جنس مخالف

نوشته‌ها

هفت دلیل خیانت زنان

متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی، شنیده می‌شود که در مواردی جزیی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم که این روابط بسیار آسیب‌زا و مخرب است. خیانت‌های زنانه عوامل مختلفی دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد:

۱- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر

یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه، روابط زن و شوهر است؛ زمانی‌که بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.

۲- گذشته بی‌بندوبار زن

یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بی‌بندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده‌ است و تربیت غلط گذشته، باعث می‌شود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشته‌اند، به دلیل این که روابط صمیمانه و یا دوستی‌های دوران مجردی خود را نمی‌توانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند، در همان چارچوب به روابط خود ادامه می‌دهند.

۳- احساس تنهایی کردن

مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن، تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی می‌تواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانی‌که می‌خواهند تنهایی خود را پر کنند، وقتی می‌بینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمی‌تواند برای آنها وقت بگذارد، گرایش پیدا می‌کنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.

۴- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان

عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگی‌های طرفین می‌تواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند. امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطه‌ها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل می‌توانند در خیانت‌های زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریم‌های خانواده شکسته می‌شود و افراد پایبند چارچوب‌های اخلاقی نیستند.

۵- دوران مجردی محدود

برخی از زنان به دلیل این که گذشته خوبی نداشته‌اند و یا زمان مجردی، خیلی محدود بودند، وقتی شرایطی را می‌بینند که زنان و مردان، رابطه آزادانه‌ای با هم دارند، این افراد چون می‌خواهند گذشته خود را جبران کنند، به خیانت رو می‌آورند. شرکت درپارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر، می‌توانند انگیزه خیانت را زیاد کند.

۶- مشکلات اقتصادی

مسئله دیگر، مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوب‌های اخلاقی باشد؛ امکان ندارد با هر تحریک، وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کند، بیشتر به دلیل میل به تجمل‌گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فراتر از چارچوب خانواده رو می‌آورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.

در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو می‌آورند، بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل این که همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است، خیانت می‌کند، در واقع «فحشا» است؛ یعنی زن، خودفروشی می‌کند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.

۷- تنوع‌طلبی

علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسر خود زندگی کند و شاید بارها و بارها ازدواج کرده است.

بهترین راهکار این است که باید علت این رابطه‌ها را در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روانشناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد، اختلالات شخصیتی دارد و یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد، شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی، باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.

برای این که در جامعه، زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده، بیشتر خانواده‌ها باید آموزش ببینند. آموزش‌هایی از طریق رسانه‌های گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر می‌تواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.

منبع: برنا

 

پنج حقیقت در مورد خیانت که همه متاهلین باید بدانند

واژه‌ای که هیچ مرد یا زن متاهلی نه انتظار شنیدنش را دارد و نه دوست دارد به گوشش بخورد. با این که ۹۰ درصد از افرادی که در یک تحقیق شرکت کرده بودند اعتقاد داشتند که «خیانت» کار درستی نیست اما هر روز آمار خیانت در همه جای دنیا در حال افزایش است.

در زیر به پنج حقیقتی که همه افراد متاهل باید در مورد خیانت بدانند اشاره می‌کنیم:

۱. آمار نشان می‌دهد که در آمریکا ۴۰-۲۵ درصد از زنان و ۶۰-۵۰ درصد از مردان، طی دوران ازدواج خود مرتکب خیانت می‌شوند. خیانت به دلایل مختلف اتفاق می‌افتد که اینها مهم‌ترین دلایلی هستند که می‌شنویم:

• نیازهای احساسی و جنسی من در زندگی زناشویی‌ام برآورده نمی‌شود.
• از ازدواجم خسته شدم، احساس می‌کنم که زنم/شوهرم من را دوست ندارد.
• سعی کردم با او صحبت کنم اما هیچ تغییری در رابطه‌مان ایجاد نشد.
• احساس ناامیدی می‌کردم و از تلاش کردن خسته شده بودم.
• کار او برایش مهم‌تر از من بود.
• بچه‌ها برای او مهم‌تر از من بودند.
• او به حرف‌هایم گوش نمی‌کرد؛ مهربان نبود.
• او تمایلی به رابطه‌جنسی نداشت. به زور با من رابطه‌جنسی برقرار می‌کرد؛ نمی‌توانسم او را شاد کنم؛ هیچ کدام از کارهایم، در نظر او خوب نبود.

بعد یک روز شروع به حرف زدن به کسی از جنس مخالف خودش می‌کند، چه سر کار، چه در محل، در رستوران یا حتی اینترنتی و برای او از نارضایتی که از زندگی زناشویی خود دارد صحبت می‌کند. آن فرد با همدردی به حرف‌های او گوش می‌دهد و بعد پیوند احساسی صمیمی‌تری بین آنها ایجاد شده، از مرزها می‌گذرند و کم‌کم خیانت اتفاق می‌افتد.

۲. در آمریکا ۸۵ درصد از خیانت‌ها، در محیط‌کار آغاز می‌شوند. به مقدار زمانی که با همسرتان و مقدار زمانی که سر کار و با همکارانتان می‌گذرانید فکر کنید. بیشتر اوقات روز سر کار هستید، با همکارانتان فراز و نشیب‌های پروژه‌های مختلف را پشت سر می‌گذارید. ارتباطات زیاد، مسافرت و نزدیکی غیرقابل‌اجتناب می‌تواند موجب بروز دوستی و وابستگی‌های احساسی خارج از ازدواجتان شود. محل‌کار موقعیت‌هایی برای آشنا شدن با آدم‌هایی خارج از خانواده برای شما فراهم می‌کند. در جوامع غربی وارد شدن خانم‌ها به بازار کار، یکی از دلایل بالا رفتن آمار خیانت از جانب زنان بوده است. جای تعجب نیست که چرا در غرب محل‌کار یکی از متداول‌ترین محل‌ها برای شروع خیانت است.

۳. بی‌وفایی، احساسی بسیار مخرب‌تر از بی‌وفایی جسمی برای ازدواج است. طنازی‌ها سر کار کم‌کم تبدیل به قرارهای ناهار بیرون از شرکت، فرستادن پیامک‌ و ایمیل و از این قبیل می‌شود. به‌تدریج جزئیات ریز زندگی‌تان را برای او بازگو می‌کنید. پنهان کردن این راز از همسرتان بسیار هیجان‌انگیز می‌شود و با خودتان توجیه می‌کنید که این «خیانت» نیست چون هیچ ارتباط جنسی با آن فرد ندارید. اما وابستگی احساسی که با او پیدا کرده‌اید می‌تواند برای ازدواجتان بسیار مخرب باشد. هرچه صمیمیت شما با کسی خارج از ازدواجتان بیشتر شود، عمق ارتباط قلبی و فکری‌تان با همسرتان بیشتر به خطر می‌افتد. و طولی نمی‌کشد که خیانت جنسی هم به آن اضافه خواهد شد.

۴. اینترنت، ایمیل، موبایل و فیسبوک خیانت کردن را برای افراد آسان‌تر کرده است. کنجکاوی که برای پیدا کردن دوستان بچگی یا دوران دانشگاه دارید می‌تواند برای زندگی زناشوییتان بسیار خطرناک باشد، مخصوصاً اگر در ازدواجتان احساس کمبود هم داشته باشید. خاطرات رمانتیک قبلی شما را به عواقبی غیرقابل پیش‌بینی می‌کشاند با یک کلیک موس و بدون هیچ نیت پلید به دنبال یک عشق گذشته می‌گردید. برداشتن قدم بعدی و ایمیل زدن یا درخواست دوستی دادن در فیسبوک هم به نظرتان هیچ صدمه‌ای به زندگی‌تان نمی‌زند. اما همین کار کوچک می‌تواند منجر به پیش آمدن جریان غیرمنتظره‌ای از اتفاقاتی شود که برای ازدواجتان جالب نخواهد بود. در میان نگذاشتن این با همسرتان هم می‌تواند یک «خیانت اتفاقی» به شمار رود. و باید بدانید که طنازی کردن و صحبت‌های جنسی در ایمیل و پیام و ویدئو و عکس هم خیانت به شمار می‌رود.

۵. ۶۵ درصد از ازدواج‌ها بعد از خیانت متلاشی می‌شوند. ۳۵ درصد از زوج‌ها بعد از خیانت به زندگی خود ادامه می‌دهند. برای بعضی خیانت موجب برهم خوردن قرارداد بینشان می‌شود و طرفی که به او خیانت شده دیگر نمی‌تواند تحت هیچ شرایطی آن موقعیت را تحمل کند. برای خیلی‌ها هم آن خیانت بلیط برنده‌ای برای خارج شدن از آن ازدواج است. زوج‌هایی هم هستند که مطمئن نیستند و می‌خواهند بعد از خیانت هم ازدواجشان را حفظ کنند و به همین دلیل پیش مشاوران مختلف می‌روند.

همیشه جای امید هست. زوج‌های زیادی بوده‌اند که توانسته‌اند بعد از خیانت زندگی‌شان را نجات دهند. با صرف وقت، مشاوره، صبر و تلاش زوج‌ها می‌توانند از این اتفاق به عنوان فرصتی برای عمیق‌تر کردن رابطه‌شان و ساختن زندگی بسیار قوی‌تر و نزدیک‌تر از قبل استفاده کنند.

منبع:مردمان

بررسی تأثیر معاشرت با جنس مخالف قبل از ازدواج بر سن ازدواج و تمایل به ازدواج در بین دانشجویان دانشگاه‌های تهران

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

رابطه دختر و پسر، عوامل زمینه‌ساز و آسیب‌ها

 عوامل زمینه‌ساز در ایجاد روابط نامناسب بین دختر و پسر:

۱ـ گرایش غریزى به جنس مخالف

غریزه یکی از عناصر تشکیل دهنده وجود آدمی است و نقش مهمی در گرایش دو جنس مخالف دارد.

۲ـ احساس نیاز و نداشتن پشتوانه عاطفی

اگر فرد در میان دوستان و خانواده به امنیت روحی نرسد و خانواده نتواند نیاز دوست داشتن و دوست داشته شدن فرد را پاسخ گوید، او به ارتباطی که این نیاز او را پاسخ دهد، تن می دهد.

۳ـ ضعف اعتقادات و باورهاى دینى

اگر پسـران و دختـران به هیچ یک از آئین و مقررات موجود در دین، پای بند نباشند برای روابط خود محدودیتی قایل نمی شوند.

۴ـ عدم رشد اخلاقى

آزاد گذاشـتن فرزند در ایجـاد رابطه با جنس مخالف و یا بر عکس، عدم آموزش ارتباط های صحیح و …. می تواند زمینه‌ساز روابط نادرست باشد

۵ـ حس بی خیالی و شانه خالی کردن از بند تعهدات

بی انگیزگی و بی تعهدی می تواند عاملی برای ایجاد روابط نادرست باشد چرا که اگر جوان قانون های دینی، اجتماعی و اخلاقی را فقط مانع بداند، برای برداشتن آنها اقدام می کند.

۶ـ بی برنامگی، بیکاری، یکنواختی و احساس حقارت و خودکوچک‌بینی

شروع بسیاری از ارتباط ها از روی بیکاری و برای وقت گذرندان می باشد و گاه دختران و پسران احساس می کنند  ادعای داشتن چنین روابطی می تواند آنها را در میان دوستانشان دارای منزلت و احترام کند.

۷ـ تعصبات خشک خانوادگی و محدودیت‌های بی مورد

مراقبت های بی مورد و محدود کننده، پوشش های محدود کننده اجباری که بدون هیچ توجهی به عنوان لباس رسمی خانواده به فرد تحمیل می شود،  عدم توجه به بلوغ جسمی و فکری فرزند و گاه ضرب و شتم ها … می تواند زمینه ساز این مساله باشد که جوان به محض رسیدن به رشد خاصی، این بندها را پاره کرده و خود را از قید تعصبات رها کند.

۸ـ تهاجم فرهنگی، آزادی و عدم نظارت اجتماع

این عامل به خصوص در سال های اخیر، سهم مهمی در ایجاد روابط نادرست داشته است.

۹ـ عوامل سیاسی خط دهی شده از سوی دشمنان

غافل کردن جوانان، بی انگیزه کردن آنها، راحت طلب بار آوردن و بی توجه نمودن آنها به مسائل روز جامعه از اهداف اصلی دشمن است که با فراهم کردن زمینه های فساد و روابط نادرست به این هدف می رسند.

۱۰ ـ فقر

این عامل یکی از مسائل مهم اجتماعی است که در چند سال اخیر به شدت مورد توجه بوده و می تواند به عنوان یکی از عوامل اصلی ایجاد روابط نامناسب باشد.

آسیب‌های ناشی از روابط نامناسب بین دختر و پسر

۱ـ دید باز جوانان نسبت به اطراف وجامعه از بین می رود، جوان همیشه درگیر ارتباطی است که داشته، دیگر نمی تواند نسبت به مسائل مربوط به جامعه و … با دید باز نگاه کند.

۲ـ افکار جوانان منحرف می شود و دیگر آن ذهن سالم را از دست می دهند.

۳ـ به خاطر ایجاد زمینه برای چنین روابطی، آزادی از دیگر جوانان گرفته می شود.

۴ـ مقام ها و ارزش ها ی انسانی پایین می آید.

۵ـ اراده ها سست و اعتمادها از بین می رود.

۶ـ مانع پیشرفت علم می شود.

۷ـ وقت، هزینه و انرژی زیادی صرف این روابط می شود که در جای مناسب بسیار مفیدند.

۸ـ انحرافات اخلاقی در جامعه گسترش می یابد.

۹ـ به دلیل سرخوردگی های روحی، گرایش به اعتیاد رواج می یابد.

۱۰ـ بیماری جدید شیوع می یابند.

۱۱ـ راه تکامل و رسیدن به سعادت بسته می شود.

۱۲ـ کانون های خانوادگی از هم می پاشد.

۱۳ـ بی بند و باری بر اثر فرار دختران و … افزایش می یابد.

۱۴ـ کم کاری و سستی در مسئولیت های محوله به آنان ایجاد می شود و…

و در نهایت جامعه با جوانانی روبرو می شود که بر اثر نداشتن اطلاعات و آموزش، به بیراهه رفته اند.

جایگاه دین و باورهای مذهبی در تنظیم روابط صحیح

اسلام، کاملترین دین است و برای تمام مسائل زندگی، اصولی را معین کرده که بسیار شیرین و جالبند. برنارد شاو نویسنده معروف انگلیسی گفته است:” من همیشه نسبت به دین محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به واسطه خاصیت زنده بودن عجیبش نهایت احترام را داشته ام به نظر من اسلام، تنها مذهبی است که توافق و تسلط بر حالات گوناگون و صور متغیر در زندگی و مواجهه با قرون مختلف را دارد.”(۱)

هر چند ظاهر آیات و روایات و تعالیم اسلامی ممکن است سخت‌گیرانه و محدود کننده باشد اما با کمی دقت می توان  در یافت که تنها راه سعادت، پیروی از این دستورات است. اسلام به سه عامل اصلی که جرقه های برقراری ارتباط را ایجاد می کند تاکید فراوان دارد: نوع نگاه، نوع کلام، و نوع پوشش.

نگاه، قدم اول در ایجاد ارتباط

اسلام، نگاه دو نامحرم را به هم حرام می کند، اکثر فقهای شیعه قائل به این مساله هستند که نگاه به نامحرم بدون ریبه و لذت، یکبار حلال است (فقط به صورت و سر انگشتان تا مچ دست زن) و تکرار جایز نیست. در جامعه امروز با توجه به کثرت ارتباط ها و اصل اجتناب‌ناپذیر ارتباط، برای گذراندن امور مختلف اداری، درسی، و… نمی توانیم منکر هر ارتباطی باشیم و هر رابطه ای را ممنوع اعلام کنیم؛ ولی باید به مواردی که اسلام مطرح کرده مقید باشیم. در نگاه ها و نوع نگاه کردن به نامحرم در زمان صحبت و یا انجام کار و… دقت کنیم  تا خدای ناکرده مرتکب گناه نشویم و از طرفی باعث بر قرارای ارتباط اضافه و به شکل نادرست نشویم و بدانیم نگاه های ناپاک آفت ارتباط ها ست.

ارتباط کلامی

قرآن صریحا به زنان می فرماید: “فلا تخضعن بالقول “ یعنی به گونه ای هوس‌انگیز صحبت نکنید.

پس زنان موظفند در هنگام صحبت کردن با مرد بیگانه، از هر نوع صحبتی که موجب لذت نامحرم شود خودداری کنند، در هنگام سخن گفتن، صدای خود را تغییر ندهند و آن را خوشایند نکنند،خواهران، در دانشگاه ها، کلاس های درس، اداره ها و محیط های کار،خیابان  و... مراقب باشند تا ارتباط آنها به شکل نادرست تبدیل نشود و عواقب سوء متوجه آنان نشود.

پوشش

حجاب یعنی پوشش در مقابل نامحرم، اینجا این سؤال مطرح است که پوشش صحیح چه نقشی در جلوگیری از روابط ناصحیح و سپس فساد های اجتماعی دارد؟

با نگاهی گذرا به جامعه، به راحتی می توان نقش پوشش را در این رابطه فهمید دختران و زنانی که با لباس های چسبان و با رنگ های زننده و انواع آرایش وعطر و … در جامعه حاضر می شوند را ببینید. آیا مرکز نگاه های اطرافیان نمی شوند  از این نگاه ها فکر می کنید چند نگاه پاک و سالم باشد؟ تفاوت نگاه ها را حتما می بینید. و حتما دخترانی را با این اوصاف – دیده اید  که مورد حمله مرد بیگانه‌ای قرار می گیرند و وقتی با متلک پرانی و… مواجه می شوند عکس العمل نشان می دهند، و قطعا عده ای ناراحت می شوند  پس  آنان این وضع  را نمی پسندند  ولی نوع پوشش آنان موجب تجریک مردان در جامعه می شود.

ایـن مسأله هم قابل ذکـر است که دختران ممکن است بر اثر پوشش نامناسب، موجبات تحریک مرد را فراهم کنند و بی آنکه میلی به ارتباط داشته باشند، مورد حمله گرگان جامعه قرار گیرند. البته اگر خوش‌بینانه به این قضیه نگاه کنیم می توانیم بگوییم که تنها چند درصد از این روابط (که به این نوع شروع می شوند) به ازدواج منتهی می شود (اگر در نظر بگیریم که دختر و پسر در هیچ مرحله ای  پا را از حدود و قوانین  عرف، شرع، اخلاق و وجدان فراتر نمی گذراند)

در ذکر این مطلب نیز ضروری است که زمانی که از ارتباط سخن به میان می آید، هر نوع تعامل و برخوردی مد نظر است. و زمانی که سخن از منع روابط به میان می آید منع رابطه سالم دانشجو با همکلاسی، خریدار از فروشنده، و نظیر این ها نیست سخن از ارتباط هایی است که بر قرار می شود، بدون آنکه شرع، وجدان و عقل ما به عنوان ناظر بر روابط ما قرار گیرد.

حسن ختام کلام خود را کلمات نورانی قرار می دهم باشد که همیشه چراغ راهمان باشد:

” هیچ کس خوشبخت نشد مگر با به پای داشتن و رعایت حدود خداوند و هیچ کس بدبخت نشد مگر با ضایع کردن رعایت آنها “(۲)

پى‌نوشت‌ها

۱) نظام حقوقی زن در اسلام؛ ص ۷۴.

۲) غررالحکم؛ ج ۶ ؛ ص ۴۱۹

منبع: الهام نورالله زاده؛ سایت باشگاه اندیشه

الگویى از رفتار معقول در جنس مخالف

نوشتار حاضر تحت عناوین زیر سامان یافته است:

الف) مدخل بحث

ب) طرح آیات مربوطه

ج) درسهایى از الگوى قرآنى در ارتباط دختر و پسر

د) جمع بندى و نتیجه گیرى

الف) مدخل بحث

در مقدمه نوشتار، براى ورود به بحث تأمل بر روى نکاتى چند در رابطه با مفهوم الگو ضرورى مى نماید:

۱) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه، در معانى سر مشق، مقتدى، اسوه، قدوه، مثال، نمونه آورده است. و در اصطلاح، “آلن بیرو”، الگو” را بدین نحو تعریف نموده است:

الگو آن چیزى است که شکل گرفته و در یک گروه اجتماعى به این منظور که به عنوان مدل یا راهنماى عمل در رفتارهاى اجتماعى به کار مى آید، حضور مى یابد. از دیدگاهى هم کارکردى و هم _ روانى _ اجتماعى باید گفت الگو ها آن شیوه هاى زندگانى هستند که از صورى فرهنگى منشأ مى گیرند.

افراد بهنگام عمل بطور طبیعى با این الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با این الگوها تطابق مى یابند.

۲) واژه الگو (pattern) که کاربردى در علوم اجتماعى و تربیتى دارد، از سوى بعضى محققین معادل و مترادف واژه “اسوه” گرفته شده که در فرهنگ دینى و اسلامى مستعمل است.

مثلاً گفته مى شود که “اسوه نیز هم چون معادل فارسى الگو، علاوه بر آنکه بر نمونه هاى عینى و مصادیق خارجى امور و مفاهیم اطلاق مى شود، به معنى طرحها و روش هاى عمل و سلوک نیز مى باشد.” و حال آنکه بعضى دیگر معتقدند که اگر اسوه ها را افرادى بدانیم که از افق های بلند و بسیار دور دست، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثیر خود قرار مى دهند. در سطحى محدود تر مى توان از الگوها یاد کرد که در محیط خویش با دیگران تفاوت دارند و مى توانند نمونه هاى عینى براى سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.

۳) از جمله روش هاى تربیتى براى ساختن و بازسازى جسم و جان افراد، بهره بردن از روش “توجه دادن به الگوها است.”

اگر چه الگوها مى توانند  بد یا خوب باشند، ولى در یک نظام تربیتى، تمرکز و توجه به الگوهاى خوب و حسن است. در این پژوهش نیز به عنوان الگوى حسنه روابط دختر و پسر از نگاه دینى به ترابط موسى و دختران شعیب توجه و تأکید شده است.

ضمناً معناى الگو در این پژوهش متفاوت از اسوه گرفته شده تا کلیه نقش آفرینان در این داستان بتوانند پند آفرین و مدل تربیتى باشند و واضح است که “موسای” قبل از پیامبرى که در این نوشتار مورد تأمل قرار گرفته، به تعریف الگوى متفاوت از اسوه نزدیک است. (در قرآن مجید از دو پیامبر تحت عنوان اسوه یاد شده است. حضرت ابراهیم(علیه السلام)، سوره ممتحنه / ۴ و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)، احزاب / ۲۱)

ب) طرح آیات مربوطه

بد نیست، قبل از هر گونه داورى و تحلیل در روابط دختر و پسر، الگوى منتخب در قرآن، به نقل از ابن کتاب مقدس عیناً منعکس گردند. این داستان را مى توانیم در سوره قصص از آیه ۲۳ به بعد ببینیم (۴): داستان مربوط به زمانى است که حضرت موسى(علیه السلام) از شهر مصر با حال ترس و نگرانى از دشمن به جانب مدین بیرون رفت. در آیه ۲۳/ قصص مى خوانیم ” و چون به سر چاه آبى در حوالى شهر مدین رسید، آنجا جماعتى دید که حشم و گوسفندانشان را سیراب مى کردند.

و دو زن را یافت که دور از مردان در کنارى به جمع آورى و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند. موسى(علیه السلام) به جانب آن دو رفته، گفت شما اینجا چه کار مى کنید؟! گفتند که منتظریم تا مردان، گوسفندانشان را سیراب کرده، باز گردند، آنگاه گوسفندان خود را سیراب کنیم و پدر ما مردى سالخورده است. “

در آیه ۲۴ / قصص اشاره شد که موسى(علیه السلام) گوسفندانشان را سیراب کرد و دست به دعا برداشت. در آیه ۲۵/ قصص آمده ” موسى(علیه السلام) هنوز از دعا لب نبسته بود، دید که یکى از آن دو دختر با کمال وقار و حیاء باز آمده گفت: پدرم از تو دعوت مى کند تا به منزل ما آیى و در عوض سقایت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسى(علیه السلام) نزد او (شعیب علیه السلام) و دختران رسید و سرگذشت خود را با شعیب(علیه السلام) حکایت کرد، شعیب(علیه السلام) گفت: اینک هیج نترس که از شر قوم ستم کار نجات یافتى.” در آیه ۲۵/ قصص مى خوانیم. ” یکى از آن دو دختر (صفورا) گفت: اى پدر! این مرد را به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسى که باید به خدمت برگزید، کسى است که امین و تواناست. ” و در آیه ۲۶/ قصص آمده” شعیب(علیه السلام) گفت: من اراده آن دارم که یکى از دو دخترم را به نکاح تو در آورم… ” و در آیه بعد، از پذیرش این عهد از سوى موسى(علیه السلام) سخن به میان آمده است.

اگر پذیرفته شده باشد که طرح داستان ها در قرآن گزافه نبوده بلکه براى درس، پند و عبرت است، در این صورت بازیگران و نقش آفرینان قصه ها و داستانها الگوهاى خوب یا بدند و نقش آفرینان _ مثبت، الگوهاى حسنه قرآنند. با این نگاه اکنون به درس هایى که از این الگوى حسنه قرآنى براى ارتباط دختر و پسر مى توان آموخت، مى نشینیم.

ج) درسهایى از الگوى قرآنى در ارتباط دختر و پسر

۱) اگر در این داستان، دختران شعیب، الگوى دختران و موسى، الگوى پسران در روابط دختر و پسر باشد حداقل دو الگوى ارتباطى در این داستان نفى مى شود:

اول: الگویى که از ترابط آزاد و بى حد و حصر پسر و دختر دفاع مى کند. زیرا دیدیم که نقل قرآنى دلیل آنکه دختران نخواستند با جنس مخالف براحتى اختلاط، بلکه حتى ارتباط بگیرند.

دوم: الگویى که نفى مطلق ازتباط دختر و پسر مى کند. این الگو نیز از نگاه قرآنى مردود است، زیرا موسى وقتى دختران را در کنار چاه دید، با آنها ارتباط کلامى گرفت و از مشکل آنها پرسید و این تعامل حکایت از مشروعیت از تباط کلامى بین دختر و پسر در صورت ضرورت و نیاز دارد.

پس الگوى مطلوب دینى در ارتباط دختر و پسر، پذیرش ارتباط مقید و مشروط است، نه نفى ارتباط مطلقاً و نه وجود هر گونه ا زتباط مطلقاً.

در آیات دیگر از قیود تعامل دو جنس مخالف، خوددارى از نگاه ناروا است، که از آن در سوره نور ۳۰و ۳۱ به “غض” بصر یاد شده است. در قرآن فرمان و دستور آن نیست که زن و مرد و دختر و پسر در ارتباط با هم “غمض” بصر که بستن چشم است، داشته باشند بلکه فرمان، غض بصر است که منظور کنترل چشم از نگاه خیره، هوس آلود، مریض و کنترل نشده است. و این نکته یعنى ارتباط مقید دو جنس از نگاه دینى.

۲) از جمله نکات بسیار مهم که در ترابط دختر و پسر در آیات مورد بحث مطرح شده، شیوه راه رفتن دختر شعیب نزد موسى(علیه السلام) است. (گر چه مشهور آن است که شعیب این آیات، همان شعیب(علیه السلام) پیامبر است ولى بعضى از علماء مثل عبدالله ابن عباس، آنرا غیر از شعیب پیامبر مى دانند).

در آیه ۲۶ / قصص این قید را “مشى با حیا” (تمشى على استحیاء) ذکر نموده است. در تعامل دختر با پسر مشى مبتنى بر حیاء، عفاف، وقار، متانت بسیار حائز اهمیت است. زیرا شیوه حرکت، سبک سخن گفتن، نحوه لباس پوشیدن حامل پیام است و در هر فرهنگى، با مخاطبش سخن مى گوید.

لازم به توضیح است که برخورد متکى به ” حیا “، با برخورهاى غلط دیگر از اساس متفاوت است.

” حیا ” یک صفت پسندیده اخلاقى است و عبارت است از کنترل ارادى رفتار خویش، به منظور حفظ حریم بین خود و دیگران. حیا، رفتارى است اختیارى و ارادى، در حالیکه ” شرم “، یک نوع ناتوانى در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت یک حالت هیجانى است که فرد در آن به شکل غیر ارادى، از انجام عملى و یا بیان عقیده اى و یا حضور در جمع و جماعتى، خوددارى مى کند. در چنین و ضعی، فرد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندکى دارد و حال آنکه در حیاء‌ فرد بر خود مسلط است. در حیاء‌ نیز فرد از انجام دادن اعمال و بیان گفتار و یا برخورد مستقیم با فرد یا افراد اجتناب می ورزد، لکن این اجتناب و خودداری مبتنی است بر خونسردی، آرامش و هشیاری فرد. در چنین شرایطی، فرد علی رغم توانایی در تحقق یک عمل، بنا به دلایلی عقلانی، ‌از تحقق آن اجتناب می کند.

در آیه از حیاء در رفتار دختر شعیب سخن به میان آمده، اما رعایت “حیا” در تعامل دختر و پسر مختص دختران نیست. چنانچه در روایات ذیل همین آیات، وقتى که موسى به منزل شعیب از طریق همین دختر فرا خوانده مى شود، مى خوانیم که دختر براى راهنمایى از پیش او حرکت مى کرد و موسى پشت سرش. باد بر لباس دختر مى وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند. حیاء و عفت موسى اجازه نمى داد، چنین شود. از این رو به دختر گفت: من از جلو مى روم، بر سر دوراهی ها و چند راهی ها، مرا راهنمایى کن.

حاصل آنکه اولاً: دختر و پسر از هر گونه ارتباط نفى نشده اند و در صورت نیاز مى توانند با هم سخن بگویند. ثانیاً: کلام، لباس و شیوه رفتارى، حامل بار معنایى است و زبان دارد. از این رو باید در رنگ لباس، نوع آن (تنگ، کوتاه، آستین نامناسب و…)، کفش، و انتخاب کلمات و طرز اداى آن (با طنازی و نرم و…) دقیقاً رعایت حیاء را نمود. ثالثاً: رعایت عفاف و حیا ویژه جنس خاصی نیست و پسر مهذب و دختر عفیف در ترابط هر دو باید رعایت همه جوانب آسیب پذیر به حیا و عفاف و وقار را بنمایند. رابعاً: مراد از حیا، انزواگرایى، کناره گیرى و برخوردى مبتنى بر شرم نیست.

با این توضیح، برداشت آنانى که ذیل آیه گفته اند “شاید یک داستان نویس امروز که پرواى قلم و نوشتن نیز نداشته باشد در ترسیم این لحظه (زمان مواجهه دختر با موسى براى دعوت کردن به نزد پدر) به صورت گل انداخته از شرم دختر اشاره مى کرد، اما قرآن شرم را در گام هاى دختر توصیف مى کند، نه درسیماى او. بى آنکه از دست و پا گم کردن، توصیف و نشانى باشد.”  این برداشت ناصواب است، زیرا برخورد شرم آمیزى در کار نبوده تا قرآن از دست پاچگى دختر گزارش دهد، بلکه برخورد مسلط و مبتنى بر حیا بوده است و آیه نیز بدان اشعار دارد و برخورد شرم گینانه در ترابط دختر و پسر مذموم است و حال آنکه گام برداشتن بر گستره حیاء ممدوح و مطلوب است و این درسى است از که آن الگوى قرآنى استنتاج مى گردد.

۳) امروزه آنچه در سطح جامعه ما به عنوان مشکل اساسى در سطح خانواده و محیط هاى آموزشى رخ مى نماید وجود روابط پنهانى بین دختران و پسران است. و حتى از جمله عوامل زمینه ساز در برقرارى روابط پنهانى، احساس رسالت برخی از دختران و پسران به منظور یافتن دوست برای یکدیگر است. در برقراری روابط پنهانی مى باید به نقش عواملى که اولین پیوندها را ایجاد مى کند و همین پیوندها موجبات استمرار روابط پنهانى را فراهم مى آورند نیز به خوبى توجه کرد.

اما آیا از آیات مورد بحث و از این الگوى قرآنى در رابطه با معضل روابط پنهانى و راههاى مواجهه با آن مى توان درس و پندى آموخت ؟ به نظر مى رسد که آنچه که در منابع روایى آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزودى به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند، پدرشان که ا ز زود آمدنشان تعجب کرده بود، پرسید: چه سبب شد که امروز به این زودى بازگشتید؟ دختران گفتند: مرد صالحى بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمدیم.

به عبارت دیگر روابط پنهانی عمیق و کثیر یک دفعه شکل نمى گیرد. با برخورد اتفاقى، خصوصاً اگر در قالب رفع مشکل و حاجتی باشد که بر قلب و لسان آدمی اثر مطلوب بگذارد، به سمت روابطی گسترده تر و احیانا نامطلوب تر می رود. در اینجا از راه های آسیب زدایی در ارتباط دختر و پسر آن است که همان اولین برخورد،‌ در فضای خانوادگی مطرح شده و افراد مجرب تر و والدین سرد و گرم چشیده، راهنمایی های لازم را در اختیار نسل جوان قرار دهند. در صورتی که دختر و پسر مشکلات و حوادث جدید و برخورد قابل توجه روزانه را با افراد مجرب تر در فضای خانواده مطرح کنند و والدین نیز بتوانند نقش مفید، راهنما و سازنده ایفاد کنند. با روابط پنهانی و ناسالمی که محتمل است متعاقب برخورد اول شکل گیرد، گرفته می شود.

البته واضح است که چنین اقدامی، اولا: روابط صمیمی والدین و نوجوانان و جوانان را می طلبد. باید فرزندان محیط خانه را سالم، امن و قابل اعتماد احساس کنند تا درد دلها و مشکلات را با والدین در میان بگذارند. ثانیا: والدین باید شرایط نسل بعدی را درک کنند و سعه‌ صدر داشته باشند،‌ تا واقعیت ها را بشنوند و به راه حل ها بیندیشند. این چنین اقدامی از « انقطاع نسلها » در محیط خانواده جلوگیری نموده و ضمن ایجاد فضای سالم در نظام خانوادگی، به راه حل های مطلوب نیز می رسند.

چنین پیامی را به وضوح از الگوی قرآنی روابط دختر و پسر می توان آموخت، زیرا دختران آنچه را که رخ داده بود با پسر جوانی در خانواده مطرح می کنند و پدر حکیمانه نسبت به آن عکس العمل نشان داد.

نه تنها دختران را در ارتباط گرفتن با آن پسر سرزنش نکرد، بلکه دخترش را به دنبال آن فرد صالح فرستاد و…

۴) از نکاتی که در فرهنگ عامیانه، ‌ارزش تلقی نمی شود و شاید حتی ضد ارزش نیز قلمداد شود آن است که برای تشکیل زندگی مشترک، دختری از پسری خواستگاری نماید. حال با توجه به الگوی قرآنی مورد بحث در ارتباط دختر و پسر،‌ پرسش اساسی آن است که آیا از نگاه دینی،‌ برای زندگی مشترک دختر در انتخاب شریک زندگی می تواند پا پیش بگذارد یا خیر؟

در رابطه با پرسش حاضر چند نکته قابل بحث اند:

اول: ارتباط دختر و پسر حیطه عامى دارد که یکى از موارد و مصادیق آن روابط دختر و پسر براى ازدواج است. روابط مى تواند ادارى باشد (ارتباط دو همکار ادارى یا یک فرد ادارى با جنس مخالف از مراجعه کننده). این تعامل مى تواند تحصیلى باشد و… اما ارتباط دختر و پسر براى رسیدن به زندگى مشترک، ارتباط عمیق تر و حساس ترى است و از این رو در فتاواى فقهى علیرغم حساسیت هاى ویژه، آزادى عمل زیادى را در ارتباط بین دو جنس مخالف پذیرفته است مثلاً امام خمینى درباره زن و مرد و پسر و دختر که براى ازدواج اقدام می کنند بر این باور بودند که «هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط ذیل به منظور تحقیق ببیند»:

۱) نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد؛

۲) ازدواج متوقف براین نگاه باشد؛

۳) مانعى از ازدواج این دو در میان نباشد.”

دوم: آنچه که ا زآیات مورد بحث به عنوان الگوى قرآنى تعامل ارتباط دخترو پسر استنباط مى شود آن است که این یکى از دختران است که به پدرت گفت:

” یا اَبت استأجره، اِن خیر من استاجرت القوى الامین “(قصص / ۲۶)، اى پدر این مرد را به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسى که باید به خدمت برگزید، که امین و تواناست.

و پدر با پذیرش این پیشنهاد، به موسى طرح ازدواج با این دختر را باشرایطى مطرح کرد (قصص / ۲۷) به عبارت دیگر، در اصل دختر با ظرافت خاصى و به صورت غیر مستقیم، پیشنهاد ازدواج با موسى را داد.

اینجاست که از آیه مورد بحث مى فهمیم که دختران در گزینش همسر، خصوصاً اگر فرد مناسب و ایده آلى را سراغ دادند مى توانند و باید فعال باشند ولى اگر طرح مسأله را مستقیماً،به مصلحت نمى دادند، با تمهید مناسب و یا با واسطه اى، پیشنهاد خود را براى مطلوب و محبوب خود مطرح نمایند.

پس خواستگارى دختر از پسر نیز مانند خواستگارى پسر از دختر هم “عقلا” قابل دفاع است و هم “نقلا”. و در نقل نیز آیات مورد بحث شاهدى از کتاب خدا درباره خواستگارى مرد است.این تأ یید را در سیره نبوى نیز مثلاً در داستان زیر می توان دید. داستانى که با اندک اختلاف در کتب شیعه و سنى آمده است، از این قرار: زنى آمد به خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و در حضور جمع ایستاد و گفت: یا رسول الله! مرا به همسرى خود بپذیر. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل تقاضاى زن سکوت کرد، چیزى نگفت، زن سرجاى خود نشست. مردى از اصحاب بپا خاست و گفت: یا رسول الله! اگر شما مایل نیستید، من حاضرم. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سوال کرد: مهر چى می دهى؟ پاسخ داد: هیچى ندارم!؛ حضرت فرمود: اینطور که نمى شود! برو به خانه ات شاید چیزى پیدا کنى و به عنوان مهر به این زن بدهى…. مرد خواستگار حرکت کرد برود، رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) او را صدا کرد: بیا. آمد. فرمود: بگو ببینم قرآن بلدى؟ گفت: بلى یا رسول الله! فلان سوره و فلان سوره را بلدم. فرمود: مى توانى از حفظ قرائت کنى؟ گفت: بلى مى توانم. حضرت فرمود: بسیار خوب! درست شد. پس این زن را به عقد تو در آوردم و مهر او این باشد که تو به او قرآن تعلیم بدهى. مرد دست زن خود را گرفت و رفت”.

سوم: اما اینکه دختر شعیب به دو ویژگى موسى اشاره داشته و گواهى مى دهد: یکى اینکه او قوى و نیرومند است و دیگر آنکه او امانتدار و مورد اعتماد است. این مدعاى دختر خاستگاهش کجاست؟ از چه رو او می تواند به چنین باورى رسیده باشد؟ در این رابطه مفسرین از جمله گفته اند “قوت او را به هنگام کنار زدن چوپانها از سر چاه براى گرفتن حق این مظلومان و کشیدن دلو سنگین را یکه و تنها از چاه فهمیده بود و امانت و درستکاریش آن زمان روشن شد که در مسیـر خانه شعیب، راضى نشد، دختر جوان پیش روى او راه برود، چرا که ممکن است باد لباس او را جابجا کند. بعلاوه از خلال سرگذشت صادقانه ای که براى شعیب نقل کرد نیز قدرت او در مبارزه با قبطیان روشن مى شود. هم امانت و درستى او که هرگز با جباران سازش نکرد و روى خوش نشان نداد.

از این الگوى قرآنى در روابط دختر و پسر، حداقل نکته اى که در بحث اخیر مى توان آموخت آن است که در صورتیکه این ارتباط قرار باشد که به زندگى مشترک منتهى گردد، باید طرفین به ویژگی هاى مناسب هم توجه کنند و این ویژگى ها باید جامع باشد هم خصایص مناسب جسمى (در این آیه قدرت و قوى بودن مرد) و هم خصایل مناسب روحى و اخلاقى (در این آیه امانت و درستکارى) را در برداشته باشد.

د) جمع بندى و نتیجه گیرى

۱) طرح داستان هاى قرآنى، صرفاٌ مطرح کردن قصه و یا رمانی نیست، بلکه بار هدایتى آنها مورد توجه است و باید غایات داستانها و جوهره آنها را یافت  و سرلوحه زندگى قرار داد. اگر قرآن مجید کتاب انسان سازى است و اگر اسلام دین کامل است، باید براى مسأله روابط دختر و پسر طرح، ایده و الگو ارائه نماید و چنین کارى در سوره قصص صورت پذیرفته و با تأمل در ابعاد موضوع مى توان براى شرایط حاضر نکات اساسى در تعامل و ترابط دختر و پسر آموخت:

 ۲) در این داستان قرآنى، بازیگران و نقش آفرینان دو جنس مخالف هستند، که هر دو فعالند، طرفین هر دو پیام هاى سازنده براى دیگران دارند. مرد داستان، در نهایت لقب قوى و امین را از آن خود مى کند و زن داستان، صفت حیاء را به خود اختصاص مى دهد و بر بال حیاء راه مى رود:

۳) در این داستان اصل ارتباط دختر و پسر، به عنوان یک ضرورت زندگى پذیرفته شده است ولى این ارتباط، یک ارتباط عاطفى، پنهانى و بى حد و حصر نیست و با قیودى مورد پذیرش قرار گرفته است.

۴) از نکاتى که از این الگو قابل استنتاج است اینکه دختر و پسر در روابط عادى و ضرورى نه باید شرم بیجا داشته، دست پاچه شده، مضطرب شوند و نه باید پرخاشگرى نموده و به یکدیگر اهانت کنند، بلکه خوب است با شناخت از واقعیت هاى جنس مخالف و از بین بردن ترس ها، دلهره ها، هیجان ها و نیز احساس خصومت و خشونت نسبت به یکدیگر، با خونسردى و صلابت شخصیت با جنس مخالف برخورد نموده و از رفتار سبک، خودنمایى و جلب توجه جنس مخالف به وظایف محوله در اجتماع عمل کنند.

۵) اگر ارتباط دختر و پسر قرار است که به ازدواج منجر گردد، مناسبتى ندارد که یک روابط پنهانى و مکتوم باشد، بلکه با هماهنگ نمودن خانواده ها در شرایطى تا حد قابل توجهى مى توانند از یکدیگر شناخت جسمى و روحى کسب نمایند. روابط پنهانى دختر و پسر آسیب هاى فردى، اجتماعى و… دارد که باید از آن پرهیز نمود.

۶) در روابط سالم بین دو جنس مخالف. اصل نباید برتظاهر، ریا و خودنمایى باشد. آنانى که سعى دارند با لباس هاى بسیار ویژه، آرایش هاى آن چنانى و… براى خود ایجاد جذابیت نمایند، قطعاٌ از ضعفى درونى رنج مى برند و بدینوسیله به دنبال جبران کاستى جسمى یا روحى خود هستند. وگرنه کسى که فضیلت جسمى، عقلى و قلبى دارد، چه ضرورتى دارد که با حرکات تصنعى در مقابل دیگران ظاهر شود؟ شخصیت هاى رشید، خودبخود در ارتباط و تعامل براى دیگران به جهت فضایلشان زیبا جلوه مى کنند.پس درارتباط سالم دختر و پسر خوب است، هر یک به دنبال آن باشد که توانایى هاى علمى، هنرى، اخلاقى، ورزشى، رزمى و… کسب نمایند و طبیعى، قوى و سالم در مقابل یکدیگر ظاهر شوند.

منبع: پایگاه حوزه علمیه تبریز

رابطه دختر و پسر در قرآن؛ خلوت‌گزینی

منظور از «خلوت‌گزینی» آن است که زن و مرد نامحرم در جایی باشند که کس دیگری جز آن دو آنجا نباشد و کس دیگری هم نتواند در آن مکان وارد شود.(۱)

آیا این نوع ارتباط (خلوت کردن) در جایی از قرآن مورد بحث قرار گرفته است؟ در کدام سوره، کدام آیه و آیا حد و مرز آن و جزئیات آن نیز آمده است؟

باز به قرآن باز گردیم: این بار(و در این دیدار قرآنی) با دختر پاکدامنی روبرو هستیم که در اولین بهارهای نوجوانی گام گذاشته است و در جامعه‌ای که غالب دختران و پسرانش رویکردی به زمزمه‌های عاشقانه و عارفانه ندارند، او خود را تشنه سوز و گداز و راز ونیاز می‌بیند. به دنبال راهی می‌گردد تا با محبوب خویش نجوا کند. احساس می‌کند باید تنها باشد. جایی برود که هیچ کس او را نبیند؛ حتی نزدیکانش. از زبان قرآن بشنویم: «و اذکُر فِی الکِتابِ مریمَ إذ انتبذت مِن أَهلها مکاناً شرقیاً. فاتخذت مِن دونِهِم حجاباً؛ در این کتاب(قرآن) از مریم یاد کن، آن دم که از خاندان خود کناره گرفت و در ناحیه شرقی(تابشگاه خورشید) استقرار یافت و در مقابل(خود) و آنان پرده‌ای آویخت».

مریم سیزده ساله به راز و نیاز نشست مدتی به ابدیت چشم دوخت و با محبوب خویش نجوا کرد، امّا ناگهان حضور کسی ترنم خوش او را بر هم زد. صدای پایی شنید؛ نرم و سبک بال. به روبرو نگاه کرد. نگاهش به جوانی افتاد، جوانی زیبا. «…فَأَرسَلنا إلیها روحَنا فتمثّل لها بشراً سویاً؛ ما جبرییل را نزد او فرستادیم، (جبرییل) چون آدمی معتدل(راست قامت) بر او ظاهر شد». مریم، دچار دهشت شد. جوان که بود؟ از کجا آمده و چرا به سراپرده او پا گذاشته بود؟ او که همه درها را بسته و پرده را آویخته بود؟! قالت: إنّی أعوذ بالرحمن منکَ إن کنت تقیاً؛ (مریم) گفت: من از تو ـ‌اگر پرهیزگار باشی‌ـ به خدای رحمان پناه می‌برم(سوره مریم، آیات۱۶ تا‌۱۸). کنایه از اینکه اگر تو مرد مؤمن و پرهیزگاری باشی نباید به خلوت‌سرای من پا بگذاری. به جمله «إن کنتَ تقیاً» دقت کنیم؛ دقّت در این عبارت این نکته ظریف را می‌آموزد که تقوا و پرهیزکاری، بستر و زمینه‌ای است که در آن، هیچ گاه میوه خلوت‌گزینی نمی‌روید و اگر رویید از چنین میوه و ثمره‌ای باید به خدای رحمان پناه برد. «قالت إنّی اعوذ بالرحمن؛ گفت: پناه می‌برم به خدای رحمان». شاید رمز تعبیر به «رحمان» (از میان هزاران صفتی که خدا دارد) آن باشد که خلوت‌گزینی زن و مرد نامحرم در یک مکان ـ‌که کس دیگری نتواند در آن مکان راه یابد‌ـ دارای آفات و شروری است که در صورت ابتلا شدن، باید تنها با توسل به رحمانیت خدا آنها را جبران کرد.

همین نکته در سوره یوسف با زبانی دیگر و از زبان یوسف(علیه السلام) بازگو شده است. هنگامی که یوسف(علیه السلام) از دام‌های متعددی که زلیخا بر سر راه عفاف و تقوای او گسترده بود، رهایی یافت باز هم خود را تبرئه شده نمی‌دانست و شیطان نفس را همواره در کمین می‌دید. مگر آنکه خدایش به او رحم کند. «وَ ما أُبرّئ نَفسی إنَّ النّفس لَأَمّاره بالسّوء إلّا ما رَحِمَ رَبّی؛ (یوسف گفت:) من خود را تبرئه نمی‌کنم که نفس انسانی پیوسته به بدی ها فرمان می‌دهد، مگر آن که پروردگارم رحم کند».(سوره یوسف، آیه۵۲) در اینجا نیز یوسف(علیه السلام) برای رها شدن از دام خلوتی که زلیخا برایش گسترده است از رحمانیت خدا مدد می‌گیرد.

یکی از مفسران در توضیح آیات سوره مریم می‌گوید: این(دختر) همان بانوی پاکی است که وقتی مردی ناگهان پا در خلوت‌سرای او می‌گذارد، بر خود می‌لرزد و به وحشت می‌افتد و به خدا پناه می‌برد.(۲) در سایه این آموزش‌های آسمانی، تکلیف بسیاری از انواع ارتباطات در زندگی روزمره دختران و پسران و زنان و مردان روشن می‌گردد. مثلاً آیا یک پزشک می‌تواند با بیمار خود از جنس مخالف خلوت کند؟ آیا مدیر یک شرکت می‌تواند با منشی خود ساعت‌های طولانی پشت درهای بسته به تنهایی به تبادل و مشاوره بپردازد؟ آیا ریاست دانشکده و یا استاد دانشگاه حق دارد با دانشجوی خود از جنس مخالف خلوت کند؟ البته صورت مسأله در همه این موارد آنجایی است که این خلوت کردن و سخن گفتن؛ پیرامون مسایل علمی، تخصصی و کاری باشد وگرنه علاوه بر حرمت خلوت‌گزینی، قلمروهای دیگر حرام را نیز در بر می‌گیرد. آیا دختر و پسر نامحرم می‌توانند بطور هم‌زمان در یک آسانسور سوار شده از طبقه‌ای به طبقه دیگر همراه و هم‌نفس باشند؟!

پاسخ همه این پرسش‌ها را از همان دو شرطی که در تعریف خلوت‌گزینی آمد می‌توان دریافت کرد. توضیح آنکه در همه این موارد اگر شرایط به گونه‌ای باشد که کسی جز آن دو در آن مکان نباشد و امکان ورود شخص دیگری عملاً ممکن نباشد، ماندن آنها در آن مکان، مقبول و مرضی نظر شارع نخواهد بود.

اینها درس‌هایی است که در این دیدار، از بارش آیات الهی در سوره مریم فرا‌می‌گیریم.

دوست دارم در اینجا سؤالی را مطرح کنم و به همه جوانانی که با ذهنی باز و فکری ژرف به قرآن روی می‌آورند ـ‌و داروهای دردهای فردی و اجتماعی خویش را از کوثر قرآن می‌جویند(۳)‌ـ تقدیم کنم: آیا دختران و پسران معاصر حضرت مریم(سلام الله علیها) ماهیتی غیر از جوانان معاصر ما داشته‌اند؟ آیا الگویی که قرآن از این بانوی پاک ـ‌در سوره‌مریم‌ـ فراروی ما می‌گذارد، با پیشرفت زمان و تحول تاریخ کهنه می‌شود؟ آیا پیشرفت‌های شگفت‌انگیز دوران صنعتی و فراصنعتی و عصر ارتباطات و دهکده جهانی توانسته است ماهیت دختران و پسران و نهاد و فطرت و غریزه زنان و مردان را بگونه‌ای متحول کند که دیگر تحت جاذبه هیچ غریزه‌ای قرار نگیرند و مسأله ارتباط دختر و پسر خود به خود حل شده باشد؟

این گفتار را با پندی از شیطان به پایان می‌بریم که هیچ گاه دست از اغواگری و فریبکاری مردان راه برنمی‌دارد، چه رسد به ما که هنوز در آغاز راهیم. قال ابلیس لموسی(علیه السلام): لاتخل بامرأه لاتحلّ لک فانّه لایخلو رَجُل بامرأهٍ لاتحلّ له الّا کنتُ صاحبه دون اصحابی؛ ابلیس به موسی(ع) گفت: هیچگاه با زنی که محرم تو نیست خلوت مکن، زیرا هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی‌کند مگر آن که من (خودم که ابلیس هستم و نه دوستان دیگرم) دوست و مصاحب آن دو خواهم بود.(۴)

پی‌نوشت‌ها

۱- احکام روابط زن و مرد، سیدمسعود معصومی، ص۱۱۷٫

۲- فی ظلال القرآن، ج ۵، ص ۴۳۰٫

۳- قال علی(علیه السلام): یستثیرون به دواءَ دائهم. داروی دردهایشان را از قرآن می‌خواهند. نهج‌البلاغه، خطبه متقین.

۴- سفینه‌البحار، ماده «خلو».

منبع: بشارت؛ آذر و دى ۱۳۷۷؛ شماره ۸ 

بایدها و نبایدها در روابط دختر و پسر

شاید گرفتارى بزرگ بشر در عصر حاضر، دور افتادن از یک فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد. به این ترتیب ملاحظه می شود که افراط در معاشرت، یک پدیده غربی در جامعه ماست. ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه، نظام و حدود معینی را به شکل مشخص در اختیار داریم. به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم.

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذکر و مؤنث در جامعه ما، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده کرد که هریک از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین کننده رفتار، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش، و تراز فرهنگی انسان دارد. دسته های مهم در برخوردهای بین دو دختر و پسر عبارتند از:

۱- برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل

این نوع برخورد بر اساس درکی که انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد، صورت می گیرد. انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد.

چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران، بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد. این نوع برخوردِ احترام آمیز، به دور از پرخاشگری، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد. حال برای این که جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم.

۲- برخورد مبتنی بر شرم افراطی

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح ” شرم ” و ” حیا ” بپردازیم. شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن و یا کناره گیری کردن است، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی. فردی که دچار شرم است، در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد. اصطلاح دیگر حیاست.

حیا، یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتن داری ارادی فرد در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد.  حیا، در حقیقت نوعی توانایی است، در حالی که شرم یا خجالت، نوعی ناتوانی به شمار می آید. انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد، دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر، مادر، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری کرده، آن را انجام نمی دهد، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است. با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیا با جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم. برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است، در حالی که برخورد مبتنی برحیا، برخوردی خویشتن دارانه و ارادی است.

 کسانی هستند که در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگر انواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند. پسری که به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید، مصداق چنین برخوردی هستند. چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد.

۳- برخورد اضطراب‌آلود و هیجان زده

در ادامه ی برخورد مبتنی بر شرم افراطی، برخورد هیجان زده ی افراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت. این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار کردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود. هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس، خوشحالی، عصبانیت، عجله و امثال این هاست. هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتار انسانی هستند ولی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتار مناسب تحت کنترل در آیند.

برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده، می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد. به طور کلی، توصیه روان شناسان به انسان، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است. این توصیه، از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست.

۴- برخورد خشک و محدود

 دسته ی دیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشک و محدود است. در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود که گویی از وی متنفر است و یا این که به شدت او را طرد می کند. هر چند که حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه کردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یک انسان به شمار آید.

۵ – برخورد مبتنی بر پرخاشگری

در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( که نوعی هیجان است) و پرخاشگری (که یک نوع رفتار و تمایل است)، اشاره ای داشته باشیم. پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر.

در حالی که عصبانیت یک حالت برانگیختگی هیجانی است که در آن تغییرات بدنی آشکاری دیده می شود. در حالت عصبانیت، فرد کنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد. پرخاشگری ممکن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز کند. فردی که با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته، چیزی را عمداً تخریب می کند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد.

 ولی فردی که با عصبانیت دست به شکستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد. برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است.

اما این نوع از برخوردها را به نحو آشکار از برخوردهای هیجان زده منفک و مجزا می کنیم. پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر، با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت می گذرد و او را دچار ترس می کند و رفتارهایی از این قبیل، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است. پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند. پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد، ممکن است به صورت اعمالی که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است، تجلی داشته باشد.

۶- روابط پنهانی

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج، یکی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد. برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِ ارتباط بین دو جنس نهفته است، ولی باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج، تفاوتی آشکار و اساسی قایل بود. ازدواج نقطه ای است که در آن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شکل گرفته، و به شکلی مطلوب استمرار پیدا کند.

در حالی که پیش از ازدواج، این نوع روابط به خصوص از جانب افرادی که نمی توانند بر رفتار خود تسلط کافی داشته باشند، می تواند مشکل ساز باشد. دختران و پسرانی که بدون تسلط کافی بر اعمال و رفتار خود، اقدام به برقراری روابط پنهانی با یکدیگر می کنند، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شکست می شوند.

۷- برخوردهای غیر عادی و ناپخته

 این نوع برخوردها بیشتر توسط کسانی صورت می گیرد که به لحاظ فرهنگی، تحول هوشی و تحول شخصیتی، در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند. متلک گویی، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است.

۸- افراط در معاشرت

این نوع رفتار که معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است، بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر، پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یکدیگر و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد.

 میهمانی‌ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و محمل چنین روابطی است، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود. چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب‌‌، اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند، زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است و ما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام و برگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم.

شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یک فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد. به این ترتیب ملاحظه می شود که افراط در معاشرت، یک پدیده غربی در جامعه ماست. ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه، نظام و حدود معینی را به شکل مشخص در اختیار داریم. به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم.

منبع: روزنامه اعتدال

آرام کردن نوجوانان

تصویری که امروز از نوجوانتان می بینید با این همه  پرخاشگری و گوشه گیری و رفتارهای نا متعادل، تصویری نیست که سال ها در ذهن خود از او می ساختید. سال‌ها منتظر بوده‌اید که کودکی فرزندتان تمام شود تا نوجوانی و جوانی‌اش را ببینید. اما حالا نه تنها با نوجوانی مواجه می‌شوید که هیچ شباهتی به آنچه در رویا داشتید، ندارد بلکه از برقراری یک ارتباط کلامی ساده هم با شما عاجز است.

کم‌کم کلافه می‌شوید و با کلافگی‌تان اوضاع از آن چه بود هم بدتر می‌شود تا جایی که به بن‌بست واقعی می‌رسید. موقعیت بد و ناامیدکننده‌ای است اما انگار کاری هم برایش نمی‌شود کرد. ما به شما می‌گوییم برای اینکه به آن بن‌بست معروف نرسید، بهتراست ازکدام مسیر بروید؟

والدین محترم، جهان یک کاسه شده است!

در عصر تکنولوژی که انواع متنوع و بی‌شماری از اخبار و اطلاعات با ماهواره و اینترنت درکسری از ثانیه در همه جای دنیا قابل دسترسی است، بچه‌ها هم از قافله عقب نمانده و خیلی وقت‌ها درآگاهی از آخرین اطلاعات از پدر و مادرشان هم جلوتر هستند! فرزند شما می‌داند در کانادا و بلغارستان چه خبراست. از آزادی‌های درست و نادرست موجود برای نوجوانان سرزمین‌های دیگر هم آگاه است و حتی ممکن است خواهان امکانات مدارس آنها باشد؛ بنابراین دائما در حال مقایسه و جست‌ و جو است.

آگاهی نسبی بچه‌ها و به خصوص نوجوانان ازوضعیت زندگی در نقاط دیگر جهان، خیلی وقت‌ها به اختلافات‌شان با پدر و مادرها دامن می‌زند و توقعات ویژه‌ای ایجاد می‌کند که به دلیل موانع اقتصادی، فرهنگی یا شرعی قابل دستیابی نیستند؛ بنابراین خوب است قبل از اینکه در ذهن کودکان و نوجوانان ابرهای زندگی خیالی با الگوی اینترنتی یا ماهواره‌ای واقعیت را به‌ طور کامل بپوشاند، در کنارشان باشید و با حرف زدن درباره واقعیات فرهنگی، شرایط اقتصادی و در کل مختصات زندگی در کشورخودشان، از شکل‌گیری یک شکاف بزرگ جلوگیری کنید.

این صحبت کردن باید عاری از هر نوع تحمیل عقیده و نصیحت بوده و تنها یک تعامل صمیمانه برای نمایش واقعیت برای فرزندان باشد. نکته مهم دیگر اینکه باید صحبت‌ها تداوم داشته باشد و توقع نداشته باشید با یک بار گفت‌ و گو نوجوان‌تان را برای همیشه متحول و سر به راه کنید.

از دنیای بچه‌های‌تان جا نمانید.

برای اینکه بتوانید به فرزندان‌تان نزدیک شوید، یک شرط لازم و مهم وجود دارد و آن هم آشنایی با دنیایی است که آنها در فضایش زندگی می‌کنند. دنیای بازی‌های پلی استیشن، اپلیکیشن‌ها، گروه‌های اجتماعی موبایلی و دنیایی که درآن اینترنت نقش مهمی را بازی می‌کند.

واقعیت این است که ما در شرایط گذار از دنیای سنتی به دنیای مدرن هستیم؛ پس لازم است پدر‌‌‌‌ و مادرها هم خودشان را دائم به‌روز‌رسانی کنند تا وقتی با فرزندان‌شان صحبت می‌کنند، از نظر آنها، بیسواد، سنتی و عقب‌مانده از دنیای جدید به نظر نرسند؛ بنابراین اگر می‌خواهید فرزندان‌تان شما و اظهارنظرهای‌تان را قبول داشته باشند، با عصرتکنولوژی جلو بیایید و حتی گاهی از خودشان برای این کار کمک بگیرید.

برای نمونه وقتی شما دنیای وسیع اپلیکیشن‌ها را بشناسید، دیگر ساعت‌ها مشغولیت نوجوان یا جوان‌تان با این ابزار باعث نمی‌شود فکر کنید که او علاف و بی‌فکر است بلکه احتمالات مثبت دیگری را هم درنظر می‌گیرید و کلا اظهار نظرهای‌تان درست‌تر و سنجیده ترخواهد بود.

تخته‌ای که معجزه می‌کند.

احتمالا برای اکثر شما پیش آمده که نتوانسته‌اید همه حرف‌های‌تان را به پدر، مادر، همسر و حتی فرزندان خود بیان کنید و چه بسیار مشاهده شده که نگفتن همین حرف‌ها و حل نشدن کدورت‌های به ظاهر کوچک، رفته رفته بزرگ و بزرگ‌تر شده تا اینکه به انبار دینامیتی در آستانه انفجار تبدیل می‌شود. حالا خبرخوب این است که تمرین تخته سفید در بهبود روابط خانوادگی و کمک به حل این مشکل به راحتی معجزه می‌کند.

دکتردهقان دراین باره می‌گوید: «در این تمرین هر نفر برای خودش یک تخته سفید دارد و یک تخته سفید نیز در محل اتاق نشیمن خانه گذاشته می‌شود. در طول هفته، هر کس حرف‌ها، درددل‌ها و نکاتی را که نمی‌تواند رو در رو بیان کند، داخل آن می‌نویسد و آنها را به صورت هفتگی در اختیارکسانی که مخاطبش هستند، قرار می‌دهد؛ مسائل مشترک خانوادگی هم در تخته سفید مشترک در اتاق نشیمن بیان می‌شود. این تمرین را از همین هفته در خانه اجرا کنید و از تاثیر فوق‌العاده آن لذت ببرید».

نکته طلایی اینکه به‌ طور کلی نوشتن می‌تواند راه‌حل مناسبی برای تبادل احساسات و حتی بیان اسرار باشد. شما می‌توانید با گذاشتن یادداشت‌های کوچکی برای فرزندان‌تان و جواب خواستن با همین سبک از آنها دریچه تازه‌ای برای ارتباط با آنها باز کنید که خیلی وقت‌ها بهتر از صحبت شفاهی جواب می‌دهد.

وقتی نوجوان «اینترنت باز» است. . .

این روزها گله و نگرانی عده زیادی از والدین، وقت‌گذرانی بیش از اندازه فرزندان‌شان با اینترنت است. به‌ طوری که گفته می‌شود دربعضی از خانواده‌ها زمان گفت‌ و گو بین پدر و مادر با فرزندان به سه دقیقه در روز کاهش پیدا کرده است. محیط جذاب و متنوع اینترنت به صورتی است که گاهی باعث اعتیاد نوجوانان به اینترنت می‌شود و ناگفته پیداست راه‌حل این مشکل هم غرزدن و گله کردن از این وضع نیست.

خوب است استفاده از اینترنت و ماهواره و حتی پلی‌استیشن درخانه «محدودیت زمانی» داشته باشد؛ یعنی قبل از اینکه فرزندتان به این ابزار وابسته شود، از اعتیادش جلوگیری کنید که البته این به تنهایی کافی نیست و برای ساعات فراغت ایجاد شده به دلیل جدایی از اینترنت یا موبایل، باید برنامه داشته باشید. کلاس ورزش، کلاس‌های هنری یا مهارتی که فرزندتان به آن علاقه دارد و حتی انجام فعالیتی مثل غذا و شیرینی پختن یا ساخت وسایل خلاقانه با استفاده از سایت‌های خلاقیت اینترنتی می‌تواند جایگزین خوبی برای اینترنت باشد.

و حالا مصائب شیرین. . .

در سنین نوجوانی امکان دارد فرزند شما به‌ طور طبیعی به جنس مخالف تمایل و علاقه نشان دهد یا حتی به‌ طور جدی و عمیقی خودش را دریک ماجرای عاطفی غرق کند. در چنین وضعیتی گفتن جملات بازدارنده هیچ کمکی نخواهد کرد و بهترین رویکرد این است که قبل از وقوع هرماجرای عاطفی جدی و مهمی به صورت نامحسوس پیام‌های‌تان را درباره عشق و احساساتی از این دست به او برسانید.

مهم‌ترین پیام هم این است که یک: به جنس مخالف احترام بگذار و دو: به او صدمه نزن. باید به نوجوانان آموخت که اگر دوست دارید عشق واقعی را تجربه کنید، ابتدا باید شناخت درستی از دنیای زنانه و مردانه و تفاوت عمیق آنها داشته باشید و خوب است به جای اینکه منتظر بمانید تا فرزندتان در مورد این مسائل، سوالی را مطرح کند، از بهانه‌های مختلف برای صحبت با او دراین موارد استفاده کرده و تفاوت درک و نیازهای دختران و پسران از عشق را برایش توضیح بدهید.

صحبت از اینکه عشق برای پسرها اغلب خالی از رویاپردازی برای ازدواج است اما دختران پسر مورد علاقه‌شان را مرد رویاها تصور کرده و به‌ طور جدی به زندگی با آنها فکر می‌کنند، می‌تواند نگاه واقع‌بینانه‌ای نسبت به رابطه با جنس مخالف را به فرزندان شما بدهد. علاوه بر همه اینها خوب است ارزش زندگی سالم و رعایت بعضی از چارچوب‌های اخلاقی را برای فرزندان‌تان جا انداخته و به خصوص به پسران این باور را بدهید که احترام گذاشتن به کسی که دوستش دارند، بدون اینکه به او نگاه «صرفا جنسی» داشته باشند، از ضعف یک مرد نیست بلکه نشانه درک درست او از یک رابطه انسانی و عاطفی سالم و قابل احترام است.

رفتار با نوجوانان

در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها به‌ طور جدی می‌خواهند نشان دهند که دیگر بزرگ شده‌اند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات بین والدین و فرزندان درنوجوانی، پرخاشگری و خشم فرزندان است که شاید باورنکنید اما جلوگیری ازآن راه‌حل ساده‌ای دارد؛ راه‌حل این است که دستگاه «تولید خشم »را از برق بیرون بکشید! شاید بگویید این دیگرچه حرفی است. خب اجازه بدهید کمی توضیح بدهیم:

مقایسه مداوم فرزندان آن هم از کودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های مهد کودک‌شان باعث می‌شود که آنها در نوجوانی با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدر و مادر با آنها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند، احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد؛ احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است؛ بنابراین به جای مقایسه فرزندان‌تان با بقیه، به استعدادهای آنها و علایق‌شان توجه کرده و احترام بگذارید. با این کار اعتماد به نفس فرزندان‌تان رشد کرده و تقویت آنها در مسیری که دوست دارند، باعث شکوفایی‌شان می‌شود؛ در نتیجه با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌های‌شان، احساس برتری و سرآمد بودن کرده و در نوجوانی استرس کمتری را تجربه می‌کنند. همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.

استقلال کنترل شده، واقعیت یا فریب؟

دکتر دهقان درباره استقلال‌طلبی نوجوانان که یکی از پررنگ‌ترین نشانه‌های گذر آنها از دوران کودکی به نوجوانی است، می‌گوید: «در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها در خانواده‌ها به‌ طور جدی می‌خواهند به پدر و مادر نشان دهند که دیگر بزرگ شده‌اند و می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند و رفتار کنند اما در طرف مقابل پدر و مادر‌ها هستند که دوست دارند فکر کنند آنها هنوز کوچک هستند و باید به اصطلاح «استقلال کنترل شده»داشته باشند که اغلب مشاهده می‌شود که این«استقلال کنترل شده» هم در حد حرف باقی می‌ماند. در واقع منافع هر دو دسته در این است که این طور فکر کرده و رفتار کنند؛ بنابراین تضاد شدیدی ایجاد می‌شود که در پاره‌ای از موارد به دوری فرزندان از خانواده و انجام رفتارهای مخفیانه در آنها می‌انجامد.

حالا راه‌حل چیست؟

پیشنهاد می‌شود که خانواده‌ها با فرزندان‌شان به صورت دوستانه در خصوص «تمام مسائل» صحبت کنند و تا حدی صمیمی باشند که فرزندان پدر و مادر خود را به عنوان محرم‌ترین دوست و بزرگ‌ترین حامی قلمداد کنند. در واقع با این کار، فرزندان دغدغه‌های پدر و مادر را بهتر درک می‌کنند و در طرف دیگر، خانواده حس آزادی و استقلال فرزند خود را که یک حس ذاتی و طبیعی در اوست، بیشتر باور کرده و یک تعادل منطقی و عملی بین این دو حالت برقرار می‌شود».

با توجه به آنچه گفته شد، توصیه طلایی به والدین این است که اگر می‌خواهید فرزندتان در زندگی خود اشتباهات بزرگی نکند، آزادی منطقی را در تصمیم‌گیری و رفتار به او بدهید و همیشه از دور در نقش یک حامی مراقبش باشید؛ به بیان دیگر، در مسیر زندگی فرزندان‌تان، نقش گاردریل و محافظ را در جاده زندگی بازی کنید و نخواهید که یکسره فرمان زندگی‌شان را در دست داشته باشید.

منبع: مجله زندگی ایده آل/برترین ها؛ گفت و گو با دکتر نصیر دهقان، پزشک، نویسنده و مدرس مهارت‌های زندگی(با اندکی تغییر)

دام‌هاى آموزش جنسى

پایگاه اینترنتى واشنگتن پست گزارش داد که گنجاندن آموزش همجنس‌بازى در دوره هاى آموزش جنسى مدارس ایالت مریلند آمریکا، باعث اعتراض بسیارى از والدین شده است. مسوولان آموزشى این ایالت معتقدند این دوره ها را به همان دلیلى که آموزش جنسى در مدارس اجبارى است ایجاد کرده اند. به نظر مى رسد با چنین استدلالى قرار است چرایى و چگونگى آموزش جنسى تبدیل به تابلویى شود که نمى توان و نباید هیچ حد و مرز یا چارچوبى براى آن قایل شد و یا به آن خرده گرفت. گرچه نا آگاهى نوجوانان نسبت به مسایل جنسى مورد تایید نیست، اما انتخاب محتواى مباحث آموزشى هم به مثابه حرکت بر لبه پرتگاه است و عدم توجه به هنجارهاى روانى و استانداردهاى علمى تربیت مى تواند پیامدهاى عمیقا خطرناکى داشته باشد. شاید بد نباشد یک بار دیگر فلسفه اصلى آموزش جنسى را مورد بازنگرى قرار دهیم تا دریابیم این فلسفه تحت عنوان هنجارشکنى و حق انتخاب، در چه مدت کوتاهى دچار این همه دگردیسى شده است.

وقتى تصمیم داشتیم بهترین مدرسه دولتى را براى سومین فرزندمان انتخاب کنیم، برخلاف روزهاى خوب گذشته با مسایل پیش بینى نشده اى روبرو شدیم.

معلم تاریخ مدرسه با طعنه پاپ رفیق موسولینى خطاب مى کرد و از دخترم طورى در مورد جزییات مصرف قرص سوال مى شد که او بدون توضیحات من تصور مى کرد تنها دانش آموز مدرسه است که قرص مصرف نمى کند. دخترم براى انجام برخى از خدمات اجتماعى کلیسا با محدودیت مدرسه مواجه شد. آیا هیچ درسى در مدارس دولتى بیش از آموزش جنسى مى تواند به ارزش هاى خانواده لطمه وارد کند؟

خوشبختانه ما اطلاعات کافى براى بیرون آوردن دخترمان از دوره آموزش جنسى مدرسه را داشتیم و معلم وى نیز از تصمیم ما پشتیبانى کرد. اما چیزى که باعث شگفتى من شد این بود که او تنها دانش آموزى بود که کلاس را ترک کرد. این موضوع باعث شد بفهمم تعداد کمى از والدین نسبت به مباحث ارائه شده دراین کلاس ها و نحوه تاثیر آموزش جنسى بر ارزش هاى خانواده آگاهى لازم را دارند.

به عنوان مثال دوره هاى آموزش جنسى توسط سازمان هایى به سبک Planned Parenthood طراحى مى شوند. هدف این گروه ها کاهش نرخ زاد و ولد نوجوانان(و نه حاملگى) است، و ابزار اولیه آنان پیشگیرى از آبستنى و سقط جنین است. آن ها عمیقا به فعالیت جنسى جوانان اعتقاد دارند و بنابراین لازم مى دانند که نوجوانان در مورد نحوه کنترل زاد و ولد، پیشگیرى از آبستنى، و سقط جنین آگاه باشند. آن ها باور دارند که حذف این اطلاعات از دوره هاى آموزش جنسى نه تنها خطرناک بلکه خلاف اصول اخلاق است. آن ها خویشتن دارى را مى ستایند، اما توجه و تمرکز همیشگى شان به پیشگیرى از آبستنى است.

اکثر والدینى که اکنون کودکى در سن مدرسه دارند، خود نیز در طول دوره تحصیلى شان آموزش جنسى دیده اند. اما برنامه هاى آموزشى گذشته بسیار با آن چه امروز تدریس مى شود تفاوت دارد. تا قبل از دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، آموزش جنسى در گروه هاى تک جنسیتى انجام مى شد و شامل بهداشت زنان، دوره بلوغ و امراض مقاربتى بود. این دوره آموزشى نسبتا کم خطر بود و والدین را درگیرآن چه که امروز به اسم آموزش جنسى در مغز کودکان فرو مى شود نمى کرد.

براى مثال کارول اورت، سرپرست پیشین یک کلینیک سقط جنین، که اسرار صنعت سقط جنین را فاش نموده است، قبلا از کلاس هاى درسى منطقه تگزاس دیدار مى کرد. هدف او از این دیدارها که به نام آموزش جنسى صورت مى گرفت انجام سه تا پنج سقط جنین براى دخترهاى بین ۱۳ تا ۱۸ سال بود. او باعث مى شد دانش آموزان به ارزش هاى والدین خود بخندند، و عفت ذاتى آن ها را با صحبت از سکس در گروه هاى مختلط از بین برده بود. به دخترها نوعى قرص کنترل حاملگى با دوز پایین معرفى مى کرد و توصیه هایى مى نمود که هیچ نوجوانى قادر به اجراى عملى آن ها نبود. با این روش، حاملگى این نوجوانان و سودآورى سقط جنین تضمین شده بود. او با دریافت ۲۵ دلار براى هر سقط جنین در کلینیک، ماهیانه بیش از ده هزار دلار به جیب مى زد. افرادى مثل کارول، در دشوارترین ناحیه کنترلى والدین در مورد آموزش جنسى قرار دارند، چون تا قبل از آن که شروع به صحبت براى کودکان کنند، چیزى در باره دیدگاه هاى شان نمى دانیم.

اما درباره موضوعات درسى که براى والدین در دسترس هستند چه مى توان گفت؟ این مباحث در کلاس بهداشت دبیرستان دخترم تا شب قبل از شروع دوره در دسترس نبودند. یادداشتى به خانه فرستاده مى شد و در مورد اجازه یا عدم اجازه ما براى شرکت در دوره سوال مى شد. اگر والدین مى خواستند مواد درسى را از قبل مشاهده کنند، تنها یک فرصت حدودا شش ساعته براى انجام آن داشتند. چنین تدابیرى واقعا امکان آگاهى والدین در خصوص مباحث طرح شده در کلاس هاى آموزش جنسى فرزندان شان را از بین مى برد.

براى شخص من فقدان این فرصت مشکلى بوجود نیاورد. ما به خوبى مى دانستیم که مایل نیستیم دخترمان در دوره هاى آموزشى کنونى شرکت کند. همان طور که مى دانید من در نیمه دهه نود، به مدت دو سال در مورد دوره هاى آموزش جنسى تحقیق کردم و سال گذشته نیز مواد درسى دوره هاى اخیر را بررسى نمودم. حالا که عملا فرزند خودم در دبیرستان دولتى تحصیل مى کند، متقاعد شده ام که امروزه والدین هیچ تصویرى از طبیعت ویرانگر این دوره ها ندارند. نمونه هاى زیر شاید شما را آشفته سازد، اما به خاطر داشته باشید دانش آموزان دبیرستانى هر ساله زیر این بمباران اطلاعاتى قرار مى گیرند. من اکثر موارد تکان دهنده را کنار مى گذارم و چیزى را که در این جا مى گویم، تنها تصویر متعادلى از مباحث ارایه شده به دانش آموزان است.

به بچه ها مى آموزند متعهد به اصول اخلاقى نباشند

اجازه دهید من با کتاب درسی جنسیت انسانى شروع کنم. این کتاب به دانش آموزان مى گوید در صورتى که به عنوان فرد بالغ به افراد جنس خودشان گرایش دارند، پس همجنس‌گرا هستند(ضمنا عبارت مشابه بدترى در کتاب آموزش جنسى کلاس پنجم مدرسه کاتولیک قرار دارد، که حتى اشاره اى به بلوغ هم نمى کند. پس لطفا تصور نکنید که این مشکلات منحصر به مدارس دولتى هستند). جنسیت انسانى به دانش آموزان راهکارهایى را نشان مى دهد که بتوانند بفهمند آیا براى شروع رابطه جنسى آمادگى دارند یا نه. در مورد ازدواج حرفى گفته نمى شود؛ در عوض کتاب مى گوید اگر دانش آموزان نگران حاملگى یا بیمارى هاى مقاربتى هستند، پس احتمالا براى آغاز رابطه جنسى آماده هستند. به عبارت دیگر به بچه هایى که به نتایج سکس فکر نکرده اند چراغ سبز نشان داده مى شود.

دوره آموزشى F.L.A.S.H (زندگى خانوادگى و بهداشت جنسى) توسط دپارتمان بهداشت عمومى سیاتل-کینگ کانتى اجرا شد و دانش آموزان کلاس نهم و دهم را با این موضوع گمراه کرد که استفاده از کاندوم به همان اندازه خویشتن دارى، در جلوگیرى از بیمارى هاى مقاربتى تاثیر دارد. آن ها رقص را تماس جنسى تعریف مى کردند. به نظر مى رسد هدف کتاب این است که بگوید همه ما، درگیر روابط جنسى هستیم و فقط لازم است درباره نوع آن تصمیم بگیریم. یکى از بدترین جنبه هاى دوره آموزش جنسى این بود که دانش آموزان باید در چندین کلاس درسى متفاوت، نقشى را عموما به عنوان زوج هاى ازدواج نکرده و داراى رابطه جنسى بازى کنند، و نه مثلا بازى در نقش فرد مجردى که خویشتن دارى خود را حفظ مى کند.

اما با توجه به پیشرفت دوره هاى آموزشى، آن ها حتى از این هم فراتر مى روند. F.L.A.S.H در کلاس هاى یازدهم و دوازدهم ناتوانى هاى مختلف جنسى و عاطفى را به اجمال شرح مى دهد، یعنى براى دانش آموزان از ناتوانى سخن گفته مى شود و توصیه هایى به زوج ه داده مى شود. جزییات این بحث چنان صریح است که ذکر آن در این جا نامناسب خواهد بود. در واقع اگر چنین بحثى در یک مکان کارى مطرح مى شد همه ادعاى ترویج خشونت و آزارهاى جنسى را مى کردند. به یاد داشته باشید که چنین متونى براى دانش آموزان دو سال آخر دبیرستان ارایه مى شود، چه تعداد از آن ها این درس را با ذهن پاک فرا مى گیرند؟

به علاوه F.L.A.S.H براى دانش آموزان کلاس یازدهم و دوازدهم حاوى بدترین عباراتى است که من تاکنون در متون آموزش جنسى دیده ام. در این دوره، تغذیه با شیر مادر به عنوان رفتار جنسى میان مادر و نوزاد تعریف مى شود. پیام زیرکانه چنین تعریفى آن است که اگر در کودکى از شیر مادرتان تغذیه کرده اید، پس تاکنون عملى جنسى را انجام داده اید. هنوز هم از تصور این موضوع خونم به جوش مى آید.

کاوش هاى اخیر من در مورد دوره هاى آموزش جنسى نشان داد که طى این سال ها همه چیز فقط بدتر شده است. یک برنامه آموزشى جدیدتر، با عنوان کاهش خطر: ایجاد مهارت هاى جلوگیرى از حاملگى، بیمارى هاى مقاربتى و ایدز. پیشنهاد اقدامات بعدى به شما: وقتى شما و دوستتان بر انجام آن توافق دارید(کنترل آبستنى)، ساده ترین کار را انجام دهید و خوش بگذرانید. با هم به فروشگاه بروید…. وقتى امکان تجربه کردن را دارید، یک روز ویژه را برنامه ریزى کنید…. با همه این حرف ها، آن ها بدون تناقض! مدعى هستند که ثابت شده است این راهبرد، اولین رابطه را به تاخیر مى اندازد. با چنین دستورالعملى آیا این ادعا قابل باور است؟ اگر خوب دقت کنید خواهید فهمید که این اثبات، تنها در مقایسه با آموزش جنسى استاندار- و نه برنامه هاى خویشتن داری- انجام مى گیرد.

حتى بدتر از این هم هست، مدرسه محلى منطقه ما به هیات مدیره توصیه کرد که از برنامه هاى آموزشی گزینه هاى امن تر استفاده کند. شورا به این دلیل نپذیرفت که کارآیى کلاس هاى نمایش کاندوم این موسسه، مورد انتقاد قرار داشت و نه به خاطر این که لازم بود روش بهترى در مورد دانش آموزان اتخاذ شود. با این همه، آن ها اجازه یک کار کلاسى با عنوان دیدار از کلینیک کنترل آبستنى موسسه را دادند، (شاید) با دوست پسرها و دوست دخترهاى شان، صرفا براى آن که اعتبار اضافی‌‍‌ را کاهش دهند. این عالى است. حالا مى توانید با سفرى به Planned Parenthood نمره کلاسى درس آموزش جنسى خود را بالا ببرید.

آشفته ترین گرایش در آموزش جنسى، تاثیر گروه هایى از قبیل GLSEN (گى، لزبین و شبکه آموزش مستقیم) است. بنا به اظهارات مارجورى کینگ در شماره بهار ۲۰۰۳ سیتى ژورنال، GLSEN با همکارى انجمن آموزش ملى مى کوشد مطالبى مربوط به لزبین ها، گى ها، دوجنسیتى ها و تغییرجنسیت داده ها(LGBT) براى کلاس هاى درسى مدارس دولتى آماده کند. از این پس فعالیت هاى جنسى که تاکنون بحث انگیز، ناراحت کننده و ناامن تلقى مى شدند، به نوجوان کم سن و سال دوازده ساله تعلیم داده مى شوند. به این باور که گرایش به جنس مخالف عادى است؛ برچسب دگرجنس گرایى زده مى شود و هدف آن است که به طور سیستماتیک این تصور در ذهن کودک حک شود و این تازه شروع راه است. اورلئان کوهل، معلمى در کالیفرنیا، از دخترى در کلاس سوم مى گوید که از پدرش پرسیده بود پدر، من دخترها را بیش از پسرها دوست دارم، آیا به این معناست که لزبین هستم؟ مدافعان LGBT در انتظار کودکان ما هستند و ما حتى از ورود آن ها اطلاع نداریم.

والدین چه باید بکنند؟

به چیزى که در قلب تان هست باور داشته باشید و بیاموزید چگونه از آن دفاع کنید. همه عمیقا مى دانیم آموزش خویشتندارى بهتر از آموزش کاندومى است. پژوهش هاى محکمى در این رابطه وجود دارد. متاسفانه طرفداران برنامه هاى آموزشى بر مبناى کاندوم، در تکرار ادعاى غلط خود مبنى بر عدم تاثیر شیوه هاى خویشتندارى تخصص دارند. وب سایت Sex Respect پژوهشى را به عنوان نمونه مى آورد که اثربخشى این برنامه ها را با ذکر منبع نشان مى دهد. نقاط قوت برنامه هاى خویشتندارى را یاد بگیرید و براى دفاع آماده باشید.

از بقیه والدین کمک بگیرید. اگر مى خواهید امیدى به نفوذ روى هیات مدیره مدرسه داشته باشید، نیاز به جمعیت دارید. والدین باید آمادگى لازم براى حضور در جلسات مدرسه را داشته باشند. صحبت در محافل عمومى، نوشتن نامه به هیات مدیره و روزنامه محلى مى تواند مفید باشد.(در حقیقت یکى از موفقیت آمیزترین راهبردها، یافتن گزارشگرى محلى است که دیدگاه شما را حتى قبل از صحبت با هیات مدیره درک کند. قدرت مطبوعات مى تواند به نفع شما باشد یا شما را شکست دهد).

همه والدین باید فرزندان خود را از کلاس هاى آموزش جنسى خارج کنند. هیچ چیز بهتر از و جود طرفدارانى در اطراف شما نمى تواند هیات مدیره را وادار به شنیدن حرف هاى تان کند. اگر نود و نه درصد دانش آموزان در کلاس هاى فعلى حاضر باشند، مدرسه لزومى به تغییر نمى بیند. با نمایندگان جوانان در انجمن ها صحبت کنید و از آن ها براى تلاش در متقاعد ساختن والدین و خروج بچه هاى شان از کلاس هاى آموزش جنسى کمک بگیرید. مهم تر از همه این است که وقتى هیات مدیره مدرسه را متوجه دیدگاه هاى تان مى کنید، فرزندتان را از خطر برنامه هاى مخرب جنسى که امروزه در استانداردهاى آموزشى قرار دارند حفظ مى کنید.

به هیات مدیره مدرسه نشان دهید که بسیارى از والدین خواستار ارائه برنامه هاى آموزش خویشتندارى به عنوان یک گزینه دیگر هستند. از آن ها بخواهید همان طور که برخى مدارس دو زبان فرانسه و اسپانیایى ارائه مى شود، هر دو دوره آموزش جنسى جامع و دوره آموزشى خویشتندارى تا قبل از ازدواج را ارائه دهند. به شما مى گویند این کار هزینه زیادى مى طلبد، بپرسید چطور امکان ارائه دو درس طراحى و نقاشى به موازات یکدیگر وجود دارد. آن ها مى گویند که کارآیى روش فعلى به اثبات رسیده است، از آن ها بخواهید پژوهشى علمى را به شما نشان دهند. ملایم، اما مقاوم باشید و آن ها را وادار کنید بفهمند که وظیفه توجه به تمامى دانش آموزان مدرسه را دارند، چه دانش آموزانى که در مورد مسایل جنسى فعال هستند و چه آن هایى که با برنامه جامع آموزش جنسى مخالف هستند.

چند دلیل براى این رویکرد وجود دارد: نخست آن که برخى از والدین واقعا تمایل دارند مدرسه در مورد کاندوم به بچه ها آموزش دهد. بعضى از این افراد قویا بر این باورند که برنامه هاى آموزشى خویشتن دارى صرف، غیر اخلاقى هستند. تعداد زیادى از آن ها مبارزان خوبى هستند و قدرت سازمان هایى مثل Planned Parenthood و GLSEN را درکنار خود دارند. آن ها شما را متهم مى کنند که تلاش مى کنید اصول اخلاقى تان را به بچه هاى شان تحمیل کنید؛ که خواهان تدوین دوره هاى آموزشى بر مبناى ترس وشرم و عدم انتقال اطلاعات بهداشتى به بچه ها هستید.

وقتى از مدرسه مى خواهید گزینه دیگرى به جز برنامه هاى جامع ارائه دهد، زبان طرف مقابل را پذیرفته و بسیارى از بحث هاى بیهوده را خاتمه مى دهید، اصول اخلاقى تان را تحمیل نمى کنید، باعث شرم و ترس کودکان آن ها نمى شوید و در عوض براى خانواده تان که به خویشتن دارى بها مى دهند امکان دیگرى را فراهم کرده اید.از سالم ترین سبک زندگى براى جوانانى که توانایى پذیرش آن را دارند حمایت کرده اید، بدون آن که اطلاعات مهم بهداشتى را از بچه هایى که از لحاظ جنسى فعال هستند دریغ کرده باشید.

به خاطر داشته باشید، دعا، تلاش سخت و همکارى قوى مى تواند مدرسه ناحیه شما را متفاوت سازد. شاید کار چندان ساده اى نباشد اما بى نهایت اهمیت دارد.

منبع: مجله حوراء؛ آبان و آذر ۱۳۸۴؛ شماره ۱۷

روابط دختران و پسران از نگاه قرآن و روایات

 روابط پسران و دختران جوان، در کشور ما به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح است لذا بر اولیای خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولین فرهنگی و اجتماعی لازم است این مسئله را به طور علمی بررسی نمایند و از هر گونه تصمیم احساسی خودداری کرده و با شناخت کامل آسیب ها، زمینه ها و راهکارهای علمی و تخصصی با این انحراف برخورد نمایند. زیرا به حکم «ولا تقف ما لیس لک به علم» (اسراء،۳۶) باید از پیروی هر چیزی که بدان علم نداریم پرهیز کنیم. در هر اعتقاد یا عملی که تحصیل علم ممکن است، پیروی از غیر علم حرام است و زمانی اقدام و ارتکاب عملی جایز است که دلیل علمی آن را تجویز نماید.(۱) برای بررسی این معضل با سؤال هایی روبرو هستیم:

۱ – چه نوع روابطی، معضل اجتماعی به شمار می رود؟

۲ – چه آسیب هایی دراین زمینه جوانان ما را تهدید می کند؟

۳ – زمینه های این روابط آسیب زا چیست؟

۴ – چه راهکارهایی برای پیشگیری و هدایت صحیح وجود دارد؟

در مقاله حاضر که از مجله پاسدار اسلام ش ۳۰۷ انتخاب شده به این پرسش ها پاسخ داده می شود که با هم آن را می خوانیم:

روابط آسیب زا

ارتباط و برخورد پسران و دختران، امری اجتناب ناپذیر است زیرا بدیهی است که در جامعه، کوچه و خیابان، هنگام خرید و هنگام معاشرت ها و… نمی شود دیوار و حائلی بین دو جنس کشید. هنگامی که از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعی و آسیب زا یاد می شود، منظور روابط پنهانی، غیرعادی و ناپخته ای است که به دور از هرگونه شناخت کافی بوده و به صورت هیجانی، تخیلات و رؤیاهای غیرواقعی صورت می گیرد. دختران و پسرانی که به منظور جلب توجه جنس مخالف و با هدف دوست یابی از بین آنان، ساعت ها در خیابان ها و اماکن عمومی از گوشه ای به گوشه دیگر می روند و بدون اینکه به روشنی بدانند به دنبال چه چیزی هستند، وقت و انرژی خود را تلف می کنند. گاهی اوقات افرادی مانند خود را می یابند و روابط نامتعادلی برقرار می کنند، لکن در نهایت با احساس سرخوردگی و بیهودگی و نیز احساس بیزاری از خود به خانه باز می گردند. تعالیم انسان ساز اسلام، این نوع روابط را نهی می کند نه اینکه زنان و دختران را از جامعه طرد نماید و از هرنوع حضور و فعالیت های آنان و برخورد و ارتباط زنان و مردان جلوگیری کند.

اسلام حفظ حریم میان زن و مرد، عفت و حیاء را مورد تاکید قرار می دهد. قرآن کریم یک نمونه از روابط سالم را بیان می کند؛ دختران حضرت شعیب برای سیراب کردن گوسفندان صبر کردند تا مردان از سیراب کردن گوسفندانشان فارغ شوند و به کناری بروند.(قصص. ۲۳) و هنگامی که یکی از دختران شعیب از طرف پدر مأمور شد تا حضرت موسی را به خانه دعوت کند با کمال وقار و حیاء با موسی سخن گفت.(همان ۲۵) و حضرت موسی(ع) نیز بعداز قبول دعوت به دختر شعیب فرمود: راه را به من نشان بده و خودت پشت سر من بیا. برای اینکه ما دودمان یعقوب به زنان نگاه نمی کنیم.(۲)

این الگوی شایسته به ما نشان می دهد که می شود زنان و مردان در جامعه با یکدیگر برخورد و تعامل داشته باشند و در عین حال حریم یکدیگر، حیاء و عفت خود را نیز حفظ کنند.

آسیب شناسی

الف – آسیب روانی: فقدان حریم میان زن و مرد وآزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد. غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است، هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش تر می گردد؛ هم چون آتشی که هر چه به آن بیشتر خوراک بدهند شعله ورتر می شود.(۳) روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. هیچ مردی ازتصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره دلی از هوس سیر نمی شود.

از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت، دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد.(۴) حال اگر در سطح جامعه، جاذبه های جنسی رواج یابد و دختر و پسر روابطی آزاد داشته باشند، جلوه گری های موجود در برخورد و حالات دختران موجب جلب توجه پسران شده، انحراف اذهان و آشفتگی فکر و دل آنها را در پی دارد. البته خود دختران نیز ضربه پذیر هستند زیرا چه بسیار دخترانی که سبب شوق دست یابی به نشانه های مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار می شوند.(۵) از طرف دیگر اگر در کوچه و خیابان، دلبری مرسوم گردد و جلوه گری، هنر دختران محسوب شود و در روابط دختر و پسر تجاذب و دلبندی به میان آید، دخترانی که از زیبایی لازم برخوردار نیستند، در فشار و استرس قرار می گیرند و همیشه احساس کمبود و حقارت می نمایند و لطمه های جدی بر روح و روان آنان وارد می شود. آفت دیگر این است که افراد در این نوع روابط که معمولاً ناپایدار بوده و براساس سودجویی است نه تعهد، به شکست در عشق منتهی می شوند. و در نتیجه روح لطیف و با نشاط آنها گرفتار افسردگی می شود.

ویل دورانت می گوید: «زنی که عاشق شد و معشوق خود را از دست داد، ممکن است این گمشده برایش جبران ناپذیر باشد. او روح خود را به تصویر خاصی پیوسته است وهر جا برود خاطراتش او را دنبال خواهند کرد.(۶)

عشق بازی های خیابانی قبل از ازدواج، آسیب دیگری نیز دارد وآن این است که دائماً از فاش شدن روابط گذشته و تاثیر آن بر زندگی آینده دچار تشویش خاطر و نگرانی هستند و این نگرانی اثر مخربی بر بهداشت روانی انسان می گذارد.

ب – آسیب اجتماعی: آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماعی است، آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است(۷) زیرا از طرفی شخصیت و کرامت زن را در حد یک کالا برای کام جویی مردان تنزل می دهد و امنیت روانی لازم را برای فعالیت اجتماعی او از بین می برد، و از طرف دیگر مردان، تمرکز حواس و دقت کافی را برای کارهای خود ندارند. هر چه روابط دختر و پسر ضابطه مند تر شود و جامعه از تحریکات شهوانی وجلوه گری های جنسی دور گردد، اجتماع سالم تر خواهد شد و افراد جامعه بهتر به کار خود رسیدگی کرده، جوانان در محیط کار، درس و دانشگاه راحت تر خواهند بود و به پیشرفت های بیشتری خواهند رسید.

ج – آسیب خانوادگی: معاشرت های آزاد و بی حد و مرز در برخی خانواده ها، زمینه بی بند و باری پسران و دختران را فراهم ساخته و ازدواج را به صورت یک وظیفه، تکلیف و محدودیت در آورده است.

تفاوت جامعه ای که روابط جنسی را به محیط خانوادگی و کادر ازدواج قانونی محدود می کند با اجتماعی که روابط آزاد در آن اجازه داده می شود این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آن ها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند و در سیستم اسلامی به محرومیت و انتظار آنان پایان می بخشد.(۸)

اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به نهان خانه زناشویی و محیط خانواده و در کادر ازدواج، پیوند زن و شوهری را محکم می سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می شود. پس آسیب اول، بی رغبتی به ازدواج و تشکیل خانواده است. آسیب دیگر همان است که ویل دورانت می گوید: «مرد، نگران و مضطرب است که مبادا کسی پیش از او زنش را تصرف کرده باشد.”(۹) پسری که قبل از ازدواج با افراد زیادی ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج به هر دختری که نظر کند، می پندارد او نیز با پسرهای متعددی ارتباط داشته و پاک و عفیف نیست و در نتیجه روح بی اعتمادی و سوء ظن در جامعه ا وج می گیرد و این همان چیزی است که قرآن کریم از آن نهی فرموده است(هجرات. ۱۲) بنابر این روابط آزاد، زمینه ساز بسیاری از سوء ظن ها است.

نکته دیگری که در جوامع آزاد و مختلط، خانواده ها را تهدید می کند این است که زن و مرد، همواره در حال مقایسه اند، مقایسه آنچه دارند با آنچه ندارند وآنچه ریشه خانواده را می سوزاند این است که این مقایسه ها آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می زند.(۱۰)

زمینه ها و راهکارها

ما در این قسمت به عوامل ایجاد کننده این روابط و راه های پیشگیری آن می پردازیم و چون هر زمینه، راهکار مخصوص به خود را دارد، برای حفظ پیوستگی و انسجام مطلب در ذیل هر یک از زمینه ها، راهکار آن را نیز ذکر می کنیم.

۱ – نگاه

یکی از زمینه های ایجاد روابط ناسالم نگاه مسموم است. برای انسانی که حب شهوات برای او زینت داده شده است(آل عمران/ ۱۴) یک نگاه کافی است تا او را از خود بی خود کند ومتحول سازد. نگاه، تیری است از تیرهای شیطان چه بسا نگاهی که حسرت های طولانی را در پی دارد.(۱۱) لذا حضرت علی(ع) می فرماید: «دیده ها شکارگاه های شیطانند».(۱۲) بعضی «نگاه ها»، ویروس «گناه» منتشر می کنند، پس فاصله چندانی بین نگاه و گناه نیست. کنار هر گناه دو فرمان است: شیطان می گوید: «چشم بدوز» خدای رحمان می گوید: «چشم و دیده فرو بند» تنها راهکار آسودگی دل و برچیدن این زمینه همان است که قرآن کریم می فرماید: مومنان نگاه خود را از نامحرم بگردانند. «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم»(نور. ۳۰) و در روایات نیز آمده است که کسی که چشم خود را فرو بندد دل را آسوده کند(۱۳) از پشت به زنان نامحرم نگاه نیفکنید.(۱۴) از رو به رو به زن نامحرم خیره نشوید.(۱۵) و اگر به طور اتفاقی نگاه به نامحرم افتاد چشم را بگردانید.(۱۶) و بار دیگر نگاه خود را به وی نیفکنید.(۱۷) حفظ نگاه مخصوص مردان نیست؛ زلیخا اسیر نگاه شده بود و زنان مصر با دیدن یوسف دست خود را بریدند(یوسف/۳۱) لذا قرآن کریم به زنان مومن نیز دستور می دهد که چشم را از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند (نور/۳۱) لذا هنگامی که مردی نابینا خدمت رسول خدا(ص) آمد، آن حضرت از همسران خود خواست که جلسه را ترک کنند و پشت پرده قرار بگیرند. آنان با تعجب گفتند: “وی کور است.” حضرت فرمود: «شما که کور نیستید و او را می بینید»(۱۸) و الگوی زنان عالم حضرت زهرا(س) فرمودند: «خیر زن در آن است که نه او مردی را ببیند و نه مردی او را ببیند».(۱۹)

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هرچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد(۲۰)

۲ – خودآرایی و خودنمایی

یکی دیگر از علل گرایش جوانان به جنس مخالف، خودآرایی و خودنمایی است. خودآرایی ناپسند نیست بلکه خودآرایی به قصد خودنمایی در برابر نامحرم ناپسند است زیرا زمینه فساد جوانان است. جوان در این سن، در برابر هزارها محرک که قبلا آنها را حس نمی کرد، حساس می گردد. بعضی از صداها این حساسیت را بر می انگیزد… بعضی از حرکات این حساسیت را نیرو می دهد، بعضی از مناظر در جلب آن بیش از همه مؤثر است، رنگها در فصل عشق، غوغایی برپا می کند و رنگ سرخ منادی تملک و تصرف است(۲۱)

اگر جوان در معرض این همه محرک های قوی قرار بگیرد، دریای شهوت او طوفانی می شود و «غریزه جنسی، مخصوصا در پسران، تا سر حد وجدان نفوذ کرده و تحریکات شهوانی هم چون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه می نماید.”(۲۲)

قرآن کریم برای برچیدن این زمینه فساد به زنان مؤمن دستور می دهد که در خانه های خود بنشینند و مانند زنان جاهلیت نخست، خودنمایی نکنند.(احزاب/۳۳) زینت و آرایش خود را جز آنچه قهرا ظاهر می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید سینه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.(نور/۳۱) منظور از «زینت زنان» مواضع زینت است زیرا اظهار خود زینت از قبیل گوشواره و دست بند حرام نیست، پس مراد از اظهار زینت، اظهار محل آنهاست(۲۳) زنان مؤمن نباید پای خویش را به زمین بکوبند تا آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود.(نور/۳۱) طبیعی است که جوان جذب می شود. جوانی از انصار رسول خدا(ص) در کوچه های مدینه زنی را دید – در آن زمان، زنان مقنعه را پشت گوش می انداختند – وقتی زن از او گذشت، او را تعقیب کرد و از پشت او را می نگریست تا داخل کوچه تنگی شد و در آنجا استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود، به صورت مرد برخورد کرده آن را شکافت، همین که زن از نظرش غایب شد تازه متوجه گردید که خون به سینه و لباسش می ریزد، با خود گفت: نزد رسول خدا می روم و جریان را به او خبر می دهم. رسول خدا از او پرسید چه شده است؟ جوان جریان را عرض کرد. سپس جبرئیل نازل شد و حفظ حجاب و زینت را بر زنان مسلمان واجب نمود تا مردان مسلمان حفظ شوند.(۲۴)

۳ – طنازی در سخن

یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی که در دل بیمار است به طمع بیفتد و منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است، آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوات باز می دارد.(۲۵) قرآن کریم برای جلوگیری از روابط ناسالم میان زنان و مردان می فرماید: «نازک و نرم با مردان سخن مگوئید مبادا آنکه دلش بیمار است به طمع افتد بلکه درست و نیکو سخن بگویید.”(احزاب/۳۲) یعنی سخن معمولی و مستقیم بگویید، سخنی که شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را بپسندد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند، نه اینکه کرشمه و ناز را بر آن اضافه کنی، تا شنونده علاوه بر درک مدلول کلام، دچار ریبه هم بشود(۲۶) تاثیر کلام به قدری است که مولای متقیان از سلام کردن به زنان جوان خودداری می کند و می فرماید: «می ترسم از این که صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم کاسته شود.”(۲۷)

۴ – تأخیر در ازدواج

زن و مرد، مکمل نیازهای روحی و روانی یکدیگرند و هر یک بدون دیگری احساس فقر و نیاز می نماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است که تنها ملکه کاخ عشق و محبتش باشد.(۲۸) و به قول ویل دورانت: زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.(۲۹) و مرد نیازمند کسی است که قلبش برای او بتپد و با گرمی نگاه و کلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملایمات زندگی امید بخشد و خلاصه اینکه «هر یک از ما، در جدایی فقط نیمه ای از انسان است و همیشه نگران آن نیم دیگر است»(۳۰) و این نگرانی به آرامش تبدیل نمی شود مگر از طریق آن یگانه راهی که خداوند متعال ترسیم نموده و آسایش انسان را در آن قرار داده است.(روم. ۲۱)

تا زمانی که دختر و پسر جوان این نیاز فطری را از راه ازدواج تأمین نکرده و به آرامش روانی نرسیده باشند در معرض خطر هستند لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن کس که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است.”(۳۱)

۵ – بستر اجتماعی

یک عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنین افکاری رایج شود که داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه که داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیداکردن دوست برای یکدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد. برای رهایی از این زمینه فساد راهکارهایی وجود دارد که عبارتند از:

الف – اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنین افکاری در جامعه رسوخ کرده باشد بر مسئولین فرهنگی جامعه واجب است که تمام امکانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به کار بگیرند زیرا تا فرهنگ سازی درست صورت نگیرد خورده کارها نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.

ب – دقت در انتخاب همنشین: باید راه های صحیح دوست یابی را آموزش داد تا جوانان با دید باز و اندیشمندانه هم نشین و دوست خود را انتخاب نمایند زیرا رسول خدا(ص) می فرمایند: «دین و منش هر شخصی، متناسب با دوست و همراه است.”(۳۲)

۶ – مرحله رشد

اریکسون سن ۱۲ – ۲۰ سالگی را مرحله احساس هویت در مقابل سردرگمی هویت می داند و می گوید مشکل این دوره خطر آشفتگی نقش به ویژه هویت جنسی و شغلی نوجوان است. در بعضی موارد جوانانی که قادر به رو در رویی با سردرگمی نقش جنسی و شغلی خود نیستند، هویتی منفی را انتخاب می کنند و به هویت ها و نقش هایی متکی می شوند که به صورت نامطلوب ترین و خطرناک ترین اعمال به آنها عرضه شده است(۳۳) کسی که احساس پیشرفت و رضایت مندی از هویت، شغل و خانواده خود ندارد به رفتارهای ناهنجار روی می آورد که به این رفتارها «رفتارهای جایگزین» می گویند. یکی از این رفتارهای جایگزین، برقراری ارتباطهای ناسالم است.

برای پیشگیری از بروز این مشکل، باید به نوجوان و جوان در هویت یابی کمک کرد تا بتواند برای خویشتن، تصویری رضایت بخش و امیدآفرین به دست آورد. انسان باید یک هویت منسجم داشته باشد زیرا هرکس براساس ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد(اسراء. ۸۴)

عمل انسان مترتب بر شاکله او است به این معنا که عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمی است چنانکه در فارسی گفته اند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست» پس شاکله یا هویت نسبت به عمل، نظیر روح جاری در بدن است.(۳۴) بنابراین بر والدین و مسئولین تعلیم و تربیت واجب است که در راه «هویت یا بی جنسی» به جوانان کمک کنند تا تصویر روشنی از جنسیت خود و نقش های مربوط به آن، برخوردهای اجتماعی و دوستی دختران و پسران و عشق و امثال آن پیدا کنند.

۷ – عدم تقید خانواده به مسائل دینی

جوانان اولین برخوردها و معاشرت های ناسالم و مختلط را در خانه تجربه می کنند. فرهنگ خانواده است که حد و مرزها را به فرزندان می آموزد. اگر خانواده ها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نکنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی می توان داشت لذا قرآن کریم می فرماید: «ای مومنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاه دارید.”(تحریم. ۶) یعنی خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید و ادب نمایید.(۳۵) و در نگهداری خانواده همین بس که به آنها امر کنید بدان چه که خدا امر کرده و نهی کنید از آنچه خدا نهی کرده است.(۳۶)

۸ – بی توجهی به نیازهای جوانان در خانه

جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی که شور و نشاط آنان را حفظ کند، نیازمند هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نکنند، خود آنان دست به کار می شوند و از آنجا که معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل می کنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام می کنند.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، پرهیز از بیکاری است. خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) توصیه می فرماید: «هنگامی که از کار مهمی فارغ شدی خود را به کار دیگری مشغول کن»(انشراح/۷) والدین باید برای اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی علاوه بر اینکه آنها را از بسیاری از فسادها حفظ می کنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدین در برخورد با جوانان باید طریق اعتدال را پیش بگیرند و از هرگونه افراط، تفریط، برخورد خشک، خشن و انعطاف ناپذیر خودداری کنند. و در ضمن نظارت و کنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهای آنان، شخصیت و حریم خصوصی آنان راحفظ نمایند زیرا اگر شخصیت او از بین برود و عزت و کرامتی نداشته باشد، هیچ امید خیری در او نیست.(۳۷) و از سرزنش و ملامت نیز پرهیز کنند که آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر می کند.(۳۸)

۹ – رسانه

یکی دیگر از عوامل زمینه ساز روابط دختر و پسر رسانه ها اعم از صدا و سیما، نشریات، اینترنت و ماهواره است که بررسی میزان تأثیر آنها و چگونگی مقابله با آنها به تدوین مقاله ای مستقل نیاز دارد.

پی‌نوشت‌ها

۱) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۳، ص ۱۲۶ – . ۱۲۷

۲) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۳۸

۳) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. ۶۹

۴) همان، ص. ۷۲

۵) خانم دکتر سعداوی، چهره عریان زن، ص ۱۶۸؛ ر. ک: مقدمه ای بر روانشناسی زن ص. ۱۱۰

۶) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۶

۷) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. ۷۸

۸) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص. ۷۵

۹) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۱

۱۰) حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص. ۶۹

۱۱) وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص. ۱۳۸

۱۲) منتخب میزان الحکمه، ترجمه شیخی، ج ۲، ص ۹۹۹، حدید. ۶۱۲۹

۱۳) مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص. ۲۷۱

۱۴) همان، ص. ۲۷۴

۱۵) الترغیب و الترهیب، ج ۳، ص ۳۵، حدیث. ۶

۱۶) مسند احمد، ج ۴، ص. ۳۵۸

۱۷) بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص. ۳۶

۱۸) مسند احمد، ج ۶، ص. ۲۹۶

۱۹) بحارالانوار، ج ۴۳، ص. ۵۴

۲۰) بابا طاهر عریان.

۲۱) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۲۸

۲۲) محمدتقی فلسفی، گفتار فلسفی (جوان) ، ص. ۳۰۷

۲۳) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۵، ص. ۱۵۶

۲۴) کافی، ج ۵، ص ۵۲۱، حدیث. ۵

۲۵) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۴۶۱

۲۶) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۶، ص. ۴۶۱

۲۷) شیخ حر عاملی، آداب معاشرت، ص. ۶۷

۲۸) مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص. ۱۴۸

۲۹) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. ۱۴۱

۳۰) ابوالقاسم مقیمی حاجی، جوانان و روابط، ص ۷، به نقل از لذات فلسفه. ۱۲۲

۳۱) میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۷۲، حدیث. ۷۸۰۷

۳۲) میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۲۹۷، حدیث. ۱۰۲۲۱

۳۳) روانشناسی رشد (۲) ، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ص. ۷۸۲

۳۴) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ۱۳، ص. ۲۶۲

۳۵) الدر المنثور، ج ۶، ص. ۲۴۴

۳۶) کافی، ج ۵، ص. ۶۲

۳۷) شرح غرر و درر، آمدی، ج ۱، ص. ۳۹۴

۳۸) میزان الحکمه، ج ۸، ص ۴۸۵، حدیث. ۱۷۸۳۱

منبع: روزنامه؛ کیهان

نگاه ویژه؛ بازخوانى روابط دختر و پسر

 یکى از مسائل مهم اجتماعى در سال‌هاى اخیر در جمهورى اسلامى ایران، مسئله روابط دختر و پسر است. درباره این پدیده، مانند بسیارى پدیده‌هاى اجتماعى دیگر، دیدگاه‌هاى متفاوت وگاه متضادى وجود دارد که مى توان تا حد زیادى آن‌ها را تیپ‌بندى کرد.

اکثر والدین،‌ مربیان و کسانى که دغدغه حفظ سنت‌ها و آموزه‌هاى دینى- اخلاقى را دارند، با نگاهى انتقادى تر به این پدیده توجه مى کنند. برخى کارشناسان امور تربیتى و روانشناسى آن را مرحله‌اى از بلوغ فکرى و رشد شخصیت مى دانند که موفقیت در آن به معناى موفقیت در فرآیند اجتماعى شدن است. گروهى از متخصصان علوم اجتماعى، روابط دختر و پسر را از ویژگى‌هاى جوامع مدرن یا در حال گذار به سوى مدرنیته تلقى مى کنند، ‌به این معنا که جوامع مدرن خواه‌ ناخواه باید خود را براى مواجهه با این پدیده در سطح گسترده و در اشکال گوناگون آماده کنند.

بدیهى است آنچه باعث مى شود مواضع گروه‌هاى مختلف- صرف‌نظر از گروه جوانان- در موضوع روابط دختر و پسر تا این حد متنوع باشد، از یک‌سو به فقدان پژوهش‌هاى جامع‌الاطراف و مستند بر‌مى گردد و از سوى دیگر در ابهام موضوع ریشه دارد. فقدان پژوهش‌هاى کافى درباره روابط دختر و پسر در ایران، معلول امور فراوانى است که از آن جمله مى توان به حساسیت‌هاى عمومى جامعه در طرح موضوعات و مسائلى که به حوزه روابط جنسى و خصوصى افراد مربوط مى شوند، اشاره کرد. در این قبیل مسائل،‌ از یک طرف اشخاص غالباً از بیان واقعیت‌ها طفره مى روند و از طرف دیگر مؤسسات و سازمان‌هاى متولى امور پژوهشى، همین مطالعات و پژوهش‌هاى اندک را در دسترس قرار نمى دهند.

ابهام موضوع روابط دختر و پسر در ایران نیز در عوامل متعددى ریشه دارد؛ بخشى از ابهام به دلیل آن است که روابط دختر و پسر در ایران، طیف وسیعى از روابط را شامل مى شود. از رابطه ساده و محاورات عادى میان دو همکار و یا دو هم کلاسى،‌ تا مراودات عاشقانه و در نهایت رابطه جنسى کامل؛ اما به نظر مى رسد بخشى از ابهام موضوع،‌ به غفلت از ماهیت و اشکال جدید روابط دختر و پسر بازمى گردد که توجه به آن به تنقیح موضوع کمک شایانى مى کند؛ ‌اگرچه اختلاف‌نظرها هم چنان باقى خواهند ماند.

«روابط دختر و پسر» در دنیاى مدرن مانند بسیارى مفاهیم دیگر از جمله مفهوم‌ جوانى[۱] از مفاهیم و پدیده‌هاى مختص مدرنیته است. گسترش شهرنشینى، صنعتى شدن،‌ هسته‌اى شدن خانواده‌ها و بسیارى از پدیده‌هاى مدرن دیگر، مفاهیم و پدیده‌هایى هستند که در تحلیل مفاهیم جوانى و روابط دختر و پسر بسیار راهگشا مى باشند. در گذشته مفهوم جوانى، مفهوم زیست‌شناختى بود که بر دوره‌اى از عمر انسان اشاره مى کرد. در این دوره، نیروهاى جسمانى و غریزى در اوج کمال است. اما در دنیاى جدید، مفهوم جوانى مقوله‌اى اجتماعى محسوب مى شود که در تعامل با سایر مقولات اجتماعى، نقش‌ها و تعاملات خاصى را ایجاد مى نماید. تغییر ساختارهاى اجتماعى،‌ سبک‌هاى زندگى و خرده‌فرهنگ‌ها، به تغییر مفهوم جوانى و کنش‌هاى جوانان منجر مى شوند. موضوع روابط دختر و پسر در ایران، موضوعى است که جمعیت درگیر آن را جوانان تشکیل مى دهند. فهم عمیق واقعیت‌هاى زندگى جوانان ایرانى، ما را به درک عمیق‌تر موضوعات وابسته، از جمله روابط دختر و پسر سوق خواهد داد. از آنجا که جامعه ایرانى جامعه‌اى در حال گذار به سوى مدرنیته است و هم چنان سنت‌ها و نهادهاى سنتى در برابر مدرنیته و مظاهر آن مقاومت مى کنند، باید در تعمیم واقعیت‌ها و ویژگى‌هاى جوامع مدرن به جامعه ایرانى، جانب احتیاط را پیش گرفت.

در این نوشتار مؤلفه‌هاى اساسى روابط دختر و پسر بیان مى ‌شود و سپس با تحلیل وضعیت روابط دختر و پسر در ایران، عوامل و دلایل گسترش این امر مورد بررسى قرار خواهد گرفت و در پایان به بیان برخى پیامدهاى این روابط و بایسته‌هاى آن خواهیم پرداخت.

مفهوم روابط دختر و پسر

مفهومى که از روابط دختر و پسر در این نوشتار مورد نظر است، ویژگى ها و مؤلفه‌هاى زیر را دارد.

الف– در روابط دختر و پسر، نفس ارتباط موضوعیت دارد. الگوى ارتباط براى ارتباط، تفاوت این نوع از رابطه را با رابطه‌هاى دیگرى که در اجتماع میان افراد دو جنس زن و مرد صورت مى گیرد، روشن مى کند. در روابط نوع دوم، هدف از ارتباط امر دیگرى مانند خرید و فروش، ‌طبابت و یا تعلیم و تعلم است. در نتیجه توصیه به اینکه چنین روابطى باید در حد ضرورت باشد، ‌معقول است، زیرا با برآورده شدن هدف، موضوع رابطه خود به خود منتفى خواهد بود. اما رابطه‌اى که نفس رابطه موضوعیت دارد،‌ توصیه به اکتفا در حد ضرورت بى معناست.

ب- در این نوع از روابط،‌ جنسیت طرف مقابل موضوعیت دارد. اگر چه در دوستى‌هاى رایج میان پسران و یا دختران، نفس رابطه موضوعیت دارد، ولى در این روابط، جنسیت طرف رابطه، مورد توجه قرار نمى گیرد.

ج- در این روابط، طیف وسیعى از عاطفه و احساس و در پاره‌اى موارد، رفتارهاى جنسى در اشکال و مراتب گوناگون آن مبادله مى شود.

نکته دیگر اینکه غالباً چنین برداشت مى شود که منظور از دختر و پسر در این بحث، افراد غیرمتأهل و بالغ و از هر دو جنس مى باشند. نهاد متولى امور جوانان این روابط را میان افراد ۱۵ تا ۲۹ سال تصویر مى کند. ظاهراً قید هم چنان باقى است. اما به نظر مى رسد اگر جوانى را مقوله‌اى اجتماعى بدانیم که در هر دوره با کنش‌هاى مشخصى تعریف مى شود، مى توانیم با مبنا قرار دادن سه مؤلفه فوق، طیف وسیع‌ترى از افراد جامعه ایرانى را درگیر موضوع «روابط دختر و پسر یا زن و مرد» بدانیم. بر این اساس، برخى ارتباطات رایج میان افراد متأهل که ویژگى‌هاى روابط دختر و پسر در میان افراد مجرد را دارند، از مصادیق روابط دختر و پسر محسوب مى شوند.

تحلیل روابط دختر و پسر در ایران

همان‌گونه که گذشت، درباره روابط دختر و پسر در ایران اطلاعات چندان روشنى وجود ندارد و این امر معلول فقدان تحقیقات بسنده در این موضوع مى باشد. از طرف دیگر رعایت نشدن استانداردهاى پژوهش، یافته‌هاى برخى پژوهش‌ها را نیز بى اعتبار مى کند.

در گزارش محرمانه‌اى که یکى از سازمان‌ها منتشر کرده است، ادعا مى شود که حدود ۵۵ درصد از جوانان مورد مطالعه، با جنس مخالف خود رابطه داشته‌اند. (مراد از رابطه، روابط صمیمانه قبل از ازدواج است که صبغه جنسى دارد)، بیش از ۶۱ درصد به پایان بخشیدن به روابط خود تمایلى نداشته‌اند. روابط جنسى حدود ۲۴درصد آنان، به آمیزش جنسى منجر شده است و ۱۶ درصد از افراد این گروه به حاملگى بعد از آمیزش اشاره کرده‌‌اند.

هر چند نمى توان با قاطعیت بر این آمارها صحه گذاشت، با این حال برخى تحلیل‌ها و پژوهش‌هاى جانبى، از گسترش پدیده روابط دختر و پسر در ایران حکایت مى کند. در رویکرد تحلیلى با تبیین لمى (سیر از علت به معلول)، مى ‌توان گفت اگر روابط دختر و پسر را از پیامدهاى مدرنیته بدانیم، به موازات حرکت جامعه ایرانى به سوى مدرنیته، روابط دختر و پسر نیز گسترده‌تر مى شود و به الگوى روابط در کشورهاى توسعه ‌یافته نزدیک‌تر خواهد شد.

اگر پدیده‌هایى چون تأخیر در سن ازدواج،‌ گرایش به مد،‌ هسته‌اى تر شدن خانواده‌ها،‌ و روحیه فردگرایى در سال‌هاى اخیر در کشور ما توسعه یافته باشد،‌ مى توان انتظار داشت که روابط دختر و پسر نیز گسترش یابد.

برداشت عمومى افراد جامعه ایرانى نیز، گسترش روابط دختر و پسر در ایران و نزدیک شدن الگوى آن به الگوى دوستى‌هاى میان دو جنس در کشور غربى را تأیید مى کند. در پژوهشى که در آن از ۱۲۰۰ پدر و مادر تهرانى نمونه‌گیرى شده است،‌ چنین به دست مى آید که ۸۸ درصد از والدین معتقدند روابط دختر و پسر نسبت به سال‌هاى گذشته افزایش یافته است. پدران و مادران جوان (تا ۴۰ سال) بیشتر به شیوع این پدیده اعتقاد داشتند. [۲]

عوامل و دلایل افزایش روابط دختر و پسر

در بررسى عوامل ایجاد و یا افزایش روابط دختر و پسر در ایران، مى ‌توان به برخى زمینه‌ها و عواملى اشاره کرد که در افزایش و یا ایجاد برخى آسیب‌هاى اجتماعى دیگر مانند طلاق نیز مؤثر هستند. عوامل به دو سطح خرد و کلان تقسیم مى شود، در سطح خرد، ویژگى‌هاى پسران و دخترانى تبیین مى گردد که بیشتر درگیر روابط دختر و پسر هستند و در سطح کلان به عوامل ساختارى و تغییرات اجتماعى که زمینه‌ساز ایجاد و افزایش الگوهاى جدید روابط دختر و پسر هستند مورد بررسى قرار مى گیرد.

بدیهى است که توجه همزمان به دو سطح خرد و کلان، به تحلیل دقیق‌تر این موضوع و در نتیجه مدیریت بهتر آن مى انجامد. با این وصف مطالعه پژوهش‌ها و آثار اندکى که درباره این موضوع انجام گرفته و یا منتشر شده است،‌ نشان مى دهد سهم رویکردهاى خرد به مراتب بیشتر از رویکردهاى ساختارى و کلان بوده است.

در این قسمت عوامل افزایش روابط دختر و پسر، با تأکید بر ساختارهاى کلان اجتماعى بررسى مى شود.

۱- تسهیل روابط دختر و پسر

یکى از تغییرات مهمى که در الگوى زندگى مردم ایران به خصوص در کلان شهرها صورت گرفته است، سهولت روابط دختران و پسران در سال‌هاى اخیر است. از جمله مظاهر این سهولت، کثرت و توسعه اماکنى است که اساساً براى بهره‌مندى نسل جوان ایجاد شده‌اند و یا نسل جوان بیشترین بهره‌گیرى را از آن‌ها دارند. دانشگاه‌ها، سینماها، ‌فرهنگسراها،‌ پارک‌ها، کافى شاپ‌ها و کافى نت‌ها اماکنى هستند که در آن‌ها ارتباط حضورى دختران و پسران به شدت تسهیل شده است. الگوى طراحى برخى از این اماکن، به توسعه روابط دختر و پسر دامن مى زند.

ویژگى عمده اماکن اجتماعى مدرن آن است که حضور جوانان در آن‌ها بر اساس ویژگى ها و هویت فردى آنان مى باشد؛ ‌به این معنا که خانواده، ‌فامیل و یا مرجعیت‌هاى دیگرى که در گذشته روابط و کنش‌هاى جوانان را در اجتماع هدایت،‌ همراهى و یا کنترل مى کردند، از همراهى جوانان باز مى مانند.

برخى پژوهش‌ها بیانگر آن است که دو سوم افراد داراى رابطه از طریق ملاقات حضورى و ارتباط کلامى با یکدیگر رابطه برقرار کرده‌اند. حدود چهل درصد از افراد داراى رابطه، اولین ارتباط را در خیابان با یکدیگر برقرار کرده‌اند. ۱۵ درصد در میهمانى ها، ۱۵ درصد در دانشگاه‌ها و ۱۲ درصد در پارک‌ها به این رابطه اقدام کرده‌اند.

۲- توسعه وسایل ارتباط جمعى

از جمله مهم‌ترین عوامل تغییرات اجتماعى در جوامع مدرن، رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعى هستند. در سال‌هاى گذشته توسعه وسایل ارتباط جمعى به‌خصوص تلفن همراه و اینترنت، حجم و کیفیت روابط انسانى را تحت تأثیر خود قرار داده است.

اکثر استفاده‌کنندگان از اینترنت در ایران را جوانان تشکیل مى دهند و حجم بالایى از مشترکان تلفن همراه، جوانان هستند. گرچه اطلاعات دقیقى از کیفیت استفاده جوانان از این وسایل نداریم، اما برخى شواهد و آمارها نشان مى دهد جوانان در موارد غیر ضرورى از این وسیله استفاده مى کنند. توسعه امکانات در فضاهاى مجازى براى گفت و گو،‌ دوست‌یابى و انتقال اخبار و اطلاعات، هر چند مى تواند کارکردهاى مثبت بسیارى داشته باشد، اما به دلیل فقدان زیرساخت‌هاى فرهنگى و وجود برخى زمینه‌هاى اجتماعى، غالباً ‌به فضایى براى اتلاف اوقات فراغت تبدیل شده است و به شلختگى این روابط در فضاى مجازى دامن مى زند. شاید مهم‌‌ترین اقبال جوانان ایرانى به این دو وسیله، قابلیت عمده آن‌ها در امکان بروز «فردیت» است. هویت مجازى افراد در فضاى مجازى، ‌امکان هنجارشکنى ها و تجربه کردن‌ها را بدون پذیرش تبعات اجتماعى ایجاد مى کند.

۳- تغییر در گروه‌هاى مرجع جوانان

یکى از عناصر مهم هویت‌بخشى به یک گروه یا یک طبقه اجتماعى، مرجعیت‌ها و مراکز ثقل اقتدار براى افراد و اعضاء آن گروه یا طبقه است. مرجعیت‌ها افراد یا گروه‌هایى هستند که گروه‌هاى وابسته، هنجارها و ارزش‌هاى خویش را از آنان مى گیرند و تلاش مى کنند خود را با آن هنجارها تطبیق دهند.[۳]

اگر بپذیریم در گذشته عمده‌ترین مرجعیت‌هاى جوانان خانواده، روحانیت و معلمان بودند، امروزه این مرجعیت‌ها در میان جوانان، به خصوص جوانانى که با جنس مخالف خود ارتباط دارند، روز به روز کاهش مى یابد، به گونه‌اى که جایگاه برخى از آنان، از مرجعیت‌ مثبت به مرجعیت‌ منفى[۴] تنزل مى یابد. بدیهى است نفى یک مرجعیت به معناى جایگزینى مرجعیت‌هاى دیگر است.

‌سیرتغییرمرجعیت گواه آن است که به تدریج مرجعیت‌هاى بیگانه و سازگار با نظام سلطه سرمایه‌دارى

جایگزین مرجعیت‌هاى سنتى خواهند شد. از جمله مهم‌ترین آموزه‌هاى مرجعیت‌هاى جدید، دامن زدن به روابط آزاد دختران و پسران است.

۴- بالا رفتن سن ازدواج

از جمله پیامدها و نشانه‌هاى مدرنیته و صنعتى شدن جوامع، بالا رفتن سن ازدواج است. در کشورهاى توسعه یافته و یا در حال توسعه، فاصله بلوغ جنسى و بلوغ اجتماعى،‌ آموزش عالى،‌ تأخیر در استقلال اقتصادى جوانان، ‌کاهش حمایت خانواده‌ها از فرزندان پس از ازدواج موجب تأخیر سن ازدواج شده است.

از طرف دیگر برخى عوامل بومى نیز در سال‌هاى اخیر سن ازدواج را افزایش مى دهد. یکى از مهم‌ترین آن‌ها، عوامل جمعیت‌شناختى و نوسان‌هاى رشد جمعیت است که به مضیقه ازدواج در سال‌هاى گذشته منجر شد.[۵]در خلال سال‌هاى ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ رشد جمعیت در ایران حدود ۹/۳ درصد بود که با اعمال سیاست‌هاى کنترل جمعیت، از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ به ۵/۱ درصد رسید. [۶] از آنجا که میانگین سن ازدواج در مردان حدود ۴ سال بیش از زنان است دخترانى که در فاصله سال‌هاى ۵۵ تا ۶۵ متولد شدند، به دلیل نبودن این تعداد پسر در سال‌هاى قبل از ۵۵، در مضیقه ازدواج قرار گرفتند. آمار دختران مجرد بالاى ۲۲ سال چنین وضعیتى را تأیید مى کند. بدیهى است بالا رفتن سن ازدواج به معناى تأخیر در پاسخ‌ گفتن به نیازهاى عاطفى و غریزى است. از آنجا که نیروى جنسى و نیازهاى عاطفى و احساسى از قوى ترین قواى انسانى به خصوص در ایام جوانى هستند،‌ طبیعى است خروج از قالب‌هاى مشروع و قانونى در ارضاء عواطف و نیازها افزایش یابد.

از سوى دیگر مضیقه ازدواج براى دختران در سال‌هاى گذشته،‌ باعث شده است بسیارى از دختران روابط دختر و پسر را واسطه‌اى براى ازدواج و انتخاب همسر بدانند. بسیارى از دخترانى که به مشاوران مراجعه مى کنند، این سؤال را مى پرسند که آیا روابط دختر و پسر، راه‌کار مناسبى براى انتخاب همسر است؟[۷] بنا بر گزارش برخى پژوهش‌ها، حدود ۴۴ درصد دختران هدف اصلى خود را از رابطه با جنس مخالف، ازدواج و انتخاب همسر ذکر کرده‌اند، در حالى که ۲۵ درصد پسران چنین ادعایى را داشته‌اند.

اگر نوسانات رشد جمعیت را عامل مؤثرى در افزایش یا کاهش روابط دختر و پسر بدانیم، ‌مى توانیم پیش‌بینى کنیم در سال‌هاى ۸۸ تا ۹۵ به دلیل اینکه مضیقه ازدواج بیشتر براى پسران آماده ازدواج مطرح است، در حجم و الگوى روابط دختر و پسر تغییراتى صورت بگیرد.

اما از سوى دیگر نسلى که در گذشته، بیشترین روابط میان دو جنس را تجربه کرده است، در سال‌هاى پیش رو، نسل همسران جوان را تشکیل مى دهد. در کنار خانواده‌هاى جوان موجود که روابط دختر و پسر را تجربه کرده‌اند،‌ حجم فراوانى از دختران مجرد و زنان بیوه وجود دارند. این امر به معناى تداوم تعلق خاطر عاطفى خانواده،‌ به بیرون از نهاد خانواده است. به این معنا که حجم به بالایى از روابط میان دختر و پسر را با توسعه مفهوم جوانى و مفاهیم دختر و پسر در میان زوج‌هاى جوان، ‌پیش‌رو خواهیم داشت. بالا رفتن آمار طلاق و بزه‌هاى اخلاقى نیز از پیامدهاى این گونه روابط است.

۵- حاکمیت روحیه فردگرایى

اگر روابط دختر و پسر را پدیده‌اى مدرن بدانیم، بیش از آنکه مظاهر و تجلیات مدرنیته را مورد توجه قرار دهیم،‌ باید نگاه خود را به انگاره‌ها و فرهنگ‌هایى معطوف کنیم که به تدریج با غلبه و توسعه مدرنیته در کشور ما،‌ توسعه مى یابند. از جمله ویژگى‌هاى فرهنگ مدرن، تأکید بر فردگرایى است. فردگرایى که بر محوریت فرد در بهره‌مندى از حقوق اساسى و حقوق شهروندى تأکید مى کند، در کنار مفاهیم دیگرى چون سکولاریسم،‌ لیبرالیسم و اومانیسم تبلیغ مى شود. به علاوه، در جوامع مدرن یا در حال گذار به سوى مدرنیته، فردگرایى وصف کنش‌هاى افراد جامعه محسوب مى شود. میل به استقلال، برنامه‌ریزى براى آینده فردى و ترسیم آرمان‌هاى فردى،‌ بخشى از مظاهر حاکمیت روحیه فردگرایى است. تأکید بر حقوق و آزادى‌هاى فردى، مهم‌ترین مطالبه جوانان مى باشد. بر این اساس، ازدواج دوره‌اى ایده‌آل و مرحله‌اى از کمال و پیشرفت در زندگى محسوب نمى شود، زیرا جوانان براى تغییر وضعیت و تغییر انتخاب اهمیت ویژه‌اى قائل هستند.

برخى خرده‌فرهنگ‌ها‌ و سبک‌هاى زندگى نیز به رفتارهاى فردگرایانه در جوامع متأخر دامن مى زند. از طرف دیگر تمایل به متفاوت بودن،‌ دیده شدن،‌ انتخاب کردن،‌ به روز بودن و برخى مفاهیم بنیادى تر مانند کالایى شدن روابط جنسى،‌ موجب مى شود دوستى ها و روابط پیش از ازدواج، اشکال جدیدى از خانواده را در کشورهاى در حال توسعه رقم زند.

تغییر نگاه به ازدواج و تشکیل خانواده، به خصوص از نیمه دوم قرن بیستم به بعد از ویژگى‌هاى جوامع مدرن است. در گذشته مجموعه‌اى از نیازها و اهداف مانند نیازهاى عاطفى، نیازهاى غریزى، میل به ‌ بقاء نسل و به دست آوردن پایگاه اجتماعى، موجب پدید آمدن نهاد خانواده و اقدام به ازدواج مى شد و تأکید بر دو عنصر تعهد طرفینى و قداست نهاد خانواده، از ویژگى‌هاى دیگر خانواده محسوب مى گردید.

افزایش روحیه فردگرایى و آرمان‌هاى فردگرایانه،‌ خانواده را به صورت یکى از امکان‌هاى فرارویى مطرح مى کند که حتى المقدور از تعهداتى که فردیت فرد را محدود مى نماید،‌ خالى است؛‌ به این معنا که طرفین مى پذیرند این انتخاب، راه را بر انتخاب‌هاى دیگر نمى بندد و پایان عمر یک خانواده تا زمانى است که یکى از طرفین، انتخاب جدیدى نکرده باشد. به همین دلیل روابط میان دو جنس از شکل و قالب‌هاى محدود کننده قانونى آن خارج شده و به صورت نوعى رابطه عرفى ظاهر مى شود.

اگرچه این ویژگى ها مخصوص کشورهاى توسعه‌ یافته و به‌خصوص آمریکاست، اما مطالعه وضعیت جوانان در اکثر کشورهاى جهان نشان مى دهد این فرهنگ به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعى از قبیل ماهواره و اینترنت، فراگیر خواهد شد. [۸]

در جامعه ما، این وضعیت تا حد زیادى پیچیده‌ است. تنوعات فرهنگى کشور که گاه منشاء اقتصادى، قومى و ‌اقلیمى دارند، ما را از تعمیم ویژگى‌هاى یک خرده فرهنگ به سایر خرده‌فرهنگ‌ها باز مى دارد. از سوى دیگر برخى نهادها از جمله مذهب، خانواده و‌ قانون نیز در برابر اشاعه فرهنگ افراطى فردگرایى و مظاهر آن در روابط دختر و پسر مقاومت مى کنند. ارزشمندى نهاد خانواده، روابط فامیلى و ارزش‌هاى اخلاقى در کنار حمایت مذهب و قانون از روابط و تعهدات متقابل میان زوجین،‌ موجب شده است که اکثرجوانان هنوز ازدواج را مرحله‌اى تکاملى از دوران حیات اجتماعى افراد بدانند.

از سوى دیگر،‌ تربیت فرزندان بر اساس روحیات فردگرایانه، و ظهور این گونه رفتارهاى در سایر ساحت‌هاى حیات اجتماعى ایرانیان، از جمله رفتارهاى اقتصادى، گواه آن است که به تدریج رفتارها و روحیات فردگرایانه درحال گسترش است، و دیر یا زود اخلاق و نهاد خانواده را تهدید خواهد کرد. افزایش هنجارشکنى ها در میان افراد متأهل از رسوخ روحیات فردگرایانه در حوزه اخلاقیات و خانواده حکایت دارد؛ از طرف دیگر مظاهر فردگرایانه‌اى مانند تمایل به آزاد شدن از قید و بندهاى خانواده و گرایش به استقلال،‌ ضعف روابط صمیمانه با پدر و مادر، حساسیت کمتر خانواده نسبت به برقرارى رابطه با جنس مخالف، ضعف اعتقادات مذهبى خانواده، ضعف نظارت خانواده بر فرزندان،‌ ضعف پایبندى فرد به احکام شرعى و ارزش‌هاى سنتى، در افرادى که با جنس مخالف اقدام کرده‌اند، گزارش شده است.

۶- بحران هویت

یکى از عواملى که به روابط دختر و پسر دامن مى زند، مانند بسیارى آسیب‌هاى اجتماعى دیگر، بحران هویت است. اگر هویت را تفسیر اشخاص از کیستى خود و انتظار متقابل فرد و جامعه از یکدیگر بدانیم،‌ بحران هویت را مى توان اغتشاش در این برداشت و یا ناسازگارى آن با انتظارات متقابل فرد و جامعه از یکدیگر دانست. البته علاوه بر امکان ترسیم معنایى عام از هویت، با عنوان هویت فردى، مى توان به اعتبارات و حیثیت‌هاى متفاوت، هویت‌هاى گوناگونى از قبیل خانوادگى،‌ ملى، دینى،‌ اجتماعى و فرهنگى ترسیم کرد.[۹] بدیهى است میان هویت عام فردى و سایر هویت‌ها، رابطه متقابل وجود دارد.

اختلال و اغتشاش در برخى هویت‌هاى خاص، عوامل مخصوص خود را دارد. یکى از عوامل تأثیرگذار بر هویت را مى توان در مرجعیت‌هاى هویت‌ساز جستجو کرد. افراد، گروه‌ها و جوامع، بر اساس نوع مرجعیت‌هایى که مى پذیرند، هویت مى یابند. همان‌طور که پیش از این اشاره شد، پایگاه مرجعیت‌هاى سنتى به تدریج در حال تزلزل است و هویت‌هاى تأثیرپذیر از این مرجعیت‌ها نیز در معرض آسیب خواهند بود.

یکى از عوامل تأثیرگذار بر نفى مرجعیت‌هاى سنتى، حرکت تدریجى جوامع در حال توسعه به سوى مدرنیته است. یکى از تأثیرات مدرنیته به خصوص در دوران متأخر آن (دوران پست مدرنیته)، نفى مرجعیت‌هاى سنتى است. برخى تجربه‌هاى فرهنگى کشورهاى در حال توسعه، به رغم اختلاف فراوان در سطح توسعه یافتگى، مشابه تجربه‌هاى کشورهاى توسعه یافته است. شاید مهم‌ترین عامل این تشابه، توسعه وسایل ارتباط جمعى، از جمله اینترنت و ماهواره دانست. «فرهنگ جهانى عصر پسامدرن تأثیر‌پذیرى جوانان از روندهاى فرهنگى همه کشورهاى جهان را به دنبال خواهد داشت. تلویزیون‌هاى ماهواره‌اى و اینترنت، مرزهاى زمانى و مکانى را درمى نوردند و هزینه آن گشوده شدن فرهنگ بومى به هجوم جهانى فرهنگ عامه‌پسند غربى، به‌ویژه نوع آمریکایى آن است. مقاومت در برابر این تهاجم فرهنگى حتى براى کشورهاى قدرت‌مندى که به حفظ زبان و سنن فرهنگى خویش اصرار دارند،‌ بسیار دشوار است.[۱۰]

اما علاوه بر تأثیر فرهنگ مدرنیته، برخى کژکارى‌هاى ساختارى نیز سبب بحران و اختلال هویت فردى و هویت‌هاى خاص شده است. برخى ناکارآمدى‌هاى حکومت،‌ نهاد آموزش،‌ خانواده و‌ روحانیت اطمینان نداشتن جوانان به آینده و در نهایت بى اعتنایى آنان نسبت به مرجعیت‌هاى سنتى را در پى دارد. نفى جایگاه مرجیعت‌ها و هویت‌هاى منبعث از آنان،‌ خرده‌فرهنگ‌ها و سبک‌هاى زندگى، نقش مهمى در بازتعریف هویت جدیدتر براى جوانان ایفا مى کنند. این خرده‌فرهنگ‌ها بر فراغت به جاى کار،‌ بر گروه هم‌سالان و نیز بر سبک زندگى تأکید مى کنند. از پیامدهاى پذیرش این هویت صنفى جدید، تأکید بر «اکنونیت» و به روز بودن است. رسانه‌ها و به خصوص فضاى مجازى، مکانى سیال و مجازى را براى هویت‌یابى جوانان ایجاد مى کنند.

از جمله مظاهر این هویت جدید استفاده از زبان جدید و سیال، و مدهاى پوشش و آرایش است. این قبیل کالاهاى خرده‌فرهنگ جوانان، به سرعت، تولید، مصرف و اشاعه مى یابند و به سرعت نیز از عرصه خرده‌فرهنگ جوانان حذف مى شوند.

حساسیت جوانان در مشارکت یافتن در این هویت جدید، بیش از همه‌ چیز در فقدان پایگاه‌هاى مستحکم هویت بخش ریشه دارد. نفى هنجارهاى گذشته یکى از الزامات حضور در چنین فضایى است. یکى از این هنجارها، ‌هنجارهاى دینى- اخلاقى در روابط دختر و پسر است. بر اساس برخى پژوهش‌‌ها،‌ نگرش مثبت به برقرارى رابطه با جنس مخالف،‌ تمایل به آزاد شدن از قید و بندهاى خانواده وگرایش به استقلال، ضعف روابط صمیمانه با پدر و مادر، ضعف نظارت خانواده‌ها، ضعف اعتقادات مذهبى و پایبندى به احکام شرعى و به طور کلى بى اعتنایى به ارزش‌هاى سنتى جامعه، احتمال برقرارى رابطه با جنس مخالف را افزایش مى دهد و تمام این موارد،‌ معلول اختلال در هویت افراد است.

– اختلال در هویت جنسى

هویت جنسى بخشى از هویت فردى است. هویت جنسى را مى توان به‌ برداشت شخص از جنسیت خود در نسبت با نقش‌ها و انتظارات مبتنى بر جنسیت تعریف کرد. فقدان چنین برداشتى و یا اغتشاش در آن هویت جنسى را دچار اختلال خواهد کرد.

تمام آنچه که درباره بحران هویت گفتیم، مى توانیم درباره هویت جنسى نیز مطرح کنیم. اما در این قسمت، به طور خاص، تأثیر اختلال هویت جنسى، در افزایش روابط دختر و پسر مورد توجه است.

نظام آموزش و تربیت‌ ما در سال‌هاى اخیر به پیروى از الگوى غربى، از تربیت دختران و پسران براى پذیرش نقش‌هاى متفاوت غافل است. بخشى از این غفلت،‌ معلول غفلت از اهمیت و تأثیر نقش هویت جنسى افراد در بسیارى از ساحت‌هاى زندگى است و بخش دیگر از آن، در تبلیغات اندیشه‌هاى فمینیستى که جنسیت را امرى اجتماعى مى دانند، ریشه دارد. یکسان‌سازى امر آموزش و تربیت موجب مى شود که هر دو جنس به رغم وجود غرایز و نیازهاى متفاوت و گاه متضادشان، در موقعیت‌ها و فرصت‌هاى متفاوت یکسان رفتار کنند.

تربیت نشدن پسران براى غیرت‌ورزى،‌ کنترل چشم، مسئولیت‌پذیرى و صیانت از غریزه جنسى، و هم چنین تربیت نشدن دختران براى حیاء، پرهیز از تبرّج و رفتارهاى عشوه‌گرانه و خضوع در گفتار موجب مى شود، دو جنس در برقرارى ارتباط با یکدیگر، هر چند غرایز سرکش طبیعى و جنسى آنان وجود دارد، همانند ارتباط با هم‌جنسان خود رفتار کنند.

۷- ناکارآمدى خانواده‌ها در ارضاء نیازها و عواطف زوجین

در تقریر موضوع و محل نزاع در مسئله روابط دختر و پسر گفتیم که با توسعه مفهومى «رابطه دختر و پسر» به رابطه میان زنان و مردان جوان متأهلى که بیرون از خانواده روابطى دارند، وسعت مى یابد. در توجیه چرایى ارتباط افراد متأهل، اعم از ارتباط عاطفى و یا جنسى، مى توان به بروز نوعى عادت ثانویه براى افرادى که در دوران تجرد چنین روابطى داشته‌اند اشاره کرد. در بخش پیامدها به این موضوع خواهیم پرداخت. چنین روابطى میان افراد متأهل مى تواند تا حدود زیادى معلول ناکارآمدى‌هاى خانواده‌هاى جدید در ارضاى غرایز و نیازهاى روانى باشد.

پیامدهاى افزایش روابط دختر و پسر

۱- توسعه و ترویج هنجارشکنى دینى

از آن‌جا که ادیان الهى و به خصوص دین مبین اسلام، آموزه‌هاى روشن و کنترل‌گرى در مورد روابط میان محرم و نامحرم و همچنین روابط دختر و پسر دارند، داشتن چنین روابطى، هنجارشکنى آگاهانه در برابر احکام و آموزه‌هاى دینى خواهد بود و در نتیجه عادت و انگیزه افراد را به زیرپا گذاشتن سایر آموزه‌هاى دینى را افزایش خواهد داد.

۲- گسست در روابط خانوادگى و افزایش آثار طلاق

افشا شدن روابط قبل از ازدواج دختران و یا پسران براى همسرانشان و یا استمرار روابط به زمان تأهل سبب سلب اعتماد در روابط زناشویى و افزایش احتمال طلاق خواهد شد چنانکه مى توان حدس زد کسانى که روابط سهل انگارانه و خارج از تعهد را تجربه کرده‌اند در روابط خانوادگى هم متعهد به حفظ اصول خانوادگى نباشند. نکته‌ى دیگرى که غالباً از آن غفلت مى شود آن است که در ازدواج‌هاى سالم، دختر و پسر اولین رابطه‌ى جنسى را در خانواده تجربه مى کنند و جذابیت اولین رابطه ى جنسى سالم براى طرفین، به افزایش ارتباط عاطفى آنان مى ‌انجامد. اما در فرض آن که دختر و پسر روابط قبل از ازدواج را تجربه کرده باشند انرژى و انگیزه‌ى جنسى لازم را براى تقویت روابط عاطفى در اختیار ندارند و نمى توانند روابط گرمى برقرار کنند.

۳- افزایش آسیب‌هاى روحى روانى

از آنجا که در شرایط فعلى، روابط دختر و پسر با هنجارها و سنت‌هاى دینى و اخلاقى جامعه ناسازگار است، افراد در صورت داشتن چنین روابطى، احساس گناه و پشیمانى خواهند داشت. ترس از افشاى رابطه نیز سلامت روانى افراد را آسیب مى زند. اصطکاک و تعارض جوانان و والدین، هم چنین نهادهاى کنترل گر و انتظامى، فضاى تنش‌آمیزى را در جامعه ایجاد مى کند.

بخشى از اضطراب‌هاى روانى در روابط دختر و پسر، معلول ماهیت این روبط است. از آنجا که در روابط دختر و پسر، دو طرف در برابر یکدیگر تعهدى ندارند، ترس از پایان‌یافتن رابطه و یا خیانت طرف مقابل به نگرانى ها و اضطراب‌ها دامن مى زند. از آن‌جا که اکثر این روابط به ازدواج منتهى نمى شود، اضطراب روانى افراد به‌خصوص دختران از فاش شدن روابطشان ابعاد دیگرى مى یابد. بى اعتمادى به همسر نیز در صورتى که طرف مقابل از روابط پیش از ازدواج او آگاهى داشته باشد، بخشى از آسیب‌هاى روانى این گونه روابط دختر و پسر است.

۴- بحران اخلاق در نسل آتى

مى توان حدس زد که دخترها و پسرهاى امروز که قیود اخلاقى را در رابطه خود نادیده گرفته‌اند در آینده‌ا‌ى نه چندان دور، در موقعیت پدر و مادر، نه انگیزه و نه توان لازم را براى انتقال ارزش‌هاى اخلاقى هم چون حیا و عفت، به فرزندان خود ندارند، در محیط خانواده با سهل انگارى در برقرارى ارتباط با دیگران که جزئى از عادات روز‌مره‌ى آنان شده است، الگوهاى منحطى براى فرزندان خود هستند و نظارت لازم را بر عملکرد اخلاقى فرزندان نخواهد داشت. بنابراین اگر جوانان امروز بر اساس غفلت خود و والدین به دام فساد افتاده‌اند، فرزندان آنان بر اساس رهنمون‌هاى والدین و یا سهل‌انگارى عملى آنان با مفاسد اخلاقى انس خواهند گرفت.

۵- کسب عادت ثانویه به ارتباط با جنس مخالف

معمولاً افرادى که پیش از ازدواج با جنس مخالف ارتباط دارند، این گونه روابط را به صورت مکرر تجربه مى کنند. به تدریج داشتن ارتباطاتى، به عادت ثانویه آنان تبدیل مى شود، به گونه‌اى که آینده زندگى خانوادگیشان را در معرض خطر قرار مى دهد.

۶- نهادینه شدن روابط دختر و پسر، رقیبى براى خانواده

بدیهى است با گسترش و تداوم الگوى موجود در روابط دختر و پسر و همراهى ساختارهاى سازگار با آن،‌ به تدریج این گونه روابط فراگیر شده، به دلیل مقبولیت عمومى، زمینه‌هاى ناهنجار دانستن آن از بین مى رود. بدین ترتیب، داشتن چنین روابطى افزایش مى یابد و انگیزه تشکیل ازدواج کاهش خواهد یافت. در واقع روابط دختر و پسر، رقیبى براى خانواده خواهند بود و یا به تعبیر کاستلز، اشکال جدید خانواده را رقم خواهند زد.

۷- رواج الگوهاى همزیستى غیر خانوادگى

هم اکنون موارد معدودى از پیوند‌هاى دراز مدت جنسى و همزیستى نامشروع میان دو هم جنس یا ناهم جنس گزارش شده است. گرچه به دلایل اخلاقى و امنیتى آمار روشنى از مقدار همزیستى‌هاى غیر خانوادگى، در کشور ما، در دست نیست، اما قرائن نشان از روند رو به رشد اما تدریجى و مخفیانه آن دارد. به مرور زمان این احتمال تقویت مى شود که این شکل از همزیستى از حالت مخفیانه خارج شود، موافقانى را از میان نسل جوان و حتى از میان نخبگانى که تحت سیطره‌ى آموزه‌هاى مدرن قرار دارند پیدا کند و افزایش فشار داخل و بین‌الملل در این زمینه‌ به مسامحه در برخورد با آنان بیانجامد. به نظر مى رسد با رواج این پدیده یکى از چالش‌هاى نظام اسلامى، در آینده فشارهایى است که در قالب تبیین‌ها و تحلیل‌هاى علمى مدرن از سوى کارشناسانى وارد شود که تلاش مى کنند الگوهاى جدید همزیستى را اقتضاى جبرى و تردید ناپذیر جامعه‌ى اطلاعاتى، ارج نهادن به آزادى و نمودى از حقوق فردى تصویر کنند و جریان‌هاى فمینیستى نیز که هم‌اکنون همت اصلى خود را به مباحث حقوقى معطوف کرده‌اند در ‌آینده حضور فعال‌ترى در حوزه‌ى اخلاق جنسى خواهند داشت؛ چنان که هم‌اکنون عقبه‌هاى این جریان در خارج از کشور حمایت از گروه‌هاى هم جنس‌گرا را وجهه‌ى همت خود ساخته‌اند.

۸- افزایش فشار اجتماعى براى اصلاح قوانین و رویه‌ها

در این فرض که روابط دختر و پسر شیوع یابد اجراى حدود شرعى و محدودیت‌هاى قانونى با واکنش منفى مواجه خواهد شد و مجریان را به منظور تسامح در اجراى قوانین و قانون‌گذاران را براى اصلاح قانون تحت فشار قرار مى دهد. تعدیل قانون سقط جنین در سالیان اخیر و متوقف شدن اجراى برخى از مجازات‌ها از جمله مجازات اعدام در نوجوانان کم‌تر از ۱۸ سال، گرچه با دلایل عنوان شده‌ى دیگرى انجام شده است اما مى تواند تا حدودى نیز ناشى از فشار تقاضا از ناحیه‌ى مورد بحث باشد.

بایسته‌ها

به نظر مى رسد در بیان بایسته‌هاى موضوع روابط دختر و پسر، باید میان بایسته‌هاى پژوهشى، بایسته‌هاى حکومت و بایسته‌هاى فردى و خانوادگى تفکیک شود. در این‌جا به برخى از مهم‌ترین بایسته‌هاى اشاره مى شود:

۱- توسعه پژوهش‌هاى لازم

همان گونه که پیش‌تر اشاره شد، پژوهش‌هایى جدى و بسنده درباره موضوع روابط دختر و پسر وجود ندارد. فقر پژوهشى از یک‌سو در حوزه واقعیت‌هاى روابط دختر و پسر است و از سوى دیگر در حوزه تبیین چرایى آن. فروکاستن ابعاد این قبیل ارتباطات به روابط اجتماعى و عادى،‌ موجب مى شود واقعیت‌هاى این روابط تأثیر اجتماعى خود را بدون مزاحمت تدبیر و یا کنترل اجتماعى، برجاى بگذارد. انگیزه پژوهشگران و نظریه‌پردازان به پرداختن در ابعاد این گونه روابط، از آگاهى آنان به چنین واقعیت‌هایى حکایت دارد.

به نظر مى رسد سازمان‌ها و نهادهاى متولى امر جوانان، باید بیشتر به این قبیل پژوهش‌ها بپردازند و بدون اعمال سلیقه‌ها انقباضى، نتایج آن را در اختیار پژوهشگران و نظریه‌پردازان قرار دهند.

۲- سیاست‌گذارى در جهت کاهش سن ازدواج

افزایش سن ازدواج به تنهایى طیف وسیعى از آسیب‌هاى اجتماعى را سبب مى شود و یا دست‌کم شرایط وقوع آن را تسهیل مى کند. سیاست‌گذارى جهت کاهش سن ازدواج یکى از پیش‌شرط‌هاى کنترل این گونه آسیب‌هاى اجتماعى از جمله روابط دختر و پسر است. کاهش سن ازدواج به عوامل گوناگون اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى بستگى دارد؛ بنابراین در برنامه‌ریزى و سیاست‌گذارى براى کاهش سن ازدواج نباید بر یک ساحت تمرکز کرده و از ساحت‌هاى دیگر غفلت نمود.

۳- تسهیل ازدواج و تنوع الگوهاى آن

دین اسلام با رسمیت‌بخشى به ابراز نیاز جنسى و تسهیل در ارضاى آن، وجود غریزه جنسى را از ابتداى دوران بلوغ جدى مى گیرد. تنها محدودیت دین اسلام براى ارضاى غریزه جنسى، حدود دینى است که آن هم به صورتى آسان و مبتنى بر تساهل وضع شده است. سنت‌هاى مسلمانان در جوامع اسلامى نیز بر حداقلى بودن پیش‌شرط‌هاى ازدواج استوار بوده است. اگرچه الگوى پذیرفته شده در اسلام، منحصر به روابط جنسى میان دو فرد است، اما این الگو قابلیت تنوع‌پذیرى فراوانى دارد. ازدواج مطلوب آن است که مجموعه‌اى از تعهدات و اهداف، از جمله بقاء نسل را دربرداشته باشد، اما اسلام ازدواجى را که در آن فقط به جنبه‌هاى جنسى و یا عاطفى صرف پرداخته مى شود، تأیید کرده است. دیدگاه‌هاى متصلبانه و غیر منطقى درباره تنوعات ازدواج به دلیل آسیب دیدن خانواده، در درازمدت خانواده را بیشتر دچار آسیب خواهد کرد.

۴- تقویت هویت و احیاى مرجعیت‌هاى گذشته

اگرچه بخش مهمى از آسیب‌پذیرى هویت و مرجعیت‌ها، معلول حاکمیت تفکر مدرنیته است، اما نباید از این امر غفلت شود که بخش مهمى از این آسیب‌ها، معلول ناکارآمدى ها و کژکارکردى‌هاى ساختارى و خرد مى باشد. احیاى نقش خانواده، روحانیت، تأکید بر هویت ملى و دینى، محدودیت‌پذیرى و قانون‌گرایى، از جمله مواردى است که به احیاى هویت‌ها و مرجعیت‌هاى از دست رفته‌ها کمک خواهد کرد. در اینجا نکته‌ حائز اهمیت ضرورت مدیریت آرمان‌ها و تمایلات نسل جوان است. در دوران دفاع مقدس به دلیل آنکه توجه نسل جوان به آرمان‌هاى متعالى معطوف بود و احساسات عمومى توسط مسئولان نظام، بویژه امام، مدیریت و هدایت مى شد، ارزش‌هاى مورد نظر نظام به ارزش‌هاى نسل جوان تبدیل گردید و ذهنیت‌هاى آنان، الگوى مشارکت اجتماعى زنان و مردان و فعالیت‌ اساسى آنان را تحت تأثیر قرار داد. این خود در تقویت پیوندهاى اجتماعى و تقویت یا احیاى مرجعیت‌هاى مورد نظر، نقش مهمى داشت.

۵- احیاء باورهاى بنیادین دینى

در بیان عوامل تأثیرگذار بر روابط دختر و پسر، به حاکمیت تفکر مدرنیته و غلبه روحیه فردگرایى و سکولاریسم اشاره کردیم. به نظر مى رسد به میزانى که دامنه تأثیر این عامل در آسیب‌هاى اجتماعى گسترش دارد، ارائه راه‌هاى برون‌رفت از آن نیز با دشوارى ها و پیچیدگى‌هاى فراوانى مواجه است. در گام نخست مى ‌توان با ترویج فرهنگ جمع‌گرایى،‌ ایثار،‌ خانواده‌گرایى و قناعت، به حذف برنامه‌ها و سیاست‌هایى که با این باورها در تقابل است اقدام کرد. اراده جمعى بر احیاى باورهاى بنیادین دینى، بر نظریه‌پردازى و سیاست‌گذارى‌هاى همسو با این باورها مبتنى است. اما باید پذیرفت که بسیارى از آموزه‌ها، برنامه‌ها، نظام‌ها و ساختارهاى مبتنى بر تفکر مدرنیته با باورهاى بنیادین دینى تعارض دارد. البته این مطلب هنوز مورد پذیرش و اجماع عمومى نخبگان جامعه ایرانى نیست.

۶- بازترسیم شاخص‌هاى رشد فرهنگى اجتماعى

شاخص‌هاى رشد از این جایگاه برخوردارند که مى توانند مقیاسى براى ارزش‌‌گذارى تحولات در حوزه‌هاى مختلف باشند. پذیرش شاخص‌هاى فرهنگى اجتماعى استاندارد شده از سوى نهادهاى بین المللى که بر پیش‌فرض‌هاى الحادى و مدرن استوار است،‌ تحولات فرهنگى و اجتماعى را به سمت اهداف مادى جهت‌دهى خواهد نمود و نتیجه‌ى آن غلبه‌ى فرهنگ مدرن بر ذهنیت نسل جوان و نخبگان ما و هم چنین ظهور پدیده‌هاى نامیمونى است که با فاصله‌ى زمانى کم و یا زیاد در کشورهاى مرجع شاهد آن بوده‌ایم. آیا این نکته که کشورى مانند سوئد با احراز رتبه‌ى اول در رعایت شاخص‌هاى حقوق بشر و حقوق زنان با معضلات مهمى چون نرخ ۵۵ درصدى فرزندان نامشروع و نرخ ۶۳ درصدى همزیستى‌هاى خارج از چارچوب ازدواج رسمى روبه‌روست به ما نشان نمى دهد که شاخص‌هاى نظام‌هاى مادى قابلیت سنجش تحولات در نظام‌هاى دینى را ندارد؟

۷- اصلاح نظام آموزشى

مهم‌ترین رسالت نظام آموزشى رسمى و غیر رسمى در هر جامعه‌اى، اصلاح ذهنیت‌‌ها، تمایلات و رفتار آحاد جامعه به سمت اهداف تعریف شده و مطابق با آرمان‌ها و نیازهاى آن جامعه است. از آنجا که نظام آموزشى مدرن نسبت به ارزش‌هاى اخلاقى و مقوله‌ى جنسیت حساسیت مثبتى نداشته است لازم است با اصلاحات اساسى در نظام آموزشى و پرورشى، مقوله‌ى تربیت فرزندان را بر اساس مفاهیم و آموزه‌هاى اسلامى بازنگرى کرد. امروزه متون تربیتى در لفافه‌اى از آموزه‌هاى دینى، واقعیت نظام تربیتى را از دید صاحب نظران مخفى کرده است و به نظر مى رسد تحولات اخیر، به ویژه در مقطع آموزش ابتدایى، به ترویج فرهنگ تساهل و تسامح و نفى مرجعیت اخلاقى منجر شود و انگیزه‌ى والدین و مربیان را در انتقال ارزش‌‌هاى اخلاقى به نسل آتى کم ‌رنگ‌تر سازد. توجه به تربیت جنسى و تربیت جنسیتى نیز از محورهاى مهم در اصلاح نظام آموزشى است.

از سوى دیگر لازم است سیاست‌هاى تربیتى و اخلاقى رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما بازترسیم شود و رسانه‌ها نسبت به اجراى سیاست‌ها پاسخگو باشند. جاى تعجب است با آن که رسانه‌ى ملى، به اعتراف صاحب نظران و به ادعاى مدیران رسانه، از تأثیرگذارترین عوامل در تربیت فرزندان است اما هیچ نهادى، خارج از سازمان صدا و سیما، مسئولیت نظارت بر عملکرد این سازمان را بر عهده ندارد.

پى‌نوشت‌ها

[۱]- محمد سعید ذکایى،‌ جامعه‌شناسى جوانان ایران، نشر آگه،‌ چاپ اول، ص ۴۳

[۲]- سازمان ملى جوانان،‌ بررسى میزان رایج بودن دوستى دختر و پسر از نظر والدین (شهر تهران)، بهمن ،۱۳۷۹

[۳]- محمد سعید ذکایى، فرهنگ مطالعات جوانان،‌تهران،‌ نشر آگه، ‌چاپ اول، ‌۱۳۸۵، صفحه ۱۴۴٫

[۴]- همان.

[۵]- محمد سعید ذکایى، فرهنگ مطالعات جوانان،‌ نشر آگه، ‌چاپ اول، ‌۱۳۸۵، ص ۱۵۵٫

[۶]- افشین جعفرى مژدهى و حجت الله قندى،‌ رشد جمعیت و اختلال در وضعیت ازدواج در ایران،‌ فصلنامه ریحانه، شماره ۱

[۷]- به عنوان نمونه رک به «روابط پسر و دختر»، محمد رضا احمدى با همکارى جمعى از محققان، نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها، ۱۳۸۶٫

[۸]- محمد سعید ذکایى،‌ جامعه‌شناسى جوانان ایران، ص ۴۲٫

[۹]- رک: محمد رضا شرفى، جوان و بحران هویت،‌ انتشارات سروش،‌ چاپ اول،‌۱۳۷۹

[۱۰]- محمد سعید ذکائى، جامعه‌شناسى جوانان ایرانى، ص ۴۲

منبع: حوراء؛ دى ۱۳۸۷؛ شماره ۲۸

روابط دختر و پسر

عنوان: روابط دختر و پسر
مولف: محمدرضا احمدی با همکاری جمعی از محققان
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات دفتر نشر معارف
سال نشر: ۱۳۹۱
نوبت نشر: سیزدهم
محل نشر: قم

مسأله چگونگی ارتباط دختر و پسر، یکی از موضوعاتی است که هر جامعه‎ با جمعیت جوان بالا را با خود درگیر می‎سازد. این مسئله را باید در تعامل با سایر مسایل اجتماعی، تحلیل و بررسی کرد و یا در سطح کلان به وضع نمودن استراتژی در مورد آن پرداخت. از طرفی ویژگی دوران جدید، تحولات پیاپی در سطح اجتماعی است، به طوری که دامنه آن به زندگی شخصی و ساده‎ترین روابط اجتماعی نیز کشیده شده است. پدیده جهانی شدن، تأثیرات ‎مدرنیته بر جوامع و شکسته شدن ساختارها و قالب‎ها و عوض شدن هنجارهای اجتماعی که به افراد دیکته می‎شود، روز به روز بیشتر می‎ گردد. انقلاب ارتباطات و ظهور شبکه جهانی رایانه‎ای، یکی از مهمترین مصادیق این پدیده به حساب می‎ آید. تا آنجا که هم‎اکنون، فردی روستایی نیز می ‎تواند از طریق شبکه وب با گروه‎های دوستی ارتباط برقرار نماید. این نوع ارتباط، امکان شکستن حریم‎ها را به همگان داده است و زمینه حساسیت‎ زدایی اخلاقی را فراهم نموده است. در چنین شرایطی، رابطه دختر و پسر، مسئله‎ای است که هر چه زمان پیش می‎رود، بیشتر جامعه ما را با خود درگیر می‎سازد. آنچه ‎که در این قالب شکنی می‎تواند نقش داشته باشد، تربیت اخلاقی و دینی است. از طرف دیگر، فضاهایی که روزگار فعلی در اختیار جوانان می گذارد فضاهایی است که در آن، مرزهای قبلی کمتر شده است. در این شرایط، لازم است که افراد حریم ها را در درون خود ساخته باشند و بتوانند در تطبیق معیارها بر اساس شرایط روز، پویایی لازم را داشته باشند.

کتاب روابط دختر و پسر، دفتر بیست و پنجم از مجموعه پرسش و پاسخ‎های دانشجویی است که به همت اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها به چاپ رسیده است. این اداره، که پرسش‎ها و پاسخ‎های دانشجویی را در موضوعات مختلف دینی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مشاوره، احکام و … پاسخ داده است، کتاب حاضر را به روابط دختر و پسر اختصاص داده است. این کتاب در دو بخش تنظیم شده است. در بخش اول، پرسش‎های دانشجویی و پاسخ‎های تفصیلی آنها در موضوعاتی هم چون همسریابی، ارتباط تلفنی، عشق، اظهار محبت و شناخت پیش از ازدواج و … مطرح شده است. در بخش دوم، احکام مربوط به روابط در زمینه‎های گوناگونی هم چون ارتباط شغلی، تدریس خصوصی، چت با جنس مخالف، گفت و گوی علمی و … با توجه به فتواهای برخی مراجع بیان شده است.

موضوع ارتباط دختر و پسر را می ‎توان از ابعاد مختلف دینی، روان شناختی و … بررسی نمود. در این کتاب، بُعد دینی این مسأله، بیشتر مد نظر قرار گرفته است. هفتاد و چهار پرسش این کتاب، به گونه‎ای انتخاب شده‎اند که تا حد امکان، مسائل مختلف این حیطه را پوشش دهند. پرسش‎ها، مربوط به تجربیات واقعی دانشجویان در این زمینه بوده و برخی از سؤال‎ها، شرحی نسبتاً تفصیلی از مسأله آنهاست.

منبع: پرسمان دانشجویی؛ زهرا اشعری

دیدگاه اسلام درباره پوشش

مقدمه
پوشش از مسائل مهم در زندگی انسان‌ها است. می‌توان این موضوع را از زوایا و رویکردهای گوناگون تاریخی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، هنری و دینی مورد مطالعه قرار داد، ولی مقصود ما در اینجا تنها بررسی اندازه و کم و کیف و رنگ و پوشش بر اساس مبانی اسلام است. مسئله پوشش، گاه چنان اهمیتی می‌یابد که صبغه فرهنگی و ملی به خود می‌گیرد و می‌توان با عنایت به آن، نگرش فکری و اعتقادی افراد و گروه‌ها را تعیین نمود.

در حدیثی امام صادق(علیه السلام) فرمود: “خداوند عزوجل، به پیامبری از پیامبرانش وحی نمود: به مؤمنان بگو! پوشش دشمنان من را نپوشند، از خوردنی‌های ایشان نخورند و راه‌های آنان را نپیمایند، که در این صورت، بسان دشمنان من خواهند بود.”۲

اسلام، دین فطرت و عقلانیت و منطبق بر نیازهای حقیقی و واقعی بشر است و اگر احکام آن، به صورت ناب و به دور از پیرایه و خرافات و فارغ از سلیقه‌ها تبیین شود، اقبال و رویکرد به آن بیشتر و تمایل به آن، محسوس‌تر خواهد شد.

این سخن از امام علی(علیه السلام) معروف است که: “خداوند تکالیفی را بر شما واجب نمود، آنها را ضایع نکنید و حدودی برایتان مقرر داشت، پس از آنها تجاوز ننمائید و از اموری برحذرتان داشت، آنها را مرتکب نشوید و اموری را مسکوت گذاشت نه از روی فراموشی، لذا آنها را بر خود تکلیف ننمایید.”۳

همواره در طول تاریخ اسلام، با این واقعیت مواجه بوده‌ایم که بعضی، واجبات را سبک شمرده، آنها را ضایع کرده‌اند، برخی نیز از حدود و احکام الهی، پا فراتر نهادند، رخصت‌ها و مباح‌ها را ممنوع کرده‌اند و به اصطلاح “کاتولیک‌تر از پاپ” شده‌اند و این در حالی است که قرآن، به صراحت می‌گوید:یا ایها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و رسوله؛۴ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا و پیامبرش جلو نیفتید.”

باید در مباحث مربوط به پوشش، با سعه‌صدر و به دور از تمایلات و سلیقه‌های فردی نگریست، امر مهمی که از آموزه‌های پیشوایان دین(علیه السلام) است.

با بیان این مقدمه، مباحث مربوط به پوشش را در ابعاد گوناگون آن پی می‌گیریم. با افزودن این نکته که چون در عصر ما، اصالت دینی پوشش و اصل وجوب و کم و کیف آن، توسط برخی ناآشنا به مبانی دینی، مورد شبهه و تشکیک واقع شده، ناچاریم مباحث مربوط به پوشش را تخصصی‌تر و با استدلال بیشتر طرح نماییم.

میزان پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم

فتوای مشهور در میان فقها و دیدگاه قریب به اتفاق آنان این است که بر زن، واجب است، همه بدن جز چهره و دو دست خود را از نامحرم بپوشاند.۵ در متون فقهی، کلمات شیخ در مبسوط، علامه در قواعد و تذکره، فخرالمحققین در ایضاح النافع و محقق در شرایع، ظاهر بلکه صریح در این قول است.۶

علامه، مستثنا بودن چهره را مورد اجماع عالمان به جز ابوبکر بن‌ عبدالرحمن و مستثنا بودن دستان را مورد اجماع عالمان شیعه می‌داند، بلکه از عبارت فخرالمحققین استفاده می‌شود، مستثنا بودن چهره و دستان، مورد اجماع عالمان مسلمان است.۷

به هر حال مهمترین دلیل این قول، جمله “و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها”۸ است.

توضیح این که در تعیین مصداق زینت ظاهری که در این آیه، از مورد نهی، استثنا شده، اقوال زیر بیان شده است:

۱- لباس؛ ۲- سرمه، انگشتر، گونه‌ها و حنای کف دست؛ ۳- سرمه، النگو و انگشتر؛ ۴- چهره و سرانگشتان؛ ۵- چهره و دو دست.۹

چنانکه پیداست، قول اخیر، با دیگر اقوال- به جز قول نخست- تا حدودی قابل جمع است و تفاوت چندانی با آنها ندارد. به حسب ظاهر، قول اخیر، ناظر به خود زینت و سه قول پیش از آن، ناظر به خود زینت است، و طبیعی است که لازمه جواز آشکار نمودن زینت‌هایی مثل سرمه و انگشتر، جواز آشکار نمودن مواضع آنهاست.

به هر حال، با توجه به پاره‌ای قرائن، قول اخیر، از قابلیت پذیرش بیشتری برخوردار است، از جمله در حدیث صحیحی از مسعده‌بن‌زیاد آمده است که: شنیدم امام صادق(علیه السلام) در پاسخ این پرسش که زن، چه قسم از زینت خود را می‌تواند آشکار نماید؟ فرمود: “چهره و دو دست را.”۱۰

بر حسب روایت دیگری از زراره نقل شده که: امام صادق(علیه السلام) فرمود: “زینت ظاهری، سرمه و انگشتر است.”۱۱

هم چنین بر اساس روایت دیگری از ابی‌بصیر نقل شده که می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره آیه “و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها” پرسیدم، ایشان فرمود: “مقصود، انگشتر و النگو است.”۱۲

صاحب قرب‌الاسناد، به نقل از علی‌بن‌جعفر(علیه السلام) می‌نویسد: از امام کاظم(علیه السلام) پرسیدم: مرد می‌تواند به کدام قسمت از بدن زنان نامحرم نگاه کند؟ حضرت فرمود: “چهره، دست و جای دست‌بند.”۱۳

به هر حال، هیچ شاهدی بر وجه نخست یافت نمی‌شود، بلکه باید از جهاتی آن را مردود دانست، از جمله این که لباس، به خودی خود، ظاهر است و در معرض دید قرار دارد و نیازی به استثنا کردن آن نیست. شهید مرتضی مطهری، در رد این وجه، به این نکته ظریف اشاره می‌کند که: لباس را وقتی می‌توان زینت محسوب کرد که قسمتی از بدن نمایان باشد. مثلاً در مورد زنان بی‌پوشش، می‌توان گفت لباس آنها، یکی از زینت‌های آنهاست، ولی اگر زن، تمام بدن را با یک لباس سرتاسری بپوشاند، چنین لباسی، زینت شمرده نمی‌شود.

دلیل دوم
استدلال دیگر بر قول مشهور، فراز “و لیضربن‌ بخمرهنّ علی جیوبهنّ” در آیه مزبور است که مفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان توسط روسری است، با افزودن این نکته که چون آیه، در مقام بیان حدّ پوشش است اگر پوشانیدن چهره هم لازم بود بیان می‌کرد. توضیح این که در آیه مورد بحث، واژه “خمر” جمع “خمار” و آن به معنای روسری و مقنعه است. در لسان العرب آمده است: خمار پوششی است که زن با آن، سر خود را می‌پوشاند.۱۴ طبرسی نیز گفته است: “خمر، جمع خمار و به معنای مقنعه است و پو شش سر و گریبان زن است.”۱۵

با توجه به آنچه در معنای خمار گفته شد، حاصل استدلال به جمله مزبور، بر واجب نبودن پوشش چهره و دو دست چنین است: مذکور شدن کلمه خمر در آیه می‌فهماند که زن، باید روسری داشته باشد و سر خود را بپوشاند و امّا این که آیا غیر از سر، پوشانیدن قسمت دیگری هم واجب است یا خیر؟ بستگی به بیان آیه دارد و چون در آیه فقط زدن دو طرف روسری بر گریبان مطرح است، معلوم می‌شود بیش از این مقدار واجب نیست. ممکن است گفته شود: معنای جمله “و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن” این است که بر بانوان لازم است روسری‌ها را مانند پرده از جلو چهره آویزان کنند، تا حدی که روی گریبان و سینه را بپوشاند ولی این سخن، به چند دلیل مردود است:

اولاً؛ در اینجا کلمه خمار به کار رفته نه جلباب و چنان که در جای خود، خواهیم گفت: خمار، روسری کوچک است و جلباب، روسری بزرگ یا چادر و روسری کوچک را نمی‌توان به حدی جلو کشید و مانند پرده آویزان کرد که چهره و دور گردن و سینه را بپوشاند و در عین حال، سر و پشت گردن و موها نیز پوشیده بماند.

ثانیاً: مفاد آیه آن است که زنان با همان روسری‌های خود، چنین عملی را انجام دهند. بدیهی است اگر آن روسری‌ها را به آن شکل روی چهره می‌آویختند، جلوی پای خود را نمی‌دیدند و راه رفتن برای آنان غیرممکن می‌شد، زیرا روسری‌های آن زمان، به صورت مشبّک و توری نبود که برای این منظور، مفید باشد.

ثالثاً: ترکیب ماده ضرب و علی مفهوم آویختن را نمی‌رساند، بلکه این دو تعبیر، مفید این معناست که چیزی بر روی چیزی به صورت حائل قرار داده شود، چنانکه معنای “فضربنا علی آذانهم” این است که بر روی گوش‌های آنان، حائلی قرار دادیم. بنابراین باید گفت: مفاد جمله “و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن” این است که زنان باید با روسری‌ها، بر روی سینه و گریبان خود، حائلی قرار دهند.

رابعاً: چنانکه از قرائن تاریخی برمی‌آید زنان، پیش از نزول آیات حجاب، بنابر عادات آن روز عرب، چهره خود را نمی‌پوشیدند، بلکه روسری را از پشت گوش‌ها رد کرده و اطراف آن را پشت خود می‌انداختند و در نتیجه، گوش‌ها، گوشواره‌ها، چهره، گردن و گریبان آنها، نمایان بوده است. وقتی در چنین زمینه‌ای، دستور داده شد، روسری را بر گریبان بزنند، معنایش این بود که دو طرف روسری را از جانب راست و چپ به جلو آورده بر گریبان بزنند. به کارگیری این دستور، موجب می‌شود گوش‌ها و گوشواره‌ها و گردن و گریبان، پوشیده شود و چهره باز بماند. و با توجه به این که آیه، در مقام بیان و تحدید پوشش است و اهمال در مقام بیان روا نیست، و با وجود این، سخنی از پوشانیدن چهره و حائل قرار دادن چیزی بر آن، به میان نیاورده، معلوم می‌شود پوشانیدن چهره واجب نیست.۱۶

دلیل سوم
در بسیاری از نصوص، راویان، پرسش‌هایی درباره حکم نگاه کردن به موی شماری از زنان، مطرح کرده‌اند و امامان معصوم(علیهم السلام) به آنان پاسخ داده‌اند. آنچه از این پرسش‌ها و پاسخ‌ها استفاده می‌شود این است که در محیط آن زمان و از نظر سؤال‌کننده و امام، تردیدی در جواز آشکار بودن چهره نبوده و مستثنا بودن آن قطعی تلقی می‌شده است، برای نمونه در روایت صحیحه نقل شده است که بزنطی گوید:

از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم: آیا برای مرد رواست به موی خواهرزن خود نگاه کند؟ فرمود: “نه مگر این که از زنان سالخورده باشد.” به حضرت عرض کردم: خواهرزن و غریبه در این حکم یکسانند؟ فرمود: “بله”۱۷

چنانکه دیده می‌شود، پرسش راوی تنها درباره مو است و این نشان می‌دهد حکم “چهره” برای او روشن و مفروغٌ عنه بوده است و گرنه معنا ندارد در حالی که پوشیدن چهره واجب است، تردید و شبهه راوی، نسبت به مو باشد.

پوشش مو

ممکن است گمان شود با صحه گذاردن بر استحکام دلیل‌های یاد شده، تنها عدم وجوب پوشیدن چهره و دو دست، ثابت می‌شود و مسئله پوشش مو، مسکوت می‌ماند، ولی با توجه به آنچه گفتیم، جایی برای این اشکال باقی نمی‌ماند، زیرا بی‌تردید، موی زن، از زینت‌های بارز او است.

در روایتی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که: “هرگاه شخصی از شما تصمیم به ازدواج گرفت، از موی دختر مورد نظر، پرس‌ و جو کند، چنان که از چهره‌اش پرس و جو می‌کند، زیرا مو، یکی از دو زیبایی است.”۱۸

بنابراین بی‌گمان، عموم “و لایبدین زینتهن” شامل مو نیز می‌شود و بنابراین بر بانوان واجب است موی خود را از نامحرم بپوشانند.

نتیجه سخن آن که بر اساس آنچه از کتاب و سنت استفاده می‌شود، باید اندازه پوشش بانوان در برابر مردان نامحرم، به گونه‌ای باشد، که همه بدن آنان، به استثنای چهره و دستانشان را بپوشاند. اگر چه برخی از فقها، به بیشتر از این مقدار فتوا داده‌اند، ولی آنچه گفته شد، مورد اتفاق و قدر مسلم است.

گفتنی است گاهی ممکن است برخی بانوان، مقدار گفته شده از بدن را به حسب ظاهر بپوشانند ولی پوشش انتخابی آنان، به قدری نازک یا تنگ و چسبان باشد که موجب بدن‌نمائی و جلوه‌گری و سبب تحریک نامحرمان شود. بدیهی است این اندازه از پوشش، به هیچ وجه، تأمین‌کننده نظر اسلام نیست، چنانکه در برخی روایات، درباره این گونه زنان آمده است:

“زنانی که لباس به تن دارند ولی عریانند… این زنان، داخل بهشت نمی‌شوند و بوی بهشت را استشمام نمی‌کنند، با این که بوی بهشت، از مسیر پانصد سال به مشام می‌خورد.”۱۹

چادر

محور بحث تاکنون، حداقل پوششی بود که برای بانوان در برابر مردان نامحرم، واجب است و آن‌گونه که از دلیل‌های یاد شده و قراین دیگر استفاده می‌شود حد، آن مقداری است که به راحتی و بدون تکلف، همه بدن زن، جز چهره و دو دست را بپوشاند.

مسئله مهمی که می‌توان در همین مورد طرح نمود موضوع چادر است. اهمیت این موضوع، به آن جهت است که بر اساس تلقی بسیاری از متدینان، این قسم، بهترین پوشش و برخوردار از کمال و اصالت اسلامی است و حال آن که گروهی دیگر، با نفی اصالت اسلامی چادر، آن را پوششی می‌دانند که در دوران متأخر پیدا شده و یا لااقل در اصالت اسلامی آن تردید دارند.

ما در این مسئله، جهت داوری بیطرفانه و به دور از تعصب به سراغ نصوصی می‌رویم که به نحوی، ناظر به اندازه پوشش بانوان است و آنها را فارغ از هر گونه پیش‌فرض، بررسی می‌کنیم.

چنانچه در جای خود گفته شده، از میان آیات قرآن، دو آیه بیش از همه درباره موضوع پوشش است: یکی آیه ۳۱ سوره نور که در آن آمده است: “زنان باید روسری‌های خود را بر گریبان‌های خویش فرو اندازند.”

و دیگری آیه ۵۹ سوره احزاب، که درآن می‌خوانیم: “ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مسلمان بگو پوشش‌های خویش را بر خود فرو گیرند.”

اظهار نظر درباره مفاد این دو جمله، بدون بررسی معنای واژگان “خُمُر” و “جَلابیب”میسر نیست. ما در دو آیه فوق، واژه نخست را به “روسری‌ها” و واژه دوم را به “پوشش‌ها” ترجمه کرده‌ایم بدین سبب که این ترجمه، بر آنچه بیشتر مفسران و واژه‌شناسان گفته‌اند منطبق است.

توضیح آن که تا آنجا که می‌دانیم، همه این دانشمندان، را جمع خمار و آن را به معنای مقنعه و روسری دانسته‌اند. بنابراین مفاد جمله نخست ناظر به حداقل مقدار پوشش است، یعنی تا حدی که سر و گردن و گوش‌ها و سینه پوشیده بماند. مرحوم طبرسی در ذیل این جمله نوشته است: خُمُر، جمع خمار و آن به معنای مقنعه است، یعنی آنچه سر زن را می‌پوشاند و بر سینه‌اش فرو می‌افتد.

زنان صدر اسلام، به انداختن مقنعه بر سینه خود فرمان یافتند تا گردن‌هایشان پوشیده شود، زیرا چنانکه گفته شد، آنان روسری‌های خود را پشت سر می‌انداختند و سینه‌هایشان آشکار می‌گشت. در این آیه “گریبان‌ها” کنایه از سینه‌ها است، زیرا گریبان‌ها بر روی سینه‌ها پوشیده می‌شود.۲۰

ولی دانشمندان مزبور، درباره واژه جلابیب، اختلاف کرده‌اند، بعضی این واژه و واژه خُمُر را به یک معنا دانسته‌اند، از جمله راغب اصفهانی که گفته است: “جلابیب به معنای پیراهن‌ها و روسری‌ها است.”۲۱

شیخ طوسی در بیان معنای جلباب گفته است: “جلباب به معنای مقنعه‌ای است که سر و سینه زن را می‌پوشاند.”۲۲

بعضی نیز در بیان معنای واژه مزبور، به تردید افتاده‌اند، مانند فیروزآبادی که می‌نویسد: “جلباب به معنای قمیص و آن لباسی است گشاد، کوچکتر از چادر یا به معنای پوششی است که زن آن را روپوش لباس خود قرار می‌دهد، مانند چادر و یا این که به معنای روسری است.”۲۳

علامه طباطبایی نیز سخنی نزدیک به سخن فیروزآبادی دارد. وی می‌نویسد: “جلابیب، جمع جلباب و آن لباسی است که زن به دور خود می‌گیرد و همه بدن او را می‌پوشاند و یا این که به معنای مقنعه است، یعنی پوششی که زن با آن سر و صورت خود را می‌پوشاند.”۲۴

البته از این که فیروزآبادی و علامه، نخست، معنایی را ذکر می‌کنند که بر اساس آن، جلباب، به معنای روسری نیست، بلکه با مفهوم چادر تناسب بیشتری دارد، دانسته می‌شود این معنا، در نظر آن دو تا حدودی رجحان دارد.

ولی در مقابل دانشمندان یاد شده، بسیاری از مفسران و واژه‌شناسان، به دور از هر گونه تردید، کلمه مزبور را به معنای پوشش سرتاسری و چیزی غیر از روسری دانسته‌اند. واژه‌شناس معروف، جوهری می‌نویسد: “الجلباب الملحفه؛ جلباب، به معنای پوشش سرتاسری است.”۲۵

قرطبی نیز می‌نویسد: “جلابیب، جمع جلباب و آن پوششی است بزرگتر از روسری” و از ابن‌عباس و ابن‌مسعود، روایت شده که آن دو جلباب را به ردا معنا کرده‌اند، بعضی نیز آن را به معنای روسری دانسته‌اند. ولی صحیح‌تر آن است که واژه مزبور را به معنای پوششی بدانیم که همه بدن را می‌پوشاند.۲۶

مفسر بزرگ اهل سنت، اسماعیل‌بن‌کثیر نیز به روشنی می‌نویسد: “جلباب، به معنای ردایی است که روی مقنعه قرار می‌گیرد… و آن امروزه، به منزله چادر است.”۲۷ وی می‌افزاید: “این سخن را ابن‌مسعود، عبیده، قتاده، حسن بصری، سعیدبن‌جبیر، ابراهیم نخعی، عطاء خراسانی و شمار فراوان دیگری از شخصیت‌ها ابراز داشته‌اند.” از میان لغت‌دانان و مفسران، صاحبان مجمع‌البحرین و مجمع‌البیان نیز جلباب را پوششی بزرگتر از روسری دانسته‌اند.۲۸

از جمله قراینی که دیدگاه این دسته از دانشمندان را تأیید می‌کند، پاره‌ای از اشعار عرب و روایات است. صاحبان لسان‌العرب، پس از نقل این سخن که بعضی، واژه مورد بحث را به معنای پوشش سرتاسری دانسته‌اند، در تأیید این قول، به بیتی استناد می‌کند که جَنوب، خواهر عمرو ذی‌الکعب، در رسای برادر خود سروده است و آن چنین است: تمشـی النشـور و هـی لاهیه مشی العذار علیهن الجلابیب؛

“کرکسان، با آرامش و اطمینان، به سوی جسد او روانند‌[کنایه از این که برادرش مرده است و مرغان لاشخور، از او ایمن هستند] به سان راه رفتن دوشیزگان که بر تن خود، چادر دارند [و نمی‌توانند به سرعت حرکت کنند].۲۹

از جمله تأییدکنندگان قول مزبور، روایتی است که از ابی‌الصباح کنانی نقل شده است. این راوی می‌گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: زنان سالخورده، می‌توانند کدام بخش از لباس خود را بردارند؟ فرمود: “جلباب مگر این که کنیز باشد، که در این صورت می‌تواند مقنعه خود را بردارد.”۳۰ این روایت به روشنی می‌رساند که میان جلباب و خمار، تفاوت است.

روشن‌تر از قرائن بالا، روایتی است که عبدالله‌بن‌حسن از پدران خود(علیه السلام) نقل می‌کند: متن روایت که در پیوند با داستان فدک می‌باشد، چنین است: “چون ابوبکر و عمر، تصمیم گرفتند فاطمه(سلام الله علیها) را از فدک محروم کنند و خبر آن به حضرت رسید، مقنعه به سر کشید و چادر بر خود پیچید و در میان گروهی از یاران و زنان خویشاوند، روانه مجلس خلیفه شد در حالی که بلندی چادرش، قدم‌هایش را می‌پوشانید و در راه رفتن، پای روی آن می‌نهاد، راه رفتنش به سان راه رفتن پیامبر بود، تا این که بر ابی‌بکر وارد شد… .”۳۱

نتیجه سخن این که بی‌تردید مقصود از جلباب در آیه مزبور، مقنعه نیست بلکه پوششی بزرگتر از آن، منظور است. البته بعید نیست با توجه به کلمات بعضی از واژه‌شناسان، مانند فیروزآبادی و طریحی، که واژه مزبور را پوششی بزرگتر از مقنعه و کوچکتر از ردا دانسته بودند، بگوییم آنچه زنان صدر اسلام، به هیأت چادر، بر روی مقنعه خود می‌انداختند، به بزرگی چادرهای امروزه نبوده و وضعیت فعلی، به تدریج پیدا شده است. اگرچه با توجه به قراین پیش‌گفته، احتمال این که در آن زمان، چادرهای بلند و فراگیر استفاده می‌شده، قویتر به نظر می‌رسد. به هر حال، با توجه به این که با پوشش چادر، حجم بدن و قسمت‌های مختلف آن پوشیده می‌شود و با استفاده از آن بدن‌نمایی زن تقلیل می‌یابد، شکی در رجحان و مطلوبیت آن از نظر شرع نیست.

منبع: ماهنامه معارف؛ شماره ۳۷

روابط دختر و پسر

 مسئله ارتباط دختر و پسر (صحبت کردن، دوستى‌هاى خیابانى، رابطه تلفنى و اینترنتى و….)، از زوایاى مختلفى قابل ارزیابى است که در آغاز این بحث، به دو نکته ى مهم آن اشاره مى کنیم:

نکته اول: ایام جوانى، دوره ى شور احساسات، شوق جنسى و نشاط جسمى است. با بیدار شدن قواى مختلف جسمى، توجه به مسائل عاطفى و جذابیت‌هاى ظاهرى جنس مخالف زیادتر مى شود. این بلوغ طبیعى، در پیدایش دوستى‌ها و روابط دختر و پسر تأثیر به سزایى دارد.

نکته دوم: همه ما معتقدیم که انسان موفق، کسى است که اهداف مشخص در زندگى داشته باشد و براى رسیدن به آن برنامه‌ریزى نماید و راه مناسب را انتخاب کند. یک جوان نیز، باید سعى کند راهى را انتخاب نماید که او را به یک زندگى ایده آل و سرشار از آرامش، کمال و شادى برساند.

انسان، داراى نیازمندى‌هاى روحى و جسمى بسیارى است و براى رسیدن به تکامل و آرامش باید به هر دو بعد مادى و معنوى خود بپردازد؛ از طرفى دین اسلام، داراى مجموعه قوانین کامل و جامعى است که به همه ى نیازمندى‌هاى انسان توجه نموده و در تعالیم خود، مصالح عمومى و سعادت دنیا و آخرت را مدّ نظر قرار داده است.

بر این اساس، اسلام براى پاسدارى از حریم پاک و جلوگیرى از انحرافات، رعایت ضوابطى را در روابط دختر و پسر ضرورى دانسته و آزادى مطلق و بدون حساب و دوستى‌ها و عشق بازى‌هاى مصطلح امروزى را ناپسند و مردود شمرده است. اسلام، صحبت کردن زن و مرد را در مواردى ضرورى و در جریان رسیدگى به کارهاى روزمره ى زندگى حرام ندانسته است؛ اما براى پیش گیرى از پیامدهاى سوء احتمالى، آنان را از این گونه روابط بر حذر داشته است.

خداوند در قرآن کریم مى فرماید:

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا.

«به مؤمنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند! این براى آنان پاکیزه‌تر است. خداوند از آنچه انجام مى دهند آگاه است؛ و به زنان با ایمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند.»[۱]

در این آیه، به صراحت دستور داده شده است که زن و مرد نامحرم به یکدیگر نگاه نکنند و از نگاه‌هاى هوس‌آلود پرهیز نمایند. به راستى، اگر به این آیه ى مبارکه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه نکنند، آیا دوستى‌ها و عشق‌هاى خیابانى به وجود مى آید؟

حضرت على (علیه السلام) مى فرماید:

نِعمَ صارف الشهوات غضّ الابصار؛ «چشم پوشى از نگاه، بهترین عامل بازدارى از شهوت است.»[۲]

هم چنین، خداوند در قرآن خطاب به زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و آله و سلم ـ مى فرماید:

(فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا)

«به گونه‌اى هوس‌انگیز سخن نگویید تا بیمار دلى، در شما طمع نکند، و به گونه‌اى شایسته و معمولى سخن بگویید.»[۳]

به راستى، آیا روابط میان دختران و پسران جوان، با آن میل و کشش جنسى که طبیعت سنّ جوانى است، از نگاه‌هاى آلوده و صحبت‌هاى هوس‌انگیز خالى و مبرّاست؟ آیا با در نظر گرفتن این کلام صریح الهى، مى توان حکم جواز این گونه روابط را صادر نمود؟

شاید عدّه اى مدّعى باشند که ارتباط مورد نظر ماست که از این مسائل به دور باشد! در پاسخ اینان باید گفت: اولاً تجربه و اعترافات زیاد مبتلایان خلاف این را ثابت کرده و ثانیاً اصرار و تأکیدهاى فراوانى که امروزه بر این روابط مى شود، شاهدى است بر این که انگیزه ى دیگرى، هر چند غیر مستقیم و مخفى، در این کار موجود است؛ لذا ممکن است روابطى ایجاد شود که در ابتدا ظاهراً عارى از این گونه مسائل باشد، اما از آنجا که سن جوانى اوج کشش جنسى و عاطفى است؛ به تدریج و بر طبق طبیعت بشرى، این روابط، آلوده به نگاه‌ها، صحبت‌ها و رفتارهاى هوس‌آلود مى شود. علامه مجلسى در ضمن حدیثى نقل مى کند:

«کسى که به حرام دستش را به دست زنى برساند، چون به صحراى محشر در آید، دستش بسته باشد؛ و کسى که با زنان نامحرم، خوش طبعى، شوخى و مزاح کند، خداوند در عوض هر کلمه، هزار سال او را در محشر حبس مى کند؛ و اگر زنى راضى شود که مردى به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید و یا با او خوش طبعى و شوخى کند، بر آن نیز گناهى همانند آن مرد است.»[۴]

حال، قضاوت بر عهده ى خواننده محترم است که تشخیص دهد «آیا دوستى‌هاى تلفنى، رفت و آمدها و روابط میان دختر و پسر مشمول این آیات و روایات مى شود یا خیر؟» آیا باز هم مى توان ادعا نمود که این روابط بدون اشکال است؟

روابط  دختر و پسر براى ازدواج

نکته ى دیگر که وجود دارد، این است که بعضى افراد این روابط را بدین صورت توجیه مى کنند که «براى ازدواج، شناخت کامل لازم است و شناخت، بدون ارتباط ممکن نیست!»

در پاسخ باید گفت: بدون تردید، دختر و پسر باید با دیدى باز و با شناختى کامل از استعدادها و خصوصیّات شخصى، شخصیتى اخلاقى و فرهنگ یکدیگر، زندگى مشترک را شروع نمایند، تا در فراز و نشیب‌هاى زندگى هم راز و هم دل یکدیگر باشند؛ امّا شناختى کامل و دقیق است که با عقل و خرد و ارزیابى صحیح طرفین به دست آمده باشد؛ لذا باید سعى کنیم از پیش داورى و قضاوت درباره ى دیگران جداً بپرهیزیم؛ زیرا وقتى به کسى علاقه ى وافرى داشته باشیم ضعف‌هاى او را نمى بینیم و اگر از ابتدا نگرش منفى درباره ى فردى داشته باشیم، خوبى‌هایش را در نظر نمى گیریم! بسیار روشن است که با دوستى‌ها و روابط خیابانى و تلفنى دختر و پسر که زیبایى‌ها و جذّابیت‌هاى ظاهرى در آنها نقش زیادى دارد و در دنیاى احساسات و عواطف غوطه مى خورند، شناخت کامل از خصوصیات اخلاقى و سلیقه‌هاى فردى حاصل نمى شود.

البته، بعد از مطالعه، تحقیق و دقت‌هاى لازم، اگر شرایط مثبت بود و دختر و پسر واقعاً قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند، مى توانند براى اطمینان بیش‌تر و ایجاد هماهنگى و آمادگى براى آغاز زندگى، با نامزدى رسمى و شرعى (به صورت عقد موقت) به خواست خویش برسند.

پرهیزها و توصیه‌هاى لازم

۱ـ باید به این نکته توجه کنیم که روابط آزاد دختر و پسر، نه تنها طرفین را به شناخت مورد نیاز نمى رساند، بلکه چه بسا سبب بدنامى و محرومیت از ازدواج مناسب و در خور شأن آنان مى شود.

۲ـ هم چنین، غوطه‌ور شدن در این نوع روابط، جوانانى را که باید در بهترین مقطع از سن خود، به دنبال آموختن علم و کسب تجربه براى آینده‌ى خویش باشند، در اضطراب و هیجانات بى اساس نگه مى دارد و با ایجاد فشارهاى روحى و تشویش‌هاى درونى، آرامش را از آنان سلب مى کند؛ هیچ گاه این جوانان طعم شیرین آرامش، شادى و رضایت را در زندگى خانوادگى نخواهند چشید و همیشه چشم طمع به دیگران خواهند داشت؛ و این دردى است خانمان سوز که درمانى ندارد! اگر نگاهى به کشورهاى غربى و غرب زده که در این زمینه آزادى کامل دارند، بیندازیم، چیزى جز مفاسد گوناگون و معضلات مختلف اجتماعى نمى یابیم!

۳ـ علاوه بر این‌ها، دوستى‌ها و ازدواج‌هایى که بر این پایه چیده شده اند، بسیار متزلزلند؛ هفته نامه‌ها و مجلات خانوادگى مملو از غم نامه‌هایى است که دختر‌ها و پسرها درباره ى دوستى‌ها و ازدواج‌هاى ناکام خود مى نویسند! بسیارى از آنان وقتى شور و اشتیاق اولیه شان براى زندگى فرود مى نشیند و با واقعیت‌هاى زندگى بیش تر و بهتر روبه رو مى شوند، با یکدیگر احساس نوعى بیگانگى و غرابت مى نمایند و با عدم تفاهم در زندگى مشترک مواجه مى شوند! کم نیستند زوج‌هایى که به خاطر این نوع ازدواج‌ها از هم جدا مى شوند. واضح است که خود طلاق هم معضلى بزرگ است، هم براى اجتماع و هم براى آن خانواده ى از هم پاشیده!

۴ـ از نظر روان شناختى، ذهن در استرس‌ها و تنیدگى‌ها، تمایل دارد به گذشته خوش خود برگردد. از آن جا که در این دوستى‌ها، خوشى‌هاى موقتى وجود دارد. پس از ازدواج افراد، هنگامى که با اختلاف و ناسازگارى روبرو مى شوند، بجاى حل مشکل دائماً به یاد گذشته خود با افراد متفاوت مى افتند و سپس تنفر از همدیگر پدید مى آید.

۵ـ تعالیم حیات بخش اسلام، راه درست و متعادل را به انسان نشان داده، و براى پیش‌گیرى از روابط نامشروع دختر و پسر اصول و ضوابط اخلاقى و در دوره جوانى، ازدواج را توصیه نموده است.

۶ـ طبق نظر مشاوران امور خانواده، پس از ازدواج حاصل از این دوستى‌ها خوره بدبینى به زندگى مى افتد. مرد به زن و زن به مرد بدبین مى شوند با این نگرش که از کجا معلوم او که در خارج از عرف و شرع با من دوست شد با دیگرى دوست نشود.

۷ـ در پایان، توصیه مى شود، جوانان عزیز عفت و پاکدامنى پیشه کنند و دامان خود را به اینگونه روابط آلوده نسازند. و گام‌هاى اساسى براى پیشرفت و تعالى خود بردارند.

منابع کمکى

۱ـ مقیمى حاجى، ابوالقاسم، نظر اسلام درباره روابط دختر و پسر، صباح، شماره ۷ـ۸٫
۲ـ احمدى، على اصغر، روابط دختر و پسر، تهران، انجمن اولیا و مربیان.
[۱]. نور، ۳۰-۳۱٫
[۲]. محمد محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، (مکتبه الاعلام الاسلامى، ۱۳۷۱)، ج۱، ص ۷۲٫
[۳]. احزاب، ۳۲٫
[۴]. علامه مجلسى، عین الحیوه، ص ۱۴۰٫
منبع: سایت اندیشه قم

احکام ارتباط دختر و پسر در اسلام

یک: آیا دوستی با جنس مخالف به هدف امر به معروف و نهی از منکر جایز است؟

در دین اسلام بر دوستی افراد با یکدیگر تأکید شده است و دوستی را وسیله ای برای تهذیب نفس و اصلاح اخلاق، و تفریحی سالم و کمک به یکدیگر قرار داده است، اما در مواردی که دوستی و رابطه موجب مفاسد اجتماعی و فردی، و وسیله ای برای شهوت رانی و نابود کردن فضایل انسانی باشد، ممنوع شده است، حتی اگر این دوستی با «جنس موافق» باشد و بلکه اگر زمینه ساز انجام کار واجب مثل امر به معروف و نهی از منکر نیز باشد و بدین جهت در رساله های توضیح المسائل در قسمت امر به معروف و نهی از منکر آمده است: انجام گناه برای جلوگیری از گناه جایز نیست.

داشتن دوست دختر پیامد های زیر را به دنبال دارد:

۱٫ کم رنگ شدن اعمال و افعال معنوی و عبادی که وسیله ی رسیدن انسان به کمال است.

۲٫ آبروی اجتماعی و خانوادگی تهدید می شود.

۳٫ ترویج فرهنگ غرب که درصدد نابود کردن اسلام است.

۴٫ دلسرد شدن نسبت به تشکیل خانواده.

۵٫ تحریک غریزه ی جنسی و به دنبال آن بیماری های عصبی و از بین رفتن قوای جسمی.

۶٫ اُفت تحصیلی و …

اما امر به معروف و نهی از منکر را می توان با تذکری لفظی انجام داد و یا یکی از محرم ها را فرستاد تا انجام وظیفه کند.

در این جا سوالی را که از یکی از مراجع تقلید حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی شده است را بیان می کنیم:

سوال: آیا دوستی دختر و پسر شرعاً حرام است مطلقاً، یا اگر منجر به حرام شود، حرام است. و اگر مقدمه ی انجام امر به معروف و نهی از منکر باشد حرام است؟

جواب: بسمه تعالی، چنانچه مستلزم نگاه به نامحرم و حرف زدن با او باشد، اشکال دارد و جایز نیست.(۱)

دو: امتیاز و آسیب های چت و ارتباطات اینترنتی چیست؟

الف ـ امتیاز

۱٫ استفاده ی سریع و آسان؛

۲٫ استفاده های علمی از اشخاص (و مراکز و …)؛

۳٫ دسترسی به حجم وسیع اطلاعات طرف مقابل؛

تذکر: از آنجا که مکتب اسلام با علم و پیشرفت فنی موافق است، ارتباط صحیح اینترنتی را نیز بر اساس آموزه های عمومی علمی و اخلاقی و با رعایت موازین قانونی و شرعی پذیرفته و تشویق می کند.

ب ـ آسیب ها

۱٫ محیط چت یک محیط مجازی است و امکان دارد همه چیز تخیلی و غیر واقع بینانه باشد.

۲٫ این محیط غیر قابل اطمینان است، حتی به صدا و تصویر طرف نمی توان اطمینان کرد.

۳٫ با این که مجازی است، قابلیت اثر گذاری شدید روحی و ذهنی را دارد، به طوری که ممکن است دو نفر با چت کردن، عاشق یکدیگر شوند، قهر کنند و … .

۴٫ ایجاد محبت ها در این فضاها بدون شناخت دقیق خواهد بود. در محیطی که شناخت دقیقی از قدرت جسمی، روحی و ذهنی طرف مقابل در دست نیست و حتی برخی رفتار های عادی مثل شیوه ی راه رفتن، نشستن، عکس العمل ها در شرایط مختلف و … غیر قابل بررسی و شناخت است.

۵٫ محیط چت با جاذبه های نوشتاری، صوتی و تصویری به تخیل شما لذت می بخشد، به طوری که جوانانی که در ارتباطات خیابانی دوستان زیادی دارند، باز به این عرصه می پردازند.

۶٫ لذت های تخیلی باعث ایجاد شکاف بین تصور، آرزو، توقع، تمایل با واقعیت بیرونی (که تغییرناپذیر است)، می شود، این مسئله بر اساس تجربه های مکرر باعث مشکلات روحی و روانی در برخی افراد می شود که برخی از آن ها عبارت اند از:

ـ افسردگی شدید؛

ـ ضعف اعصاب؛

ـ انزوا و دوری از اجتماع؛

ـ عدم موفقیت در محیط خانواده و اطراف خود؛

ـ خیال پردازی؛

ـ از دست دادن اعتماد به نفس؛

ـ از دست دادن عزت نفس؛

ـ خنده های بدون علت؛

ـ دلگرفتگی و گریه های بدون علت؛

ـ پوچ گرایی و احساس بیهوده بودن همه چیز و همه کس؛

ـ و … .

عواقب این مشکلات روحی، به ویژه پوچ گرایی که به حالت های جنون آمیز و خودآزاری و حتی خودکشی می انجامد، همگی از لذت های خیالی ناشی می شود.

۷٫ بسیاری از شناخت هایی که از طرف مقابل به دست می آید، تنها با تخیل آدمی سازگار است نه با واقعیت. آری، وجود محبت صرف، عامل بی دقتی در شناخت می شود و انسان را از واقعیت دور می کند، زیرا محبت نقایص و عیوب طرف مقابل را می پوشاند و حتی نقایص را به محسنات و ویژگی های مثبت تبدیل می کند.

۸٫ بیشتر انسان هایی که برای مسائل غیر علمی چت می کنند، به مشکلات زیر گرفتار می شوند:

ـ بهره ی هوشی پایین؛

ـ خوش گذرانی و وقت گذرانی؛

ـ اعتیاد به لذت های موقت و تخیلی؛

ـ مشکلات روحی و روانی؛

ـ چند شخصیتی؛

ـ رفتار های غیر منطقی؛

ـ از کار و تلاش جدی دور شدن؛

ـ از فکر و تدبیر دور شدن؛

ـ شخصیت اجتماعی غیر مناسب؛

البته انسان های مثبت نیز یافت می شوند، اما در محیط آزاد و مجازی چت مطالب علمی، بسیار کم است.

۹٫ در روابط خیابانی که دو نفر یکدیگر را می بینند، ساعت ها با هم گفتگو دارند، پارک می روند، کوهپیمایی می کنند، در مورد علایق و سلایق یکدیگر سخن می گویند، ممکن است خانه و محل زندگی پدر و مادر همدیگر را بشناسند و … با این حال احتمال شکست و جداییشان بیش از ۹۰% می باشد، علت آن این است که پس از مدتی که ارتباطات عادی شد و دیگر خبری از آن حرارت ها و هیجانات دوستی و شور عشق نبود، نقایص اصلی دختر و پسر برای یکدیگر آشکار می شود و حس اطمینان در طرف مقابل کاهش می یابد و شک و تردید جایگزین آن می گردد، به عبارت دیگر، همان مسائلی که روزی باعث ارتباط دختر و پسر و ایجاد محبت و عشق شد، روز دیگر باعث جدایی می شود، و این آسیب در ارتباط اینترنتی دختر و پسر چندین برابر است.

سه: در چه مواردی حضور زنان در ورزشگاه ها و چت کردن اینترنتی و همکار شدن یک زن و یک مرد جایز است؟

زن در اسلام یک رکن اساسی اجتماع به شمار می رود و هرگز نباید با او معامله ی یک موجود فاقد اراده و وابسته و نیازمند به قیم نمود. نکته ی اساسی این است که در معنای تساوی، نباید اشتباه کرد و تنها مطلبی که باید به آن توجه داشت (و در اسلام به آن توجه خاص شده) ولی بعضی روی یک سلسله احساسات افراطی و حساب نشده آن را انکار می کنند، مسئله ی تفاوت های روحی و جسمی زن و مرد و تفاوت وظایف آن هاست. با وجود این اختلافات دامنه دار آیا می توان گفت زن و مرد باید در تمام شئون همراه یکدیگر گام برداشته و در تمام کارها صد در صد مساوی باشند؟!

مگر نه این است که باید طرفدار عدالت در اجتماع بود؟ آیا عدالت غیر از این است که هر کس به وظیفه ی خود پرداخته و از مواهب و مزایای وجودی خویش بهره مند گردد؟! بنابراین، آیا دخالت دادن زن در کار هایی که خارج از تناسب روحی و جسمی او است، بر خلاف عدالت نمی باشد؟ (۲) اسلام موافق حضور زن در اجتماع و محل کار و محل ورزش به صورت قانونمند و با رعایت حرمت و مصالح خانم هاست.

چهار: چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی چه حکمی دارد؟

در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، جایز نیست.(۳)

پرسش

چت کردن با شخصی که از جنسیت آن ناآگاهیم، چه حکمی دارد؟

پاسخ

(مراجع محترم): اگر ترس افتادن به حرام باشد، جایز نیست.(۴)

چون به هر حال در چت کردن نوعی سخن گفتن بین دو جنس مخالف ممکن است وجود داشته باشد و احتمال گرفتار شدن فتنه و گناه وجود دارد.

پنج: حضور بانوان در میدان های ورزشی مردان (مانند فوتبال و کشتی) وقتی که با شورت و زیرپوش بازی می کنند، چه حکمی دارد؟

نگاه زن به بدن نامحرم جایز نیست، هر چند بدون قصد لذت باشد.

آیات عظام تبریزی و سیستانی: با توجه به این که حضور زنان در این گونه ورزشگاه ها، باعث مفسده است، جایز نیست.

آیت الله بهجت: نگاه به آن ها بنابر احتیاط واجب جایز نیست و اگر باعث مفسده شود، حضور آنان حرام است.(۵)

«قرآن کریم نیز صریحاً از نگاه به نامحرم منع کرده، آنجا که می فرماید: «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم؛(۶)(ای پیامبر) به مردان مؤمن بگو: «چشم هایشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند».

و همین امر را نسبت به زنان می فرماید: «و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن؛ و به زنان مؤمن بگو:«چشمانشان را (از نگاه حرام) فرو کاهند.»

نگاه حرام در شرع عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست ها تا مچ) خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز نگاه به صورت و دست ها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دست ها و مقداری از پا) خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.(۷)

شش: آیا خلوت کردن دو نفر نامحرم در یک مکان جایز است؟

اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود و آن ها بترسند که به حرام بیفتند، ماندنشان در آن جا حرام است.

(آیت الله صافی): اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود، ماندنشان در آن جا حرام است، هر چند احتمال فساد ندهند و به گفتگو های علمی و ضروری بپردازند.

(آیت الله مکارم): اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود، بنابر احتیاط واجب ماندنشان در آن جا حرام است. هر چند احتمال فساد ندهند و به گفتگو های علمی و ضروری و مانند آن بپردازند.

(آیات عظام بهجت، سیستانی و وحید): اگر احتمال فساد برود، ماندنشان در آن جا حرام است، هر چند طوری باشد که کس دیگری بتواند وارد شود.

(آیات عظام تبریزی و فاضل): اگر کسی نمی تواند وارد آن مکان شود، در صورتی که احتمال فساد برود، ماندنشان در آن جا حرام است.(۸)

در نتیجه زن و مرد همکار نیز اگر احتمال مفسده و گناه را بدهند، نمی توانند در یک اطاق با هم همکار باشند که در مسئله ی بعد به صراحت از آن یاد خواهد شد.

هفت: آیا ارتباط صمیمی بین دختر و پسر در هنگام همکاری یا میهمانی اشکال دارد؟

دوستی بین دختر و پسر جایز نیست، زیرا ترس افتادن به گناه در میان است، اما ارتباط شغلی، اگر باعث مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت شود، اشکال ندارد.(۹)

پی‌نوشت‌ها
۱٫ این گونه استفتائات که بدون ذکر آدرس آورده می شود توسط پژوهشگران مرکز انجام شده و مکتوب آن موجود است.
۲٫ یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ برگرفته از تفسیر نمونه، تدوین: جمعی از فضلای حوزه ی علمیه ی قم، ص ۴۶۱ ـ ۴۶۳٫
۳٫ سیستانی sistani.org اینترنت: تبریزی tabrizi.org اینترنت: دفتر: همه. به نقل از کتاب: پرسش ها و پاسخ ها، رساله ی دانشجویی مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام، سید مجتبی حسینی، انتشارات دفتر نشر معارف، چاپ: اول، ۱۳۸۴ ش، ص ۱۹۱ ـ ۱۹۲٫
۴٫ همان، ص ۱۹۲٫
۵٫ استفتائات امام، ج ۳، س ۶ و ۳۹؛ توضیح المسایل، آیت الله وحید، م ۲۴۴۲؛ تعلیقات علی العروه مکارم، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، النکاح، م ۵۱؛ توضیح المسایل، آیت الله نوری همدانی، م ۲۴۴۲؛ استفتاء آیت الله خامنه ای، س ۴۸۲؛ و دفتر فاضل، دفتر سیستانی و تبریزی؛ توضیح المسایل، آیت الله بهجت، م ۱۹۳۳؛ به نقل از همان، سید مجتبی حسینی، ص ۲۰۲ و ۲۰۳٫
۶٫ نور، ۳۰٫
۷٫ همان، مجتبی حسینی، ص ۱۹۷٫
۸٫ (توضیح المسایل مراجع، مسئله ۲۴۴۵، ـ استفتاء: سوال ۶۳۹ و ۶۲۷؛ توضیح المسایل، ۲۴۴۱،(صافی: توضیح المسایل مراجع، م ۲۴۴۵، مکارم: همان ۲۴۴۵؛ بهجت، سیستانی، وحید، همان ۲۴۴۵ و وحید: توضیح المسایل، مسئله ۲۵۹۰؛ تبریزی و فاضل: توضیح المسایل مراجع، م ۲۴۴۵) به نقل از همان، سید مجتبی حسینی، ص ۱۹۳٫
۹٫ آیت الله خامنه ای، استفتاء، س ۷۷۹ و ۶۵۱ و دفتر: همه، به نقل از همان، ص ۱۹۴٫
منبع: رضایی اصفهانی، محمد علی؛ (۱۳۸۷) پرسش های قرآنی جوانان: روابط دختر و پسر، قم، انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم، چاپ سوم.

اسلام و روابط دختر و پسر

على زینتى

چکیده

نویسنده ضمن بیان اصول و ضوابط دوستى دختر و پسر در اسلام معتقد است دوستى دختر و پسر تنها از طریق ازدواج موقت مورد تأیید اسلام است امّا حدود دوستى باید مشخص و معین باشد و به روابط جنسى منجر نشود.

هدف این نوشتار، هرگز ترویج ارتباط دوستى با جنس مخالف نیست و از آن حمایت نمی کند. در جامعه ایران با توجه به بنیان هاى دینى و باورهاى ایمانى، این نوع دوستى کمتر جاى دارد و می تواند جاى باز کند. هدف از طرح ارائه شده، این است که اگر شخصى خواست از این باورها عدول و با الگوهاى دیگر هماوردى کند، از طرح دینى آن نیز آگاهى داشته باشد و در تنگناى زندگى اگر ناچار از برقرارى این نوع ارتباط دوستى شد، راهکار دینى آن را پیش گیرد تا به گناه و آلودگى مبتلا نشود.

مؤلفه‌هاى ارتباط دوستى دختر و پسر

دوستى با جنس مخالف یکى از انواع مختلف ارتباط میان فردى است که مؤلفه هاى آن بر اساس تعریف فوق، به شرح ذیل می باشد.

۱) ـ برقرار کنندگان ارتباط

بر اساس قواعد کلى ارتباط میان فردى، دوستى با جنس مخالف، داراى دو ویژگى اساسى است که وجود آن دو براى برقرار کنندگان ارتباط لازم و ضرورى است. به گونه اى که اگر این دو شرط رعایت نشود، آن ارتباط را دوستى با جنس مخالف نمی نامند.

الف) ـ اختلاف طرفین ارتباط در جنسیت؛ دوستى با جنس مخالف، بر خلاف دیگر ارتباطها از قبیل ارتباط آموزشى یا اقتصادى، بر پایه اختلاف جنسیت دو طرف بنا می شود. بنابراین ارتباط، یک سویه و یک طرفه نیست بلکه هر دو طرف چه دختر و چه پسر، در این ارتباط نقش فعال دارند. لذا برقرار کنندگان ارتباط، حداقل یک دختر و یک پسر هستند.

ب) ـ برخوردارى از کارکردهاى مبتنى بر جنسیت و توان مندى جنسی؛ از این رو، هرگز ارتباط دوستى دو بچه خردسال، هرچند یکى پسر و دیگرى دختر باشد یا پیرمردها و پیرزن ها را ارتباط با جنس مخالف نمی گویند.

۲) ـ محتواى ارتباط

هدف این نوع ارتباط، غیر از اهداف یک ارتباط فرهنگى، آموزشى و اقتصادى است. هرگز به شریک تجارى یا کاسب محله که صرفاً با وى ارتباط تجارى برقرار است یا در مبادلات آموزشى و فرهنگى، به طرف مقابل خود، عنوان دوست را نمی دهند بلکه آنها را استاد، معلم، همکار و… می نامند. آن گونه که از اسم این نوع ارتباط، یعنى دوست پسر یا دختر داشتن پیداست، پیام و محتواى آن است که همانا دوستى، محبت، صمیمیت، عشق، رفاقت، یکدلى، عاطفه و… است. البته چون دوستى و محبت، در روابط انسانى، داراى انواع و سطوح مختلف است، محبت مبادله شده در ارتباط با جنس مخالف، از نوع محبت مادرانه یا در سطح محبت دو همکار و شریک اقتصادى نیست و همچنین از نوع محبت همسرى هم نیست بلکه محبت آنها هم رنگ با محبت جنسیتى و در سطح جنسى است. بر همین اساس، رسانه و کانال در این ارتباط نیز، با دیگر ارتباطها تفاوت پیدا می کند. محبت مادرانه، از طریق نوازش، خرید اسباب بازى و…، به طرف مقابل (بچه) منتقل می شود ولى در این ارتباط، محبت از کانال دیگرى که با رفتارهاى جنسى و جنسیتى بی ارتباط نیست، مبادله می گردد. لازم به یادآورى است که مقصود از رفتار جنسى مفهوم خاص نیست بلکه مفهومى فراتر از آن مورد نظر است و شامل هر نوع تمایل به جنس مخالف می شود. یعنى رفتارى که تأثیر آن در ارتباط با همجنس یکى نیست و تأثیرى متفاوت با همجنس دارد، مثلاً براى انسان نیازمند ارتباط با جنس مخالف، حتى صحبت کردن با جنس مخالف داراى تأثیرى است که این امر در ارتباط کلامى با جنس موافق به دست نمی آید. بی تردید، همین تأثیر متفاوت، ناشى از جنسیت است. از این رو، به آن رفتار جنسى یا جنسیتى می گویند.

رابطه دختر و پسر از منظر اسلام

اصول ارتباط‌ هاى انسانی

از منظر اسلام، تمام ارتباطهاى انسانى به تمام اقسام آن، باید از اصول و قواعدى پیروى کنند تا مهر صحت شرعى و امضاى شریعت به پاى آنها زده شود وگرنه آن ارتباط مردود شمرده شده و هرگز مورد پذیرش شریعت نیست و براى هیچ یک از طرفین الزام آور نیست و تعهدى را به نفع یا ضرر آنها به دنبال ندارد.

۱) ـ تعهد تضمینی

از جمله قواعدى لازم الاجرا در تمام روابط انسانى، تعهد آورى و تضمینى بودن آن است. یعنى دو طرف ارتباط، باید نسبت به اصل ارتباط و لوازم آن پایبند و متعهد باشند. شارع مقدس، بعد از قبول ضرورت این اصل در روابط بین انسان ها، براى تحقق عملى آن چاره اى دقیق اندیشیده است. از این رو، در تمام ارتباطات اساسى و سرنوشت ساز، «عقد ارتباط» یا «پیمان ارتباط بستن» را یک عنصر ضرورى می داند و تمام انواع روابط انسانى را با «عقد» و «پیمان» مستحکم، براى طرفین لازم الاجرا می داند. اگرچه لازم نیست، این عقد و پیمان به شکلى خاص و به الفاظى معین بیان شود بلکه تنها وجود این پیمان و عقد ضرورى است تا طرفین را نسبت به مسئولیت خود، در برابر دیگرى متعهد سازد. نکته دیگرى که در اینجا باید به آن توجه شود. تعیین نوع عقد از بین انواع کلى عقد است. از آنجا که کارکرد و هدف مورد نظر در این نوع ارتباط، همانند ارتباط خانوادگى است و در سطوح ابتدائى یک ارتباط خانوادگى می گنجد، لذا از شرائط عقد و پیمان خانوادگى (ازدواج)، با رعایت شرائط مربوط پیروى می کند. ارتباط خانوادگى، یک نوع ارتباط انسانى است که در نوع خود به شکل عقد ازدواج دائم و عقد ازدواج موقت محقق می شود. البته کارکرد و سطح ارتباط در این نوع عقود خانوادگى، یکسان نیست. برخى از آنها با توافق طرفین معین می شود و برخى بنابر مقتضیات خود عقد تعیین می گردد. به عنوان نمونه، در عقد ازدواج موقت، نوع کارکرد و ارتباط معین است. ولى سطح ارتباط، محدود و میزان آن با توافق طرفین معین می شود. بنابراین، در ارتباط دوستى با جنس مخالف هم که یکى از اقسام عقد موقت است؛ نوع ارتباط معلوم است ولى سطح روابط، کیفیت، محدوده و میزان آن به توافق طرفین، در ضمن عقد معین شده و طرفین به رعایت آن ملزم می شوند.

۲) ـ تعریف و تعیین حدود ارتباط

دومین قاعده در ارتباطهاى بین فردى، تعیین و تعریف حدود ارتباطها است. از آنجا که طرفین ارتباط، در ضمن پیمان و عقد در برابر یکدیگر متعهد می شوند، باید محدوده این تعهد و التزام معین شود. در ارتباط دوستى با جنس مخالف براى طرفین معین است که هدف از این نوع ارتباط مبادله محبت، صمیمیت، مهر و عشق است اما حدود این نوع مبادلات را باید مشخص کرد تا طرفین در محدوده خاص و تعریف شده، از همدیگر انتظار داشته باشند. مثلاً باید مشخص کرد که آیا ارتباط در سطح گفت  وگو است یا تماس بدنى هم، داخل محدوده است. مرز گفتگوها و ناحیه هاى تماس بدنى تا کجاست. فارغ از این اصل و قاعده، نه تنها این ارتباط درست نیست بلکه این ارتباط محکوم به شکست می باشد. چون سطوح ارتباط تعریف نشده است و چه بسا در فضاى دوستى غفلت آلود، به کارکردهاى جنسى در سطح ازدواج کشیده شود.

۳) ـ عدم مخالفت با شریعت

از دیگر اصول و قواعد حاکم بر روابط انسانى آن است که این ارتباط با احکام شریعت و اصول و مقررات اخلاق دینى، هماهنگى داشته باشد. به مقتضاى این اصل حتى اگر در ضمن پیمان ارتباط، شرطى گنجانده شود که با احکام دین و مسلمات شریعت، مخالفت و ناسازگارى داشته باشد یا پایبندى به آن ارتباط منجر به تغییر احکام دین شود، یعنى به تحریم حلال یا تحلیل حرام منتهى گردد، این ارتباط صحیح نیست. مثلاً تعهد به دوست پسر یا دختر نباید به ترک واجبات دین مانند نماز، روزه و… منتهى شود با آنها را به ارتکاب محرمات بکشاند.

شرائط ارتباط دوستى با جنس مخالف

انحصارى بودن ارتباط

بنابر مبناى عقلا، در یک پیمان و تعهد، یک چیز را نمی توان براى دو نفر تعهد نمود. مثلاً در ارتباط اقتصادى، یک شى یا یک خدمت را نمی توان در ظرف زمانى واحد، براى دو شخص متعهد شد و اگر هر دو تعهد در یک زمان باشد، هر دو باطل است و اگر اختلاف زمانى داشته باشند، تعهد و عقد مقدم صحیح و تعهد متأخر باطل است. در ارتباط خانوادگى، هر یک از زوجین نمی تواند خود را براى غیر از همسر خویش تعهد کنند. در ارتباط دوستى با جنس مخالف هم، این سخن اهمیت دارد. چون در ارتباط با جنس مخالف، هر یک پیمان می بندد که فقط براى دوستش باشد و در خدمت اهداف و مقتضیات دوستى با هم باشند. بنابراین، حتى پسر نیز نمی تواند در یک زمان با دو دختر تعهد ببندد. در حالى که در ازدواج یک مرد می تواند با دو زن پیمان همسرى ببندد. از این رو، مفاد این پیمان، گسترده تر از آن است که براى وى مجال متعهد شدن براى دو نفر را باز کند. این پیمان تمام زمان و حتى وجود هر یک را براى دیگرى متعهد می شود تا هر یک وجود خود را بدون محدودیت زمانى و مکانى، در تعهد دیگرى قرار دهد، لذا یک شخص دو وجود ندارد تا آن را براى دو نفر تعهد کند. بنابراین ارتباط دوستى با جنس مخالف در ذات خود انحصارى بودن را اقتضا می کند و از پذیرش هر گونه اشتراک ابا دارد و نمی توان اشتراک را با برنامه ریزى و اعمال مدیریت در زمان و محدودیت در دوستى و سطح ارتباط بر این ارتباط تحمیل نمود.

تعیین محدوده ارتباط

از آنجا که سطوح ارتباط دوستانه، در بین انسان ها متفاوت است، هر سطحى از این ارتباط تعهد و مسئولیتى را متوجه طرفین می سازد. بنابراین، در ارتباط دوستى طرفین باید بدانند که این پیمان چه چیزى را بر عهده آنها می گذارد. چه بسا یکى از طرفین توقعى داشته باشد که دیگرى از انجام آن عاجز باشد و حاضر به انجام آن نباشد. محدودیت هاى مورد نظر که باید توسط تمام افرادى که خواستار این نوع ارتباط هستند رعایت شود، بدین قرار است: ـ محدود بدون مکان ارتباط، ارتباط نباید به وسعت تمام صحنه هاى زندگى حتى زندگى خانوادگى نباشد. ـ محدود بودن زمان ارتباط، زمان آن به وسعت تمام ساعات شبانه روز نباشد. چون دوستى نمودن و دوست بودن هدف زندگى نیست. همچنین سطح ارتباط، نباید به کارکردهاى جنسى خاص و ارتباط جنسى در سطح همسر برسد. به بیان دیگر، باید نوع ارتباط مورد نظر بیان شود. مثلاً کلامى یا غیر کلامى است. سپس تمام اقسام ارتباط مورد نظر معین شود. به خصوص ارتباطهایى که با قسمت هایى از بدن که عضو جنسى محسوب می شوند تکیه دارد. اگر ارتباطى به تماسى بدنى و در حدّ تماس اندام جنسى برسد، دیگر یک ارتباط دوستى نخواهد بود و یک ارتباط جنسى محسوب می شود، ماهیت این ارتباط با ارتباط جنسى تفاوت دارد. آنچه در ارتباط دوستى مبادله می شود، محبت، مهر، عاطفه و صمیمیت است. پیام مبادله شده نباید در حدّ محتواى جنسى یا هر چیز دیگرى غیر از دوستى، مهر و… باشد. مبادله پیام و محتواى جنسى، موجب انحراف ارتباط دوستى می شود، به خصوص ضرر و خسران جنسى براى جنس مونث فراهم می شود که کاملاً با فضاى ارتباط دوستانه مغایرت و منافات دارد.

الگوى ارتباط دوستى با دختر و پسر

براى تبیین طرح عملیاتى ارتباط دوستى با جنس مخالف باید مراحل ذیل طى گردد:

تعیین هدف دوستی

از جمله آداب دوستى، هدفدار بودن دوستى است. بر این اساس، باید قبل از انتخاب دوست، هدف خود را از دوستى معین کرد. اهداف انتخاب دوست، در نظر انسان ها متفاوت است. گاهى اوقات، هدف انتخاب دوست، آشنائى و کسب اطلاع جهت ازدواج است و گاهى اوقات مبادله آموزشى یا هنرى، هدف است. نکته دیگر، آن است که مبتنى بر اهداف صحیح و مناسب باشد. اگر هدف نامناسب باشد، همانند دوستى بی هدف، ارتباط برقرار شده پایدار نخواهد ماند یا دچار آفت می گردد. دوستى با جنس مخالف، اگر به هدف بهره مندى جنسى باشد، به هدف خود نمی رسد یا اگر برسد دیگر دوستى نیست بلکه همسرى است که این امر با انگیزه دوستى متفاوت است.

انتخاب دوست

بعد از تعیین هدف مناسب و صحیح و آگاهى از معیارهاى دوست خوب در بین افراد آشنا، باید فردى را که معیارهاى یک دوست خوب را دار است و می تواند تأمین کننده اهداف مورد نظر باشد انتخاب کرد. در این مرحله باید بسیار دقت کرد تا در تطبیق معیارها اشتباهى رخ ندهد و دوست نما خود را به جاى دوست قالب نکند. بسیارى از خطاها، از این جهت، متوجه دوستی ها می شود.

طرح هدف و برنامه

دوستی  بعد از انتخاب هدفدار، نوبت طرح دوستى با طرح مقابل می رسد. دوستى یک تعلق خاطر دو سویه است و باید دو طرف، نسبت به هم تعلق خاطر داشته باشند و همدیگر را دوست هم بدانند. بنابراین، اگر یکى دیگرى را به عنوان دوست انتخاب کرده است، دیگرى هم باید به این انتخاب مهر تأیید بزند و نظر خود را در مورد این انتخاب اعلام نماید. بدین منظور لازم است، طرح دوستى به طرف مقابل اعلام و نظر مساعد وى نسبت به اصل دوستى اخذ گردد. بعد از موافقت دو طرف، نسبت به اصل دوستى، در مورد محدوده دوستى و دیگر شرائط آن طرفین باید به توافق برسند. لازم است، همه حدود ارتباط معین شود، به گونه اى که هیچ نکته مجهولى در این ارتباط براى طرفین باقى نگذارد و هر یک از طرفین ارتباط، به هنگام تعهد بدانند، چه چیزى را در برابر دوست خود متعهد شده اند. محدودیت هاى ارتباط که از طرف دین اعمال شده است و طرفین ارتباط ملزم به رعایت آن می باشند، شامل موارد ذیل می شود:

الف) ـ هیچ یک از طرفین ارتباط نباید از دیگرى انتظار ارتباط غیر کلامى از قسم تماس جنسى را داشته باشد یا طرفین در تعهد خود آن را براى یکدیگر تعهد کنند. پس حتى اگر با توافق یکدیگر این نوع ارتباط را براى همدیگر تعهد کنند، صحیح نیست. چون این قسم از ارتباط صرفاً در محدوده ارتباطات خانوادگى و از قسم همسرى است و تنها در این نوع ارتباط باید مبادله شود در ارتباط دوستى، محبت، عاطفه و… باید مبادله شود، نه محتواى جنسى. اگر در ارتباط دوستى، محتواى جنسى مبادله گردد، این ارتباط دیگر ارتباط دوستى نخواهد بود، بلکه ارتباط همسرى است که این امر، موجب تداخل نوع پیام و محتواى مبادله می شود و از جمال کانال هاى آسیب پذیرى ارتباط است.

ب) ـ هیچ یک از طرفین، نباید از دیگرى انتظار ارتباط غیر کلامى از نوع لمس جنسى را داشته باشد. لمس یکى از رسانه هاى انتقال پیام عاطفى است و می تواند در این ارتباط به کار گرفته شود ولى نباید لمس جنسى باشد. مقصود از لمس جنسى، لمس اندام هاى محرک نیروى جنسى و هر اندامى به قصد بهره بردارى جنسى است. چون قرار نیست، در این ارتباط محتواى جنسى مبادله گردد. البته قابل توجه است که اگر این امر به صورت ناخواسته، به یک بهره جنسى منتهى شود، مانعى ندارد ولى هدف و نقطه مورد انتظار، نباید بهره مندى جنسى باشد و به منظور رسیدن به این هدف و مبادله این نوع محتوا، اقدام به ارتباط شود یا در ارتباطى این نوع پیام مبادله شود. از این رو مبادله هر نوع محتواى جنسى با قصد و غرض قبلى، از محدوده این ارتباط خارج است و نباید در تعهد طرفین ارتباط قرار گیرد.

ج) ـ با توجه به آداب ارتباط، نباید هیچ یک از طرفین، از یکدیگر تعهد بگیرند که فارغ از محدودیت زمانى و مکانى، در خدمت انتظارات دیگرى باشند. در این ارتباط، حدود زمانى و مکانى تعریف شود. زیرا ارتباط فارغ از محدویت مکانى و زمانى، یک ارتباط همسرى است. لذا لازم است از نظر محدوده مکانى و زمانى، طرفین با هم به توافق برسند.

پیمان و عقد دوستى بستن

  الف) ـ با توجه به ویژگی هاى طرفین این ارتباط که قبلاً بیان شد و همین طور با عنایت به ماهیت این نوع ارتباط که شبیه با ارتباط خانوادگى است، پیمان و عقد مورد نظر، از نوع عقد و پیمان ازدواج موقت می باشد. البته در ضمن عقد، تمام کارکردهاى جنسى از تعهد طرفین خارج می شود. قابل توجه است که خروج کارکردهاى جنسى، خلاف مقتضاى عقد ازدواج نیست بلکه نوعى اعمال محدودیت در سطح ارتباط است که معمولاً در عقد موقت با توافق طرفین اعمال می شود. همان گونه که در عقد موقت، اگر طرفین سطح انتظار رفتار جنسى خود را کاهش دهند، هرگز خلاف مقتضاى عقد عمل نکرده اند، در اینجا هم از ابتدا با کاهش یافته ترین سطح ارتباط جنسى، عقد را منعقد می کنند. پایین ترین سطح ارتباط جنسى، ارتباط کلامى و ارتباط غیر کلامى دیدارى، حرکات بدنى، ژست هاى اندامى و مانند این است. بدون عقد و پیمان هرگز ارتباط کلامى غیر ضرورى و ارتباط غیر کلامى دیدارى، حرکات بدنى و ژست هاى اندامى بین دو نامحرم جایز نیست ولى با اجراى این عقد و پیمان جایز و حتى انجام آن بر طرفین واجب می شود و شامل لزوم تعهد و پایبندى می گردد.

ب) ـ در این نوع ارتباط، مانند دیگر پیمان ها و عقدها، صیغه و لفظ خاصى براى اجراى عقد لازم نیست و حتى ثبت آن هم در صحت عقد و پیمان تأثیرى ندارد. حضور دو نفر عادل، به عنوان شاهد بر اجرا و ثبت این پیمان در یک مرجع قانونى صاحب قدرت ضمانتى، براى جلوگیرى از تخلفات احتمالى و متعهد ساختن طرفین به رعایت مفاد پیمان یک عنصر ضرورى است.

ج) ـ بعد از اجراى صحیح عقد و پیمان طرفین در محدوده تعریف شده و مورد توافق و با توجه به محدودیت هاى خاص این نوع ارتباط، با هم محرم تلقى می شوند. از این زمان، تمام تعهدات لازم الاجرا قابل استیفا است. قابل توجه است که این محرمیت محدود است و تمام سطوح تماس و ارتباط را مجاز نمی شمارد. مثلاً هرگز ارتباط جنسى و حتى تماس با اندام هاى جنسى را مجاز نمی نماید. در واقع این نوع ارتباطها، همچنان جزء ارتباطهاى حرام و نوعى ارتباط با نامحرم تلقى می شود.

د) ـ به هنگام اجراى پیمان، باید تمام محدودیت هاى مورد نظر و شرائط شخصى مورد توافق، به صورت جداگانه مورد تعهد طرفین قرار بگیرد و طرفین به رعایت آن ملزم شوند.

ه) ـ بعد از اتمام زمان دوستى، بدون نیاز به انجام عملى خاص، با هم نامحرم تلقى شده و تمام سطوح ارتباط باید قطع شود یا قبل از اتمام زمان مورد توافق، طرفین می توانند با بخشش زمان باقى مانده، از هم جدا شوند یا در صورت تمایل بعد از بخشش مدت باقى مانده، از دوستى به عقد ازدواج دائم یکدیگر در بیایند. بنابراین، این نوشته بر این باور است که تنها راه یک ارتباط صحیح و سالم از نوع ارتباط دوستى با جنس مخالف، از دیدگاه اسلام از رهگذر عقد ازدواج موقت با تحدید کامل کارکردهاى جنسى ممکن است. این عمل، بهترین شکل دوستى و ارتباط دوستانه است. به بیان دیگر، بهترین دوستان همسران هستند و بهترین دوستى همسرى است و مصون ترین و قابل اعتمادترین ارتباط دوستى، ارتباط بر پایه عقد ازدواج است و با وفاترین و صمیمی ترین و با گذشت ترین دوستان، همسران هستند. بنابراین، در راستاى دستیابى به برترین الگوى دوستى و برترین دوستى، باید آنها را در پرتو ارتباطات خانوادگى از نوع ازدواج جست وجو کرد و از بیراه روى اجتناب ورزیده و مسیرهاى انحرافى را یکسره رها کرد. در حاشیه: تا آنجا که از عبارات نویسنده بدست می آید، وى در تبیین مراد خویش و تبیین محل بحث گفت وگو بین دوستى دختر و پسر دچار تهافت و تناقض صدر و ذیل است. بخش هاى آغازین مقصود خود را از دوستى دختر و پسر چنین بیان می کند که «این دوستى از نوع محبت همسرى نیست بلکه همرنگ با محبت جنسیتى و در سطح جنسى است یعنى رفتارى که تأثیر آن در ارتباط با هم جنس یکى نیست، مثلاً براى انسان نیازمند به ارتباط با جنس مخالف، حتى صحبت کردن با جنس مخالف داراى تأثیرى است که با جنس موافق به دست نمی آید.»

در بخش هاى پایان مقاله می گوید: «دوستى با جنس مخالف اگر به هدف بهره مندى جنسى باشد به هدف خود نمى رسد یا اگر برسد دیگر دوستى نیست بلکه همسرى است». یا آنکه در جاى دیگر مقاله قصدِ بهره مندى جنسى را منافى با دوستى دختر و پسر دانسته است و محور رابطه را تبادل مهر، محبت دوستى و عشق معرفى می نماید. به هر حال آنچه در این باره می توان گفت این است که:

  1. چنانچه مقصود نویسنده از دوستى دختر و پسر ارتباط این دو بدون جاذبه و کشش جنسى باشد، چنین مفهومى به هیچ روى مورد نظر هواداران دوستى دختر و پسر به ویژه در غرب نیست آنچه از دوستى دختر و پسر در دنیاى امروز مطرح است عمدتاً در رابطه با تمایلات و کشش هاى جنسى است.
  2. در صورتى که مراد نویسنده دوستى دختر و پسر بدون تمایلات جنسى است، چرا آن را نوعى ازدواج موقت نامیده و این رابطه را تحت ضابطه ازدواجِ موقت تصحیح نموده اند. در ازدواج موقت در دیدگاه اسلامى میان دختر و پسر، محرمیت حاصل شده و تمایل و تجاذب جنسى در سطح نگاه و سخن گفتن و لمس بدنى و حتى روابط خاص جنسى نیز مجاز است، چگونه می توان دختر و پسرى را با پیمان ازدواج موقت به یکدیگر پیوند داد و مدعى شد میان آن دو نباید گرایش جنسیتى پدید آید. مضافاً بر آن که اصولاً رابطه و دوستى دختر و پسر آن هم در سن نوجوانى و جوانى که زمان اوج نیازهاى جنسى است نمی تواند بدونِ تمایلات و تجاذب جنسى میان دختر و پسر باشد.

نویسنده می گوید این دوستى دختر و پسر رابطه اى انحصارى است و هیچ یک از طرفین نمی تواند با فرد دیگرى رابطه دوستى برقرار کند. این در حالى است که وى وجه صحّتِ این دوستى را ازدواج موقت می داند. اگر مبناى این دوستى، ازدواج موقّت است چگونه ایشان حکم به انحصارى بودن آن کرده اند در حالى که در اسلام، انحصار ازدواج موقت در ناحیه مرد وجود ندارد مرد می تواند همزمان با بیش از یک زن پیمان ازدواج موقت بر قرار نماید. نویسنده مدعى است که اجراى این پیمان دوستى نیاز به لفظ ندارد و تنها حضور دو شاهد عادل کافى است. انچه از فتاواى فقهى و قوانین شرعى اسلام بدست می آید آن است که وقوع پیمان ازدواج موق نیازمند اجرا و انشاى لفظى عقد ازدواج موقت است و حضور دو شاهد عادل نیز لازم نیست آنجا که حضور دو شاهد عادل لازم است هنگام اجراى صیغه طلاق است. به هر حال جا داشت نویسنده مستند فقهى این دیدگاه خویش را بیان می کرد.

منبع: کتاب زنان؛ شماره ۲۴