تعامل با دیگران

نوشته‌ها

مهارت‌هاى اجتماعى کلامى

مهارت‌هاى مذاکره

توانایى مذاکره ماهرانه به هنگام برقرارى رابطه، یکى از ارزشمندترین دارایى‌هاى شما است. موضوعیست که درباره انواع روابط و در موقعیت‌هاى مختلف صدق مى‌کند. ما در تمام اوقات درحال مذاکره هستیم. وقتى دو نفر درباره تماشاى یک فیلم سینمایى اختلاف نظر پیدا مى‌کنند، وقتى هر کس مى‌خواهد برنامه تلویزیونى شبکه متفاوتى را تماشا کند و یا اگر صحبت بر سر این است که چه کسى آشپزخانه را مرتب نکرد، بلافاصله پاى مذاکره به میان کشیده مى‌شود.

مذاکره، به ندرت ایستاست و به همین دلیل، مذاکره‌کنندگان همیشه باید بدانند که چگونه درباره تغییر و تحول مذاکره کنند. مهارت در مذاکره به اشخاص امکان مى‌دهد که روابط خود را بدون ناراحتى تغییر دهند. مذاکره اگر ماهرانه انجام شود، به همه کمک مى‌کند تا به خواسته‌هاى خود برسند.

چند نکته براى هم‌کلامى

سعى کنید از زاویه دید طرف مقابل به موضوع نگاه کنید.

به ایجاد اعتماد و اطمینان میان خود و طرف دیگر توجه داشته باشید و احساس و خواسته‌هاى خود را با طرف مقابل در میان بگذارید.

تماستان را حفظ کنید.

به این موضوع توجه کنید که نیازها و خواسته‌هاى اشخاص با هم متفاوت است.

به نقطه نظر‌هاى طرف مقابل توجه کنید. حرف‌هایش را جدى بگیرید. با او به گرمى بر خورد کنید.

از سرزنش کردن طرف مقابل خوددارى نمایید.

چهار انگاره در رابطه

۱- براى همه به اندازه کافى و فراوان وجود دارد. در هر رابطه‌اى، همه اشخاص، سودى عایدشان مى‌شود؛ و در بلند مدّت، این برداشت و این نگرش از وفور و فراوانى است که تولید شادى و رضایت مى‌کند. بر مبناى همین تفکر است که کار کردن با دیگران و در رابطه با آن‌ها مى‌تواند به اتفاق افتادن حوادث منجر شود. اگر به راهنمایى فکر کنیم که همه سود مى‌برند، راه‌حل‌هاى بیشتر و بهترى براى مسائل خود پیدا مى‌کنیم. خلاق‌تر مى‌شویم و به رضایت خاطر بیشترى مى‌رسیم.

۲- من برنده مى‌شوم: تو بازنده مى‌شوى. این نه تنها منصفانه نیست بلکه در بلندمدت، به زیان شما تمام مى‌شود. وقتى شما برنده باشید و دیگران بازنده، آن‌ها از شما فاصله مى‌گیرند.

۳- تو برنده مى‌شوى، من بازنده مى‌شوم. این نگرش تولید خشم و رنجش مى‌کند و بنابراین به سود کسى تمام نمى‌شود.

۴- بازنده، بازنده. این یک انگاره به کلى مخرب است و نمى‌تواند به رابطه‌اى پایا تبدیل گردد.

امکان به نتیجه نرسیدن

در تمامى مذاکرات، این امکان وجود دارد که به جایى نرسید و از هم فاصله بگیرید. موضوع از این قرار است که اگر نتوانید کارى کنید که رابطه شما با دیگران به سود همه شما تمام شود، رابطه به انتهاى خود مى‌رسد.

تدارک براى مذاکره ماهرانه

گام اول: از خواسته‌هاى همه مطلع شوید. روابط میان اشخاص در قالب نظام‌ها قابل توضیح است. معناى این نگرش این است که اگر تنها به آن چه خودتان مى‌خواهید فکر کنید، نیمى از صحنه را تار مى‌بینید. باید به نگرش‌هاى خود و نیز به نگرش‌هاى دیگران توجه کنید. اگر به شدت پایند خواسته‌هاى خود باقى بمانید، کار مذاکره به دشوارى مى‌کشد.

گام دوم: به خواسته‌ها و زمینه‌هاى مشترک توجه کنید. ببینید که در چه زمینه‌هایى خواسته‌هاى شما و دیگران مشترک و یکسان است.

گام سوم: زمینه‌هاى مذاکره را وسیع‌تر کنید. تا حدى که امکان دارد زمینه مذاکره را وسیع‌تر کنید. به این موضوع توجه کنید که در یک زمینه خاص مى‌توانید درباره موضوعات مختلف مذاکره نمایید.

گام چهارم: دنبال فرصت‌هاى مطلوب بگردید: مطالب و مباحث مشترک و مهم براى هر دو طرف را شناسایى کنید. به ندرت اتفاق مى‌افتد که موضوع و مبحثى براى همه اهمیت یکسان داشته باشد.

پنج راه‌کار براى به کار گرفتن مهارت‌ها

۱- مشخص کنید. از منظور و مقصود طرف مقابل خود آگاه شوید و مشخص کنید که دقیقاً چه مى‌خواهید. «آیا از من ناراحتى یا اتفاق دیگرى افتاده است؟» نقطه نظرهاى‌تان را به روشنى بیان کنید. «از این که به من تلفن نکردى، خشمگین هستم.» کلى گویى نکنید و نگویید «من از تو ناراحتم.

۲- به گفته طرف مقابل توجه کنید. به جاى این که با توجه به سخنان طرف مقابل واکنش فورى نشان دهید، ببینید در صحبت‌هاى او چه نکات مثبتى وجود دارد. این گونه بهتر مى‌توانید مذاکره کنید.

۳- سرزنش نکنید. به نقطه نظرهاى مختلف توجه کنید. لزوماً یک راه درست و یک راه اشتباه نیست. سرزنش نکنید. به مسئولیت‌هاى مشترک بیندیشید. ممکن است بیش از حد خوشبینانه به نظر برسد. در مواقعى ممکن است کسى اشتباه کند.

۴- مراقب خشم باشید. خشم به سادگى روى هم انباشت مى‌شود و رنجش بروز مى‌کند. خشم چرخه‌اى معیوب ایجاد مى‌کند، به طورى که خشمگین شدن یک طرف، طرف دیگر را خشمگین مى‌کند و خشمگین شدن این یکى به شدت خشم اولى مى‌افزاید.

۵- توهین نکنید. حرف‌هاى توهین‌آمیز، مذاکره را مخدوش مى‌کند. به عنوان نمونه به عبارات زیر توجه کنید: «نمى‌توانم با آدم بى‌منطقى مثل تو صحبت کنم» «تو بسیار خودخواه و خودبین و خودرأى هستى.»

چند قاعده براى جنگ منصفانه

۱- به موضوع مطرح و موجود توجه کنید.

۲- تعمیم مبالغه‌آمیز ندهید. «تو همیشه….»، «تو هرگز».

۳- ناسزا نگویید. «احمق هستى…» «بى‌رحم هستى….» «رفتارت، کودکانه است.»

۴- خونسردى خود را حفظ کنید. قبل از این که به جمله یا جمله‌اى جواب بدهید، تا عدد ۱۰ بشمارید. به جایى بروید که بتوانید آرام بگیرید. پرخاش نکنید.

۵- سهم خود را در مسئله ببینید. با جملات با فاعل من شروع کنید. از به کار بردن تو یا شما، اجتناب کنید.

۶- روى زخم اشخاص، نمک نپاشید. به خشم و رنجش آن‌ها دامن نزنید.

۷- تهدید‌هاى جسمانى و کلامى را کنار بگذارید. با تهدید کردن، مسئله‌اى فیصله پیدا نمى‌کند.

وقتى دیگران از شما نظرخواهى مى‌کنند

اغلب اشخاص، درباره روابطشان با دیگران، مشورت مى‌کنند و ناراحتى‌هاى خود را با آن‌ها در میان مى‌گذارند. در ادامه براى راهنمایى کسانى که براى صحبت‌هاى دیگران درباره روابطشان گوش مى‌دهند نکاتى ارائه کرده‌ایم.

جانبدارى نکنید. جانبدارى از یکى از طرفین، تولید رنجش و دلخورى مى‌کند. وظیفه شما این است که به کسى که مشکلش را با شما در میان مى‌گذارد، کمک کنید. راه‌حل‌هاى خود را تحمیل نکنید. تحمیل راه‌حل، به ندرت کارساز است.

گفتگو با دیگران درباره روابطى که دارند:

گوش بدهید.

سؤال کنید.

موضوع مورد نظر را روشن کنید.

داورى نکنید. اما نشان بدهید که متوجه موضوع هستید.

توجه داشته باشید که تنها مى‌توانید خودتان را تغییر بدهید.

از احساس کسى که با او حرف مى‌زنید، مطلع شوید.

از احساس طرف دیگر، مطلع شوید.

به این فکر کنید که مى‌خواهید کمک کنید، جانبدارى نکنید.

براى آن‌ها کمک کنید تا براى حل مشکل موجود از منابع خود استفاده کنند.

فرایند حل مسئله را تقویت کنید.

نصیحت نکنید.

باورهاى اشتباه درباره روابط

دو باور شایع و اشتباه، مانع از آن مى‌شوند که برخوردى سازنده با رابطه داشته باشید.

«رابطه‌اى که براى حفظ آن باید تلاش کرد، نداشتنش بهتر است.»

اگر بگویید «من نباید روى این رابطه تلاش کنم.» شرایطى فراهم مى‌آورید که حل کردن مسئله، با دشوارى رو به رو مى‌گردد. بعضى‌ها بر این باورند که اگر روى رابطه‌اى کار کنید، لطف و خودجوشى آن را از بین مى‌برید. این برداشت درستى نیست.

«تو باید بدانى من چه احساسى دارم.»

این برداشت، فرض را بر این مى‌گذارد که اگر دو نفر در ارتباط نزدیک با هم هستند، باید خود به خود از احساسات یکدیگر آگاه باشند. انگار، نوعى تله‌پاتى، میان آن‌ها وجود دارد. اما این طور نیست. امکان ذهن‌خوانى، وجود ندارد. هر اندازه که با اشخاص نزدیک باشید، نمى‌توانید ذهن آن‌ها را بخوانید. مگر آن که آن‌ها اطلاعاتى را در این خصوص، در اختیار شما بگذارند.

منبع: راهنمای سلامت روان؛ ترجمه مهدی قراچه داغی؛ ص۲۱۱

چگونه بعد از دعوا آشتى کنیم؟

 دعوا را از دو جنبه مورد بررسى قرار مى‌دهیم

مسلماً اگر در زمان بحث، دعوا شدت زیادى نداشته باشد و صبر بیشترى به خرج دهیم، آشتى کردن ساده تر خواهد بود. اما در جنبه ى دوم اگر دعوا شدت بیشترى داشته باشد و به یکدیگر ناسزا بگویم یا در حین دعوا حتى یکدیگر را بزنیم، این رابطه را به سختى مى‌توانیم برقرار کنیم یا حتى زمانى که این رابطه برقرار شد، دیگر آن صمیمت سابق را ندارد و مثل چینى ترک خورده‌اى مى‌باشد که با یک ضربه کوچک براى همیشه مى‌شکند… همیشه این موضوع را هنگام دعوا به خاطر داشته باشید؛ تا حدى جلو بروید که جایى براى بازگشت داشته باشید و به قول ما ایرانى‌ها همه پل هاى پشت سر خود را خراب نکنید که دیگر راهى براى بازگشت نداشته باشید.

اولین گام آشتى کردن این است که بپذیریم همه انسان‌ها نظرات مختلفى نسبت به یکدیگر دارند و قطعاً ما و شخصى که با او نزاع داشته ایم نیزداراى عقاید متفاوتى هستیم و نظرات یکدیگر را ـ حتى متفاوت ـ قبول کنیم و براى صحبت هاى یکدیگر ارزش قایل شویم. مهمتر این که بعد از دعوا به دنبال انتقامجویى نرویم و به دنبال این نباشیم که بعد از دعوا، با صحبت‌ها یا رفتارمان دیگرى را تحقیر کنیم یا قصد آزار او را داشته باشیم. به جاى این کارها به تفاهم برسید و با یکدیگر سازش کنید. حالا چند دلیل را با هم بررسى مى‌کنیم تا به جوابى برسیم که بتوانیم از این ماجراها جلوگیرى کنیم:

۱ ـ دلایل دعوا و نزاع

از خودتان علت اصلى دعوا را بپرسید. گاهى وقت‌ها دلایل دعواها خیلى ساده است، اما به دلیل صبر و تامل زیاد روى این مسایل، تبدیل به مشکلاتى عمیق مى‌شوند و به نظر غیر قابل حل مى‌شوند. براى همین باید زمانى که به این مشکلات ساده بر مى‌خوریم و به جاهاى بغرنج نرسیده است، آنها را حل کنیم. اما چطورى حل شان کنیم؟ با گفتگو، اما گفتگویى بدون هیچ گونه دعوا و قصد و نیت انتقام گرفتن یا تحقیر طرف مقابل.

پس با چه نیتى؟ فقط به امید این که بتوانیم آن را حل کنیم و به روابط سابق خود با خوبى و خوشى ادامه دهیم.

۲ ـ اعتماد به یکدیگر

آشتى کردن با دیگرى، هرگز به این معنا نیست که دیگرى شکست خورده است یا نظر او کاملاً اشتباه بوده و این شمایید که حرف درست را زده اید. هنگامى که قانع شدید رابطه را ادامه دهید، باید بدانید که طرف مقابل تان را همان جورى که هست قبول کنید، تا هنگامى که دوباره چنین موضوعى پیش آمد، دیگر ناراحت نشوید و بدانید که رفتار او همیشه بدین سبک است. نکته دیگر این که همیشه حق با شما نیست. ارتباط با دیگران مسلماً مهمتر از آن است که در روابط خود به دنبال مقصر بگردید زیرا اشخاصى که اینگونه هستند، بعد از این که مقصر را پیدا کردند،مدام عادت دارند به او بگویند: «تو اشتباه کردى، تو این کار را انجام دادى» و خودشان باعث قطع رابطه مى‌شوند. براى بازگشت، آشتى و مصالحه کردن باید قبول کنیم یکدیگر را همان طورى که هستیم بپذیریم و هیچ یک برتر از دیگرى نیست.

۳ ـ از لحاظ روحى خود را براى آشتى آماده کنید و بعد پیش بروید

اگر احساس مى‌کنید که حتى یک درصد براى سازش آمادگى ندارید به هیچ وجه پیش نروید، زیرا ممکن است صحبتى شود و شما کنترل خود را از دست دهید و اوضاع از این که هست بدتر شود. براى همین گفته مى‌شود که از لحاظ روحى آمادگى کامل داشته باشید و بعد جلو بروید. شما از خود گذشتگى کنید و علیرغم تمامى هیجانات منفى که شما را از این کار منع مى‌کند، باز هم به سمت طرف مقابل بروید. این کار شما باعث مى‌شود که او از کرده ى خود پشیمان شود و ارزش شما را بهتر درک کند. در دعواها به تنهایى پیش نروید و قضاوت پیش از موعد نداشته باشید و مانند نوجوانان پرخاشجو و یکه تاز نباشید. شما باید فرقى با نوجوانان داشته باشید یا نه!

۴ ـ اثر کلمات که در روابط استفاده مى‌کنید نقش به سزایى دارد

این که کسى قادر باشد به وسیله ى صحبت کردن رابطه برقرار کند خوب است، اما باید در صحبت هاى خود دقت کنید و بدانید چه کلمه‌اى را در کجا به کار ببرید. راههاى زیادى براى برقرارى رابطه وجود دارد، مثلاً کارهایى که با استفاده از اجزاى صورت یا بدن خود انجام مى‌دهید. براى مثال با رئیس یا دوست تان دعوایى دارید ولى به دلیل احترام زیادى که براى او قایل هستید یا مقام بالایى که آن شخص دارد، نمى‌خواهید با او وارد بحث و جدل شوید. براى همین هنگامى که او بر مى‌گردد و در واقع از دید او خارج هستید و قادر به دیدن شما نیست، براى او شکلک در مى‌آورید. او این حرکت شما را نمى‌بیند و حتى روحش نیز از این کار خبر ندارد، ولى شما به نوعى با این کار خود که براى او شکلک درآورده‌اید یا به او دهن کجى کرده‌اید یا هر کار دیگرى که با اجزاى صورت یا بدن تان انجام مى‌دهید، باعث مى‌شود که از درون احساس خوبى داشته باشید و از همه مهمتر این احساس را دارید که با این کار، خود را از درون ارضا کرده‌اید.

۵ ـ نوع آخر مخصوص دعواهاى همسران است

همسران با یکدیگر دعوا دارند اما دوباره در این جا متذکر مى‌شویم هنگامى که مى‌بینید کار دعوا دارد بالا مى‌گیرد و به قول ما ایرانى ها:«کار دارد به جاهاى باریک کشیده مى‌شود » خود را کنار بکشید و اجازه ندهید دعوا بالاتر رود و در همان جا به بحث تان خاتمه دهید.

کار فوق العاده سختى است، اما خشم خود را پنهان کنید و اجازه ندهید که همسرتان متوجه شود هنوز ناراحت و عصبانى هستید تا او هم مصمم شود و دعوا را به پایان رساند. هنگامى که گفتگوى تان به دعوا رسید، ادامه این گفتگو فایده‌اى ندارد و هر لحظه موقعیت و حریم‌هایى که در زندگى مشترک بین همسران وجود دارد را به مخاطره مى‌اندازد. به همسر خود نشان دهید علیرغم تمام اشتباهاتى که ممکن است انجام دهد، باز هم او را دوست دارید. این روشى است براى این که به او بگوییم که واقعاً قصد آشتى کردن داریم.

منبع: مجله خدایا کمکم کن؛ شماره ۶