جر و بحث

نوشته‌ها

راه حل را بیابید

حتی در میان منسجم‌ترین خانواده‌ها نیز بگو مگو پیش می‌آید‌ زیرا زندگی زیر یک سقف در برخی مواقع منجر به تنش و جر‌و‌بحث می‌شود. همه خانواده‌ها دارای برخی مشکلات ارتباطی هستند. این مشکلات می‌توانند مشکلات ساده ارتباط خانوادگی یا مشکلات پیچیده‌تری باشند.

میزان پیچیدگی مشکلات خانوادگی در مورد برقرار کردن ارتباط اهمیتی ندارد، اما می‌تواند شناخت آنها را دشوار کند. شناخت مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی به‌دلیل پیچیدگی خانواده‌ها و ارتباطات آنها، بسیار دشوار است. هر کس به‌ جز اعضای خانواده خود، با افراد دیگری هم در ارتباط است که آن ارتباطات پیوندهایی که با دیگر اعضای خانواده دارد را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد. در حقیقت خانواده‌ها مانند تارهایی هستند که خود ما آنها را درست می‌کنیم. وجود مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی در همه خانواده‌ها امری طبیعی است؛ مهم نیست کجا زندگی می‌کنید یا سابقه خانوادگی شما چه بوده است.

شناخت مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی با بررسی اعضای خانواده و موقعیت آنها انجام می‌شود. هر یک از اعضای خانواده خواسته‌های متفاوت داشته و برحسب آن به افراد مختلفی نیاز دارند. هر کدام از آنها نسبت به دیگر اعضای خانواده توانایی خاصی دارند تا به‌طور متفاوتی عمل کنند. این ویژگی در میان خانواده‌ها و حتی اشخاص مختلف یک ویژگی معمول به حساب می‌آید. به هر حال، زمانی که همه اعضای خانواده خواسته‌های متفاوتی را در زمانی مشخص نیاز داشته باشند، برآورده کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود. وقتی نیازهای اعضای خانواده برآورده نمی‌شود، با این روش یعنی بررسی اعضای خانواده، را بیازمایید تا برای رفع بسیاری از مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی به یک سازماندهی مناسب برسید.راه دیگر برای شناخت مشکلات رایج ارتباطات خانوادگی مهم، بررسی تفاوت رفتاری و شخصیتی هر کدام از اعضای خانواده است و ما باید از مقایسه آنها با هم خودداری کنیم.

ما همواره به‌دلیل خواسته‌ها و نیازهایی که ما را از دیگران مجزا می‌کند، با دیگران فرق داریم. تفاوت در خواسته‌ها امری پسندیده است اما این درست نیست که بیشتر اوقات تنها به این خاطر که با هم فامیل هستیم، مجبور باشیم همه را دوست داشته باشیم و اعمالی مشابه انجام دهیم. اعضای خانواده به این دلیل که هر یک چیزی متفاوت را به‌وجود می‌آورند، ارزشمندند. زمانی که اعضای خانواده به این باور که هر کدام موجودی منحصر به فرد هستند، برسند و سعی نکنند مثل دیگران باشند، مشکلات ارتباطات خانوادگی از بین می‌رود.

چگونه موفق شویم برخوردهای بین زن و شوهر و فرزندان و بین کوچک‌تر‌ها و بزرگ‌تر‌ها را اداره کنیم؟ کشمکش‌ها، جر‌و‌بحث‌ها و دیگر برخوردها ناشی از آن هستند که ارزش‌ها و علایق افراد یک خانواده یکسان نیستند. ما همگی با یکدیگر فرق داریم! اگر می‌خواهید روابط خانوادگی‌تان از تباهی در امان باشد، باید این کشمکش‌های نهانی یا ابرازشده را به نحو شایسته‌ای اداره کنید. برای فرونشاندن بحران چه باید کرد و برای آنکه در موقعیتی مشکل آفرین به خوبی واکنش نشان دهیم چه رفتاری باید در پیش بگیریم؟

کنترل کشمکش‌ها با فرزندان

تربیت فرزندان همانند رودخانه‌ای طویل و آرام نیست. بگومگو‌ها اغلب همه جا حضور دارند! البته برخی از آنها فقط برخوردهای جزئی هستند که محدودیت‌های شما را به آزمایش می‌گذارند. با این‌حال گاه جر‌و‌بحثی واقعی پیش می‌آید و نفوذ و قدرت شما را زیر سؤال می‌برد. توصیه‌هایی را در اختیارتان قرار می‌دهیم تا به شما کمک کنیم لحظات بحرانی را درک کرده و آن‌را بهتر اداره کنید:

کودک به کمک جر‌و‌بحث به‌خود نظم می‌بخشد

زمانی‌که کودک با شما وارد جروبحث می‌شود در پی شناخت و کشف است. در واقع، برای آن که بتواند به‌خودش نظم و سامان ببخشد‌، نیازمند آن است محدودیت‌هایی را که والدینش به وضوح برایش تعیین کرده‌اند بشناسد. از این‌ رو چون بگو‌مگو‌ها برای پیشرفت و رشدش ضروری هستند غیرقابل اجتنابند. گرچه گاه تسلیم شدن در این جروبحث‌ها آسان‌تر است (در هر حال خستگی کمتری به همراه دارد)، بهتر است بر سر حرفتان بمانید و ممنوعیت‌هایی را که از ابتدا برایش وضع کرده‌اید، به‌شدت حفظ کنید.

رفتارهای درستش را تشویق کنید

بهتر است به جای آن که رفتارهایی که مورد تأیید شما نیست را به‌ گونه‌ای منفی به او گوشزد کنید و رفتارهای مناسب فرزندتان را مثلا زمانی‌ که اتاقش را مرتب کرده است به او تبریک بگویید و به‌گونه‌ای مثبت خاطر نشان کنید‌. به این ترتیب فرزندتان متوجه خواهد شد زمانی‌که کار خوبی انجام می‌دهد، شما نسبت به او توجه نشان می‌دهید. اما اگر فقط از او ایراد بگیرید از آنجایی‌ که تنها هدفش جلب توجه شماست احتمال دارد که برای جلب توجه شما دست به اعمال احمقانه‌ای بزند.

حرف او را درک کنید

کودک هیچ‌گاه برای تفریح و سرگرمی با والدینش وارد جر‌و‌بحث نمی‌شود. لازم است انگیزه و احساساتش را بشناسید. سعی کنید از رفتارش بفهمید به شما چه می‌خواهد بگوید.

ممنوعیت‌ها را توضیح دهید

زمانی‌که چیزی را برای فرزندتان ممنوع می‌کنید باید همواره دلایلش را برایش توضیح دهید؛ به این ترتیب قادر خواهد بود ممنوعیت‌ها را به‌طور «هوشمندانه» بپذیرد.با نوجوانان بیش از حد از موضع پدرانه برخورد نکنید.

با نوجوانانتان با لحن پدرانه صحبت نکنید زیرا این عمل باعث می‌شود به آنان احساس حقارت دست دهد. اگر قرار باشد قوانین زندگی به بچه‌های کوچک تحمیل شود، در عوض نوجوانان باید در تصمیم‌گیری‌ها شرکت داشته باشند. در واقع، این عمل به استقلال آنان کمک کرده و حس مسئولیت‌شان را افزایش می‌دهد.

کنترل کشمکش‌ها با همسرتان

یکی از اصلی‌ترین منشأ جروبحث‌ها در داخل خانه‌، مطمئنا زن و شوهر هستند. چنانچه برخی نیش و کنایه‌ها میان زن و شوهر اغلب فاقد اهمیت باشند، برخی از برخوردها می‌توانند موجب جرو‌بحث و دعوا میان زوجین شود. برای جلوگیری از قطع رابطه بعد از هر جرو‌بحث، توصیه‌هایی را در اختیارتان قرار می‌دهیم.

نیش و کنایه را کنار بگذارید

چنانچه بین شما و همسرتان بحث و مشاجره در گیرد، بهتر است که کاملا نیش و کنایه و تحقیرکردن را کنار بگذارید. در واقع چنین رفتاری ارزش همسرتان را پایین آورده و بر مشکلات می‌افزاید. بهتر است به‌ دنبال راه حلی باشید که موجب رضایت و آرامش خاطر هر دو طرف باشد.

زمانی که اعضای خانواده به این باور که هر کدام موجودی منحصر به فرد هستند، برسند و سعی نکنند مثل دیگران باشند، مشکلات ارتباطات خانوادگی از بین می‌رود.

زیاد انتقاد نکنید

انتقاد طرف مقابل را وا‌می‌دارد تا خودش را تبرئه کند یا موضع بگیرد. با این عمل شما او را در موقعیتی دفاعی قرار می‌دهید که این امکان را از او سلب می‌کند تا بی‌طرفانه به حرف‌های شما گوش دهد. انتقاد، راه‌حلی رضایت‌بخش برای هیچ‌یک از شما نیست.

خود را جای او بگذارید

خودتان را جای او بگذارید و با پذیرفتن نقطه نظر او، به حرف‌هایش گوش دهید. مهم است که احساسات و شرایط او را درک کنید. برای آن که نشان دهید حرف‌هایش را به خوبی درک کرده‌اید، به روش خودتان گفته‌های او را دوباره بیان کنید. در غیراین‌صورت، او می‌تواند افکارش را برایتان توضیح دهد.

تفاوت دیدگاه‌ها را بپذیرید

شما و همسرتان دید یکسانی نسبت به زندگی ندارید و شاید دقیقا به همین دلیل است که او را به همسری انتخاب کرده‌اید! تفاوت را بپذیرید و چنانچه موفق به پذیرش تفاوت‌ها نمی‌شوید، شاید وقت آن رسیده که روی دلایلی که بنا به آن یکدیگر را دوست دارید تمرکز کنید.

به سرعت واکنش نشان دهید

بر خلاف ضرب‌المثل‌های قدیمی، گذشت زمان همیشه همه چیز را درست نمی‌کند. چنانچه احساس می‌کنید کشمکش و درگیری در شرف وقوع است، برای جلوگیری از مشکل و بزرگ شدن آن ضروری است که هر چه سریع‌تر واکنش نشان دهید و چاره‌ای بیندیشید.

زمان مناسب را انتخاب کنید

برای جلوگیری از درگیری و کشمکش نباید مشکلات و بحث و گفت‌وگو را در هر شرایط و زمانی پیش بکشید. زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرام و آماده هستید.

مسائل را خیلی بزرگ نکنید

در هر شرایطی برای آن که وضعیت را آرام کنید به شوخ‌طبعی متوسل شوید. این عمل به شما کمک می‌کند تا مسائل را خیلی بزرگ نکنید، از مشکلات فاصله بگیرید و بحران را فرونشانید. اما مراقب باشید، شوخ طبعی به معنای تمسخر طرف مقابلتان نیست. در این حالت وضعیت از بد هم بدتر خواهد شد.

چنانچه واقعا احساس می‌کنید که در بن بست گیر کرده‌اید و برقراری ارتباط غیرممکن است‌، شاید بهتر باشد که با یک متخصص مشورت کنید. درمان خانوادگی یا درمان زوجین می‌تواند به شما کمک کند تا حرکت و پویایی مثبت‌تری را در خانواده بنا کنید.

فرآوری: نسرین صفری
تبیان بخش خانواده ایرانی

بیست موضوع اصلی مشاجرات خانوادگی

انتخاب خانواده‌مان، دست ما نیست و احتمالاً به همین دلیل است که این قدر با آنها بحث و مجادله می‌کنیم. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که خانواده‌های انگلیسی به طور متوسط هر ساله ۴ روز کامل را به بحث و دعوا می‌گذرانند. این تحقیق که روی ۳۰۰۰ خانواده انجام گرفت مشخص کرد که مادرها، پدرها و فرزندانشان، حداقل سه اختلاف برایشان پیش می‌آید که سر هر کدام حداقل ۵ دقیقه بحث می‌کنند. مجموع آن برابر است با ۱۰۹۵ ساعت بحث و مجادله در سال که ۲۵/۹۱ ساعت یا ۳ روز و ۱۹ ساعت به طول می‌انجامد.

کارهای روزمره خانه آن قدر خون بعضی‌ها را به جوش می‌آورد که باعث می‌شود مهمترین دلیل اختلافات خانوادگی قلمداد شود که بعد از آن “هتل” تصور کردن خانه از دیدگاه فرزندان و همچنین بی‌تفاوتی و بی‌توجهی اعضای خانواده نسبت به یکدیگر از متداولترین دلایل این مشاجرات هستند.

اما به طور کلی، خانواده‌ها اتفاق نظر دارند که معمولاً این مادر خانواده است که مشاجرات را آغاز می‌کند و در طول این مشاجرات بیشتر از بقیه صدایش را بلند می‌کند. همچنین باز هم این مادر خانواده است که معمولاً بعد از اتمام این بحث‌ها و مشاجرات بداخمی می‌کند. معمولاً این دختر خانواده است که برای فهماندن حرفش در اتاقش را محکم می‌کوبد، درحالیکه پدر خانواده معمولاً برای بازگرداندن خونسردی خود خانه را ترک می‌کند و بعد از اینکه همه چیز دوباره روبه راه شد به خانه برمی گردد.

یک پنجم خانواده‌هایی که در این تحقیق شرکت کردند معمولاً بر سر پیدا نکردن چیزی در خانه دعوا می‌کنند و تقریباً همین میزان نیز درمورد انتخاب کانال تلویزیون – که مادر معمولاً راغب به دیدن سریال، پدر متمایل به دیدن کانال ورزشی و فرزندان نیز علاقه مند به دیدن کارتون یا فیلم هستند – می‌باشد.

تصمیم‌گیری درمورد اینکه شستشوی ظرف‌های کثیف بر عهده کیست ۱۵ مورد از مشاجرات را تشکیل می‌دهد و ۱۴ مورد هم بر سر این است که چه کسی از کامپیوتر خانه استفاده کند. قبض تلفن خانه هم برای ۱۳ خانواده علت یک مشاجره داغ خانوادگی یکبار در ماه است. بالا بردن صدای موسیقی توسط نوجوانان و بحث و جدل بر سر تکالیف مدرسه نیز جزء ۱۰ علت اصلی مشاجرات خانوادگی است.

مارک دو نتو، سخنگوی Uinvue می‌گوید، “نتایج این تحقیق موضوعات متداول دعواهای خانوادگی را نشان می‌دهد که در طول دهه‌های قبل بی‌تغییر باقی مانده است و اکثریت این مشاجرات بیشتر از چند دقیقه طول نمی‌کشند. شایان ذکر است که مادر خانواده هنوز نقشی محوری در خانواده دارد اما نتایج تحقیق نشان می‌دهد که پدرهای امروز بسیار بیشتر از نسل‌های قبل خود را در این مسائل و مشکلات درگیر می‌کنند.

بااینکه مشاجرات عاملی متداول در همه خانواده به شمار می‌رود اما نتایج تحقیق ما نشان می‌دهد که این مشاجرات نقشی حیاتی در تقویت روابط درون خانواده دارند و نوعی دریچه آزادی به حساب می‌آیند. از اینرو، این دعواها و مشاجرات کوچک نقشی مثبت در زندگی خانواده دارند.”

مشاجرات دیگری نیز در لیست زیر قید شده‌اند، مثلاً اینکه فرزندان پدر و مادر را معمولاً بانک تصور می‌کنند و مداوم از آنها تقاضای پول می‌کنند و یک مورد دیگر هم طول دادن حمام است. زمان خواب بچه ها، خالی کردن ظرف‌های داخل ماشین ظرفشویی و تصمیم گیری درمورد زمان وعده‌های غذایی همه از علت‌های مشاجرات خانوادگی به شمار می‌روند.

جالب است که بدانید یکی از هر ۱۰ خانواده ذکر کرده اند که از آخرین مشاجره خانوادگیشان تاکنون با هم حرف نمی‌زنند. اما دو سوم شرکت کننده باور داشتند که مشاجرات خانوادگی بسیار سالم و طبیعی هستند. ۸۵ نفر از شرکت کننده‌ها توافق نظر داشتند که بهترین راه این است که حرفها آزادانه بیان شود تا اعضای خانواده به خوبی از احساسات هم باخبر شوند.

۲۰ موضوع اصلی مشاجرات خانوادگی

۱- کارهای روزمره خانه

۲- تلقی کردن خانه بعنوان “هتل”

۳- بی‌توجهی به همدیگر

۴- پیدا نکردن چیزی در خانه

۵- انتخاب کانال تلویزیون

۶- نوبت شستشوی ظرف‌های کثیف

۷- نوبت استفاده از کامپیوتر خانه

۸- هزینه قبض تلفن

۹-بلند بودن صدای موزیک

۱۰- تکالیف مدرسه فرزندان

۱۱- درخواست مداوم پول

۱۲- رانندگی بد

۱۳- کنترل تلویزیون کجاست

۱۴- چای را با چه بخورند

۱۵- گذاشتن بطری یا پاکت خالی شیر یا مایعات دیگر دوباره در یخچال

۱۶- ساعت خوابیدن بچه‌ها

۱۷- تمام نشدن مسابقات ورزشی تلویزیون

۱۸- طول دادن حمام یا دستشویی

۱۹- زمان برگشت نوجوانان به خانه

۲۰- چه کسی باید ظرفهای داخل ماشین ظرفشویی را خالی کند.

منبع: مردمان

عشق، محصول احترام است

تاکنون از خود پرسیده‌اید که مهمترین عنصر در هر رابطه‌ای چه چیز است؟

پاسخ بسیاری از افراد به این پرسش، عشق است. بله عشق یک موهبت است و بدون آن، هیچ رابطه‌ای پایدار نخواهد ماند. اما عشق نیز به تنهایی و بدون پشتوانه “احترام” ناتوان و متزلزل خواهد بود. احترام، متضمن و بیمه‌گر عشق است. احترام، مصالح پیونددهنده اجزا ساختمان است که خانه را در برابر طوفان‌ها، بادهای ویرانگر، شداید و تلخی‌های زندگی حفاظت می‌کند. در واقع احترام، بیمه ساختمان است.

افراد دوست دارند محبوب باشند، اما محترم بودن، به مراتب ارزشمندتر از محبوب بودن است. تعریف احترام چنین است: به رسمیت شناختن شایستگی، ارزشمندی، حقوق و مزایای فرد به عنوان یک انسان؛ یا احترام عبارت است از: ادب، مراعات، پذیرش و توجه. یک شریک ایده‌آل، فردی است که هم شما را دوست دارد و هم به موازات آن برای شما احترام قائل است.

در ادامه به برخی نشانه‌های بی‌احترامی‌ اشاره می‌شود:

بی‌اعتبار کردن

جای فرد پاسخ دادن، سخنان فرد را قطع کردن، بی‌اعتنایی کردن، تمسخر کردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقیر کردن.

ارعاب کردن

تهدید کردن، هراساندن، قلدری کردن و تشر زدن.

انتقاد کردن

عیب‌جویی، ملامت کردن، نفی کردن و غر زدن.

کنترل کردن

جلوگیری از تصمیم‌گیری مستقل فرد، تحکم کردن، سلطه‌گری و تحمیل عقاید، خواسته‌ها و نیازها.

قضاوت کردن

تعیین درستی و نادرستی اعمال فرد، برانگیختن احساس گناه و شرمساری در فرد.

بدنام کردن

تهمت و افترا زدند، رسوا کردن و افشاگری کردن.

فریب دادن

دروغ گفتن، گمراه کردن و حقه زدن.

خیانت کردن

صادق نبودن، وفادار نبودن.

توهین کردن

گستاخی کردن، ناسزاگویی، رنجاندن.

سوءرفتار کردن

از لحاظ کلامی، احساسی و فیزیکی. صدمه زدن به حس امنیت و فردیت شخص.

هر نوع تغییر در لحن صدا

اشارات و تغییر در چهره که پیام آن چنین است:”من مهمتر از تو هستم”.

برای آن که به همسر خود احترام بگذاریم، نخست باید روحیات و خواسته‌های او را در نظر بگیریم. دنیای او را درک کنیم و بفهمیم کدام رفتار ما را نماد احترام می‌شمرد. در اینجا به انتخاب شیوه‌های متفاوت برای ابراز احترام همسران به یکدیگر اشاره می‌کنم:

دنیای مردان، استدلالی و دنیای زنان، احساسی است. راز صمیمیت میان این دو، درک یکدیگر است. بنابراین پذیرش دنیای متفاوت همسران، روشی برای احترام به یکدیگر است. مردان در هنگام سختی و فشار، دوست دارند به درون خود بروند و مشکلات را در عالم ذهن خود حل کنند اما زنان وقتی دچار مشکل می‌شوند، دوست دارند حرف بزنند. آنان در واقع با حرف زدن، صمیمی می‌شوند و بُعد زنانه خود را تقویت می‌کنند پس فرصت به آنان برای حرف زدن، نمود احترام به آنان است.

زنان در هنگام گرفتاری، دوست دارند علاوه بر حرف زدن، شنونده فعال داشته باشند. مردان نیز دوست دارند کسی خلوت آنها را به هم نزند. گوش کردن به سخن زنان و راحت گذاردن مردان در خلوتگاه ذهنی‌شان، احترام متقابل به شمار می‌آید.

زنان به خاطر برخورداری از دنیای احساسی شدید، به خود حق می‌دهند که در مواردی اظهار ناراحتی کنند. مردان باید این حالت برخاسته از طبیعت آنان را تحمل کنند. این یکی از رازهای صمیمیت است. هر از گاهی به آنان بگویید: طبیعی است که شما از این موضوع ناراحت باشید. وقتی زنان مشکلات خود را مطرح می‌کنند، نه برای این است که مشکل را حل کنند بلکه می‌خواهند بگویند که گفته باشند مردان در این هنگام نباید مطابق دنیای خود راه حل ارائه دهند، باید ده دقیقه سکوت کنند و گوش دهند و با گفتن عبارات کوتاهی او را به حرف زدن تشویق کنند.

پذیرش دنیای متفاوت همسران روشی برای احترام به یکدیگر است

مردان وقتی از سر کار می‌آیند، دوست دارند سردی کار با گرمی عاطفه همسران پایان یابد. زنان باید آنها را تحویل بگیرند و اگر دیدند که مرد به دنیای ذهنی خود فرو رفته، مدت کوتاهی به او کاری نداشته باشند. سپس با زمینه‌سازی او را به صحبت وادارند. بنابراین زمینه‌سازی برای برای تغییر موقعیت یکی از نمادهای احترام به همسر تلقی می‌شود.

مردان نمی‌توانند در یک زمان هم حرف بزنند، هم احساس کنند و هم بیندیشند ولی زنان می‌توانند. به همین جهت اگر زنی را به حرف زدن واداری، علاوه بر حرف زدن، احساس صمیمیت می‌کند و همزمان فکر می‌کند. احترام به زنان، فرصت سخن گفتن برای تحقق احساس و فکر است ولی مردان چون نیازمند اعتماد، پذیرش، قدردانی، تحسین، تایید و تشویق هستند. چنانچه خانم ها به گونه‌ای رفتار کنند که آنان احساس کنند که همسرانشان به آنها اعتماد دارند آنها را می‌پذیرند در کارهای کوچک نیز از آنان تشکر می‌کنند و آنان را مورد تشویق و ترغیب قرار می‌دهند و احساس می‌کنند که محترم واقع شده‌اند.

مردان، به دنبال آزادی و استقلال هستند. همسران آنها نباید با حربه هایی که در زندگی زناشویی در اختیار دارند، مردان را زیر سلطه خود در آورند و آنان را به مهره‌ای بی‌خاصیت در مدیریت و تدبیر منزل تبدیل کنند بنابراین احترام به آنها در دادن حق تصمیم‌گیری و نظارت به آنان تحقق می‌یابد. مردان و زنان گاهی با فاصله گرفتن موقت از همدیگر به روابط مرده خود شوک وارد می‌کنند و آن را حیات تازه می‌بخشند به جاست که گاهی دوری‌های یکدیگر را تحمل کنید تا قدر نزدیکی را بدانید.

زنان گاهی از بیان احساسات خود گریزانند. هنگامی که محرم رازی بیابند احساسات خود را بروز می‌دهند شما همان محرم راز باشید و اجازه دهید تا همسرتان به هر گونه‌ای که می‌پسندد، ابراز احساسات کند. او ممکن است گاهی خندان و گاهی گریان باشد. درک او، احترام به اوست. کاری کنید که او احساس کند آن گونه که هست، مورد لطف و توجه شماست و شما نمی‌توانید بدون او زندگی کنید. وقتی این احساس در او به وجود آید، شما را محرم راز می‌داند و این گونه می‌فهمد که مورد احترام شماست.

لذا، شما همان گونه که اجازه می‌دهید دیگران با شما رفتار کنند، دیگران با شما رفتار خواهند کرد. همه چیز وابسته به خود شماست. هنگامی‌ که مورد بی‌احترامی‌ قرار می‌گیرید و سکوت می‌کنید، در واقع در آن بی‌احترامی، ‌خودتان نیز سهیم هستید.

در انتها به خاطر داشته باشید که منزل باشکوه شما (رابطه)، در صورتی که به حال خود رها گردد، صرف‌نظر از آن که در ابتدا تا چه اندازه استوار و مستحکم بنا شده باشد، به مرور زمان از هم پاشیده و رو به خرابی و زوال پیش خواهد رفت. بنابراین بیاموزید با تبادل عشق و احترام روزافزون، ترک‌های هر چند کوچک منزل خود را مرمت کرده و آن را استوار و پایدار نگه دارید.

راستگویی و صداقت، در ایجاد اعتماد در رابطه ضروریست. احترام، محصول اعتماد و عشق، محصول احترام است. هر رابطه‌ای، منحصر به فرد است و برای نتیجه‌بخش بودن آن، باید مقتضیات آن فراهم گردد. هیچ راه میان‌بری، وجود ندارد. زندگی، کوتاه است، آن را هدر مشاجرات و جر و بحث‌های بی‌معنی و بی‌اهمیت نکنید.

منبع: سایت آفتاب؛ سایت ایسنا

گروه خانواده ایرانی سایت تبیان؛ تنظیم و فرآوری: نسرین صفری

ارتباط موفق با کودکان

تربیت و پرورش کودکان، توانایی ها و حوصله والدین را به چالش می کشد. توانایی والدین در محیط خانه ای که اکنده از تعارض است، بیش از پیش تحلیل می رود. تعارض، جزیی از زندگی روزمره است، هر چند وجود آن در خانه ،حتی روند فعالیت های عادی را با مشکل مواجه می سازد.

برخورد بین پدر و مادر، همسایگان، اعضای خانواده یا حتی با بچه ها رخ می دهد. گاه به نظر می رسد والدینی که درگیر تعارض هستند نحوه انجام مسئولیت هایشان را نمی دانند. در ادامه، به پاره ای از راه کارها و روش های حفظ روال عادی زندگی در زمان بروز مشکلات و بحرانها اشاره می شود:

واقع بین باشید

در ۲۰ درصد موارد، اوضاع، مطابق انتظار ما پیش نمی رود. باید پذیرفت که شرایط، همواره به صورت کامل نخواهد بود. انتظارات غیر واقع بینانه، زمینه بسیاری اختلافات محیط خانه می باشند.

بعضی افراد از ابراز صمیمیت بیم دارند و از ایجاد تنش برای رسیدن به احساس امنیت استفاده می کنند. انتظار داشتن رابطه سالم و متعادل با فرادی که ناتوان در ایجاد صمیمیت هستند، یک توقع غیر واقی است.

آرام باشید

والدبن با حفظ آرامش و سخن گفتن با صدایی آرام و یکنواخت، قادرند یک موقعیت چالش برانگیز را به تعادل برسانند. گفتگو با خشم و اضطراب یا با صدای بلند، کمکی به حل مشکل نخواهد کرد.

شوخ طبع باشید

شوخی سالم به دور از از تمسخر و تحقیر، می تواند موقعیت های ارتباطی دشوار را تحمل پذیر کند.

فرد را از رفتار جدا کنید

جدا نمودن فرد از رفتارش، مانع از شخصی تلقی شدن، مشکلات می شود. از این طریق می توانید از نظر عاطفی با مشکل فاصله بگیرید.

الگوی رفتار شایسته را ارائه دهید

در صورت ابراز رفتار، توام با احترام بسیاری از تعارضات بهتر مورد پذیرش واقع می شوند. با ارائه الگوهای مناسب رفتاری به هنگام مواجهه با مشکلات، فرزندان ما راه کارهای حل اختلافها را می آموزند. آنان همچنین می آموزند که چگونه خود را در موقعیت های دشوار رهبری کنند.

دوست بدارید

فرزندان ما، نیازمند عشق و محبت بی قید و شرط هستند، به ویژه زمانی که مشکل در خانه حاکم است. در زمان بروز اختلاف، انسان به عشق و محبت بیشتری نسبت به شرایط معمول نیازمند است. به کودکان اطمینان دهید که وجود شان تا چه اندازه برای شما مهم است. در زمان بروز مشکلات، فرزندان شما به نوازش و توجه بیشتری احتیاج دارند. با اشتیاق در مورد مسائل پیش آمده با آنها گفتگو نمائید و به آنان اطمینان و امنیت خاطر دهید. چرا که کودکان، اغلب در اختلاف بین والدین، خود را سرزنش می کنند، به آنها در چنین شرایطی، اطمینان خاطر و احساس امنِیت دهید.

بیاندیشید

پیش از بر زبان آوردن هر کلامی، بیاندیشید؛ چرا که حتی چند کلمه نا خوشِایند می تواند باعث صدمه ای شود که جبران آن به زمان طولانی نیازمند است. اگر آنچه را که می خواهید بیان کنید باعث آرامش و التیام دردها نیست.

گوش دهید تا بفهمید

بسیاری از والدین به عوض آن که درک بهتری از مشکل داشته باشند و به آن گوش بسپارند، تنها در صدد دفاع از خویشتن بر می آیند.

اندیشه باز داشته باشید

بدانید که طرق دیگر برای نگاه به مسائل و مشکلات وجود دارند. توجه به شنیدن نظر دیگران، سبب کاهش تنش می شود. نکته مهم آن است که بدانید شنیدن نظریات متفاوت، الزاما به معنی موافقت با آنها یا پذیرش آنها نیست. حل کردن مشکلات به جای پرداختن به مسائل حاشیه ای، نیازمند زمان و تلاش مستمر است. این راه کارها به شما کمک خواهد کرد تا در زمان بروز بحران، راهی برای مواجه با مشکل بیاید. با به کارگیری بخشی یا تمام این راه کارها، قادر خواهید بود تا اوضاع را آرام کنید و آنگاه به حل مشکل و معضل اصلی بپردازید و هیچ گاه مشکل را فاجعه نسازید.

دکتر الهام هاشمی نژاد؛ عضو انستیتو تحلیل رفتار
منیع: ماهنامه ارتباط موفق

مشاجره را طولانی نکنید

 تحقیقات نشان می‌دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می‌بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می‌کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد، صمیمت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می‌کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می‌شود. در زیر، به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می‌کنیم که هر دعوا و مرافعه‌ای را بدتر می‌کند:

۱ ـ اجتناب از دعوا به طور کل

به جای صحبت کردن در مورد مشکلات، در یک جو آرام و توام با احترام، برخی افراد سعی می‌کنند هیچ چیز در مورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می‌دهند. این به نظر راهی کم استرس‌تر می‌آید ـ که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید ـ اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می‌کند چون با انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر در مورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

۲ ـ حالت دفاعی گرفتن

بعضی‌ها به جای این که گله و شکایت‌های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می‌کنند هر گونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی‌ورند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت، استرس را در کوتاه زمان، کمتر می‌کند اما در طولانی مدت، موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

۳ ـ تعمیم افراطی

بعضی‌ها وقتی اتفاقی می‌افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می‌دهند. هیچوقت جملات خود را با ” تو همیشه… ” یا ” تو هیچوقت… ” مثل ” تو همیشه دیر میای خونه ” یا ” تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی ” شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله‌ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

۴ ـ حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش ” درست ” و روش ” غلط ” وجود دارد، و روش شما همیشه ” درست ” است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش ” درست ” یا ” غلط ” محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

۵ ـ روانکاوی

بعضی‌ها به جای این که در مورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می‌کنند که می‌دانند که طرفشان به چه چیز فکر می‌کند یا در مورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می‌آیند، پیش خودشان فکر می‌کنند که برای او اهمیت ندارند، این کار دشمنی و سوء تفاهم بین دو طرف ایجاد می‌کند.

۶ ـ گوش ندادن

بعضی افراد، به جای این که خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می‌کنند، چشمانشان را این طرف و آن طرف می‌گردانند یا به آنچه خودشان می‌خواهند در جواب بگویند فکر می‌کنند. این کار باعث می‌شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرف‌های همدیگر را دست کم نگیرید.

۷ ـ تقصیر را گردن دیگری انداختن

بعضی افراد، با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او، برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می‌کنند. هیچوقت ضعف‌های خود را قبول نمی‌کنند و به هر قیمتی که شده در برابر آن ایستادگی می‌کنند چون فکر می‌کنند باقبول ضعف‌هایشان از اعتبارشان کم می‌شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

۸ ـ سعی در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر، باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده‌اید.

۹ ـ حمله‌های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی از طرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد می‌کنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را این طرف و آن طرف خانه می‌اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و بر چسب تنبل بودن و بی‌ملاحظه بودن را به او می‌چسباند. این روش در هر دو طرف، درک و احساس نادرست ایجاد می‌کند. یادتان باشد که در هر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

۱۰ ـ توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می‌خواهد در مورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می‌گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می‌رود. این نوعی بی‌احترامی به فرد مقابل است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می‌شود. این کار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه موجب جریحه‌دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می‌شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرف‌های طرف مقابل خود گوش کنید.

منبع: مجله خانواده شاد؛ شماره ۳۹

ده اشتباه مخرب که مشاجره را بدتر می‌کند

تحقیقات نشان می‌دهد که داشتن ارتباط خوب، روابط را ارتقاء می‌بخشد؛ همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را بیشتر می‌کند. عکس این مساله نیز صادق است، ارتباط بد، صمیمت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می‌کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می‌شود. در زیر، به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می‌کنیم که هر دعوا و مرافعه‌ای را بدتر می‌کند.

۱ـ اجتناب از دعوا به طور کل

برخی افراد به جای صحبت کردن راجع به مشکلات در یک جو آرام و توأم با احترام، سعی می‌کنند هیچ چیز در مورد دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می‌دهند. این به نظر راهی کم‌استرس‌تر می‌آید ـ که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید ـ اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می‌کند، چون با آن انفجار عصبانیتی، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر است که با آرامش خاطر در مورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

۲ـ حمله‌های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی از طرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد می‌کنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را این طرف و آن طرف خانه می‌اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و بر چسب تنبل بودن و بی‌ملاحظه بودن را به او می‌چسباند. این روش در هر دو طرف، درک و احساس نادرست ایجاد می‌کند. یادتان باشد که در هر شرایطی، برای شخصیت طرف مقابل‌تان احترام قایل باشید، حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

۳ـ توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می‌خواهد راجع به مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می‌گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می‌رود. این نوعی بی‌احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت‌های خاص، حتی اهانت‌آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل می‌شود. این کار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه موجب جریحه‌دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می‌شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه، به حرف‌های طرف مقابل خود گوش کنید.

۴ـ حالت دفاعی گرفتن

بعضی‌ها به جای این که گله و شکایت‌های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می‌کنند هر گونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی‌روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت، استرس را در کوتاه زمان کمتر می‌کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

۵ـ تعمیم افراطی

بعضی افراد وقتی اتفاقی می‌افتد که چندان به مذاق‌شان خوش نیست، با عمومیت دادن آن، مشکل را بیرون می‌دهند. هیچ وقت جملات خود را با «تو همیشه…» یا «تو هیچ وقت…» مثل «تو همیشه دیر میای خونه» یا «تو هیچ وقت کارایی که من دوست دارم رو انجام نمی‌دی» شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله‌ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچ وقت باپیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

۶ـ حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری، روش «درست» و روش «غلط» وجود دارد و روش شما همیشه «درست» است، رابطه‌تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرف‌تان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچ وقت یک روش «درست» یا «غلط» محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر، کاملاً صحیح باشند.

۷ـ روانکاوی

بعضی‌ها به جای این که در مورد افکار و احساسات طرف مقابل‌شان سوال کنند، فکر می‌کنند می‌دانند که طرف‌شان به چه چیز فکر می‌کند یا راجع به یک مساله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرف‌شان دیر سر قرار می‌آید، پیش خودشان فکر می‌کنند که برای او اهمیتی ندارد. این کار دشمنی و سوء تفاهم بین دو طرف ایجاد می‌کند.

۸ـ گوش ندادن

کسانی هم به جای این که خوب به حرف‌های طرف مقابل‌شان گوش کنند و حرف‌های او را درک کنند، موقعی که طرف‌شان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می‌کنند، چشمان‌شان را این طرف و آن طرف می‌گردانند یا به آنچه خودشان می‌خواهند در جواب بگویند فکر می‌کنند. این کار باعث می‌شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابل‌تان مطلع شوید. هیچ وقت اهمیت گوش دادن به حرف‌های همدیگر را دست کم نگیرید.

۹ـ تقصیر را گردن دیگری ‌انداختن

بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می‌کنند. هیچ وقت ضعف‌های خود را قبول نمی‌کنند و به هر قیمتی که شده در برابر آن ایستادگی می‌کنند، چون فکر می‌کنند با قبول ضعف‌های‌شان از اعتبارشان کم می‌شود، به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هردو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک می‌کند.

۱۰ـ سعی برای برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر، باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه‌حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابل‌تان چه اشتباهی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده‌اید.

منبع: هفت روز زندگی؛ شماره ۸۷