئله ازدواج، مانند عقود مالی نیست که تبعاً اهمیت کمتری دارد و به تبعات آن سبک‌تر است بنابراین نمی‌توان گفت چون دختر بالغ رشید، در مال و عقود مالی مستقل است، در نکاح نیز باید مستقل و صاحب اختیار باشد.

طرفداری ابو حنیفه از استقلال دختر در نکاح

به هر حال در بین فقها و بزرگان مذاهب اهل سنت، ابو حنیفه و شاگرد او «ابو یوسف» از نظر جمهور روی گردانده و نظر داده‌اند که دختر بالغه کامله می‌تواند بدون اجازه ولی مستقلاً، اقدام به ازدواج کرده و خود انشاء عقد نماید، هرچند مستحب است ولی، عهده‌دار این امر گردد و بر نظر خود بدین گونه استقلال کرده‌اند که اولاً به استناد آیاتی از قرآن کریم چون: «فان طلقها فلاتحل له من بعد حتی تنکح زوجا غیره …» بقره/۲۳۰ و «و اذا طلقتم النساء فبلغن اجلهن فلا تعضلوهن ان نیکحن ازواجهن» بقره / ۲۳۲ عقد ازدواج به زن نسبت داده شده و بنابراین خود زن می‌تواند عهده‌دار عقد بشود و به برخی روایات نیز استناد کرده که حاکی از آن است که دختر یا زن می‌تواند مستقلاً بدون اذن ولی مباشرت در عقد داشته باشد. از جمله حدیث منقول از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمود: «زن بی‌شوهر برای تصمیم در امر ازدواج محق‌تر از ولی خود می‌باشد» (الاّیم بنفسها من ولیها) «ایم یعنی کسی که شوهر ندارد خواه باکره باشد یا ثیّبه» به علاوه برای اثبات استقلال دختر در امر ازدواج به دلایل دیگر مبتنی بر قیاس متوسل شده از جمله این که:

۱- دختر بالغه می‌تواند در امور مالی خود مستقل باشد و دخالت ولی، لازم نیست و فرقی بین این دو امر وجود ندارد، زیرا آنچه موجب تجویز تصرف مالی به دختر شده، همانا رشد و کامل شدن عقل اوست که در امر ازدواج همین امر می‌تواند مجوز باشد.

۲- همان گونه که پسر بالغ و عاقل در امر ازدواج مستقل است، وقتی دختر از همین بلوغ و عقل برخوردار بود، باید این صلاحیت را داشته باشد.

۳- هنگامی، کسی تحت ولایت دیگری قرار می‌گیرد که به خاطر ناتوانی و نارسایی عقلی در ادراک امور نیاز به ولی داشته باشد و وقتی که از عقل کامل برخوردار بود، نیازی نیست که تحت ولایت دیگری قرار گیرد، بنابراین موردی برای برقراری ولایت نیست. البته به نظر ابوحنیفه اگر دختری بدون اجازه ی ولی خود مبادرت به عقد ازدواج کرد در صورتی که مهریه‌اش کمتر از مهرالمثل بود یا با مردی که کفو و هم شأن او نبود ازدواج کرد، ولی، حق دارد اعتراض نموده و عقد نکاح را فسخ نماید.

نظر فقهای شیعه در مورد اختیار دختر در امر ازدواج

از نظر فقهای شیعه، با تجزیه و تحلیلی که شهید ثانی در کتاب مسالک انجام داده، به نظر می‌رسد از لحاظ فتوایی، بیشتر فقیهان نظر به استقلال دختر در امر ازدواج همانند او در امور مالی دارند. به گفته ی شهید ثانی جمیع متأخرین (با توجه به زمان شهید ثانی که قرن دهم هجری است) و عده‌ای از قدما چون شیخ طوسی در کتاب تبیان و سید مرتضی و ابن جنید و شیخ مفید در کتاب احکام النساء و سلار و ابن ادریس معتقد به استقلال دختر در امر نکاح هستند. فقیهانی چون شهید اول، علامه حلی، فخرالمحققین، محقق صاحب شرایع، محقق کرکی صاحب جامع المقاصد و خود شهید ثانی که به تعبیر شهید از متأخرین محسوب‌اند بر این نظر می‌باشند. و در دوره ی بعد از شهید ثانی نیز فقیه صاحب نامی چون صاحب جواهر بر این عقیده است.به نقل شهید ثانی برخی از قدما چون شیخ طوسی در کتاب نهایه و صدوق و برخی دیگر استمرار ولایت را بر دختر از طرف ولی در امر نکاح قائل بوده‌اند، و برخی هم چون ابوالصلاح حلبی در کتاب: الکافی فی الفقه و مفید در مقنعه قائل به تشریک در ولایت بین دختر و ولی هستند، بدین معنی که اجازه و اذن ولی را در ازدواج دختر لازم می‌دانند. بسیاری از فقیهان معاصر نیز این راه میانه و قول سوم را برگزیده‌اند و قانون مدنی ایران هم از همین مشی پیروی کرده است. روایاتی که ازدواج زن با رضایت خودش و بدون اجازه ی ولی را تأیید می‌کند از جمله دلایلی است که طرفداران استقلال دختر آن را مبنای گفته‌های خود قرار داده‌اند روایت روشن و صریح به نقل از سعدان بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: «لایأس بترویج البکر اذا رضیت من غیر اذن ولیها» یعنی اشکالی نیست که دختر باکره در صورت داشتن رضایت و تمایل بدون اذن ولی خود ازدواج نماید. روایت دیگر توسط زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «اذا کانت المرأه مالکه امرها تبیع و تشتری و تعتق و تشهد و تعطی من مالها ما شائت فان امرها جائز تزوج ان شائت بغیر اذن ولیها و ان تکن کذالک فلایجوز تزویجها الا بامر ولیها» یعنی اگر زن اختیار دار خود بوده می‌تواند خرید و فروش کند، بنده آزاد نماید و شهادت بدهد و می‌تواند هر مقدار از مالش را بخواهد بخشش نماید، عملش نافذ و جاری است و اگر بخواهد بدون اذن ولی‌اش تزویج می‌کند ولی اگر چنین نباشد، بدون اذن ولی جایز نیست. روایاتی که عدم استقلال دختر در امر ازدواج را تأکید می‌کند و طرفداران ولایت ولی بر دختر در امر نکاح، از آن به عنوان دلیل استفاده می‌کنند؛ یکی روایت ابن ابی یعفور از امام صادق (علیه السلام) است که فرمود: «لاتزویج ذوات الاباء من الابکار الاباذن ابیها» یعنی دختران باکره دارای پدر بدون اجازه ی پدرانشان ازدواج نمی‌کنند. روایت دیگر، روایتی است که از طریق اهل سنت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود «لانکاح الابولی» یعنی جز به وسیله ی ولی واقع نمی‌شود.«ذوات اﻻﺑﺎء ﻣﻦ اﻻﺑﮑﺎر اﻻﺑﺎذن اﺑﯿﻬﺎ» ﯾﻌﻨﯽ دﺧﺘﺮان ﺑﺎﮐﺮه دارای ﭘـﺪر ﺑـﺪون اﺟـﺎزه ی ﭘﺪراﻧـﺸﺎن ازدواج ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ. رواﯾﺖ دﯾﮕﺮ رواﯾﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ اﻫﻞ ﺳﻨﺖ از ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ اﮐـﺮم (صلی الله علیه و آله و سلم) ﻧﻘـﻞ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮد «ﻻﻧﮑﺎح اﻻ ﺑﻮﻟﯽ» ﯾﻌﻨﯽ ﺟﺰ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ی وﻟﯽ واﻗﻊ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد. رواﯾـﺖ دﯾﮕـﺮ از امام ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ (علیه السلام) ﻧﻘﻞ ﺷﺪه ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮد: «دﺧﺘﺮ ﺑﺎﮐﺮه ﺑﺎ وﺟﻮد داﺷﺘﻦ ﭘﺪر و ﻟﻮ ﺑﻪ ﺣﺪ ﺑﻠﻮغ رﺳﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ اﺧﺘﯿﺎری ﻧﺪارد و و ﻗﺘﯽ از ﺣﺎﻟﺖ ﺑﮑﺎرت درآﻣﺪ ﺛﯿﺐ ﺷﺪ، اﺧﺘﯿﺎرش ﺑﺎ ﺧﻮدش ﻣـﯽ باشد». روایت دیگر از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) (اباالحسن) نقل شده که فرمود: «دختر باکره با وجود داشتن پدر و لو به حد بلوغ رسیده باشد اختیاری ندارد و وقتی از حالت بکارت درآمد ثیب شد، اختیارش با خودش می‌باشد» با همه ی این روایت‌ها و دلایل نظریه ی ولایت پدر بر دختر بالغه رشیده در امر ازدواج به معنای اختیار نداشتن دختر و صاحب اختیار بودن پدر، در فقه شیعه طرفدار چندانی ندارد.

نظریه ی تشریک در ولایت پدر (نظر حضرت امام خمینی)

نظریه ی سوم که نظریه ی تشریک در ولایت است، هیچ یک از پدر و دختر، استقلال تام و کامل در امر ازدواج ندارند بلکه با رضایت و موافقت هر دو ازدواج صحیح است. این امر را اصطلاحأ تشریک در ولایت می‌گویند، یعنی دختر و پدر یا جد پدری او، مشترکاً اختیار امر ازدواج را در دست دارند. امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله پس از بیان اقوال مختلف در مورد ولایت پدر و جد پدری نسبت به دختر بالغه باکره می‌فرماید: احوط، اذن گرفتن از هر دو است «و الاحوط الا تسئندان منها». و آقای خویی احتیاط واجب را در گرفتن اذن ولی برای تزویج دختر باکره می‌دانند. بعضی هم مانند آیت الله صانعی و مرحوم آیت الله شاهرودی، گرفتن اذن ولی را به صورت احتیاط مستحب بیان کرده‌اند. قانون مدنی نیز از همین رویه پیروی کرده و اجازه ی پدر یا جد پدری را برای ازدواج لازم دانسته و ماده ی ۱۰۴۳ می‌گوید: «نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه ی پدر یا جدّ پدری است و هر گاه پدر یا جدّ پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه ی او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که می‌خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

لزوم اجازه ی ولی در صورت باکره بودن دختر

ماده ی ۱۰۴۳ قانون مدنی فعلی دقیقاً اصطلاح متداول در کتب فقهی را مورد استفاده قرار داده و باکره بودن دختر را شرط لزوم اخذ اجازه از ولی دانسته است. اصطلاح باکره در مقابل ثیبه است و ثیبه به بیان شهید ثانی در مسالک، دختری است که بکارت او در اثر آمیزش از بین رفته است. چنین دختری برای ازدواج نیازی به اجازه ی ولی ندارد و می‌تواند مستقلاً اقدام نماید. کسی که در اثر آمیزش، بکارت او از بین نرفته است، باکره محسوب است. زوال بکارت بر اثر اعمال طبیعی چون پرش یا وسایل دیگر موجب زوال عنوان بکارت نمی‌شود، در واقع برای زوال عنوان باکره از دختر، آمیزش با مرد و در نتیجه از بین رفتن حجب و حیاء خاص دختری لازم است. به هر حال مقتضای عنوان بکارت در این ماده این است که اگر دختری ازدواج کرده ولی با او آمیزش موجب زوال بکارت صورت نگرفته و از شوهر جدا شده است باز باید برای ازدواج بعدی اجازه بگیرد. در اصلاحیه ی سال ۱۳۷۰ عبارت «دختری که هنوز شوهر نکرده» به «دختر باکره» تبدیل شد زیرا عبارت قبلی این توهم را ایجاد می‌کرد که اگر دختری شوهر کرده باشد و قبل از آمیزش و دخول جدا شده باشد، چون عنوان شوهر کرده بر او صدق می‌کند برای ازدواج بعدی نیازی به اجازه ی پدر ندارد، در حالی که در این صورت هم اجازه ی پدر لازم است برای رفع این شبهه در اصلاحیه عنوان دختر باکره ذکر شد. اگر بکارت دختر در اثر زنا یا شبهه زایل شده باشد، دیگر اجازه ی ولی را برای ازدواج لازم ندارد، زیرا عنوان باکره که مبنای لزوم کسب اجازه ی پدر بود، وجود ندارد.

سقوط اجازه ی ولی در صورت ممانعت غیر موجه

در فقه می‌گویند اگر ولی، دختر را از ازدواج با کسی که کفو اوست منع کند، ولایت او ساقط می‌شود و دختر می‌تواند با مرد دلخواه خود ازدواج نماید. ممانعت ولی از ازدواج دختر با کفو خود را اصطلاحاً عضل می‌نامند و اتفاق دارند که در صورت عضل اجازه ی ولی ساقط می‌شود. بسیار نادر است که دختری بخواهد با پسری ازدواج کند و پدر به لحاظ کفو نبودن از این ازدواج ممانعت نماید، زیرا اگر پسر مسلمان نباشد (کفو را به معنی مسلمان بودن فرض کنیم) حتی با اجازه ی پدر نیز ازدواج باطل است. در صورتی که دختر، کسی را که کفو است برای ازدواج اختیار کند و ولی با او مخالفت کند و فرد دیگر را که کفو است برگزیند، بعضی از فقها معتقدند نظر دختر مقدم‌تر است و عمل پدر عضل محسوب و موجب سقوط ولایت او می‌شود. در قوانین ما (۱۰۴۳ ق.م) به صراحت گفته شده است اگر دوشیزه‌ای بخواهد ازدواج کند، باید اجازه ی پدر یا جد پدری‌اش را اخذ نماید. حالا اگر پدر یا جد پدری نخواستند که چنین اجازه‌ای را به دختر بدهند در چنین شرایطی دختر می‌تواند به دادگاه مراجعه کرده و یک برگ «اظهارنامه» خریداری نموده و در آن ضمن معرفی کامل مشخصات مردی که مورد نظرش می‌باشد و همین طور با نوشتن میزان مهریه و شرایط نکاح که قبلاً توافق کرده‌اند درخواست کسب اجازه از پدر خود را نماید. در صورتی که از اجازه ی ازدواج خبری نشد، آنگاه یک برگ (دادخواست) خریداری و آن را به طرفیت پدر یا جد پدری خود تنظیم می‌نماید و نسخه ی دوم اظهارنامه را نیز به آن ضمیمه می‌نماید و آنها را به دفتر دادگاه تسلیم می‌دارد. دادگاه پس از رسیدگی، در صورتی که مشکلی وجود نداشته باشد اجازه ی کتبی برای ازدواج صادر می‌کند.

سقوط اجازه ی ولی در صورت محجوریت یا عدم دسترسی به او

بر طبق مواد قانونی، فقط اجازه ی شخص پدر یا جد پدری لازم است و چنانچه آنها در قید حیات نباشند یا محجور بوده و تحت قیومیت باشند و یا غایب بوده و عادتاً دسترسی به آنها میسر نباشد، دختر در ازدواج مستقل است و اجازه ی شخص دیگری را لازم ندارد. طبق ماده ی ۱۰۴۴ قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۷۰: «در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وی می‌تواند اقدام به ازدواج نماید.تبصره-ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می‌باشد».

ممنوعیت ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان

محدودیت دیگری که در قانون مدنی برای زن در انتخاب همسر وجود دارد این است که نمی‌تواند با مرد غیر مسلمان ازدواج کند. ماده ی ۱۰۵۹ قانون مدنی نیز بر همین امر اشاره دارد.

سخن پایانی

با توجه به آنچه که در شرع به آن اشاره شده و آنچه که در قانون مدنی ایران اسلامی آمده، سعی شده که به نوعی از زن حمایت شود. به هر حال آزادی نیز نمی‌تواند بی‌قید و بند باشد و برای آن نیز تعریفی وجود دارد اما آنچه را که ما در پیرامون آن قلم فرسایی کرده ایم دفاع از حقوق زن و آشنایی آنها با حقوق انسانی و قانونی شان بوده است. به هر حال در قانون جمهوری اسلامی ایران نیز برای زن حق انتخاب قائل شده‌اند که این حق در دین اسلام و فقه شیعه نیز محفوظ بوده است. آنچه که لازم به ذکر است این است که انتخاب دختر و اجازه ی ولی مکمل هم در نظر گرفته شده است و اگر ولی دختر بدون دلیل با انتخاب دختر مخالفت کند اجازه ی ولی ساقط شده و دختر می‌تواند با مراجعه به قانون با مرد مورد انتخاب خویش ازدواج نماید. البته بعضی از فقها باز هم این ازدواج را درست ندانسته و گفته‌اند که دختر اگر چه با اجازه ی قانون ازدواج کرده است اما به دلیل عدم اجازه ی ولی، ازدواج او از نظر شرعی دارای اشکال می‌باشد. البته این فقیهان بیان داشته‌اند که دختر بعد از انجام چنین ازدواجی باید سعی نماید که رضایت ولی را جلب کرده و به این شکل از لحاظ شرعی نیز ازدواج او صحیح خواهد بود. با توجه به آنچه که در شرع و قانون اسلامی آمده است تلاش بر این اصل بوده که زن مورد حمایت خانواده و قانون قرار گیرد منتها برخی ازمنتقدین بر این گونه از احکام و قوانین نقد داشته و آن را به نوعی مغایر با اصل برابری حقوق زن و مرد دانسته اند. آنها بیان داشته‌اند که در قوانین و دستورات فقهی به نوعی برای زن محدودیت در انتخاب قائل شده‌اند در حالی که در قوانین مندرج در سازمان‌های بین المللی که به دفاع از حقوق زن بر آمده‌اند همه چیز برای زن و مرد برابر در نظر گرفته شده است. در مقابل این منتقدین بسیاری از روشنفکران اسلامی به ایرادات گرفته شده از طرف آنها، پاسخ گفته‌اند و آزادی‌های موجود در قوانین غربی را بی‌بندوباری و باعث از هم پاشیدگی کانون خانواده دانسته اند. آنها آنچه را که در غرب بر زنان می‌گذرد و به حساب غربیان آزادی و تساوی حقوق زن نام گرفته است را به نوعی سوء استفاده از زن و استفاده ی ابزاری از آنها در راستای منافع مردان دانسته اند. که دلایل آنها نیز در جای خویش معتبر است. بنا بر گفته این دسته از علما دستورات بشری به تنهایی نمی‌تواند انسان را به تکامل برساند و تنها این دستورات آسمانی است که می‌تواند خیر و صلاح انسان را رقم بزند. از نظر اکثر علمای اسلامی تنها؛ حقوقی که در اسلام برای زنان در نظر گرفته شده می‌تواند خیر و صلاح آنان را رقم بزند و قوانین بشری راهگشای مشکلات آنان نخواهد بود. در اسلام زن مسلمان حق ندارد با مرد غیر مسلمان ازدواج نماید که این یکی از مهمترین مسایل مورد بحث در حقوق زن است. به هر حال اسلام هیچ گاه زن را تنها رها ننموده و سعی داشته که به نوعی از این موجود مهم و حساس پشتیبانی نماید در این زمینه نیز همین عبارت صدق می‌نماید. در بیشتر فرهنگها زن پس از ازدواج باید به خانه ی شوهر برود و با فرهنگ آنان خو بگیرد و به فرهنگ خانواده ی همسر ملبس شود. در این صورت اگر یک زن مسلمان با مردی غیر مسلما ن ازدواج کند ممکن است که دین او نیز تحت تأثیر عوامل محیطی در خانواده ی شوهر قرار گیرد و مجبور به تغییر دین خود گردد که اگر چنین شود آن زن سعادت دنیا و آخرت خود را از دست خواهد داد. البته اگر مرد غیر مسلمان، مسلمان شود در این صورت ازدواج آنان بلامانع خواهد بود.

در قوانین جمهوری اسلامی ایران، تا آنجا برای زن ارزش قایل شده‌اند و خود را در مقابل این قشر مهم مسئول دانسته‌اند که حتی ازدواج زن مسلمان با مرد مسلمان غیر ایرانی را هم تنها با اجازه ی حاکم شرع و مقامات مسئول جایز دانسته‌اند و به این شکل قانون گذار قصد داشته تا از زن ایرانی حتی در خارج از کشور حمایت لازم را به عمل آورد.

به هر حال قوانین الهی، برای خیر و صلاح انسان ارایه گردیده‌اند و از قرنها قبل تا هماکنون توانسته‌اند که جوامع بشری را به درستی هدایت و رهبری نمایند. این قوانین که در گذر از قرنها و سیر زندگی جوامع گوناگون کاملاً از آزمایشات سربلند بیرون آمده است برعکس بسیاری از قوانین غربی که بعد از مدتی به دلیل فجایع بوجود آمده منسوخ می‌گردند همیشه پا بر جا بوده اند.

منابع تحقیق

۱ – مهر پور حسین؛ مباحثی از حقوق زن؛ تهران – ۱۳۷۹؛ انتشارات اطلاعات

۲- کبهان نیا اصغر؛ جوانان و ازدواج؛ چاپ سوم؛ انتشارات مادر

منبع: سایت ظفرمند؛ گردآورنده: نقی اصغری

اقتصاد خانواده

نفقه زن، بر شوهر واجب است یعنى قانونا و شرعا مرد موظف است، کلیه مخارج خانواده را از قبیل خوراک و پوشاک و مسکن و حتى پول دکتر و دوا را تامین کند و در صورت امتناع یا کوتاهى، شرعا و قانونا مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.
زن و بچه، نیست و ندارم سرشان نمى‌شود، به هر حال می‌خواهند و خواسته‌هایشان حد و انتها ندارد. حس رقابت و چشم و همچشمى در آنان بسیار قوى است. بدین جهت مرد نمى‌تواند و صلاح هم نیست که بدون قید و شرط، مطیع خواسته‌هایشان باشد.
مرد خردمند و با تدبیر حساب خرج و دخل خانواده را به طور دقیق می‌کند. اشیاء و لوازم زندگى را به نسبت لزوم و احتیاج درجه‌بندى می‌کند.
حوائج ضرورى زندگى مانند خوراک و پوشاک را بر سایر چیزها مقدم می‌دارد. مقدارى از درآمدش را براى حوادث روزگار از قبیل بیمارى و بیکارى و کسادى کنار می‌گذارد.
مقدارى از آن را براى اجاره یا خرید خانه ذخیره می‌کند. به فکر پول آب و برق و تلفن و مالیات و شهریه بچه‌ها نیز هست. اسباب و اثاث ضرورى زندگى را نیز در نظر می‌گیرد. آنگاه درآمدش را با رعایت الاهم فالاهم بر آنها تقسیم می‌کند. از اسراف و تبذیر خوددارى می‌کند.
سعى می‌کند پایش را از گلیم خویش درازتر نکند. هر خانواده‌اى که دخل و خرجشان حساب داشته باشد. و با عقل و تدبیر و رعایت اقتصاد خرج کنند نه تنها دچار قرض و ورشکست نخواهند شد بلکه به زودى زندگى آبرومند و نسبتا خوبى پیدا خواهند کرد.
خداوند کریم اقتصاد و میانه‌روى را از علائم ایمان شمرده در قرآن مجید مى‌فرماید: کسانى که چون خرج کنند اسراف نکنند و بخل نورزند و میان این دو معتدل باشند (۱).
امام صادق (علیه السلام) فرمود: من براى کسى که اقتصاد را رعایت کندضامن مى‌شوم که فقیر نشود (۲).
امام صادق (علیه السلام) فرمود: چهار دسته مردم دعایشان به هدف اجابت نخواهد رسید. یکى از آنها کسى است که مالش را بیهوده تلف کند آنگاه بگوید:خدایا روزى مرا برسان. پس خدا میفرماید: مگر به تو دستور ندادم که اقتصاد را رعایت کنى؟ (۳)
عبد الله بن ابان می‌گوید: از موسى بن جعفر (علیه السلام) راجع به انفاق برخانواده سؤال کردم. فرمود: اسراف و تنگ گیرى هر دو مکروه هستند.
میانه روى را نباید از دست داد (۴).
مرد خردمند و عاقبت اندیش حتى القوه از قرض و نسیه خوددارى می‌کند. و براى مصارف غیر ضرورى خودش را به وام نمى‌اندازد.
اقتصادى که بر پایه وامهاى بانکها و سایر مؤسسات استوار باشد شرعا وعقلا پسندیده نیست.
خرید اشیاء قسطى گر چه ممکن است ظاهر زندگى را زیبا گردانداما خوشى و آسایش را از خانواده سلب می‌کند. خانه قسطى،فرش قسطى،یخچال قسطى،بخارى قسطى،اتومبیل قسطى،تلفن قسطى،تلویزیون قسطى،ووووو این هم شد زندگى؟!آخر چه لزومى دارد که انسان اشیاءغیر ضرورى را به قیمتهاى گزاف بخرد و مقدارى از درآمدش را به صندوق بانکها و سایر مؤسسات بریزد؟آیا بهتر و عقلایى تر نیست که قدرى صبر کند تا اوضاع اقتصادیش بهتر شود و همان اجناس را با قیمت ارزانتر به طور نقد خریدارى کند؟
درست است که پول پیدا کردن خیلى در زندگى انسان تاثیر داردلیکن علم معاش و راه خرج کردن خیلى از آن مهمتر میباشد. بسیارندخانواده هایى که با وجود درآمد خوب همیشه گرفتار و مقروضند و به اصطلاح همیشه هشتشان گرو نهشان مى‌باشد. بر عکس،بسیارى ازخانواده‌ها با اینکه درآمد فوق العاده‌اى ندارند اما وضعشان از هر جهت خوب و آبرومند است و در کمال رفاه و آسایش زندگى می‌کنند. تفاوت این دو دسته در تدبیر زندگى و علم معاش مى‌باشد.
بنابراین صلاح خانواده در اینست که مرد با عقل و احتیاط یاشخصا امور اقتصادى منزل را بر عهده بگیرد و اگر خرید و فروش دست دیگرى است به کار او نظارت داشته باشد.
در خاتمه تذکر این مطلب لازم است که گر چه رعایت اقتصاد کارى خوب و به صلاح خانواده است لیکن سختگیرى هم خوب نیست. اگروضع مالى مرد خوب است باید در مخارج اهل و عیالش توسعه بدهد. به مقدار توانائى خویش لباس و خوراک خوب و منزل راحت برایش تهیه کند.
مال و ثروت براى خرج کردن و تامین مخارج زندگى است نه براى جمع کردن و باقى گذاشتن. باید آثار و علائم مال و ثروت در زندگى انسان و خوراک و پوشاک خانواده اش نمایان باشد. آخر چه فائده‌اى دارد که مرد شبانه روز زحمت بکشد و به خودش و خانواده اش سختى بدهد واموالى را روى هم بگذارد و از این دنیا برود؟!مادامیکه زنده است زن و فرزندش آرزوى یک لباس زیبا و یک خوراک خوب داشته باشند و ازکمبود مواد غذایى همیشه بیمار و رنجور باشند لیکن بعد از مرگش درتقسیم اموال به سر و کله یکدیگر بزنند؟!اگر خدا به انسان نعمت داده بایدبه همان نسبت در مخارج خانواده اش توسعه بدهد. غذا و لباس خوب برایشان تهیه کند. به مقدار توانایى خویش در هر فصلى میوه هاى آن فصل را در اختیارشان بگذارد.
پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از ما نیست کسى که از جهت مال وثروت در وسعت باشد لیکن بر اهل و عیالش سخت بگیرد (۵).
موسى بن جعفر (علیه السلام) فرمود: عیال مرد اسیران او هستند. پس هر کس خدا به او نعمتى داده باید در مخارج اسیرانش توسعه بدهد و الاممکن است نعمتهایش گرفته شود (۶).
امام رضا (علیه السلام) فرمود: سزاوار است مرد در مخارج اهل و عیالش توسعه دهد تا منتظر مرگش نباشند (۷).
امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: هر جمعه براى اهل و عیالتان میوه تهیه کنید تا به فرا رسیدن جمعه خوشنود گردند (۸).

پی‌نوشت‌ها

۱-فرقان آیه ۶۷
۲-وسائل ج ۱۵ ص ۲۵۸
۳-وسائل ج ۱۵ ص ۲۶۱
۴-وسائل ج ۱۵ ص ۲۶۱
۵-مستدرک ج ۲ ص ۶۴۳
۶-بحار ج ۱۰۴ ص ۶۹
۷-وسائل ج ۱۵ ص ۲۴۹
۸-بحار ج ۱۰۴ ص ۷۳

منبع: امینی، ابراهیم؛ (۱۳۶۷)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی، چاپ پانزدهم.