تربیت اخلاقی

نوشته‌ها

نقد تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه نصیر‌الدین طوسی(ره)

عنوان: نقد تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه نصیر‌الدین طوسی
مولف: اکبر راهنما
مترجم/ محقق:****
ناشر: انتشارات آییژ
سال نشر: ۱۳۸۸
نوبت نشر: اول
محل نشر:تهران

۱۶۰ صفحه

«نقد تطبیقی تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت و خواجه نصیر‌الدین طوسی» کتابی از اکبر راهنماست که انتشارات آییژ در تهران آن را منتشر کرده است. کتاب حاضر پس از معرفی احوال و آثار کانت و خواجه نصیرالدین طوسی، به خاستگاه و مبادی تربیت اخلاقی و ارزیابی تطبیقی دلالت‌های مربوط به تربیت اخلاقی دو اندیشمند مزبور، و در پایان نقد و بررسی دیدگاه کانت و خواجه نصیرالدین طوسی در زمینه تربیت اخلاقی پرداخته است.

بر اساس این پژوهش، با این که کانت به صورت منظم به پی‌ریزی نظامی برای تربیت اخلاقی نپرداخته، لیکن به علت این که مفهوم انسان و انسانیت محور اصلی فلسفه اوست، توجه به اندیشه‌هایش می‌تواند غنای بیشتری به فلسفه تعلیم و تربیت اخلاقی ببخشد.

درباره دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی در زمینه تربیت اخلاقی نیز، نویسنده معتقد است که وی در تاریخ اندیشه اسلامی، نقشی بسیار حیاتی داشته است؛ یعنی وی در دوره‌ای از تاریخ اسلام، به پاسداری و حراست از اندیشه دینی پرداخت و نقش احیاگری خود را به انجام رساند که شاید بدترین دوره تاریخ اسلام باشد؛ دوره‌ای که مغولان به ایران هجوم آورده و به تاراج و تخریب میراث فرهنگی این مرز و بوم پرداختند.

به تصریح نویسنده، در چنین برهه‌ای خواجه نصیر رسالت خود را، حفظ و احیاگری اندیشه‌های اسلامی حکمای پیش از خود قرار داد و شاید به همین دلیل معلم ثالث لقب گرفت.

منبع: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی

 

راز داشتن فرزند صالح

برای تربیت صحیح و درست، اصولی وجود دارد که مهمترین آن‌ها “لقمه حلال” است. لقمه حرام، آثار شوم فراوانی در زندگی انسان دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود.

مهمترین عامل تربیت فرزندان صالح، پرهیز از ارتزاق حرام است. تمامی مباحث تربیتی یک طرف و لقمه حلال هم یک طرف! با وجود درآمد نامشروع و حرام، تمامی تلاش‌های تربیتی بی‌نتیجه است. کسب حرام باعث می‌شود که فرزندان آدمی ناصالح باشند. لقمه حرام باعث می‌شود که انسان در مقابل ولی خدا و امام عصر خویش، بایستد و بجنگد. هم چنان که در واقعه عاشورا امام حسین (علیه السلام) فرمود: “ملئت بطونهم من الحرام” شکم‌های آنها از حرام پرشده است. لقمه حرام باعث می‌شود که انسان، حق را نپذیرد و به باطل گرایش داشته باشد. لقمه حرام، صیرت را از انسان می‌گیرد. لقمه حرام نه تنها باعث نمی‌شود که روزی انسان زیاد شود بلکه روزی انسان را کم می‌کند و برکت از رزق و زندگی برداشته می‌شود.

تربیت قبل از تولد

مـلا محمد تقى مجلسى، از علماى بزرگ اسلام است. وى درتربیت فرزندش، اهتمام فراوان داشت و نـسـبـت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان مى‌داد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش، با مال حرام رشد کند. مـحمد باقر، فرزند ملا محمد تقى، کمى بازیگوش بود. شبى پدر براى نماز و عبادت، به مسجد جامع اصـفـهـان رفـت. آن کـودک نـیـز همراه پدر بود. محمد باقر در حیاط مسجد ماند و به بازیگوشى پرداخت. وى مشک پر از آبى را که در گوشه حیاط مسجد قرار داشت با سوزن سوراخ ‌کرد و آب آن را بـه زمـین ریخت. با تمام شدن نماز، وقتى پدر از مسجد بیرون آمد، با دیدن این صحنه، ناراحت شد. دست فرزند را گرفت و به سوى منزل رهسپار شد. رو به همسرش کرد و گفت: مى‌دانید که مـن در تربیت فرزندم، دقت بسیار داشته‌ام.

دلی که از لقمه ‌حرام روئیده باشد، کجا و قابلیت انوار عالم قدس کجا و نطفه‌ای که از مال حرام هم رسیده باشد به مرتبه‌ رفیع انس با پروردگار چکار، چگونه پرتو عالم نور بدلی تابد که غذای حرام، آن را تاریک کرده و کی پاکیزگی و صفا برای نفسی حاصل می‌شود که کثافات مال شبهه ناک، آن را آلوده و چرک آلود نموده باشد. امروز عملى از او دیدم که مرا به فکر وا داشت. با این که در مورد غذایش دقت کرده ام که از راه حلال به دست بیاید، نمى‌دانم به چه دلیل دست به این عمل زشت زده است. حال بگو چه کرده اى که فرزندمان چنین کارى را مرتکب شده است؟!

زن کمى فکر کرد و عاقبت گفت: راستش هنگامى که محمد باقر را در رحم داشتم، یک بار وقتى به خانه همسایه رفتم، درخت انارى که در خانه‌شان بود، توجه مرا جلب کرد. سوزنى را در یکى از انارها فرو بردم و مقدارى از آب آن را چشیدم!

ملا محمد تقى مجلسى با شنیدن سخن همسرش، آهى کشید و به راز مطلب پى برد.

نتیجه اخلاقی

اگر در روایات اسلامى تاکید شده که خوردن غذاى حرام و لو اندک، در نطفه تاثیر سوء دارد، به همین جهت است.

لذا بزرگان علم تربیت گفته اند: تربیت، قبل از تولد شروع مى‌شود.

غذا بر روان آدمی تأثیر دارد

غذاى حرام، بر روح و روان انسان بسیار تأثیرگذار است و این تأثیر بر روان فرزند، به هیچ وجه قابل انکار نیست. نطفه‌ای که با لقمه حرام بسته و رشد یافته، چیزی جز خباثت نیست و چگونه می‌توان به چشم او امیدوار بود که به نامحرم نگاه نکند و یا با زبان غیبت نکند.

عالم ربانی مرحوم نراقی در کتاب معراج السعاده می‌نویسد:

دلی که از لقمه ‌حرام روئیده باشد، کجا و قابلیت انوار عالم قدس کجا و نطفه‌ای که از مال حرام هم رسیده باشد به مرتبه‌ رفیع انس با پروردگار چکار، چگونه پرتو عالم نور بدلی تابد که غذای حرام آن را تاریک کرده و کی پاکیزگی و صفا برای نفسی حاصل می‌شود که کثافات مال شبهه‌ناک آن را آلوده و چرک آلود نموده باشد. (معراج السعاده انتشارات مطبوعاتی حسینی ص ۳۱۳)

تأثیرگذاری لقمه ی حرام، بر نفس و جان آدمی و بر حقیقت هستی او است. بنابراین یکسانی اثر مال حلال و حرام در بدن انسان، مساوی با یکسانی اثر آن در روح و نهاد آدمی نیست و نباید بین این دو خلط کرد.

مادر مفاسد و گناهان، لقمه حرام است.

یکی از مهمترین عوامل قضا شدن نماز شب و نماز صبح، لقمه حرام است. به گونه‌ای که یکی از بزرگان، با خوردن چند لقمه از غذای یک فرد رباخوار، (ندانسته) چهل شب نماز شبش ترک شده و به سختی برای نماز صبح بیدار می‌شده است.

لقمه حرام باعث می‌شود که دعای انسان، مستجاب نشود. لقمه حرام، مادر بسیاری از مفاسد و رذایل بوده و مهمترین ابزار شیطان است. لقمه حرام، قساوت قلب می‌آورد. لقمه حرام، باعث می‌شود که انسان، عاقبت بخیر نشود!

ورودی‌های لقمه ی حرام

دلایل زیادی وجود دارد که باعث می‌شود انسان در ورطه لقمه حرام بیفتد که عبارتند از:

حرص و طمع و عجول بودن و جهل و ولخرجی و… ولی مهمترین عامل، عدم ایمان به “توحید در رازقیت”خداست.

توحید در رازقیت یعنی این که رازق، تنها خداست و لاغیر (لا رازق الا الله)

به قول حافظ شیرازی:…بر سر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود…

اگر در موقع اذان، اکثر مغازه‌ها باز است به خاطر شرک در رازقیت است چرا که رازق را، مشتری می‌دانند نه خدا را. اگر رشوه خواری و رباخواری و کلاهبرداری و… در جامعه زیاد است، اگر بعضی از خانواده به خاطر ترس از فقر، مانع بچه‌دار شدن می‌شوند، اگر اکثر افراد جامعه، خمس و زکات مالشان را نمی‌پردازند، اگر به افراد پولدار و ثروتمند در جامعه و بانک‌ها، بیشتر احترام می‌کنند، اگر در بعضی مغازه‌ها برای فروش بیشتر، از زنان بزک کرده و موسیقی حرام استفاده می‌شود، به خاطر این است که دیگران را رازق می‌دانند نه خدا را و این، شرک خفی است که اکثر ما دچار آن هستیم. رزق و روزی ما، فقط و فقط دست خداست و دیگران نمی‌توانند آن را کم و زیاد کنند….

چند نکته تربیتی

۱-در محبت به فرزندان، نه افراط داشته باشید و نه تفریط، نه سخت گیرباشید نه سهل‌انگار، بلکه متعادل رفتار کنید.

۲-برای فرزندان، نامی نیکو و مذهبی انتخاب کنید چرا که اسم، در شخصیت فرزندان تاثیر زیادی دارد. متاسفانه برخی با تبلیغ اسامی ایرانی و… می‌خواهند اسامی اسلامی و مذهبی کمرنگ شود.

۳-والدین باید در رفتار با فرزندان، هم آهنگ باشند و متناقض رفتار نکنند.

۴-مادر، با وضو به فرزندان خود شیر دهد.

۵-به فرزندان خود شخصیت دهید و هرگز او را تحقیر و توهین نکنید.

۶-زیاد امر و نهی به فرزند نکنید تا جرأت نافرمانی نکند و باعث لجبازی فرزند نشود.

۷-برای تربیت جنسی فرزندان، والدین نخست باید به آنها بیاموزند که سرزده وارد اتاق آنها نشده و اجازه بگیرند.

۸-لوس کردن کودک، باعث خودرای شدن و بی‌اراده شدن و ضعف اعتماد به نفس او می‌شود.

۹-برای کودکان خودف دعا کنید و با خود، به مجالس مذهبی و مسجد ببرید.

۱۰-خانواده‌ها باید از بین فرزندان و ماهواره، یکی را انتخاب کنند! بنا به دلایل متعدد، تاثیر منفی ماهواره، بیش از تاثیر مثبت آن است. ریشه بسیاری از طلاق‌ها و مدگرایی و بزک کردن و اعتیاد و بزهکاری‌ها و بی‌اعتقادی‌ها و… ماهواره است. ماهواره، مارخوش خط و خال وخمپاره‌ای است که بنیان خانواده را ویران می‌کند.

فرآوری: زهرا اجلال

منبع: بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

تربیت دینی خانواده

مقدمه

آدمی از دیر زمان درصدد بوده معمای حیات و مقصود از زندگی را بداند، از آینده و سرنوشت خویش تا حدی با خبر شود، توجیه درستی از رویدادهای این عالم به دست آورد و تفسیر معقولی نسبت به پدیده‌ها و دگرگونی‌های جهان داشته باشد.

پاسخگوی این گونه مسائل، که همواره ذهن انسان را به خود مشغول داشته، بدون شک، در هر زمانی «دین» بوده است؛ زیرا حقیقت زندگی را تفسیر می‌نماید، هدف از آمدن و ماندن در این عالم را معنا می‌کند و مسیر درست زندگی و راه رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را نشان می‌دهد(۱).

اساسی‌ترین رکن دین – یعنی: ایمان به خدای یکتا – انسان را از نگرانی، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته، در برابر رویدادهای نامطلوب زندگی ثابت و استوار نگه می‌دارد، به گونه‌ای که هیچ حادثه‌ای نمی‌تواند تزلزلی در او ایجاد نماید.

بر اساس بینش اسلامی، هر انسانی از هنگام تولد با فطرت الهی و گرایش به خداشناسی قدم به عرصه زندگی می‌گذارد؛ ساختار وجودی انسان به گونه‌ای است که او را به سوی خدا هدایت می‌کند و در این میان، تفاوتی بین مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد، بلکه همه انسان‌ها در آغاز زندگی، از استعداد خاصی برای حقیقت جویی و نیل به کمال بهره مندند و به فرموده پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، «کل مولود یولد علی الفطره»(۲)؛ هر نوزادی با فطرت خدایی زاده می‌شود.

با وجود این، فطرت و ساختار وجودی انسان در هر شرایطی به صورت یکسان عمل نمی‌کند و ممکن است عوامل نامساعد بیرونی و محیط ناسالم زندگی مانع از شکوفایی و بروز نقش صحیح آن گردد(۳).

بر این اساس، لازم است به این جنبه از وجود آدمی توجه ویژه‌ای مبذول گردد تا حس دینی‌اش شکوفا گردد، به خصوص در مورد کودکان و نوجوانان، توجه به این جنبه وجودی آنان اهمیت فراوان دارد؛ زیرا نسبت به بزرگسالان تربیت‌پذیرترند. این کار تنها در سایه تربیت صحیح امکانپذیر است.

ابعاد تربیت

«تربیت» به مفهوم عام آن، شامل جنبه‌های گوناگون جسمانی، روانی، عاطفی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی و دینی است و هر یک از این ابعاد به لحاظ روان شناختی و تربیتی در زندگی انسان اهمیت فراوان دارد.

آنچه در دوره نخست زندگی توجه بدان لازم است پرورش و رشد هماهنگ و منظم ابعاد وجودی کودک است؛ به گونه‌ای که اگر در بعضی آن‌ها، دچار نارسایی گردد و یا احیانا رشد مطلوب نیابد در آینده دچار مشکل خواهد شد.

تحقق این امر، مسئولیت بزرگی است که بر دوش مربیان کودک و نوجوان، اعم از والدین، آموزگاران و دست اندرکاران امور تربیتی مدارس، گذاشته شده است(۴).

تربیت، دارای دو نقش مهم آموزش و پرورش است که در یکی اهتمام به آموزش فنون، مهارت‌ها و توانایی‌های لازم برای رفع نیازهای جامعه است و در دیگری پرورش حس دینی و مذهبی کودک که به صورت فطری در نهاد او به ودیعت گزارده شده، مورد توجه است.

بررسی همه ابعاد تربیت به لحاظ نقش اساسی آن‌ها در زندگی انسان لازم است، ولی در یک مقاله نمی‌گنجد، بدین روی، در این نوشتار، تنها به بررسی تربیت دینی اکتفا می‌شود.

تربیت دینی

شناخت مفهوم «تربیت دینی» منوط به شناخت معنای دو کلمه «تربیت» و «دین» است. از این رو، لازم است به معانی این دو واژه اشاره شود:

واژه «تربیت» در لغت، به معنای پرورانیدن یا پرورش دادن – یعنی: به فعلیت رساندن نیروهای بالقوه(۵) – آمده. اما در اصطلاح، تعاریف متعددی از آن ارائه شده است. این تعاریف در عین تعدد، همگی در این جهت توافق دارند که تربیت فرایندی است که نتیجه اش تغییر رفتار فرد(اعم از ظاهری و باطنی) و کسب هنجارهای مورد قبول می‌باشد.

با توجه به این مطلب، اولا، حصول چنین چیزی نمی‌تواند دفعی باشد. ثانیا، متربی نیز باید استعدادهای لازم را برای تربیت پذیری دارا باشد. اما علاوه بر این، پرورش واقعی در صورتی محقق می‌شود که جریان تربیت بر اساس فطرت و سرشت متربی انجام گیرد.

واژه «دین» نیز در لغت، به معنای کیش، آیین، طریقت، و شریعت(۶) و در اصطلاح، عبارت است از: مجموعه اصول و قواعد بنیادی و احکام و دستوراتی که از سوی خدا به انسان داده شده است. به عبارت دیگر، دین شامل گزاره‌های توصیفی و تجویزی است و سه عنصر اساسی دارد:

الف. شناخت

نخستین عنصر مؤثر در دین داری و تدین، علم به اصول و قواعد ضروری دین است. یعنی متدین باید گزاره‌های دینی را از طریق استدلال و برهان عقلی دریافت نماید؛ مانند توصیف این که «الله آفریننده جهان است» یا «خدا یکی است» از گزاره‌های توصیفی مربوط به مسائل اعتقادی است که یک موحد باید بداند.

آنچه در این زمینه قابل توجه است این که درباب شناخت گزاره‌های دینی، نباید به ظن و گمان قناعت کرد؛ زیرا خداوند می‌فرماید: «لا تقف ما لیس لک به علم(اسراء: ۳۲)؛ از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن ». بلکه به علم و یقین باید رسید.

ب. ایمان

عنصر دوم در دین التزام قلبی انسان به باورها و اصول مسلم دینی است. به کسی که اعتقاد قلبی نسبت به خدا نداشته باشد، متدین گفته نمی‌شود.

ریشه تمام ارزش‌های اخلاقی ایمان به گزاره‌های دینی بوده و این ایمان مبتنی بر معرفت و شناخت است، به گونه‌ای که هر چه معرفت کامل‌تر باشد، آن ایمان نیز بارورتر خواهد بود.

البته علم و ناخت شرط کافی برای ایمان نیست، بلکه شرط لازم آن است و عنصر اراده و گرایش باطنی به التزام قلبی نسبت به باورهای دینی جزء اخیر ایمان را تشکیل می‌دهد.

با توجه به این مطلب، ایمان یک عمل قلبی کاملا اختیاری است که فرد پس از شناخت لازم و به دور از فشارهای بیرونی یا اصول اسلامی را پذیرا می‌شود و یا آن را انکار می‌کند. چه بسا افرادی هستند که در عین شناخت گزاره‌های دینی، در اثر لجاجت و عناد، ایمان نمی‌آورند.

در مورد انتخابی بودن ایمان، شواهد فراوانی از آیات قران وجود دارد؛ از جمله این که خداوند می‌فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»(انسان: ۴)؛ ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر و پذیرا باشد یا کفران کننده و ناپذیرا. در جای دیگری می‌فرماید: «لا اکراه فی الدین»(بقره: ۲۵۶)؛ در قبول دین اکراهی نیست.

ج. عمل

عنصر سوم دین عمل به گزاره‌های تجویزی و احکام دینی است؛ یعنی: آنچه را فرد از باورهای دینی می‌داند و به آن ایمان دارد، در مرحله عمل نیز آشکار سازد. عملی از نظر اسلام ارزشمند است که ناشی از ایمان راسخ به اصول دین و ارزش‌های مذهبی باشد.

در موارد متعددی از قرآن کریم، ایمان پیش از عمل صالح ذکر شده است؛ مانند «آمنوا و عملوا الصالحات»(یونس: ۱۰) و این می‌رساند که هیچ عملی بدون ایمان نیکو و پذیرفته نیست.

در این مورد، شواهد فراوانی از قرآن وجود دارد که عمل صالح را مشروط به ایمان می‌کند؛ نظیر «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوه طیبه»(نحل: ۱۲۹)؛ هر کس از مرد و زن کار نیکی انجام دهد، به شرط این که ایمان داشته باشد، ما او را زندگی پاک و پاکیزه‌ای می‌بخشیم.

از آنچه درباره دین و تربیت گفته شد، روشن گردید که مفهوم «تربیت دینی» در ارتباط با سه محور شناخت، ایمان و عمل قابل تحقق است. این سه عنصر در تربیت دینی هر کس، نقش اساسی دارد و مربی بر همین اساس باید عمل تربیت دینی را اجرا کند.

بنابراین، می‌توان گفت: «تربیت دینی» فرایندی است که از طریق اعطای بینش، التزام قلبی و عملی به فرد هماهنگ با فطرت و به دور از جبر و فشار، به منظور نیل به سعادت دنیوی و اخروی انجام می‌گیرد.

رابطه تربیت دینی و اخلاقی

بررسی این مطلب نیاز به شناخت مفهوم «دین» و «اخلاق» و نسبت میان آن دو دارد. مفهوم دین از مطالب گذشته روشن شد. «اخلاق» صفت فعل اختیاری است و به افعالی اخلاقی گفته می‌شود که قابل اتصاف به خوب و بد باشد و بر اساس بایدها و نبایدها انجام گیرد.

ویژگی دیگر فعل اخلاقی آن است که مطلوبیت بالغیر دارد و همه ارزش آن به دلیل نتیجه‌ای است که با انجام آن کار عاید انسان می‌شود؛ مانند انجام کارهای شایسته از قبیل خدمت به محرومان و فقرا که برای کسب رضای خدا صورت می‌گیرد(۷).

از سوی دیگر، بایدها و نبایدهای اخلاقی، مبتنی بر اصول و قواعد بنیادین دینی است. بایدها و نبایدهای اخلاقی از نظر اسلام، بر معیار اندیشه‌ها و باورهای مسلم اسلامی قابل تبیین است؛ یعنی: هر کس نخست باید اصول و عقاید اسلامی را بشناسد و قلبا به آن‌ها ملتزم شود، سپس به ارزش‌های اخلاقی ناشی از آن عمل نماید.

بر این اساس، نسبت بین دین و اخلاق عام و خاص مطلق است؛ به این معنا که حوزه دین اعم از دایره اخلاق است؛ زیرا بخشی از گزاره‌های دینی که عبارت از اندیشه‌های بنیادین دین می‌باشد، خارج از معیارهای اخلاقی است.

اما گزاره‌های اخلاقی عموما داخل در قلمرو دین است. در نتیجه، تربیت دین نیز اعم از تربیت اخلاقی است. تربیت دین در تمام جنبه‌ها، اعم از اعتقادی، رفتاری و عاطفی، فراگیرتر از تربیت اخلاقی است(۸).

منظور ما از تربیت دینی، چیزی جز تربیت اسلامی نیست و مهم‌ترین وظیفه مربیان کودک و نوجوان، اعم از والدین و معلم، این است که متربی را در محیط خانه و مدرسه در سه بعد شناخت و ایمان در حوزه دینی و در بعد عمل به بایدها و نبایدها در قلمرو اخلاق، پرورش دهند.

شروع تربیت دینی بهتر است از محور شناخت باشد تا با اعطای بینش به متربی نسبت به مفاهیم و ارزش‌های دینی در وی انگیزه ایجاد کند تا خود با گرایش قلبی به سوی عمل رود.

به عنوان مثال، به جای دستور به خواندن نماز، ارزش، فضیلت و پاداش آن را به متربی تفهیم نماید. جریان تربیت، به خصوص تربیت دینی، تحمیل پذیر نیست. از این رو، بر مربی لازم است که به دور از هر گونه فشار بر متربی زمینه رشد و شکوفایی استعدادهایی فطری و بالقوه او را فراهم سازد.

هدف تربیت دینی

روشن است که کار اصلی یک مربی دینی، توجه ویژه به پرورش بنیادهای دینی و اخلاقی متربی است. تحقق این موضوع پیش از همه، بسته به این است که مربی از نظر دینی و اسلامی، شرایط لازم را برای تربیت دارا باشد تا بتواند دیگران را درست تربیت نماید.

بنیادی‌ترین اصول اسلامی، اعتقاد به وجود خدای یکتا است که حقیقتی است بی‌نهایت، جامع تمام ارزش‌ها و سرانجام همه چیز به او ختم می‌شود. اوست کمال مطلق و واجد تمام صفات کمالی که می‌تواند محور تمام فعالیت‌های انسان قرار گیرد.

بر این اساس، هدف نهایی زندگی از دیدگاه اسلام، «قرب به خدا» است. منظور از «قرب» قرب وجودی و کمالی است، به گونه‌ای که انسان در صفات کمالی، مظهر اوصاف الهی گردد. تربیت دینی راه وصول به هدف نهایی زندگی را نشان می‌دهد(۹).

در نتیجه، هدف تربیت دینی در مکتب اسلام، هدایت متربی به سیر الی الله و قرب به خداست. راه رسیدن به این هدف همان چیزی است که در تبیین مفهوم تربیت دینی گفته شد: پرورش در محورهای شناخت، ایمان و عمل.

اهمیت تربیت دینی

در جهان کنونی، رفتار انسانی در قالب فن آوری رفتار و مهندسی ژنتیک شکل می‌گیرد، زندگی اخلاقی بشر در اثر تزلزل نظام‌های ارزشی و انحلال مبانی مقدسات مورد تهدید قرار گرفته، پایدارترین عقاید دینی از وی گرفته شده، اندیشه‌های مکانیکی و عاریتی جایگزین آن گردیده و انسان با بحران‌های گوناگون درونی و بیرونی مواجه شده که مهمتر از همه بحران معرفت دینی و بدتر از آن، بحران تربیت دینی است(۱۰).

تنها راه فرار از این بحران‌ها روی آوردن عمیق و عاشقانه به خویشتن خویش، فطرت اصیل و احساس درونی حقیقت جو است.

به عبارت دیگر، راه خروج از بحران‌های زندگی کنونی بازگشت به اسلام و قرآن است که سعادت دنیا و آخرت انسان را تامین می‌کند. اگر به گذشته تاریخ نگاه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که هدف انبیاء از دعوت مردم به خدا، توحید و معاد و نجات آن‌ها از بحران‌های زندگی بوده است.

مفاهیم متعددی در قرآن کریم وجود دارند که مستقیم یا غیر مستقیم، بر تربیت دینی دلالت دارند؛ مانند مفهوم تقوا، تزکیه و امثال آن که مکرر در قرآن ذکر شده و محتوای این گونه مفاهیم بدون تربیت دینی قابل تحقق نیست.

در برخی آیات نیز تزکیه مردم(۱۱) صریحا به عنوان هدف بعثت انبیاء بیان شده و این می‌رساند که مهم‌ترین هدف پیامبران، پرورش انسان‌ها بر اساس دین توحیدی بوده است.

انبیای الهی، هر کدام به نوبه خود، در زمینه تربیت دینی مردم، تلاش‌های فراوان کردند و تا حدی نیز در انجام این مهم، موفق گردیدند، به ویژه رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) که نظام تربیتی اسلام را در مکه و مدینه پایه‌گذاری نمودند و افرادی را تربیت کردند که با تمام وجود، به دفاع از دین و عقیده خود برمی خاستند.

تربیت‌یافتگان مکتب پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آن چنان در برابر دشمنان اسلام و شرک و نفاق با صلابت و استوار بودند که لحظه‌ای با مخالفان خودسر سازش نداشتند.

در عصر حاضر، که نظام تربیتی اسلام رو به سقوط و نابودی کامل بود و می‌رفت تا بساط دیانت و دین داری از جامعه اسلامی برچیده شود؛ حضرت امام خمینی(ره)، با الهام از قرآن و سیره ائمه معصوم(علیهم السلام) مکتب تربیتی اسلام را دوباره زنده ساخت و با تاکید بر این نکته، می‌فرمود: تربیت کامل، از اهم مسائل است.

اما هر گونه تربیتی را نمی‌توان تربیت مفید و کامل دانست، بلکه تربیت کامل فقط در پرتو ایمان به خدا و به وسیله تعالیم انبیاء امکان‌پذیر است؛ زیرا غیر از انبیاء و پیروان آنها، دیگران اعتقادی به جهان آخرت و صراط مستقیم ندارند(۱۲).

همچنین می‌فرمود: اگر بچه دارید، تربیت الهی کنید، تربیت شیطانی نکنید. خودتان را تهذیب کنید و کودکان خود را اسلامی بار آورید(۱۳).

انواع تربیت دینی

تربیت دینی در مقام اجرا، به دو شکل رسمی و غیر رسمی در قالب نهادهای آموزشی رسمی، خانه و جامعه انجام می‌گیرد و هر کدام نقش اساسی در تدین فرد دارد.

۱- رسمی

منظور از «تربیت دینی رسمی» این است که تربیت دینی با برنامه‌ریزی مدون و از پیش تنظیم شده به وسیله افراد خاصی در نهادهای آموزشی انجام شود. محیط مدرسه جایی است که شخصیت دینی و مذهبی فرد پس از خانواده در آن شکل می‌گیرد.

مدرسه ابتدایی بیش از دیگر نهادهای آموزشی در تربیت دینی متربی مؤثر است؛ زیرا متربی در این مرحله از زندگی، گیرنده است و هر چه به او القا شود، می‌پذیرد. در محیط مدرسه، نه تنها معلم و مربی در تربیت دانش‌آموز مؤثرند، بلکه سایر کارمندان و مسئولان و فضای آموزشی نیز بر ابعاد تربیتی او تاثیر می‌گذارند.

دو نهاد خانه و مدرسه، مکمل یکدیگرند، بر هم تاثیر متقابل دارند و هر یک نقش خاصی در تربیت کودک ایفا می‌کند؛ چرا که رابطه کودک و افراد پیرامون او در این دو محیط متفاوت است؛ یعنی: روابط در خانواده، فردی‌تر و عاطفی‌تر، ولی در محیط مدرسه، جمعی‌تر و منطقی‌تر است.

برای دست یابی به تربیت مطلوب، به خصوص در زمینه مذهبی همکاری این دو نهاد ضروری است. مدرسه علاوه بر تکمیل آموخته‌های دینی کودک از محیط خانواده، می‌تواند آموزش‌های تازه‌ای در زمینه‌های دینی با شیوه‌های جدید به وی ارائه دهد(۱۴).

اگر این دو کانون تربیتی(خانه و مدرسه) در محور تربیت دینی از قبیل القاء ارزش‌ها، ارائه الگوهای مناسب و دستورات لازم به کودکان، به صورت یکسان و هماهنگ عمل کنند، بدون تردید، نتیجه مطلوبی به دست خواهد آمد.

از این رو، برقراری روابط عمیق میان این دو نهاد تربیتی ضروری است و در ا ین زمینه، انجمن اولیا و مربیان نقش اساسی دارد. وظیفه مهم این انجمن فراهم ساختن شرایط مناسب تربیتی و ایجاد هماهنگی لازم میان خانه و مدرسه است که در صورت انجام آن، زمینه شکوفایی استعدادهای مذهبی کودکان فراهم می‌گردد.

۲- غیر رسمی

این نوع از تربیت دینی، در قالب دو نهاد خانه و جامعه، بدون طرح و برنامه پیشین انجام می‌گیرد. پس از خانه و مدرسه، جامعه‌ای که کودک در آن زندگی می‌کند به عنوان یک عامل مؤثر در تربیت دینی وی ایفای نقش می‌کند؛ زیرا کودک تمامی آداب و رسوم اجتماعی و بیش‌تر نگرش‌های دینی و مذهبی را از اجتماع فرا می‌گیرد.

اگرچه در زمینه تربیت دینی کودک در جامعه، طرح و برنامه‌ریزی قبلی پیش‌بینی نمی‌شود، ولی آنچه در جامعه می‌گذرد، اعم از فرهنگ عمومی مردم، روابط اجتماعی، مسائل سیاسی و برداشت‌های دینی، بدون شک، بر ابعاد جسمی و روحی متربی تاثیر می‌گذارد.

به عنوان مثال، اگر فضای حاکم بر اجتماع و محل زندگی فضای دینی و معنوی باشد و هر روز برنامه‌های نماز جماعت و دیگر مراسم دینی و مذهبی در آن برقرار شود، کودکی که در چنین جامعه‌ای پرورش می‌یابد به احتمال بسیار قوی، متدین خواهد بود.

به عکس، در جوامع آلوده به انواع انحرافات و بی‌بندوباری‌های فکری و عملی بعید است افراد صالح و متعهد به ارزش‌های دینی و اسلامی پرورش یابند.

بنابراین، فرهنگ و ارزش‌های رایج در اجتماع مستقیم یا غیرمستقیم، بر فکر و اندیشه کودک تاثیر می‌گذارد و بدین روی باید از وی مراقبت نمود. اما آنچه بیش از همه بر ابعاد رشد کودک مؤثر است و اهمیت فراوانی در تربیت دینی او دارد نهاد خانواده است. از این رو، لازم است به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.

تربیت دینی خانواده

بر اساس آیات و روایات اسلامی، سرپرست خانواده، اعم از پدر و مادر و یا افراد دیگر، نسبت به تربیت دینی فرزندان و دیگر زیر دستان خود، مسئولیت سنگینی دارد.

به همین دلیل، خدای متعال در این زمینه، خطاب به مؤمنان از پیامدهای اخروی آن خبر داده، به آنان هشدار می‌دهد: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌ها است، نگهدارید.»(تحریم:۶)

نگه داری خویشتن از طریق ترک معاصی و تسلیم نشدن در برابر شهوات سرکش میسور است، نگه داری خانواده نیز به وسیله تعلیم و تربیت درست و فراهم ساختن محیط پاک و به دور از هر گونه آلودگی فکری و عملی حاصل می‌شود(۱۵).

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ به سؤالی در این زمینه، که چگونه انسان می‌تواند اهل و فرزندانش را از آتش(اعم از آتش دنیا و آخرت) نجات دهد؛ فرمودند: آن‌ها را به آنچه خدا دستور داده امر و از آنچه نهی کرده باز دارید. اگر از شما پذیرفتند آنان را از آتش جهنم حفظ کرده‌اید و اگر قبول نکردند به وظیفه خود عمل نموده‌اید(۱۶).

از این گونه آیات و روایات در زمینه تربیت دینی خانواده فراوان است و از آن‌ها به روشنی استفاده می‌شود که والدین و به خصوص پدر، به عنوان سرپرست خانواده، وظیفه مهمی در زمینه مسائل دینی فرزندان و دیگر اعضای خانواده بر عهده دارد.

از این رو، انجام این مهم با استفاده از شیوه‌های جدید تربیتی در قالب امر به معروف و نهی از منکر در میان افراد خانواده، بر همه پدران و مادران لازم است. توجه دقیق و جدی والدین به تربیت دینی فرزندان در محیط خانه و سرمایه‌گذاری لازم در این زمینه، آثار مهم تربیتی از لحاظ فردی و اجتماعی بر کودک به جای خواهد گذاشت.

جنبه‌های فردی و اجتماعی تربیت دینی

۱- جنبه فردی

به لحاظ فردی، می‌توان با تربیت درست کودک فردی صالح و دارای ایمان و اخلاق اسلامی ساخت؛ زیرا شخصیت انسان غالبا از همان سال‌های اولیه زندگی در محیط خانواده شکل می‌گیرد. گرایش‌ها، نگرش‌ها، افکار، عادات و رفتار انسان از خانه آغاز و با عوامل موجود در محیط تکمیل و تقویت می‌شود.

آنچه را کودک از آغوش خانواده دریافت می‌دارد در طول زندگی همراه دارد و در شرایط گوناگون زندگی، تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد. افراد صالح و رهبران دینی عموما از خانواده‌های پاک و متدین پرورش یافته و ارزش‌های دینی را از آن جا فرا گرفته‌اند.

بر این اساس، تربیت دینی از نظر فردی، ارتباط انسان را با خدا محکم می‌کند و زمینه خدمت به اسلام و مردم را در نهاد او فراهم می‌سازد.

۲- جنبه اجتماعی

تربیت دینی خانواده از نظر اجتماعی نیز آثار قابل توجهی دارد؛ زیرا جامعه از واحدهای کوچکی به نام «خانواده» تشکیل شده و اگر این واحدها اصلاح گردد مسلما جامعه اصلاح می‌شود. خانواده‌ها به عنوان هسته اصلی جامعه، در اصلاح و یا افساد آن نقش اساسی دارند؛ زیرا کودکان امروز، که در آغوش خانواده پرورش می‌یابند، مربیان، مجریان و قانون گذاران آینده خواهند بود.

اگر نسل امروز با برنامه‌های درست دینی و اخلاقی تربیت یابند، اجتماع آینده به یقین، صالح و تکامل یافته خواهد بود بدین روی، پدران و مادران مسئولیت بزرگی در برابر جامعه دارند و باید در انجام آن سعی و تلاش فراوان نمایند(۱۷).

اگر پدران و مادران در زمینه تربیت دینی به وظیفه خود عمل نمایند و فرزندان صالحی تحویل جامعه دهند، گذشته از آثار فردی و اجتماعی، به پاداش‌های بزرگ الهی نایل می‌شوند.

در زمینه پاداش اخروی این گونه پدران و مادران روایات فروانی در اختیار است؛ از جمله رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«هر کس دختری داشته باشد و او را نیکو ادب بیاموزد و در تعلیم و تربیتش کوشش نماید و اسباب رفاه و آسایش و زمینه تربیت دینی او را فراهم سازد، آن دختر او را از آتش دوزخ نجات می‌دهد.»(۱۸) در روایت دیگری آمده است: «وجبت له الجنه»؛(۱۹) بهشت برایش واجب می‌شود.

ضرورت توجه پدران و مادران به تربیت دینی فرزندان از روایات متعددی استفاده می‌شود که باید به آن اهمیت داد.

بسیاری از مشکلات جوامع کنونی در اثر بی‌توجهی خانواده‌ها به تربیت صحیح فرزندان، اعم از دختر و پسر، است؛ جوانان بی‌بندوباری که در خیابان‌ها، کوچه‌ها و محله‌ها دست به اعمال خلاف می‌زنند و جامعه را آلوده می‌سازند از خانواده‌های بی‌مسئولیت وارد جامعه می‌شوند.

شیوه‌های تربیت دینی خانواده

تربیت دینی در محیط خانواده، دارای دو شیوه اساسی کلامی و نمادین است که هر یک، در تربیت کودک، نقش اساسی دارد. به طور خلاصه، به آن‌ها اشاره می‌شود:

الف. شیوه کلامی

منظور از شیوه کلامی(دستوری – بیانی) امر و نهی‌های والدین و دیگر اعضای خانواده است که نسبت به بایدها و نبایدهای دینی کودک صورت می‌گیرد؛ یعنی: به آنچه پدر و مادر در مورد انجام احکام و کارهای دینی به کودک دستور می‌دهند «شیوه» کلامی تربیت گفته می‌شود.

این نوع تربیت به نوبه خود، در رشد و شکوفایی حس دینی کودک تاثیر فراوان دارد؛ زیرا کودک در دوره کودکی وابستگی کامل به والدین دارد و با دید مثبت به آن‌ها می‌نگرد و هر چه از آنان دریافت کند، می‌پذیرد.

گفتارهای والدین، اعم از دستوری و غیر دستوری، حتی سخنان معمولی آن‌ها در شکل‌گیری رفتار و افکار کودک مؤثر است و چه بسیار سخنان نامناسب و احیانا دروغ‌ها، سرزنش‌ها و تهدیدهایی که در محیط خانه جریان می‌یابد در روح کودک اثر منفی می‌گذارد.

بر این اساس، پدر و مادر لازم است در گفتار و دستورات خود به کودک، دقت نمایند تا عامل بدآموزی فرزندانشان نگردد.

ب. شیوه نمادین(عملی)

به آنچه کودک از اعمال و رفتار والدین و دیگر افراد خانواده یاد می‌گیرد بدون این که دعوتی از او شده باشد، «شیوه نمادین(عملی)» تربیت گفته می‌شود. این گونه یادگیری و تربیت به صورت پنهان صورت می‌گیرد و در شکل‌گیری شخصیت کودک بسیار مؤثر بوده و در عین حال، دارای دامنه گسترده‌ای است.

اساسا یکی از شیوه‌های تربیتی انبیاء، تربیت از راه عمل بوده و برای تربیت دینی مردم از آن استفاده می‌کرده‌اند؛ یعنی: پیش از آن که به مردم دستوری بدهند، خود به آن عمل می‌نمودند و برای مردم الگو قرار می‌گرفتند.

بیش‌تر مردم و به ویژه کودکان، از رفتار ظاهری دیگران تقلید می‌کنند و یا پس از مشاهده رفتار آن‌ها دست کم، زمینه تربیت کلامی برایشان فراهم می‌شود.

بر این اساس، حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای هدایت بت‌پرستان از شیوه غیر کلامی و عملی استفاده می‌نمود و به جای موعظه و نصیحت با شکستن بت‌ها به آن‌ها نشان داد که چنان معبودهایی بی‌روح نفع و ضرری به حالشان ندارد و وقتی بت‌پرستان او را مورد بازپرسی و تهدید قرار دادند، برای او زمینه تربیت کلامی فراهم شد و با بیان قوی و استدلال منطقی به سؤالات بت‌پرستان پاسخ داد و وجدان ختفه آن‌ها را بیدار ساخت.

در اثر گفتار منطقی و بیان شیوای حضرت ابراهیم(علیه السلام)، فطرت توحیدی بسیاری از بت‌پرستان از پشت پرده‌های جهل و تعصب ظاهر گشت و گروهی از آن‌ها به دین توحیدی گرویدند(۲۰).

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در موارد متعددی، مانند تعلیم نماز و حج، از این شیوه استفاده کردند و فرمودند: «صلوا کما رایتمونی اصلی»(۲۱)؛ نماز بگزارید، آن گونه که می‌بینید من نماز می‌گزارم.

استفاده از شیوه غیر کلامی و عملی، در تربیت دینی کودک نیز بسیار مؤثر است و باید در این زمینه، از آن بهره گرفت. دوره کودکی دوره وابستگی و اعتماد کامل کودک به والدین است و میزان تاثیرپذیری او از پدر و مادر بسیار عمیق و پابرجاست.

از این رو برای تربیت دینی کودک فرصت مناسبی است. بیش‌ترین ارتباط کودک در این دوره با والدین است و ارتباط در تمامی ابعاد پنهان و آشکار و کلامی و غیر کلامی آن زمینه ساز رشد و تحول کودک در جنبه‌های روحی و بدنی است.

تنها الگوی مورد اعتماد کودک در این دوره، پدر و مادر است و تا آن جا که بتواند، خود را بر اساس رفتارهای آنان منطبق می‌سازد(۲۲).

چشمان ظریف و تیزبین کودک، مانند دوربین حساس، از تمام صحنه‌های زندگی خانواده و به خصوص حرکات و رفتار والدین و دیگر اعضای آن، فیلمبرداری می‌کند.

از لبخندها، زمزمه‌ها و نوازش‌های والدین درس خوش بینی، امیدواری، اعتماد و محبت می‌آموزد و به عکس، از تندی‌ها، بد رفتاری‌ها و عصبانیت‌های آن‌ها درس تندی و بداخلاقی می‌گیرد.

معمولا کودک سخن گفتن، آداب معاشرت، رعایت نظم یا بی‌نظمی، امانت داری یا خیانت، راستگویی یا دروغگویی، خیرخواهی یا بدخواهی را در محیط خانه فرا می‌گیرد.

اگر پدر و مادر به دستورات دینی اهمیت دهند، اهل عبادت، نماز، دعا، تلاوت قرآن و توجه به معنویات باشند، بدون شک، بر ابعاد روحی و دینی کودک تاثیر می‌گذارند(۲۳). به همین دلیل، کودک سه یا چهار ساله هنگام مشاهده نماز والدین به نماز ترغیب می‌شود و مانند آنان به رکوع و سجده می‌رود.

فرزندان کوچکی که همراه پدر و مادر به مساجد و حسینیه‌ها رفته در مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام) شرکت می‌نمایند و مانند پدر و مادر، خود را به حالت گریه در می‌آورند، همه، حاکی از تاثیر عملکرد والدین بر رفتار دینی فرزندان است.

اظهار این گونه رفتارها از کودک ناشی از تاثیر عمیق رفتار والدین بر جسم و روح اوست که غالبا تبدیل به ملکه می‌شود و تا پایان عمر در او باقی می‌ماند.

از میان اعضای خانواده، مادر نقش بیشتری در تربیت کودک دارد؛ چرا که او نخستین کسی است که رابطه‌ای مستقیم با کودک دارد، نیازهای او را تامین می‌کند و به خواسته‎هایش پاسخ می‌گوید.

از این رو، کودک از عواطف، احساسات، نگرش‌ها و اندیشه‌های مادر بیشتر متاثر می‌شود و بر این اساس، وظیفه مادر در قبال تربیت دینی کودک سنگین‌تر است.

عوامل مؤثر در تربیت دینی خانواده

۱- تغذیه

هر چند از دیدگاه اسلامی، حقیقت انسان جنبه روحانی و معنوی اوست و هدف اصلی تربیت نیز پرورش حس دینی و رسیدن آنان به کمالات معنوی می‌باشد، ولی با وجود این، جنبه جسمانی او را نمی‌توان نادیده گرفت؛ زیرا جسم و روح رابطه متقابل با هم دارند و هر کدام بر دیگری تاثیر می‌گذارند.

بنابراین، عوامل مؤثر در تربیت نیروی جسمی انسان بر جنبه روحی او نیز مؤثر است و بدین دلیل، باید به آن، توجه کرد. از جمله عوامل مؤثر بر جسم انسان، تغذیه، نوع غذا و کیفیت آن است که به لحاظ تاثیرگذاری بر نگرش، گرایش و عملکرد او باید مورد بررسی قرار گیرد.

به نظر روان شناسان، «سلامت بدن بیش از هر چیز، به چگونگی غذای شخص مربوط است و حالات روانی و روحی نیز همواره از حالات بدنی متاثر می‌شود و بدین ترتیب، چگونگی تغذیه در رشد ذهنی و بدنی انسان اثر می‌کند.»(۲۴)

امروزه از نظر علمی ثابت شده است که تغذیه سالم مادران پس از انعقاد نطفه، در دوره بارداری، در تکامل جسمانی و روحانی کودک تاثیر فراوان دارد. به همین دلیل، مادران در این دوره، از مصرف برخی داروها و مواد الکلی که ممکن است موجب بروز اختلالات عصبی و روانی کودک گردد، نهی شده‌اند.

در مورد تاثیر غذا بر اعمال و رفتار انسان در دوره‌های گوناگون زندگی، روایات فراوانی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) رسیده که به برخی آن‌ها اشاره می‌شود:

حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) درباره تاثیر غذا و کیفیت آن بر اعمال عبادی و دعاهای انسان فرمودند: «هر کس به اندازه یک لقمه حرام بخورد، چهل شب و روز نمازش قبول نمی‌شود و دعایش به اجابت نمی‌رسد و هر گوشتی که از حرام رشد کرده باشد سزاوار آتش دوزخ است.»(۲۵)

در روایت دیگری از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمنیه، آمده است: «بدنی که از طریق حرام تغذیه کرده باشد داخل بهشت نمی‌شود.»(۲۶)

در زمینه تاثیر غذا بر رفتار و تربیت دینی انسان، جای انکار نیست. از این رو، دین اسلام برای جلوگیری از پیامدهای ناگوار آن نسبت به تغذیه مادران و فرزندان، توصیه‌های فراوانی نموده که اگر به خوبی اجرا شود، مسلما مشکلات تربیتی پدید نمی‌آید.

امروزه بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی در اثر غذاهایی است که به نحوی از راه حرام به دست آمده و در خانواده‌ها به مصرف می‌رسد. کودکانی که با غذای حرام تغذیه شوند و دوره حساس کودکی را به همین صورت سپری نمایند، فطرت دینی خود را از دست می‌دهند و به هر خلافی دست می‌زنند.

دلیل بر این مطلب کلامی است از امام حسین(علیه السلام) که در روز عاشورا پس از ناامیدی از هدایت لشگریان عمر سعد خطاب به آنان فرمودند: «به تحقیق، شکم‌های شما از حرام پر شده است»(۲۷)؛

یعنی: گوشت و پوست شما از حرام پرورش یافته و قابل هدایت و اصلاح نیستید و حتی کلام امام معصوم(علیهم السلام) بر شما تاثیری ندارد.

در این زمینه، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به زنان باردار می‌فرمودند: «زنان باردار را در آخرین ماه‌های حاملگی خرما بخورانید تا فرزندان شما بردبار و متقی شوند»(۲۸) طبق این روایت، خوردن خرما در دوره بارداری توسط مادر، به تربیت دینی کودک کمک می‌کند و او را متدین و با تقوا بار می‌آورد.

نخستین غذایی که پس از تولد، کودک از آن تغذیه می‌کند شیر مادر است. شیر مادر از جنبه‌های گوناگون بر کودک تاثیر می‌گذارد و آنچه مهم است تاثیرات روحی آن است. نسبت به تغذیه از شیر مادر و چگونگی آن دستوراتی از ائمه معصوم(علیهم السلام) رسیده که قابل توجه است:

حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «چیزی برای کودک سودمندتر و پربرکت‌تر از شیر مادر نیست.»(۲۹) در مورد انتخاب دایه نیز فرمودند:

در انتخاب دایه چنان تلاش و دقت کنید که در ازدواج دقت می‌نمایید؛ زیرا شیر طبیعت کودک را دگرگون می‌سازد،(۳۰) و نیز فرمودند: «از شیر زن‌های زانیه و دیوانه به فرزندانتان ندهید؛ زیرا شیر در اخلاق کودک سرایت می‌کند.»(۳۱)

از مجموع روایات، برمی آید که تغذیه حلال و مطلوب، اعم از شیر مادر و غذا، در دوره کودکی بر تربیت دینی کودک تاثیر فراوان دارد.

از این رو بر پدران و مادران لازم است به این دستورات معصومین(علیهم السلام) توجه کنند و از غذاهای حلال استفاده نمایند تا فرزندانی صالح و مفید، هم برای خودشان و هم برای جامعه تربیت کنند. شخصیت‌های بزرگ دینی و اسلامی در آغوش پدران و مادران مؤمن و متدین پرورش یافته‌اند که منشا خیرات و برکات قرار گرفته‌اند.

درباره شیخ انصاری؛ نقل شده است که مادرش هیچ گاه بدون طهارت، به ایشان شیر نداد. مرحوم شیخ انصاری در اثر این مراقبت‌ها و تربیت درست خانوداگی به مقامی رسید که جهان اسلام و حوزه‌های علمیه شیعه تاکنون مدیون خدمات علمی و فرهنگی اوست.

۲- دستورات والدین

نهاد خانواده، یک نظام کوچک اجتماعی است که اعضای آن ارتباط متقابل با یکدیگر دارند. اگرچه افراد خانواده روابط گوناگونی با هم دارند، ولی آنچه بیش از همه مؤثر به نظر می‌رسد ارتباط کلامی است؛ زیرا بایدها و نبایدهای دینی و دیگر معارف اسلامی معمولا در قالب گفت‌وگو و دستورات توسط پدر و مادر به فرزندان القا می‌شود.

دستورات والدین نقش اساسی در تربیت دینی کودک دارد و آن‌ها می‌توانند با ارائه رهنمودهای درست به فرزند خود، پایه‌های فکری او را به شکل کاملا مطلوب بنیان نهند. در این زمینه، نکات چندی به نظر می‌رسد که ذیلا بدان‌ها اشاره می‌شود:

الف – درست بودن دستورات والدین

از عوامل مؤثر در شکل‌گیری نظام فکری و دینی کودک، امر و نهی‌های پدر و مادر و دیگر کسانی است که به او آموزش دینی می‌دهند. کودک تمامی فرمان‌هایی را که از ناحیه والدین و دیگر مربیان سبت به او صادر می‌شود، درست می‌پندارد و به آن‌ها عمل می‌کند.

یکی از شروط تربیت درست کودک و به خصوص تربیت دینی او، درست بودن فرمان‌هایی است که به وی داده می‌شود.

اگر دستورات والدین به کودک در زمینه احکام و معارف دینی صحیح و آگاهانه باشد در تمام زندگی مشکل دینی نخواهد داشت؛ زیرا یادگیری در دوره کودکی بسیار پایدار و بادوام است و آنچه کودک در این دوره فرامی گیرد تا پایان زندگی از آن متاثر می‌شود.

بنابراین، لازم است خود والدین نخست آشنایی کامل با احکام و مسائل دینی پیدا کنند، سپس آن‌ها را به صورت درست به فرزندانشان منتقل نمایند.

متاسفانه بسیاری از پدران و مادران با مسائل دینی آشنایی کافی ندارند و در این زمینه، مطالبی را به فرزندان ارائه می‌دهند که در واقع، خلاف احکام دینی است.

آموزش‌های غلط والدین در محیط خانه موجب برداشت‌های نادرست کودک از دین می‌شود که از پیامدهای سوء آن انحراف فکری فرزندان است. گناه و کیفر این گونه آموزش‌های نادرست بر عهده والدین است که در عالم پس از مرگ مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت.

درباب امر به معروف و نهی از منکر، آیات و روایات متعددی بر اهمیت این دو فرضیه الهی دلالت دارد و همه مسلمانان را به انجام آن دعوت می‌کند.

اما یکی از شروط اجرای این فرضیه بزرگ شناخت «معروف» و «منکر» است که مجری امر به معروف و نهی از منکر باید بداند معروف و منکر یعنی چه، وگرنه ممکن است به صورت وارونه(معروف را منکر و منکر را معروف) معرفی کند(۳۲).

از جمله جاهایی که این وظیفه عمومی باید اجرا شود، محیط خانواده است و این، شناخت پدران و مادران را از معروف‌ها و منکرهای دینی می‌طلبد.

در نتیجه، درست بودن دستورات پدر و مادر نقش اساسی در تربیت دینی کودک دارد و بر این اساس، وظیفه والدین بسیار سنگین است و باید سعی کنند مسائل دینی را با شناخت کافی و به صورت صحیح، به فرزندان یاد دهند.

ب – هماهنگ بودن دستورات والدین

از دیگر عوامل مؤثر در تربیت دینی کودک، هماهنگی مربیان و به خصوص پدر و مادر در تربیت فرزندان، اعم از تربیت کلامی و غیر کلامی، است؛ یعنی: اگر پدر کاری را بد بداند و کودک را از انجام آن باز دارد، مادر نیز آن کار را بد بداند و فرزند را از ارتکاب به آن نهی کند.

اگر دستورات والدین به کودک، هماهنگ نباشد و کودک گفتارهای ضد و نقیض از آن‌ها بشنود، دچار سرگردانی می‌شود و نمی‌تواند راه درست را انتخاب کند.

این گونه کودکان همیشه سعی می‌کنند تا در برابر ارتکاب خلاف راه فراری برای خود جستجو نماید(۳۳). اما اگر والدین به صورت هماهنگ، بایدها و نبایدهای دینی را به کودک ارائه دهند و از او رعایت آن‌ها را بخواهند، کودک تحت تاثیر فرمان‌های آنان، خود را ملزم به رعایت ارزش‌های صحیح می‌داند.

به عنوان مثال، اگر پدر در محیط خانه نسبت به حجاب دختر اهمیت قایل شود و به رعایت آن امر نماید، مادر نیز رعایت حجاب را از دختر بخواهد، معلم هم بر این موضوع تاکید ورزد، آن دختر مسلما خود را موظف به رعایت آن می‌داند.

بر این اساس، مربیان کودک و نوجوان، اعم از والدین و معلمان، باید به این مهم توجه کنند و در ارائه ارزش‌ها و معارف دینی به کودکان، هماهنگ عمل نمایند، وگرنه ممکن است کودک در اثر اختلاف عملکرد و بینش مربیان دچار تضاد در یادگیری گردد و به اضطراب و بی‌اعتمادی گرفتار شود(۳۴).

هر گونه دستور ناهماهنگ در محیط خانه نسبت به ارزش‌های دینی موجب تزلزل در باورها و نظام ارزشی کودک می‌شود و در نتیجه کودک قادر به تصمیم‌گیری و نشان دادن واکنش مناسب در برابر حوادث نخواهد بود.

ج – قابل فهم بودن دستورات والدین

یکی از شروط لازم برای تاثیر امر و نهی والدین در محیط خانه، قابل فهم بودن آن برای کودک است. پدر و مادر باید با توجه به آمادگی ذهنی و ادراکی کودک به او دستور دهند. اساسا شیوه تعلیمات انبیاء در تبلیغ دین به مردم این بوده که با هر کس به قدر استعداد و سطح درک و فهمش سخن می‌گفتند.

به همین دلیل، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «ما گروه پیامبران مامور شده‌ایم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم.»(۳۵) این روش در سیره ائمه معصوم(علیهم السلام) نیز وجود داشته و نحوه برخورد و گفت و گوی آنان با توجه به تفاوت سطح فکری و علمی افراد متفاوت بوده است.

بر این اساس، امام صادق(علیه السلام) در زمینه مسائل اعتقادی و اثبات صانع با کسی که از اهل علم بود، از روش پیچیده فلسفی استفاده کردند، ولی با دیگری که سطح فکری پایین تری داشت، برای اثبات امامت و رهبری، مثال ساده چوپان و گله را مطرح نمودند(۳۶). این شیوه به لحاظ تربیتی، اهمیت فراوان دارد و بهره‌گیری مربیان از این روش و توجه پدر و مادر به آن ضروری است.

این شیوه تربیتی را از قرآن مجید نیز می‌توان استفاده کرد. خدای متعال به پیامبرش(صلی الله علیه و آله و سلم) دستور می‌دهد که در برخورد با مردم با توجه به خصوصیات آنان، از سه روش استفاده کن: با یک دسته از مردم که اهل فکرند، با حکمت و استدلال، با گروه دیگر، با موعظه و نصیحت و با عده‌ای که اهل عناد و لجاجت‌اند با جدال احسن برخورد نما(۳۷).

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز بر اساس دستور الهی، متناسب با میزان عقل و درک مخاطب با او سخن می‌گفتند و هیچ گاه از این روش عدول نکردند.

امروزه روان شناسان و کارشناسان امور تربیتی نیز به این نتیجه رسیده‌اند و مساله رعایت تفاوت‌های فردی را مطرح می‌کنند؛ یعنی: هر کس خصوصیات منحصر به فردی دارد که باید به آن توجه نمود، به ویژه در دوره کودکی، رعایت این تفاوت‌ها در تربیت کودک نقش اساسی دارد.

تفاوت در استعداد و میزان درک و فهم مطالب از محورهای مهم تفاوت فردی است که باید در محیط خانه به وسیله والدین رعایت گردد.

۳- مطابقت گفتار و رفتار والدین

یکی دیگر از عوامل مؤثر در تربیت دینی کودک، هماهنگ بودن علم و عمل مربی است؛ یعنی: آنچه مربی از کودک می‌خواهد و به انجام آن دستور می‌دهد، پیش از هر چیز، خود عامل به آن باشد.

انطباق علم و عمل در محیط خانه، که فضای شکل‌گیری منش‌ها و باورهای دینی و اخلاقی کودک است، اهمیت فراوان دارد. پدر و مادر، که نقش اساسی در تربیت و به خصوص تربیت دینی، کودک دارند، موظف‌اند هر گاه کاری را از کودک می‌خواهند، خود نیز به آن بها داده، عمل نمایند.

پدر و مادر، به عنوان الگوی تربیتی برای فرزند، خودشان باید پاک، متدین و عامل به دستورات الهی باشند تا بتوانند فرزندان پاک و صالحی تحویل جامعه دهند، وگرنه چراغی که خاموش و فاقد نور است، نمی‌تواند به دیگران نور ببخشد.

درباره مطابقت گفتار و رفتار واهمیت دادن به عمل، روایات متعددی از معصومان(علیهم السلام) رسیده است؛ از جمله، در این باره، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «مردم را با اعمال خود به خوبی‌ها دعوت نمایید و تنها به زبان اکتفا نکنید»(۳۸)؛ یعنی: آنچه را با زبان خوب یا بد می‌دانید در عمل هم مورد توجه قرار دهید.

گذشته از گفتار، سیره معصومان(علیهم السلام) نیز نشان می‌دهد که آنچه را آنان از دیگران می‌خواستند، پیش از همه، خود بدان عمل می‌کردند. به عنوان نمونه، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) ضمن هدایت فرزندان به انجام فرایض دینی، خود ارزش واقعی آن را عملا به آنان نشان می‌دادند.

در همین زمینه، از امام حسن مجتبی(علیه السلام) نقل شده است: «در یکی از شب‌های جمعه، دیدم مادرم، زهرا(علیها السلام)، تا صبح نماز خواند و برای تک تک همسایه‌ها دعا نمود ولی برای خود و اهل خانه دعایی نکرد.

پرسیدم: چرا این همه برای دیگران دعا کردی و برای خودت دعا نکردی؟ فرمود: یا بنی! الجار ثم الدار؛ فرزندم! اول همسایه، بعد اهل خانه.»(۳۹)

از این روایت، استفاده می‌شود که شیوه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در تربیت فرزند، تلفیق میان علم و عمل بوده و فرزندان ایشان نیز با الهام از رفتار مادر، چنان تربیت یافتند که هر کدام به عنوان یک مربی بزرگ، مسلمانان را هدایت کردند و اگر آن‌ها نبودند امروز چیزی به نام اسلام وجود نداشت.

از آنچه گفته شد، لزوم مطابقت رفتار با گفتار والدین در محیط خانه روشن گردید. پس لازم است پدر و مادر در برابر فرزندان، مراقب عملکرد خود باشند تا مبادا در اثر رفتار نادرست آنان، آسیبی به تربیت دینی کودک برسد.

۴- تایید رفتار نیک فرزند

عامل دیگری که در تربیت دینی کودک در محیط خانه بسیار موثر است، تایید رفتارهای مطلوب او به وسیله والدین است. کارهای درستی که از کودک مشاهده می‌شود – اگرچه غیر دینی و معمولی باشد – اگر با تایید و تحسین والدین مواجه شود، تداوم می‌یابد.

تایید رفتار کودک از سوی والدین ممکن است به شیوه‌های زبانی یا عملی صورت گیرد که هر کدام به نوبه خود، در تکرار آن تاثیر فراوان دارد.

اگرچه تایید عملی از کارهای مثبت در تربیت او تاثیر دارد، ولی تایید کلامی از او مانند گفتن «آفرین، بسیار خوب» بیش‌تر مؤثر است؛ زیرا کودک در دوره کودکی، برای جلب توجه والدین به خود، به دستورات آنان بیش‌تر عمل می‌کند(۴۰).

اساسا یکی از شیوه‌های تربیتی قرآن مجید، ایجاد انگیزه و رغبت در افراد صالح و برقراری موازنه میان عمل و پاداش است. عوامل ایجاد انگیزه در قرآن متعدد است؛ گاه از طریق وعده پاداش فراوان و چندین برابر عمل، فرد را به انجام کار نیک تحریک می‌کند.

گاه از طریق تعلیمات عمیق دینی و اسلامی انسان را چنان صالح و متقی بار می‌آورد که خود به دنبال کارهای با ارزش می‌رود و جز به کسب رضایت خدا نمی‌اندیشد.

در زمینه پاداش‌های اخروی اعمال نیک انسان، لسان آیات متفاوت است. برخی آیات می‌گویند: «هر که عمل نیکی انجام دهد، ده برابر پاداش می‌گیرد»(۴۱)، برخی دیگر از آیات تعبیر «اضعافا کثیره»(رم: ۳۰) دارد؛ یعنی: چندین برابر، برخی نیز پاداش هفتصد برابر و بی‌حساب را ذکر می‌کنند.

این تفاوت‌ها در میزان پاداش الهی بیان گر آن است که اجر و جزای اعمال بر اساس درجه اخلاص و نیت انسان تعیین می‌شود؛ یعنی: هر اندازه کیفیت اعمال بالاتر باشد، پاداش بیش‌تر خواهد بود.

بر این اساس، تایید و تشویق کارهای مطلوب به منظور ایجاد انگیزه در افراد از روش‌هایی است که از آیات و روایات استفاده می‌شود و نقش اساسی در تربیت دینی دارد. وظیفه مربیان و والدین است که در تربیت دینی کودکان و نوجوانان از این روش بهره گیرند.

پدران و مادران به جای سخت گیری، تحمیل کارهای ناخواسته، تهدید و تنبیه کودک، به جاست از شیوه متعادل همراه با ابراز عواطف و تایید و تشویق در تربیت فرزند استفاده کنند.

جمع‌بندی

بر اساس آنچه گفته شد، روشن گردید که در نهاد هر انسانی، حس دینی و میل به خداجویی وجود دارد. در قرآن کریم، از این گرایش ذاتی به «فطرت الله»(بقره: ۲۴۵) تعبیر شده که از آغاز زندگی، به تدریج نمایان می‌شود و در رشد و شکوفایی آن، تربیت نقش اساسی دارد.

به همین دلیل، تربیت درست و هماهنگ در محیط خانه و مدرسه زمینه رشد و شکوفایی سریع آن را فراهم می‌سازد. استفاده از شیوه‌های مناسب تربیتی در محیط خانه و عرضه درست معارف دینی و مذهبی به کودک در تربیت دینی او تاثیر فراوان دارد.

بنابراین بر پدران و مادران لازم است که تمام تلاش خود را نسبت به تربیت مطلوب دینی فرزندان خویش به کار گیرند؛ از جمله اقدامات تربیتی در جهت تحقق یافتن عوامل اصلی تربیت دینی خانواده فعالیت‌های دینی و فرهنگی والدین است که به منظور تامین شرایط مساعد تربیتی صورت می‌گیرد.

به طور کلی، از نظر اسلام، تربیت یافته کسی است که در محور شناخت، ایمان و عمل به احکام کاملا فعال باشد.

پی‌نوشت‌ها

۱- رجب علی مظلومی، گامی به سوی تربیت، نشر آفاق، ۱۳۶۴، ص ۸۰

۲- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ۳/۲۸۱

۳- علی رضا اعرافی و همکاران، اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، قم دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۶، ص ۱۱۹

۴- ر. ک. به: علی شریعتمداری، روان شناسی تربیتی، امیر کبیر، ۱۳۷۴، ص ۱۹۱ – ۱۹۲

۵ و ۶- علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، واژه «تربیت» و «دین»

۷- محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج ۱، ص ۴۸ – ۴۹

۸- همو، فلسفه اخلاق، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴، ص ۱۹۸ – ۲۰۰

۹- دفترهمکاری حوزه و دانشگاه،«اهداف تعلیم و تربیت در اسلام»(جزوه)

۱۰- عبدالعظیم کریمی، تربیت دینی، انتشارات قدیانی، ۱۳۷۴، ص ۱۶ – ۱۷

۱۱- جمعه: ۲: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه…»

۱۲- محمد شفیعی، مبانی تربیتی حضرت امام؛، دفتر تبلیغات اسلامی، ص ۱۷۶

۱۳- ماهنامه تربیت، سال ۱۴، ش. ۹، ص ۶

۱۴- موریس دبی، مراحل تربیت، ترجمه کاردان، انتشارات دانشگاه، ۱۳۷۴، ص ۷۳

۱۵- ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۸۶؛ ذیل آیه «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره.»

۱۶- همان، ص ۲۹۳؛ عن رسول الله ۹: «تامرهم بما امر الله و تنهاهم عمانها هم الله ان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک کنت قد قضیت ما علیک»

۱۷- ابراهیم امینی، آیین تربیت، قم انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸، ص ۱۳ – ۱۲

۱۸- نورالدین هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۱۵۸؛ عن رسول الله ۹: «من کانت له ابنه فادبها و احسن ادبها و علمها و احسن تعلیمها و اوسع علیها من نعم التی اوسع علیه کانت له منعه و سترا من النار.»

۱۹- همان، ص ۱۵۷

۲۰- ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج ۱۳، ص ۴۳۵ – ۴۴۲ / سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج ۱۴، ص ۴۲۲ – ۴۲۶

۲۱- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۸۵، ص ۲۷۹

۲۲- مصطفی عباسی، نقش اسوه‌ها در تعلیم و تربیت، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱، ص ۴۱ به بعد

۲۳- ابراهیم امینی، آیین تربیت، ص ۱۰۱

۲۴- شعاری نژاد، روان شناسی رشد، ص ۱۴۸

۲۵- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۶۶، ص ۳۱۴ / کنزالعمال، ج ۴، ح. ۹۲۶۶؛ عن النبی(صلی الله علیه و آله و سلم): «من اکل لقمه من حرام لم تقبل له صلاه اربعین لیله و لم تستحب له دعوه اربعین صباحا و کل لحم نبت من الحرام فالنار اولی به.»

۲۶- علاءالدین هندی، پیشین، ج ۴، ح. ۹۲۷۲؛ عن النبی(صلی الله علیه و آله و سلم): «لا یدخل الجنه جسد غذی بحرام.»

۲۷- جواد قیومی، صحیفه الحسین(علیه السلام)، قم انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۲۹۲؛ عن الحسین(علیه السلام) «فقد ملئت بطونکم من الحرام.»

۲۸- مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۱۹۶؛ عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «اطعموا المراه فی شهرها الذی تلد فیه التمر فان ولدها یکون حلیما تقیا.»

۲۹- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۷۵؛ عن امیر المؤمنین(علیه السلام): «ما من لبن رضع به الصبی اعظم برکه علیه من لبن امه.»

۳۰- همان، ص ۱۸۸؛ عنه(علیه السلام): «تخیروا للرضاع کما تخیرون للنکاح فان الرضاع یغیر الطباع.»

۳۱- محمد باقر مجلسی، پیشین. ج ۱۰۳، ص ۳۳۳؛ عنه(علیه السلام): «توقوا علی اولادکم لبن البغی من النساء و المجنونه فان اللبن یعدی.»

۳۲- شیوه‌های صحیح امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۹، ص ۱۵۹

۳۳- محمد دشتی، مسئولیت تربیت، ص ۱۱۲

۳۴- همان، ص ۱۹۲

۳۵- محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸؛ عن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «انا معاشر الانبیاء امرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم.»

۳۶- شیوه‌های صحیح امر به معروف و نهی از منکر، ص ۲۳۹

۳۷- نحل: ۱۲۵: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن.»

۳۸- محمدباقر مجلسی، پیشین، ج ۵، ص ۱۹۸؛ عن ابی عبد الله(علیه السلام): «کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم.»

۳۹- همان، ج ۴۳، ص ۸۱ – ۸۲

۴۰- محمد پارسا،روان شناسی تربیتی،انتشارات سخن،۱۳۷۴،ص ۱۷۶ – ۴۱۱۸۶- ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج ۶، ص ۵۵ – ۵۶؛ «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها.»

منبع: فصلنامه معرفت، شماره ۳۲؛ نویسنده: محمد احسانی

 

آموزش اخلاق به روش آسان

همه نظریه‌های رشد اخلاقی، تصدیق می کنند که وجدان، در اوایل کودکی به تدریج شکل می گیرد. پدر و مادر به عنوان مربیان آموزشی برای کودک می توانند به رشد اخلاق کمک کنند. به این صورت که در ابتدا می توانند با امر و نهی‌های خود، خوب و بد را مشخص کنند. کودک به دلیل محبوب بودن نزد والدین و یا کنترل بیرونی، سعی دارد تا این اصول مقرر شده اخلاقی را رعایت کند اما به تدریج این معیارها می توانند درونی شود و توسط انگیزه‌های درونی و وجدان کنترل گردد.

دیدگاه‌های مختلف روانشناسی هر یک، علل خاصی را برای برانگیختن یک رفتار خوب مطرح می کنند. برخی انگیزه رفتار خوب را از طریق همانندسازی با والد یا الگویی که مورد پذیرش است توجیه می کنند. برخی معتقدند که رفتارهای خوب در کودک، با پیامدهای مثبتی روبرو می شود بنابراین پیامدهای مثبت می توانند عوامل برانگیزاننده باشند برای تکرار رفتار مطلوب و برخی دیگر اعتقاد دارند که کودکان با رشد توانایی استدلال در مورد مفاهیم مثبت، رفتارهای مطلوب را افزایش می دهند.

تهدید و تنبیه با ایجاد اضطراب درونی، مسیر را برای تفکر و درونی سازی اخلاق فراهم نمی سازد.

مهم این است که در تربیت اخلاقی، باید علاوه بر تفهیم رفتار مثبت، از روش‌های مناسب نیز استفاده کنیم تا وجدان شکل بگیرد و اخلاق ثبات پیدا کند. پدر و مادری که مرتباً با روش‌های تنبیهی و یا محروم سازی، سعی دارند تا ارزش‌های اخلاقی را نهادینه کنند باید متوجه باشند که در آینده ای نزدیک، نه تنها وجدان و احساس گناه و اخلاق مداری شکل نمی گیرد بلکه کودک از طریق الگوبرداری، یاد می گیرد که بعد از صدمه زدن به دیگران، کمتر احساس گناه کنند. در مقابل، نوع خاصی از انضباط به نام القاء به شکل گیری وجدان کودک کمک می کند.

زمانی که کودک را از کاری نهی می کنیم و دلایل این نهی را برای او توضیح می دهیم. اول آن که او را به معیارهای اخلاقی متعهد می کنیم و دوم آن که در مواقعی می توانیم همدلی را به او بیاموزیم و از اجرای قوانین خشک و غیر قابل انعطاف خودداری نماییم و سوم آن که زمینه را برای پذیرش بیشتر این امور برای کودک فراهم می کنیم؛ و حال آن که تهدید و تنبیه با ایجاد اضطراب درونی مسیر را برای تفکر و درونی سازی اخلاق فراهم نمی سازد.

روش‌های متفاوت برای کودکان متفاوت

آیا کودکانی با روحیه کمرو و مطیع با کودکانی با روحیه لجباز و تکانشی (بی هدف و بدون تفکر و تامل) به صورتی یکسان اخلاق و انضباط را درونی می کنند؟

در پژوهشی که کوچانسکا (۱۹۹۵) انجام داده است(۱) به این نتایج دست یافته است که روش‌های تادیبی در مورد کودکان باید متفاوت باشد. کودکی که به روش‌های صبورانه و ملایم والدین پاسخ می دهد و می تواند در این مواقع اطاعت لازم را داشته باشد نیاز به روش‌های انضباطی سخت گیرانه و تحمیلی و زورمدارانه ندارد.

اما در مورد کودکانی که دارای رفتارهای تکانشی، بدون فکر، بی هدف، بدور از عبرت گیری از موقعیت ها می باشند شاید چنین شیوه‌های صبورانه موثر نبوده و لازم است تا از روش‌های دیگری استفاده شود. نتایج پژوهش فوق نشان داد که در این مواقع ارتباطات گرم و صمیمانه عاطفی والد با فرزند در لحظات رفتار مطلوب و پسندیده می تواند الگوپردازی را در فرزند افزایش داده و روش‌های انضباطی را در او درونی تر سازد. در حالی که روش‌های تحمیلی و زورمدارانه در مورد این کودکان آنان را تحریک پذیرتر و مقاوم تر می سازد و توان پردازش را از او می گیرد. لذا والدین برای کمک به شکل گیری وجدان باید شیوه‌های فرزند پروری خود را با سرشت فرزند خود متناسب سازند.

چه کنیم تا الگوهای مناسبی برای تاثیرگذاری و درونی کردن اخلاق باشیم؟

روان شناسان سه نوع ویژگی را برای الگوهای موثر و موفق ذکر می کنند:

۱- صمیمیت: پدران و مادرانی که گرم و عاطفی هستند و ابراز عواطف دارند و با هیجانات فرزندشان همراهند، بیشتر می توانند تاثیرگذار باشند.

۲- تطابق رفتار با گفتار: زمانی فرزندان ما به گفتارها و اوامر و نواهی ما عمل می کنند که با رفتار ما منطبق باشد. در غیر این صورت، آنها مسیری را انتخاب می کنند که آسان تر است و آن، سرمشق گیری از اعمال و رفتارهای والدین است.

۳- شایستگی: کودکان، کسی را برای الگوگیری انتخاب می کنند که شایستگی داشته و تاثیرگذارتر باشد. به همین دلیل، در خانواده‌هایی که والدین از اقتدار لازم (نه دیکتاتور) برخوردارند، نیازها را درک می کنند، مهربان هستند اما با قاطعیت رفتار می کنند، فرزندان، راحت تر یاد می گیرند و قدرت پذیرش بیشتری دارند. اما فرزندان در خانواده‌های دیکتاتور و یا سهل گیر، بیشتر به همسالان با الگوهای تربیتی متفاوت روی می آورند.

پی نوشت

۱- روانشناسی رشد؛ جلد(۱) نوشته لورای برگ، ترجمه سید محمدی

منبع: تبیان؛ فهیمه کهتری؛ خانواده و زندگی

آثار و برکات روزه

مقدمه

خداوند متعال به مقتضای ربوبیت خود، برای تربیت بشر و رساندن او به کمال شایسته خویش، یک سلسله عبادات و وظایف اخلاقی معین فرموده است تا آدمی در سایه عمل به آن عبادات و به کار بستن وظایف، به کمالی که برای آن آفریده شده است، برسد و بهره خود را از نعمات خداوندی به دست آورد؛ زیرا تا هنگامی که بشر، گرفتار رذایل اخلاقی است و کردارهای زشت و ناروا گریبانگیر اوست، نیروهای معنوی و قوای روحانی او همچنان در مرحله استعداد باقی مانده و پا به عرصه فعلیت نخواهد گذاشت و تا چنین نشود و استعدادها ظهور نکند، به دلیل عدم سنخیت با عالم معنا، درک آن لذایذ و نعمت‌ها برای او امکانپذیر نخواهد بود.

ماه مبارک رمضان، فرصت مغتنمی فرا راه انسان قرار می‌دهد تا مجموعه‌ای از عبادات را به عنوان تکلیف انسانی بجا آورده و در پرتو صفای باطن، نورانیت زمین را نیز فزونی بخشد. خاکیان در این ایام و لیالی متبرکه که فاصله زمین به حداقل می‌رسد، آن چنان بال و پر می‌گیرند که برتر از ملائک، حضور گرم ذات اقدس پروردگار را نیز حس می‌کنند. همه این دستاوردها را باید مدیون «روزه» و «امساک» دانست که مهمترین عبادات ماه رمضان است. روزه، ابعاد گوناگونی دارد و آثار فراوانی از نظر مادی و معنوی در وجود انسان می‌گذارد. از این رو، در این نوشتار مختصر برآنیم تا گوشه‌هایی از آثار و برکات عظیم این فریضه الهی را بیان نماییم.

مفهوم روزه

واژه «صوم»، یعنی روزه، در لغت به معنای خودداری از عمل است؛ برای مثال، صوم از خوردن و نوشیدن و…؛ به همین سبب، واژه «صمت» یا سکوت نیز صوم می‌گویند؛ زیرا آن هم خودداری از سخن گفتن است و نیز گفته‌اند هر چیزی که از حرکت باز ماند، آن را صوم می‌گویند و «صامت الریح» به معنای بازماندن باد از حرکت است. بنابراین، اهل صوم در لغت به معنای امساک، پرهیز و خودداری است.(۱)

البته چه بسا در معنای آن، این قید را اضافه کرده باشند که به معنای خودداری از کارهای مخصوصی است که دل آدمی مشتاق آن باشد و اشتهای آن را داشته باشد.(۲)

اما صوم(روزه) در فرهنگ و شریعت دینی، عبارت از خودداری و پرهیز از چیزهایی خاص در زمان معین است.

روزه در قرآن

در قرآن کریم و روایات تعبیرات متعدد از روزه شده، گاهی به عنوان «صبر» به آن سفارش شده است؛ چنان که می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا، استعینوا بالصبر و الصلوه…؛(۳)‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از صبر(روزه) و نماز، استمداد نمایید. و زمانی به «سیاحت» چنان که در حالات متقین می‌فرماید: «سیاحت‌کنندگان و رکوع‌کنندگان و سجده‌کنندگان.»(۴)

و اغلب از آن به «صوم» و «صیام» تعبیر شده، چنان که درباره اصل مشروعیت روزه می‌فرماید:

«یا ایها الذین آمنوا، کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون»(۵)‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما واجب شده همان طور که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود، شاید با تقوا شوید.

در این آیه شریفه، خداوند مهربان چون بنده‌اش را به روزه‌داری که همراه با مشقت‌هاست تکلیف نمود، در چند مورد نسبت به بنده روزه‌دار تلطف می‌نماید:

۱ـ بنده خویش را به شرف و مدحت «یا ایها الذین آمنوا» ندا کرد، یعنی به ایمان و گرویدن به خویش؛ این گونه خطاب «ای کسانی که ایمان آورده‌اید» به منظور توجه دادن مردم به صفت ایمانشان است، و گرنه می‌فرمود: «ای مردم!»، ولی خواست بفهماند با توجه به این که دارای ایمانید، باید هر حکمی را که از ناحیه پروردگارتان می‌آید بپذیرید، هر چند که بر خلاف مشتهیات، و ناسازگار با عادات شما باشد.

۲ـ «کُتِبَ» را به لفظ مجهول ذکر کرد، گر چه او نوشت و واجب نمود، اما چون روزه با رنج و مشقت همراه است، به خود نسبت نداد، ولی آنجا که رحمت است به خود حواله می‌دهد، مانند، «قل الله کتب علی نفسه الرحمه»(۶) بگو از آن خدا است نوشت بر خویشتن رحمت را، آنچه شاق بود به خود حواله نکرد، ولی آنچه که بنده از آن متأذی است و نقص و معصیت است به خدا نسبت می‌دهد، شرمت باد‌ای انسان که آنچه بد آیند توست و عاملش تو هستی با این وجود آن را به خدا نسبت می‌دهی، نظیر این که گفته شود: خدایا! تو فقیرم کردی، تو بیمارم نمودی و….

۳ـ فرمود: «کما کتب علی الذین من قبلکم» یعنی این روزه فقط بر شما مسلمانان(امت پیامبر اسلام) نهاده نشده، بلکه بر پیشینیان: امت‌های گذشته و قبل از ظهور اسلام، امت‌های انبیاء قبل، چون امت موسی و عیسی و غیر ایشان نیز واجب بوده است.

۴ـ «لعلکم تتقون» که فایده آن به تو برمی‌گردد و شما را به زینت تقوا مفتخر می‌سازد.

تاریخچه روزه

آنچه در تاریخ آمده نشان دهنده این است که روزه فقط بر امت اسلام واجب نشده است، بلکه قبل از اسلام نیز بر امم گذشته واجب بوده است، ولی تفاوت آن در نحوه انجام و زمان آن بوده است. در تفسیر «فخر رازی» درباره چگونگی روزه گرفتن در گذشته چنین آمده است:

«خداوند ماه رمضان را بر یهود فرض کرد، ولی یهود، روزه این ماه را ترک کردند و به گرفتن یک روز اکتفا نمودند و شاید آن همان روز غرق شدن فرعون بوده است.»(۷)

درباره کیفیت روزه نصارا آمده است: اول ماه رمضان را روزه می‌گرفتند و چون با فصل گرما مواجه شدند، آن فصل روزه را تغییر دادند و به ماه‌های شمسی انتقال دادند که ثابت باشد و با تابستان مواجه نگردد. برای این تغییر، ده روز به آن افزودند؛ و آن گاه، سلطانی آمد و برای مشکلی، هفت روز روزه نذر نمود و مردم نصارا آن هفت روز را به روزه مربوطه اضافه نمودند و پادشاه دیگری سه روز به آن افزود که در مجموع روزه نصارا پنجاه روز شد.(۸)

به حضرت یعقوب نیز چنین وحی شد: «خداوند تو را خاضع و روزه‌گیر کرد، طعامی از بهشت به تو داد که نه تو آن را می‌دانستی و نه پدرانت، تا تو را بیاموزد که انسان، تنها به نان زنده نیست، بلکه به هر کلمه‌ای که از طرف خداوند صادر شود، انسان زنده می‌شود.»(۹)

آثار و برکات روزه

۱ـ اثر تربیتی، روانی

مهمترین اثر روزه، بُعد تربیتی و روانی آن است. روزه، روح آدمی را تلطیف و اراده انسان را «قوی» و غرائز او را «تعدیل» می‌کند.

از مرتاضان و مهذبان نفوس که از راه‌های مخصوص به خود، به تطهیر روح می‌پردازند گرفته که معتقدند: آنچه نفس را ناخوش آید، باید بدان پرداخت و روزه چنین است تا صوفیان که چله نشینند و از اصولشان امساک است، و عارفان که می‌گویند: اندرون از طعام خالی‌دار تا در او نور معرفت بینی(۱۰) همگی نقش محوری روزه در خودسازی و تهذیب نفس را باور دارند؛ زیرا روزه، تمرین مقاومت و آمادگی روحی در خودسازی است. برای این که اخلاق و تهذیب نفس بر دو پایه استوار است:

الف) تخلیه؛ یعنی پاکسازی و تصفیه روح از عادات ناپسند و آلودگی‌های مادی که مقدمه آن شناخت صفات پسندیده و ناپسند است.

ب) تحلیه؛ یعنی آراستن نفس به صفات پسندیده و مطلوب انسانی، مانند تقوا که از حکمت‌های روزه است «لعلکم تتقون».(۱۱)

روزه، کلاس کسب تقوا است، تمرینی برای متقی شدن است. افرادی که سالیانه، یک دوره یک ماهه‌ای برای شرکت در این پیکار درونی را می‌گذرانند، از آمادگی رزمی و دفاعی بیشتری برخوردارند؛ برای این که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) شکم‌پرستی و شهوت جنسی را از جمله سه امری برشمرد که پس از خویش، برای امتش نسبت به آنها بیمناک بود.(۱۲)

و نیز از کلام گوهر بار آن حضرت است که فرمود: «اولین چیزهایی که موجب گرفتاری انسان در آتش جهنم است، دهان(ابزار گناهان فراوان)، و فرج(ابزار شهوت جنسی) است».(۱۳)

در ماه مبارک رمضان، از جمله اموری که روزه‌دار باید از آنان پرهیز کند، خوردن و آشامیدن و مسائل جنسی است. او باید در حال روزه با وجود گرسنگی و تشنگی از غذا و آب، از بعضی لذات چشم بپوشد و عملاً ثابت کند که همچون حیوان در بند اصطبل و علف نیست. او می‌تواند زمام امور نفس سرکش را به دست گیرد و با تمرین‌های پیگیر و خستگی‌ناپذیر از رقبه‌های دشوار شکم و شهوت‌پرستی بگذرد و بر هوس‌ها و شهوات خود مسلط گردد.

در حقیقت، بزرگترین فلسفه روزه، همین اثر تربیتی و معنوی آن است. انسانی که انواع غذاها و نوشابه‌ها در اختیار دارد و هر لحظه تشنه و گرسنه شد به سراغ آن می‌رود، همانند درختانی است که در پناه دیوارهای باغ بر لب نهرها می‌رویند، این درختان نازپرورده، بسیار کم‌مقاومت و کم‌دوامند. اگر چند روزی آب از پای آنها قطع شود، پژمرده می‌شوند و می‌خشکند؛ اما درختانی که در لابلای صخره‌ها در دل کوه‌های بیابانها می‌رویند و نوازشگر شاخه‌هایشان در همان اوان رشد و نمو، طوفان‌های سخت و آفتاب سوزان و سرمای زمستان است و با انواع محرومیت‌ها دست به گریبانند، بسیار محکم و پر استقامت و سخت‌کوش و سخت‌جانند.

روزه نیز آدمی را از عالم حیوانات ترقی داده و به جهان فرشتگان صعود می‌دهد.

اگر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «الصوم جنه من النار؛ روزه، سپری است در برابر آتش دوزخ»(۱۴) اشاره به این موضوع است.

و نیز امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «و صوم شهر رمضان فإنه جنه من العقاب»(۱۵) و روزه ماه رمضان، سپر است از عقاب الهی.

یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصی انسان است، که به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار حاصل می‌شود.

در روایت آمده که امام علی(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند: چه کنیم که شیطان از ما دور شود؟ حضرت فرمود: «الصوم یسود وجهه و الصدقه تکسر ظهره و الحب فی الله و المواظبه علی العمل الصالح یقطع دابره و الاستغفار یقطع وتینه»(۱۶)روزه، روی شیطان را سیاه می‌کند و و انفاق در راه خدا، پشت وی را می‌شکند و دوست داشتن به خاطر خدا و مواظبت بر عمل نیک، دنباله او را قطع می‌کند و استغفار، رگ قلبش را می‌برد.

روان و جان آدمی تنها گذرگاه رحمان نیست، بلکه گام‌های دهشت‌بار شیطان نیز گاه در آن طنین می‌کند. قلب هر چند «حرم» خداست، ولی گاه صدای نامحرم در حریم آن شنیده می‌شود و قاه قاه شیطان، گستره آن را پر می‌کند. چه کنیم تا گناه به قلبمان راه پیدا نکند؟ چه کنیم تا رشته‌های مرئی و نامرئی که دست سیاه شیطان بر گردن دلمان می‌افکند، ما را به سراشیبی جهنم نکشاند؟ چه کنیم که «خودمان» باشیم و شفاف و روشن زندگی کنیم و خدا که آرامگاه همه پروازگران عرصه معرفت و محبت است، آشنای جانمان باشد و یاد او هم سایه لحظه‌ها و فرصت‌هایمان؛ هزاران راه پیش پای نهاده‌اند تا بیراهه و گژراهه ما را نرباید، هزاران نردبان به شوق زیارت قدم‌های ما آغوش گشوده‌اند تا ما اسارت خاک و زمین را نپسندیم و سمت آبی آسمان را گم نکنیم.

آری به فرموده رسول رهبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، روزه، بزرگترین مانع وسوسه‌های شیطان و نردبان صعود و تقرب به پیشگاه خدای متعال است.

روزه، تمرین فشرده و سازنده برای نیکو شدن است. تمرین «گناه‌زدایی» و «خدا آشنایی» است.

فرصت فاصله گرفتن از پرتگاه‌ها و آفات و رهایی از افتادن در مرداب هوس‌خواهی، نفس‌پرستی و شکم‌بارگی است.

یازده ماه خزان‌زدگی و انجماد زمستانی روان و جان، به یک ماه «بهارانه» زیستن، در هم شکسته و رمضان، نورافشانی می‌کند.

۲ـ اثر اجتماعی اخلاقی

نظام طبقاتی و فاصله‌های ژرف میان تهدستان و توانمندان، یکی از عوامل تنش‌زا و نارضایتی در نظام و اجتماعی است که به هر میزان فاصله اختلاف طبقاتی، عمیق‌تر گردد، ناهنجاری‌های اجتماعی و مفاسد اخلاقی افزون‌تر می‌گردند و پیوسته آتش کینه و انتقام گروه تهیدست به واسطه‌های فشارهای اقتصادی و محرومیت‌های اجتماعی نسبت به توانگران شعله‌ورتر می‌شود تا آن گاه که به مرحله انفجار و ناآرامی‌های اجتماعی، می‌انجامد.

شریعت حیات بخش اسلام با تکیه بر اصل «عدالت اجتماعی»، نهایت تلاش و کوشش را در تنظیم روابط جامعه به کار برده و از آنجا که طبیعت بشر به واسطه استعدادها و توانمندی‌های فردی مختلف است، ساعی بوده تا با جعل احکام و دستورهای گوناگون، آن اختلاف طبیعی را نیز به حد اقل برساند. از جمله این احکام، «روزه» است که اولاً به سبب آن، میان تمام افراد جامعه برابری و مساوات ایجاد می‌کند و ثانیا: شرایطی را پدید می‌آورد که تا ثروتمندان با درک موقعیت محرومان، فشارهای اقتصادی و رنج‌های اجتماعی آنان را کاهش دهند و ثالثا: با این اقدام، جامعه را از پریشانی و نارضایتی، پیراسته می‌سازد و روحیه برادری و همگرایی را در میان آنان به وجود می‌آورد. از این رو، هنگامی که «هشام بن حکم» از امام صادق(علیه السلام) فلسفه روزه می‌پرسد، حضرت می‌فرماید:

«انما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک ان الغنی لم یکن لیجد مسّ الجوع و فیرحم الفقیر لان الغنی کلّما اراد شیئا قدر علیه، فأراد الله تعالی ان یسوّی بین خلقه و ان یذیق الغنی مسّ الجوع و الالم لیرقّ علی الضعیف و یرحم الجائع»(۱۷) به راستی خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله آن بین تهیدستان و ثروتمندان برابری ایجاد کنند و این برای آن است که ثروتمندان که هرگز درد گرسنگی و فقر را احساس نکرده‌اند، به فقیران رحم آورند، زیرا اغنیاء، هرگاه(خوردنی و آشامیدنی) را اراده نموده‌اند(و هوس هر نوع مأکولات و مشروبات کردند) برایشان میسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نمود» که تا بین بندگانش از فقیر و غنی، مساوات و برابری به وجود آورد، و این که سرمایه‌داران مسلمان گرسنگی و درد فقیران را لمس نمایند تا بر آنان شفقت‌ورزند و ترحم کنند.

یکی از آثار و برکات اخلاقی و معنوی روزه، این است که انسان با گرسنگی و تشنگی، به یاد گرسنگی و عطش روز قیامت می‌افتد و تصمیم می‌گیرد برای آن روز، واپسین توشه‌ای آماده سازد. بنا بر آنچه که از آموزه‌های اصیل اسلامی فهمیده می‌شود، روز قیامت، گرمای طاقت فرسایی دارد. چنان که امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «قدالجمهم العرق؛ عرق مانند لجام، اطراف دهان انسانها را گرفته است.»(۱۸) این نوع تشبیه برای گرمای قیامت، نشانه شدت و سختی آن است. در روایتی دیگر از امام باقر(علیه السلام) درباره آیه شریفه «و الیوم تجزون عذاب الهون» پرسیدند، حضرت فرمود: مراد از «عذاب الهون» تشنگی روز قیامت است.(۱۹)

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در «خطبه شعبانیه» می‌فرماید: «و اذکروا بجوعکم و عطشکم فیه جوع یوم القیامه و عطشه»(۲۰) با گرسنگی و تشنگی خویش در روزه رمضان، به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت باشید.

و نیز در روایتی دیگر درباره خصلت‌هایی که خداوند به روزه‌دار عطا می‌کند، چنین می‌فرماید: «أو الخامسه امان من الجوع و العطش یوم القیامه»(۲۱) یکی از خصلت‌های روزه‌دار این است که از تشنگی و گرسنگی قیامت در امان می‌باشد.

در روایتی از امام علی(علیه السلام) نقل شده که یکی از فلسفه‌های اخلاقی روزه، آزمایش اخلاص انسانهاست. چنان که فرمود: «و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق»(۲۲)خداوند روزه را برای آزمایش اخلاص مردم واجب فرموده است.

معنای این کلام گوهربار حضرت این است که کسی که روزه می‌گیرد و تمامی روز را با وجود این که به انواع خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها دسترسی دارد، در عین حال امساک می‌کند، جز اخلاص به پیشگاه حق تعالی مفهومی دیگر ندارد و کسی که به پیشگاه خداوند متعال اخلاص ورزد، تمامی اوصافی که برای شخص صائم وجود دارد، شامل حالش می‌شود.

۳ـ اثر بهداشتی و درمانی روزه

روزه، افزون بر فوائد تربیتی و اجتماعی و…، فوائد بهداشتی نیز دارد. روزه تمام دستگاه‌های بدن را از خستگی مدام رها می‌سازد، عمر را طولانی می‌کند، به جسم نشاط تازه‌ای می‌بخشد و آدمی را از کسالت و سستی درمی‌آورد، از بیماری و دردها آزاد می‌سازد و چاقی زیاد را از بین می‌برد.

روزه، برای تعویض و تجدید چربی‌های ذخیره شده بدن و کاهش ذخایر چربی گلیکوژنی اعضای مختلف بدن، روش منحصر به فردی است. گویا این که ارزش جنبه‌های معنوی و وظیفه روزه از نظر روانشناسی و بهداشت جسمی بیشتر است.(۲۳)

روزه‌داری که امروزه آن در پزشکی به نام «رژیم»، در موارد مختلفی از بیماری‌ها تجویز می‌کنند، سبب می‌شود که ذخایر مخصوص گلیکوژن یا چربی بدن از نقاط مختلف برداشته شوند و به مصرف احتراق داخلی یا انرژی خارجی و سوخت و ساز آن برسند و مسلم است که بدن در حال روزه ابتدا چربی‌های زیر جلدی را به مصرف رسانده و به تدریج نوبت به چربی‌های احشا می‌رسد، ولی در هیچ صورتی، روزه‌داری، صدمه‌ای به نسوج عضلانی و استخوانی بدن وارد نمی‌سازد، مگر این که انسان مدتها گرسنه بماند و تمام ذخایر بدن از بین بروند، آن گاه نسوج عضلانی مورد استفاده خود بدن واقع می‌شوند.(۲۴)

دکتر «الکسیس کارل» در کتاب «انسان، موجود ناشناخته» می‌نویسد: «با روزه‌داری، قند خون در کبد می‌ریزد و چربی‌هایی که در زیر پوست ذخیره شده‌اند و پروتئین‌های عضلات و غدد و سلول‌های کبدی، آزاد می‌شوند و به مصرف تغذیه می‌رسند.»

وی می‌گوید: «لزوم روزه‌داری، در تمام ادیان تأکید شده است. در روزه، ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعفی احساس می‌شود، ولی در عین حال، کیفیات پوشیده‌ای که اهمیت زیادی دارند، به فعالیت می‌افتند و بالأخره تمام اعضا، مواد خاص خود را برای نگهداری و تعادل محیط داخلی و قلب، قربانی می‌کنند و به این ترتیب روزه، تمام بافت‌های بدنی را می‌شوید(خانه تکانی می‌کند) و آنها را تازه می‌کند.»(۲۵)

دکتر «ژان فروموزان» روش معالجه با روزه را، شست و شوی اعضای بدن تعبیر می‌کند، که در آغاز روزه‌داری، زبان باردار است، عرق بدن زیاد است، دهان بدبو است و گاه آب از بینی راه می‌افتد، که همه اینها علامت شروع شست و شوی کامل بدن است. پس از سه چهارم روز بو برطرف می‌شود، اسیداوریک ادرار کاهش می‌یابد و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده‌ای می‌کند. در این حال اعضا هم استراحتی کافی دارند.

دکتر «تومانیاس» درباره فوائد بهداشتی روزه‌داری می‌نویسد: «فائده بزرگ کم خوردن و پرهیز نمودن از غذاها در مدت کوتاه، آن است که چون معده در طول مدت یازده ماه مرتب پر از غذا بوده، در مدت یک ماه روزه‌داری مواد غذایی خود را دفع می‌کند و همین طور کبد که برای هضم غذا مجبور است دائما صفرای خود را مصرف کند، در مدت سی روز ترشحات صفراوی را صرف حل کردن باقی مانده غذای جمع شده خواهد کرد. دستگاه هاضمه در نتیجه کم خوردن غذا، اندکی فراغت حاصل نموده و رفع خستگی می‌نماید. روزه، یعنی کم خوردن و کم آشامیدن در مدت معینی از سال و این بهترین راه معالجه و حفظ تندرستی است که طب قدیم و جدید را از این جهت متوجه خود ساخته است. به ویژه امراضی که بر دستگاه هاضمه، به خصوص کلیه و کبد عارض می‌شود و به توسط دارو نمی‌توان آنها را درمان کرد، روزه به خوبی معالجه می‌نماید. چنانچه بهترین دارو برای برطرف ساختن سوء هاضمه نیز روزه گرفتن است. بیماری مخصوص کبد نیز که موجب یرقان می‌گردد، بهترین طریق درمانش، همانا روزه گرفتن است؛ زیرا ایجاد این امراض اغلب اوقات به واسطه خستگی کبد است که در هنگام زیادی عمل و فعالیت، نمی‌تواند صفرا را از خود بگیرد.»(۲۶)

دکتر «گوئل پا» فرانسوی می‌گوید: «چهار پنجم بیماری‌ها، از تخمیر غذا در روده‌ها ناشی می‌شود که همه با روزه اصلاح می‌گردد.»(۲۷)

دکتر «آلکسی سوفورین» می‌نویسد: «جسم به هنگام روزه به جای غذا از مواد باقی مانده در بدن استفاده کرده و آنها را مصرف می‌کند و بدین وسیله مواد کثیف و عفونی‌ای که در جسم است و ریشه و خمیره بیماریها از آنهاست، از بین می‌رود. روزه سبب بهبودی همه بیماری‌ها است. بنابراین، شایسته است که جسم خود را به وسیله روزه، نظیف و پاکیزه کنید.»(۲۸)

بیماریهایی را که این دانشمندان توانسته‌اند به وسیله روزه معالجه نمایند به قرار ذیل است: «نوراستنی، التهاب معده، التهاب حنجره، سفلیس، سل، درد چشم، زکام مزمن، درد سینه، نفخ و ورم ریه‌ها، بیماریهای عصبی، لرزش اندام، استسقاء، فلج، کم‌خونی، اضطراب روحی، ضعف عمومی بدن، بیماری کبد ، مالاریا و بالأخره تضعیف غده‌های سرطانی و ترک اعتیاد.»

دکتر «کاریو» آمریکایی می‌نویسد: «هر شخص بیمار باید در سال، مدتی از غذا پرهیز کند؛ زیرا مادامی غذا به تن می‌رسد، میکروب‌ها در حال رشدند، ولی هنگامی که از غذا پرهیز شود، میکروب‌ها رو به ضعف می‌روند.»

وی همچنین می‌افزاید: «روزه‌ای که اسلام واجب کرده است، بزرگترین ضامن سلامتی تن است.»

از مطالب یادشده درباره فایده بهداشتی درمانی روزه در می‌یابیم که امروزه در علم پزشکی به اثبات رسیده که عامل بسیاری از بیماری‌ها، زیاده‌روی در خوردن و آشامیدن و عدم رعایت بهداشت تغذیه است.

پیام‌آور بزرگ اسلام، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) قرن‌ها پیش، این مطلب را در کلامی ژرف چنین فرمود: «المعده بیت کل داء و الحمیه رأس کل دواء»(۲۹) معده، خانه تمام دردهاست و پرهیز و امساک بالاترین داروهاست.

۴ـ اثر عرفانی الهی

در حدیث قدسی(یعنی احادیثی که سلسله سندش منتهی به خود خدای تعالی می‌شود) آمده که خدای تعالی فرمود: «کل عمل آدم هو له غیر الصیام، هو لی و انا أُجزی به»؛ از میان اعمال و عبادات فرزندان آدم، فقط «روزه» برای من است و من پاداش روزه‌ام.

این روایت را شیعه و سنی البته با مختصر اختلافی نقل کرده‌اند و وجه این که روزه برای خدای متعال است، این است که تنها عبادتی است که از امور عدمی تشکیل می‌شود، به خلاف عبادات دیگر، از قبیل نماز، و حج و امثال آن، که از امور وجودی ترکیب می‌یابد و یا حداقل امور وجودی هم در آنها دخالت دارند و روشن است که فعل وجودی نمی‌تواند محض و خالص در اظهار عبودیت عبد و ربوبیت خدای متعال باشد؛ زیرا خالی از نقایص مادی و آفت محدودیت و اثبات انانیت نیست و ممکن است در انجام آن، قصد غیر خدا(ریا) نیز به میان آید و سهمی از آن را برای غیر خدا انجام دهد، چنان که در موارد ریا و سمعه و سجده برای غیر خدا، این آفات مشاهده می‌شود، به خلاف عملی که همه آن نفی است، یعنی روزه که عبارت است از نخوردن، ننوشیدن و ترک بسیاری از مشتهیات دیگر که صاحبش خود را بالاتر از اسارت در برابر مادیات می‌بیند، و با خویشتن‌داری خود را از لوث شهوات نفس پاک نگه می‌دارد، و این امور عدمی، چیزی نیست که غیر خدا هم سهمی از آن داشته باشد؛ زیرا امری است تنها میان بنده و پروردگارش(پنهان از چشم دیگران است) و طبعا کسی جز خدا از آن با خبر نمی‌شود.

و این که فرمود: «و انا اجزی به» اگر واژه «اَجزی به» را به صیغه معلوم بخوانیم، یعنی من جزای آن را می‌دهم، آن وقت دلالت می‌کند بر این که در دادن اجر به بنده، کسی میان او و خدا فاصله و واسطه نمی‌شود، همان طور که بنده هم در بندگی و عبادت خدا به وسیله روزه کسی را دخیل قرار نداد، و نگذاشت کسی از روزه‌داریش با خبر شود، چنان که در باره صدقه آمده است: صدقه را تنها خدا می‌گیرد و بین صدقه‌دهنده و خدا کسی واسطه نیست، و در قرآن کریم نیز آمده: «و یاخذ الصدقات»(۳۰) و فقط خداوند می‌گیرد صدقات را. چنان که در روایتی تصریح شده که همه اعمال آدمی را فرشتگان تحویل می‌گیرند، جز «صدقه» که به طور مستقیم به دست خدا می‌رسد!(۳۱)

و اما اگر «اُجزی به» را به صیغه مجهول بخوانیم، معنایش این می‌شود: خود من(خدا)، جزای روزه قرار می‌گیرم.

علامه طباطبائی(ره) درباره این حدیث می‌نویسد: در این صورت کنایه از نزدیکی روزه‌دار به خدای تعالی است.(۳۲)بر سالکان حق اهل تحقیق پوشیده نیست که این حدیث شریف، دارای معنای بلندی است که سزاوار بود دانشمند بزرگواری چون علامه طباطبائی درباره آن سخن می‌گفت. ولی به هر حال درک معنای این حدیث، بسیار مشکل است؛ زیرا تساوی میان کالا و بهای آن، از بدیهیات عقلایی است و درباره پاداش اعمال بندگان، هر چه خداوند عطا فرماید، تفضل است و کسی از او حق مطالبه ندارد. از این رو، معقول است حق تعالی، عدل جان انسان را، فردوس برین، قرار دهد، آن گونه که فرموده است: «خداوند از مؤمنان جان‌ها و اموالشان را خریداری می‌کند که(در برابرش) بهشت برای آنان باشد….»(۳۳) یا درباره روزه‌داران آمده است که باب مخصوصی در بهشت دارند، «ان للجنه بابا یدعی الریان لا یدخل منه الاّ الصائمون.»(۳۴)

به هر حال معنای این که خداوند متعال، پاداش روزه‌دار است، «من پاداش روزه‌ام» بدین معناست که خداوند می‌فرماید: من خود را به روزه‌دار می‌دهم؛ خودم را به او می‌دهم، یعنی او را خدایی می‌کنم و این، همان است که در روایت آمده است که اخلاقتان را خدایی کنید.(تخلقوا باخلاق الله) یعنی انسان «خداگونه» شود. چنان که در حدیث قدسی آمده است: «… وقتی که بنده‌ام در اثر عبادت و کارهای شایسته به من نزدیک شود، او را دوست خواهم داشت و در نتیجه آن، من که به توسط من می‌بیند و زبان و دست او هستم، به طوری که او به توسط من می‌گوید و می‌گیرد.»(۳۵)

شایان ذکر است که روزه‌ای این پاداش را دارد که تمام اعضا و بدن و قلب آدمی صائم(روزه‌دار) باشد. در این صورت، شخص به گونه‌ای از مادیات فاصله می‌گیرد و با عالم عقل که نزدیکترین موجود به خداست نزدیک می‌شود تا جایی که فانی در اراده خدا می‌گردد و به مبدأ مطلق اتصال می‌یابد و به مقام صائمین واقعی(خواص الخواص) می‌رسد.

نویسنده: عسکرى اسلامپور کریمى

پى‌نوشت‌ها

۱-ترجمه تفسیر مجمع البیان،ج۲، ص۱۹۹.

۲-تفسیرالمیزان، ج۳، ص۸.

۳-سوره بقره، آیه ۴۳.

۴-سوره توبه،آیه ۱۱۲.

۵-سوره بقره،آیه ۱۸۳.

۶-سوره انعام،آیه ۱۲.

۷-روزه، بهترین درمان بیماریهای روح و جسم، ص۱۴۹.

۸-تفسیر فخررازی، ج۱۵،ص۶۸.

۹-روزه، بهترین درمان بیماریهای روح و جسم، ص۱۵۰.

۱۰-سعدى.

۱۱-سوره بقره،آیه۱۸۳.

۱۲-ر.ک: جامع السعادات، ح۲،ص۴.

۱۳-ر.ک: خصال، ص۷۸،ح۱۲۶.

۱۴-فروع کافی، ج ۴،ص۱۶۲.

۱۵-نهج البلاغه صبحی صالح، ص۱۶۳.

۱۶-بحارالانوار، ج۱۹۶ص۲۵۵.

۱۷-وسائل الشیعه، ج۷،ص۳،ح۱؛من لایحضره الفقیه،ج۲ ص۷۳،ح۱۷۶۶.

۱۸-نهج البلاغه، خطبه۱۱۰.

۱۹-بحارالانوار، ج۷،ص۱۸۶.

۲۰-همان، ج۹۶،ص۳۵۶.

۲۱-همان، ص۲۹۹.

۲۲-نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت۲۴۴.

۲۳-ر.ک: احمد صبور اردوبادی، اهمیت روزه از نظر علم روز، ص۲۹.

۲۴-ر.ک: همان، ص۵۳.

۲۵-روزه، ضیافت نور، ص۵۶.

۲۶-همان.

۲۷-همان.

۲۸-همان.

۲۹-بحارالانوار، ج۶۲،ص۲۹۰.

۳۰-سوره توبه،آیه۱۰۵.

۳۱-تفسیر عیاشی، طبق نقل تفسیر برهان، ذیل آیه مورد بحث.

۳۲-ر.ک: تفسیرالمیزان، ج۲،ص۲۵.

۳۳-سوره توبه،آیه ۱۱۱.

۳۴-بحارالانوار، ج۹۳،ص۲۵۲.

۳۵-اصول کافی، ج۲،ص۳۵۲.

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۳۰۹

خانواده مسلمان و تربیت اسلامی

اصول تربیت اسلامی

تربیت فرزندان

یکی از محورهای اساسی بنای کاشانه سالم و پاسداری از هویت و ویژگی‌های آن، اهتمام تام و تمام به آموزش و پرورش فرزندان است و لازم به یادآوری است که معنی تربیت و پرورش بسیار گسترده‌تر از معنی تعلیم و آموزش است.

تربیت: به معنای بارآوردن و رشد بخشیدن به فرزند تا رسیدن گام به گام به مرحله کمال است و همه جوانب تربیت مادی و جسمی، نفسی و روحی و عقلی و فکری و رفتاری و اجتماعی را شامل می‌شود.

تعلیم: جزئی از تربیت به شمار می‌آید و متضمن در اختیار گذاشتن معلومات مورد نیاز کودکان برای اصلاح امور زندگی است که تنها به جنبه عقلی و اندیشه و ارتباط پیدا می‌نماید. اما تربیت همه جوانب جسمی، عقلی، شخصیتی، معنوی و دیگر جوانب وجودی او را شامل می‌شود.

برای رشد و بالندگی فرزندان هم تعلیم لازم است و هم تربیت. زیرا آنان امانت‌هایی هستند که به پدر و مادران‌شان سپرده شده‌اند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «بهترین هدیه والدین به فرزندان خود، تربیت خوب آنها است».(ترمذی)

امام محمد غزالی می‌فرماید:

«باید دانست که روش تربیت فرزندان، یکی از مهمترین و اساسی‌ترین امور زندگی است. فرزندان نزد والدین‌شان امانت‌اند. و قلب پاک آنها گوهرهای گرانبها و بی‌غل و غشی است که از هر گونه نقش و تصویر خالی‌اند و پذیرای هر گونه نقشی می‌باشند و به هر سویی که خواسته شود، متمایل می‌شوند. و چنانچه به کار و گفتار خیر و آموزنده عادتشان دهند، بر اساس آنها بزرگ می‌شوند و سعادت دنیا و آخرت را کسب می‌کنند و پدر و مادر و معلم و مربی نیز با آنان سهیم خواهند بود.

اما چنانچه به شرارت و بدکاری خو کنند و هم‌چون چهارپایان مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گیرند، بدبخت و بد سرانجام شده و نابود می‌گردند. و والدین و معلم و مربی ـ‌ که در مورد تعلیم و تربیت‌شان کوتاهی کرده باشند ـ‌ در مجازات گناه و خلافکاری آنها شریک خواهند بود. خداوند متعال می‌فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا»(التحریم / ۶)

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خود و خانواده‌هایتان را از(عذاب) آتش مصون نمایید».

۱ـ تربیت ایمانی

سلامت عقیده و ایمان انسان‌ها روح رسالت اسلام است که به وسیله کاشتن نهال ارکان ایمان به خداوند و ملائک و کتاب‌های آسمانی و پیامبران و جهان آخرت و قضا و قدر در قلب و روح آنان تحقق پیدا می‌نماید.

معلم و مربی پیش از هر چیز لازم است با زبان ساده و دلائل قابل درک بر روی اثبات وجود خداوند و توحید و یکتاپرستی تلاش کنند و سعی نمایند که نهال محبت خداوند و شکر نعمت‌ها و بخشش‌های او را در دل کودک بنشانند و او را متوجه این حقایق بنمایند که حاکم و فرمانروای مطلق در دنیا با ایجاد جاندار و بی‌جان و در آخرت با زنده نمودن و حساب و کتاب تنها از آنِ خداوند است.

پس از آن معلم و مربی کودک را با منزلت و عظمت قرآن آشنا نمایند و به او بگویند که قرآن به خاطر آن‌که کلام و هدایت خداوند است با دیگر کتاب‌ها که از آنِ انسان‌هاست، بسیار فرق دارد و ابتدا روخوانی و سپس روش حفظ بعضی یا همه قرآن را به او بیاموزند. به ویژه تلاش کنند که کودکان چهار جزء آخر آن را حفظ کنند. زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

«هَذَا الْقُرْآَنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ»(الاسراء / ۹)

«این قرآن(مردم را) به راهی رهنمایی می‌نماید که مستقیم‌‌ترین راه‌ها(برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت) است».

همچنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«بهترین شما کسانی هستند که قرآن را بیاموزند و آن را به دیگران آموزش بدهند».(بخاری و مسلم و ابوداود.)

یکی از روش‌های تربیت قرآنی اهتمام به آموزش سوره‌های «نور و لقمان و حجرات» به کودکان است.

پس از آن مربی برای ایجاد و تقویت محبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در دل کودک تلاش نماید و به او بفهماند که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) آخرین و گرامی‌ترین پیامبران است و پیروی از سنت و روش او و حفظ فرموده‌هایش بسیار ضروری است.

و بعد از آن نهال محبت نیک مردان و پیشگامان «ایمان و عمل صالح»‌ به ویژه فضیلت و کرامت اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را در دل او بر زمین بنشاند. زیرا آنان به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آگاهانه ایمان آوردند و از او پشتیبانی کردند و از نوری که برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردیده بود، بهره گرفتند و به راستی پیروز و سعادتمند گردیدند.

همچنین مربی لازم است که عشق به ایمان و جهاد در راه خداوند و رویارویی با دشمنان اسلام و مسلمانان را در دل‌شان تقویت نماید. به ویژه دشمنانی که کینه مسلمانان را در دل دارند و برعلیه آنها توطئه‌چینی می‌کنند و به سرزمین و اموال و آبروی آنان تعرض می‌نمایند؛ و به آنها بیاموزند که مدام برای رویایی با آنها لازم است امکانات و تدارکات مادی و معنوی ضروری را فراهم کنند تا در موقع مناسب بتوانند سرزمین‌های اشغال شده مسلمانان را آزاد و حقوق از دست رفته آنها را دوباره به دست بیاورند.

ممکن است آموزش صحیح حدیث زیر به آن‌چه که گفته شد به صورت مطلوب مثمرثمر باشد. ترمذی از ابن عباس روایت می‌نماید که: روزی همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بودم. ایشان خطاب به من فرمود:

«ای نوجوان! مسائلی را به تو می‌آموزم.(به آنها خوب توجه کن). از هدایت خداوند محافظت کن تا خداوند از تو محافظت نماید، خداوند را حاضر و ناظر بدان، تا او را پیشِ روی خود ببینی، هرگاه خواسته‌ای داشتی، آن را تنها از خداوند بخواه! ‌و هرگاه به کمکی نیاز پیدا کردی تنها از خداوند استعانت کن! بدان اگر همه مردم با هم دست به یکی کنند و بخواهند نفعی را به تو برسانند، هیچ نفعی را به جز همانی که خداوند قرار داده است، به تو نخواهند رسانید. و اگر همه با هم جمع شوند تا زیانی را متوجه تو بنمایند، جز همان زیانی را که خداوند مقدر کرده به تو نخواهند رسانید، قلم‌ها از نوشتن بازایستاده و صحیفه‌ها خشک شده‌اند».(الاربعین النوویه.)

در روایت‌های دیگر ـ به جز روایت ترمذی ـ در ادامه آن حدیث آمده است:

«… در آسایش خداوند را فراموش مکن، تا او هم تو را در سختی‌ها فراموش ننماید. بدان آن‌چه که برایت پیش نیامده، قرار بر آن بوده که برای تو اتفاق نیفتد. و آن‌چه را که برایت روی داده، قرار نبوده که برای تو پیش نیاید. بدان که پس از صبر نوبت پیروزی است و به دنبال گرفتاری نوبت گشایش و پس از هر آزردگی نوبت آسودگی است».

هرگاه کودکی معنای این حدیث را به خوبی بفهمد و به آن ایمانی استوار پیدا نماید، از شخصیتی قوی و بااراده برخوردار خواهد شد که با همه سختی‌ها و مشکلات مقابله خواهد نمود.

۲ـ تربیت بدنی

سلامت شخصیت انسانی و توانایی جسمانی، دو پایه اساسی پرورش درست فرزندان است. زیرا عقل سالم، در بدن سالم است و لازمه عمل به مسئولیت‌های زندگی برخورداری از توانائی جسمی می‌باشد و ضعف و سستی جسمی مانع از قیام به بسیاری از مسئولیت‌ها می‌شود.

خداوند متعال بر بندگان خود به خاطر برخوردار نمودن آنها از بهترین خلقت و آفرینش منت نهاده و فرموده است:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»(التین / ۴)

«ما به راستی انسان را(از نظر جسم و روح) در بهترین شکل و زیباترین سیما آفریده‌ایم».

و پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«مؤمن قوی و توانا نزد خداوند بسیار محبوب‌تر و بهتر است از مؤمن ضعیف و ناتوان و در هر یک(به درجاتی) خیر و منفعت وجود دارد». مسلم

و موفقیت در عرصه تربیت بدنی به تمرین‌های ورزشی مانند: شنا و دویدن و اسب و دوچرخه‌سوای و … بستگی دارد.

۳ـ تربیت عبادی

عبادت در اسلام، ثمره و بازتاب طبیعی ایمان و عقیده و دلیل وجود و درستی آن است. کودکان پیش از بلوغ تکلیفی متوجه آنان نمی‌شود. زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «سه نفر دارای مسئولیت نیستند» دیوانه تا زمانی که بهبود می‌یابد. خوابیده تا زمانی که از خواب برمی‌خیزد و کودک تا وقتی که به سن بلوغ می‌رسد».

اما آماده‌سازی کودک برای گام نهادن به مرحله بلوغ و پس از آن از نظر دینی و شرعی به تربیت و پرورش عبادتی او نیازمند است تا عبادت به عنوان بخشی حیاتی و ریشه‌دار در زندگی و رفتار او مبدل گردد و او را به ضرورت ارتباط با خداوند و استقامت در ادای اوامر و اجتناب از نواهی به صورت مداوم یادآور شود.

عادت دادن کودکان به عبادت از سن هفت سالگی آغاز شود و در سن ده‌سالگی مورد تأکید قرار گیرد. زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«فرزندان خود را در هفت سالگی به ادای نماز فرمان بدهید و در ده سالگی ـ‌ چنانچه آن را ترک کنند و با تشویق و ترغیب حاضر به خواندن آن نبودند ـ‌ آنان را تنبیه بدنی نمایید».(ابوداود)

عمر هفت سالگی سرآغاز تعلیم و تمرین و عادت دادن است و عمر ده سالگی زمان تثبیت رفتار و پایبندی است. چنانچه کودکان در مورد عبادت اهمال و تنبلی نمایند، بایستی تنبیه مناسب بشوند.

سرپرست کودک در مورد ادای نماز و دیگر مسئولیت‌های کودک باید مراقبت لازم را انجام دهند و در مورد آن به هیچ وجه کوتاهی ننمایند زیرا خداوند می‌فرماید:

«وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا»(طه / ۱۳۲)

«خانواده خویش را به نماز خواندن فرمان بده! و خود نیز بر اقامه آن ثابت‌قدم باش».

۴ـ آموزش زبان عربی و علوم مفید

زبان عربی کلید فهم قرآن و سنت و بستر علوم و معارف مختلف شریعت اسلامی است و چنانچه کودک زبان عربی را به خوبی بیاموزد، در جهت فهم دین خداوند و درک مقاصد و اهداف آن تواناتر خواهد گردید.

آموزش علوم دیگری مانند: زبان‌های خارجی، علوم انسانی، ریاضی، تاریخ و جغرافیا و دانش بهداشت و مقدمات پزشکی و مهندسی و ستاره‌شناسی، با توجه به ذوق و علاقه آنها مفید و ضروری است.

۵ـ تربیت اخلاقی

آداب پسندیده و اخلاق اسلامی در واقع بستر و عرضه دینداری هستند. در روایتی آمده است که: «اخلاق، ظرف دین است».(ابوداود) همچنین اخلاق خوب و صحیح پایه سرشت‌ها و طبیعت‌ها و عادات و زمینه رشد و تکامل شخصیت انسان و نشانه هدایت و پرهیزکاری و التزام صحیح به مسئولیت‌های شرعی برگرفته از قرآن است.

برخی از باارزش‌ترین و مهمترین مسئولیت‌های اخلاقی عبارتند از: صداقت و صراحت در گفتار، امانتداری، آرامش و بردباری، عفت زبان، پاکی درون از حقد و کینه و پرهیز از رفتارها و اخلاق مخالف آنهاست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

«به کودکان خود احترام بگذارید و به خوبی آنها را تربیت کنید».(ابن ماجه)

همچنین می‌فرماید:

«هیچ هدیه‌ای از طرف والدین برای کودکان خود بهتر از تربیت خوب نیست».

خیر و برکت خوش اخلاقی در طی زندگی، انسان را تنها نخواهد گذاشت و او را برای دست‌یابی به همه فضایل ترغیب خواهد کرد و برای رسیدن به قله‌های دینداری و مروت و شخصیت، او را یاری خواهد نمود. در روایتی ـ هر چند سند آن ضعیف است ـ آمده: «خوش اخلاقی باعث به دست آوردن خیر دنیا و آخرت خواهد شد».(طبرانی در الکبیر)

معیار تفاوت میان حُسن اخلاق و سوء اخلاق به روشی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در پیش می‌گرفت،‌ به کوکان آموزش داده شود، او می‌فرماید:

«خیر و نیکی در حُسن اخلاق است و گناه آن است که دل ناپسندش شمارد و نخواهد مردم از آن مطلع شوند».(مسلم و ترمذی.)

برّ‌ و خیر واقعی در عبادت خداوند و خدمت به مردم قرار دارد. آنهایی که اهل اخلاق پسندیده‌اند، به این بشارت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) باید خوشحال باشند که:

«محبوب‌ترین شما آنهایی هستند که از اخلاق بهتری برخوردارند، و صبر و تواضع بیشتری را دارند، با دیگران الفت ورزند، و دیگران نیز دوستشان می‌دارند و مبغوض‌ترین شما نزد من، آدم‌های سخن‌چین‌اند که میان دوستان دشمنی ایجاد می‌کنند و به دنبال عیب‌تراشی برای اشخاص بی‌گناهند».(طبرانی در معجم الصغیر والاوسط)

همچنین اصول حُسن اخلاق عبارتند از : رفتار و گفتار درست با پدر و مادر، رعایت ادب و احترام خانواده و برادر و دوستان و همسایگان و با همه مردم در محل کار و کوچه و خیابان و اماکن عمومی و غیره است.

۶ـ تربیت معنوی

والدین باید به این بخش از تربیت اهتمام بیشتری بورزند، زیرا این نوع از تربیت، زمینه‌ساز رشد احساسات و عواطف، تهذیب،‌ تزکیه و شفافیت آنهاست و موجب رشد شخصیت کودکان می‌گردد از طرفی دیگر تربیت معنوی و روحانی باعث تعالی نفس، صفای روح و سلامت روانی او از انواع بیماری‌ها و رذایل اخلاقی می‌گردد و آرامش و آسودگی را برای او به ارمغان می‌آورد علاوه بر این چنین تربیتی خشیت خداوند و تفکر در عظمت و ادراک اسرار آفرینش و التزام به اوامر او را در آنان تقویت خواهد نمود. خداوند متعال در این‌باره می‌فرماید:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آَیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»(الأنفال / ۲)

«مؤمنان واقعی تنها کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل‌هایشان هراسان می‌گردد(و در انجام نیکی‌ها و خوبی‌ها بیشتر می‌کوشند) و هنگامی که آیات او برایشان خوانده شود، بر ایمان‌شان افزوده می‌شود و به پروردگار خود توکل می‌نمایند.».

۷ـ تربیت اجتماعی

تربیت اجتماعی به معنی روابط صحیح و سنجیده با همه قشرهای جامعه اعم از بزرگ و کوچک و خویشاوندان، بیگانگان و همسایه‌هاست. کودک باید از جرأت همراه با ادب و احترام لازم برای اثبات شخصیت خود برخوردار گردد و دودلی و خجالت باعث منزوی گردیدن او نشود. در جهت تحقق این منظور لازم است کودکان همراه با پدر و مادر یا مربی در مجالس و محافل حضور پیدا کنند. برای مثال زمانی که ابن عباس در شرایطی که کودکی بیش نبود حضرت عمر بن خطاب او را به مجلس بزرگان اصحاب می‌برد.

لازم است کارهایی مانند کارهایی که در حد توان کودکان است مانند: امانت دادن، امانت گرفتن و خرید و فروش اندک به آنان سپرده شود و به آنها و آموزش داده شود که آغازگر سلام و احوال‌پرسی باشند و درست پاسخ سلام دیگران را بدهند.

هرگاه کودکی بیمار شد پدر و مادر از او مراقبت کنند و خویشاوندان، دوستان و همسایگان از او عیادت نمایند و او را در مورد انتخاب دوست و رفیق راهنمایی کنند. دوستی و یاری،‌دست دادن و کمک به آنها را برای انجام دادن کارهای درسی و درست فراموش نکنند آنها را با بدی‌ها آشنا نموده و زشتی و عواقب زیان‌آورشان را به آنها یادآوری کنند و همچنین آنان را با امور خیر و نیکی آشنا سازند و فوائد و دستاوردهایش را به آنها بیاموزند و از گناه و معصیت آنها را دور بدارند. در واقع این نوع از تربیت زمینه‌ساز محبت، دوستی و عشق به خیر، نیکی و مهربانی با مردم و همکاری با آنها و پرهیزکاری می‌شود.

این روایت بیانگر نمونه‌ای از روش زیبای رسول خداست. انس روایت نموده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین مردم در حُسن اخلاق بود. من برادر کوچکی داشتم که به شوخی او را ابوعمیر ندا می‌کردیم. هرگاه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به منزل ما می‌آمد، خطاب به برادر کوچک ما می‌فرمود: «ابوعمیر با گنشجک کوچکت چکار می‌کنی؟»

۸ـ آموزش فنی و حرفه‌ای

فعالیت و کار از فقر و ناتوانی پیشگیری می‌نماید و آموزش حرفه‌هایی مانند: کشاورزی، صنعت، تجارت، خیاطی، آهنگری،‌ جوشکاری، بنایی، نساجی و همچنین حرفه‌های جدیدی مانند: آموزش کامپیوتر، اینترنت، الکترونیک، مهندسی، مکانیکی، لوله‌کشی و …، همه مفیدند و از نظر شریعت اسلامی واجب کفایی به شمار می‌آیند.(مغنی المحتاج، ج ۴، ص ۲۱٫)

و این موضوع با این آیه قرآن در ارتباط است که:

«وَ ابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإِنْ آَنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ»(النساء / ۶)

«یتیمان را بیازمایید تا آن‌گاه که به سن ازدواج می‌رسند، اگر از آنان صلاحیت و حُسن تصرف را دیدی،‌ اموالشان را به ایشان تحویل بدهید».

علمای همه مذاهب بر این باورند که آموزش فنون و حرفه‌ها به کودکان هر یک با توجه به علاقه و استعدادشان واجب است، اما معامله کودکانی که به سن بلوغ نرسیده‌اند، باید با اجازه اولیاء آنها باشد.

۹ـ تربیت عاطفی و انسانی

منظور از تربیت عاطفی تقویت جنبه‌های انسانی کودکان مانند: احساس لذت و احساس درد، شادمانی، اندوه،‌ ایثار، حب نیکی و تنفر از بدی است.

قرآن به برخی از این عواطف و احساسات مانند: محبت متبادل میان خداوند و بندگانش اشاره نموده و می‌فرماید:

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آَمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»(البقره / ۱۶۵)

«برخی از مردم هستند که غیر از خداوند، خداگونه‌هایی را برمی‌گزینند، و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند، اما کسانی که ایمان آورده‌اند، خداوند را بسیار بیشتر دوست دارند».

همچنین می‌فرماید:

«فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ»(المائده / ۵۴)

«خداوند مردمی را به جای ایشان خواهد آورد که خداوند دوستشان می‌دارد و آنان نیز خداوند را دوست می‌دارند، نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران قاطع و نیرومند هستند».

و در جای دیگر می‌فرماید:

«وَ الَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَ الْإِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ»(الحشر / ۹)

«آ‌نهایی که پیش از آمدن مهاجران خانه و کاشانه(اسلام) را آماده کرده‌اند و ایمان را(در دل خود استوار داشتند) کسانی را که به نزد آنها مهاجرت نموده دوست می‌دارند و از درون به چیزهایی که به مهاجران داده شده احساس رغبت و نیاز نمی‌نمایند و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند، هر چند که خود سخت نیازمند هستند».

و در سنت نبوی آمده است که «ایمان هیچ یک از شما کامل نیست مگر آن‌که مرا از پدر، مادر و همه مردم بیشتر دوست بدارد».(بخاری و مسلم و نسایی)

«هیچ یک از شما ایمانش کامل نیست مگر آن‌که هر چه را که برای خود دوست می‌دارد، برای برادر(مسلمانش) نیز دوست بدارد».(بخاری و مسلم و ترمذی و نسایی.)

و منظور از محبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) محبت و عشق به رسالت و احکام شریعت اوست.

رفتار محبت‌آمیز، مهربانانه، بازی، شوخی، بوسیدن، نوازش، هدیه دادن و خوشرویی به هنگام آمد و رفت، اهتمام و پرس ‌وجو در مورد کودکان فرق نمی‌کند یتیم یا غیر یتیم دختر یا پسر باشد، سبب رشد عاطفی و احساسی آنها می‌شود. همچنین مساوات میان آنها در محبت، هدیه دادن، اعتدال در محبت و خشونت برای جلوگیری از ایجاد عقده در کودکان ضروری است و به شدت با پدیده دخترستیزی که جزو فرهنگ و عادت اعراب عصر جاهلیت بوده لازم است مقابله بشود. قرآن در این رابطه می‌گوید:

«وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ(۵۸) یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ»(النحل / ۵۸-۵۹)

«هنگامی که به یکی از آنها مژده تولد دختر داده می‌شد(از فرط ناراحتی چهره‌اش تغییر می‌کرد و) صورتش سیاه می‌گردید و از خشم و اندوه مملو می‌شد و به خاطر این مژده بدی که به او داده شده از قوم و قبیله‌اش خود را پنهان می‌کرد.(و سرگشته و حیران به خود می‌گفت:) آیا این ننگ را بر خود بپذیرد،(و دختر را نگاه دارد) و یا او را زنده به گور سازد، به راستی بسیار بد قضاوت می‌کردند و تصمیم می‌گرفتند».

همچنین خانواده را از بدرفتاری با کودکان یتیم و سوء استفاده از اموال و زیرپا نهادن حقوقشان بر حذر می‌دارد و می‌فرماید:

«وَ لَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ»(الاسراء / ۳۴)

«به اموال ایتام نزدیک نشوید مگر آن‌که به بهترین وجه(و به نفع آنها باشد) تا زمانی که به حد بلوغ و پختگی می‌رسند».

همچنین می‌فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا»(النساء/۱۰)

«بی‌گمان کسانی که اموال ایتام را به ناروا و ستم‌گرانه می‌خورند، انگار آتش را در شکم‌هایشان می‌ریزند، و در روز قیامت به آتش سوزانی خواهند سوخت».

خلاصه سخن این است که تربیت عاطفی و روحی به وسیله احترام گذاشتن به کودکان و محبت کردن و اهتمام ورزیدن به آ‌نها تحقق می‌یابد و شخصیت آنها برای زندگی سالم تقویت می‌شود.

۱۰ـ تربیت فکری

همگام با رشد جسمی و تربیت بدنی توجه به رشد فکری و تقویت عقلی کودکان ضروری است و حتی در اولویت قرار دارد؛ زیرا نقطه تفاوت اساسی انسان با حیوان برخورداری انسان از نیروی تعقل و اندیشیدن است. از طرف دیگر عقل ابزار دانش و معرفت و لازمه مکلف بودن می‌باشد و انسان را به سوی هدایت، سعادت و پرهیز از شر و شقاوت ارشاد می‌نماید.

تفکر و اندیشیدن از نظر اسلام واجب و فریضه‌ای است و هدف از تربیت فکری رسیدن به استقلال فکری و عقلی در حدود ضوابط و توجیهات دینی و قرآنی است که انسان را به تأمل و تعقل در آفرینش آسمان‌ها و موجودات زمین فرا می‌خواند تا از این طریق به حقانیت وجود، توحید و یکتاپرستی پی ببرند، و از تقلید و همرنگی کورکورانه فرهنگ و آداب نادرست آباء و اجداد پرهیز نمایند و تحت تأثیر شرایط نامطلوب اجتماعی قرار نگیرند.

همه آن‌چه بیان گردید برگرفته از صدها آیه قرآن است که انسان‌ها را به تعقل و اندیشیدن در مورد پدیده‌ها و امور مختلف و ایمان به عدالت و حقانیت قوانین شریعت خداوند فراخوانده است. برای مثال از پایان بسیاری از آیات قرآن این جملات زیبا و پرمحتوا آمده‌اند که:

«فِی ذَلِکَ لَآَیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»(الروم / ۲۴)

«در این مورد برای آنهایی که اندیشه می‌نمایند، نشانه‌هایی(در ازای وجود وحدانیت خداوند وجود دارند».

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآَیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ»(آل عمران / ۱۹۰)

«مسلماً‌ در آفرینش آسمان‌ها و زمین، آمد و رفت، شب و روز، نشانه‌ها و دلائلی برای خردمند است».

۱۱ـ تربیت بهداشتی

یکی از ویژگی‌های خانواده مسلمان برخورداری افراد آن از سلامت جسمی و روحی است؛ زیرا رعایت بهداشت و نظافت، یکی از شعارهای اساسی اسلام است، و همه مسلمانان را به مراعات پاکی در جسم، لباس، مسکن، محل کار و معابر عمومی و …، فرا می‌خواند و آنان را به رعایت مقررات خاص انسانی مانند: گرفتن ناخن، کندن موی بغل، تراشیدن موی شرمگاه، شستن دست‌ها قبل و بعد از صرف غذا، مسواک زدن، گردانیدن آب در دهان و بینی تشویق نموده است. همچنین در مناسبت‌های مختلفی مانند: روزهای حج، روزهای عید و شرکت در اجتماعات و به هنگام مناسک حج که دست کم یک بار در هفته باید استحمام نمود، اسلام مردم را به غسل و نظافت دعوت نموده است.

همچنین فعالیت‌های ورزشی و پرهیز از پرخوری و گفتن: «بسم‌ الله الرحمن الرحیم» در آغاز و «الحمدالله» بعد از صرف غذا، مراجعه به پزشک متخصص و پرهیز از بیماری‌های مسری مانند جذام، سل و طاعون برای سلامت و تندرستی جسمی بسیار مفید خواهند بود؛ زیرا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«هر دردی را درمانی است، هرگاه دارویی برای دردی درست تشخیص داده شود، بر اساس سنت و رضایت خداوند، آن را بهبودی خواهد بخشید».(مسلم و احمد.)

همچنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است:

«حیوانات بیمار و حیوانات سالم را بر سر یک آبشخور جمع نکنید».(احمد و ابوداود و نسایی.)

برخی از دستورات بهداشتی و پیش‌گیرانه در اسلام عبارتند از:

– خوابیدن بر روی طرف راست.

– خوابیدن پس از نماز عشاء.

– سحرخیزی برای نماز صبح و آماده شدن برای رفتن به سر کار. بیهقی روایت می‌نماید که در سپیده ‌دمی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه حضرت فاطمه رفت و او را در حال خواب مشاهده فرمود و بیدارش نمود و فرمود:‌ «برخیز و روزی پروردگارت را شاهد باش».

و در این زمینه برای آگاهی از آداب طبی و بهداشتی در سنت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) لازم است به طب نبوی که بهترین مرجع آن کتاب «زادالمعاد» ابن القیم جوزیه است مراجعه شود.

۱۲ـ تربیت زیبایی و آراستگی

خداوند انسان و نظام هستی را به بهترین و زیباترین صورت آفریده و می‌فرماید:

«الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ»(السجده / ۷)

«کسی که هر چه را آفریده به بهترین و زیباترین شیوه آفریده است».

و می‌فرماید:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»(التین / ۴)

«به راستی ما انسان‌ها را به بهترین و زیباترین ترکیب آفریده‌ایم».

محافظت از زیبایی‌های موجود در محیط زندگی مقتضی آن است که انسان به زیبایی و آراستگی مشروع اهتمام لازم را بدهد؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

«یَا بَنِی آَدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ(۳۱) قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آَمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآَیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»(الاعراف / ۳۱-۳۲)

«ای فرزندان آدم! در هر مسجد و عبادت‌گاهی خود را(با لباس مادی که عورت شما را می‌پوشاند و با لباس معنوی تقوا) بیارایید و بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده‌روی نکنید؛ زیرا خداوند اسراف‌کاران را دوست نمی‌دارد *(ای پیامبر! به آنان) بگو: چه کسی زیبایی‌ها و مواهب و نعمت‌های حلالی را که خداوند برای بندگانش آفریده، حرام نموده؟! بگو:‌(این نعمت‌ها و زیبایی‌های حلال) در این جهان برای افراد با ایمان است(و دیگران نیز از آن بهره‌مند می‌شوند اما) در جهان آخرت این‌ها همه در اختیار مؤمنان قرار می‌گیرد. این‌گونه آیات(خود را) برای کسانی توضیح می‌دهیم که آگاهند و می‌فهمند».

منظور از تربیت زیبایی و آراستی این است که کودکان از جنبه‌های زیبایی و آراستگی جسم و لباس خود محافظت نمایند و از همه مظاهر زشت و ناپاکی و غیربهداشتی در بدن، لباس و محل درس، سکونت،‌ کوچه،‌ خیابان،‌ پارک و مراکز تفریحی و عمومی دوری کنند و به خاطر جلوگیری از ضرر و زیان به محیط زیست و انسان و حیوان از ریختن آشغال و اشیاء اضافی در آن محل‌ها خودداری نمایند و آن را به روشی مطلوب نابود کنند.

۱۳ـ تربیت جنسی

پدر و مادر به صورت تدریجی و حکیمانه و با توجه به مراحل عمر نوجوانان تا رسیدن به مرحله ازدواج به صورت کنایه و اشاره و پس از بلوغ به طور صریح برخی از مسائل را برایشان بیان کنند و از طرف دیگر فرزند خود را به آداب اجازه خواستن در منزل و جاهای دیگر و چشم فروبستن از نگاه به نامحرم و پرهیز از دیدن فیلم‌ها و عکس‌هایی که سبب تحریک نابهنگام غریزه جنسی او بشود، عادت دهند و عمر، استعداد و ذهن او را به درس، مطالعه، ورزش و هنرهای اسلامی و فیلم‌های مفید و هدف‌دار مشغول کنند.

چنانچه توانایی مالی و شرایط کار و تحصیل اجازه بدهد، ازدواج زودهنگام بسیار مناسب است و حتی می‌توان میان دختران،‌ پسران محصل، دانشجو و …، که شرایط درسی و مالی اجازه ازدواج را نمی‌دهد، پس از توافق و صلاحدید اولیاء و خانواده‌های طرفین و علاقه و رضایت خود آنها عقد نکاح جاری بشود و برای حفظ عفت و حیثیت شرافت خود و خانواده‌هایشان تنها معاشرت و رفت و آمدی عادی با یکدیگر داشته باشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع: خانواده خوشبخت

روش تربیت دینى کودک

کودک هنوز به قدرتى نرسیده است که خودش براى خودش تصمیم بگیرد و بداند که با چه چیزهایى باید نزدیک شود و از چه چیزهایى باید دور گردد. چه کارى براى او لازم و مفید است و چه کاری  مضر. به همین دلیل تحت اشراف تربیتى خانواده و جامعه قرار دارد.

اسرار تربیت انسان، در کاربرد واژه “اُنس” نهفته است. از آن رو به طور خلاصه مى توان گفت: روش تربیت کودک، در عملیاتى کردن روش انس دادن کودک به کارها و صفات خوب و رفع تعلق نسبت به کارها و صفات ناشایست است.

اگر ما بیاموزیم که چگونه مى توانیم کودکان خود را به کارهایى که مى پسندیم یا شایسته مى دانیم، عادت و انس بدهیم و کارى کنیم که کم‌کم عادت‌هاى بد و امورى که نباید با آنها انس داشته باشد، از سرش بیافتد و فراموش کند، در تربیت کودک خود موفق شده‌ایم.این معناى عام تربیت انسان و کودک بود.

اما در تربیت دینى کودک، باید توجه کنیم که موضوع انس با خدا و رفع تعلق به مادیات، دنیا و لذت‌هاى آن در دستور کار تربیت قرار دارد. براى این که فرزندان متدینى داشته باشیم باید بکوشیم میان آنها و خداوند با عبادت و دعا رابطه برقرار کنیم و کارى کنیم که این رابطه به علاقه و انس بیانجامد، اگر فرزند ما با عبادت خدا انس بگیرد و لذت آن را درک کند، بیمه شده است و مى توان مطمئن بود بعد از بلوغ هم همین راه را ادامه خواهد داد، بنابراین نباید براى آینده او نگران خاصى داشت.

خیلى از خانواده‌ها براى تربیت دینى کودک خود، نگران هستند. در وضعیت فرهنگى فعلى این نگرانى کاملا بجا است، ولى اگر براى کودک خود وقت بگذارند و برنامه داشته باشند، جاى هیچ گونه نگرانى وجود ندارد. فقط کافى است روش هایى را برگزینید که کودک شما با نماز و دعا و زیارت و مسجد و قرآن و محافل انس با اهل بیت انس بگیرد و علاقمند شود.

روش‌هاى برقرارى انس با خدا و تربیت دینی

۱- تقویت ایمان کودک از طریق بیان سیستم مواخذه خداوند در آخرت و لزوم اعتقاد به جزا و پاداش. این کار اگر چه کاملا لازم است، ولى باید توجه شود که در این مورد نباید زیاده روى شود، چون ممکن است باعث بیمارى وسواس گردد.

۲- بیان آثار مثبت عبادت و اخلاق نیک و انس با خداوند.

۳-به نمایش گذاشتن رفتارهاى اخلاقى مثبت و عبادى تا از طریق چشم و دیدن با آنها آشنا و به آنها علاقه مند گردد و باور کند که این کارها دوست داشتنى و بهترین کارهایى است که انسان براى سعادت خود انجام مى دهد و لذت مى برد. اگر والدین کودک خودشان نماز نمى خوانند و یا دروغ مى گویند، نباید از فرزند خود توقع داشته باشند که نماز خوان و راست گو باشد.

۴-با بردن کودک به محافل مذهبى به خصوص مساجد، هیئت‌هاى عزادارى و انس با اهل بیت، مجالس سخنرانى، جلسات قرآن، حرم اهل بیت(علیهم السلام) و زیارت گاه‌هاى دیگر و مانند آن، کودک به این محافل و مجالس انس مى گیرد و این انس باعث مى شود که بعد از بلوغ هم به همین راه ادامه دهد و آینده او در مسیر دین و معنویت باشد.

۵-در سنین بالاتر براى آنها کتاب‌هاى داستان دینى و زندگى بزرگان را تهیه کنید و در دسترس آنها قرار دهید، تا مطالعه کنند و یا خودتان براى آنها بخوانید، مطمئن باشید که انسان الگوپذیر و انس گیرنده است و این روش تاثیر فراوانى در تربیت دینى آنها دارد.

۶-در مواردى که کودک احیانا سرکشى مى کند، از سیستم تکلیف و جزا و پاداش استفاده کنید، همانگونه که در متن دین از این سیستم استفاده شده است. سیستم بیم و ا مید یا خوف و رجا روشى است که خود دین و خداى متعال براى تربیت انسان استفاده مى کند. ابتدا ممکن است براى کودک سخت باشد که از او بخواهید کارى را انجام دهد یا عملى را ترک کند، اما به تدریج به آن عادت مى کند و با آن انس مى گیرد و به آسانى، تسلیم آن خواهد شد.

نویسنده: سید مصطفى علم خواه

تربیت دینی، ضامن سلامت روح کودک(۱)

کودک، امانتی الهی است که با فطرتی پاک و زلال همچون آینه، به‌ دنیا می‌آید و قلبش همانند زمین بکری است که برای پذیرش هر نوع بذری، آمادگی دارد. به‌ همین دلیل، بهترین دوره ی تربیّت، دوره ی کودکی است که هر چه به کودک آموزش داده شود در قلب و ذهن خود ثبت می‌کند. از سوی دیگر برای داشتن جامعه‌ای سالم و انسانی، بایستی از تربیت «فرد» آغاز کرد و اساس تربیت افراد در کودکی، پدر و مادر هستند.

پایه‌های اولیه ی تربیت فرزند، در خانه و توسط والدین ساخته می‌شود. به عبارتی مناسب‌ترین محل برای پرورش کودک خانواده است. تربیت صحیح یکی از حقوقی است که فرزند بر والدین دارد.

امام سجاد(علیه السلام) در جملاتی شیوا و گویا به خوبی از این حقّ فرزند پرده برمی‌دارد و می‌فرماید: «بدان که حقّ فرزند بر تو آن است که بدانی او ثمره زندگی توست و نیک و بد آینده‌اش وابسته به توست. تو در برابر او مسئولیت داری که ادب و اخلاق نیکو را به او بیاموزی و او را به سوی پروردگار راهنمایی کنی… پس بکوش این امور را به خوبی انجام دهی».

خانواده کلاس اول زندگی و پرورش کودک است. کودک مبانی زندگی را در آنجا فرا می‌گیرد و خوب و بد امور را از آنجا می‌آموزد: «خانواده ی خوب، آموزشگاهی است که کودک در آن، لبخند و قهر، درستی و خوش خلقی، صبر و بردباری، تعادل و تکامل، خدمت و وظیفه‌شناسی و… را می‌آموزد. »

خداوند صراحتاً به انسان‌ها دستورمی‌‌دهد که هم به فکر خودشان باشند و هم خانواده ی خود «ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده‌تان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگ‌هاست حفظ کنید.» و فردی را که خود و خانواده‌اش را از آتش جهنم نجات نداده است، ورشکسته معرفی می‌کند. «زیان کاران در حقیقت کسانی هستند که به خود و خانواده خود در روز قیامت زیان رسانده‌اند.»

تربیت اخلاقی فرزند

امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «هر نوزادی بر مبنای فطرت و سرشت خدایی متولد می‌شود مگر اینکه پدر و مادرش او را یهودی یا مسیحی یا زرتشتی کنند.» خدای سبحان خانواده را کانون آرامش و دوستی معرفی می‌کند لذا ریشه ی بسیاری از ناهنجاری‌ها در مرحله ی اول در رابطه ی خانوادگی است زیرا وقتی این آرامش از بین می‌رود، طبیعی است که ناهنجاری‌ها بروز می‌کند.

اگر فرزند در دوران کودکی، بر اساس صحیحی تربیت نشود و زیربنای فکری و اخلاقی او بصورت فاسد پی‌ریزی شود، در آینده نیز به سهم خود در فساد و تباهی جامعه تأثیر خواهد گذاشت. خانواده‌ای که در آن ایمان به خدا حرف اول را می‌زند محیطی پاک است که در آن نفس امّاره اطاعت نمی‌شود و افراد آن در سایه ی ایمان به خدا و محبت و در پرتو فضایل اخلاقی و ملکات پاک و کار و کوشش به مدارج کمال مادی و معنوی می‌رسند.

جهت تربیت صحیح فرزند، والدین بایستی برای بدست آوردن صفت حسن خلق بکوشند و صفات ناپسند را از خویش دور سازند تا فرزندان آنها را صمیمی‌ترین افراد نسبت به خود به حساب آورند و مسایل خصوصی خود را با آنها درمیان بگذارند.
امام علی(علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: «نیکویی اخلاق، دلیل پاکی فضیلت ریشه خانوادگی است.» و نیز از آن حضرت آمده است: وقتی ریشه و اصل انسان خوب و شریف باشد، نهان و آشکارش خوب و شریف است.»

دوستی و رفاقت صمیمانه میان والدین و فرزندان، مانع بسیاری از لغزش‌ها و انحرافات آنان در آینده می‌شود. چنانکه امام صادق(علیه السلام) در این زمینه می‌فرمایند: «نیکی و حس خلق، خانه‌ها را آباد می‌کند.»

تربیت دینی فرزند

هدف تربیت مکتب اسلام، بندگی خدا است. تربیت در دیدگاه اسلام، یعنی رشد دادن موجود به سوی کمال. یعنی پرورش بنده خدا تا آنجا که رنگ و صبغه ی الهی به خود بگیرد و از ظلمات خارج شده و به سوی نور حرکت کند. «تفاوت اهداف تربیت از دیدگاه مکاتب غربی و مکتب الهی در این است که در آن مکاتب وقتی از تربیت سخن به میان می‌آورند هدفشان تنها بهتر شدن زندگی مردم است ولی در مکتب الهی زندگی توأم با عدالت و در حد نیاز مطرح است نه خواسته و میل.» در مکاتب غربی هدف از تربیت انسان پرورش موجودی است که توانایی بالایی در تولید داشته باشد و بتواند با کار و فعالیت خود رفاه و زندگی پیشرفته را به انسان تقدیم کند اما در مکتب الهی هدف از تربیت انسان پرورش موجودی است که با وجودی که برای داشتن یک زندگی سالم و ایده‌آل تلاش می‌کند و در بر طرف نمودن احتیاجات خود ودیگران می‌کوشد و در عین حال اعتدال را رعایت نموده و نیازهای خود را در حدی که متعارف است بر طرف نماید نه بصورت افراطی و مطابق با آنچه خواسته‌ها و هوس‌های وجودی‌اش طلب می‌کند و بر طرف نمودن این نیازها خود وسیله‌ای باشد جهت رسیدن به کمال انسانی و قرب الهی.

کودک را بتدریج با مسائل دینی آشنا کنیم

تربیت دینی کودک، از همان دوران کودکی و در آغوش گرم خانواده آغاز می‌شود. باید کودک را به تدریج با مسائل دینی آگاه کرد و انس و عادت لازم نسبت به انجام تکالیف دینی را در او بوجود آورد تا در زمان بلوغ، فرزندان با تکلیف و سختی مواجه نشوند.
اغلب کسانی که در سنین بالاتر وظایف عبادی خود را انجام نمی‌دهند، بی‌اعتقاد به مبانی دین نیستند، بلکه آنها معمولاً کسانی هستند که در گذشته ورزیدگی لازم را به دست نیاورده‌اند و لذا اراده ی آن‌ها تابع اعتقادات آنها نیست و میان فکر و عمل آنها شکاف و فاصله وجود دارد.

ادامه دارد…

منبع: تبیان؛ نویسنده: زهرا رضائیان