تلقین

نوشته‌ها

ملال از زندگى

درباره علل و منشأ ملال از زندگى از مسائل و زمینه هاى متعددى باید نام ببریم که اهم آن‌ها به قرار زیر است:

۱- حوادث زندگى

حوادث تلخ و پیامدهاى ناگوار زندگى خود مى تواند از علل پیدایش ملالت‌ها باشد. بسیارى از افراد ملولند از آن بابت که همه زندگى شان با شکست همراه بوده است. به هر جا که پا گذاشته اند نکبت و بدبختى وجود داشته است. براى آن ها که ناتوانى و ضعفى دارند و ساخته و پرورده نیستند حوادث ناگوار تلخى مى آفریند و زندگى را بر انسان تیره و طاقت‌فرسا مى سازد آن چنان که آدمى قادر به کنترل خود نیست.

۲- احساس گناه

گاهى انسان به خاطر گناهى را که مرتکب شده نافرمانى و عصیانى را که انجام داده است، عملکرد ناروا و غلطى که داشته است دچار احساس ملال است. ناراحت است که چرا خداوند را از خود ناراضى کرده و یا فلان گناه کبیره اى را در رابطه با دیگران مرتکب شده است.

۳- درد درون

زمانى احساس ملالت ناشى از وجود دردهاى جانکاه است که در درون انسان است و او نمى تواند آن را به زبان آورد. دچار غم و رنج است ولى بیان آن موجب رسوائى و عقوبت است. افکار مخرب از هر سو بر او احاطه کرده اند و فکر و ذهن او را در غل و زنجیر نهادند.

۴- عجزها

جوان به مناسبت شور و نشاطى که دارد خواستار آن است خودى نشان دهد و مسائل دشوارى را حل کند، عجز و ناتوانى او از این امر خود سبب این امر مى شود. مى خواهد در مسابقات شرکت کند ولى ترس از آن دارد که چیزى نصیبش نشود، مى خواهد برنامه اى را تمام کند ولى در موقعیتى است که قادر به آن نیست.

۵- نومید و محرومیت

آن ها که در موقعیت ناامید کننده اى هستند و راه پیشرفت را برخود مسدود مى بینند، آنها که در فکر حل مسائل لا ینحلى هستند و این امر زجرشان مى دهد دچار ملالتند، حال اگر در این حالت براى شان محرومیتى پدید آید ملالت شان افزون تر خواهد شد.

۶- تخیلات ناروا

نوجوانان و جوانان خواب و خیال آشفته اى دارند، تصویر دیگرى از دنیا را در ذهن خود مجسم کرده اند و به هنگامى که امرى خلاف آن را مى بینند ملول مى شوند. یا مى دانیم که مفهوم مرگ و فنا تمام افکار و عقاید آنان را تحت الشعاع قرار مى دهد. دل به ملالت مى دهند که با این حساب کار و تلاشم را چه فایده اى است.

۷- کمبود عاطفى

نوجوان و جوانى که به پدر و مادر و یا مربى و یا هر کسى دیگر دلبسته است و انتظار لطف دارد به هنگامى که با بى توجهى هاى آن ها مواجه مى شود از خود بى خود گشته و دل به ملالت مى دهد. هم چنین احساس این امر که اطرافیان او افرادى خشن و بى‌محبت هستند براى او زجر دهنده است.

۸- پر توقعى

گاهى علت ملالت پرتوقعى است. جهان‌بینى آن ها بگونه اى است که انتظار دارند همگان سر به اطاعت او بسپارند و زندگى را بر وفق مراد او بسازند. دیدن وضع خلاف و حتى بى توجهى به شخصیت او سب افزایش ملال و کدورت است.

۹- چیزها

گاهى نوجوان و جوان در موقعیتى است که نمى تواند ابراز وجود کند. در هر طریقى که بخواهد قدم بردارد راه آن را بر خود بسته مى بیند. در موقعیتى است که راه پیش و پس ندارد. از هر سو احساس محرومیت مى کند، گمان دارد دیگران او را به حساب نمى آورند و جز نکبت آفرینى کارى ندارند و این امر خود سبب ملال آن هاست.

۱۰- ضعف مذهب

و بالاخره ضعف زمینه مذهبى و عدم اتکال به خدا و سرسپردگى به او نیز عدم توکل به او و خوشبینى به عنایتش بدان صورت که احساس کند که همه امورش به سوى او بر مى گردد خود در این امر مؤثر است. ضعف مذهبى خود سبب ضعف بنیه روحى است و انسان بر اثر آن نمى تواند خود را در این جهان وجود سرپا نگه دارد.

طرق درمان

در طریق نجات نوجوانان و جوانان از بیمارى‌هاى ملالت مى توان از راه و روش هاى گوناگونى استفاده کرد که اهم آن ها به قرار زیر است:

۱- معاشرت نیکو

انسان ملول را نباید به خود واگذار کرد بدان امید که خود بخود به حال مى آید. ملال بیش از آن که یک درد فردى باشد یک رنج اجتماعى است. باید از طریق اجتماع درمان شود و از راه هاى آن، معاشرت و بیرون کشیدن او از تنهائى و انزواست. باب معاشرت را باید به روى او گشود و دوستان و معاشران جدیدى را باید در سر راه او قرار داد.

۲- القاآت

تذکرات و القاء به او که حال خود را باید عوض کند دید و جهان‌بینى خود را باید تغییر دهد، در اصلاح او موثر است. باید به او القاء کرد که ضرورى است امروزه روش و طرز سلوک خود را تغییر دهد و خوشبختى خود را تأمین کند و در راه این القاء باید وقت صرف کرد و ساعاتى از عمر را بدان اختصاص داد.

۳- ایجاد زمینه براى موفقیت

از طرق مهم و سازنده ایجاد زمینه براى موفقیت است و باید کارى کرد که او در جریان امور باشد. باید میدان براى او فراهم دید تا در آن خود را نشان دهد. در مسابقه اى آسان شرکت کند تا در آن موفقیت به دست آورد و مزه پیروزى را بچشد. و بدیهى است که در برابر هر پیروزى به تحسین و تشویق او خواهیم پرداخت.

۴- ابراز مهر

دلجوئى از او، محبت به او بگونه اى که بتواند حرف خود را بزند، مطلب خود را با ما در میان نهد، نظریات خود را در آنجا بازگو کند خود در این امر موثر است. فرد ملول باید احساس کند کسى هست که او را دوست دارد و براى او در نزد خود جائى در نظر گرفته است.

۵- تغییر محیط

از طرق درمان، ایجاد تغییر محیط است. محیط کار و زندگى فردى این چنین را به خصوص اگر در مراحل حادى از نظر ملالت باشد عوض مى کنند. او را به جائى دیگر کوچ مى دهند و از این راه احساس خستگى او را از او مى زدایند و او را به زندگى دلگرم مى سازند.

۶- ایجاد تنوع در زندگى

از دیگر راه ها ایجاد تنوع در زندگى است. تنوع، خستگى و ملالت را از بین مى برد و بر نیروى فرد و نشاط باطنى او مى افزاید. بسیارى از ملالت ها بدان خاطر است که فرد زندگى را نوعى تکرار مکررات مى داند. هر روز همان برنامه و همان کار و این امر براى افراد که تیزهوش ولى راکدند وجود دارد.

۷- بازى و گردش

از راه هاى مهم و موثر این است که پدر و مادر و یا مربیان و معاشران ذوق به گردش و تفریح را در او بر انگیزانند، او را با خود به گردشگاهى ببرند، پیک نیکى ترتیب دهند، ساعاتى او را گرم بازى و تفریح سازند. بگذارند که او هم در میان جمع ساعاتى را بجهد، بگوید، بخندد تا بالاخره هواى آن از سرش بیفتد.

۸- کار و اشتغال

یک کار سازنده و مثبت و اشتغالى مفید، خود سبب رفع ملامت است و نگرانى ها را از بین مى برد. باید براى او کارى معین کرد، مثلا براى خود نجارى کند، چیزى ببافد، به کارى سرگرم شود تا دردهاى متعدد خود را فراموش کند و احساس سرور و خرسندى کند و وارد حیات جمع شود.

۹- تقویت مذهبى

آموزش و مذهب و انتقال تعالیم مذهبى و آگاه کردن او از اسرار زندگى خود در این امر مؤثر است معنویت و رابطه با خدا براى انسان یک سنگر است و زمینه را براى آرامش و تکامل افراد فراهم مى سازد، درماندگى و کوته اندیشی‌ها را از بین مى برد.

۱۰- واداشتن به تلقین

اگر جوان فرصتى پیدا کند و حاضر شود با خود بنشیند و کلاه خود را قاضى کند، به تفکر درباره امور و تدبر در آن بپردازد بسیارى از حقایق براى او آشکار خواهد شد. در سایه آن، خواهد توانست به تلقین خویش بپردازد و روحیه خود را بسازد و تقویت کند آن چنان که برخود مسلط باشد و درد و مشکلش را دریابد و درمان کند.

منبع: علی قائمی؛ خانواده و مسائل نوجوان و جوان؛ ۱۵۴ – ۱۵۷

تکنیک های تلقین و تخیل برای افزایش تمرکز و تقویت حافظه

دانشمندان نشان داده‌‍‌اند هر نوع تلقین مورد پذیرش ضمیر ناخودآگاه قرار می‌گیرد …

قدرت تلقین
انسان موجودی تلقین‌پذیر می‌باشد و تلقین پذیری یکی از ویژگی‌های انسان است تلقین تاثیر فوق العاده ای بر انسان دارد. شاید یکی از دلایلی که اسلام زندگی را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز میکند و با تلقین به میت تمام میکند اهمیت تلقین باشد. بنظر میرسد یک بعد از ابعاد اذکار و عبادات هم بعد تلقینی آنها می‌باشد. همه انسانها با درجات مختلف تلقین‌پذیرند و این تلقین پذیری در خلسه بسیار افزایش می‌یابد.
دانشمندان به دفعات نشان داده‌‍‌اند هر نوع تلقین مورد پذیرش ضمیر ناخودآگاه قرار میگیرد امروزه دانشمندان اثبات کرده‌‍‌اند که بخشی از اثرات داروها اثرات تلقینی آنها است لذا در پزشکی امروز استفاده از شبه داروها مطرح شده است که فاقد اثرات خاص دارویی و شیمیایی می‌باشند. در تمام اعصار تلقین نقش مهمی در زندگی انسان بازی کرده است. از تلقین میتوان برای منظبط کردن و تحت کنترل در آوردن نفس خود استفاده کرد. تلقینِ سازنده، نیروی شگفت انگیزی می‌باشد. یادتان باشد تلقین فی نفسه قدرتی ندارد مگر اینکه ما قبولش کنیم. بنابراین با آگاهی از اثرات تلقین از آن در جهت مثبت استفاده کنید و خود را از تلقینات منفی دیگران و محیط در امان نگه دارید.

انواع تلقین
۱- تلقین کلامی
۲- تلقین فکری
۳- تلقین شنیداری
۴- تلقین دیداری
۵- تلقین نوشتاری
شما می‌توانید از هر یک از انواع تلقین که تمایل داشتید استفاده کنید. یاد آوری می‌نماییم که جملات تلقینی باید مثبت و کوتاه باشد و از قبل آماده و در دسترس قرار گرفته باشند، توجه کنید که برای تاثیر گزاری بیشتر این جملات را بسیار جدی و محکم و با باوری عمیق در ذهن خود تکرار کنید و یا بر زبان جاری سازید. جملات تلقینی زیر برای رسیدن به تمرکز خوب و تقویت حافظه پیشنهاد می‌گردد. (البته بسیار بهتر است تلقینات در حالت خلسه انجام گیرد)
– من همواره از هوش، شهامت و ذکاوت سرشارم.
– من به فرایند زندگی اعتماد دارم و ایمن هستم.
– من خودم را دوست دارم و تایید میکنم.
– من از آرامش الهی سر شارم.
– من دارای حافظه عالی و قدرتمند هستم.
– تمرکز من فوق العاده است.
– من با عشق و علاقه مطالعه میکنم.
– من با محبت به خودم توازن می‌بخشم.
– خواندن و مطالعه کردن به من احساس آرامش میدهد.
– من خوب و راحت مطالعه میکنم و خوب و راحت یاد میگیرم.
– من در جلسه امتحان بخوبی مطالب را از ذهنم به برگه امتحان منتقل میکنم.
– من از درس خواندن و امتحان دادن لذت می‌برم.
– من نسبت به خود صادق هستم، من مسئول پیشرفت خودم هستم. خلسه چیست؟
خلسه حالتی بین خواب و بیداری است که امواج ذهنی در شرایط آلفا قرار می‌گیرند و تلقین پذیری انسان افزایش می‌یابد.

در حالت خلسه انسان در:
۱- آرامش قرار میگیرد.
۲- توجه از امور عادی جدا می‌شود.
۳- آگاهی و تمرکز بیشتر می‌شود.
۴- حواس پنجگانه فیزیکی تضعیف می‌شود.
۵- حواس برتر هویدا و تقویت می‌شود.
۶- ضمیر خودآگاه کنار رفته و ضمیر ناخودآگاه پدیدار می‌گردد.
۷- در این حال امواج فکری انسان در سطح آلفا قرار می‌گیرد و تلقین پذیری انسان بیشتر می‌شود.

بنابراین مناسب است که در حالت خلسه از تلقین استفاده نمود تا تاثیرات بیشتری به همراه داشته باشد. باید توجه داشت که خلسه از نظر کیفیت به دو نوع مثبت و منفی تقسیم بندی می‌شود باید خلسه منفی را شناخت و اگر پیش آمد از خلسه خارج شد.

ویژگیهای خلسه مثبت
۱- تنفس آرام و عمیق است
۲- ضربان قلب طبیعی است
۳- شخص احساس آرامش و رهایی دارد در حالی که در خلسه منفی تنفس تند و سطحی است و شخص حالت اظطراب و تنش دارد.
در زندگی روزمره حالت هایی پیش می‌آید که مشابه خلسه می‌باشند باید در این شرایط و موقعیت ها به خود تلقین مثبت نمود.
حالت های مشابه خلسه:
۱-مواقعی که در حال استراحت هستید
۲- زمانی که خیلی خوشحال یا خیلی ناراحت هستید.
۳-لحظاتی قبل از این که به خواب بروید
۴- بلافاصله بعد از بیدار شدن
۵-قرار گرفتن در مکانهایی که جزء اهداف شما است.
۶-در موقع بیماری، حوادث لحظات قبل از بخواب رفتن و بلافاصله بعد از بیدار شدن یک خلسه طبیعی عالی، مثبت، عمیق و بسیار سودمند و مفید می‌باشد. این دو نوبت خلسه بسیار ارزشمند می‌باشد و میتوان از آن در جهت تغییر در عادات و رفتار و نیز تصحیح باورهای ذهنی غلط در سطح ناخودآگاه استفاده نمود. بنابراین برای افزایش تمرکز و تقویت حافظه شما باید از این دو نوبت خلسه طبیعی استفاده نمایید. خلسه فی نفسه مفید می‌باشد بدین معنی که اگر شما در حالت خلسه قرار بگیرید و تلقین هم نکنید، صرف قرار گرفتن در خلسه برای سلامتی جسم و ذهن و تقویت تمرکز مفید می‌باشد.

تکنیک ساده برای قرار گرفتن در حالت خلسه
یک روش ساده و موثر برای رفتن در خلسه استفاده از تنفس و شمارش معکوس می‌باشد بدین ترتیب:
۱-زمانی برای رفتن به خلسه در نظر بگیرید که در شرایط متعادل باشید و فرصت کافی برای انجام تمرین داشته باشید.
۲-بر روی زمین دراز بکشید و دستهای خود را در کنار بدن قرار دهید. ( می‌توانید روی یک صندلی مناسب خود را رها کنید)
۳-بدن خود را رها کنید بطوری که هیچ قسمت از بدن شما منقبض نباشد.
۴-قبل از شروع تمرین به خود یاد آوری کنید که با هر شمارش معکوس آرامش و رهایی شما بیشتر می‌شود و با رسیدن به عدد یک شما در خلسه ای مناسب قرار میگیرید و کاملا آماده انجام تلقینات هستید.
۵-تنفس عمیق و آرام با توجه بر دم و بازدم انجام دهید.
۶-شمارش معکوس را از ۲۰ تا ۱ انجام دهید. هر عدد را در ذهن خود مجسم کنید، لحظه ای خیره به آن نگاه کنید و سپس به عدد بعدی بروید.
۷-تلقینات مورد نظر را انجام دهید.
۸-با چند نفس عمیق، آرام آرام به حالت طبیعی برگردید.
قبل و بعد از تمرین به خود تلقین کنید که در تمرینات بعدی با شمارش های کمتر و در زمان کوتاهتری به خلسه های عمیق تر خواهید رفت.

تکنیک مراقبه گاشو
مراقبه گاشو یک تکنیک ساده و مفید برای ایجاد و تقویت تمرکز و افزایش قدرت حافظه می‌باشد. گاشو ( Gasho ) به معنی دستهای به هم چسبیده است، دستهایی که برهم قرار گرفته‌‍‌اند و در مقابل قلب قرار داده شده‌‍‌اند. مراقبه گاشو را میتوان بصورت نشسته روی صندلی، یا روی زمین به صورت دو زانو یا چهار زانو انجام داد. نکته مهم در انجام این مراقبه صاف بودن کمر و ستون فقرات می‌باشد. زیرا در این حالت جریان انرژی در کانال اصلی آن در بدن (که ساشومنا نامیده می‌شود و منطبق بر نخاع است) به سهولت و سادگی به حرکت در می‌آید.
مراقبه گاشو به تنهایی مراقبه کاملی است و هر کس میتواند روزانه ۱۰ الی ۲۰ دقیقه آن را انجام دهد. بسیار مناسب و لازم است که شما این مراقبه را انجام دهید و در انجام آن به مهارت برسید. نکته دیگر در انجام مراقبه گاشو این است که توجه و تمرکز باید بر محل تماس انگشت وسط باشد ( انگشت آتش ). در روزهای اول تمرین این مراقبه ممکن است تمرکز شما از این نقطه قطع شود و فکرهای پراکنده به ذهن شما برسد، در این حالت باید همچنان آرام باشید و هیچ عکس العمل تدافعی در مقابل این افکار نداشته باشید فقط به آنها به صورت ذهنی نگاه کنید و آنها را بپذیرید و دوباره تمرکز خود را به محل تماس انگشت وسط باز گردانید. با این روش بزودی میتوانید افکار خود را در کل زمان انجام تمرین مراقبه گاشو به این محل متمرکز کنید بدون اینکه افکار مزاحم حواس شما را از این نقطه منحرف کنند. توصیه می‌شود مراقبه گاشو را هر روز انجام دهید و به آن به صورت یک کار روزانه و لازم مثل مسواک زدن نگاه کنید، از انجام این مراقبه لذت ببرید و به نتایج بدست آمده از انجام روزانه و مرتب این تمرین توجه و تمرکز کنید. بزودی از انجام این تمرین لذت فرآوان خواهید برد و نتایج خوبی بدست خواهید آورد، یادتان باشد این مراقبه در کمال سادگی بسیار قدرتمند است و میتواند یاوری خوب و همیشگی برای شما در تحصیل و زندگی باشد.

مزایای مراقبه گاشو
۱-ایجاد آرامش
۲-افزایش تمرکز
۳-افزایش انرژی های فردی مراحل انجام مراقبه گاشو
۱-در حالتی آرام روی صندلی با پشتی صاف و چشمان بسته و یا نشسته روی زمین به صورت دوزانو و یا چهار زانو قرار بگیرید.
۲-دستان خود را به هم گرفته و در مقابل قلب قرار دهید.
۳-تمرکز و توجه خود را به محل تماس انگشتان وسط هدایت کنید.
۴-مدت ۱۰ الی ۲۰ دقیقه در این حالت بمانید.
۵-تمرکز خود را از محل تماس انگشت وسط قطع کنید و دستان خود را پائین بیاورید.
۶-از خودتان بخاطر انجام این تمرین سپاسگذاری کنید.
۷-چند نفس عمیق بکشید و به حالت عادی باز گردید.

تخیل و تصویر سازی ذهنی
تخیل نیرویی است که اندیشه را به ترتیبی تازه و متفاوت گردهم می‌آورد. تخیل یعنی توانایی آفرینش آرزو، هدف یا تصویری در ذهن، در تخیل هدفمند و ارادی از این توانایی برای تجلی و تحقق اهداف یا آرزو ها استفاده می‌شود. شما بر این خواسته و تصویر تمرکز می‌کنید و انرژی می‌دهید تا به صورت عینی در عالم مادی محقق شود. روش تفکر کنونی شما فقط یک عادت است که می‌تواند تغییر کند.
تخیل و تصویر ذهنی کلید ذهن شهودی هستند. استفاده از تجسم خلاق شنا کردن در مسیر آب است یعنی بدون تلاش و تقلا، به اعتقاد روانشناسان بزرگ تخیل بزرگترین نیروی ذهن است. دانشمندان علوم ذهنی می‌گویند انسان می‌تواند آنچه را در تخیل خود تصور میکند بیافریند. آدمی همان می‌شود که در خیال خود تصویر می‌کند. تخیل نیرومندتر از اراده است و اگر نبردی بین این دو رخ دهد تخیل پیروز میدان خواهد بود.
برتری شما در این است که کشف کنید چگونه نظام باورهای خود را تحت تاثیر قرار دهید. برای این منظور یکی از موثرترین راهها تصویر سازی ذهنی است. تجسم و تخیل مثبت و هدفمند تمرینی برای استفاده از توانمندی ها و انرژی های ذهنی می‌باشد. برای رسیدن آسانتر به اهداف و ایجاد تحول در خود، تقویت اراده، افزایش تمرکز و تقویت حافظه. تخیل هدفمند و مثبت ابزاری قدرتمند در دست شما است. با سخاوت کائنات خلاقیت نامحدود در هر لحظه از زندگی شما جریان دارد. اگر آنچه را می‌خواهید واضح و شفاف به ذهن خلاق خود بدهید، خواستهایتان به سراغتان می‌آیند. تخیل مثبت و هدفمند، فن استفاده از نیروی خیال برای آفرینش خواسته های شما است.
تخیل کلیدی است برای دست یابی به تمرکز و آرامش در زندگی. صاحبنظران می‌گویند استفاده از تخیل هدفمند و هوشیارانه معجزه می‌کند. آنچه را در ژرفترین لایه ذهن به آن می‌اندیشید و منتظرش هستید به سوی خود جذب می‌کنید. تجسم یا آفرینش ذهنی موضوع تازه ای نیست، انسانهای پیش از تاریخ هم با تخیل و اثرات آن آشنایی داشتند. دو هزارو پانصد سال پیش یونانیان قدیم از این قانون ذهنی استفاده می‌کردند. چارلز فیلمور می‌گوید تخیل این توانایی را به آدمی می‌دهد تا خود را از زمان و مکان برون فکند و وراء هرگونه محدودیت قرار گیرد. اگر در نیت و خواسته خود صمیمی، صادق و آماده تغییر باشید، براحتی به هدف می‌رسید.
در استفاده از تخیل لازم است ذهنی باز داشته باشید. وقتی تجسم خلاق به هوشیاری مداوم و آگاهی شما بدل شد، می‌فهمید خود آفریننده زندگی خویش هستید. هدف نهایی این است که تخیل مثبت در هر لحظه از زندگی شما در حال ساختن آرمانهایتان باشد.. هدف محقق شده را خود را در ذهن نگهدارید. از جملات تلقینی هم استفاده کنید و از خود و همه سپاسگذاری کنید. هر چه قدر نسبت به خودتان احساس بهتری داشته و قدردان خود باشید، شادتر خواهید بود و انرژی خلاق شما افزایش می‌یابد.

کاربردهای تخیل و تجسم
۱-افزایش تمرکز
۲-تقویت حافظه
۳-ایجاد آرامش
۴-موفقیت در آزمونها
۵-افزایش اراده و اعتماد به نفش
۶-رسیدن به اهداف مادی، عاطفی، ذهنی، معنوی و …

تکنیک تخیل و آزمون ها
برای استفاده از قدرت تخیل جهت موفقیت در کنکور و تقویت تمرکز باید هدف خود را به تصویر بکشید. اساتید اعتقاد دارند بهتر است تصویر مربوط به بعد از رسیدن به هدف باشد. به عنوان نمونه برای قبولی در کنکور بهتر است مراسم جشن فارغ التحصیلی خود را تصویر سازی کنید برای این منظور ابتدا تصویری باشکوه از مراسم جشن فارغ التحصیلی خود بسازید که در آن مراسم شما را بعنوان دانشجوی نمونه و ممتاز معرفی می‌کنند، هر قدر می‌توانید تصویر مراسم را باشکوه و احساس بیشتر بسازید. تشویق های دیگران را ببینید، خوشحالی خود و دوستان و خانواده خود را احساس کنید و… . شما باید قبل از انجام تکنیک تصویر مربوطه را کامل و بدون اشکال در ذهن خود ساخته باشید.

مراحل انجام تکنیک
۱-زمان مناسب را برای انجام تکنیک انتخاب کنید.
۲-در حالت خلسه قرار بگیرید. (میتوانید از تکنیک خلسه استفاده کنید)
۳-تصویر مراسم جشن فارغ التحصیلی را با دقت و تامل در ذهن مرور کنید.
۴-با چند تنفس عمیق و آرام به حالت طبیعی باز گردید..
۵-برنامه ای منظم برای تکرار تکنیک در نظر بگیرید.

توجه: می‌توانید از خلسه طبیعی قبل از خواب استفاده کنید. قدرت ذهن ناخودآگاه برای فهم بهتر یکی از بهترین راه‌های تقویت توانایی یادگیری و بالا بردن نمراتتان این است که راه و روش کار کردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را یاد بگیرید.

فرایند فکر کردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه از نتایج آن باخبر می‌شویم. همه تغییرات در ناخودآگاه ما صورت می‌گیرد. زمانی که آمادگیش را داشته باشیم، با آگاهی از آن تغییر باخبر می‌شویم.
اما این یعنی چه؟ اگر علاقمندید بدانید این چه مفهومی دارد، مقاله را با ما دنبال کنید… تقریباً دو میلیون بیت ( واحد اطلاعات ) در هر ثانیه وارد سیستم عصبی انسان می‌شود. تقریباً می‌توان گفت که ما با بمبارانی از اطلاعات روبه رو هستیم. برای حفظ سلامت عقل، ذهن هوشیار ما اکثر محرک ها را فیلتر می‌کند و میلر (۱۹۵۶) کشف کرده است که ما فقط می‌توانیم مثبت هفت یا منفی دو بیت اطلاعات در یک زمان استفاده کنیم. این ذهن ناخودآگاه است که با سایر اطلاعات بالای هفت بیت (مثبت و منفی دو) سروکار دارد که در یک زمان خاص به آن توجه نمی‌کنید. به محض اینکه توجهمان را به چیزی می‌دهیم، آنوقت است که ذهنمان آگاه می‌شود. بعضی از قسمت های فیزیولوژی شما همیشه ناخودآگاه می‌ماند. این اصلاً نباید مایه تعجب باشد. ذهن ناخودآگاه ما همیشه مراقب ماست. ما که قلب، ریه ها، کلیه ها و سیستم ایمنی بدنمان را آگاهانه اداره نمی‌کنیم، می‌کنیم؟ می‌خواهیم به شما نشان دهیم که چطور برای دست یافتن به قدرت ذهن ناخودآگاهتان از ذهن آگاهتان بگذرید. ذهن ناخودآگاه تقریباً ۹۰% از کل قدرت ذهن شما را گرفته است، درمقابل ۱۰% از ذهنتان که برای فعالیت های روزمره از آن استفاده می‌کنید. ذهن ناخودآگاه گنجینه ای بسیار گرانبهاست، گنجینه ای از مهارت ها، حافظه، و تجربه. قدرت تفکر مثبت را می‌توان با استفاده از تاییدات و تصدیق ها تقویت کرد. تصدیق یک عبارت کوتاه در زمان حال است که مداوماً برای تاثیرگذاشتن روی ذهن ناخودآگاه تکرار می‌شود.

ایدآلترین آن باید کوتاه و کاملاً واضح باشد. این اهمیت زیادی دارد چون ذهن ناخودآگاه نمی‌تواند به سادگی عبارات و جملات طولانی و پیچیده را تحلیل کنذ. ذهن ناخودآگاه معمولاً با جملات کوتاه و مناسب بیشتر تاثیر می‌گیرد. اما اکثریت مردم عادت به منفی اندیشی دارند. این یعنی بیشتر روی نقاط مشکل دار زندگی خود متمرکز می‌شوند و مداوماً اتفاقی را که دوست ندارند بیفتد، بر زبان می‌آورند. این مسئله معمولاً باعث می‌شود که مشکلات اصلی بیشتر و بیشتر شده و وضعیت حتی بدتر هم بشود. مثلاً یک دانش آموز ممکن است مداوم با خود بگوید: “من هیچوقت در این امتحان موفق نمی‌شوم”. یا “همیشه وقتی می‌خواهم درس بخوانم حواسم پرت می‌شود”. یا “من نمی‌توانم روی درسم تمرکز کنم”. دانش آموزی که مداوم این تاییدات منفی را با خود تکرار می‌کند، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، معمولاً به احتمال کمتری در امتحانات خود موفق می‌شود و هیچوقت نخواهد توانست روی درس خود تمرکز کند. پشت هر احساس منفی یک فکر یا باور است و در اکثر موارد اینها افکار و عقایدی ناسالم هستند. از ناسالم منظور این است که نمی‌توانند به شما برای رسیدن به آنچه در زندگی می‌خواهید کمک کنند. یعنی هیچ خدمتی به شما نمی‌کنند. باور (معمولاً ناخودآگاه) مثل ماشه اسلحه می‌ماند و باعث می‌شود که در برخی موقعیت های خاص زندگی شکست بخورید. این را یادتان باشد: اگر مثبت فکر نکنید و فکرتان را با افکار و باورهای مثبت پر نکنید، آنوقت افکار منفی برای خالی کردن شکاف ها می‌آیند. لطفاً هیچوقت توانایی های خودتان را دست کم نگیرید. هیچوقت نباید فکر کنید که توانایی انجام کاری را دارید یا نه. سوال اصلی این است که آیا می‌خواهید فلان کار را بکنید یا نه!

در مثالهای بالا، آن دانش آموز تاییدات منفی را وارد مغزش می‌کرد. درحالیکه باید آنرا با تاییدات مشابه اما مثبت آن جایگزین می‌کرد. “من می‌دانم که در امتحاناتم موفق می‌شوم”. یا “وقتی برای درس خواندن می‌نشینم، اصلاً حواسم پرت نمی‌شود”. یا “قدرت تمرکزم رو به پیشرفت است”. شاید انجام اینکار به نظر سخت بیاید، مخصوصاً در انجام کاری که به نظرتان خیلی دشوار است. اما باور کنید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر، فقط تمرین می‌خواهد. هرچه این تاییدات را بیشتر و بیشتر با خود تکرار کنید، آگاهانه یا ناآگاهانه، سریعتر به واقعیت تبدیل خواهد شد. اما باید مراقب باشید چون این روش هم برای افکار منفی و هم مثبت به این خوبی عمل می‌کند. یک زمان عالی برای تکرار تاییدات مثبت قبل از خواب یا بعد از بیدار شدن در صبح است. در این اوقات، ذهن ناخودآگاه شما بیشترین ارتباط را با شما خواهد داشت. اگر بتوانید آن عبارات را در طول روز با خود تکرار کنید یا حتی بنویسید و کپی هایی ازآن را همه جای خانه بگذارید، خیلی بهتر خواهد بود. یک جایگزین خیلی خوب این تاییدات “پیام های نیمه خودآگاه” است .
قدرت پیام های نیمه خودآگاه در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می‌شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال ۱۹۷۴، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد.
پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می‌رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی‌کند و ذهن ناخودآگاه می‌تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند.
استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری
پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می‌شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می‌کند. پیام های نیمه خودآگاه سمعی هم به همان روش عمل می‌کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می‌شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می‌دهد. هر دو نوع آن در رسیدن به قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه بسیار نیرومند هستند. وقتی قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درک کردید و شروع به تحت کنترل درآوردن آن کردید، قادر خواهید بود نمراتتان را با سرعت زیادی بالا برده و فرایند یادگیری خود را شدیداً تقویت کنید. آنوقت است که درس خواندن برایتان لذت بخش خواهد بود نه یک فعالیت اجباری.

تکنیک‌هایی برای افزایش فعالیت ذهنی
یکی از مهم‌ترین تکنیکهایی که باعث افزایش قدرت یادگیری می‌‌شود، افزایش فعالیت ذهنی است. میزان واکنش ما نسبت به مطالب تحت تاثیر حالات روحی، علایق، انگیزه‌ها و فنون مورد استفاده در مطالعه تغییر می‌‌کند. هر چقدر این واکنش نسبت به مطالبی که مطالعه می‌‌کنیم بیشتر باشد، آنها بیشتر و بهتر در ذهن ما جای خواهند گرفت.
برای ایجاد واکنش فعالانه ذهن می‌‌توانید از روشهای معرفی شده در این مقاله استفاده کنید.
۱- گرم کردن: ذهن ما نیز مانند جسم ما برای اینکه ورزیده تر باشد و کارش را بهتر انجام دهد، نیاز به گرم کردن دارد. در پانزده دقیقه اول مطالعه نیروی ما صرف گرم کردن مغز در جهت تمرکز روی موضوع مورد نظر می‌‌شود. بنابراین کارآیی فرد در ۱۵ دقیقه ی اول کمتر است. حتما تا به حال متوجه شده اید که در دقایق اول امتحان فهم سوالات و پاسخ دادن به آنها تا اندازه ای مشکل است. اما بعد از چند دقیقه با سهولت بیشتری موفق به پاسخ دادن به سوالات می‌‌شوید. پس اگر شروع درسی برایتان مشکل بود، دلسرد نشوید و به مطالعه ادامه دهید. وقتی ذهنتان آماده شد با سرعت بیشتری مطالب را فرا خواهید گرفت. به طور کلی بهترین راه برای گرم کردن ذهن، مرور مطالب گذشته است. این کار علاوه بر آماده کردن مغز، باعث می‌‌شود که بهتر بتوانید بین معلومات جدید و دانسته های قبلی ارتباط برقرار کنید.
۲- تکرار کردن: همانطور که ذکر شد، مرور و تکرار مطالب گذشته به فهم مطالب جدید کمک قابل توجهی می‌‌نماید؛ چون باعث می‌‌شود ذهن فعال تر شود.
۳- اثر «بالارد»: این اثر مربوط به قسمت ناخودآگاه ذهن می‌‌باشد. در حقیقت بعد از مطالعه قسمتی از مغز هنوز به فعالیت خود در زمینه یادگیری و یادآوری مطالب خوانده شده، ادامه می‌‌دهد. درست مانند وقتی که پا را از روی پدال گاز برمی دارید، اما ماشین هم چنان به حرکت خود ادامه می‌‌دهد.
برای تقویت و ادامه این حرکت ذهنی باید: اولا، نسبت به مطالب در خود علاقه ایجاد کنید، زیرا ثابت شده مطالب مورد علاقه زمان کمتری می‌‌برد. حتی تظاهر به داشتن علاقه به یک مطلب قدرت یادگیری را افزایش می‌‌دهد.
ثانیا، در خود انگیزه ایجاد کنید. اهمیت یادگیری مطالب را برای خود مشخص کنید تا با هدف و انگیزه بیشتری مطالعه کنید.
ثالثا، پس از مطالعه مطالب مشکل، به ذهن خود کمی استراحت دهید. چون هر چقدر مطالب مشکل تر باشد و قوای ذهنی بیشتری را بکار گیرد، حرکت ناخودآگاه ذهن بیشتر خواهد بود. جالب است بدانید بسیاری از کشفیات مهم مانند کشف انسولین که توسط “بانتینگ” صورت گرفت، در اثر فعالیت قسمت ناخودآگاه ذهن و در خواب حاصل شده است.

۱۰ کلک ساده برای تقویت مغز
دو راه پایه‌ای و اساسی برای اینکه مغزتان را سالم و سرحال نگه دارید وجود دارد: تنوع و کنجکاوی. وقتی هر کاری که انجام می‌دهید از روی عادت‌تان است و زندگی بر یک روال می‌گذرد، بدانید که وقت تغییر است. اگر هر شب پیش از خواب جدول حل می‌کنید و این عادت‌تان شده است، وقتش است که تفریح وقت خوابتان را عوض کنید و ورزش دیگری برای مغزتان بیابید. در مورد دنیای دور و برتان کنجکاو باشید و به جستجوی این بروید که بفهمید هر چیزی چگونه کار می‌کند. این تلاش برای فهمیدن بیشتر به مغزتان کمک می‌کند که سریع‌تر و تاثیرگذارتر عمل کند.

۱۰ کلک ساده هم ما به شما پیشنهاد می‌دهیم تا با به کارگیری آنها کمی ورزش کنید:

۱- کتاب بخوانید: یک کتاب انتخاب کنید. کتابی با موضوعی کاملاً جدید. موضوعی که تاکنون در مورد آن اطلاعی نداشتید. هر هفته در یک موضوع جدید کارشناس و خبره شوید. با این کار نه تنها ورزش می‌کنید، بلکه به این همه ناشر و نویسنده ایرانی هم که بازاری برای فروش کتاب‌هایشان پیدا نمی‌کنند کمک می‌کنید.

۲- بازی کنید: بازی راه بسیار خوبی برای مغز شماست که مهارت‌هایش را به امتحان بگذارد. سودوکو (جدول اعداد)، جدول کلمات، و بازی‌های الکترونیکی که این روزها در موبایل‌ها به وفور یافت می‌شوند، می‌توانند به بالا رفتن مهارت‌های مغز شما و تقویت حافظه‌تان کمک کنند. این باز‌ی‌ها خودشان هم نوعی تفریح هستند. البته زمانی شما از این بازی‌ها بیشترین سود را می‌برید که روزی چند دقیقه با آنها وقت بگذرانید، نه ساعت‌ها.

۳- از دست مخالفتان استفاده کنید: هر از گاهی یک روز را اختصاص دهید قبه استفاده از دست مخالفتان. اگر چپ دست هستید با دست راستتان در را باز کنید. اگر راست دست هستید تلاش کنید کلید را با دست چپ بچرخانید. همین کار ساده باعث می‌شود مغزتان راه‌های جدیدی ایجاد کند. ساعتتان را در دست چپتان ببندید تا یادتان بماند که از دست مخالفتان استفاده کنید.

۴- شماره تلفن حفظ کنید: این تلفن‌های امروزی هم گاهی دردسرند. در حافظه این تلفن‌ها می‌توان همه اطلاعات را ذخیره کرد. برای همین است که این روزها دیگر کمتر کسی شماره تلفن حفظ می‌کند، در صورتی که حفظ کردن شماره تلفن تمرین خیلی خوبی برای مغز است. هر روز یک شماره جدید یاد بگیرید.

۵- برای مغزتان غذا بخورید: مغز شما به چربی‌های سالم نیاز دارد. روغن‌های ماهی، خشکبار، دانه‌های مغذی و روغن زیتون جزو این دسته از غذاها هستند. شروع کنید به خو.ردن این گونه غذاها و از خوردن چربی‌های اشباع شده پرهیز کنید.

۶- خرق عادت کنید: اغلب مردم عادت‌هایشان را دوست دارند؛ وقت‌کشی‌ها و تفریحاتی که می‌توانند تا ساعت‌ها ادامه پیدا کنند. اما هرگاه چیزی تبدیل به طبیعت دوم انسان شد، دیگر مغز برای انجام آن انرژی نمی‌سوزاند. اگر واقعا می‌خواهید مغزتان جوان بماند با عادت‌هایتان مبارزه کنید. درها را با دست مخالفتان باز کنید و دسرتان را قبل از غذا بخورید. همه این کارها باعث می‌شود مغزتان از خواب بیدار شود و دوباره دنیا را ببیند.

۷- از راه‌های متفاوت بروید: به هر کجا که می‌خواهید بروید از راهی متفاوت و جدید بروید. همین تغییر کوچک در عادت‌های روزانه باعث می‌شود برای مغزتان در پیدا کردن مسیرها تمرین کند. اگر همیشه از یک سمت خیابان راه می‌رفتید به سوی دیگر خیابان برودی. وارد مغازه‌های جدید شوید و خلاصه هر کاری که عادت‌های روزانه شما را می‌شکند انجام دهید.

۸- یک مهارت جدید کسب کنید: یادگیری یک مهارت کاری جدید باعث می‌شود بخش‌های مختلفی از مغز شما به کار بیفتد. با این کار حافظه‌تان هم وارد بازی می‌شود، شما مهارت‌های جدیدی یاد می‌گیرید که به شما کمک می‌کند کارهای متفاوت انجام دهید.

۹- فهرست تهیه کنید: فهرست‌ها خارق‌العاده‌اند. تهیه فهرست به شما کمک می‌کند موارد مختلف را به هم پیوند دهید. فهرستی از همه مکان‌هایی که به آنها سفر کرده‌اید تهیه کنید. نام همه غذاهایی را که تاکنون چشیده‌اید روی کاغذ بیاورید. از بهترین هدایایی که تا به حال دریافت کردید فهرست تهیه کنید. هر روز یک فهرست تهیه کنید تا حافظه‌تان شخم بخورد اما حواستان هم جمع باشد که خیلی به این فهرست‌ها تکیه نکنید. فهرست تهیه کنید اما بدون آن به خرید بروید. فهرست را وقتی استفاده کنید که هر چه به ذهنتان می‌رسید خریدید.

۱۰- یک تفریح جدید پیدا کنید: یک مهارت جدید پیدا کنید که زیاد هم گران نباشد. عکاسی با دوربین دیجیتال، نقاشی، ساز زدن، روشی جدید در آشپزی یا نوشتن می‌توانند گزینه‌های خوبی برای شما باشند.

منبع: میگنا

تاثیر نماز بر تلقین‌هاى سازنده روانى

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم): «الصلوه قربان کل تقی»؛ نماز وسیله نزدیکى با تقوایان به خداست.

“ تلقین ” از گذشته‌هاى دور تا عصر حاضر، از پر راز و رمزترین و شگفتى برانگیزترین پدیده‌هاى انسانى به شمار مى‌آمده است و از جمله مواردى است که منطق و دانش بشرى، حتی در عصر “ انفجار علوم ” هنوز به توجیه کامل علمى تعریف مى‌شود که سبب پذیرش از روى اعتقاد یک پیشنهاد مى‌شود، بدون آن که زمینه منطقى مناسب براى چنین پذیرشی موجود باشد ”.(۱)

تلقین به روش‌های مختلف ممکن است، انجام پذیرد؛ مثلا ممکن است از طرف شخصى به شخص یا اشخاص دیگر و یا حتى گاهى به صورت خود به خود انجام بپذیرد.

در هر صورت در قاموس تلقین کلمه “ نه ” وجود ندارد و به وسیله آن تقریبا هر کار غیرممکنى، ممکن می‌نماید. گاه حتى بر اثر تلقین چنان آثار و نتایج شگفت‌انگیزى پدید مى‌آید که سبب مى‌شود برخى پدیده‌های مربوط به آن به امور غیبى نسبت داده شود و این موضوع گهگاه مورد سوءاستفاده عده‌اى سودجو و فرصت‌طلب قرار گرفته است تا به وسیله آن خود را اشخاصى مقدس و مرتبط با غیب و ماوراء الطبیعه معرفى نمایند. به عنوان مثال می‌توان به جلسات عجیب و غریب احضار ارواح اشاره نمود که با کمال تاسف در سطح کشور اسلامى ما و حتى در بین قشر روشنفکر و مسلمان، طرفداران بسیارى پیدا کرده است. حال آن مسائلى که طرفداران این عملیات مسخره(که به وسیله حرکت یک استکان یا نعلبکی بر حروف درج شده روى یک میز چوبى صورت مى‌گیرد؟!) آن را جزو مسائل عجیب و خارق‌العاده مربوط به احضار ارواح! مى‌دانند، از ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین مسائل قابل توجیه با پدیده تلقین است: هر یک از شرکت‌کنندگان در جلسه احضار ارواح به وسیله تلقین به خود و البته به صورت ناخودآگاه اطلاعاتى را ضمن حرکت استکان بر حروف روشن مى‌سازد که دیگران به کلى از آن بى‌اطلاع بوده‌اند در نتیجه شخص با این که بر اثر تلقین نمودن به خودش، شخصا “ و ناخودآگاه اطلاعات خصوصى خویش را افشا کرده است، این اثر را به روح نسبت مى‌دهد. در نتیجه این شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد شدید پیدا مى‌کند تا جایی که همه پیشگویی‌هاى روح به اصطلاح حاضر شده! را در مورد آینده نیز باور مى‌کند و هیچ بعید نیست که مثلا “ اگر روح پیشگویى کند که: فردا پاى تو خواهد شکست! شخص چنان به خود حتمى بودن وقوع پیشگویی روح را تلقین نماید که در کمال تعجب اطرافیان، فرداى آن روز پایش بشکند؟! و در اثر این باز هم بازار تبلیغ براى قضیه و تلقین صحت آن گرمتر شود و معمولا در این جلسات یک آدم سودجو و شارلاتان هم پیدا مى‌شود که گهگاه خود را به عنوان “ مدیوم ” هم جا مى‌زند و ضمن این که ته دل به ریش بقیه حضار مى‌خندد و در مواقعى که نیاز به پیشگویى از آینده مى‌شود، یا تلقین‌هاى ایجاد شده در حاضرین به حدى نیست که منجر به حرکت استکان شود، شروع به حرکت دادن آن هر طور که خودش دلش بخواهد می‌کند.

علاوه بر این قبیل مثال‌ها سودجویى از پدیده تلقین، در طیف گسترده‌اى از فعالیت‌هاى بشرى، از تلقین یک فرد و عقیده خاص گرفته، تا تبلیغات مختلف مثل تبلیغات تجارتى(که در همه اشکال خود فقط بر قدرت تلقین تکیه دارند)(۲) را در بر مى‌گیرد.

در این مورد، سوءاستفاده از تلقین به خصوص در مورد مسائلى که ادعا مى‌شود جنبه غیر مادى و ماورائی دارند، همان طور که ذکر کردیم به کرات به چشم مى‌خورد و گاهى هم به صورت بازاری براى خالى کردن جیب افراد ساده‌اندیش در مى‌آید. مثلا یک جنبه مهم دیگر از تلقین که در آن مسائل مربوط به “ هیپنوتیزم ” مطرح است و گهگاه با تسخیر اراده افراد، سبب پرده‌درى‌هاى شوم و افشاى رازهاى شخصى افراد مى‌شود و درست به همین دلیل است که این قبیل امور، مثل هیپنوتیزم از سوى بسیارى از فقهاى بزرگوار شیعه(جز در مواردى که ضروریات درمانى ایجاب مى‌کند) حرام اعلام شده است.

اما تلقین همان قدر که مى‌تواند مورد سوء استفاده قرار گیرد و مسبب ضرر رساندن به مردم به دلیل تحریف اذهان آنها از حقیقت یا کشف اسرار آنها و… گردد، مى‌تواند در موارد بسیارى به عنوان یک پدیده مفید، مورد استفاده و بهره‌بردارى قرار بگیرد و این امر با توجه به آنچه که پیرامون قدرت شگرف تلقین در ممکن نمودن غیر ممکن‌ها گفتیم، تحقق مى‌پذیرد و این قبیل تلقین‌ها که در جهت شیرین کردن زندگى انسان و موفق نمودن او در کارهایش(مثلا در جهت اهدای سلامتى به او) به کار برده مى‌شوند را مى‌توان “ تلقین‌هاى سازنده روانى ” نامید.

به عنوان مثال چنانچه فرد دائما به خود تلقین کند که آدم بیمار یا بدبختى است، دیرى نمى‌پایید که بدبختى و مرض، زندگى او را پر مى‌کند(تلقین مخرب روانى) اما اگر شخصى دائما به خود بگوید که من فرد سالم و نیرومند و خوشبختى هستم، دیرى نمى‌پاید که خود را خوشبخت‌ترین و سالمترین فرد روى زمین احساس مى‌کند.(۳) در این مورد گاهى حتى خود غربیان، پا را از دایره معقولات هم فراتر نهاده‌اند و حتى ادعا کرده‌اند که آدمى که در هفت آسمان، یک ستاره هم ندارد و حتى ته جیبش یک پول سیاه هم پیدا نمى‌شود! اگر چند روزى دائما به خود تلقین نماید که من پولدارترین و سرمایه‌ترین آدم روى زمین هستم، دیرى نمى‌پاید که در گنج‌هاى آسمان‌ها و زمین بر روى این آدم آسمان جل باز مى‌شود و در مدت کوتاهى تبدیل به یک کاپیتالیست تمام عیار مى‌شود؟!(۴)

توجیه علمى و پزشکى نیز در این قبیل موارد، بدین صورت بیان مى‌شود که تلقین دائمى و توجه مداوم به سلامت و خوشبختى و یا حتى ثروتمند شدن در یک شخص باعث مى‌شود که به زبان روانشناسى برخى استعدادهاى نهفته او(که در ضمیر ناخودآگاهش پنهان هستند) و به زبان پزشکى برخى ناقل‌هاى عصبى(۵) به خصوص، که غیر فعال بوده‌اند. بر اثر توجه و تلقین(اثر قشر مغز و اراده) پیدا و فعال شوند و آن شخص را به سمت سلامتى و خوشبختى هدایت کنند یا شم اقتصادى او را شکوفا سازند و مسبب موفقیت او در جهت ثروتمند شدن گردند.

با این اوصاف بدیهى است که هر چه شخص از درجه تلقین‌پذیرى بالاترى برخوردار باشد، انواع تلقین از جمله این قبیل تلقین‌هاى سازنده روانى که منجر به موفقیت او مى‌شوند به نحو موثرترى عمل مى‌کنند.

از طرفى، علم و تجربه ثابت کرده‌اند که انسان در برخى حالات خود، از درجه تلقین‌پذیرى بالاتری برخوردار مى‌شود، به عنوان مثال در اوج فلسفه هیپنوتیزمى(سومنامبولیزم) انسان در شرایطى قرار مى‌گیرد که حتى اگر به او تلقین کنند که مثلا آتش سیگار دست تو را هرگز نخواهد سوزاند، این تلقین چنان مى‌کند که شخص هرگز متوجه سوختن شدید پوست و عضلات دست خود، نخواهد شد.(البته باید توجه داشت که این مثال، ربطى به تلقین‌هاى سازنده روانى ندارد)؛ اما باید دید که انسان در اوضاع معمولى در چه حالاتى مى‌تواند خود را بیشتر در معرض تلقینات روانی قرار دهد و در چه شرایطى، از درجه تلقین‌پذیرى بالاترى برخوردار است.

با توجه نمودن به شرایط وپژه نمازگزار، از نظر تکرار اقامه نماز در زمان‌هاى خاص، شرایط ویژه جسمانى مثل طهارت جسم، پاک بودن لباس، غصبى نبودن محل و…، الفاظ، اذکار و توجهات خاص در هر کدام از بخش‌هاى نماز. حرکات خاص و سمبلیک(مثل سجده)، همچنین نحوه قرارگرفتن همیشگى نمازگزار در مقابل قبله و در جریان میدان‌هاى الکترومغناطیسی زمین… و از طرف دیگر شناخت‌هایى که نمازگزار از خداوند و اصول مذهب و دستورات آن(از جمله در مورد نماز) آموخته است یا به خصوص آنچه که نمازگزار در مورد نماز تجربه کرده است(مثلا حاجت‌هاى متعددى که بر سر سجاده نماز از خداوند طلب کرده و نتیجه گرفته است) و عوامل بسیار متعدد دیگر، همگى سبب مى‌شوند که فرد هنگام نماز در شرایط ویژه‌اى از تلقین‌پذیرى قرار بگیرد و بر اثر آن، آن چه به خاطر طلب آن از خدا، به نماز خود توجه مى‌کند و آن چه را که در حین نماز، در رابطه با آن به خود تلقین مى‌نماید، برایش حاصل مى‌شود.

چرا که تلقین‌ها و توجهات در این شرایط خاص، منجر به فعال شدن ناقل‌هاى عصبى که فرد را در جهت طلب حاجت خود یارى مى‌نمایند، مى‌شود، یا به زبان ساده‌تر تلقین در این شرایط ویژه سبب مى‌شود که فرد استعدادهاى نهفته درونى خود را به کار اندازد و از آن در امور خود یارى بجوید. به عنوان مثال، معروف است که هرگاه حکیم ابن سینا، در مسائل علمى خود با مشکلى مواجه مى‌شده است، به اقامه دو رکعت نماز مى‌پرداخته است. توجیه معمولى و صد البته درست قضیه(صرف‌نظر از مسائل پزشکى) این است که ابن سینا براى حل مشکل فکرى خود، از درگاه خدا استمداد مى‌نموده است. اما توجیه علمی آن با توجه به ناقل‌هاى عصبى و مسائل مربوطه به آن(که تفکر را هم جریانى ناشى از برخى تغییرات در ناقل‌هاى عصبى دستگاه اعصاب مى‌داند) این است که ابن سینا، به خاطر آن که اعتقاد داشته است که مشکل فکریش با نماز حل مى‌شود(محتویات مطلوب حافظه) و اراده نموده است که مشکلش را به این طریق حل کند(استفاده از قشر مغز و تلقین) سرانجام موفق مى‌شده است که ناقل‌هاى عصبى که منجر به حل مشکل فکرى او می‌شوند یا همان استعدادهاى نهفته مانده ذهنى خویش را، در خود فعال نماید و از آن در حل مشکل فکریش، بهره ببرد.

به همین ترتیب عارف سترگى که اراده مى‌کند در نمازش، عشق الهى را تقویت نماید ناقل‌هاى عصبی مربوط به عشق الهى را در نماز خود تقویت مى‌کند و افزایش می‌دهد، یا دانش آموزى که اراده مى‌کند، اعتماد به نفس خود را به وسیله نماز افزایش بدهد، به مرور اعتماد به نفس را به خود تلقین مى‌کند و ناقل‌هاى عصبى مربوط به آن را فعال مى‌سازد. یا کشاورز عامى، که در نماز خود، طلب روزى حلال، از درگاه الهى مى‌کند، در واقع ناقل‌هاى عصبى حرکت‌دهنده در جهت کسب روزى حلال را در خود تقویت مى‌نماید.(مثلا راه‌هایى براى برداشت محصول بهتر و بیشتر که تا آن روز به آن فکر نمى‌کرده یا متوجه آن نبوده است، به ذهنش مى‌رسد).

اما لازم به توجه موکد است که همه این مسائل، با توجه به دیدگاه‌هاى پزشکى و روانشناسى و صرف‌نظر از آن بخش از قضا و قدر الهى است که مثلا کتاب “ اغراض مابعدالطبیعه ” را برای حل مشکل فکرى ابن سینا در مسیر او قرار مى‌دهد، یا باران رحمت الهى را پس از مدت‌ها خشکسالى بر محصول آن کشاورز عامى، فرو مى‌آورد. بدین ترتیب واضح است که هر کس با توجه به تصویرى که در ذهن خود، از خوشبختى ترسیم نموده است، مى‌تواند با امداد از توجهات و تلقینات سازنده‌اى که در شرایط ویژه تلقین‌پذیرى، در حین نماز انجام مى‌دهد، ناقل‌هاى عصبى دستگاه مغز و اعصاب خویش را به سمت مطلوب خویش هدایت کند و اراده و اختیار خود را در آن جهت، تقویت نماید. و صد البته بالاترین و والاترین حد ممکن جایى است که انسان هدف خود را رسیدن به آخرین درجه کمال که همانا، قرب الهى در سایه تخلق به اخلاق الهى(که همان راه معصومین علیهم السلام است)، قرار دهد و به وسیله نماز، این امر را که همراه با خوشبختى دنیا و آخرت است، پیوسته تقویت بنماید. اما در مورد تلقینات و توجهات، این نکته هم قابل ذکر است که این مقولات، نه فقط در مواقع نمازهاى یومیه، بلکه در تمامى لحظات زندگى یک فرد می‌توانند با او  همراه باشند، اما بى‌شک در موقع نماز، شرایط ویژه‌اى پدید مى‌آید که موقعیت نمازگزار را ممتاز مى‌کند و سبب مى‌شود که تلقین‌هاى توأم با نماز، در سایر لحظات زندگى و دیگر جلوه‌هاى آن نیز منشاء اثر باشند. از نقطه نظر پزشکى این شرایط ویژه مى‌تواند متاثر از سایر ویژگی‌هاى نماز(از جمله زمان نماز، مکان نمازگزار، طهارت، اذکار و الفاظ حین نماز، وضعیت جسمى و روانى نمازگزار و…) باشند.

پی‌نوشت‌ها

۱-روانپزشکى لینفورد ـ ریس، ترجمه زیر نظر مرحوم دکتر عظیم وهاب‌زاده، صفحه ۳۸۸

۲- همان منبع صفحه ۳۸۹

۳- در این مورد ظاهرا بودا گفته است: “ خوشبختى چیزى نیست جز احساس خوشبختى، ضمنا برخى از امثال و حکم از جمله ضرب المثل مشهور ایرانى: “ بخند تا دنیا به رویت بخندد ”“ بر همین موضوع دلالت مى‌کنند.

۴-براى مطالعه بیشتر درباره این موضوع رجوع کنید به کتاب‌هاى عجیب و بامزه خانم “ کاترین پاندر ”(کشیش آمریکایى) از جمله به خصوص در سرتاسر کتاب ؛ “ قانون توانگرى ” ترجمه خانم گیتى خوشدل.

۵- در ادامه این مجموعه مقالات بحث‌هایى پیرامون ناقل‌های عصبى و تعادل آنها که به بهترین شکل توسط نماز این تعادل حاصل مى‌شود، خواهیم داشت، ضمنا پیشنهاد مى‌کنیم که براى فهم بهتر مقاله “ تاثیر نماز بر تلقین‌های سازنده روانى ”، آن را یک بار دیگر پس از مطالعه نکته سى و هشتم از این مجموعه مقالات(تاثیر نماز بر تعادل ناقل‌هاى عصبى) مطالعه فرمایید.

منبع: موسسه جهانی سبطین(علیهما السلام)

احساس حقارت

درباره منشأ و علل و عوامل احساس حقارت از امورى مى توان نام برد که اهم آنها به این قرارند:

۱ـ یأس: انسان تا زمانى که به چیزى امیدوار است به پیش مى رود ولى از موقعى که احساس نومیدى در پیروزى کند دچار احساس حقارت مى شود.

۲ـ عجز: چه بسیار از افراد که به خاطر عجز و ناتوانى انجام کارى دچار این احساس مى شوند. آن کس که مى خواهد در کارى وارد شود ولى نمى تواند، مى خواهد قدرتى را سرکوب کند و از آن عاجز است طبعا دچار این احساس مى شود.

۳ـ محرومیت: آنها که نقشه هاى زیبائى براى آینده ترسیم کرد، ولى در انجام و تحقیق آن ناتوان و دچار محرومیت شدند، آن ها که انتظار خیرى و نصیبى از چیزى داشتند ولى از آن محروم گشتند این احساس بدان ها دست مى دهد.

۴ـ شکست: چه بسیارند احساس حقارتهائى که ناشى از شکست در امورند. آن کس که در مسابقه اى شکست خورده، یا در ازدواجى نتوانسته است به هدف خود برسد گرفتار این احساس مى شود و بدیهى است که هر چه شکست عظیم تر احساس حقارت بیشتر است.

۵ـ ناکامى: نوجوان و جوان بر اساس زمینه هائى براى خود طرحى و نقشه اى تهیه کرده و براى ورود در سرور شادى ناشى از آن به انتظار مى نشیند. حال اگر ناکامى و محرومیتى غیر منتظره براى او پدید آید دچار این احساس خواهد شد.

۶ـ نقص بدن: گاهى احساس حقارت ناشى از وجود نقصى در بدن است. مثلا چشم فردى کور یا لوچ است، پایش لنگ است، خال ناموزونى بر چهره دارد، قامت او کوتاه است. ممکن است در اثر نادانى دچار این احساس شود. این احساس در مواردى شدیدتر مى شود که این حالت توأم با سرزنش و مسخره دیگران هم مى باشد.

۷ـ اشکال روانى: برخى از افراد دچار احساس حقارتند از آن بابت که امنیت روانى ندارند، فکر مى کنند استعداد ریاضى شان اندک است، حافظه شان ضعیف است، نمى توانند چون دیگران مساله اى را بفهمند و از آن سر در آورند، کم هوشند و از این قبیل.

۸ـ سرکوب هاى دوران کودکى: گاهى احساس حقارت مربوط به سابقه کودکى افراد است. والدینى که در دوران کودکى صفات و ملکات و نیز رفتارهاى عملى را کوبیده اند او را گرفتار این احساس مى سازند. چنین افراد در دوره هاى بعدى زندگى دچار این احساس خواهند شد.

۹ـ مراقبت هاى افراطى: نوجوانان و جوانانى که در دوران گذشته زندگى از مراقبت هاى افراطى والدین بهره مى برده اند در این سنین هم چنان وابسته و ناتوان مانده و از آن احساس حقارت خواهند داشت. آرى، بسیارى از این افراد قربانى حمایت بیش از حد پدران و مادران در دوران کودکى و یا امر و نهى هاى آنان هستند.

۱۰ـ بى توجهى ها: گاهى به حساب نیاوردن فرزندان در خانه و اجتماع سبب آن مى شود که او احساس کند در انجام کار و وظیفه اى ناتوان است و نمى تواند از عهده آن بر آید و این امر خود سبب احساس حقارت است.

۱۱ـ اختلاف خانوادگى: اوضاع نابسامان خانواده خود سبب تحریک فرزندان مى شود که پادرمیانى کنند و آن را سر و سامان دهند و هنگامى که این تلاش به ثمر نرسد احساس عجز وحقارت پدید مى آید.

۱۲ـ طرد و ردها: و بالاخره طرد و رد آنها در انجام وظیفه اى سرزنش آن ها که تو عرضه انجام این کار را ندارى، تحقیرها، به رخ کشیدن نارسائى ها و کمبودها خود در این امر مؤثر است.

در طریق درمان

در طریق درمان آنچه مهم است موضعى است که والدین در برابر مى گیرند و او را به نحوى عاقلانه اداره مى کنند. عقده حقارت را نمى توان به حال خود واگذار کرد. باید به صورتى بر آن فائق آمد و مشکل را حل کرد.

براى درمان آن باید به این مسائل توجه داشت:

۱ـ شناخت منشاء: براى درمان او ابتدا باید سعى کرد مبدأ پیدایش این احساس و علل و عوامل آن را کشف کرد. باید دید این از کجا پدید آمده است. بدیهى است آگاهى از دوران کودکى او و سابقه در این امر مؤثر است.

۲ـ واداشتن به اندیشه: تحریک نوجوان و جوان به اندیشه درباره حالات خود که چرا چنین است و این حالت از کجا پدید آمده و عوارض و زیان هائى براى او دارد خود در درمان و یا لااقل در موضعگیرى صحیح او در درمان و اصلاح، اثر مثبتى خواهد داشت.

۳ـ واداشتن به تلقین: از راه هاى درمان این است که به خود تلقین کند مى تواند از عهده انجام کارها بر آید. او هم چون دیگران به دفاع از خویش است، مى تواند سر پاى خود بایستند.

۴ـ واداشتن به تلقین: از راه هاى درمان این است که به خود تلقین کند مى تواند از عهده انجام کارها بر آید. او هم چون دیگران به دفاع از خویش است، مى تواند سر پاى خود بایستد.

۵ـ واداشتن به اتخاذ موضعى درست: او را باید تشویق کرد برابر امور و جریانات موضعى درست بگیرد. سعى نماید چون افرادى در کارها مداخله کند و چون مهره اى در نظام حیات اجتماعى باشد.

۶ـ واداشتن به کار موفقیت آمیز: باید کارى ساده و آسان در برابرش قرار داد و او را تشویق کرد در آن شرکت کند تا موفقیتى به دست آورد کارى که او استعداد انجام آن را داشته باشد.

۷ـ دادن روحیه: باید به او روحیه داد که شروع به حرکت و تلاش اقدام نماید، از هیچ حادثه اى نهراسد. هم چنین باید خاطرات مفید سوابق ارزنده و توأم با موفقیت را در آن ها زنده کرد و تذکر داد که از خطاها نگران نباشند.

۸ـ القاآت ضرورى: تدکر به نوجوان و جوان که تو بحمدالله بزرگ شده اى قادرى و مى توانى از عهده انجام فلان وظیفه برآئى در جبران این حالت مؤثر است.

۹ـ پذیرش توام با مهر: نوجوان و جوان را باید در جمع خود پذیرا شد و کارى و وظیفه اى به او واگذار کرد و از او خواست که او هم چون عضوى از خانواده و اجتماع به انجام وظیفه بپردازد.

۱۰ـ ارضاء ها و اقناع ها: در آنجا که ناکامى و محرومیت سبب پدید آمدن این احساس شده است باید به گونه اى آن را در فرد جبران کرد و حدود امکان و مشروع به ارضاء و اقناع او پرداخت.

۱۱ـ تقویت روح ایمان: و بالاخره سرچشمه بسیارى از مفاسد و ناراحتى هاى روانى عدم ایمان به خدا به عنوان نیرومندترین قدرت هاست باید این روحیه را در آنان تقویت کرد.

هشدارها

در خاتمه ضرورى است یاد آور شویم که سرزنش و ملامت او، به رخ کشیدن ضعف ها، مقایسه او با دیگران، ایجاد روحیه سلطه جوئى در او نمى تواند درد او را درمان کند. مشکلات او را باید عاقلانه حل کرد.

این که به فرد بگوئیم تو داراى عقده یا احساس حقارت هستى درد او درمان نمى شود و حتى ممکن است او را به موضعگیرى و دفاع بکشاند و کار را از بد بدتر کند. هشیارى، تشویق، خیرخواهى و ملایمت در این راه، اصل است و باید مورد نظر باشد.

منبع: علی قائمی؛ خانواده و مسائل نوجوان و جوان؛ ۱۶۳ – ۱۶۷

عفاف و پوشش در سبک زندگی اسلامی

صاحب‌نظران معتقدند که بخش مهمی از طرز رفتار فردی و اجتماعی انسان‌ها در عصر حاضر به مسئله سبک زندگی باز می‌گردد. با گسترش نهادهای آموزشی و همچنین تقویت رسانه‌ها افراد نوع زندگی خود را مبتنی بر داده‌هایی منسجم تعریف می‌کنند و این داده‌ها نیز که غالبا از طریق نهادهای آموزشی منتقل می‌شود بر اساس یک فسفه کاملا منسجم است. سبک زندگی (Life Style) برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود. به عنوان مثال در سبک زندگی غربی که برآمده از فلسفه لیبرالیسم و سرمایه‌داری است میل به مصرف، لذت‌خواهی و… از اصول مسلم به حساب می‌آید. این سبک زندگی این روزها از طریق رسانه‌ها در غالب فیلم‌ها، سریال‌ها، انیمیشن‌ها و حتی بازی‌های رایانه‌ای در حال تزریق به جوامع در حال توسعه است. سبکی که در آن لذت‌گرایی و شوق کاذب به خرید از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. البته وجود چنین مولفه‌هایی در سبک زندگی غربی با توجه به ایده‌های لیبرالیسم و سرمایه‌داری نیز کاملا قابل انتظار است.

اما ما نباید بی جهت و بدون هیچ تفکری از این سبک پیروی کنیم. چرا که فلسفه و دین ما انگاره‌ها و ایستارهای خاص خود را در خصوص نوع زندگی دارد و ما باید بر اساس همین انگاره‌ها روش زندگی خود را تنظیم کنیم. ما باید بر اساس عقلانیت دینی در تمام شرایط و لحظه‌های زندگی تصمیم گیری کنیم و مطمئنا اگر رسانه‌ها و نهادهای آموزشی بتوانند چنین نگرشی را در میان جامعه ایجاد کنند آن گاه بسیاری از چالش‌های پیش روی جامعه و اقتصاد ما رفع می‌گردد.

با این حال به نظر می‌رسد یکی از دلایل گسترش بدحجابی در کشور ترویج سبک زندگی غربی و همچنین نبود یک پکیج و الگوی زندگی اسلامی – ایرانی است. در واقع ما باید به این نکته مهم و اساسی نیز توجه داشته باشیم که ترویج مد و الگوی پوشش باید در یک بسته کاملاگسترده چیده شود که هر بخش از آن با سایر بخش‌ها در ارتباط و مکمل هم هستند. به عنوان مثال نقش رسانه‌ها در ترویج الگوی‌های مد و پوشش بسیار زیاد است و تا زمانی که ما یک الگوی دقیق در تلویزیون و یا سینمای خود از پوشش نداشته باشیم نمی‌توانیم موفق باشیم. البته پرواضح است که ترویج الگوی پوشش نیز تنها به این نیست که در سریال‌های تلویزیون شخصیت‌های زن چادر داشته باشند.

شاید دوران مدرسه را بتوان بهترین زمان برای تبلیغ صحیح الگو‌های مد و پوشش دانست که مطمئنا تاثیرگذاری بسیار بیشتری نیز دارد. اما به طور کلی باید گفت که بخش مهمی از موضوع عفاف و حجاب نیز به آشنایی جوانان و افکار عمومی با کارکردهای حجاب معطوف می‌باشد. باید بپذیریم که بخشی از جوانان ما اساسا آشنایی با دلایل حجاب ندارند و از این روست که تحت تاثیر الگوی‌های غربی قرار
می گیرند. مطمئنا اگر فردی یک نوع پوشش و حتی بالاتر از آن یک سبک زندگی خاص را با عقلانیت انتخاب کرده باشد بسیار سخت است که بتوان این انتخاب وی را تحت تاثیر قرار داد و او را از این گونه رفتار منصرف کرد.

به عبارت دیگر، غرب سالهاست در تلاش است تا الگوی‌های خاصی را برای زندگی علی‌الخصوص برای زنان نهادینه سازی کند. به عنوان مثال یکی از اصلی ترین دلایل گسترش فحشا و بد حجابی در کشور ما و سایر جوامع سنتی اشاعه «الگوی زن غربی» در رسانه‌ها و سایر مجاری ارتباطی است. به گونه‌ای که رفتار، خصوصیات و شکل و ظاهر این زن به الگوی آرمانی برای زنان بدل می‌گردد. این الگو از طرق مختلف قابل اشاعه است که یکی از مهمترین این روش‌ها طرق رسانه‌ای است. امروز زنان شرقی نه تنها در پوشش و آرایش با زنان غربی تفاوت ندارند بلکه طرز تفکر آنان نیز مشابه زن غربی شده است. امروز سینمای هالیوود به شدت در تلاش است تا با فیلم‌ها و سریال‌ها بر هنجار‌ها و ارزش‌های جوامع دیگر تاثیر گذارد و با استحاله فرهنگی راه را برای حکمفرما شدن الگوی غربی زن هموار سازد.

در این میان شبکه‌های ماهواره‌ای نیز تاثیر بسزایی در تلقین نوع خاصی از زندگی دارند. به نوعی می‌توان گفت یکی از اصلی ترین راهبردهای شبکه‌های فارسی زبان وابسته به غرب طی سالهای اخیر قبح‌زدایی از فرهنگ جامعه علی‌الخصوص در روابط میان زن و مرد است. این رسانه‌ها که با سرمایه‌های هنگفت غرب اداره می‌شوند با پخش برنامه‌های هدفمند در پی ایجاد نوع جدیدی از فرهنگ در جامعه ایرانی هستند که بر پایه ارزش‌های غربی و در برابر ارزشهای الهی است. در ایران یکصد ماهواره تلویزیونی یعنی نیمی از ماهواره‌های جهان قابل دریافت هستند که امکان تماشای ۱۷۶۶۱ شبکه تلویزیونی را فراهم می‌کنند. در حوزه ماهواره‌هایی که به سهولت در ایران قابل دریافت است بیش از ۳۸۰ کانال خاص موسیقی وجود دارد که ۲۴ ساعته در حال پخش موسیقی، کلیپ، رقص، آهنگ‌های درخواستی و کنسرت هستند.

عموم کلیپ‌هایی که از این شبکه‌ها پخش می‌شود با حرکات شهوت‌انگیز جنسی و پوشش‌های مبتذل همراه است. ۷۴ شبکه از مجموع شبکه‌های قابل دریافت در ایران صرفا به نمایش مد و لباس اختصاص دارند، لباس‌هایی که رسما تبلیغ و انتشار فرهنگ عریانی است. رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگترین دشمن جهان اسلام دارای یک ماهواره رسمی تلویزیونی به نام AMOS 1و ۲ است که ۲۱۴ شبکه ۲۴ ساعته را به جهانیان عرضه می‌کند

منبع: مسعود بابایی؛ روزنامه رسالت، شماره ۷۵۷۳

بدبینى و بدگمانى

از بیماری‌هاى خطرناک روانى، بدبینى و بدگمانى است که هر کس بدان گرفتار شود، ناراحتی‌ها، رنج‌ها، و دردها در انتظار اوست. این بیمارى گاه چنان شدت مى‌یابد که شخص ‍ مبتلا، به هر چه مى‌نگرد و یا به هر چه فکر مى‌کند، مى‌کوشد نقص و یا عیبى در آن بجوید و نیکویی‌هاى آن را از نظر دور کند؛ اگر ساختمانى شگفت، کتابى مفید و ارزنده، و یا انسانى با ارزش ببیند، به جاى آن که خوبی‌هاى آنها را بستاید، وقت و دقت خود را در این مى‌گذراند که شاید عیب و نقصى در آن بیابد و آنها را پست و کوچک بشمارد. این خوى ناپسند و بیمارى اخلاقى از بلاهاى بزرگ و پر خطر است به طوری که سوءظن و بى‌اعتمادى به همه چیز و همه کس حتى به زندگى؛ بر بسیارى از دلها حکمفرماست و به جاى چاره‌جویى و درمان این بیمارى، دست‌هاى در لباس شاعران، نویسنده و حتى فیلسوف غربى و… به آتش ‍بدبینى دامن زده و مى‌زند، و با شعر، رمان، و فلسفه‌بافى، نواى غم‌انگیز از رنج‌ها و یأس و ناامیدى به گوش مردم مى‌رساند. زیانبارتر آن که بدبینى را به نفرت از حیات کشانده‌اند که انسان‌ها را سرانجام به خودکشى وامی‌دارد!

زیان‌هاى اجتماعى

خوى زشت و ناپسند بدبینى و بدگمانى، اعتماد افراد را نسبت به یکدیگر از بین مى‌برد و بر آبرو و اعتماد آسیب مى‌رساند. بدبینى بزرگترین مانع همکاری‌هاى اجتماعى، اتحاد و به پیوستگى دلهاست و انسان را گوشه گیر، تک‌رو و خودخواه بار مى‌آورد. بدگمانى سرچشمه خشم‌ها، جنگ و خونریزى‌هاست. و چه بسیارى از انسانها را به نیستى کشانده و کانون خانواده‌ها را از هم پاشیده است و چه بسا افراد ارزنده که مى‌توانستند منشاء کارهاى مهم و پرمنفعت باشند، اما بر اثر بدگمانى خود یا بدگمانى دیگران نسبت به آنان، از کارهاى خلاقانه بازمانده‌اند. این خوى زشت، شعله محبت و دوستى را خاموش مى‌سازد، و به جاى آن، تخم نفاق و دورویى را در دلهاى افراد مى‌افشاند و پرورش مى‌دهد؛ زیرا بدبین، یا باید از همه کناره گیرد یا فقط تظاهر به دوستى کند و خود را چنان بنماید که در باطن آن گونه نیست؛ و چون به اشخاص و رویدادها، با عینک بدبینى مى‌نگرد، نمى‌تواند با بى‌طرفى و بى‌نظرى، آنها را بررسى کند و آن پدیده یا شخص را آن گونه که هست بشناسد؛ در نتیجه، دچار قضاوت نادرست مى‌شود و این خود، موجب عقب ماندگى است و نیز موجب بهره نگرفتن از فرصت‌ها و افراد با ارزش. سوءظن باعث جستجو در کار دیگران است که عوارض خطرناکى دارد و نیز موجب غیبت و بدگویى از دیگران، که آن نیز گناهى بزرگ و زیانبار است.

زیان‌هاى فردى

بدبینى سرچشمه ناراحتی‌هاى روحى و روانى و موجب اضطراب و نگرانى، و بدبین، بیشتر غمزده و خودخور و ناراحت است و در اثر گمان‌هاى بدى که در باره اشخاص و پدیده‌ها دارد، بسیار رنج مى‌برد و روحش زیر شکنجه و عذابى درونى خرد مى‌شود. از همنشینى با دوستان و رفت و آمدهاى مفید گریزان است و به تنهایى و گوشه‌گیرى بیشتر تمایل دارد و بدین جهت از نشاط روحى بى‌بهره است و شاید کار به جایى برسد که از همه کس و همه چیز هراسناک است؛ و همه پدیده‌ها و کارهاى دیگران را به ضرر خود ببیند و چنین تصور کند که همه بر نابودى او کمر بسته‌اند. قرآن مجید درباره منافقان مى‌فرماید: …یحسبون کل صیحه علیهم…(۱) هر صدا و فریادى را بر ضد خود مى‌پندارد. آدم بدگمان، در اثر دورى از معاشرت‌هاى سودمند و فاصله گرفتن از افکار دیگران، از تکامل و رشد فکرى باز مى‌ماند و نیز خود را در میان هزاران نفر تنها مى‌بیند و تا پایان عمر در تنهایى به سر مى‌برد. بدبین، صفاى روح ندارد و همیشه در دل، به بدگویى و غیبت دیگران مشغول و از این جهت است که برخى از علماى اخلاق از سوءظن زیر عنوان غیبت قلبى بحث کرده‌اند. یکى از علل گرایش ‍مردم به ویژه نسل جوان در کشورهاى متمدن، به مکتب‌هاى بى‌قیدى چون هیپیسم و… همین بیمارى اخلاقى مى‌باشد. با توجه به آثار شوم فردى و اجتماعى این انحراف اخلاقى، روانشناسان آن را یک بیمارى خطرناک مى‌دانند. انسان بدبین، زندگى خود را به گونه‌اى دوزخ مى‌سازد و خود را در جهنم خود ساخته شکنجه و آزار مى‌دهد و همواره در خشم و نفرت و کینه‌توزى به سر مى‌برد.

عواملى که موجب بدبینى مى‌شود

باید شناخت که این بیکارى اخلاقى، چگونه و از چه راهى تولید مى‌شود و ما، در این مقاله کوتاه چند عامل را یادآورى مى‌کنیم:

۱- گاهى ناپاکى و آلودگى روحى خود انسان، بدبینى مى‌آورد؛ همان طور که بسیارى از خوش بینی‌ها در اثر صفاى باطن و پاکى دل است. زیرا انسان مطابق اصل کلى مقایسه با خویش ‍ انسانها را خوب یا بد مى‌پندارد و محور بدى یا خوبى را خود قرار مى‌دهد، که گفته اند: (کافر همه را به کیش خود پندارد).

۲- گاهى بدبینى در اثر پیش‌داورى به وجود مى‌آید؛ مثلا: شخصى مى‌بیند که دوستش بى‌تفاوت با او برخورد کرد و بدون این که احتمال دهد که شاید توجه نداشته باشد؛ قضاوت مى‌کند که دوستش با وى خوب نیست و عمدا بدو اعتنا نکرده و…. در صورتی که اگر تامل کند چه بسا روشن خواهد شد که این بى‌توجهى، در اثر متوجه نشدن آن رفیق بوده است نه بى‌اعتنایى.

۳- تکبر و خودخواهى هم عامل بدگمانى مى‌تواند شد. چون تمایل به برترى و بزرگترى در بسیارى از افراد موجود است و چون مردمان در همه جا و نسبت به همه کس نمى‌توانند برترى خود را احراز کنند، مى‌کوشند از راه کوبیدن افراد و کوچک نمودن آنان، بزرگى و والایى خود را ثابت و تمایل بی‌جا ى خود را ارضا نمایند و بدین منظور در ذهن خویش براى دیگران نقاط ضعفى مى‌تراشند تا آنان را کوچک سازند و خود را برتر گردانند.

۴- همنشینى با مردم فاسد و ناسالم، اثر مستقیمى در بدبینى دارد؛ چون نفس انسان رنگ مى‌گیرد به صفت همنشین خود در مى‌آید و سرانجام نسبت به خوبان که با او همرنگ نیستند بدبین مى‌شوند، چنانچه در روایات آمده است که: همنشینى با بدان، بدگمانى به نیکان را در پى دارد.(۲)

چگونه از سوءظن و بدبینى جلوگیرى کنیم؟

نخست این نکته را یادآور مى‌شویم که: منظور از بدبینى، آن خیال‌هاى ذهنى نیست که بى‌اختیار دست مى‌دهد، بلکه مقصود ما در این مقاله از بدبینى، گمان‌هاى بدى است که شخص با اختیار آن را پرورش مى‌دهد و در دنیاى ذهن و خیال آن را دنبال مى‌کند و از مقدماتى که خود مى‌سازد، نتیجه مى‌گیرد و سعى مى‌کند رفتار و کردار خود را بر اساس همان خیال‌هاى خود ساخته، به ظهور رساند. از این جهت است که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: راه نجات از سوءظن، آن است که آن را تصدیق نکند و به آن ترتیب اثر ندهد.(۳) اکنون به راه‌هاى درمان این بیمارى مى‌پردازیم:

۱- باید خود را اصلاح کنیم تا در مقام مقایسه با دیگران با خود، به فساد و بدى آنان حکم نکنیم و در مرحله اصلاح خویش علاوه بر زدودن صفات زشت و ناپسند، باید به خود تلقین کنیم که نه تنها دیگران بد نیستند بلکه شاید روحیات عالى تر و برتر از ما نیز، داشته باشند. و این نکته را هم نباید از یاد برد که اصل مقایسه به خویش از خود دوستى سرچشمه مى‌گیرد و پایه منطقى و علمى ندارد و نمى‌توان آن را منشاء داورى قرار داد.

۲- باید محیط زندگى را پاک کنیم یعنى از همنشینى با افراد نادرست و ناشایسته بپرهیزیم، و بکوشیم با افراد ارزشمند معاشرت کنیم تا فکر خوش بینى نسبت به دیگران در ما به وجود آید و ضمنا از افکار عالى و صفات برجسته آنان بهره‌مند شویم.

۳- از شتابزدگى در داورى یعنى پیش‌داورى بی‌جا بپرهیزیم و توقعات خود را از دیگران کاهش دهیم؛ هر گاه دیدیم دوست با یکى از افراد خانواده و دیگران، سلام ما را پاسخ نگفتند و یا بى‌تفاوت از کنار ما گذشتند و یا ما را به میهمانى خویش دعوت نکردند، به جاى این که کینه در دل جا دهیم و یا نسبت به آنان بدگمان شویم، و هزاران خیال بی‌جا کنیم، و به اصطلاح در دادگاه ذهن، آنان را محکوم سازیم؛ بهتر است قضایا را بررسى در رفتار آنان توجه کنیم، آنگاه خواهیم دید نود درصد از بدبینى‌هاى معمولى درمان خواهد شد و از بین مى‌رود؛ چون پس از بررسى در اطراف موضوع به این نتیجه مى‌رسیم که آنکس که ما به رفتار او بدبین بوده ایم؛ در حقیقت متوجه نبوده یا فراموش ‍ کرده و یا در عالم افکار و خیالهاى فرورفته که ندانسته و نفهمیده چه کسى به او سلام کرده بوده است تا پاسخ گوید…

گاهى نیز، انسان مى‌پندارد شکست و عقب ماندگى او، دیگران بوده‌اند. روایات اسلامى سفارش کرده است مسلمانان، رفتار و کردار برادران مسلمان خود را به صحت حمل کند، و احتمال‌هاى درست، بیابند تا بدینوسیله بدبینى را از ذهن خود دور سازد. امیر مومنان(علیه السلام) مى‌فرماید: کار برادر دینى خود را به بهترین توجیه، حمل کن مگر آن که دلیل بر فساد آن داشته باشید و تا زمانى که توجیه نیکویى براى گفتارش مى‌یابى، از گمان بد دورى کن!(۴) امام ششم(علیه السلام) فرمودند: آنگاه که مومن، برادر دینى خود را متهم سازد، ایمان در قلب او چون نمک در آب، حل مى‌شود.(۵) این نکته را هم باید متوجه باشیم که: بر مسلمان لازم است کارهایى که باعث بدبینى دیگران مى‌شود؛ انجام ندهد تا دیگران به این خطا دچار نگردند مثلا؛ از جاهاى تهمت‌انگیز و یا رفتارها و گفتارهاى که موجب بدگمانى دیگران مى‌شود؛ دورى جوید؛ چنانچه رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) به مسلمانان مى‌فرماید: از جاهاى تهمت‌انگیز بپرهیزید.(۶) و على(علیه السلام) مى‌فرماید: کسی که خود را در معرض تهمت و بدگمانى قرار دهد، حق ندارد کسى را که به او بدگمان شده است سرزنش کند.(۷)

یادآورى بسیار لازم

با این که در شریعت اسلام، بدبینى و بدگمانى حرام است و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: خداوند تجاوز به جان و مال عرض به مسلمان و بدگمانى به او را حرام کرده است(۸) و نیز قرآن مجید مسلمانان را از بدگمانى باز مى‌دارد و با این که در این آیین به مومنان سفارش شده به یکدیگر خوشبین باشند؛ اما پوشیده نیست که انسان نباید در اثر خوش‌باورى خود و مردم مسلمان را در خطر بیندازد؛ بنابراین در مواردى که درستى افراد قطعى و حتمى نیست با این که وظیفه داریم با آنان نیکوکار باشیم، اما نباید از احتیاط و محکم‌کارى دست برداریم و خود را دچار خطر و نگرانى کنیم و باید بدانید اسلام، همان گونه که پیروان را از بدبینى و سوءظن بازمی‌دارد، نیز سفارش مى‌کند خائنى را که خیانتش روشن است، در کارها و اموال امین ندانند و چیزى به عنوان امانت به او نسپارند. رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: تو نباید کسى را که امین دانستى، متهم کنى و یا کسى را که خائن است و آزموده‌اى، امین بدانى!(۹) و نیز نباید عیب‌جویى بی‌جا را با انتقاد صحیح اشتباه گرفت. عیب‌جویى بی‌جا، همان همان تجسس نام دارد که قرآن پیروان خود را از آن بازداشته(۱۰) اما انتقاد صحیح عبارتست از گوشزد کردن و یادآورى نمودن دیگران به کارهاى ناپسند که دارند. انتقاد به این معنا براى جامعه که خواهان پیشرفت است لازم است. البته انتقاد باید تنها به منظور اصلاح جامعه صورت پذیرد تا سود بخشد و نباید از روى غرض و ابراز دشمنى باشد.

پی‌‍نوشت‏‌ها‏

۱- سوره منافقون آیه ۴

۲-مجالسه الاشرار تورث سوء ظن باالخیار؛ بحارالانوار؛ ج ۷۴ ص ۱۹۷

۳- جامع السعادات ج ۱ ص ۲۸۲

۴-اصول کافى ج ۲ ص ۳۶۲

۵- همان کتاب ص ۳۶۱

۶- جامع السادات ج ۱ ص ۲۸۲(اتقوا مواقع التهم)

۷- همان کتاب

۸-محجه البیضاج ۳ ص ۱۵۵

۹- وسائل ج ۱۳ ص ۲۲۹

۱۰- سوره حجرات آیه ۱۲

منبع: هیئت تحریریه موسسه در راه حق

بدبینى و منفى‌نگرى

بدبینى و منفى‌نگرى و سوءظن، یکى از رذایل اخلاقى و صفات روانى بد مى‌باشد و با اثر بدى که روى خود شخص و اطرافیانش مى‌گذارد، نه تنها از نظر اسلام گناه محسوب مى‌شود؛ بلکه زندگى را در کام انسان تلخ و غیر قابل تحمل مى‌کند.

ما در تعامل متقابل با دیگران هستیم؛ اگر خوب درباره آن‌ها فکر کنیم، آن‌ها نیز با ما خوب خواهند بود و اگر بد درباره آن‌ها گمان کنیم، آن‌ها نیز با ما بد خواهند بود. ما حتى حق نداریم درباره خداى مهربان، بدبین و منفى‌نگر باشیم و اگر غیر از آن باشد، هستى در برابر ما تیره و تار مى‌شود. افراد بدبین و منفى‌نگر حتى با خود نیز مشکل دارند و به زمین و زمان بد و بیرا مى‌گویند: «دنیا با انسان معامله متقابل مى‌کند، اگر بخندید به روى شما مى‌خندد و اگر چین بر ابرو اندازید، او هم مقابل شما، ابرو در هم مى‌کشد. اگر مهربان و صمیمى باشید، در اطراف خود مردمى را مى‌بینید که همه شما را دوست مى‌دارند و در گنجینه دلها را به روى تان باز مى‌کنند».[۱]

نکاتى دیگر درباره بدبینى و منفى‌نگرى

۱ـ بدبینى، بدگمانى و منفى‌نگرى، همچون خوره بر جان انسان مى‌افتد و با مختل کردن سیستم روانى فرد او را به انواع بیمارى‌هاى روانى چون افسردگى و اضطراب مبتلا مى‌سازد. «افراد بدبین از همه چیز مى‌ترسند و از همه کسى وحشت دارند، و نگرانى جانکاهى دائماً بر روح آن‌ها مستولى است، نه مى‌توانند یار و مونسى غم خوار پیدا کنند و نه شریک و همکارى براى فعالیت‌هاى اجتماعى، و نه یار و یاورى براى روز درماندگى». [۲]

۲ـ این گونه افراد، چون داراى تفکر غلط و منفى هستند، ناگزیر در تعاملات اجتماعى و زناشویى از کلمات و الفاظ منفى، نادرست و زشت استفاده کرده و به طور ناصحیح و نابهنجار رفتار مى‌کنند؛ در نتیجه دوستى‌ها را به دشمنى‌ها تبدیل کرده و اطرافیانشان را از خود رنجانده و دور مى‌کنند. پس ریشه خیلى از صفات رذیله و بد مثل: غیبت کردن، مسخره کردن، تجسس کردن در زندگى دیگران، لقب زشت به دیگران دادن و… در همین صفت سوءظن مى‌باشد.[۳]

۳ـ پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: «بزرگترین گناه کبیره، سوءظن و بدبینى به خداوند است».[۴] خداوند متعال در حدیث قدسى مى‌فرماید: «من بر طبق ظن بنده خود رفتار مى‌کنم؛ اگر حسن ظن داشته باشد، همان ظنش را محقق مى‌سازم، و اگر هم سوءظن داشته باشد، مطابق ظنش با او رفتار مى‌کنم».[۵]

درمان بدبینى و منفى‌نگرى

۱ـ آگاهى از مشکل اخلاقى خود و قابل تغییر بودن آن؛ کسى که از ریشه مشکلات خود خبر ندارد و نمى‌داند که منفى‌نگر و بدبین است، اصلاً به درمان آن اقدام نمى‌کند. چنان چه واقعیت را بپذیریم که شخصیت ما سازمانى باز و گشوده است و امکان تغییر و تحول در آن وجود دارد؛ در این صورت است که در ریشه کن شدن صفات شخصیتى و اخلاقى خویش تلاش خواهیم کرد. پس بدانید که اگر اراده کنید مى‌توانید این مشکل خود را درمان کنید.

۲ـ بالا بردن سطح شناخت و معرفت؛ به هر میزان که شناخت آدمى از موضوعات، کامل‌تر و عمیق‌تر شود، موجب ایجاد بینشى واقع بینانه و شفاف‌تر مى‌گردد. شناخت و معرفت خدا نیز موجب خوش‌بینى و حسن ظن به او خواهد شد.

۳ـ تمایز بین «حادثه» و «تفسیر حادثه» با رویکرد ما به زندگى، محصول و برآیند تجربیات گذشته ماست، ولى این اشتباه است که تجربیات تلخ و منفى گذشته مان را به رویداد‌هاى جدید همیشه تعمیم دهیم. باید میان «حادثه» و «تفسیر حادثه» تفاوت قائل شد؛ مثلاً حادثه مشابهى را دو شخص، به گونه متفاوتى تعبیر و تفسیر مى‌نمایند، یکى به لحاظ خوش‌بینى، برداشت مثبت و سازنده‌اى از مسأله دارد و دیگرى به حسب بدبینى، تلقى ناگوارى از همان واقعه دارد.

نویسنده‌اى حالات دو زندانى را شرح مى‌دهد که هر دو در یک زندان به سر مى‌بردند. و مدت محکومیت‌شان نیز یکسان بود، ولى یکى از زندانیان از پنجره زندان به بیرون و آسمان پرستاره در دل شب مى‌نگریست و امید و حرکت را با خود زمزمه مى‌کرد، و دیگرى از پنجره زندان به جوى آب و کوچه‌اى پر گل ولاى مى‌نگریست و به خویشتن، یأس و نا امیدى تلقین مى‌نمود.

۴ـ تزکیه نفس و پالایش فکر و ذهن؛ سیستم ذهنى فرد بدبین، به گونه‌اى است که خود را بد و گنهکار نمى‌بیند؛ بلکه دیگران را بد تحلیل مى‌کند. در حالى که مشکل در نفس سرکش و ذهن غلط اوست. امام على(علیه السلام) مى‌فرماید: «شخص بد، گمان خیر به کسى نمى‌برد؛ زیرا کسى را نمى‌بیند، مگر به اوصاف خودش».[۶] بنابراین اگر انسان نسبت به خداوند و خلق او نظر خیر و نیک ندارد، به این علّت است که در خود فضیلتى نمى‌بیند؛ از چنین انسانى گمان خیرى انتظار نمى‌رود مگر خود را اصلاح نماید و سیستم ذهنى‌اش را تغییر دهد. قبل از این که به دیگران شک کند، به دید و فکر خود شک کند.

۵ـ مقابله با آثار بدبینى؛ چنان که اشاره کردیم سوءظن خود باعث بروز برخى از رذایل اخلاقى مى‌شود. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: «به درستى که ترس و بخل و حرص، غریزه‌هاى واحدى مى‌باشند که آن‌ها را سوءظن جمع کرده است».[۷] پس اگر بتوانیم با خودسازى این صفات را از خود ریشه کن کنیم، به درمان بدبینى کمک خواهد کرد.

۶ـ خوددارى از تجسّس و تحقیق؛ کمتر کسى پیدا مى‌شود که فکر منفى و گمان به سراغش نرود؛ اما مهم، مدیریت آن‌ها، نحوه برخورد و واکنش در مقابل آن است. امام على(علیه السلام) در این باره این گونه راهنمایى مى‌کند که: «هر گاه گمان نمودى، پیرامون آن جستجو و تحقیق نکنید».[۸]

۷ـ دورى از خودخواهى و تکبر؛ باید به خود تلقین کنیم که نه تنها دیگران بد نیستند، بلکه شاید روحیات عالى‌تر و برتر از ما نیز داشته باشند.

۸ـ توقعات خود را از دیگران کاهش دهید؛ و رضایت از زندگى، خود و دیگران را تمرین کنید.

۹ـ احتمال‌سازى و حمل بر صحت کردن اعمال و رفتار دیگران؛ از پیش داورى و زود قضاوت کردن بى‌حساب اجتناب کنید و رفتار و کردار آن‌ها را حمل بر نیکى کنید. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌فرماید: «براى گفتار و کردارى که از برادرت سر مى‌زند، عذرى بجوى و اگر نیافتى، عذرى بتراش».[۹]

۱۰ـ با تمرین و تلقین به خود، افکار منفى را از خود دور کنید و سعى کنید فکر‌هاى مثبت به ذهنتان خطور کند؛ با الفاظ روح‌بخش با خود نجوا کنید و تلاش کنید همیشه خوبى‌ها را ببینید، نه بدى‌ها را!

۱۱ـ صبر و گذشت داشته باشید و از عیب‌ها و خطاهاى دیگران چشم پوشى کنید و آن‌ها را بپوشانید.

۱۲ـ امیدها را در دلهایتان زنده نگه دارید، چرا که فقدان احساس امید و اعتماد، انسان را در تاریکى و وحشت بدبینى قرار مى‌دهد؛ سرمایه امید، نشاط و شادابى، رضایت از زندگى مثبت اندیشى و آرامش است.

۱۳ـ از افراد منفى‌نگر و بدبین دورى کنید و با آن‌ها همنشین نباشید؛ چرا که خواهى نخواهى ریشه بدبینى را در دلهایتان مى‌کارند؛ بلکه با افرادى که از شخصیت قوى و مطلوب و مثبت اندیشى برخوردارند، معاشرت کنید.

۱۴ـ توکل به خدا داشته باشید؛ نیتتان را در هر کارى خالص و خدایى کنید؛ و در این راه با ذکر و دعا از خدا یارى بطلبید و بخوانید: «الهى لم اسلّط على حسن ظنّى قنوط الایاس، و لا انقطع رجائى من جمیل کرمک؛ معبودا! نومیدى یأس را به خوش گمانیم مسلّط نساز، و امیدم از زیبایى کرمت نَبُرّد!»[۱۰]

تذکر: بدبینى در موارد شدت آن، از اختلافات روانى محسوب مى‌شود که براى درمان، به کار روانشناسى و روان درمانى نیاز است و باید به روان شناس بالینى مراجعه شود. اضطراب و افسردگى مى‌توانند منشا بسیارى از بدبینى‌ها باشند.

پی‌نوشت‌ها
[۱] . لوئى ماردن، پیروزى فکر، ترجمه سید حسینى، رضا، ص ۵۹، به نقل از «زیمرمان».
[۲] . جمعى از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲، ج۲۲، ص ۱۸۷؛
[۳] . حجرات / ۱۲ ـ ۱۱؛
[۴] . محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج۲، ص ۱۷۸۸؛
[۵] . کلینى، الکافى، ج۸، ص ۳۰۲؛
[۶] . میزان الحکمه، ج۲، ص ۱۷۸۶؛
[۷] . همان، شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص ۴۶؛
[۸] . تحف العقول، ص ۵۰؛
[۹] . بحار الانوارف ج۷۵، ص ۱۹۷، ح ۱۵؛
[۱۰] شیخ عباس قمى، ، مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
منبع : مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

اخلاق معاشرت(۱)

هر مؤمنى که برادر مؤمنش را در بیمارى‏‌اش عیادت کند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملک او را تشییع(بدرقه و همراهى) کنند و چون نزد او بنشیند، رحمت [خدا] او را فرا گیرد و تا شب براى او استغفار کنند، و اگر شب باشد همین اجر تا صبح براى او خواهد بود.

عیادت مریض

اسلام، دینى است اجتماعى که افراد بشر را به اجتماعى زیستن فرا مى‌‏خواند. این امر در برنامه‏‌ها و معارف آن به خوبى آشکار است. یکى از دستورات مهم اسلام درباره کیفیت و چگونگى عیادت از مریض یا افرادى است که به هر نحو سلامتى خود را از دست داده ‏اند، چه افرادى که کسالتى جزیی دارند و چه کسانى که دچار معلولیت و مجروحیت و جانبازى هستند. آن که بیمار مى‏‌شود، چشم به راه است تا دوستان و بستگان از او دیدار کرده، احوال او را جویا شوند؛ چرا که مریض از تفقد آنان خوشحال مى‏‌شود. از نظر اسلام عیادت از بیمار، جزء حقوقى است که برادران و خواهران دینى موظفند نسبت ‏به همدیگر مراعات کنند.

در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«من حق المسلم على المسلم اذا لقیه ان یسلم علیه واذا مرض ان یعوده واذا مات ان یشیع جنازته؛(۱)

از حقوق هر مسلمان بر مسلمان دیگر این است که هرگاه با او دیدار کند، بر او سلام کند و هرگاه مریض شود، از او عیادت نماید و هرگاه از دنیا رفت، در تشییع جنازه‌اش شرکت کند.»

یکى از اصحاب امام صادق(علیه السلام) به نام «معلى بن خنیس‏» مى‌‏گوید: از حضرت سؤال کردم که حق مسلمان بر گردن مسلمان چیست؟ فرمود: هر مسلمان بر گردن برادر مسلمان خود، هفت‏ حق واجب دارد که همه آنها بر او واجب است و اگر چیزى از آن حقوق را تضییع نماید، از ولایت و بندگى خدا خارج مى‌‏شود و خداوند از بندگى او بهره‏‌ا‌ى ندارد(بندگى خدا را نکرده است). گفتم: فدایت‏ شوم! آن هفت ‏حق کدامند؟ فرمود: اى معلى! من نگران توام؛ مى‏‌ترسم که اگر بگویم، آنها را مراعات نکنى و آنها را تباه سازى و نگه ندارى و آنها را بدانى و به آنها عمل نکنى! گفتم: لا قوه الا بالله. فرمود:

«… و الحق السابع ان تبر قسمه و تجیب دعوته و تعود مریضه و تشهد جنازته و اذا علمت ان له حاجه تبادره الى قضائها…؛(۲)

… و حق هفتم آن است که سوگندش را قبول کنى و دعوتش را بپذیرى، از بیمارش عیادت کنى و در تشییع جنازه‌‏اش شرکت کنى و اگر مى‏‌دانى که حاجتى دارد، براى برآوردن آن تلاش کنى…»

ثواب عیادت بیمار

اسلام پس از آن که عیادت از مریض را از حقوق واجب مسلمانان نسبت ‏به یکدیگر شمرده و آن را وظیفه الهى – انسانى دانسته، جهت ایجاد انگیزه و تشویق مؤمنین به این کار، با بیان پاداشهاى اخروى، عیادت کنندگان را به این فریضه مهم فرا مى‌‏خواند.

امام صادق(علیه السلام) درباره ثواب عیادت از مریض مى‏ فرماید:

«ایما مؤمن عاد اخاه فى مرضه فان کان حین یصبح شیعه سبعون الف ملک فاذا قعد عنده غمرته الرحمه واستغفروا له حتى یمسى وان کان مساء کان له مثل ذلک حتى یصبح؛(۳)

هر مؤمنى که برادر مؤمنش را در بیمارى‏اش عیادت کند، اگر صبح باشد هفتاد هزار ملک او را تشییع(بدرقه و همراهى) کنند و چون نزد او بنشیند رحمت [خدا] او را فرا گیرد و تا شب براى او استغفار کنند، و اگر شب باشد همین اجر تا صبح براى او خواهد بود.»

در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده که حضرت فرمودند:

«اذا عاد الرجل اخاه المسلم مشى فى خرافه الجنه حتى یجلس فاذا جلس غمرته الرحمه فان کان غدوه صلى علیه سبعون الف ملک حتى یصبح؛(۴)

هنگامى که انسان به عیادت برادر مسلمان خود مى‌‏رود، در میان میوه‏‌هاى چیده نشده بهشتى راه مى‌‏رود تا آن‏گاه که [نزد بیمار] بنشیند، و هنگامى که نشست، رحمت [خدا] او را فرا مى‌‏گیرد. اگر صبح باشد تا صبح دیگر هفتاد هزار فرشته بر او درود مى‏ فرستند.»

آداب عیادت

۱- هدیه بردن

یکى از توصیه‏‌هاى ائمه معصومین(علیهم السلام) جهت عیادت، همراه داشتن هدیه است؛ اما نباید براى بردن و دادن هدیه، عوض و جایگزینى باز کرد؛ چرا که دنبال عوض و معوض بودن و گلایه از آن، نشانه کم‌ظرفیتى است. توصیه على(علیه السلام) در این خصوص این است که:

«عد من لا یعودک واهد الى من لا یهدى الیک؛(۵) به عیادت کسى برو که از تو عیادت نمى‌‏کند و براى کسى هدیه ببر که براى تو هدیه نمى‌‏آورد.»

یکى از غلامان امام صادق(علیه السلام) مى‌‏گوید: یکى از آشنایان بیمار شد، جمعى از دوستان به ملاقات او مى‌‏رفتیم که در راه به امام صادق(علیه السلام) برخوردیم. حضرت فرمودند: کجا مى‌‏روید؟ گفتیم: براى عیادت فلانى مى‌‏رویم. فرمودند: بایستید؛ ما نیز ایستادیم. پرسیدند:

«مع احدکم تفاحه او سفرجله او اترجه او لعقه من طیب او قطعه من عود بخور؟ فقلنا: ما معنا شى من هذا، فقال: اما تعلمون ان المریض یستریح الى کل ما ادخل به علیه؛(۶)

آیا براى مریض هدیه‌‏اى از قبیل سیب، به، گلابى، عطر یا قطعه‏‌اى از عود با خود مى‌‏برید؟ عرض کردیم: چیزى از اینها همراه نداریم.

حضرت فرمودند: مگر نمى‏‌دانید مریض با چیزى که برایش برده مى‏ شود، آرامش خاطر پیدا مى‏‌کند؟»

۲- کوتاهى زمان عیادت

دستور قرآن حکیم و عترت طاهرین(علیهم السلام) به ما این است که وقتى به عیادت بیمار رفتید، زیاد ننشینید و زود برخیزید؛ چرا که اولا او خسته است و رنج مى‌‏برد، ثانیا به خاطر مراعات حال عیادت‌کننده‏‌ها، علىرغم میل باطنى، خود را به زحمت مى‏‌اندازد؛ به این خاطر، بهترین عیادت، کوتاه‏ترین آن است.(۷)

در روایات براى کسى که در عیادت از مریض به کم‏ترین زمان بسنده کند، وعده اجر و پاداش داده شده؛ چنان که از على(علیه السلام) رسیده که فرمودند:

«ان من اعظم العواد اجرا عند الله عزوجل لمن اذا عاد اخاه خفف الجلوس الا ان یکون المریض یحب ذلک و یریده؛(۸)

از عیادت‌کنندگان، کسى بیشترین پاداش را از خداوند مى‌‏برد که هرگاه به عیادت برادر خود مى‌‏رود، نشستن را کوتاه کند، مگر آن که خود بیمار دوست داشته باشد و از او بخواهد.»

همچنین حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند:

«اعظمکم اجرا فى العیاده اخفکم الجلوس؛(۹) از عیادت‌کنندگان آن کسى از شما پاداش بیشترى دارد که کمتر بنشیند.»

۳- دلدارى دادن بیمار

از برترین شیوه‏‌هاى درمانى خصوصا در مورد امراض روانى، این است که به بیمار دلدارى و قوت قلب داده شود. استفاده از روش تلقین در بهبود بیماری‌ها، داراى جایگاه ویژه‏‌اى است. ضرورى است عیادت‌کنندگان به این مطلب توجه کرده، توصیه رسول گرامى را مراعات نمایند که فرمود:

«اذا دخلتم على المریض فنفسوا له فى الاجل فان ذلک لایرد شیئا و هو یطیب النفس؛(۱۰)

هرگاه بر بیمار وارد شدید، اندوه او را نسبت ‏به زمان مرگ برطرف سازید [و او را به آینده امیدوار کنید.  این کار، گرچه چیزى را برنمى‌گرداند و مقدرات را تغییر نمى‌‏دهد، اما موجب آرامش روح مى‌‏گردد.»

۴- پرسش از حال بیمار

یکى دیگر از آداب عیادت بیمار، پرسش از حال و احوال مریض است و این که عیادت‌کننده دقایقى را از وضع جسمانى و مریضى او پرسش کند.

رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) همه عیادت را در این مى‏‌دانند که دیدار‌کننده از حال و وضع بیمار پرسش کند و جویاى احوال او باشد:

«تمام عیاده المریض ان یضع احدکم یده علیه و یساله کیف هو، کیف اصبحت و کیف امسیت و تمام تحیتکم المصافحه؛(۱۱)

همه عیادت بیمار به این است که یکى از شما دست‏ خودش را بر او بگذارد و از او بپرسد که حال او چگونه است؛ چگونه صبح کردى و چگونه روزت را گذراندى؟ و تحیت کامل شما، دست دادن است.»

۵- دعا براى بیمار

از توصیه‌هاى معصومین(علیهم السلام) در خصوص آداب عیادت این است که براى مریض دعا کنید و از خداوند سلامتى و عافیت او را درخواست نمایید. همچنین از او بخواهید براى شما دعا کند که دعاى مریض مستجاب است.(۱۲)

رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«عودوا المرضى… و تدعوا للمریض فتقولوا اللهم الشفه بشفائک و داوه بدوائک و عافه من بلائک؛(۱۳)

بیماران را عیادت کنید… و براى مریض دعا کنید و بگویید: خدایا! او را به شفاى خودت، شفا عطا کن و با دواى خودت، مداوا کن و از بلاى خود سلامت ‏بخش.»

سیره خود حضرت بر این بوده که هنگام عیادت مریض، براى بیمار طلب عافیت مى‌‏کرد. نقل شده وقتى به عیادت سلمان فارسى آمدند و خواستند از بالین سلمان برخیزند، فرمودند:

«یا سلمان! کشف الله ضرک و غفر ذنبک و حفظک فى دینک و بدنک الى منتهى اجلک؛(۱۴)

اى سلمان! خداوند رنج تو را برطرف سازد و گناهت را ببخشد و دین و بدن تو را تا آخر عمرت حفظ کند.»

۶- توقع پذیرایى نداشتن

از آنجا که هدف از عیادت بیمار، اظهار محبت و اداى حق مسلمانى و کسب اجر معنوى است، کسى که به دیدن بیمار مى‌‏رود نباید انتظار پذیرایى داشته باشد؛ چرا که بیمار، خود گرفتار بیمارى است و خانواده او نیز گرفتار پرستارى از مریض هستند. پس ادب حکم مى‌‏کند که هنگام عیادت از مریض، تا جایى که ممکن است‏ خانواده او را به زحمت نیندازیم.

امام رضا(علیه السلام) از پدرانش نقل مى‌‏کند که على(علیه السلام) فرمود:

«ان رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) نهى ان یؤکل عند المریض شى‏ء اذا عاده العائد فیحبط الله بذلک اجر عیادته؛(۱۵)

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) از این که چیزى نزد بیمار خورده شود – در زمانى که عیادت‌کننده از او عیادت مى‏‌کند – نهى کرده است؛ زیرا این کار سبب مى‏‌شود که خداوند پاداش عیادتش را از بین ببرد.»

در باب عیادت مریض، سخن را با حکایتى آموزنده که شهد شیرینى است‏ برگرفته از آیات و روایات، به پایان مى‌‏بریم. منقول است از مرحوم حاجى سبزوارى که براى عیادت بیمارى مى‏‌رفت و عده‌اى هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت. اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا اینجا آمدید و حالا برمى‏‌گردید؟ آقا جواب داد که خطورى به قلبم کرد که بیمار وقتى مرا ببیند از من خوشش خواهد آمد و مى‌‏گوید که سبزوارى چه انسان والا و بزرگى است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا برمى‌گردم تا هنگامى که «اخلاص‏» اولیه را بیابم و تنها براى «خدا» به عیادت بیمار بیایم.(۱۶)

ادامه دارد…

پى‌‏نوشت‌ها
 
۱) مکارم الاخلاق، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شریف رضى قم، چهارم، ص‏۳۵۹
۲) کافى، ثقه الاسلام کلینى، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چهارم، ج‏۲، ص‏۱۶۹، ح‏۲
۳) مکارم الاخلاق، ص‏۳۶۱
۴) کنزالعمال، المتقى الهندى، مؤسسه الرساله، بیروت – لبنان، ج‏۹، ص‏۹۹، ح‏۲۵۱۶۴
۵) من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، مؤسسه انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج‏۳، ص‏۳۰۰، ح‏۴۰۷۵
۶) کافى، ج‏۳، ص‏۱۱۸، ح‏۳
۷) کنزالعمال، المتقى الهندى، ج‏۹، ص‏۹۴، ح‏۲۵۱۳۹، قال رسول الله صلى الله علیه و آله: «خیر العیاده اخفها؛ بهترین عبادت کوتاه‏ترین آن است.» و همان، ج‏۹، ص‏۹۷، حدیث ۲۵۱۴۹، قال صلى الله علیه و آله: اعظم العیاده اجرا اخفها؛ پراجرترین عیادت، کوتاه‏ترین آن است.»
۸) کافى، ج ۳، ص‏۱۱۸، ح ۶
۹) مکارم الاخلاق، ص‏۳۶۱
۱۰) کنزالفوائد، شیخ ابوالفتح کراجکى، انتشارات دارالذخائر قم، اول، جلد ۱، ص‏۳۷۹
۱۱) مکارم الاخلاق، ص‏۳۵۹
۱۲) بحارالانوار، علامه مجلسى، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ قمرى، ج ۹۰، ص‏۳۶۰، باب ۲۲، ح ۲۱، قال النبى صلى الله علیه و آله: «ثلاث دعوات مستجابه… ودعاء المریض؛ سه دعا مستجاب است… [که یکى] دعاى مریض است.» و کنزالعمال، ج‏۹، ص‏۱۰۳، ح‏۲۵۱۹۱، قال رسول الله صلى الله علیه و آله: «دعاء المریض لدعاء الملائکه؛ دعاى مریض مانند دعاى فرشتگان است‏».
۱۳) همان، ج ۷۸، ص‏۲۲۴، باب ۴، ح ۳۲
۱۴) مکارم الاخلاق، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شریف رضى قم، چهارم، ص‏۳۶۱
۱۵) مستدرک الوسائل، محدث نورى، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، اول، ج ۲، ص‏۱۵۴، باب ۳۹، ح ۲۸
۱۶) داستانهاى حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملى، هیئت تحریریه انتشارات نبوغ، ص‏۳۹، به نقل از: در محضر استاد، ص‏۲۳

نویسنده: محمد سبحانى

منبع: مبلغان؛ شماره ۵۴