تنبیه کودکان

نوشته‌ها

مرام علوی در تربیت کودک

کودک و تربیت دینی

بسیارى از مردم، فرزندان خود را به گونه اى تربیت مى‌کنند که همانند آنها فکر کنند، زندگى کنند، و با آداب و رسوم خانواده و قبیله و فامیل هر چند بى‌ارزش آنها عادت کنند، و آنها را رعایت نمایند. که اگر جوانى چنین نبود مى‌گویند:

تو فرزند ما نیستى!!

در صورتى که امام على(علیه السلام) در چگونگى تربیت فرزند بسیار واقع‌نگر بود و فرمود:

«لا تُقْسِروا أوْلادَکُمْ عَلى آدابِکُم، فَاِنَّهُم مَخْلوُقوُنَ لِزَمانٍ غَیْرِ زَمانِکُم؛ فرزندان خود را بر آداب و رسوم خود مجبور نسازید، زیرا آنان به روزگارى غیر از روزگار شما تعلّق دارند».(۱)

چون انسان‌ها همواره در حال رشد و تکامل بوده، و نوع و سیستم زندگى، راه‌هاى تولید و کشف و اختراع و روابط اجتماعى در حال دگرگونى است. ما باید فرزندان خود را با واقعیّت‌ها آشنا کنیم، تا در هر شرایطى، و در هر جامعه اى، حقیقت را درک کنند، درست بیاندیشند، و واقع‌گرا باشند، پس نباید در قالب‌هاى ذهنى از پیش تعیین شده قرار گیرند.

تربیت دینى کودک

تربیت دینى کودکان، یکى از مسائل مهمّ زندگى است، زیرا فطرت خداجوى کودکان همراه با حسّ کنجکاوى به تدریج رشد مى‌کند، و باید قانونمند شده و تربیت گردد.

امام على(علیه السلام) نسبت به تربیت دینى کودکان فرمود:

«مَرُّوا صِبْیانِکُمْ بِالصَّلاهِ اِذا بَلَغُوا سَبْعَ سَنین وَ اضْرِبُوهُمْ عَلَى تَرْکِها اِذا بَلَغُوا تِسْعَ سِنینَ، وَ تَفَرَّقُوا فى مَضاجِعِهُمْ اِذا بَلَغُوا عَشْرَ سِنینَ؛ کودکان را در سنّ ۷ سالگى به نماز تمرین دهید تا عادت کنند و اگر در سنّ ۹ سالگى نماز را ترک کردند آنها را بزنید، و در سنّ ۱۰ سالگى بستر خواب بچّه‌ها را جدا کنید.»(۲)

در این رهنمود نورانى، مسائل مهمّى مورد توجّه امام على(علیه السلام) است، مانند:

تربیت دینى کودک از سنّ ۷ سالگى،

برخورد با کودک در سنّ ۹ سالگى،

احتیاط در تربیت جنسى کودکان در سنّ ۱۰ سالگى، که در یک رختخواب نخوابند.

شرایط تنبیه کودکان

تنبیه بدنى کودکان را کسى مجاز نمى شمارد، گرچه کودکان بزهکار را باید تنبیه کرد و کودکانى که با برخوردهایشان وضع مدرسه و کلاس را بهم مى‌ریزند و مانع رشد دیگران مى‌شوند را باید تنبیه کرد که امام على(علیه السلام) نسبت به کودکان بدرفتار و بزهکار بیش از سه ضربت را اجازه نمى فرمود.

روزى جمعى از کودکان که در مسابقه خط‌نویسى شرکت کرده بودند و دفترچه‌هاى خود را خدمت امام على(علیه السلام) آوردند تا قضاوت و تشویق گردند، امام على(علیه السلام) خطاب به کودکان فرمود:

«اَبْلِغُوا مُعَلِّمُکُمْ اِنْ ضَرَبَکُمْ فَوْقَ ثَلاثِ ضَرَباتٍ فى الاَْدَبِ اُقْتُصَّ مِنْهُ؛ به معلّم خود این پیام را برسانید که اگر بیش از سه ضربه بر شما بزند، قصاص خواهد شد».(۳)

تربیت فرزندان

روش بازدارى کودک

براى امام على(علیه السلام) چند مشک عسل به عنوان بیت المال آوردند، و چند روزى گذشت، وقتى حضرت خواست آن را تقسیم کند، متوجّه شد که عسل یکى از مشک‌ها دست خورده است.

قنبر را فراخواند، و قاطعانه پرسید: چه کسى از این مشک، عسل برداشت؟

قنبر گفت: یکى از بچّه‌هاى شما.

امام على(علیه السلام) در اینجا دو کار مهمّ انجام داد که از نظر روانشناسى تربیتى، بسیار ارزشمند است:

اوّل این که آن کودک را نکوهش کرد.

دوّم آنکه تنها به سرزنش و نکوهش اکتفاء نکرد. بلکه مقدارى پول به قنبر داد و فرمود:

برو در بازار یک رطل از بهترین عسل خریدارى کن و بیاور تا بچّه‌ها بخورند. چون سیر باشند، دست به مشک عسل بیت‌المال، نمى زنند.

یعنى براى بازدارى کودک، تنها تنبیه و سرکوفت کافى نیست، باید زمینه‌هاى مناسب براى بازدارى را فراهم کرد، وقتى در منزل عسل باشد، و کودک از آن بخورد، دیگر به مشک عسل بیت‌المال دست نمى زند.

هم اکنون بسیارى از پدران فقط بچه‌ها را سرکوفت مى‌زنند، و از عملى باز مى‌دارند، امّا راه حلِّ مناسبى ارائه نمى‌دهند، یک روش جایگزین معرّفى نمى کنند، که در سرگردانى کودکان بى‌تأثیر نیست.(۴)

شتاب در تربیت کودک

یکى دیگر از روش‌هاى تربیت، شتاب در بازسازى و آموزش و تربیت کودک است. پدران و مادران و دیگر مربّیان تربیتى باید در تربیت کودک شتاب کنند زیرا زمینه‌هاى یادگیرى و بازپرورى و تربیت در سنین کودکى بیشتر از دیگر مراحل عمر فراهم است که فرمود:

«پسرم! هنگامى که دیدم سالیانى از من گذشت، و توانایى رو به کاستى رفت، به نوشتن وصیّت براى تو شتاب کردم، و ارزش‌هاى اخلاقى را براى تو بر شمردم، پیش از آن که أجل فرا رسد، و رازهاى درونم را به تو منتقل نکرده باشم، و در نظرم کاهشى پدید آید چنان که در جسمم پدید آمد، و پیش از آن که خواهش‌ها و دگرگونى‌هاى دنیا به تو هجوم آورند، و پذیرش و اطاعت مشکل گردد، زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن که دل تو سخت شود، و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد، تا به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را کشیده اند، و تو را از تلاش و یافتن بى‌نیاز ساخته اند، و آن چه از تجربیّات آنها نصیب ما شد، به تو هم رسیده، و برخى از تجربیّاتى که بر ما پنهان مانده بود براى شما روشن گردد».(۵)

تربیت‌هایی با رنگ و بوی دینی

رشد فکر دینى کودک

یکى از ابعاد تربیت، رشد فکر دینى کودک است که همراه با رشد حِسّ کنجکاوى باید خداشناسى و دیگر مبانى اعتقادى را به کودکان آموخت.

امام على(علیه السلام) کودکان خود را در سنین آغازین زندگى، به خداشناسى و توحید آشنا مى‌ساخت.

در این جا توجّه به یک حادثه ظریف و اعتقادى لازم است:

زمانى که عبّاس و زینب، دو فرزند على(علیه السلام) در سنین کودکى بودند، روزى على(علیه السلام) به فرزند خود عبّاس فرمود: فرزندم بگو: یک.

عبّاس گفت: یک.

حضرت فرمود: بگو دو.

عبّاس گفت: خجالت مى‌کشم با زبانى که یک گفتم، دو بگویم.

امام على(علیه السلام) از عقل و هوش و درایت فرزند خود بسیار مسرور شده، چشمان فرزند خود را بوسید.

آنگاه به زینب کبرى که در طرف چپ قرار گرفته بود نگاه کرد. زینب پرسید:پدرجان آیا ما را دوست دارى؟

امام على(علیه السلام) فرمود: آرى دخترم! فرزندان ما، جگر گوشه‌هایمان هستند.

زینب گفت: پدرجان! دو محبّت که در قلب مۆمن جمع نمى گردد: حُبِّ خُدا و حُبِّ اولاد، و اگر از محبّت ما گریزى نیست، پس عطوفت و شفقّت از آنِ ما و محبّت خالصانه از آنِ خداست.

این سبب شد که مِهر و عاطفه على(علیه السلام) به آن دو فزونى گیرد.(۶)

تشویق کودک

امام على(علیه السلام) فنِّ خطابه و سخنورى را به فرزندان خود مى‌آموخت.

در یکى از شب‌هاى عید، امام على(علیه السلام) خطاب به فرزندش امام مجتبى(علیه السلام) فرمود:

برخیز و براى مادران و برادران و خواهران خود سخنرانى کن.

امّا امام مجتبى(علیه السلام) در حضور پدر خجالت مى‌کشید. امام على(علیه السلام) براى این که فرزندش آسوده خاطر برخیزد و خطابه ایراد کند از اطاق خارج شد و روبروى درب ورودى منزل ایستاده، سخنان فرزند را زیر نظر داشت.

امام مجتبى(علیه السلام) برخاست و با حمد و ستایش خدا، سخن آغاز کرد، و به جدّش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) درود فرستاد و آنگاه با سخنرانى جالبى نظر همگان را به خود جلب کرد، در پایان سخنرانى او، امام وارد اطاق شد، امام حسن(علیه السلام) را در آغوش کشید و از خطابه زیباى او تشکّر کرد.

پی‌نوشت‌ها

۱) شرح ابن ابى الحدید، ج ۲۰، ص ۲۶۷

۲) منهاج السُّرور، ج ۱، ص ۱۰۲

۳) وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۵۸۲

۴) کشف الغمّه، ج ۱، ص ۲۳۴؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۱۰۷

۵) نامه ۳۱ نهج البلاغه؛ من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۹۲ و ۳۸۶؛ تحف العقول، صص ۵۲/۹۷ و۶۸/۹۹ و۷۶.

۶) مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۱۵

منبع: کتاب «الگوهاى رفتارى امام على(علیه السلام)»؛ محمّد دشتى؛ جلد سیزدهم؛ امام على(علیه السلام) و مباحث تربیتی.

 

با کودکی که حرف زشت می زند چه کنیم؟

اگر کودک شما به شما حرف زشتی بزند، اولین واکنش شما چه خواهد بود؟ آیا او را دعوا می کنید؟ آیا تظاهر به نشنیدن می کنید؟ در این مواقع، چه باید کرد؟

فرزند شما به تازگی از الفاظی استفاده می کند که چندان مناسب نیست. برای اولین بار که حرف زشتی از دهانش درآمد، چه رفتاری با او داشتید؟ در عین متعجب بودن از لحن کودکانه او، خنده تان گرفت یا تنبیهش کردید؟ گرچه فرزندتان منظوری از بیان الفاظ نامناسب ندارد اما به هر حال هر والدی، ترجیح می دهد فرزندش مودبانه برخورد کند. اگر نمی دانید چطور باید با این موضوع کنار بیایید و به فرزندتان بفهمانید نباید فحش بدهد، توصیه های دکتر خوشابی فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوانان را بخوانید.

چرا گاهی بچه ها از کلمات نامناسبی استفاده می کنند که گاه حتی معنی آن را نمی دانند؟
فحش دادن، نوعی پرخاشگری کلامی است و در بسیاری از موارد، جنبه یادگیری دارد. کودک، از والدین یا در مهد و حتی از فیلم ها و برنامه های کودک، الفاظ زشت را می آموزد و برای جلب توجه اطرافیان و ابراز خود یا تحریک احساسات دیگران و به خشم آوردنشان و حتی برای لجبازی و شکستن محدودیت ها، از آن استفاده می کند.

با کودکی که فحش می دهد چطور برخورد کنیم؟

این موضوع، به سن کودک بستگی دارد. ۲ تا ۳ سالگی، سن لجبازی کودکان است و کودک بدون این که مفهوم الفاظ را بداند، ممکن است این کلمات را به زبان بیاورد. مواجهه تند و قاطعانه یا برعکس، تعجب کردن و خندیدن به کودک، می تواند باعث این رفتار شود. در این سن، نادیده گرفتن رفتار، بهترین عملکرد است و به تغییر آن کمک می کند. این نوع رفتارها در کودکان، دوره ای است. در سنین نوپایی، مدت کوتاهی ممکن است کودک، الفاظ نامناسب را استفاده و بعد رفتار دیگری را جایگزین آن کند.

در سنین بالاتر مثل ۶-۵ سالگی چطور؟ والدین چه رفتاری باید داشته باشند؟

در سنین بالاتر، کودک متوجه معنی دشنام می شود و برای بزرگ نشان دادن خود در مقابل دوستان، ممکن است مخصوصا در مدرسه از این کلمات استفاده کند یا آنها را از دوستانش بیاموزد و به خواهر و برادرهایش بگوید. نادیده گرفتن رفتار کودک در این سن، کمک کننده نیست و والدین باید نارضایتی خود را اعلام کنند.

وقتی کودک از این الفاظ استفاده می کند، اگر والدین از لحن کودکانه فرزندشان خوششان بیاید و به او بخندند یا واکنش خیلی تند نشان دهند، این رفتار در کودک تثبیت می شود. در این شرایط، اقوام درجه یک و حتی دو، باید هماهنگ با هم برخورد مناسبی نشان دهند؛ یعنی روشی، مشابه والدین را انتخاب کنند. باید به کودک فهماند که این الفاظ، نامناسب است و نباید از آنها استفاده کند. اگر با وجود تذکرات، رفتار تکرار شد، باید از روش های تنبیهی استفاده کرد.

منظور از تنبیه چیست؟

منظورم از تنبیه، محرومیت است؛ مثلا والدین، وقتی کودک، حرفی نامناسب زد، به ازای هر سال سن کودک، یک دقیقه او را به اتاق دیگری بفرستند و نیم ساعت بعد از پایان محرومیت، به او بی توجهی کنند و نارضایتی خود را اعلام کنند یا اسباب بازی مورد علاقه اش را برای چند ساعت از کودک بگیرند و بعد از آن، بدون آن که کودک متوجه شود، به اتاقش بفرستند یا مثلا از بردن کودک به پارک یا جایی که دوست دارد، خودداری کنند.

اگر کودک، در محلی عمومی یا در مهمانی حرف نامناسب زد، چطور برخورد کنیم؟

اگر کودک در مهمانی یا در محیط عمومی از الفاظ نامناسب استفاده کرد، باید او را کنار بکشید و بخواهید به این رفتار خود پایان دهد. قبل از مهمانی هم والدین باید از روش های تشویقی استفاده کنند و مثلا به کودکشان گوشزد کنند اگر از این الفاظ استفاده نکند، به او جایزه می دهند. روش های تشویقی باید تا حد ممکن کلامی و غیرمادی باشد تا کودک شرطی نشود. لبخند محبت آمیز یا آفرین گفتن یا نهایتا جایزه دادن به کودک کافی است. در صورتی که کودک به این روش توجه نداشت و رفتار خود را تکرار کرد، باید والدین به همراه او محیط را ترک کنند. اگر این رفتار، چند بار تکرار شود، کودک متوجه حد و مرز کلامی می شود و رفتارهای پرخاشگرانه کلامی خود را کنترل خواهد کرد.

از تشویق و تنبیه، برای اصلاح رفتار و کلام نوجوانان هم می توان استفاده کرد؟

نه! استفاده از این روش ها، در سنین پایین موثر است. از ۱۰ سالگی به بعد، روش های رفتاری جوابگو نیست و باید از روش های دیگری استفاده کرد. در سنین بالا باید روی خود کودک کارکرد و برنامه های رفتاردرمانی داشت.

وقتی کودک ناسزا می گوید، به او چه بگوییم؟

۱- می دانم که از رفتار دوستت (خواهرت یا برادرت) عصبانی هستی اما ناسزاگفتن، کار صحیحی نیست.

۲- اگر عصبانی هستی، نفس عمیقی بکش و بدون این که از الفاظ نامناسب استفاده کنی، به کمک الفاط درست و مناسب مشکلت را بیان کن.

۳- فحش دادن، شخصیت تو را خراب می کند. اگر می خواهی به دوستانت نشان دهی از آنها برتری، باید با آنها موقر و باادب صحبت کنی.

منبع: parsnaz.ir

توجه به کودک

گروهی از کودکان مشغول بازی بودند. ناگهان با دیدن پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) که به مسجد می‌رفت، دست از بازی کشیدند و به سوی حضرت دویدند و اطرافش را گرفتند. آنها دیده بودند پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم)، حسنین(علیهما السّلام) را به دوش خود می‌گیرد و با آنها بازی می‌کند. به این امید، هر یک دامن پیامبر را گرفته، می‌گفتند: «شتر من باش!».
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) می‌خواست هر چه زودتر خود را برای نماز جماعت به مسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاک کودکان را از خود برنجاند. بلال در جستجوی پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) از مسجد بیرون آمد، وقتی جریان را فهمید، خواست بچه‌ها را تنبیه کند تا پیامبر را رها کنند. آن حضرت وقتی متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: «تنگ شدن وقت نماز برای من، از این که بخواهم بچه‌ها را برنجانم بهتر است.»
پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) از بلال خواست برود و از منزل چیزی برای کودکان بیاورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت. پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) گردوها را بین بچه ها تقسیم کرد و آنها راضی و خوشحال به بازی خودشان مشغول شدند و آن حضرت جهت اقامه نماز جماعت، عازم مسجد شد.

(منبع: ابوالقاسم سدهی اصفهانی؛ نفایس الاخبار؛ ص ۲۸۶)

کودک در اسلام

حقوق کودک در اسلام

قبل از ظهور اسلام، کودکان در وضعیت بسیار بدی به سر می‌بردند، از حقوق عادی محروم و دستخوش اراده پدرانشان بودند. اگر پدران می‌خواستند آنها را نگه می‌داشتند و اگرنه، برای رهایی از نفقه و هزینه زندگی، آنها را می‌فروختند و یا می‌کشتند.

با آمدن اسلام، این عادت ناپسند، شدیدا مورد مقابله قرار گرفت و اسلام، عالی‌ترین توجه را به کودک نمود، آیاتی که نسبت به حقوق کودک در اسلام وجود دارد و روایات موجود، همه حکایات بر اهمیت اسلام به کودکان و حقوق ایشان دارد. اسلام، پدران را از کشتن فرزندان به خاطر ترس از کمبود هزینه منع کرد. چنانکه خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«فرزندان خود را از ترس کمی روزی نکشید، ما به شما و آنها روزی می‌دهیم زیرا قتل آنها اشتباه و گناه بزرگی است»

رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز این که شما را روزی دهنده خود می‌بینند تصور دیگری ندارند»

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: «و اما حق فرزند تو این است که بدانی او از تو و پیوسته به تو در خیر و شر امر دنیاست و تو مسئول او از لحاظ نیک ادب کردن و راهنمایی به پروردگارش و کمک به طاعت او هستی. پس عمل تو درباره او، عمل کسی باشد که می‌داند در احسان به او پاداش، و در مسامحه و بدی نسبت به او، کیفر می‌بیند.»

اسلام حتی به والدین اجازه کتک زدن کودکان را نداده است. امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «حتی برای ادب کردن فرزندت نیز او را نزن بلکه با او قهر کن و مراقب باش که زمان قهر، طول نکشد».

نیازهای کودک

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به همه انسانها اعلام می‌کند، همانطور که پدران و مادران، حقوقی بر فرزندان خود دارند و فرزندان در صورت ترک آن حقوق، عاق می‌شوند، فرزندان نیز حقوقی بر پدر و مادر دارند که «پدران و مادران در صورت رعایت نکردن آن، عاق فرزندان می‌گردند».

والدین مسئول تأمین تمام نیازهای کودک اعم از مادی و معنوی می‌باشند.

۱- نیازمندی‌های جسمانی کودک: نمو جسمانی کودک با فراهم ساختن وسایل مادی امکانپذیر است تا از این طریق، نیازهای بدنی او اشباع شود. این رشد و نمو با تغذیه، بهداشت کافی، آب و هوا، مسکن، خواب، بازی و امثال آن، به دست می‌آید.

۲- تعلیم ورزش به کودک: حرکت و جنبش، اساس هر عمل غریزی و پایه وظایف حیاتی است که زندگی شاداب و سلامت در گرو آن است.

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «باید – خصوصا – هفت سال اول زندگی، کودک آزادانه به بازی و جنبش‌های بدنی صرف شود».

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «اگر کسی دارای طفل خردسالی بود باید با او در جنبش‌های کودکانه و حالت بچه‌گانه همکاری و هماهنگی نماید».

آموختن و پرداختن به ورزش‌های شنا، تیراندازی و سوارکاری نیز از ورزش‌های مهمی است که در احادیث بر آنها تأکید شده است.

نیازمندی‌های روحی

۱- انتخاب نام زیبا: نخستین احسان و نیکی پدر به کودک، انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این، از حقوق لازم کودکان می‌باشد.

۲- احترام: پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «به شخصیت فرزندان خود، ارج نهید و آداب و آیین‌های رفتار خویش را نیکو و درست گردانید تا مشمول آمرزش خدا شوید».

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به والدین امر کرده‌اند که به کودکان احترام بگذارند، چرا که بی توجهی و بی احترامی به آنان، باعث بروز مشکلات عاطفی زیادی در کودکان می‌گردد. همچنین در روایتی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین آمده است: «فرزندان خود را زیاد ببوسید، زیرا با هر بوسه، برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می‌شود که فاصله میان هر مقامی، پانصد سال است.» [۸]

با توجه به مطالب گفته شده، اسلام – دین انسان سازی – به اساس تربیتی انسان‌ها از سنین کودکی ارزشی خاص می‌گذارد و به والدین توصیه می‌نماید که به تمامی ابعاد وجودی کودک، عنایت داشته باشند و انسانی وارسته و شایسته را تحویل جامعه بشری بدهند.

پی‌نوشت‌ها

[۱]- نحل / آیه‌های ۶۰-۶۱

[۲]- تفصیل وسایل الشیعه؛ج ۳،ص۱۳۵

< [3]- همان.

[۴]- بحارالانوار،ج۲۳؛ص۱۱۴

[۵]- محجه البیضاء،ج۲،ص۱۱۴

[۶]- محجه البیضاء،ج۲،ص۶۵

[۷]- تفصیل وسایل الشیعه، ج۳،ص ۳۱۵

[۸]- محجه البیضاء، ج ۲،ص۶۴

تنبيه بدنى كودكان در اسلام

تنبيه بدنى كودكان در اسلام

يكى از مسائل مهم و پيچيده تربيتى كه اكثر پدران و مادران در آن دچار ترديدند، چگونگى برخورد با آنان با كارهاى نادرست كودكان است، به طورى كه بيشتر اوقات والدين متحير مى مانند كه در مقابل خطاها و كجروى هاى فرزندانشان و روى برتافتن آنان از توصيه ها و راهنمايى ها چه واكنشى نشان دهند.

اگر در مقابل كارهاى زشت و ناپسند آنان سكوت كنند كودكان بر خطاهاى خود افزوده و جسارت بيشترى پيدا مى كنند، و اگر عكس العمل نشان داده و فرزندان را تنبيه كنند چه بسا كه مشكلات ديگرى هم بيافرينند.

در اين بخش، در پرتو كلام نورانى معصومين عليهم السلام نخست به موارد منع و جواز تنبيه و سپس به بهترين راه حل ها در اين زمينه اشاره مى كنيم و در خاتمه به سيره معصومين عليهم السلام نظر مى افكنيم.

موارد منع تنبيه بدنى كودكان

در روايات به چند مورد اشاره شده كه نبايد در آن موارد كودكان را زد.

ذكر اين مورد، براى آن نيست كه در ساير موارد كتك زدن بى اشكال است، بلكه به طور كلى اصل اساسى و عمومى و اوليه ى اسلامي- كه نقش تربيتى و اصلاحى بس عظيمى دارد – همان تشويق و تحريك مثبت و اشتياق انگيز در كارهاى خوب است. تنبيه جز در موارد خاص – كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد – غالبا تأثير منفى دارد و اگر گفته مى شود در موارد زير تنبيه بدنى كنار گذاشته شود از باب تأكيد بر ترك آن است، نه تأييد آن در موارد ديگر.

1. يكى از مواردى كه نبايد كودكان را كتك زد آن جاست كه نام هاى پاك و مقدسى بر كودكان نهاده شده باشد. در بخش نامگذارى كودكان اشاره كرديم كه اهل بيت عليهم السلام تأكيد فراوانى داشتند بر اين كه مبادا كودكان همنام پيامبر اكرم صلى الله عليه و اله و سلم و حضرت فاطمه ى زهرا عليها السلام و ائمه ى معصومين عليهم السلام مورد آزار و تنبيه بدنى قرار گيرند.

2. فرزند را قبل از ده سالگى براى نماز نبايد زد پيامبر فرمود:

أدب صغار أهل بيتك بلسانك على الصلاه و الطهور، فاذا بلغوا عشر سنين، فاضرب و لا تجاوز ثلاثا؛(1)

فرزندان خردسالت را با زبان بر نماز و وضو انس و عادت دهيد و آن گاه كه به ده سالگى رسيدند آنها را به خاطر سستى و سهل انگارى در نماز بزن، ولى از سه ضربه فراتر نرو.

از اين روايت استفاده مى شود كه قبل از ده سالگى، زدن كودك براى نماز جايز نيست. البته سنى كه بدين منظور مشخص شده، در روايات، متفاوت ذكر شده است (هفت، هشت، نه و سيزده سالگى) بنابراين، لزوم رعايت جانب احتياط اقتضا دارد كه تا آن جا كه ممكن است از زدن اجتناب كرده و از روش هاى مناسب تر استفاده كرد.

موارد جواز

1. براى جلوگيرى از انحراف:

از امام صادق درباره كودك كه به مرحله ى جوانى رسد و مسيحيت را برگزيند – در حالى كه يكى از پدر و مادرش يا هر دو مسلمان بوده باشند – فرمود: جوان به حال خود رها نمى شود بلكه براى قبول اسلام او را تنبيه مى كنند»(2)

2.براى تربيت:

رسول خدا صلى الله عليه و اله و سلم در بخشى از توصيه هاى خود به امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: براى تأديب و تربيت بيش از سه ضربه (به كودك) نزن».(3)

هم چنان كه در اين روايت ملاحظه مى شود، تنها در موارد خاصى كه براى كودك سرنوشت ساز است – و نه براى هر عملى كه از فرزند سر مى زند واحيانا مورد رضاى والدين نيست – اجازه داده شده كه والدين از شيوه تنبيه استفاده كنند.

حدود تنبيه بدنى

از روايات گذشته روشن شد كه زدن فرزندان در مواردى – حتى براى تربيت و تأديب – بلامانع است؛ اما بايد ديد كه حدود تنبيه بدنى تا كجاست؟ و پدر و يا مادر تا چه مقدار و با چه وسيله اى مى توانند كودك را تنبيه كنند؟ آيا آنان مجاز هستند كه با چوب يا شلاق، وحشيانه كودكان را به اصطلاح خود ادب و در حقيقت شكنجه كنند و بدن آنان را كبود و زخمى نمايند؟

آيا والدين اجازه دارند در هر سنى كودك را تنبيه بدنى كنند؟

آيا مى توانند هر گاه كه از نافرمانى فرزندانشان به خشم آمدند، ديوانه وار به جان كودكان معصوم بيفتند و علاوه بر دشنام و ناسزاگويى، آنان را به باد كتك بگيرند؟ بى ترديد پاسخ منفى است و چنين تصورى كه برخى والدين ناآگاه درباره ى تأديب و تربيت فرزند خود دارند، به كلى غلط است، رواياتى كه از پيامبر و ائمه هدى رسيده حد و مرز تنبيه را كاملا روشن مى كند.

محدوديت تنبيه بدنى

تنبيه مجاز شرايط خاصى دارد كه با در نظر گرفتن آنها مى بينيم اين اصل، يك اصل حكيمانه است، نه شيوه ى خشونت آميزى براى جبران ناتوانى هاى والدين در تربيت و هدايت كودكان. تنبيه بدنى كودكان پيش از ده سالگى، مجاز نيست و مقدار زدن نيز كاملا محدود است، و اگر بيش از آن باشد، يا منجر به سرخى و كبودى يا نقص عضو گردد، كيفر دارد و…

الف) حماد بن عثمان مى گويد: از امام صادق عليه السلام درباره ى تأديب و زدن كودك و بنده زر خريد، پرسيدم ؟ حضرت فرمود: پنج يا شش ضربه بيشتر نزن و در همين اندازه نيز نرمش نشان ده.

2. بيش از سه ضربه زدن قصاص دارد.(4) از جمله وصاياى پيامبر به على عليه السلام اين بود كه فرمود: «براى تأديب بيش از سه ضربه نزن زيرا اگر چنين كردى روز قيامت قصاص خواهى شد».(5)

3.على عليه السلام به كودكانى كه نوشته هاى خود را نزد آن حضرت آورده بودند – تا بهترينشان را برگزيند – فرمود: به معلم خود بگوييد كه اگر براى تأديب، بيش از سه ضربه به شما بزند، از او قصاص خواهد شد.(6)

ثبوت ديه بر پدر

هر گاه تأديب و تنبيه فرزند جز با زدن او ميسر نباشد، اگر چه با رعايت شرايط ضرورى آن بى اشكال به نظر مى رسد، اما پدر بايد به اين نكته متوجه باشد كه اگر در اثر زدن، بدن فرزند سرخ يا كبود و يا زخمى گردد يا آسيب ببيند و يا احيانا فرزند زير ضربات پدر، فوت كند، اگر چه بدين منظور پدر قصاص نمى شود (اين حكم فقط مختص به پدر است) اما يقينا بايد ديه بپردازد، گرچه زدن فرزند به قصد ديگرى جز تأديب هم نبوده باشد.(7)

فتواى حضرت آيه الله العظمى اراكى (ره) در اين باره چنين است:

سؤال: هر گاه پدر، فرزند خود را به قصد تأديب مورد ضرب قرار دهد آيا ديه دارد يا نه؟ جواب: هرگاه تأديب طفل متوقف باشد بر ضرب، جايز است، ولى بايد سرخ و كبود نشود و در فرض جواز، حكم تكليفى با حكم وضعى منافات ندارد، مثل اكل در مخمصه… كه با ضمان منافات ندارد، پس هر گاه سرخ يا كبود يا سياه شود ديه مقرره را دارد.(8)

يادآورى

1. روايات اسلامى تنبيه بدنى را فقط در موردى تجويز مى كند كه جنبه ى تربيتى و هدايتى داشته باشد، نه اين كه هرگاه فرزند به دلخواه پدر و مادر و طبق سليقه هاى شخصى يا تمايلات نفسانى آنان عمل نكرد، مجاز باشند او را تنبيه بدنى بكنند؛ زيرا ديگر تنبيه به عنوان عامل بازدارنده ى از كارهاى بد و وادار شدن به كارهاى خوب مطرح نيست، بلكه فقط وسيله اى است براى فرونشاندن خشم و غضب والدين.

2. والدين مجاز نيستند كودكان كمتر از هفت سال (و بلكه براى رعايت احتياط، كودكان كمتر از سيزده سال) خود را براى وادار كردن به نماز خواندن كتك بزنند.

3. حداكثر تنبيه بدنى كودكان شش ضربه است. البته معلم و مربى حق ندارد بيش از سه ضربه بزند(9) و اگر بيشتر از اين اندازه بزند، علاوه بر اين كه مرتكب حرام شده، بلكه بايد قصاص هم بشود.

پدر اگر چه تا زدن شش ضربه مجاز است، اما در صورتى كه از اين حد تجاوز كند در روز قيامت قصاص خواهد شد و قصاص خداوندى، بسيار شديدتر و دردناك تر از قصاصى است كه در دنيا به دست بشر انجام مى گيرد.

روش هاى تنبيه

تنبيه ممكن است به صور گوناگون انجام گيرد و منحصر به كتك زدن نيست؛ زيرا ترش رويى و اخم نيز نوعى تنبيه است، هم چنان كه محروم كردن كودكان از بعض امور خوشايند و پر جاذبه نيز تنبيه ديگرى است؛ اما در تنبيه جسمانى نيز مراد توسل به شيوه هاى خشن و وحشيانه و ضربه زدن با تركه انار و شيلنگ و شلاق و… نيست. مثلا در مورد وسيله تنبيه زن به وسيله شوهر كه قرآن در آيه «و اضربوهن…» به آن اشاره كرده، مرحوم طبرسى در مجمع البيان از امام باقر عليه السلام نقل مى كند كه مقصود «زدن با مسواك» (10) است.

بنابراين، اگر در باب تنبيه زن توسط شوهر بدين گونه برخورد شود. شيوه ى خاص تنبيه كودك نيز معلوم است. به اوليا و مربيان توصيه مى شود كه

اولا: تنبيه و به ويژه تنبيه بدنى را به عنوان شيوه اى عمومى و اصل اوليه ى برخورد با خطاهاى كودكان به كار نگيرند.

ثانيا: بر اعصاب و احساسات خود مسلط باشند و در صورت لزوم از تنبيه استفاده كنند تا جلو كجروى كودك را بگيرند، نه اين كه خشم خود را بر كودك خالى كنند.

ثالثا: به حداقل تنبيه اكتفا كنند و از آن فراتر نروند.

رابعا: براى تنبيه كودك از هر وسيله اى استفاده نكنند، هم چنين بر صورت و مواضع آسيب پذير كودك نزنند و از شدت عمل و تنبيهات خشن جدا پرهيز كنند.

قهر، بهترين راه حل

بهترين راه حلى كه مى توان در اين مسأله مهم و پيچيده ارائه كرد و از درس هاى تربيتى اسلام و اهل بيت عليهم السلام است كه اين حتى اگر نيازى به تنبيه فرزندان باشد، آنها را نزنيد؛ آنان غنچه هاى بهشتى هستند كه زندگى را شيرين كرده اند، در چنين مواقعى با آنها قهر كنيد؛ زيرا اين عمل در روحيه ى كودك تأثير به سزايى دارد و كودك احساس مى كند با قهر كردن پدر يا مادر از او، گويى تمام درها به رويش بسته مى شود و هيچ راهى جز دست كشيدن از كارهاى خلاف خود ندارد، پس مى كوشد از كارهاى زشت خود دست بردارد و از پدر و مادر يا مربى هم پوزش بخواهد، اما نبايد قهر كردن خيلى طول بكشد وگرنه بازتاب هاى منفى ديگرى در بر خواهد داشت.

امام موسى بن جعفر عليه السلام به يكى از ياران خود كه از دست فرزندش به ستوه آمده بود و شكايت مى كرد فرمود: «لا تضربه واهجره و لا تطل؛(11) او را نزن، بلكه با او قهر كن، اما خيلى طول نكشد».

روش اهل بيت در تنبيه

اما روش اهل بيت عليهم السلام اين نبوده كه فرزندانشان را تنبيه بدنى كنند، و موردى سراغ نداريم و نقل نشده كه چنين كارى كرده باشند. پس بايد ديد كه شيوه ى تربيتى آن بزرگواران چگونه بوده است. با اين كه بعضى از آنان فرزندان زيادى داشتند، اما هرگز نيازى نمى ديدند بچه هايشان را تنبيه بدنى كنند و اين مسأله بسيار مهم و درس آموز است و اين ما هستيم كه چون با راه و روش تربيت والاى اسلامى آشنايى درست نداريم فكر مى كنيم كه زدن تنها راه تربيت فرزند است.

امامان معصوم عليهم السلام نه تنها با كودكان با رأفت و نرمى رفتار مى كردند، بلكه با غلامان خود نيز خوش رفتار و نرم خوى بوده اند، و در آن روزگار كه در جامعه با بدترين روش ها يا بردگان رفتار مى شد، آن بزرگواران هرگز نسبت به بردگان خشونت به خرج نمى دادند و جز با نرمى و ملايمت با آنان رفتار نمى كردند.

پى نوشت:
1. مجموعه ى ورام، ص 358.
2. «عن أبى عبدالله فى الصبى: اذا شب فاختار النصرانيه و أحد أبويه نصرانى أو مسلمين قال: لا يترك ولكن يضرب على الاسلام». وسائل الشيعه، ج 18، ص 546.
3. عن النبى فيما أوصى به أميرالمؤمنين «لا تضربن أدبا فوق ثلاث.» مجموعه ى ورام، ص 358.
4. «قلت لأبى عبدالله فى أدب الصبى و المملوك، فقال: خمسه أو سته و ارفق به» وسائل الشيعه، ج 18، ص 581.
5. عن النبى (صلى الله عليه و اله) فيما أوصى به أميرالمؤمنين: «لا تضربن فوق ثلاث فانك ان فعلت فهؤ قصاص يوم القيامه». مجموعه ى ورام، ص 358.
6. «قال على عليه السلام لصبيان ألقوا ألواحهم بين يديه لينظر فيها يخير بينهم…: أبلغوا معلمكم ان ضربكم فوق ثلاث ضربات فى الأدب اقتص منه» وسائل الشيعه، ج 81، 582.
7. ر.ك. شرايع الاسلام، ج 4، ص 192. (اين مسأله جزء مسلمات فقهى است. براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به بخش ديات كتب فقه، كه مقدار ديه براى هر بخش از بدن در آن جا مشخص شده است.)
8. توضيح المسائل، بخش استفتاءات، ص 571.
9. آيه الله العظمى خويى رحمه الله مى فرمايد: «هذا فى غير المعلم، و أما فيه فالظاهر عدم جواز الضرب بأزيد من ثلاثه…» مبانى تكمله المنهاج، ج 1، ص 341.
10.تفسير صافى، ج 1، ص 354 به نقل از مجمع البيان.
11. عده الداعى، ص 79.
منبع : كتاب حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت عليهم السلام به نقل از پايگاه راسخون