جریان یمانی

نوشته‌ها

تشکیلات وعملکرد جریان یمانی

اشاره:

در کنار رهبری جریان الیمانی که بر عهده احمد اسماعیل گاطع معروف به احمد الحسن الموعود است، در این سازمان، رهبری معنوی و نظامی و رهبری سازمانی نیز وجود دارد. شیخ کاظم العقیلی مسئول شاخه نظامی واستاد عبدالرحیم ابو معاذ، مرشد و رهبر معنوی سازمان است. معاون مؤسس این جریان، شخصی به نام شیخ حیدر المنشداوی (ابن ابو فعل) از شاگردان شهید محمد صدر بود. نوشته حاضر به تشکیلات فرهنگی و نظامی این جریان به صورت مختصر پرداخته است.

 

المنشداوی در زمان حکومت صدام به ایران آمده بود و از علما درخواست مناظره نمود. در کشور به ترویج این فکر پرداخت که توسط حکومت ایران دستگیر شد وبه مدت شش ماه در زندان به سر برد. بعد از سقوط صدام به عراق برگردانده شد وادعا نمود که وی وصیّ امام زمان (عبد الله بن الحسن القحطانی) است واز همه اموری که مردم اطلاع ندارند، حتی از محل قبر حضرت زهرا(سلام الله علیها) آگاه است. وی در منطقه قدیم نجف در خیابان الرسول (صلّی الله علیه وآله وسلّم) دفتری افتتاح نمود وبه نشر افکار خود همت گمارد.

بعد از این اتفاقات، مؤسس جریان با صدور بیانیه ای، المنشداوی را تفسیق نمود و قاسم عبد حسن از عناصر سابق حزب بعث، عباس خلف الچبیناوی از عناصر سازمان بدر، عباس زوری عگله و هامل محیی حمود نیز به هم راه المنشداوی از این جریان خارج شدند. شیخ حیدر المنشداوی چندی پیش توسط گروهی مسلح کشته شد. از شخصیت های بارز طرف دار یمانی، شخصی از بیت حمامی به نام سید حسن الحمامی، فرزند سید محمد علی الحمامی متوفای ۱۹۹۸، از علمای معروف نجف بود. این شخصِ مرتبط با حزب بعث، ضدعلمای دین وبه عنوان روحانی ارشد آن گروه مطرح بود.
شعار جریان الیمانی، ستاره ای اسرائیلی به نام داوود است. این ستاره شش ضلعی به عنوان آرم و در کنار امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد و امضای او در برخی از اعلامیه ها از این قرار است: «بقیه آل محمد الرکن الشدید احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی الی الناس اجمعین، المؤید بجبرئیل، المسدد بمیکائیل، المنصور بإسرافیل، ذریه بعضها من بعض، والله سمیع علیم»، سال ۱۴۲۴.

فعالیت فرهنگی جریان یمانی

این سازمان به فعالیت های فرهنگی بهای زیادی می داد وبه چاپ و نشر کتاب هایی برای تبلیغ تفکر خود اقدام نموده است. بر اثر این تبلیغات، بسیاری از جوانان بی اطلاع، به این تفکر گرایش پیدا کرده اند وبه آن ها تلقین شده که یمانی، نایب امام زمان (علیه السلام) است. کتاب های الجواب المنیر عبر الاثیر، نصیحت طلاب حوزه علمیه، حاکمیت خداوند نه حاکمیت مردم وکرامات وغیب گویی ها از نوشته های احمد الحسن به شمار می رود. هم چنین روزنامه القائم ونشریه قمر بنی هاشم ومنشوراتی با نام انصار المهدی از دیگر نشریات این جریان است.

طرف داران این جریان با توزیع اعلامیه ها یی، همه علمای ایران وعراق را به مناظره دعوت نمودند. از جمله پس از سقوط صدام در سال ۱۳۸۲، هم زمان گروه هایی از جوانان عراق که به صورت غیرقانونی وارد ایران شده بودند، در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد وجاهای دیگر در بین صفوف افتاده وخبر از ظهور یمانی دادند، دستگیر شده وبه کشورشان برگردانده شدند. در برخی از شهرها مانند قم واهواز، مبلغان آن ها دست به تبلیغ مرام خود زدند که برخی از آنان توسط مسئولان قضایی کشورمان بازداشت ومحکوم شدند.

فعالیت نظامی جریان یمانی

این جریان، فعالیت نظامی را برای اعضای خود لازم و ضروری کرده است و عناصر خود را در باغ های العماره و مناطق الفاس والبتیره با انواع سلاح ها آموزش می داد. از جمله مراکز آموزش آن ها در منطقه صفوان در مزرعه صابر زایر شمال آلبو رحمه و نیز منطقه الهویر قرنه است. یکی از آموزش های آنان، سربریدن افراد بوده است. نخستین اقدام نظامی آن ها بعد از تصفیه برخی از عناصر منشعب مانند حیدر المنشداوی، هم آهنگی با جماعت جند السماء در تاسوعای سال ۱۴۲۸ قمری در منطقه الزرگه کوفه بود. در آن عملیات حدود ۲۰۰ نفر از جماعت یمانی در میان کشته شدگان بودند. گفتنی است با این که ادعاهای عقیدتی الگرعاوی رهبر جند السماء با الیمانی تضاد دارد، اولی وجود امام زمان (علیه السلام) را منکر می شده وخود را قائم آل محمد می دانسته ودومی خود را فرزند و وصی امام زمان می داند. از نظر فعالیت نظامی، به صورت هم آهنگ علیه دولت شیعی عراق وحوزه های علمیه در یک عملیات وارد شدند وسرکوب گردیدند. این امر حاکی از این است که هر دو جریان از پشت پرده توسط رهبر واحدی اداره می شدند وادعاهای عقیدتی آن ها بی اساس بوده است.

بعد از حادثه فوق، جریان یمانی به صورت سری فعالیتش را ادامه داد. با سرکوب قیام الگرعاوی در منطقه الزرگه نجف، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال ۱۴۲۹قیام کند؛ اما یک ماه پیش از موعد، با دستگیری چهل نفر از پیروانش در نجف، توانایی اش کاهش یافته ونتوانست اقدامی را در نجف و کربلا در مراسم عاشورا انجام دهد. این گروه برنامه داشت در روز تاسوعا و بر اساس روایات، قیام کند و زائران حرمین حسینی وعباسی را قتل عام نمایند و دو حرم مقدس را به کنترل خود درآورند. سپس با رهبری حسن الحمامی فرزند مرحوم آیت الله سیدمحمد الحمامی (در گذشته ۱۴۱۹ قمری، ۱۳۷۷شمسی) به نجف رفته و مراجع دینی را ترور کنند. سپس با ابن بثینه به عنوان امام مهدی بیعت کنند و فعالیت آن ها به سوی بصره ناصریه کشیده شود. این گره در ساعت ۹:۳۰ صبح تاسوعا فعالیت خود را با حمله به هیئت های حسینی در بصره آغاز کردند وتوانستند وارد مقر نفت جنوب شوند. هم چنین در ناصریه فعالیت خود را با حمله به تیپ واکنش سریع آغاز کردند و در پی آن، سرتیپ ابو لقاء الجابری، فرمانده این تیپ و سرهنگ ابو محمد الرمیض مسئول اطلاعات کشته شدند.

پلیس نجف ۴۵ نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی (انصار المهدی) از جمله ۱۵رهبر و فرمانده این گروه را دستگیر کرد که حسن الحمامی رهبر مذهبی این گروه در میان دستگیرشدگان بود. حسن الحمامی اعتراف کرد گروهش قصد داشته در روز عاشورا مراجع دینی وهیئت های حسینی را مورد هدف قرار دهد. وی در کنفرانس خبری اعترافاتش گفته است: «این گروه دارای ده هزار مجاهد است وحمله به مرجعیت علمای دینی و از هم پاشیدن اوضاع امنیتی عراق را هدف خود می داند». الحمامی در ادامه اعترافاتش می گوید: «تعدادی از عناصر این گروه مسئولیت هایی هم چون مسئول امور مالی، تبلیغاتی ونظامی را بر عهده داشتند و من امام جماعت وروحانی این گروه هستم». وی افزوده است: «هزینه های ما از کشورهای خارجی وبه ویژه امارات تأمین می شود وشعار ما ستاره داوود است.»

چند روز پس از حادثه یاد شده، پایگاه خبری ملف پرس از خبرگزاری های معتمد در عراق در خبری فاش کرد که احمد الحسن الیمانی بعد از حادثه بصره وناصریه به کشور امارات گریخته ودر دبی اقامت گزیده است.[۱]

پی نوشت:

[۱] . اطلاعات یاد شده درباره احمد حسن الیمانی توسط حجت الاسلام والمسلمین دکتر حیدری، امام جمعه محترم شهر اهواز ونماینده استان خوزستان در مجلس خبرگان، در تحقیقات میدانی در عراق وارتباط با مبلغان این جریان تهیه شده است ودر این جا لازم است از ایشان به دلیل این که این اطلاعات را دراختیار ما گذاشت تشکر وتقدیر نماییم.

بر گرفته شده از: تأملی در نشانه های حتمی ظهور (تألیف  نصرت الله آیتی)

دلارهای عربستان در جیب سید یمانی جعلی

اشاره:

یکی از اموری که در شناخت جریانهای انحرافی کاربرد اساسی دارد، وابستگی آنها به قرتهای اسعماری و ارتجاعی است. به ویژه جریانهایی که بر اساس دشمنی با مذهب شیعه تأسیس شده باشند، با دولت وهابی آل سعود رابطه تنگاتنگ داشته و از سوی آن به صورت حجدی حمایت فرهنگی و مالی می شود. در ماه های گذشته برخی دستورات و پول های هنگفت از سوی عربستان به دست احمد الحسن یمانی رهبر جریان یمانی عراق رسیده تا مجری خواسته های عربستان در میان شیعیان عراق باشد.

 

به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری «حوزه»، به نقل از پایگاه عراقی براثا، منابع اطلاعاتی آگاه اعلام کردند که عربستان چند ماه پیش میلیون ها دلار برای تغییر روند سیاسی عراق و تخریب چهره سیاسیون شیعه به ویژه فرماندهان بسیج مردمی هزینه کرده است تا پس از آن بتواند حداکثر مراکز دولتی را در اختیار مزدوران و وابستگان به خود در عراق قرار دهد و البته عربستان مایل است این افراد جدید از شیعیان ضد ایرانی باشند که بتوانند در اقشار مردمی جنوب عراق تاثیرگذار باشند، زیرا به این نتیجه رسیده که سیاسیون اهل سنت نمی توانند تاثیری بر مردم داشته باشند.

تلاش عربستان برای نفوذ  در احزاب شیعه

این دخالت عربستان برای رسیدن به دو هدف صورت گرفت: اول برای جبران ساختن شکست آنها در مرحله گذشته که برای موفقیت در آن میلیاردها دلار هزینه کردند و از سوی دیگر برای اینکه بساط نیروهای وابسته به قطر در عراق را برهم بزنند و البته عربستان در این زمینه پیام های متعددی برای وابستگان به قطر در پست های سیاسی عراق ارسال کرده که بارزترین آنها سلیم الجبوری رئیس پارلمان و افراد دیگر وابسته به اخوان المسلمین هستند که همگی تهدید شده اند اگر بخواهند مانع تلاش عربستان برای نفوذ سیاسی در عراق به ویژه نفوذ در میان احزاب شیعی بشوند ترور خواهند شد و البته با جذب برخی از شخصیت های سیاسی شیعه و هزینه کردن پول فراوان به بهانه های مختلف مانند حمایت از تبلیغات انتخاباتی، عربستان توانسته موفقیت هایی را نیز در این زمینه به دست بیاورد.

همکاری آمریکا و عربستان در عراق

اطلاعات موثق حاکی از این است که دستگاه امنیتی آمریکا از این تحرکات اطلاع دارد و از طریق یک اتاق عملیات مشترک بر این تحرکات نظارت دارد و حتی برخی اقدامات مهم نیز زیر نظر آنها صورت می گیرد و در این زمینه توانسته اند بسیاری از مزدوران خود در عراق را که در آمریکا آموزش های لازم را دیده اند به لیست های انتخاباتی شیعه وارد کنند و مدارک تحصیلی معتبر دانشگاهی آمریکا را نیز به افرادی داده اند که هیچ گاه در این رشته ها تحصیل نکرده اند تا بتوانند با استفاده از این مدارک هرچه زودتر به چرخه سیاست وارد شوند و از سوی دیگر پول های هنگفت را نیز در اختیار آنها قرار داده اند تا بتوانند اعتماد رهبران سیاسی شیعه را به خود جلب کنند.

این افراد در درجه اول به حزب فتح و احزابی همچون حکومت قانون، النصر، جریان الحکمه راه یافته اند و موفقیت های خوبی را نیز به دست آورده اند و البته از سوی دستگاه اطلاعات عراق تحت نظر هستند تا در زمان مناسب بتوانند این شبکه را خنثی کنند، زیرا از نظر دستگاه اطلاعات عراق این شبکه کودتاچی و جنایتکار است.

جریان یمانی در اختیار اهداف عربستان

اما از سوی دیگر اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که در ماه های گذشته برخی دستورات و پول های هنگفت از سوی عربستان به دست احمد الحسن یمانی رهبر جریان یمانی عراق رسیده است و این پول ها در چند مرحله به دست وی رسیده تا توجه کسی را جلب نکند و در این زمینه تعدادی از افسران اطلاعاتی عربستان به همراه افسر اطلاعاتی آمریکا نشست های متعددی را در داخل و خارج عراق با شخصیت های شاخص جریان یمانی برگزار کرده اند و از این طریق دستورات عربستان به جریان یمانی ابلاغ شده و میان طرفین برای اجرای آن توافق صورت گرفته است تا در مقابل دریافت پول از عربستان این دستورات به صورت دقیق اجرا شود.

بنا به درخواست عربستان از جریان یمانی هرکدام از عناصر این جریان موظف شده پیش از برگزاری انتخابات بتواند ۱۰ نفر را که دارای شرایط زیر باشند انتخاب کند:

دشمنی با مرجعیت نجف و ایران

جوانان بیکار و غیر متدین که بیش از ۲۳ سال نداشته باشند در مقابل عضویت در جریان یمانی به این افراد وام های مالی داده شود، تا بتوانند کاری را شروع کنند و این وام را هدیه احمد الحسن به وی قلمداد کنند تا ارتباط آنها با جریان یمانی تقویت شود.

از آنها در مقابل دریافت این هدیه باید اسنادی را امضا کنند که برای همیشه به سید یمانی وفادار بمانند و راز را برای کسی افشا نکنند که در غیر این صورت از آنها اخاذی خواهد شد.

اطلاعات رسیده از منابع عراقی همچنین حاکی از آن است که رهبران جریان یمانی به پیروان خود دستور داده بودند در زیارت اخیر امام موسی بن جعفر(ع) همزمان با سالروز شهادت ایشان شرکت کنند تا منادی مظلومیت سید یمانی موعود میان عوام باشند و به مردم بگویند منتظر رسیدن دستورات سید یمانی باشند.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه

چاره جویی در برابر جریان یمانی

اشاره:

فتنه های رنگارنگ که از سوی شیاطین واعوان وانصار آن ها برای فریب وانحراف مردم از صراط مستقیم تدارک دیده می شود ، همیشه بوده وهست، در قرنهای اخیر استعمار و قدرتهای شیطانی برای سرکوبی اسلام به خصوص مذهب شیعه  راه های مختلفی را پیموده و برای این هدف فرقه هایی مانند فرقه وهابیت و داعش را علیه اسلام و مذهب شیعه تأسیس کردند.  در عرض دین اسلام فرقه ای به نام بهائیت را به وجود آوردند.در هندوستان فرقه قادیانیه را برای دفاع از انگلیس ایجاد کردند و امروز نیز فرقه یمانی را  در عرض مذهب شیعه ساخته اند. در این مقاله به مسائل چاره جویی دربرابر این فرقه پرداخته شده است.

در مقابل این فتنه ها و انحرافات هیچ پناهگاه امنی ، و تضمینی برای سلامتی عقیده و دین جز تمّسک جستن به ثقلین (قرآن و عترت ) وجود ندارد. چرا که پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) فرمود : «انّی تارک فیکم الثقلین (امرین)کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبداً» [۱]. پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) در این حدیث فرموده که که من دو چیز گرانبها را برای شما گذاشتم اگر به هر دوی آنها تمسک بجویید بعد از من هرگز گمراه نمی شوید.

امّا استفاده صحیح از کتاب وعترت ، بدون مراجعه به کارشناسان ومتخصّصان این فن ، یعنی علمای دین ، هرگز امکان پذیر نیست. این یک مطلب عقلائی وعرفی است ، که برای شناخت هر چیزی به متخصّص آن باید رجوع کرد . بالاتر از این ، خود قرآن وعترت مردم را به رجوع به علماء ربّانی، به عنوان نائبان وخلفای ائمه در عصر غیبت، ارشاد فرموده‌اند.

قرآن می‌فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛‏ اگر نمى‏دانید، از آگاهان بپرسید»[۲].

همچنین امام صادق (علیه‌السلام) فرمود : «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ ذَاکَ أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِیثَ مِنْ أَحَادِیثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً »[۳] یعنی علما وارثان انبیاء هستند؛ زیرا انبیاء درهم و دینار به ارث نمی گذارند و همانا احادیث را به ارث می گذارند. پس هرکسی چیزی از این احادیث را بگیرند حظ وافری را گرفته است.

امام حسین (علیه‌السلام) در یک حدیث طولانی فرموده است: « ذلک بأنّ مجاری الأمور و الأحکام علی ایدی العلماء بالله الأمناء علی حلاله وحرامه »[۴]. چرا که مجاری امور واحکام به دست علماء الهی وامناء بر حلال وحرام خدا گذاشته شده است.

امام هادی (علیه‌السلام) فرمود : «لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَهِ قَائِمِکُمْ (ع) مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ‏ إِلَیْهِ‏ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّهَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَهِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَهِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏»[۵] یعنی اگر در پس غیبت امام قائم (علیه السّلام) علمائى نبودند که داعى بسوى او بوده و اشاره به او کنند، و با براهین الهى از او دفاع نمایند، و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و اعوانش برهانند، و از بند نواصب (دشمنان اهل بیت) رهایى بخشند، همه مردم از دین خدا دست کشیده و مرتدّ مى‏شدند. لکن علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ضعیف ما را در دست داشته و مهار مى‏کنند، همچون ناخداى کشتى که سکّان آن را در دست دارد. این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عزّت و جلال مى‏باشند.

امام زمان(عج) فرمود : «وأما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا ، فانهم حجّتی علیکم وأنا حجّه الله»[۶] . در حوادث واقعه باید به راویان حدیث ما ( علماء ) رجوع کنید، زیرا آن ها از طرف من حجّت هستند ومن حجّت خدا هستم.

با وجود این راه روشن که از سوی رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) و نیز عترت آن حضرت و اهل بیت (علیهم‌السلام) برای هدایت و جلوگیری از گمراهی ترسیم شده است، برای مسلمانان و شیعیان شایسته نیست فریب منحرفین و شیادان دینی و مذهبی را بخورند. این معیارهای واضح کافی برای تشخیص مدعیان دروغین است. عجب از کسانی است که خود را شیعه می نامند اما باز هم از مسیر حق فاصله گرفته و در دام گمراهی شیادان و مدعیان دروغین می افتند.

پی نوشت:

[۱].  کلینی، الکافی، تحقیق : تصحیح وتعلیق : علی أکبر الغفاری، ج۲، ص۴۱۵، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ۴، ۱۳۶۵ش.

[۲] . نحل، ۴۳٫

[۳] . کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق،  الکافی( ط- الإسلامیه)، ج۱، ص۳۲، محقق / مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى،۸، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.

[۴] . ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول‏، ص۲۳۸، ‏محقق / مصحح: غفارى، على اکبر، قم، جامعه مدرسین‏، ۱۴۰۴ق/ ۱۳۶۳ش.

[۵] . طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج على أهل اللجاج( للطبرسی)، ج۱، ص۱۸، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.

[۶] . حر عاملی، وسائل الشیعه ( آل البیت )، ج۲۷، ص۱۴۰، قم، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، چ۲، ۱۴۱۴ق.

تناقضات و مغالطات در تشکیلات و عملکرد جریان یمانی

اشاره:

در کنار رهبری جریان الیمانی که به عهده احمد اسماعیل گاطع معروف به احمد الحسن الموعود می باشد، رهبری معنوی، نظامی ورهبری سازمانی هم وجود داشته است. شیخ کاظم العقیلی مسئول شاخه نظامی،  عبدالرحیم ابومعاذ به عنوان مرشد و رهبری معنوی سازمان می باشد. معاون مؤسس این جریان شخصی به نام شیخ حیدر المنشداوی (ابن ابو فعل) از شاگردان شهید سید محمد صدر بود.در این مقاله تشکیلات این فرقه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

 

المنشداوی در زمان صدام به ایران آمد و به ترویج این فکر پرداخت، لذا توسط حکومت ایران دستگیر گردید، و به مدت ۶ ماه در زندان به سر برد. بعد از سقوط صدّام به عراق بر گردانده شد، و ادّعا نمود که وی وصی امام‌زمان (عبدالله بن الحسن القحطانی ) می‌باشد، واز همه اموری که مردم از آن ها اطلاعی ندارند، مطلع است، حتی از محل قبر فاطمه(صلی‌الله علیه و آله) مطلع می باشد. وی دفتری را در منطقه قدیم نجف در شارع الرسول (صلی‌الله علیه و آله) افتتاح نمود، وبه نشر افکار خود همّت گماشت. بعد از این اتفاقات، مؤسس جریان با صدور بیانیه ای المنشداوی را تفسیق کرد.

لذا قاسم عبد حسن از عناصر سابق حزب بعث، عباس خلف الچبیناوی از عناصر سازمان بدر، عباس زوری عگله و هامل محیی حمود نیز به همراه المنشداوی از این جریان خارج شدند؛ شیخ حیدر المنشداوی پس از آن، در بغداد توسط یک گروه مسلح کشته شد.

از طرفداران یمانی، شخصی از بیت حمامی، به نام سید حسن الحمامی ـ فرزند مرحوم سید محمد علی حمامی متوفای ۱۹۹۸ م از علمای معروف نجف ـ بود. این شخص که مرتبط با دستگاه بعثی، عقده ای و ضدّ علمای دین بود، به عنوان روحانی ارشد آن گروه فعالیت داشت. ومصداق آیه شریفه : ( انّه لیس من اهلک انّه عمل غیر صالح) شد.

شعار جریان الیمانی یک ستاره اسرائیلی به نام داوود است. این ستاره ۶ ضلعی به عنوان آرم ودر کنار امضای احمد الحسن الیمانی قرار می گیرد، وامضای او در برخی اعلامیه ها از این قرار است:

بقیّه آل محمد:، الرکن الشدید، احمد الحسن وصی و رسول الامام المهدی )عج) الی الناس اجمعین، المؤیّد بجبرئیل، المسدّد بمیکائیل، المنصور باسرافیل، ذریّه بعضها من بعض والله سمیع علیم ».

این ستاره شش‌ ضلعی در زبان لاتین«پنتاگرام»نامیده می‌شود. صهیونیست ها از آن در پرچم خود به عنوان سمبل تسلّط بر جهان استفاده می کنند. فرقه یمانی در ابتدای کار از این ستاره به عنوان آرم و نماد جریان خود استفاده می کرده، ولی بعدها برای جلوگیری از آبروریزی واثبات وابستگی آن ها به صهیونیسم، این نماد را از تبلیغات خود حذف نمودند.

فعالیت تبلیغی جریان احمد الحسن

این سازمان به فعالیت تبلیغی بهای زیادی می دهد، لذا به نشر وچاپ کتاب هایی برای تبلیغ تفکر خود اقدام کرده است؛ بر اثر این تبلیغات، بعضی ازافراد کم مایه وبی اطلاع از مبانی دینی را گول زده است. وبه آن ها تلقین کرده که وی یمانی نائب امام زمان می باشد. وی کتاب هایی با نام های جذاب وفریبنده هم چون الجواب المنیر عبر الاثیر، نصیحت به طلاب حوزه علمیه، حاکمیت خداوند نه حاکمیت مردم، و کرامات وغیب گویی ها، نشریاتی با نام روزنامه القائم(عج)، و نشریه قمر بنی هاشم، و منشوراتی با نام انصار المهدی، منتشر ساخته است.

در شماره ۳ نشریه هفتگی قمر بنی هاشم مورخه جمعه ۱۴ محرم ۱۴۲۵ ﻫ، مطالبی از این دست وجود دارد:

معرکه الامام المهدی تشتعل فی مصر، حرب آمریکا علی العراق، بدایه الحرب ضد المهدی المنتظر(عج)، علماء السوء فی روایات اهل البیت:، العجل العلمی عند فقهاء الشیعه. در ضمن مقاله اخیر کاریکاتور یک گاو نر که بر شکم آن، کلمه « علم اصول » نوشته شده، کشیده شده است. در این مقاله علم اصول فقه حوزه های علمیه به گوساله سامری تشبیه گردیده است، که توسط امام زمان (عج) به دور ریخته خواهد شد. در آن نشریه تحت عنوان « نُبُوءَه » یعنی پیش گویی، خبر از خروج قریب الوقوع نفس زکیّه در نجف داده است ! که هرگز تا به حال خارج نشده است!

طرفداران این جریان با توزیع اعلامیه ها وبروشورهایی همه علمای ایران وعراق را به مناظره دعوت نمودند. از جمله در سال ۱۳۸۲ش بعد از سقوط صدّام، هم زمان گروه های معدودی از جوانان فریب خورده عراقی که به صورت غیر قانونی وارد ایران شده بودند، در نماز جمعه شهرهای اهواز، قم، کرج، مشهد، وجاهای دیگر بین صفوف نماز جمعه ایستاده و خبر از ظهور یمانی دادند. در آن شهرها، آن افراد دستگیر شده، وبه کشورشان بازگردانده شدند؛ در برخی شهرها مثل قم واهواز مبلّغین آن ها دست به تبلیغ مرام خود زدند، که در برخی موارد توسط مسئولین قضایی کشورمان بازداشت، ومحکوم شدند.

فعالیت نظامی جریان یمانی

این جریان آموزش نظامی را برای اعضای خود لازم دانسته، عناصر خود را در باغ های العماره ومناطق الفاس والتیره به انواع سلاح های اهدائی اربابانشان آموزش می داده است. یکی از مراکز آموزش آن ها در منطقه صفوان در مزرعه « صابر زایر شمال آلبورحمه » ونیز منطقه « الهویر قرنه » بود. یکی از آموزش های آن ها آموزش سر بریدن افراد بوده است. اولین اقدام نظامی آن ها بعد از ایزوله برخی از عناصر منشعب مثل حیدر المنشداوی، هماهنگی با جماعت جند السماء به رهبری الگرعاوی در تاسوعای سال ۱۴۲۸ قمری، در منطقه الزرگه کوفه بود. در آن عملیات حدود ۲۰۰ نفر از جماعت یمانی کشته شدند. جالب این جاست، با این که ادّعاهای عقیدتی الگرعاوی با گروه یمانی تضاد دارد، اوّلی وجود امام زمان(عج) را منکر می شده وخود را قائم آل محمد می‌دانسته، ودومی خود را فرزند ووصیّ امام زمان (عج) می‌داند !، از نظر فعالیت نظامی بر علیه دولت شیعی عراق وحوزه های علمیه به صورت مشترک در یک عملیات وارد شدند، و سرکوب گردیدند ! این امر حاکی از این است، که هر دو جریان از پشت پرده توسط رهبری واحدی اداره می شدند، وادّعاهای عقیدتی آن ها غیر واقعی بوده است !

بعد از حادثه فوق جریان یمانی به صورت سرّی فعالیتش را ادامه داد؛ با سرکوب قیام الگرعاوی در منطقه الزرگه نجف، یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال ۱۴۲۹ قیام کند، اما یک ماه پیش از وقت مقرّر با دستگیری ۴۰ نفر از پیروانش در نجف، تواناییش کاهش یافته، ونتوانست اقدامی را در نجف وکربلاء طی مراسم عاشورا انجام دهد. این گروه برنامه داشت تا روز تاسوعا قیام کند وزایرین حرمین امام حسین (علیه‌السلام) وحضرت عباس (علیه‌السلام) را قتل عام کرده، ودو حرم مقدس رابه اشغال درآورد.

سپس با رهبری شخصی دارای سابقه بعثی بودن، به نام « سید حسن الحمامی » به سوی نجف حرکت کند، و مراجع دینی را ترور نمایند. سپس با شخصی به نام « ابن بثینه » به عنوان امام مهدی بیعت کنند، وفعالیت آن ها به سوی بصره وناصریه کشیده شود. این گروه در ساعت ۳۰/۹ صبح تاسوعا فعالیت خود را با حمله به هیأت های عزاداری در بصره آغاز کردند وتوانستند وارد مقر شرکت نفت جنوب شوند. هم چنین در ناصریه فعالیت خود را با حمله به تیپ واکنش سریع آغاز کردند، در پی آن سرتیپ ابولقاء الجابری فرمانده این تیپ، وسرهنگ ابومحمد الرمیض مسئول اطلاعات تیپ کشته شدند.

پلیس نجف اشرف ۴۵ نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی تحت عنوان ” انصار المهدی ” از جمله ۱۵ نفر از رهبران و فرماندهان این گروه را دستگیر کرده که حسن الحمامی رهبر مذهبی این گروه در ضمن دستگیرشدگان بود. حسن الحمامی بعد از دستگیری اعتراف کرد، که اعضای گروهش قصد داشتند، در روز عاشورا مراجع دینی وهیأت های حسینی را مورد هدف قرار دهند. وی در کنفرانس خبری وطی اعترافاتش گفت : این گروه دارای طرفدارانی است. وهدف آن حمله به مرجعیت، ودیگر علمای دینی، واز هم پاشیدن اوضاع امنیتی عراق است. الحمامی در ادامه اعترافاتش گفت : تعدادی از عناصر این گروه مسئولیت هایی هم چون مسئول امور مالی، تبلیغاتی ونظامی برعهده داشتند. وی افزود: هزینه های ما از کشورهای خارجی بویژه امارات تأمین می شود، وشعار ما ستاره داود می باشد.

چند روز بعد از حادثه یمانی، پایگاه خبری « ملف پرس » از خبرگزاری های معتبر در عراق در خبری فاش کرد که احمد الحسن یمانی، بعد از حادثه بصره وناصریه، به کشور امارات متحده عربی گریخته، ودر دبی اقامت گزیده است.

منیع: تلویزیون اینترنتی شیعیان

حقایقی درباره جریان یمانی احمدالحسن

 

اشاره:

جریان احمد الحسن مدعی یمانی یک جریان انحرافی است. او احمد اسماعیل کاطع(کامل) شخصیت منحرف و مدعی ناحقی است که توانسته است به کمک شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای و به مدد طمع‌ورزی عده‌ای در عراق و بعضا در ایران طرفدارانی پیدا کند. در این مقاله به حقیقی درباره این شخص و جریان او مطالبی ارائه شده است.

 

 اصل داستان احمد الحسن مبنی بر ادعای سید یمانی بودن از خواب و رویا شروع می‌شود، خود احمدالحسن در این باره می‌گوید «خواب دیدم امام زمان کارم دارد، ناگهان از خواب بیدار شدم و به آن اعتنایی نکردم ولی این داستان سه مرتبه اتفاق افتاد و کم کم به این باور رسیدم که این خواب‌ها بیهوده نیست و باید ارتباطی بین من و امام مهدی وجود داشته باشد که بعد از مدتی ایشان را در بیداری دیدم و آموزش‌هایی هم از ایشان فراگرفتم.

 احمدالحسن با استفاده از روایات اصل داستان حضرت مهدی(عج) و مهدویت را به نفع خود مصادره کرده و هدف او از این کار از بین بردن اصل مهدویت است و تلاش دارد در آینده خود را مهدی امت خطاب کند و سیدیمانی بودن را وسیله‌ای برای رسیدن به این مقصود قرار داده است.

 احمدالحسن با استفاده از روایات و تفسیر غلط برخی از این موارد خود را سید یمانی معرفی کرد که همین امر سبب معروف شدن او شد و این معروفیت به جایی رسید که در برخی نماز جمعه‌های ایران هم عده‌ای بعد از نماز بلند شده و با زبان عربی فصیح شعار دادند سید یمانی که منتظرش بودید قیام کرد، به او بپیوندید.

احمد اسماعیل در ابتدا حرکت خود را به عنوان همان یمانی وعده داده شده در روایات آغاز کرد، اما او به مرور زمان ادعای خود را توسعه داد و علاوه بر ادعای یمانی بودن، خود را فرزند امام مهدی(عج) و وصی و نماینده آن حضرت برشمرد و در عین حال خود را مهدی اول نیز خواند و بسیاری از روایات حضرت مهدی(عج) را بر خود تطبیق کرد.

 در چهارم بهمن سال ۱۳۸۶ شبکه الفرات عراق با انتشار تصاویری ویدئویی از بازداشت بیش از ۴۰ نفر از اعضای گروه انصارالمهدی[جنبش یمانی] در بصره خبر داد و با نشان دادن بخشی از اعترافات شخصی به نام سید حسن الحمامی که در اعترافاتش خود را از اعضای سابق استخبارات عراق معرفی می کند، مدعی شد که این افراد در حمله ای که به هیئت عزاداران در تاسوعای همان سال صورت گرفت و تعدادی زیادی از نفرات پلیس عراق از جمله دو سرهنگ بلند پایه کشته شده بودند، دست داشته اند.

الحمامی در اعترافات خود گفته بود که قصد داشتند پس از کشاندن دامنه حملات به سمت ناصریه با حرکت به سمت کربلا آنجا را به تصرف خود در آورده وخروج احمد اسماعیل کاطع را اعلام نمایند. حسن الحمامی در اعترافات تلویزیونی خود تاکید کرد که یکی از اهداف آن عملیات ، حمله به حوزه علمیه نجف بوده است.

پلیس عراق در گزارش خود در میان اسامی بازداشت شدگان ، نام تعدادی از اعضای بلندپایه این گروه را با مسئولیت هایی چون مسئول امور مالی ، تبلیغاتی و نظامی نیز ذکر کرده بود . چند روز پس از ماجرای بازداشت گسترده اعضای ارشد این گروه و اعترافات تلویزیونی آنها، شبکه «البروج الاخباریه» گزارش داد که احمد اسماعیل کاطع به امارات گریخته و در آنجا پناهنده شده است.اسماعیل کاطع [احمد الحسن الیمانی] گزارش تلوزیون عراق را رد نکرد و ضمن تائید بازداشت اعضا گروه خود گفت: حسن الحمامی بیمار است و توان شرکت در عملیات را نداشته است. او این عملیات بازداشت گسترده را یک عملیات پیشگیرانه می خواند و حتی گریختن خود را به امارات تائید می کند و می گوید:«اگر یمانی به کشوری از کشورها برای حفظ رسالت خود هجرت کند مگر اشکالی دارد؟»

 احمد اسماعیل کاطع [احمد الحسن الیمانی] دارای یک سایت اینترنتی به نام «انصار المهدی» می باشد و خود را مهدی اول از مهدیون ۱۲ گانه !معرفی می کند.احمد اسماعیل که خود را فرزند،وصی و فرستاده امام زمان می داند برای اثبات مدعای خود و اینکه ثابت کند یمانی موعود شیعیان است مدعیات خود را بر چند اصل بنا نهاد:

  1. خواب هایی که اشخاص درباره او می بینند و خواب هایی که خود وی در خصوص امام زمان دیده است.

۲.اخباری که از حوادث آینده مانند سقوط صدام داده است.

۳.آمادگی برای مناظره با علمای اسلام ،یهود و مسیحیت.

وی در پاسخ به کسانی که پرسیده اند چطور به راستگویی تو ایمان بیاوریم و چطور بفهمیم تو راست می گویی و اینکه معجزه ات چیست می نویسد:« اگر می خواهید بدانید من راست می گویم سه روز روزه بگیرید و دعایی که می گویم بخوانید اگر حقیقت به شکل رویا در خواب به شما نشان داده شود باید به من ایمان بیاورید.»

اسماعیل کاطع در پاسخی دیگر برای اثبات ادعای خود می گوید :«اگر می خواهید به حقانیت من پی ببرید به قرآن استخاره کنید.» نحوه استخاره هم چنین ذکر شده است:« وضو بگیرید،سه بار سوره توحید،سه بار صلوات، ذکر استخاره: اللهم انی تفالت بکتابک و توکلت علیک فارنی من کتابک ما هو مکتوب من سرک المکنون فی غیبک؛نیت مشخص و بدون شرطی، مثلا ایشان دعوتشان حق است، قرآن را بگشایید اگر خوب آمد ایمان بیاورد.»

سایت وی نیز با انتشار یک فایل تصویری که با صدای رعد و برق و آتش و صدای قرآن تنظیم شده است مدعی یکی دیگر از معجزات و کرامات وی شده است.در این فیلم فردی به نام علی الشکری در میان تصاویر میکس شده با آتش نشان داده می شود که در۹ محرم ۱۴۳۲ قمری مصادف با یکم دی ۱۳۸۹ در حال صحبت بر علیه اسماعیل کاطع می باشد.در توضیحات این فیلم می آید که علی الشکری شش روز بعد یعنی ۱۵ محرم ۱۴۳۲ گرفتار عذاب اسماعیل کاطع شده و در یک تصادف می میرد.!

احمد اسماعیل مدعی است مادر امام زمان از نوادگان شمعون الصفا(سمعان بطرس) و از نسل یسّی است بنابراین امام زمان از سمت مادری از نوادگان اسرائیل (یعقوب) و از سمت پدری از نسل حضرت محمد است و چون وی خود را فرزند امام زمان می داند و مهدی اول از مهدیون ۱۲ گانه ! است بنابراین نشان داوود[ستاره شش پر] را با خود حمل خواهد کرد.

 در روایات ابتدایی ذکر شد شیعیان معتقدند که یمانی با پرچمی سفید قیام می کند و اسماعیل کاطع نیزمی گوید نشان ستاره داوود را جزئی از پرچم قیام خود همراه دارد. وی می گوید:«در روایات آمده که اگر پرچم حق ظاهر گردد اهل مشرق آن را لعنت خواهند کرد.»اسماعیل کاطع درباره ستاره ۶ پر می گوید:«این ستاره رمزی الهی است که به اسم خاتم سلیمان معروف است که در زبان عبری به آن ماجین و در عربی درع داود[زره پوش داوود] می گویند و از معتبرترین رموز ربانی می باشد که حضرت داوود آن را حمل می کرده است» وی در کتاب «متشابهات» در اینباره می گوید:«ستاره شش گوش از جمله میراث پیامبران است و چون من وصی پیامبر و امام زمان هستم آن را به ارث برده ام.یهود این ستاره را سرقت نموده و آن را شعار خود قرار دادند…کسی که به این ستاره توهین کند مانند کسی که است که الله اکبر را بر پرچم عراق در زمان صدام مورد توهین قرار دهد. بنابراین به صورت ضمنی می گوید که با پرچمی شبیه به پرچم اسرائیل کنونی قصد قیام خواهد داشت.

اسماعیل کاطع حتی برای اثبات خود به ماجد المهدی نویسنده کتاب «آغاز جنگ آمریکا علیه امام مهدی» به پیشگویی های نوستراداموس روی می برد و می گوید:«قرن ششم-خبر غیبی سی و سوم: ( در آخر دستش را به سمت« آلوس» خونی دراز می کند و از حمایت خود در دریا عاجز خواهد ماند و از سپاه بین النهرین خواهد ترسید و یک شخص سیاه و خشمگین او را از کرده خود پشیمان خواهد کرد)؛من ترجمه این پیش گویی را به تو می گویم،در اینجا نوستراداموس طبق عادت خود از جناس تصفیحی یا ترخیم استفاده کرده است. وی زمانی از این کلمه استفاده می کرد که مسئله مربوط به اسامی یا القاب باشد پس حرف [آی اینگلیسی] را از انتهای [آلوس] حذف کرده است پس اگر این حرف را به کلمه اضافه کنیم کلمه (الوصی) خواهد شد و معنی بسیار واضح و آشکار خواهد شد چرا که ما می دانیم لقب اوصیا به دوازده امام داده می شود و امام مهدی یکی از اوصیاست. نوستراداموس در اینجا شخص معینی را وصف می کند که فرمانده نظامی است یا رئیس یک کشوری که سعی می کند امام مهدی را به قتل برساند و نیروهای وی را از بین ببرد ولی از سپاه امام مهدی در بین النهرین می ترسد ولی مردی از سپاه امام مهدی(که مردی سیاه است این بدان معناست که شیعه است چون به لباس سیاه اشاره دارد ) یا شاید یک مرد عرب مسلمان از آفریقا است او و نیروهایش را در حالی که در دریا هستند از بین می برد…وصی یاد شده در پیشگویی نوستراداموس امام مهدی نیست بلکه وصی امام مهدی و اولین مهدی از دوازده مهدی که در روایات همان یمانی است می باشد.»

وی با اشاره به یکی از روایات برای اثبات ادعای خود می گوید:«از امام صادق روایت شده که فرموده:( از نسل ما بعد از قائم یازده مهدی از فرزندان امام حسین می آیند). در این روایت قائم همان مهدی اول است نه امام مهدی چون بعد از امام مهدی دوازده مهدی دیگر می آیند.» در جایی دیگر اسماعیل کاطع برای اثبات ادعای خود با استفاده از حروف ابجد و جمع و تفریق فراوان می نویسد:«از آنجایی که ۲۷= ۲۷ این یعنی ( هو یمانی=هو وصی المهدی) که اگر دو طرف را با حروف ابجد جمع کنیم می بینیم مساوی ۲۷ می شود[!] و این عدد ۲۷ اشاره دارد به اینکه از ابی عبدالله روایت شده است:علم ۲۷ حرف است و همه آن علومی که پیامبران آورده اند دو حرف از علم است پس مردم تا امروز بیش از دو حرف نمی دانند پس هرگاه قائم[یمانی] قیام کند ۲۵ حرف دیگر را در بین مردم منتشر خواهد کرد.)» وی در یکی از سخنرانی های خود که بخشی از آن در کتاب «پاسخ های روشنگرانه از طریق امواج» پیاده شده است می گوید:پلیس عراق مزدور شیطان و سپاه شیطان یعنی آمریکا،در حال حاضر بعضی از پلیس ها به دعوت من ایمان آورده اند و من از همه این ها خواستم به آمریکا کمک نکنند حتی به اندازه شکافتن خرمایی و در همه حال آماده مبارزه با آمریکا و تابعین آن باشند.»!!

در هر حال استعمارگران براى گسترش دامنه و حوزه قدرت خویش در سرزمین‌هاى اسلامى، همیشه اسلام ـ به ویژه شیعه ـ را مانع مهم دستیابی به اهداف خود یافته‌اند؛ از همین رو با بدعت گذاری و بنیان نهادن فرقه های ضاله و مذاهب ساختگی در برابر فرهنگ اصیل شیعی، زمینه سازی رشد و ترویج آن‌ها را در رأس برنامه های شیطانی خود قرار دادند. تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان، بابیت و بهائیت در ایران، و وهابیت در عربستان، نمونه هایی از آن فرقه‌ها و جریانات دینی است. همراهی، بلکه سر سپردگی این فرقه‌ها به آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها در این زمان بر همگان آفتابی شده است. بر این اساس، اخیراً دولت های استعماری که به بهانه مبارزه با تروریسم، کشورهای مسلمان افغانستان و عراق را اشغال کرده‌اند، پروژه تأسیس آن گونه فرقه‌ها وپشتیبانی از آن‌ها را به ویژه در عراق در رأس برنامه های خود قرار داده‌اند. در این کشور، به دنبال اشغال عراق ده‌ها فرقه بروز و ظهور نموده اند؛ از قبیل: ـ جند السماء به رهبری ضیاء عبدالزهراء کاظم الگرعاوی؛

ـ جریان یمانی؛

ـ جریان سید محمود حسنی سرخی؛

ـ فرقه الامام الربانی به رهبری سید فاضل عبدالحسین الحسینی الهاشمی؛

ـ فرقه فرقد القزوینی؛

ـ جریان سلوکی؛

اغلب جریانات فوق، مدّعی مهدویت یا ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده‌اند و ارتباط بیشتر آن‌ها با جریانات بعثی و دستگاه های جاسوسی استعماری، کشف و احراز گردیده است. هدف اصلی این فرقه‌ها مبارزه با حوزه، مرجعیت و روحانیت شیعه قرار گرفته است؛ زیرا در تاریخ نهضت های اسلامی معاصر ضد استعماری، این واقعیت، بارها به اثبات رسیده است که تنها سنگری که در مقابل استعمار ایستاده و مانع پیروزی آن‌ها شده، سنگر روحانیت، مرجعیت و حوزه های علمیه شیعه است.[۱] جالب این جاست که فرقه های مذکور فقط بر ضد روحانیت سخن می‌گویند و اقدامات عملی انجام می‌دهند؛ امّا هیچ گونه اقدامی بر ضد اشغالگران انجام نداده‌اند.

پی نوشت:

[۱] فتوای جهاد برعلیه استعمار در تاریخ معاصر(جهادیه میرزا بزرگ فراهانی، محمد علی آشتیانی) رساله فوق نخست در سال ۱۲۳۳ق و بار دوم در سال ۱۲۳۴ق در تبریز چاپ شد.

منبع: پرسمان (پرسمان دانشجویی)

مراحل مختلف بروز جریان یمانی

 

اشاره:

احمدالحسن به عنوان یمانی که در عراق ظهور کرده ادعاهای عجیب و غریبی دارد که با روایاتی که درباره یمانی صادر شده وفق دارد و نه عقل ادعاهای او را بر می تابد. احمدالحسن ادّعاهای واهی خود را در طی پیامی که از طریق سایت اینترنتی، با خطاب به علماء حوزه های دینی در مورخه ۲۷ شوال ۱۴۲۴ هجری قمری فرستاده بود، در نوشته منعکس گردیده است.

 

در مرحله اوّل : ادّعا می‌کند که ، امام زمان (عج) را در عالم خواب به صورت مکرّر در حرم سید محمد فرزند امام هادی (ع) دیده ، او را امر به زیارت عسکریین می کند . پس از آن موفق به دیدار آن حضرت در بیداری شده ، حضرت او را نسبت به انحرافات عملی و مالی حوزه‌ها به خصوص حوزه نجف آگاه می کند، وتحت تربیت ویژه قرار می‌دهد!

در مرحله دوم : مدّعی است که ، او را امر به ورود به حوزه علمیه می کند ، ودر آن جا مأموریت به او داده که انحرافات حوزه را مطرح نماید!

در مرحله سوم : ادّعا می نماید که ، در ماه شعبان سال ۱۴۲۰ ﻫ . ق ( مصادف با ۱۳۷۸ ش)، امام زمان را برای دومین بار در حالت بیداری در کنار حرم امام حسین (ع) ملاقات کرده ، وبه دستور امام به نجف می رود ، ودعوت خود را علنی می سازد ، در این مرحله جمعی او را تکذیب می کنند؛ و او را به سحر و جنون و تسخیر اجنّه متهم می کند در پی آن به شهر خود باز می شود.

اعلان عمومی جریان یمانی پس از سقوط رژیم صدام حسین

بعد از سقوط صدام در ماه جمادی الثانی ۱۴۲۴ قمری ، احمد اسماعیل گاطع دعوت خود را علناً تکرار کرده، و تعدادی فریب حرف های او را می خورند . در ماه مبارک رمضان آن سال ادّعا می‌کند ، که از سوی امام زمان (ع) مأموریت یافته تا همه مردم زمین را مورد خطاب قرار دهد ، و آن ها را به قیام در راه حق بر علیه ظالمان دعوت کند!

وی در آن پیام تصریح می کند ، که من انتظار یاری علمای دین را ندارم . زیرا بسیاری از آنان با امام زمان (عج) با لسان وسنان جنگ خواهند کرد، چون با ظهور امام زمان (عج) بساط مرجعیت آنان درهم پیچیده می شود؛ ومقصود از اوثان واصنام ( بت ها ) همان علما هستند.

مرحله نخست (ادعاهای احمد الحسن یمانی)

باتوجه به پیدایش نحله های دروغین در جوامع اسلامی و خصوصاً در عراق و دست داشتن حزب بعث در پیدایش آن‌ها توجه به ریشه بعثی احمدالحسن یمانی و نیز شناخت حزب بعث، درخور توجه است.

شناخت حزب بعث

حزب بعث عراق توسط یک مسیحی صهیونیست به نام میشل عفلق تأسیس شده است. حزب مذکور از یک سو به جریان استعماری انگلیسی وابسته بود، و از سوی دیگر دشمنی ذاتی با اسلام و تشیع داشت.شعار معروف آن‌ها هنگام به دست گرفتن قدرت، این بود:«آمنت بالبعث ربّاً لاشریک له وبمیشل نبیّاً ماله ثانی؛ به بعث به ‌عنوان پروردگار بی‌شریک، و به میشل به عنوان پیامبری که همتا ندارد، ایمان آورده‌ام».[۱]

کارنامه حزب بعث به ویژه در طول حاکمیت سی ساله صدام، مملوّ از مبارزه با اسلام و قتل صدها هزار انسان بی گناه، نابودی اقتصادی عراق و به تعطیلی کشیدن شعائر مذهبی و شهید کردن صدها مجتهد و فاضل و هزاران طلبه از حوزه های علمیه بود.این حزب به تحریک آمریکا، پس از پایان جنگ تحمیلی با ایران، به منظور بسترسازی حضور آمریکا و متحدانش در خلیج فارس، در سال ۱۹۹۰ م (۱۳۶۹ ش) کویت را اشغال کرد.

پس از حضور آمریکا و متحدان غربی اش در منطقه که به بهانه اخراج صدام از کویت، انجام گرفته بود، مردم مسلمان عراق در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله خوئی بر ضد حزب بعث در انتفاضه معروف به شعبانیه[۲] قیام کردند، و در آستانه پیروزی قرار گرفتند؛ اما آمریکا با کمک منافقان به سرکوب انتفاضه پرداخت و صدام را بار دیگر بر کرسی قدرت نشاند.

تغییر مبارزه حزب بعث

حزب بعث عراق، هنگامی که مشاهده کرد روح اسلامی در مردم مسلمان عراق نمرده و هنوز هم می‌تواند آن‌ها را به انقلاب وا دارد، این بار تاکتیک خود را در مبارزه با اسلام عوض کرد و به جای نشان دادن چهره خشن، جنگ نرمی را بر ضد اسلام و حوزه و مردم مظلوم شیعه عراق تحت عنوان «الحمله الایمانیّه» به راه انداخت. در واقع، این کار همان استفاده ابزاری از مذهب بر ضد مذهب بود.صدّام علاوه بر تظاهر به نماز و رفتن به زیارت، در این حمله ایمانی، چند کار خبیث وخطرناک انجام داد، از جمله:

۱. نفوذ دادن جوانان مستعد بعثی در حوزه های علمیّه، تا به عنوان طلبه علوم دینی به تحصیل بپردازند و از آن‌ها برای مأموریت های ضددینی بهره ببرد.

۲. دادن آزادی به برخی از علما برای فعالیت به عنوان مرجعیت و کوبیدن مراجع تقلید دیگر به منظور ایجاد تفرقه میان آنان به بهانه های قومی وصنفی.

۳. اجازه دادن به برخی از روحانیان برای اقامه نماز جمعه و برگزاری کنترل شده شعائر دینی.

البته صدّام وقتی از فعالیت‌های مرجع شهید، آیت الله سید محمد باقر صدر ضربه خورد و مشاهده کرد که به دست خود زمینه را برای حضور مردم متدین در صحنه فراهم کرده است، آن مرجع بزرگ را به شهادت رساند و عملاً آن برنامه‌ها به تعطیلی کشیده شد.

۴. نفوذ دادن برخی از جوانان بعثی که ظاهری متدین داشتند و در سحر و جادو و مرتاضی دست داشتند به درون زندان‌ها. این نفوذ به منظور فریب زندانیان سیاسی صورت گرفت و نمونه بارز آن، مثل ضیاء عبدالزهراء الگرعاوی است که یک افسر بعثی بود.

ضیاء دوره آموزش مرتاضی را در هند دیده و به درون زندان عراق رفت. او با گرفتن اخبار سرّی از مأموران بعثی زندان، پیشاپیش از آزادی یا شهادت برخی از زندانیان خبر می‌داد. بسیاری از زندانیان هم فریب ادعاهای او را خورده، او را ولی الله و مرتبط با جهان غیب دانستند. همین شخص پس از آزادی از زندان و پس از سقوط صدام در سال ۱۳۸۲ش، گروهی را به نام «جند السماء» تشکیل داد و ادعا کرد که قائم آل محمد است و مأموریت دارد که روز عاشوراء ۱۲۰۰ نفر از روحانیان نجف را به قتل برساند.اما پلیس عراق در تاسوعای سال ۱۳۸۵ ش نیروهای او را در پادگان «الزرگه» در حوالی نجف کشف کرد و آن‌ها را از بین برد. خود ضیاء گرعاوی به اتفاق صدها نفر از همراهانش، از جمله ۲۰۰ نفر از نیروهای به اصطلاح یمانی، به هلاکت رسیدند.[۳]

مشخصات مدعی یمانی

این جریان ادعایی به وسیله احمد الحسن یمانی، که خود را وصی و فرزند و فرستاده امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌دانست، در سال های پایانی حاکمیت صدام بروز کرد. او پس از سقوط صدام، با کمک برخی از باقیمانده های رژیم بعث، تشکیلات وسیعی را در مناطقی همچون نجف، کربلاء، ناصریّه و بصره به راه انداخت.

مؤسس جریان، شخصی است به نام احمد اسماعیل گاطع از قبیله صیامر که در حدود سال ۱۹۷۳م، در منطقه‌ای به نام «هویر» از توابع شهرستان «زبیر» از استان بصره متولد شد. وی در سال ۱۹۹۹، از دانشکده مهندسی بصره فارغ التحصیل شد. مدّتی در حوزه شهید آیت الله سید محمد صدر در نجف به تحصیل پرداخت. ضمناً بنا بر نقل مؤثق، برادر وی از نیروهای بعثی بود.[۴]

ادعاهای احمد حسن یمانی

وی با این که سید نیست[۵] و اصل و نسب او از طایفه «صیامر» معلوم و معروف است، عمامه سیاه بر سر ‌می‌گذاشت و در مجامع عمومی ظاهر می‌شد؛ از جمله ـ طبق فیلمی که از او گرفته شده است ـ بر بالای منبر در یک مسجد، با لباس روحانی و عمامه سیاه سخنرانی نموده، و ادّعاهای ضد و نقیض خود را مطرح کرده است.

وی، در عین اینکه تصریح می‌کند که هیچ ادّعایی ندارد و یک مرد ساده از یک روستای ساده است، در همان زمان ادّعا می‌کند که «من مایه رحمتم برای اسلام، بلکه برای اهل زمینم. هر جا بروم، اهل بیت علیهم السلام همواره با من هستند. صریحاً می‌گویم که خدواند مرا برگزیده است. صاحب نفس مطمئنه به من متصل شده و خود، صاحب نفس مطمئنه شده ام. من می‌خواهم شیعیان را متحد کنم از عالم و عامی، من آمادگی دارم حقایق را برای همه روشن کنم و به صورت سیاه و سفید نشان دهم. خدا نور است وکلام او نور است. در عین حال، هیچ ادعایی هم ندارم.»[۶][۸]

مراحل ادعا

او طی پیامی از طریق پایگاه اینترنتی خود خطاب به علما و مراکز دینی در مورخه ۲۷ شوال ۱۴۲۴ق ادعاهایی مطرح کرد که محورهای آن‌ها از این قرار است:

در مرحله اوّل: ادّعا می‌کند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در عالم خواب به صورت مکرّر در حرم سید محمد فرزند امام هادی علیه السلام دیده که او را به زیارت عسکریین امر می‌کند. پس از آن، به دیدار آن حضرت در بیداری موفق شده، حضرت او را از انحرافات عملی و مالی حوزه‌ها به خصوص حوزه نجف آگاه می‌کند و تحت تربیت ویژه قرار می‌دهد.

در مرحله دوم: وی مدّعی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف او را امر به ورود به حوزه علمیه می‌کند و در آن جا به او مأموریت می‌دهد که انحرافات حوزه را مطرح کند.

در مرحله سوم: ادّعا می‌کند که در ماه شعبان سال ۱۴۲۰ ق (مصادف با ۱۳۷۸ ش) امام زمان را برای دومین بار در حالت بیداری در کنار حرم امام حسین علیه السلام ملاقات کرده و به دستور آن حضرت به نجف می‌رود. او دعوت خود را علنی می‌سازد که در این مرحله، جمعی او را تکذیب و به سحر و جنون و تسخیر اجنّه، متهم می‌کنند. در پی آن، احمد به شهر خود بازگردانده می‌شود.[۷]

دعوت علنی

پس از سقوط صدام در ماه جمادی الثانی ۱۴۲۴ق، احمد اسماعیل گاطع دعوت خود را علناً تکرار می‌کند و تعدادی فریب حرف های او را می‌خورند. در ماه مبارک رمضان آن سال، او ادّعا می‌کند که از سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مأموریت یافته است که همه مردم زمین را خطاب قرار دهد و آن‌ها را به قیام در راه حق و بر ضد ظالمان دعوت کند!

وی در آن پیام، تصریح می‌کند که من انتظار یاری علمای دین را ندارم؛ زیرا بسیاری از آنان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با لسان و سنان خواهند جنگید؛ چون با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بساط مرجعیت آنان درهم پیچیده می‌شود. به گفته او مقصود از اوثان و اصنام (بت‌ها ) همان علما هستند.[۸]

پی نوشت:

[۱] . این شعار بارها در اوایل تأسیس حزب بعث عراق از گوینده رادیوی آن رژیم شنیده شد (روزنامه جمهوری اسلامی، ۳/۶/۸۱).

[۲] . انتفاضه شعبانیه: (۱۵ شعبان ۱۴۱۲ق).

[۳] . www.rasanews.ir

[۴] . www.//farsi.almahdyoon.org

[۵] . این ادعاها بر اساس سایت www.youtube.com می‌باشد.

[۶] . www.//farsi.almahdyoon.org.

[۷] . www.//farsi.almahdyoon.org.

[۸] . همان.

منبع: پرسمان (پرسمان دانشجویی)

بررسی جریان یمانی دروغین در عراق

 

اشاره:

در عصر معاصر، گروه مدعی مهدویت در میان شیعه و پیروان احمد الحسن بصری، در اصل جریانی در مهدویت شیعی است که خاستگاه آن بحث خروج و قیام یمانی است که با آگاهی و شناساندن و معرفی نشانه های حتمی ظهور، چهره واقعی این جریان، برملا شده و این جریان تکفیری و مدعی یمانی در شیعه برخلاف فرقه داعش در اهل سنت، در نطفه، خفه خواهد شد.

 

نشانه‌های ظهور، از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین و درعین‌حال از آسیب‌پذیرترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه برای ورود خرافات، طمع شیادان و مدعیان دروغین را برای جعل و تحریف روایات، دو چندان می‌کند. ازاین‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی مطالب مستند از غیر مستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع از میان برداشته شود. در این مقاله کوشیده خواهد شد تا ابعاد مختلف قیام یمانی که از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است، به‌صورت مستند بررسی شود.

جریان مدعی مهدویت و انتخاب کشور عراق

با وجود گذشت بیش از ۱۰ سال از ادعای احمد الحسن بصری مبنی بر قیام یمانی و نادیده گرفتن روایاتی که قیام یمانی و خراسانی و نیز خروج سفیانی را در سال واحدی می داند، سر در آوردن یمانی دروغین از شهر بصره و متولد شدن او در کشور عراق، مطلب دیگری است که شخص به اصطلاح(!) امام سیزدهم شیعیان، منجی و احیاناً اربابان پشت پرده او، بدان نیندیشیده بودند و یا اینکه مصلحت را بر انتخاب کشور عراق برای شروع این کار می دانستند. تا بتوانند در زمان مناسب، از سویی کشور عراق را کانون حوادث، آشوب و فتنه جدید، قرار دهند و به تقابل با فرهنگ غالب شیعی و مراجع عظام تقلید شیعه و قدرت معنوی آنها برآیند و از سویی دیگر همسایگی این کشور با کشورهایی که اکثریت جمعیّت آن را شیعیان دوازده امامی تشکیل می دهند، باعث می‌شود تا به نوعی آنها را جذب خود نموده و با انشعاب گروهی از شیعیان، روند فرقه سازی اجانب و استعمارگران در خاورمیانه، تداوم پیدا کند و به نوعی پازل تکفیر در اسلام، با تشکیل داعش در اهل سنت و تشکیل جریان مدعی یمانی در شیعه، تکمیل شود.

مشترکات فرق انحرافی مهدویت با جریان مدعی یمانی

فرقه های انحرافی، به ویژه آنان که به نوعی مدعی بابیت و مهدویت هستند، مشترکات فراوانی دارند که از جمله به چند مورد از آنها اشاره میشود:

۱. پنهان بودن سرکرده فرقه از دید عموم مردم

معمولاً سران فرقه های مدعی مهدویت از دید عموم مردم پنهان‌اند، چون اگر در انظار عمومی باشند نقاط ضعفشان بر همگان روشن می‌شود. نمونه آشکار این بحث، علی محمد باب شیرازی است که مدعی بابیت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. او در ابتدا توسط حاکم شیراز، دستگیر شد و به انظار عمومی آمد و در حبس خانگی قرار گرفت تا در میان مردم باشد. مردم رفتار وی را دیدند و گفتارش را شنیدند و بررسی کردند و در مدت کوتاهی، همه به کذب ادعای او پی بردند؛ لیکن با مرگ حاکم شیراز، فرار کرد و به اصفهان آمد، و مجددا از دید مردم مخفی شد. پیروان و انصار او، چنان برای وی، تبلیغ کردند که هر آن کس او را نمی‌شناخت، گمان می‌کرد امام زمان ظهور کرده است. از این‌رو به سویش آمدند و در راهش جان دادند.

جالب است، بدانید پس از اعدام باب، سفیر روس با یک نقاش سر جنازه او حاضر شد و از جسد بی‌جان او تصویری تهیه کرد و به گونه‌ای وانمود شد که او مهدی موعود بوده و شهیدی مقدس است.

۲. تقطیع و تحریف، از شیوه‌های مشترک در استناد به آیات و روایات

همه فِرقه هایی که از اسلام منشعب شدند، در استناد به آیات و روایات یا در پی تحریف لفظی یا معنویند، از این‌رو دست خود را به تقطیع، تأویل و باطن‌گرایی، می‌آلایند؛ یعنی با کم و زیاد لفظی یا معنوی، یا آیه و روایت را تکه تکه می‌کنند و قسمتی را به قسمت دیگر می‌چسبانند تا معنای دیگری به‌دست آید، یا تأویل و باطن را به میان می‌کشند و می‌گویند معنای ظاهری، مراد نیست و معنای حقیقی نزد ماست. برای این مورد نیز نمونه‌های فراوانی از فِرق مختلف وجود دارد که می‌توان در مواردی چون: «شیوه استناد بابیت و بهائیت به حدیث سنه ستین» یا «شیوه استناد بهائیان به حدیث لوح» و … مشاهده کرد.

در غیر آیات و روایات، نیز نمونه‌هایی هست، برای نمونه اسماعیلیه به حدی باطن‌گراست که معنای ظاهری را به کلی نفی می‌کند و وضو را به معنای امام و تیمم را به معنای نائب امام معرفی می‌کند. و همین سیر و خط در جریان احمد الحسن بصری مدعی یمانی نیز دنبال می‌شود؛ هرچند مصادیق آن متفاوت است.

۳. ادعاهای پلکانی و صعودی در عقاید

معمولاً سران فرقه های انحرافی به یک عنوان بسنده نمی‌کنند؛ برای نمونه علی محمد باب از ادعای ذکریت به بابیت و از بابیت به مهدویت و نبوت و الوهیت رسید. او در سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۴ تنها ادعای ذکریت و بابیت دارد، لیکن از سال ۱۲۶۴ تا ۱۲۶۶ که به چهریق و ماکو، منتقل می‌شود، از امامت و نبوت و الوهیت دم می‌زند. این وجه اشتراک در مدعیان امروز نیز وجود دارد که دم از یمانی بودن و فرزند امام زمانی می‌زنند و سپس ناگهان و به یکباره جانشینی امام عصر، را برای خویش، مصادره می کنند و بعد تمام صفات و ویژگی های امام عصر را برای خویش مصادره کرده و گویی اینکه مهدی می‌شوند و از قائم آل محمد و منجی موعود بودن خود سخن می‌گویند.

۴. عقل‌گرایی افراطی یا نفی عقل

مدعیان دروغین بسته به نوع ادعای خود، یا عقل‌گرای افراطی هستند مثل اسماعیلیه، بابیت و بهائیت یا عقل را به کلی نفی می‌کنند و می‌گویند عقل بشر، ناقص است و توان فهم ندارد و اخباری می‌شوند، مثل جریانی مدعی یمانی.

۵. زیر سؤال بردن رسالت فقهاء و علما در عصر غیبت

جریان های مدعی مهدویت، از ابتدا به ویژه از عصر غیبت با علما که نائبان عام حضرت حجت هستند، دچار مشکل بودند، زیرا علما، مانع دستیابی سران فرقه ها به اهدافشان بوده‌اند. به ویژه از عصر قاجار به این طرف که بسیاری از فرقه ها با رسالت رودررویی با علما و جایگزین علما، ساخته و پرداخته شدند. روس و انگلیس بابیت و بهائیت را به عنوان مهدی موعود و امام زمان شیعه پرورش دادند و در کشورهای شیعی مستقر کردند تا سکان هدایت مردم را از دست علما بگیرد و امروزه نیز مدعیانی ظهور کرده‌اند که با نفی جایگاه علما در پی تخریب جایگاه آنان‌اند تا به رسالت خود، یعنی نابودی مذهب با به کارگیری مذهب دست یابند.

منبع: فرهنگ نیوز

مصطفی امیری

شباهت جریان یمانی دروغین با فرقه های استعماری

اشاره:

استعمار و جبهه باطل، تلاش فراوانی را از ۱۰ سال پیش و با شتاب دادن مصنوعی و کاریکاتوری به حوادث آخرالزمانی، داشته و با فرقه سازی و تشکیل مدعیان دروغین مهدویت در اسلام شیعی و اهل سنت، سعی کردند که تحولات و وقایع نزدیک به فرایند ظهور منجی آخرالزمان را مدیریت کنند. اما هرچند در مجموع و به دلیل تلاش های جبهه حق در میان شیعیان هنوز به موفقیت چشمگیری دست نیافته اند. اما متاسفانه در میان اهل سنت، به علت عدم وجود رهبری واحد و مقتدر با ادعای تشکیل خلافت اسلامی داعش، استعمار، توانسته است تا حدودی به موفقیت‌هایی نسبی دست یابد.

 

بعد از ذکر این مقدمه، به شباهت ها و اشتراکات جریان یمانی دروغین با فرق استعماری، اشاره خواهد شد:

شباهت با فرقه قادیانی

جریان احمد الحسن، شباهت فراوانی با فرقه قادیانی (احمدیه) دارد. احمد الحسن بصری، مدعی مهدویت در عصر معاصر از رؤیت امام عصر در خواب به رؤیت امام در بیداری و از آن به بابیت امام که نوعی دیگر از یمانی بودن است، رسیده است. و به تازگی مبلغان این جریان چهره‌ای از احمد الحسن معرفی می کنند که کاملا مطابق با امام زمان و حضرت قائم است. یعنی به مرور مطابق فرقه قادیانی، در حال انتقال کارکردهای امام زمان (عج) به احمد الحسن هستند. مشابه همان مسیری که فرقه قادیانی در جذب افراد ساده لوح پیمود.

شباهت با فرقه وهابیت

وجوه اشتراکی بین جریان احمد الحسن و وهابیت نیز وجود دارد که حداقل آن دشمنی آنان با مرجعیت شیعی، فقهاء و عالمان دینی شیعه می باشد. بویژه با مرجع نستوه و مبارز عالیقدر شیعه، آیه الله سیستانی، بیشترین دشمنی را ابراز می کنند. و هرکسی با عقاید و آراء این جریان مخالف باشد، او را تکفیر کرده و از اقسام ترفند و حیل، حتی گاهی سحر و جادو، سعی در اشاعه و ترویج جریان باطل خویش، دارند.

شباهت با فرقه بهائیت

مهم‌ترین ابزار تبلیغی جریان مدعی یمانی، همچون بهائیت، استفاده از فضای وب و اینترنت و سوء استفاده از احساسات پاک جوانان، است. زیرا عموما جوانان مذهبی، وارد سایت ها و تالارهای گفت‌و‌گوی مذهبی به اسم امام زمان (عج) می‌شوند در حالیکه برخی از این سایت ها و تالارها، متعلق به جریان احمد الحسن و پیروان وی می باشد. شاید هیچ وقت حرفی از احمد الحسن در سردر این تالار‌ها نیز نباشد. از طرفی، اطلاعات جوانان نیز در بحث مهدویت، اطلاعات تخصصی نیست و از سر شوق و اشتیاق، گاهی جذب شده و فریب می خورند. جریان مدعی یمانی، با رعایت یک سری اصول اخلاقی همچون جریان بهائیت و مسیحیت تبشیری، و بدین وسیله، جوانان را جذب و پس از آن ادعاهای واهی خود را مطرح می‌کنند.

شباهت با فرقه داعش

کارشناسان امر، معتقدند، داعش و جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین، آخرین نسخه به روز رسانی شده مطالعات مستشرقین غربی، در جهان اسلام هستند که دقیقا در برخی مفاهیم، با یکدیگر هم پوشانی، نیز دارند. و به دنبال سوء استفاده از گزاره های آخرالزمانی در جهت اهداف خویش، می باشند. رنگ پرچم داعش در اهل سنت، سیاه و رنگ پرچم احمد الحسن مدعی مهدویت در شیعه، سفید؛ عبارت روی پرچم داعش به عنوان نماد آخرالزمانی اهل سنت، شهادتین (لا اله الا الله و محمد رسول الله) است و عبارت پرچم یمانی مدعی مهدویت دروغین به عنوان نماد آخرالزمانی شیعی، “البیعۀ لله” است. استعمار و جریان باطل، به عنوان دو مذهب بزرگ اسلامی، سعی در به انحراف کشاندن مساله مهدویت و منجی آخرالزمان در دو مذهب بزرگ اسلامی شیعه و اهل سنت، در جهت اهداف شیطانی خویش می باشند. در حالیکه همگان میدانند که استفاده از معیارهای همچون رنگ پرچم، انتخاب شعار و … به علت تشابه سازی از طرف مدعیان دروغین در طول تاریخ اسلام، به هیچ وجه قابل اعتماد و اعتناء، نیست.

جمع بندی

اکنون و در عصر معاصر، دنیای غرب سعی در منجی سازی بدلی و دروغین در جهان اسلام را دارند، تا در پیشبرد اهداف استعماری خویش، با تمام توان از میان مسلمین بر علیه خود مسلمین، کمک بگیرند. همان اتفاقاتی که اکنون توسط پرچم های سیاه داعش در منطقه شام و سوریه، در جریان است و در ادامه ممکن است توسط حکومت های مرتجع و دست نشانده آمریکا و دنیای غرب و هم پیمانان منطقه ای شان، علیه جریان مقاومت و مسلیمن، ابعاد دیگری و تازه ای، پیدا کند.

هرچند استعمار و جبهه باطل، تلاش فروانی را از ۱۰ سال پیش و با شتاب دادن مصنوعی و کاریکاتوری به حوادث آخرالزمانی، داشته و با فرقه سازی و تشکیل مدعیان دروغین مهدویت در اسلام شیعی و اهل سنت، سعی کردند که تحولات و وقایع نزدیک به فرایند ظهور منجی آخرالزمان، را مدیریت کنند. اما در مجموع و به دلیل تلاش های جبهه حق، بویژه در میان شیعیان، هنوز به موفقیت چشمگیری، دست نیافته اند. اما در میان اهل سنت، به علت عدم وجود رهبری واحد و مقتدر، با ادعای تشکیل خلافت اسلامی داعش، توانسته است، تا حدودی، به موفقیت هایی دست یابد.

جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین و مدعی مهدویت، در عراق و جریان داعش در سوریه، دو روی یک سکه، هستند. اما به علت وجود فاکتورها و گزاره های متفاوت در منابع حدیثی و تاریخی در اهل سنت و شیعه، کارکردها و بازتاب‌ها نیز متفاوت عرضه شده اند.

داعش به علت وجود احادیث فضائل منطقه شام و رایات السود (پرچم‌های سیاه) و جنگ با رومیان در اعماق و منطقه دابق (منطقه ایی در شهر حلب سوریه) …، در سرزمین شام، به تبلیغ چهره آخرالزمانی خشن از اسلام، مشغول هستند، اما درست در نقطه مقابل، به علت وجود فراوان احادیث درباره نشانه‌های حتمی ظهور و شخصیت های مثبت عصر ظهور در منابع حدیثی شیعه، بیشتر تمرکز استعمار بر ساخت و جریان سازی فرقه های مدعی مهدویت و منجی گرای شیعی، در عراق و ایران، می باشد.

از این‌رو کارشناسان امر معتقدند که داعش و جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین، آخرین نسخه به روز رسانی شده مطالعات مستشرقین غربی، در جهان اسلام هستند که دقیقا در برخی مفاهیم، با یکدیگر هم پوشانی، نیز دارند. رنگ پرچم داعش، سیاه و رنگ پرچم احمد الحسن، سفید و عبارت روی پرچم داعش به عنوان نماد آخرالزمانی در اهل سنت، شهادتین (لا اله الا الله و محمد رسول الله) است در حالیکه عبارت پرچم یمانی دروغین به عنوان نماد آخرالزمانی شیعی “البیعۀ لله” است.

مطالعه نمونه های مدعیان دروغین مهدویت و همین مهندسی های معکوس در احادیث نشانه های ظهور در میان شیعه و اهل سنت، که به شکل یمانی دروغین در شیعه و داعش در اهل سنت تبلور یافته است نشان می دهد که این فریب کاری‌ها و حرکت های بدلی و ظهور انواع مدعیان دروغین در بستر ناآگاهی های آحاد مردم، راجع به اصل مهدویت و نشانه های ظهور، شکل می گیرد و طبیعتا اگر برخی از شیعیان می دانستند که قیام یمانی در روایات چه ویژگی ها و معیارهای، دارد، و یا برخی از اهل سنت، میدانستند که داعش، با اسلام اصیل و واقعی، تفاوت ماهوی دارد، قطعا اسیر فتنه های آخرالزمانی داعش و یمانی های دروغین، نمیشدند و از همان ابتدا، تحرکاتشان ناکام می ماند.

در عصر معاصر، گروه مدعی مهدویت در میان شیعه و پیروان احمد الحسن بصری، در اصل جریانی در مهدویت شیعی است که خاستگاه آن بحث خروج و قیام یمانی است که با آگاهی و شناساندن و معرفی نشانه های حتمی ظهور، چهره واقعی این جریان، برملا شده و این جریان تکفیری و مدعی یمانی در شیعه برخلاف فرقه داعش در اهل سنت، در نطفه، خفه خواهد شد.

منبع: فرهنگ نیوز

مصطفی امیری

اشکالات وتناقضات جریان یمانی

 

اشاره:

جریان احمد بصری به دلیل اینکه ادعای دروغین دارد، برای اثبات این ادعا گرفتار تنقض گویی شده است. اگر کسی از گذشته وحال جریان یمانی خبر داشته باشد، با سیلی از اشکالات شرعی، عرفی و عقلی ونیز تناقضات آشکار و ابهامات زیاد مواجه می شود.  در این مقاله به بخشی از اشکالات اشاره شده است.

 

 

۱. بنا بر شهادت افراد مطّلع وآگاه، مدّعی جریان یمانی شخصی به نام احمد اسماعیل گاطع صیمری از طایفه صیامر منطقه زبیر است. این طایفه از بنی هاشم نیستند. امّا با این حال نامبرده با پوشیدن عمامه سیاه ویدک کشیدن عنوان سید احمد، خود را سیّد واز بنی هاشم معرفی کرده است. قطعاً این کار از باب دروغگویی و فریب دیگران شرعاً حرام است.

۲.در فیلمی که از او در ابتدای کار پخش شده است، می‌گوید: من یک روستایی ساده هستم وهیچ گونه ادّعایی ندارم. امّا در عین حال می گوید: خدا مرا برگزیده وائمه همراه من هستند. ومن صاحب نفس مطمئنه ام. ونور سراسر وجود مرا فرا گرفته و …… قطعاً این ادّعاهای بزرگ با بی ادّعا بودنش در تناقض است.

۳. در همان فیلم، وقتی به عربی فصیح تکلم می کند، در لحن کلام او اشتباهات زیاد ( نحوی و صرفی ) وجود دارد، که نشان می‌دهد سواد کافی ندارد. این واقعیت با ادّعاهای بزرگی که دارد سازگار نیست.

۴. احمد اسماعیل گاطع از یک سو ادّعای فرزندی امام زمان (عج) می کند، واز سوی دیگر ادّعا می کند که برای اولین بار امام زمان (عج) را در عالم خواب، وسپس در ماه شعبان ۱۴۲۰ ق ( مصادف ۱۳۷۸ ش ) امام زمان را در برای دومین بار در بیداری دیده است ! یعنی آن زمان که از عمر او بیش از ۲۵ سال گذشته است. چطور امکان دارد فرزند امام زمان تا آن موقع بابای خود را ندیده باشد ؟!

۵. وی با وجود ادّعای فرزندی امام زمان (عج)، امّا خود را احمد بن الحسن می نامد. در حالی که می بایست خود را « احمد بن محمد » می نامید. چون نام امام زمان حسن نیست. بلکه حسن نام پدر امام زمان است. گویا « قاعده دروغگو فراموشکار است » در این جا جریان دارد.

۶. وی خود را یمانی می داند وروایاتی را که درباره خروج یمانی صادر شده، بر خود منطبق می داند. در حالی که در روایات آمده است:

یمانی، خراسانی وسفیانی در یک سال ویک ماه ویک روز خروج می کنند  وپس از چند ماه در همان سال امام زمان (عج) هم قیام می کند. مدّعی یمانی نزدیک ده سال است که خروج کرده، در حالی که نه خراسانی ونه سفیانی، نه درآن زمان، ونه حالا خروج نکرده، وهنوز هم امام زمان قیام نفرموده است !

۷. وی در عین این که خود را فرزند امام زمان وسید هاشمی می داند، خود را یمانی نامیده است. در حالی که این دو عنوان یمانی وهاشمی، آن هم برای کسی که اهل عراق است، قابل جمع نیست؛ زیرا یمانی ظهور در این دارد که اهل یمن است. در حالی که وی به اعتبار محل تولد ونشو و نما عراقی است. البته گویا خود متوجه این تناقض شده، لذا با این مغالطه، این لقب را توجیه نموده است، که چون مکّه از تهامه است. وتهامه از یمن است، پس محمد وآل محمد(ص) همگی یمانی هستند.

وجه مغالطه بودن توجیه فوق این است، که تهامه یک منطقه جغرافیایی است که از شمال جزیره العرب یعنی بالاتر از مکه و مدینه آغاز می شود، وجنوب آن به یمن می رسد. بنابراین مکه و مدینه جزء تهامه است. ویمن هم از تهامه است، ولی تهامه از یمن نیست. بلکه یمن در جنوب جزیره العرب قرار دارد وشامل شمال و میانه جزیره العرب نیست. بنابراین محمد وآل محمد(ص) حجازی وتهامی هستند، امّا یمانی نیستند.

اصولاً مردم عرب به دو دسته عدنانی و قحطانی تقسیم شده اند. مقصود از عرب عدنانی خصوص قریش، واز جمله بنی هاشم است. در حالی که عرب قحطانی فقط اعرابی را شامل می شود که ریشه آن ها از یمن است. وبه هیچ وجه به عرب عدنانی، یمانی گفته نمی شود.

۸. وی در پیامی که به مردم عراق فرستاده، از یک سو ادّعا می کند، که من از طرف امام زمان (عج) وبا تأیید جبرئیل و میکائیل آمده ام، بنابراین پیروزی او با امدادهای غیبی باید حتمی باشد، در حالی که از مردم عراق طلب نصرت می کند، و می گوید که اگر نصرتم ندهید، شما سابقه بی وفایی نسبت به مسلم بن عقیل را داشتید. وبدین صورت خود را به مسلم بن عقیل تشبیه می کند. همان مسلمی که پیروزی ظاهر او و یاری جبرئیل ومیکائیل در حق او منتفی بود. واین تناقض دیگری است.

۹. وی به خواب های خودش وخواب های دیگران استناد می کند، در حالی که خواب در مسائل شرعی وعقیدتی برای دیگران هیچ گونه حجیّت واعتباری ندارد. هیچ پیامبر وولی اللهی حقانیت خود را با خواب اثبات نکرده است. مخصوصاً که خواب صرف ادّعا است. وامکان دارد آدم دروغگو هم ادّعای آن را بکند.

۱۰. استناد دیگر او به وقوع حوادث آینده، مثل سقوط صدام هم مضحک است. زیرا این پیشگویی توسط هر آدم آگاه به مسایل سیاسی امکان پذیر است، واختصاص به نامبرده ندارد. مخصوصاً که قبل از همه امام خمینی (ره) فرموده بود: صدّام رفتنی است!

۱۱. آمادگی برای مناظره ومباهله با علمای شیعه، سنی، یهودی، ونصرانی هم صرف ادّعا است، وهیچ چیزی را ثابت نمی کند. بله، اگر مناظره ومباهله صورت گرفت، وطرف مقابل، که دارای صلاحیت علمی باشد، محکوم شده ویا عذاب الهی بر او نازل گردید، آن گاه قابل استناد است. در حالی که این اتفاق برای مخالفین جریان یمانی پیش نیامده است.

۱۲. درباره استناد جریان یمانی به احادیث که قبل از این مفصّلاً توضیح داده شد. احادیث مورد ادّعا ربطی به مدّعای او ندارد. چون احادیث می گوید: مهدیین بعد از ظهور ووفات امام زمان (عج) می آیند نه قبل از او. در حالی که مدعی جریان یمانی می گوید الآن من وصیّ امام زمان هستم !

معلوم است که وصی باید بعد از مرگ مُوصی وارد عمل شود، نه در حال حیات مُوصی وقبل از مرگ او !

۱۳. مدّعی جریان یمانی در تبلیغات خود مرتباً بر علیه علمای دین، حوزه علیه ومراجع تقلید هتّاکی و جسارت می کند، وصریحاً می گوید: که ما آمده ایم که وساطت علماء بین مردم ودین وخدا را حذف کنیم. در حالی که این حرف بر ضد تعالیم اهل بیت:است. چون از دیدگاه تعالیم اهل بیت:، واسطه مردم واهل بیت، علماء هستند، وفقهای ربّانی مراجع دینی مردم هستند. امام صادق (علیه‌السلام) می فرماید: «فأمّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه محافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلّدوه»[۱]. در توقیع منسوب به امام زمان (عج) آمده است: « وامّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانّهم حجّتی علیکم وانا حجه الله ».

۱۴. جریان یمانی در امر ضدیت با علماء، از تبلیغات سوء گذشته، وارد فاز عملی ونظامی شده است. لذا در جریان توطئه ترور علمای نجف که در عاشورای سال ۱۳۸۵ ش توسط جریان « جند السماء » برنامه ریزی شده بود، مشارکت داشته و ۲۰۰ نفر از آن ها به هلاکت رسیدند.

از این واقعیت، این نتیجه بدست می آید که آن ها پادوی استعمار در مبارزه با روحانیت. یعنی مهم ترین سنگر مقاومت اسلامی در مقابل استعمار، می باشند.

۱۵. استفاده از ستاره داود که آرم مخصوص صهیونیست‌‌ها می‌باشد، نشان دیگری از وابستگی این جریان به استعمار است.

۱۶. حضور افرادی با سابقه بعثی بودن در تشکیلات جریان یمانی، از قبیل: سالم عبد حسن، وحسن الحمامی ( رهبر مذهبی گروه که دستگیر هم شده است )، وهمین طور برادر احمد اسماعیل گاطع که از افسران حزب بعث بوده، نشانه دیگری از وابستگی جریان به « الحمله الایمانیّه » صدّام حسین معدوم است.

۱۷. اخیراً در یکی از برنامه های ماهواره ای سلفی «صفا» یک شخص مصری غیر معمم به نام عبدالعال سلیمه، که به دروغ به عنوان عالم شیعی معرفی شده است، از جریان یمانی واحمد الحسن با تجلیل وبه عنوان مهدویت نام برده است. این پدیده نشان می دهد، که جریانات سلفی ووهابی در پی تبلیغ جریان یمانی از ماهواره های خود می باشند. این هم قرینه دیگری از وابستگی جریان به استکبار جهانی است.

پی نوشت:

[۱]. شیخ طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۲۶۳، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، نجف اشرف، دار النعمان للطباعه والنشر، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م.

منبع: تلویزیون اینترنتی شیعیان

 

جریان یمانی و استناد به خبر واحد سنی و ادعای تواتر آن در احادیث شیعی

 

اشاره:

پیروان احمدالحسن از شگردهای مختلفی برای مدعای خود استفاده می کنند. آنان در این راستا به خواب و استخاره و امثال این امور گرفته تا احادیث ضعیف و غیر قابل اعتنا پناهنده شده نتا شاید کسانی را که از نظر علمی در سطح پایین قرار دارند به سوی احمدالحسن جذب کنند. در این مقاله به یکی از این شگردهای این جریان اشاره شده است.

 

شگرد دیگر طرف‌داران احمد حسن برای فریب دادن مخاطبان خود، ارائۀ آمار چندده حدیث از کتاب‌های شیعه است، به گونه‌ای که مخاطب گمان کند ادعای آن‌ها پشتوانه‌ای بسیار قوی از روایات شیعه را دارد؛ در حالی که با رندی کامل برای اثبات مدعای خود دست به دامان منابع اهل‌سنت شده‌ و با تک‌روایتی سنی می‌خواهند ادعای مهم خود را ثابت کنند.

به عنوان نمونه، طرف‌داران احمد حسن در بحث پرچم‌های سیاه برای این‌که به خواننده القا کنند که روایات مورد استنادشان خدشه‌ناپذیر است، ابتدا مدعی تواتر روایات پرچم‌های سیاه می‌شوند و پس از ارائه فهرستی بلندبالا از این روایات، دغل‌کارانه به مخاطب القا می‌کنند که محتوای مورد ادعای آنان نیز تواتر دارد.

می‌نویسند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): إِذَا رَأَیْتُمْ الرَّایَاتِ السُّودَ قَدْ جاءت من قبل خُرَاسَانَ فَأْتُوهَا فَإِنَّ فِیهَا خَلِیفَهَ اللَّهِ الْمَهْدِیَّ؛[۱] (ابن‌حنبل، بی‌تا: ج۵، ۲۷۷)

رسول خدا(ص) فرمود: هنگامی که دیدید پرچم‌های سیاه از طرف خراسان خارج شدند خود را به آن‌ها برسانید، چون که مهدی خلیفۀ خدا در میان آن‌هاست.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): یَقْتَتِلُ عِنْدَ کَنْزِکُمْ ثَلَاثَهٌ کُلُّهُمْ ابْنُ خَلِیفَهٍ، ثُمَّ لَا یَصِیرُ إِلَی وَاحِدٍ مِنْهُمْ، ثُمَّ تَطْلُعُ الرَّایَاتُ السُّودُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ فَیَقْتُلُونَکُمْ قَتْلًا لَمْ یُقْتَلْهُ قَوْمٌ. ثُمَّ ذَکَرَ شَیْئاً. فَقَالَ: إِذَا رَأَیْتُمُوهُ فَبَایِعُوهُ وَ لَوْ حَبْواً عَلَی الثَّلْجِ فَإِنَّهُ خَلِیفَهُ اللَّهِ الْمَهْدِی.‏[۲]

پیامبر خدا(ص) فرمود: نزد گنج شما سه تن کشته می‌شوند که همه فرزندان خلیفه هستند و بعد از آن‌ها آن منصب به هیچ‌یک آنان نمی‌رسد، تا آن‌گاه که پرچم‌های سیاه از سمت مشرق پدید آید و شما را طوری به قتل رسانند که هیچ قومی را بدان وضع نکشته باشند. سپس راوی چیزی گفت که من حفظ نکردم.‏ آن‌گاه فرمود: چون او را ببینید با وی بیعت کنید هرچند به رفتن از روی برف باشد؛ چه وی مهدی خلیفۀ خداست.

طرف‌داران احمد حسن چنین استدلال می‌کنند که بر اساس روایات متواتر، پرچم‌های سیاه پیش از ظهور امام مهدی(عج)برافراشته خواهد شد و از آن‌جا که روایات یادشده بر حضور مهدی(عج)در میان پرچم‌های سیاه دلالت دارد پس آن مهدی‌ای که در میان پرچم‌های سیاه است غیر از امام مهدی(عج)معهود است. بنابراین پیش از ظهور امام مهدی(عج)مهدی دیگری خواهد بود و به اعتقاد احمد حسن وی هموست.

در حالی که حدیث دوم دلالت ندارد که مهدی در پرچم‌های سیاه است و ضمیر «رأیتموه» و «بایعوه» به «رایات» برنمی‌گردد؛ زیرا اولاً رایات مؤنث است و اگر مرجع ضمیر رایات بود، باید از واژۀ «رایتموها» و «بایعوها» استفاده می‌شد. ثانیاً تعبیر روایت «فإن فیها خلیفه الله» نیست تا بگوییم مهدی در پرچم‌های سیاه است، بلکه تعبیر روایت «فإنه خلیفه الله» است. بنابراین مرجع ضمیر «فإنه» شخصی است که در ادامۀ روایت از آن سخن گفته شده و راوی آن را نقل نکرده است (ثم ذکر شیئاً). بنابراین مقصود روایت دوم نمی‌تواند مستند احمد حسن باشد.

از این‌رو، تنها یک روایت بر حضور مهدی در پرچم‌های سیاه دلالت دارد و احمد حسن در این زمینه یک روایت بیشتر در اختیار ندارد؛ آن هم روایتی از اهل‌سنت که برای ما و احمد حسن که خود را یک شیعه می‌داند، فاقد حجیت است. البته ظاهراً کفگیر او آن‌قدر به ته دیگ خورده که چاره‌ای جز دست و پا کردن دلیل از لابه‌لای کتاب‌های اهل‌سنت نداشته است.

گفتنی است ترفند دیگر طرف‌داران احمد حسن برای فریب افرادی که اطلاع کمی از کتب حدیثی دارند، این است که وقتی می‌خواهند برای دو روایت نخست منبع ذکر کنند به منابع شیعه همچون الملاحم و الفتن سید بن طاووس و کشف الغمه که این روایات را به نقل از منابع سنی نقل کرده‌اند آدرس می‌دهند تا به مخاطب چنین القا کنند که این روایات از منابع شیعی است و عالمان شیعی آن را در کتاب‌هایشان نقل کرده‌اند، در حالی که گفتیم این روایات از اهل‌سنت است.

از آن‌چه گذشت دریافتیم که اگر فرضاً روایات پرچم‌های سیاه را متواتر بدانیم و بپذیریم که آن‌ها مربوط به دوران پیش از ظهورند و ناظر به جریان ابومسلم خراسانی نیستند _ که هر دو مطلب از سوی برخی از نویسندگان انکار شده است[۳] _ آن‌چه می‌توان دربارۀ آن ادعای تواتر کرد، اصل خروج پرچم‌های سیاه پیش از ظهور امام مهدی(عج)است. اما وجود یک مهدی در میان پرچم‌های سیاه، مستندی جز یک روایت _ آن هم روایتی سنی _ ندارد. بنابراین از متواتر بودن روایات پرچم‌های سیاه نمی‌توان چنین استنباط کرد که وجود یک مهدی پیش از ظهور هم متواتر و انکارناشدنی است.

باز می‌نویسند:

اکنون آیه‌ای را ذکر می‌کنیم که در آن به قیام وصیّ امام مهدی(عج)پیش از ظهور امام زمان(عج)اشاره می‌کند:

مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِیلًا * سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا؛[۴] آن‌ها ملعون هستند هر کجا یافت شوند، گرفته و به سختی کشته خواهند شد * سنت خداوند است که در پیشینیان نیز بوده است و هرگز در سنت خداوند تبدیل و تغییر نخواهی یافت.

سنت خداوند که در پیشینیان نیز بوده و هرگز درسنتش تغییری نیست. دشمنان خداوند بعد از رسول الله(ص) توسط مهدی به هلاکت می‌رسند و این مهدی، همان وصیّ امام مهدی(عج)است که از خراسان یا مشرق قیام می‌کند. امیر المؤمنین(ع) فرمود: «پس نظر کنید به اهل‌بیت پیامبرتان؛ اگر سکوت کردند، سکوت کنید، و اگر از شما یاری خواستند، آن‌ها را یاری کنید. پس خداوند فتنه‌ها را توسط مردی از ما اهل‌بیت از میان می‌برد. پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان! کسی که به آن‌ها جز شمشیر بی‌ملاحظه ندهد که به مدت هشت ماه شمشیر بر دوشش است، تا جایی که قریش گویند: اگر از فرزندان فاطمه(س) بود به ما رحم می‌کرد. خداوند او را بر بنی‌امیه مسلط می‌کند تا این‌که آن‌ها را دگرگون و نابود سازد. “آن‌ها ملعون هستند؛ هر کجا یافت شوند، گرفته و به سختی کشته خواهند شد * سنت خداوند است که در پیشینیان نیز بوده است و هرگز در سنت خداوند تبدیل و تغییر نخواهی یافت”.»[۵]

طبق این آیه و تفسیر امام علی(ع) متوجه می‌شویم آن کسی که فتنه‌ها را از بین می‌برد و بنی‌امیه را نابود می‌سازد و خداوند او را بر آن‌ها مسلط می‌کند، کسی است که شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می‌کند و با توجه به حدیث بعدی متوجه می‌شویم که این شخص، حضرت صاحب الزمان(عج)نیستند؛ بلکه فرزند امام مهدی(عج)هستند که پیش از امام مهدی(عج)قیام می‌کنند؛ امام علی(ع) فرمود: «… و مردی پیش از او (مهدی) از فرزندانش به اهل مشرق خروج می‌کند. او شمشیر را هشت ماه بر دوشش حمل می‌کند.»[۶]

پس برایمان روشن شد که این شخص، فرزند امام مهدی(عج)است که پیش از ایشان قیام کرده و به مدت هشت ماه شمشیر را بر دوششان حمل می‌کنند.»

در حالی که متن روایت اخیر که به آن استناد شده بدین صورت است:

حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَرْوَانَ، عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ: «یَخْرُجُ رَجُلٌ قَبْلَ الْمَهْدِیِّ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ بِالْمَشْرِقِ، یَحْمِلُ السَّیْفَ عَلَی عَاتِقِهِ ثَمَانِیَهَ أَشْهُرٍ، یَقْتُلُ وَیُمَثِّلُ وَیَتَوَجَّهُ إِلَی بَیْتِ الْمَقْدِسِ، فَلَا یَبْلُغُهُ حَتَّی یَمُوتَ[۷]

… علی(ع) می‌فرماید: و مردی از اهل‌بیت آن حضرت به اهل شرق خروج کرده در مدت هشت ماه شمشیر را بر دوش خود گرفته می‌کشد و انتقام می‌کشد و متوجه بیت‌المقدس می‏شود و پیش از این‌که به بیت‌المقدس برسد می‏میرد.

استدلال به این روایت از زوایای مختلفی قابل نقد است:

۱٫ این روایت مرسل و از کتاب فتن ابن حماد است. وی نویسنده‌ای سنی‌مذهب است و کتاب او حتی از نظر اهل‌سنت نیز معتبر نیست. بنابراین طرف‌داران احمد حسن اعتقاد به وجود یک مهدی پیش از امام مهدی را از روایات اهل‌سنت اخذ کرده‌اند و البته _ چنان‌که گذشت _ آنان برای این‌که این واقعیت از دید مخاطب مخفی بماند، این روایت را نه از منبع اصلی، که از کتاب سید بن طاووس نقل کرده‌اند، در حالی که با مراجعه به کتاب یادشده معلوم می‌شود سید بن طاووس آن را از فتن ابن‌حماد آورده است.

۲٫ با توجه به متن روایت معلوم می‌شود که طرف‌داران احمد حسن آن را تحریف کرده‌اند؛ چرا که تعبیر روایت «رجل من اهل‌بیته» است، در حالی که آنان این عبارت را به این صورت ترجمه کرده‌اند: «مردی از فرزندانش»، با این‌که مردی از اهل‌بیت اعم از فرزند است، چنان‌که امام علی(ع) از اهل‌بیت پیامبر گرامی اسلام(ص) است، ولی فرزند آن حضرت نیست. این تحریف برای این بوده است که این حدیث با ادعای احمد حسن که خود را فرزند امام مهدی می‌داند هماهنگ شود.

۳٫ بر اساس فرمایش امام در ادامۀ همین روایت، مردی که پیش از ظهور امام مهدی هشت ماه شمشیر بر دوش می‌گذارد، به سمت بیت‌المقدس حرکت کرده و پیش از رسیدن به آن‌جا می‌میرد، در حالی که احمد حسن مدعی است می‌خواهد پس از پایان یافتن حیات امام مهدی زنده بماند و جانشن آن حضرت شود؛ اما طرف‌داران احمد حسن این بخش از روایت را بیان نکرده‌اند تا مخاطب به کلاهی که می‌خواهند بر سرش بگذارند پی نبرد.

۴٫ ابن‌طاووس _ که طرف‌داران احمد حسن روایت را از کتاب او آدرس داده‌اند _ در ادامۀ این روایت می‌نویسد: «من روایت را به همین صورت دیدم، اما در آن اشکال وجود دارد[۸].» بنابراین حتی سید بن طاووس نیز این حدیث را خالی از اشکال نمی‌دانسته است. با این حال، روشن نیست طرف‌داران احمد حسن چگونه می‌خواهند یک مسئلۀ اعتقادی _ آن هم مسئله‌ای همچون امامت و مهدویت _ را بر این پایۀ متزلزل بنا نهند.

پی نوشت

[۱] . ابن‌حنبل، احمد بن محمد، المسند، ج۵، ص۲۷۷،بیروت، دار صادر، بی‌تا.

[۲] . حاکم نیشابوری، محمّد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۴۶۳، -۴۶۴، تحقیق: یوسف عبدالرحمن المرعشلی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.

[۳] . صدر، سید محمد، موسوعه الامام المهدی، بی‌جا، دارالکتاب الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق؛ صادقی، مصطفی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.

[۴] . احزاب: ۶۱-۶۲

[۵] . مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج۵۱، ص۱۲۱، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

[۶] . ابن طاووس، علی بن موسی، الملاحم و الفتن، ص۶۶، باب ۱۳۳،  اصفهان، مؤسسه صاحب‌الامر(عج)، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.

[۷] . مروزی، نعیم بن حماد، کتاب الفتن، ص۱۹۸، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.

[۸] . الملاحم و الفتن، ص۱۳۹٫

منبع: آینده روشن (برگرفته از  مقاله نقد و بررسی آراء مدعیان مهدویت: با تکیه بر آراء احمد الحسن نوشته نصرت الله آیتی)