تندی

نوشته‌ها

خشونت­‌های خانگی

خشونت، بازتابی از حس پرخاشگری است که در بسیاری از خانواده‌ه­ا به چشم می‌خورد. خشونت خانگی، واقعیتی آزار دهنده و غیر قابل انکار در دنیای امروز است. در تعریف خشونت خانگی می­‌توان گفت: «خشونت خانگی، خشونتی است که در محیط خصوصی خانواده به وقوع می‌پیوندد و عمیقاً میان افرادی رخ می‌دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده‌اند».

خشونت در گذشته، فقط به جرم و جنایت در فضای عمومی اطلاق می‌شده ولی امروزه کاربرد به مراتب گسترده‌تری پیدا کرده است.  اگرچه تعریف خشونت، تمام رفتارهایی را که به صدمات جسمی و روانی روی افراد منتهی می‌شود شامل است اما معمولا فقط خشونت‌های فیزیکی در کانون توجه حقوق‌دانان و قانونگذاران قرار داشته است. امروزه مصادیق خشونت، فراتر از آزار و اذیت فیزیکی است و می‌تواند در اشکال غیرفیزیکی و پنهان‌تری هم اعمال شود و رفتارهایی نظیر تهدید، تحقیر، تمسخر و فحاشی را نیز در برمی‌گیرد. از این رو، خشونت­های خانگی را می‌توان به دو بخش خشونت­‌های فیزیکی و خشونت­های روانی تقسیم می‌شود:

۱-خشونت‌های فیزیکی(جسمانی)

هر نوع‌ زد و خورد فیزیکی‌ مانند سیلی‌، لگد، گاز گرفتن‌، هل‌ دادن‌، سوزاندن‌، پرتاب‌ اشیا، و… جزء خشونت‌های‌ جسمانی‌ محسوب‌ می‌شود. خشونت‌های‌ جسمانی‌ همیشه‌ اثری از خود بر جای‌ می‌گذارد و به همین علت، اثبات آن چندان دشوار نیست؛ هر چند در برخی‌ موارد، اثر ضربات‌ وارد شده‌ بر بدن‌ مضروب، به‌ دلیل‌ پوشیده‌ بودن‌ آن‌ ناحیه‌، کمتر هویدا می‌شود اما می‌توان‌ با دقت‌ در این‌ نواحی،‌ اثر آن را یافت.

۲-خشونت‌های روانی(روحی)

در تعریفی کلی، خشونت روانی عبارتست از «إعمال قدرت روی ذهن و روان قربانی». در مقیاس خانگی، خشونت روانی، متداول‌ترین نوع خشونت محسوب می‌­شود. در اغلب جوامع، خشونت روانی پذیرفته­‌ترین شکل خشونت است. هر چند خشونت روانی به حسب ظاهر کم اهمیت تلقی می­‌شود ولی نباید غافل شد که دارای قدرت مخرب و وحشتناکی است!

معمولا اثبات خشونت‌های روحی بسیار سخت­‌تر است و با نام­‌هایی از قبیل اهانت، تحقیر و ناسازگاری توصیف می­‌شود. طبق تحقیقات به عمل آمده در میان خشونت­‌ها، خشونت کلامی و روانی، بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است.

خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی، سنی و جغرافیایی یافت می‌شود. زنان در زندگی خود علاوه بر خشونت‌های فیزیکی و روانی، دو شکل دیگر خشونت شامل اقتصادی و جنسی را نیز تجربه می­‌کنند. ندادن خرجی، سوءاستفاده مالی از زن و صدمه زدن به وسایل مورد علاقه او را می‌توان از جمله مصادیق «خشونت اقتصادی» علیه زنان برشمرد. اجبار در روابط زناشویی غیرمتعارف، عدم اجازه استفاده از وسائل پیشگیری از بارداری ناخواسته و بی‌­توجهی به نیازهای جنسی زن از نمونه‌های «خشونت جنسی» علیه زنان است.

آنچه مسلم است، خشونت خانگی علیه زنان علاوه بر جنبه‌های حقوقی و اخلاقی، عواقب جسمی، روانی و اجتماعی متعددی دارد که می‌تواند سلامت زنان، خانواده و جامعه را به خطر اندازد. امروزه سازمان‌ها و کشورهای جهان در تلاشند تا به مدد برنامه‌ریزی­‌ها و راهبردهای گوناگون، با خشونت علیه زنان مبارزه کنند. در این راستا، سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر (پنجم آذرماه) را روز جهانی «رفع خشونت علیه زنان» اعلام کرده است.

خشونت علیه مردان

با این که بیشتر خشونت‌های خانگی، زنان را تهدید می‌کند و در بسیاری از رفتارهای جنسی و عاطفی و جسمی، زنان قربانی خشونت مردان می‌شوند اما آزار مردها نیز به همان اندازه رایج است! هر چند مردها به حسب ظاهر، از نظر جسمی قوی‌تر به نظر می‌آیند، اما این هرگز به این معنا نیست که آنها می‌توانند از هر نوع خشونت و آزاری در روابط خانوادگی خود فرار کنند و چه بسا چنان دچار آزار و اذیت قرار می­‌گیرند که چاره­‌ای جز جدایی ندارند!

آزار دادن مرد با به کارگیری عبارات و کلمات ناخوشایند، حسادت­‌ورزی زن توأم با حس تملک‌گرایی و متهم نمودن مرد به خیانت و بی‌وفایی، تصاحب اموال و کنترل درآمدها و هزینه­‌های خانواده، کنترل رفتار و معاشرت مرد در محیط ­های اجتماعی و اصرار بر اصلاح آن، تهدید به ترک زندگی، تحقیر و تمسخر سطح دانش، فرهنگ، مذهب، عقیده و خانواده مرد، از بارزترین مصادیق خشونت روانی علیه مردان محسوب می‌شود.

خشونت، چه از نوع فیزیکی و چه از نوع روحی روانی، دارای پیامدهای منفی زیادی است که یکی از آنها، طلاق است. امروزه یکی از دلایل اصلی وقوع طلاق میان زوج‌ها، همین خشونت‌های خانگی می‌باشد. بدیهی است اگر در هر خانواده نسبت به خشونت همسران، پیشگیری به موقع صورت نپذیرد، بیم آن می­‌رود که در آینده‌­ای نه چندان دور، آتش جدایی دامانش را گرفته و داستان دردناکی از زندگی برای همسران و فرزندان رقم بزند.

حسین فاضلی

منابع: اطلاعات/تبیان/آکاایران

با والدین بد، چطور رفتار کنیم؟!

والدین بد انواع و اقسام مختلف دارند، اگر شما هم والدینی دارید که شما را مورد آزار احساسی قرار می‌دهند، نکات زیر می‌تواند کمکتان کند.

▪ مراحل

۱) هراز گاهی با دوستان یا اعضای خانواده که قابل اعتماد هستند دردودل کنید. این امکان وجود دارد که آنها هم متوجه رفتارهای والدینتان شده باشند.

۲) به حرف زدن ادامه دهید. اگر یک فرد خاص حرفهایتان را باور نکرد یا یکی به شما گفت مشکلتان آن قدرها هم بد نیست، دلسرد نشوید. گاهی اوقات بچه‌هایی که به دیگران درمورد والدین بد خود می‌گویند جدی گرفته نمی شوند چون از نظر جسمی آسیب ندیده اند، اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، به آن فرد بگویید که آزار احساسی زخم‌هایی به جا می‌گذارد که برطرف شدن آن مدت بیشتری می‌برد.

۳) اگر همه چیز خیلی غیرقابل کنترل شد به پلیس یا هر کس دیگری که فکر می‌کنید مراجعه کنید. تازمانیکه به حرفهایتان گوش نداده اند دست از کار نکشید.

۴) دوستی‌های عمیق ایجاد کنید و در فعالیت‌های زیادی شرکت کنید. این کار به شما کمک می‌کند بتوانید مشکل با والدینتان را از ذهنتان بیرون کنید و بهتر با آنها کنار بیایید.

۵) سعی کنید با والدینتان حرف بزنید. امیدهای واهی نداشته باشید-نمی خواهید که دلسردتان کنند.

۶) راهی برای دور شدن از والدینتان پیدا کنید. سعی کنید از یکی از اقوام که درکتان می‌کند بخواهید و پیش او بروید یا دانشگاهتان را شهرستان انتخاب کنید که از آنها دور شوید.

▪ نکات

ریلکس باشید، زمانی را به تنهایی بگذرانید، احساساتتان را یادداشت کنید، چند نفس عمیق بکشید و وقتی که آرام شدید با آرامش و مهربانی با والدینتان حرف بزنید. مثلاً، “مادر معذرت می‌خواهم. وقتی به من توجه نمی کنی و به حرفهایم گوش نمی دهی عصبانی می‌شوم. اینطوری فکر می‌کنم هیچ ارزش و اهمیتی برایت ندارم. فکر می‌کنم اگر صادق باشیم و آرامشمان را حفظ بکنیم بتوانیم مشکلمان را حل کنیم.” از کلمات غیرمحترمانه استفاده نکنید و حتی اگر تقصیری به گردنتان نباشد، عذرخواهی کنید. سعی کنید باگذشت باشید.

دلسرد و ناامید نشوید.

به خودتان آسیب نرسانید.

افکار خودکشی نداشته باشید.

کمی پول پس انداز کنید. مطمئناً به آن نیاز پیدا می‌کنید.

نادیده‌شان بگیرید.

به خاطر حرفهای بدی که والدینتان به شما می‌گویند، خودتان را مقصر ندانید.

در صورت امکان از رو به رو شدن با آنها خودداری کنید. سعی کنید وقتتان را در اتاقی جدا یا خانه دوستانتان سپری کنید.

به دنبال راه حل‌های طولانی مدت برای به دست گرفتن کنترل امور باشید، مثل نقل مکان از آن خانه یا رفتن به دانشگاه شهرستان یا مدارس شبانه روزی.

از داد زدن سر والدینتان و بد و بی‌راه گفتن به آنها خودداری کنید. این کار همه چیز را بدتر می‌کند.

▪ هشدارها

هیچوقت هیچ نوع بی‌احترامی نشان ندهید.

اگر نادیده‌شان می‌گیرید، نگذارید خیلی به چشم بیاید چون این کار عصبانیشان می‌کند.

منبع: پورتال مردمان

آموزش نظم و انظباط در فرزندان(۲)

نظم و انضباط مثل بسیاری از رفتارهای دیگر، اکتسابی است و مهمترین کانون آموختن آن، خانواده است. در مقاله ی قبل با عنوان «شلختگی هم، آموختنی است» به نکاتی اشاره کردیم که در تربیت کودکان موثر است و آنها را به سمت زندگی منظم سوق می دهد. در این مقاله به نکاتی دیگر اشاره خواهیم کرد:

پرهیز از خشم و زورگویى

یکى دیگر از موضوعاتى که باید براى آفریدن نظم و انضباط در فرزندان بدان توجه کرد، پرهیز از خشم و زورگویى است. انضباطى که بر پایه خشم و غضب استوار گردد و با زور انجام پذیرد، چون خانه اى است که بر پایه هایى سست و بى رمق بنا شود و به محض برداشته شدن زور و اجبار، این خانه سست بنیان از هم مى پاشد.

خشم، در روایات اسلامى، بسیار نکوهش شده و حتى کلید همه بدى ها نامیده شده است.(۱)

ایجاد انضباط از راه زور، پیامدهایى زیان بار به دنبال دارد که مى توان از میان آنها به مقاومت، بى اعتنایى، شورش، بدخلقى، دروغگویى، انزوا، لج بازى، اشاره کرد.

اگر به گونه منطقى و صریح و مستدل، با کودک برخورد شود، او حق را مى پذیرد و تسلیم خواهد شد. اجراى برنامه هاى انضباطى، بدون گذشت، امکان پذیر نیست. در صورت تخلف، باید شکیبایى به خرج داد، ولى در اجراى انضباط، پافشارى لازم است و از راه تشویق و تحسین و در مواضع ضرورى از راه تنبیه و توبیخ با احتیاط و دقت، مى توان به اصلاح رفتار کودکان پرداخت.(۲)

بهتر است فرزند، در دوران کودکى، با سختى و مشکلات رو به رو شود تا در بزرگ سالى، بردبار و شکیبا باشد.

قاطعیت و پرهیز از تردید و دودلى

وقتى براى فرزندان خویش مقرراتى را لازم مى دانیم، براى ایجاد انضباط در وجود آنان، باید در اجراى این مقررات، استوار باشیم و از تردید و دو دلى پرهیز کنیم؛ زیرا سستى و سهل انگارى، باعث بى انضباطى مى شود و ما را از هدف باز مى دارد.

اگر فرزند، متوجه تردید و دودلى شما شود، از انجام دادن مقررات سر باز مى زند و به بحث و جدل مى پردازد و نیز ممکن است دچار سر در گمى شود که آیا باید آن کار را انجام دهد یا ندهد. ناگفته نماند که این ایجاد انضباط در خردسالى و پا فشارى بر آن، سبب مى شود که در آینده، بردبار و شکیبا و منظم و منضبط باشد. در روایتى از هفتمین پیشواى شیعیان، حضرت امام کاظم(علیه السلام)، آمده است:

یستحب غرامه الغلام فى صغره لیکون حلیما فى کبره؛(۳)

بهتر است فرزند، در دوران کودکى، با سختى و مشکلات رو به رو شود تا در بزرگ سالى، بردبار و شکیبا باشد. کسب عادت هاى درست، نیازمند به وقت است و یک باره امکان پذیر نیست. از این رو، باید حوصله به خرج داد و با مراقبت و استقامت، شالوده شخصیت کودک را بر پایه نظم و انضباط استوار ساخت.

رعایت اصل تدریج در اصلاح رفتار

یکى دیگر از اصولى که باید براى ایجاد انضباط مورد توجه قرار گیرد، اصل تدریج در اصلاح رفتار است. کسب عادت هاى درست، نیازمند به وقت است و یک باره امکان پذیر نیست. از این رو، باید حوصله به خرج داد و با مراقبت و استقامت، شالوده شخصیت کودک را بر پایه نظم و انضباط استوار ساخت. براى دست یابى به این هدف بلند، باید به تدریج و گام به گام او را به سوى هدف رهنمون ساخت و در این راه، ظرفیت و موقعیت جسمى و روحى اش را در نظر داشت.

پیامبران الهى(علیهم السلام) که مربیان جامعه بشرى اند، تمام دستورهاى خود را به یک باره به مردم ابلاغ نمى کردند، بلکه از گذشت زمان و شیوه گام به گام بهره مى جستند. قرآن کریم نیز، که کتاب نور و هدایت است، در مدت بیست و دو سال، به تدریج نازل شد و مسلمانان را گام به گام با احکام و معارف نورانى خود آشنا ساخت. برخى از احکام قرآن، مانند حکم حرمت شراب، به تدریج در موقعیت هاى زمانى گوناگون بیان شده است.

تداوم در استوار ساختن نظم و انضباط

براى این که انضباط، ابتدا به صورت یک حالت، در درون فرزند شکل گیرد و سپس به عادت و آن گاه به ملکه اى درونى مبدل شود، لازم است در استوار ساختنش مداومت کرد.

گر چه ممکن است آغاز کار، آسان باشد، به سامان رساندن آن و به بار نشاندنش، به مراقبت و مواظبت نیاز دارد. براى این که بذر ارزشمند انضباط به برگ و بار بنشیند و آدمى در سایه سار آن به آرامش و سعادت برسد، مداومت و شکیبایى بسیار، بایسته است. امام اهل یقین، حضرت على(علیه السلام)، در حدیثى نورانى مى فرماید:

العمل العمل ثم النهایه و الاستقامه الاستقامه ثم الصبر الصبر؛(۴)

عمل، عمل، سپس توجه به پایان کار، پایان کار، آن گاه استقامت، استقامت، سپس شکیبایى، شکیبایى!

و در حدیثى دیگر مى فرماید:

قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه؛(۵)

کارى اندک که بر آن مداومت شود، برتر است از کار بسیار که خستگى آورد و توانایى دوامش از انسان سلب شود.

پی نوشت ها

۱) امام صادق(علیه السلام): الغضب مفتاح کل شر. الحدیث، ج ۱، ص ۱۴۵٫

۲) جزوه اهمیت نظم و تدبیر در اسلام، ص ۲۲٫

۳) وسائل الشیعه، ج ۵،ص ۱۹۸؛ میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۵۲

۴) نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۱۷۶، ص ۵۶۹

۵) همان، حکمت قصار، ص ۴۴۴

منبع:  ” نظم و انضباط ” مؤ لف: مرکز پژوهش هاى اسلامى صدا و سیما گروه معارف