جامع السعادات

نوشته‌ها

تهذیب قوای سه گانه با تسلط قوه عاقله

اشاره:

نفس انسانی متشکل از قوای متعدد نباتی، حیوانی و انسانی است. در این میان قوه‌ای در انسان وجود دارد که در بقیه موجوداتی که دارای نفس هستند موجود نمی‌باشد. این قوه، قوه عاقله است. همین قوه عاقله دو جهت مختلف در آن وجود دارد، که باعث تمایز افعال او شده است. مرتبه عالمه ( عقل نظری ) و مرتبه عامله ( عقل عملی ) هر دو از مراتب عاقله‌اند. در حقیقت به حالت نفس انسانی از این لحاظ که اشیاء را ادراک می‌کند، عاقله می‌گویند. در این مقاله بیان شده که قوای سه گانه دیگر با تسلط قوه عاقله قابل تهذیب هستند.

بدان که: شأن قوّه عقلیه و وهمیّه، ادراک امور است. و لیکن اوّلى ادراک کلیات را کند و دومى تصور جزئیات را. و چون هر فعلى که از بدن صادر مى‏ شود، افعال جزئیه است، پس مبدأ تحریک بدن در جزئیات افعال به تفکر و رویه قوه وهمیه است، و از این جهت آن را «عقل عملى» و «قوه عامله» مى‏ نامند، و اولى را «عقل نظرى» و «قوه عاقله».

شأن قوه غضبیه و شهویه تحریک بدن است، و این دو مبدأ تحریک ‏اند. اما غضبیه، مبدأ حرکت بدن است به سوى دفع امور «غیر ملائمه»[۱] از بدن، و شهویه، مبدأ حرکت آن است به سوى تحصیل امور ملائمه.

 اگر قوه عاقله بر سایر قوا غالب شود، و همه را مقهور و مطیع خود گرداند، در این صورت تصرف و افعال جمیع قوا بر وجه صلاح و صواب خواهد بود و انتظام در امر مملکت نفس و نشأه انسانیت حاصل خواهد گردید  و از براى هر یک از قوا، تهذیب و پاکیزگى به هم خواهد رسید و هر یک را فضیلتى که مخصوص به آن است حاصل خواهد شد.

بنابراین از تهذیب و پاکیزگى قوه عاقله، صفت «حکمت» حاصل مى‏ شود، و از تهذیب‏ قوه عامله، ملکه «عدالت» ظاهر مى‏ گردد و از تهذیب غضبیه، صفت «شجاعت» به هم مى ‏رسد و از تهذیب شهویه، خلق «عفت» پیدا مى ‏شود. این چهار صفت، اجناس اخلاق فاضله‏اند، و سایر صفات حسنه مندرج در تحت این چهار؛ یعنى: از این چهار صفت ناشى مى‏شوند و این چهار صفت مصدر هستند. همچنان که: «حکمت»، مصدر «فطنت»، «فراست»،[۲] حسن تدبیر و توحید و امثال آن مى‏ شود و «شجاعت»، منشأ صبر، علوّ همّت، حلم، و قار و امثال این‏ها مى‏ گردد و «عفت»، سبب سخاوت، حیا، امانت، گشاده‏ رویى و مانند این‏ها مى ‏شود.

پس، سر همه اخلاق حسنه این چهار فضیلت است:

اول «حکمت»: و آن عبارت است از: شناختن حقایق موجودات به طریقى که هستند، و آن بر دو قسم است: «حکمت نظرى»، و آن علم به حقایق موجوداتى است که وجود آنها به قدرت و اختیار ما نیست. و «حکمت عملى»، و آن علم به حقایق موجوداتى است که وجود آنها به قدرت و اختیار ماست، مانند افعالى که از ما صادر مى‏شود.

دوم «عفت»: و آن عبارت است از: مطیع بودن قوه شهویه از براى قوه عاقله و سرکشى نکردن از امر و نهى عاقله تا آنکه صاحب آن از جمله آزادگان گردد و از بندگى و عبودیت هوا و هوس خلاصى یابد.

سیم «شجاعت»: و آن عبارت است از: انقیاد و فرمانبردارى قوه غضبیه از براى عاقله، تا آنکه آدمى نیفکند خود را در مهالکى که عقل حکم به احتراز از آنها کند، و مضطرب نشود از آنچه عقل حکم به عدم اضطراب از آنها مى‏کند.

چهارم «عدالت»: و آن عبارت است از: مطیع بودن قوه عامله از براى قوه عاقله، و متابعت آن عاقله را در جمیع تصرفاتى که در مملکت بدن مى‏ کند، یا در خصوص بازداشتن آن غضب و شهوت را در تحت اقتدار و فرمان عقل و شرع.

 بعضى عدالت را تفسیر نموده‏ اند به اجتماع جمیع قوا، و اتفاقشان بر فرمانبردارى عاقله، و امتثال اوامر و نواهى آن به نحوى که هیچ گونه مخالفتى از ایشان سر نزند. و والد ماجد حقیر طاب ثراه در کتاب «جامع السعادات»، تفسیر اول را اختیار کرده و فرموده‏ اند که: «تفسیر ثانى و سایر تفاسیر دیگر، که بعضى از علماى علم اخلاق از براى عدالت کرده‏ اند، از لوازم آن است نه عین آن».[۳][۴]

پی نوشت:

[۱] . غیر مناسب، ناسازگار.

[۲] . فطنت و فراست به معنى: زیرکى، هوشیارى و دانائى است.

[۳] جامع السعادات، ط اسماعیلیان، ج ۱، ص ۵۳.

[۴]. گرفته شده توسط حمید رفیعی از:  نراقى، احمد بن محمدمهدى، معراج السعاده، ۱جلد،ص۴۸-۴۹، هجرت – ایران – قم، چاپ: ۶، ۱۳۷۸ ه.ش.

جامع السعادات

اشاره:

کتاب جامع السعادات در موضوع اخلاق از علامه محمد مهدی نراقی است. این کتاب، جامع ترین کتابی است که متاخران در علم اخلاق نوشته اند.  مولف این کتاب، تمام تعالیم و معارف اخلاقی را به صورت اخبار و روایاتی که در جاهای مختلف پراکنده و دستیابی به آنها برای همه ممکن نبود و خلاصه ای از این شریعت و گزیده ای از آنچه که اهل حکمت و عرفان گفته اند، در اینجا، جمع آوری و تالیف و تدوین کرده است، در واقع این کتاب مشتمل بر هر دو جنبه «عقلی نظری، فلسفی» و «دینی و علمی» با سبک و اسلوبی ویژه است.

درباره میزان موفقیت مؤلف در به سامان دادن دانش اخلاق مرحوم مظفر معتقد است که پیش از علامه نراقى با صرف نظر از پیشواى این دانش، یعنى ابن مسکویه و ملا محسن فیض کاشانى کتاب جامعى به سان جامع‌السعادات که بر بنیاد علمى و فلسفى تکیه داشته باشد، پدید نیامده است.

مرحوم نراقى خود در مقدمه کتاب بر این نکته پاى فشرده که مى‌خواهد میان آنچه از شریعت اسلامى در زمینه اخلاق رسیده با آنچه عارفان و فیلسوفان بیان کرده‌اند آمیزه‌اى فراهم آورد. از این رو کاملاً طبیعى است که در جاى جاى کتاب جامع السعادات استشهاد به آیات و روایات موج زند. این استشهاد براى تبیین مفهوم فضیلت‌ یا رذیلت، اقسام آن و انگیزه‌ها یا داده‌هاى علاج و… انجام گرفته است. مثلا براى اثبات جنگ میان لشکر فرشتگان و شیاطین از آیه «لاقعدن لهم صراطک المستقیم × ثم لآتینهم من بین ایدیهم ومن خلفهم وعن ایمانهم وعن شمائلهم‌» و روایت رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله): «ان الشیطان لیجرى من بنى آدم مجرى الدم؛ شیطان بسان خون در جان آدمى روان است‌» استفاده کرده است. و براى اثبات تاثیر رسیدن به مقام اطمینان براى ریشه کنى وسوسه‌ها به آیات «یا ایتها النفس المطمئنه × ارجعی الى ربک راضیه مرضیه‌» استناد کرده است.

نیز براى اثبات عدم مؤاخذه بر حدیث نفس به روایت امام صادق علیه السلام که از ایشان درباره وسوسه، هر چند زیاد باشد، سؤال شده فرمود: «چیزى بر آن نیست. بگو لا اله الا الله‌» و آیه «لایکلف الله نفسا الا وسعها» تمسک کرده است. چنان که براى تبیین شرافت و جایگاه تفکر از آیات مختلفى بهره برده است.

بخش های کتاب

کتاب در سه باب تنظیم شده است: در باب نخست، مباحث مقدماتى شامل تجرد نفس، امکان تربیت اخلاقى، مفهوم خیر و سعادت و… آمده است.

در باب دوم، مطالبى تحت عنوان اقسام اخلاق، تقسیم بندى قواى نفسانى و چهار قسم اصلى فضایل (حکمت، عفت، شجاعت و عدالت) مفهوم فضیلت، رذیله و… بیان شده است.

باب سوم – که عمده‌ترین مباحث کتاب را تشکیل مى‌دهد – در چهار فصل تنظیم شده است: در فصل نخست، مفهوم قوه عاقله و رذایل برخاسته از این قوه همچون شک، شرک، وسواس و… آمده است. در فصل دوم، مفهوم قوه غضبیه و رذایل مربوط به آن همچون: خوف، غضب، عجب، کبر و… تبیین شده است. فصل سوم به قوه شهویه و رذایل برخاسته از آن همچون حب دنیا، حرص، طمع، بخل و… اختصاص یافته است. و در فصل چهارم فضایل و رذایل مرتبط با هر سه قوه یا دو قوه نفسانى مورد ارزیابى قرار گرفته است.

ارزش کتاب

اهمیت کتاب جامع السعادات بیشتر از این حیث است که مؤلف خلقیاتی برجسته و روحیه‌ای سرشار از ایمان داشته و اهل عمل صالح بوده است و سر اقبال به جامع السعادات در روح ایمانی است که از قرائت آن هویدا می‌گردد در حالی که از لحاظ علمی از برخی کتب متداول که فاقد ذوق و معنویت جامع السعادات‌اند چیز بیشتری ندارد.

به طور کلی در کتاب‌های اخلاق قبل از جامع السعادات یا صرفا جنبه‌های عقلی نظری و فلسفی منظور بوده (همانند السعاده، الاسعاد، تهذیب‌الاخلاق و اخلاق ناصری) یا جنبه‌های دینی و عملی غلبه داشته است (مانند احیاء علوم الدین، کیمیای سعادت و المحجه البیضاء) اما کتاب جامع السعادات مشتمل بر هر دو جنبه با سبک و اسلوبی ویژه است.

انگیزه نگارش

مؤلف جامع السعادات انگیزه خود را از تالیف کتاب به روشنى تبیین نکرده است، اما به نظر مى‌رسد که رویکرد ایشان به اخلاق و عرفان نظرى و عملى که از او در نگاه فرزندش (ملا احمد) عالمى عامل، عارفى واصل و حکیمى کامل ساخته و نیز فقدان به‌سامانى در نگاشته‌هاى اخلاقى پیش از ایشان، از عوامل اصلى اقدام او براى تالیف این کتاب بوده است. مؤلف خود در تبیین عامل دوم (نابه‌سامانى نگاشته‌هاى پیشین) چنین آورده است: «…از آن‌جا که (نظرگاه‌هاى فلاسفه و شریعت اسلامى در زمینه اخلاق) به صورت پراکنده و غیرمنسجم در موارد و جاهاى مختلف آمده، دسترسى به آن‌ها براى بسیارى دشوار شده است. ضرورى بود در یک دفتر فراهم آید تا بهره جستن از آن‌ها براى همگان میسر گردد. بدین خاطر من در این کتاب گزیده خلاصه آنچه را که از شریعت اسلامى و عارفان و فلاسفه در زمینه اخلاق رسیده، گرد آورده‌ام‌».

وضعیت نشر

کتاب «معراج السعاده» نوشته ملا احمد نراقی، فرزند محمدمهدی نراقی، خلاصه ای از جامع السعادات است تا همین مباحث اخلاقی با عباراتی واضح برای همه مورد استفاده باشد.

جامع السعادات به تصحیح شیخ محمود بروجردی در ۱۳۱۲ در تهران چاپ سنگی شد. همچنین با تصحیح و تعلیقات سید محمد کلانتر همراه با مقدمه شیخ “محمدرضا مظفر” در نجف و در سه مجلد به چاپ رسیده است. این کتاب برای اولین بار توسط سید جلال الدین مجتبوی به فارسی ترجمه شده و در سه جلد (در ۱۳۷۷ ش) به چاپ رسیده است. گزیده‌ای از آن نیز بارها مستقلا چاپ شده است.

همچنین این کتاب در دو جلد به زبان عربی به همت انتشارات دارالتفسیر قم در سال ۱۳۷۶ به چاپ رسیده است. جامع السعادت توسط انتشارات الزهرا در سال ۱۳۲۶ به چاپ رسیده است. سایر ناشرانی که به چاپ جامع السعادت پرداخته اند. شامل: موسسه اسماعیلیان در سال ۱۳۸۲٫

منبع:

دانشنامه اسلامی

معرفی برخی از کتاب های اخلاقی و عرفانی شیعه

۱٫اخلاق ناصری، نوشته خواجه نصیر الدین طوسی

اخلاق، یکی از آموزه های دین مقدس اسلام است که از همان ابتدای ظهور اسلام، مرکز توجه و عنایت علمای اسلام بوده است و در کتاب های تفسیر و حدیث، مفصل به آن پرداخته شده است. توجه به علم اخلاق اسلامی، به عنوان نظام معرفتی گسترده و مستقل و نیز نگارش کتاب هایی در این باره، با ظهور نهضت ترجمه و ورود کتاب های اخلاقی ارسطو و افلاطون شکل گرفت. در همین زمان، گروهی از جمله «معتزله»، اخلاق را از دیدگاه عقلی مطرح کردند و به حسن و قبح عقلی قائل شدند. برخی نیز از جمله «عرفا» و «متصوفه» که به سلوک عملی و ریاضت و تطهیر نفس توجه داشتند، از دید عرفانی به اخلاق نگریستند. در قرن چهارم هجری، جماعتی به نام «اِخوانُ الصَّفا» در زمینه اخلاق، نظر عقلی را با ذوق عرفانی در هم آمیختند. عمده اندیشمندان اسلامی نیز با این سه دیدگاه به طرح مباحث اخلاقی پرداخته اند. از نخستین کسانی که در عالم اسلام، اخلاق را از دیدگاه عقلی صرف بحث کرده اند، ابن مسکویه متوفای ۴۲۱ ه . ق است که در فلسفه اخلاقی پیرو ارسطو بوده است. کتاب مهم وی در زمینه اخلاق، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، نام دارد.

خواجه نصیر الدین طوسی، متولد ۵۹۷ ه . ق در طوس و متوفای ۶۷۲ ه . ق است. بنا به گفته خواجه در ابتدای کتاب اخلاق ناصری، منبع اصلی وی، کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه بوده است.

خواجه نصیر در طول مدتی که در مقام قهستان اقامت داشته، بنا به دستور حاکم اسماعیلی قهستان، ناصرالدین ابوالفتح عبدالرحیم ابی منصور محتشم که به کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه توجه ویژه ای داشت، کتاب را از عربی به فارسی ترجمه کرد و بدین سبب، کتاب را «اخلاق ناصری» نامید. خواجه تغییرها و افزوده هایی نیز در آن اعمال کرده است. کتاب ابن مسکویه منحصر به اخلاق است و اخلاق ناصری، هر سه بخش حکمت نظری؛ یعنی اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مُدن را نیز در بردارد. خواجه در بیان دو بخش دیگر، از گفتارهای اخلاقی حکیمان پیشین، متناسب با همان موضوع سود جسته است. در مقدمه کتاب، به تعریف حکمت و اقسام آن اشاره کرده است. اخلاق ناصری از نظر اخلاقی و ادبی، ارزش و اهمیت بسیاری دارد. خواجه از عالمان مشهور امامیه است. وی در حکمت و بیشتر علوم زمان خود مهارت داشته است. اوصاف الاشراف، کتاب اخلاقی دیگر اوست که آن را بر پایه مفاهیم قرآنی نگاشته است. تجرید الاعتقاد در علم کلام، از دیگر تألیفات اوست. شرح کتاب های فلسفی و ریاضی، ساخت رصدخانه مراغه و نگارش تاریخی به نام ایلخانی از خدمات ارزنده اوست.

  1. جامع السعادات، محمد مهدی نراقی

ملامحمد مهدی نراقی، فرزند ابوذر، در نراق نزدیک کاشان به سال ۱۱۲۸ ه . ق به دنیا آمد. در سال ۱۲۰۹ ه . ق وفات یافت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. وی از مجتهدان برجسته قرن ۱۲ و ۱۳ ه . ق است. نراقی شاگرد هفت استاد بوده است که به «کواکب سبعه» معروف بودند. وحید بهبهانی، از مشهورترین آنهاست.

دوران زندگی نراقی، با رویدادهای سیاسی و فکری متعددی هم زمان بود، از جمله حرکت فکری «صوفیه» که به ایجاد فرقه «کشفیه» انجامید و دیگری تفکر «اخباریه» که بر سراسر حوزه های علمیه حاکم شد. جنگ های پی درپی میان ایران و عثمانی و افغان ها، از دیگر رویدادهای این دوران بود. شاید همین درگیری ها، عامل دوری مردم از اخلاق شده بود. با مطالعه جامع السعادات، طغیان تصوف و بیگانگی مردم از اخلاق به خوبی روشن می شود. نراقی افزون بر فقه و اصول، در هندسه، ریاضیات، حساب، هیئت و فلسفه نیز صاحب نظر بوده و تألیفاتی نیز داشته است. از کتاب های ایشان: جامع الافکار، قره العیون، تجرید الاصول، معتمد الشیعه فی احکام الشریعه، المستقصی در ریاضیات و محرّق القلوب را می توان نام برد. بیشتر کتاب های اخلاقی ملامهدی نراقی یا جهت عقلی و نظری و فلسفی دارند یا جهت دینی و عملی، ولی جامع السعادات، از کتاب های اخلاقی است که هر دو بعد را دارد و در سه بخش مرتب شده است:

بخش اول: در مقدمات؛ بخش دوم: در بیان اقسام اخلاق و بخش سوم: در اخلاق ستوده. او در مقدمه، این کتاب را خلاصه ای از آنچه در شریعت اسلام از اخلاق وارد شده است می داند و اینکه مطالبی از اهل عرفان و حکمت نیز بر آن افزوده شده است. این کتاب، با بحثی فلسفی درباره نفس و قوای آن و خیر و سعادت و فضیلت ها و رذیلت ها آغاز می شود. ایشان هر یک از فضیلت ها و رذیلت ها را به یکی از قوای درونی انسان نسبت می دهد و با آیه ها و روایت ها به شرح آنها می پردازد و در پایان، راه معالجه هر رذیلتی را به شیوه ای حکیمانه بیان می کند. همچنین گه گاه به نصیحت و موعظه نیز می پردازد. در بیان اخلاق نیک و بد، دلایل عقلی و نقلی را در خوبی و بدی آنها آورده است. او نخست فضیلت ها را که متعلق به قوه عاقله است، بیان می کند. سپس آنچه را وابسته به نیروی شهوت است، به بحث می گذارد و چون هدفش، تنها بهبود و اصلاح نفس و پرورش و تهذیب اخلاق است، متعرض بحث تدبیر منزل و سیاست مدن که از بخش های دیگر حکمت عملی است، نمی شود.

  1. معراج السعاده، ملا احمد نراقی

احمد بن محمد مهدی بن ابی ذر، مشهور به ملااحمد نراقی، فرزند عالم بزرگوار محمد مهدی نراقی صاحب جامع السعادات است. در روستای نراق، از توابع شهرستان کاشان در سال های ۱۱۸۵ ه . ق به دنیا آمد و در سال ۱۲۴۴ ه . ق وفات یافت. او از بزرگ ترین اسباب آوازه پدرش بود. در تألیفات نیز گام به گام، مرید پدر بوده و از شیوه تفکر و بررسی علمی پدرش تأثیر می گرفت. برای مثال، پدرش در فقه، معتمد الشیعه را می نویسد و او مستند الشیعه را به گونه ای مفصل تر و مشروح. پدر او دیوان شعری به نام طائر قدسی می نگارد و پسر طاقدیس را. پدر مشکلات العلوم و پسر خزائن را. در اخلاق نیز کتاب معراج السعاده را به پیروی از کتاب جامع السعادات پدرش نگاشته است. حدود سی کتاب در شعر، فقه، اصول فقه، اخلاق و ریاضی به ایشان نسبت داده شده است. معراج السعاده، ترجمه کتاب جامع السعادات به زبان فارسی است که به درخواست فتح علی شاه قاجار با اندکی اضافات در باب عدالت و اخلاق اجتماعی و سیاسی تألیف شده است. این کتاب، به چهار باب و چندین فصل تقسیم شده است. باب اول: درباره شناخت نفس و چگونگی تهذیب اخلاق و به دست آوردن ملکات نفسانیه است.

باب دوم: در سبب بدی اخلاق و بیان قوای نفس و اموری که پیش از شروع به علم اخلاق، معالجه آن لازم است.

باب سوم: در بیان حفظ تعادل اخلاق نیکوست.

باب چهارم: در بیان انواع اخلاق است. در این باب، انواع صفات خوب و بد را نام برده و در هر صفتی افراط و تفزیط در آن و راه معالجه آن را بیان کرده است.

متن کتاب، ادبی و در برخی موارد به مناسبت، از اشعاری نیز بهره برده است.

  1. ارشاد القلوب الی الصواب المنجی من عمل به من الیم العقاب

مولف: حسن بن محمد دیلمی

ارشاد القلوب، کتاب گران سنگی است که در واقع از سوی این عالم شیعی در قالب وعظ به عالم تشیع هدیه شده است. زیرا در دیدگاه او ـ که منبعث از کلام گهربار رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ است ـ بهترین هدیه و سوغاتی که یک مسلمان می تواند به برادر مسلمان خود بدهد. پند و اندرزی است که هدایت او را زیاد کند و او را از هلاکت نگه دارد.

این کتاب سودمند، مورد استناد محدثان بزرگی چون مجلسی و شیخ حر عاملی است و از این جهت، بر دیگر آثار این مولف برتری دارد.

علامه بزرگ مجلسی در بحار الانوار می گوید:

«یکی از کسانی که از او روایت نقل کرده ام، شیخ عارف حسن بن محمد است. و کتاب ارشاد القلوب او کتابی منقح و پاکیزه و مشتمل بر اخبار متین و استوار و شگفتی است.»[۱]

در ویژگی این کتاب بسیار گفته شده است و بعضی از بزرگان در تقریظی که بر این کتاب نوشته اند ابیاتی سروده اند. مرحوم سید علی صدر الدین، معروف به «سید علی خان شیرازی» دو رباعی سروده است که ترجمه آن چنین است:

«این کتابی است که در معانی و مضامینش بسیار نیکو است و از ابی محمد الحسن الدیلمی است.

برای مریض زمین گیر از شفا یافتن شیرین تر است و برای چشم از خواب سنگین، لذیذتر است.»

آخرین سخن در وصف این کتاب، این که مرحوم مرعشی نجفی می نویسد:

«مخفی نیست همان طور که بدن انسان دچار امراض می شود، دل انسان نیز در معرض مرض و کسالت است؛ چنانچه روایاتی بر آن دلالت دارد و از جمله معالجاتی که در مورد امراض دل بسیار سودمند است، وعظ و ارشاد و یادآوری منجیات و مهلکات است و راهنمایی های افراد پاک و روشن ضمیر است که بسیاری را از مفاسد دور نگه می دارد. و خداوند دانشمندان بزرگی را که در این راه تلاش کرده و با تألیفات خود چراغ هدایت را برافروخته اند، بهره مند سازد. و از بهترین این کتاب ها «ارشاد القلوب» علامه محدث ثقه بارع زاهد ناسک شیخ ابی محمد الحسن الدیلمی است با این که خیلی مختصر و حجمش کوچک است ولی جامع کثیری از احادیث قدسیه و روایات مأثوره از پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و عترت طاهرین و کلمات درر بار دانشمندان صالح از گذشتگان است.»[۲]

این کتاب به قلم شیخ شرف الدین بحرانی تلخیص شده و از آن، چند ترجمه شده است که معروف ترین آن ها ترجمه سید هدایت الله مسترحمی جرقویه ای و دیگری ترجمه حاج سید عبد الحسین رضائی و تصحیح این اثر توسط محمد باقر بهبودی می باشد.

این کتاب در دو مجلد تألیف شده است.

مطالب جلد اول

در جزء اول ابتدا بحث موعظه سپس ذمّ دنیا و دنیاگرایی و امراض قلبی و رذائل اخلاقی را مطرح کرده و پس از آن به بحث توبه، خوف، رجاء و صفات حسنه از قبیل شکر، یقین و سایر موارد به طور مفصل پرداخته و در لابه لای فصول، بحث هایی با عنوان مواعظ یا احادیثی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و احادیث منتخبه را آورده است.

مطالب جلد دوم

در جزء دوم کتاب که در چاپ حاضر با جزء اول در یک مجلد چاپ شده است بحث مبسوطی در فضائل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مانند انتساب تمام علوم به امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ ، فضائل آن حضرت، فضائل حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، شجاعت و جنگ های مولای متقیان، کلمات آن حضرت، مناظرات و احتجاج های حضرت با علمای ادیان مختلف، فضل امت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر سایر امت ها، فضایل سایر ائمه ـ علیهم السلام ـ و معجزات و کرامات قبر شریف حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در نجف اشرف و ذکر جریانات تاریخی مستند پیرامون آن می باشد. دیلمی از این مباحث استفاده اخلاقی کرده و از آنجایی که خود اهل سیر و سلوک و اهل عمل بوده و کلامی گیرا و نفسی گرم داشته که مطالعه کننده تحت تأثیر آن قرار می گیرد.

انتساب جلد دوم به دیلمی

عالمان بزرگی چون: علامه سید محسن امین، صاحب «ریاض العلماء» و سید شهاب الدین مرعشی انتساب جلد دوم را به دیلمی صحیح نمی دانند. آیه الله مرعشی نجفی در این باره می نویسد:

«تقریبا برای ما ثابت است که جلد دوم از ایشان نیست و هر کسی ملاحظه و تدبر کند، این معنی برایش واضح و هویدا خواهد شد.»[۳]

  1. کتاب تذکره السالکین اثر آقا محمد بید آبادی رضوان الله علیه

کتاب شریف تذکره السالکین اثر عارف برجسته و موحد معظم حضرت آیت الله آقا محمد بیدآبادی رضوان الله تعالی علیه است که شامل نامه ها و دستورالعمل های ایشان به تلامذه و دوستانشان است و حاوی مطالب و معارف بسیار بلند عرفانی است . اصلیترین خاصیت این کتاب تلقین و آموزش مراقبه و تهذیب نفس به طریق ذکر و فکر است که بسیار حائز اهمیتند .

میرزای قمی – سید حسین قزوینی – کاشف دزفولی – نواب لاهیجی از جمله بزرگانی هستند که مکاتباتی با این عارف کبیر داشته اند .

اذکاری که در این کتاب بصورت اربعین در اربعین یا اربعین تنها یا سلسله اربعینیات آورده شده باید تحت ولایت یک ولی خدا و استاد خبیر گفته شود . اما بعضی دستورالعملهایشان عمومی است و می شود عمل کرد .

  1. رساله لقاء الله(میرزاجواد تبریزی)

مؤلّف:حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (م ۱۳۴۳ هـ .ق)

این کتاب در حجم، کوچک و در معنا و محتوی بسیار بزرگ است. یکی از بهترین کتاب های تهذیب نفس و ترسیم کننده روح عرفان و نشان دادن نزدیکترین راه، به سوی خداست. ویژگی مهم کتاب این است که حقایق آن التقاطی نیست، بلکه نویسنده اش خود سالک راه و اهل وجدان و در عین حال فقیهی عالیقدر و متشرعی معتدل می باشد. این کتاب برای مبتدیان در سلوک و تهذیب نفس آن قدر سودمند است که شاید مدت ها آنان را از استاد بی نیاز کند. مؤلف در تجزیه و تحلیل غامض ترین مسائل اسلامی و اخلاقی آنچنان ماهرانه و با بینش کامل و کافی بیان فرموده و سالک راه حقیقت و تهذیب نفس را از پیچ و خم این گردنه صعب العبور گذرانده و برای تهذیب نفس و سلوک الی الله با اطمینان خاطر همچون چراغ نورانی و تابان می باشد. این کتاب با اصطلاحات و عبارات مخصوص اهل علم و روحانیون بوده و بخش مهمی از آن به زبان عربی نوشته شده است، که بوسیله استاد ارجمند سید احمد فهری به فارسی ترجمه شده و برای عموم قابل استفاده است. بعد از جمهوری اسلامی ایران این کتاب در بین جوانان حزب اللهی و مؤمنین بیش از پیش جا باز کرده و جوانان عطش و گرایش غیر قابل وصفی به این کتاب پیدا کردند.

مؤلف مطالب و مباحث را با مذاق های گوناگون در لقاء الله و اشکال بر توجیه لقاء الله، معنای لقاء، لقاء الله از زبان ائمه، اولیاء الله شروع و به مطالبی از قبیل اسماء حسنای الهی، راه فهمیدن حقایق، راه معرفت الهی، عوالم ثلاثه انسان و انواع معرفت و سلوک و بحث کامل و جامعی را در توبه و راهها و روش های محاسبه نفس، توکل، فضیلت گریه و بحث کامل در گریه، احتضار و مرگ، معرفت نفس و مسائل مختلف اخلاقی ذکر شده است. در آخر کتاب رساله طریقه خداخواهی، لقاء الله، تهذیب نفس و مسائل دیگر ضمیمه شده است.

مؤلف نصف کتاب را به زبان عربی و نصف دیگر را به زبان فارسی نوشته است که مترجم قسمت عربی آن را ترجمه و تمام کتاب را پاورقی و حاشیه زده و منابع احادیث و آیات را ذکر کرده است.

این کتاب در یک جلد با ترجمه فارسی به همت مؤسسه تحقیقاتی و انتشاراتی فیض کاشانی در سال ۱۳۷۵ هـ .ش (چاپ دهم) به چاپ رسیده است. (منبع سایت اندیشه قم).

  1. التمحیص

مولف:حسن بن علی بن حسین شعبه حرانی.

این کتاب شامل روایاتی است که مورد ابتلای مومن است و مورد اعتماد بزرگانی چون علامه مجلسی در «بحار» و فیض کاشانی در «الوافی»، و دیگران بوده است.

با توجه به ناشناخته بودن حرانی، طبعا در انتساب آثارش به وی نیز شک و تردید هایی پدیدار شده است.

در این راستا، دانشوران دو گروه شده اند، گروهی آن را تألیف ابن شعبه حرانی و گروه دیگر آن را، تألیف استاد حرانی؛ ابو علی محمد بن همام دانسته اند.

مخالفان

علامه مجلسی در «بحار» این کتاب را به ابو علی محمد بن همام نسبت می دهد. دلیل او، عبارت «حدثنا ابو علی محمد بن همام» در ابتدای روایات منقول در این کتاب است.»[۴]

موافقان

عالمان بسیاری، «تمحیص» را به حرانی نسبت داده اند. از جمله شیخ ابراهیم قطیفی در «الفرقه الناجیه». لذا شاگرد مجلسی، میرزا عبدالله افندی در «ریاض العلما»، نظر استادش را محل تأمل دانسته و معتقد است قطیفی اقرب به زمان مولف و اعرف از مولف «بحار» و دیگران به شناخت مولف «التمحیص» است. گذشته از این، اصحاب رجال چون شیخ طوسی و نجاشی که نزدیک به عهد ابو علی محمد بن همام بودند، «التمحیص» را از آثار ابو علی نام برده اند و این خود دلیل بر آن است که این کتاب از آثار محمد بن همام نبوده است و بلکه از آثار ابن شعبه حرانی است.[۵] شیخ حر عاملی نیز در «الأمل الآمل» این کتاب را به حرانی منسوب می کند.[۶]

۸٫محاسبه النفس(ابن طاووس)

 مؤلف:سید علی بن طاووس (م ۶۶۴ هـ .ق)

نام کامل کتاب بنابر آنچه در کتاب آمده «محاسبه الکرام آخر کل یوم من الذنوب و الآثام» است. موضوع کتاب در اخلاق و به عنوان یک کتاب ارزشمند و معتبر مطرح است. علاوه بر آن از کتب روایی معتبر نیز می باشد به گونه ای که مورد اعتماد بزرگان علماء شیعه قرار گرفته است.

نظر به اهمیّت محاسبه نفس، علمای زیادی در این زمینه کتاب نگاشته و آثار گرانبهایی به جای گذاشته اند. ابن طاووس در مقدمه کتاب می فرماید: «من در موضوع محاسبه نفس در کتاب مختلف ابوابی را آورده ام، اما نظر به اهمیّت این بحث در تزکیه انسان، کتاب مستقلی در این موضوع تألیف کردم».

محتوای کتاب

این کتاب در پنج باب و هر باب به فراخور حال، در چند فصل تنظیم شده است.

به خاطر اهمیت و جلالت شأن قرآن، باب اول را به آیات قرآن اختصاص داده است.

باب دوم: بیانگر روایاتی است که ارزش و فضیلت محاسبه را برای محفوظ ماندن از خطرها بیان می کند.

باب سوم: بیان ایامی که در نصوص دینی برای محاسبه مطرح شده اند مانند دوشنبه و پنج شنبه و …

باب چهارم: ایام و اوقاتی است که به جهت فضیلت و اهمیت شان باید دقت بیشتری در حفظ نفس در آن ایام نمود.

باب پنجم: بیان فضیلت محاسبه جهت ترغیب انسان ها نسبت به انجام آن.

خاتمه: در ذکر اعمال و اذکار.

مؤلف پس از نقل روایاتی که نیاز به بیان و توضیح دارند، توضیح مختصری در ذیل آن روایت آورده است.

این کتاب در سال ۱۳۹۰ هـ .ق از روی نسخه سنگی بوسیله انتشارات مرتضوی عکسبرداری شده است و همراه با کتاب کشف الریبه از شهید ثانی و محاسبه النفس کفعمی در یک جلد به زبان عربی چاپ شده است.

۹-۱۰عرفان علامه طباطبایی ” و ” گلشن شیدایی “

به تازگی دو کتاب با محوریت عارف برجسته و علامه ی بی بدیل حضرت آیت الله سید محمد حسین طباطبایی رضوان الله علیه به چاپ رسیده است .

اولی با عنوان ” عرفان علامه طباطبایی ” در بیان ایت الله شیخ حسن رمضانی از نامی ترین تلامذه ی حضرت علامه حسن زاده آملی در عرفان نظری است که توسط وحید واحد جوان گردآوری شده و چند روز گذشته توسط آیت الله رمضانی در انتشارات سبط النبی رونمایی گردید .

بخش اول کتاب، درباره اصل عرفان اسلامی سخن می‌گوید. مباحث این بخش شامل؛ چیستی عرفان نظری و عرفان عملی، تفاوت عرفان نظری با عرفان عملی، خاستگاه عرفان، تاثیرات عرفان عملی و نظری بر یکدیگر، شباهت و تفاوت عرفان با کلام، فلسفه و اخلاق، و روش خواندن فلسفه و عرفان است.

بخش دوم، درباره زندگی‌نامه، تحصیلات، سلسله نسب، اساتید، اخلاق و وفات علامه طباطبایی است.

بخش سوم، درباره رابطه علامه با عرفان نظری به خصوص وحدت شخصی وجود است. ضمنا در این بخش، وحدت شخصی وجود و انسان کامل از منظر عرفا به شکل ساده و روشن، توضیح داده شده است.

بخش چهارم کتاب، درباره عرفان عملی و علامه طباطبایی است. در این بخش، مسلک عرفانی و روش تربیتی علامه، تبیین شده است و مباحثی مانند؛ سعادت و کمال حقیقی انسان، راه رسیدن به استاد عرفان، نشانه‌ اهل معرفت و فنا، انواع عبادت در کلام عرفا، بحث معرفت آفاقی و معرفت انفسی، طریق تمرکز و نفی خواطر، و معرفت نفس تبیین شده است.

و بخش پنجم و پایانی کتاب، به مساله محبت علامه طباطبایی به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام اختصاص یافته است.

دومین کتاب ” گلشن شیدایی ” است که اشعار نویافته و تصحیح شده ی مرحوم علامه طباطبایی رحمت الله علیه است که توسط محمدرضا رمزی اوحدی گردآوری شده و انتشارات کتاب همه به چاپ رسانده است .

این کتاب چهار فصل دارد که پس از مقدمه مفصل کتاب آغاز می‌شوند. فصل اول شمیم شهود نام دارد و شامل غزلیات، مثنوی، ترکیب‌بند، قطعات، رباعیات و مفردات علامه طباطبایی است. فصل دوم نیز شهد شهود نام دارد که شامل اشعار شعرای معاصر در سوگ علامه طباطبایی است.

فصل سوم و چهارم کتاب شامل تصاویری از دستخط‌ های مرحوم علامه طباطبایی  است که هم شامل اشعار این عالم بزرگوار به دست خط خودشان و هم متن سه نامه ایشان می‌شود.

[۱] . بحار الانوار، ج۱، ص ۳۳.

[۲] . همان.

[۳] . رساله مفرج الکروب فی معرفه صاحب ارشاد القلوب، سید شهاب الدین مرعشی نجفی.

[۴] . ریاض العلما، ترجمه محمد باقر ساعدی (مشهد: انتشارات آستان رضوی، ۱۳۶۶) ج۱، ص۲۷۹.

[۵] . امل الآمل ج۲، ص۷۴.

[۶] . همان.

منبع: سایت اندیشه قم

رابطه میان عرفان و اخلاق عرفانی

پژوهشگران علوم دینى پس از مطالعه آثار موجود در تمدن اسلامى که به ارزش هاى الهى و کمالات انسانى پرداخته اند، با دو گونه آثار نظام مند مواجه شدند: یکى آثار عرفانى که آینه علم سلوک هستند و دیگرى آثار اخلاقى که نماینده علم اخلاق می باشند؛ از این رو در صدد یافتن وجوه تمایز میان این دو نظام ارزشى و الهى برآمدند.

علم اخلاق به ‏عنوان نظام سازمند اخلاقى، علمى است که پس از بازشناسى صفات پسندیده و ناپسند انسان به گونه روش مند به «بایدها» و «نبایدها» می پردازد.

در تمدن اسلامى، این علم به طور کلى دو جریان و گرایش یافته است: یکى گرایش اخلاق‏ عرفانى‏ که سران آن، علم اخلاق را بر پایه آموزه هاى عرفانى، استوار ساخته اند و صفات خوب و بد انسان را اعمال قلبى دانسته، آنها را موانع و عوامل رشد سلوکى برشمرده اند؛ مانند ابوحامد غزالى در احیاء علوم الدین و فیض کاشانى در المحجة البیضاء.

گرایش دیگر؛ اخلاق فلسفى است که رهبران آن، علم اخلاق را بر اساس تفکر اخلاقى ارسطو و نظریه اعتدال رفتارى وى که به نوعى بر انسان شناسى فلسفى متکى است، بنیان نهاده اند و آن را با آموزه هاى اسلامى تطبیق داده، تلفیق‏ کرده اند؛ مانند ابن ‏مسکویه در تهذیب الأخلاق و محمد مهدی نراقى در جامع ‏السعادات.[1]

خواجه نصیرالدین طوسى – چنان که در مقدمه «اوصاف الأشراف» یاد می کند[2]- با آگاهى از این دو گرایش، دو اثر علم ‏الاخلاقى به وجود آورد: یکى اوصاف الأشراف که با گرایش عرفانى نگاشته و دیگرى اخلاق ناصرى که با گرایش اخلاق فلسفى به رشته تحریر درآورده است.

از این رو؛ با مطالعه آثار مربوط به گرایش اخلاق عرفانى درمی یابیم که؛ اخلاق عرفانی، با عرفان و علم سلوک تفاوت چندانى ندارد، بلکه به  گونه اى ذیلِ علم سلوک جاى می گیرد؛ چرا که بزرگان اخلاق عرفانى، اگرچه فضایل را به ‏عنوان منازل و به صورت ترتیبى بیان نکرده اند، ولى به  گونه توصیفى به آنها پرداخته، و با نگاه سلوکى به آنها نگریسته اند.[3] در واقع هدف غایى عرفان حقیقى، وصول به مرتبه «توانایى نفس به معرفت شهودى حق» است و این شناخت برآمده از «عمل» و «مجاهده و ریاضت» است که جدا و بی ارتباط با اخلاق نیست.

بنابراین، هدف اخلاق عرفانی، تربیت انسان کامل یا کون جامع است که عصاره خلقت و جامع جمیع نشأت وجود و غایت آفرینش است. در نتیجه طی نمودن مقامات عرفانی؛ متخلق شدن به اخلاق عرفانی می باشد.

[1]. فضلى، على، علم سلوک، ص 66 – 67، قم، نشر معارف.

[2]. ر. ک: نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اوصاف الاشراف، ص 3 – 4، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، 1373ش.

[3]. علم سلوک، ص 67.

منبع: اسلام کوئست