تربیت نوجوان

نوشته‌ها

روش تربیت اسلامی نوجوان در کانون خانواده: نقش کانون خانواده در تربیت نوجوان

جهت مطالعه مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تربیت اسلامی نوجوان در خانواده

روش تربیت اسلامی نوجوان در کانون خانواده

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

سه راز مهم که همسران خوشبخت و موفق در زندگی دارند

راز خوشبختی و موفقیت در زندگی همسران موفق در چیست؟

راز های موفقیت در زندگی مشترک و خوشبخت زندگی کردن

اصول موفقیت روابط همسران، اصولی متفاوت و متنوعی است و تعامل آنها را به سمت پویایی مثبت سوق داده و به موفقیت می‌رساند.

دکتر عباسی، آسیب شناس اجتماعی و مدرس دانشگاه نوشت: اقدامات و یا رفتارهای ترمیمی مهم‌ترین اصل برای روابط موفق همسران به حساب می‌آید، در حالی که بسیاری از زوجین از آن غافل هستند و روابط میان خود را بشدت صفر و یک می‌بینند به این معنا که گمان می‌کنند روابط میان همسران یا بسیار خوب و بی‌نقص خواهد بود یا اینکه مدام با چالش و تنش همراه است.

بر این اساس در زمان مشاجره و ایجاد تنش میان همسران از آنجا که شرایط روانی مناسبی وجود ندارد، معمولاً اقداماتی صورت می‌گیرد که یا بر شدت تنش‌ها می‌افزاید و یا به صورت بی‌خیالی طی می‌شود که هیچ کدام از این اقدامات به ترمیم روابط و بهبود تنش‌های میان زوجین نمی‌انجامد، در صورتی که بهتر است در چنین مواقعی همسران از یکدیگر زمان و فرصت بخواهند تا به آرامش نسبی برسند و با کنترل مشاجرات، به ترمیم سپس بهسازی و بازسازی روابط خود بپردازند.

برای رسیدن به این هدف باید سه گام طلایی برداشت؛ از آنجا که محور بسیاری از مشکلات بر نبودن معنا ومفهوم مشترک میان زوجین استوار است، توصیه می‌شود همسران تلاش کنند از معنا و مفاهیم مشترک شان حمایت کنند و به آن احترام بگذارند تا نخستین گام طلایی را بردارند.

به عنوان نمونه، اگر برادر همسرش، برایش قابل احترام است مرد باید آن را به عنوان یک معنا و هدف مشترک تصور کرده و به آن احترام بگذارد، بدین وسیله است که روی بسیاری از مشاجرأت مرتبط با این معنای مشترک، خط بطلان کشیده می‌شود. گام دوم را همسرانی بر می‌دارند که برای بهسازی و ترمیم روابط میان خود یکسری نقشه‌های شناختی طرح می‌کنند که محور اصلی آن، آگاهی از دنیای همسر است. به این ترتیب احترام گذاشتن به احساسات همسر و همراهی با آن، این معنا را برای فرد مقابل تداعی می‌کند که نقشه شناختی اش را می‌شناسد و به دنیای او احترام می‌گذارد. گام سوم به نکات روزمره ریز اما مهم مربوط می‌شود که بر این اساس مفاهیم باید با پیشنهاد دادن همراه باشد. از این طریق همسر فکر می‌کند، مورد توجه دیگری قرار گرفته، مهم تلقی شده و دیده می‌شود که این گام در کنار سایر گام‌ها، اقدامات ترمیمی و بهبوددهنده را تشکیل می‌دهد.

نکته‌ای که جای آن در این میان خالی به نظر می‌رسد پیشگام بودن همسران است. از آنجا که معمولاً تنش‌های همسران با مشاجرات کلامی آغاز می‌شود، بهترین اقدام کنترل شرایط است. این در حالی است که همه افراد در مقابل رفتار همراه با آرامش و پیشنهاد مثبت آرام می‌شوند چراکه از فرد مقابل سیگنال‌های مثبت دریافت می‌کنند.

از این رو اگر یکی از زوجین به سمت فرایند رفتاری خاصی نرمش داشته باشد، هر چند که اختلاف شکننده‌ای وجود داشته باشد، فرد مقابل می‌تواند در صورتی که مهارت پیشقدم شدن را داشته باشد، همسر خود را به تعامل در فضایی مثبت دعوت کند و با اتکا بر آن فرآیند رفتاری خاص،‌ بحران موجود را کنترل کند.

در چنین وضعیتی، پیشگام بودن، نقطه ضعف محسوب نمی‌شود، بلکه نشان از توان فرد دارد که علی رغم تنش‌های موجود خود را آرام نگه می‌دارد و همسرش را با خود همراه می‌سازد. از این رو اگر از منظر توانمندی به این موضوع نگاه شود زوجین همیشه برای پیشقدم شدن تلاش می‌کنند.
علاوه بر این توجه به این نکته لازم و ضروری است که همیشه فرزندان پیش از گوش سپردن به حرف، شاهد رفتارها هستند و ساختار رفتاری شان بر اساس لمس واقعی رفتارها و مشاهده شکل می‌گیرد که این مبانی نگرشی آنها را در دوران بلوغ و بزرگسالی رقم می‌زند.

در حقیقت زمینه جامعه‌پذیری و فرآیند اجتماعی شدن افراد، از طریق مشاهده رفتار والدین در دوران بسیار مهم نوجوانی و جوانی فراهم می‌شود که نظام باورهایشان را در این دوران شکل می‌دهد و بعدها در روابط همسری آنها تأثیر خواهد گذاشت. از طرفی باور روانی شکل گرفته در طولانی مدت افراد را وادار به رفتار می‌کند از این رو اگر همسران رفتارهای خود را بسنجند و مدیریت کنند، در واقع روابط آینده فرزندان خود را مدیریت کرده‌اند.

منبع: سلامت نیوز

اصول و مبانی آموزش مسائل دینی به کودکان و نوجوانان

در علوم گوناگون نیز مانند جامعه شناسی، روان شناسی، تعلیم و تربیت، و راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علوم، نقش اساسی بر عهده داشته و در واقع، فعالیت ها و روش ها مبتنی بر اصول آن علم است؛ مثلاً در راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علم به فعالیت ها، روش ها و فنون مشاور جهت می دهد و نقش بنیادی و اساسی در فعالیت های مشاور ایفا می کند.
روش ها و شیوه های آموزش نماز در کودکان و نوجوانان، بر اصولی استوار است که مهم ترین آن ذکر می گردد: «اصل» به معنای بن، ریشه، زیربنا و اساس است. کلمه «اصل» را عرف عامه در مقابل «بدل» و در مقابل «فرع» استعمال می کند، اما مقصود از این واژه در این جا، مفهوم فلسفی آن است که با معنای «منشأ» و «مصدر» برابر می شود.

علمای تعلیم و تربیت نیز از اصول و مبانی تعلیم و تربیت چنین برداشتی دارند.در این مقاله، سعی شده است اصول و مبانی آموزش نماز در کودکان و نوجوانان از دیدگاه دینی (برگرفته از قرآن، احادیث و روایات ائمّه اطهار علیهم السلام و نظریات علمای تعلیم و تربیت) به صورت تطبیقی، تبیین و تشریح گردد. در آموزش و تعلیم هر موضوعی، اصول و مبانی ساختار آن موضوع از اهمیت ویژه و اساسی برخوردار است.
اصول و مبانی هر علمی به منزله ستون و پایه ساختمان است که در استحکام و عمر آن نقش اساسی دارد. در علوم گوناگون نیز مانند جامعه شناسی، روان شناسی، تعلیم و تربیت، و راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علوم نقش اساسی بر عهده داشته و در واقع، فعالیت ها و روش ها مبتنی بر اصول آن علم است؛ مثلاً، در راهنمایی و مشاوره، اصول و مبانی این علم به فعالیت ها، روش ها و فنون مشاور جهت می دهد و نقش بنیادی و اساسی در فعالیت های مشاور ایفا می کند.
روش ها و شیوه های آموزش مسائل دینی(نماز) در کودکان و نوجوانان بر اصولی استوار است که به ذکر مهم ترین آن ها در این نوشتار پرداخته شده است.

۱. فطری بودن مسائل دینی (نماز)

نیاز به پرستش و نیایش یکی از نیازهای اساسی و عمیق است که در عمق روان بشر وجود دارد.در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده است که پرستش جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. گاهی که این میل و روح پرستش توسط انبیا(علیهم السلام) در مسیر صحیحی قرارگرفته، به خداپرستی ختم شده، اما گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون مانند سنگ و چوب، ماه، خورشید، آتش، گاو و پول مورد پرستش قرار گرفته اند.
استاد شهید علّامه مطهری(ره) در این باره می فرماید:«یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلّیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود انسان ها حس نیایش و پرستش است. مطالعه آثار زندگی بشر نشان می دهد هر زمان، هرجا که بشر وجود داشته است، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. چیزی که هست شکل کار و شخص معبود متفاوت شده است؛ از نظر شکل، از رقص‌ها و حرکات دسته جمعی موزون هم راه با یک سلسله اذکار و اوراد گرفته تا عالی ترین خضوع ها و خشوع ها».۱
همه کودکان به طور فطری کنجکاو و کاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سؤالات و چراها هستند و میل به پرستش و نیایش در وجودشان موج می زند؛ مثلاً، وقتی بزرگ ترها به آن ها محبت و نوازش می کنند، ممکن است قادر به تفهیم تشکر و سپاس خویش به آن هانباشند، ولی با پیام هایی که از طریق چشم و نگاه های معصومانه و چهره متبسم به ما می دهند، تشکر و قدردانی خویش را ابراز می دارند.
تجربیات و مشاهدات نیز مؤیّد این مطلب است که کودکان در تقلید و یادگیری مفاهیم و مسائل دینی مثل نماز و روزه آمادگی بیش تری در مقایسه با دیگر رفتارها و موضوعات از خود نشان می دهند. این موضوع مؤیّد فطری بودن خداجویی در کودکان است.
طبق منابع اسلامی، برای ما مسلّم و متقن است که میل به پرستش، نیایش، کمال طلبی و حقیقت جویی در کودک، فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی (پرستش بت، خورشید، گاو و ساختن بهترین مکان ها برای معابد) و آیات و روایات تأیید می کند.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید، می فرماید: «فاَقِم وجهَکَ لِلدّینِ حنیفاً فطرتَ اللّهِ الّتی فَطَرالنّاسَ علَیها لا تبدیلَ لِخلقِ اللّهِ ذلکَ الدّینُ القَیِّمُ ولکنَ اکثرالناس لا تعلمون» (روم: ۳۰)؛ پس روی خود به سوی دین حنیف کن که مطابق فطرت خداست؛ فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده و در آفرینش خدا دگرگونی نیست، این است دین مستقیم، ولی بیش تر مردم نمی دانند.اگر مشاهده می شود که گروهی از کودکان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی ـ از جمله نماز ـ رغبت و تمایلی از خود نشان نمی دهند، این مربوط به عوامل محیطی است که فطرت کودک را از مسیر خود منحرف کرده است.
متأسفانه بعضی از والدین به دلیل عدم حساسیت و اهمیت نسبت به مسائل دینی و گاهی به دلیل سخت گیری ها و آموزش های غلط و عدم آشنایی آنان با سیره ائمّه اطهار(علیهم السلام) و روش های تربیتی، به گونه ای با کودک رفتار می کنند که آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، کم رغبت و بعضاً از آن متنفّر می شوند.
با کمال تأسف، باید گفت که بعضی از والدین حساسیت و دقتی که در امور دنیوی (تغذیه، لباس، درس و مانند آن) فرزندانشان از خود نشان می دهند در مسائل معنوی و دینی آن ها ندارند. به راستی، این گروه از والدین مصداق کلام نورانی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)هستند که می فرماید:
«وای بر فرزندان آخرالزمان، از دست پدرانشان!» گفتند: یا رسول الله، منظور شما پدران مشرکند؟ فرمود: «خیر، بلکه پدران مؤمنی که واجبات دینی را به فرزندان خود نمی آموزند و اگر آنان خود بخواهند احکام دین را فرا گیرند، ایشان جلوگیری می کنند (و حال آن که) اگر کالایی به دست بیاورند از آنان راضی و خوشحال خواهند شد. من از ایشان بیزار و آنان نیز از من بیزارند».۲
با توجه به این اصل، که خداجویی امری فطری و درونی است، علمای تعلیم و تربیت اسلامی باید به فکر تهیه و تدوین کتبی باشند که شیوه های صحیح رشد و پرورش این حس را بر مبنای فطری بودن آن به والدین آموزش دهد تا آنان به شیوه ها و روش های نادرست متوّسل نشوند.

۲. اختیاری بودن مسائل دینی (نماز)

انسان به اقتضای فطرت الهی خود و به دلیل آن که موجودی است چند بعدی و به اعتبار کرامتی که خداوند برای او مقرّر نموده، موجودی است مختار و کرامت خویش را می تواند با اختیار خود کسب نماید. در واقع، از دیدگاه اسلام، انسان موجودی است که دارای میل ها و جاذبه های معنوی است که سایر موجودات فاقد آن می باشند. انسان قادر است در برابر میل های درونی خود ایستادگی کند و فرمان آن ها را اجرا نکند یا به بعضی از آن ها پاسخ گوید و بعضی دیگر را مهار نماید یا از آن ها در جهتی خاص استفاده کند.
این توانایی انسان به حکم نیرویی است که آن را «اراده» می نامند و تحت فرمان عقل عمل می کند. این توانایی بزرگ از مختصات انسان است و براساس این توانایی است که انسان یک موجود آزاد، انتخابگر، صاحب اختیار می باشد.۳
در قرآن و منابع تعلیم و تربیت اسلامی، دلایل متعددی وجود دارد دالّ بر آزادی و اختیار انسان؛ از جمله آنهاست:
«اِنّا هَدیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً» (انسان: ۳)؛ ما راه راست را به او (انسان) نشان دادیم؛ یا شکرگزار خواهد بود یا کفران خواهد ورزید.
«فَمن شاءَ فلیُؤمِن و مَن شاءَ فَلیکفر» (کهف: ۲۹)؛ پس هرکه می خواهد ایمان بیاورد و هر که می خواهد کفر بورزد.
«کلُّ نفس بِما کَسبت رهینهٔ» (مدثر: ۳۸)؛ هر کس در گرو اعمالی است که آن را کسب کرده.

 این که انسان می تواند مشرک باشد یا موّحد دلیل بر اختیار اوست.
وجود انبیا(علیهم السلام) و تعلیم و تربیت و مسؤول بودن انسان دلیل دیگری است بر مختار بودن او.
در دعوت کودکان و نوجوانان به دین، باید به گونه ای عمل کنیم که آن ها احساس آزادی کنند و با توجه به این موضوع که انسان فطرتاً خداجوست، با تذکر روش های صحیح، این فطرت را در وجود آنان بیدار نماییم و آن ها را به طرف پذیرش دین سوق دهیم.
پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز با نرم خویی و با زبان لیّن افراد را به دین اسلام دعوت می کردند. به تجربه نیز ثابت شده است که با زور و اکراه نمی توان کسی را به راه راست هدایت کرد.
خداوند تعالی می فرماید: «اَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النّاسَ حَتّی یَکوُنوا مؤمنین» (یونس: ۹۹)؛ ای رسول! تو کی توانی همه را با جبر و اکراه مؤمن گردانی؟
اگر به مفاد آیه «لا اکراهَ فیِ الدّین، قد تَبیّنَ الرُّشدُ مِن الغَیِّ» (بقره: ۲۵۶)؛ توجه نماییم، خداوند می فرماید: ای پیامبر، وظیفه تو تبیین است. تبیین کردی، دیگر جای اکراه وجود ندارد.
و یا می فرماید: «اِنَّما علیکَ الْبَلاغُ اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرُ» (آل عمران: ۲۰): کار تو فقط ابلاغ است، تو فقط منذر هستی.
بنابراین، نباید هیچ گاه کودکان و یا نوجوانان را مجبور به دین داری کنیم یا برای آن که دیندار شوند، نباید به آن ها مزایای زیادی بدهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع، بتوانیم آن ها را به عقیده ای معتقد کنیم، آن اعتقاد درونی خواهد بود؛ یعنی اعتقادی که نه برای جلب منفعت است و نه به دلیل ترس از قدرت.۴
وقتی نوجوان مجبور به دین داری نشود (و در دوره کودکی، سالم و عاری از انحراف پرورش یافته باشد) و دین به نحو منطقی و در شرایط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به این که به تفکر انتزاعی رسیده است اگر دلایل و اعتقادات ما محکم و قابل دفاع باشد، دین یا مذهب را خواهد پذیرفت و این دین داری او وراثتی یا ریاکارانه و هم راه با ناخالصی نخواهد بود، بلکه «دین خالص» خواهد بود و در پی آن، به دستوراتش عمل خواهد کرد.
در دین اسلام، تأکید فراوان بر این مطلب می شود که اصول دین تقلیدی نیست، بلکه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش کنیم که کودک و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب کننده، به دین دعوت نماییم و از افرادی که دارای مبناهای اعتقادی و فکری قوی هستند در این زمینه، کمک بگیریم. باید توجه داشته باشیم که کودک و به ویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه، مقاومت می کند.۵
دکتر زهرا مصطفوی نقل می کند: همسرم به دلیل عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می کرد و به نماز وامی داشت. امام(ره)وقتی از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند که «چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن». این کلام آن چنان مؤثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت که بعد از آن خودش سفارش کرد که برای نماز صبح به موقع بیدارش کنم.۶
اگر والدین می خواهند فرزندان آن ها نمازخوان و معتقد بار آیند، سعی کنند اولاً، خودشان عامل به دستورات و تعالیم دینی باشند و به دور از ریا و با خلوص نماز را به پای دارند و خودشان بدان معتقد باشند.
ثانیاً، توجه داشته باشند که در دوران کودکی، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبی مأنوس سازند و سعی کنند که خاطرات خوشی را در ذهن آنان ایجاد نمایند و از سخت گیری، اجبار و اکراه آن ها خودداری ورزند. پدری که برای بیدار کردن دختر تازه بالغ خود برای ادای نماز صبح، دستی به گیسوان او می کشد و با نوازش و محبت او را از خواب شیرین صبحگاهی بیدار می کند، انجام این تکلیف دینی را با شیرینی محبت پدرانه خویش می آمیزد و عبادت را در کام فرزندش شیرین می سازد.
ثالثاً، والدین نسبت به مسأله نماز و مسائل اعتقادی هم چون سایر مسائل حساسیت نشان دهند. اگر آن ها به سفارش ها و سیره ائمّه اطهار(علیه السلام) و بزرگان دین عمل کنند، قطعاً فرزندانی معتقد و با نماز خواهند داشت.

۳. آموزش تدریجی مسائل دینی (نماز)

آموزش معارف و مسائل دینی دارای مراتب و درجاتی است و هر مرتبه و درجه ای از آن، اصول و مقتضیاتی دارد که باید مراعات شود. تفاوت این مراتب و درجات به دلیل تفاوت های فردی در رشد استعدادهای ذهنی و روحی و نیز تفاوت در معلومات و تجربیات و شرایط گوناگون اجتماعی و فرهنگی در متعلّمان است.۷
بدین روی، باید مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی متناسب با سطح درک و قوای ذهنی و روانی متعلّمان باشد.
والدین و بزرگ سالان نباید توقّع داشته باشند که کودک آن ها سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن و آموزش آن ها به نماز باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. کودک نباید یکباره بار سنگینی از وظایف دینی را بر دوش خود احساس کند و خود را به انجام آن موظف بداند. تکالیف سنگین و زودهنگام و خارج از طاقت و توان کودک ممکن است صدمه ای جبران ناپذیر بر اعتقادات دینی و مذهبی او وارد آورد.
در تعالیم اسلامی، توصیه های فراوانی در زمینه آموزش تدریجی مسائل دینی آمده است. امام جعفر صادق(علیه السلام)می فرمایند:
«وقتی کودک به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید که هفت بار «لا اله الاّ اللّه» بگوید، سپس او را به حال خود واگذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد. در این هنگام، به او آموزش دهید که هفت بار بگوید «محمّد رسول اللّه» و سپس تا چهارسالگی او را آزاد بگذارید.

در آن هنگام، از وی بخواهید که هفت مرتبه «صلی اللّه علیه و آله» را تکرار نماید و سپس تا پنج سالگی او را رها کنید. در این وقت، اگر کودک دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید و در سن شش سالگی رکوع و سجود و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید.

وقتی هفت سال او تمام شد، به او بگویید دست و صورت خود را بشوید (در مورد وضو نیز به تدریج، وضو گرفتن را به او بیاموزید) سپس به او بگویید نماز بخواند. آن گاه کودک را به حال خود واگذارید تا نُه سال او تمام شود… در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید».

منابع
۱ـ محمد رضا رضوان طلب، پرستش آگاهانه، ص ۵۱، به نقل از: احیای فکر دینی، ص ۱۵
۲ـ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۶۲۵
۳ـ محمد رضا مطهری، راهنمایی و مشاوره از دیدگاه اسلام، ص ۴۲
۴ـ الیور ارونسون، روانشناسی اجتماعی، ترجمه حسین شکرکن، ص ۳۴
۵ـ یحیی کاظمی، آموزش و پرورش از خردسالی تا جوانی، ص ۸۷
۶ـامیر رضا ستوده، پا به پای آفتاب، ج ۱، ص ۱۲۳
۷ـ محمد علی سادات، راهنمای آموزش تعلیمات دینی در مدارس، ص ۲۷
۸ـ همو، راهنمای پدران و مادران، ج ۲، ص ۵۹، به نقل از: وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۹۳ و یکصد و چهارده نکته درباره نماز، ص ۶۶
۹ـ سید محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۱۵۷، به نقل از اصول کافی، ج ۳، ص ۴۰۹ و ج ۴، ص ۱۲۴ و تهذیب، ج ۲، ص ۳۸۰ و ج ۴، ص ۲۸۲
۱۰ـ محمد رضا مطهری، شرحی بر جلوه های رفتاری امام خمینی(رحمه الله) با کودکان و نوجوانان، ص ۸۸، به نقل از: تربیت طبیعی در مقابل تربیت عاریه ای، ص ۱۸۱
۱۱ـ همو، «مقدمه ای بر مفاهیم و کاربردهای راهنمایی و مشاوره از دیدگاه اسلام»، ص ۶۸ و ۶۹ (پایان نامه کارشناسی ارشد)، به نقل از: فصلنامه تعلیم و تربیت، ش ۱،بهار ۱۳۶۵، ص ۱۶
۱۲ـ رجبعلی مظلومی، با تربیت مکتبی آشنا شویم، ص ۱۴۲
۱۳ـ محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۸۷ و ۸۶
۱۴ـ حاج شیخ عباس قمی، سفینهٔ البحار، ج ۲، ص ۵۷۴
۱۵ـ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۷
۱۶ـ مجموعه ورّام، ص ۳۸۶
۱۷ـ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۳۰ / مسلم صحیح، ج ۳، ص ۱۴۴
۱۸ـ حسن شعبانی، مهارت های آموزشی و پرورشی «روش ها و فنون تدریس»، ص ۲۳
۱۹ـ اصول کافی، ج ۱، «کتاب الکفر و الایمان»
۲۰ـ علی قائمی، اقامه نماز در دوران کودکی، ص ۳۶ و ۳۷
۲۱ـ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۰۷
۲۲ـ محمد محمدی ری شهری، جشن تکلیف، ص ۸۶
۲۳ـ ابن حنبل، مسند، ج ۵، ص ۶۹
۲۴ـ ابی یعلی، مسند، ج ۳، ص ۵۰، حدیث ۲۴۵۲
۲۵ـ السیرهٔ النبویه، ج ۴، ص ۲۳۷
۲۶ـ صادقی اردستانی، «..».، پیوند، تابستان ۶۷، ص ۵۷ و ۵۸
۲۷ـ ابن حنبل، مسند، ج ۳، ص ۱۰۰
۲۸ـ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۴۷ / جشن تکلیف، ص ۸۸ و ۸۹ / داستان هایی از زندگی پیغمبر ما، ص ۱۰۵
۲۹ـ اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، ص ۳۵
۳۰ـ مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۰ و ج ۳، ص ۱۹ / اصول کافی، ج ۲، ص ۴۰۹ / وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۱۴ و ۱۶
۳۱ـ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۸۳
۳۲ـ غلامعلی افروز، روش های پرورش احساس مذهبی (نماز) در کودکان و نوجوانان، ص ۱۹ و ۲۰، به نقل از: عبدالحسین دستغیب، توحید و نبوت در داستان های شهید
۳۳ـ اقامه نماز در دوران کودکی، ص ۳۶
۳۴ـ علی اصغر احمدی، مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری انجمن های اولیا و مربیان کشور، ص ۱۹۴

نویسنده: محمّد رضا مطهری

منبع: ماهنامه معرفت؛ شماره ۴۴

 

بهداشت نوجوانان و نقش والدین و مربیان

 مقدمه

بلوغ در لغت به معنى رسیدگى و پختگى است. باتوجه به تعریف سلامت، بلوغ درابعاد جسمانى، روانى عاطفى، معنوى و اجتماعى و در سنین نوجوانى پى ریزى مى شود. امروزه سلامت نوجوانان به عنوان مطلبى مستقل مطرح مى گردد؛ این امر مخصوصاً از کنفرانس بین المللى جمعیت و توسعه – قاهره ۱۹۹۴ (ICPD) به بعد مورد تاکید ویژه اى قرار گرفته است و هر روز مطلب جدیدى در مورد آن نتوشته و گفته مى شود. شایان ذکر است که برطبق تعریف نوجوانى سنین بین ده تا نوزده سال را شامل مى شود.

چرا بهداشت نوجوانان اهمیت دارد؟

دنیاى امروز، نوجوانان بیشترى نسبت به سایر زمان ها دارد. طبق سرشمارى سال ۱۳۷۵، ۲۵% جمعیت کشور ایران را افراد ۱۹-۱۰سال تشکیل مى دهند. این تعداد افزون بر ۱۶ میلیون نفر جمعیت میباشد.

تاثیر دوره جوانى بر بقیه سال هاى زندگى حیاتى است.

نوجوانى زمان گذر از کودکى به بزرگ سالى و آمادگى براى بزرگ سالى است. نوجوانى زمان اکتساب بارورى، اکتساب خصوصیات عاطفى هیجانى بزرگسالى، زمان کسب هویت فردى و اجتماعى… مى باشد. بلوغ فیزیکى، روانى و عاطفى در نوجوانى متحول شده و ادامه مى یابد. بسیار از مشکلات جسمانى، روانى، اجتماعى و رفتارهاى ناسالم ریشه در زمان نوجوانى دارند. ازدواج هاى ناموفق، حاملگى هاى پرخطر، مرگ و میر ها، عادات و رفتارهاى ناسالم از این زمان شدت مى گیرند. تحقیقات نشان مى دهند که بیشتر افراد سیگارى اولین سیگار را در زمان بلوغ تجربه کرده اند.

نوجوانان آینده سازان جامعه هستند.

نوجوانان کنونى جامعه و دنیاز دهه هاى آینده را اداره خواهند کرد. پس پرداختن به سلامت نوجوانان سرمایه گذارى براى آینده است.

چالش هاى سلامت در این دوران چیست؟

با این که نوجوانى درفرهنگ ها اغلب با جشن و شادى همراه است ولى نوجوانان برداشت خوبى از بلوغ و بزرگ شدن ندارند. یک نظر سنجى از دختران روستایى نشان داد که اکثر دختران نگرش منفى و احساس ترس و نگرانى از بلوغ دارند و اکثراً رفتارهاى ناسالم بهداشتى درباره قاعدگى از خود نشان مى دهند. یافته هاى مطالعه دیگرى نشان داد که حدود ۱۹-۱۶% دختران و ۱۹% پسران، بلوغ را حادثه اى خوشحال کننده و امیدوار کننده مى دانند.

نوجوان تغییراتى در جسم و روح خود احساس مى کند. سئوالاتى براى او مطرح می شود و دچار اضطراب مى گردد. به خود مى گوید این علائم چیست که درمن رخ مى دهد؟ آیا این تغییرات طبیعى است؟ آیا در همه اتفاق مى افتد؟ چه تغییراتى طبیعى هستند؟ من کى ام ؟….. او نیاز به تطابق با این تغییرات دارد.

سئوالات مطرح شده درصداى مشاور سازمان بهزیستى، طیف گسترده اى از این سؤالات را در رابطه با بلوغ و مسایل مربوط به آن نشان داد. انواع و اقسام سئوالات از قبیل شرایط و وضعیت عادات ماهیانه، بیماریهاى عفونى، ایدز، حاملگى و… مطرح شده بود و این امر نشان  دهنده نیاز نوجوان به دانستن و کسب آگاهى از تحولاتى است که درخود و اطرافش مى گذرد.

دردنیا نیمى از نوجوانان درمقابل ایدز و بیماریهاى مقاربتى و حاملگى حفاظت کافى ندارند؛ درمعرض روابط جنسى ناسالم و حفاظت و حمایت نشده، مصرف مواد، بیماریهاى مقاربتى، روابط جنسى فارغ از مسئولیت، حاملگى زودرس، خشونت، شکست در درس و مدرسه و موارد مربوط به سلامت فردى، تغذیه، ورزش… هستند.

از مسائل دیگر آن است که دختران رفتارهاى سلامت مناسبى در ضمن قاعدگى ندارند. عموماً منبع اکتساب اطلاعات آنان،‌ دوستان، کتب و مجلات…. مى باشد؛ به نظر مى رسد که نحوه برداشت افراد جامعه از جنسیت و نقش جنسیتى خود سالم نیست و این امر موجب تظاهرات مختلف، اختلالات سلامت جسمانى، روانى، عاطفى و اجتماعى مى شود.

اولین علت مرگ نوجوانان جراحات و تصادفات است. درمرحله بعدى، خودکشى و قتل قراردارد و سپس تومورها، بیمارى هاى قلبى و ناهنجاری هاى مادرزادى هستند.

پس بصورت خلاصه مى توان نتیجه گرفت که توجه به مقوله بهداشت در این سنین و بخصوص بهداشت بلوغ و بارورى هم اولویت بهداشتى و هم داراى نتایج طولانى مدت براى سرمایه هاى آینده و آینده سازان جوامع است.

توجه داشته باشیم که نوجوان در سنین بلوغ نیاز مبرمى به اطلاعات صحیح در زمینه بدن و سلامت خود دارد. بدیهى است اگر نوجوان اطلاعات صحیح را از منابع سالم دریافت نکند،  اطلاعات خود را از منابع ناسالم کسب خواهد کرد و  در این صورت صدمات طولانى مدت خواهد دید.

نقش والدین، مربیان و اولیاى امور

عدم درک نوجوان از طرف افراد با صلاحیت، باعث سوق پیداکردن نوجوان، به طرف منابع  ناصالح می شود و اغلب زیر بناى رفتارهاى ناهنجار، ‌در بزرگسالى را فراهم مى آورد. نقش حیاتى افراد کلیدى فوق به قرار زیر است:

احترام به نوجوان

ابراز علاقه و محبت به نوجوان، به ترتیبى که نوجوان خود را شایسته دوست داشتن احساس کند درکنار او  و نه درمقابل او بودن دوست بودن با نوجوان به جاى ارباب و دشمن او بودن ایجاد عزت نفس در نوجوان دادن شخصیت به نوجوان به ترتیبى که نوجوان نیاز به نشان دادن خود به طریق رفتارهاى پرخطر و ماجراجویانه نداشته باشد. ممکن است که مصرف مواد مخدر از طرف نوجوان به دلیل دستیابى به احساس استقلال از والدین و مخالفت صریح در مقابل معیارهاى جامعه و مقابله با اضطراب، گوشه گیرى و افسردگى یا پذیرفته شدن از طرف گروه هم سال باشد. فرار از خانه مى تواند یکى از نشانه هاى مهم استرس هاى محیطى برروى نوجوان باشد.عواقب این اقدام بر روى سلامت فرد واضح و روشن است. والدین و اولیاء با حمایت نوجوان مى توانند از این امر جلوگیرى کنند.

حمایت از نوجوان با ایجاد فضایى آرام، پر محبت، به دور از مناقشات و قهر و غضب مشورت با نوجوان به جاى قهر و تحکم، راهنمایى براى انتخاب صحیح.

درک وضعیت بحرانى بلوغ

کمک به هدایت نوجوان، براى عبور از مرحله نوجوانى و پذیرفتن مسئولیت هاى بزرگسالى،‌ نقطه اتکا بودن براى او، پشتیبان او بودن دانش و درک از خصوصیات و شرایط زیستى و فیزیولوژیک بلوغ نوجوان شناخت مسائل و مشکلات و نحوه برخورد صحیح با آن ایجاد اعتماد در نوجوان به ترتیبى که او والدین و افراد ذیصلاح را مورد اعتماد ترین و معتبرترین افراد بداند.

راهنمایى و هدایت نوجوان درانتخاب دوستان مناسب رابطه همدلانه و صمیمانه به جاى تمسخر او در دسترس بودن  براى مشاوره و یارى رساندن به او.

ایجاد سرگرمى سازنده درمنزل و خارج از منزل تشویق براى فعالیت درگروه هاى هم سال ازقبیل فعالیت هاى ورزشى، هنرى، درسى و تحصیلى، تفریحى،‌ آموزشى نظارت بر نیازمندى هاى بهداشت و سلامتى ازقبیل تغذیه، ورزش، رفتارهاى سالم دادن اطلاعات مورد لزوم درباره تصمیمات مهم زندگى از قبیل ازدواج، باردارى، دوستیابى و دانش جنسى و جنسیتى، جایگاه ها، حقوق و احترام افراد جلوگیرى از خشونت و رفتارهاى مخرب، کنترل انگیزه هاى رفتارهاى ناسالم کمک به ایجاد اعتماد به نفس و تحت تاثیر دیگران نبودن، به نحوى که نوجوان توان  تجزیه و تحلیل شرایط و شهامت گفتن «نه» را داشته باشند.

منبع: سایت جوان سالم

آرام کردن نوجوانان

تصویری که امروز از نوجوانتان می بینید با این همه  پرخاشگری و گوشه گیری و رفتارهای نا متعادل، تصویری نیست که سال ها در ذهن خود از او می ساختید. سال‌ها منتظر بوده‌اید که کودکی فرزندتان تمام شود تا نوجوانی و جوانی‌اش را ببینید. اما حالا نه تنها با نوجوانی مواجه می‌شوید که هیچ شباهتی به آنچه در رویا داشتید، ندارد بلکه از برقراری یک ارتباط کلامی ساده هم با شما عاجز است.

کم‌کم کلافه می‌شوید و با کلافگی‌تان اوضاع از آن چه بود هم بدتر می‌شود تا جایی که به بن‌بست واقعی می‌رسید. موقعیت بد و ناامیدکننده‌ای است اما انگار کاری هم برایش نمی‌شود کرد. ما به شما می‌گوییم برای اینکه به آن بن‌بست معروف نرسید، بهتراست ازکدام مسیر بروید؟

والدین محترم، جهان یک کاسه شده است!

در عصر تکنولوژی که انواع متنوع و بی‌شماری از اخبار و اطلاعات با ماهواره و اینترنت درکسری از ثانیه در همه جای دنیا قابل دسترسی است، بچه‌ها هم از قافله عقب نمانده و خیلی وقت‌ها درآگاهی از آخرین اطلاعات از پدر و مادرشان هم جلوتر هستند! فرزند شما می‌داند در کانادا و بلغارستان چه خبراست. از آزادی‌های درست و نادرست موجود برای نوجوانان سرزمین‌های دیگر هم آگاه است و حتی ممکن است خواهان امکانات مدارس آنها باشد؛ بنابراین دائما در حال مقایسه و جست‌ و جو است.

آگاهی نسبی بچه‌ها و به خصوص نوجوانان ازوضعیت زندگی در نقاط دیگر جهان، خیلی وقت‌ها به اختلافات‌شان با پدر و مادرها دامن می‌زند و توقعات ویژه‌ای ایجاد می‌کند که به دلیل موانع اقتصادی، فرهنگی یا شرعی قابل دستیابی نیستند؛ بنابراین خوب است قبل از اینکه در ذهن کودکان و نوجوانان ابرهای زندگی خیالی با الگوی اینترنتی یا ماهواره‌ای واقعیت را به‌ طور کامل بپوشاند، در کنارشان باشید و با حرف زدن درباره واقعیات فرهنگی، شرایط اقتصادی و در کل مختصات زندگی در کشورخودشان، از شکل‌گیری یک شکاف بزرگ جلوگیری کنید.

این صحبت کردن باید عاری از هر نوع تحمیل عقیده و نصیحت بوده و تنها یک تعامل صمیمانه برای نمایش واقعیت برای فرزندان باشد. نکته مهم دیگر اینکه باید صحبت‌ها تداوم داشته باشد و توقع نداشته باشید با یک بار گفت‌ و گو نوجوان‌تان را برای همیشه متحول و سر به راه کنید.

از دنیای بچه‌های‌تان جا نمانید.

برای اینکه بتوانید به فرزندان‌تان نزدیک شوید، یک شرط لازم و مهم وجود دارد و آن هم آشنایی با دنیایی است که آنها در فضایش زندگی می‌کنند. دنیای بازی‌های پلی استیشن، اپلیکیشن‌ها، گروه‌های اجتماعی موبایلی و دنیایی که درآن اینترنت نقش مهمی را بازی می‌کند.

واقعیت این است که ما در شرایط گذار از دنیای سنتی به دنیای مدرن هستیم؛ پس لازم است پدر‌‌‌‌ و مادرها هم خودشان را دائم به‌روز‌رسانی کنند تا وقتی با فرزندان‌شان صحبت می‌کنند، از نظر آنها، بیسواد، سنتی و عقب‌مانده از دنیای جدید به نظر نرسند؛ بنابراین اگر می‌خواهید فرزندان‌تان شما و اظهارنظرهای‌تان را قبول داشته باشند، با عصرتکنولوژی جلو بیایید و حتی گاهی از خودشان برای این کار کمک بگیرید.

برای نمونه وقتی شما دنیای وسیع اپلیکیشن‌ها را بشناسید، دیگر ساعت‌ها مشغولیت نوجوان یا جوان‌تان با این ابزار باعث نمی‌شود فکر کنید که او علاف و بی‌فکر است بلکه احتمالات مثبت دیگری را هم درنظر می‌گیرید و کلا اظهار نظرهای‌تان درست‌تر و سنجیده ترخواهد بود.

تخته‌ای که معجزه می‌کند.

احتمالا برای اکثر شما پیش آمده که نتوانسته‌اید همه حرف‌های‌تان را به پدر، مادر، همسر و حتی فرزندان خود بیان کنید و چه بسیار مشاهده شده که نگفتن همین حرف‌ها و حل نشدن کدورت‌های به ظاهر کوچک، رفته رفته بزرگ و بزرگ‌تر شده تا اینکه به انبار دینامیتی در آستانه انفجار تبدیل می‌شود. حالا خبرخوب این است که تمرین تخته سفید در بهبود روابط خانوادگی و کمک به حل این مشکل به راحتی معجزه می‌کند.

دکتردهقان دراین باره می‌گوید: «در این تمرین هر نفر برای خودش یک تخته سفید دارد و یک تخته سفید نیز در محل اتاق نشیمن خانه گذاشته می‌شود. در طول هفته، هر کس حرف‌ها، درددل‌ها و نکاتی را که نمی‌تواند رو در رو بیان کند، داخل آن می‌نویسد و آنها را به صورت هفتگی در اختیارکسانی که مخاطبش هستند، قرار می‌دهد؛ مسائل مشترک خانوادگی هم در تخته سفید مشترک در اتاق نشیمن بیان می‌شود. این تمرین را از همین هفته در خانه اجرا کنید و از تاثیر فوق‌العاده آن لذت ببرید».

نکته طلایی اینکه به‌ طور کلی نوشتن می‌تواند راه‌حل مناسبی برای تبادل احساسات و حتی بیان اسرار باشد. شما می‌توانید با گذاشتن یادداشت‌های کوچکی برای فرزندان‌تان و جواب خواستن با همین سبک از آنها دریچه تازه‌ای برای ارتباط با آنها باز کنید که خیلی وقت‌ها بهتر از صحبت شفاهی جواب می‌دهد.

وقتی نوجوان «اینترنت باز» است. . .

این روزها گله و نگرانی عده زیادی از والدین، وقت‌گذرانی بیش از اندازه فرزندان‌شان با اینترنت است. به‌ طوری که گفته می‌شود دربعضی از خانواده‌ها زمان گفت‌ و گو بین پدر و مادر با فرزندان به سه دقیقه در روز کاهش پیدا کرده است. محیط جذاب و متنوع اینترنت به صورتی است که گاهی باعث اعتیاد نوجوانان به اینترنت می‌شود و ناگفته پیداست راه‌حل این مشکل هم غرزدن و گله کردن از این وضع نیست.

خوب است استفاده از اینترنت و ماهواره و حتی پلی‌استیشن درخانه «محدودیت زمانی» داشته باشد؛ یعنی قبل از اینکه فرزندتان به این ابزار وابسته شود، از اعتیادش جلوگیری کنید که البته این به تنهایی کافی نیست و برای ساعات فراغت ایجاد شده به دلیل جدایی از اینترنت یا موبایل، باید برنامه داشته باشید. کلاس ورزش، کلاس‌های هنری یا مهارتی که فرزندتان به آن علاقه دارد و حتی انجام فعالیتی مثل غذا و شیرینی پختن یا ساخت وسایل خلاقانه با استفاده از سایت‌های خلاقیت اینترنتی می‌تواند جایگزین خوبی برای اینترنت باشد.

و حالا مصائب شیرین. . .

در سنین نوجوانی امکان دارد فرزند شما به‌ طور طبیعی به جنس مخالف تمایل و علاقه نشان دهد یا حتی به‌ طور جدی و عمیقی خودش را دریک ماجرای عاطفی غرق کند. در چنین وضعیتی گفتن جملات بازدارنده هیچ کمکی نخواهد کرد و بهترین رویکرد این است که قبل از وقوع هرماجرای عاطفی جدی و مهمی به صورت نامحسوس پیام‌های‌تان را درباره عشق و احساساتی از این دست به او برسانید.

مهم‌ترین پیام هم این است که یک: به جنس مخالف احترام بگذار و دو: به او صدمه نزن. باید به نوجوانان آموخت که اگر دوست دارید عشق واقعی را تجربه کنید، ابتدا باید شناخت درستی از دنیای زنانه و مردانه و تفاوت عمیق آنها داشته باشید و خوب است به جای اینکه منتظر بمانید تا فرزندتان در مورد این مسائل، سوالی را مطرح کند، از بهانه‌های مختلف برای صحبت با او دراین موارد استفاده کرده و تفاوت درک و نیازهای دختران و پسران از عشق را برایش توضیح بدهید.

صحبت از اینکه عشق برای پسرها اغلب خالی از رویاپردازی برای ازدواج است اما دختران پسر مورد علاقه‌شان را مرد رویاها تصور کرده و به‌ طور جدی به زندگی با آنها فکر می‌کنند، می‌تواند نگاه واقع‌بینانه‌ای نسبت به رابطه با جنس مخالف را به فرزندان شما بدهد. علاوه بر همه اینها خوب است ارزش زندگی سالم و رعایت بعضی از چارچوب‌های اخلاقی را برای فرزندان‌تان جا انداخته و به خصوص به پسران این باور را بدهید که احترام گذاشتن به کسی که دوستش دارند، بدون اینکه به او نگاه «صرفا جنسی» داشته باشند، از ضعف یک مرد نیست بلکه نشانه درک درست او از یک رابطه انسانی و عاطفی سالم و قابل احترام است.

رفتار با نوجوانان

در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها به‌ طور جدی می‌خواهند نشان دهند که دیگر بزرگ شده‌اند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات بین والدین و فرزندان درنوجوانی، پرخاشگری و خشم فرزندان است که شاید باورنکنید اما جلوگیری ازآن راه‌حل ساده‌ای دارد؛ راه‌حل این است که دستگاه «تولید خشم »را از برق بیرون بکشید! شاید بگویید این دیگرچه حرفی است. خب اجازه بدهید کمی توضیح بدهیم:

مقایسه مداوم فرزندان آن هم از کودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های مهد کودک‌شان باعث می‌شود که آنها در نوجوانی با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدر و مادر با آنها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند، احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد؛ احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است؛ بنابراین به جای مقایسه فرزندان‌تان با بقیه، به استعدادهای آنها و علایق‌شان توجه کرده و احترام بگذارید. با این کار اعتماد به نفس فرزندان‌تان رشد کرده و تقویت آنها در مسیری که دوست دارند، باعث شکوفایی‌شان می‌شود؛ در نتیجه با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌های‌شان، احساس برتری و سرآمد بودن کرده و در نوجوانی استرس کمتری را تجربه می‌کنند. همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.

استقلال کنترل شده، واقعیت یا فریب؟

دکتر دهقان درباره استقلال‌طلبی نوجوانان که یکی از پررنگ‌ترین نشانه‌های گذر آنها از دوران کودکی به نوجوانی است، می‌گوید: «در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها در خانواده‌ها به‌ طور جدی می‌خواهند به پدر و مادر نشان دهند که دیگر بزرگ شده‌اند و می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند و رفتار کنند اما در طرف مقابل پدر و مادر‌ها هستند که دوست دارند فکر کنند آنها هنوز کوچک هستند و باید به اصطلاح «استقلال کنترل شده»داشته باشند که اغلب مشاهده می‌شود که این«استقلال کنترل شده» هم در حد حرف باقی می‌ماند. در واقع منافع هر دو دسته در این است که این طور فکر کرده و رفتار کنند؛ بنابراین تضاد شدیدی ایجاد می‌شود که در پاره‌ای از موارد به دوری فرزندان از خانواده و انجام رفتارهای مخفیانه در آنها می‌انجامد.

حالا راه‌حل چیست؟

پیشنهاد می‌شود که خانواده‌ها با فرزندان‌شان به صورت دوستانه در خصوص «تمام مسائل» صحبت کنند و تا حدی صمیمی باشند که فرزندان پدر و مادر خود را به عنوان محرم‌ترین دوست و بزرگ‌ترین حامی قلمداد کنند. در واقع با این کار، فرزندان دغدغه‌های پدر و مادر را بهتر درک می‌کنند و در طرف دیگر، خانواده حس آزادی و استقلال فرزند خود را که یک حس ذاتی و طبیعی در اوست، بیشتر باور کرده و یک تعادل منطقی و عملی بین این دو حالت برقرار می‌شود».

با توجه به آنچه گفته شد، توصیه طلایی به والدین این است که اگر می‌خواهید فرزندتان در زندگی خود اشتباهات بزرگی نکند، آزادی منطقی را در تصمیم‌گیری و رفتار به او بدهید و همیشه از دور در نقش یک حامی مراقبش باشید؛ به بیان دیگر، در مسیر زندگی فرزندان‌تان، نقش گاردریل و محافظ را در جاده زندگی بازی کنید و نخواهید که یکسره فرمان زندگی‌شان را در دست داشته باشید.

منبع: مجله زندگی ایده آل/برترین ها؛ گفت و گو با دکتر نصیر دهقان، پزشک، نویسنده و مدرس مهارت‌های زندگی(با اندکی تغییر)

ویژگى‌هاى دوران نوجوانى و جوانى

 از آن جا که تربیت نوجوانان و جوانان، از اهمیت بسیار زیادى برخوردار است، براى آن که بتوانیم بهتر به این امر خطیر بپردازیم باید در ابتدا به خصوصیات این دوران واقف گردیم. بعضى از خصوصیات این دوران عبارتند از: خصوصیات عاطفى و خصوصیات اجتماعى که در ادامه به طور تفصیلى به بررسى هر یک مى پردازیم.

خصوصیات عاطفى

کودک با ورود به سن بلوغ و نوجوانى، روح و روانش در کنار تغییرات زیستى و هورمونى، دچار تلاطم گشته، روحیات و عواطف او ویژگى‌هاى تازه اى پیدا مى کند که بعضى از آن ویژگى ها عبارتند از:

۱- حساسیت

نوجوان به دلیل این که در دوران بحران به سر مى برد، از حساسیت خاصى برخوردار است. در برابر هر برخورد ما با او، عکس العمل نشان مى دهد. گاهى در مقابل انتقادها، داد و فریاد مى کند. درها را به هم مى زند و یا اشیاء را پرتاب مى کند.

۲- سرگردانى

یکى دیگر از ویژگى‌هاى عاطفى این دوران این است که فرد دچار سرگردانى مى شود چون بین ارزش‌هاى حاکم در مدرسه، خانواده و اجتماع هماهنگى نمى یابد و مشاهده مى کند که هر یک از آنان، ارزش‌هاى متفاوتى ارائه مى دهند، بنابر این در این که کدام ارزش را بپذیرد، دچار سرگردانى مى شود.

۳- هیجان‌هاى درونى

نوجوان گاه نسبت به بزرگسالان، بى اعتماد و بى اعتناست و گاه با اعتماد که این نوسانات، از هیجانات درونى او سرچشمه مى گیرد.

۴- تنوّع خصلت‌هاى رفتارى

اعمال نوجوان و جوان داراى پختگى نبوده و در حال تغییر و دگرگونى است و دائماً رنگ عوض مى کند. براى مثال گاهى زرنگ است و گاهى تنبلى مى کند.

۵- عدم اطمینان به بزرگترها

او در مطرح نمودن مشکلات عاطفى و رفتارى خود، به نوعى نسبت به بزرگترها، احساس بى اعتمادى مى کند زیرا مى ترسد آنچه را او با آن ها در میان مى گذارد، با دیگران مطرح کنند و رازش را بر ملا سازند.

۶- احساس نگرانى در برخورد با واقعیات

او در برخورد با مسائل مى کوشد از رویارویى با واقعیات بگریزد و این به آن سبب است که دلیل و منطق در او ضعیف است و عقل و برهان، در او تحت الشعاع دیگر خصوصیات (مانند غرور، احساسات و عواطف) وى مى باشد. البته این ویژگى در پسرها بیشتر به چشم مى خورد.

۷- احساس ناکامى و ناتوانى

گاهى نوجوان احساس مى کند آنچه را که از او مى خواهند، نمى تواند انجام دهد. این ویژگى در دخترها بیشتر دیده مى شود زیرا آنان زودتر از پسرها به بلوغ عقلى مى رسند.

۸- تلاش براى استقلال خود در زمینه‌هاى عاطفى

کودک در دوران دبستان، هر چه اولیاء مدرسه بگویند مى پذیرد و آن ها را انجام مى دهد امّا در دوران راهنمایى و متوسطه از دستورات مدرسه، احساس کدورت و تنفّر مى کند و گاهى عملى خلاف مقررات انجام مى دهد؛ چون مى خواهد ثابت کند که به استقلال رسیده است.

۹- علاقه به دوستى با همسالان

بشر در تمام مراحل زندگى خویش همواره نیازمند دوستى با دیگران است؛ نوجوانان و جوانان نیز در این سنین، به گروه همسالان، علاقه بیشترى پیدا مى کنند، با آنان روابطى دوستانه و صمیمانه برقرار مى سازند و دوست دارند بیشتر اوقاتشان را با آنان بگذرانند. گاه، این علاقه و دوستى تا مرحله عشق ورزیدن پیش مى رود: آن ها به همسالان خود پناه مى برند، چون مشکلاتى مشابه دارند، با یکدیگر انس مى گیرند و بلکه رفتارشان نیز در یکدیگر تأثیر مى گذارد.

بنابر این انتخاب دوست در این دوران، از اهمیت زیادى برخوردار است. چه این که سعادت و خوشبختى نیز در معاشرت و دوستى با مردم بزرگوار است. پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «سعادتمند ترین مردم کسى است که با مردم بزرگوار معاشرت و دوستى نماید».[۱] لذا لازم است والدین در انتخاب دوست و حدود دوستى فرزندان خود را یارى نمایند.

توصیه اى که مى توان در این باره به والدین نمود، این است که نباید احساسات فرد را در این سنین، نسبت به دوستانش لکه دار کرد. گو این که استفاده مثبت از دوستان او در حل مشکلات، کمک بسیار خوبى نیز مى تواند باشد. امام على(علیه السلام) از چنین روشى براى نجات کودکى که مى خواست خودش را از پشت بام پرت کند، استفاده کرد و فرمود: بروید یکى از همسالان و همبازى‌هاى او را بیاورید تا بسوى او باز آید و از پرت شدن نجات یابد.

۱۰- عدم کنترل رفتار، هنگام خشم

حساسیت نوجوان و جوان نسبت به مسائل ناخوشایند روح و روانش، باعث خشمگین شدن وى مى شود. خشم او بگونه اى است که قادر به کنترل آن نمى باشد؛ بنابر این اطرافیان باید با آرامش خویش، از خشم او بکاهند تا او بتواند از این بحران خارج شود و این دوران را پشت سر گذارد.

۱۱- علاقه به محیط مساعد براى رشد ذهنى

نوجوان و جوان به دنبال محیطى مى گردد تا در آن محیط رشد ذهنى یابد و خلاقیت خویش را نشان دهد و رفتارش مورد تأیید قرار گیرد.

۱۲- حبّ ذات

تمام موجودات عالم هستى یک ویژگى مشترک، به نام حبّ ذات دارند؛ یعنى خودشان را دوست دارند و اگر چیزى قصد آسیب رساندن به ذاتشان را نماید، از خود عکس العمل نشان مى دهند و دفاع مى کنند. انسان نیز چنین است و از کودکى دارى این صفت است. توجّه به این نکته در تربیت و ساختن و بازسازى کودکان و نوجوانان و جوانان بسیار مهم است؛ بنابراین، کتک زدن براى تربیت به هیچ وجه مؤثّر نیست و نیز لعن و نفرین به آنان، سودى نخواهد بخشید. چون مخالف «حب ذات» است.

خلاصه کلام این که اگر بخواهیم از ابزارى استفاده کنیم که در متربى مؤثّر باشد، باید در «حبّ ذات» او تأثیر بخشد. مثلاً تشویق و عاطفه با حبّ ذات همگون است ولى تنبیه و خشونت با حبّ ذات، ناهمگون. البته آنچه نباید از نظر دور داشت این است که حبّ ذات در بعد مادّى و معنوى براى افرادى که نارسایى روحى دارند، اثر منفى خواهد داشت. مانند سادیسم که فرد، حبّ به ذات خود دارد امّا به دلیل همان حبّ ذات، دیگران را آزار مى دهد، هر چند در این صورت هم برخورد با آنان نباید مخالف با حبّ به ذات باشد.

خصوصیات اجتماعى

ویژگى‌هاى اجتماعى نیز مانند خصوصیات عاطفى در نوجوان و جوان رشد کرده و مراحل تازه اى را ایجاد مى نماید که بعضى از آن ها عبارتند از:

۱- مرحله الگوپذیرى و تقلید

غریزه تقلید، یک غریزه نیرومند است که از آغاز دوره کودکى شروع مى شود و در سنین پنج تا شش سالگى به اوج خود مى رسد. کودک در این سن علاوه بر تقلید خوردن، لباس پوشیدن و …. حالات روانى را نیز تقلید مى کند. براى مثال ترسو بودن یا شجاعت مادر (یا هر کسى که مورد تقلید اوست) در او اثر مى گذارد. به پدران و مادران باید سفارش کرد که در برابر کودکان مواظب اعمال و حرکات خود باشند. یک آینه، تا هنگامى که کسى در مقابلش ایستاده است، تصویر را نشان مى دهد؛ امّا ذهن انسان قویتر از آینه است و با از بین رفتن فرد، باز هم تصویر او باقى است.

مربیان و والدین در این امر تأثیر بسزائى دارند. چرا که این غریزه در دوران نوجوانى نیز به فعالیت خود ادامه مى دهد و نوجوان علاوه بر مربیان و والدین خود، به حدّ زیادى به تقلید از همسالان خویش متمایل مى شود.

مرحله تقلید در نوجوان از سن دوازده سالگى آغاز مى شود. او از همکلاس‌هاى ویژه (از نظر درسى و اخلاقى مانند شلوغ کردن یا منظم بودن) تقلید مى کند. این ویژگى بیشتر در پسران به چشم مى خورد.

آنچه که در این مرحله باید به آن توجّه نمود، انواع تقلید است که گاهى کورکورانه است و گاهى آگاهانه. در تقلید کورکورانه، مقلّد از هر عمل مضرّ یا غیر مضرّ بطور ناآگاهانه پیروى مى کند؛ امّا در تقلید آگاهانه شخص مقلّد، نکات مثبت اعمال مقلّد را انتخاب نموده و از آن پیروى مى کند و اعمال ناشایست را تشخیص داده، کنار گذارده و تقلید نمى کند.

از این رو والدین (و مربیان) باید نوجوانان و جوانان را آگاه سازند که در مسائل زندگى کورکورانه تقلید ننمایند؛ زیرا چنین تقلیدى باعث نابودى مى شود.[۲]

۲- افتخار به شخصیت

تشخّص طلبى یکى از تمایلات غریزى بشر است و در نسل جوان بسیار قوى و نیرومند است. نوجوان به نوع لباس، نوع آرایش مو و نوع واکنشهایش در برخورد ها افتخار مى کند و به اصطلاح در جمع همسالان خود «قیافه» مى گیرد. او به ابراز شخصیت و خود نمایى مى پردازد؛ او مى خواهد بفهماند که من هم بزرگ شده ام. در این راستا، والدین با برخورد مناسب و هدایت او در انتخاب لباس‌هاى مناسب و نوع برخوردهایش ضمن احترام به شخصیت وى، مى توانند او را در مسیر صحیح هدایت کنند.

۳- میل به آزادى

یکى از تمایلات و خصیصه هایى که در این دوران شدّت مى یابد، میل به آزادى بى حدّ و حصر و بى قید و شرط است. مقررات اجتماعى را سد راه ارضاء تمایلات خویش به حساب مى آورد. از آن جا که آزادى‌هاى بى قید و شرط موجب انحراف و بروز مشکلات خواهد شد، باید با روش‌هاى صحیح و با صحبت‌هاى دوستانه کنترل شود.

۴- مرحله اطاعت

این مرحله از اوّل راهنمایى آغاز مى شود. این صفت در این سنین بیشتر در میان دختران به چشم مى خورد. آنان بگونه اى مطیع مى شوند که دیگران تصوّر مى کنند خجالتى هستند. البتّه در این مواقع باید مراقب بودکه این اطاعت در غیاب ما چگونه است.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . اَسعَدُ الناسِ مَن خالَطَ کِرامَ الناسِ؛ بحارالانوار، ج۱۵، ص ۵۱

[۲]. البته تقلید در مسائل فرعى دینى هم وجود دارد و لزومى ندارد که چنین تقلیدى آگاهانه باشد زیرا در صورت آگاهى دیگر نمى توان تقلید کرد. به چنین تقلیدى، تقلید کور کورانه نیز اطلاق نمى شود زیرا در ابتدا با استفاده از عقل و با مشورت با افراد آگاه و خبره، مجتهد داراى شرایط انتخاب مى شود.

منبع: مجید اسماعیلی، با اندکی تلخیص از کتاب والدین و تربیت نسل جوان، ص ۱۳ – ۲۱

تربیت کودک از تولد تا نوجوانى

 تربیت بچه‌ها، وظیفه‌اى براى والدین است و همه آنها مى خواهند به خوبى از عهده این کار برآیند. یکى از بزرگترین نگرانى هاى والدین، این است که فکر مى کنند فرزندشان دارد بد بار مى آید، چون اصلاً به حرف آنها گوش نمى کند و هر کارى خودش دوست دارد انجام مى دهد. در واقع این سئوال مشترک بیشتر والدین است که مى خواهند بدانند: اگر من به فرزندم اجازه بدهم که هرکارى خواست انجام بدهد، بد تربیت مى شود؟ و اغلب دوستان و خویشاوندان شما جواب مى دهند: اگر هر وقت کودک شما گریه مى کند، به سراغ او بروید، قطعاً بی ادب خواهد شد! اما تربیت غلط واقعاً به چه معناست؟ بیشتر مردم عقیده دارند بچه هایى که خودخواه، بى ملاحظه، سهل‌انگار هستند و هر لحظه درخواست جدیدى دارند، بچه هاى بی ادبى هستند.

در اینجا مى خواهیم به این موارد اشاره کنیم که چطور فرزندانمان را تشویق کنیم به جاى این که خودخواه باشند، اعتماد به نفس داشته باشند؛ به جاى اینکه همیشه ما آنها را تحت کنترل قرار دهیم، با ما همکارى کنند و به جاى این که همیشه چیزى از ما بخواهند، کمى ملاحظه کار باشند. بیشتر مردم عقیده دارند توجه نشان دادن سریع به کودکى که گریه مى کند، او را به گریه بیشتر تشویق مى کند، در واقع این یک باور قدیمى است. البته گریه کودکان همیشه دلیل خاصى دارد.کودکان نمى توانند وقتى گرسنه مى شوند خودشان غذا بخورند و یا وقتى درد دارند خود را آرام سازند، آنها به کمک والدین خود نیازمندند؛  بنابراین با گریه کردن به آنها اعلام مى دارند که به کمکشان نیاز دارند. شما نمى توانید گریه کردن کودکان را عاملى براى بد بارآمدن آنها بدانید، بلکه  توجه سریع نشان دادن به کودکان به آنها احساس آرامش مى دهد.

گاهی والدین فکر مى کنند فرزندان آنها رفتار غیرطبیعى و نامناسبى دارند، درحالى که رفتار کودکان با توجه به سن آنها باید مدنظر قرار گیرد، براى مثال رفتار کودک که اسباب بازی هایش را به اطـــراف پرت مى کند، غیرطبیعى نیست. این کار ممکن است ما را عصبانى کند و براى ما خوشایند نباشد، اما بدان معنی نیست که کودک بى ادب شده است. براى کودک در فاصله سنى ۱۴ تا ۲۰ ماهگى تنها نه گفتن و یا سر او فریاد کشیدن کافى نیست.

بدین گونه ارتباطى میان شما و او ایجاد نمى شود. گاه نه گفتن شما باید با نگاه خشمگینانه یا چهره عصبانى همراه باشد. در واقع ارتباط غیرکلامى بسیار مهم است. بسیارى از مشکلات از ناحیه کودکانى ایجاد مى شود که نمى دانند چه رفتارى مناسب است. پدرومادر محدودیت هاى آنها را کاملاً مشخص نمى کنند و یا قواعد و مقررات را آن طور که باید به کودک انتقال نمى دهند و یا به صورت ناخودآگاه چنان محدودیت های زیادى قائل مى شوند که کودک مى بیند بخش اعظم رفتارش مورد سرزنش قرار دارد و در این شرایط بسیار طبیعی است که ناراحت شود.

شما هر اندازه فرزندتان را دوست داشته باشید، گه گاه عصبانى مى شوید و خونسردى خود را از دست مى دهید. در واقع کودکان در عصبانی کردن پدرومادر خود استادند، ولى شما نباید آرامش خود را ازدست بدهید و زود از کوره دربروید، بلکه باید با رفتارى صحیح کودک را به انجام کارهاى درست ترغیب سازید.

آموختن نظم و تـرتیب اولیه

بدون تردید بـــزرگترین مشکل والدین با کودکان نوپا، وادار کردن آنها به همکارى و تشریک مساعى است. وقتى کودکان شیطنت مى کنند، شما چه کار مى کنید و چگونه به آنها می گویید که نباید بچه هاى کوچکتر را کتک بزنند. بچه ها باید بتوانند حدو حدود خود را تشخیص بدهند و بدانند که محدودیت هایى در کار است و نباید سر دیگران داد بکشند، به آنها ناسزا بگویند و هــر کارى بخواهند انجام دهند. شما برای این که در این راه کودک خود را کمک کنید نباید حتماً با داد و بیداد، خشـــونت و یا کتک او را ادب کنید؛ بلکه معناى واقعـــى ادب کردن ، آمــــوختن و درس دادن است؛ یعنى این که به فـــرزند خود بیاموزید راه بهترى انتخاب کند.

ایجاد اعتماد

تربیت کودک از روز تولد او شروع مى شود. رابطه عاطفى و سرشار از عشق و محبت با کودک است که به ما امکان مى دهد او را در جهت رفتار معقول هدایت کنیم. شما وقتى نیازهاى اولیه کودکان رابرآورده مى سازید، اعتماد و اطمینانى براى آنان ایجاد مى کنید؛ رابطه اى مبتنى بر اعتماد و اطمینان که کودک را به این نتیجه مى رساند که شما صلاح او را می خواهید. در واقع پدرومادر به سه طریق مى توانند به فرزندان خود آموزش دهند:

۱. پـرت کردن حواس کودک

شما می توانید حواس کودک را از کارى که مى کند پرت کنید. مثلاً اگر او ابراز ناراحتى مى کند، مى توانید او را در آغوش بکشید و از اتاق بیرون ببرید و یا مى توانید به اویک اسباب بازى بدهید. بچه ها خیلى زود فراموش مى کنند که چه مى کردند و خیلى زود به شادى دوباره مى رسند. به این صورت شما مى توانید با پرت کردن حواس کودک، مانع رفتار قبلى او شوید.

۲. هدایت دوباره

براى پرت کردن حواس کودکان نوپا از این روش استفاده کنید.از آنجا که کودک هنوز از توان و مهارت کلامى مطلوب برخوردارنیست، باید آنها را هدایت کنید. البته نه این که آنها را متوقف سازید، بلکه در جهت کار آنها حرکت کنید. مثلاً فرض کنید کودک شما دستش را به سمت ظرف شیرینى دراز مى کند و جیغ مى کشد. اگر شما نمى خواهید به او شیرینى بدهید، می توانید خوردنى دیگرى به او بدهید که از آن استقبال کند. با این رفتار شما در واقع به او مى گویید: می دانم که گرسنه ای، مى توانم کمکت کنم، اما نمى توانم دقیقاً آن چیزى را که مى خواهى به تو بدهم .

۳. گفتگوى آموزنده

از دوران طفولیت تا زمانى که کودک به مدرسه مى رود، مهارت های فکرى و جسمانى او افزایش مى یابد و زمانى فرا مى رسد که کودکان دقیقاً مى دانند چه مى خواهند و حاضر نیستند که به راحتى از خواسته هایشان بگذرند. ما باید به آنها بیاموزیم چگونه از چیزى که به نفعشان نیست، دست بکشند و رفتارشان را تغییر دهند و نظم و انضباط را نیز رعایت کنند. هنگام طفولیت، وقتى فرزندمان گریه می کند، بلافاصله بغلش مى کنیم و خواسته هایش را برآورده می سازیم، اما وقتى کودکان بزرگتر مى شوند، باید به آنها یاد بدهیم که رفتارشان را کنترل کنند.

لحن قاطع اما با محبـت

شما باید به فرزند خود کمک کنید تا خواسته ها و نیازهایش را بشناسد و به گونه اى صحیح خواسته هاى خود را برآورده سازد. آموختن انضباط براى راحتى پدرومادرو یا حفظ آرامش نیست، هرچند به این امر نیز کمک مى کند. هدف این است، که مهارت های فرزندتان را افزایش دهید.

اصـلاح اشتباهات

اشتباه کردن بخشى از زندگى است و شما یکى از بزرگترین کمک هایى که مى توانید به فرزندتان بکنید، این است که به او بگویید مى تواند اشتباه کند و اشکالى ندارد، به شرط آنکه در مقام اصلاح اشتباهش برآید.

به رفتار خـودتان تـوجه کنیـد

گاهى اوقات لازم است ابتدا مشکلى را که در وجود خودمان است، برطرف کنیم.اگر ما براى حل مشکل فرزندمان او را کتک مى زنیم، نمی توانیم از او انتظار داشته باشیم که براى رسیدن به خواسته خود سایر بچه ها را کتک نزند!

توجه کم مى تواند باعث بـدرفتارى در کودکان شود

این درست است که بچه ها گاهى رفتار بسیار ناخوشایندى دارند، زیرا آنها هنوز مهارت هاى خود را توسعه نداده اند، و نمى توانند ارتباط درستى با بزرگترها برقرار کنند، ولى در این خصوص ممکن است خود والدین نیز مقصر باشند، بدین صورت که بى توجهی والدین به فرزندان خود، گاه سبب بروز رفتار نادرست کودکان است. کودکانى که والدین شان به آنها توجه کافى ندارند، سعی مى کنند با بدرفتاری، توجه والدین را به خود جلب کنند.

براى مثال، جیغ و داد راه مى اندازند، اشیا را به اطراف پرت مى کنند و… این رفتار ممکن است براى والدین قابل قبول نباشد، زیرا کودکان مى خواهند توجه آنها را به خود جلب کنند، حتى اگر این جلب توجه به قیمت ایجاد عصبانیت براى والدین شان باشد. در واقع، حتى اگر والدین با کودکان خود با عصبانیت نیز رفتار کنند، بهتر از آن است که هیچ توجهى به آنان نداشته باشند. اگر شما در باره نحوه تربیت کودک خود نگران هستید، می توانید به سوالات زیر پاسخ دهید:

۱ـ آیا شما تا به حال به کودک خود گفته اید که دقیقاَ چه کارهایى را باید انجام دهد و چه کارهایى را نباید انجام دهد؟

۲ـ آیا وقتى فرزندتان کار خوبى انجام مى دهد او را تشویق مى کنید؟

۳ـ آیا وقت کافى به کودک خود اختصاص مى دهید؟

والدینی که بیشتر به رفتار بد فرزندان خود توجه مى کنند، باید سعی کنند که رفتار خوب آنان را نیز در نظر بگیرند و آنها را تشویق کنند، براى مثال وقتى فرزندتان به خواندن کتاب توجه نشان می دهد، او را تحسین کنید و به او بگویید: آفرین! چقدر خوب است. که از این کتاب خوشت آمده یا اینکه وقتى کودک از عهده کارى به خوبى برمى آید، بگویید: تو پشتکار خوبى دارى و یا وقتى اسباب بازى هایش را مرتب مى کند او را تشویق کنید.

توجه زیاد نتیجه منفى دارد

بعضى اوقات رفتار غلط کودکان در نتیجه توجه زیاد والدین به آنهاست. براى مثال، کودکان در سنین پیش دبستانى خودشان می توانند لباس هایشان را عوض کنند، موهایشان را شانه بزنند و یا اسباب بازى هاى خود را مرتب کنند. انجام این کارها باعث رشد استقلال در کودکان مى شود و بدین ترتیب آنها احساس می کنند که مى توانند از عهده انجام وظایف خود برآیند. در واقع، والدینى که بیش از حد در انجام کارهاى فرزندانشان به آنها کمک مى کنند، مانع پرورش حس استقلال کودک مى شوند و بدین ترتیب فرزندان نیز یاد مى گیرند که هر روز درخواست تازه اى از والدین خود داشته باشند، درحالى که والدین آگاه به فرزندانشان یاد مى دهند که انجام وظایف شان را به عهده بگیرند.

اختیار دادن بیش از حد به کودک مى تواند باعث بدرفتارى او شود.

برخی از والدین به کودک اجازه مى دهند هرکارى مى خواهد انجام دهد، به این علت که:

گاهی والدین براى جلوگیرى از دعوا و نزاع اینگونه رفتار مى کنند،عده اى هم عقیده دارند فرزندانشان به هیچ وجه نباید ناراحت شوند،زیرا گمان می کنند که کودکان ناراحت به معناى والدین ناآگاه هستند و عده اى دیگر نیز از این واهمه دارند که اگر فرزندان خود را بیازارند،آنها دیگر علاقه اى به والدین خود نخواهندداشت؛درحالیکه کودکان بوجود محدودیت وقانونمندى در امور نیاز دارند.

والدین خـوب نحـوه رفتار صحیح با کودک را مى دانند

والدین آگاه مى دانند در هر سنى باید چه توقعى از فرزند خود داشته باشند، تا چه اندازه در انجام کارها به او کمک کنند، چطور به او توجه کنند، چگونه رفتار قانونمند را به او بیاموزند و تا چه میزان براى او ،محدودیت قائل شوند. ممکن است شما در انجام این امور دچار خطاشوید، ولى آنچه مهم است این است که به اشتباه خود پی ببرید و درصدد اصلاح آن برآیید.شما باید نسبت به فرزند خود صبور باشید،در واقع با رعایت این نکات شما به کودک خود کمک مى کنید تا فردى خوش خلق، مسئول و مستقل بار بیاید.

والدین قاطع

والدین قاطع و سخت گیر اغلب کـــودکانى انعطاف پذیر دارند، زیرا رفتار این گونه والدین، با وجود خشونت، قابل پیش بینی است؛ بنابراین فرزندانشان دقیقاً مى دانند که باید از چه قوانینى پیروى کنند و چگـــونه خود را با رفتار آنها تطبیق دهند تا دچار دردسر نشوند، در نتیجه این دسته از کودکان به ندرت تنبیه مى شـــوند، به علاوه آنها مى دانند که براى والدین شان مهـــم هستند و پدر و مادر به آنها عشق مـــی ورزند، چون آنها این نکته را به فـــرزندانشان نشان مــى دهند. در نتیجه در کنار قـــوانین خشک، محبت بى قید و شرط هم وجود دارد.

والـدیـن مستـبــد

والدین مستبد تقریبا همیشه در برخورد با فرزندان خودعصبانى هستند.خیلی اوقات عصبانیت آنها هیچ ربطى به رفتار کودکان ندارد و اغلب تنش هاى خود را با تنبیه و تحقیر فرزندانشان آرام می سازند. تحقیر و تنبیه بیش از اندازه والدین بر بعضى کودکان تاثیر مخربى دارد و باعث مى شود تا آنها ناخودآگاه در آینده همان گونه که به آنان نسبت داده شده است، افرادى شرور و خرابکار شوند. پایه روابط در این خانواده ها براساس اعمال زور و ترس بنا شده است. کودکان فقط باید همان کارى را انجام دهند که به آنها گفته مى شود و در غیر این صورت، احتمالاً تنبیه بدنی مى شوند.

والدیـن سهل‌گیـر

والدین سهل گیر بسیار فراوان اند. این نوع والدین به کودک خود اجازه مى دهند هر کارى دوست دارد، انجام دهد و در واقع فکر مى کنند با این کار مى توانند محبت و علاقه خود را به او نشان دهند، درحالی که یکى از موارد مهم در تربیت کودکان این است که آنها با محدودیت ها و قوانین آشنا شوند و پدرومادر نخستین افرادی هستند که باید این قوانین را به فرزندان خود آموزش دهند. کودکان باید یاد بگیرند که اجازه ندارند هر کارى را بخواهند انجام دهند و در واقع آموزش این موارد به کودک از علاقه ما به او چیزى نمى کاهد.

قـبـول مسئـولیت

براى آن که کودک کم کم احساس مسئولیت کند، بهتر است در کارهاى خانه از او کمک بخواهید، به این ترتیب او یاد مى گیرد که به عنوان عضوى از خانواده باید کارهایى انجام دهد و مسئولیت بسیارى از امور را بر عهده گیرد. افرادى که در کودکى و نوجوانى کارهاى خانه را با رضایت کامل و به خوبى انجام مى دهند، در بزرگسالى نیز مى توانند به خوبى از عهده مسئولیت هاى خودبرآیند.

شما می توانید از ۱۸ ماهگى تا ۲ سالگى وظایف سبکى را به عهده فرزند خود قرار دهید و به او آموزش دهید چگونه کارهای شخصى خود را انجام دهد. مثلاً در ۳ سالگى مى تواند همیشه در چیدن میز به شما کمک کند. سعى کنید به تدریج مسئولیت هاى او را اضافه کنید و در موقع لزوم به او خاطر نشان سازید که باید چه کار کند و اگر درست کارش را انجام دهد تشویقش کنید.

کـلام آخر

شما باید علاوه بر آن که کودکان خود را ملزم به رعایت قوانین و مقررات می کنید به آنها آزادى عمل دهید تا عزت نفس بیابند و بتوانند خود را باور کنند. بدین ترتیب کودکان مى توانند جنبه های منحصر به فرد خود را درک کنند و به امکانات بالقوه خود برسند. کودکان باید اجازه داشته باشند اشتباه کنند، اما در مقام اصلاح خود برآیند و از اشتباهاتشان درس بگیرند تا به موفقیت بیشترى برسند. شما باید بتوانید بهترین مربى براى فرزندان خود باشید، زیرا آنها به والدینى احتیاج دارند که بیشترین تلاش خود را مى کنند و مسئولیت اشتباهاتشان را نیز مى پذیرند.

فاطمه اسلامیه

منبع: روزنامه اطلاعات

تربیت نوجوان از دیدگاه اسلام

از نظر اسلام دوران نوجوانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در این دوران، شخصیت فردی و اجتماعی نوجوانان پایه‌ریزی می شود. روش تربیتی اسلام بر این امر تأکید دارد که نوجوان این دوران را با معرفت و پاکی سپری کند؛ زیرا در این دوران تغییرات عمومی بدن و تأثیرات روانی، آن چنان سریع و همه جانبه است که او را دچار تشویش و نگرانی و برخوردها و ارتباط‌ هایش با اطرافیان و خانواده را د‏چار مشکل می کند. از این رو، در این زمان است که او شدیداً نیاز به محبت دارد و در پی یافتن یک نقطه ی اتکای روانی و روحی است و دوست دارد دیگران به شخصیت اش احترام بگذارند و او را مورد توجه قرار دهند.
به همین مناسبت است که پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن بیان مراحل تربیت به سه مرحله ی هفت ساله(از تولد تا هفت سالگی، از هفت تا چهارده ‏سالگی و از چهارده سالگی به بالا)، به والدین و مربیان سفارش می فرماید که در هفت سال سوم زندگی مقدماتی انسان(که همان دوران بلوغ و نوجوانی است) به او به عنوان یک شخصیت بزرگ سال بنگرند و به او اعتماد نمایند و در کارها با وی مشورت کنند و به نظراو احترام بگذارند و به او مسئولیت دهند تا شخصیت اش شکوفا گردد.(۱)
از دیدگاه اسلام، انسان چون به سن بلوغ برسد، مکلف است و در قبال اعمال و رفتارش، چه مثبت و چه منفی، مسئول است درگذشته نیز بعضی از علما، با برگزاری مراسم باشکوهی دوران بلوغ و تکلیف نوجوانانشان را جشن می گرفتند و آنها را آگاه می ساختند که این مرحله از زندگی شان سرآغاز حیات با ارزش و جدیدی است که همانند سایر بزرگسالان رشد یافته اند و مورد خطاب خداوند قرار می گیرند مسئولیت پیدا می کنند و باید خود تصمیم بگیرند و در رفت و آمدها، نشست و برخاست ها و ارتباط با دیگران حریم و حدود الهی را رعایت کنند؛ و بدین سان با آنها به عنوان یک شخصیت رشد یافته، رفتار می کردند. همین امر باعث پرورش رشد روحی و روانی آنها و آمادگی برای پذیرفتن وظایف مهم و اساسی زندگی آینده می شد.
سید ابن طاووس(یکی از برجسته ترین علمای قرن ششم هجری) درباره ی دوران بلوغ و تکلیف فرزندش خطاب به وی می گوید:
اگر من با مراحم و عنایاتی که خداوند مرحمت فرموده زنده بمانم، روز تشرف تو را به سن تکلیف(بلوغ) عید قرار می دهم و ۱۵۰دینار صدقه خواهم داد. اگر بلوغ تو فرا رسد، با این کار به خدمت حضرتش قیام خواهم کرد، زیرا مال از اوست و من و تو بنده ی او هستیم. پس ای فرزند(محمد) به یاد عظمت مقام و کمال و بخشندگی حضرتش باش که در این هنگام به تو اهمیت داده و فرشتگانش را به سوی تو فرستاده تا اعمال عبادی را حفظ نمایند و در روز حساب، گواه بر ‏تو باشند. «ما یَلفِظُ مِن قُول إِلا لَدَیه رَقیبٌ عَتیدٌ» سخن از خیر و شر به زبان نیاورد(انسان) جز آن که در نزد او فرشته ای نگهبان و آماده ی نوشتن است.(۲)
پس در دوران بلوغ و رشد خود، حق آنان را ادا کن و طاعت الهی را به جای آور! در اوقات زندگی خود با ایشان به خوبی و نیکی مصاحبت و همنشینی کن، به طوری که غیر از خوبی و زیبایی از تو چیزی نبینند و نشنوند. اگر گاهی غفلتی از تو سر زد و از یاد خدا غافل شدی، فوراً توبه کن و بدون تأخیر، در مقام جبران آن برآی و صدقه بده که صدقه، آتش گناه را خاموش می کند؛ و چون به سن و سالی برسی که خداوند جل جلاله تو را به کمال عقل مشرف فرماید، و صلاحیت و شایستگی سخن گفتن و رو به رو شدن(در نماز) با حضرتش را به تو عطا کند و شایستگی ورود به ساحت قدسی اش را به اطاعت و بندگی به تو مرحمت فرماید، آن روز را در نظر بگیر و تاریخ آن را یادداشت کن و آن را بهترین و بزرگ ترین اعیاد خود قرار بده و هر ساله در آن روز تجدید شکر خدا را بنما و صدقه بده و بیش از پیش به طاعت خداوند بپرداز.(۳)
قرآن کریم نیز با بیان داستان حضرت یوسف(علیه السلام)، یادآور می شود که چگونه او در دوران حساس بلوغ(یعنی اوایل دوران جوانی) در معرض سخت‌ترین امتحان و خطرناک ترین واقعه ی تاریخی زمان خود قرار گرفت و با اراده ای قوی و ایمانی راسخ از این آزمون الهی سربلند خارج شد و در قله ی شرافت و عفاف جای گرفت و شخصیت اش برای نوجوانان به عنوان اسوه و نمونه ای کامل همیشه جاوید باقی ماند.
نوجوان و جوان مؤمن با بینش صحیحی که از اسلام الهام گرفته است، می داند که هر واقعه ی ناگواری که در زندگی انسان اتفاق می افتد در صورتی که خود مسئول پدید آمدن آن نباشد در حکم آزمایش و ابتلا از طرف خداوند است که هدف آن سازندگی و رشد و کمال انسان است. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:
ألمُؤمنُ یبتَلِی بأ نواعِ البَلاءِ؛(۴) مؤمن به انواع گرفتاری ها مبتلا می شود. هم چنین می فرماید:
ألبَلاءُ لِلظالِم أدَبٌ و لِلمُؤمِن إمتِحان وَللِأولِیاء درجهٌ؛(۵) بلا و ناگواری در زندگی برای ستمگر، گوش مالی و برای مؤمن، آزمایش و امتحان و برای دوستان خدا درجه(یا موجب کسب درجه ی بالاتر) است.
با مراجعه به زندگی رهبران و دانشمندان و انسان های بزرگ در طول تاریخ، ملاحظه می شود که بیش تر آنان آگاهانه با دشواری ها و حوادث گوناگون زندگی دست و پنجه نرم کرده اند و موفقیتشان در بزرگسالی مرهون صبر و استقامتی است که در برابر سختی های دوران کودکی و نوجوانی از خود نشان داده اند.
مسئله ای که باید در کنار مسئولیت و تکلیف نوجوان مورد توجه او قرار بگیرد این است که گرچه نوجوان مسئولیت پذیر می شود و تکالیف الهی متوجه او می گردد ولی اگر تکالیف خود را انجام دهد، مؤاخذه و عقاب نخواهد شد؛ زیرا او در این زمینه اطلاعات کافی ندارد؛ چنان که امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید:
جهلُ الشَبابِ معذورٌ علمُهُ مَحُقُور؛(۶)
ناآگاهی نوجوانان پذیرفته و آگاهی و دانش آنان ناچیز است.
این روایت بیان می کند که عذر نادانی نوجوان مقبول است، زیرا علم او در نوجوانی محدود و نارساست.
پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می فرماید:
الشباب شُعبَهٌ مِنَ الجُنونِ؛(۷) جوانی شعبه ای از جنون و دیوانگی است. چرا که نوجوان و جوان به آسانی نمی تواند رفتار و خواسته های خود را با نظارت شرع و عرف تطبیق دهد. شاید به همین جهت است که خداوند توّاب در برابر نادانی و جهل و جنون نوجوان و جوان که موجب بروز خطا در آنها می گردد، توبه پذیری خویش را بیش تر به همین طبقه توصیه نموده است:
ما مِن شی أحَبُّ إلَی اللهِ من شابٍ تائِبٍ؛(۸) چیزی محبوب تر از توبه کننده در نزد خداوند نیست.
دین اسلام پایه های تربیت را در درون افراد بنیان گذارده و آنها را به رعایت اصولی سفارش کرده است که در صورت تحقق آنها در وجود افراد، نظام اجتماعی از ثمرات مفید آن(مانند تعادل، روابط پایدار، محبت متقابل، نظارت و مراقبت اجتماعی و…) بهره مند می شود.
تقوا، برادری، عفو و بخشش، ترحم و دل سوزی، رعایت حقوق دیگران، جرأت و شهامت، ایثار وگذشت، مشورت، تعاون و هم کاری و…
جزو اصول تربیت اجتماعی است که اسلام بدانها سفارش کرده است. بدون تردید خانواده اولین نهادی است که این اصول در آن تجربه می شود و کودکان و نوجوانان در رفتار اعضای خانواده آنها را نظاره می کنند.
پیشوایان دین علاوه بر رعایت اصول تربیت، نظارت دقیق و مداومی در تربیت فرزندان شان داشتند و سعی وافر داشتند تا آنها را متدین، متعهد و فعال پرورش دهند. به همین جهت همواره با آنها دوست و رفیق بودند و با کمال محبت با آنها رفتار می نمودند ودر دشواری ها و مشکلات یار و یاور آنها بودند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید: رَحِمَ الله عَبداً أعانَ وَلدَهُ عَلَی بِرِه بِالإِحسانِ إِلیهِ و التَألفِ لَه وَ تَعلیمِهِ و تَادیبِهِ؛(۹) خداوند رحمت کند بنده ای که فرزندش را بر نیکی و سعادتش یاری کند، به این که به او احسان نماید و با او رفتار دوستانه داشته باشد و به آموزش پرورش او بپردازد.
مردی به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و گفت: «ما قَبلَّتُ صَبیاً؛ من هرگز کودکی را نبوسیده ام.» ‏وقتی از محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مرخص شد، حضرت فرمود: «‏هذا رجُلُ عِندی إنَّه من أهلِ النّارِ؛ این مردی است که در نزد من از اهل دوزخ است »(۱۰)
هم چنین پیشوایان دین، هرگز فرزندانشان را تحقیر و غریزه ی رشدجویی شان را سرکوب نمی کردند بلکه به آنها شخصیت می دادند و از کارهایی که موجب عقده و حقارت آنها می شد دوری می جستند؛ زیرا می دانستند افرادی که برای خود شخصیتی قایل نیستند به هر انحراف و گناهی دست می زنند. از سوی دیگر اگر کسی در خود احساس شخصیت کند، آن را با گناه نابود نمی کند؛ چنان که امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید:
من کَرَمت عَلَیهِ نَفسِهِ لَم یَهِنها بِالمَعصیهِ؛(۱۱)
کسی که خود را گرامی می دارد آن را با گناه خوار نمی کند.
پیشوایان دین همواره فرزندان خود را نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر می کردند و اصرار داشتند در هر فرصتی با ارائه ی حکمت ها و مطالب سازنده و عمیق اذهان صاف آنها را بارور نمایند؛ چنانکه قرآن کریم نصایح لقمان حکیم به فرزندش را با خطاب زیبای ‏«یا بُنَی» گزارش می کند. امام علی(علیه السلام) هم در نامه ای اندرزهای خود به امام حسن(علیه السلام) را با ده بار خطاب ‏«یا بُنَی» همراه می کند.(۱۲)
امام حسین(علیه السلام) نیز به عبدالرحمن بن سلمی که سوره ی حمد را به فرزند ایشان آموخته بود و اندکی او را تعلیم و تربیت نموده بود، هزار دینار جایزه داد و دهان او را پر از گوهر نمود. شخصی به حضرت گفت: چرا آن همه جایزه دادی؟! امام(علیه السلام) فرمود: «وأَینَ یَقعُ هذا مِن عَطائِهِ؛ این مبلغ اندک از کجا ارزش تعلیم او را جبران می کند؟».(۱۳)
نکته ی مهمی که در این جا باید مورد توجه قرار گیرد این است که در تربیت نوجوان، باید از خطا های جزئی و کم اهمیت صرف نظر کرد و با بلند نظری و بزرگواری از کنار آن گذشت تا بتوان از موارد مهم تر با قاطعیت جلوگیری کرد. در تعلیم و تربیت اسلامی، این روش به «‏تغافل» تعبیر می شود. یعنی چنین وانمود کنیم که اشتباهات و خطاهای او را ندیده ایم.
با به کارگیری این روش، دیگر احساسات نوجوان با تذکرهای پی درپی ما جریحه دار نمی شود و لجاجت و ستیزه جویی در او زمینه ی رشد نمی یابد.
تغافل سبب می شود که پرده ی حجاب و حیای فطری در نوجوان دریده نشود و فرصت جبران و ترمیم از او گرفته نشود. تغافل نوعی برخورد بزرگوارانه و کریمانه است. امام علی(علیه السلام) آن را از برترین کمالات انسان های بزرگوار می شمارد و می فرماید:
أشرَفُ أخلاقِ الکَریم تَغافُلُهُ عَمَّا یعلَم؛(۱۴) از برترین اخلاق انسان بزرگوار، تغافل او از دانسته های خویش است.
نباید فراموش کرد که تغافل نیز حدی دارد. اگر نوجوان خطاها را تکرار کند باید به گونه ای جلوی آنها را گرفت.(۱۵)
برخی افراد در روند تعلیم و تربیت، از اعمال خشونت و سخنان پرخاشگرانه و مسائلی از این دست بهره می برند؛ در حالی که باید دقت داشت هرگاه زمینه ی استفاده از راهبردهای گفتاری وجود دارد نباید از تنبیه بدنی بهره برد؛ زیرا موجب خدشه دار شدن کرامت و شخصیت، سرخوردگی یا عدم اعتماد به نفس و عقده و کینه(نسبت به کسانی که رفتار نامطلوبی با او داشته اند) می شود.
دوران کودکی و نوجوانی بهترین و مناسب ترین زمانی است که پدر و مادر می توانند فرزند خود را با اخلاق و آداب اسلامی آشنا سازند؛ زیرا دراین دوره، کودک فقط پدر و ماد‏ر و محیط خانواده را می شناسد و به اصطلاح گوش و چشم او بسته است و تنها تحت پوشش شخصیتی خود تغذیه ی روحی و فکری می شود.
در این برهه، روح کودک بسیار حساس و اثرپذیر است و همانند دوربین فیلمبرداری همه ی رفتارها را در خود ضبط می کند و به تدریج در دراز مدت آنچه را که دیده انجام می دهد. اگر پدر و مادر در این دوره نسبت به تربیت فرزندان بی توجه باشند و خود عملاً الگوی تربیتی شایسته ای برای آنان نباشند و تنها به امر و نهی های خشک و خالی اکتفا کنند، کودکان و نوجوانان، بی تأثیر از چنین توصیه های توخالی، به رفتارها و خلقیات نامطلوب گرایش پیدا می کنند و به الگوهای منفی اخلاقی بیرون از خانه اقبال و اثرپذیری بیش تری نشان می دهند.
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) ضمن سفارش به فرزند خود امام حسن مجتبی(علیه السلام) به زمینه ی بسیار مستعد روح نوجوانان برای رشد و تکامل اشاره کرده، می فرماید:
و إِنّما قَلبُ الحَدَثِ کَالأرضِ الخالِیه ما أُلقِی فِیها مِن شَی ءٍ قَبِلَتهُ فَبادَرتُکَ بِا لأدَبِ قَبلَ أن یقسُوَ قَلبَکَ و یشتَغِلَ لُبُکَ؛(۱۶) بی تردید دل نوجوان چون زمین آماده و بدون کشت است و آماده ی پذیرش هر بذری است که در آن افکنده شود، پس به تربیت تو شتافتم پیش از آن که دلت سخت شود و خاطرت به چیزی مشغول شود.
بخش عمده ای از پیروزی ها، موفقیت ها و احیاناً شکست ها و نابسامانی های دوره ی بزرگسالی ریشه در کمال تربیت یا سوء تربیت در دوره ی کودکی و نوجوانی دارد.
سعدی گوید:

هر که در خـردی اش ادب نکنند
در بـــــــزرگی فلاح ازو برخاست

چوب تر را چنان که خواهی پیچ
نشود خشک جز به آتش راست

لقمان به فرزندش فرمود:
فَاتَّخِذهُ [الادب] عادَهً فإِنَّکَ تُخلِفُ فِی سَلَفِکَ وَتَنفَعُ بِهِ مِن خَلفَکَ وَ یَرتَجیِکَ فیه راغِب وَ یَخشی صُولَتِکَ راهِبٌ؛(۱۷) فرزندم! تربیت را خُلق و عادت همیشگی خود قرار بده؛ زیرا تو جانشین گذشتگان و الگوی آیندگان هستی که از ادب تو بهره مند خواهند شد. راغبان چشم امید به ادب تو دارند و خائفان از صولت وحشمت تو هراسانند.
سفیان ثوری گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
ای سفیان! پدرم سه چیز را به من تعلیم داد و از سه چیز نهی کرد؛ اما آن سه که مرا به آن تعلیم نمود، این بود که به من فرمود: پسرجانم! هرکه با یار بد هم نشین شود، سلامت و ایمن نماند. هر کس کلامی را که بر زبان جاری می کند، مهار نکند پشیمان گردد. و هر کس در آستانه ی جاهای بد قرار گیرد، متهم گردد.
گفتم: ای فرزند دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آن سه چیزی که شما را از آنها نهی فرمود کدام اند؛ فرمود: مرا از هم نشینی با سه گروه منع کرد: کسانی که بر بنده ای که خدا به او نعمت داده حسادت ورزند؛ کسانی که بر مصیبت دیده سرکوفت زنند و فرد سخن چین.(۱۸)
روش تربیتی نوجوانان و خردسالان از دیدگاه امام علی(علیه السلام) را می توان به طور خلاصه در چند مسئله بیان نمود:
‏۱- واقع بینانه و دور از تعصبات قبیلگی و خانوادگی:
لا تَقسِرؤُا أولَادَکُم عَلی آدابِکُم فَإنَّهُم مخلوُقوُنَ لِزَمَانٍ غَیرَ زَمانِکُم؛(۱۹) فرزندان خود را برآداب و رسوم خود مجبور نسازید، زیرا آنان بر روزگاری غیر از روزگار شما تعلق دارند.۲‏. تربیت و رشد تفکر دینی در سنین متفاوت: چنان که خود ایشان فرزندانشان را در همان سنین آغازین زندگی با خداشناسی و توحید آشنا می ساختند.
لَمّا کانَ العَبّاسُ و زَینَبُ وَلَدِی علی(علیه السلام) صَغِرینَ، قَال عَلی(علیه السلام) لَلعَّباسِ: قُل واحِد. فَقَالَ واحِد. فَقالَ: قُل اثنَان. قَال: استَحیی ان اقُولَ بِاللسان اَّلذِی قُلتُ واحِد، اثنَان. فَقَبَّلَ عَلَی عَینَیِه ثُمَّ التَفَتَ الَی زِینَبَ وَ کانَت یسارِهِ وَ العَبَّاس عَلی یمیِنِه فَقَالَت یا ابَتاه اتُحبِنُّا؟ قَال: نَعَم یا بُنَّی اولادُنا اکبَادُنا. فَقَالَت: یا ابَتاه: حُبَّانِ لا یجتَمِعان فِی قَلبِ المُومِن، حُبُّ اللهِ و حُبُّ الاولَادِ وَ ان کَانَ لَابد لَنَا فَالشَّفَقَهُ لَنَا و الحُبُ لِلِه خَالِصاً فَازدادَ عَلی بِهِمَا حُبّاً؛(۲۰)
زمانی که عباس و زینب، دو فرزند علی(علیه السلام) در سنین کودکی بودند، روزی علی(علیه السلام) به فرزند خود عباس فرمود: فرزندم! بگو یک. عباس گفت: یک. حضرت فرمود: بگو دو. عباس گفت: خجالت می کشم با زبانی که گفتم دو بگویم. امام علی(علیه السلام) از عقل و هوش و درایت فرزند خود بسیار مسرور شد و چشمان او را بوسید. آنگاه به زینب کبری که در طرف چپ قرار گرفته بود نگاه کرد. زینب پرسید: پدر جان آیا ما را دوست داری؟ امام علی فرمود: آری دخترم. فرزندان ما جگرگوشه های ما هستند. زینب گفت: پدرجان دو محبت که در دل مؤمن جمع نمی گردد: حبّ خدا و حب اولاد؛ و اگر از محبت ما گریزی نیست شفقت پس عواطف و شفقت از آن ما و محبت خالصانه از آن خداست. این سبب شد که مهر و عاطفه ی علی(علیه السلام) به آن دو بیش تر شود.
۳- تقویت حس اعتماد به نفس و شخصیت بخشی: امام علی(علیه السلام) فن خطابه و سخن رانی را به فرزندان خود می آموخت. روزی امام حسن(علیه السلام) را واداشت تا به منبر رود و برای مردم خطبه بخواند. بعد از منبر و خطابه، امام او را ستود.
در یکی از شب های عید امام علی(علیه السلام) خطاب به فرزندش امام مجتبی(علیه السلام) فرمود: برخیز و برای مادران، برادران و خواهرانت سخنرانی کن، اما امام مجتبی(علیه السلام) در حضور پدر خجالت می کشید. امام علی(علیه السلام) برای این که فرزندش آسوده خاطر خطابه اش را ایراد کند، از اتاق خارج شد و روبه روی در ورودی منزل ایستاد و سخنان او را زیر نظر گرفت.
امام مجتبی(علیه السلام) با حمد و ستایش سخن آغاز کرد و به جدش رسول خدا(علیه السلام) درود فرستاد و آنگاه با سخنان جالبی نظر همگان را به خود جلب کرد. درپایان سخن رانی امام علی(علیه السلام) وارد اتاق شد و امام حسن(علیه السلام) را در آغوش کشید و از خطابه ی زیبای او تشکر کرد.(۲۱)
امام علی(علیه السلام) ضمن نامه ی مفصلی روش عالمانه و نظر صائب خود را در طرز تربیت حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) جوان نوخاسته(نوجوان)خویش توضیح داده است‏:
وإن إبتَدَئِکَ بِتَعلیمِ کِتابِ اللهِ وَتَأویلِهِ وشَرایعِ الإسلاَمِ وأحکَامِهِ وَحَلالِهِ وَحَرامِهِ… وَکانَ إحکَامٌ ذلِکَ لک عَلی مَاکَرَهتُ مِن تَنبِیِهِکَ لَهُ أحَبُّ إلَی مِن إسلَامِکَ إلَی أمرٍ لا آمَنَ عَلیکَ فِیهِ إلَی هَلَکَه...؛(۲۲) خواستم تربیت تورا به تعلیم کتاب خداوند وبیان آن ومقررات واحکام اسلام و حلال و حرام آ ن آغازکنم… اما محکم نمودن عقاید تو را، از تسلیم کردن و سپردن تو به دست شبهات، که تو را از فلاکت و تباهی در آن ایمن نیست، بهتر می دانم و امیدوارم که خداوند تو را در هدایت یافتن موفق بدارد و به راه راست راهنمایی فرماید.
امام حسن مجتبی(علیه السلام) هم درسایه ی تربیت پذیری از چنین مربی ارزشمندی عوامل تربیتی را این گونه معرفی می نماید‏:
۱- خانواده؛
۲- پدر صالح؛
۳- مادر شایسته؛
۴- دوستان.(۲۳)
بی شک بهترین و لذت بخش ترین لحظات زندگی یک کودک و نوجوان دقایقی است که با دوستانش به سر می برد. حضرت مجتبی(علیه السلام) در تربیت فرزندخویش به نقش حساس دوست و هم بازی های او عنایت ویژه ای مبذول داشته و به فرزندش می فرماید:
یا بُنی لا تُواخٍ أحداً حتی تَعرفُ موارِدِه و مَصادِرِهِ فإذا إستَبَطت الخُبرَهُ و رَضِیت العشرَهُ فاخِهِ علی إقآلََه العَثَرَه و المُواسَاه فی العُسرَه؛(۲۴) فرزندم با هیچ کس دوستی مکن مگراین که از رفت و آمد(ویژگی های روحی واخلاقی و رفتاری) او آگاه گردی. هنگامی که دقیقاً بررسی و تحقیق گذشت و چشم پوشی از لغزش ها و یاری کردن در سختی ها، همراه باش.
هم چنین آن حضرت در بخشی از سخنانش که درآخرین روزهای زندگی با برکت خویش به جناده بن ابی امیه بیان فرمود به نشانه ها و علائم دوست خوب اشاره نموده، می فرماید:
و إذَا نازَعتُک إلی صُحبَهٍ الرِجالِ حاجَه فأصحَب من إذا صحبته زانَکَ و إذا خدمته صَانَکَ وَ إذا أرَدت منه معَوُنهً أعَانَک و إن قُلتَ صَدَّقَ قولکَ و إن صُلتَ شدَّ صُُئولََتَک و إن مَدَدتَ یدک بفضلِ مَدِّها و إن بَدَت مِنکَ ثُلمَهٌ سََّدها و إن رأی منک حَسنهُ عَدَّها و إن سَألتَهُ أعطاکَ و إن سَکَتَّ عنهُ إبتِداک؛(۲۵) ای جناده! اگر خواستی با شخصی رفاقت کنی و احتیاج به مونس، تو را به رفاقت واداشت، با کسی دوستی کن که رفاقت او زینت و آرایش برای شخصیت تو بوده و پاسدار خدمات تو باشد، هرگاه از او یاری طلبیدی یاری ات کند، هرگاه سخنی گفتی تو را تصدیق نماید، اگر به او نزدیک شدی تو را محترم شمرده و مقامت را گرامی دارد، اگر دست نیاز به سویش درازکردی دستت را رد نکند، اگر مشکلی داشتی و گرهی در کارت افتاد، آنرا بگشاید، اگر از تو نیکی و خوبی ببیند آن را فراموش نکند، اگر خواسته ای داشتی آن را برآورد، هرگاه خاموشی گزیدی او با تو سخن آغاز کند، اگر گرفتاری برای تو پیش آید با تو هم دردی نماید، از جانب وی به تو رنج و گزندی نرسد، هنگام سختی ها تو را بی یاور نگذارد و اگر در حال تقسیم با هم به اختلاف برخیزید تو را بر خود مقدم دارد.

پی‌نوشت‌ها

۱- طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۲۲ ‏و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۴، ص ۹۵
۲- سوره ی ق. آیه ی ۱۸
۳- سید ابن طاووس، کشف المحجه، ص ۹۱
۴- محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۱، ص ۴۸۴
۵- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۱۰۸
۶- تمیمی آمدی، غررالحکم، ترجمه ی محمد علی انصاری، ج ۱، ص ۳۷۲
۷- بحارا لانوار، ج ۱۷‏، ص۴۹
۸- علی طبرسی، مشکوه الانوار، ص ۱۵۵‏.
۹- میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۶۲۶
۱۰- کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۵۰
۱۱- جمال الدین خوانساری، شرح غررالحکم، ج ۵‏، ص ۳۵۷‏، ح۸۷۳۰
۱۲- نهج البلاغه، نامه ی۳۱
۱۳- جهت اطلاع بیشتر ر.ک: محمد باقر مجلسی، بحارا لانوار، ج۷۴و ۷۵ ‏و مناقب آل أبی طالب، ج ۴، ص ۶۶
۱۴- لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص ۱۱۵
۱۵- محمدعلی سا د‏ات، راهنمای پدران و مادران، ص ۳۵‏.
۱۶- نهج البلاغه، نامه ی۳۱
۱۷- محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۳، ص۴۱۱
۱۸- ابن شعبه، تحف العقول، ص ۳۹۶‏.
۱۹- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۲۵۷
۲۰- میرزا حسین نوری، مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۲۱۵
۲۱- محمددشتی، امام علی(علیه السلام) ومباحث تربیتی، ص ۱۰۵
۲۲- نهج البلاغه، نامه ی ۳۱
‏۲۳- عبدالکریم پاک نیا، تربیت درسیره و سخن امام حسن مجتبی(علیه السلام)، ص ۲۰
۲۴- ابن شعبه، تحف العقول، ص ۲۳۳‏.
۲۵- میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ‏ص ۲۱۱‏.
منبع: انبیایی، محمدجواد؛(۱۳۸۸)، نقش تفریح در تربیت جوانان و نوجوانان از دیدگاه قرآن و روایات، قم، انتشارات جامعه القرآن الکریم، چاپ اول.