حضرت امام سجاد (ع)

نوشته‌ها

شرح فرازی از دعای مکارم الاخلاق (۲)

اسلام علاوه بر آنکه مواسات و تعاون را به پیروان خود درس داده ، از ایثار که مرحله بالاترى از تعاون است نیز سخن گفته و آنان را به ایثار تشویق نموده است که به منظورى جلب خشنودى ذات اقدس الهى در مواقعى که بتوانند دگران را بر خویشتن مقدم دارند و چیزى که مورد احتیاج خود آنان است به مسلمانى که نیازمندتر است اعطا نمایند.

عن على علیه السلام قال : عند الایثار على النفس یتبین جواهر الکرماء(۲۵۶)

على (ع) فرموده است : در زمینه ایثار بر نفس گوهر طبع و رفعت روح افراد کریم النفس آشکار مى گردد.

احسان به مردم و اقناع تمایل دگردوستى منحصر به خدمات مالى نیست بلکه هر قسم خدمتى به دگران نشانه انسانیت و حاکى از فضیلت است . ناتوانى را دست گرفتن ، یتیمى را نوازش نمودن ، راه گم کرده اى را هدایت کردن ، نابینایى را از خیابان عبور دادن ، و دیگر خدماتى از این قبیل مورد ترغیب و تشویق اولیاى گرامى اسلام است .

قال رجل للنبى صلى الله علیه و آله : احب ان اکون خیر الناس . فقال : خیر الناس من ینفع الناس ، فکن نافعا لهم (۲۵۷)

مردى به رسول گرامى عرض کرد: دوست دارم که بهترین مردم باشم . حضرت فرمود: بهترین مردم کسى است که نفعش بیشتر عاید مردم گردد پس تو در راه نفع رساندن به مردم کوشا و جدى باش تا از بهترین مردم باشى .

یکى از خدمات ارزنده و پرارج نسبت به مردم دفاع از عرض و شرف آنان است و بدبختانه در محیط ما به این امر مهم کمتر توجه مى شود.

نال رجل من عرض رجل عند النبى صلى الله علیه و آله . فرد رجل من القوم علیه ، فقال رسول الله صلى الله علیه و آله : من رد عن عرض اخیه کان له حجابا من النار(۲۵۸)

مردى در حضور رسول گرامى نسبت به کسى سخن ناروا گفت و به عرض او تجاوز نمود. شخصى که در مجلس حاضر بود گفته او را رد کرد و از مرد مورد تجاوز دفاع نماید همان دفاع براى او در مقابل آتش ‍ حجابى مى شود و او را از خطر مصون و محفوظ مى دارد.

امام سجاد (ع) در پیشگاه الهى دعا مى کند:

و اجر للناس على یدى الخیر

بارالها! به دست من براى مردم خیر و خوبى جارى کن .

با توجه به اینکه خیر رساندن به مردم داراى معناى وسیع و گسترده اى است و افراد خیر مى توانند به اشکال مختلف و صور گوناگون به آنان نفع و خیر برسانند، امام (ع) از خدا مى خواهد که او را در طول ایام زندگى به انواع خوبى ها و خیرات نسبت به انسانها موفق و موید بدارد.

ناگفته نماند که نه تنها احسان و نیکى به مردم باعث جلب رحمت بارى تعالى است ، بلکه احسان به حیوان نیز مى تواند آدمى را مشمول رحمت خداوند بنماید و بر اثر آن گناهش مورد عفو قرار گیرد و در اینجا به طور نمونه یک مورد که در حدیث آمده است به عرض شنوندگان محترم مى رسد:

عن النبى صلى الله علیه و آله قال : اطلعت لیله اسرى على الجنه فرایت امراه زانیه ، فسالت عنها. فقیل انها مرت بکلب یلهث من العطش . فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فى حلقه حتى روى . فغفر الله لها(۲۵۹)

رسول گرامى فرمود: در شب معراج به بهشت اشراف یافتم . در آنجا زن زانیه اى را دیدم ، پرسیدم این آلوده دامن چه عملى کرده است که بهشتى شده ؟

پاسخ دادند: او بر سگى گذر کرده است که زبانش بر اثر شدت عطش از دهانش درآمده و پیوسته نفس مى زد. آن زن و روپوش بلند سرتاسرى خود را از بر گرفت و در چاهى که در آن نزدیک بود آویخت ، روپوش به آب رسید، مقدارى از آب را به خود گرفت ، پارچه را بالا کشید، نقطه پرآب را در گلوى سگ تشنه فشرده و حیوان را سیراب نمود. خداوند بر اثر این خدمت ، گناهان زن را بخشید و او را بهشتى نمود.

شاید حدیث دیگرى نظیر روایت آن زن در اخبار آمده باشد که سعدى آن را دیده و به نظم آورده است :

یکى در بیابان سگى تشنه یافت

برون از رمق درحیاتش نیافت

کله دلو کردآن پسندیده کیش

چوحبل اندر آن بست دستار خویش

به خدمت میان بست و بازوگشاد

سگ ناتوان را دمى آب داد

خبر داد پیغمبر از حال مرد

که داورگناهان از او عفو کرد

الا گر جفاکارى اندیشه کن

وفاپیش گیروکرم پیشه کن

کسى با سگى نیکویى گم نکرد

کجا گم شود خیر با نیکمرد

کرم کن چنان کت برآید زدست

جهانبان درخیربرکس نبست

امام على (ع) در جمله دوم دعا که موضوع قسمتى از سخنرانى امروز است به پیشگاه خدا عرض مى کند:

ولا تمحقه بالمن

بارالها! خوبى و خیرى را که با دست من به جریان مى اندازى با منت گذاردن ، محو و نابود منما.

از این جمله استفاده مى شود که افراد خیر و نیکوکار اگر کار خوب خود را به منت آلوده کنند عمل خیرشان باطل و بى اثر مى شود و خداوند آن را محو و نابود مى کند، و این مطلب در قرآن شریف آمده است :

یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن والاذى (۲۶۰)

اى مردم با ایمان ! صدقات خود را با منت گذاردن و اذیت کردن باطل ننمایید.

براى آنکه روشن شود چرا منت گذاردن صدقات را باطل مى کند لازم است در این باره توضیح مختصرى داده شود. اسلام ، دین تعاون و مواسات است و از افراد متمکن خواسته که قسمتى از اموال خود را به عنوان واجب یا مستحب به گروه کم بضاعت و تهیدست بدهند. ولى این کار باید به قصد قربت و با رعایت احترام کامل به تهی دستان انجام پذیرد و آنان مورد تحقیر و اهانت واقع نشوند.

آیین مقدس اسلام عز و شرافت مسلمانان را بسیار محترم شمرده و پرارج دانسته است و هیچکس حق ندارد کرامت نفس و بزرگوارى خود را با پول معامله کند و بر همین اساس است که تملق گویى و چاپلوسى ممنوع گردیده است .

کسى که به فرد بى بضاعتى کمک مى کند و خدمت خود را ماده منت نسبت به او قرار مى دهد با این عمل به عز و شرف او ضربه مى زند و به حیثیت انسانى وى آسیب مى رساند و خداوند چنین صدقه اى را هرگز نمى پذیرد و منت گذاردن موجب ابطال عمل خیر آن مرد خیر مى شود. تا جایى اسلام به این مهم عنایت دارد که فرموده است :

قول معروف و مغفره خیر من صدقه یتبعها اذى (۲۶۱)

بگرمى با فقیر سخن گفتن و از او عذرخواستن از اینکه نمى تواند به وى خدمتى نماید بهتراز صدقه اى است که آمیخته به منت گذارى و آزار او باشد. براى آنکه شنوندگان محترم هر چه بهتر و بیشتر به اهمیت این موضوع واقف گردند و خدمات مالى خود را با منت گذارى ، باطل و تباه ننمایند در اینجا قسمتى از روایات اولیاى گرامى اسلام که در کتب اخبار آمده است ذکر مى شود:

عن النبى صلى الله علیه و آله : من اسدى الى مؤ من معروفا ثم آذاه بالکلام اومن علیه فقد ابطل صدقته (۲۶۲)

کسى که به مؤ منى چیزى اعطا کند و به وى صدقه اى بدهد، سپس او را با کلام خود آزار نماید یا بر وى منت گذارد با این عمل ، صدقه خود را باطل نموده است .

و عنه صلى الله علیه و آله : من اصطنع الى اخیه معروفا فامتن به احبط الله عمله و ثبت وزره و لم یشکر له سعیه (۲۶۳)

و نیز فرموده است : کسى که به برادر دینى خود خدمتى نماید سپس بر وى منت گذارد خداوند عمل او را محو و نابود مى سازد و بار سنگین آن عمل بر دوش وى مى ماند و از خدمتى که انجام داده است بهره اى نمى برد.

عن ابیعبد الله علیه السلام قال : المن یهدم الصنیعه (۲۶۴)

امام صادق (ع) فرموده است : منت گذاردن عمل خیر انسان را نابود و فانى مى نماید.

اگر شخص مسلمانى صدقه بدهد و به کسانى که آن را دریافت نموده اند به طور مستقیم منت نگذارد و آزارشان ننماید ولى در غیاب آنان عمل خود را به این و آن بگوید و در نتیجه موجب هتک حرمت و تحقیر دریافت کنندگان صدقه گردد، چنین شخصى مشمول آیه کریمه ابطال صدقه با من واذى است ، زیرا غیرمستقیم بر فقرا منت گذارده و آنان را آزار داده است ، و این مطلب را امام جواد (ع) به شخصى فرمود که در یک روز به ده نفر فقیر عائله دار کمک نموده بود بدون آنکه بر آنها منت گذارد یا آنان را آزار دهد، ولى قضیه احسان و انفاق خود را براى امام جواد نقل نمود. امام به وى فرمود:

قد ابطلت برک باخوانک و صدقاتک ، قال : و کیف ذلک یابن رسول الله ؟ قال له محمد بن على : اقراء قول الله عزوجل : یا ایها الذین آمنوا: لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذى ، قال الرجل : یا بن رسول الله ما مننت على القوم الذین تصدقت علیهم و لا آذیتهم ، قال له محمد بن على : ان الله عزوجل قال : لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذى و لم یقل لا تبطلوا بالمن على من تتصدفون علیه والاذى لمن تتصدقون علیه و هو کل اذى (۲۶۵)

تو با نقل این قضیه بر و نیکى خود به برادرانت را ابطال نمودى و از میان بردى ، عرض کرد: چگونه از میان بردم ؟ حضرت پاسخ داد: کلام خدا را بخوان که فرموده است :اى مردم با ایمان ! صدقات خود را با منت گذاردن و اذیت کردن ابطال منمایید، عرض کرد: یا بن رسول الله ! به کسانى که کمک نمودم نه بر آنها منت گذاردم و نه آزارشان دادم .

حضرت فرمود: خداوند فرموده صدقات خود را با منت گذاردن و اذیت کردن باطل نکنید و نفرموده است که : صدقات خود را با اذیت دادن و منت گذاردن مستقیم بر سر کسى که صدقه را دریافت مى نماید باطل نکنید.

این آیه ، شامل حال تمام اقسام منتها و آزارها مى شود، خواه کمک کننده ، خود مستقیما به گیرنده صدقه منت گذارد و آزارش دهد، خواه خدمت عملى و احسان خود را بدگران بگوید و این و آن را آگاه سازد و غیرمستقیم دریافت کنندگان را مورد منت یا مورد اذیت قرار دهد.

بیان امام جواد (ع) و نکته اى را که در آیه تذکر داده است براى افراد خیر و احسان کننده درسى آموزنده است و به آنان خاطرنشان مى فرماید: شما که براى خدا و به نیت قربت به فقیرى آبرومند کمک مى کنید به گونه اى باشد که فقط خدا بداند و شما بدانید و فقیر، دگرى از آن آگاه نشود تا آن احسان ذخیره قیامت شما گردد و اگر به دگران بگویید و آبروى فقیر را ببرید با گفته خود، احسان خویش را ابطال نموده اید و ممکن است بر اثر پرده درى و اهانت به فقیر، در قیامت استحقاق کیفر و عذاب داشته باشید.

نه تنها منت گذاردن و آزار دادن فقیر در زمینه صدقات ، ممنوع و نارواست ، بلکه اگر کیفیت پرداخت صدقات آبرومندانه و مناسب با عز و شرف مسلمان نباشد و موجب تحقیر و توهین وى گردد نیز در اسلام ممنوع و غیر مجاز است .

ائمه معصومین علیهم السلام که در آموختن وظایف دینى ، معلم مسلمانان بودند براى آنکه اصحاب و دوستانشان به راه خطا نروند همواره به آنان تذکرات لازم را مى دادند و آگاهشان مى ساختند تا اگر در مسیر ناصحیح قدم بر مى دارند باز گردند و به راه درست گرایش یابند.

عن اسحق بن عمار قال : قال لى ابوعبدالله علیه السلام : یا اسحق ! کیف تصنع بزکوه مالک اذا حضرت ؟ قلت : یاتونى الى المنزل فاعطیهم . فقال لى ما اراک یا اسحق الا قد ذللت المومنین و ایاک ایاک ، ان الله تعالى یقول : من آذى لى ولیا فقد ارصدلى بالمحاربه (۲۶۶)

اسحق بن عمار مى گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: چگونه زکوه مالت را مى دهى ، گفتم : محصول را به منزل مى آورم . اهل استحقاق مى آیند و دریافت مى کنند امام فرمود: اسحق ! تو با این کار، مسلمانان را در معرض ذلت و خوارى قرار مى دهى ، از این کار پرهیز کن ، خداوند فرموده است هر کس دوست مرا خوار نماید براى جنگ با من مهیا گردیده است .

در پایان بحث امروز لازم است به شنوندگان محترم تذکرى بدهم و آن این است که بحث ما درباره دعاى (مکارم الاخلاق ) است . این دعاى شریف حاوى مطالب بسیار رفیع و بلند در شاءن انسانسازى و پرورش مکارم اخلاق در ضمیر مردم با ایمان است ، باید شنوندگان محترم حتما در هر قسمتى دقت نمایند و هر مطلبى را که امام سجاد (ع) به صورت دعا از زبان خود در پیشگاه الهى عرض مى کند آن را سرمشق خود قرار دهند و بر طبق آن عمل نمایند تا بتوانند از این دعا بهره علمى و اخلاقى ببرند و متخلق به سجایاى انسانى گردند.

مثلا از دو جمله مورد بحث امروز استفاده شود که تمام افراد به قدرى که قدرت دارند با مال و قلم و قدم خود به مردم خدمت کنند و دیگر آنکه خدمات خود را منت گذاردن بر سر مردم و به رخ آنان کشیدن نابود و فانى ننمایند و خویشتن را از پاداش خدا در قیامت محروم نسازند.

نام کتاب : شرح و تفسیر دعاى مکارم الاخلاق جلد ۱

نام مولف : محقق دانشمند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقاى محمد تقى فلسفى

واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

چهل حدیث اخلاقی از امام سجاد علیه السلام

۱- در پناه خداوند

قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) :

ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْیَوْمِ الاْکْبَرِ: مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَرِجْلاً حَتّى یَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَهِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِیَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْب حَتّى یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(۱)

امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر یک از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شداید صحراى محشر در امان است:

اوّل آن که در کارگشائى و کمک به نیازمندان و درخواست کنندگان دریغ ننماید.

دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتى بیندیشد که کارى را که مى خواهد انجام دهد یا هر سخنى را که مى خواهد بگوید آیا رضایت و خوشنودى خداوند در آن است یا مورد غضب و سخط او مى باشد.

سوّم قبل از عیب جوئى و بازگوئى عیب دیگران، سعى کند عیب هاى خود را برطرف نماید.

۲- موجبات نجات انسان

قالَ(علیه السلام): ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُکاءِ عَلى خَطیئَتِهِ.(۲)

فرمود: سه چیز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غیبت مردم، خود را مشغول به کارهائى کردن که براى آخرت و دنیایش مفید باشد.

و همیشه بر خطاها و اشتباهات خود گریان و ناراحت باشد.

۳- کمال مسلمانى

قالَ(علیه السلام): أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْیاء مِنْ کُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(۳)

فرمود: هرکس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى کند که از او راضى و خوشنود است:

 ۱ ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى که بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.

۲ ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.

۳ ـ حیا و پاکدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.

۴ ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

۴- اهمیت خیر خواهى و محاسبه

قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم، إنَّکَ لا تَزالُ بَخَیْر ما دامَ لَکَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِکَ، وَما کانَتِ الْمُحاسَبَهُ مِنْ هَمِّکَ، وَما کانَ الْخَوْفُ لَکَ شِعاراً.(۴)

فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى که در درون خود واعظ و نصیحت کننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه کارهایت را اهمیّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى؛ در خیر و سعادت خواهى بود.

۵- حق شکم

قالَ(علیه السلام): وَ أمّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَلیل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِکَثیر، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.(۵)

فرمود: حقّى که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهاى حرام ـ چه کم و چه زیاد ـ قرار ندهى و بلکه در چیزهاى حلال هم صرفه جوئى کنى و به مقدار نیاز استفاده نمائى.

۶- مشتاق بهشت

قالَ(علیه السلام): مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّهِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَهِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(۶)

فرمود: کسى که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهاى نیک، سرعت مى نماید و شهوات را زیر پا مى گذارد؛ و هرکس از آتش قیامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه مى کند و از گناهان و کاهاى زشت دورى مى جوید.

۷- دست نیاز به سوى مردم

قالَ(علیه السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّهٌ لِلْحَیاهِ وَمَذْهَبَهٌ لِلْحَیاءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّهُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.(۷)

فرمود: دست نیاز به سوى مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود.

و نیز موجب از بین رفتن حیاء و ناچیز شدن شخصیت خواهد گشت به طورى که همیشه احساس نیاز و تنگ دستى نماید. و هرچه کمتر به مردم رو بیندازد و کمتر درخواست کمک نماید بیشتر احساس خودکفائى و بى نیازى خواهد داشت.

۸- کنترل اعضاء

قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ کُلُّهُ صِیانَهُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.(۸)

فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است.

۹- بزرگان دنیا و آخرت

قالَ(علیه السلام): سادَهُ النّاسِ فى الدُّنْیا الأَسْخِیاء، وَ سادَهُ الناسِ فی الآخِرَهِ الاْتْقیاءِ.(۹)

فرمود: در این دنیا سرور مرد، سخاوتمندان هستند؛ ولى در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزکاران خواهند بود.

۱۰- ازدواج براى خدا

قالَ(علیه السلام): مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَکِ یَوْمَ الْقِیامَهِ.(۱۰)

فرمود: هرکس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

۱۱- دیدار دوستان

قالَ(علیه السلام): مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَک، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَکَ الْجَنَّهُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَهُ.(۱۱)

فرمود: هرکس به دیدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زیارت نماید به امید آن که به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند کرد، همچنین مورد خطاب قرار مى گیرد که از آلودگى ها پاک شدى و بهشت گوارایت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.

۱۲- قبول عُذر

قالَ(علیه السلام): إنْ شَتَمَکَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِکَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى یَسارِکَ فَاعْتَذَرَ إلَیْکَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(۱۲)

فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگویى کند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیراباش.

۱۳- بدى و ضرر گناه

قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، کَیْفَ لایَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(۱۳)

فرمود: تعجّب دارم از کسى که نسبت به تشخیص خوب و بد خوراکش اهتمام مىورزد که مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و دیگر کارهایش اهمیّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنیائى، آخرتى روحى، فکرى، اخلاقى و… بى تفاوت است.

۱۴- اطعام مؤمن

قالَ(علیه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّهِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ کَسا مُؤْمِناً کَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.(۱۴)

فرمود: هرکس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از میوه هاى بهشت اطعام مى نماید، و هر که تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سیرآبش مى گرداند، و هرکس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ که بهترین نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.

۱۵- عقول ناقصه و دین

قالَ(علیه السلام): إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَهِ، وَالاْراءِ الْباطِلَهِ، وَالْمَقاییسِ الْفاسِدَهِ، وَلایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَالرَّأْىِ هَلَکَ.(۱۵)

فرمود: به وسیله عقل ناقص و نظریه هاى باطل، و مقایسات فاسد و بى اساس نمى توان احکام و مسائل دین را به دست آورد؛ بنابراین تنها وسیله رسیدن به احکام واقعى دین، تسلیم محض مى باشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بیت تسلیم باشد از هر انحرافى در امان است و هر که به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت خواهد بود. و شخصى که با قیاس و نظریات شخصى خود بخواهد دین اسلام را دریابد، هلاک مى گردد.

۱۶- دنیا و آخرت

قالَ(علیه السلام): الدُّنْیا سِنَهٌ، وَالاْخِرَهُ یَقْظَهٌ، وَنَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.(۱۶)

فرمود: دنیا همچون نیمه خواب (چرت) است و آخرت بیدارى مى باشد و ما در این میان رهگذر، بین خواب و بیدارى به سر مى بریم.

۱۷- کار وکسب در شهر

قالَ(علیه السلام): مِنْ سَعادَهِ الْمَرْءِ أنْ یَکُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَیَکُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَتَکُونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ.(۱۷)

فرمود: از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و شریکان و مشتریانش افرادى صالح و نیکوکار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد که کمک حال او باشند.

۱۸- آیات الهى

قالَ(علیه السلام): آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، کُلَّما فُتِحَتْ خَزانَهٌ، فَیَنْبَغى لَکَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.(۱۸)

فرمود: هر آیه اى از قرآن، خزینه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آیه را که مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت کن که چه مى یابى.

ختم قرآن در مکه

۱۹- قالَ(علیه السلام): مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَکَّه لَمْ یَمُتْ حَتّى یَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم)، وَیَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّهِ.(۱۹)

فرمود: هر که قرآن را در مکّه مکرّمه ختم کند، نمى میرد مگر آن که حضرت رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم)؛ و نیز جایگاه خود را در بهشت رؤیت مى نماید.

۲۰- حج

قال(علیه السلام): یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِکَ یَجِبُ عَلَیْکُمْ تُشارِکُوهُمْ فى الاْجْرِ.(۲۰)

فرمود: شماهائى که به مکّه نرفته اید و در مراسم حجّ شرکت نکرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى که بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه کنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریک باشید.

۲۱- رضا به مقدّرات الهى

قالَ(علیه السلام): الرِّضا بِمَکْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْیَقینِ.(۲۱)

فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترین مقدّرات الهى از عالى ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.

۲۲- حلم و صبر

قالَ(علیه السلام): ما مِنْ جُرْعَه أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَهُ غَیْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَهُ مُصیبَه رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.(۲۲)

فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یکى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى که مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى که مؤمن آن را با شکیبائى و صبر بگذراند.

۲۳- عیب جوئى

قالَ(علیه السلام): مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.(۲۳)

فرمود: هرکس مردم را عیب جوئى کند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش کند، دیگران او را متهّم به غیر واقعیّات مى کنند.

۲۴- هم نشینى با صالحان

قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ الصَّالِحیِنَ داعِیَهٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِیادَهٌ فِى الْعَقْلِ.(۲۴)

فرمود: هم نشینى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خیر مى کشاند؛ و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزایش شعور و بینش مى باشد.

۲۵- قلب حزین و بنده شکرگذار

قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ یُحِبُّ کُلَّ قَلْب حَزین، وَ یُحِبُّ کُلَّ عَبْد شَکُور.(۲۵)

فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزین و غمگینى را (که در فکر نجات و سعادت خود باشد)؛ و نیز هر بنده شکرگذارى را دوست دارد.

۲۶- زبان آدمى

قالَ(علیه السلام): إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم یَشْرُفُ عَلى جَمیعِ جَوارِحِهِ کُلَّ صَباح فَیَقُولُ: کَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟

فَیَقُولُونَ: بِخَیْر إنْ تَرَکْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِکَ.(۲۶)

فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گوید: چگونه اید؟ و در چه وضعیّتى هستید؟ جواب دهند: اگر تو ما را رها کنى خوب و آسوده هستیم، چون که ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گیریم.

۲۷- زحمت براى آخرت

قالَ(علیه السلام): ما تَعِبَ أوْلِیاءُ اللّهُ فِى الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْیا لِلاْخِرَهِ.(۲۷)

فرمود: دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت هاى دنیوى خود را براى دنیا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى کنند بلکه براى آخرت زحمت مى کِشند.

۲۸- طلب علم

قالَ(علیه السلام): لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.(۲۸)

فرمود: چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى کردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناک باشد.

۲۹- عظمت خدا

قال(علیه السلام): لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.(۲۹)

فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف و تعریف کنند، قادر نخواهند بود.

۳۰- پاکدامنى و معرفت به خدا

قالَ(علیه السلام): ما مِنْ شَیْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّهِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَیْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.(۳۰)

فرمود: بعد از معرفت به خداوند چیزى محبوب تر از دور نگه داشتن شکم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نیست، و نیز محبوبترین کارها نزد خداوند مناجات و درخواست نیازمندیها به درگاهش مى باشد.

۳۱- پاکدامنى

قالَ(علیه السلام): إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.(۳۱)

فرمود: با فضیلت ترین ومهمترین مجاهدت ها، عفیف نگه داشتن شکم و عورت است ـ از چیزهاى حرام و شبهه ناک .

۳۲- مرگ

قالَ(علیه السلام): إبْنَ آدَم إنَّکَ مَیِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.(۳۲)

فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پیشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع کننده و صحیح در مقابل سؤال ها) مهیّا و آماده کن.

۳۳- نظر کردن مؤمن به صورت برادرش

قالَ(علیه السلام): نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّهِ وَالْمَحَبَّهِ لَهُ عِبادَه.(۳۳)

فرمود: نظر کردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

۳۴- همراهى با فاسق

قالَ(علیه السلام): إیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُکَ بِأکْلَه أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِکَ وَإیّاکَ وَمُصاحَبَهُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى کِتابِ اللّهِ.(۳۴)

فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون که او به یک لقمه نان و چه بسا کمتر از آن هم، تو را مى فروشد؛ و مواظب باش از دوستى و صحبت کردن با کسى که قاطع صله رحم مى باشد چون که او را در کتاب خدا ملعون یافتم.

۳۵- مشکل ترین لحظات انسان

قالَ(علیه السلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَهُ الَّتى یُعایِنُ فیها مَلَکَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَهُ الَّتى یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَهُ الَّتى یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ الله تَبارَکَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّهُ وَإمّا إلَى النّارِ.(۳۵)

فرمود: مشکل ترین و سخت ترین لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:

۱ ـ آن موقعى که عزرائیل بر بالین انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگیرد.

۲ ـ آن هنگامى که از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خیزد.

۳ ـ آن زمانى که در پیشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و کتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گیرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاوید مى شود و یا راهى دوزخ و عذاب دردناک خواهد شد.

۳۶- عصر ظهور

قالَ(علیه السلام): إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ کُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً.(۳۶)

فرمود: هنگامى که قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محکم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یک از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.

۳۷- کارکردن براى آخرت

قالَ(علیه السلام): عَجَباً کُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَکَ دارَ الْبقاء.(۳۷)

فرمود: بسیار عجیب است از کسانى که براى این دنیاى زودگذر و فانى کار مى کنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را که باقى و ابدى است رها و فراموش کرده اند.

قطع طَمَع از اموال دیگران

۳۸- قالَ(علیه السلام): رَأْیْتُ الْخَیْرَ کُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أیْدِى النّاسِ.(۳۸)

فرمود: تمام خیرات و خوبى هاى دنیا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال دیگران مى بینم (یعنى قناعت داشتن).

۳۹- اهمیت عقل

قالَ(علیه السلام): مَنْ لَمْ یَکُنْ عَقْلُهُ أکْمَلَ ما فیهِ، کانَ هَلاکُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.(۳۹)

فرمود: کسى که بینش و عقل خود را به کمال نرساند ـ و در رُکود فکرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاکت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

۴۰- معرفت و کمال دین

قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَکَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْکُهُ الْکَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.(۴۰)

فرمود: همانا معرفت و کمال دین مسلمان در گرو رهاکردن سخنان و حرف هائى است که به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد.

همچنین از ریا و خودنمائى دورى جستن؛ و در برابر مشکلات زندگى بردبار و شکیبا بودن؛ و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیک سیرت بودن است.

پاورقى ها:

[۱] ـ تحف العقول: ص۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۴۱، ح ۳٫

[۲] ـ تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۴۰، ح ۳٫

[۳] ـ مشکاه الأنوار: ص ۱۷۲، بحارالأنوار: ج ۶۶، ص ۳۸۵، ح ۴۸٫

[۴] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۴۶، بحارالأنوار: ج ۶۷، ص ۶۴، ح ۵٫

[۵] ـ تحف العقول: ص ۱۸۶، بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۱۲، ح ۲٫

[۶] ـ تحف العقول: ص ۲۰۳، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۹، ح ۳٫

[۷] ـ تحف العقول: ص ۲۱۰، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۶، ح ۳٫

[۸] ـ تحف العقول: ص۲۰۱، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۳۶، ح ۳٫

[۹] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۳۲، س ۲۰، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۵۰، ح ۷۷٫

[۱۰] ـ مشکاه الأنوار: ص ۱۶۶، س ۳٫

[۱۱] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۰۷، س ۱۸٫

[۱۲] ـ مشکاه الأنوار: ص ۲۲۹، س ۱۰، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۴۱، ح ۳٫

[۱۳] ـ أعیان الشّیعه: ج ۱، ص ۶۴۵، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۵۸، ح ۱۹٫

[۱۴] ـ مستدرک الوسائل: ج ۷، ص ۲۵۲، ح ۸٫

[۱۵] ـ مستدرک الوسائل: ج ۱۷، ص ۲۶۲، ح ۲۵٫

[۱۶] ـ تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۳۴۳، س ۲۰٫

[۱۷] ـ وسائل الشیعه: ج ۱۷، ص ۶۴۷، ح ۱، ومشکاه الأنوار: ص ۲۶۲٫

[۱۸] ـ مستدرک الوسائل: ج ۴، ص ۲۳۸، ح ۳٫

[۱۹] ـ من لا یحضره الفقیه: ج ۲، ص ۱۴۶، ح ۹۵٫

[۲۰] ـ همان مدرک: ج ۲، ص ۱۴۷، ح۹۷٫

[۲۱] ـ مستدرک الوسائل: ج ۲، ص ۴۱۳، ح ۱۶٫

[۲۲] ـ مستدرک الوسائل: ج ۲، ص ۴۲۴، ح ۲۱٫

[۲۳] ـ بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۲۶۱، ح ۶۴٫

[۲۴] ـ بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۴۱، ضمن ح ۳۰، و ج ۷۵، ص ۳۰۴٫

[۲۵] ـ کافى: ج ۲، ص ۹۹، بحارالأنوار: ج ۷۱، ص ۳۸، ح ۲۵٫

[۲۶] ـ اصول کافى: ج ۲، ص ۱۱۵، وسائل الشّیعه: ج ۱۲، ص ۱۸۹، ح ۱٫

[۲۷] ـ بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۹۲، ضمن ح ۶۹٫

[۲۸] ـ اصول کافى: ج ۱، ص ۳۵، بحارالأنوار: ج ۱، ص ۱۸۵، ح ۱۰۹٫

[۲۹] ـ اصول کافى: ج ۱، ص ۱۰۲، ح ۴٫

[۳۰] ـ تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۴۱، ح ۳٫

[۳۱] ـ مشکاه الأنوار: ص ۱۵۷، س ۲۰٫

[۳۲] ـ تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۰، ص ۶۴، ح ۵٫

[۳۳] ـ تحف العقول: ص ۲۰۴، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۴۰، ح ۳٫

[۳۴] ـ تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۷۴، ص ۱۹۶، ح ۲۶٫

[۳۵] ـ بحار الأنوار: ج ۶، ص ۱۵۹، ح ۱۹، به نقل از خصال شیخ صدوق.

[۳۶] ـ خصال: ج ۲، ص ۵۴۲، بحارالأنوار: ج ۵۲، ص ۳۱۶، ح ۱۲٫

[۳۷] ـ بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۲۷، ح ۱۲۸٫

[۳۸] ـ اصول کافى: ج ۲، ص ۳۲۰، بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۱۷۱، ح ۱۰٫

[۳۹] ـ بحارالأنوار: ج ۱، ص ۹۴، ح ۲۶، به نقل از تفسیر امام حسن عسکرى (علیه السلام).

[۴۰] ـ تحف العقول: ص ۲۰۲، بحارالأنوار: ج ۲، ص ۱۲۹، ح ۱۱٫

حضرت امام سجاد (علیه السلام)

حضرت امام سجاد (علیه السلام)درباره روزه می فرمایند.

اللهم اخل قلوبهم من الامنه ، و ابدانهم ، من القوه ، و اذهل قلوبهم عن الاحتیال ، و اوهن ارکانهم عن منازله الرجال ، وجبنهم عن مقارعه الابطال ، و ابعث علیهم جندا من ملائکتک بباس من باسک کفعلک یوم بدر ، تقطع به دابرهم و تحصد به شوکتهم ، و تفرق به عددهم. (صحیفه سجادیه)

بار خدایا دلهاشان را از آرامش و تن هاشان را از توانایی تهی گردان ، و قلبهاشان را از حیله و چاره جویی فراموشی ده ، و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان ( مسلمانان ) سست نما ، و آنها را از زد و خورد با دلیران (اسلام ) بترسان ، و لشگری از فرشتگانت با عذاب و آزار سخت از عذابهایت برایشان برانگیز مانند کاری که در روز ( جنگ ) بدر نمودی که به وسیله آن ریشه آنان را قطع کرده ببری و شوکت و بزرگیشان را بدروی ( از بین ببری ) و گروهشان را پراکنده فرمایی حضرت امام سجاد (علیه السلام)

و الحمد لله الذی جعل من تلک السبل شهره شهر رمضان ، شهر الصیام ، و شهر الاسلام ، و شهر الطهور ، و شهر التمحیص ، و شهر القیام الذی انزل فیه القرآن ، هدی للناس ، و بینات من الهدی و الفرقان.(صحیفه سجادیه)

و سپاس خدایی را سزاست که ماه خود ماه رمضان ( مستفاد از این جمله آن است که رمضان یکی از نامهای خدای تعالی است ) ماه صیام و روزه ( امساک و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه ) و ماه اسلام ( ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی ، یا ماه دین اسلام برای این که واجب شدن روزه آن از مختصات این امت است ، چنان که حفص ابن غیاث نخعی گفته : شنیدم حضرت صادق – علیه السلام – می فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیک از امتهای پیش از ما واجب نکرده است .پس به آن حضرت گفتم : معنی قول خدای تعالی ” سوره ۲ ، آیه ۱۸۳ ” : یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم ” ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنان که بر آنان که پیش از شما بودند واجب گردید ” چیست ؟ فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امتها ، پس این امت را به ماه رمضان ” بر امتهای گذشته ” برتری داد ، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امت آن حضرت قرار داد ) و ماه پاکیزگی ، و ماه تصفیه و پاک کردن ( از گناهان ، یا ماه تخلیص و رهایی از آنها ) و ماه قیام و ایستادن ( برای نماز در شبها ) را یکی از آن راههای احسان قرار داد ( و این که ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آن است که نماز مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود ، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبی که در هر شب باید خواند چنان که بسیاری از علما فرموده اند : خواندن هزار رکعت نماز در شبهای آن مستحب است.و کیفیت آن ، آن است که هر شبی تا بیست شب بیست رکعت : هشت رکعت پس از نماز مغرب و دوازده رکعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غیر از بیست رکعت صد رکعت دیگر خوانده شود ، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی رکعت : هشت رکعت پس از نماز مغرب و بیست و دو رکعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یکم و بیست و سوم به غیر از سی رکعت صد رکعت دیگر که مجموع آنها هزار رکعت است ، و اگر ماه رمضان از سی روز کمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و به جای آن خواندن درست نیست ) آن چنان ماهی که قرآن در آن فروفرستاده شد ( خدای تعالی آن را در شب قدر به آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدت بیست و سه سال به تدریج بر پیغمبر – صلی الله علیه و آله – نازل گردانید ) در حالی که برای مردم راهنما (ی از گمراهی ) و نشانه های آشکار رهبری ( حلال و حرام ) و جداکننده میان حق و باطل است ( جمله الذی انزل فیه القرآن هدی للناس وبینات من الهدی والفرقان از قرآن شریف ” سوره ۲ ، آیه ۱۸۵ ” اقتباس شده( حضرت امام سجاد (علیه السلام)

و وفقنا فیه لان نصل ارحامنا بالبر و الصله، و أن نتعاهد جیراننا بالافضال و العطیه ، و أن نخلص اموالنا من التبعات ، و أن نطهرها باخراج الزکوات ، و أن نراجع من هاجرنا ، وأن ننصف من ظلمنا ، و أن نسالم من عادانا حاشی من عودی فیک و لک ، فإنه العدو الذی لا نوالیه ، و الحزب الذی لا نصافیه .

(صحیفه سجادیه)

و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکی فراوان و بخشش ، به خویشان خود نیکی کنیم ، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم ، و داراییهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم به دست آمده خالص و آراسته نماییم ( اموالی که از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا کرده به صاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست کیستند یا کجایند به حاکم شرع بازگردانیم ) و آنها را با بیرون کردن زکوتها ( زکوه شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا ، نقره ، گندم ، جو ، خرما و مویز ، از چرکی و عذاب و کیفر بر منع آن ) پاک کنیم ( رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرموده : ملعون کل مال لا یزکی ” از خیر و نیکی دور است هر مال و دارایی که زکوه آن داده نشود “.

و ناگفته نماند : درخواست پاک کردن اموال به بیرون کردن زکوه در ماه رمضان در صورتی است که بیرون کردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد ، ولی اگر وقت وجوب بیرون کردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده به تأخیر افتد ، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا به تأخیر انداختن آن به ماه رمضان مستحب نیست ، زیرا هر واجبی را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فوری است ، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول به جواز آن از جهت رخصت و آسانی است نه از جهت مستحب بودن ) و به کسی که از ما دوری گزیده بازگردیم ( به او به پیوندیم ) و به کسی که به ما ظلم و ستم نموده از روی ( آنچه مقتضی ) انصاف و عدل ( است ) رفتار کنیم ( نه آن که از جهت فرونشاندن خشم از عدل تجاوز نماییم ) و با کسی که به ما دشمنی کرده آشتی نماییم ( نه آن که ما هم در صدد دشمنی با او برآییم ) جز کسی که در راه تو و برای تو با او دشمنی شده باشد ، زیرا او دشمنی است که او را دوست نمی گیریم ، و حزب و گروهی است که با او از روی دل دوستی نمی کنیم حضرت امام سجاد (علیه السلام)

اللهم صل علی محمد و آله ، و إذا کان لک فی کل لیله من لیالی شهرنا هذا رقاب یعتقها عفوک ، أو یهبها صفحک فاجعل رقابنا من تلک الرقاب ، و اجعلنا لشهرنا من خیر اهل و اصحاب .( صحیفه سجادیه)

بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و هرگاه در هر شب از شبهای این ماه ما برای تو بندگانی باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد می نماید ، یا گذشتت ایشان را می بخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان ، و ما را برای ماه ، از بهترین شایستگان و یاران ( برگزیدگان ( قرار ده ( حضرت صادق – علیه السلام – فرموده : در هر شب از ماه رمضان برای خدا آزاد شده و رها شدگانی از آتش است جز کسی که به مسکر ( آنچه مستی آورد ) افطار کند ” بخورد و بیاشامد ” و در شب آخر مانند آنچه که در همه آن ماه آزاد کرده آزاد می نماید (حضرت امام سجاد (علیه السلام)

اللهم اشحنه بعبادتنا إیاک ، و زین اوقاته بطاعتنا لک ، و اعنا فی نهاره علی صیامه ، و فی لیله علی الصلوه و التضرع الیک ، و الخشوع لک ، و الذله بین یدیک حتی لا یشهد نهاره علینا بغفله ، و لا لیله بتفریط .( صحیفه سجادیه)

بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملو و پر گردان ، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما ، و ما را در روزش به روزه داشتن و در شبش به نماز و زاری به سوی ( درگاه ) تو و فروتنی برای تو و خواری در برابر تو ، یاری فرما تا روزش بر ما به غفلت و بی خبری و شبش به تقصیر و کوتاهی ( در عمل ) گواهی ندهد ( گواهی دادن شب و روز به زبان حال است و گفتار و کردار انسان در آن در علم خدای تعالی به منزله گواهی دادن نزد اوست (حضرت امام سجاد علیه السلام)

اللهم و اجعلنا فی سائر الشهور و الایام کذلک ما عمرتنا ، و اجعلنا من عبادک الصالحین الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون ، و الذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم و جله ، أنهم الی ربهم راجعون ، و من الذین یسارعون فی الخیرات و هم لها سابقون .( صحیفه سجادیه)

بار خدایا و ما را در باقی ماهها و روزها تا زمانی که زنده داری همچنین ( به طوری که برای ماه رمضان درخواست شد ) قرار ده ، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان که ( الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون ” سوره ۲۳ ، آیه ۱۱ ” یعنی ) آنان بهشت را به میراث می برند در حالی که در آن جاوید هستند ( گفته اند : بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم – علی نبینا وآله و علیه السلام – بوده پس هرگاه به فرزندان او داده شود مانند آن است که از او به آنها ارث رسیده ) و آنان که آنچه ( صدقات ) را می دهند در حالی می دهند که دلهاشان از ( اندیشه ) بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است ، و از آنان که در نیکیها می شتابند و ایشان برای آن نیکیها ( بر دیگران ) پیشی گیرنده اند ( علی ابن ابراهیم – رحمه الله – فرموده : ایشان امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین – علیهم السلام – هستند که بعد از پیغمبر – صلی الله علیه وآله – کسی از ایشان در علم و عمل پیشی نگرفته است ، و جمله والذین یؤتون ما اتوا وقلوبهم وجله انهم الی ربهم راجعون ، ومن الذین یسارعون فی الخیرات وهم لها سابقون که در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن کریم ” سوره ۲۳ ، آیه ۶۰ و ۶۱ ” اقتباس شده ، و فرمایش امام – علیه السلام – ومن الذین یسارعون فی الخیرات اقتباس از قول خدای تعالی : اولئک یسارعون فی الخیرات است ، و در شرح جمله دوازدهم از دعای یکم گفتیم : اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلکه کلامی است مانند آن ، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جایز نبود(حضرت امام سجاد علیه السلام)

اللهم و أنت جعلت من صفایا تلک الوظائف ، و خصائص تلک الفروض شهر رمضان الذی اختصصته من سائر الشهور ، و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور ، و اثرته علی کل اوقات السنه بما أنزلت فیه من القرآن و النور ، و ضاعفت فیه من الایمان ، و فرضت فیه من الصیام ، و رغبت فیه من القیام ، و اجللت فیه من لیله القدر التی هی خیر من الف شهر .( صحیفه سجادیه)

بار خدایا و تو از کارهای برگزیده و واجبات مخصوصه ، ماه رمضان را قرار داده ای همان ماهی که آن را از همه ماهها اختصاص داده ، و از همه زمانها و روزگارها برتری داده و بر همه وقتهای سال برگزیده ای به سبب قرآن و نوری که ( قرآنی که نور و روشنایی از ضلالت و گمراهی است ) در آن فروفرستادی ، و به سبب آن که ایمان را در آن ماه چندین برابر نمودی ( از بسیاری عبادت و بندگی در آن ، آن را کامل گردانیدی ) و روزه را در آن واجب ، و برپا شدن ( برای عبادت ) را در آن ترغیب نمودی ، و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است در آن بزرگ گردانیدی (حضرت امام سجاد علیه السلام)

ثم اثرتنا به علی سائر الامم ، و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل ، فصمنا بامرک نهاره ، و قمنا بعونک لیله ، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتک ، و تسببنا الیه من مثوبتک ، و أنت الملئ بما رغب فیه الیک ، الجواد بما سئلت من فضلک ، القریب الی من حاول قربک. (صحیفه سجادیه)

سپس ما را به وسیله آن ماه بر همه امتها برگزیدی ، و به فضل و برتری آن ما را نه اهل ملتها و کیشها برتری دادی ( این بیان صریح و آشکار است در این که ماه رمضان از خصایص پیروان دین اسلام است ، چنان که در شرح جمله سوم از دعای چهل و چهارم به آن اشاره شد ) پس به فرمان تو روزش را روزه داشتیم ، و به یاری تو شبش را ( برای بندگی ) برخاستیم در حالی که به روزه داشتن و برخاستن آن خود را برای رحمتت که ما را بر آن خواسته ای درآوردیم ، و آن را وسیله پاداش تو گردانیدیم ، و تو به آنچه از درگاهت خواسته شود توانایی ، به آنچه از فضل و احسانت درخواست گردد بخشنده ای ، به کسی که قصد تقرب به ( رحمت ) تو کند نزدیکی (حضرت امام سجاد علیه السلام)

و اوجب لنا عذرک علی ما قصرنا فیه من حقک ، و ابلغ باعمارنا ما بین ایدینا من شهر رمضان المقبل ، فإذا بلغتناه فاعنا علی تناول ما أنت اهله من العباده ، و ادنا الی القیام بما یستحقه من الطاعه ، و اجر لنا من صالح العمل ما یکون درکا لحقک فی الشهرین من شهور الدهر . (صحیفه سجادیه)

و ما را در تقصیر از ( ادای ) حق خود ملامت و سرزنش مکن ، و عمرهای ما را که در پیش است به ماه رمضان آینده برسان ، و چون ما را به آن ماه رساندی بر انجام عبادت و بندگی که شایسته توست یاریمان فرما ، و بر رعایت فرمانبری که سزاوار آن ماه است برسانمان ، و عمل شایسته ای را که سبب به دست آوردن حق توست در دو ماه ( رمضان کنونی و ماه رمضان آینده ) از ماههای روزگار برای ما روان ساز ( ما را برای بجا آوردن آن توفیق ده(

امام چهارم امام زین العابدین(علیه السلام) هنگامی که شب اول یاروز اول ماه رمضان می رسید دعائی می خواندند. در بخشی از این دعا در صحیفه سجادیه آمده است:«سپاس خدائی را سزا است که ماه خود ، ماه رمضان، ماه صیام، ماه اسلام… را یکی از راههای احسان قرار داد.»

ماه رمضان را ماه اسلام نامیده اند ؛ چون ماه طاعت و فرمانبرداری و تسلیم ، و بندگی و تعمیم و گسترش آن است . یا مقصود ماه دین اسلام است بدلیل اینکه واجب شدن روزه از مختصات امت اسلام و از خصوصیات مسلمانان است . پیامبر گرامی اسلام «ص» در استقبال از ماه رمضان بر روی منبر خطاب به مسلمانان فرموده اند : « خدای متعال شما را به ماه رمضان اختصاص داد»

امام صادق (علیه السلام) فرموده اند : «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است : نماز ، زکات ، حج ، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است

امام علی بن الحسین زین العابدین «ع» در صحیفه سجادیه در دعای خویش هنگام ورود به ماه رمضان ، این ماه را «شهر القیام » نامیده اند . توفیق قیام در ماه مبارک رمضان خواسته معصومین (علیه السلام) بوده است و شیعیان را هم به سوی چنین دعایی دعوت می کرده اند . پیامبر گرامی «ص » هنگام ورود ماه رمضان می فرمود:

«حمد و ستایش خدایی را سزاست که ما را به وسیله تو ای ماه مبارک گرامی داشت ، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه ، نیرومند و توانا بگردان»

همچنین ایشان در خطبه ای در فضلیت ماه رمضان فرموده اند : ای مردم به تحقیق ماهی شما را فرا گرفت که در آن ماه شبی است که بهتر از هزار ماه است و این ماه ، ماه رمضان است . خداوند در این ماه روزه را واجب کرده و ثواب قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه قرار داده است .

امام زین العابدین (ع ) فرموده اند : “خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان» .

قیام در این ماه آنقدر ارزشمند و مهم است که امام زین العابدین (علیه السلام) در پایان ماه هنگام وداع با آن از خدا می خواهد توفیق قیام در ماه رمضان آینده را نیز به ایشان عنایت کند. اینکه ماه رمضان در بیان ائمه معصومین (علیه السلام) ماه قیام نامیده شده احتمال دارد به خاطر یکی از این موارد باشد .

۱ ـ برای آن که نمازهای مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود و سفارش زیاد بر خواندن آنها شده است . چنانکه بسیاری از علما فرموده اند خواندن هزار رکعت نماز در شبهای آن مستحب است

۲ـ از آن جهت که چون سحور و خوردن سحری مستحب است و عموم مردم در دل شب برای تصمیم بر روزه و اجابت دعوت حق بر می خیزند مرحوم شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه هم بابی تحت عنوان ( ثواب السحور ) آورده که در بر دارنده هفت روایت از معصومین ( ع)‌ است .

۳ ـ از آن جهت که به طور کلی این ماه ماه قیام برای مبارزه با نفس و وسوسه های شیطانی و حرکت در طریق سیر و سلوک معنوی و خود سازی است ـ‌که مناسب ترین راه برکشاندن انسان به سوی مبارزات مخلصانه و فعالیتهای سیاسی اجتماعی برای خدا و در راه خداست ـ زمینه خودسازی انقلابی در این ماه بیشتر فراهم است .

زین العابدین (ع ) در دعای ماه رمضان می فرمودند : بار خدایا در این ماه جدیت و تلاش و سعی و کوشش و قدرت و نشاط و توبه را روزی من بنما.