تربیت معنوی

نوشته‌ها

معنویت فرزندان ما، در محیط‌های غیراسلامی

تعلیم و تربیت فرزندان، یکی از اصلی‌ترین وظایف والدین است، اما متأسفانه در جامعه ما با توجه به این که نهادهایی هم چون آموزش و پرورش و رسانه‌های جمعی قابل اعتماد تلقی می‌شوند، برخی از پدران و مادران این مسئولیت سنگین خود را فراموش کرده اند. به عبارت دیگر، نه فرصتی برای تربیت فرزندان وجود دارد، نه علم آن؛ و نه اهمیتی که والدین را وادارد تا بیشتر از غذای شب و لباس فرزندانشان، به فکر تربیت فکری و معنوی فرزندانشان باشند. کودکان در کنار دوستان، در کوچه ها، در مقابل تلویزیون‌ها و مونیتورها بدون داشتن معلمی معنوی به بلوغ می‌رسند و والدین در تعجب اند که چرا رفتار کودکانشان این قدر متفاوت با آنهاست؛ آنان هنوز مشکل را درنیافته‌اند. این مشکل به دلیل فراموشی اصلی‌ترین وظیفه پدری یا مادری – یعنی تربیت معنوی فرزندان – است. تقویت و تکامل شخصیت فرزندان و کنترل و تنزیه آنها از هر گونه عیب و نقص ممکن، سنگین‌ترین مسئولیتی است که بر دوش والدین است.

ما به می‌دانیم که تمامی انسان‌ها با سرشت و فطرتی پاک متولد می‌شوند، که زندگی اسلامی بر آن استوار است. بعدها به واسطه والدین است که کسی مسیحی، یهودی یا زرتشتی می‌شود. تعلیم و تربیت اسلامی به مسئولیت سنگین پدر تأکید کرده است و عمیقاً این موضوع را مورد توجه قرار داده، به نحوی که طبق نظر آیین اسلامی اگر پدر خانواده در پرورش فرزندان مراقبت کمتری داشته و سهل‌انگاری کند، گناه کار خواهد بود. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: «این گناه کافی است که گناهکار افراد مورد علاقه اش را از دست بدهد». بر اساس روایتی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: خداوند از هر چوپانی، راجع به گله اش سؤال خواهد کرد که آیا از آنها به خوبی مراقبت کرده است یا این که آنها را به حال خود رها کرده است. خداوند از پدرها هم در ارتباط با اهل خانواده اش سؤال خواهد کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند فرزندانتان را گرامی بدارید و برای تعالی ایشان در تربیتشان، جد و جهد کنید. این‌ها نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند شریعت و قانون الهی، به تعلیم و تربیت کودکان اهمیت بیشتری می‌دهد. قانون اسلام به پدرها حکم می‌کند که به معنویات فرزندانشان اهمیت بیشتری بدهند و در تهیه لوازم زندگی آنها بکوشند، تا فرزندانشان رشد متعادلی داشته باشند. پدر باید فرزندانش را با کتاب خدا و روش زندگی پیامبر بزرگوار تعلیم دهد، تا این که باغ فطرت آنها گل دهد و به بار بنشیند و سایه بگستراند. والدین با غفلت از کودکانشان بهانه می‌آورند که جامعه باعث بـَد بار آمدن آنها شده است.

ما در قرآن مجید، امثال و حکم، تعلیمات و بالاخره چراغی داریم که روشنایی می‌دهد. خداوند بزرگ در کتاب آسمانی خود فرموده است: «ای مؤمنان! خود و خانواده‌تان را از آتشی حفظ کنید که هیزم‌های آن مردم و سنگ‌ها هستند».(سوره ۶۶، آیه ۷) یعنی به آنها یاد دهید چه چیز می‌تواند آنها را از این آتش در امان نگه دارد. شیخ ابوحامد غزالی این آیه را چنین تفسیر کرده است: «قطع نظر از این که چگونه مراقبت پدر، فرزندانش را از آتش این دنیا حفظ می‌کند، مراقبت او در خصوص رهایی از آتش دنیای آخرت باید در اولویت قرار گیرد. این مراقبت باید در تربیت و تعلیم فرزندان به بهترین روش صورت پذیرد و هم چنین در دور نگه داشتن آنها از دوستان بد بیشتر باشد». کودکان مسلمانی که در کشورهای غیراسلامی زندگی می‌کنند، نیاز بیشتری به محیط آموزشی فرهنگی دارند، محیطی که مبانی فهم، درک و تعلیم مذهب را بیشتر از کشورهای مسلمان برای کودکان فراهم آورد و شدیداً پایبند آن باشد. محیط سالم، محیطی است که زندگی روزمره کودک را با تعلیمات درستی از اسلام در بر می‌گیرد؛ این محیط ایده آل، متفاوت از محیط فعلی است که جامعه این کشورها به وجود آورده است، جامعه‌ای که نه تنها اساساً به کودک کمکی نمی‌کند، بلکه کودک به خاطر چیزهایی که در مدارس و هم چنین از طریق وسایل ارتباط جمعی ناسالم یاد می‌گیرد، اثرات منفی و مخربی دریافت می‌دارد. در خصوص این موضوع آنچه تعجب آور است، غفلت تعدادی از خانواده‌های مسلمان از فرزندانشان است، آنها فرزندان خود را به جریان‌های آلوده کفر می‌سپارند تا آنها را به گونه‌ای که خوشایندشان است تربیت کنند و وقتی کودکان بزرگ شدند، ارتباط برقرار کردن با آنها، نصیحت کردن آنها و هدایت آنها به سوی اخلاقیات دینشان، فوق العاده مشکل می‌شود و آنچه تعجب آور است این است که والدین با نادیده گرفتن، غفلت و بی توجهی نسبت به رفتار فرزندانشان در زمان کودکی بهانه می‌آورند، که جامعه باعث «شر» بار آمدن فرزندانشان شده است. بنابراین خانواده در کنترل عواملی که بر رفتار کودکان تأثیر منفی می‌گذارد، مسئولیت بسیار سنگینی دارد.

خانواده هم چنین وظیفه دارد که کودک را به سویی راهنمایی کند که درک و فهم او را از مذهبش تضمین کند. به همین نحو باید با مشکلات زیادی که معلول این عوامل هستند، دست و پنجه نرم کند. مهم‌ترین راه پیشگیری از رفتار بد و ناشایست، این است که در ضمن برآوردن نیازهای عاطفی عقلانی و جسمانی او، از کودک در خانه مراقبت کنیم. ارضای این نیازها به کودک کمک می‌کند با دیگران رفتار خوبی داشته باشد و او را از برخی وسایل ارتباط جمعی دور نگاه می‌دارد و از تأثیرات منفی آن حفظ خواهد کرد.

منبع: تبیان

تربیت معنوی کودکان

تربیت معنوی کودک، یعنی پرورش ایمان، سجایای اخلاقی و عواطف در کودک. در جهان امروز، موضوع تربیت اطفال، یکی از اساسی‌ترین مسائل اجتماعی و از ارکان مهم سعادت بشر است. دانشمندان درباره ی کودک، از نظر روانی و تربیتی مطالعات عمیقی داشته و کتاب های بسیاری در این رابطه نوشته اند. از دید اسلام، کودک ملک خدا و از آن اوست. امانتی است به دست دولت، جامعه، مردم، والدین و خودش، که حق اولویت در تربیت با زمینه ی جهت دهی مثبت به عهده والدین و بعدها به عهده ی خودش می باشد.

از جمله عوامل مؤثر در تربیت، وراثت و محیط می باشد. وراثت، ویژگی ها و اختصاصاتی می باشد که از گذشتگان و اجداد به انسان منتقل می شود. و محیط، مجموعه عوامل عادی بیرونی است که انسان را احاطه کرده و از ابتدای حیات آدمی تا پایان یافتن زندگی این جهانی بر انسان تأثیر تربیتی می گذارند همچون محیط خانه و خانواده، رفاقت، مدرسه، اجتماع و عوامل ارتباطی (رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله و…). آزادی کودک، نظارت و مراقبت از رفتار کودک، رعایت مساوات و پرهیز از تبعیض بین کودکان، نرمی و ملاطفت با آنها در برابر سخت گیری و خشونت از اصول تربیتی فرزند در شیوه ی معصومین(علیهم السلام) می باشد. موعظه و نصیحت، تشویق، تنبیه، داستان سرایی، فراهم آوردن وسایل سرگرمی (مطالعه آثار علمی و مذهبی، مسافرت، گردش و ورزش) نیز از جمله شیوه های تربیتی در تربیت کودکان می باشد. قبل از تولد فرزند والدین باید زمینه هایی را در امر تربیت معنوی او فراهم کنند که از جمله آنها انتخاب همسر است.

علت این که اسلام، این همه در نحوه ی انتخاب همسر تأکید دارد، مسأله تولد کودکان است. رعایت نکاتی در انعقاد نطفه، آداب مباشرت و مراقبت های هنگام بارداری نیز از دیگر زمینه سازی ها در امر تربیت معنوی کودک می باشد. در آغاز تولد نیز مراسم های خاص نوزاد در تربیت اسلامی هم باید رعایت شود همچون ذکر اذان و اقامه، تسمیه و نامگذاری، مراسم تحنیک، ختنه، تراشیدن موی سر، دادن تصدق، ولیمه و عقیقه. و بعد از زمینه سازی های لازم به پرورش فطریات در کودک می پردازد.

از جمله فطریات در کودک، پرورش ایمان است. اولین اصلی که در راه تربیت صحیح با زبان ساده و قابل فهم باید به کودک آموخت، ایمان به خداوند است. و بعد پرورش اخلاق در کودک است همچون راستگویی، وفای به عهد و اعتماد به نفس که اساس آنها از دوران طفولیت در روان کودک پی ریزی می شود. از دیگر فطریات، پرورش عواطف در کودکان است که یکی از بهترین وسایل پرورش صحیح عواطف کودکان نوازش کودک و ابراز مهر و محبت نسبت به اوست. آغاز پیدایش حس مذهبی در کودکان نیز با بررسی که روانکاوان به عمل آورده اند، مربوط به ماه های قبل از چهار سالگی و حتی در برخی کودکان از حدود سنین ۲ یا ۳ سالگی هم دیده شده است. به همراه افزایش سن، این احساس علنی می شود آنچنان که در سن ۶ سالگی می توان به وضوح تظاهرات مذهبی را در کودک مشاهده کرد. از جمله تظاهرات مذهبی در کودک، مسأله نماز است که برای پذیرفتن و یادگیری نماز توسط کودک، حضور چند عامل به عنوان شرط ضروری لازم می باشد. از جمله عامل آمادگی و توانستن است همچون آمادگی جسمی، بیانی و عاطفی کودک و نیز عامل رغبت و خواستن، تکرار و مداومت در عمل و تشویق و تأیید مثل آفرین و مرحبا گفتن به کودک.

والدین باید در سه مرحله فرزند خود را برای نماز صبح بیدار کنند. مرحله اول وقتی خودشان بیدار می شوند، مرحله دوم پس از وضو و آماده شدن برای نماز و مرحله سوم پس از نماز. پس با بررسی این موضوع می توان به این نتایج رسید که تربیت فرزند طبق روایات ائمه، باید از زمان انتخاب همسر شروع شده و والدین به ویژه مادران در امر تربیت فرزندان نقش اساسی و مهمی را ایفا می کنند. اعمال و رفتار والدین در امر تربیت فرندان از جمله اساسی ترین برنامه ها در زمینه تربیت کودک می باشد. (همچون اهمیت دادن والدین به مسائل اخلاقی، عبادی و…). در جامعه امروز محبت والدین به فرزندان در تربیت صحیح او نقش مهمی را ایفا می کند و به کارگیری دستورات اسلام، در زمینه های تربیتی نیز راه گشای بسیاری از مشکلات خانواده ها و جامعه می باشد. بنابراین والدین باید در جهت پرورش روح و روان فرزندان سرمایه گذاری کرده و این مسأله را به عنوان یک مسأله حیاتی دانسته و سرلوحه برنامه های زندگی مشترک خود قرار دهند.

خانواده مسلمان و تربیت اسلامی

اصول تربیت اسلامی

تربیت فرزندان

یکی از محورهای اساسی بنای کاشانه سالم و پاسداری از هویت و ویژگی‌های آن، اهتمام تام و تمام به آموزش و پرورش فرزندان است و لازم به یادآوری است که معنی تربیت و پرورش بسیار گسترده‌تر از معنی تعلیم و آموزش است.

تربیت: به معنای بارآوردن و رشد بخشیدن به فرزند تا رسیدن گام به گام به مرحله کمال است و همه جوانب تربیت مادی و جسمی، نفسی و روحی و عقلی و فکری و رفتاری و اجتماعی را شامل می‌شود.

تعلیم: جزئی از تربیت به شمار می‌آید و متضمن در اختیار گذاشتن معلومات مورد نیاز کودکان برای اصلاح امور زندگی است که تنها به جنبه عقلی و اندیشه و ارتباط پیدا می‌نماید. اما تربیت همه جوانب جسمی، عقلی، شخصیتی، معنوی و دیگر جوانب وجودی او را شامل می‌شود.

برای رشد و بالندگی فرزندان هم تعلیم لازم است و هم تربیت. زیرا آنان امانت‌هایی هستند که به پدر و مادران‌شان سپرده شده‌اند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «بهترین هدیه والدین به فرزندان خود، تربیت خوب آنها است».(ترمذی)

امام محمد غزالی می‌فرماید:

«باید دانست که روش تربیت فرزندان، یکی از مهمترین و اساسی‌ترین امور زندگی است. فرزندان نزد والدین‌شان امانت‌اند. و قلب پاک آنها گوهرهای گرانبها و بی‌غل و غشی است که از هر گونه نقش و تصویر خالی‌اند و پذیرای هر گونه نقشی می‌باشند و به هر سویی که خواسته شود، متمایل می‌شوند. و چنانچه به کار و گفتار خیر و آموزنده عادتشان دهند، بر اساس آنها بزرگ می‌شوند و سعادت دنیا و آخرت را کسب می‌کنند و پدر و مادر و معلم و مربی نیز با آنان سهیم خواهند بود.

اما چنانچه به شرارت و بدکاری خو کنند و هم‌چون چهارپایان مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گیرند، بدبخت و بد سرانجام شده و نابود می‌گردند. و والدین و معلم و مربی ـ‌ که در مورد تعلیم و تربیت‌شان کوتاهی کرده باشند ـ‌ در مجازات گناه و خلافکاری آنها شریک خواهند بود. خداوند متعال می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا»(التحریم / ۶)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده‌هایتان را از(عذاب) آتش مصون نمایید».

۱ـ تربیت ایمانی

سلامت عقیده و ایمان انسان‌ها روح رسالت اسلام است که به وسیله کاشتن نهال ارکان ایمان به خداوند و ملائک و کتاب‌های آسمانی و پیامبران و جهان آخرت و قضا و قدر در قلب و روح آنان تحقق پیدا می‌نماید.

معلم و مربی پیش از هر چیز لازم است با زبان ساده و دلائل قابل درک بر روی اثبات وجود خداوند و توحید و یکتاپرستی تلاش کنند و سعی نمایند که نهال محبت خداوند و شکر نعمت‌ها و بخشش‌های او را در دل کودک بنشانند و او را متوجه این حقایق بنمایند که حاکم و فرمانروای مطلق در دنیا با ایجاد جاندار و بی‌جان و در آخرت با زنده نمودن و حساب و کتاب تنها از آنِ خداوند است.

پس از آن معلم و مربی کودک را با منزلت و عظمت قرآن آشنا نمایند و به او بگویند که قرآن به خاطر آن‌که کلام و هدایت خداوند است با دیگر کتاب‌ها که از آنِ انسان‌هاست، بسیار فرق دارد و ابتدا روخوانی و سپس روش حفظ بعضی یا همه قرآن را به او بیاموزند. به ویژه تلاش کنند که کودکان چهار جزء آخر آن را حفظ کنند. زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

«هَذَا الْقُرْآَنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ»(الاسراء / ۹)

«این قرآن(مردم را) به راهی رهنمایی می‌نماید که مستقیم‌‌ترین راه‌ها(برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت) است».

همچنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«بهترین شما کسانی هستند که قرآن را بیاموزند و آن را به دیگران آموزش بدهند».(بخاری و مسلم و ابوداود.)

یکی از روش‌های تربیت قرآنی اهتمام به آموزش سوره‌های «نور و لقمان و حجرات» به کودکان است.

پس از آن مربی برای ایجاد و تقویت محبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در دل کودک تلاش نماید و به او بفهماند که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آخرین و گرامی‌ترین پیامبران است و پیروی از سنت و روش او و حفظ فرموده‌هایش بسیار ضروری است.

و بعد از آن نهال محبت نیک مردان و پیشگامان «ایمان و عمل صالح»‌ به ویژه فضیلت و کرامت اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را در دل او بر زمین بنشاند. زیرا آنان به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آگاهانه ایمان آوردند و از او پشتیبانی کردند و از نوری که برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردیده بود، بهره گرفتند و به راستی پیروز و سعادتمند گردیدند.

همچنین مربی لازم است که عشق به ایمان و جهاد در راه خداوند و رویارویی با دشمنان اسلام و مسلمانان را در دل‌شان تقویت نماید. به ویژه دشمنانی که کینه مسلمانان را در دل دارند و برعلیه آنها توطئه‌چینی می‌کنند و به سرزمین و اموال و آبروی آنان تعرض می‌نمایند؛ و به آنها بیاموزند که مدام برای رویایی با آنها لازم است امکانات و تدارکات مادی و معنوی ضروری را فراهم کنند تا در موقع مناسب بتوانند سرزمین‌های اشغال شده مسلمانان را آزاد و حقوق از دست رفته آنها را دوباره به دست بیاورند.

ممکن است آموزش صحیح حدیث زیر به آن‌چه که گفته شد به صورت مطلوب مثمرثمر باشد. ترمذی از ابن عباس روایت می‌نماید که: روزی همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم. ایشان خطاب به من فرمود:

«ای نوجوان! مسائلی را به تو می‌آموزم.(به آنها خوب توجه کن). از هدایت خداوند محافظت کن تا خداوند از تو محافظت نماید، خداوند را حاضر و ناظر بدان، تا او را پیشِ روی خود ببینی، هرگاه خواسته‌ای داشتی، آن را تنها از خداوند بخواه! ‌و هرگاه به کمکی نیاز پیدا کردی تنها از خداوند استعانت کن! بدان اگر همه مردم با هم دست به یکی کنند و بخواهند نفعی را به تو برسانند، هیچ نفعی را به جز همانی که خداوند قرار داده است، به تو نخواهند رسانید. و اگر همه با هم جمع شوند تا زیانی را متوجه تو بنمایند، جز همان زیانی را که خداوند مقدر کرده به تو نخواهند رسانید، قلم‌ها از نوشتن بازایستاده و صحیفه‌ها خشک شده‌اند».(الاربعین النوویه.)

در روایت‌های دیگر ـ به جز روایت ترمذی ـ در ادامه آن حدیث آمده است:

«… در آسایش خداوند را فراموش مکن، تا او هم تو را در سختی‌ها فراموش ننماید. بدان آن‌چه که برایت پیش نیامده، قرار بر آن بوده که برای تو اتفاق نیفتد. و آن‌چه را که برایت روی داده، قرار نبوده که برای تو پیش نیاید. بدان که پس از صبر نوبت پیروزی است و به دنبال گرفتاری نوبت گشایش و پس از هر آزردگی نوبت آسودگی است».

هرگاه کودکی معنای این حدیث را به خوبی بفهمد و به آن ایمانی استوار پیدا نماید، از شخصیتی قوی و بااراده برخوردار خواهد شد که با همه سختی‌ها و مشکلات مقابله خواهد نمود.

۲ـ تربیت بدنی

سلامت شخصیت انسانی و توانایی جسمانی، دو پایه اساسی پرورش درست فرزندان است. زیرا عقل سالم، در بدن سالم است و لازمه عمل به مسئولیت‌های زندگی برخورداری از توانائی جسمی می‌باشد و ضعف و سستی جسمی مانع از قیام به بسیاری از مسئولیت‌ها می‌شود.

خداوند متعال بر بندگان خود به خاطر برخوردار نمودن آنها از بهترین خلقت و آفرینش منت نهاده و فرموده است:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»(التین / ۴)

«ما به راستی انسان را(از نظر جسم و روح) در بهترین شکل و زیباترین سیما آفریده‌ایم».

و پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«مؤمن قوی و توانا نزد خداوند بسیار محبوب‌تر و بهتر است از مؤمن ضعیف و ناتوان و در هر یک(به درجاتی) خیر و منفعت وجود دارد». مسلم

و موفقیت در عرصه تربیت بدنی به تمرین‌های ورزشی مانند: شنا و دویدن و اسب و دوچرخه‌سوای و … بستگی دارد.

۳ـ تربیت عبادی

عبادت در اسلام، ثمره و بازتاب طبیعی ایمان و عقیده و دلیل وجود و درستی آن است. کودکان پیش از بلوغ تکلیفی متوجه آنان نمی‌شود. زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «سه نفر دارای مسئولیت نیستند» دیوانه تا زمانی که بهبود می‌یابد. خوابیده تا زمانی که از خواب برمی‌خیزد و کودک تا وقتی که به سن بلوغ می‌رسد».

اما آماده‌سازی کودک برای گام نهادن به مرحله بلوغ و پس از آن از نظر دینی و شرعی به تربیت و پرورش عبادتی او نیازمند است تا عبادت به عنوان بخشی حیاتی و ریشه‌دار در زندگی و رفتار او مبدل گردد و او را به ضرورت ارتباط با خداوند و استقامت در ادای اوامر و اجتناب از نواهی به صورت مداوم یادآور شود.

عادت دادن کودکان به عبادت از سن هفت سالگی آغاز شود و در سن ده‌سالگی مورد تأکید قرار گیرد. زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«فرزندان خود را در هفت سالگی به ادای نماز فرمان بدهید و در ده سالگی ـ‌ چنانچه آن را ترک کنند و با تشویق و ترغیب حاضر به خواندن آن نبودند ـ‌ آنان را تنبیه بدنی نمایید».(ابوداود)

عمر هفت سالگی سرآغاز تعلیم و تمرین و عادت دادن است و عمر ده سالگی زمان تثبیت رفتار و پایبندی است. چنانچه کودکان در مورد عبادت اهمال و تنبلی نمایند، بایستی تنبیه مناسب بشوند.

سرپرست کودک در مورد ادای نماز و دیگر مسئولیت‌های کودک باید مراقبت لازم را انجام دهند و در مورد آن به هیچ وجه کوتاهی ننمایند زیرا خداوند می‌فرماید:

«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا»(طه / ۱۳۲)

«خانواده خویش را به نماز خواندن فرمان بده! و خود نیز بر اقامه آن ثابت‌قدم باش».

۴ـ آموزش زبان عربی و علوم مفید

زبان عربی کلید فهم قرآن و سنت و بستر علوم و معارف مختلف شریعت اسلامی است و چنانچه کودک زبان عربی را به خوبی بیاموزد، در جهت فهم دین خداوند و درک مقاصد و اهداف آن تواناتر خواهد گردید.

آموزش علوم دیگری مانند: زبان‌های خارجی، علوم انسانی، ریاضی، تاریخ و جغرافیا و دانش بهداشت و مقدمات پزشکی و مهندسی و ستاره‌شناسی، با توجه به ذوق و علاقه آنها مفید و ضروری است.

۵ـ تربیت اخلاقی

آداب پسندیده و اخلاق اسلامی در واقع بستر و عرضه دینداری هستند. در روایتی آمده است که: «اخلاق، ظرف دین است».(ابوداود) همچنین اخلاق خوب و صحیح پایه سرشت‌ها و طبیعت‌ها و عادات و زمینه رشد و تکامل شخصیت انسان و نشانه هدایت و پرهیزکاری و التزام صحیح به مسئولیت‌های شرعی برگرفته از قرآن است.

برخی از باارزش‌ترین و مهمترین مسئولیت‌های اخلاقی عبارتند از: صداقت و صراحت در گفتار، امانتداری، آرامش و بردباری، عفت زبان، پاکی درون از حقد و کینه و پرهیز از رفتارها و اخلاق مخالف آنهاست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

«به کودکان خود احترام بگذارید و به خوبی آنها را تربیت کنید».(ابن ماجه)

همچنین می‌فرماید:

«هیچ هدیه‌ای از طرف والدین برای کودکان خود بهتر از تربیت خوب نیست».

خیر و برکت خوش اخلاقی در طی زندگی، انسان را تنها نخواهد گذاشت و او را برای دست‌یابی به همه فضایل ترغیب خواهد کرد و برای رسیدن به قله‌های دینداری و مروت و شخصیت، او را یاری خواهد نمود. در روایتی ـ هر چند سند آن ضعیف است ـ آمده: «خوش اخلاقی باعث به دست آوردن خیر دنیا و آخرت خواهد شد».(طبرانی در الکبیر)

معیار تفاوت میان حُسن اخلاق و سوء اخلاق به روشی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در پیش می‌گرفت،‌ به کوکان آموزش داده شود، او می‌فرماید:

«خیر و نیکی در حُسن اخلاق است و گناه آن است که دل ناپسندش شمارد و نخواهد مردم از آن مطلع شوند».(مسلم و ترمذی.)

برّ‌ و خیر واقعی در عبادت خداوند و خدمت به مردم قرار دارد. آنهایی که اهل اخلاق پسندیده‌اند، به این بشارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) باید خوشحال باشند که:

«محبوب‌ترین شما آنهایی هستند که از اخلاق بهتری برخوردارند، و صبر و تواضع بیشتری را دارند، با دیگران الفت ورزند، و دیگران نیز دوستشان می‌دارند و مبغوض‌ترین شما نزد من، آدم‌های سخن‌چین‌اند که میان دوستان دشمنی ایجاد می‌کنند و به دنبال عیب‌تراشی برای اشخاص بی‌گناهند».(طبرانی در معجم الصغیر والاوسط)

همچنین اصول حُسن اخلاق عبارتند از : رفتار و گفتار درست با پدر و مادر، رعایت ادب و احترام خانواده و برادر و دوستان و همسایگان و با همه مردم در محل کار و کوچه و خیابان و اماکن عمومی و غیره است.

۶ـ تربیت معنوی

والدین باید به این بخش از تربیت اهتمام بیشتری بورزند، زیرا این نوع از تربیت، زمینه‌ساز رشد احساسات و عواطف، تهذیب،‌ تزکیه و شفافیت آنهاست و موجب رشد شخصیت کودکان می‌گردد از طرفی دیگر تربیت معنوی و روحانی باعث تعالی نفس، صفای روح و سلامت روانی او از انواع بیماری‌ها و رذایل اخلاقی می‌گردد و آرامش و آسودگی را برای او به ارمغان می‌آورد علاوه بر این چنین تربیتی خشیت خداوند و تفکر در عظمت و ادراک اسرار آفرینش و التزام به اوامر او را در آنان تقویت خواهد نمود. خداوند متعال در این‌باره می‌فرماید:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آَیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»(الأنفال / ۲)

«مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل‌هایشان هراسان می‌گردد(و در انجام نیکی‌ها و خوبی‌ها بیشتر می‌کوشند) و هنگامی که آیات او برایشان خوانده شود، بر ایمان‌شان افزوده می‌شود و به پروردگار خود توکل می‌نمایند.».

۷ـ تربیت اجتماعی

تربیت اجتماعی به معنی روابط صحیح و سنجیده با همه قشرهای جامعه اعم از بزرگ و کوچک و خویشاوندان، بیگانگان و همسایه‌هاست. کودک باید از جرأت همراه با ادب و احترام لازم برای اثبات شخصیت خود برخوردار گردد و دودلی و خجالت باعث منزوی گردیدن او نشود. در جهت تحقق این منظور لازم است کودکان همراه با پدر و مادر یا مربی در مجالس و محافل حضور پیدا کنند. برای مثال زمانی که ابن عباس در شرایطی که کودکی بیش نبود حضرت عمر بن خطاب او را به مجلس بزرگان اصحاب می‌برد.

لازم است کارهایی مانند کارهایی که در حد توان کودکان است مانند: امانت دادن، امانت گرفتن و خرید و فروش اندک به آنان سپرده شود و به آنها و آموزش داده شود که آغازگر سلام و احوال‌پرسی باشند و درست پاسخ سلام دیگران را بدهند.

هرگاه کودکی بیمار شد پدر و مادر از او مراقبت کنند و خویشاوندان، دوستان و همسایگان از او عیادت نمایند و او را در مورد انتخاب دوست و رفیق راهنمایی کنند. دوستی و یاری،‌دست دادن و کمک به آنها را برای انجام دادن کارهای درسی و درست فراموش نکنند آنها را با بدی‌ها آشنا نموده و زشتی و عواقب زیان‌آورشان را به آنها یادآوری کنند و همچنین آنان را با امور خیر و نیکی آشنا سازند و فوائد و دستاوردهایش را به آنها بیاموزند و از گناه و معصیت آنها را دور بدارند. در واقع این نوع از تربیت زمینه‌ساز محبت، دوستی و عشق به خیر، نیکی و مهربانی با مردم و همکاری با آنها و پرهیزکاری می‌شود.

این روایت بیانگر نمونه‌ای از روش زیبای رسول خداست. انس روایت نموده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین مردم در حُسن اخلاق بود. من برادر کوچکی داشتم که به شوخی او را ابوعمیر ندا می‌کردیم. هرگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به منزل ما می‌آمد، خطاب به برادر کوچک ما می‌فرمود: «ابوعمیر با گنشجک کوچکت چکار می‌کنی؟»

۸ـ آموزش فنی و حرفه‌ای

فعالیت و کار از فقر و ناتوانی پیشگیری می‌نماید و آموزش حرفه‌هایی مانند: کشاورزی، صنعت، تجارت، خیاطی، آهنگری،‌ جوشکاری، بنایی، نساجی و همچنین حرفه‌های جدیدی مانند: آموزش کامپیوتر، اینترنت، الکترونیک، مهندسی، مکانیکی، لوله‌کشی و …، همه مفیدند و از نظر شریعت اسلامی واجب کفایی به شمار می‌آیند.(مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۲۱٫)

و این موضوع با این آیه قرآن در ارتباط است که:

«وَ ابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإِنْ آَنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ»(النساء / ۶)

«یتیمان را بیازمایید تا آن‌گاه که به سن ازدواج می‌رسند، اگر از آنان صلاحیت و حُسن تصرف را دیدی،‌ اموالشان را به ایشان تحویل بدهید».

علمای همه مذاهب بر این باورند که آموزش فنون و حرفه‌ها به کودکان هر یک با توجه به علاقه و استعدادشان واجب است، اما معامله کودکانی که به سن بلوغ نرسیده‌اند، باید با اجازه اولیاء آنها باشد.

۹ـ تربیت عاطفی و انسانی

منظور از تربیت عاطفی تقویت جنبه‌های انسانی کودکان مانند: احساس لذت و احساس درد، شادمانی، اندوه،‌ ایثار، حب نیکی و تنفر از بدی است.

قرآن به برخی از این عواطف و احساسات مانند: محبت متبادل میان خداوند و بندگانش اشاره نموده و می‌فرماید:

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آَمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»(البقره / ۱۶۵)

«برخی از مردم هستند که غیر از خداوند، خداگونه‌هایی را برمی‌گزینند، و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند، اما کسانی که ایمان آورده‌اند، خداوند را بسیار بیشتر دوست دارند».

همچنین می‌فرماید:

«فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ»(المائده / ۵۴)

«خداوند مردمی را به جای ایشان خواهد آورد که خداوند دوستشان می‌دارد و آنان نیز خداوند را دوست می‌دارند، نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران قاطع و نیرومند هستند».

و در جای دیگر می‌فرماید:

«وَ الَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَ الْإِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ»(الحشر / ۹)

«آ‌نهایی که پیش از آمدن مهاجران خانه و کاشانه(اسلام) را آماده کرده‌اند و ایمان را(در دل خود استوار داشتند) کسانی را که به نزد آنها مهاجرت نموده دوست می‌دارند و از درون به چیزهایی که به مهاجران داده شده احساس رغبت و نیاز نمی‌نمایند و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند، هر چند که خود سخت نیازمند هستند».

و در سنت نبوی آمده است که «ایمان هیچ یک از شما کامل نیست مگر آن‌که مرا از پدر، مادر و همه مردم بیشتر دوست بدارد».(بخاری و مسلم و نسایی)

«هیچ یک از شما ایمانش کامل نیست مگر آن‌که هر چه را که برای خود دوست می‌دارد، برای برادر(مسلمانش) نیز دوست بدارد».(بخاری و مسلم و ترمذی و نسایی.)

و منظور از محبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) محبت و عشق به رسالت و احکام شریعت اوست.

رفتار محبت‌آمیز، مهربانانه، بازی، شوخی، بوسیدن، نوازش، هدیه دادن و خوشرویی به هنگام آمد و رفت، اهتمام و پرس ‌وجو در مورد کودکان فرق نمی‌کند یتیم یا غیر یتیم دختر یا پسر باشد، سبب رشد عاطفی و احساسی آنها می‌شود. همچنین مساوات میان آنها در محبت، هدیه دادن، اعتدال در محبت و خشونت برای جلوگیری از ایجاد عقده در کودکان ضروری است و به شدت با پدیده دخترستیزی که جزو فرهنگ و عادت اعراب عصر جاهلیت بوده لازم است مقابله بشود. قرآن در این رابطه می‌گوید:

«وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ(۵۸) یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ»(النحل / ۵۸-۵۹)

«هنگامی که به یکی از آنها مژده تولد دختر داده می‌شد(از فرط ناراحتی چهره‌اش تغییر می‌کرد و) صورتش سیاه می‌گردید و از خشم و اندوه مملو می‌شد و به خاطر این مژده بدی که به او داده شده از قوم و قبیله‌اش خود را پنهان می‌کرد.(و سرگشته و حیران به خود می‌گفت:) آیا این ننگ را بر خود بپذیرد،(و دختر را نگاه دارد) و یا او را زنده به گور سازد، به راستی بسیار بد قضاوت می‌کردند و تصمیم می‌گرفتند».

همچنین خانواده را از بدرفتاری با کودکان یتیم و سوء استفاده از اموال و زیرپا نهادن حقوقشان بر حذر می‌دارد و می‌فرماید:

«وَ لَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ»(الاسراء / ۳۴)

«به اموال ایتام نزدیک نشوید مگر آن‌که به بهترین وجه(و به نفع آنها باشد) تا زمانی که به حد بلوغ و پختگی می‌رسند».

همچنین می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا»(النساء/۱۰)

«بی‌گمان کسانی که اموال ایتام را به ناروا و ستم‌گرانه می‌خورند، انگار آتش را در شکم‌هایشان می‌ریزند، و در روز قیامت به آتش سوزانی خواهند سوخت».

خلاصه سخن این است که تربیت عاطفی و روحی به وسیله احترام گذاشتن به کودکان و محبت کردن و اهتمام ورزیدن به آ‌نها تحقق می‌یابد و شخصیت آنها برای زندگی سالم تقویت می‌شود.

۱۰ـ تربیت فکری

همگام با رشد جسمی و تربیت بدنی توجه به رشد فکری و تقویت عقلی کودکان ضروری است و حتی در اولویت قرار دارد؛ زیرا نقطه تفاوت اساسی انسان با حیوان برخورداری انسان از نیروی تعقل و اندیشیدن است. از طرف دیگر عقل ابزار دانش و معرفت و لازمه مکلف بودن می‌باشد و انسان را به سوی هدایت، سعادت و پرهیز از شر و شقاوت ارشاد می‌نماید.

تفکر و اندیشیدن از نظر اسلام واجب و فریضه‌ای است و هدف از تربیت فکری رسیدن به استقلال فکری و عقلی در حدود ضوابط و توجیهات دینی و قرآنی است که انسان را به تأمل و تعقل در آفرینش آسمان‌ها و موجودات زمین فرا می‌خواند تا از این طریق به حقانیت وجود، توحید و یکتاپرستی پی ببرند، و از تقلید و همرنگی کورکورانه فرهنگ و آداب نادرست آباء و اجداد پرهیز نمایند و تحت تأثیر شرایط نامطلوب اجتماعی قرار نگیرند.

همه آن‌چه بیان گردید برگرفته از صدها آیه قرآن است که انسان‌ها را به تعقل و اندیشیدن در مورد پدیده‌ها و امور مختلف و ایمان به عدالت و حقانیت قوانین شریعت خداوند فراخوانده است. برای مثال از پایان بسیاری از آیات قرآن این جملات زیبا و پرمحتوا آمده‌اند که:

«فِی ذَلِکَ لَآَیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»(الروم / ۲۴)

«در این مورد برای آنهایی که اندیشه می‌نمایند، نشانه‌هایی(در ازای وجود وحدانیت خداوند وجود دارند».

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآَیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ»(آل عمران / ۱۹۰)

«مسلماً‌ در آفرینش آسمان‌ها و زمین، آمد و رفت، شب و روز، نشانه‌ها و دلائلی برای خردمند است».

۱۱ـ تربیت بهداشتی

یکی از ویژگی‌های خانواده مسلمان برخورداری افراد آن از سلامت جسمی و روحی است؛ زیرا رعایت بهداشت و نظافت، یکی از شعارهای اساسی اسلام است، و همه مسلمانان را به مراعات پاکی در جسم، لباس، مسکن، محل کار و معابر عمومی و …، فرا می‌خواند و آنان را به رعایت مقررات خاص انسانی مانند: گرفتن ناخن، کندن موی بغل، تراشیدن موی شرمگاه، شستن دست‌ها قبل و بعد از صرف غذا، مسواک زدن، گردانیدن آب در دهان و بینی تشویق نموده است. همچنین در مناسبت‌های مختلفی مانند: روزهای حج، روزهای عید و شرکت در اجتماعات و به هنگام مناسک حج که دست کم یک بار در هفته باید استحمام نمود، اسلام مردم را به غسل و نظافت دعوت نموده است.

همچنین فعالیت‌های ورزشی و پرهیز از پرخوری و گفتن: «بسم‌ الله الرحمن الرحیم» در آغاز و «الحمدالله» بعد از صرف غذا، مراجعه به پزشک متخصص و پرهیز از بیماری‌های مسری مانند جذام، سل و طاعون برای سلامت و تندرستی جسمی بسیار مفید خواهند بود؛ زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«هر دردی را درمانی است، هرگاه دارویی برای دردی درست تشخیص داده شود، بر اساس سنت و رضایت خداوند، آن را بهبودی خواهد بخشید».(مسلم و احمد.)

همچنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

«حیوانات بیمار و حیوانات سالم را بر سر یک آبشخور جمع نکنید».(احمد و ابوداود و نسایی.)

برخی از دستورات بهداشتی و پیش‌گیرانه در اسلام عبارتند از:

– خوابیدن بر روی طرف راست.

– خوابیدن پس از نماز عشاء.

– سحرخیزی برای نماز صبح و آماده شدن برای رفتن به سر کار. بیهقی روایت می‌نماید که در سپیده ‌دمی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه حضرت فاطمه رفت و او را در حال خواب مشاهده فرمود و بیدارش نمود و فرمود:‌ «برخیز و روزی پروردگارت را شاهد باش».

و در این زمینه برای آگاهی از آداب طبی و بهداشتی در سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) لازم است به طب نبوی که بهترین مرجع آن کتاب «زادالمعاد» ابن القیم جوزیه است مراجعه شود.

۱۲ـ تربیت زیبایی و آراستگی

خداوند انسان و نظام هستی را به بهترین و زیباترین صورت آفریده و می‌فرماید:

«الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ»(السجده / ۷)

«کسی که هر چه را آفریده به بهترین و زیباترین شیوه آفریده است».

و می‌فرماید:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»(التین / ۴)

«به راستی ما انسان‌ها را به بهترین و زیباترین ترکیب آفریده‌ایم».

محافظت از زیبایی‌های موجود در محیط زندگی مقتضی آن است که انسان به زیبایی و آراستگی مشروع اهتمام لازم را بدهد؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

«یَا بَنِی آَدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ(۳۱) قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آَمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآَیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»(الاعراف / ۳۱-۳۲)

«ای فرزندان آدم! در هر مسجد و عبادت‌گاهی خود را(با لباس مادی که عورت شما را می‌پوشاند و با لباس معنوی تقوا) بیارایید و بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده‌روی نکنید؛ زیرا خداوند اسراف‌کاران را دوست نمی‌دارد *(ای پیامبر! به آنان) بگو: چه کسی زیبایی‌ها و مواهب و نعمت‌های حلالی را که خداوند برای بندگانش آفریده، حرام نموده؟! بگو:‌(این نعمت‌ها و زیبایی‌های حلال) در این جهان برای افراد با ایمان است(و دیگران نیز از آن بهره‌مند می‌شوند اما) در جهان آخرت این‌ها همه در اختیار مؤمنان قرار می‌گیرد. این‌گونه آیات(خود را) برای کسانی توضیح می‌دهیم که آگاهند و می‌فهمند».

منظور از تربیت زیبایی و آراستی این است که کودکان از جنبه‌های زیبایی و آراستگی جسم و لباس خود محافظت نمایند و از همه مظاهر زشت و ناپاکی و غیربهداشتی در بدن، لباس و محل درس، سکونت،‌ کوچه،‌ خیابان،‌ پارک و مراکز تفریحی و عمومی دوری کنند و به خاطر جلوگیری از ضرر و زیان به محیط زیست و انسان و حیوان از ریختن آشغال و اشیاء اضافی در آن محل‌ها خودداری نمایند و آن را به روشی مطلوب نابود کنند.

۱۳ـ تربیت جنسی

پدر و مادر به صورت تدریجی و حکیمانه و با توجه به مراحل عمر نوجوانان تا رسیدن به مرحله ازدواج به صورت کنایه و اشاره و پس از بلوغ به طور صریح برخی از مسائل را برایشان بیان کنند و از طرف دیگر فرزند خود را به آداب اجازه خواستن در منزل و جاهای دیگر و چشم فروبستن از نگاه به نامحرم و پرهیز از دیدن فیلم‌ها و عکس‌هایی که سبب تحریک نابهنگام غریزه جنسی او بشود، عادت دهند و عمر، استعداد و ذهن او را به درس، مطالعه، ورزش و هنرهای اسلامی و فیلم‌های مفید و هدف‌دار مشغول کنند.

چنانچه توانایی مالی و شرایط کار و تحصیل اجازه بدهد، ازدواج زودهنگام بسیار مناسب است و حتی می‌توان میان دختران،‌ پسران محصل، دانشجو و …، که شرایط درسی و مالی اجازه ازدواج را نمی‌دهد، پس از توافق و صلاحدید اولیاء و خانواده‌های طرفین و علاقه و رضایت خود آنها عقد نکاح جاری بشود و برای حفظ عفت و حیثیت شرافت خود و خانواده‌هایشان تنها معاشرت و رفت و آمدی عادی با یکدیگر داشته باشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: خانواده خوشبخت

اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان(۳)

باید کودک را به مظاهر عمل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم علمى نشان داده اند که حتى عمل ریایى، در صورت تکرار در فردى تثبیت می شود. پس از تثبیت، می توان یک عمل ریایى را به صورت واقعى و بى ریا درآورد؛ به شرط این که نیت عمل را عوض کند.

این روش، به ویژه درباره کودک مؤثر است؛ مثلاً ممکن است کودک یا نوجوانى، از طرف امام جماعت تشویق شود و خاطره‌ى خوشى در ذهنش شکل بگیرد. لذا، وى مدتى به خاطر همین تشویق، به مسجد می رود. پس از مدتى، جاذبه‌هاى معنوى مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، این فرد را مجذوب خود می کند و او را فردى مذهبى بار می آورد.

این گونه، ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق می دهیم، تا زمینه براى انس به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت، در او فراهم آید[۱].

پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) بزرگ مربى مکتب اسلام، در زمینه‌ آموزش نماز و تکرار آن براى نوه‌ى گرامى شان، حضرت امام حسین(علیه السلام) چنین رفتارى داشتند: «روزى حضرت محمد(صلى الله علیه و آله و سلّم) قصد خواندن نماز را داشتند. امام حسین(علیه السلام) در کنار جد بزرگوارشان بودند و قصد همراهى با پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) را داشتند. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) تکبیر گفتند، ولى امام حسین(علیه السلام) نتوانستند آن را تکرار کنند. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) تکبیر دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفتند. بالاخره، در هفتمین بار، تکبیر امام حسین(علیه السلام) صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید»[۲]. این شیوه رفتار نبى مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم)، می تواند الگو و روش خوبى براى والدین و مربیان باشد. آنان باید همانند پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم)، مراحل رشد کودک را در نظر بگیرند و سعى کنند با صبر و حوصله، به نیاز فطرى کودکان پاسخ مناسب بدهند.

هنر بزرگ والدین و مربیان این است که دنیاى کودک را درک نمایند و بدانند که برخى از مسائل که ممکن است براى بزرگسالان خسته کننده باشد، براى کودکان لذت بخش است.

کودک از تکرار مکررات همچون خواندن و ذکر مکرر قصه‌ها و داستان‌ها اصلاً خسته نمی شود. اگر بیان این داستان‌ها با صوت خوش و ریتم و آهنگ مطلوب باشد، کودک کاملاً مجذوب و علاقمند می شود. در این باره، مادران به خوبى می دانند که بعضى قصه‌ها را صدها بار تکرار کرده اند، ولى باز هم کودک به آن علاقه نشان داده است. لذا، توصیه می شود که والدین نماز را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت کنند تا کودکان، بیشتر به کلام الهى جذب شوند. در این باره، والدین می توانند به قرائت نمازهاى علماى ربانى گوش دهند و آنها را ضبط کنند تا هم خودشان و هم کوکانشان، بهره مند شوند.

۶ـ اصل آسان گیرى در آموزش مسائل دینى

رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلّم) در مناسبت‌هاى مختلف، تأکید کردند: «دین اسلام، آسان است و دیندارى، مشکل نیست. مبادا، افراد نادان، بر خود سخت بگیرند. مبادا متولیان امور دینى، کارى انجام دهند که مردم تصور کنند دیندارى مشکل است و با سخت گیری هاى بیجا، مردم را از دین فرارى دهند»[۳].

«روزى پس از نماز، مردم اطراف پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) را گرفتند و از ایشان مسئله‌اى پرسیدند. چندین بار سؤال کردند: آیا فلان کار اشکال دارد؟ آن حضرت فرمودند: اشکال ندارد. اى مردم! دین خدا، در آسانى است[۴]. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) این سخن را سه بار تکرار کردند.

پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «خداوند، اسلام را تشریع کرد، آن را آسان و گشاده قرار داد و سخت و تنگ نگرفت»[۵].

وقتى رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلّم) افرادى را براى تبلیغ و ارشاد مردم و آشنا کردن آنان با مبانى اسلام اعزام می کردند، یکى از مهمترین رهنمودهایشان این بود: «مژده بدهید، نترسانید، آسان بگیرید و سخت نگیرید»[۶].

در برنامه‌هاى جمعى و عبادات اجتماعى اسلام، روى موضوع خوددارى از تندروى و سخت‌گیرى و خسته نکردن افراد، عنایت خاصى شده است. اولیاى گرامى اسلام، توصیه‌هاى فراوانى کرده‌اند که مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود و از عبادات و مراسم اسلامى به جاى جاذبه، علاقه و سازندگى، تنفر، دافعه و فرار اشخاص حاصل آید.

به همین دلیل در احادیث متعددى، توصیه فراوان شده است که نمازهاى جمعه و جماعات، نباید به گونه‌اى باشد که به خاطر طولانى شدن آن ها، حقوق ضعیفان، سالمندان و کودکان از بین برود.

در این باب، از سوى اولیاى عظیم الشأن اسلام، توصیه‌هاى فراوانى رسیده است که براى الگو قرار دادن عمل آن بزرگواران، مواردى را بررسى می کنیم[۷]:

انس بن مالک روایت کرده است: «نماز پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم)، از همه کاملتر و کوتاهتر بود»[۸].

معاذ پسر جبل، در یکى از مساجد مدینه، پیشنماز بود، روزى در نماز جماعت، سوره‌ى بزرگى را خواند. وى نماز را آن قدر طول داد، که مردى(پیرمردی) که در آن نماز جماعت شرکت کرده بود، در اثر خستگى و ناتوانى طاقت نیاورد، و نتوانست نماز خود را به جماعت و همراه معاذ به پایان برساند. از این رو، وى وسط نماز، قصد فرادا نمود و نماز خود را تمام کرد، سوار مرکب شد و به سراغ کار خود رفت. وقتى خبر این گونه نماز جماعت خواندن به اطلاع پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه و آله و سلّم) رسید، آن حضرت(صلى الله علیه و آله و سلّم) بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر کنند. آن‌گاه پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلّم) با ناراحتى به او فرمودند: «یا معاذ، ایاک ان تکون قتانا»(اى معاذ! دیگر این طور نباشد که مردم را از نماز جماعت فرارى بدهى، بلکه در نماز جماعت سوره‌هاى کوتاه را بخوان»[۹].

آسان‌گیرى در مسائل دینى کودکان، از اهمیت مضاعف و بسزایى برخوردار است. در دوران خردسالى، در نماز به گونه‌اى عمل کنیم که کودک، احساس جبر و خستگى نداشته باشد. نماز نباید براى او امرى سنگین و کسل کننده شود. به مصلحت او است که نمازها، با ذکرها، رکوع و سجود خسته کننده و طولانى نباشد. حتى سفارش شده است که به خاطر چند کودکى که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریعتر بخوانید، و از برخى کارهاى مستحبى صرف نظر کنید. هوشیار باشید که او کودک است و حال و روحیه‌ى شما را ندارد؛ به ویژه که از بسیارى حالات و رفتار شما، سر در نمی آورد و معناى عبارات شما را نمی فهمند.[۱۰]

میرزاى نورى در مستدرک الوسائل می نویسد:

«امام سجاد(علیه السلام) کودکانى را که نزد او بودند، وا می داشتند که نماز ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم بخوانند. به آن حضرت اعتراض شد. فرمود:

این عمل براى آنان سبکتر و بهتر است و سبب می شود که به خواندن نماز پیشى بجویند و براى خوابیدن و یا سر گرمى به کار دیگر، نماز را ضایع نسازند. و امام(علیه السلام)، کودکان را به چیز دیگرى غیر از نماز واجب دستورشان نمی دادند و می فرمود: اگر قدرت و طاقت بر خواندن نمازهاى واجب داشتند، آنان را محروم نسازید»[۱۱].

ابن قداح روایت کرده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«ما به فرزندان خود دستور می دهیم مادامى که در حال وضو هستند و مشغول کار دیگرى نشده اند، نماز ظهر را با نماز عصر، و نماز مغرب را با نماز عشا بخوانند»[۱۲].

بعضى والدین و مربیان که اصرار دارند از روى جبر و اکراه و بدون توجه به حال و روحیه‌ى کودک او را نماز خوان بار آورند، آنان ناخودآگاه لامذهب‌هاى آینده و افرادى عقده‌اى می پرورانند. چنین افرادى، در نخستین فرصتى که به قدرت و استقلالى دست یابند، دین و عبادت را ترک خواهند کرد. طبیعى است، مسئولیت چنین وضعى، بر عهده‌ى کسانى است، که چنین زمینه‌اى را فراهم کرده‌اند[۱۳].

دکتر احمدى در این باره نقل می ‌کند: «شخصى را می شناسم که پزشک متخصص تغذیه است. او فردى است که عِرق ملى خوبى هم دارد و در آلمان زندگى می کند. وى می گفت: پدر من از متدینین سر شناس یکى از شهرهاست، و همه چیز او سر جاى خودش است؛ نماز خواندنش، اعمال عبادى اش و… با وجود آن که در شهر سرد سیرى بودیم، صبح‌ها ما را از خواب بیدار می کرد تا نماز بخوانیم. بعد، خودش در اتاق دیگرى مشغول نماز خواندن می شد. ما تدبیرى اندیشیدیم تا از وضو گرفتن در آن هواى سرد خلاص شویم. بنابراین، بدون آن که وضو بگیریم، در اتاقمان با صداى بلند در حالى که خوابیده بودیم نماز می خواندیم.

بعد از چند بار، پدرمان فهمید و با کتک ما را وادار کرد که وضو بگیریم و نماز بخوانیم. بعد از مدتى، ما یاد گرفتیم که این کار را بکنیم: براى وضو گرفتن می رفتیم، ولى وضو نمی گرفتیم. سپس، ما می ایستادیم و بلند بلند نماز می خواندیم تا نشان بدهیم که داریم نماز می خوانیم. بدین گونه، پدرم من، خواهران و برادرانم را وادار به نماز خواندن می کرد. و الان، هیچ یک از ما نماز نمی خوانیم[۱۴].

 

پى‌نوشت‌ها

[۱] . قائمى، اقامه‌ى نماز در دوران کودکى، ۳۶ ـ ۳۷٫

[۲] . مجلسى، بحار الانوار، ج ۴۳، ۳۰۷٫

[۳] . محمدى رى شهرى، جشن تکلیف، ۸۶٫

[۴] . ابن حنبل، مسند، ج ۵، ۶۹٫

[۵] . ابویعلى، مسند، ج ۳، ۵۰، حدیث ۲۴۵۲٫

[۶] . ابن هشام، السیره النبویه، ج ۴، ۲۳۷٫

[۷] . صادقى اردستانى، پیوند، ۵۷ ـ ۵۸٫

[۸] . ابن حنبل، مسند، ج ۳، ۱۰۰٫

[۹] . حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۵، ۴۷٫

[۱۰] . قائمى، اقامه نماز در دوران کودکى و نوجوانى، ۳۵

[۱۱] . نورى، مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ۱۶۰، و ج ۳، ۱۹؛ کلینى، کافى، ج ۲، ۴۰۹؛ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۳، ۱۴ و ۱۶٫

[۱۲] . حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ۱۸۳٫

[۱۳] . قائمى، اقامه نماز در دوران کودکى، ۳۶٫

[۱۴] . احمدى، مجموعه مقالات دومین کنگره سراسرى انجمن‌هاى اولیا و مربیان کشور، ۱۹۴٫

منبع: مجله مسجد؛ ش۵۰؛ ص۲۱  به قلم  محمد رضا مطهرى