حسین بافکار

نوشته‌ها

نگاهی به حقوق کودک در اسلام و کنوانسیون جهانی

کودکان، آسیب پذیرترین گروه جامعه انسانی

کودکان آسیب‌پذیرترین گروه جامعه انسانی، نخستین کسانی هستند که در معرض هجوم مستقیم انواع ناگواری ها، فشارها و مشکلات ناشی از زندگی بزرگ‌ترها قرار می‌گیرند و آن را تحمل می‌کنند. امروزه میلیون‌ها کودک در سراسر جهان به خاطر بی‌سرپرستی، آواره‌گی‌های ناشی از جنگ و بلاهای طبیعی، تغذیه نامناسب، آلودگی به انواع بیماری‌های خطرناک، اعتیاد والدین و مشکلات ناشی از طلاق، یا در شرایط دشواری به سر می‌برند یا در چنگال افراد پلید به انواع سوءاستفاده‌های انسانی مانند توزیع مواد مخدر، خودفروشی و کار اجباری تن می‌دهند و به تعبیری بهتر، حقوق آنها نقض می‌شود.

البته چگونگی نقض حقوق کودکان، در نقاط مختلف جهان متفاوت است. در کشورهای در حال توسعه، کودکان، بیشتر با فقر و پیامدهای ناشی از آن مانند سوءتغذیه، کمبود امکانات بهداشتی، درمانی و تحصیلی درگیرند. در حالی که در کشورهای توسعه یافته، مشکلات اخلاقی و ضعف بنیاد خانواده گریبان‌گیر کودکان است. خوشبختانه در کشورهای مسلمان، به سبب وجود استحکام در بنیاد خانواده و گرایش‌های دینی و اعتقادی و آشنایی بیشتر با احکام اسلامی، وضعیت حقوقی کودکان جایگاه نسبی مناسب تری دارد. بنابراین، بهتر است دیدگاه دین اسلام درباره حقوق کودک را بررسی کنیم و دستورهای پیشرفته آن را در این زمینه در نظر بگیریم و البته هیچ مکتب و آیینی به اندازه دین مقدس اسلام، به حقوق کودکان توجه نکرده و سفارش‌های لازم را نداده است.

پیام متن: اسلام، بیش از مکتب‌های دیگر، برای کودکان ـ این گروه آسیب پذیر جامعه – حقوق قائل شده است، زیرا با رعایت این حقوق، آینده کشور با وجود انسان‌های شایسته، تضمین خواهد شد.

والدین، مسئول اصلی رعایت حقوق کودک

در کنوانسیون حقوق کودک، بیشترین مسئولیت در رعایت حقوق کودک، بر دوش والدین نهاده شده است، چنان که در ماده ۱۸ کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده‌اند: «بیشترین تلاش خود را برای تضمین به رسمیت شناختن این اصل که پدر و مادر کودک، مسئولیت مشترکی در زمینه رشد و پیشرفت کودک دارند، به عمل آورند. والدین یا قیم قانونی، مسئولیت عمده را در رشد و پیشرفت کودک به عهده دارند و اساسی‌ترین مسئله آنان،(حفظ) منافع عالیه کودک است».

در آموزه‌های آسمانی اسلام نیز بیشترین مسئولیت در قبال کودک، بر دوش والدین است که به آن «حق الوَلَدِ عَلَی الوالِد» می‌گویند؛ زیرا کودک، برکت خانه و نعمت و حسنه ای است که خداوند به پدر و مادر ارزانی کرده است. از این رو، قدر و جایگاه آن را باید بدانیم و به وظایف خود در برخورد با این نعمت الهی عمل کنیم در غیر این صورت، عاق فرزندان خواهیم بود.

پیام متن: سزاوارترین افراد به رعایت حقوق کودک، پدر و مادر هستند؛ زیرا آنها دل سوزترین افراد در حق او هستند.

اسلام و سفارش به رعایت حقوق کودکان

در آموزه‌های آسمانی اسلام، همه کودکان از دختر و پسر، حقوق و مزایای معیّنی دارند و همگان از اِعمال هر گونه خشونت و بی‌رحمی در حق آنان باز داشته شده‌اند. این در حالی است که پیش از اسلام، میان اعراب و دیگر قوم ها، کودکان در وضع نامناسبی قرار داشتند و از کمترین حقوق عادی نیز بهره مند نبودند. آنان با هر بهانه کوچکی از جمله رهایی از فقر و هزینه زندگی، آنها را از میان بر می‌داشتند. در این میان، شرایط دختران بسیار دردناک تر بود. بزرگان عرب و افراد سرشناس، داشتن دختر را برای خود ننگ و عار می‌دانستند. آنها را زنده به گور می‌کردند، چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید:

و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده دهند، چهره‌اش سیاه می‌شود، در حالی که خشم [و اندوه] خود را فرو می‌خورد و از بدی آنچه بدو بشارت داده شده، از قبیله [خود] روی می‌پوشانند که آیا او را با خواری نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ و چه بد داوری می‌کنند.(نحل: ۵۸ و ۵۹)

اسلام با آمدن خود، در قالب تعبیرهای زیبا در این باره، نه تنها مردم را از آن عادت‌های زشت باز داشت، ارزش کودکان را در جامعه افزایش داد و از آن پدران و مادران خواست که به بهانه‌های واهی فرزندان خود را نکشند و با آنها دل سوز باشند، آنجا که در قرآن آمده است:

و از بیم تنگ دستی فرزندان خود را نکشید، ماییم که به آنها و شما روزی می‌بخشیم. آری، کشتن آنان همواره خطایی بزرگ است».(اسراء،: ۳۱)

همچنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «از ما نیست، کسی که به خردسالان رحم نکند».

جالب این که این حمایت‌ها از حقوق کودکان، زمانی مطرح شده که هیچ نهاد، سازمان یا کنوانسیون بین المللی برای دفاع از حقوق کودکان وجود نداشته است. اسلام با در نظر گرفتن همه نیازهای اولیه جسمی، روحی و روانی کودکان و دفاع از آن، زمینه را برای رشد و پیشرفت آنان در همه جنبه‌ها فراهم آورده است.

برخی از حقوق کودکان

۱٫ انتخاب نام نیکو

بنا بر بند ۱ ماده ۷ کنوانسیون حقوق کودک: «تولد کودک، بلافاصله پس از تولد باید ثبت شود و از حقوقی مانند داشتن نام، کسب تابعیت و در صورت امکان، شناسایی والدین بهره مند باشد.» در اسلام نیز یکی از نخستین وظایفی که بر عهده والدین، پس از تولد نوزاد نهاده شده، انتخاب نام نیکو و مناسب برای کودک است. امام رضا(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:

نخستین امری که پدر از آن راه به فرزندش احسان و نیکی می‌کند، انتخاب نام نیکوست. پس هر یک از شما برای فرزند خود نام نیکو قرار دهید.

همچنین رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حق فرزند بر والدین، آن است که نام او را نیکو انتخاب کند.» در واقع، انتخاب نام نیکو برای فرزند، در اسلام نوعی احسان و نیکی خوانده می‌شود که والدین به او روا می‌دارند، زیرا هم بخشی از نیازهای روحی و روانی کودک برآورده می‌شود و به او شخصیت و اعتبار می‌بخشد و هم او را از توهین و استهزای دیگران در حق وی دور می‌کند. از نگاه اسلام، نام زیبا و نیک حتی می‌تواند، برای کودک امنیت و آسایش روانی پدید آورد. چنان که در روایت است: وقتی امام صادق(علیه السلام) شنید کسی نام فرزندش را محمد گذاشته است، فرمود: «به کودک خود دشنام مده، او را کتک نزن و به او بدی نکن!»

پیام متن: با انتخاب نام نیک برای فرزندان، گامی به سوی شکل‌دهی شخصیت متعالی در کودک برداریم.

۲٫ تأمین خوراک و تغذیه مناسب برای کودک

بهره‌مندی از تغذیه و خوراک مناسب، از حقوق مسلم کودک و برطرف کننده نیاز جسمی اوست. براساس بند «ج» ماده ۲۴ کنوانسیون حقوق کودک، کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده‌اند: «مبارزه با بیماری‌ها و سوء تغذیه را از راه فراهم کردن مواد غذایی مقوی و آب آشامیدنی سالم دنبال کنند».

در اسلام، بنا به فرموده رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم): «هیچ کاری بهتر از سیر کردن شکم گرسنه نیست» و اگر این شکم گرسنه از آنِ فرزندان و کودکان او باشد، از وظایف و حقوق اوست، چنان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «از حقوق فرزند بر پدر، آن است که جز غذای پاک و خوب به او ندهد».

البته اگر والدین توانایی تأمین مواد غذایی مناسب را نداشته باشند، این وظیفه دینی افراد جامعه است که نیازهای غذایی آنان را تأمین کنند، چنان که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«هر کس سیر بخوابد و همسایه او در کنارش گرسنه باشد و او بداند، به من ایمان ندارد».

پیام متن: جسم سالم بر سلامت روح تأثیرگذار است و تغذیه مناسب بر سلامت جسم. بنابراین، رسیدگی به وضع تغذیه کودکان، به شکل غیرمستقیم، سامان دادن به روح و روان او نیز به شمار می‌رود.

۳٫ حق تحصیل

در اسلام، فراگیری دانش یک فریضه است، به گونه ای که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم سفارش می‌کند: «از گهواره تا گور دانش بجویند» و آموختن دانش(خواندن و نوشتن) را از جمله حقوق فرزندان بر والدین می‌داند و می‌فرماید: «از جمله حقوق فرزند بر پدر، آموختن نوشتن است».

در واقع، پدر و مادر زمانی فرزند خود را احترام می‌کنند که به او سواد خواندن و نوشتن و آداب معاشرت بیاموزند و از آنجا که شخصیت کودک در مراحل نخستین زندگی، در خانواده شکل می‌گیرد، آموختن دانش(خواندن و نوشتن) به کودکان، بر عهده والدین نهاده شده است تا در ابتدای زندگی، آنها را به سلاح دانش مسلح کنند تا به وسیله آن بر مشکلات آینده چیره شوند و این، کوچک ترین وظیفه ای است که از والدین انتظار می‌رود تا در حق فرزند و پاره تن خود روا دارند. امروزه در جهان توسعه یافته، مراحل نخستین سوادآموزی، امری اجباری است و در این راه، گام‌های مؤثری نیز برداشته شده است و در کنوانسیون حقوق کودک، بر اساس بند ماده ۲۸، کشورهای طرف کنوانسیون متعهد شده اند: «حق کودک را در قبال آموزش و پروش به رسمیت بشناسند و برای دست یابی تدریجی به این حق و بر اساس ایجاد فرصت‌های برابر اقدام‌هایی مانند: اجباری و رایگان کردن تحصیلات ابتدایی برای همگان، تشویق شکل‌های گوناگون آموزشی متوسطه و در دست رس قرار دادن آموزش عالی برای همگان براساس توانایی‌ها و به شیوه مناسب را معمول دارند».

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز حقوق تحصیلی برای کودکان و عموم مردم به رسمیت شناخته شده است، چنان که بنا بر اصل سی ام قانون اساسی: «دولت موظف است، وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد».

پیام متن: با آموختن سواد به کودکان، به آنها کرامت ببخشیم و کلید گشایش بسیاری از مشکلات زندگی را در اختیار آنان قرار دهیم.

۴٫ حق تفریح و بازی

یک ضرب المثل انگلیسی می‌گوید: «اگر کودکی را همیشه به کار وا داری و از بازی و ورزش محرومش کنی، عاقبت احمق می‌شود».

اگرچه این مثل اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد، واقعیت این است که حرکت و جنبش، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف زندگی است. به ویژه در دوران خردسالی و کودکی که زیربنای بنیه جسمی انسان را پی‌ریزی می‌کند. از این رو، امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «باید هفت سال نخست زندگی کودک، آزادانه به بازی و جنبش بدنی صروف شود».

در واقع، در مراحل نخستین زندگی، نباید از کودکان انتظار داشت که دنیای سرشار از شادی و نشاط خود را با دنیای بزرگ‌ترها جا به جا کنند، بلکه باید آنها را در بازی و تفریح آزاد گذاشت تا به تندرستی و سلامتی آنها آسیب وارد نشود. حتی بنا به سفارش رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، باید در بازی‌های کودکانه نیز آنها را یاری داد، چنان که می‌فرماید: «کسی که کودکی نزد اوست، باید رفتار کودکانه را در پیش گیرد».

به قول شاعر:

چون که با کودک سر و کارت فتاد پس زبان کودکی باید گشاد

(مولوی)

اسلام، حتی آموزش بازی‌ها و ورزش‌هایی مانند سوارکاری، شنا و تیراندازی به فرزندان را از وظایف والدین می‌داند. در این زمینه، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حق فرزند بر پدر آن است که نوشتن، شنا کردن و تیراندازی را به او بیاموزد».

در بند ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک نیز آمده است: «کشورهای طرف کنوانسیون، حق کودک را برای تفریح، آرامش، بازی، فعالیت‌های خلاق مناسبِ سن خود و شرکت آزادانه در حیات فرهنگی و هنری به رسمیت می‌شناسند».

پیام متن: میان بازی و تفریح به اندازه کودک و بهداشت روانی او، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.

پرهیز از اعمال خشونت جسمی و روحی به کودک

خشونت جسمی و روحی، یکی از عوامل تخریب شخصیت کودکان است. به همین سبب، بنا بر بند ۱ ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک، کشورهای طرف کمیسیون متعهد شده اند: «اقدام‌های قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را در جهت حمایت از کودک در برابر همه شکل‌های خشونت جسمی و روحی، آسیب‌رسانی و سوءاستفاده به عمل آورند».

در دین اسلام نیز به این مهم توجه جدی شده است، چنان که وقتی مردی در حضور امام علی(علیه السلام) از فرزند خود شکایت کرد، امام(علیه السلام) فرمود: «او را نزن، [بلکه [از او دوری کن(قهر کن)، ولی نه طولانی».

در واقع، این حدیث بیان می‌کند که اگر تنبیه برای تربیت کودک انجام می‌گیرد، بهتر آن است که این تنبیه، تنبیه بدنی نباشد، بلکه از عواطف کودک استفاده شود، زیرا تنبیه بدنی، زمینه ساز مشکلات روحی و عاطفی فراوانی همچون سرخوردگی و تخریب شخصیت کودکان می‌شود، ولی وقتی از کودک دوری شود، او خود، کم کم به اشتباه خود پی می‌برد. البته این دوری نباید طولانی شود؛ زیرا ممکن است از یک سو روی عواطف کودک اثر عمیق بگذارد و زمینه ساز مشکلات روحی او را شود و از سوی دیگر، بر اثر طولانی بودن، از تأثیر این ابزار تربیتی کاسته شود. بنابراین، امام(علیه السلام) پس از دستور دادن به دوری، بی‌درنگ سفارش می‌کند که این فاصله گرفتن والدین، طولانی نشود.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «خداوند به هیچ چیز خشم نمی گیرد، آن چنان که به خاطر زنان و کودکان خشم می‌گیرد».

پیام متن: خشونت نسبت به کودک با عزتمندی او ناسازگار است، به همین دلیل، در اسلام ـ تا حد ممکن و جز از سر ناچاری ـ از تنبیه جسمانی کودک پرهیز داده شده است.

احترام به مقام کودک

کودکان مانند هر انسان دیگری، دوست دارند محبوب واقع شوند و به شخصیت آنها احترام گذارده شود. ازاین رو، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سفارش می‌کند: «دوست بدارید کودکان خود را و به آنها ترحم و به وعده خود به آنان وفا کنید.» همچنین می‌فرماید: «وقتی نام فرزندتان را می‌برید، او را گرامی دارید و جای نشستن را برای وی باز کنید و با او ترش رو نباشید».

باز می‌فرماید: «اگر کسی فرزند خود را ببوسد، حسنه ای برای او نوشته می‌شود».

در واقع، همه این موارد، از نشانه‌های احترام گذاری درست و کامل به کودکان است که والدین می‌توانند، با رعایت کردن آن، به مقام کودک خود ارزش قائل شوند و نیازهای روانی او را برآورده کنند.

پیام متن: احترام به مقام کودک، به او اعتماد و حس خودباوری می‌بخشد. در نتیجه، او را از بسیاری از لغزش‌ها باز می‌دارد و زمینه را برای تعالی روحی وی آماده می‌سازد.

نویسنده: حسین بافکار

منبع: مجله طوبی؛ فروردین ۱۳۸۷؛ شماره ۲۷ صفحه ۱۰۵

شیوه‌های آموزش و جذب فرزندان به نماز، با تأکید بر نقش الگویی والدین(۲)

شکوفاسازی فطرت دینی

پدر و مادر وظیفه‌شناس، باید فرزند خود را از دوران کودکی، با خدای بزرگ آشنا کنند و با زبانی ساده و در خور فهم کودک، به او درس ایمان بدهند.

مرحوم فلسفی در این باره می‌گوید:

لازم است، مربی از دوران کودکی، حس مسئولیت طفل را در پیشگاه پروردگار بیدار سازد، او را با حس وظیفه‌شناسی بار آورد، به زبان ساده به او بفهماند که خداوند، تو را در همه حال می‌بیند و از کارهای بد و خوب تو آگاه است و چیزی از خداوند پنهان نیست. در کارهای خوب، به تو پاداش می‌دهد و در بدی ها، مجازات می‌کند.

به این ترتیب، والدین با بیدار کردن فطرت فرزندان، گام بزرگی در شکل‌گیری زیرساخت‌های اعتقادی بر می‌دارند و این خود، مقدمه‌ای برای تربیت دینی استوار و پیوسته است.

«باید دانست که کودک، پیش از این که عقلش به شکوفایی برسد و قادر به درک مطالب علمی باشد، فطرت توحیدی و عواطف اخلاقی در ضمیر او فعلیت دارد و برای پذیرش تربیت، آماده است. لازم است، پدر و مادر به ارزش این فرصت مهم توجه کنند و از بیداری فطرت ایمانی و احساسات کودک، بیشترین استفاده را ببرند و ایمان به خدا و سجایای اخلاقی را در او پرورش دهند. به این ترتیب، بدون حساسیت و ناخوشایندی کودک، پدر و مادر با زبان خود او، مهمترین معارف دین را در سطح فهم کودک به او بیاموزند و او را به گفتارهای دقیق منطقی، عقلی و اعتقادی آماده کنند».

بر این اساس، مهمترین عامل شکوفایی فطرت مذهبی کودکان، پرورش درست احساسات آنهاست؛ یعنی به کمک تقویت احساسات دینی در کودکان، فطرت خدایی آنها بیدار شود و کودکان در مسیر دین داری و خداشناسی قرار گیرند. منطق و استدلال‌های دقیق، نه تنها به کار نمی آید، بلکه چه بسا نتیجه معکوس و زیان بار در پی خواهد داشت.

در این باره آیت الله کاشف الغطاء، درباره تربیت مذهبی فرزندش، روشی به کار گرفته که می‌تواند بیان آن روشنگر این موضوع باشد:

ایشان یک شب قبل از اذان صبح، کنار بستر پسرش آمد و او را از خواب بیدار کرد و گفت: برخیز به حرم مولا علی(علیه السلام) برای عبادت برویم! پسرش چشمان خواب‌آلودش را مالید و گفت: شما بروید، من هم می‌آیم. پدر گفت: من ایستاده‌ام با هم برویم. فرزندش برخاست، وضو گرفت و به اتفاق روانه شدند. جلو در حرم، فقیری نشسته و دست نیاز به سوی مردم دراز می‌کرد. پدر از پسر پرسید: فرزندم! این مرد برای چه در اینجا نشسته است؟ گفت: برای گدایی و دریافت کمک از مردم. دوباره پرسید: فکر می‌کنی چقدر پول از این راه به دست می‌آورد؟ گفت: به طور قطع نمی توان پیش بینی کرد، شاید مبلغی عایدش بشود و شاید هم دست خالی برگردد. پدر که زمینه را برای گفتن مطلب مورد نظر خود آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد فقیر، برای به دست آوردن اندکی منفعت دنیایی احتمالی که یقین هم به آن ندارد، در این هنگام شب، این جا آمده و دستش را دراز کرده است. اگر تو واقعا به ثواب‌هایی که خداوند برای سحرخیزی و نماز شب خواندن معیّن فرموده، یقین داری و گفته‌های ائمه طاهرین(علیهم السلام) را باور کرده ای، چرا در انجام دادن آن سستی به خود راه می‌دهی؟.

در واقع، این پدر دانشمند و الگو، صحنه‌ای پدید آورد که فطرت دینی را در ذهن فرزندش بیدار کرد، به گونه‌ای که فرزندش تا آخر عمر، سحرخیزی و تهجد و نماز شب خواندن را ترک نکرد.

پیام متن

۱- والدین با بیدار کردن فطرت دینی کودکان، گام بزرگی در شکل‌گیری زیرساخت‌های اعتقادی فرزندانشان بر می‌دارند.

۲- مهمترین عامل شکوفایی فطرت مذهبی کودکان، پرورش درست احساسات آنهاست.

۲- توجه به تفاوت‌های فردی

همان گونه که بچه‌ها از نظر ظاهر با هم متفاوت هستند، از نظر ویژگی‌های روحی و روانی نیز تفاوت دارند برخی از آنها پرحرف، برخی کم‌حرف هستند. برخی پر جنب و جوش و برخی تنبل هستند. برخی زودفهم و برخی دیرفهم هستند. برخی خونگرم و برخی خونسردند. برخی زودجوش و برخی دیرجوش اند و برخی اهل قهر و برخی اهل آشتی‌اند. از دیگر وظایف والدین است است که در دعوت و آموزش فرزندان به نماز، به این گونه روحیه‌ها و احساس‌ها در فرزندان به نیکی توجه شود.

۳- آموزش تدریجی و به فراخور سن افراد

یکی از نکته‌های مهم در امر آموزش، یاددهی گام به گام مسائل دینی و عبادی به فرزندان است. برای نمونه، امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید:

در سه سالگی کلمه توحید [لااله الااللّه] را به طفل بیاموزید. در چهار سالگی [محمد رسول اللّه] را به او یاد دهید. در پنج سالگی رویش را به قبله متوجه کنید و بگویید سر به سجده بگذارد. در شش سالگی رکوع و سجده را به او بیاموزید و در هفت سالگی بگویید دست و روی بشوید و نماز بگذارد.

همچنین رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

به فرزندان خود در هفت سالگی امر کنید که نماز بخوانند، آنها را تنبیه نکنید، ولی در سن ده سالگی اگر به حرفتان گوش نداد و نماز نخواند، آنها را تنبیه کنید.

از این سخنان ارزشمند، در می‌یابیم که پیشوایان معصوم(علیهم السلام) تا چه اندازه برای آموزش گام به گام و بهنگام در امور دینی و عبادی اهمیت می‌گذاردند.

البته تنبیه کودک باید از نصیحت و موعظه و در صورت سرپیچی کردن کودک، آن هم در دوره خاصی به روش‌های گوناگون انجام پذیرد. برای نمونه، پدر با مادر در مرحله نخست به عنوان تنبیه می‌تواند، به فرزند خود بگوید: این کار تو را دوست ندارم، اگر این گفتار نتیجه نداد، در مرحله دوم می‌تواند، با فرزند خود بنا بر شرایط قهر کند یا او را از بعضی چیزهایی که به آن علاقمند است، محروم سازد. در نهایت می‌تواند، با ظرافت ویژه‌ای اندکی او را تنبیه کند، به گونه‌ای که هم فرزندش تنبیه شود و هم با مشکلات جسمی و روانی روبه رو نشود و هم پدر یا مادر دچار مشکلات شرعی مانند «دیه» نشود.

همچنین بهتر است، همه آموزش‌ها در زمان مناسبی انجام پذیرد که هم والدین و هم فرزندان، آمادگی لازم برای آموختن و فراگیری داشته باشند، برای نمونه: زمانی که بچه‌ها مشغول بازی و تفریح هستند یا برنامه مورد علاقه خود را تماشا می‌کنند یا میان جمعی از دوستان خود حضور دارند، آنها را به فراگیری نماز نخوانند. در این باره رفتار امام خمینی(رحمه الله) بسیار آموزنده است. یکی از دختران امام می‌گوید: «امام(رحمه الله) از نیم ساعت به ظهر مانده، وضو می‌گرفتند و مشغول به نماز می‌شدند. ما هم داخل حیاط بازی می‌کردیم، یک مرتبه هم نیامدند صدا کنند، که دخترها بایستنید برای نماز، یا بیایید پشت سر من نماز بخوانید و…».

پیام متن

آموزش به هنگام کارهای عبادی به فرزندان، باید بر اساس زمان‌سنجی، درک شرایط روحی آنان و گام به گام باشد.

۴- آموزش در مکان مناسب

والدین آگاه، باید برای آموزش نماز به فرزندان، به مکان آموزش نیز دقت کنند؛ زیرا هر اندازه مکان‌های آموزشی مقدس‌تر و معنوی‌تر باشد، امکان فراگیری ژرف و بهتر فراهم‌تر است. فرصت‌هایی که در سفر به اماکن متبرکه و مقدس دست می‌دهد، بهترین لحظه‌ها برای آموختن احکام و معارف نماز است. همچنین برای این که محیط خانه نیز برای آموزش نماز مناسب باشد، بهتر است فضای عمومی خانه را در همه حال معنوی نگاه داشت. نصب تابلوهایی از آیه‌های قرآن، احادیث، شعرهای مذهبی و دینی، تصاویر اماکن مقدسه و نیز پخش اذان و نیایش، در ایجاد فضای معنوی در خانه تأثیرگذار خواهد بود. با این حال، گاهی برخی والدین، بدون توجه به این نکته، محیط خانه را به سویی می‌برند که شوق فرزندان به نماز از میان می‌رود یا از رغبت آنان کاسته می‌شود. چگونه ممکن است، در خانه‌ای که نوارهای موسیقی مبتذل گوش داده می‌شود یا فیلم‌های گمراه‌کننده به نمایش در می‌آید، فرزندان، گرایشی خودجوش یا آسان به یادگیری نماز داشته باشند.

پیام متن

ایجاد فضایی هماهنگ با نماز، در جذب فرزندان به دنیای نماز، تأثیر بسزایی دارد.

۵- داشتن صبر و حوصله کافی در آموزش

پدر و مادر وظیفه دارند، با آرامش و حوصله کافی، در تربیت و اصلاح رفتار و فرزندان خود بکوشند، به پرسش‌های آنان با دقت پاسخ دهند و از تکرار آن خسته نشوند تا قدرت فراگیری فرزندان افزایش یابد. آورده اند که روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواست نماز بخواند، امام حسین(علیه السلام) که کودکی خردسال بود، پهلوی آن حضرت ایستاده بود. وقتی پیامبر می‌خواست تکبیر بگوید، امام حسین(علیه السلام) نتوانست تکبیر بگوید. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با صبر و حوصله هفت مرتبه ذکر تکبیر را تکرار کرد تا امام حسین(علیه السلام) توانست اللّه اکبر را بر زبان جاری سازد».

پیام متن

از شرط‌های اصلی تأثیرگذاری والدین در پرورش عبادی فرزندان، صبر و حوصله است، زیرا کج‌خلقی و عصبانیت، سبب بیزاری فرزندان از کارهای عبادی و مذهبی می‌شود.

حسین بافکار

منبع: مجله طوبی؛ فروردین ۱۳۸۷؛ شماره ۲۷؛ صفحه ۱۱۷

شیوه‌های آموزش و جذب فرزندان به نماز با تأکید بر نقش الگویی والدین(۱)

ضرورت آموختن نماز به فرزندان

زندگی پاکیزه، هنگامی به دست خواهد آمد که انسان، دل خود را با یاد خدا زنده نگه دارد تا به کمک آن بتواند با همه جاذبه‌های بدی و فساد مبارزه کند و دست شیطان‌های درونی و برونی را از سر خود کوتاه کند. توفیق این ذکر و حضور همیشگی، فقط به برکت نماز به دست می‌آید. «نماز در حقیقت، پشتوانه استوار و ذخیره تمام نشدنی است که آدمی را در مبارزه با شیطان نفس که همواره او را به پستی و زبونی می‌کشاند و شیطان‌های قدرت که با زر و زور و تزویر او را وادار به ذلت و تسلیم می‌کند، یاری می‌رساند و محکم‌ترین و کارسازترین وسیله‌ای است که انسان‌های در آغاز راه رابطه خود را با خدا با آن استوار می‌کنند و برجسته‌ترین اولیای خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در آن می‌جویند».

بدین ترتیب، لازم است برای روبه رو شدن با سردرگمی‌های زندگی و پیشگیری از انحراف‌های اخلاقی و رفتاری خود و افراد خانواده به ویژه فرزندان، از این سرچشمه رحمت الهی جام برداریم؛ زیرا فرزندان، امانتی الهی هستند که به پدر و مادر سپرده شده‌اند. قلب آنها در کودکی و نوجوانی پاک، ساده و بی پیرایه است، آن چنان که پذیرای هر نقش و روکننده به هر سو هستند. پس چه بهتر که از همان آغاز، نقش نماز را در دل و جان فرزند پدید آوریم و بدین گونه او را از گزند شیطان باز بداریم.

امام سجاد علیه السلام می‌فرماید:

حق فرزند بر تو این است که بدانی وجود او، از توست و بد و خوب او در این دنیا، به تو ارتباط دارد و بدانی که در سرپرستی او، مسئولیت داری و مسئول تربیت او هستی و او را به خداوند بزرگ، راهنمایی کنی.

و چه عملی نیکوتر از نماز که می‌تواند فرزندانمان را به سوی خدا راهنمایی کند و دل آنها را پیش از آنکه شیطان برباید، در کف خدا نهد.

پیام متن

ارزنده ترین گوهر مقصود، نماز است    زیبنده ترین هدیه به معبود، نماز است
کوبنده‌ترین اسلحه مکتب توحید        کز ریشه کَنَد خصم تو تا بود، نماز است

نقش الگویی والدین در تشویق فرزندان به نماز

برای آموزش و جذب فرزندان به نماز، روش‌های گوناگونی وجود دارد که می‌توان به فراخور سن و وضع روحی ایشان، آن‌ها را به کار گرفت. در این میان، نقش الگویی ارشادگران، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا از روش‌های بسیار راه گشایی است که خدای تعالی در قرآن برای هدایت انسان‌ها بارها به شکل مستقیم و غیرمستقیم بهره گرفته است. حکایت‌های وارد شده از پیامبران در قرآن، جملگی از این مقوله است. منظور از تربیت الگویی این است که: «مربی بکوشد نمونه رفتار و کردار پسندیده خود را به طور عملی (مستقیم یا غیرمستقیم) در معرض دید متربی قرار دهد و بدین گونه، موقعیت اجتماعی او را دگرگون کند».

به یقین، در میان الگوها، نقش پدر و مادر از همه مؤثرتر است. والدین، نخستین و اثرگذارترین الگوی عملی فرزندان هستند، بیشترین زمان را با آنان می‌گذرانند و بیشترین نقش را در شکل‌گیری شخصیت فرزندان دارند. به همین دلیل، فرزندان همواره در حال همانندسازی از رفتار والدین خود هستند. شیوه رفتاری امام خمینی(رحمه الله) در تربیت دینی فرزندان، نمونه جالبی از تربیت الگویی است. فریده مصطفوی دختر امام می‌گوید:

کارهای دینی به ما دیکته نمی شد. در خانواده وقتی ما رفتار امام را می‌دیدیم، خود به خود در ما تأثیر می‌گذاشت و همیشه سعی می‌کردیم که مثل ایشان باشیم، و لو این که مثل ایشان نمی شدیم. از نظر تربیتی، خود ایشان برای ما یک الگو بودند. وقتی کاری را به ما می‌گفتند انجام ندهید و ما می‌دیدیم ایشان در عمرشان آن کار را نمی کنند، به طور طبیعی ما هم انجام نمی دادیم.

به هر حال، والدین برای آن که الگوی شایسته و نیکوی فرزندان باشند، باید عامل به نماز باشند؛ دانش و منش تربیتی داشته باشند و در آموزش احکام و معارف نماز کوشا باشند.

پیام متن

اگر والدین اهل نماز نباشند، نمی توان انتظار داشت که فرزندان آنها نمازگزار باشند.

نقش نمازخوان بودن والدین در گرایش فرزندان به نماز

«عامل بودن والدین به نماز، خود، روش مشاهده‌ای و غیرمستقیم برای آموزش نماز به کودکان و نوجوانان است و منظور از آن این است که: اگر والدین که الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان خود هستند، برای نماز اهمیت ویژه‌ای قائل شوند و در این‌اندیشه پایدار و ثابت قدم بمانند، فرزندان ایشان نیز به سوی نماز گرایش پیدا می‌کنند و به آن رو می‌آورند. وقتی کودک از همان آغاز کودکی خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دل سوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانی، کار و در هر شرایط و موقعیتی به ندای اذان و اقامه نماز بیش از هر چیز دیگر اهمیت می‌دهند و بزرگ ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطی نماز خواندن و سخن گفتن با خدا می‌دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آنها از نماز نیز چنین خواهد بود».

بی گمان، پدر و مادری که خود عامل به نماز نیست و در رویارویی با هر یک از اموری که ذکر شد، امور مادی را بر نماز مقدم می‌شمارد و نماز را به تأخیر می‌اندازد یا در اقامه نماز و یادگیری آن خود سهل انگاری می‌کند، نمی تواند الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشد و نباید از آنها انتظار داشت که فرزندانی نمازخوان داشته باشند.

پیام متن

دوست دارید فرزندانتان چگونه باشند؟ شما نیز همان گونه باشید.

بهره داشتن والدین از دانش و منش تربیتی

منظور از «دانش» تربیتی، آگاهی داشتن از روش‌های متعدد و گوناگون روان شناسی در امر تربیت به ویژه آموزش نماز است و مقصود از «منش» تربیتی، توانایی به کارگیری این روش‌ها در قالب‌های نو، جذاب، ساده و هماهنگ با دنیای کودکان و نوجوانان است. البته بدین ترتیب، والدین باید از آنها آگاهی کافی داشته باشند تا مناسب با سنین فرزندان خود بتوانند بهره بگیرند. برخی از این روش‌ها و چگونگی به کارگیری آنها عبارتند از:

الف) روش انگیزشی (ایجاد انگیزه در فرزندان)

روش انگیزشی، در مراحل ابتدایی نمازگزاری فرزندان بسیار کارساز است. تشویق، تأیید، پاداش و هدیه دادن، از ابزارهای این روش است که والدین می‌توانند در تربیت دینی و جذب فرزندانشان به نماز از آن بهره بگیرند.

«در مراحل اولیه نمازگزاری، وقتی کودک روی زمین دراز می‌کشد و صورت خود را به سجاده و مُهر می‌مالد، به جای آنکه پای او را گرفته، حالتش را به صورت سجده بزرگ سالان درآوریم، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشویق و تأیید کنیم. تشویق سبب می‌شود که این رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و به موازات رشد ذهنی و حرکتی کودک زمینه یادگیری (سجده کردن) هم فراهم می‌شود. اگر کودک جمله‌ای و حتی کلمه‌ای از نماز را به زبان آورد، باید او را جدا تشویق کرد. هنگامی که کودک کلمه «اللّه اکبر» یا «لا اله الا اللّه» را به زبان جاری کند، مستحق پاداش پدر و مادر است».

در این باره نوع رفتار امام خمینی رحمه الله با نوه اش به هنگام نماز بسیار آموزنده است. یکی از نوه‌های امام می‌گوید:

وقتی بچه بودم، یک بار که امام مشغول نماز خواندن بود، من هم رفتم پشت سر ایشان ایستادم و همان کارهایی را که ایشان انجام می‌دادند، من هم تکرار می‌کردم. [پس از اتمام نماز] امام چند جلد کتاب کودکان که همان جا بود، برداشتند [به عنوان هدیه] به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام می‌رفتم، یا ایشان مرا می‌دید، از من می‌پرسید [آیا نمازت را خوانده‌ای یا نه؟] اگر می‌گفتم بله، می‌گفتند: آفرین.

در مرحله‌های بعدی همراه با رشد جسمی و ذهنی فرزند، می‌توان با خرید وسایل ویژه نماز همانند مهر، سجاده، تسبیح، لباس سفید، گرفتن جشن تکلیف با شرکت گروه هم سالان و بردن ایشان به پارک، سینما، مکان‌های مقدس، فرزند خود را به نماز علاقه مند ساخت. بدین منظور، حتی بیان خاطره هایی درباره نماز اهل بیت علیهم السلام ، عالمان دینی و بزرگان مذهبی، در جذب کودکان و نوجوانان به نماز بسیار تأثیرگذار است.

پیام متن

وقتی که حتی آدم‌های بزرگ با تشویق و قدردانی و جایزه به کارشان دلگرم می‌شوند، از این ابزار برای راندن فرزندانمان به سوی نماز بی خبر نمانیم.

ب) روش عبادت جمعی و تأثیر آن در نمازخوانی فرزندان

برای آنکه پدر و مادر از نقش الگویی و آموزشی خود به خوبی برآیند، بهتر است به همراه فرزندان و دیگر اعضای خانواده فریضه نماز را به صورت دسته جمعی به جا آورند. بدین ترتیب، هم امکان سهل انگاری در نماز به کمترین‌اندازه می‌رسد و هم فریضه دینی به شکل گروهی و منظم انجام می‌گیرد.

اگر عبادت در خانه به شکل دسته جمعی به جای آورده شود، افزون بر آنکه شوق به نماز در دل‌ها کاشته می‌شود، سبب افزایش ارتباط عاطفی و روحیه هم دلی و هم بستگی میان اعضای خانواده می‌شود. در نتیجه، بنیان خانواده به نیکی و مطمئن تقویت می‌شود.

پیام متن

دست خدا، با جماعت و گروه است. بر این اساس، در خانواده‌ای که با هم نماز می‌خوانند، احتمال نمازخوان شدن فرزندان افزایش می‌یابد.

ج) روش تنوع

گوناگونی در برنامه‌های نماز، در ادامه دار شدن نمازگزاری کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است، بدین معنا که نماز جنبه‌های مختلفی دارد و تنها به بعد فردی محدود نمی شود. فرزندان در خانواده تنها با بعد فردی نماز آشنا می‌شوند، ولی برای آشنایی با جنبه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نماز شرکت دادن آنان به همراه افراد خانواده در نماز جماعت، مسجد و نماز جمعه ضروری است. شرکت دسته جمعی افراد خانواده در جمع نمازگزاران، ضمن اینکه نوعی نشاط و طراوت را در نماز به همراه دارد و آن را از یک نواختی و کسالت بار بودن خارج می‌کند، سبب نهادینه و استحکام جایگاه نماز میان اعضای خانواده می‌شود و میل و رغبت به نماز را بالا می‌برد.

پیام متن

حتی نماز نیز اگر به گونه‌ای یک نواخت، به جا آورده شود،‌ای بسا کسالت بار شود. تغییر دادن مکان آن، گروهی یا به جماعت خواندن، به آن تنوع می‌بخشد و از کاهش رغبت نمازگزار به آن مانع می‌شود.

د) روش پرهیز از رفتارهای ناخوشایند

والدین برای واداشتن فرزندان به نماز، اجازه هرگونه رفتار ناخوشایند را ندارند تا سبب رنجش خاطر فرزندان نشوند یا در ذهن آنها خاطره تلخی از آموزه‌های دین همچون نماز پدید نیاورند. کارهایی که لازم است از آنها پرهیز شود، عبارتند از:

ـ اعمال قدرت و مجبور کردن کودک و نوجوان به نماز؛

ـ گرفتن وقت تفریح کودک و نوجوان مانند: وقت بازی و تماشای فیلم، به انگیزه نماز خواندن آنها؛

ـ مقایسه فرزندان خود با کودکان نمازخوان دیگران؛

ـ دعوت کودک به نماز در زمانی که به تازگی تنبیه شده است؛

ـ خسته کردن کودک یا نوجوان با برنامه‌های اضافی و تعقیبات نماز.

بی شک، اگر والدین در واداشتن فرزندان خود به نماز این پیشنهادها را رعایت نکنند، اثر بدی بر روحیه نمازگزاری کودک و نوجوان بر جای می‌گذارد تا آن جا که ممکن است آنان را برای همیشه از نماز بیزار کند.

پیام متن

در روش پرهیز، برای جذب فرزندان به نماز باید از هر گونه اقدام ناخوشایند پرهیز کرد.

ه) روش عنایت‌آمیز

بهره‌گیری از روش عنایت‌آمیز در تربیت دینی و جذب فرزندان به نماز، در بسیاری از موارد می‌تواند اثرگذارترین راه باشد. ابزارهای این روش، برخوردهای غیرمستقیم، کریمانه و از روی چشم پوشی است برای نمونه، روش امام خمینی(رحمه الله) به هنگام نماز صبح یا زمستان با کودکانی که به تکلیف شرعی نرسیده بودند، از این گونه راه‌های شوق‌آمیز برای ادای نماز است. فریده مصطفوی، دختر امام خمینی(رحمه الله)، نقل می‌کند:

امام کسی را از خواب بیدار نمی کرد، می‌گفت خودتان اگر بیدار شدید، بلند شوید نماز بخوانید؛ اگر بیدار نشدید، مقید باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا کنید. زمستان هم که بلند می‌شدیم، می‌رفتیم سرحوض که وضو بگیریم، اگر آب گرمی بود، آن را به [بچه‌ها] می‌داد که وضو بگیرند.

در مورد فرزندی نیز که در امر نماز کوتاهی می‌کند:

«والدین می‌توانند بعد از پایان هر نماز خود، به گونه‌ای که فرزنداشان می‌شنود، او را با ذکر نام دعا کنند و از خداوند عزت در دنیا و پاداش اخروی برایش بخواهند. این امر، علاقه فرزند به نماز را بیشتر خواهد کرد؛ زیرا او به هر حال به خودش و نامش اهمیت می‌دهد و از این که در فرصت بعد از نماز یاد و ذکری از او می‌شود، خرسند خواهد شد و به نماز اقبال بیشتری نشان خواهد داد یا والدین می‌توانند، از او درخواست کنند به جهت جوانی و پاکی و همین طور آبرومندی جوان در پیشگاه خدا، در حق ایشان دعا کنند که نمازشان پذیرفته شود و حتی می‌توانند از جوانشان بخواهند که جلو بایستد و آنها به او اقتدا کنند. اگرچه ممکن است فرزندشان نپذیرد، ولی پیشنهاد عنایت‌آمیز والدین، اثر لازم را در روح او ایجاد خواهد کرد».

پیام متن

اگر فرزندانمان در کنار جدی بودنمان در امر نماز آنها، رفتاری کریمانه و همراه با مدارا از ما در این باره ببینند، شوق بیشتری به خواندن نماز در آنها پدید می‌آید.

و) روش گفتگو با فرزندان

اگرچه در تربیت الگویی، والدین باید بیشتر بکوشند به طور غیرمستقیم با رفتار خویش، فرزندان خود را به نماز و یادگیری آن علاقمند کنند، گاهی آنها به سادگی و آسانی حاضر به اصلاح رفتار خویش درباره نماز نیستند. از این رو، والدین باید با دلیل و استدلال قوی بتوانند از راه گفت وگو و بحث کردن به شکلی محرمانه، رفتار او را اصلاح کنند. حکایت زیر در این باره شنیدنی است، یکی از دختران امام خمینی(رحمه الله) می‌گوید:

وقتی دختر پنج ساله‌ای بیش نبودم، یک شب وقتی امام به نماز مشغول شدند و عده‌ای هم به او اقتدا کردند، من به جهت دیر وضو گرفتن، وقتی به نماز رسیدم که امام به سجده رفته بودند. تا رکعت دوم باید صبر می‌کردم، ولی از شدت علاقه‌ای که برای خواندن نماز با ایشان داشتم، سریع تکبیر گفتم و به خیال این که به جماعت وصل شدم، به سجده رفتم. بعد از نماز، مادرم گفت: دخترم نمازت اشکال داشت. دلیل آن را هم گفت، اما من نپذیرفتم و اصرار کردم که حتما به امام بگویم. مادرم به ناچار جریان را به امام گفت. امام با حوصله و سعه صدر، یک ربع ساعت برای من آن مسئله را توضیح داد که چرا نباید آن موقع تکبیر می‌گفتم و حالا برای رفع اشکال باید چه کنم.

پیام متن

فرزندان در برابر سخنانی که با دلیل و برهان همراه است، تسلیم هستند. از این روش، در تشویق فرزندانمان به نماز بهره کافی بگیریم.

ادامه دارد…

حسین بافکار؛

منبع: مجله طوبی؛ بهمن ۱۳۸۶؛ شماره ۲۶؛ صفحه ۵۶