تمرکز

نوشته‌ها

مدیتیشن چیست؟

مدیتیشن، به معنای متمرکز کردن ذهن است. این تمرکز می‌تواند بر روی یک صدا، عبارت یا دعا، شیء، تصویر، آگاهی از خویشتن، نحوه تنفس، فرائض دینی و… صورت گیرد. هدف از این کار، آگاهی از لحظه حال، رسیدن به آرامش، و کاهش استرس است. مدیتیشن موجب ارتقای شخصیت و رشد روحانی و معنوی می‌شود.

هدف از مدیتیشن

مدیتیشن می‌تواند به آرامش افراد در استرس، به حفظ سلامتی و به بهبودی بیماران کمک کند .کسانی که مدیتیشن را به صورت مرتب انجام می‌دهند، هم کمتر دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند و هم شادمانی و رضایت بیشتری از زندگی دارند. مدیتیشن آرامش عمیقی ایجاد می‌کند که در آن احساس توازن و تعادل فکری خواهید کرد. دستاورد این تعادل فکری، افزایش بصیرت، ارتقای افکار، و خونسردی در برخورد با مشکلات است. آرامش و خودشناسی بیشتر و پذیرش بهتر دیگران، روابط اجتماعی را نیز دگرگون می‌کند. مدیتیشن با ایجاد شرایط رهایی از استرس، می‌تواند به کاهش علائم بسیاری از بیماری‌ها کمک کند.

فواید مدیتیشن

١- بر اساس یافته‌های بالینی، مدیتیشن منظم می‌تواند در درمان حمله اضطراب، اختلال اضطرابی فراگیر، زخم‌های گوارشی، التهاب روده بزرگ، پسوریازیس و برخی اختلالات افسردگی مانند دیس تایمی موثر باشد.
٢- مدیتیشن می‌تواند به عنوان مکمل درمان در فشار خون بالا، پیشگیری از سکته قلبی، سخت شدن دیواره عروق، التهاب مفاصل، دردهای عضلانی، سرطان، بی‌خوابی، میگرن و سکته مغزی به کار رود.
٣- مدیتیشن می‌تواند درمان مکملی برای آلرژی‌های خفیف تا متوسط و آسم باشد، چون کاهش استرس در این بیماری‌ها، نقش پیشگیری‌کننده دارد.
۴- مدیتیشن موجب کاهش علائم و بهبود عملکرد در بیماری‌های عصبی مانند پارکینسون، ام اس و صرع می‌شود.

احتیاط‌‌ها در مدیتیشن

مدیتیشن برای بیشتر افراد، بی‌خطر است؛ اما به نظر می‌رسد دوره‌های عزلت‌نشینی طولانی در برخی از انواع مدیتیشن برای افراد مبتلا به اختلالات روانی، اختلال افسردگی اساسی و اختلالات شدید شخصیتی، نامناسب است. برخی تحقیقات بیان می‌کنند که حالت آرامش و خلسه‌مانند مدیتیشن، مشابه هیپنوتیزم است.

نتایج مدیتیشن

مطالعات علمی که از سال۱۹۶۰ تا به حال صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که مدیتیشن، متابولیسم و سوخت و ساز بدن، سیستم غدد درون‌ریز، سیستم عصبی مرکزی و سیستم اعصاب خودکار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. تعداد تنفس، ضربان قلب و فشار خون کاهش یافته و امواج مغزی آلفا افزایش می‌یابد. این‌ها موجب کاهش اضطراب و درد می‌شوند. نیاز به مصرف مسکن‌ها نیز کم می‌شود.

تاریخچه مدیتیشن

مدیتیشن، سالهای سال است که انجام می‌شود. مذاهب مختلف در سر تا سر جهان، روش‌های متنوعی از تمرینات مدیتیشن را ارائه داده‌اند از جمله مراسم مذهبی مسیحی، تمرینات نشسته بودایی، حرکات چرخشی صوفیان، و….
گذشته از مراسم‌های مذهبی متداول و زمینه‌های فرهنگی، مدیتیشن را می‌توان به صورت فردی برای غلبه بر استرس و درد به کار برد.

انواع مدیتیشن

به طور کلی دو نوع مدیتیشن وجود دارد:

١- مدیتیشن از طریق تمرکز
٢- مدیتیشن از طریق تفکر

در مدیتیشن از طریق تمرکز فرد توجه خود را بر روی تنفس، تصویر واقعی یا خیالی، یک صدا، کلمه یا عبارتی که به آرامی یا با صدای بلند تکرار می‌شود (مانترا)، و یا بر حرکات مشخص مانند حرکات تای چی، یوگا، چی کونگ متمرکز می‌کند. به دنبال تمرکز، نگرانی و اضطراب محو شده احساس آرامش جای آن را می‌گیرد. این آرامش اثرات فیزیولوژیک مفیدی بر بدن دارد.
در مدیتیشن از طریق تفکر، فرد از تمامی توجه خود برای آگاهی استفاده می‌کند. تفکر در حالت آرامش و به منظور شناخت خویشتن صورت می‌گیرد و آگاهی از افکار، احساسات طبیعی، قوه ادراک و احساس به دست می‌آید. از این طریق سکون و آرامش ذهن، تسلط بر خویشتن و خونسردی حاصل می‌شود.
روش‌های مختلف مدیتیشن، آمیزه‌ای از فرهنگ‌ها و مذاهب هستند ولی اساس همه آنها را این دو روش تشکیل می‌دهد. برای مثال می‌توانید از یکی از روش‌های ساده مدیتیشن پنج دقیقه‌ای روزانه نوشته سلن ییگر selen yeager استفاده نمائید.
در این روش ساده، فقط کافیست شما مکانی آرام و بدون مزاحمت پیدا کنید و بنشینید. فراموش نکنید که پشت شما باید مستقیم و بدون خمیدگی(قوز) باشد. دستان خود را به حالتی کاملا آرام و راحت در کنار خود قرار دهید، اجازه دهید تا چشمان شما به طرف پایین نگاه کند. البته از خیره شدن به زمین خودداری نمایید و بسیار آرام و عمیق و منظم نفس بکشید، با تمرکز و احساس سرشار از شکرگزاری از آفریدگار یا قدرت بی‌انتها ادامه دهید. اگر کمی افکار شما شناور است، اشکالی ندارد، اگر احساس سنگینی چشم داشتید، چشمان خود را ببندید، بسیار آرام باشید و این تمرین را هر روز ادامه دهید اگر دو بار در روز این تمرین را انجام دهید و زمان آن را به بیست دقیقه برسانید، بسیار موثرتر خواهد بود. نگران نباشید؛ به راحتی آن را انجام خواهید داد و تاثیر شگفت‌انگیز آن را خواهید دید.

منبع: سایت روانشناسی خانواده

کمی استرس مفید است

این نوع استرس، به زندگی معنی و امید می‌بخشد. کمی استرس، فرد را اجتماعی‌تر می‌کند…

به گفته بعضی از محققان، استرس کوتاه‌مدت، آن طور که تصور می‌شود، بد نیست. بخشی از رویدادهای مهم زندگی از جمله ازدواج کردن، بچه‌دار شدن و… می‌تواند پراسترس و هیجان‌آور هم باشد.

در این مطلب به نقل از «MSN» به چند علت فواید داشتن کمی استرس اشاره شده است:

کمی استرس، به زندگی هیجان می‌دهد.

هر چند استرس‌های طولانی مدت در ایجاد بیماری‌هایی مانند بیماری قلبی، زخم معده، چاقی معده و اختلال حافظه نقش دارد اما باید دانست که در برخی موارد، کمی استرس می‌تواند باعث احساس خرسندی یا احساس مثبت در ما شود؛ به عنوان مثال ازدواج یا پیشرفت شغلی، اگر چه همراه با استرس است اما استرس آن، منفی نیست زیرا فرد، احساس استرس و کمی ترس می‌کند اما هیجان هم دارد. این نوع استرس، به زندگی معنی و امید می‌بخشد.

کمی استرس، فرد را اجتماعی‌تر می‌کند.

نتایج بررسی‌های محققان آلمانی در سال ۲۰۱۲ نشان می‌دهد، افرادی که یا به دلیل سخنرانی یا انجام تست ریاضی، دچار استرس می‌شوند، به طور چشمگیری نسبت به افرادی که تحت موقعیت‌های استرس‌زا قرار نگرفته‌اند، رفتارهای اجتماعی مثبت‌تری دارند. این افراد، اعتماد بیشتری به دیگران می‌کنند و در جلب اعتماد دیگران نیز موفق‌ترند.

کمی استرس، حافظه را بهبود می‌دهد.

کمی استرس، باعث ترشح هورمون‌های کورتیزول می‌شود. بررسی‌های اخیر محققان آمریکایی روی گروهی داوطلب نشان داد، حافظه آن دسته از داوطلبانی که بر اثر استرس، میزان تولید کورتیزول در آن‌ها افزایش یافته بود، نسبت به افرادی که هیچ افزایشی نداشتند، بهبود یافت.

کمی استرس، قدرت خلاقیت را تقویت می‌کند.

برای خلاق بودن در هر امری، از جمله نویسندگی، شعرسرایی یا یافتن راهبرد جدید کاری، کمی استرس لازم است زیرا این امر باعث می‌شود فرد کاملاً روی کار خود متمرکز شود.

کمی استرس، فرد را آگاه می‌سازد.

استرس یعنی واکنش هورمونی بدن به خطر؛ به عبارت دیگر، استرس به ما انرژی فیزیکی و ذهنی می‌دهد تا بتوانیم با هر نوع وضعیت و شرایطی کنار بیاییم. به عنوان مثال، هنگام رانندگی، فرد را نسبت به تهدیدها آگاه‌تر می‌کند یا هنگام مصاحبه کاری، به فرد جرأت بیشتری می‌دهد.

کمی استرس، سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند.

طی آزمایشی که روی نمونه‌های آزمایشگاهی انجام گرفت، مشخص شد هنگامی که موش‌ها در معرض استرس خفیف قرار می‌گیرند، در آن‌ها انواع سلول‌های ایمنی فعال می‌شود.

کمی استرس، در بهبود سریع‌تر بیماری‌ها نقش دارد.

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد بیمارانی که بعد از عمل جراحی دچار استرس‌های کوتاه‌مدت می‌شوند، نسبت به دیگران سریع‌تر بهبود می‌یابند.

منبع: میگنا

دیدار اول خواستگار، چطور مجذوبش کنید؟

وقتی اولین بار خواستگارتان را می‌بینید، باید بتوانید تاثیری مثبت در ذهن او ایجاد کنید چون حس اولیه در اولین دیدار خواستگار، اغلب درست است.

اولین‌ها همیشه در یاد آدم‌ها می‌ماند و به همین خاطر در موقعیت‌های مختلف اولین برخورد با طرف مقابل اهمیت زیادی دارد، به خصوص که این برخورد با عشق زندگی و همسر آینده‌تان باشد.

اعتماد به نفس داشته باشید

فردی اجتماعی و خوش مشرب که اعتماد به نفس بالایی دارید در اولین برخورد، تاثیر خوبی بر طرف مقابل می‌گذارد. اگر چنین ویژگی‌هایی را در خودتان تقویت کنید، دیگران راحت‌تر با شما صحبت می‌کنند و این نشان می‌دهد که پذیرای حرف زدن با دیگران هستید.

به زبان بدن توجه کنید

زبان بدن، زبان قدرتمندی است. زبان بدن افراد مختلف درباره سطح اعتماد به نفس و خلق و خوی آنها حرف‌هایی دارد و کافی است به این زبان توجه کنید. اگر می‌خواهید دیگران در نظر اول جذب شما شود محکم و با اراده بایستید، خم نشوید و قوز نکنید. در این صورت حس اعتماد به نفس و قدرت را به دیگران منتقل می‌کنید. دست‌های تان را مشت و گره کرده روی میز قرار ندهید یا دست به سینه ننشینید، این حالت‌ها نشان می‌دهند که برای طرف مقابل گارد گرفته‌اید.

لبخند بزنید

هر چهره ای با یک لبخند ملایم زیباتر می‌شود، بنابراین اگر می‌خواهید در نگاه اول تاثیرگذار باشید و چهره خوبی از شما در ذهن طرف مقابل شکل گیرد، لبخند را فراموش نکنید. یادتان باشد که بعد از یک لبخند به سرعت چهره ای عبوس و جدی به خودتان نگیرید و کاری نکنید که طرف تصور کند لبخند شما ساختگی و از روی اجبار بوده است. اجازه دهید دیگران هم صحبت کنند و فقط شما متکلم وحده نباشید. وقتی پشت سرهم و بدون وقفه حرف می‌زنید این ویژگی برای مخاطب شما در اولین برخورد خوشایند نیست.

تماس چشمی را از دست ندهید

زمانی که در حال صحبت هستید، با مخاطب تماس چشمی داشته باشید. وقتی چشم‌های شما به دوردست‌ها خیره شود یا جای دیگری را نگاه کنید این حس در مخاطب ایجاد می‌شود که به حرف‌هایش توجه نمی‌کنید یا حواس‌تان جای دیگری است.

تمرکز داشته باشید

ضمن صحبت کردن با دیگران مدام چشم‌تان به تلفن همراه نباشد و لا به لای صحبت‌ها به پیامک‌ها پاسخ ندهید، در صورتی که مجبور به پاسخ هستید از طرف عذرخواهی کنید. اگر می‌دانید که این فرد در زمینه خاصی سابقه درخشانی دارد، ضمن صحبت به این موفقیت اشاره‌ای داشته باشید و طرف را تحسین کنید.

منبع: نورعروس

شش قدم برای غلبه بر ترس‌های خودویرانگر

آیا تا به حال شده عدم موفقیت خودتان در دستیابی به یک هدف را با بهانه‌ عدم تجربه توجیه کنید؟ یا با این که منابع ، پول یا زمان لازم را نداشته‌اید؟ آیا شده قبل از این که حتی تلاشی کرده باشید، تسلیم شوید؟ آیا تا به حال شده موفقیت کسان دیگر در رشته و زمینه کاری خودتان را به‌ خاطر چیزهای جزیی مثل موارد زیر ببینید:

* او موفق است چون مهارتش در کامپیوتر بیشتر است.

* او موفق است چون آدم‌های زیادی را در این زمینه می‌شناسد.

* آنها موفق هستند چون خیلی سال است که این کار را می‌کنند.

* او برای این توانست اینکار را بکند چون خیلی وضعش خوب است، پول پارو می‌کند.

* او برای این موفق است چون همیشه از من خوش‌شانس‌تر بوده است.

کار واقعی پشت صحنه را ندیده‌ایم. دلیل واقعی موفقیت این افراد را نادیده گرفته‌ایم. به‌ اضافه این که انرژی زیادی را هم صرف توجیه عدم موفقیت خودمان کرده‌ایم و موقعیت‌ها و فرصت‌های واقعی برای عبرت گرفتن از توانایی‌ها و موفقیت‌های آنها را از دست داده‌ایم. شما تنها نیستید… خیلی از ما، مثل شما هستند. خیلی از ما به‌ خاطر طرز تفکر محدود‌کننده، با همین تجربه دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند. شاید خیلی سخت به‌ نظر برسد اما واقعیت است و برای روشن‌ کردن این موضوع، باید با دیدی منتقدانه به آن نگاه کنیم و با خودمان صادق باشیم. اگر شما هم تدافعی رفتار می‌کنید، به حرفم گوش کنید. من هم دچار همین وضعیت هستم اما دارم روی طرز تفکرم کار می‌کنم و دوست دارم تجربیاتم را با شما هم در میان بگذارم.

اول، یک تجربه شخصی

اخیراً ایده‌ای برای یک شبکه تبلیغاتی به ذهنم رسید که دوست داشتم دنبالش کنم. ساعت‌های زیادی را امروز صرف جستجوی بازار کردم. وقتی سایت‌های مختلف را می‌گشتم، روی قسمت “درباره ما”ی هر سایت کلیک می‌کردم و بیوگرافی موسسین آن سایت‌ها را می‌خواندم. بین بیوگرافی‌ها دنبال کلمات کلیدی مربوط به تبلیغات یا چاپ ‌و‌ نشر بودم. بعد از این که یک ساعت وقت صرف این کار کردم، آخر سر، متوجه شدم که واقعاً داشتم چه می‌کردم. می‌دانید، من دنبال بازارهای موجود نبودم، بلکه به‌ دنبال بهانه‌ای بودم که چرا در این بازار خارجی، شکست خورده‌ام.

باور می‌کنید؟ کاری که واقعاً انجام می‌دادم تحقیق درمورد پیشینه موسسین بود، مخصوصاً ویژگی‌ها و تجربیات مرتبط به آنچه که من نداشتم! ذهنم به دنبال شواهدی بود برای توجیه این که چرا آنها موفق شده و چرا من به‌خاطر این که آن ویژگی‌ها را ندارم موفق نمی‌شوم. این درک من را بیدار کرد و خاطراتی از چندین سال پیش را به ذهنم آورد که ناخواسته باعث شدم این باورهای محدودکننده نگذارند زندگی خوبی داشته باشم و توانایی من برای خوشبختی و شادی را مسدود کردند.

خوب! شما چه می‌گویید؟

من عقیده دارم که ما معمولاً اهدافمان را با طرز تفکر محدودکننده و تحمیلی خودمان و ترس از شکست به خطر می‌اندازیم. طرز تفکر ما، همه چیز است. شاید نتوانیم روی افکاری که وارد ذهنمان می‌شود، کنترل داشته باشیم اما می‌توانیم آگاه و هوشیار بمانیم و به جای این که سریعاً به آنها واکنش دهیم، آنها را خوب بررسی کنیم. اسیر شدن در دنیای مصنوعی فکرمان، خیلی آسان است. کار ذهن ما این است که ما را یکسان و بی‌تغییر نگه دارد و در نتیجه ترس خارج شدن از منطقه امن‌مان برای دنبال کردن اهدافمان را به دلمان بیندازد. این کاملاً طبیعی و غریزی است. همه ما تجربه‌اش می‌کنیم؛ اما آنهایی که به آنچه که می‌خواسته‌اند رسیده‌اند، یاد گرفته‌اند که چطور فرای آن حرکت کنند. یعنی با وجود همه این ترس‌ها، عمل کنند.
در زیر، به شش قدم برای غلبه بر ندای درونی که قدرت متوقف کردن ما برای دنبال کردن رویاهایمان را دارد اشاره می‌کنیم:

قدم ۱: شنیدن و تشخیص صدا

هوشیار باشید و ببینید که ذهنتان برای به تاخیر انداختن عمل شما، چه بهانه‌هایی می‌آورد. در زیر به متداول‌ترین این بهانه‌ها اشاره می‌کنیم:

* من سابقه تحصیلی لازم را ندارم، شاید بهتر باشد که بعد از این که فلان مدرک را گرفتم وارد عمل شوم.

* برای دنبال کردن این کار، پول کافی ندارم.

* برای این کار وقت ندارم.

* ارتباطات درست و لازم را در بازار ندارم.

* آخر من در مورد این کار چه می‌دانم؟ هیچ! مطمئناً هیچ وقت موفق نمی‌شوم.

* به‌اندازه کافی در باره این، آموزش ندیده‌ام. اول باید همه چیز را در موردش بدانم.

به زبانتان موقع حرف زدن یا یک نفر دیگر، دقت کنید. به عباراتی که استفاده می‌کنید، دقت کنید، دارید بهانه می‌آورید؟ آیا دارید موقعیتتان را به‌ خاطر فکر کردن در مورد نداشتن‌‌هایتان توجیه می‌کنید؟

قدم ۲: مراقب فلج تجزیه و تحلیل باشید

من قبل‌ترها خیلی در این دام افتاده‌ام. فلج تجزیه و تحلیل یعنی لازم باشد همه چیز در مورد نحوه انجام یک کار را قبل از شروع انجام آن بدانید. تجربه خودم را برایتان تعریف می‌کنم. من قبل از شروع یک پرو‌ژه، روزها و هفته‌ها را صرف تحقیق و تحلیل بازار می‌کردم. طی این مدت، دلایل کافی برای عدم موفقیت احتمالی خودم به‌ دست می‌آوردم. به‌ همین‌ دلیل، بعد از این همه زمانی که می‌گذاشتم، آخر وارد عمل نمی‌شدم. اگر آن زمان را صرف یک تحقیق کوچک می‌کردم و بعد وارد عمل می‌شدم، تجربیات بسیار باارزشی به‌ دست می‌آوردم که خیلی بهتر از این بود که یکجا بنشینم و دنبال دلایل شکستم باشم. حتی ممکن بود طی این مدت، به موفقیت هم دست پیدا کنم. البته تحقیق کردن در مورد بازار، خیلی مهم است اما مشکل، زمانی ایجاد می‌شود که ما از اهدافمان آگاهی نداریم و دلیل جستجوهایمان را نمی‌دانیم. افتادن در دام فلج تجزیه و تجلیل، خیلی راحت است پس حسابی مراقب باشید.

قدم ۳: خودتان را از پرتگاه افکار تدافعی دور کنید

افکار ما خیلی راحت به سرازیری می‌افتند. وقتی افکار تدافعی به ذهنمان می‌رسد، اگر فوراً متوقفشان نکنیم و آگاهانه خودمان را از آن بیرون نکشیم، اسیر ترس و فقدان خواهیم شد.

می‌توانید احساساتتان را تغییر داده و افکار تدافعیتان را با افکار زیر جایگزین کنید:

* تغییر زبان- به‌ جای این که بگویید: چون تجربه کافی ندارم، نمی‌توانم این کار را انجام دهم، سعی کنید زبانتان را تغییر دهید به: الان تجربه کافی در این مورد ندارم اما مطمئنم که از عهده آن برخواهم آمد، پس از همین امروز شروع می‌کنم.

* تغییر فیزیولوژی- بلند شوید و چرخی در اطراف بزنید. کاری بکنید که وضعیت فیزیکی کنونیتان را به‌ طرز قابل‌توجهی تغییر دهد. این کار ابزار بسیار خوبی برای قطع هر گونه الگوی فکری است.

* تغییر تمرکز- تمرکزتان روی چیست؟ برای یک مدت، چیز دیگری برای متمرکز شدن پیدا کنید.

قدم ۴: بدانید که ذهنتان شما نیستید

درک ذهن شما خود شما نیست. فقط به‌ خاطر این که یک فکر تدافعی دارید به این معنی نیست که این حقیقت دارد یا باید آن را دنبال کنید. می‌دانم این یکی از سخت‌ترین موارد است اما باید بفهمید که فکر شما، خود شما نیست. شما موجودی الهی هستید، بسیار ارزشمندید و قدرت برآوردن عمیق‌ترین خواسته‌های درونیتان در شما وجود دارد.

قدم ۵: دنبال بزرگترین ارزشتان باشید

به‌جای این که به دنبال دلیل این باشید که چرا نمی‌توانید در مقابل کسی دیگر موفق باشید، دنبال علت این باشید که چرا با فراهم کردن ارزشی که در آن مسابقه وجود ندارد، موفق خواهید شد. به‌ دنبال فرصت‌ها و موقعیت‌ها باشید نه فرصت‌های از دست رفته. دنبال چیزهایی باشید که برای دیگران موفقیت آورده است و از آنها به عنوان منبع الهام استفاده کنید. دنبال کارهایی باشید که دیگران خوب انجام داده‌اند و از آنها درس بگیرید. روی ایجاد ارزش تمرکز کنید. انتظار داشته باشید که داده‌هایتان بیشتر از دریافت‌هایتان باشد. وقتی این مفهوم ساده را خوب تمرین کرده و در آن استاد شدید، متوجه خواهید شد که برای برآوردن دیدگاهتان، دیگر خودِ آن مسابقه برایتان اهمیت ندارد.

قدم ۶: “چگونه” را فراموش کنید، روی “چه” تمرکز کنید

قبل از شروع عمل در مورد یک ایده یا پرو‌ژه، اسیر شدن در دام جزئیات این که چگونه به هدفتان برسید، خیلی ساده است. وقتی خیلی اسیر چگونه‌ها شوید، مطمئناً با بمبارانی از کارهای ناممکن هم روبه‌رو خواهید شد. این خیلی ناامید‌کننده است و نیروی حرکت شما را کند می‌کند. به علاوه، کارها معمولاً آن طور که شما انتظار دارید پیش نمی‌روند. بله مهم است که برای رسیدن به هدفتان برنامه داشته باشید اما باید این برنامه‌ها را با دیدگاهی بسیار سطح‌بالا خلق کنید که اسیر چگونه‌ها نباشد.

برای ایجاد یک هدف مشخص، واضح و قابل‌ارزیابی، وقت خیلی بهتر می‌گذرد. اول باید بدانید که می‌خواهید به “چه” برسید، بعد برای آن برنامه بریزید و بعد با قدرت تمام وارد عمل شوید. پس همین حالا روی کاری که می‌توانید بکنید تمرکز کنید!

درست مثل رانندگی کردن در شب در خارج از شهر، بیرون بسیار تاریک است و فقط می‌توانید راه دو متر جلوتر از خودتان را ببینید. البته مقصدتان را می‌دانید (که هدف شماست) و می‌دانید که راه بالاخره شما را به آن مقصد می‌رساند (برنامه). تمام کاری که از دستتان برمی‌آید تمرکز بر دو متر جلویی‌تان است.

افکار خودویرانگر را رها کنید!

من این ترس‌ها را با همه در میان می‌گذارم. در واقع، همیشه این تر‌س‌ها را حس می‌کنم. خیلی سال پیش با فکر چیزی که می‌ترساندم، بر خودم می‌لرزیدم. احساس می‌کردم دستهایم رعشه می‌گیرند و قلبم وارد گلویم شده است. از آن موقع یاد گرفته‌ام که فقط عمل کنم. هر زمان که برای کاری وارد عمل می‌شوم، کاری که موجب ترسم بود، دیگر هیچ‌وقت شکست نخوردم. دیگر همه چیز خیلی بهتر از آنچه که ترسم اجازه می‌داد می‌شد. شکست دقیقاً همان زمانی اتفاق می‌افتد که تسلیم می‌شوید. اگر تسلیم نشوید، محال است که شکست بخورید. (البته منظورم این نیست که کله‌شق و یک‌دنده باشید. منظورم این است که پشتکار داشته باشید و به موفقیتتان ایمان داشته باشید.)

منبع: مردمان

مسایلی که می‌توانند حل شوند

چگونگی حل مسائل، می‌تواند در زندگی همه ما انسان‌ها تاثیرات عظیمی بر جای بگذارد. چنانچه شما مسئله‌ای را با موفقیت حل کنید، این امر، منجر به افزایش اعتماد به نفس در شما و همچنین گام بلندی برای موفقیت در شما ایجاد خواهد کرد. و اما…

حل مسئله

دنیای همه ما انسان‌ها، دنیای واقعیت‌هاست و در دنیای واقعیت‌ها، ما ناگزیریم که هر روز با مسایل و مشکلات ریز و درشت و فراوانی مواجه شویم. هیچ انسانی نمی‌تواند این ادعا را داشته باشد که در مسیر زندگی خود، با هیچ مسئله‌ای روبرو نشده است. اما آنچه که از اهمیت فراوانی برخوردار است، این است که ما به عنوان یک انسان، چگونه با مسائل پیش آمده روبرو می‌شویم و چگونه سعی می‌کنیم آن‌ها را یک به یک حل کنیم.

حل مساله، تنها مختص به انسان امروز نبوده و نیست. بلکه از گذشته‌های بسیار دور نیز انسان‌ها راهکارهایی را برای حل مسائل پیش روی خود پیدا می‌کردند. چگونگی حل مسائل می‌تواند در زندگی همه ما انسان‌ها تاثیرات عظیمی بر جای بگذارد. چنانچه شما مسئله‌ای را با موفقیت حل کنید، این امر منجر به افزایش اعتماد به نفس در شما و همچنین گام بلندی برای موفقیت در شما ایجاد خواهد کرد.اما چنانچه مسائل را حل نشده رها کنید و یا به گونه‌ای غیر منطقی حل کنید مسلماً این امر منجر به آسیب‌های فراوانی از لحاظ جسمی و روحی در شما خواهد شد.

حل مساله، یک فرایند منطقی است. یک فرایند شناختی- رفتاری که به فرد یاری می‌دهد تا با پیدا کردن راه حل‌های سازنده، موثر و سازگارانه مسئله مورد نظر را حل کند. مسائلی که انسان در زندگی خود با آن مواجه می‌شوند بی‌شمارند از جمله این مسایل شامل مسائل مادی، مسائل بین فردی، مسائل اجتماعی و .. می‌باشد.

* چنانچه شما مسئله‌ای را با موفقیت حل کنید، این امر منجر به افزایش اعتماد به نفس در شما و همچنین گام بلندی برای موفقیت در شما ایجاد خواهد کرد. اما چنانچه مسائل را حل نشده رها کنید و یا به گونه‌ای غیر منطقی حل کنید، مسلماً این امر منجر به آسیب‌های فراوانی از لحاظ جسمی و روحی در شما خواهد شد.

مراحل حل مساله کدامند؟

رویکرد صحیحی نسبت به مسئله اتخاذ کنید: شما زمانی که در زندگی با مسئله‌ای روبرو می‌شوید آن را چگونه می‌بینید و از چه واژه‌هایی استفاده می‌کنید. بسیاری از ما انسان‌ها آن را نشانه ضعف، بی‌لیاقتی و ناتوانی خود می‌پنداریم و مدام خود را سرزنش می‌کنیم که چرا من؟ غافل از این که اگر بخواهیم به مسئله مورد نظر از این زاویه و دریچه نگاه کنیم، مانع بزرگی بر سر راه حل مسئله گذاشته‌ایم. به عبارت دیگر، این نوع نگاه کردن به مسئله، خودش یک مسئله بزرگ است. بنابراین برای یادگیری مهارت حل مسئله، در قدم اول می‌بایست تلاش کنیم که این نوع نگرش به مسئله را در خود تغییر دهیم. باید به جای انکار مسئله و یا سرزنش خود، بپذیریم که مسئله‌ای پیش آمده است و ما می‌بایست آن را به گونه‌ای سازنده و دقیق حل کنیم.

مسئله را به دقت تعریف کنید: بعد از تغییر باور و نگرش خود در باب مسئله، شما می‌توانید در این مرحله، تعریف دقیق و روشنی از مسئله پیش آمده داشته باشید. مشکل بسیاری از افراد در این مرحله این است که در تعریف مشکل خود، مشکل دارند. برای این کار شما می‌توانید اطلاعات راجع به مسئله جمع‌آوری کنید و نقاط کور و مبهم را شفاف سازید.

راه حل‌های متفاوت خلق کنید: در این مرحله سعی کنید راه حل‌های متفاوت تولید کنید. شما می‌توانید از روش بارش مغزی استفاده کنید؛ بدین معنی که هر راه حلی که به ذهنتان می‌رسد، بدون توجه به خوب یا بد بودن راه حل مطرح کنید. در این مرحله آنچه اهمیت دارد کمیت است تا کیفیت.

راه حل‌های مطرح شده را ارزیابی کنید و یکی را انتخاب کنید: بعد از تولید راه حل‌های مختلف و متفاوت در این مرحله شما می‌بایست راه حلی را انتخاب کنید که بالاترین مزیت و کمترین معایب را داشته باشد.

اجرای راه حل انتخاب شده: راه حل مورد نظر را اجرا کنید. آنچه اهمیت فراوان دارد این است که بعد از اجرای راه حل، چناچه مسئله شما با این روش حل شد، به خود پاداش دهید. اما اگر راه حل موثر واقع نشد، می‌توانید فرایند حل مسئله را از ابتدا شروع کنید؛ چرا که احتمالاً در جریان حل مسئله، اشکالی پیش آمده است که شما می‌توانید با رفع آن، مسئله پیش آمده را به درستی حل کنید.

منبع: سایت تبیان

تکنیک‌هایی برای رهایی از استرس در ۱۰ دقیقه!

شهرنشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند…

این روزها همه از فشار استرس ناشی از حجم زیاد کارهای روزانه گِله دارند؛ اما متاسفانه شاهد هستیم که روز به روز، حجم این کارها بیشتر می‌شود و به هیچ وجه نیز نمی‌توان از زیر بار سنگین مسئولیت‌های زندگی شانه خالی کرد تا استرس کمتری ایجاد شود. این امر نتیجه‌ای به غیر از تلنبار شدن استرس ناشی از دغدغه‌های روزمره برای ما ندارد، به همین منظور بر آن شدیم تا مروری بر تکنیک‌هایی داشته باشیم که با به کار گرفتن آنها می‌توان در ده دقیقه و حتی کمتر میزان فشار استرس وارده را کاهش داد. شهر نشینی مزیت‌های زیادی دارد اما در کنار تمام این مزیت‌ها، آلودگی هوا و ترافیک به همراه فشار ناشی از کار زیاد، باعث شده تا استرس به زندگی روزمره راه پیدا کند.

مسافرت یا ماساژ را می‌توان از راه‌های موثر بر طرف نمودن استرس دانست اما فشار کار روزمره اجازه نمی‌دهد که کار و زندگی را رها کرده و وقت و بی‌وقت به مسافرت برویم یا مجبور به پرداخت هزینه‌های گزاف سالن‌های ماساژ باشیم. خوشبختانه تمرین‌هایی وجود دارد که با انجام دادن آنها می‌توان به راحتی از شر استرس‌های وارده خلاص شد و از طرف دیگر هیچ‌ هزینه‌ای نیز لازم نیست صرف آن‌ها کنید. برای به کارگیری این تکنیک‌ها حتی به تجهیزات مختلف نیز نیاز ندارید و کافی است تنها از ریه‌های خود کمک بگیرید.

جالب است بدانید استرس به راحتی می‌تواند منجر به بیماری‌های قلبی و سکته شود، مشکلات گردش خود و اعتیاد نیز از مواردی دیگری است که استرس یکی از بزرگترین دلایل بروز آنهاست.

با توجه به مواردی که ذکر شد پیشنهاد می‌کنیم تا انتهای این متن با ما باشید و روش‌های کاهش استرس را به دقت مطالعه کنید.

۱. تکنیک نفس کشیدن مساوی یا Sama Vritti

در بین ۴ نکته‌ای که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت، تکنیک نفس کشیدن مساوی راحت‌ترین شیوه برای کاهش استرس است. زمانی که احساس کردید استرس شدیدی دارید کافی است تا چهار مرتبه پشت سر هم نفس کوتاه و بریده بکشید و سپس به همان صورت از طریق بینی بازدم داشته باشید. این فعالیت به دوام و ثبات نفس کشیدن شما کمک می‌کند. اگر این تکنیک را برای مدتی انجام دهید به راحتی به آن عادت می‌کنید و در مراحل بعدی پیشنهاد می‌شود حتی میزان نفس کشیدن پشت سر هم خود را از ۴ مرتبه به ۶ یا ۸ مرتبه افزایش دهید،‌ توجه داشته باشید که این فرآیند برای کاهش استرس شما است و به هیچ وجه با خود برای نفس کشیدن بیشتر مسابقه نداشته باشید. تکنیک نفس‌کشیدن مساوی به کاهش استرس به خصوص در شرایط قبل از رفتن به رختخواب و زمانی که قصد دارید به ذهن و بدن خود استراحت بدهید کمک بسزایی می‌کند.

۲. تکنیک نفس کشیدن شکمی

برای انجام این تکنیک، یک دست را روی سینه قرار دهید و با دست دیگر ناحیه شکمی را لمس کنید. سپس نفس عمیقی از طریق بینی خود کشیده و همزمان، باز شدنِ ریه‌ها را برای ورود هوا احساس کنید. این تمرین را شش تا ده بار در هر دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه انجام دهید. پیشنهاد می‌شود قبل از اینکه به محیط‌های استرس زا نظیر سالن امتحان و ملاقات‌های تجاری وارد می‌شوید از از تنفس شکمی غافل نشوید.

۳. تکنیک نفس کشیدن جمجمه درخشان یا Kapalabhati

برای رهایی از استرس با این تکنیک نفسی طولانی و آهسته بکشید سپس به سرعت سعی کنید از قسمت بالایی شکم بازدم داشته باشید. این شیوه نفس کشیدن را ادامه دهید تا زمانی که احساس کردید با آن مشکلی ندارید، سپس چرخه این تکنیک را بیشتر کنید و سعی داشته باشید ۱۰ بار به این حالت نفس بکشید.

۴. تکنیک نفس کشیدن جایگزین بینی یا Nadi Shodhana

شاید بتوان گفت آخرین تکنیکی که در این بحث به آن می‌پردازیم، موثرترین آنها نیز هست، گفته می‌شود که این تکنیک باعث می‌شود دو قسمت مغز به یکدیگر متصل شده و آرامش و تعادل کاملی را برای شما به ارمغان بیاورد. برای انجام این تکنیک یکی از سوراخ‌های بینی خود را با انگشت بگیرید، سپس از سوراخ دیگر نفس عمیقی بکشید و در بازدم جای انگشت خود را عوض کرده و از سوراخ دیگر بینی که تاکنون بسته بوده بازدم انجام دهید. این فرآیند را تکرار کنید و سعی داشته باشید جای انگشت خود را عوض کنید تا در هر نفس کشیدن سوراخ‌های بینی هرکدام به نوبت دم و بازدم داشته باشند. پیشنهاد می‌کنیم اگر کار دشواری پیش رو دارید و برای انجام دادن آن نیاز به تمرکز زیادی حس می‌کنید حتما این روش نفس کشیدن را انجام دهید.

ذکر این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که در ابتدا ممکن است با این روش احساس راحتی نکنید اما مطمئن باشید نتیجه‌ بسیار مثبتی را تجربه خواهید کرد. ایجاد تعادل میان ذهن و بدن و در نتیجه رها شدن از زیر فشار‌ استرس می‌توان از نتایج این شیوه تفس ذکر کرد. همان‌ گونه که در ابتدا نیز ذکر شد،‌ برای رها شدن از استرس‌های روزمره، به راحتی و در ظرف چند دقیقه با انجام این تکنیک‌ها به آرامش می‌رسید.

ناگفته نماند که استرس، به خودی خود معلول است و علت، همیشه در جای دیگری پنهان شده است، بنابراین از انجام سایر روش‌های مناسب و کم هزینه برای رها شدن از فشار استرس غافل نشوید،‌ برای مثال یوگا راه‌ بسیار مناسبی جهت مقابله با استرس و رسیدن به آرامش است، بودن در کنار خانواده،‌ غذا پختن، رسیدن به گل و گیاه، ‌مطالعه و حتی خرید کردن از مواردی هستند که به کاهش استرس کمک می‌کنند. سعی کنید روش‌های نفس کشیدن را که در بالا ذکر شد در برنامه روزانه خود قرار دهید، این تکنیک‌ها در کنار کمک به کاهش استرس باعث حفظ سلامتی ریه‌ها نیز می‌شوند.

منبع: میگنا

تکنیک های تلقین و تخیل برای افزایش تمرکز و تقویت حافظه

دانشمندان نشان داده‌‍‌اند هر نوع تلقین مورد پذیرش ضمیر ناخودآگاه قرار می‌گیرد …

قدرت تلقین
انسان موجودی تلقین‌پذیر می‌باشد و تلقین پذیری یکی از ویژگی‌های انسان است تلقین تاثیر فوق العاده ای بر انسان دارد. شاید یکی از دلایلی که اسلام زندگی را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز میکند و با تلقین به میت تمام میکند اهمیت تلقین باشد. بنظر میرسد یک بعد از ابعاد اذکار و عبادات هم بعد تلقینی آنها می‌باشد. همه انسانها با درجات مختلف تلقین‌پذیرند و این تلقین پذیری در خلسه بسیار افزایش می‌یابد.
دانشمندان به دفعات نشان داده‌‍‌اند هر نوع تلقین مورد پذیرش ضمیر ناخودآگاه قرار میگیرد امروزه دانشمندان اثبات کرده‌‍‌اند که بخشی از اثرات داروها اثرات تلقینی آنها است لذا در پزشکی امروز استفاده از شبه داروها مطرح شده است که فاقد اثرات خاص دارویی و شیمیایی می‌باشند. در تمام اعصار تلقین نقش مهمی در زندگی انسان بازی کرده است. از تلقین میتوان برای منظبط کردن و تحت کنترل در آوردن نفس خود استفاده کرد. تلقینِ سازنده، نیروی شگفت انگیزی می‌باشد. یادتان باشد تلقین فی نفسه قدرتی ندارد مگر اینکه ما قبولش کنیم. بنابراین با آگاهی از اثرات تلقین از آن در جهت مثبت استفاده کنید و خود را از تلقینات منفی دیگران و محیط در امان نگه دارید.

انواع تلقین
۱- تلقین کلامی
۲- تلقین فکری
۳- تلقین شنیداری
۴- تلقین دیداری
۵- تلقین نوشتاری
شما می‌توانید از هر یک از انواع تلقین که تمایل داشتید استفاده کنید. یاد آوری می‌نماییم که جملات تلقینی باید مثبت و کوتاه باشد و از قبل آماده و در دسترس قرار گرفته باشند، توجه کنید که برای تاثیر گزاری بیشتر این جملات را بسیار جدی و محکم و با باوری عمیق در ذهن خود تکرار کنید و یا بر زبان جاری سازید. جملات تلقینی زیر برای رسیدن به تمرکز خوب و تقویت حافظه پیشنهاد می‌گردد. (البته بسیار بهتر است تلقینات در حالت خلسه انجام گیرد)
– من همواره از هوش، شهامت و ذکاوت سرشارم.
– من به فرایند زندگی اعتماد دارم و ایمن هستم.
– من خودم را دوست دارم و تایید میکنم.
– من از آرامش الهی سر شارم.
– من دارای حافظه عالی و قدرتمند هستم.
– تمرکز من فوق العاده است.
– من با عشق و علاقه مطالعه میکنم.
– من با محبت به خودم توازن می‌بخشم.
– خواندن و مطالعه کردن به من احساس آرامش میدهد.
– من خوب و راحت مطالعه میکنم و خوب و راحت یاد میگیرم.
– من در جلسه امتحان بخوبی مطالب را از ذهنم به برگه امتحان منتقل میکنم.
– من از درس خواندن و امتحان دادن لذت می‌برم.
– من نسبت به خود صادق هستم، من مسئول پیشرفت خودم هستم. خلسه چیست؟
خلسه حالتی بین خواب و بیداری است که امواج ذهنی در شرایط آلفا قرار می‌گیرند و تلقین پذیری انسان افزایش می‌یابد.

در حالت خلسه انسان در:
۱- آرامش قرار میگیرد.
۲- توجه از امور عادی جدا می‌شود.
۳- آگاهی و تمرکز بیشتر می‌شود.
۴- حواس پنجگانه فیزیکی تضعیف می‌شود.
۵- حواس برتر هویدا و تقویت می‌شود.
۶- ضمیر خودآگاه کنار رفته و ضمیر ناخودآگاه پدیدار می‌گردد.
۷- در این حال امواج فکری انسان در سطح آلفا قرار می‌گیرد و تلقین پذیری انسان بیشتر می‌شود.

بنابراین مناسب است که در حالت خلسه از تلقین استفاده نمود تا تاثیرات بیشتری به همراه داشته باشد. باید توجه داشت که خلسه از نظر کیفیت به دو نوع مثبت و منفی تقسیم بندی می‌شود باید خلسه منفی را شناخت و اگر پیش آمد از خلسه خارج شد.

ویژگیهای خلسه مثبت
۱- تنفس آرام و عمیق است
۲- ضربان قلب طبیعی است
۳- شخص احساس آرامش و رهایی دارد در حالی که در خلسه منفی تنفس تند و سطحی است و شخص حالت اظطراب و تنش دارد.
در زندگی روزمره حالت هایی پیش می‌آید که مشابه خلسه می‌باشند باید در این شرایط و موقعیت ها به خود تلقین مثبت نمود.
حالت های مشابه خلسه:
۱-مواقعی که در حال استراحت هستید
۲- زمانی که خیلی خوشحال یا خیلی ناراحت هستید.
۳-لحظاتی قبل از این که به خواب بروید
۴- بلافاصله بعد از بیدار شدن
۵-قرار گرفتن در مکانهایی که جزء اهداف شما است.
۶-در موقع بیماری، حوادث لحظات قبل از بخواب رفتن و بلافاصله بعد از بیدار شدن یک خلسه طبیعی عالی، مثبت، عمیق و بسیار سودمند و مفید می‌باشد. این دو نوبت خلسه بسیار ارزشمند می‌باشد و میتوان از آن در جهت تغییر در عادات و رفتار و نیز تصحیح باورهای ذهنی غلط در سطح ناخودآگاه استفاده نمود. بنابراین برای افزایش تمرکز و تقویت حافظه شما باید از این دو نوبت خلسه طبیعی استفاده نمایید. خلسه فی نفسه مفید می‌باشد بدین معنی که اگر شما در حالت خلسه قرار بگیرید و تلقین هم نکنید، صرف قرار گرفتن در خلسه برای سلامتی جسم و ذهن و تقویت تمرکز مفید می‌باشد.

تکنیک ساده برای قرار گرفتن در حالت خلسه
یک روش ساده و موثر برای رفتن در خلسه استفاده از تنفس و شمارش معکوس می‌باشد بدین ترتیب:
۱-زمانی برای رفتن به خلسه در نظر بگیرید که در شرایط متعادل باشید و فرصت کافی برای انجام تمرین داشته باشید.
۲-بر روی زمین دراز بکشید و دستهای خود را در کنار بدن قرار دهید. ( می‌توانید روی یک صندلی مناسب خود را رها کنید)
۳-بدن خود را رها کنید بطوری که هیچ قسمت از بدن شما منقبض نباشد.
۴-قبل از شروع تمرین به خود یاد آوری کنید که با هر شمارش معکوس آرامش و رهایی شما بیشتر می‌شود و با رسیدن به عدد یک شما در خلسه ای مناسب قرار میگیرید و کاملا آماده انجام تلقینات هستید.
۵-تنفس عمیق و آرام با توجه بر دم و بازدم انجام دهید.
۶-شمارش معکوس را از ۲۰ تا ۱ انجام دهید. هر عدد را در ذهن خود مجسم کنید، لحظه ای خیره به آن نگاه کنید و سپس به عدد بعدی بروید.
۷-تلقینات مورد نظر را انجام دهید.
۸-با چند نفس عمیق، آرام آرام به حالت طبیعی برگردید.
قبل و بعد از تمرین به خود تلقین کنید که در تمرینات بعدی با شمارش های کمتر و در زمان کوتاهتری به خلسه های عمیق تر خواهید رفت.

تکنیک مراقبه گاشو
مراقبه گاشو یک تکنیک ساده و مفید برای ایجاد و تقویت تمرکز و افزایش قدرت حافظه می‌باشد. گاشو ( Gasho ) به معنی دستهای به هم چسبیده است، دستهایی که برهم قرار گرفته‌‍‌اند و در مقابل قلب قرار داده شده‌‍‌اند. مراقبه گاشو را میتوان بصورت نشسته روی صندلی، یا روی زمین به صورت دو زانو یا چهار زانو انجام داد. نکته مهم در انجام این مراقبه صاف بودن کمر و ستون فقرات می‌باشد. زیرا در این حالت جریان انرژی در کانال اصلی آن در بدن (که ساشومنا نامیده می‌شود و منطبق بر نخاع است) به سهولت و سادگی به حرکت در می‌آید.
مراقبه گاشو به تنهایی مراقبه کاملی است و هر کس میتواند روزانه ۱۰ الی ۲۰ دقیقه آن را انجام دهد. بسیار مناسب و لازم است که شما این مراقبه را انجام دهید و در انجام آن به مهارت برسید. نکته دیگر در انجام مراقبه گاشو این است که توجه و تمرکز باید بر محل تماس انگشت وسط باشد ( انگشت آتش ). در روزهای اول تمرین این مراقبه ممکن است تمرکز شما از این نقطه قطع شود و فکرهای پراکنده به ذهن شما برسد، در این حالت باید همچنان آرام باشید و هیچ عکس العمل تدافعی در مقابل این افکار نداشته باشید فقط به آنها به صورت ذهنی نگاه کنید و آنها را بپذیرید و دوباره تمرکز خود را به محل تماس انگشت وسط باز گردانید. با این روش بزودی میتوانید افکار خود را در کل زمان انجام تمرین مراقبه گاشو به این محل متمرکز کنید بدون اینکه افکار مزاحم حواس شما را از این نقطه منحرف کنند. توصیه می‌شود مراقبه گاشو را هر روز انجام دهید و به آن به صورت یک کار روزانه و لازم مثل مسواک زدن نگاه کنید، از انجام این مراقبه لذت ببرید و به نتایج بدست آمده از انجام روزانه و مرتب این تمرین توجه و تمرکز کنید. بزودی از انجام این تمرین لذت فرآوان خواهید برد و نتایج خوبی بدست خواهید آورد، یادتان باشد این مراقبه در کمال سادگی بسیار قدرتمند است و میتواند یاوری خوب و همیشگی برای شما در تحصیل و زندگی باشد.

مزایای مراقبه گاشو
۱-ایجاد آرامش
۲-افزایش تمرکز
۳-افزایش انرژی های فردی مراحل انجام مراقبه گاشو
۱-در حالتی آرام روی صندلی با پشتی صاف و چشمان بسته و یا نشسته روی زمین به صورت دوزانو و یا چهار زانو قرار بگیرید.
۲-دستان خود را به هم گرفته و در مقابل قلب قرار دهید.
۳-تمرکز و توجه خود را به محل تماس انگشتان وسط هدایت کنید.
۴-مدت ۱۰ الی ۲۰ دقیقه در این حالت بمانید.
۵-تمرکز خود را از محل تماس انگشت وسط قطع کنید و دستان خود را پائین بیاورید.
۶-از خودتان بخاطر انجام این تمرین سپاسگذاری کنید.
۷-چند نفس عمیق بکشید و به حالت عادی باز گردید.

تخیل و تصویر سازی ذهنی
تخیل نیرویی است که اندیشه را به ترتیبی تازه و متفاوت گردهم می‌آورد. تخیل یعنی توانایی آفرینش آرزو، هدف یا تصویری در ذهن، در تخیل هدفمند و ارادی از این توانایی برای تجلی و تحقق اهداف یا آرزو ها استفاده می‌شود. شما بر این خواسته و تصویر تمرکز می‌کنید و انرژی می‌دهید تا به صورت عینی در عالم مادی محقق شود. روش تفکر کنونی شما فقط یک عادت است که می‌تواند تغییر کند.
تخیل و تصویر ذهنی کلید ذهن شهودی هستند. استفاده از تجسم خلاق شنا کردن در مسیر آب است یعنی بدون تلاش و تقلا، به اعتقاد روانشناسان بزرگ تخیل بزرگترین نیروی ذهن است. دانشمندان علوم ذهنی می‌گویند انسان می‌تواند آنچه را در تخیل خود تصور میکند بیافریند. آدمی همان می‌شود که در خیال خود تصویر می‌کند. تخیل نیرومندتر از اراده است و اگر نبردی بین این دو رخ دهد تخیل پیروز میدان خواهد بود.
برتری شما در این است که کشف کنید چگونه نظام باورهای خود را تحت تاثیر قرار دهید. برای این منظور یکی از موثرترین راهها تصویر سازی ذهنی است. تجسم و تخیل مثبت و هدفمند تمرینی برای استفاده از توانمندی ها و انرژی های ذهنی می‌باشد. برای رسیدن آسانتر به اهداف و ایجاد تحول در خود، تقویت اراده، افزایش تمرکز و تقویت حافظه. تخیل هدفمند و مثبت ابزاری قدرتمند در دست شما است. با سخاوت کائنات خلاقیت نامحدود در هر لحظه از زندگی شما جریان دارد. اگر آنچه را می‌خواهید واضح و شفاف به ذهن خلاق خود بدهید، خواستهایتان به سراغتان می‌آیند. تخیل مثبت و هدفمند، فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های شما است.
تخیل کلیدی است برای دست یابی به تمرکز و آرامش در زندگی. صاحبنظران می‌گویند استفاده از تخیل هدفمند و هوشیارانه معجزه می‌کند. آنچه را در ژرفترین لایه ذهن به آن می‌اندیشید و منتظرش هستید به سوی خود جذب می‌کنید. تجسم یا آفرینش ذهنی موضوع تازه ای نیست، انسانهای پیش از تاریخ هم با تخیل و اثرات آن آشنایی داشتند. دو هزارو پانصد سال پیش یونانیان قدیم از این قانون ذهنی استفاده می‌کردند. چارلز فیلمور می‌گوید تخیل این توانایی را به آدمی می‌دهد تا خود را از زمان و مکان برون فکند و وراء هرگونه محدودیت قرار گیرد. اگر در نیت و خواسته خود صمیمی، صادق و آماده تغییر باشید، براحتی به هدف می‌رسید.
در استفاده از تخیل لازم است ذهنی باز داشته باشید. وقتی تجسم خلاق به هوشیاری مداوم و آگاهی شما بدل شد، می‌فهمید خود آفریننده زندگی خویش هستید. هدف نهایی این است که تخیل مثبت در هر لحظه از زندگی شما در حال ساختن آرمانهایتان باشد.. هدف محقق شده را خود را در ذهن نگهدارید. از جملات تلقینی هم استفاده کنید و از خود و همه سپاسگذاری کنید. هر چه قدر نسبت به خودتان احساس بهتری داشته و قدردان خود باشید، شادتر خواهید بود و انرژی خلاق شما افزایش می‌یابد.

کاربردهای تخیل و تجسم
۱-افزایش تمرکز
۲-تقویت حافظه
۳-ایجاد آرامش
۴-موفقیت در آزمونها
۵-افزایش اراده و اعتماد به نفش
۶-رسیدن به اهداف مادی، عاطفی، ذهنی، معنوی و …

تکنیک تخیل و آزمون ها
برای استفاده از قدرت تخیل جهت موفقیت در کنکور و تقویت تمرکز باید هدف خود را به تصویر بکشید. اساتید اعتقاد دارند بهتر است تصویر مربوط به بعد از رسیدن به هدف باشد. به عنوان نمونه برای قبولی در کنکور بهتر است مراسم جشن فارغ التحصیلی خود را تصویر سازی کنید برای این منظور ابتدا تصویری باشکوه از مراسم جشن فارغ التحصیلی خود بسازید که در آن مراسم شما را بعنوان دانشجوی نمونه و ممتاز معرفی می‌کنند، هر قدر می‌توانید تصویر مراسم را باشکوه و احساس بیشتر بسازید. تشویق های دیگران را ببینید، خوشحالی خود و دوستان و خانواده خود را احساس کنید و… . شما باید قبل از انجام تکنیک تصویر مربوطه را کامل و بدون اشکال در ذهن خود ساخته باشید.

مراحل انجام تکنیک
۱-زمان مناسب را برای انجام تکنیک انتخاب کنید.
۲-در حالت خلسه قرار بگیرید. (میتوانید از تکنیک خلسه استفاده کنید)
۳-تصویر مراسم جشن فارغ التحصیلی را با دقت و تامل در ذهن مرور کنید.
۴-با چند تنفس عمیق و آرام به حالت طبیعی باز گردید..
۵-برنامه ای منظم برای تکرار تکنیک در نظر بگیرید.

توجه: می‌توانید از خلسه طبیعی قبل از خواب استفاده کنید. قدرت ذهن ناخودآگاه برای فهم بهتر یکی از بهترین راه‌های تقویت توانایی یادگیری و بالا بردن نمراتتان این است که راه و روش کار کردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را یاد بگیرید.

فرایند فکر کردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه از نتایج آن باخبر می‌شویم. همه تغییرات در ناخودآگاه ما صورت می‌گیرد. زمانی که آمادگیش را داشته باشیم، با آگاهی از آن تغییر باخبر می‌شویم.
اما این یعنی چه؟ اگر علاقمندید بدانید این چه مفهومی دارد، مقاله را با ما دنبال کنید… تقریباً دو میلیون بیت ( واحد اطلاعات ) در هر ثانیه وارد سیستم عصبی انسان می‌شود. تقریباً می‌توان گفت که ما با بمبارانی از اطلاعات روبه رو هستیم. برای حفظ سلامت عقل، ذهن هوشیار ما اکثر محرک ها را فیلتر می‌کند و میلر (۱۹۵۶) کشف کرده است که ما فقط می‌توانیم مثبت هفت یا منفی دو بیت اطلاعات در یک زمان استفاده کنیم. این ذهن ناخودآگاه است که با سایر اطلاعات بالای هفت بیت (مثبت و منفی دو) سروکار دارد که در یک زمان خاص به آن توجه نمی‌کنید. به محض اینکه توجهمان را به چیزی می‌دهیم، آنوقت است که ذهنمان آگاه می‌شود. بعضی از قسمت های فیزیولوژی شما همیشه ناخودآگاه می‌ماند. این اصلاً نباید مایه تعجب باشد. ذهن ناخودآگاه ما همیشه مراقب ماست. ما که قلب، ریه ها، کلیه ها و سیستم ایمنی بدنمان را آگاهانه اداره نمی‌کنیم، می‌کنیم؟ می‌خواهیم به شما نشان دهیم که چطور برای دست یافتن به قدرت ذهن ناخودآگاهتان از ذهن آگاهتان بگذرید. ذهن ناخودآگاه تقریباً ۹۰% از کل قدرت ذهن شما را گرفته است، درمقابل ۱۰% از ذهنتان که برای فعالیت های روزمره از آن استفاده می‌کنید. ذهن ناخودآگاه گنجینه ای بسیار گرانبهاست، گنجینه ای از مهارت ها، حافظه، و تجربه. قدرت تفکر مثبت را می‌توان با استفاده از تاییدات و تصدیق ها تقویت کرد. تصدیق یک عبارت کوتاه در زمان حال است که مداوماً برای تاثیرگذاشتن روی ذهن ناخودآگاه تکرار می‌شود.

ایدآلترین آن باید کوتاه و کاملاً واضح باشد. این اهمیت زیادی دارد چون ذهن ناخودآگاه نمی‌تواند به سادگی عبارات و جملات طولانی و پیچیده را تحلیل کنذ. ذهن ناخودآگاه معمولاً با جملات کوتاه و مناسب بیشتر تاثیر می‌گیرد. اما اکثریت مردم عادت به منفی اندیشی دارند. این یعنی بیشتر روی نقاط مشکل دار زندگی خود متمرکز می‌شوند و مداوماً اتفاقی را که دوست ندارند بیفتد، بر زبان می‌آورند. این مسئله معمولاً باعث می‌شود که مشکلات اصلی بیشتر و بیشتر شده و وضعیت حتی بدتر هم بشود. مثلاً یک دانش آموز ممکن است مداوم با خود بگوید: “من هیچوقت در این امتحان موفق نمی‌شوم”. یا “همیشه وقتی می‌خواهم درس بخوانم حواسم پرت می‌شود”. یا “من نمی‌توانم روی درسم تمرکز کنم”. دانش آموزی که مداوم این تاییدات منفی را با خود تکرار می‌کند، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، معمولاً به احتمال کمتری در امتحانات خود موفق می‌شود و هیچوقت نخواهد توانست روی درس خود تمرکز کند. پشت هر احساس منفی یک فکر یا باور است و در اکثر موارد اینها افکار و عقایدی ناسالم هستند. از ناسالم منظور این است که نمی‌توانند به شما برای رسیدن به آنچه در زندگی می‌خواهید کمک کنند. یعنی هیچ خدمتی به شما نمی‌کنند. باور (معمولاً ناخودآگاه) مثل ماشه اسلحه می‌ماند و باعث می‌شود که در برخی موقعیت های خاص زندگی شکست بخورید. این را یادتان باشد: اگر مثبت فکر نکنید و فکرتان را با افکار و باورهای مثبت پر نکنید، آنوقت افکار منفی برای خالی کردن شکاف ها می‌آیند. لطفاً هیچوقت توانایی های خودتان را دست کم نگیرید. هیچوقت نباید فکر کنید که توانایی انجام کاری را دارید یا نه. سوال اصلی این است که آیا می‌خواهید فلان کار را بکنید یا نه!

در مثالهای بالا، آن دانش آموز تاییدات منفی را وارد مغزش می‌کرد. درحالیکه باید آنرا با تاییدات مشابه اما مثبت آن جایگزین می‌کرد. “من می‌دانم که در امتحاناتم موفق می‌شوم”. یا “وقتی برای درس خواندن می‌نشینم، اصلاً حواسم پرت نمی‌شود”. یا “قدرت تمرکزم رو به پیشرفت است”. شاید انجام اینکار به نظر سخت بیاید، مخصوصاً در انجام کاری که به نظرتان خیلی دشوار است. اما باور کنید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر، فقط تمرین می‌خواهد. هرچه این تاییدات را بیشتر و بیشتر با خود تکرار کنید، آگاهانه یا ناآگاهانه، سریعتر به واقعیت تبدیل خواهد شد. اما باید مراقب باشید چون این روش هم برای افکار منفی و هم مثبت به این خوبی عمل می‌کند. یک زمان عالی برای تکرار تاییدات مثبت قبل از خواب یا بعد از بیدار شدن در صبح است. در این اوقات، ذهن ناخودآگاه شما بیشترین ارتباط را با شما خواهد داشت. اگر بتوانید آن عبارات را در طول روز با خود تکرار کنید یا حتی بنویسید و کپی هایی ازآن را همه جای خانه بگذارید، خیلی بهتر خواهد بود. یک جایگزین خیلی خوب این تاییدات “پیام های نیمه خودآگاه” است .
قدرت پیام های نیمه خودآگاه در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می‌شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال ۱۹۷۴، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد.
پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می‌رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی‌کند و ذهن ناخودآگاه می‌تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند.
استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری
پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می‌شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می‌کند. پیام های نیمه خودآگاه سمعی هم به همان روش عمل می‌کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می‌شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می‌دهد. هر دو نوع آن در رسیدن به قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه بسیار نیرومند هستند. وقتی قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درک کردید و شروع به تحت کنترل درآوردن آن کردید، قادر خواهید بود نمراتتان را با سرعت زیادی بالا برده و فرایند یادگیری خود را شدیداً تقویت کنید. آنوقت است که درس خواندن برایتان لذت بخش خواهد بود نه یک فعالیت اجباری.

تکنیک‌هایی برای افزایش فعالیت ذهنی
یکی از مهم‌ترین تکنیکهایی که باعث افزایش قدرت یادگیری می‌‌شود، افزایش فعالیت ذهنی است. میزان واکنش ما نسبت به مطالب تحت تاثیر حالات روحی، علایق، انگیزه‌ها و فنون مورد استفاده در مطالعه تغییر می‌‌کند. هر چقدر این واکنش نسبت به مطالبی که مطالعه می‌‌کنیم بیشتر باشد، آنها بیشتر و بهتر در ذهن ما جای خواهند گرفت.
برای ایجاد واکنش فعالانه ذهن می‌‌توانید از روشهای معرفی شده در این مقاله استفاده کنید.
۱- گرم کردن: ذهن ما نیز مانند جسم ما برای اینکه ورزیده تر باشد و کارش را بهتر انجام دهد، نیاز به گرم کردن دارد. در پانزده دقیقه اول مطالعه نیروی ما صرف گرم کردن مغز در جهت تمرکز روی موضوع مورد نظر می‌‌شود. بنابراین کارآیی فرد در ۱۵ دقیقه ی اول کمتر است. حتما تا به حال متوجه شده اید که در دقایق اول امتحان فهم سوالات و پاسخ دادن به آنها تا اندازه ای مشکل است. اما بعد از چند دقیقه با سهولت بیشتری موفق به پاسخ دادن به سوالات می‌‌شوید. پس اگر شروع درسی برایتان مشکل بود، دلسرد نشوید و به مطالعه ادامه دهید. وقتی ذهنتان آماده شد با سرعت بیشتری مطالب را فرا خواهید گرفت. به طور کلی بهترین راه برای گرم کردن ذهن، مرور مطالب گذشته است. این کار علاوه بر آماده کردن مغز، باعث می‌‌شود که بهتر بتوانید بین معلومات جدید و دانسته های قبلی ارتباط برقرار کنید.
۲- تکرار کردن: همانطور که ذکر شد، مرور و تکرار مطالب گذشته به فهم مطالب جدید کمک قابل توجهی می‌‌نماید؛ چون باعث می‌‌شود ذهن فعال تر شود.
۳- اثر «بالارد»: این اثر مربوط به قسمت ناخودآگاه ذهن می‌‌باشد. در حقیقت بعد از مطالعه قسمتی از مغز هنوز به فعالیت خود در زمینه یادگیری و یادآوری مطالب خوانده شده، ادامه می‌‌دهد. درست مانند وقتی که پا را از روی پدال گاز برمی دارید، اما ماشین هم چنان به حرکت خود ادامه می‌‌دهد.
برای تقویت و ادامه این حرکت ذهنی باید: اولا، نسبت به مطالب در خود علاقه ایجاد کنید، زیرا ثابت شده مطالب مورد علاقه زمان کمتری می‌‌برد. حتی تظاهر به داشتن علاقه به یک مطلب قدرت یادگیری را افزایش می‌‌دهد.
ثانیا، در خود انگیزه ایجاد کنید. اهمیت یادگیری مطالب را برای خود مشخص کنید تا با هدف و انگیزه بیشتری مطالعه کنید.
ثالثا، پس از مطالعه مطالب مشکل، به ذهن خود کمی استراحت دهید. چون هر چقدر مطالب مشکل تر باشد و قوای ذهنی بیشتری را بکار گیرد، حرکت ناخودآگاه ذهن بیشتر خواهد بود. جالب است بدانید بسیاری از کشفیات مهم مانند کشف انسولین که توسط “بانتینگ” صورت گرفت، در اثر فعالیت قسمت ناخودآگاه ذهن و در خواب حاصل شده است.

۱۰ کلک ساده برای تقویت مغز
دو راه پایه‌ای و اساسی برای اینکه مغزتان را سالم و سرحال نگه دارید وجود دارد: تنوع و کنجکاوی. وقتی هر کاری که انجام می‌دهید از روی عادت‌تان است و زندگی بر یک روال می‌گذرد، بدانید که وقت تغییر است. اگر هر شب پیش از خواب جدول حل می‌کنید و این عادت‌تان شده است، وقتش است که تفریح وقت خوابتان را عوض کنید و ورزش دیگری برای مغزتان بیابید. در مورد دنیای دور و برتان کنجکاو باشید و به جستجوی این بروید که بفهمید هر چیزی چگونه کار می‌کند. این تلاش برای فهمیدن بیشتر به مغزتان کمک می‌کند که سریع‌تر و تاثیرگذارتر عمل کند.

۱۰ کلک ساده هم ما به شما پیشنهاد می‌دهیم تا با به کارگیری آنها کمی ورزش کنید:

۱- کتاب بخوانید: یک کتاب انتخاب کنید. کتابی با موضوعی کاملاً جدید. موضوعی که تاکنون در مورد آن اطلاعی نداشتید. هر هفته در یک موضوع جدید کارشناس و خبره شوید. با این کار نه تنها ورزش می‌کنید، بلکه به این همه ناشر و نویسنده ایرانی هم که بازاری برای فروش کتاب‌هایشان پیدا نمی‌کنند کمک می‌کنید.

۲- بازی کنید: بازی راه بسیار خوبی برای مغز شماست که مهارت‌هایش را به امتحان بگذارد. سودوکو (جدول اعداد)، جدول کلمات، و بازی‌های الکترونیکی که این روزها در موبایل‌ها به وفور یافت می‌شوند، می‌توانند به بالا رفتن مهارت‌های مغز شما و تقویت حافظه‌تان کمک کنند. این باز‌ی‌ها خودشان هم نوعی تفریح هستند. البته زمانی شما از این بازی‌ها بیشترین سود را می‌برید که روزی چند دقیقه با آنها وقت بگذرانید، نه ساعت‌ها.

۳- از دست مخالفتان استفاده کنید: هر از گاهی یک روز را اختصاص دهید قبه استفاده از دست مخالفتان. اگر چپ دست هستید با دست راستتان در را باز کنید. اگر راست دست هستید تلاش کنید کلید را با دست چپ بچرخانید. همین کار ساده باعث می‌شود مغزتان راه‌های جدیدی ایجاد کند. ساعتتان را در دست چپتان ببندید تا یادتان بماند که از دست مخالفتان استفاده کنید.

۴- شماره تلفن حفظ کنید: این تلفن‌های امروزی هم گاهی دردسرند. در حافظه این تلفن‌ها می‌توان همه اطلاعات را ذخیره کرد. برای همین است که این روزها دیگر کمتر کسی شماره تلفن حفظ می‌کند، در صورتی که حفظ کردن شماره تلفن تمرین خیلی خوبی برای مغز است. هر روز یک شماره جدید یاد بگیرید.

۵- برای مغزتان غذا بخورید: مغز شما به چربی‌های سالم نیاز دارد. روغن‌های ماهی، خشکبار، دانه‌های مغذی و روغن زیتون جزو این دسته از غذاها هستند. شروع کنید به خو.ردن این گونه غذاها و از خوردن چربی‌های اشباع شده پرهیز کنید.

۶- خرق عادت کنید: اغلب مردم عادت‌هایشان را دوست دارند؛ وقت‌کشی‌ها و تفریحاتی که می‌توانند تا ساعت‌ها ادامه پیدا کنند. اما هرگاه چیزی تبدیل به طبیعت دوم انسان شد، دیگر مغز برای انجام آن انرژی نمی‌سوزاند. اگر واقعا می‌خواهید مغزتان جوان بماند با عادت‌هایتان مبارزه کنید. درها را با دست مخالفتان باز کنید و دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه این کارها باعث می‌شود مغزتان از خواب بیدار شود و دوباره دنیا را ببیند.

۷- از راه‌های متفاوت بروید: به هر کجا که می‌خواهید بروید از راهی متفاوت و جدید بروید. همین تغییر کوچک در عادت‌های روزانه باعث می‌شود برای مغزتان در پیدا کردن مسیرها تمرین کند. اگر همیشه از یک سمت خیابان راه می‌رفتید به سوی دیگر خیابان برودی. وارد مغازه‌های جدید شوید و خلاصه هر کاری که عادت‌های روزانه شما را می‌شکند انجام دهید.

۸- یک مهارت جدید کسب کنید: یادگیری یک مهارت کاری جدید باعث می‌شود بخش‌های مختلفی از مغز شما به کار بیفتد. با این کار حافظه‌تان هم وارد بازی می‌شود، شما مهارت‌های جدیدی یاد می‌گیرید که به شما کمک می‌کند کارهای متفاوت انجام دهید.

۹- فهرست تهیه کنید: فهرست‌ها خارق‌العاده‌اند. تهیه فهرست به شما کمک می‌کند موارد مختلف را به هم پیوند دهید. فهرستی از همه مکان‌هایی که به آنها سفر کرده‌اید تهیه کنید. نام همه غذاهایی را که تاکنون چشیده‌اید روی کاغذ بیاورید. از بهترین هدایایی که تا به حال دریافت کردید فهرست تهیه کنید. هر روز یک فهرست تهیه کنید تا حافظه‌تان شخم بخورد اما حواستان هم جمع باشد که خیلی به این فهرست‌ها تکیه نکنید. فهرست تهیه کنید اما بدون آن به خرید بروید. فهرست را وقتی استفاده کنید که هر چه به ذهنتان می‌رسید خریدید.

۱۰- یک تفریح جدید پیدا کنید: یک مهارت جدید پیدا کنید که زیاد هم گران نباشد. عکاسی با دوربین دیجیتال، نقاشی، ساز زدن، روشی جدید در آشپزی یا نوشتن می‌توانند گزینه‌های خوبی برای شما باشند.

منبع: میگنا

تکنیک‌های افزایش دقت (کاهش بی‌دقتی) در تحصیل و آزمون‌ها

یادمان باشد که برای موفقیت در تحصیل، داشتن اطلاعات علمی کافی نیست. استفاده از مهارت‌هایی که بتواند میزان بهره‌وری ما از این اطلاعات را افزایش دهد نیز امری بسیار مهم است. بی‌دقتی، یکی از رایج‌ترین مسائل دانش‌آموزها و داوطلب‌های کنکور است…

بارها اتفاق افتاده است که دانش‌آموزها به‌ دلیل بی‌دقتی (با وجود داشتن اطلاعات بالا) در امتحان‌ها، نمره از دست داده‌اند. به‌ طور قطع، برای شما هم اتفاق افتاده است که بعد از امتحان، دچار افسوس شوید که با وجودی که پاسخ‌ها را می‌دانستید، به‌ دلیل ”بی‌دقتی“ نتوانستید به سؤال‌ها پاسخ صحیح دهید. البته بی‌دقتی انواع متفاوتی دارد: ندیدن قسمت‌هایی از صورت سؤال، اشتباه‌های محاسبات و … برخی از انواع بی‌دقتی است.
یادمان باشد که برای موفقیت در تحصیل، داشتن اطلاعات علمی کافی نیست. استفاده از مهارت‌هایی که بتواند میزان بهره‌وری ما از این اطلاعات را افزایش دهد نیز امری بسیار مهم است.
در این مبحث از دورهٔ آموزش CMT می‌خواهیم در مورد دقت و روش‌های افزایش آن و کاهش بی‌دقتی گفت‌وگو نماییم. اما از آنجایی که تعریف ”دقت“ در شناخت راه‌های افزایش آن بسیار مؤثر است، ابدا می‌خواهیم ”دقت“ را تعریف کنیم:
دقت به معنی توجه غیرارادی از طریق حواس پنجگانه است. برای این که بتوانید معنی و مفهوم دقت را بهتر لمس کنید به اطراف خود نگاه کنید. سعی کنید تمام اجسام و وسایلی را که به‌ طور نمونه به رنگ آبی هستند، به خاطر بسپارید.
اکنون چشم‌های خود را ببندید و سعی کنید اجسام و وسایلی را که به رنگ دیگری (به طور نمونه سفید) هستند، یادآوری کنید! این کار، بسیار دشوار خواهد بود. توانایی حفظ ”توجه ارادی“ به موضوعی بدون این که موضوع‌های دیگر توجه ما را از بین ببرد، به معنی ”تمرکز“ است. اما دقت به معنی ”توجه غیرارادی“ است.
در مثالی که زده شد، رنگی که آگاهانه به خاطر سپرده می‌شد(رنگ آبی)، نمادی از مطلب‌های مهم و یا قسمت‌هایی از سؤال است که ما می‌دانیم باید به آن توجه کنیم و رنگ دیگر (رنگ سفید)، نماد مطلب‌ها و قسمت‌هایی است که ما فکر می‌کنیم مهم نیستند و به همین دلیل به آن بی‌توجهی می‌کنیم.
اگر در هنگام حل سؤال یا مطالعه، اهمیت مطلبی را بدانیم؛ به طور قطع به آن توجه خواهیم کرد و بی‌دقتی زمانی رخ می‌دهد که ما از کنار مطلبی می‌گذریم (به صورت ناآگاهانه). پس برای تقویت دقت باید ”توجه غیرارادی“ خود را تقویت نماییم.
ندیدن، شنیدن و … همگی از نشانه‌های بی‌دقتی هستند. به‌ طور نمونه اگر ما قسمتی از گفته‌های معلم را نشنویم او می‌گوید: ”دقت کن!“
باز هم تأکید می‌کنم: ”دقت“ یعنی دیدن، شنیدن، لمس کردن و… همهٔ آن چیزهایی که با حس ما در ارتباط هستند نه فقط آن چیزهایی که ما فکر می‌کنیم مهم هستند. یعنی به طور نمونه اگر در حال خواندن مطلبی هستیم، دقت یعنی دیدن کامل همهٔ مطلب.
طبق تحقیق‌های صورت گرفته، ۷۵ درصد از اطلاعات از طریق حس بینایی وارد حافظهٔ ما می‌شوند. این موضوع نشان از میزان اهمیت حس بینایی دارد.
ـ جدول درصد ورود اطلاعات از طریق حواس پنجگانه به حافظهٔ انسان در زیر آمده است:
حس درصد ورود اطلاعات
بینایی ۷۵ درصد
شنوایی ۱۳ درصد
بویایی ۶ درصد
چشایی – لامسه/ هرکدام ۳ درصد

البته این موضوع به‌منزلهٔ بی‌اهمیت بودن حس‌های دیگر نیست؛ ولی می‌توانید کمک قابل توجهی در روش‌های افزایش دقت داشته باشید.

▪ دو نکته مهم
۱) دقت، ذاتی نیست
دقت، یک مهارت است نه یک دانش و هر مهارتی، با تمرین قابل پرورش است. بنابراین یقین داشته باشید که خواهید توانست دقت خود را با انجام تمرین‌های زیر افزایش دهید.
۲) دقت، اولین مرحله از مرحله‌های انتقال اطلاعات به حافظهٔ بلندمدت است
در مبحثی حافظه، مرحله‌ها یانتقال مطلب به حافظهٔ بلندمدت به ترتیب زیر گفته شد:
اطلاعات/ حافظه حسی/ حواس پنجگاه/ دقت/ فراموشی/ حافظه کوتاه مدت/ مرور تداعی/ تصویر/ حافظه بلندمدت
همان طور که در شکل نیز می‌بینید، اولین شرط انتقال اطلاعات ”توجه یا دقت“ است. شاهد این مدعی مطلب‌های بسیار زیادی است که ما در طول روز می‌بینیم، می‌شنویم و… ولی فقط آنهایی وارد حافظهٔ بلندمدت می‌شود که ما به آنها ”دقت“ می‌کنیم. پس ”دقت“ موضوع بسیار مهمی است. چرا که اگر به موضوعی ”دقت“ نکنیم، هرگز وارد مرحله‌های انتقال مطلب به حافظهٔ بلندمدت نخواهد شد. تکنیک‌های افزایش ”دقت“ را در دو بخش ”راهبردهای رفتاری“ و ”راهبردهای ذهنی“ مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم:

الف) راهبردهای رفتاری

همان طور که گفته شد، ”دقت“ به معنی توانایی حفظ توجه از طریق حواس پنجگانه به‌ صورت غیرارادی است. پس اگر حواس پنجگانه خود را تقویت کنیم، گام بزرگی در افزایش دقت برداشته‌ایم.
با توجه به این که بیشترین حجم ورودی اطلاعات، از طریق حس بینایی (۷۵ درصد) رخ می‌دهد، تقویت حس بینایی، امری بیسیار مهم است، برای تقویت حس بینایی ۲ راهکار زیر پیشنهاد می‌گردد:

۱) شستن چشم‌ها در آب زلال
برای تقویت حس بینایی، هر روز چشم‌های خود را داخل یک کاسه آب سرد باز کنید و چند دقیقه این کار را ادامه دهید. این کار، علاوه بر افزایش قدرت حس بینایی، به زلال و شفاف‌تر شدن چشم‌ها (زیبایی) کمک می‌کند.

۲) خوردن موادی که دارای ویتامین A یا C هستند
مصرف روزانه‌ٔ یک لیوان آب‌هویج و یک عدد گوجه‌فرنگی در درازمدت، تأثیر بسیار زیادی در افزایش قدرت بینایی و در نتیجه افزایش دقت خواهد داشت. البته برای تقویت حس‌های دیگر نیز راه‌های گوناگونی وجود دارد که با توجه به میزان اهمیت آنها فقط اشارهٔ کوتاهی به آنها می‌کنیم۶
برای تقویت حس شنوایی (دقت در شنیدن)، سعی کنید زمانی که موسیقی گوش می‌دهید انواع سازها را تشخیص دهید و تعداد آنها را معین کنید و برای تقویت ”حس بویایی“، سعی کنید با چشم‌های بسته، میوه‌ها و غذاهای مختلف را با استفاده از حس بویایی خود تشخیص دهید. برای تقویت ”حس لامسه“ نیز سعی کنید با لمس انواع پارچه با نوک انگشت‌ها حس آنها را تشخیص دهید.

▪ تذکر مهم
تمامی تمرین‌های ارائه شده، فقط در صورت داشتن تکرار، نتیجه‌بخش خواهد بود و باید در این مورد صبور باشید.

دو تمرین مهم برای تقویت حس بینایی و شنوایی (دقت در دیدن و شنیدن)

با توجه به اهمیت استفادهٔ دانش‌آموزهای کنکوری از دو حس ”بینایی و شنوایی“ دو تمرین جدید جهت تقویت این دو حس ارائه می‌گردد:
۱) در این تمرین که هدف، تقویت حس بینایی است، باید زمانی که تلویزیون در حال پخش یک برنامهٔ گفتاری – تصویری (اخبار، سریال و …ـ است، صدای تلویزیون را قطع کرده و تلاش کنید تا با استفاده از لب‌خوانی کلمه‌ها را دریابید. البته این‌ کار، بسیار دشوار است ولی یادتان باشد که این یک تمرین است و هدف، تنها افزایش توانایی حفظ توجه است.
۳) در این تمرین که شباهت بسیار زیادی با تمرین قبل دارد، باید صدای رادیو را بسیار کم کنید تا جایی که صدای بسیار کمی شنیده شود، سپس سعی کنید (تأکید می‌کنم: سعی کنید) صدای گوینده را بشنوید؛ لازم به ذکر است که این تمرین نیز بسیار دشوار است. یعنی ممکن است از هر ۱۰ کلمه، فقط یک کلمه بشنوید ولی هیچ اشکالی ندارد، هدف، فقط تمرین است.

● انواع بی‌دقتی
دانش‌آموزها و داوطلب‌های کنکوری بیشتر در سه زمان (مطالعه، کلاس و آزمون) بی‌دقتی می‌کنند. در زیر به‌ دلیل بی‌دقتی در این سه مورد و نیز راهبردهای ذهنی برای افزایش دقت می‌پردازیم، ولی قبل از آن می‌خواهیم ببینیم که چرا بی‌دقتی می‌کنیم.
روانشناس‌ها و متخصص‌های مطالعه و یادگیری، بر این باور هستند که بی‌دقتی در هنگام مطالعه و آزمون، به سه دلیل رخ می‌دهد:

۱) داشتن عجله
به‌ طور حتم برای شما رخ داده است که می‌خواستید در مدت زمان کوتاهی، کاری را انجام دهید (به‌ طور نمونه لحظه‌ای آخر که از منزل خارج می‌شویم، خیلی هم عجله داریم، یادمان می‌افتد که باید به کسی تلفن بزنیم) در این مواقع ما به‌ طور معمول، بی‌دقتی می‌کنیم و به برخی از موارد مهم توجه نمی‌کنیم. این مورد در آزمون نیز رخ می‌دهد. داوطلب‌هایی که در حل سؤال‌ها یا خواندن سؤال عجله می‌کنند، از ضریب دقت بسیار پایینی برخوردار هستند.

۲) سرگردانی چشم بین خط‌ها و برگشت‌های غیرارادی چشم به عقب
به‌ طور حتم در هنگام مطالعه و یا آزمون، برای شما اتفاق افتاده است که خط‌ها را گم کرده‌اید و حتی گاهی چشم‌های شما چند کلمه عقب‌تر را نگاه کرده است.

۳) کاهش غیرارادی توجه
تحقیق‌ها نشان می‌دهد بیشترین بی‌دقتی‌ها در جلسه‌ٔ آزمون، مربوط به سؤال‌های ساده است. این موضوع اشاره به کاهش ناآگاهانهٔ توجه دارد. در جلسه آزمون، زمانی که ما با یک نسبت (سؤال) ساده مواجه می‌شویم. احساس خوشایند موفقیت و رضایت درونی سبب می‌شود تا تصور کنیم پاسخ دادن به این سؤال، بسیار ساده است. این فرآیند پیچیدهٔ ذهنی حتی گاهی سبب می‌شود تا ما سؤال بعدی را بخوانیم. در اصل، ضمیر ناخودآگاه ما با خود می‌گوید: ”این سؤال که ساده است؛ سؤال بعدی را هم می‌توانم جواب دهم“ بنابراین میزان توجه ما کاهش می‌یابد.
اکنون می‌خواهیم روش‌های ذهنی افزایش دقت و کاهش بی‌دقتی را بررسی کنیم.

ب) راهبردهای ذهنی

۱) افزایش هوشیاری، هنگام روبرویی با سؤال‌های ساده
همان‌طور که کلمه شد، عمده‌ترین دلیل بی‌دقتی، کاهش غیرارادی توجه در هنگام حل سؤال‌های ساده است. مؤثرترین راه‌حل مقابله با این مورد، افزایش هوشیاری در هنگام روبه‌رو شدن با سؤال‌های ساده است. بسیار ساده است. کافی است هر وقت که سؤال ساده دیدید، حالت جسمانی‌تان تغییر کند، گویی موضوع بسیار مهم و خطرناکی را دیده‌اید چرا که در این لحظه‌ها، احتمال بی‌دقتی، بسیار زیاد وجود دارد و شما در خطر آن قرار دارید.

۲) خواندن کامل همهٔ جزییات
یکی دیگر از دلیل‌های بی‌دقتی در مطالعه و آزمون، توجه نکردن به جزییات و هماهنگ نبودن سرعت چشم با ذهن است. برای رفع این مشکل باید از روش خطربر، استفاده کنید. در این روش مداد یا انگشت اشارهٔ خود را زیر خطاهایی که مطالعه می‌کنید، حرکت دهید و هماهنگ با آن، چشم‌های خود را حرکت دهید.

▪ دو نکتهٔ مهم
۱) اگر چشم‌های شما با حرکت انگشت خط‌ بر هماهنگ نیست، تمرین زیر را انجام دهید:
کتاب درسی خود را وارونه بگیرید و از اولین کلمهٔ بالای صفحه، سمت راست شروع کنید و انگشت خطابر خود را از زیر خط‌ها حرکت دهید و سعی کنید چشم‌های خود را با آن هماهنگ کنید. هدف از این تمرین، فقط هماهنگ کردن چشم شما با انگشت خط‌بر است و نیاز به فهمیدن مطالب نیست.

۲) در آزمون‌ها و امتحان‌ها خواندن کامل صورت سؤال، موضوع بسیار مهمی است که ما به‌ طور معمول به آن توجهی نمی‌کنیم.

در اینجا ذکر دو نکته لازم است:
۱) یادمان باشد که در هر امتحان، فرصت خواندن سؤال برای ما در نظر گرفته شده است. به‌ طور معمول تصور ما بر این است که زمانی‌که ۱۰ سؤال داریم و ۲۰ دقیقه وقت، یعنی برای پاسخگویی به هر سؤال، ۲ دقیقه وقت داریم در حالی‌که برای خواندن و پاسخ دادن به هر سؤال، ۲ دقیقه وقت داریم.
۲) در امتحان‌ها سعی کنید زیر کلمه‌های مهم مانند (نیست، ندارد و…) در صورت سؤال، خط بکشید.

۳) فعال بودن

با افزایش سرعت مطالعه، دقت بیشتر می‌شود تا زمانی که به ناحیهٔ مطالعه فعال برسیم و پس از آن با افزایش سرعت، ”دقت“ کاش می‌یابد. علت بی‌دقتی در هنگام حل سؤال‌های ساده، مطالعهٔ درس‌های عمومی، کلاس‌هایی که معلم، آرام صحبت می‌کند، به‌ طور کامل به فعال نبودن ما مربوط می‌شود. برای افزایش دقت از طریق ”فعال بودن“، کافی است از تکنیک ”یادداشت‌برداری“ استفاده کنیم. یعنی در آزمون با یادداشت کردن محاسبه‌ها و در هنگام مطالعه، با یادداشت کردن کلمه‌ها و نکته‌های کلیدی.

۴) تنظیم وقت

همان‌طور که گفته شد، ”عجله“ یکی دیگر از عامل‌های بی‌دقتی است. برای حذف این مورد در امتحان‌ها با استفاده از ”تکنیک‌های مدیریت زمان“ وقت خود را تنظیم کنید و در هر درس فقط به اندازهٔ همان درس وقت بگذارید.
در هنگام مطالعه نیز در هدفگذاری هر واحد مطالعه، دقت کنید تا بر مبنای سرعت واقعی خود پیش‌بینی نمایید. چرا که اگر بیشتر معین کنید، به طور قطع عجله خواهید کرد و اگر کمتر معین کنید، با فعال نبودن مطالعه، باز هم بی‌دقتی خواهید کرد.

▪ یک توصیه مهم
به داوطلب‌های کنکوری توصیه می‌کنیم. هر شب ۳۰ دقیقه را به زدن تست زمان‌دار اختصاص دهند. این کار، تأثیر بسیار زیادی در کنترل زمان و در نتیجه کاهش بی‌دقتی خواهد داشت. این کار را به‌ طور حتم، هر روز به مدت ۳۰ دقیقه (۱۰ سؤال عمومی و ۱۰ سؤال اختصاصی) انجام دهید.

منبع: مجله شادکامی و موفقیت؛ محمدرضاپور دستمالچی؛ مشاور تحصیلی مدارس

تمرکز روی اشتباهات کودک

یکی از نیازهای اساسی والدین و معلمان در امر تربیت و پرورش اخلاق کودکان، برقراری ارتباط سالم با آن هاست. ارتباط صحیح بین پدر و مادر و روابط سالم آنان با کودکان، اولین و مهم ترین زمینه ی رشد و پرورش اخلاق نونهالان است. بهترین ملاک و معیار که بر اساس آن تربیت و کیفیت پرورش اخلاق کودکان را می توان مورد ارزیابی و دقت قرار داد، ارتباط اعضا خانواده با یکدیگر است. به همین اعتبار، خانواده را امروزه سیستم ارتباطی تعریف می کنند که سلامت جامعه، بازتاب از سلامت سیستم ارتباطی خانواده است، زیرا جامعه سالم، بدون روابط سالم درون خانواده ها امکان پذیر نیست.

ما در این مقاله راهکار هایی را ارائه می دهیم که به دانش آموزان کمک کنیم تا احساساتشان را در جهت مثبت گرایش دهند، باید کار کنیم تا عزت نفس خود را باز یابند و به احساس ارزشمندی برسند. باید نحوه برقرار کردن ارتباط با آنان را تغییر دهیم و به جای تمرکزکردن روی خطاها و اشتباهات بر آن چه انجام داده اند و یا می توانند انجام دهند تاکید کنیم و همواره بر نقاط قوت و محاسن کارهای آنان تکیه کنیم. این امر سبب دلگرم شدن آن ها می شود و به توانایی های خود اعتماد پیدا می کنند، در نتیجه، به رفتار پسندیده روی می آورند. همین ایجاد اعتماد به نفس و تقویت جهات مثبت، خود یک از موثرترین عوامل برای جهت دهی مثبت به احساسات کودک به حساب می آید. باید از دیدگاه انسانی همان ارزشی را که برای انسان بزرگسال قائل هستیم برای کودک نیز قائل باشیم، چرا که تربیتی که مبتنی بر اقتدار یک جانبه باشد محکوم به شکست است. ارتباط و اقتدار یک جانبه به جای این که به درک و فهم کودک کمک کند و به رعایت مقررات انضباطی از طرف کودک بینجامد و او را به همکاری بکشاند، او را بی رغبت خواهد کرد؛ زیرا کودک طبیعتا جذب حرف ها و رفتاری می شود که خود در آن نقش و سهم داشته باشد و شخصیتش به نحوی در آن دخالت داده شود.

باید به آنان تاکید کرد که شخصیتشان برای ما ارزشمند و دوست داشتن است ولی رفتار و عمل آنان نامناسب بوده است و با صراحت علت آن را ذکر کنیم، بعد به آنان فرصت فکر کردن دهیم.

کودک وقتی احساس ارزشمندی نمی کند، به وجد نمی آید و در ارتباط متقابل، به درک ضرورت رعایت مقررات نمی رسد. باید احساس کند که شما او را همتای خودتان به حساب می آورید تا در یک احساس متقابل، در موقعیت آزاد و آگاهانه به راهنمایی ها و گفته های شما فکر کند و به آن معتقد شود. علت تبعیت کودکان از همسالان خود همین احساس برابر از طرف مقابل است که منجر به ایجاد ارتباط متعادل و مبادله هم عرض می شود. بنابراین در این موقعیت نباید کلام و یا سخنی گفته شود که به نحوی او را نادیده انگارد، یا به شخصیتش لطمه وارد سازد. انسان ها در هر سن که باشند مشکلات موجود در روابط شان، اختلال ها و ناهنجاری های رفتاریشان معمولا نتیجه فقدان احترام متقابل و بی ارزش شدن شخصیتشان است. راهکار ما این است که باید احساسات و اطلاعاتی که جنبه راهنمایی و ارشاد دارد به طور واقع برای تقویت شخصیت کودک، بدون سرزنش و انتقاد، با بیان ملایم، آرام و دلنشین در فضای حاکی از احترام و محبت القا شود، چرا که اگر این کلمات و واژه ها به شخصیت و منش کودک کوچک ترین ضربه ای وارد کند، فورا موضع دفاع به خود گرفته و از زیر بار کار که انجام داده است شانه خالی خواهد کرد و هرگز حرف های شما را هر چند که به حق هم باشد، قبول نخواهد کرد.

این امر برای ما بزرگترها هم پیش می آید، هنگامی که کسی به طرز رفتار و گفتار ما انتقاد وارد کرده، طعنه می زند و یا رفتار ما را بی ارزش جلوه می دهد، موضع دفاع به خود می گیریم، به صورتی که گویا ارزش رفتار ما همان ارزش شخصیت خود ماست و چون احساس حقارت می کنیم موضع انفعال به خود گرفته و حرف درست را گوش نمی دهیم. در ارزنده سازی باید بدون ذکر اشتباهات به نقاط مثبت و قوت کودکان اشاره کرد. باید به آنان تاکید کرد که شخصیتشان برای ما ارزشمند و دوست داشتن است ولی رفتار و عمل آنان نامناسب بوده است و با صراحت علت آن را ذکر کنیم، بعد به آنان فرصت فکر کردن دهیم.کودک در این حالت چون به شخصیتش لطمه ای وارد نشده است، از رفتار نامناسب خود احساس ناخرسندی و ناخوشایند می کند. ما با تکیه برجنبه های مثبت و بها دادن به شخصیتش و ارزش گذاری برای او، اعتماد به نفس وی را تقویت کرده و در عین حال کار و عمل ناشایست او را رد کرده ایم.این رفتار سبب می شود که کودک در عین احساس ارزشمندی، از کرده خود ناراحت و پشیمان شود و در مورد رفتارش احساس ناخوشایند کند. کودک انسانی است که خود را دوست دارد و نمی خواهد لحظه ای احساس ناخوشایند را تحمل کند و با شدت سعی دارد که از چنین موقعیتی بگریزد و این احساس ناراحت کننده را به فراموش بسپارد.

با اظهار محبت و احترام از طرف والدین و یا مربی، کودک در معذوریت اخلاق قرار می گیرد و در مقابل، حاضر نیست دست به عمل خطایی بزند که بی ارزش شود.

بنابراین، در این فضای آکنده از محبت و احترام متقابل که برای او ایجاد شده به طور طبیعی میل به گریز از بدی ها و احساس های ناخوشایند و رو آوردن به خوبی ها و احساس های خوشایند دارد و این گرایش فطری انسان است، چرا که در می یابد، احساس خوشایند و ارزشمند تنها در سایه رعایت مسائل اخلاق حاصل می شود، نه در تخلف از آن . با اظهار محبت و احترام از طرف والدین و یا مربی، کودک در معذوریت اخلاق قرار می گیرد و در مقابل، حاضر نیست دست به عمل خطایی بزند که بی ارزش شود، لذا اگر رفتار نامناسب دیگری هم از او سر زند غیر عمد خواهد بود. پس از توفیق در ارتباط با کودک و پذیرفتن احساساتش، ما هم به نوبه خود صادقانه احساساتمان را نسبت به عملش با او در میان می گذاریم .باید حساسیت و موقعیت آنان را درک کنیم که به چه مسائلی حساس و از چه کلماتی آزرده خاطر می شوند. هر کلمه یا واژه ای که شخصیت آنان را تحقیر کند موجب آزردگی روح آنان خواهد شد. باید حرمت و کرامت انسانی آنان حفظ شود، هرگز چیزی را به زبان جاری نکنیم که عزت نفسشان را خدشه دار کند.

باید با محبت و در عین حال با صراحت احساسات خود را با آنان در میان بگذاریم و سعی کنیم قباحت و زشتی عمل را که مرتکب شده اند به آنان منتقل کنیم و آنان هم همانند ما قباحت و زشتی عمل را حس کنند. مهم در این مرحله، ظرفیت در نحوه ی انتقال این احساس به کودک است. هنگامی که او کار خطایی مرتکب می شود و ما عصبانی می شویم، این عصبانیت و ناراحتی را باید او درک کند و برای درک آن کافی است که با صراحت احساسات خودمان را صادقانه درباره خطای وی بیان کنیم. مثلا اظهار کنیم: من ناراحتم، من عصبانیم، من آزرده خاطر هستم چون …

باشد که توانسته باشیم با شناساندن آسیب های فرهنگی و دادن راهکارهای مناسب، دین خود را نسبت به جامعه ادا نماییم.

سید عباس سلطانی عشرت وحید سرند/روزنامه خراسان

تنظیم برای تبیان: کهتری

ورزش‌هاى فکرى

فکر و اندیشه

یکى از ابزار موفقیت انسان، تفکر و اندیشه سالم است. اگر انسان بخواهد رشد فکرى پیدا کند، باید فکر خود را در مسیر بالندگى و رشد، حرکت دهد، کسانى که انگیزه فرهنگى و علمى والائى دارند، باید با ورزش‌هاى مخصوصى، قدرت تفکر خود را بالا ببرند.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: همانا فکر تو، وسعت همه کارها را ندارد پس آن را براى کارهاى مهم، آزاد بگذار.[۱]

و در روایت دیگر فرمودند: وقتى فکرت را بر تمام کارهایت مقدم بدارى، آینده‌ات نیکو خواهد شد.[۲]

فکر و اندیشه، نیاز به مراقبت دارد و انسان باید سعى کند افکار خود را از آلودگی‌هاى فکرى پاک کند و قدرت اندیشه و تفکر را در مسائل زیربنایى به کار گیرد.

براى این کار، تمرین بسیار لازم است تا فکر انسان، از عوامل متفرق به سوى تفکر در مسائل اعتقادى عبادات و مطالعه به کار گرفته شود.

شرایط ورزش روحى، فکرى

ورزش‌هاى روحى و فکرى باید تحت شرایط و برنامه‌هاى صحیح اجراء شوند تا آثار و نتیجه مثبت داشته باشند.

۱- مکان ورزشى خلوت و بى‌سر و صدا باشد.

۲- زمان هر تمرین حداقل ۱۰ تا ۲۰ دقیقه باشد.

۳- زمان تمرین، منظم باشد.

۴- حداقل روزى یکبار تمرین‌ها انجام شود.

۵- تمرکز در تمرین‌ها وجود داشته باشد.

ورزش تمرکز در مطالعه

یکى از مشکلات افراد در مطالعه، عدم تمرکز در مطالعه است. بسیارى از افراد هنگام مطالعه تمرکز ندارند و خیلى زود از آن خسته مى‌شوند. براى آن که در مطالعه تمرکز حاصل شود، باید عوامل تفرقه در مطالعه را جستجو کرده و آنها را از بین برد.

عوامل تفرقه فکر

۱- مشکلات و نارسایی‌ها

مشکلات و نارسایی‌ها مى‌توانند عامل تفرقه فکر باشند و فکر انسان را به خود مشغول دارند. لذا باید مشکلات و نارسایی‌ها را هنگام مطالعه فراموش نماییم.

على(علیه السلام) مى‌فرماید: کسى که بسیارى از امور را پشت سر نیندازد، خوشى زندگیش مختل مى‌شود.[۳]

یکى از برخوردهاى منطقى با مشکلات، فراموش کردن آنهاست.

۲- کسالت و تنبلى

یکى از عوامل تفرقه در مطالعه، کسالت وتنبلى است، هر کسى داراى این صفت باشد، نه تنها در مطالعه موفق نمى‌شود بلکه در سایر کارهاى خود نیز موفقیتى نخواهد داشت. در روایت مى‌خوانیم:

بر تو باد پرهیز از سستى و بى‌حوصلگى. زیرا این دو، مانع بهره‌بردارى و سود تو از دنیا و آخرت خواهد شد.[۴]

کسالت و تنبلى را باید با عزم و اراده از بین برد. على(علیه السلام) مى‌فرماید: با اراده محکم، به جنگ سستى‌ها بروید.[۵]

۳- آمال و آرزوهاى معقول و غیر معقول

آمال و ‌آرزوها چه معقول باشند یا غیرمعقول تلقى گردند، باعث تفرقه حواس انسان مى‌شوند. از نظر شرع مقدس اسلام نیز آرزوها باید کوتاه و محدود و قابل دسترسى باشد و گرنه آفت دین و دنیا به شمار مى‌رود.

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: دنیا مانند آب دریاست، تشنه هر چه بیشتر از آن بنوشد، عطش او زیادتر مى‌شود تا او را به هلاکت برساند.[۶]

۴- سروصداهاى ناهنجار

یکى از عوامل تفرق حواس، سر و صداست. مشکل آلودگى صوتى، یکى از مشکلات فراگیر جامعه است. فردى که مى‌خواهد مطالعه کند، باید مکانى را براى مطالعه در نظر بگیرد که خالى از سروصدا باشد.

۵- اشتغالات فکرى

یکى از عوامل تفرقه حواس، اشتغالات فکرى بیش از حد مى‌باشد. وقتى فکر انسان متفرق و مشغول باشد، نمى‌تواند در مطالعه تمرکز پیدا کند. لذا على(علیه السلام) مى‌فرماید:

همانا فکر تو وسعت همه کارها را ندارند، پس آن را براى کارهاى مهم آزاد بگذار.[۷]

۶- خستگى

یکى از موانع مطالعه و تمرکز، خستگى است. کسى که مى‌خواهد کارهاى فکرى انجام دهد، باید خود را بیش از اندازه خسته نکند. کارهاى بدنى، فعالیت‌هاى ورزشى سنگین که همراه با خستگى باشد با کارهایى فکرى در تضاد مى‌باشد.

۷- اضطراب و نگرانى

اضطراب و نگرانى، عامل تفرقه حواس و باعث عدم تمرکز در انسان است.[۸]

۸- شرایط نامناسب محیط

یکى از عوامل تفرقه فکر، شرایط بد و نامناسب محیط مطالعه است. سرد بودن زیاد مکان مطالعه، گرم بودن زیاد مکان مطالعه، کم یا زیاد بودن نور و عدم نور کافى، از شرایط نامناسب محیط مطالعه به شمار مى‌رود.

ورزش تمرکز براى خوابیدن

یکى از مشکلات عصر حاضر، بدخوابى و کم‌خوابى است.[۹] بسیارى از افراد، از دیر خوابیدن در هنگام شب، گله دارند و برخى به داروهاى خواب‌آور متوسل مى‌شوند. امّا بیدار خوابى را مى‌توان با به دست آوردن تمرکز در هنگام خواب درمان کرد:

۱- هر شب هنگام خواب، چند دقیقه پیرامون کارهاى روز خود فکر کنید و جهات مثبت و منفى آن را ارزیابى کنید.

۲- عوامل گرایش به کارهاى بد و عوامل گرایش به کارهاى خوب را بررسى کنید. تصمیم بگیرید کارهاى بد را تکرار نکنید و کارهاى خوب را بیشتر انجام دهید.

۳- دعاهاى هنگام خواب را بخوانید.[۱۰]

۴- دو ساعت قبل از خوابیدن، از خوردن غذاها و آشامیدنی‌هاى مقوى پرهیز کنید.

۵- بالش زیر سر را، کوتاه انتخاب نمائید.

۶- از موادى که زائل‌کننده خواب هستند مثل چاى و قهوه استفاده نکنید.

۷- تنفس را از راه بینى انجام دهید.

۸- اگر از خواب بیدار شدید، روى برنامه‌هاى جدید خود فکر کنید، کارهایى را که باید انجام دهید دسته‌بندى کرده و نسبت به زمان و مکان آن برنامه‌ریزى نمائید. این برنامه‌ریزى، بر اساس واقعیات باشد.

۹- پارچه‌اى روى دو چشم قرار دهید تا به تاریکى بیشتر کمک شود.

پى‌نوشت‌ها

[۱] . غرر الحکم، ص ۲۵۲
[۲] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۵۳۹
[۳] . میزان الحکمه، ج ۷، ص ۲۶۸
[۴] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۳
[۵] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۳۹۵
[۶] . اصول کافى، ج ۲، ص ۱۳۶
[۷] . غرر الحکم، ص ۳۵۲
[۸] . توضیح در کتاب اضطراب و نگرانى اثر دیگر مؤلف.
[۹] . توضیح بیشتر را در کتاب تربیت فرزند اثر دیگر مؤلف مطالعه کنید.
[۱۰] . توضیح این را در کتاب اخلاق در زندگى ج ۱، اثر مؤلف مطالعه کنید.
محمد حسین حقجو
منبع: سایت اندیشه قم

کودکان و دنیای مجازی

راهنمای والدین در استفاده کودکان از رسانه‌های دیجیتال

رسانه‌ها، همه جا هستند. تلویزیون، اینترنت، کامپیوتر، و بازی‌های ویدئویی همیشه و همه جا توجه کودکان را به خود جلب می‌کنند. امروزه کودکان به طور متوسط روزانه ۷ ساعت از زمان خود را صرف بازی و استفاده از تجهیزات الکترونیک می‌کنند که بخشی از آن در اتاق انتظار مطب‌ها، در ایستگاه اتوبوس، و مواردی از این قبیل می‌باشد. والدین باید در تجارب استفاده کودکانشان از تجهیزات الکترونیکی به ویژه در سنین پایین‌تر سهیم باشند. هدف از این کار، ایجاد تعادل در استفاده از این تجهیزات است. والدین باید تجهیزات رسانه‌ای را در مکانی از منزل قرار دهند که امکان نظارت نحوه استفاده کودکان از آنها میسر باشد. علاوه بر این، تلویزیون و کامپیوتر نباید در اتاق خواب قرار داشته باشند. شما می‌توانید با شریک کردن کودکتان در تجارب خود در استفاده از تلفن‌های همراه هوشمند و تبلت مطالب بسیاری را به آنها بیاموزید. همان طور که کودک شما برنامه‌های جدید را کشف می‌کند، در کنار او باشید و به سؤالات وی پیرامون بازی‌های و جنبه‌های مختلف محتوای آنها، او را یاری کنید. این کار که نوعی مشارکت و نظارت فعال است، به افزایش مهارت‌های ادراکی کودک شما کمک می‌کند.

با این حال، پزشکان هشدار می‌دهند نباید قدرت یادگیری و تأثیر مطالعه کتاب با کودکتان و صرف زمانی برای کشف دنیای بیرون را دست‌کم بگیریم.

والدین باید الگوی فرزندان خود باشند؛ با وجودی که همه ما از جنبه‌های مفید این دستگاه‌های دیجیتالی استقبال می‌کنیم، پدر و مادرها باید برای ایجاد تعادل، زمانی آنها را خاموش کرده و مدت زمانی واقعی را با کودکان خود سپری کنند. جهان برای رشد شناختی، مهارت‌های اجتماعی و زبانی، مکان بسیار مهمی برای کودکان به حساب می‌آید. پیشنهاد کارشناسان این است که اجازه دهید کودکتان با استفاده از تلفن همراه شما از حشرات عکس بگیرند و سپس شما اطلاعات مربوط به حشرات را در اینترنت جستجو کرده و اطلاعات بیشتری را در مورد حشرات موجود در عکس‌های در اختیار کودکتان قرار دهید.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که حس لامسه و لمس اجسامی از قبیل مکعب و سایر اشکال هندسی، بهترین روش یادگیری در کودکان زیر ۵ سال است؛ اما مشاهده تصاویر انتزاعی بر روی صفحه نمایش کامپیوتر تأثیر چندانی بر یادگیری آنها نداشته و علاوه بر این، بازی فعالانه و آزادانه نیز برای رشد سلامت آنها ضروری است.

کارشناسان استفاده از ابزارهای دیجیتال را برای دانش‌آموزان به مدت بیش از دو ساعت در روز توصیه نمی‌کنند. اگرچه، در صورتی که دانش‌آموز برای کاربردهای آموزشی و بهره‌وری از این ابزار استفاده می‌کند، به طور قطع این زمان می‌تواند بیشتر باشد.

هر چه کودک شما بزرگ‌تر می‌شود، می‌توانید به او آزادی عمل بیشتری بدهید. به این مفهوم که اگر کودک شما نشان دهد می‌تواند در مدت زمان استفاده و نحوه استفاده از این وسایل اعتدال را رعایت نماید، به وی اجازه خواهید داد تا مدت بیشتری از آن استفاده کند. البته باید خطر مشکلات بینایی ناشی از تماشای بیش از حد به صفحه نمایش را نیز مد نظر داشته باشید. برخی قانون ۲۰-۲۰-۲۰ را پیشنهاد می‌کنند؛ به این صورت که پس از هر ۲۰ دقیقه نگاه کردن به صفحه مانیتور یا تلویزیون، باید ۲۰ ثانیه به فاصله ۲۰ متری خود نگاه کنید.

امروزه برنامه‌های بسیار متنوع و مناسبی برای کودکان وارد بازار رسانه‌های دیجیتال شده است. هنگام انتخاب یکی از این برنامه‌ها باید توجه بسیاری را بر محتوا و پیام آن متمرکز نمود، چرا که آنچه کودکان تماشا می‌کنند و با آن بازی می‌کنند، بسیار مهم است. کارشناسان به والدین توصیه می‌کنند تا تمایز بین محتوای آموزشی و سرگرمی را فرابگیرند. نکته مهم دیگر، توجه به محدوده سنی کودک و انتخاب برنامه مناسب با آن سن و نیز توانمندی کودکان است.

آنچه واضح است این است که استفاده از رسانه‌های دیجیتال به تنهایی درمان تمام نیازهای رشد کودکان نیست. همه کودکان به تعاملات اجتماعی نیاز دارند و حتی با کیفیت‌ترین تصاویر گرافیکی نیز تنها تقلید کمرنگی از دنیای واقعی را به آنها ارائه می‌کند. البته تحقیقات بسیاری برای بررسی مزایای این ابزار دیجیتال در حال انجام است و زمانی که نوبت به ریاضیات، نگارش، و درک مفاهیم می‌رسد، مطالعات نشان می‌دهند کودکان قادرند این مهارت‌ها را از طریق بازی‌های کامپیوتری مناسب فرابگیرند. با وجود مزایای رسانه‌های دیجیتال و اینکه استفاده مناسب از دنیای مجازی، ذهن کودکان را از چهاردیواری خانه فراتر برده و با شبیه‌سازی دنیای واقعی، آنها را برای مواجهه با مشکلات واقعی و ارائه راهکارهای واقعی آماده می‌سازد، باید مضرات و تأثیرات منفی رسانه‌های دیجیتال را نیز مورد توجه قرار داد. برخی از منتقدان ادعا می‌کنند در مورد منافع آموزشی کامپیوترها به شدت اغراق شده است. همچنین بسیاری بر این باورند که بازی‌های الکترونیکی، نه تنها کودکان را منزوی ساخته و باعث خوشحال آنی آنها می‌شود، بلکه به از خود بیگانگی، پرخاشگری، ناراحتی‌های روانی و چاقی در دوران کودکی منجر می‌شود که در زیر به اختصار به برخی از آنها اشاره خواهد شد:

۱. رشد سریع مغز

اندازه مغز نوزاد از بدو تولد تا ۲ سالگی، سه برابر شده و تا سن ۲۱ سالگی به رشد سریع خود ادامه می‌دهد. رشد زودهنگام مغز، توسط محرک‌های محیطی یا فقدان آنها تعیین می‌شود. مغز در حال رشدی که به واسطه قرار گرفتن بیش از حد در معرض فناوری‌هایی از قبیل تلفن همراه، اینترنت، آی‌پد و تلویزیون تحریک می‌شود، در عملکردهای اجرایی تأثیرات منفی از خود نشان داده و در نتیجه به اختلالات تمرکز، تأخیر شناختی، اختلال در یادگیری، افزایش تکانش‌گری در توانایی‌های شخصی همچون کج‌خلقی منجر شده است.

۲. تأخیر در رشد

استفاده از فناوری، حرکت بدنی فرد را محدود کرده و در نتیجه باعث تأخیر در رشد وی می‌شود. امروزه یک کودک از هر سه کودک، با مشکل رشد معوق وارد مدرسه می‌شود که این امر بر میزان یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز، تأثیرات منفی بر جای می‌گذارد. تحرک فیزیکی، تمرکز و توانایی یادگیری کودک را افزایش می‌دهد. برخی کارشناسان بر این باورند که استفاده از ابزار فناوری در کودکان زیر ۱۲ سال، مخل یادگیری و رشد کودک می‌باشد.

۳. چاقی همه‌گیر

استفاده از تلویزیون و بازی‌های ویدئویی با افزایش چاقی مرتبط است. احتمال ابتلا به چاقی در کودکانی که مجازند در اتاق‌خوابشان چنین دستگاه‌هایی داشته باشند، ۳۰ درصد بیشتر است. علاوه بر این، ۳۰ درصد از کودکان مبتلا به چاقی، در معرض احتمال بیشتر ابتلا به دیابت و در نهایت خطر سکته مغزی زود هنگام و حمله قلبی و کوتاه شدن طول عمر قرار دارند. به دلیل چاقی بیش از حد، احتمالا کودکان نسل بیست و یکم نخستین نسلی خواهند بود که بیش از والدینشان زندگی نخواهند کرد.

۴. محرومیت از خواب

۶۰ درصد از والدین استفاده کودکانشان از رسانه‌های دیجیتال را مورد نظارت قرار نمی‌دهند، و نیز ۷۵ درصد از کودکان در اتاق‌خوابشان دستگاه دیجیتال دارند. از این رو ۷۵ درصد از کودکان بین ۹ تا ۱۰ سال به علت استفاده بیش از حد از این فناوری دچار کمبود خواب هستند که این امر بر افت تحصیلی آنها نیز تأثیر بسزایی دارد.

۵. مشکلات روانی

استفاده بیش از حد از فناوری به عنوان عامل اصلی نرخ فزاینده افسردگی، اضطراب، اختلال وابستگی، اختلال در تمرکز، اوتیسم، اختلال دو قطبی، جنون و رفتارهای مشکل‌ساز در کودکان شناخته شده است.

۶. پرخاشگری

محتوای خشونت‌آمیز رسانه‌های دیجیتال، باعث پرخاشگری کودکان می‌شود. کودکان به طور فزاینده‌ای در معرض خشونت‌های جسمی و جنسی در رسانه‌های امروزی قرار می‌گیرند. برخی از برنامه‌ها و بازی‌های دیجیتال و همچنین سریال‌های تلویزیونی صریحا قتل، تجاوز، شکنجه و قطع عضو را به تصویر می‌کشند.

۷. زوال عقل

محتوای برخی از رسانه‌ها به دلیل آسیب رساندن به عصب غشای پیشانی، باعث اختلال در تمرکز و همچنین کاهش تمرکز و زوال حافظه می‌شود. کودکانی که دچار اختلال تمرکز باشند، از قابلیت یادگیری پایین‌تری برخوردارند.

۸.اعتیاد

همان طور که والدین بیش از پیش به فناوری روی می‌آورند، به همان میزان از فرزندان خود دور می‌شوند. در غیاب والدین، کودکان منزوی به ابزارهای دیجیتال سوق پیدا می‌کنند که زمینه اعتیاد آنها را فراهم می‌کند. از هر یازده کودک بین ۸ تا ۱۸ سال، یک نفر به فناوری معتاد است. این آمار پیش از این هرگز در تاریخ بشریت مشاهده نشده بود.

۹.انتشار امواج

در سال ۲۰۱۱، سازمان سلامت جهانی، تلفن‌های همراه و سایر ابزارهای بی‌سیم را به دلیل انتشار امواج به عنوان خطرات سرطان‌زا طبقه‌بندی کرد. کودکان نسبت به افراد بزرگسال در برابر بسیاری عوامل، حساسیت بیشتری دارند، چرا که سیستم ایمنی و مغز آنها هنوز در حال رشد است. از این رو خطر امواج نمی‌تواند برای کودکان و بزرگسالان یکسان باشد. از این رو، نوزادان و کودکان زیر ۲ سال تحت هیچ شرایطی نباید در معرض سرگرمی‌های دیجیتال و تلویزیون قرار بگیرند.

روش‌های رشد و آموزش کودکان با ابزارهای فناوری دیگر مانند گذشته پایدار نیستند. کودکان، آینده ما هستند، اما برای کودکانی که بیش از حد از رسانه‌های دیجیتال استفاده می‌کنند، هیچ آینده‌ای وجود ندارد. از این رو توصیه کارشناسان به والدین این است که همیشه و از ابتدا برای استفاده کودکانشان از رسانه‌های دیجیتال و ابزارهای فناوری محدودیت زمانی تعریف کرده و بر بازی یا برنامه مربوطه نظارت کافی داشته باشند. علاوه بر این، باید در خانه مکانی «عاری از فناوری» وجود داشته باشد؛ بدین معنا که باید در خانه فضایی وجود داشته باشد که در آن هیچ‌گونه ابزار الکترونیکی قرار نداشته باشد. والدین باید برای کودکانشان الگوهای مناسبی باشند. باید آگاه باشید که فرزندانتان چقدر برای بازی‌های دیجیتال یا استفاده از تلفن همراه هوشمند شما زمان می‌گذارند.

منبع: مجله اینترنتی دخت ایران