تفکّر

نوشته‌ها

سبک زندگی اسلامی در آموزه های امام حسن عسکری(علیه السلام).

اشاره:

حسن بن علی بن محمد(علیه السلام) مشهور به امام حسن عسکری، (۲۳۲-۲۶۰ق) یازدهمین امام شیعیان اثناعشری است که به مدت ۶ سال امامت شیعیان را بر عهده داشت. او فرزند امام هادی(علیه السلام) و پدر امام زمان(عج) است. مشهورترین لقب وی، عسکری است که به اقامت اجباری‌اش در سامرا اشاره دارد. او در سامرا تحت مراقبت حکومت قرار داشت رو برای فعالیت‌های خود با محدودیت روبه‌رو بود. امام عسکری از طریق نمایندگان خود و نیز از راه نامه‌نگاری، با شیعیان ارتباط داشت. عثمان بن سعید، نخستین نایب خاص امام زمان(عج)، از نمایندگان خاص وی نیز به شمار می‌رفت. 

  1. سخاوت و بخشندگی امام(علیه السلام)

سخاوت یکی از اخلاق های بارز در ائمه است. در روایت زیر این اخلاق الهی در مورد امام حسن عسکری بیان می شود:

محمد بن علی می گوید: زمانی بر اثر تهیدستی کار زندگی بر ما سخت شد. پدرم گفت: بیا با هم به نزد ابو محمد (امام عسکری علیه السلام) برویم. می گویند او مردی بخشنده است و به جود و سخاوت شهرت دارد. گفتم: او را می شناسی؟ گفت: نه، او را هرگز ندیده ام.  با هم به راه افتادیم. در بین راه پدرم گفت: چقدر خوب است که آن بزرگوار دستور دهد به ما ۵۰۰ درهم بپردازند! تا با آن نیازهایمان را برطرف کنیم. دویست درهم برای لباس، دویست درهم برای پرداخت بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر!

من پیش خود گفتم: کاش برای من هم سیصد درهم دستور دهد که با صد درهم آن یک مرکب بخرم و صد درهم برای مخارج و صد درهم برای پوشاک باشد تا به کوهستان (در اطراف همدان و قزوین) بروم. هنگامی که به سرای امام رسیدیم، غلام آن حضرت بیرون آمده و گفت: علی بن ابراهیم و پسرش محمد وارد شوند. چون وارد شده و سلام کردیم، امام به پدرم فرمود: «یا علی! ما خلفک عنا الی هذا الوقت؟ ; ای علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟

پدرم گفت: ای آقای من! خجالت می کشیدم با این وضع نزد شما بیایم.

وقتی از نزد آن حضرت بیرون آمدیم، غلام آمده و کیسه پولی را به پدرم داد و گفت: این پانصد درهم است، دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای بدهی و صد درهم برای مخارج دیگر. آنگاه کیسه ای دیگر درآورده وبه من داد و گفت: این سیصد درهم است، صد درهم برای خرید مرکب و صد درهم برای پوشاک و صد درهم دیگر برای سایر هزینه ها، اما به کوهستان نرو بلکه به سوراء برو. (۱)

  1. ساده زیستی امام (علیه السلام)

ساده زیستی از ویژگی ها و اخلاق های زیبای همه ائمه بوده است که در روایتی که در ادامه می آید این اخلاق در امام حسن عسکری (علیه السلام) بیان می شود:

از آن جا که تمامی امامان معصوم علیهم السلام برترین اسوه صفات عالیه انسانی بودند، رفتار آنان در همه ابعاد می تواند برای پیروانشان درس آموز باشد.

کامل بن ابراهیم مدنی در مورد زهد و ساده زیستی امام عسکری علیه السلام می گوید: جهت پرسیدن سؤالاتی به محضر آن حضرت شرفیاب شدیم. هنگامی که به حضورش رسیدیم، دیدم آن گرامی لباسی سفید و نرم به تن دارد. پیش خود گفتم: ولی خدا و حجت الهی خودش لباس نرم و لطیف می پوشد و ما را به مواسات و همدردی با برادران دینی فرمان می دهد و از پوشیدن چنین لباسی باز می دارد. امام در این لحظه تبسم نمود و سپس آستینش را بالا زد و من متوجه شدم که آن حضرت پوشاکی سیاه و زبر بر تن نموده است. آن گاه فرمود: «یا کامل! هذا لله و هذا لکم; این لباس زبر برای خداست و این لباس نرم که روی آن پوشیده ام برای شماست.(۲)

  1. ایجاد روحیه ی تفکر در پیروان خود

اسحاق کندی فیلسوف عراق بود. او به تالیف کتابی با موضوع تناقضات قرآن همت گماشت. او آن چنان با شور و علاقه مشغول تدوین این کتاب گردید که از مردم کناره گرفته و به تنهایی در خانه خویش به این کار مبادرت می ورزید، تا اینکه یکی از شاگردانش به محضر پیشوای یازدهم شرفیاب شد.

امام عسکری (علیه السلام) به او فرمود: «آیا در میان شما یک مرد رشید پیدا نمی شود که استاد شما را از این کارش منصرف سازد؟ !» عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می توانیم در این کار یا کارهای دیگر به او اعتراض کنیم؟ !

امام فرمود: «آیا آنچه بگویم به او می رسانی؟» گفت: آری. فرمود: «نزد او برو با او انس بگیر و او را در کاری که می خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم، آیا می توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می دهد. بگو: اگر پدیدآورنده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می دهی که منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر از آن باشد که پنداشته ای؟ خواهد گفت: امکان دارد. و او اگر به مطلبی توجه کند، می فهمد و درک می کند. هنگامی که جواب مثبت داد، بگو: از کجا اطمینان پیدا کرده ای که مراد و منظور عبارات قرآن همان است که تو می گویی؟ شاید گوینده قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده ای داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد متکلم آن به کار می بری؟

آن شخص نزد اسحاق کندی رفت و همانطوری که امام به او آموخته بود، با مهربانی تمام با او انس گرفت، سؤال خود را مطرح کرد و او را به تفکر و اندیشیدن وادار نمود. اسحاق کندی از او خواست سؤال خود را تکرار کند، در این حال به فکر فرو رفت و این احتمال به نظر او ممکن آمده و قابل دقت بود، برای همین شاگردش را قسم داد که منشا این پرسش را برای او بیان کند. او گفت: به ذهنم رسید و پرسیدم. استاد گفت: باور نمی کنم که به ذهن تو و امثال تو این پرسش خطور نماید، راستش را بگو، این سؤال را از کجا آموخته ای؟ شاگرد گفت: ابو محمد عسکری به من یاد داد. استاد گفت: آری، الان حقیقت را گفتی. چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی تواند باشد. آنگاه نوشته های خود را در این زمینه در آتش سوزانید.(۳)

  1. ترویج فرهنگ صرفه جویی

برنامه ریزی صحیح در زندگی موجب رشد اقتصادی و از زیر ساخت های توسعه اجتماعی و بالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می شود. در سیره امام حسن عسکری علیه السلام در این رابطه نکات قابل توجهی وجود دارد و در ذیل نمونه ای از آن را می خوانیم:

محمد بن حمزه سروری می گوید: توسط ابوهاشم جعفری – که با هم دوست بودیم – نامه ای به محضر امام عسکری علیه السلام نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی ایجاد بفرماید. وقتی که جواب را توسط ابوهاشم دریافت کردم، آن حضرت نوشته بود: «مات ابن عمک یحیی بن حمزه و خلف ماه الف درهم و هی وارده علیک، فاشکرالله و علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف، فانه من فعل الشیطنه; پسر عمویت یحیی بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم ها بر تو وارد می شود (به ارث به تو می رسد) پس خدا را سپاسگذاری کن و بر تو باد به میانه روی، و از اسراف بپرهیز که اسراف از رفتارهای شیطانی است.

بعد از چند روزی، پیکی از شهر حران آمده و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسرعمویم یحیی بن حمزه دقیقا همان روزی فوت کرده است که امام علیه السلام آن خبر را به من داد.

به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی ام، طبق دستور امام علیه السلام زندگی خود را بر اساس میانه روی تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی ام سامان یافت در حالی که در گذشته فردی مبذر و اسراف کار بودم. (۴)

پی نوشت:

  1. اصول کافی، کتاب الحجه، باب مولد ابی محمد الحسن بن علی، ح ۳٫
  2. مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۴۳٫ مستدرک سفینه البحار، ج ۹، ص ۲۲۰٫
  3. المناقب، ج ۴، ص ۴۲۴و ۴۲۵; بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۳۱۱ و ج ۱۰، ص ۳۹۲٫

۴٫کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۲۴٫

ده قدم ساده برای شروع یک تمرین مدیتیشن(مراقبه)

مدیتیشن به نظر تهدیدآمیز می‌رسد. یک تمرین سخت و دشوار که تنها توسط افراد سخت‌کوش قابل دسترسی است. اما در واقعیت، انجام این گونه تمرینات، بسیار ساده است و به شما کمک می‌کند تمرکز بیشتری بر روی موضوعات خود داشته باشید. مدیتیشن یا مراقبه، برای کاهش استرس نیز بسیار مفید است. در ادامه با ما همراه شوید تا نحوه آغاز کار را مرور کنیم.

ابتدا باید قصد و اراده انجام اینکار را داشته باشید

چه بخواهید از تمرینات مدیتیشن برای رسیدن به آرامش و کاهش استرس استفاده کنید یا توانایی خود را برای تمرکز افزایش دهید و حضور ذهن بیشتری داشته باشید، باید قبل از شروع، اراده و قصد آن را داشته باشید. بدون داشتن اراده، هیچ کاری به درستی پیش نمی‌رود.

تنها بر روی تنفس خود تمرکز کنید

انواع مختلفی از تمرینات مدیتیشن و مراقبه وجود دارد اما برای آغاز، تنها چیزی که شما به آن نیاز دارید این است که چشمان خود را ببندید، در یک موقعیت راحت بنشینید و پشت خود را صاف کنید. بر روی تنفس خود تمرکز کنید. همین مقدار برای شروع کار کافیست. آرام بنشینید و از این سکوت لذت ببرید.

از موارد کوچک شروع کنید

شروع تمرینات مدیتیشن ۲۰ دقیقه‌ای همانند این است که بدون تمرین بخواهید از همان ابتدا به دوی ماراتون روی بیاورید. بنابراین کار خود را با تمرینات سه الی چهار دقیقه‌ای آغاز کنید و ببینید این تمرینات چه تاثیری بر روی شما دارد. به تدریج، مدت زمان تمرینات خود را افزایش دهید.

یک چارچوب زمانی تنظیم کنید

ممکن است مدیتیشن برای شما مناسب باشد و ممکن است در مورد شما کار نکند. سعی کنید حداقل سی روز تمرینات آن را انجام دهید. اگر همه چیز خوب بود، آن را به طور جدی ادامه دهید.

یک برنامه زمانی روزانه داشته باشید

همانند هر عادتی، داشتن یک برنامه منظم روزانه می‌تواند بسیار مفید باشد. شما می‌توانید این تمرینات را بخشی از برنامه صبح خود قرار دهید یا قبل از خواب، آن را انجام دهید.

آیین خود را ایجاد کنید

من خودم دوست دارم قبل از شروع تمرینات مدیتیشن، یک فنجان چای داغ بخورم. شما نیز می‌توانید آیین خود را داشته باشید.

از دوستان خود نیز در این کار استفاده کنید

همانند تمرینات ورزشی، مدیتیشن گروهی نیز تاثیر بسیار خوبی بر روی فرد خواهد داشت. بنابراین این مورد را نیز امتحان کنید.

مدیتیشن را با فضاهای کوچک در طول روز ادغام کنید

اگر در روز، زمان زیادی را داخل مترو سپری می‌کنید، بهتر است این تمرینات را آنجا انجام دهید. اگر روزانه زمان زیادی را پشت میز کار می‌گذرانید، بهتر است یک توقف کوتاه داشته باشید و بر روی تنفس خود تمرکز کنید. اگرچه این تمرینات زیاد رسمی نیست اما می‌تواند تاثیر بسیار خوبی بر روی زندگی روزانه شما داشته باشد.

اگر لازم بود از اپلیکیشن استفاده کنید

اگر به دنبال راهنمایی‌های خوب در مورد تمرینات مدیتیشن هستید، می‌توانید از برنامه‌هایی همچون Headspace استفاده کنید.

از آن لذت ببرید

تنها برای خودتان این تمرینات را انجام دهید. به خودتان سخت نگیرید. از این که زمان کافی برای این کار می‌گذارید از خودتان سپاسگزار باشید. این تمرین نمی‌تواند یک شبه زندگی شما را تغییر دهد اما به مرور، تاثیر بسیار خوبی خواهد داشت.

منبع: سایت روانشناسی خانواده

تفکر قبل از عمل یکی از راه های تشخیص بیماری نفس

 قبل از انجام هر عملى، خوب بیندیشیم و نتایج و آثار و عواقب دنیوى و اخروى آن را خوب بررسى کنیم، تصمیم بگیریم که هیچگاه عملى را بدون عاقبت اندیشى انجام ندهیم، تا تدریجا به تفکر و عاقبت اندیشى عادت کنیم. به همین جهت اسلام ما را به تفکر و عاقبت اندیشى دعوت مى کند. از باب نمونه:

امیر المؤمنین علیه السّلام مى فرماید: به وسیله تفکر، قلب خودت را آگاه ساز[۱].

حضرت على علیه السّلام مى فرماید: تفکر، انسان را به کارهاى خوب و عمل به آنها دعوت مى کند[۲].

باز هم امیر المؤمنین علیه السّلام مى فرماید: عاقبت اندیشى قبل از عمل، تو را از پشیمانى در امان میدارد[۳].

مردى خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد: یا رسول اللّه! به من سفارشى بفرمائید. فرمود: آیا به سفارش من عمل مى کنى؟ عرض کرد: آرى یا رسول اللّه.

(این سؤال و جواب سه مرتبه تکرار شد) آنگاه رسول خدا فرمود: سفارش من این است که هرگاه خواستى درباره کارى تصمیم بگیرى، ابتداء به عاقبتش خوب بیندیش، اگر خوب بود انجام بده و اگر اشتباه بود از انجام آن خوددارى کن [۴].

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: عجله مردم را به هلاکت انداخت. اگر مردم در کارها تدبّر مى کردند کسى هلاک نمى شد[۵].

پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله فرمود: تأخیر و عاقبت اندیشى از جانب خدا است و عجله از ناحیه شیطان [۶].

در حدیث از معصوم چنین آمده که: تفکر به منزله آیینه اى است که بدیها و خوبیهاى تو را نشان مى دهد[۷].

حیوانات در اعمالشان از غرائز و خواسته هاى نفسانى پیروى مى کنند و تأمل و تدبّر ندارند، امّا انسان چون عقل دارد باید در کارهایش فکر کند و عاقبت اندیش باشد. انسان نیز همان غرائز و تمایلات حیوانى را دارد، به همین جهت به مجرد اینکه با یک مطلوب حیوانى مواجه شد فورا تحریک و به سوى آن جذب مى شود و غرائز اجازه تفکر و تدبر نمى دهند، مبادا عقل وارد عمل شود و جلو آنها را بگیرد.

بنابراین، اگر ما بتوانیم خودمان را چنین عادت دهیم که قبل از هر اقدامى خوب در آن بیندیشیم، راه عقل را باز کرده و به او میدان عمل مى دهیم، هنگامى که او وارد عمل شد مصالح و مفاسد واقعى ما را درک مى کند، غرائز و تمایلات حیوانى را تعدیل مى نماید و ما را به صراط مستقیم تکامل انسانى رهنمون مى گردد. وقتى عقل تقویت شد و در کشور تن حاکمیت یافت مى تواند دشمنان داخلى انسانیت و بیماریهاى نفسانى را در باطن خودش شناسائى کند و به دفع و معالجه آنها بپردازد.

به همین جهت در قرآن و احادیث درباره تفکر و تعقل و تدبر و تفقه تأکیدات و سفارشات فراوانى به عمل آمده است.[۸]

پی نوشتها

[۱] – کان امیر المؤمنین علیه السّلام یقول: نبّه بالتفکر قلبک- کافى/ ج ۲ ص ۵۴٫

[۲] – قال امیر المؤمنین علیه السّلام: ان التفکر یدعو الى البرّ و العمل به- کافى/ ج ۲ ص ۵۵٫

[۳] – قال امیر المؤمنین علیه السّلام: التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم- بحار/ ج ۷۱ ص ۳۳۸٫

[۴] – ان رجلا اتى رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله فقال: یا رسول اللّه اوصنى. فقال له: فهل انت مستوص ان اوصیتک؟ حتى قال ذلک ثلاثا فى کلها یقول الرجل: نعم یا رسول اللّه، فقال له رسول اللّه: فانى اوصیک اذا هممت بامر فتدبر عاقبته، فان یک رشدا فامضه و ان یک غیا فانته عنه- بحار الانوار/ ج ۷۱ ص ۳۳۹٫

[۵] – قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: انّما اهلک الناس العجله و لو ان الناس تثبتوا لم یهلک احد- بحار/ ج ۷۱ ص ۳۴۰٫

[۶] – قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: الاناه من اللّه و العجله من الشیطان- بحار/ ج ۷۱ ص ۳۴۰٫

[۷] – و اروى: التفکر مرآتک ترایک سیئاتک و حسناتک- بحار/ ج ۷۱ ص ۳۲۵٫

[۸] . برگرفته توسط حمید رفیعی از: امینى، ابراهیم، خودسازى(یا تزکیه و تهذیب نفس)، ص۷۰-۷۲، شفق – ایران – قم، چاپ: ۸، ۱۳۷۵ ه.ش.

 

راهکارهای خودسازی

تا نیرو و اراده جوانی هست می توان هواهای نفسانی را از خود دور ساخته و به جنگی سخت با نفس و شیطان رفت چرا که قلب جوان لطیف و ملکوتی است و انگیزه های فساد در آن ضعیف می باشد لیکن هر چه سن بالاتر رود، ریشه گناه در قلب قوی تر و محکم تر گردد تا جایی که کندن آن از دل ممکن نیست(۱) و برای پیروزی در این میدان و غلبه بر نفس راههایی است که ما به عمده آنها می پردازیم:

  1. تفکر: شرط اول مجاهده با نفس و حرکت به سوی خداوند تفکر است یعنی انسان هر روز مقداری تفکر کند در اینکه خداوند متعال که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش او را فراهم آورده، وظیفه ما در مقابل این همه لطف چیست؟ آیا تمام این الطاف برای شهوات و هواهای نفسانی ماست یا مقصود دیگری در کار است؟ اگر انسان عاقل، لحظه ای فکر کند مقصود خداوند را می فهمد که همان تزکیه و تهذیب نفس انسان می باشد.(۲)
  2. عزم: یعنی تصمیم بر ترک گناه و انجام واجبات بگیری تصمیم و اراده ای قاطع و سخت چرا که قدم در راهی نهادی که دارای مشکلات و سختی های زیادی می باشد که بدون صبر و عزم نمی توان به مقابله با آنها برخواست و سالک و مجاهد بایست به حول و قوه خداوند چنان عزمی داشته باشد(۳) که در مقابل همه مشکلات بایستد و بر آنها فائق آید. حضرت امام خمینی (ره) دراهمیت عزم از استاد خویش نقل کرده اند که ایشان عزم را جوهره انسانیت و میزان امتیاز انسان دانسته و فرموده اند بیشتر از هر چیز گوش دادن به موسیقی، ‌عزم و اراده را ضعیف می کند.(۴)
  3. مشارطه، مراقبه، محاسبه و مواخذه: این چهار عمل از اهمیت حیاتی برخوردار بوده و از لوازم سیر الی الله می باشد و از حضرت امام موسی کاظم ـ علیه السلام ـ نیز نقل شده که فرموده اند: هرکس که هر روز یک بار اعمال خود را محاسبه نکند از ما نیست.(۵)

مشارطه آن است که در اول روز شرط کند که امروز گناهی انجام نخواهد داد و این مطلب را تصمیم بگیرد و معلوم است که یک روز گناه نکردن کاری است آسان و سهل و می توان به راحتی از عهده اش بر آمد. پس از مشارطه باید وارد مراقبه شوی یعنی در تمام مدت متوجه عمل به شرط خود باشی و پیوسته مراقب اعمال و احوال خود باشی تا مرتکب گناهی نشوی و اگر در دلت افتاد که مرتکب خلاف شوی بدان که این از شیطان است پس به آن لعنت کن و به خداوند متعال پناه ببر.

و به همین حال مراقب باشی تا موقع محاسبه که آخر شب وقتی اختصاص دهی و در آن وقت که به تمام کارهای شبانه روز خود رسیدگی نمایی و حساب نفس را بکنی که در این روز مرتکب گناه شده یا نه. اگر گناهی مرتکب نشده باشد شکر خدا کن و بدان که یک قدم پیش رفتی و منظور نظر الهی شدی و امید است کار برای تو سهل و آسان شود و آن وقت است که اطاعت خداوند و ترک معاصی برایت شیرین خواهد شد و اگر مرتکب گناه شده باشی باید خود را مواخذه کنی و از خداوند بخواهی و بنا بگذاری که فردا مردانه عمل کنی و بهمین حال باشی تا خدای تعالی ابواب توفیق و سعادت را بر روی تو باز کند.

  1. معالجه مفاسد اخلاقی: بهترین علاج ها که علما اخلاق و اهل سلوک برای معالجه مفاسد اخلاقی فرموده اند این است که هر یک از اخلاق های زشت را که در خود می بینیم در نظر بگیریم و بر خلاف آن تا مدتی مردانه اقدامو بر ضد آن رذیله رفتار کنیم و از خدای تعالی در هر حال توفیق طلب کنیم مسلماً بعد از مدتی آن خُلق زشت رفع خواهد شد.

مثلاً بدخلقی با دیگران را در نظر بگیریم و در صدد برآئیم هر وقت ناملایمی پیش آمد و آتش غضب شعله ور شد برخلاف نفس اقدام کرده عاقبت و نتیجه این خلق را متذکر شویم و در باطن شیطان را لعن کنیم و ملایمت به خرج دهیم اگر چنین رفتار کنیم بعد از چند مرتبه آن خلق به کلی عوض شده و خلق نیکو در وجودمان ساکن خواهد شد.(۶)

  1. استاد: در زمینه تهذیب و تزکیه نفس و اصلاح اخلاق برنامه تنظیم کنید استاد برجسته در زمینه اخلاق برای خود معین نمایید. جلسه وعظ و پند و نصیحت تشکیل دهید. با استاد (با واسطه و بی واسطه) بهتر می توان مهذب شد چطور شده برای هر علم در دنیا استاد و مدرس لازم است لیکن علوم معنوی و اخلاقی که هدف بعثت انبیاء و از لطیف ترین و دقیقترین علوم است به تعلیم و تعلم نیازی ندارد؟(۷)
  2. استفاده از ایام الله: برای خودسازی و تهذیب ماههایی همچون رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان فرصت بسیار خوبی است و در این ماه ها است که در های رحمت الهی به روی بندگان باز و شیاطین در غل و زنجیر به سر می برند و اصلاح نفس در این ماه های مبارک آسان تر است.(۸)
  3. همنشینی با خوبان: از دوستی با رفقای بد و شرور دوری کن و دوستان خوب برای خودت انتخاب کن زیرا که صحبت با هرکس اثری عظیم در اتصاف به اوصاف او و تخلق به اخلاق او دارد. چرا که طبع انسان دزد است و آنچه مکرر از دیگران ببیند اخذ می کند.(۹)

همچنین می توانی از دوستان خود، معایب خود را بپرسی و بهتر آنکه یکی از دوستان متدین و رازدار و مهربان را از میان ایشان اختیار کنی و با او عهد نمایی که مراقب احوال تو باشد. تو را از معایب خبردار کند و چون تو را بر عیبی آگاه سازد شاد و خوشحال گردی و در صدد رفع آن برآیی.(۱۰)

  1. رفق و مدارا: این مورد نیز از مهم ترین امور سلوک است چه اندک غفلتی در این امر سبب می شود که علاوه بر آنکه سالک از ترقی و سیر باز می ماند بلکه برای همیشه به کلی از سفر زده خواهد شد. سالک در ابتدای سفر خود چون شور و شوق وافری دارد تصمیم می گیرد که اعمال عبادی زیادی انجام دهد و به هر عملی دست زند این طرز عمل علاوه بر اینکه مفید نیست زیان آور هم هست چون در اثر تحمیل اعمال زیاد بر نفس، نفس عکس العمل نشان داده و اعمال عبادی را پس می زند و دیگر میلی برای عبادت در خود نمی یابد.(۱۱)

بنابراین سالک وقتی مشغول عبادت مستحبی است با آنکه میل و رغبت دارد بایست دست از عمل بکشد تا میل و رغبت به عبادت در او باقی مانده همیشه خود را تشنه عبادت ببیند و به طور کلی عبادت موثر در سیر و سلوک فقط و فقط ناشی از میل و رغبت است.(۱۲)

  1. دعا و توسل: و این اهم امور و تاثیر گذارترین آنهاست و به جرات می توان گفت کسی بدون آن نمی تواند به مقصد برسد و آن اینکه در هر حال به خود امیدی نداشته باشی زیرا که از غیر خدای تعالی کاری بر نمی آید پس از خدای خود بخواهی که تو را در این راه دستگیری نماید و با عجز و زاری و در خلوات از خداوند متعال بخواه که تو را در این مقصد همراهی نماید و رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و آل بیت طاهرینش ـ علیهم السلام ـ را شفیع قرار ده که خداوند به تو توفیق عنایت فرماید و در لغزشگاههایی که هست تو را دستگیری نماید.(۱۳)

پی نوشتها

  1. امام خمینی (ره)، جهاد اکبر، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص ۶۸٫
  2. امام خمینی (ره)، چهل حدیث، نشر موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چاپ بیستم، ۱۳۷۸، ص ۶ و ۷، با تغییرات.
  3. علامه تهرانی، رساله لب اللباب، نشر علامه طباطبایی، چاپ نهم، مشهد، ص ۱۰۵٫
  4. امام خمینی (ره)، چهل حدیث، ص ۷٫
  5. محدث نوری، مستدرک الوسائل، نشر آل البیت ـ علیهم السلام ـ ، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ قمری، ج ۱۲، ص ۱۵۳٫
  6. چهل حدیث، ص ۲۵٫
  7. جهاد اکبر، ص ۲۳٫
  8. همان، ص ۴۰٫
  9. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، نشر هجرت، چاپ پنجم، ۱۳۷۷، ص ۶۵٫
  10. همان، ۶۸٫
  11. رساله لب اللباب، ص ۱۰۶٫
  12. همان، ص ۱۰۷٫
  13. چهل حدیث، ص ۹ و ۸٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

چگونه می‌توان فکر کردن را به کودکان ‌آموخت؟

مقدمه

معمولا معلمان، معترض هستند که یاد دادن یک سرى اطلاعات خشک و بی‌روح به بچه‌ها و یادآورى آن در امتحانات، بسیار سهل الوصول‌تر است از این که به آنها یاد دهیم که چگونه فکر کنند. آیا می‌توان اندیشیدن را به کودکان آموخت؟ تحقیقات می‌گوید: «بله». بخشى از تفکر، از تجربه نشات می‌گیرد، بنابراین براى این که بچه‌ها یاد بگیرند چطور فکر کنند (که شامل چگونگى ارزیابى آنها از موقعیت، چگونگى توجه آنها بر مهمترین جنبه‌ها، نحوه تصمیم‌گیرى براى انجام کار و چگونگى ادامه کار می‌شود)، نیاز به تجربه دارند.

چگونه می‌شود بستر مناسب براى تجربه کودکان را فراهم آورد؟

مهارت‌هاى فکر کردن درباره فعالیت‌هاى روزانه در مدرسه یا خانه را باید به کودکان و نوجوانان آموخت. این کار، می‌تواند بسیار ساده آغاز شود. از خردسال‌ها سوالات با انتهاى باز بپرسید که با آیا، چرا و چطور شروع می‌شوند و در حالى که سوالات را برایشان می‌خوانید آنها را تشویق کنید مهارت‌هاى کلامى خود را بهبود بخشند، این سوالات پرسشى، می‌تواند کمک کند تا کودکان چگونه فکر کردن را یاد بگیرند. همین روش به کودکان سنین بالاتر هم می‌تواند کمک کند.

مرتب کردن اطلاعات و مقایسه آنها

از کودکان بخواهید اطلاعات را باهم جفت و جور کرده و داده‌هاى جدید را با آنچه از قبل می‌دانستند، مقایسه کنند. این کار به آنها کمک می‌کند یاد بگیرند، ارتباط بین لغات یا مفاهیم را بشناسند و دریابند دو موضوع در چه نکاتى و مواردى باهم اشتراک و در چه مواردى با هم تفاوت دارند. دانش‌آموزان می‌توانند از طبقه‌بندى کردن اشیاء استفاده کنند که به آنها در یادآورى بهتر مطلب و اندوخته‌هاى ذهنی‌شان کمک کند. عملکرد تفکر انتقادى را که توانایى ارزیابى کردن اطلاعات است، به بچه‌ها بیاموزید. به آنها بیاموزید تا درباره هر چیزى که می‌شنوند یا می‌خواهند که به دست بیاورند چهار پرسش بپرسند.

آیا آن چیز جالب و درخور شایسته است؟

دانستن اطلاعاتى راجع به آن چیز، می‌تواند جزء اطلاعاتى قرار گیرد که اطلاعات عمومى به شمار می‌آید مثلا آب ترکیب شده است از اکسیژن و هیدروژن.

اگر جزء اطلاعات عمومى قرار نمی‌گیرد، دلیل خاص بودن آن چیست و چرا کودک میل دارد راجع به آن نکاتى را بداند. اگر دلیلى دارد، آیا دلیل معتبر هست یا خیر؟ اگر نیست، بچه‌ها باید یادبگیرند که تلاشى براى درک و دانستن اطلاعاتى که به دردشان نمی‌خورد یا آن را دوست ندارند، نکنند. به بچه‌ها نشان دهید چطور به یک مسأله نزدیک شوند:

الف: کودکان، نیاز دارند تشخیص دهند چه چیزهایى را می‌دانند، چه چیزهایى را نمی‌دانند و باید چه کارى انجام دهند،

ب: سپس آنها می‌توانند نقشه‌اى را براى حل مساله طراحى کنند.

پ: نقشه‌اى را ارزیابى کنند و تصمیم بگیرند که آیا موثر هست یا خیر؟

راهنماى تصورات ذهنى

از راهنماى تصورات ذهنى و تصویر یک حادثه یا تجربه استفاده کنید. تخیلات حسى به ما کمک می‌کنند که اطلاعات را در حافظه بلندمدت ذخیره کنیم. هر چه از ظرفیت بیشتر حواسمان استفاده کنیم، بهتر است. به این ترتیب ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حین خواندن داستان‌هایى درباره صحرا، آن را ببینند، شن‌هاى آنجا را لمس کنند، به صداى باد گوش دهند و گرما و تشنگى را احساس کنند. این رویکرد از جزئیات و حواشى استفاده می‌کند.

تفکر فراتر از آموخته‌ها

به بچه‌ها یاد دهید فراتر از آنچه یادگرفته‌اند، فکر کنند. ممکن است از بچه‌ها خواسته شود در حین مطالعه انقلاب آمریکا بگویند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسى داشتند؟ چه لباسى پوشیده بودند؟ تصور کنید شما در آن موقعیت قرار گرفته‌اید، نامه‌اى به خانواده خود بنویسید.

ترغیب به نوشتن

کودکان را به نوشتن ترغیب کنید. زیرا وقتى افکار را بخواهیم بر روى کاغذ بیاوریم، ناچار باید آنها را مرتب کنیم. طرح‌هایى که بچه‌ها می‌توانند از آن لذت برده و چیزهایى از آن بیاموزند. از جمله نگهدارى یک مجله، ارایه یک بحث به یکى از والدین (براى افزایش پول توجیبى یا خرید یک چیز خاص یا یک حق) یا نوشتن نام به یک شخص مشهور.

خلاقیت را برانگیزید

از بچه‌ها بخواهید اطلاعات تازه‌اى را خلق کنند یا بسازند. مثلا یک وسیله خنگى براى یکى از کارهاى سخت خانگى درست کنند. طرح‌هاى خلاق پیشنهاد کنید. مثل نوشتن یک شعر یا طراحى یک تصویر. بچه‌ها را تشویق کنید. نسخه دست اول تهیه کنند تا بعد آن را چاپ کنند.

ابزار اساسى کار

به کودکان، ابزار اساسى کار را بدهید و به آنها یاد دهید چطور و چه وقت آنها را به کار ببرند، مثل خواندن نقشه، انجام محاسبات و کاربرد ذره بین.

بچه‌ها را تشویق کنید اهداف را مرتب کنند و یک چارچوب زمانى براى آنها مشخص کنند و سپس آنها را یادداشت کنند. به این ترتیب، می‌توانند پیشرفت خود را ببینند.

نکته یابى

کودکان را یارى دهید تا بیاموزند چطور مهمترین نکات آنچه را که می‌خوانند، می‌بینند یا می‌شنوند را پیدا کنند.

على غلامپور طالمى

مطالعه را به عادتى خانوادگى تبدیل کنیم

برای تقویت مهارت مطالعه در فرزندانمان چه باید بکنیم؟

مطالعه، یکی از بخش‌های مهم زندگی همه ماست و تقریبا بیشتر کارهایی را که در طول روز انجام می‌دهیم، دربرمی‌گیرد. نیاز به مطالعه در تمامی‌ ابعاد زندگی حس می‌شود به عنوان مثال، خواندن مطالب مرتبط با شغلمان در محیط کار، علائم خیابان‌ها و جاده‌ها در زمان رانندگی و حتی دیدن برخی از اطلاعات به صورت زیرنویس در تلویزیون و بسیاری از موارد دیگر نشان می‌دهد که این نیاز در همه جنبه‌های زندگی انسان لازم و ضروری است. روان‌شناسان معتقدند کودکانی که مهارت خواندن‌شان بالاست، دانش‌آموزانی موفق هستند.

تجربه مادری اهل مطالعه

اشاره به تجربه ۳۵ ساله جولیا، مادر ۶۰ ساله انگلیسی که در سال‌های عمرش با تلاش فراوان مطالعه را به عادتی مفید برای فرزندانش تبدیل کرده و حالا شاهد موفقیت و پویایی آنها در زندگی‌شان است، خالی از لطف نیست.

جولیا می‌گوید: «مطالعه کردن، بهترین و با ارزش‌ترین فعالیتی است که من و فرزندانم از آن لذت می‌بریم. من به عنوان مادر ۲ فرزند که لازم بود در بسیاری از اوقات کارهای زیادی را به عنوان وظایف مادرانه خود انجام بدهم، از این‌که مطالعه کردن تبدیل به پلی برای وصل شدن من و فرزندانم به یکدیگر شده بود، احساس رضایت می‌کردم. عادتی که اشتراکات زیادی برای هر ۳ ما به وجود آورده بود.

برای این‌که مطالعه به عادتی خانوادگی برای ما تبدیل شود، تا زمانی که فرزندانم به سنین ۱۱ و ۱۳ سالگی رسیدند، ما هر شب در کنار هم کتاب می‌خواندیم. یک کتاب مشترک که هر سه نفر ما را به عمق داستان فرو می‌برد؛ مثل سریال‌های تلویزیونی همیشه قصه را در بخش حساس قطع می‌کردیم و ادامه آن را برای شب بعد می‌گذاشتیم.

این کار ما را ترغیب می‌کرد تا برای مطالعه ادامه داستان انگیزه بیشتری داشته باشیم، علاوه براین که انگیزه بچه‌ها برای ادامه مطالعه بیشتر می‌شد، قوه تخیل آنها برای پیش بینی حوادث بعدی داستان قوی و قوی‌تر می‌شد. بعضی وقت‌ها پیش‌بینی‌ها برای ما تبدیل به یک بازی سرگرم کننده می‌شد که طی آن من براحتی می‌توانستم ابعاد مختلف وجودی فرزندانم را بهتر بشناسم.

خواندن کتاب‌های داستان در کنار هم، ذهن همه ما را در مقابل موقعیت‌های مختلف باز کرد و ما را در شرایطی قرار داد که خود را به جای قهرمان قصه بگذاریم، فکر کنیم و شرایط او را با تمام وجود حس کنیم. کم‌کم بخشی از وقت مطالعه ما به بازی نقش قهرمانان داستان‌ها تبدیل شد که برای بچه‌ها بسیار جذاب و دوست داشتی بود.

مطالعه، بازی، رشد و تعالی روحی تمام چیز‌هایی بود که ما در این تجربه مشترک به آن دست پیدا کردیم. مطالعه به من آموخت که چگونه به شیوه‌ای درست مسوولیت بزرگ کردن فرزندانم را به عهده بگیریم. فرصت کامل شدن را به هر سه ما هدیه داد و مخصوصا من به عنوان یک مادر دریافتم که چگونه و از چه راهی عشق و محبت خود را با تمام وجود نثار فرزندانم کنم.»

استقلال در مطالعه

این مادر انگلیسی ادامه می‌دهد: «با بالا رفتن شناخت من از فرزندانم در طول مطالعات مشترکمان، به مرحله‌ای رسیدم که در شرایط مختلف زندگی راحت‌تر توانستم با مشکلات آنها مواجه شوم و سریع‌تر به حل مسائل آنها نائل شوم. در آغاز سنین نوجوانی آنها به مرحله ای رسیدند که خود به صورت مستقل شروع به مطالعه کردند، اما ارتباط ما قطع نشد.

هر شب راس همان ساعت قبل، در کنار هم می‌نشستیم و مطالعه می‌کردیم، اما با این تفاوت که این بار به جای یک کتاب مشترک هر یک کتابی در دست داشتیم و تنهایی به مطالعه آن می‌پرداختیم. بعضی از اوقات در کنار هم اطلاعات کتاب‌های خود را با هم مبادله می‌کردیم و هر سه در مطالعه یکدیگر شریک می‌شدیم.

مطالعه خیلی زود به فرزندانم کمک کرد که آنها به سخنورانی بسیار ماهر تبدیل شوند. گاهی شاهد بودم که در موقع صحبت کردن از کلماتی زیبا و یا بزرگ استفاده می‌کردند. آنها برای خوب صحبت کردن سعی در استفاده از لغات زیبا و در عین حال سنجیده می‌کردند.

این تغییر و تحولات من را نیز بر آن داشت تا نسبت به شیوه صحبت کردنم تجدید نظر کنم و با فرزندانم همراه شوم. علاوه بر نوع صحبت کردن، مطالعه تاثیر بسیار زیادی در عمیق شدن افکار ما داشت و به ما صبری داد تا هیچ‌گاه عجولانه و بدون تفکر و تعمق در هیچ مساله‌ای نسبت به حل آن اقدام نکنیم.

ارزش این مطالعات و سفرهای تخیلی برای من و فرزندانم بی‌اندازه بود، تا جایی که من احساس کردم هر ۳ ما در حال رشد کردن و بزرگ شدن هستیم.»

جولیا اضافه می‌کند: «وقتی به گذشته فکر می‌کنم، با تمام وجود حس می‌کنم که مطالعه راهی جدید برای تغییر ما به سمت و سویی درست و سنجیده بود. اکنون من و فرزندانم ارزش مطالعه را فهمیده‌ایم و از آن لذت می‌بریم.

وقتی پدر یا مادری برای تبدیل مطالعه به عادتی مفید و پسندیده برای فرزندانش اقدام می‌کند، با تمام وجود رشد گام به گام آنها را احساس می‌کند و از این‌که رشد و تعالی فرزندانش در مسیری درست انجام می‌گیرد احساس رضایت می‌کند.

جولیا در پایان می‌گوید: «حالا بعد از ۳۵ سال مطالعه، من و فرزندانم به طور کامل از لحاظ روحی و فکری به یکدیگر نزدیک شده‌ایم. حالا می‌توانم آینده‌ای پرشور و حرارت که برای فرزندانم آرزو داشتم، روشن‌تر و کامل‌تر از آنچه که در ذهنم می‌پروراندم پیش‌رو ببینم؛ چیزی که شاید آرزوی هر مادری باشد.»

اولین و آخرین گام برای علاقه‌مند کردن فرزندانمان به مطالعه، تبدیل آن به یک عادت خانوادگی است و بهترین توصیه برای ایجاد زمینه مناسب برای آن، این است که از خود شروع کنید؛ چون بچه‌ها کارهایی را انجام می‌دهند که در اطراف خود می‌بینند. اگر آنها شاهد مطالعه روزانه شما باشند، در برزگسالی خود نیز به فردی اهل مطالعه تبدیل می‌شوند.

از آنجا که شروع این حرکت مهم باید از طرف خود شما باشد، در اولین قدم برای عضویت در یک کتابخانه عمومی‌ اقدام کنید. با رفت و آمد در محیط کتابخانه فرزند خود را با فضا و افراد اهل مطالعه مواجه و آشنا کنید، گاهی اوقات به کتاب فروشی‌ها سر بزنید و برای خود و فرزندتان کتاب بخرید.

برای ایجاد انگیزه در بچه‌ها، بعضی از اوقات آنها را تشویق کنید تا کتاب‌هایشان، علائم رانندگی جاده‌ها، مطالب درج شده روی بسته‌های خوراکی و خیلی از چیزهای دیگر را برای برای شما بخوانند. وقتی شما بتوانید مطالعه را به یک عادت لذت بخش برای پر کردن اوقات اضافی خود تبدیل کنید، فرزندتان هم یاد می‌گیرد که برای پرکردن اوقات فراغت خود از مطالعه بهره بگیرد.

منبع: جام جم آنلاین؛ صدیقه حاج نوروزی

تربیت‌ انسان‌ اجتماعى‌

هدف‌ آموزش‌ و پرورش‌ «تربیت‌ انسان‌ تراز اجتماعی‌» است‌ و آموزش‌ و پرورش‌ باید بتواند مطابق‌ هنجارهاى‌ جامعه‌ و نیز خواست‌ و نیاز جامعه‌، دانش‌آموختگان‌ خود را تربیت‌ کند.

برای‌ این‌ منظور و فراگیرى‌ مهارتهاى‌ لازم‌ و قبل‌ از آن‌، ایجاد زمینه‌هاى‌ این‌ فراگیرى‌ از مسائلى‌ است‌ که‌ باید به‌ آن‌ توجه‌ کنیم‌. «توان‌ فکر کردن‌» اساس‌ توانمندى‌ و اقتدار انسان‌ است‌ و تنها در صورتى‌ ایجاد می‌شود که‌ «تقویت‌ اندیشه‌» باشد. بدون‌ شک‌ تا زمانى‌ که‌ نتوانیم‌ «اندیشیدن‌» را محور قرار دهیم‌، آموزش‌ و پرورش‌ نمی‌تواند ماموریت‌ بزرگ‌ «تربیت‌ انسان‌ توسعه‌یافته‌» را به‌ انجام‌ برساند. اصولا، اندیشه‌، جوهر انسان‌ است‌ و انسان‌ به‌ میزانى‌ که‌ می‌اندیشد، «انسان‌» است‌. اگر اندیشه‌ انسان‌ باور شود، دستیابى‌ به‌ کمالات‌ انسانى‌ برتر، امکانپذیر می‌شود و این‌ هدف‌ اساسى‌ آموزش‌ و پرورش‌ است‌.

با توجه‌ به‌ ماموریت‌ اصلى‌ مدرسه‌، فلسفه‌ وجودى‌ شورا در چند محور خلاصه‌ می‌شود:

۱- علت‌ وجود شورا، این‌ است‌ که‌ بتواند انسان‌هایى‌ را که‌ توان‌ اندیشیدن‌ و دغدغه‌ راهیابى‌ به‌ آینده‌یى‌ بهتر را دارند، همفکر و همراه‌ کند. در صورتى‌ که‌ مدرسه‌، انسانهاى‌ فکور تربیت‌ کند و راه‌ با هم‌ فکر کردن‌ و با هم‌ براى‌ حل‌ مسائل‌ اقدام‌ کردن‌ را بیاموزد، مدرسه‌یى‌ موفق‌ است‌ و می‌توانیم‌ به‌ آن‌ مدرسه‌ امیدوار باشیم‌. شورا در مدرسه‌ به‌ عنوان‌ یکى‌ از ارکان‌ رسمى‌ مدرسه‌ باید بتواند جریان‌ قوى‌ اندیشه‌ را هدایت‌ کند و در مدرسه‌ براى‌ کار گروهی‌، همفکرى‌ و گروهى‌ اندیشیدن‌ بستر لازم‌ را سامان‌ دهد، تا جامعه‌ بتواند مناسبات‌ اجتماعی‌ بهتر و بالنده‌تر را تجربه‌ کند. یکى‌ از چالش‌هاى‌ اساسى‌ جامعه‌ امروز ما و نیز یکى‌ از علل‌ کندى‌ جامعه‌ ایران‌ در شرایط‌ فعلی‌، فقدان‌ حاکمیت‌ پارادایم‌ اندیشه‌ در آموزش‌ و پرورش‌ و اندیشه‌سوزى‌ در جامعه‌ است‌. انسان‌هاى‌ سطحى‌ و فاقد هر گونه‌ ژرف‌اندیشی، به‌ کار سازندگى‌ کشور نمی‌آیند، انسان‌هاى‌ تنها پیرو، نمی‌توانند داراى‌ اعتماد به‌ نفس‌، خلاق‌ و نوآور باشند. کشور به‌ انسان‌هایى‌ نیاز دارد که‌ بتوانند بیندیشند و خوب‌ بیندیشند و بتوانند جمعى‌ بیندیشند، بر این‌ اساس‌، وظیفه‌ شوراى‌ دانش‌آموزى‌، تقویت‌ آموزه‌ و فرایند فوق‌ است‌.

۲- در جامعه‌، فاصله‌یى‌ بین‌ سه‌ عنصر اساسى‌ تعلیم‌ و تربیت‌ یعنى‌ دانش‌آموز، معلم‌ و مدرسه‌ وجود دارد. نهاد شورا می‌تواند در کاهش‌ این‌ فاصله‌ کنشگرى‌ بی‌بدیل‌ باشد. این‌ نکته‌ را چندى‌ پیش‌ نیز در گفت‌وگو با خبرنگاران‌ گفتم‌ که‌ در روزنامه‌ها چاپ‌ شد. مجلس‌ دانش‌آموزى‌، وظیفه‌ بزرگ‌ ارایه‌ مشورت‌ به‌ دست‌اندرکاران‌ تعلیم‌ و تربیت‌ در سراسر کشور را دارد و به‌هیچ‌وجه‌، نمادین‌ نیست‌. این‌ مجلس‌، نماد نیاز ایران‌ به‌ دموکراسى‌ است‌ و شرایط‌ را براى‌ اجتماعى‌ شدن‌ و انعطاف‌پذیری‌ آنها و عقلانی‌شدنشان‌ آماده‌ می‌کند… مجلس‌ دانش‌آموزى‌، بستر مناسبى‌ برای‌ بیان‌ مطالبات‌ نسل‌ جدید خواهدبود که‌ با توجه‌ به‌ نبود مجلس‌ جوانان‌ در ایران‌ اقدام‌ بزرگى‌ است‌. مجلس‌ دانش‌آموزى‌ با ارایه‌ مشورت‌ به‌ مسئولان‌، خواسته‌های‌ نسل‌ جدید براى‌ ساختن‌ آینده‌یى‌ بهتر را ارایه‌ می‌کند؛ زیرا این‌ مجلس‌ عصاره‌ حضور ۱۸ میلیون‌ دانش‌آموز نواندیش‌ است‌. این‌ مجلس‌، مهمترین‌ بستر براى‌ تربیت‌ شهروندان‌ در فضایى‌ پویا و آزاد است‌. کار مجلس‌ دانش‌آموزى‌، یک‌ کار ملى‌ است‌ و اعضاى‌ آن‌ تحت‌ تاثیر احزاب‌ و گروه‌هاى‌ سیاسى‌ قرار نخواهدگرفت‌. مدرسه‌، محل‌ فعالیت‌ سیاسى‌ گروه‌ها نیست‌ و در مجلس‌ دانش‌آموزى‌ نیز به‌ تبعیت‌ از آن‌، کار سیاسى‌ صورت‌ نخواهدگرفت‌.

به‌ این‌ نکات‌ اشاره‌ کردم‌ تا بگویم‌: تا زمانى‌ که‌ فاصله‌ فوق‌ بی‌اعتمادى‌ و ادبار عناصر اساسى‌ مؤثر در تعلیم‌ و تربیت‌ در مدرسه‌ وجود دارد، نمی‌توان‌ و نباید توقع‌ کیفیت‌ آموزش‌ و رشد استعدادى‌ درونى‌ دانش‌آموز را داشت‌. اصولا در چنین‌ شرایطى‌، تمرین‌ و آموزش‌ کار جمعى‌ امکان‌ناپذیر است‌.

تمام‌ کسانى‌ که‌ دغدغه‌ تعلیم‌ و تربیت‌ صحیح‌ را دارند، باید تلاش‌ کنند تا این‌ فاصله‌ها را به‌ حداقل‌ برسانند. براى‌ نمونه‌، گروه‌هاى‌ مرجع‌ دانش‌آموزى‌ و آموزگاری‌ تفاوت‌ زیاد نباید داشته‌ باشد تا ارتباط‌ عاطفی‌، روحى‌ و آموزشى‌ ممکن‌ شود و در واقع‌ دنیاى‌ این‌ دو به‌ همدیگر نزدیک‌ و نزدیکتر شود تا یکدیگر را بهتر درک‌ کنند. براى‌ آموزش‌ فعال‌ این‌ گونه‌ زمینه‌سازى‌ می‌شود.

۳- رسالت‌ و وظیفه‌ دیگر شوراهاى‌ مدرسه‌، این‌ است‌ که‌ با حضور خود و فعالیت‌هایى‌ که‌ سامان‌ می‌دهد، شرایطى‌ را فراهم‌ کند تا طى‌ آن‌ حداقل‌ قدرت‌ تطبیق‌ اعضاى‌ خویش‌ را بالاببرد. بالابردن‌ قدرت‌ انطباق‌ فرد و الگوهاى‌ فرد با جامعه‌ کارى‌ است‌ که‌ در شوراى‌ مدرسه‌ امکان‌پذیر است‌ و این‌ کمک‌ شورا به‌ مدرسه‌ در تربیت‌ انسان‌ تراز اجتماعى‌ است‌.

البته‌ اهداف‌ و مسئولیت‌هاى‌ آموزش‌ و پرورش‌ فراتر از آن‌ چیزى‌ است‌ که‌ براى‌ شوراهای‌ دانش‌آموزى‌ پیش‌بینى‌ شده‌ است‌؛ یعنى‌ براى‌ مأموریت‌ بزرگى‌ مثل‌ «تربیت‌ انسان‌ توسعه‌ یافته‌ و رو به‌ کمال‌»، تفکرسالارى‌ را در تمام‌ رویکردها و کارکردهایش‌ داشته‌ باشد، آموزش‌ همفکرى‌ و همراهى‌ را بدهد، انتقال‌ فرهنگى‌ را به خوبى‌ به‌ انجام‌ برساند. انسان‌ منطبق‌ بر نیازهاى‌ جامعه‌ را تربیت‌ کند و علاوه‌ بر اینها، تربیت‌ انسان‌ تراز جهانى‌ را در دستور کار خود قرار دهد، دانش‌آموز باید قادر باشد با توانمندی‌هاى‌ فراملى‌ در عرصه‌ جهانى‌ بروز و ظهور علمى‌ داشته‌ باشد با وسایل‌ ارتباطى‌ مدرن‌ آشنا باشد همان گونه‌ که‌ از نیازهاى‌ جهانى‌ و خواست‌هاى‌ دنیاى‌ امروز آگاهى‌ دارد و این‌ هدفى‌ است‌ که‌ می‌تواند آموزش‌ و پرورش‌ را بالنده‌ و عزت‌آفرین‌ بکند.

پیش‌شرط‌های‌ تحقق‌ مشارکت‌ پیش‌شرط‌هاى‌ تحقق‌ مشارکت‌ در سه‌ عامل‌ مهم‌ خلاصه‌ می‌شوند:

۱- حرمت‌داشتن‌ انسان‌ در بینش‌ها، اگر انسان‌ها حرمت‌ و جایگاه‌ خودشان‌ را نداشته‌ باشند، مساله‌ شورا و شکل‌گیرى‌ مشارکت‌ امرى‌ بی‌جهت‌ و بی‌هدف‌ و در نهایت‌ بی‌ثمر خواهد بود. فقط‌ شورا در جایى‌ ممکن‌ است‌ اثرات‌ درخشان‌ و خوب‌ را به‌ ارمغان‌ بیاورد که‌ انسان‌ حرمت‌ داشته‌ باشد و به‌ نظرات‌ انسان‌ توجه‌ بکنند. نخستین‌ رکن‌ در تشکیل‌ شورا به‌ عنوان‌ یک‌ پیش‌شرط‌، وجود «تلقى‌ ذهنى‌ مثبت‌ از انسان‌» است‌.

۲-  امکان‌پذیرى‌ فرآیند تحقق‌ مشارکت‌، باید سازوکارى‌ انتخاب‌ بشود که‌ طى‌ آن‌ افراد بتوانند در فرآیند مشارکت‌ شرکت‌ کنند. اگر موانع‌ طورى‌ باشد یا هزینه‌های‌ کارجمعى‌ به‌ حدى‌ سنگین‌ باشد که‌ افراد نتوانند در شوراها حضور داشته‌ باشند به طور طبیعى‌ شورا نمی‌تواند شکل‌ بایسته‌ خود را داشته‌ باشد.

۳- سودمندبودن‌ مشارکت‌ و سهیم‌بودن‌ افراد در سود مشارکت‌ است‌، سودمندى‌ شورا در مدرسه‌ به‌ این‌ است‌ که‌ کارآمدى‌ لازم‌ را در عرصه‌ مدرسه‌ داشته‌ باشد. جایگاه‌ فعلى‌ شورا که‌ به‌ عنوان‌ یکى‌ از ارکان‌ اساسى‌ مدرسه‌ پیش‌بینى‌ شده‌ است‌، هنوز تحقق‌ عملى‌ کمترى‌ پیدا کرده‌ و منزلت‌ خودش‌ را پیدا نکرده‌ است‌، بنابر این‌ هنوز فاصله‌ زیادى‌ تا مطلوب‌ها وجود دارد. ما شاهدیم‌ که‌ برخى‌ از مدیران‌ ما هنوز شوراها را آن طور که‌ شایسته‌ است‌ درک‌ نمی‌کنند و هنوز مدیر نسبت‌ به‌ اهمیت‌ شورا و جایگاه‌ اعضاى‌ شوراى‌ دانش‌آموزى‌ اعتقاد و باور عمیق‌ و قلبى‌ ندارد. امید است‌ در شرایط‌ جدید که‌ مقرر شده‌ مدیران‌ توسط‌ معلمان‌ انتخاب‌ شوند مشارکت‌پذیرى‌ معلمان‌ بالاتر برود، اما گام‌ بعدى‌ این‌ خواهد بود که‌ دانش‌آموزان‌ به طور حتم‌ در اداره‌ مدرسه‌ سهیم‌ باشند. براى‌ این‌ منظور، باید راهکارهاى‌ مربوط‌ را یافت‌.

مشکلاتی‌ نیز وجود دارد که‌ شوراهاى‌ دانش‌آموزى‌ باید نسبت‌ به‌ آن‌ اهتمام‌ داشته‌ باشند؛ از جمله‌ این که‌ دانش‌آموز ضمن‌ این که‌ خودش‌ را یک‌ دانش‌آموز می‌داند باید نقش‌ خودش‌ را در نوآفرینى‌ و خلاقیت‌ در آموزش‌ نشان‌ بدهد. تاکید می‌کنم‌ مدرسه‌یی‌ موفق‌ است‌ که‌ کار گروهى‌ بهتر و منطقی‌تر در آن‌ شکل‌ بگیرد و به‌ نوپدیدارهای‌ فرهنگى‌ دستیابى‌ پیدا کند. ما یک‌ کلاس‌ مرده‌ و خمود و سوگوار نمی‌خواهیم‌. ما به‌ کلاس‌ شاد نیاز داریم‌. در این‌ صورت‌، ممکن‌ است‌ آموزش‌ فعال‌ شکل‌ بگیرد. هنر باید جایگاه‌ خود را در مدرسه‌ پیدا کند. براى‌ این‌ منظور جایگاه‌ بازسازی‌ شده‌ دانش‌آموزان‌ و شوراهاى‌ متعلق‌ به‌ آنها باید تعریف‌ شود، همان‌ طور که‌ شان‌ و احترام‌، بازتولید شده‌ معلم‌، باید به‌ او داده‌ شود، لذا به‌ نظر می‌رسد بایستى‌ در آموزه‌هاى‌ مورد اهتمام‌ شوراهایمان‌ به‌ این‌ مساله‌ توجه‌ داشه‌ باشیم‌. همچنین‌ بسیار مناسب‌ خواهد بود اگر دانش‌آموزان‌ و تشکل‌هاى‌ مربوط‌ به‌ آنها نسبت‌ به‌ محتواى‌ درسى‌ اظهارنظر کنند تا بعدا در فرآیندهایى‌ مدون‌ مورد پالایش‌ کارشناسان‌ زبده‌ و مجرب‌ قرار گیرد و آنگاه‌ تصمیم‌ نهایى‌ گرفته‌ شود.

مشکل‌ بعدى‌ که‌ باید به‌ آن‌ اهتمام‌ بشود، «بهبود اداره‌ مدرسه‌» است‌ یکى‌ از وظایف‌ خطیر شوراها شرکت‌ در اداره‌ مدرسه‌ است‌. اگر نتیجه‌ شورا این‌ نباشد که‌ وضع‌ اداره‌ مدرسه‌ بهبود پیدا بکند در عمل‌ شورایى‌ وجود ندارد. اگر می‌خواهید شورای‌ دانش‌آموزان‌ در مدرسه‌ فعال‌ باشد یکى‌ از نمودهاى‌ اساسى‌ آن‌، این‌ است‌ که‌ اداره‌ مدرسه‌ به‌ شکل‌ قابل‌ توجهى‌ بهبود پیدا بکند. اوقات‌ فراغتى‌ که‌ در برنامه‌هاى‌ مدرسه‌ منظور شده‌ است‌، باید به‌ عنوان‌ برنامه‌هاى‌ اساسى‌ تلقى‌ شود و بهبود پیدا کند؛ یعنى‌ باید تفاوت‌ معنی‌دارى‌ بین‌ مدارسى‌ که‌ شورا دارند با مدارسى‌ که‌ شورا ندارند وجود داشته‌ باشد.

نتیجه‌ آن که‌ سه‌ مشکل‌ اساسى‌ وجود دارد که‌ می‌توان‌ د مورد اهتمام‌ و توجه‌ شورا قرار گیرد:

۱- اداره‌ بهتر و مطلوب‌تر مدرسه‌

۲- کمک‌ به‌ فرآیند اجتماعی‌شدن‌ دانش‌آموزان‌ و همکاران‌ خودشان‌ در مدرسه‌

۳- بهبود بخشى‌ به‌ ارتباطات‌ درون‌ مدرسه‌ و یا پرکردن‌ فاصله‌ دانش‌آموز، معلم‌ و مدرسه‌.

این‌ سه‌ موضوع‌ در واقع‌ فکر می‌کنم‌ به‌ صورت‌ جدى‌ می‌تواند مورد اهتمام‌ شوراها قرار بگیرد و شوراها نسبت‌ به‌ آن‌ توجه‌ کافى‌ داشته‌ باشند تا بتوانند جایگاه‌ خودشان‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ رکن‌ اساسى‌ در مدرسه‌ تثبیت‌ کنند. در نهایت‌ اگر شوراها و مجلس‌ دانش‌‌آموزى‌ به‌ صورت‌ جدى‌ پیگیرى‌ شود، ما هم‌ در زمره‌ کشورهایى‌ قرار می‌گیریم‌ که‌ از محاسن‌ مجلس‌ دانش‌آموزى‌ برخوردارند. در کنار تمام‌ محاسن‌ فوق‌ شوراهاى‌ دانش‌آموزى‌ و مجلس‌ برآمده‌ از آنها به‌ عنوان‌ یک‌ حرکت‌ نمادین‌ آموزش‌ انتخاب‌ کردن‌ و انتخاب‌ شدن‌ را به‌ درون‌ مدرسه‌ می‌برد و طى‌ آن‌ اهمیت‌ دانش‌‌آموز، جوان‌ و قدرت‌ خلاق‌ آنها را می‌نماید و آنها را برای‌ اداره‌ بهتر آینده‌ کشور مهیا می‌سازد.

منبع: پایگاه باشگاه اندیشه؛ نویسنده: سیدحسن‌ الحسینى‌