تکریم کودکان

نوشته‌ها

اصول تربیت کودک در سیره نبوی

واژه تربیت، مصدر باب تفعیل از ماده «ربی یربو» به معنای رشد بوده و در کتب لغت به معنای رشد دادن استعمال شده است؛[۱] و در اصطلاح، فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به ظهور و فعلیت رسانیدن امکانات بالقوه موجود در درون او را تربیت گفته ­اند.[۲]
در منابع اسلامی رهنمودهای گسترده­ای از سوی پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در باب اصول و مبانی تربیت کودکان در ابعاد مختلف جسمانی و روحانی بیان شده ­است. در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­ های هر یک، از ازدواج و آداب آن و توصیه­ های دوران بارداری و شیرخوارگی گرفته تا محبت وعدالت ­ورزی نسبت به کودکان و رعایت موازین دیگر پرورشی که هر یک فصلی از تربیت اسلامی را تشکیل می­ دهند، روایات بسیاری از وجود شریف نبی­ اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده­ است. در اینجا برآنیم که به پاره ­ای از این روایات اشاره کرده، سیره آن بزرگوار(صلی الله علیه و آله و سلم) را در این باره برشماریم:

ادوار تربیت کودک از نظر پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)

از نظر رسول ­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دوره تربیت کودک، به دو دوره پیش از تولد و پس از تولد تقسیم می­ شود. دوره پیش از تولد که دربردارنده دوره­ های انتخاب همسر و آداب زناشویی و مراقبت ­های ایام بارداری می­ شود، مقدمه و زمینه ­ساز و اساس تربیت کودک در بعد تولد است از این­ رو، مورد تأکید و توصیه فراوان آن حضرت قرار گرفته، مسلمانان و علی­ الخصوص جوانان به این امر بسیار مورد سفارش قرار گرفته ­اند.[۳]

قبل از تولد

امروزه از لحاظ علمی، نقش پدر و مادر در انتقال صفات ظاهری و باطنی که از آن به عنوان «عامل وراثت» در تربیت کودک نام می ­برند، بر کسی پوشیده نیست. از آنجا که فرزندی که در وجود مادر شکل می ­گیرد، از صفات ظاهری و معنوی پدر و مادرش بهره می ­برد و پدران و به خصوص مادران، اصل و ریشه کودکان به شمار می ­آید. انتخاب همسرانی مناسب و شایسته می ­تواند گامی اساسی در تربیت فرزندانی صالح و سالم در آینده به حساب آید از این ­رو پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن تشویق جوانان به ازدواج، بدانها توصیه می­ کنند که در انتخاب همسر بیشتر دقت کنند تا فرزندانی صالح و شایسته به ثمر برسانند. در حدیثی از رسول­­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمودند: «بنگر که فرزندت را در کدام رحم قرار می ­دهی؛ چرا که [اصل و] ریشه تأثیرگذار است»[۴] و در حدیثی دیگر از ایشان آمده: «برای نطفه­ های خود، بهترین رحم­ ها را برگزینید؛ چرا که زنان فرزندانی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می­ آورند».[۵] ایشان جوانان را از ازدواج در خانواده­ های پست نهی کردند و فرمودند: «ایاک و خضراء الدمن قیل: یا رسول­ الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و ما خضراء­الدمن؟ قال: المرءه الحسناء فی منبت السوء؛ بر حذر باشید از آن گلی که در مزبله روئیده. گفتند: یا رسول­ الله! گلی که در مزبله روییده چه گلی است؟ فرمود: زن با جمال که در خانواده ­ای پست بزرگ شده است».[۶]

غذای حلال

رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، لقمه حلال را نیز از عوامل بسیار مهم در شکل­ گیری شخصیت آینده کودک برشمرده ­اند، گرچه رعایت حلال و حرام الهی در تمام ادوار زندگی فرد لازم است، اما توجه به حلال و حرام در قبل و بعد از ایام بارداری، از اهمیت بسیار بیشتری در شکل­ پذیری شخصیت آینده کودکان برخوردار بوده از این­ رو مورد تأکید بیشتری قرار گرفته است. رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می­ فرمودند: «و لا یدخل الجنه من نبت لحمه من السحت النار اولی له؛ داخل بهشت نمی ­شود کسی که گوشت و پوستش، از مال حرام روییده باشد چنین کسی به آتش دوزخ[شقاوت] شایسته­ تر است[تا سعادت]»[۷] و در حدیثی دیگر آمده که ایشان به عبدالله بن مسعود می ­فرمایند: «ای پسر مسعود! حرام مخور، حرام نپوش، از [راه] حرام [زن] مگیر و نافرمانی خدا مکن؛ چرا که خداوند به ابلیس می ­فرماید: با بانگ خویش هر که را می­ توانی از جای برکن[هر چه عِده و عُده داری جمع کن] و با سوارگان و پیادگانت بر آنان[حرام ­خواران] بتاز و در اموال و فرزندان آنان شریک شو و به آنان وعده بده و [البته] شیطان، جز فریب وعده ­شان نمی­ دهد».[۸]

رعایت آداب زناشویی

سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بر نقش رعایت آداب زناشویی به عنوان عوامل مؤثر در سلامت روحی و جسمی کودکان و عاملی در تربیت ­پذیری آنها در آینده اشاره کرده، بر لزوم رعایت آن تأکید می­ ورزیدند. ایشان به نقش حالت ­ها و زمان ­ها در بسته شدن نطفه­ ها اشاره کرده، زوج­ها را به رعایت آن توصیه می فرمودند. منابع روایی معتبر شیعه و سنی روایات بسیاری را در این باب از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده ­اند.

مراقبت ­های ایام بارداری

دوران حمل، از سرنوشت­ سازترین و حساس­ ترین دوران زندگی کودک است؛ در این دوره شالوده ­ی سعادت و شقاوت شخص، در شکم مادر پی ریخته می شود، چنانچه در حدیثی از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده که «السعید مَن سعد فی بطن امه و الشقی مَن شقی فی بطن امه؛ فرد خوشبخت، در شکم مادرش خوشبخت شده و بدبخت، در شکم مادرش بدبخت شده است»[۹] از این­ رو والدین به خصوص مادران، به توجه و مراقبت بیشتر در این دوره و دوری از گناهان توصیه شده­ اند.

اهمیت تغذیه در تربیت کودک

با توجه به اهمیت تغذیه در این دوره، حضرت سفارشاتی را به مادران جوان کرده، دادن غذاهایی مثل کندر[۱۰] و به[۱۱] و خرما[۱۲] و… را در شکل­ گیری برخی خلقیات و روحیات و برآمدن برخی صفات شایسته در کودک، مؤثر بیان کردند و به آن توصیه می­ فرمودند.

مراحل تربیت کودک بعد از تولد

در خصوص مراحل تربیت و ویژگی­ های هر یک، روایت متعددی از رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به دست ما رسیده ­است. رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مراحل تربیت کودک را به سه دوره هفت ساله تقسیم کرده فرمودند: «الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین». هفت سال اول، دوران آقایی کودک است، هفت سال دوم، دوران اطاعت[از مربیان] است و هفت سال سوم، دوران وزارت و همکاری است.[۱۳] از نظر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هفت سال اول زندگی فرزند، دوران سیادت و سروری کودک است بدین معنا که کودک در هفت سال آغازین زندگی، باید در خانواده، آقایی و فرماندهی کند، از این رو، هر چه می­ خواهد، در صورتی که برای او زیان بار نباشد و در توان پدر و مادر باشد، حتی­ المقدور باید تأمین گردد. این دوره که دوره خودمداری است، دورانی است که کودک باید آزاد باشد و مسئولیتی متوجه او نشود، از این رو در روایات آمده ­است که هفت سال اول، کودک را برای بازی رها سازید.[۱۴] از نظر ایشان(صلی الله علیه و آله و سلم) هفت سال دوم زندگی فرزند، دوره اطاعت و فرمانبرداری است. حالت عبودیت و بندگی کودک نسبت به پدر و مادر نتیجه همان اعتمادی است که در هفت سال آغاز زندگی نسبت به آنها پیدا کرده­است. پیدایش این حالت در کودک، با عنایت به این که این ایام، دوران تعلیم و تربیت اوست، فوق­ العاده برای سازندگی او اهمیت دارد.
پس از سپری شدن هفت سال دوم زندگی کودک، دوران وزارت او در خانواده فرا می­ رسد. این مرحله، مرحله شکوفایی فکری و خود مدیری است که در این مرحله، عواملی چون مشورت و تبادل افکار می­ تواند در رشد عقلی جوان، نقش مؤثری ایفا کند. این دوره ایجاب می­ کند که او همانند وزیر خانواده، مورد مشورت قرار گیرد و کارهایی که از او برمی ­آید، به وی واگذار گردد تا مسئولیت ­پذیر شود و بدین­ سان، مسئولیت خانواده در تعلیم و تربیت کودک به پایان می ­رسد.

اصل تکریم شخصیت کودک

از نظر رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) کودک، چون کودک است، نباید تحقیر شود و احساس بی ­ارزشی و یا کم ­ارزشی کند؛ هر ­چند کودک، بیشتر محتاج محبت است؛ ولی این بدان معنی نیست که شخصیت کودک، نباید محترم شمرده شود. کودکی که با ارزش قلمداد می­ شود و شخصیت او محترم شمرده می ­شود، به احساس «خود ارزشمندی» دست می­ یابد و کسی که برای خود، ارزش قائل باشد، خود را به زشتی ­ها آلوده نمی­ سازد؛ چرا که «من کرمت علیه نفسه لم ­یهنها بالمعصیه؛ کسی که برای خودش، ارزش قائل است، خود را به واسطه گناه خوار نمی ­سازد».[۱۵] کرامت نفس، محور و اساس اخلاق و تربیت اسلامی است و مهم­ترین راه آن، تکریم انسان در دوران کودکی است. یکی از مهم­ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد، جدی گرفتن احساسات کودک در هفت سال نخست زندگی است.

سیره نبی­ اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در تکریم و محبت به کودکان

محبت، از دیگر اصول تربیت کودک از دیدگاه پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است، در سیره­ ی نبوی(صلی الله علیه و آله و سلم)، محبت، به شدت مورد توجه و تأکید قرار گرفته و از دریغ ورزیدن محبت نسبت به کودکان، به شدت نکوهش شده­ است؛ اما در عین حال، از افراط در محبت نیز نهی شده ­است.
ایشان، مسلمانان را به دوست داشتن و محبت به کودکان تشویق می ­کردند و می فرمودند: «اگر کسی کودک گریانش را خشنود کند تا آرام گیرد، خداوند عزوجل آن قدر از نعمت­ های بهشت به او عطا می ­کند تا خشنود شود».[۱۶] و در حدیثی دیگر فرمودند: «کسی که دختر بچه خود را شادمان کند، مانند کسی است که بنده ­ای از فرزندان اسماعیل ذبیح(علیه السلام) را آزاد کرده باشد و آن کس که پسر بچه خود را مسرور سازد و دیده او را روشن کند، مانند کسی است که چشمش از خوف خداوند، اشک فرو ریزد».[۱۷]
رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، خود نیز پیوسته کودکان را مورد تفقّد و محبت خویش قرار می ­دادند و در این محبت، الگویی شایسته برای دیگر مسلمانان بودند. نقل است که «مردم، کودکان خود را جهت دعا و نام گذاری نزد رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می ­آوردند، گاه پیش می ­آمد که کودکی را نزد پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می­ آوردند، حضرت طفل را می ­گرفت و برای گرامی داشتن خانواده­ اش او را بر دامان خویش می­ نشاند، بسیار اتفاق می ­افتاد که آن طفل بر روی دامان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ادرار می کرد و در این هنگام، صدای فریاد مردم بلند می­ شد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می­ فرمود: «ادرار او را قطع نکنید». پس اجازه می­ داد که ادرار طفل تمام شود، بعد برای او دعا می­ کرد یا آن که نامی برای او برمی­ گزید».[۱۸] می­ فرمود: «اکرموا اولادکم و احسنوا ادبهم یغفرلکم؛ کودکانتان را تکریم کنید و آنان را خوب تربیت کنید تا خدا، شما را ببخشد».[۱۹]
گفته شده «کان رسول ­الله(صلی الله علیه و آله و سلم) من أفکه الناس مع الصبی؛ رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شوخ طبع­ ترین و بذله­ گوترین مردم با کودکان بودند».[۲۰] ایشان هرگاه بر کودکان می­ گذشتند، به آنان سلام می­ کردند[۲۱] و این کار را یکی از پنج عملی عنوان می­ کردند که تا هنگام مرگ، آن را ترک نمی­ کنند تا پس از ایشان، سنت گردد.[۲۲]
رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه از سفر برمی ­گشت، نخست با کودکان خانواده ­اش دیدار می­ کردند.[۲۳] رفتار خوب و صمیمانه ایشان با کودکان، به قدری کودکان مدینه را مجذوب و شیفته ­شان کرده بود که هنگامی که حضرت از سفری برمی­ گشت، به شدت از سوی کودکان مورد استقبال قرار می­ گرفت.[۲۴] کودکان گرد ایشان را می ­گرفتند، رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر آنان می­ ایستاد و سپس از آنان می­ خواست که بالا بیایند. برخی از آنان از جلو و از پشت ایشان بالا می ­رفتند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از همراهان خود نیز می­ خواستند که کودکان دیگر را حمل کنند؛ چه ­بسا پس از این ماجرا، کودکان افتخار می­ کردند و به هم می­ گفتند، پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرا در آغوش خود گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد، برخی هم می­ گفتند که رسول ­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از همراهان خود خواست که تو را به پشت خود سوار کند.[۲۵]
نقل است که روزی پیامبر­خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با یارانش نشسته بودند که حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) در حالی که خردسال بودند، به سوی ایشان رفته و از سر و دوش ایشان بالا می­رفتند، رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گاهی سرشان را برای آنان پایین می­ آورد و گاهی آنان را می­ گرفت و می ­بوسید. در این حال یکی از هم­ نشینان ایشان که با شگفتی به این رفتار نگاه می ­کرد، به رسول­ خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: «ای پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم)! به یاد ندارم، هیچ گاه فرزندی را گرفته و بوسیده باشم». پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) چنان از گفته آن مرد برآشفت که رنگش برگشت، پس به آن مرد فرمود: «اگر خداوند مهربانی را از قلب تو گرفته، من با تو چه کنم؟! کسی که به کودکان ما مهر نورزد و بزرگان ما را گرامی ندارد، از ما نیست».[۲۶] شبیه این ماجرا روایتی است که در آن بیان شده: اقرع بن حابس در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بود که دید حضرت، فرزندش حسین(علیه السلام) را می­ بوسید. عرض کرد: «من ده فرزند دارم و تاکنون حتی یکی از آنان را نبوسیده ­ام!» پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «کسی که رحم نکند، مورد رحمت قرار نمی ­گیرد».[۲۷]
از امام صادق(علیه السلام) نیز روایت شده که فرمود: «مردی خدمت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: هرگز کودکی را نبوسیده ­ام؛ وقتی آن مرد باز گشت، پیامبرخدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این، کسی است که در نظر من از اهل آتش است».[۲۸]

پی‌نوشت‌ها

[۱] – ابن­ منظور؛ لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴،ج۱، ص۴۰۱،
[۲] -محمد حسن رحیمیان و محمد تقی رهبر؛ اخلاق و تربیت اسلامی، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۵، ص۶،
[۳] – برداشتی از کلیه احادیث درباره تربیت کودک مانند جلد۲۱ وسائل الشیعه و جلد۱۰۱ بحارالانوار و ….
[۴] – المتقی الهندی؛ کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوه السقا، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۹،ج۱۵، ص۸۵۵ و ابن سلامه؛ مسند شهاب، تحقیق حمدی عبدالحمید السفی، بیروت، مؤسسه الرساله، چاپ دوم،ج۱، ص۳۷۰،
[۵] -ابن ابی جمهور؛ عوالی اللئالی، قم، انتشارات سید الشهداء(علیه السلام)، ۱۴۰۵،ج۱، ص۲۵۹،
[۶] -کلینی؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش،ج۵، ص۳۳۲ و شیخ صدوق؛ من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین،ج۳، ص۳۹۱ و ….
[۷] – ورام بن ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، مکتبه الفقیه،ج۱، ص۶۱ و احمد بن حنبل؛ مسند، بیروت، دار صادر،ج۳، ص۳۹۹،
[۸] – طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، شریف رضی، ۱۴۱۲، ص۴۵۳،
[۹] – اصول کافی، پیشین،ج۸، ص۸۱ و من لایحضره الفقیه، پیشین،ج۴، ص۴۰۲ و شیخ صدوق؛ امالی، قم، کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۳ش، ص۴۸۷ و و طبرانی؛ معجم الاوسط، تحقیق قسم التحقیق بدار الحرمین، دارالحرمین للطباعه و النشر، ۱۹۹۵،ج۳، ص۱۰۷،
[۱۰] -اصول­ کافی،پیشین،ج۶،ص۲۳ و شیخ طوسی؛ التهذیب، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش،ج۷، ص۴۴۰،
[۱۱] -راوندی، قطب الدین؛ الدعوات،قم، مدرسه امام مهدی(عج)، ۱۴۰۷، ص۱۵۱ و محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، ۱۴۰۸، ج۱۵، ص۱۳۵،
[۱۲] – اصول کافی، پیشین،ج۶، ص۲۲ و التهذیب، پیشین،ج۷، ص۴۴۰،
۲- عاملی، شیخ­ حر؛ وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، دار التراث العربی،ج۲۱، ص۴۷۶ و معجم الاوسط، پیشین،ج۶، ص۱۷۰ و مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۲۲،
[۱۴] -وسائل الشیعه، پیشین، ص۴۷۳-۴۷۵ و مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، ج۱۰۱، ص۹۵،
[۱۵] – مستدرک الوسائل، پیشین،ج۱۱، ص۳۳۹،
[۱۶] – ری­ شهری، محمد؛ حکمت نامه پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۶،ج۷، ص۲۹۷،
[۱۷] – امالی صدوق، پیشین، ص۵۷۷ و مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۲۱،
[۱۸] – مکارم الاخلاق، پیشین، ص۲۵،
[۱۹] – مسند ابن­ ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دار الفکر،ج۲، ص۱۲۱۱ و مسند شهاب، پیشین،ج۱،ص۳۷۹،
[۲۰] – بیهقی، ابوبکر؛ دلائل النبوه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵،ج۱، ص۳۳۱،
[۲۱] – دلائل النبوه،پیشین، ص۳۳۰ و سیوطی، جلال الدین؛ الجامع الصغیر، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۹۸۱،ج۲،ص۳۹۵،
[۲۲] – شیخ صدوق؛ علل الشرایع، قم، انتشارات مکتبه الداوری،ج۱، ص۱۳۰ و امالی صدوق، پیشین، ص۷۱ و شیخ صدوق؛ الخصال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳،ص۲۷۱،
[۲۳] -صحیح مسلم، بیروت، دار الفکر، ج۷، ص۱۳۲ و بیهقی؛ السنن الکبری، دار الفکر، ج۵، ص۳۶۰،
[۲۴] – مسند حنبل، پیشین، ج۴، ص۵،
[۲۵] -کاشانی، ملا محسن؛ المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم،ج۳، ص۳۶۷-۳۶۶ و مسند احمد بن حنبل، پیشین،ج۴، ص۵،
[۲۶] – ابن شهرآشوب؛ مناقب، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ش،ج۳،ص۳۸۳ و مسند حنبل،پیشین،ج۲، ص۱۸۵،
[۲۷] – مناقب، پیشین،ج۴، ص۲۰ و فتال نیشابوری، محمد بن حسن؛ روضه الواعظین، قم، انتشارات رضی،ج۲، ص۳۶۹،
[۲۸] – اصول کافی، پیشین،ج۶، ص۵۰ و التهذیب، پیشین،ج۸، ص۱۱۳،

منبع: سایت پژوهشکده باقرالعلوم(علیه السلام) نویسنده: سید علی اکبر حسینی

روش‌هاى تربیت کودک از دیدگاه حضرت امام خمینى(ره)

اگر بچه‌ها را نیاورید، اذیت مى ‌شوم‌…

درباره اندیشه حضرت امام‌(ره)، سخن گفتن، کار مشکلى است. مخصوصا در باب اندیشه و روش‌هاى تربیتى ایشان، زیرا وسعت وجود، ظرافت فکر و اندیشه حضرت امام‌(ره) در بخش تربیتى افکار ایشان تجلى یافته است. اگر براى افکار امام‌(ره‌)، هرمى تصور کنیم، مسائل تربیتى در قاعده و امور دیگر به طرف راس هرم قرار دارند و همه بر این قاعده و پایه متکى هستند و با روح تربیت زنده‌اند. نظام تربیتى مورد نظر حضرت امام‌(ره)، متاثر از ویژگی‌هاى انسان کامل است.

انسان کامل که مطلوب نظر دین مبین اسلام بود و جلوه‌اى از تمام صفحات حق الهى و جلوه‌گاه نور مقدس حق تعالى است. به عقیده آن حضرت، اساس عالم، بر تربیت انسان است و تربیت انسان، در راس همه امور است. این مساله خود، بیش از پیش، اهمیت تربیت را می‌نمایاند و این‌ که تربیت در راس همه امور بوده و اساس عالم، بر تربیت انسان است.

اندیشه‌ها و رهنمودهاى تربیتى حضرت امام(ره) درباره تربیت کودکان، نشأت گرفته از تعالیم اسلامى و توجه به محیط فرهنگى در همین راستا قابل بررسى و تحلیل است. تاکید حضرت امام راحل(ره) بر این اصل است که فطرت انسان خوب است و این مربیان (محیط) هستند که می‌توانند بچه‌هاى انسان یا شیطان تربیت کنند.

در اندیشه‌هاى امام، توجه داشتن به خداوند، محور فعالیت‌هاى تربیتى است و امام با تاکید مکرر بر این امر، لزوم توجه به کودک در سال‌هاى اولیه رشد (نقش مادر) برنامه‌ریزى تربیتى براى شکل دادن به رفتار کودک، خانواده و نقش مکان‌هاى آموزشى در پرورش اعتقادات و معیارهاى ارزشى (مدرسه)، را از محورهاى اساسى تربیت دانسته‌اند. در این مقاله، براى شناخت بیشتر با اندیشه‌هاى تربیتى حضرت امام‌(ره)، به روش‌هاى تربیتى آن حضرت اشاره کرده‌ایم.

تربیت از نظر امام، از اهمیت فوق‌العاده برخوردار بوده است، لذا پیوسته آن را با توجه به آثار آن گوشزد می‌کردند و فقدان آن را به خطر بزرگ تعبیر می‌نمودند. و می‌فرمودند: «از خطر مغول هم بالاتر است». «انسانى که از طرف خداى تبارک و تعالى آمده، براى همین تربیت بشر و براى انسان‌سازى آمده، تمام کتب انبیاء خصوصا کتاب مقدس قرآن کریم، کوشش دارند چه با این که انسان را تربیت کنند، براى این‌ که با تربیت انسان، عالم اصلاح می‌شود.

آنقدر که انسان تربیت شده براى جوامع مفید است، هیچ ملائکه و هیچ موجودى آن قدر مفید نیست، اساس عالم، بر تربیت انسان است، انسان، عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیاء آمده‌اند براى این‌ که دین عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان، یک موجود الهى بشود.» «انسان اگر درست بشود، همه چیز عالم درست می‌شود.»

«علم و دانش اگر در کنار آن تربیت نباشد، مضر است. تربیت کنید. مهم تربیت است، علم تنها، فایده ندارد. علم تنها، مضر است.»

مسامحه و سهل‌انگارى در تعلیم و تربیت، خیانت به اسلام و جمهورى اسلامى و استقلال فرهنگى یک ملت و کشور است و باید از آن احتراز کرد. تربیت از نظر امام، به قدرى اهمیت دارد که می‌فرمایند: «در صورتی که امر دائر باشد بین علم و تربیت و این‌ که کدام [را] رها کنیم، باید علم رها شود.»

اهداف تربیتى‌

 – شکوفایى استعدادهاى بالقوه در انسان و تبدیل انسان این جهانى به موجودى الهى‌

– پرورش بعد مادى و معنوى انسان‌

– شناخت پیامبران به عنوان نخستین و آخرین پیشگامان تعلیم و تربیت انسان‌

– آگاهى از مقصد، راه و روش و برنامه تربیتى پیامبران‌

– مراتب رشد در انسان‌

– تهذیب و تزکیه نفس انسان و آگاهى از کتاب و حکمت‌

– پرورش انسانى برخوردار از توازن و هماهنگى درونى‌

– خارج کردن انسان از ظلمت گناه و تربیت آن‌

– تربیت افرادى که به طور مداوم و تا لحظه مرگ فراگیرنده باشند

– شناختن انسان‌هایى که علم و عمل و اخلاقشان نورانى باشد

– شناخت میراث فرهنگى اسلام و درک هویت اسلامى خویشتن‌

– ایجاد اعتماد و اطمینان به توانایی‌هاى خویشتن و مقابله با از خود باختگى‌

– دستیابى به استقلال فرهنگى، سیاسى و اقتصادى‌

– پرستش خداوند، ترویج اخلاق نیک و گسترش ارزش‌هاى انسانى‌

روش‌هاى تربیت در رفتار امام‌(ره)

تکریم کودکان: یکى از روش‌هاى تربیت در اسلام، که در قرآن مورد توجه است و امام(ره) به بهترین شکل آن در منزل رفتار می‌کرده‌اند، روش تکریم به کودکان است. در مصاحبه‌هایى که با اعضاى محترم بیت معظم ایشان به عمل آمده، پیوسته این روش امام را یادآور شده‌اند. یکى از نکات این است که امام جواب نامه‌هایى را که بچه‌ها به ایشان می‌نوشتند، با ابراز علاقه خاصى پاسخ داده‌اند.

به عنوان مثال امام در جواب نامه دانش‌آموزان کلاس پنجم دخترانه فاطمیه این طور می‌نویسد: «فرزندان عزیزم! نامه محبت‌آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصحیت می‌کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرمى درس‌هایتان را خوب بخوانید و در همان حال، به وظایف اسلامى که انسان‌ها را می‌سازد، عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت شمارید و آنها را از خود راضى کنید و به معلم‌هایتان احترام زیاد بگذارید. سعى کنید براى اسلام و جمهورى اسلامى و کشورتان مفید باشید. از خداوند تعالى، سلامت و سعادت و ترقى در علم و عمل براى شما نور چشمان آرزو می‌کنم. سلام بر همه شماها. ۲۹ شهر صفر ۱۴۰۳ روح‌الله الموسوى الخمینى‌».

توجه به ذوق هنرى بچه‌ها: محمد حسن رحیمیان نقل می‌کنند که یکى از دوستان همراه با خانواده، به دستبوسى حضرت امام نائل شدند. بعد از دستبوسى، به حقیر مراجعه کرد و گفت این پسرم که کلاس پنجم دبستان است، دفتر نقاشی‌اش را براى تقدیم به امام آورده بود که محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند. براى همین خیلى ناراحت شده است.

دفتر نقاشى را گرفتم و در روز بعد ضمن توضیح، خدمت امام(ره) تقدیم کردم. حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه کردند و به ویژه با روِیت پشت آن که عبارت بود از تانکى که چرخ‌هاى آن را مداد تراش و تنه آن را کتاب و لوله شلیک آن را یک مداد و سرنشین آن را یک طفل دانش‌آموز تشکیل داده بود و… متبسم شدند. سپس دستور دادند براى تشویق این دانش‌آموز خردسال و همچنین طراحى آن دفتر که به وسیله امور تربیتى یکى از مناطق آموزش و پرورش تهران تهیه شده بود، جایزه‌اى مناسب پرداخت شود که جایزه همراه با نامه‌اى از سوى دفتر به ایشان تقدیم شد.

همچنین از قول یکى از خانواده‌هاى حضرت امام‌(ره) نقل می‌شود که من وقتى خدمت امام می‌رسیدم، سلام می‌کردم. اما ایشان سعى داشتند زودتر به من سلام کنند. وقتى ایشان سلام می‌کردند، من جواب سلام ایشان را می‌دادم خیلى مهربان و دلنشین با ما برخورد می‌کردند.

یکى از نوه‌هاى ایشان نقل می‌کند امام در خانواده، علاقه زیادى به کودکان داشتند. هر گاه که من به خدمت ایشان می‌رسیدم و فرزندم را نمی‌بردم، ایشان می‌پرسیدند، چرا حسین را نیاوردی؟ می‌گفتم حسین خیلى شیطنت و بدى می‌کند، شما اذیت می‌شوید. امام‌(ره) می‌فرمودند: بچه باید بدى بکند! این کار بچه‌ها، بدى نیست، شما اشتباه می‌کنید که می‌گویید بچه بدى می‌کند، بچه‌ها باید این کارها را بکنند از این‌ که شما بیایید و بچه‌ها را نیاورید، من اذیت می‌شوم.

به علت این برخورد حضرت امام‌(ره) و احترامى که به کودکان قائل می‌شوند، کودکان نسبت به ایشان شدیدا مشتاق و مأنوس بودند، به طورى که علاقه فرزند یادگار حضرت امام‌(ره) یعنى على آقا به امام، فوق‌العاده بوده است. بچه‌هاى خردسال معمولا به پارک، مهمانى و تفریح علاقه دارند، اما این بچه از اوان کودکى تنها دلخوشی‌اى که داشت، این بود کنار حضرت امام‌(ره) باشد.

ملاحظه می‌کنیم شخصیتى که در همه ابعاد، رشد کرده و به کارهاى خیلى عظیم سیاسى و اجتماعى اقدام می‌کند، در داخل خانه، رسالت تربیتى خود را فراموش نمی‌نماید و این برخورد عاطفى و تکریم اخیر با کودکان به تعبیر یادگار امام‌(ره)، حجت الاسلام حاج احمد آقا خمینى، یک ذره روى مسائل اساسى و روى تصمیم‌گیری‌هاى ایشان اثر نمی‌گذاشت. یعنى که پرداختن به کارهاى بزرگ، باعث نمی‌شد ایشان کارهاى کوچک را فراموش کنند و نه این کار عاطفى کوچک باعث می‌شد در تصمیم‌گیری‌هاى کشورى خودشان متاثر و متوقف شوند.

 روش مطایبه و تفریح: مطایبه، به معنى شوخى است. حضرت امام‌(ره) گاهى نوه‌هاى خود را سرگرم کرده و از این راه، با آنها مطایبه می‌کردند و مطالب لازم را می‌آموختند. یا مشاعره مکالمه (بیان جمله‌ها و درخواست از طرف مقابل براى آغاز کردن جمله‌اى که کلمه اول آن، آخرین کلمه جمله رقیب باشد) و… از جمله تفریحات سالمى است که ایشان با نوجوانان و منسوبین به کار می‌بردند.

روش احسان در مقابل احسان: یکى از روش‌هایى که در اسلام به آن توجه می‌شود، احسان کردن در مقابل احسان است. اگر یک بزرگ از خردسال، رفتار انسانى ببیند، با انجام دادن رفتار مشابه نسبت به کودک، باعث تقویت آن رفتار در کودک می‌شود. این روش از جانب حضرت امام‌(ره) مورد توجه بوده است.

از فرزند چهارمین شهید محراب حضرت آیت‌الله اشرفى اصفهانى نقل می‌کنند که می‌گوید: حدود ۴۰ سال پیش که ۱۵ یا ۱۴ ساله بودم، روزى براى استحمام به گرمابه‌اى در قم رفته بودم، در بدو ورود، مشاهده کردم یکى از آقایان که سر خود را صابون زده و روى چشمانش را نیز کف صابون پوشیده است، با دست به دنبال ظرف آب می‌گردد. بلافاصله ظرفى را که نزدیکم بود برداشته و از خزینه پر آب ساختم و دو بار روى سر ایشان ریختم. آن مرد نورانى نگاه تشکرآمیزى به من انداخت و پرسید آیا شما هم سر خود را شسته‌اید؟ عرض کردم خیر تازه به حمام آمده‌ام. سرانجام به گوشه‌اى رفته و سر و صورت خود را صابون زدم، قبل از این‌که آب بر سر خود بریزم، ناگاه دو ظرف آب روى سرم ریخته شد. چشم خود را باز کردم دیدم آن مرد بزرگ به تلافى خدمت من، با کمال بزرگوارى محبت کرده است. در خانه موضوع را به مرحوم پدرم گفتم، لکن چون او را نمی‌شناختم نتوانستم معرفى کنم. یکى از روزهاى عید مذهبى که با پدرم به منزل علما رفتیم، ناگاه چشمم به ایشان افتاد و او را به پدرم نشان دادم. پدرم فرمود: عجب! ایشان حاج آقا روح‌الله خمینى است!

رفتار در عمل: رفتار مربى، بیش از کلام او در افراد بویژه در کودکان تاثیر می‌کند. کودک سعى می‌کند در رفتارهاى خود، از بزرگسالانى که با او در ارتباط هستند، تقلید نماید. تقلید تاثیر فوق‌العاده‌اى در تربیت دارد. نکته ظریف اینجاست که هر قدر بین بزرگسالان و کودک رابطه عاطفى قوی‌ترى حاکم باشد، این تاثیرپذیرى بیشتر است، لذا حضرت امام‌(ره) به رابطه مادر و کودک اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: آن قدر که بچه از مادر چیزى می‌شنود، از پدر نمی‌شنود. آنقدر که اخلاق مادر در بچه کوچک نورس تاثیر دارد به او منتقل می‌شود، از دیگران عملى نیست. مادران مبدا خیرات هستند و اگر خداى نخواسته مادرانى باشند که بچه‌هاى بد تربیت کنند، مبدا شرند.

این تاثیر به این علت است که علاقه بچه به مادر، بیشتر از همه علایقش هست و هیچ علاقه‌اى بیشتر از علاقه مادرى و فرزندى نیست.

به همین نسبت پدر، معلم و مربى با رفتار خودشان متربى را تحت تاثیر قرار می‌دهند و هر قدر معلم، موفق باشد در ایجاد الفت و عاطفه سالم بین خود و شاگرد، به همان نسبت در شکل دادن شخصیت شاگرد موفق‌تر خواهد شد. اگر مادر و پدر در خانه و معلم در کلاس رفتار صحیح اسلامى داشته باشند لکن در سطح جامعه رفتارها با گفتارها نخوانند، هدف‌هاى تربیتى در دبستان‌ها و دبیرستان‌ها عقیم می‌مانند.

پرورش با شیوه آسان‌گیرى و جذب: یکى از فرزندان امام(ره) می‌گوید: سن تکلیف من، در تابستان بود و قم، بسیار گرم بود. روزها نیز بلند بود. امام مرا به مسافرت بردند که مسافر باشم و نتوانم روزه بگیرم، ولى در طول زمستان، هفته‌اى ۳ شب ما را بیدار می‌کردند براى سحرى خوردن، سحرى ما را می‌دادند و خود به نماز می‌ایستادند.

یکى از نوه‌هاى امام(ره) هم می‌گوید: خانه حاج احمدآقا بودیم، امام وارد شد. سوال کردند نماز خوانده‌اید؟ گفتیم: نه. گفت: بلند شوید بخوانید. گفتیم: تلویزیون فیلم دارد و اگر بخواهیم نماز بخوانیم، باید پشت به تلویزیون کنیم. گفت: عیب ندارد رو به تلویزیون بخوانید. گفتیم: اگر رکوع و سجود کنیم فیلم را نمی‌بینیم. گفت: بدون آنها بخوانید. فقط حمد و سوره بخوانید… امام مخصوصا این طور کردند که روحیه نماز خواندن در ما زنده بشود.

ایجاد روحیه خودباوری: در سخنان زیادى، امام از خودباختگى در برابر غرب و شرق (روسیه آن روز) همه مردم و از جمله جوانان را برحذر داشته است و دائما تاکید نموده که «می‌توانیم یک ملت مستقل باشیم و یک ملت آزاد باشیم، پیوند به غیر نداشته باشیم و خودمان سر پاى خودمان بایستیم و کارهاى خودمان را خودمان انجام بدهیم…» آزاد باشیم، آزاد فکر کنیم، آزاد عمل کنیم.

در روزگارى که ملت ما، به ویژه جوانان از هر نوع ابتکار، اختراع و نوآورى ممنوع بودند و جایى براى تحقق خودباورى و خوداتکایى نداشتند، امام، جوان‌ها را به آزادگى و استقلال روحى و فکرى متوجه کرد. اگر در وزارت آموزش و پرورش واحدى به نام «مرکز پژوهش و نوآورى دانش‌آموزان» وجود دارد، از برکات انگیزشى است که امام در جوان‌ها ایجاد کرد.

پرورش به شیوه محبت: در سخنى، امام به معلمان یادآور شده‌اند: این جوان‌ها و… پیش شما می‌آیند، اینها فرزندان شما هستند یک تربیت با محبت و همان‌ طورى که فرزند خودتان را می‌خواهید تربیت بکنید.

امام با فرزندان خویش نیز چنین عمل کرده‌اند. خانم دکتر طباطبایى عروس حضرت امام(ره) می‌گوید: گاهى على با امام به حسینیه (جماران) می‌رفتند. من به آقا عرض می‌کردم على با شما به حسینیه نیاید… این که امام با آن عظمت در آنجا (حسینیه) بایستد و یک بچه هم در کنار ایشان باشد و همراه امام دست تکان بدهد، بد است. ایشان فرمودند: چرا بد است؟ بچه که دلش می‌خواهد بیاید کنار من بایستد؛ بدى ندارد. بگذار بیاید و راحت باشد و هر کارى دلش می‌خواهد بکند؛ بدى ندارد.

پرورش بر مبناى فطرت: امام با توجهى که به فطرت در خلقت انسان دارند، در تربیت نسل جوان هم می‌خواهند این منبع درونى کاویده شود و پرورش، از درون جوان سرچشمه گیرد. به همین مناسبت فرموده‌اند: چنانچه این اطفال را از اول یک نحو تربیت بکنند که در آن انحراف نباشد، تربیت‌هاى مناسب با ایشان باشد… آنها را به آن راهى که فطرتشان اقتضا دارد هدایت کنند… کشور را کشور نورانى، کشور انسانى، کشور به فطرت‌الله، تربیت می‌کنند.

فطرت جوان، حق‌جویى، حق‌خواهى، دادگرى، ظلم‌ستیزى، تساوى فرصت‌ها و آزادى و آزادگى و امکان رشد براى همه استعداد‌ها را داراست. در چند سال گذشته، ما شاهد حرکت عظیم نسل جوان با توجه به همین خواست‌هاى فطرى بودیم. امروز هم از طریق تلویزیون ملاحظه می‌کنیم در بسیارى از کشورهاى جهان در صف مبارزه با ستم و استبداد و استعمار، جوانان پیشقدم هستند، در نظام آموزشى، با توجه به فطرت، کتاب‌ها و مقالات خوب و گوناگونى در چند سال اخیر نوشته شده است.

نقش خانواده در تربیت: امام خمینی‌(ره) در زمینه نقش خانواده و خصوصا مادر در تعلیم و تربیت فرزندان، بیانات متنوع و مبسوطى دارند که به ذکر برخى از آنها اکتفا می‌شود.

اولین مدرسه‌اى که بچه دارد، دامن مادر است. مادر خوب، بچه خوب تربیت می‌کند؛ چون بچه‌ها، آن علاقه‌اى که به مادر دارند به هیچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند، تمام… آرزوهایى را که دارند، خلاصه می‌شود در مادر و همه چیز را در مادر می‌بینند.

بچه‌ها از اول که در دامن مادر نباشند، عقده پیدا می‌کنند و اکثر مفاسد از این عقده‌هایى است که بچه‌ها پیدا می‌کنند. تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد که چنانچه خانواده در رفع مشکلات رفتارى و آموزشى کودک نقش عاملانه و فعال داشته باشد، در آن صورت، اقدامات درمانى درمانگر تاثیر خواهد گذاشت.

تکرار و تلقین

در دیدگاه امام‌(ره) یکى از روش‌هایى که می‌توانست مفید باشد «تلقین» بود: انسان خودش هم اگر بخواهد ساخته شود باید آن مسائلى که مربوط به ساختن خودش است، تلقین کند و به خودش تکرار کند. مطلبى که تاثیر در نفس و انسان باید بکند، با تلقینات و تکرارها، بیشتر در نفس انسانى نقش پیدا می‌کند.

از روش‌هاى معمول، در شیوه تربیت امام‌(ره)، موضوع «تلقین و تکرار» است، همچنان‌که خود می‌فرمود: خط عقل همان اعتقاد جازم برهانى است و این حاصل برهان اگر با مجاهلات و تلقین به قلب نرسد، فایده و اثرش ناچیز است…

قرآن که یک کتاب تربیتى است به خصوص در مسائل اخلاقى، به طور آشکار از این ابزار بهره می‌گیرد و مسائل مربوط به این موضوع را به تکرار و تلقین به قلب مؤمنان وارد می‌کند. این مساله گاهى در کلمات امام‌(ره) به صورت توصیه در به کارگیرى آن در امر خودسازى مطرح می‌شود. مثل این‌که خطاب به فرزند گرامی‌شان می‌فرمایند: … پسرم!

چه خوب است به خود تلقین کنى و باور خود بیاورى یک واقعیت را، که مدح مداحان و ثناى ثناجویان چه بسا انسان را به هلاکت برساند و از تهذیب دورتر و دورتر سازد…

گاهى اوقات خود آن حضرت، با اعمال این روش، به کار تربیت خلق می‌پردازد: آقایان می‌دانند، لیکن تذکر باز خوب است…

صابر محمدى‌

منبع: روزنامه  جام جم