تسبیح

نوشته‌ها

دعاهای قرآنی

اشاره

دعا و نیایش در قرآن و سنت اسلامی نقش اساسی و بنیادین دارد. و قرآن در عین تشویق به دعا خود به بیان بهترین دعاها پرداخته یا با بیان دعاهای انبیاء، اولیاء، ملائک و … نحوه دعا کردن را به مؤمنان می آموزد. دعاهای قرآنی محتوای بسیار بلندی دارند. این دعاها در حوزه‌ها و موضوعاتی متعدد منعکس شده و از ویژگیهای خاصی برخوردار هستند.  در این مقاله به این ویژگیها پرداخته شده است.

 

دعا در فرهنگ قرآنی

خداوند در قرآن بندگانش را امر به دعا می کند و امتثال نکردن این فرمان را معادل رویگردانی کبر آمیز از عبادت دانسته موجب داخل شدن در آتش جهنم می داند :

«وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»؛ مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را و کسانی‌ که از پرستش و عبادت من کبر می‌ورزند بزودی‌ خوار در دوزخ درمی‌آیند.(سوره غافر، ۶۰)

در جهان‌نگری‌ قرآن، همه موجودات بنده و فرمانبردار خدا هستند و او را تسبیح و ستایش می‌کنند. (سوره مریم، ۳۹ و سوره انبیاء، ۹۱)

بدین‌ ترتیب دعا و نیایش، عبادت و پرستش و تسبیح و ستایش‌ پروردگار از ارکان عالم هستی‌اند. در این میان، انسان رابطه‌ ویژه و منحصر به‌ فردی با خدا دارد.

آیه‌ای در قرآن هست‌ که این ارتباط ویژه را به روشنی نشان می‌دهد: «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ…»؛ هرگاه‌ بندگان من، از تو درباره من بپرسند، من نزدیکم و دعای‌ دعاکننده را به هنگامی‌ که مرا بخواند اجابت می‌کنم، پس‌ باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه‌ یابند. (سوره بقره، آیه ۱۸۶)

این تنها آیه‌ای است که خدا هفت بار به صورت متکلم وحده و بدون بکار بردن ضمیر جمع که‌ شیوه رایجی در زبان قرآن است، با انسان سخن می‌گوید.

دعاهای قرآنی بنابر ساختار کلی قرآن، در سوره یا بخش خاصی از قرآن گرد نیامده‌اند. حضور آنها در قرآن‌ به شکل گسترده و پاره پاره و در متن زندگی و تاریخ است‌؛ بسان روحی که در سراسر کلام وحی سریان دارد.

برخی ویژگیهای دعاهای قرآن

  1. از نظر ظرف وقوع، دعاهای قرآن با عالم قبل از دنیا، عالم برزخ، قیامت، بهشت و دوزخ ارتباط دارند. بنابراین‌ دعاهای قرآن از حیث وقوع دارای کیفیتی فرازمانی‌اند و به دوره خاصی محدود نمی‌شوند؛ گرچه بخش عمده‌ دعاها در بستر دنیا و از زبان پیامبران بیان می‌شود.
  2. از این ادعیه بخوبی معلوم می‌شود که از دیدگاه قرآن‌ دعا در همه ادیان حضور دارد و شمول و گستردگی آن‌ بقدری است که می‌توان آن‌ را از ابعاد وجود آدمی شمرد.

در قرآن پیامبرانی چون حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت نوح، حضرت زکریا، حضرت سلیمان، حضرت یوسف، حضرت عیسی، حضرت لوط، حضرت صالح و حضرت شعیب دعا می‌خوانند یا خداوند دعاهایی به ایشان آموزش می‌دهد.

اصحاب کهف، همسر فرعون، مؤمنان، خردمندان و سایر مردمان را هم می‌بینیم که به درگاه پروردگار دعا می‌کنند. این حس وجودی دعا، حالت و مقام پیامبران الهی است که‌ حتی در شکوه و جلال نیز دارای همین درک عمیق‌اند و همه‌ چیز را از خدا و به سوی خدا می‌دانند.

  1. بیشترین درخواست‌ها در دعاها، درخواست آمرزش و بخشش گناهان و طلب رحمت الهی است.
  2. بر دعاهای قرآن اصل توحید که مهمترین رکن اسلام‌ است، حاکم است. همه موجودات حتی شیطان و یا گناهکارانی که با عذاب دوزخ روبرو می‌شوند سر رشته همه‌ امور را در دست خدا می‌بینند و از او درخواست و تمنا می‌کنند.
  3. در قرآن فرشتگان و حاملان عرش الهی نیز دعا می‌کنند: “پروردگارا، رحمت و دانش تو بر هر چیز احاطه‌ دارد، کسانی‌ را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاهدار. پروردگارا، آنان‌ را در باغهای جاوید که وعده‌شان داده‌ای با هر که از پدران‌ و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند، داخل کن‌ زیرا تو ارجمند و حکیمی و آنان‌ را از بدی ها نگاهدار و هر که را در آن روز از بدی ها حفظ کنی رحمتش کرده‌ای و این‌ همان کامیابی بزرگ است‌.” (سوره غافر،۹-۷)

موضوعات دعاهای قرآنی

به یک اعتبار دعاهای قرآن را می‌توان به دو بخش‌ تقسیم کرد: ادعیه‌ای که خود کلام وحی آموزش‌ می‌دهد و ادعیه‌ای که بر زبان آفریدگان بیان می‌شود.

برخی موضوعات دعاهای قرآنی عبارتند از:

  1. استعاذه به خدا
  2. طلب ملحق شدن به نیکو کاران
  3. طلب پیروزی بر کافران
  1. طلب پیشوایی متقین
  2. تسبیح الهی
  3. تقاضای داوری و یاری از خداوند
  4. توبه و طلب آمرزش
  5. دعا برای پدر و مادر
  6. دعا برای همسر
  7. دعا برای فرزندان و نوادگان
  8. طلب روزی
  9. طلب نعمت الهی
  10. شِکوه از گرفتاری

    ۱۴٫ قبولی اعمال

    ۱۵٫ طلب مسلمانی واقعی

    ۱۶٫ نجات از دست ستمگران

    ۱۷٫ نبودن باستمگران

    ۱۸٫ نفرین بر بدکاران

     ۱۹٫ نجات از جهنّم

   و …

فهرست دعاهای قرآّنی

فاتحه (۱) آیه ۶-۷

دعا کننده: مومنان

اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ * صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ؛ ما را به راه راست هدایت کن.. راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی ؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‌ای ؛ و نه گمراهان .

بقره(۲) آیه ۱۲۹

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!»

بقره (۲) آیه ۱۲۶

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۖ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَىٰ عَذَابِ النَّارِ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ؛ و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده‌اند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده!» گفت: «(ما دعای تو را اجابت کردیم؛ و مؤمنان را از انواع برکات، بهره‌مند ساختیم؛) اما به آنها که کافر شدند، بهره کمی خواهیم داد؛ سپس آنها را به عذاب آتش می‌کشانیم؛ و چه بد سرانجامی دارند»

بقره(۲) آیه ۱۲۷

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و (نیز به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند، (و می‌گفتند:) «پروردگارا! از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی!

بقره(۲) آیه ۱۲۸

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ پروردگارا! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتی که تسلیم فرمانت باشند، به وجود آور! و طرز عبادتمان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، که تو توبه‌پذیر و مهربانی!

بقره(۲) آیه ۲۰۰

دعا کننده: غیر مومنان:

فَإِذَا قَضَیْتُمْ مَنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا ۗ فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ؛ و هنگامی که مناسکِ (حج) ِ خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همانند یادآوری از پدرانتان (آن‌گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن هم بیشتر! (در این مراسم، مردم دو گروهند:) بعضی از مردم می‌گویند: «خداوندا! به ما در دنیا عطا کن!» ولی در آخرت، بهره‌ای ندارند.

سوره بقره(۲) آیه ۲۰۱

دعا کننده: مومنان:

وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ و بعضی می‌گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن! و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»

بقره(۲) آیه ۲۵۰

دعا کننده: سپاه طالوت:

وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ و هنگامی که در برابر جالوت و سپاهیان او قرارگرفتند گفتند: «پروردگارا! پیمانه شکیبایی و استقامت را بر ما بریز! و قدمهای ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان!

بقره(۲) آیه ۲۶۰

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِ ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَهً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را (پس از ذبح کردن،) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانایی بر جمع آنها دارد)».

سوره بقره(۲) آیه ۲۸۶

دعا کننده: مومنان:

لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَهَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛

پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه مکن! پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آن چنان که (به خاطر گناه و طغیان،) بر کسانی که پیش از ما بودند، قرار دادی! پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرّر مدار! و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۴۷

دعا کننده: ملازمان پیامبران:

وَمَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرویهای ما در کارها، چشم‌پوشی کن! قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۶

دعا کننده: عباد الله:

الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ همان کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! ما ایمان آورده‌ایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!»

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۹۱

دعا کننده: مومنان:

الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۹۳

دعا کننده: مومنان:

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ؛ پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌کرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!

سوره آل عمران(۳) آیه ۱۹۴

دعا کننده: مومنان:

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ؛ پروردگارا! آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچ‌گاه از وعده خود، تخلف نمی‌کنی.

ال عمران(۳) آیه ۳۵

دعا کننده: همسر عمران:

إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی ۖ إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ: (به یاد آورید) هنگامی را که همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرَّر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!

سوره آل عمران(۳) آیه ۳۸

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً ۖ إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ؛ در آنجا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگی در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی!»

آل عمران(۳) آیه ۴۱

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَهً ۖ قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْکُرْ رَبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ؛ (زکریا) عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» گفت: «نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهی گفت. (و زبان تو، بدون هیچ علّت ظاهری، برای گفتگو با مردم از کار می‌افتد.) پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت بزرگ،) بسیار یاد کن! و به هنگام صبح و شام، او را تسبیح بگو!

سوره آل عمران(۳) آیه ۵۳

دعا کننده: حواریون حضرت عیسی (علیه‌السلام):

رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ؛ پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ ما را در زمره گواهان بنویس!»

سوره آل عمران(۳) آیه ۸

دعا کننده: راسخانِ در علم:

رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ (راسخانِ در علم، می‌گویند:) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!

نساء(۴) آیه ۷۵

دعا کننده: ستم دیدگان:

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا؛ چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند: «پروردگارا! ما را از این شهر (مکه)، که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!

مائده(۵) آیه ۱۱۴

دعا کننده: حضرت عیسی مسیح (علیه‌السلام):

قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَهً مِنْکَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‌ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه‌ای از تو؛ و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!»

مائده(۵) آیه ۲۵

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ إِنِّی لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی ۖ فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ؛ (موسی) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیّت گنهکار، جدایی بیفکن!»

سوره اعراف(۷) آیه ۱۲۶

دعا کننده: ساحران فرعون:

وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآیَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا ۚ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ؛ انتقام تو از ما، تنها بخاطر این است که ما به آیات پروردگار خویش -هنگامی که به سراغ ما آمد- ایمان آوردیم. بار الها! صبر و استقامت بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبائی را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!»

سوره اعراف(۷) آیه ۱۵۱

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِأَخِی وَأَدْخِلْنَا فِی رَحْمَتِکَ ۖ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ؛ (موسی) گفت: «پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!»

اعراف(۷) آیه ۱۵۵

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَهُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِیَّایَ ۖ أَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ تُضِلُّ بِهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدِی مَنْ تَشَاءُ ۖ أَنْتَ وَلِیُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنْتَ خَیْرُ الْغَافِرِینَ؛ موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زمین‌لرزه آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، (مجازات و) هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی (و مستحق بدانی)، به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!

اعراف(۷) آیه ۱۵۶

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَٰذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ ۚ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ ۖ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ ۚ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُمْ بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ؛ و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرّر فرما؛ چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کرده‌ایم! «(خداوند در برابر این تقاضا، به موسی) گفت:» مجازاتم را به هر کس بخواهم می‌رسانم؛ و رحمتم همه چیز را فراگرفته؛ و آن را برای آنها که تقوا پیشه کنند، و زکات را بپردازند، و آنها که به آیات ما ایمان می‌آورند، مقرّر خواهم داشت!

اعراف(۷) آیه ۱۸۹

دعا کننده: آدم و حوا:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا ۖ فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِیفًا فَمَرَّتْ بِهِ ۖ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَیْتَنَا صَالِحًا لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ؛ او خدایی است که (همه) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، که با وجود آن، به کارهای خود ادامه می‌داد؛ و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند «اگر فرزند صالحی به ما دهی، از شاکران خواهیم بود!»

سوره اعراف(۷) آیه ۲۳

دعا کننده: آدم وحوا:

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»

اعراف(۷) آیه ۴۷

دعا کننده: اصحاب اعراف:

وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِقَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین؛ و هنگامی که چشمشان به دوزخیان می‌افتد می‌گویند: «پروردگارا! ما را با گروه ستمگران قرار مده!»

اعراف(۷) آیه ۸۹

دعا کننده: قوم حضرت شعیب (علیه‌السلام):

قَدِ افْتَرَیْنَا عَلَى اللَّهِ کَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِی مِلَّتِکُمْ بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا ۚ وَمَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِیهَا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا ۚ وَسِعَ رَبُّنَا کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا ۚ عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْنَا ۚ رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ؛ اگر ما به آیین شما بازگردیم، بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده، به خدا دروغ بسته‌ایم؛ و شایسته نیست که ما به آن بازگردیم مگر اینکه خدایی که پروردگار ماست بخواهد؛ علم پروردگار ما، به همه چیز احاطه دارد. تنها بر خدا توکل کرده‌ایم. پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی!»

یونس(۱۰) آیه ۲۲

دعا کننده: انسان های ضعیف الایمان:

هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَهٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ ۙ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ؛او کسی است که شما را در خشکی و دریا سیر می‌دهد؛ زمانی که در کشتی قرارمی‌گیرید، و بادهای موافق آنان را (به سوی مقصد) حرکت می دهد و خوشحال می‌شوند، ناگهان طوفان شدیدی می‌وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها می‌آید؛ و گمان می‌کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می‌خوانند که: «اگر ما را از این گرفتاری نجات دهی، حتماً از سپاسگزاران خواهیم بود!»

یونس(۱۰) آیه ۸۵

دعا کننده: ساحران فرعون:

فَقَالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْنَا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده!

یونس(۱۰) آیه ۸۶

دعا کننده: ساحران فرعون:

وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ؛ و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش!

یونس(۱۰) آیه ۸۸

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَقَالَ مُوسَىٰ رَبَّنَا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَهً وَأَمْوَالًا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُوا حَتَّىٰ یَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِیمَ؛ موسی گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‌ای، پروردگارا! در نتیجه (بندگانت را) از راه تو گمراه می‌سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‌ای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!»

یوسف(۱۲) آیه ۱۰۱

دعا کننده: حضرت یوسف (علیه‌السلام):

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ ۚ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ ۖ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ؛ پروردگارا! بخشی (عظیم) از حکومت به من بخشیدی، و مرا از علم تعبیر خوابها آگاه ساختی! ای آفریننده آسمانها و زمین! تو ولیّ و سرپرست من در دنیا و آخرت هستی، مرا مسلمان بمیران؛ و به صالحان ملحق فرما!»

ابراهیم(۱۴) آیه ۳۵

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبِّ اجْعَلْ هَٰذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ؛ (به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [= مکّه‌] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار!

ابراهیم(۱۴) آیه ۳۷

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّم رَبَّنَا لِیُقِیمُوا الصَّلَاه فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ؛ پروردگارا! من بعضی از فرزندانم را در سرزمین بی‌آب و علفی، در کنار خانه‌ای که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپا دارند؛ تو دلهای گروهی از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزی ده؛ شاید آنان شکر تو را بجای آورند!

سوره ابراهیم(۱۴) آیه ۴۰

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاَهِ وَمِن ذُرِّیَّتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء؛ پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!

سوره ابراهیم(۱۴) آیه ۴۱

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَقُومُ الْحِسَابُ؛ پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می‌شود، بیامرز!

ابراهیم(۱۴) آیه ۴۴

دعا کننده: ستمگران:

وَأَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ ۗ أَوَلَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مَا لَکُمْ مِنْ زَوَالٍ؛ و مردم را از روزی که عذاب الهی به سراغشان می‌آید، بترسان! آن روز که ظالمان می‌گویند: «پروردگارا! مدّت کوتاهی ما را مهلت ده، تا دعوت تو را بپذیریم و از پیامبران پیروی کنیم!» (امّا پاسخ می‌شنوند که:) مگر قبلاً سوگند یاد نکرده بودید که زوال و فنایی برای شما نیست؟!

اسراء(۱۷) آیه ۲۴

دعا کننده: انسان مومن:

وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا؛ و بالهای تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان‌گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»

سوره اسراء(۱۷) آیه ۸۰

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا؛ و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»

سوره کهف(۱۸) آیه ۱۰

دعا کننده: اصحاب کهف:

إِذْ أَوَى الْفِتْیَهُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا؛ زمانی را به خاطر بیاور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!»

مریم(۱۹) آیه ۱۰

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَهً ۚ قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیًّا؛ عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلّم (با مردم) نخواهی داشت؛ در حالی که زبانت سالم است!»

سوره مریم(۱۹) آیه ۵و۶

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام):

وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا * یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا؛ و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش… که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!»

طه(۲۰) آیه ۱۱۴

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ۖ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْما؛ پس بلندمرتبه است خداوندی که سلطان حقّ است! پس نسبت به (تلاوت) قرآن عجله مکن، پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود؛ و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!»

سوره طه(۲۰) آیه ۲۵-۲۸

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی * وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی * وَاحْلُلْ عُقْدَهً مِّن لِّسَانِی * یَفْقَهُوا قَوْلِی؛ (موسی) گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن؛ و کارم را برایم آسان گردان! و گره از زبانم بگشای؛ تا سخنان مرا بفهمند!

طه(۲۰) آیه ۲۹-۳۲

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

وَاجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی * هَارُونَ أَخِی * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی * وَأَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی؛ و وزیری از خاندانم برای من قرار ده.. برادرم هارون را! با او پشتم را محکم کن ؛ و او را در کارم شریک ساز؛

انبیاء(۲۱) آیه ۱۱۲

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

قَالَ رَبِّ احْکُمْ بِالْحَقِّ ۗ وَرَبُّنَا الرَّحْمَٰنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ؛ (و پیامبر) گفت: «پروردگارا! بحق داوری فرما (و این طغیانگران را کیفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان است که در برابر نسبتهای ناروای شما، از او استمداد می‌طلبم!»

سوره انبیاء(۲۱) آیه ۸۳

دعا کننده: حضرت ایوب (علیه‌السلام):

وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ؛ و ایّوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده؛ و تو مهربانترین مهربانانی!»

سوره انبیاء(۲۱) آیه ۸۹

دعا کننده: حضرت زکریا (علیه‌السلام)

وَزَکَرِیَّا إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ؛ و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن)؛ و تو بهترین وارثانی!»

مومنون(۲۳) آیه ۱۰۷

دعا کننده: خطاکاران:

رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ؛ پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!»

مومنون(۲۳) آیه ۱۰۹

دعا کننده: عباد الله:

إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ؛ (فراموش کرده‌اید) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!

سوره مومنون(۲۳) آیه ۱۱۸

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ؛ و بگو: «پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی!

مومنون(۲۳) آیه ۲۶

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ انْصُرْنِی بِمَا کَذَّبُونِ؛ (نوح) گفت: «پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!»

مومنون(۲۳) آیه ۲۹

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلًا مُبَارَکا وَأَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ؛ و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی!»

مومنون(۲۳) آیه ۹۴

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ پروردگار من! مرا (در این عذابها) با گروه ستمگران قرار مده!»

مومنون(۲۳) آیه ۹۷

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ؛ و بگو: «پروردگارا! از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم!

مومنون(۲۳) آیه ۹۸

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله)

وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ؛ و از اینکه آنان نزد من حاضر شوند (نیز) -ای پروردگار من- به تو پناه می‌برم!»

مومنون(۲۳) آیه ۹۹

دعا کننده: خطاکاران:

حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛ (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‌دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید

سوره فرقان(۲۵) آیه ۶۵

دعا کننده: عباد الرحمن:

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا؛ و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پر دوام است!

سوره فرقان(۲۵) آیه ۷۴

دعا کننده: عباد الرحمن:

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!»

شعراء(۲۶) آیه ۱۱۸

دعا کننده: حضرت نوح(علیه‌السلام):

فَافْتَحْ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِی وَمَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ؛ اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن؛ و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!»

سوره شعراء(۲۶) آیه ۸۳-۸۹

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ؛ پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن! و برای من در میان امّتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده! و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! و پدرم [= عمویم‌] را بیامرز، که او از گمراهان بود! و در آن روز که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!»

سوره نمل(۲۷) آیه ۱۹

دعا کننده: حضرت سلیمان (علیه‌السلام):

فَتَبَسَّمَ ضَاحِکًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ؛ سلیمان از سخن او تبسّمی کرد و خندید و گفت: «پروردگارا! شکر نعمتهایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای به من الهام کن، و توفیق ده تا عمل صالحی که موجب رضای توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد کن!»

قصص(۲۸) آیه ۱۶

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ (سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!

سوره قصص(۲۸) آیه ۲۱

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ موسی از شهر خارج شد در حالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‌ای؛ عرض کرد: «پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش!»

سوره قصص(۲۸) آیه ۲۴

دعا کننده: حضرت موسی (علیه‌السلام):

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ؛ موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید؛ سپس رو به سایه آورد و عرض کرد: «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»

سوره عنکبوت(۲۹) آیه ۳۰

دعا کننده: حضرت لوط (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ؛ عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!»

سبا(۳۴) آیه ۱۹

دعا کننده: انسان های ناسپاس و ستمگر:

فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ؛ ولی (این ناسپاس مردم) گفتند: «پروردگارا! میان سفرهای ما دوری بیفکن» (تا بینوایان نتوانند دوش به دوش اغنیا سفر کنند! و به این طریق) آنها به خویشتن ستم کردند! و ما آنان را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم و جمعیّتشان را متلاشی ساختیم؛ در این ماجرا، نشانه‌های عبرتی برای هر صابر شکرگزار است.

سوره صافات(۳۷) آیه ۱۰۰

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ؛ پروردگارا! به من از صالحان [= فرزندان صالح‌] ببخش!»

ص(۳۸) آیه ۱۶

دعا کننده: تکذیب کنندگان پیامبران:

وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّلْ لَنَا قِطَّنَا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسَابِ؛ آنها (از روی خیره‌سری) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!»

ص(۳۸) آیه ۳۵

دعا کننده: حضرت سلیمان (علیه‌السلام):

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ؛ گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده‌ای!

ص(۳۸) آیه ۶۱

دعا کننده: طاغوتها:

قَالُوا رَبَّنَا مَنْ قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِی النَّارِ؛ (سپس) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!»

سوره غافر(۴۰) آیه ۷

دعا کننده: ملائکه حامل عرش خدا:

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ؛ فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف می‌کنند) تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌کنند (و می گویند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است؛ پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!

سوره غافر(۴۰) آیه ۸

دعا کننده: ملائکه حامل عرش خدا:

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرموده‌ای وارد کن، همچنین از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!

غافر(۴۰) آیه ۹

دعا کننده: ملائکه حامل عرش خدا:

وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ ۚ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ ۚ وَذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر کس را که در آن روز از بدیها نگاه داری، مشمول رحمتت ساخته‌ای؛ و این است همان رستگاری عظیم!

سوره دخان(۴۴) آیه ۱۲

دعا کننده: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله):

رَبَّنَا اکْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ؛ (می‌گویند:) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم.

احقاف(۴۶) آیه ۱۵

دعا کننده: انسان مومن:

وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی ۖ إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَإِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: «پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو بازمی‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!»

سوره قمر(۵۴) آیه ۱۰

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛ او به درگاه پروردگار عرضه داشت: «من مغلوب (این قوم طغیانگر) شده‌ام، انتقام مرا از آنها بگیر!»

سوره حشر(۵۹) آیه ۱۰

دعا کننده: تابعین:

وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ؛ (همچنین) کسانی که بعد از آنها [= بعد از مهاجران و انصار] آمدند و می‌گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»

سوره ممتحنه(۶۰) آیه ۴

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَمَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ ۖ رَبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ؛ برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، در آن هنگامی که به قوم (مشرک) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید بیزاریم؛ ما نسبت به شما کافریم؛ و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشکار شده است؛ تا آن زمان که به خدای یگانه ایمان بیاورید! -جز آن سخن ابراهیم که به پدرش [= عمویش آزر] گفت (و وعده داد) که برای تو آمرزش طلب می‌کنم، و در عین حال در برابر خداوند برای تو مالک چیزی نیستم (و اختیاری ندارم)!- پروردگارا! ما بر تو توکّل کردیم و به سوی تو بازگشتیم، و همه فرجامها بسوی تو است!

ممتحنه(۶۰) آیه ۵

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»

سوره ممتحنه(۶۰) آیه ۵

دعا کننده: حضرت ابراهیم (علیه‌السلام):

رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَهً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده، و ما را ببخش، ای پروردگار ما که تو عزیز و حکیمی!»

تحریم(۶۶) آیه ۸

دعا کننده: مومنان:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ ۖ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا ۖ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید بسوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص؛ امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند، در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی را که با او ایمان آوردند خوار نمی‌کند؛ این در حالی است که نورشان پیشاپیش آنان و از سوی راستشان در حرکت است، و می‌گویند: «پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر چیز توانائی!»

نوح(۷۱) آیه ۲۶

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا؛ نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار!

نوح(۷۱) آیه ۲۸

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا؛ پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»

سوره نوح(۷۱) آیه ۲۸

دعا کننده: حضرت نوح (علیه‌السلام):

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا؛ پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز؛ و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»

منبع :

دانشنامه اسلامی (موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت)

حشر حیوانات در قیامت

حیونات مانند انسان دارای حیات هستند در باره حشر آنها در قیامت دو مطلب یکی از امام خمینی(ره) و دیگری از علامه طباطبایی(ره) نقل می کینیم:

حضرت امام می فرمایند :

همانطور که اخبار هم مساعد این معناست معتقدیم حتی حیواناتی هم که قوه خیال وواهمه دارند فانی نمی شوند ونفوس شان به تجرد مثالی باقی خواهد ماند .  (۱)

علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه :

” وما من دابه فی الارض ولاطائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فی الکتاب من شیء ثم الی ربهم یحشرون ” (۲) (محققا بدانید که هر جنبنده در زمین و هرپرنده ای که به دو بال در هوا پرواز می کند همگی طایفه ای مانند شما (نوع بشر) هستند ما در کتاب (آفرینش ،بیان )هیچ چیز را فرو گذار نکردیم آنگاه همه به سوی پروردگار خود محشور می شوند .)

( از این آیه شریفه استفاده می شود که آنها گروههایی مانند شما هستند( امم امثالکم ) ، هم تکلیف وهم حشر دارند .زیرا می فرماید ( ثم الی ربهم یحشرون ) اما سنخ وچگونگی تکلیف آنها معلوم نیست . همچنین می فرماید :

” الم تران الله یسبح له من فی السموات والارض والطیر صافات کل قد علم صلوته وتسبیحه والله علیم بما یفعلون”(۳) ونیز می فرماید :

” تسبح له السموات السبع والارض ومن فیهن وان من شیء الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم ” (۴) آسمانهای هفت گانه وزمین وهر کسی در آنهاست اورا تسبیح می گویند وهیچ چیز نیست مگر اینکه به ستایش تسبیح اورا می گوید ولی شما تسبیح آنها را در نمی یابید .) (۵) برای ر

پى نوشتها:

۱ )   تبیان  (معاد )،امام خمینی (ره)  ، ص ۴۶

 ۲)     سوره انعام آیه ۳۸

۳)  سوره نور آیه ۴۱

۴)  سوره اسراء آیه ۴۴

۵)   در محضر علامه طباطبایی  ، انتشارات نهاوندی  ، ص ۱۷۱ و ۱۷۰

منبع : نهاد نمایندگى ولى فقیه در دانشگاهها

آداب دعا در سنت پیامبر اسلام(ص) و برخی از دعاهای آن حضرت

رسول الله صلّى اللّه علیه و آله فرمود: جبرئیل به من دستور داد که قرآن را ایستاده‏بخوانم، و حمد خدا را در رکوع، و تسبیح او را در سجده انجام دهم، و او را نشسته‏دعا کنم و بخوانم .

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در هنگام ابتهال و دعا دستها را بلند مى‏نمود مانندفقیرى که غذا طلب مى‏کند.

دعاى آن حضرت هنگام نگاه در آینه

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى در آینه نظر مى‏کرد مى‏گفت: الحمد للّه الّذى أکمل خلقى، و أحسن صورتى، و زان منّى ما شان من غیرى، وهدانى للاسلام، و منّ علىّ بالنّبوّه. «ستایش خدایى راست که آفرینش مرا کامل‏ ساخت، صورتم را نیکو آفرید، در مقابل عیب دیگران مرا زینت داد، به اسلام‏هدایتم کرد و با برانگیختن من به مقام نبوت نعمتى بزرگ بر من بخشید».

امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى به آینه نظر مى‏کردمى‏گفت: الحمد للّه الّذى أحسن خلقى و خلقى، و زان منّى ما شان من غیرى.

«ستایش خدایى راست که آفرینشم را زیبا، و اخلاقم را نیکو ساخت، و مرا در برابرعیب دیگران زینت بخشید».

دعاى آن حضرت هنگام سوار شدن بر مرکب

حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله هنگام سفر کردن چون بر مرکب سوارى خود مستقرمى‏شد، سه بار«اللّه اکبر»مى‏گفت، سپس آیه شریفه: سبحان الّذى سخّر لنا هذا و ماکنّا له مقرنین، و انّا الى ربّنا لمنقلبون (۱)را تلاوت مى‏کرد و مى‏گفت: اللّهمّ إنّانسألک فى سفرنا هذا البرّ و التّقوى، و من العمل ما ترضى. اللّهمّ هوّن علیناسفرنا، و أطو عنّا بعده. اللّهمّ أنت الصّاحب فى السّفر، و الخلیفه فى الاهل. اللّهمّ‏إنّى أعوذ بک من و عثاء السّفر، و کآبه المنقلب، و سوء المنظر فى الاهل و المال.

«خدایا، ما در این سفر از تو نیکى کردن و پرهیزگارى و نیز کارى را که موجب‏خشنودى توست طلب مى‏کنیم. خدایا، این سفر را بر ما آسان گردان و دورى آن رابر ما نزدیک ساز. خدایا، تو در سفر یار ما، و در خانواده جانشین ما هستى. خدایا، ازرنج و گرفتارى سفر، و غم و غصه بازگشت، و دیدن بدى درباره اهل و مال به تو پناه‏مى‏برم». و چون از سفر باز مى‏گشت مى‏گفت: آئبون تائبون، عابدون لربّنا حامدون.

«در حالى که به سوى پروردگارمان توبه و بازگشت کرده و پرستش او مى‏کنیم و سپاسگزار اوییم، به منزل خود باز گشتیم».

دعاى آن حضرت در  هنگام رسیدن شب در سفر

پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله وقتى در سفر بود و شب فرا مى‏رسید مى‏فرمود: ارض، ربّى و ربّک اللّه، أعوذ من شرّک و شرّ ما فیک و شرّ ما یدبّ علیک، و أعوذ باللّه‏من أسد و أسود و من الحیّه و العقرب، و من ساکن البلد، و والد و ما ولد. «اى‏زمین، پروردگار من و تو خداى متعال است، از شر تو و آنچه در تو هست و یا برروى تو در حرکت است به خدا پناه مى‏برم. و نیز از شر هر درنده و گزنده، و از شرهر مار و عقرب، و از کسى که ساکن در این دیار است، و همچنین از شر هر پدر وفرزندش به خداى متعال پناه مى‏برم».

دعاى آن حضرت هنگام پوشیدن لباس نو

نبی اعظم صلّى اللّه علیه و آله هنگامى که لباس نو مى‏پوشید، مى‏گفت: الحمد للّه‏الّذى کسانى ما یوارى عورتى و اتجمّل به فى النّاس. «ستایش خدایى راست که‏مرا لباسى پوشانید که عورتم را مستور مى‏دارد، و با آن در میان مردم آراسته‏مى‏گردم».

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون مى‏خواست لباس خود را از تن درآورد، ابتدا آن‏را از طرف چپ بیرون مى‏آورد. و از کارهایش هنگام پوشیدن لباس جدید این بودکه حمد و ستایش خدا مى‏نمود، سپس فقیرى را طلب مى‏کرد و لباس کهنه خود را به‏او مى‏داد و مى‏فرمود: هر مسلمانى که تنها براى خشنودى خدا، لباس کهنه خود را به‏تن مسلمان فقیرى پوشاند، در ضمانت و پناه و خیر خداى متعال خواهد بود تا زمانى‏ که آن لباس به تن آن فقیر است، خواه دهنده لباس زنده باشد یا مرده.

حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله چون لباس مى‏پوشید و به پا مى‏خاست پیش از آنکه ازمنزل خارج شود، مى‏گفت: اللّهمّ بک استترت، و الیک توجّهت، و بک اعتصمت، و علیک توکّلت . اللّهمّ أنت ثقتى و أنت رجائى. اللّهمّ اکفنى ما اهمّنى و ما لا اهتمّ‏به و ما انت اعلم به منّى. عزّ جارک، و جلّ ثناؤک، و لا اله غیرک. اللّهمّ زوّدنى‏التّقوى، و اغفر لى ذنبى، و وجّهنى للخیر حیث ما توجّهت. «خداوندا، به واسطه توخود را پوشاندم، و به سوى تو رو کردم، و به تو چنگ زدم، و بر تو توکل نمودم.

خدایا، تو مورد اعتماد و امید منى. خدایا، آنچه برایم مهم است و آنچه بدان‏اهتمامى ندارم و آنچه تو بدان داناترى همه را برایم کفایت کن. پناهنده به تو عزیزاست، و ثنا و حمد تو بزرگ است و جز تو خدایى نیست. خدایا، پرهیزکارى را زاد وتوشه من قرار ده، و گناهم را ببخش، و مرا به هر سو که رو آورم به خیر و خوبى‏متوجه ساز». پس از این دعا دنبال کار خود مى‏رفت.

دعاى آن حضرت هنگام برخاستن از مجلس

رسول الله صلّى اللّه علیه و آله هر وقت از مجلسى برمى‏خاست مى‏گفت: سبحانک‏اللّهمّ و بحمدک. أشهد أن لا إله إلاّ أنت، استغفرک و أتوب الیک. «خدایا، تو از هرعیبى منزهى، و حمد و ستایش از آن توست. گواهى مى‏دهم که جز تو خدایى نیست؛از تو آمرزش مى‏خواهم و به سوى تو باز مى‏گردم».

دعاى آن حضرت هنگام داخل شدن به مسجد و خروج از آن‏

على علیه السّلام فرمود: رسول الله صلّى اللّه علیه و آله چون مى‏خواست وارد مسجد شود مى‏گفت: اللّهمّ افتح لى أبواب رحمتک. «خدایا، درهاى رحمتت را به روى من‏بگشاى». و چون مى‏خواست از مسجد بیرون رود، مى‏گفت: اللّهمّ افتح لى أبواب‏رزقک. «خدایا، درهاى روزیت را به روى من بگشاى».

حضرت فاطمه علیها السّلام فرمود: پیغمبر خدا صلّى اللّه علیه و آله چون داخل مسجد مى‏شدمى‏گفت: بسم اللّه. اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد، و اغفر لى ذنوبى، و افتح لى‏أبواب رحمتک. «به نام خدا. خدایا، بر محمّد و آل محمّد درود بفرست، و گناهان‏مرا بیامرز، و درهاى رحمتت را به روى من بگشاى». و چون از مسجد خارج مى‏شدمى‏گفت: بسم اللّه . اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد، و اغفر لى ذنوبى، و افتح لى‏أبواب فضلک. «به نام خدا. خدایا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و گناهان مرابیامرز، و درهاى فضل و کرمت را به روى من بگشاى».

دعاى آن حضرت هنگام رفتن به بستر خواب

حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله چون به بستر خواب مى‏رفت به پهلوى راست‏مى‏خوابید و کف دست راست را زیر صورت مى‏نهاد، سپس مى‏گفت: اللّهمّ قنى‏عذابک یوم تبعث عبادک. «خدایا، روزى که بندگانت را[از قبرها]برمى‏انگیزى مرااز عذاب خود نگاه دار».

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هنگامى که به بستر خواب مى‏رفت دعاهایى داشت که‏مى‏خواند، از جمله هنگام خواب مى‏گفت: بسم اللّه اموت و احیى، و الى اللّه‏المصیر. اللّهمّ آمن روعتى، و استر عورتى، و ادّعنّى أمانتى. «به نام خدا مى‏میرم وزنده مى‏شوم، و بازگشت همه خلایق به سوى اوست. خدایا، ترسم را به امن وآرامش تبدیل فرما، و عیبم را بپوشان، و امانتى را که به من سپرده‏اى خودت ادافرما».

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هنگام خواب«آیه الکرسى»را قرائت مى‏کرد. ومى‏فرمود : جبرئیل نزد من آمد و گفت: اى محمّد، عفریتى از طائفه جن به هنگام‏خوابت براى تو حیله مى‏کند، پس بر تو باد که هنگام خواب«آیه الکرسى»بخوانى.

دعاى آن حضرت وقتى که سفره غذا را نزد او مى ‏نهادند

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى سفره غذا را نزد او مى‏نهادند، مى‏گفت: سبحانک‏اللّهمّ ما أحسن ما تبتلینا، سبحانک ما أکثر ما تعطینا، سبحانک ما أکثر ما تعافین.

اللّهمّ اوسع علینا و على فقراء المؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات.

«خدایا تو منزهى، چه نیکوست آنچه ما را به آن آزموده‏اى!تو منزهى، چه بسیاراست آنچه به ما بخشیده‏اى!تو منزهى، چه فراوان است سلامتى‏هایى که به ماداده‏اى!خدایا، بر ما و بر فقراء اهل ایمان و اسلام گشایش در روزى کرامت فرما».

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى سفره غذا را نزد او مى‏نهادند، مى‏گفت: بسم اللّه.

اللّهمّ اجعلها نعمه مشکوره تصل بها نعمه الجنّه. «به نام خدا. الهى، این غذا را ازنعمت‏هایى قرار ده که شکرش به جا آورده شود به طورى که آن را به نعمت بهشتى‏متصل فرمایى».

دعاى آن حضرت هنگامى که به سوى غذا دست مى‏برد

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى به سوى غذا دست مى‏برد، مى‏گفت: بسم اللّه .

بارک لنا فیما رزقتنا، و علیک خلفه. «به نام خدا. [پروردگارا]آنچه را به ما روزى‏داده‏اى برکت ده و در پى آن روزى تازه‏اى هم مرحمت فرما».

دعاى آن حضرت هنگام برچیدن سفره

امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى سفره غذا را برمى‏چیدند، مى‏گفت: اللّهمّ اکثرت و اطبت، و بارکت فاشبعت و ارویت. الحمد للّه الّذى یطعم‏و لا یطعم. «خدایا، نعمتت را بر ما فراوان کردى و پاکیزه نمودى، و مبارک ساختى‏پس سیر گردانیدى و سیراب نمودى. حمد و ستایش خدایى راست که مى‏خوراندولى خود نیازى به خوردن ندارد».

دعاى آن حضرت هنگام غذا خوردن و شیر نوشیدن‏

امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هیچ‏گاه غذایى میل نمى‏کرد و یاچیزى نمى‏نوشید مگر آنکه مى‏گفت: اللّهمّ بارک لنا فیه، و ابدلنا به خیرا منه.

«خدایا، این غذا را براى ما برکت ده، و بهتر از آن را به ما روزى فرما». ولى چون شیرمى‏نوشید مى‏گفت: اللّهمّ بارک لنا فیه، و زدنا منه. «خدایا این شیر را براى ما برکت‏ده، و روزى ما را از آن زیاد گردان».

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هنگامى که مقدارى از غذا میل مى‏کرد مى‏گفت: اللّهمّ‏لک الحمد، أطعمت و اسقیت و روّیت، فلک الحمد غیر مکفور و لا مودّع‏و لا مستغنى عنک. «خدایا، حمد و ستایش تو راست که مرا طعام و شراب دادى وسیراب نمودى، تو را مى‏ستایم ستایش کسى که کفران نعمتت را نکرده و تو را وداع‏نگفته و از تو بى‏نیازى نجسته است».

دعاى آن حضرت هنگام دیدن میوه تازه

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون میوه تازه‏اى مى‏دید، آن را گرفته‏مى‏بوسید و بر دیدگان و دهان خود مى‏نهاد و مى‏گفت: اللّهمّ کما اریتنا أوّلها فى‏عافیه فارنا آخرها فى عافیه. «خدایا، چنانکه آغاز آن را در سلامتى به ما نشان‏دادى، آخر آن را نیز در سلامتى به ما نشان ده».

دعاى آن حضرت هنگام داخل شدن به دستشویى‏

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هرگاه مى‏خواست به دستشویى (مستراح) وارد شود، مى‏گفت : اللّهمّ انّى أعوذ بک من الرّجس النّجس الخبیث المخبث الشّیطان. اللّهمّ‏امط عنّى الاذى، و اعذنى من الشّیطان الرّجیم. «خدایا، از شیطان پلید نجس خبیث‏ناپاک به تو پناه مى‏برم . خدایا، ناراحتى را از من دور کن، و مرا از شیطان رانده شده‏پناه ده».

و چون براى قضاى حاجت مى‏نشست مى‏گفت: اللّهمّ اذهب عنّى القذى‏و الاذى، و اجعلنى من المتطهّرین. «خدایا ناراحتى و ناپاکى را از من ببر، و مرا ازپاکیزگان قرار ده».

و موقع خارج شدن مدفوع مى‏گفت: اللّهمّ کما اطعمتنیه طیّبا فى عافیهفاخرجه منّى خبیثا فى عافیه. «خدایا، چنانکه در عافیت و سلامتى به من غذاى‏پاکیزه دادى، فضولات آن را نیز در سلامتى از من دفع فرما».

و گاهى دعاى آن حضرت موقع داخل شدن به دستشویى این بود: الحمد للّه‏الحافظ المؤدّى. «حمد و ستایش خدایى راست که حافظ آدمى و برآورنده‏حاجات اوست».

و چون از آنجا بیرون مى‏شد، دست روى شکم خود مى‏کشید و مى‏گفت: الحمد للّه الّذى اخرج عنّى اذاه، و ابقى فىّ قوّته، فیا لها من نعمه لا یقدر القادرون‏قدرها. «حمد و ستایش خدایى راست که فضولات ناراحت کننده غذا را از من خارج‏ساخت و نیروى آن را در بدنم باقى نهاد. چه نعمت بزرگى که هیچ کس توانایى‏اندازه گرفتنش را ندارد».

دعاى آن حضرت هنگام گذشت به قبرستان

امام باقر علیه السّلام مى‏فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون به قبرستان اهل ایمان‏مى‏گذشت مى‏فرمود: السّلام علیکم من دیار قوم مؤمنین، و انّا ان شاء اللّه بکم‏لا حقون. «سلام بر شما باد اى آرمیدگان دیار اهل ایمان، و ما نیز به خواست خدا به‏شما ملحق خواهیم شد».

دعاى آن حضرت در زیارت اهل قبور

امام صادق علیه السّلام مى‏فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در عصر هر پنجشنبه‏اى باعده‏اى از اصحاب خود به قبرستان بقیع مى‏رفت و سه بار مى‏فرمود: السّلام علیکم‏یا اهل الدّیار. «سلام بر شما اى آرمیدگان در این دیار»و بعد سه مرتبه مى‏فرمود: رحمکم اللّه. «خدا شما را رحمت کند».

دعاى آن حضرت چون از چیزى خوشحال مى‏شد

امام صادق علیه السّلام فرمود: وقتى به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله موضوع‏ خوشحال کننده‏اى مى‏رسید، مى‏گفت: الحمد للّه على هذه النّعمه. «حمد و ستایش‏خدایى راست که این نعمت را به ما ارزانى داشت». و وقتى امرى غمناک به اومى‏رسید، مى‏گفت: الحمد للّه على کلّ حال. «حمد و ستایش خداى را در همه حال».

دعاى آن حضرت وقت دیدن چیزى که آن را دوست مى‏داشت‏

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى مى‏دید آنچه را که‏دوست مى‏داشت، مى‏گفت: الحمد للّه الّذى بنعمته تتمّ الصّالحات. «حمد و ستایش‏خدایى راست که با نعمت او، خوبى‏ها تمام و کامل مى‏گردد».

ذکرى که آن حضرت موقع شنیدن«اذان»مى‏گفت‏

امام زین العابدین علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون صداى مؤذّن رامى‏شنید جملات او را عینا بازگو مى‏کرد. و چون مؤذن جملات«حىّ على الصّلاه، حىّ على الفلاح، حىّ على خیر العمل»را مى‏گفت، حضرت مى‏فرمود: لا حول و لاقوّه الاّ باللّه. «هیچ توانایى و نیرویى بر ترک و عمل نیست جز به خدا». و چون اقامه‏نماز پایان مى‏یافت، مى‏گفت: اللّهمّ ربّ هذه الدّعوه التّامّه و الصّلاه القائمه، اعط حمّدا سؤله یوم القیامه، و بلّغه الدّرجه الوسیله من الجنّه، و تقبّل شفاعته فى‏امّته. «خداوندا، اى پروردگار این دعوت تام و نماز برپا شده، خواهش‏هاى محمّدرا در روز قیامت برآور، و او را به درجه«وسیله»در بهشت برسان، و شفاعت او رادرباره امتش بپذیر».

ذکرى که آن حضرت در رکعت آخر نماز مغرب مى‏گفت‏

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در رکعت سوم نماز مغرب مى‏گفت: ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا، و هب لنا من لدنک رحمه، انّک انت الوهّاب . (۲)«پروردگارا، دلهاى ما را پس از آنکه هدایتمان کردى ملغزان، و از نزد خود رحمتى‏به ما ارزانى دار، که تو تنها بخشنده‏اى».

ذکر و دعاى آن حضرت در قنوت نماز وتر

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در نماز وتر هفتاد بار استغفار مى‏کرد، و هفت مرتبه‏مى‏گفت : هذا مقام العائذ بک من النّار«این‏جا جایگاه کسى است که از آتش به توپناه آورده است» .

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در قنوت نماز وتر مى‏گفت: اللّهمّ اهدنى فیمن هدیت، و عافنى فیمن عافیت، و تولّنى فیمن تولّیت، و بارک لى فیما اعطیت، و قنى شرّما قضیت، إنّک تقضى و لا یقضى علیک، سبحانک ربّ البیت، استغفرک و اتوب‏الیک، و اومن بک و اتوکّل علیک، و لا حول و لا قوّه الاّ بک یا رحیم«خدایا مرادر زمره کسانى که هدایت کرده‏اى هدایت فرما، و در زمره کسانى که عافیتشان‏داده‏اى عافیت ده، و در میان کسانى که کارشان را به عهده گرفته‏اى سرپرستى نما، ودر آنچه به من بخشیده‏اى برکت ده، و مرا از شر آنچه مقدّر فرموده‏اى نگاه دار، که‏فرمان تنها از آن توست و کسى بر تو حکومت نمى‏کند. تو منزهى اى پروردگار کعبه، از تو آمرزش مى‏خواهم و به سوى تو بازمى‏گردم، و به تو ایمان دارم و بر تو توکل‏مى‏نمایم، و[معترفم که‏]هیچ توانایى و نیرویى بر ترک و عمل نیست جز به تو اى ‏خداى مهربان».

دعاى آن حضرت موقع افطار

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به هنگام افطار مى‏گفت: اللّهمّ لک صمنا، و على ‏رزقک افطرنا، فتقبّله منّا«خدایا، براى تو روزه گرفتیم، و با روزى تو افطار کردیم، پس روزه ما را قبول فرما». تشنگى سپرى شد و رگهاى بدن پر شد، و اجر و مزد آن‏باقى ماند.

دعاى آن حضرت در تعقیب نماز

امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون از تشهد و سلام نماز فارغ‏مى‏شد، چهارزانو مى‏نشست و دست راستش را بر سر مى‏نهاد و مى‏گفت: بسم اللّه‏الّذى لا اله الاّ هو، عالم الغیب و الشّهاده، الرّحمن الرّحیم، صلّ على محمّد وآل محمّد، و أذهب عنّى الهمّ و الحزن«به نام خداوندى که جز او خدایى نیست، خدایى که داناى پنهان و آشکار، و بخشنده و مهربان است. [خدایا]بر محمّد وخاندان او درود فرست، و غم و اندوه را از من دور ساز».

دعاى دیگر آن حضرت در تعقیب نماز

محمّد بن فرج گوید: امام جواد علیه السّلام به من نوشت. . . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله‏چون از نمازش فارغ مى‏شد، مى‏گفت: اللّهمّ اغفر لى ما قدّمت و ما اخّرت، و مااسررت و ما اعلنت، و اسرافى على امرى‏[نفسى ـ خ ل‏]و ما انت اعلم به منّى. ‏

اللّهمّ انت المقدّم و المؤخّر، لا اله الاّ انت، بعلمک الغیب، و بقدرتک على الخلق‏اجمعین ما علمت الحیاه خیرا لى فأحینى، و توفّنى اذا علمت الوفاه خیرا لى. اللّهمّ‏انّى اسألک خشیتک فى السّرّ و العلانیه، و کلمه الحقّ فى الغضب و الرّضا، و القصد فى الفقر و الغنى، و اسألک نعیما لا ینفد، و قرّه عین لا ینقطع، و اسألک‏الرّضا بالقضاء، و برکه الموت بعد العیش، و برد العیش بعد الموت، و لذّه النّظرالى وجهک، و شوقا الى رؤیتک و لقائک من غیر ضرّاء مضرّه و لا فتنه مضلّه.

اللّهمّ زیّنّا بزینه الایمان، و اجعلنا هداه مهدیّین. اللّهمّ اهدنا فیمن هدیت. اللّهمّ‏انّى اسألک عزیمه الرّشاد، و الثّبات فى الامر و الرّشد، و أسألک شکر نعمک وحسن عافیتک، و اداء حقّک، و اسألک یا ربّ قلبا سلیما، و لسانا صادقا، واستغفرک لما تعلم، و اسألک خیر ما تعلم، و اعوذ بک من شرّ ما تعلم، فانّک تعلم‏و لا نعلم، و أنت علاّم الغیوب.

«خدایا، گناهان گذشته دور و نزدیک مرا و گناهانى را که در نهان و آشکار ازمن سر زده، و همچنین اسراف و زیاده‏روى‏هایى را که کرده‏ام، و هر گناهى را که توبه آن آگاه‏ترى بر من ببخش. خدایا، پیش انداختن و پس انداختن کارها به دست‏توست، معبودى جز تو نیست؛به علم غیب خود و قدرتى که بر تمام خلایق دارى تورا سوگند که تا وقتى مى‏دانى زندگى برایم بهتر است مرا زنده نگه دار، و چون مردن‏را برایم بهتر دیدى مرا بمیران. خدایا بیم و ترس از خودت را در نهان و آشکار، وگفتار حق را در حال خشم و رضا، و میانه‏روى را در حال تنگدستى و وسعت از توخواهانم، و از تو خواهانم نعمتى را که هرگز فنا نپذیرد، و روشنى چشمى که هرگزمنقطع نگردد، و نیز رضا و خشنودى در برابر قضاى حتمیت، و برکت مرگ بعد اززندگى، و زندگى گواراى پس از مرگ، و لذت نظر به خودت، و شوق دیدارت رابدون آنکه سختى در این راه به من رسد و یا آزمایش گمراه کننده‏اى برایم پیش آیداز تو خواهانم. خدایا، ما را به زیور ایمان زینت بخش، و رهنمایانى رهیافته قرار ده.

خداوندا، ما را در زمره کسانى که هدایت کرده‏اى هدایت فرما. خدایا، عزمى راسخ‏و ثبات قدم و استقامتى در کار و هدایت را از تو مى‏خواهم. و توفیق شکرگزارى دربرابر نعمت‏ها، و عافیت نیکو، و ادا کردن حق خودت را از تو خواهانم. پروردگارا، و از تو قلبى سالم، و زبانى راستگو مى‏خواهم، و در برابر آنچه از من مى‏دانى‏آمرزش مى‏طلبم، و از تو بهترین چیزى را که به آن دانایى خواستارم، از شر هرچه به‏آن عالمى به تو پناه مى‏آورم، زیرا که تو مى‏دانى و ما نمى‏دانیم، و تو داناى‏نهان‏هایى».

دعاى آن حضرت بعد از نافله صبح‏

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون دو رکعت نافله صبح را قبل ازنماز واجب صبح مى‏خواند به پهلوى راست مى‏خوابید و دست راستش را زیر گونه‏راست مى‏نهاد، سپس مى‏گفت: استمسکت بعروه اللّه الوثقى الّتى لا انفصام لها، واستعصمت بحبل اللّه المتین، اعوذ باللّه من فوره العرب و العجم، و اعوذ باللّه من‏شرّ شیاطین الانس و الجنّ، توکّلت على اللّه، طلبت حاجتى من اللّه، حسبى اللّه ونعم الوکیل، لا حول و لا قوّه الاّ باللّه العلىّ العظیم. «چنگ زدم به دستاویز محکم‏خدا که هرگز پاره نمى‏شود، و چنگ زدم به ریسمان محکم خدا، و از خشم وتجاوز عرب و عجم، و از شر شیطان‏هاى انس و جنّ به خدا پناه مى‏برم؛بر خدا توکل‏کردم، حاجتم را از او طلبیدم، خدا مرا کافى است و خوب وکیلى است. هیچ توانایى‏و نیرویى بر ترک و عمل نیست مگر به خداى والا و بزرگ» .

دعاى آن حضرت در تعقیب نماز صبح‏

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون از خواندن نماز صبح فارغ مى‏شد، با صداى بلندبه طورى که اصحابش مى‏شنیدند، سه بار مى‏گفت: اللّهمّ اصلح لى دینى الّذى جعلته‏لى عصمه«خدایا، دینم را که وسیله نگهداریم قرار داده‏اى برایم محافظت فرما». وسه بار مى‏گفت: اللّهمّ اصلح لى دنیاى الّتى جعلت فیها معاشى«خدایا، دنیایم را که‏زندگى مرا در آن قرار داده‏اى برایم اصلاح فرما». و سه بار مى‏گفت: اللّهمّ اصلح لى‏آخرتى الّتى جعلت الیها مرجعى«خدایا، آخرتم را که بازگشت مرا به سوى آن قرارداده‏اى برایم نیکو گردان». و سه بار مى‏گفت: اللّهمّ انی اعوذ برضاک من سخطک، و اعوذ بعفوک من نقمتک«خدایا، از خشم تو به رضایتت، و از کیفر تو به عفو وبخششت پناه مى‏برم». و در آخر مى‏گفت: اللّهمّ انّى اعوذ بک، لا مانع لما اعطیت، و لا معطى لما منعت، و لا ینفع ذا الجدّ منک الجدّ«خدایا، به تو پناهنده مى‏شوم، آنچه را عطا کنى چیزى نمى‏تواند مانع آن شود، و آنچه را باز دارى چیزى بخشنده‏آن نمى‏تواند بود، و ثروت هیچ ثروتمندى در برابر تو برایش سودى ندارد».

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون نماز صبح را مى‏خواند مى‏گفت: اللّهمّ متّعنى‏بسمعى و بصرى، و اجعلهما الوارثین منّى، و ارنى ثارى من عدوّى«خدایا مرا ازگوش و چشمم بهره‏مند گردان، و آن دو را وارث من قرار ده (آنها را پیش از مرگ‏از من مگیر) ، و جلو چشمم انتقام مرا از دشمنم بگیر».

ذکر آن حضرت بعد از نماز صبح‏

امام باقر علیه السّلام ضمن حدیثى فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى نماز صبح را مى‏خواند تا طلوع آفتاب رو به قبله مى‏نشست و به ذکر خدا مشغول مى‏شد، وعلى علیه السّلام‏[براى رسیدگى به حوایج مردم‏]جلو مى‏آمد و پشت سر پیغمبر رو به‏جمعیت مى‏نشست و مردم از ایشان حوایج خودشان را سؤال مى‏کردند و پاسخ‏مى‏شنیدند. این چنین رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به آنان دستور داده بود.

دعاى آن حضرت بعد از نماز ظهر

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: از جمله دعاهاى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پس از نمازظهر این بود: لا اله الاّ اللّه العظیم الحلیم، لا اله الاّ اللّه ربّ العرش العظیم، و الحمدللّه ربّ العالمین. اللّهمّ انّى اسألک موجبات رحمتک، و عزائم مغفرتک، و الغنیمه من کلّ خیر، و السّلامه من کلّ اثم. اللّهمّ لا تدع لى ذنبا الاّ غفرته، و لا همّاالاّ فرّجته، و لا کربا الاّ کشفته، و لا سقما الاّ شفیته، و لا عیبا الاّ سترته، و لا رزقاالاّ بسطته، و لا خوفا الاّ آمنته، [و لا دینا الاّ قضیته‏]و لا سوءا الاّ صرفته، و لاحاجه هى لک رضى و لى فیها صلاح الاّ قضیتها، یا ارحم الرّاحمین، آمین ربّ‏العالمین .

«معبودى جز خداى عظیم و بردبار نیست، معبودى جز پروردگار عرش‏بزرگ نیست، و تمام ستایش‏ها مخصوص پروردگار جهانیان است. خدایا، وسائل‏رحمتت، و برات آمرزش حتمیت، و بهره‏مندى از هر خیر، و سالم بودن از هر گناه رااز تو مى‏طلبم. خدایا، گناهى را بر من باقى منه مگر آنکه آن را آمرزیده باشى، و نه‏غصه‏اى را مگر آنکه زدوده باشى، و نه گرفتاریى را مگر آنکه بر طرف کرده باشى، و نه بیماریى را مگر آنکه شفا داده باشى، و نه عیبى را مگر آنکه پوشانده باشى، و نه‏روزیى را مگر آنکه گسترش داده باشى، و نه ترسى را مگر آنکه از آن امنیت‏بخشیده باشى‏[و نه دینى را مگر آنکه ادا کرده باشى‏]و نه ناخوشایندى را مگر آنکه‏ دور ساخته باشى، و نه حاجتى را که مورد رضایت تو و صلاح من باشد مگر آنکه‏روا کرده باشى، اى مهربان‏ترین مهربانان، دعایم را مستجاب کن اى پروردگارجهانیان».

دعاى آن حضرت در سجده‏

امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون پیشانیش را براى سجده برزمین مى‏نهاد، مى‏گفت: اللّهمّ مغفرتک اوسع من ذنوبى، و رحمتک ارجى عندى‏من عملى، فاغفر لى ذنوبى یا حیّا لا یموت. «خدایا، آمرزش تو از گناهان من‏واسع‏تر، و رحمت تو در نظر من از کردارم امید بخش‏تر است. پس گناهانم را بیامرز، اى زنده‏اى که مرگ به او راه ندارد».

دعاى آن حضرت آن‏گاه که مى‏خواست از نماز باز گردد

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آن‏گاه که مى‏خواست از نماز باز گرددبا کف دست راست پیشانى خود را مسح مى‏کرد، سپس مى‏گفت: اللّهمّ لک الحمد، لا اله الاّ انت، عالم الغیب و الشّهاده. اللّهمّ اذهب عنّا الهمّ و الحزن و الفتن، ما ظهرمنها و ما بطن. «خدایا، تمام ستایش‏ها مخصوص توست، معبودى جز تو نیست که‏داناى نهان و آشکارى. خدایا، غم و اندوه و فتنه‏هاى پیدا و نهان را از ما برطرف‏ساز». بعد فرمود: کسى از امت من نیست که این عمل را به‏جا آورد مگر آنکه ازخداوند ـ عزّ و جلّ ـ آنچه را بخواهد به او عطا مى‏کند.

دعاى آن حضرت بعد از هر نماز

.۳۹۴ انس بن مالک گوید: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بعد از هر نماز مى‏گفت: اللّهمّ انّى‏اعوذ بک من علم لا ینفع، و قلب لا یخشع، و نفس لا تشبع، و دعاء لا یسمع. اللّهمّ‏انّى اعوذ بک من هؤلاء الاربع. «خدایا، از دانشى که سود نبخشد، و دلى که خاشع‏نباشد، و جانى که سیر نگردد، و دعایى که شنیده نشود به تو پناه مى‏آورم. خدایا، ازاین چهار چیز به تو پناه مى‏آورم».

نماز و دعاى آن حضرت در آغاز سال جدید

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله روز اول ماه محرم دو رکعت نماز مى‏گزارد و چون ازنماز فارغ مى‏شد، دست‏هایش را بلند کرده و این دعا را سه بار مى‏خواند: اللّهمّ انت‏الاله القدیم، و هذه سنه جدیده، فاسألک فیها العصمه من الشّیطان، و القوّه على‏هذه النّفس الامّاره بالسّوء، و الاشتغال بما یقرّبنى الیک یا کریم، یا ذا الجلال‏و الاکرام، یا عماد من لا عماد له، یا ذخیره من لا ذخیره له، یا حرز من لا حرز له، یاغیاث من لا غیاث له، یا سند من لا سند له، یا کنز من لا کنز له، یا حسن البلاء، یاعظیم الرّجاء، یا عزّ الضّعفاء، یا منقذ الغرقى، یا منجى الهلکى، یا منعم یا مجمل، یا مفضل، یا محسن، انت الّذى سجد لک سواد اللّیل، و نور النّهار، و ضوء القمر، وشعاع الشّمس، و دوىّ الماء، و حفیف الشّجر. یا اللّه لا شریک لک. اللّهمّ اجعلناخیرا ممّا یظنّون، و اغفر لنا ما لا یعلمون، حسبى اللّه، لا اله الاّ هو، علیه توکّلت وهو ربّ العرش العظیم، آمنّا به، کلّ من عند ربّنا، و ما یذّکّر الاّ اولوا الالباب. ربّنالا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه، انّک انت الوهّاب.

«خدایا، تویى معبود دیرین، و این سالى است جدید، پس از تو مى‏خواهم که‏مرا در این سال از شر شیطان نگه دارى، و بر این نفسى که پیوسته به بدى فرمان‏مى‏دهد پیروز گردانى، و به آنچه مرا به تو نزدیک مى‏کند مشغول سازى، اى کریم، اى صاحب جلال و بزرگوارى، اى تکیه گاه کسى که تکیه گاهى ندارد، اى ذخیره‏کسى که ذخیره‏اى ندارد، اى نگه‏دارنده کسى که نگه‏دارنده‏اى ندارد، اى فریادرس‏آن که فریادرسى ندارد، اى پشتیبان کسى که پشتیبانى ندارد، اى گنج کسى که گنجى‏ندارد. اى نیکوبخش، اى امید بزرگ، اى عزت ناتوانان، اى نجات‏بخش‏غرق شدگان، اى رهایى بخش هلاک شوندگان، اى نعمت بخش، اى نیکو بخش، اى‏زیاد بخش، اى نیکى کننده، تویى آن خداوندى که تاریکى شب و روشنایى روز ونور ماه و درخشندگى آفتاب و صداى آب و آواى درختان در برابر تو سجده‏مى‏آرند. اى خدایى که شریکى ندارى. خدایا، ما را بهتر از آنچه دیگران گمان‏مى‏کنند قرار ده، و گناهان ما را که از آن آگاه نیستند بیامرز . خدا مرا کافى است، معبودى جز او نیست، بر او توکل کردم، و او پروردگار عرش بزرگ است، به اوایمان آورده‏ایم، همه چیز از نزد پروردگار ماست، لیکن تنها خردمندان مى‏دانند.

پروردگارا، دلهاى ما را پس از آنکه ما را هدایت کردى ملغزان، و از نزد خودت‏رحمتى به ما ارزانى دار، که تو تنها بخشنده‏اى. »

دعاى آن حضرت در شب نیمه ماه شعبان‏

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شب نیمه شعبان چنین دعا مى‏کرد: اللّهمّ اقسم لنامن خشیتک ما یحول بیننا و بین معصیتک، و من طاعتک ما تبلّغنا به رضوانک، و من الیقین ما یهون علینا به مصیبات الدّنیا. اللّهمّ متّعنا باسماعنا و ابصارنا وقوّتنا ما أحییتنا، و اجعله الوارث منّا، و اجعل ثارنا على من ظلمنا، و انصرنا على‏ من عادانا، و لا تجعل مصیبتنا فى دیننا، و لا تجعل الدّنیا اکبر همّنا، و لا مبلغ‏علمنا، و لا تسلّط علینا من لا یرحمنا، برحمتک یا ارحم الرّاحمین.

«خدایا، از خشیت و خوفت به قدرى در دل ما قرار ده که مانع از معصیت ونافرمانى ما شود، و از اطاعت و فرمانبرداریت به اندازه‏اى ما را بهره‏مند ساز که‏موجب رضایت و خشنودى تو از ما گردد، و از یقین به قدرى به ما مرحمت کن که باداشتن آن تمام مصیبتهاى دنیا بر ما آسان شود. خدایا، تا زنده‏ایم ما را از چشم وگوش و توانایى‏مان بهره‏مند ساز، و آنها را وارث ما قرار ده (آنها را پیش از مرگ ازما مگیر) ، و انتقام ما را از آن کس که بر ما ستم مى‏کند بگیر، و ما را بر دشمنان یارى‏ده، و بلا و مصیبت ما را در دین ما قرار مده، و دنیا را بزرگترین همّ و غمّ و منتهاى‏دانش ما مگردان، و کسى را که به ما رحم نمى‏کند بر ما مسلّط مساز، به رحمتت اى‏مهربان‏ترین مهربانان».

دعاى آن حضرت موقع دیدن ماه نو

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى نظرش به هلال ماه مى‏افتاد، دستها را بلند کرده، و مى‏گفت: بسم اللّه. اللّهمّ اهلّه علینا بالامن و الایمان، و السّلامه و الاسلام، ربّى و ربّک اللّه. «به نام خدا. خدایا، هلال این ماه را براى ماهمراه با امنیت و داشتن ایمان و سلامتى و بهره‏مند شدن از اسلام قرار داده. [اى ماه‏]پروردگار من و تو خداى یگانه است».

دعاى آن حضرت موقع دیدن هلال ماه رمضان‏

على علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وقتى استهلال ماه رمضان مى‏کرد، رو به قبله مى‏ایستاد و مى‏گفت: اللّهمّ اهلّه علینا بالامن و الایمان، و السّلامهو الاسلام، و العافیه المجلّله، و دفاع الاسقام، و العون على الصّلاه و الصّیام وتلاوه القرآن. اللّهمّ سلّمنا لشهر رمضان، و تسلّمه منّا، و سلّمنا فیه حتّى ینقضى‏عنّا شهر رمضان و قد عفوت عنّا و غفرت لنا و رحمتن.

«خدایا، هلال این ماه را براى ما همراه امنیت و ایمان و سلامتى و اسلام وعافیت فراگیر و دفع بیمارى‏ها و یارى بر انجام نماز و روزه و تلاوت قرآن قرار ده.

خدایا، ما را براى انجام اعمال ماه رمضان سالم به این ماه برسان، و آن را نیز سالم ازما دریافت دار، و ما را در آن سالم بدار تا ماه رمضان تمام شود در حالى که از ما عفوکرده و مغفرت و رحمتت را شامل حالمان کرده باشى».

ذکر آن حضرت در هر روز

امام صادق علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هر روز سیصد و شصت بار، به‏تعداد رگهاى بدن، حمد خدا مى‏کرد و مى‏گفت: الحمد للّه ربّ العالمین کثیرا على‏کلّ حال. «در تمام حالات و به طور فراوان حمد و ستایش مخصوص پروردگارجهانیان باد».

امام صادق علیه السّلام از قول رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: در بدن آدمى‏زاده‏سیصد و شصت رگ وجود دارد، که یکصد و هشتاد رگ آن متحرّک و یکصد وهشتاد رگ دیگر ساکن است؛اگر رگ‏هاى متحرک ساکن شوند، یا بالعکس‏رگ‏هاى ساکن متحرک گردند آدمى خوابش نمى‏برد. از این‏رو رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله چون‏صبح مى‏کرد سیصد و شصت مرتبه مى‏گفت: الحمد للّه کثیرا على کلّ حال. «در تمام‏حالات و به طور فراوان حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان باد». و چون‏شب فرا مى‏رسید ذکر گذشته را نیز به همان شماره تکرار مى‏فرمود .

على علیه السّلام در ضمن حدیثى فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هر روز صبح وقتى‏آفتاب طلوع مى‏کرد، سیصد و شصت بار براى شکر خدا مى‏گفت: الحمد للّه ربّ‏العالمین کثیرا طیّبا على کلّ حال. «در تمام حالات و به طور پاکیزه و فراوان، حمدو ستایش مخصوص پروردگار جهانیان باد».

عمل دیگرى از آن حضرت در شب نیمه شعبان‏

یکى از زنان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله گوید: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شبى که نوبت من بودآهسته از رختخواب بیرون رفت به طورى که من نفهمیدم. پس از آنکه بیدار شدم‏غیرت زنانه مرا در گرفت و پنداشتم که در حجره یکى دیگر از زنانش رفته است، ناگاه چشمم به آن حضرت افتاد که مانند جامه‏اى که بر زمین افتاده باشد، روى‏انگشتان پا به سجده رفته و در حال سجده مى‏گوید: أصبحت الیک فقیرا خائفامستجیرا، فلا تبدّل اسمى، و لا تغیّر جسمى، و لا تجتهد بلائى، و اغفر لى. «پیوسته‏به تو فقیر و نیازمندم، و همیشه از تو ترسان و به تو پناهنده‏ام، پس نامم را از زمره‏نیکان بر مگردان، و جسمم را تغییر مده، و به آزمون دشوارم میفکن، و مرا بیامرز».

سپس سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت، شنیدم که این بارمى‏گفت: سجد لک سوادى و خیالى، و آمن بذلک فؤادى، هذه یداى بما جنیت‏على نفسى. یا عظیم ترجى لکلّ عظیم، اغفر لى ذنبى العظیم، فانّه لا یغفر الذّنب‏العظیم الاّ العظیم. «جسم و شبح من هر دو برایت سجده کرده، و دلم به آن ایمان‏آورده، اینک این دو دستم‏[که در پیشگاهت به خاک افتاده‏]در برابر آن جنایتى که‏بر خود کرده‏ام. اى خداى بزرگى که امید به انجام هر کار بزرگى به توست، گناه‏بزرگ مرا ببخش، که جز خداى بزرگ، گناه بزرگ را نیامرزد».

سپس سر از سجده برداشت و براى بار سوم به سجده رفت، شنیدم که‏ مى‏گفت: اعوذ بعفوک من عقابک، و اعوذ برضاک من سخطک، و اعوذبمعافاتک من عقوبتک، و اعوذ بک منک. انت کما اثنیت على نفسک، و فوق‏ما یقول القائلون. «از عذاب تو به گذشتت، و از خشم تو به رضا و خشنودیت، و از کیفر تو به عفو و بخششت، و از ذات مقدست به ذات مقدس خودت پناه‏مى‏آورم. تو چنانى که خود ثناى خود گفته‏اى، و برتر از آنى که دیگران‏مى‏گویند» .

بعد سر از سجده برداشت و براى بار چهارم به سجده رفت و گفت: اللّهمّ انّى‏اعوذ بنور وجهک الّذى اشرقت له السّماوات و الارض، و قشعت به الظّلمات، و صلح به أمر الاوّلین و الآخرین، ان یحلّ علىّ غضبک، او ینزل علىّ سخطک.

اعوذ من زوال نعمتک، و فجاه نقمتک، و تحویل عافیتک، و جمیع سخطک.

لک العتبى فیما استطعت، و لا حول و لا قوّه الاّ بک. «خدایا، به نور وجهت که‏آسمانها و زمین با آن روشن شده و تاریکى‏ها با آن زایل گشته و کار اولین و آخرین‏با آن به صلاح آمده پناه مى‏آورم از اینکه غضبت بر من فرود آید، و یا عذابت بر من‏نازل شود. خدایا، از زوال نعمتت، و از عذاب ناگهانیت، و تغییر یافتن سلامتى دادنت، و از هر خشم و غضبت به تو پناه مى‏آورم. در حد توانم از تو عذر مى‏خواهم؛و هیچ‏نیرو و توانى بر ترک و عمل نیست مگر به واسطه ذات مقدس تو».

چون این حال را از آن حضرت دیدم او را رها کرده، به سرعت به منزل‏برگشتم به طورى که نفسم به شماره افتاد. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به دنبال من رسید و فرمود: چرا نفست به شماره افتاده؟!عرض کردم: یا رسول اللّه، نزد شما[و ناظر اعمالتان‏]بودم. فرمود: آیا مى‏دانى امشب چه شبى است؟!شب نیمه شعبان است که در آن‏اعمال آدمى معین، روزى‏ها تقسیم و عمرها نوشته مى‏شود و خداى متعال گناه همه‏کس را مى‏بخشد مگر مشرک و باجگیر (یا کینه‏ورز) و قاطع رحم و شرابخوار وکسى که اصرار بر انجام گناهى دارد و شاعر[بیهوده‏گو]و کسى که شغل کهانت و غیبگویى را انتخاب کرده است(۳)

ذکر آن حضرت در هر صبح و شام‏

روایت شده که چون على بن الحسین علیهما السّلام را نزد یزید بردند، یزیدتصمیم گرفت گردن آن حضرت را بزند، از این‏رو امام را در مقابل خود نگاه داشته، با او سخن مى‏گفت تا او را به حرف آورد و کلمه‏اى از آن حضرت بشنود که بدان‏بهانه او را بکشد، اما زین العابدین علیه السّلام به تمام سخنان یزید پاسخ مى‏داد در حالى که‏تسبیح کوچکى را که در دست داشت با انگشتان مى‏گردانید. یزید گفت: من دارم باتو سخن مى‏گویم و تو در پاسخ من با بى‏اعتنایى تسبیح مى‏گردانى؟!این چگونه‏رواست؟!حضرت فرمود: پدرم از جدّم نقل کرد که چون از نماز صبح و تعقیبات‏آن فارغ مى‏شد، با کسى سخن نمى‏گفت تا اینکه تسبیح را در برابر خود مى‏گرفت ومى‏گفت: اللّهمّ انّى اصبحت اسبّحک و امجّدک و احمّدک و اهلّلک بعدد ما ادیر به‏سبحتى«خدایا، صبح کردم در حالى که به اندازه گردش دانه‏هاى تسبیح خود تو راتسبیح و تمجید مى‏کنم، و به گفتن حمد و ذکر توحید تو مى‏پردازم». آن‏گاه دانه‏هاى‏تسبیح را گردش مى‏داد و با مردم سخن مى‏گفت بدون آنکه ذکر گذشته را تکرارکند، و فرمود: با این کار به شماره گردش دانه‏هاى تسبیح برایش ذکر خدا حساب‏مى‏شود و آن سبب حفظ و حراست اوست تا وقتى که به بستر خواب رود، و چون به‏بستر مى‏رفت در آن هنگام نیز تسبیح را مى‏گرفت و ذکر گذشته را تکرار مى‏کرد وتسبیح را زیر سر خود مى‏نهاد و با این کار تا صبح ذکر خدا در نامه اعمال او نوشته‏مى‏شد. من نیز تسبیح را مى‏گردانم تا اقتدا به عمل جدم کرده باشم. یزید پس از شنیدن‏پاسخ امام مکرر گفت: با هیچ کدامتان سخن نمى‏گویم مگر اینکه پاسخى مى‏دهد که‏به نفع او تمام مى‏شود!بالاخره از کشتن آن حضرت منصرف شد و امر کرد تا بندهارا از آن حضرت بردارند .

مؤلف: از ظاهر روایت برمى‏آید که مقصود امام زین العابدین علیه السلام از کلمه«جدّم»رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بوده است.

دعا و تعویذ آن حضرت براى سر درد

امام صادق علیه السّلام فرمود: هرگاه کسالت یا سر دردى به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله‏دست مى‏داد، دستها را مى‏گشود و سوره حمد و معوّذتین (الفلق و الناس) رامى‏خواند و دستها را به صورت مى‏کشید، پس ناراحتیش برطرف مى‏شد.

دعا و تعویذ آن حضرت براى تب و سایر دردها

رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در هنگام تب و سایر دردها خود را به این دعا تعویذمى‏کرد : اللّهمّ انّى اعوذ بک من شرّ عرق نعّار، و من شرّ حرّ النّار«خدایا، من از شرّرگى که خون به شدت در آن جریان دارد، و از شرّ سوزش آتش‏[دوزخ‏]به تو پناه‏مى‏آورم».

دعا و تعویذ آن حضرت براى تب‏

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به تب سختى دچار شد، جبرئیل آمد و او را با این دعا تعویذ کرد: بسم اللّه ارقیک، بسم اللّه اشفیک من کلّ‏ داء یؤذیک، و اللّه شافیک، بسم اللّه خذها فلتهنّیک. بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، ولا اقسم بمواقع النّجوم و انّه لقسم لو تعلمون عظیم، لتبرأنّ باذن اللّه عزّ و جلّ«بانام خدا تو را تعویذ مى‏کنم و پناه مى‏دهم، با نام خدا برایت از هر درد که آزارت‏مى‏رساند شفا مى‏خواهم، و خداوند شفا دهنده توست، به نام خدا این تعویذ را بگیرکه تو را گوارا باد. به نام خداوند بخشنده مهربان، سوگند به جایگاه ستارگان، که آن‏به حقیقت قسمى بزرگ است اگر بدانید؛حتما به اذن خداوند بهبود خواهى یافت».

پس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله برخاست و از بند تب نجات پیدا کرد. آن‏گاه فرمود: اى‏جبرئیل، تعویذى بلیغ بود!جبرئیل عرضه داشت: آن از خزانه‏اى است که در آسمان‏هفتم است.

دعا و تعویذ آن حضرت براى دفع سحر

ابن عباس گوید: لبید بن اعصم براى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله جادو کرد و آن رادر چاه بنى زریق پنهان نمود. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مریض شد؛موقعى که آن حضرت‏خوابیده بود دو ملک آمده، یکى بالاى سر و دیگرى پایین پاى حضرت نشست وحضرت را به وضع جادو خبر داده گفتند: جادو در میان جلد شکوفه خرما قرار داده‏شده و در ته چاه«ذروان»زیر سنگى نهاده شده است. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از خواب بیدارشد و على علیه السّلام را با زبیر و عمّار فرستاد تا آن را بیرون آورند. على علیه السّلام با همراهان آب‏چاه را کشیده سنگ ته چاه را بلند کردند و جادو را در زیر آن پیدا کرده، خدمت‏رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آوردند. در میان جلد شکوفه خرما مقدارى از موى سر پیغمبر (که‏موقع شانه زدن ریخته بود) با چند دندانه از دندانه‏هاى شانه آن حضرت وجود داشت‏که به آنها یازده گره با سوزن دوخته شده بود. پس این دو سوره (قل أعوذ برب‏الفلق، و قل أعوذ برب الناس) بر حضرت نازل شد. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله هر آیه‏اى که‏ خواند یکى از آن گره‏ها باز شد، پس از باز شدن تمام آنها رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله سبک شدو مانند کسى که بند از او برداشته باشند از جا جست. جبرئیل نیز شروع کردآن حضرت را با این کلمات تعویذ نمودن: بسم اللّه ارقیک، من کلّ شى‏ء یؤذیک، من حاسد و عین و اللّه یشفیک. «با نام خدا تو را از شر هر چه موجب آزار توست‏تعویذ مى‏کنم، و خداوند تو را از شر هر حسود و چشم زخمى شفا کرامت مى‏کند».

دعا و تعویذى دیگر

از امام حسن عسکرى علیه السّلام نقل است که فرمود: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله دست‏خود را بر گوشت ذراع (دست گوسفند) که زنى یهودى آن را مسموم کرده بود کشیدو گفت : بسم اللّه الشّافى، بسم اللّه الکافى، بسم اللّه المعافى، بسم اللّه الّذى‏لا یضرّ مع اسمه شى‏ء فى الارض و لا فى السّماء، و هو السّمیع العلیم. «به نام‏خداوند شفا بخش، به نام خداوند کفایت کننده، به نام خداوند عافیت دهنده، به نام‏خدایى که با یاد کردن نامش هیچ چیز در زمین و آسمان ضرر نمى‏رساند، و اوست‏شنوا و دانا». سپس فرمود: بخورید با نام خدا. پس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و همراهان همگى‏از آن خوردند تا سیر شدند و هیچ زیانى به آنان نرسانید(۴)

دعاى آن حضرت موقع گرفتارى و غم‏

على علیه السّلام فرمود: وقتى گرفتارى یا همّ و غمّى به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله واردمى‏شد، این دعا را مى‏خواند: یا حىّ یا قیّوم، یا حیّا لا یموت، یا حىّ، لا اله الاّ أنت، کاشف الهمّ، مجیب دعوه المضطرّین، أسألک بأنّ لک الحمد، لا اله الاّ انت‏المنّان، بدیع السّماوات و الارض، ذو الجلال و الاکرام، رحمان الدّنیا و الاخره ورحیمهما. ربّ ارحمنى رحمه تغنینى بها عن رحمه من سواک، یا ارحم الرّاحمین.

«اى خداى زنده و پاینده‏اى که حیات و قوام هر چیز به دست توست، اى خدایى که‏مرگ به او راه ندارد. اى خداى زنده، خدایى جز تو نیست که برطرف کننده هر غم واندوه، و اجابت کننده دعاى درماندگانى، از تو درخواست مى‏کنم، زیرا که تمام‏ستایش و حمدها مخصوص توست، خدایى جز تو نیست که نعمت بخش و آفریننده‏آسمان و زمین و صاحب جلالت و بزرگوارى، و بخشنده و مهربان در دنیا و آخرت‏هستى، پروردگارا، رحمتى شامل حال من کن که با آن از رحمت دیگرانم بى‏نیازسازى، اى مهربان‏ترین مهربانان».

و رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: هر مسلمانى که این دعا را سه بار بخواند خواسته‏اش‏برآورده مى‏شود مگر آنکه درخواست گناه و یا قطع رحمى کرده باشد.

دعاى آن حضرت براى حفظ قرآن‏

على علیه السّلام فرمود: این دعا از دعاهاى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله است : اللّهمّ‏ارحمنى

عبادت امام سجاد(ع) و شکر نعمتهای خداوند

یکى از اصحاب امام زین العابدین علیه السّلام و از راویان حدیث که به نام زهرى معروف است ، حکایت کند:

روزى به همراه آن حضرت ، نزد عبدالملک مروان رفتیم ؛ عبدالملک ، احترام شایانى نسبت به حضرت سجّاد علیه السّلام به جا آورد؛ و چون چشمش به آثار سجود در چهره و پیشانى مبارک امام زین العابدین علیه السّلام افتاد، گفت :

اى ابو محمّد! خود را بسیار در زحمت عبادت انداخته اى ، با این که خداوند متعال تمام خوبى ها را به تو داده است و تو نزدیک ترین فرد به رسول اللّه مى باشى ، تو داراى علم و کمالى هستى که دیگران از داشتن آن محروم مى باشند!

امام سجّاد علیه السّلام فرمود: آنچه از فضل پروردگار و توفیقات الهى براى من گفتى ، نیاز به شکر و سپاس دارد.

و آن گاه فرمود: پیغمبر خدا صلّى اللّه علیه و آله با این که تمام خطاهاى گذشته و آینده اش بخشیده شده بود، آن قدر نماز مى خواند که پاهاى مبارکش ورم مى کرد، به قدرى روزه مى گرفت که دهانش خشک مى گشت و مى فرمود: آیا نباید بنده اى شکرگزار باشم .

و سپس حضرت در ادامه سخنانش افزود: حمد خداوندى را، که ما را بر دیگران برترى بخشید و به ما پاداش خیر عطا نمود، و در دنیا و آخرت حمد و سپاس ، تنها مخصوص اوست .

به خدا سوگند! چنانچه اعضاء و جوارحم قطعه قطعه گردد و در اثر عبادت نفسم قطع شود، یک صدم شکر یکى از نعمت هاى خداوند را هم انجام نداده ام . چگونه مى توان نعمت هاى الهى را برشمرد؟! و چگونه توان شکر نعمتى از نعمت هایش را خواهیم داشت ؟!

نه به خدا قسم ! خداوند هرگز مرا غافل از شکر نعمت هایش نبیند.

و چنانچه عائله ام و دیگر خویشان و سائر مردم حقّى بر من نمى داشتند، به جز عبادت و ستایش و مناجات با خداوند سبحان ، کار دیگرى انجام نمى دادم و سخنى به جز تسبیح و ذکر خداى متعال نمى گفتم تا آن که نفسم قطع شود.

زهرى مى گوید: سپس امام علیه السّلام به گریه افتاد و عبدالملک نیز گریان شد و گفت : چقدر فرق است بین کسى که آخرت را طلب کرده و براى آن جدیّت و کوشش مى نماید و بین آن کسى که دنیا را طلب کرده است و باکى ندارد که از کجا و چگونه به دست مى آورد، پس چنین افرادى در آخرت سهمى و نجاتى برایشان نخواهد بود.(۱)

۱- بحار الانوار: ج ۴۶، ص ۵۲، ح ۱۰٫

صفات برجسته امام سجاد علیه السلام

 حضرت باقرالعلوم عليه السّلام صفات و خصلت هائى را پيرامون پدرش ، حضرت سجّاد، زين العابدين عليه السّلام بيان فرموده است كه بسيار قابل توجّه و كسب فيض است:

در هر شبانه روز همچون اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام هزار ركعت نماز به جا مى آورد، پانصد درخت خرما داشت كه كنار هر درختى دو ركعت نماز مى خواند.چون آماده نماز مى گرديد، رنگ چهره اش دگرگون مى گشت و به هنگام ايستادن به نماز، همچون عبدى ذليل و فروتن كه در برابر پادشاهى عظيم و جليل قرار گرفته ؛ و تمام اعضاء بدنش از ترس و خوف الهى مى لرزيد.نمازش همانند كسى بود كه در حال وداع و آخرين ملاقات و ديدار با پروردگارش باشد.
هنگام نماز به هيچ كسى و هيچ سمتى توجّه نداشت؛ و تمام توجّهش به خداى متعال بود، به طورى كه گاهى عبايش از روى شانه هايش مى افتاد و اهميّتى نمى داد، وقتى به حضرتش گفته مى شد، در پاسخ مى فرمود: آيا نمى دانيد در مقابل چه قدرتى ايستاده و با چه كسى سخن مى گويم ؟!

مى گفتند: پس واى بر حال ما كه به جهت نمازهايمان بيچاره و هلاك خواهيم گشت؛ حضرت مى فرمود: نافله بخوانيد، همانا كه نمازهاى نافله جبران ضعف ها را مى نمايد. حضرت در شب هاى تاريك كيسه هاى آرد و خرما و مبالغى دينار و درهم بر پشت خود حمل مى نمود و چه بسا چهره خود را مى پوشانيد؛ و آن ها را بين فقراء و نيازمندان توزيع و تقسيم مى نمود.
و چون حضرتش وفات يافت ، مردم متوجّه شدند كه او امام و پيشوايشان ، حضرت سجّاد امام زين العابدين عليه السّلام بوده است.

روزى شخصى نزد آن حضرت آمد و گفت: يابن رسول اللّه ! من تو را بسيار دوست دارم ، پس فرمود: خداوندا، من به تو پناه مى برم از اين كه ديگران مرا دوست بدارند در حالى كه مورد خشم و غضب تو قرار گرفته باشم.از يكى از كنيزان پدرم پيرامون زندگى آن بزرگوار سؤ ال شد؟در جواب گفت : حضرت در منزل آنچه مربوط به خودش بود، شخصا انجام مى داد ضمن آن كه به ديگران هم كمك مى نمود.

 روزى پدرم از محلّى عبور مى كرد، ديد عدّه اى درباره ايشان بدگوئى و غيبت مى كنند، ايستاد و فرمود: اگر آنچه درباره من مى گوييد صحّت دارد از خداوند مى خواهم كه مرا بيامرزد؛ و چنانچه دروغ مى گوييد، خداوند شما را بيامرزد. هرگاه محصّل و دانشجوئى به محضر آن حضرت وارد مى شد، مى فرمود: مرحبا به كسى كه به سفارش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل مى كند، هركه جهت تحصيل علم از منزل خارج شود در هر قدمى كه بردارد زمين برايش تسبيح مى گويد.
پدرم امام سجّاد عليه السّلام سرپرستى بيش از صد خانوار مستضعف و بى بضاعت را بر عهده گرفته بود و به آن ها كمك مى نمود. آن حضرت سعى مى نمود كه هميشه در كنار سفره اش يتيمان و تهى دستان و درماندگان بنشينند؛ و آن هائى كه معلول و فلج بودند، حضرت با دست مبارك خود براى ايشان لقمه مى گرفت و در دهانشان مى نهاد؛ و اگر عائله داشتند، نيز مقدارى غذا براى خانوادهايشان مى فرستاد.[1]

منبع: چهل داستان وچهل حدیث از امام سجاد علیه السلام ،  عبدالله صالحی

[1] . خصال مرحوم شيخ صدوق : ج 2، ص 517، ح 4.

گوشه ‏اى از فضايل زهرا(س)

محمد رضا  مالك

حضرت زهرا (سلام الله عليها) را فضيلتى بسيار است كه شرمسارانه اندكى از آن را برمي‏شمريم:

نخست آن كه: وجود شريف وى به تصريح روايات، كوثر زلال معرفت الهى است و دوست و دشمن معترفند كه اهمّ معارف الهيه پس از رسول خدا (ص) بر زبان فرزندان اين بانوى ارجمند، جارى شده است و اگر روايات رسيده از طريق ائمه معصومين ـ سلام الله عليهم اجمعين ـ نبود هر آينه گنجينه معرفت دينى كاستى مي‏ گرفت و دست رهزن خائنين به احاديث پيامبر(ص) گوهرهاى تابان آن را مي‏ربود.

دوم آن كه: وجود نازنين زهرا ـ عليها السلام ـ ملجأ اولياى الهى است و آنان در دنيا و آخرت اميد به افاضات و عنايات وى دارند و هر شيعه پاك دلى چون مي‏خواهد پيك دعايش به آستان هر كدام از ائمه(ع) راه يابد آنها را به نام مادر ارجمندشان سوگند مي‏دهد آن گاه حاجت خود مي‏طلبد.

سوم آن كه: فاطمه اسوه زنان است و اگر وجود نورانى آن حضرت نبود زنان مسلمان نمي‏دانستند كه براى نيل به تعالى و علوّ روحى بايست به چه شخصيتى اقتدا نمايند و رفتار و كردار چه كسى را نصب العين خود قرار دهند.

و اينك تفصيل برخى از فضايل آن حضرت:

خدا ترسى

زهرا(س) اسوه تقوا و پرهيزگارى بود و هيبت و سطوت الهى چنان در دل وى خانه كرده بود كه هرگاه آيات عذاب را مي‏شنيد، دهشت وجود نازنين او را فرا مي‏گرفت و از خوف جهنم مي‏گريست.

هنگامى كه اين آيه شريفه بر پيامبر(ص) نازل گشت: «و انّ جهنّم لَموعدهم اجمعين لها سبعة ابوابٍ لكلِّ بابٍ منهم جزءٌ مقسوم؛1 بدرستى كه دوزخ ميعادگاه تمامى ايشان است. آن را هفت در است كه براى هر در گروهى از آنان در نظر گرفته شده ‏اند.»

رسول خدا(ص) گريست و ياران نيز به خاطر گريه آن جناب به گريه درآمدند، ليكن نمي‏دانستند كه جبرئيل(ع) چه آياتى را آورده است و هيچ يك از صحابه را زهره آن نبود كه در اين حال با رسول خدا(ص) سخنى گويد و چون پيامبر(ص) هرگاه فاطمه(س) را مي‏ديد شادمان مي‏شد، بعضى از اصحاب به در خانه زهرا(س) رفتند و فاطمه(س) را ديدند كه مقدارى جو روبروى اوست و آنها را دستاس مي‏كند و مي‏گويد: «ما عندالله خيرٌ و ابقي؛2 آنچه در نزد خداست بهتر و پاينده‏تر است.»

آنان فاطمه(س) را سلام گفتند و او را از حال پيامبر(ص) و گريه وى آگاه نمودند. فاطمه(س) ردايى كهنه را برخود پيچيد كه دوازده جاى آن، با شاخه ‏هاى نازك درخت خرما وصله شده بود. چون بيرون شد سلمان فارسى او را نگريست و چشمش آن رداى كهنه را بديد، بگريست و گفت: «واى از اين اندوه! دختران قيصر و كسرا حرير و ديبا بر تن دارند و دختر محمد(ص) ردايى پشمينه و كهنه در پوشد كه دوازده جاى آن وصله شده است!»

وقتى زهرا(س) به حضور رسول خدا(ص) رسيد، عرض كرد: «اى رسول خدا(ص)! سلمان از لباس من درشگفت شد، سوگند به خدايى كه تو را به حق به پيامبرى برانگيخت، پنج سال است كه من و علي(ع) را تنها پوست گوسپندى است كه روزها شترمان را روى آن علف دهيم و چون شب فرا رسد، آن بستر ماست و ما را متكايى است از پوست كه داخل آن را از ليف خرما آكنده‏ ايم!»

پيامبر(ص) فرمود: «اى سلمان! به راستى كه دخترم با گروه پيشتازان است!».

فاطمه (س) پرسيد: «اى پدر! چه چيز تو را به گريه آورد؟ رسول خدا(ص) آياتى را كه جبرئيل(ع) آورده بود بر او بخواند. فاطمه(س) از وحشت آن آيات بيفتاد، در حالى كه مي‏گفت: اى واي! اى واي! بر كسى كه داخل آتش گردد.»

سلمان چون اين سخنان بشنيد، گفت: «اى كاش گوسفندى بودم و اهل خانه مرا مي‏كشتند و پوست مرا مي‏دريدند و گوشتم مي‏خوردند، اما وصف جهنّم را نمي‏ شنيدم!».

ابوذر گفت: «اى كاش مادرم نازا بود و مرا به دنيا نمي‏آورد و درباره آتش چيزى نمي‏شنيدم!»

مقداد گفت: «اى كاش پرنده‏اى در صحراهاى دور بودم و بر من حسابى نمي‏نوشتند و عقابى در كار نبود و سخن جهنم را نمي‏شنيدم!»

و اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «اى كاش درندگان گوشت تن مرا مي‏دريدند و اى كاش مادر، مرا نزاييده بود و نام جهنم را نمي‏شنيدم!»

آن گاه علي(ع) دستهايش را بر سر گذاشت و مي‏گريست و مي‏گفت: «واى از دورى راه و كمى توشه در سفر قيامت. [گناهكاران] در آتش مي‏روند و ربوده مي‏شوند. بيمارانى هستند كه كس آنان را عيادت نكند و مجروحينى هستند كه كس زخم ايشان را مرهمى ننهد. اسيرانى هستند كه كسى آنان را آزاد نسازد! از آتش مي‏خورند و از آن مي‏ آشامند و بين طبقات جهنّم گردانيده مي‏شوند و پس از آن كه لباسهاى پنبه ‏اى مي‏ پوشيدند جامه‏ هايى از آتش درپوشند و پس از آن كه در آغوش همسران خود بودند با شياطين دمساز و همزنجير مي‏گردند.»3

تسبيحات زهرا (س)

تسبيحات فاطمه(س) را فضيلتى بسيار است و گفتن آن در پى نمازهاى پنج‏گانه، بلكه همه نمازها ثوابى فراوان دارد و مصداق ذكر كثيرى است كه قرآن مجيد به آن امر فرموده است، چنان كه صادق آل محمد(ع) را پرسيدند: اين كه خداى عزّوجلّ مي‏فرمايد: «اذكروا الله ذكرا كثيرا؛4 خداى را ياد كنيد يادكردنى بسيار، مقصود از ذكر كثير در اين آيه چيست؟»

فرمود: «هر كس تسبيح فاطمه(س) را بگويد، از خداى ياد كرده و ذكر كثير را به جاى آورده است!»

و نيز فرمود: «تسبيح فاطمه(س) در پى هر نماز، نزد من محبوبتر است از اين كه هر روز هزار ركعت نماز به جاى آورم!»5

و ابوهارون را گفت: «اى ابوهارون! ما كودكان خود را همان‏گونه كه به خواندن نماز امر مي‏كنيم، به گفتن تسبيحات فاطمه(س) نيز فرمان مي‏دهيم پس تو هم بر اين ذكر مواظبت كن و هر بنده كه پيوسته تسبيح زهرا(س) را بگويد، هيچ‏گاه بدبخت نگردد.»6

دعا پس از تسبيحات فاطمه(س) مستجاب است و اين ذكرهاى شريف را در ترازوى اعمال بندگان، وزن بسيارى است.

ابوجعفر(ع) فرمود: «هر كس تسبيح

فاطمه(س) را به جاى آورد سپس ازخداى آمرزش طلبد، خداوند وى را بيامرزد. اين ذكرها گرچه با زبان صد كلمه بيش نيست اما در ترازوى عمل، هزار است و شيطان را دور مي‏سازد و خداوند رحمن را خشنود مي‏كند.»

در حديث ديگرى فرمود: «تسبيح فاطمه(س) از جمله ذكر كثيرى است كه خداى از ما خواسته و فرموده است:«اذكرونى اذكركم؛7 از من ياد كنيد تا از شما ياد كنم.»8

به راستى سعادتمند كسى است كه پيوسته از خواندن اين ذكرهاى نورانى غفلت نورزد، چرا كه اين كلمات شريف هديه‏اى است ربّانى كه رسول خدا(ص) فاطمه(س) را عطا فرمود، چنان كه در خبر است كه باقر(ع) فرمود: «خداوند به چيزى از تسبيح و تمجيد پرستش نشده است كه فضيلت آن از تسبيحات زهرا(س) بيشتر باشد و اگر ذكرى از اين تسبيحات افضل بود، هر آينه رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) مي‏آموخت.»9

هديه ‏اى نورانى

رسول خدا(ص) به سبب محبت و شفقت بسيارى كه نسبت به فاطمه(س) داشت، اين تسبيحات را به وى هديه داد. علي(ع) در اين باره به مردى از بني‏سعد چنين فرمود: آيا از ماجراى خودم و فاطمه(س) تو را آگاه سازم!؟ فاطمه(س) با من زندگى مي‏كرد ـ و محبوبترين خويشاوندان نزد رسول خدا(ص) بود ـ او آن قدر مشك آب به دوش كشيد تا اين كه سينه ‏اش مجروح گشت و با آسياب گندم آرد.

كرد تا اين كه دستانش تاول زد و خانه را جارو مي‏كرد تا آن كه لباسهايش غبارآلود مي‏شد و در زير ديگ، آتش مي‏افروخت، تا جايى كه جامه وى سياه مي‏شد و به اين سبب دچار سختى بسيارى گشت.

من [وقتى اين وضع را مشاهده كردم[ فاطمه(س) را گفتم: نزد پدر خود رو و از او بخواه تا تو را خادمى دهد كه كمك تو باشد و تو را از اين سختى برهاند!

زهرا(س) پيش رسول خدا(ص) رفت امّا گروهى را ديد كه بر گرد حضرت(ص) نشسته‏اند و با او سخن مي‏گويند. حيايش مانع شد كه با پيامبر(ص) چيزى بگويد، پس بازگشت.

رسول خدا(ص) دانست كه فاطمه(س) از براى حاجتى آمده است. صبح فردا پيش ما آمد ما در بستر خفته بوديم. رسول خدا(ص) فرمود: السلام عليكم!

از حالتى كه داشتيم حيا كردم كه رسول خدا(ص) را پاسخ گويم.

پيامبر(ص) دوباره فرمود: السلام علكيم! ليكن ما هيچ نگفتيم. براى سومين بار فرمود: السلام عليكم! در اين لحظه دانستم كه اگر جواب حضرت(ص) را نگويم، باز مي‏گردد، زيرا شيوه آن جناب چنين بود كه تا سه بار بر اهل خانه سلام مي‏ گفت، اگر رخصت مي‏دادند، داخل مي ‏شد وگرنه باز مي‏ گشت. پس گفتم: و عليك السلام اى رسول خدا(ص)! داخل شويد.

پيامبر(ص) به اندرون خانه آمد و همان بالاى سر ما نشست. آن گاه پرسيد: اى فاطمه(س)! تو را ديروز چه حاجتى به محمد(ص) بود[فاطمه (س) ساكت ماند[ و من ترسيدم اگر جواب حضرت(ص) را نگويم، برخيزد. پس سر را بيرون آوردم و گفتم: به خدا سوگند، اى رسول خدا(ص)! من شما را خبر خواهم داد. [سپس ماجراى سختى معيشت و كارهاى طاقت‏ فرساى فاطمه(س) را براى پيامبر(ص) بيان نمودم و گفتم كه فاطمه(س) نيازمند چيست.]

رسول خدا(ص) فرمود: آيا به شما چيزى نياموزم كه برايتان از خادم سودمندتر است؟ هرگاه خواستيد بخوابيد سى و سه بار خداى را تسبيح و سى و سه بار حمد گوييد و سى و چهار بار ذكر الله اكبر را بر زبان آريد.

در اين لحظه فاطمه(س) سر خود را بيرون آورد و سه بار گفت: من از خدا و رسول خدا(ص) راضيم!10

كرامات

جابربن عبدالله گويد: چند روزى بود كه رسول خدا(ص) غذايى نخورده بود به گونه‏اى كه به سختى افتاد و چون در خانه همسران خود چيزى نيافت، پيش فاطمه(س) آمد و فرمود: «دخترم آيا در نزد تو طعامى هست كه آن را تناول كنم، زيرا كه من گرسنه‏ام!»

فاطمه(س) گفت: «نه به خدا سوگند! پدر و مادرم فداى شما باد!».

وقتى پيامبر(ص) از خانه فاطمه(س) بيرون شد، همسايه ‏اى دو گرده نان و پاره‏اى گوشت براى فاطمه(س) فرستاد. زهرا(س) آن طعام را گرفت و در ظرفى نهاد و روى آن بپوشانيد و با خود گفت: «من اين غذا را به جاى خود و فرزندانم، به رسول خدا(ص) مي‏دهم!» و در آن زمان همه اهل خانه نيازمند وعده‏اى غذا بودند.

زهرا(س) حسن و حسين(ع) را در پى رسول خدا فرستاد. هنگامى كه پيامبر(ص) بازگشت فاطمه(س) گفت: «پدر و مادرم فداى تو باد! خداوند طعامى براى ما رساند كه آن را پنهان ساخته ‏ام!»

فرمود: «آن را بياور!»

وقتى زهرا(س) ظرف طعام بياورد و درپوش آن را برگرفت مشاهده كرد كه آن ظرف لبريز از نان و گوشت است. چون اين بديد درشگفت شد و دانست كه اين بخشش از جانب خداى عزّوجلّ مي‏باشد. پس پروردگار را سپاس گفت و بر پيامبر وى درود فرستاد.

رسول خدا(ص) وقتى ظرف پر از غذا را ديد فرمود: «دخترم، اين طعام از كجا تو را رسيده است!؟»

گفت: «هو من عندالله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب؛11 آن از جانب خداست و خداوند هر كه را خواهد روزى بي‏حساب عطا فرمايد.»

رسول خدا فرمود: «سپاس خدايى را كه تو را مانند سيده زنان جهان در ميان بني ‏اسرائيل ـ در زمان آنها ـ قرار داد و هرگاه خداوند به مريم روزى عطا مي‏كرد چون از وى مي‏ پرسيدند [اين طعام از كجا آمده است.]»

مي‏گفت: «هو من عندالله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب.»

آن گاه رسول خدا(ص) در پى علي(ع) فرستاد و سپس جملگى از آن طعام بخوردند.12

سلمان گويد: فاطمه(س) نشسته بود و پيش روى وى آسياب‏دستى بود كه با آن جو آرد مي‏ كرد، در حالى كه از دستان وى بر عمود آسياب خون جارى بود و حسين(ع) در گوشه خانه از گرسنگى مي‏ گريست. من عرض كردم: «اى دختر رسول خدا(ص)! دستانت مجروح شده است! اين «فضّه» خادمه توست. [چرا او اين كار را انجام نمي‏ دهد؟]»

فرمود: «رسول خدا(ص) مرا سفارش كرده است كه خدمت خانه، روزى بر عهده من و روزى بر عهده او باشد و ديروز نوبت فضّه بود.»

سلمان گويد: «گفتم من آزاد كرده پيامبرم، بگذاريد يا جو را آرد كنم يا

حسين(ع) را آرام سازم.»

فرمود: «من براى ساكت كردن حسين(ع) مهربانتر هستم. تو جو را آرد كن.»

چون مقدارى از جو را آرد كردم، صداى اقامه نماز را شنيدم، برخاستم و به مسجد رفتم و با رسول خدا(ص) نماز گزاردم، وقتى نماز پايان يافت آنچه ديده بودم به علي(ع) گفتم. اشك از چشمان وى فرو ريخت و به سوى خانه رفت، سپس بازگشت در حالى كه خندان بود.

رسول خدا(ص) سبب را پرسيد. گفت: «نزد فاطمه(س) رفتم و او بر پشت خوابيده بود و حسين نيز بر روى سينه ‏اش به خواب رفته بود و در رو به رويش آسياب مي‏ گشت، بدون آن كه دستى آن را بگرداند!»

رسول خدا(ص) لبخندى زد و فرمود: «يا علي(ع) مگر نمي‏دانى كه خدا را فرشتگانى است كه در زمين مي ‏گردند و تا روزى كه قيامت بر پاى گردد، محمد(ص) و آل محمد(ع) را خدمت مي‏كنند!»13

نقل است كه گاه مي‏شد كه فاطمه(س) در نماز بود و فرزند وى مي‏ گريست و مي‏ ديد كه گهواره به حركت درآمد و فرشته ‏اى آن را مي‏ جنباند!14

شفاعت زهرا (س)

دوستيِ فاطمه و فرزندانش موجب نجات مؤمنان و راه رسيدن به سعادت جاودان است.

ابوجعفر(ع) فرمود: [روز قيامت] آن هنگام كه فاطمه(س) به در بهشت رسد، مي ‏ايستد پس خداى وى را خطاب كند كه اى دختر[محمد(ص)] حبيب من، چه مي‏خواهي!؟ من فرمان داده ‏ام كه تو را به بهشت درآورند!

فاطمه(س) گويد: پروردگارا! دوست

دارم درمانند چنين روزى قدر و مرتبت من دانسته شود.

خداوند فرمايد: اى دختر حبيب من، باز گرد و بنگر، پس هر كه را يافتى كه در قلب وى دوستى تو يا يكى از فرزندانت جاى دارد، دست وى بگير و او را به بهشت درآور!

آن گاه ابو جعفر (ع) فرمود: سوگند به خدا، اى جابر! در آن روز فاطمه(س) شيعيان و دوستان خود را [از ميان اهل محشر] جدا مي ‏سازد، همان گونه كه پرنده ‏اى دانه ‏هاى خوب را از بين دانه‏ هاى بد برمي‏ گيرد. [سپس دوستان خود را به بهشت داخل مي‏ كند.]15

پاورقيها:

1 ) حجر(15) آيات43 و 44.

2 ) قصص (28) آيه60.

3 ) بحارالانوار، ج43، ص87، ح9.

4 ) احزاب(33) آيه41.

5 ) وسائل الشيعه، (تحقيق مؤسسه آل البيت (ع)، چاپ اول، 1409 هـ.ق) ج6، ص443، ح5 و 2.

6 ) همان، ص441، ح2.

 7 ) بقره (2) آيه152.

8 ) وسائل الشيعه، ج6، ص442، ح3 و 4.

9 ) همان، ص443، باب9، ح1؛ بحارالانوار، ج43، ص64، ح56.

10 ) بحارالانوار، ج43، ص82.

 11 ) آل عمران (3) آيه37.

12 ) بحارالانوار،ج43، ص68، ح60. زمخشرى در كشاف همين حديث را در هنگام بيان قصّه زكريّا و مريم آورده است.

13 ) همان، ص28، ح33.

14 ) همان، ص45.

15 ) همان، ص65، ح57.

مناقب حضرت فاطمه زهرا(س) در کتاب الغدیر

علامه امینی (ره) صاحب کتاب گرانقدر الغدیر با توجه به آیات و روایات مقام ولایت حضرت زهرا (علیهاالسلام) را به اثبات رسانده و آن را تح مناقبی از حضرت ارائه داده است. که در این جا آنها را ذکر می کنیم.

منقبت اول:

آفرینش زهرا (سلام الله علیها) قبل از خلقت دیگران، همانند پدر و همسر و فرزندانش، آن انوار مقدسی كه پیش از آفرینش كلیه عوالم علوی و سفلی، و خلقت بشر، در پیشگاه عرش عظمت حق تبارك و تعالی، در حال تسبیح و تقدیس و تهلیل و تكبیر خدای یكتا بوده، و در عبادت استاد و آموزگار جبرئیل و سایر فرشتگان بوده اند.

منقبت دوم:

آفرینش زهرا (علیهاالسلام) از نور عظمت حضرت حق تبارك و تعالی، همان نور واحدی كه حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز از آن آفریده شده اند، و مایه خلقت فاطمه (علیهاالسلام) یك سوم همان نور بوده است.

نوری نهفته در خزینه علم خدائی، نور قدس، نور جلال، نور كمال، و نور كبریائی الهی.

منقبت سوم:

فاطمه (علیهاالسلام) ، همتای پدر و همسر و فرزندانش، سبب آفرینش آسمان ها و زمین، بهشت و دوزخ، عرش و كرسی و فرشتگان، و انس و جن بوده است.

وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ، یكی از پنج تن است، همان كسانی كه علت آفرینش جهان، و آدم و آدمیان بوده اند، اگر آنها نبودند انبیاء و اولیاء، صدیقین و شهداء، ملك و ملكوت زمین ها و آسمان ها، نار و نور، بهشت و دوزخ، و سایر مخلوقات جهان به وجود نمی آمدند. اگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود، اثری از آدم و اولاد آدم نبود، اگر او نبود موسی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) و ابراهیم (علیه السلام) آفریده نمی شدند، اگر او نبود از اسلام و خداشناسی و توحید خبری نبود.

منقبت چهارم:

نامگذاری زهرا (علیهاالسلام) است از طرف خداوند متعال، همانند اسم گذاری محمد (صلی الله علیه و آله) ، و علی و حسن و حسین (علیهم السلام) ، و همین مطلب دلالت دارد بر این كه این پنج نفر از خود هیچگونه اختیاری ندارند، و تمام امورشان حتی انتخاب نامشان، مربوط به خدای متعال بوده، و به كسی در مورد آنان اجازه دخالت داده نشده است.

حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) هرگز مجاز نیست كه از جانب خود، فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را نامگذاری كند، همچنین در اسم گذاری علی ابن ابیطالب كه مولود كعبه و خانه زاد خداست، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) و ابوطالب را اختیاری نیست.

منقبت پنجم:

«نام فاطمه (علیهاالسلام) از اسماء خدای تبارك و تعالی مشتق شده است، همانند نام پدر و همسر و فرزندانش.»

منقبت ششم:

توسل انبیاء است به فاطمه (علیهاالسلام) و نام های او، همتای پدر و همسر و فرزندانش، و تمسّك به اوست كه وسیله نجات انبیاء و اوصیاء و سایر افراد بشر از مشكلات بوده است.

«هر كس كه به او ایمان آورد، همانا رستگار شد، و هر كس به او اعتقاد نداشت به تحقیق هلاك گردید.»

منقبت هفتم:

نام فاطمه (علیهاالسلام) ، هم ردیف پدر و همسر و فرزندانش، بر ساق عرش و درهای بهشت نوشته شده است.

شگفتا…! این چه مقام والائی است كه با وجود انبیاء، اوصیاء، مخلصون، و فرشتگان مقرب نام هیچ موجودی بر عرش الهی، آن پایتخت عظمت و جلال خدائی نگاشته نشده است، مگر اسامی مقدس پنج تن، كه زینت بخش تمام مراكز معنوی، و عالی ترین منازل اخروی است.

منقبت هشتم:

چنان كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصوم او ملجأ و مرجع توسل جمیع انبیاء بوده اند، بشر از آدم تا خاتم مأمور به توسل به حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) بوده است.

از همان وقتی كه آدم (علیه السلام) آفریده شد، و برای استجابت دعا و رفع مشكلاتش توسل به پنج تن (علیهم السلام) و شفیع قرار دادن آنها در پیشگاه پروردگار بی همتا توسط جبرئیل به او آموخته شد تكلیف بنی آدم روشن گردید.

انسان كه در جهانی پر از شدائد و مشكلات قدم می نهد، دنیایی كه دائماً در آغوش امواج بلا و گرداب حوادث عظیمه است، رحمت بی كران الهی ایجاب می كند كه دست آویزهای محكم و عروة الوثقای ناگسستنی در اختیار این بشر سرگردان قرار دهد تا در مسیر ناهموار زندگانیش، امید گاهی خداپسند، و پناهگاهی دور از گزند داشته باشد و با توسل و با تمسك و چنگ زدن به ریسمان رحمت واسعه الهی، فرزندان آدم نیز همانند حضرت آدم (علیه السلام) به ساحل نجات دست یابند.

اكنون با قلبی سرشار از خلوص، و امیدوار (همانگونه كه خداوند یكتا به پیامبرانش راه نجات را نشان داده است و به آنها طریق دعای خدا پسند را آموخته است) و ما نیز به درگاه «الله» روی نیاز می آوریم، و وجود مقدس آبرومند زهرا (علیهاالسلام) را شفیع و راه گشا و واسطه فیض خدائی قرار می دهیم و عرضه می داریم: یا فاطمة اغیثینی، یا فاطمة اغیثینی…

چنان كه به صلوات بر پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و زیارت آنان به عنوان یك فرمان الهی و امر اسلامی دستور داده شده است، عیناً به صلوات بر فاطمه (علیهاالسلام) و زیارتش تصریح و تأكید گردیده است.

منقبت نهم:

هر فرد مسلمان و مؤمنی كه با محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) بیعت كرده، و به او ایمان آورده، و رسالت و اطاعتش را پذیرفته، و آن حضرت را پیام آور از جانب خدای خود می داند، و پیشوایانش علی (علیه السلام) و اولاد علی (علیه السلام) هستند، ناگزیر حضرت زهرا (سلام الله علیها) «ولیّه» او، رهنمای او، مرجع او، و در مشكلات (هماتند پدر و همسر و فرزندانش) دستاویز و پناهگاه اوست .

منقبت دهم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) در مقام عصمت و طهارت، كه او نیز عصمت الله و مورد خطاب آیه تطهیر می باشد.

منقبت یازدهم:

آن امانتی كه از جانب خدای تعالی بر آسمان ها و زمین و كوه ها عرضه شد، و آنها زیر بار آن امانت وزین (و مسئولیت سنگین) نرفته، و از قبولش امتناع نمودند ولی بشر آن را پذیرا شد، همانا ولایت پنج تن (علیهم السلام) بوده است، و وجود مقدس زهرا (سلام الله علیها) ولیةالله و جزء امانت معروضه می باشد.

منقبت دوازدهم:

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) همسان با امیرالمؤمنین و حسنین (علیهم السلام) در فضیلت سوره «هل اتی» شریك و سهیم است.

منقبت سیزدهم:

اشتراك فاطمه (سلام الله علیها) با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود به مسجد پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و پاك بودنش در هر زمان و در هر حال.

منقبت چهاردهم:

(محدّثه) بودن فاطمه (علیهاالسلام) است، به این معنی كه فرشتگان با او سخن می گفتند، و این مقام از شئون امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولاد معصوم اوست، و با وجود این كه حضرت زهرا (علیهاالسلام) منصب امامت نداشت، هم صحبت ملائك بوده است.

منقبت پانزدهم:

چنانكه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به شیعیان و دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و یازده اولادش، مژده رستگاری داده است، در موارد بسیار به شیعیان و محبّان فاطمه (علیهاالسلام) نیز بشارت نجات و رهائی از عذاب داده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت شانزدهم:

فاطمه (علیهاالسلام) در هنگام ولادتش حورالعین و بانوان عالی مقامی را كه از جانب خدای متعال به نزد آن حضرت ارسال شده بودند كاملا ً می شناخت، و قبل از سلام و احوالپرسی با ذكر نام، یك یك آنان را مخاطب قرار داد:

از این مطلب معلوم می شود كه ملاقات و آشنائی زهرا (علیهاالسلام) با آنان بی سابقه نبوده، و آن وجود مقدّس قبلاّ عوالمی را طی كرده است كه در مسیر ملكوتی خویش آن فرستادگان آسمانی را دیده و شناخته است، و باید این چنین باشد، زیرا مقام شامخ ولایت ایجاب می كند كه هر ولی الله (یا ولیّة الله) شیعیان خود را(با آگاهی خدادادش) یك یك بشناسد.

منقبت هفدهم:

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: در روز قیامت، من دست به دامان جبرئیل می شوم (گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه و آله) این باشد كه جبرئیل نماینده خدای متعال است و من متمسّك به دامان رحمت الهی هستم)، سپس در ادامه سخن چنین می فرماید: دخترم زهرا (علیهاالسلام) دست به دامان من، و علی بن ابی طالب متمسّك به فاطمه (علیهاالسلام) است، و یازده فرزندش دست به دامان علی (علیه السلام) هستند.

منقبت هجدهم:

سخن گفتن فاطمه (علیهاالسلام) با مادرش، آنگاه كه در رحم مادر بود، و او را به شكیبائی دعوت می فرمود، و این خود از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت نوزدهم:

حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) نیز همانند امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندان معصومش، در هنگام ولادت لب به شهادتین گشوده است، و این خود از شئون مخصوص صاحبان ولایت است.

منقبت بیستم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در علم به آنچه در گذشته واقع شده است و آنچه در آینده به وقوع خواهد پیوست، و آنچه تا روز قیامت واقع شدنی نیست و این دانش نیز مخصوص اولیاء خداست و دارا بودن چنین علمی از نشانه های مقام ولایت می باشد.

منقبت بیست و یكم:

فاطمه (علیهاالسلام) همانند ائمه اطهار (علیه السلام) مبارك و با طهارت و پاك و پاكیزه از مادر تولد یافته است.

منقبت بیست و دوم:

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) با كمال صراحت می فرماید: خدای تبارك و تعالی یك بار بر زمین نظر افكند و از اولین و آخرین مرا برگزید، و دفعه دوّم علی (علیه السلام) را، و در سومین نظر، اولاد معصوم او را، و در چهارمین بار زهرا (علیهاالسلام) را از میان جمیع زنان عالم از اولین و آخرین انتخاب فرمود.

پس همانگونه كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مصطفی است، و چنان كه علی (علیه السلام) مرتضی است، و همان سان كه حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) برگزیده و مختارند، زهرا (سلام الله علیها) (همتای آنان) مصطفاة، مرتضاة، مختاره و برگزیده خداوند تبارك و تعالی است.

منقبت بیست و سوم:

هنگام ولادت فاطمه (علیهاالسلام) ، نور او تمام خانه های مكه، و شرق و غرب را فراگرفت چنان كه در تولد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نیز تمام جهان از نور مباركش روشن شد، گویی با نور افشانی این موجود مقدس، خدای تعالی به اهل آسمان و زمین، به فرشتگان و تمام مخلوقات اعلام می فرماید: اینك تولد یافت، آن بشری كه نور جهانیان از اوست، و سبب خلقت عالمیان و علت آفرینش تمام مخلوقات بوده است، آن وجود مقدسی كه باعث شد موجودات از ظلمات عدم به عالم نور و ظهور چشم گشایند و به لباس آفرینش مزّین گردند.

منقبت بیست و چهارم:

در آن هنگام كه حضرت زهرا (سلام الله علیها) از جانب خدیجه (علیهاالسلام) ولادت یافت، فرشتگان میلاد او را به یكدیگر بشارت می دادند و تهنیت می گفتند، چنان كه در تولد پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار نیز ملائك مقدم مباركشان را به یكدیگر مژده می دادند، و باید این چنین باشد، زیرا فاطمه (علیهاالسلام) یكی از اسباب آفرینش و علت العلل بوده است، و فرشتگان نیز همانند سایر موجودات در سایه خلقت او و از یمن وجودش آفریده شده اند.

منقبت بیست و پنجم:

حبّ فاطمه (علیهاالسلام) همانند حبّ همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبیاء است) بر همگان واجب است حتی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) .

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: خدای تعالی مرا به دوستی این چهار نفر فرمان داده است: علی (علیه السلام) ، فاطمه (علیهاالسلام) ، حسن (علیه السلام) ، حسین (علیه السلام) .

البته وجوب دوستی و محبت آنان نیز به این جهت است كه آن چهار نفر داماد و دختر و فرزندان پیامبرند بلكه رسول خدا نیز همانند سایر بندگان مؤمن، باید معتقد و معترف به مقام ولایت فاطمه (علیهاالسلام) بوده و به این امر شهادت دهد.

منقبت بیست و ششم:

اشتراك زهرا (سلام الله علیها) و هم ردیف و هم درجه بودن اوست با پدر و همسر و فرزندانش در قبّة الوسیله یا درجة الوسیله بهشت، آنجا كه پایتخت(عظمت) حضرت حق تبارك و تعالی است و جز پنج تن (علیهم السلام) از انبیاء و اولیاء و مرسلین و صالحین و فرشتگان مقرّب كسی را به آن مقام والا راه نیست.

منقبت بیست و هفتم:

اشتراك فاطمه (علیهاالسلام) با پدر و همسر و فرزندانش در قبه ای از نور كه زیر عرش بر پا می شود و جز پنج تن (علیهم السلام) كسی را به آن رتبه والا راه نیست، و این مقام غیر از «درجة الوسیله» است كه قبلاً بیان شد.

منقبت بیست و هشتم:

ورود پنج تن (علیهم السلام) به بهشت قبل از همه، در حالی كه فاطمه (علیهاالسلام) در پیشاپیش پدر و همسر و فرزندانش، نخستین كسی است كه وارد بهشت می شود.

منقبت بیست و نهم:

فاطمه (سلام الله علیها) یكی از كلماتی است كه حضرت آدم (علیه السلام) فراگرفت، و حضرت ابراهیم نیز با همان كلمات امتحان شد، یعنی با كلمات: محمّد، علی، فاطمه، حسن، و حسین (علیهم السلام) .

منقبت سی ام:

فاطمه (علیهاالسلام) یكی از افرادی است كه آیه مباهله در شأن آنها نازل شده است و آن وجود مقدّس، بین چهار معصوم قرار گرفته است یعنی انفسنا (محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) ) و ابنائنا (حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) ).

منقبت سی و یكم:

سنی و شیعه در این موضوع متفّق القول و هم عقیده هستند: احكامی كه در اسلام در مورد محبت و یا عداوت، صلح و یا جنگ، دشنام دادن و یا اذیت كردن نسبت به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) جاری است، عیناً نسبت به زهرا (سلام الله علیها) نیز معتبر و واجب الاجراست، یعنی اگر كسی نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دشمنی ورزد و یا آن حضرت را بیازارد، و یا دشنام دهد چنان كه مجازاتش حدّ زدن بر او و یا كشتن او، و یا موجب كفر اوست، عیناً در این موارد حضرت زهرا (علیهاالسلام) با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) یكسان و برابر است.

منقبت سی و دوم:

همتا بودن فاطمه (علیهاالسلام) با علی (علیه السلام) در صفات و ارزش های معنوی.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: اگر فاطمه (علیهاالسلام) آفریده نمی شد، هرگز برای علی (علیه السلام) همتائی وجود نداشت، همچنین اگر علی (علیه السلام) خلق نمی شد، فاطمه را در جهان نظیر و مانندی نبود، سپس برای روشن شدن مطلب، و رفع این اشتباه احتمالی كه مبادا تصوّر شود مقصود پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) این بوده است: دیگران كه خواستار همسری با فاطمه (علیهاالسلام) شدند، كفو و هم شأن او نبودند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تصریح می فرمایند، نه تنها فاطمه (علیهاالسلام) را در زمان حاضر جز علی (علیه السلام) نظیر و مانندی نیست، بلكه از آدم و اولاد آدم (یعنی انبیاء «جز پیامبر اسلام»، اوصیاء، اولیاء، صدّیقون، علماء و حكماء) هرگز كسی همتای زهرا (علیهاالسلام) نیست، و تنها علی (علیه السلام) است كه كفو و همانند اوست، علی (علیه السلام) كه چون فاطمه (علیهاالسلام) بی نظیر است، و بشری در ملكات فاضله و مقامات عالیه برابر او نیست، و این دو وجود مقدس در این منقبت به طور یكسان شریكند.

اگر به جز این فرمایش از جانب پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) تصریحی در این مورد در دسترس ما نبود (با این كه وجود دارد)، همین حدیث شریف برای اثبات برتری حضرت صدّیقه زهرا (علیهاالسلام) بر جمیع انبیاء (جز پدر بزرگوارش)، كافی بود.

منقبت سی و سوم:

بزرگترین مقام شفاعت را در روز قیامت حضرت صدیقه زهرا (سلام الله علیها) همسان با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) حائز می باشد، بلكه می توان گفت آن حضرت را در این رتبه و مقام امتیازاتی است مخصوص به خود و بی نظیر.

بزرگداشت تشریف فرمائی ایشان به محشر و پیشگاه عرش الهی به نحوی است كه تمام توجهات به سوی آن وجود مقدس معطوف خواهد شد، و امام سلام الله علیه در این باره می فرماید: مقام شامخ حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) در روز قیامت چنان است كه حتی از نظر یك نفر هم پنهان نمی ماند.

حكما و دانشمندان چنین فتوا داده اند كه هر كس پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و یا علی (علیه السلام) را دشمن بدارد كافر است، فاطمه (علیهاالسلام) نیز در این مورد با پدر و همسرش شریك است و مشمول این حكم می شود، حال چگونه ممكن است بشری صاحب مقام ولایت نباشد، و دشمنی با او موجب كفر گردد؟

منقبت سی و چهارم:

در روز قیامت منبری از نور بر پا می شود كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بر آن جلوس می نماید، در حالی كه جبرئیل و انبیاء و اولیاء گرد آمده اند خداوند تبارك و تعالی مقام و منزلت زهرا (سلام الله علیها) و پدر و همسر و فرزندان معصومش را به اهل محشر معرفی می فرماید، و هنگام ورود فاطمه (علیهاالسلام) به صحنه محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالی ندا می شود: ای اهل محشر نگاهتان را فرو افكنید، تا فاطمه (علیهاالسلام) عبور نماید…

منقبت سی و پنجم:

چنان كه برتری رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) بر انبیا و مرسلین و ملائكه، با تفحّص و تحقیق در روایات معتبر، ثابت شده است، به همان طریق افضلیت زهرا (سلام الله علیها) نیز بر جمیع مخلوقات از انس و جن و ملك، منصوص و مسلم است.

این چهل منقبت فاطمه (علیهاالسلام) ، خلاصه پانزده موضوع كتاب است، كه با آیات قرآن، و روایات معتبر مربوطه و با ذكر اسناد بسیار و مدارك اطمینان بخش، آنها را قبلاً به طور تفصیل بیان كرده بودیم.

اگر بخواهیم با قلبی حقیقت جو، منصفانه قضاوت نمائیم، یقیناً درمی یابیم، كه این چهل منقبت از شئون مخصوص صاحبان ولایت، و لازم و ملزوم یكدیگرند، مناقبی كه مبنای آنها آیات انكار ناپذیر كلام الله، و گفتار معصومین دل آگاه است. بشری كه خداوند یكتا او را به اقتضای حكمتش از ابتداء خلقت جهان تا برچیده شدن بساط آن، در كنار سفره رحمت خویش نشانده، و او را در مراحل مختلف و مواقف بسیار سیر داده است، منزلت والای این بانوی بانوان و خاتون دو جهان، در عالم اظلّه اش، در عالم میثاقش، در عالم خلقتش، در عالم علوی و سفلی اش، در عالم رحم مادرش، در ولادت و روز قیامت و محشرش، در ورود به جنّتش، همه و همه، حاكی از مقام ولایت اعلای «ولیة الّهی» اوست.

هرگز معقول نیست كه موجودی دارای مقام ولایت كبری نباشد، ولی علت آفرینش بوده، و اعتقاد به قدر و مرتبه خداداد او از شرایط ایمان به شمار آید و وجود مقدسش با پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در مناقب چهل گانه مذكور به طور همسان شریك و سهیم باشد.

اما قسمت دوم مناقب زهرا (سلام الله علیها) ، احادیثی است كه مربوط و مخصوص است به خود آن حضرت، درباره مكارم اخلاقش، زهدش، عبادتش، ایثارش، پرورش فرزندانش شوهرداریش، نگاهداری از پدرش، و كمالات و فضایل بی شمار دیگرش، كه در كتب شیعه و سنی مسطور است، كه در اینجا مورد بحث و بررسی ما نیست.

خداوند تعالی به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) ما را در سایه ولایت حضرت صدیقه زهرا (علیهاالسلام) محشور نماید، و دستمان را در دامان ولای این خاتون دو جهان كوتاه نفرماید، و از مؤمنین به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اولاد معصومش قرار دهد.

منبع: فاطمة الزهراء؛گفتار: علامه امینی؛به كوشش حبیب چایچیان صص 107 تا 119.