بی بند و باری

نوشته‌ها

خیانت مردانه است یا زنانه؟!

بعد از این که خیانت همسر مشخص شد، باید علت‌های آن را ریشه‌یابی کرد…

دخترها و پسرهای زیادی وجود دارند که با هزار و یک امید و آرزو زیر یک سقف می‌روند و زندگی مشترک‌شان را شروع می‌کنند. اوایل هر زندگی مشترک معمولا خوب و شیرین است اما با گذشت زمان خیلی از زوج‌ها با مشکلاتی مواجه می‌شوند، مشکلاتی که با رفع نکردن آنها یک روز مثل غده چرکی سر باز می‌کنند و دردسرها از راه می‌رسند.

گاهی مشکلات آن قدر پیچیده می‌شوند که بقا و سلامت زندگی مشترک را به خطر می‌اندازند. شاید شنیدنش هم سخت باشد چه برسد به تصور آن. اما گاهی ممکن است این مشکلات باعث شوند که همسر خیانت کند.

بله، خیانت، واژه‌ای که ترس شدیدی در دل همه افراد ایجاد می‌کند و بار آن به قدری سنگین است که هیچ کس حاضر نیست سنگینی آن را تحمل کند. خیانت، زن و مرد نمی‌شناسد و وقتی سر و کله‌اش در زندگی مشترک پیدا می‌شود، تر و خشک را با هم می‌سوزاند و به شدت به بنیان خانواده آسیب وارد می‌کند.

«دکتر سید کاظم فروتن» رییس کلینیک سلامت خانواده و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شاهد، تمام دلایلی را که باعث خیانت مردانه می‌شود بررسی می‌کند و راهکارهایی را برای پیشگیری از خیانت و حتی کاهش آسیب‌های ناشی از آن برای افرادی که خیانت را در زندگی مشترک تجربه کرده اند، ارائه می‌دهد.

خیانت معنا دارد؟!

خیانت به معنای زیر پا گذاشتن قراردادی است که فرد بین خود و طرف مقابل منعقد می‌کند و این قرارداد بدون اطلاع طرف مقابل لغو می‌شود.

خیانت در روابط زناشویی عمدتا به رفتارهای خارج از چارچوب خانواده گفته می‌شود که برخلاف قراردادها و تعهدات همسران که در ابتدای ازدواج گذاشته شده، صورت می‌گیرد.

همسران در ابتدای زندگی مشترک به یکدیگر قول وفاداری می‌دهند که تا آخر عمر با یکدیگر بمانند و چنانچه این وفاداری بنا به هر دلیل بین زوج‌ها از بین برود، خیانت اتفاق افتاده است.

لغت خیانت در زندگی مشترک، ارتباط با جنس مخالف دیگر، در خارج از چارچوب خانواده تعریف می‌شود. خیانت استحکام خانواده را متزلزل می‌کند، حتی در شرایطی که همسر فرد متوجه خیانت او نشود باز هم این آسیب وجود دارد، زیرا خود فرد می‌داند قول و پیمان وفاداری را زیرپا گذاشته است.

البته بسیاری از افراد برای خیانت خود هزار و یک دلیل و بهانه می‌آورند، اما با این حال، دلایل و بهانه‌ها از آسیب ناشی از خیانت چیزی کم نمی‌کند.

شاید این سوال به ذهن خیلی از افراد برسد که خیانت مردانه است یا زنانه؟ برای پاسخ به این سوال باید فطرت و درون مایه خلق شده زن و مرد را مورد بررسی قرار بدهیم.

مردها تمایل دارند بیشتر حمایت کننده باشند در حالی که زن‌ها تمایل دارند حمایت شوند و مردها معمولا برای رسیدن به این منظور با بهانه‌های مختلف می‌خواهند زن‌های زیادی را حمایت کنند و این به غریزه مرد بر می‌گردد و می‌تواند ایجاد انحراف کند.

به دنبال محبت خارج از خانه

برخی از افراد به دلیل انحرافات جنسی که دارند به همسر خود خیانت می‌کنند که این افراد چندان مورد بحث نیستند و بیشتر افرادی که زن و مرد سالمی محسوب می‌شوند و بعد از ازدواج و شروع زندگی مشترک خیانت می‌کنند، مورد بحث قرار می‌گیرند، همه ما نیاز به ازدواج، داشتن یک همسر، همراز، همدم و مونس داریم ضمن این که برای ارضای غریزه‌های طبیعی خود ازدواج می‌کنیم.

هنگام ازدواج کسی به این فکر نمی‌کند که بعد از ازدواج با فرد دیگری به غیر از همسر خود ارتباط برقرار کند و عدم ارضای نیازهای دو نفر باعث می‌شود که زن یا مرد خیانت کنند.

وقتی نیازهای افرادی که به عنوان همسر در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند در خانه و در چارچوب روابط سالم زناشویی برطرف نشود، فرد این نیازها را در جای دیگری به غیر از خانه برطرف خواهدکرد.

البته برخی از زوج‌ها وجود دارند که با وجود عدم ارضای نیازهای خود، به دلیل داشتن ظرفیت وفاداری بالا، وفاداری و خویشتنداری به همسر خود خیانت نمی‌کنند.

پس مهمترین دلیلی که برای خیانت می‌توان عنوان کرد، عدم ارضای نیازها از سوی همسر است. گاهی ارضای نادرست و ناقص نیازها دلیل دیگر خیانت می‌تواند باشد؛ بنابراین توجه به نیازهای همسر بسیار مهم هستند.

وقتی زن بداند با مرد چگونه برخورد کند و در زمان تقاضای ارتباط زناشویی با همسرش به این شکل باید رفتار کند، مسلما در چنین شرایطی احتمال اینکه خیانت شکل بگیرد کمتر می‌شود.

برای این که همسرمان خیانت نکند چکار کنیم؟

خیلی از خانم‌ها درباره نیاز جنسی آقایان چیزی نمی‌دانند و همین مسئله باعث می‌شود که مرد بخواهد پاسخ به نیاز جنسی خود را در بیرون از خانه جست و جو کند. برخی از مردها تصور می‌کنند که همسر خود را از لحاظ عاطفی ارضا می‌کنند در حالی که چنین چیزی وجود نداشته است و همین مضوع باعث خراب شدن زندگی مشترک می‌شود.

بارها از زبان مردان می‌شنویم که می‌گویند: «من بهترین طلا را برای همسرم خریدم و تا جایی که در توانم بوده است، برای همسرم خرج کرده‌ام ولی نمی‌دانم چرا به من خیانت کرد؟»، این دسته از مردها تصور می‌کنند انجام چنین کارهایی، برای جلب محبت زن کافی است در حالی که ابعاد موضوع خیلی فراتر از این حرف‌هاست.

یه سوزن به خودت بزن…

وقتی که خیانت اتفاق می‌افتد، فردی که مورد خیانت قرار گرفته است طرف مقابل را محکوم می‌کند در حالی که هر دو نفر باید در رابطه با رفتارهایی که در زندگی مشترک انجام داده‌اند، خوب فکر کنند.

فردی که مورد خیانت واقع شده است، باید از خود بپرسد: «من چه کارهایی در زندگی مشترک انجام داده‌ام که زمینه را برای خیانت همسرم ایجاد کرده است؟» مردی که همسرش خیانت کرده باید کارهایی را که در زندگی مشترک انجام نداده، جست و جو کند؛ مثلا وقتی که به همسرش حتی یک بار نمی‌گوید که دوستش دارد یا اینکه چه لباس قشنگی پوشیده و چه سفره قسنگی درست کرده است و… چه توقعی دارد؟

زن‌ها زمانی که از محبت همسرشان اشباع نمی‌شوند با دو راه مواجه می‌شوند، راه اول این که نیازهای خود را سرکوب می‌کنند و افسرده می‌شوند یا این که راه دوم را انتخاب می‌کنند و در صورت نداشتن ظرفیت و وفاداری، به سمت بیرون از خانه و مردهای دیگر گرایش پیدا می‌کنند.

نقطه مقابل خانم‌ها، آقایان قرار دارند؛ آن دسته از خانم‌هایی که با نیازهای همسرشان آشنایی ندارند، چه توقعی دارند که مرد زندگی‌شان سر از بیرون از خانه و روابط پنهانی در نیاورد؟ زمانی که مرد برای ارضای نیاز جنسی خود به سمت همسرش می‌رود و بارها طرد می‌شود و نیاز جنسی‌اش تنها به شهوانی بودن تغییر می‌شود، بدون این که شناخت یا مطالعه‌ای نسبت به نیاز جنسی مرد و جود داشته باشد، در چنین شرایطی احتمال این که مرد خیانت کند وجود دارد.

در زندگی مشترک، خانم‌ها باید بدانند که مردها از نظر غریزی، بصری هستند و هر تصویری در بیرون از خانه می‌تواند آنها را دچار هیجان کند و این هیجانات باید به صورت سالم در مرد توسط همسر ارضا شوند تا به انحرافات بیرون از خانه تبدیل نشوند.

مردها گاهی برای کاهش خستگی و فشار ناشی از کار، ارتباط جنسی برقرار می‌کنند و برخی خانم‌ها به دلیل نداشتن شناخت کافی از مرد، او را رد می‌کنند یا بدرفتاری می‌کنند، در چنین شرایطی احتمال این که مرد به فرد دیگری به غیر از همسرش گرایش پیدا کند، وجود دارد و این باعث خیانت می‌شود.

پس در مسئله خیانت، باید زن و مرد به رفتارهای خود نگاه دقیق‌تری داشته باشند البته طرح این مسائل برای تایید خیانت نیست و خیانت رفتار اشتباه و نادرستی محسوب می‌شود ولی به طور کلی عدم شناخت نیازها و برطرف نکردن نیازها به شکل صحیح، می‌توانند مهمترین دلایل خیانت باشند.

وقتی اعتقادات ضعیف و توان مقابله با وسوسه‌های شیطانی وجود نداشته باشد، افراد در صورت فراهم شدن زمینه، نیازهای عاطفی و جنسی خود را در جای دیگری خارج از خانه ارضا می‌کنند.

در زندگی مشترک خانم‌ها باید بدانند که مردها از نظر غریزی بصری هستند…

اینها مستعدترند!

افرادی که قبل از ازدواج دوستی‌های بی‌بند و بار دارند و خارج از چارچوب اخلاقی رفتار می‌کنند و حتی رابطه جنسی هم دارند، بیش از بقیه افراد که به صورت سالم ازدواج می‌کنند و تجربه چنین دوستی‌هایی را ندارند، مستعد خیانت هستند. این افراد بعد از ازدواج دچار مشکل با درجات متفاوت می‌شوند درست مثل فردی که سال‌ها غذای ناسالم خورده و کبد او مشکل پیدا کرده است.

افرادی که رفتارهای لجام گسیخته پیش از ازدواج داشته‌اند، باید آن رفتارها را کنار بگذارند و درمان بشوند، زیرا همین رفتارها به شکل عادت در می‌آید و به صورت خیانت در زندگی مشترک ادامه پیدا می‌کند. اگر ظرفیت‌های کم و نواقص ناشی از روابط بی‌بند و بار قبل از ازدواج به کمک یک مشاور خوب درمان شوند. انتظار می‌رود که خاطرات روابط ناسالم پیش از ازدواج کمرنگ شود، در غیر این صورت مشکلات زیادی در ازدواج سالم این افراد وجود خواهدداشت.

افرادی که پیش از ازدواج با جنس مخالف رابطه دارند، کنترل کمتری بر وسوسه‌های درونی می‌توانند داشته باشند و احتمال خیانت در این افراد بالاتر می‌رود.

اول شناخت بعد ازدواج

یکی دیگر از مواردی که در بحث خیانت نباید از نظر دور بماند، مسئله شناخت پیش از ازدواج است و تا زمانی که ۲ طرف به خوبی یکدیگر را نشاخته اند، نباید ازدواج کنند.

برخی از افراد صرفا برای ارضای نیازهای جنسی خود ازدواج می‌کنند که این مسئله می‌تواند بعد از گذشت مدت کوتاهی منجر به خیانت و گرایش به رفتارهای خارج از خانه شود. امروزه زمینه‌های وسوسه شیطانی زیاد شده است و به همین دلیل توجه بیشتر به همسر باید به وجود بیاید. البته شاید برخی از افراد توجه را با سوءظن اشتباه بگیرند، سوءظن یک رفتار بیمارگونه است که باید درمان شود و ارتباطی به توجه ندارد.

توجه کردن به این معنی می‌تواند باشد که زن و مرد نیازهای یکدیگر را به درستی برطرف کنند تا فرد برای ارضای نیازهای عاطفی یا جنسی خود احتیاجی به ارتباط بیرون از خانه نداشته باشد و در قالب یک زندگی مشترک سالم نیازهایش ارضا شود. زن و مرد باید به فکر افزایش جذابیت برای یکدیگر باشند و به صورت محترمانه با یکدیگر رفتار کنند. افراد باید به این فکر باشند که موارد تشدیدکننده وسوسه ار از زندگی حذف کنند. برای مثال رفتن به مهمانی‌های مختلط (پارتی) یکی از زمینه‌های ایجاد وسوسه و خیانت است.

متهم اصلی؛ ماهواره

ماهواره به راحتی می‌تواند باعث ایجاد وسوسه شود و بنیان خانواده را نشانه بگیرد. به همین دلیل برای کاهش زمینه‌های خیانت ماهواره را باید جمع آوری کرد. ماهواره می‌تواند باعث ایجاد سردی عاطفی در زندگی مشترک شود و تسریع کننده و تقویت کننده خیانت در زن و مرد است.

ماهواره و اینترنت کار خودشان را می‌کنند و برای کاهش آسیب‌های ناشی از آنها باید به مردم آگاهی بدهیم.مردم باید نسبت به هرنجارشکنی‌هایی که از طریق عوامل بیرونی می‌آید، واکسینه شوند و در کنار آن باید بحث اخلاق را جلو برد، به این شکل احتمال خیانت در خانواده‌ها کم می‌شود.

رسانه‌های داخلی باید یک چارچوب برای طرح مسائل جنسی درست کنند. البته به شکلی که این مسئله منجر به بیدارشدن غرایز جنسی در نوجوانان نشود. آموزش پیش از ازدواج، یکی دیگر از مواردی است که نباید از یاد برود. آموزش شناخت نیازهای عاطفی و جنسی در افرادی که در شرف ازدواج هستند، ضروری است و از زمانی که برای دخترها خواستگار می‌آید یا پسرها به خواستگاری می‌روند، این آموزش‌ها باید وجود داشته باشد. آموزش کپسول نیست که یک مرتبه به فرد بدهیم و انتظار داشته باشیم سریعا از آن نتیجه بگیرد. البته این آموزش‌ها نباید برای نوجوان‌ها باشد، زیرا باعث ایجاد فساد می‌شود و غریزه خفته را بیدار می‌کند.

زندگی پس از خیانت

اگر فردی متوجه خیانت همسر خود شد، در صورت اطمینان از خیانت همسر، برای تصمیم‌گیری درست و منطقی برای ادامه دادن یا قطع ارتباط با او، باید به یک مشاور باتجربه، دلسوز و متعهد مراجعه کند و برای مدیریت خیانت مشاوره بگیرد، زیرا به تنهای نمی‌توان این مشکل را حل کرد و هر گونه اقدام به تنهایی شرایط را بدتر می‌کند.

اگر همسری از خیانت خود پشیمان است، چنانچه او بخشیده شده و همچنان زندگی مشترک با او ادامه می‌یابد، نباید مدام فرد را به دلیل اشتباهی که مرتکب شده، تحقیر کرد.

هر فردی دارای ویژگی‌های بد و خوب است و زمانی که خیانتی اتفاق می‌افتد، باید خیانت را یک رفتار بد و غلط دانست و نباید شخصیت فرد را خرد کرد و صرفا کار بد و اشتباه فرد مدنظر است.

بعد از این که خیانت همسر مشخص شد، باید علت‌های آن را ریشه‌یابی کرد و به فکر برطرف کردن علت‌ها بود و تا زمانی که زن و مرد اصلاح نشوند، خیانت ادامه پیدا خواهدکرد.

وقتی خیانت اتفاق می‌افتد، یک زندگی مشترک فرو می‌ریزد و یک واحد از اجتماع، فاسد می‌شود و این آسیب اجتماعی، متوجه کل جامعه خواهد بود. برای حل مشکل خیانت، باید به فکر توسعه کلینیک‌های سلامت خانواده در سراسر کشور باشیم تا در صورتی که زن یا مرد متوجه خیانت همسرشان شدند، بتوانند به راحتی از مشاوران این مراکز کمک بگیرند. متاسفانه تعداد این کلینیک‌ها در سطح کشور بسیار کم است و مسئولان باید به صورت فوریتی به فکر گسترش این کلینیک‌ها باشند.

طلاق و خیانت

برخی تصور می‌کنند طلاق، بهترین کاری است که بعد از خیانت می‌توان انجام داد در حالی که شرایط را بدتر می‌کند و راه درمان خیانت نیست.

منبع: مجله همشهری تندرستی

هفت دلیل خیانت زنان

متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی، شنیده می‌شود که در مواردی جزیی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم که این روابط بسیار آسیب‌زا و مخرب است. خیانت‌های زنانه عوامل مختلفی دارد که می‌توان به آنها اشاره کرد:

۱- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر

یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه، روابط زن و شوهر است؛ زمانی‌که بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

زنانی که محبت خوب و لازم را از همسرخود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.

۲- گذشته بی‌بندوبار زن

یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بی‌بندوبار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده‌ است و تربیت غلط گذشته، باعث می‌شود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند. برخی از زنان که روابط زیادی داشته‌اند، به دلیل این که روابط صمیمانه و یا دوستی‌های دوران مجردی خود را نمی‌توانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند، در همان چارچوب به روابط خود ادامه می‌دهند.

۳- احساس تنهایی کردن

مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن، تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی می‌تواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانی‌که می‌خواهند تنهایی خود را پر کنند، وقتی می‌بینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمی‌تواند برای آنها وقت بگذارد، گرایش پیدا می‌کنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.

۴- عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان

عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگی‌های طرفین می‌تواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند. امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطه‌ها را تجربه کند. مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل می‌توانند در خیانت‌های زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریم‌های خانواده شکسته می‌شود و افراد پایبند چارچوب‌های اخلاقی نیستند.

۵- دوران مجردی محدود

برخی از زنان به دلیل این که گذشته خوبی نداشته‌اند و یا زمان مجردی، خیلی محدود بودند، وقتی شرایطی را می‌بینند که زنان و مردان، رابطه آزادانه‌ای با هم دارند، این افراد چون می‌خواهند گذشته خود را جبران کنند، به خیانت رو می‌آورند. شرکت درپارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر، می‌توانند انگیزه خیانت را زیاد کند.

۶- مشکلات اقتصادی

مسئله دیگر، مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوب‌های اخلاقی باشد؛ امکان ندارد با هر تحریک، وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می‌کند، بیشتر به دلیل میل به تجمل‌گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فراتر از چارچوب خانواده رو می‌آورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.

در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو می‌آورند، بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل این که همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است، خیانت می‌کند، در واقع «فحشا» است؛ یعنی زن، خودفروشی می‌کند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.

۷- تنوع‌طلبی

علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسر خود زندگی کند و شاید بارها و بارها ازدواج کرده است.

بهترین راهکار این است که باید علت این رابطه‌ها را در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روانشناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد، اختلالات شخصیتی دارد و یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد، شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی، باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.

برای این که در جامعه، زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده، بیشتر خانواده‌ها باید آموزش ببینند. آموزش‌هایی از طریق رسانه‌های گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر می‌تواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.

منبع: برنا

 

حجاب و نقش آن در سلامت روان(۴)

پای‌بندی به اصول اخلاق انسانی

یکی از ضروری‌ترین نیازهای آدمی در رسیدن به سلامت روانی، اخلاق و پای‌بندی به اصول آن است. انسان زمانی می‌تواند به سلامت و آرامش روانی برسد که در سایه ی ایمان و اخلاق زندگی کند. ایمان به خدا، بزرگ‌ترین پایگاه درونی هر فرد است که می‌تواند به تمام اضطراب ها، نگرانی‌ها و ترس هایش او خاتمه دهد؛ چنان که قرآن می‌فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»(۱) فقط با یاد خدا دل‌ها آرام می‌شود؛ همان آرامشی که نتیجه ی سلامت روانی فرد است.

شرط اصلی پای‌بندی به اخلاق، پرهیز از سقوط در پرت گاه شهوت‌های حیوانی است. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی، بزرگ‌ترین زمینه ی سقوط اخلاق را افتادن مردان و زنان در دام شهوت‌های جنسی می‌داند.(۲) امام علی(علیه السلام) نیز در این باره می‌فرماید: «لو لا النساء لعبد الله حقاًً حقاً.(۳) اگر بی‌حجابی و بی‌بند و باری زنان نبود آن قدر ایمان و اخلاق مردم خوب می‌شد که هیچ کس نافرمانی خدا را نمی‌کرد و خداوند حقیقتاً مورد پرستش قرار می‌گرفت. هم چنین امام رضا(علیه السلام) وجود روابط آزاد بین زن و مرد را علت بسیاری از جنایت‌ها و مفاسد اخلاقی معرفی می‌کند.(۴)

برای اتقان بیش‌تر مطلب، به چند روایت دیگر اشاره می‌کنیم:

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «ما ترک بعدی فتنه اضرّ علی الرجال من النساء؛(۵) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: پس از من برای مردان، فتنه‌ای زیان بارتر از زنان نخواهد بود».

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «اتقوا النساءَ فان ابلیس طلاع رصاد و ما هو بشی من فخوخه با وثق لصیده فی الاتقیاء من النساء؛(۶) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: از زنان بپرهیزید؛ زیرا شیطان (از حالت‌های درونی شما) بسیار آگاه و در کمین شماست و هیچ یک از دام‌های وی برای صید پرهیزگاران مانند زنان مورد اطمینان نیست».

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): « اوثق سلاح ابلیس النساء؛(۷) پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: محکم‌ترین سلاح شیطان، زنان هستند».

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت حفظ اخلاق و ایمان جوامع و برقراری صلح و صفا، بستگی زیادی به حفظ حجاب و حریم زن و مرد دارد. این جاست که می‌توانیم به ارزش حجاب و پوشش زن پی ببریم و آن را عاملی مهم در حفظ اخلاق و راهی برای رسیدن به سلامت روانی بدانیم.

ولتر(۸) درباره ی نقش زن در حفظ اخلاق می‌گوید: «وظیفه ی زنان، تهذیب اخلاق مردان است». نیز از اوست که: «زن آفریده شد تا شیرازه ی سعادت و ارتقای موجودات پیوسته بماند».(۹)

به یقین اگر زن حجاب و پوشش مناسب نداشته باشد عامل به وجود آمدن فساد در جامعه و نابودی اخلاق می‌شود و زمینه ی تنزل انسان را به حیوانیت و متصف شدن به صفت‌هایی چون بی‌وفایی، دروغ گویی، حیله گری، تشتت افکار و… را به وجود می‌آورد و باعث می‌شود که انسان هر جنایتی را انجام دهد. بنابراین، بی‌حجابی می‌تواند به بستر مناسبی برای به وجود آمدن بیماری‌های روانی برای زنان و مردان تبدیل شود.

چنان چه وضعیت کنونی جوامع غربی – که پوشش و حجاب از ارزش‌های زن به شمار نمی‌آید – گویای این حقیقت است که بر اثر بی‌حجابی و برهنگی، فساد و فحشا چنان گسترش یافته است که دختران و پسران از خانواده ی خود هم در امان نیستند و زن که باید مظهر عاطفه و اخلاق باشد، عامل قساوت، بی‌رحمی، فساد، قتل، آدم‌ربایی و تجاوز به عنف شده است اما وقتی ما برای روابط بین زن و مرد، حریم و قانونی چون حجاب قرار دهیم و لذت‌های جنسی را محصور در خانواده کنیم، هرگز به این مشکلات درمان ناپذیر روانی و روحی مبتلا نمی‌شویم و بهتر می‌توانیم زمینه ی رشد و شکوفا شدن استعدادهای انسانی و رسیدن به سلامت روانی افراد، به ویژه زنان و دختران را، آماده کنیم.

حفظ استواری خانواده

یکی دیگر از آثار و فوائد حجاب که در سلامت روانی زنان تأثیر دارد، نقشی است که در پای‌بندی همسران به پیمان مقدس ازدواج دارد؛ زیرا حجاب و پوشش باعث می‌شود، زن از نگاه‌های آلوده ی مردان هوس باز و گرفتار شدن به دام عشق‌های آزاد، محفوظ بماند و به زندگی و خانواده ی خود وفادار باشد. در حالی که شیوع بی‌حجابی و بی‌بند و باری، باعث می‌شود شوهران به جای توجه و محبت به همسران شان، به دنبال لذت جویی از زنان آرایش کرده ی کوچه و بازار باشند و زنان نیز از جلوه‌گری و طنازی برای به دام انداختن مردان بیگانه ابایی نداشته باشند. در نتیجه عشق و علاقه بین همسران از بین می‌روند و باعث فروپاشی خانواده می‌شود.

اهمیت اسلام به حجاب و پوشش از آن جهت است که نظام خانواده، از گسستگی حفظ شود و اعضای آن از خطرها و آسیب‌های روانی بی‌بند و باری مصون بمانند در حالی که آزادی زن در جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌های زنانگی‌اش، آثار مخربی بر سلامت روانی خانواده و به ویژه بر خودش می‌گذارد زیرا مفهوم بی‌حجابی این است که زن مجاز باشد برای هر مردی خودآرایی کند بدون تردید ادامه ی این روند باعث می‌شود زن از خانه بیرون بیاید و آواره ی کوچه و خیابان گردد این در حالی است که نشو و نمای نیروی فعال زن در خانه و خانواده است و تمام استعدادها و قدرت تأثیر شگفتی که زن می‌تواند در رشد و تعالی جامعه-ی انسانی داشته باشد در سایه ی خانه و خانواده شکوفا می‌شود. به گفته ی لمبروزو «برای زن نیکوترین دوره ی زندگانی، همان دوره‌ای است که همه ی نیروهای روحی و جسمی او صرف پرداختن به خانواده و جامعه می‌شود».(۱۰)

آزاد شدن از قید خانه و خانواده، به معنای از دست دادن آرامش و امنیت روانی است. خانه را مسکن گویند زیرا محل سکونت و آرامش روحی برای انسان است. اگر زن این جای امن و سکون و محل شکوفایی استعدادها و نیروهای درونی اش را از دست داد، آرامش و سلامت روانی خود را نیز از دست می‌دهد. فشارهای روانی‌ای که امروز دامن گیر زنان غربی شده، به این دلیل است که بی‌بند و باری و داشتن روابط جنسی، سبب شده از زندگی در خانه بیزار شوند وظیفه ی مادری خود را فراموش کنند و به جای آن در قید و بند رقابت‌های زندگی مدرن امروزی بیفتند و تمام ارزش‌های معنوی خود را فدا کنند.

اینک یکی از نتایج عشق آزاد و تأثیر آن را در به خطر انداختن سلامت روانی زنان، یادآوری می‌کنیم:

«در شوروی (سابق) در ضمن نخستین سال‌ها پس از انقلاب اکتبر، گرایش رسمی به طرف عشق آزاد جلب شد. انگلز(۱۱) (فلیسوف و اقتصاددان آلمانی ۱۸۹۵-۱۸۲۵) زناشویی را یکی از شکل‌های تاریخی باقی مانده از سرمایه‌داری می‌پنداشت، بنابراین در شوروی پیوند آزاد همچون زناشویی، مورد موافقت بود و به نسبت گسترش شعور کمونیستی در توده‌ها، زناشویی بایستی کاملاً از بین می‌رفت و عشق آزاد جانشین آن می‌شد. نتیجه ی این تجربه کاملاً آشکار است. خودکشی زنانی که ترک شده بودند، به نسبت، شیوع بیشتری یافت (و) افزایش آهنگ سقط جنین به طور جدی در جمعیت کشور اثر گذاشت و سلامت (جسمی و روانی) تعدادی از زنان را به مخاطره انداخت … به طور غم انگیزی تعداد زیادی از کودکان ترک شده، آدم‌های خانه به دوش و آواره و جانی، کسانی بودند که از پیوند عشق آزاد به دنیا آمده بودند. خلاصه اتحاد شوروی، از دیدگاه اجتماعی، «شکست تجربه ی عشق آزاد» را پذیرفت».(۱۲)

امروزه ما شاهد تکرار این تجربه ی تلخ در جوامع غربی هستیم و پیش ‌بینی ویل دورانت از روند بی‌بند و باری در غرب عملاً تحقق پیدا کرده است. وی در این باره می‌گوید: «به زودی زمانی خواهد رسید که هیچ مردی نخواهد خواست با زنی که با هم از تپه ی زندگی بالا رفته بودند پایین برود و ازدواج بی‌طلاق چنان نادر خواهد شد که باکره در شب زفاف».(۱۳)

وضع کنونی جوامع غربی بر اثر آزادی بی‌حد و حصر زنان در خودآرایی و دلبری، از این هم بدتر شده و بر اساس آمارهای موثق، روز به روز به تعداد ازدواج‌های غیر رسمی افزوده می‌شود. دکتر مکیه مزرا در باره ی آثار مخرب آزادی روابط زن و مرد بر نظام خانواده می‌نویسد: «یکی از آثار بی‌بند و باری این است که مردان از تشکیل خانواده خودداری می‌کنند؛ زیرا لذت‌های جنسی برای آن‌ها همیشه فراهم است و به آسانی می‌توانند به آن برسند بدون آن که بخواهند خود را در قید و بند خانواده و مشکلات آن قرار دهند».(۱۴)

بدین ترتیب معلوم می‌شود که بی‌حجابی و بی‌بند و باری تا چه حد می‌تواند نظام خانواده را متزلزل کند و سلامت روانی اعضای آن را به خطر اندازد. ما در این جا تأثیر بی‌حجابی را برتزلزل فروپاشی خانواده از چند جهت بررسی می‌کنیم تا معلوم شود چگونه سست شدن ارکان خانواده باعث از بین رفتن جای گاه زن می‌شود و نشاط و آرامش او را زیر سؤال می‌برد.

۸-۱ تأثیر گسترش فحشا و بی‌بند و باری در تزلزل خانواده

اگر زنان در جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌های ظاهری خود در خارج از محدوده ی خانواده، آزاد باشند چگونه می‌توانند برای شوهران خود همسری با وفا بمانند و در نتیجه مایه ی خرسندی خود و آرامش گر زندگی آنان باشند. آن‌ها به زودی محبت همسران شان را از دست می‌دهند و عشق و صمیمیت جای خود را به اختلاف و نزاع می‌دهد و نتیجه ی آن چیزی جز دچار شدن زنان به فشارهای روانی دیگری نیست.

فلسفه ی پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگی این است که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی، عامل خوشبخت کردن او به شمار برود؛ در حالی که در سیستم «آزادی کامیابی»، همسر قانونی از لحاظ روانی، یک رقیب و مزاحم و یا زندان بان به شمار می‌رود، در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری می‌شود.(۱۵)

برتراند راسل درباره ی اهمیت پیوندهای خانوادگی می‌نویسد: «زناشویی نباید از نظرگاه عشق بازی‌های موقتی نگریسته شود. اگر این عشق‌های موقتی و زودگذر که در سر راه هر زوج ممکن است قرار گیرد با تحمل و اندیشه برطرف نگردد چه بسا که هر یک از دو زوج به سوی شخص دیگری متمایل شده و زندگی آن‌ها در هم ریخته شود و یک زناشویی تازه شکوفه کند؛ و این زناشویی تازه نیز خود دست خوش عشق زودرس دیگری شود که در صورت تداوم این وضع چه بسا که به سرعت اساس خانواده ی مشترک در هم ریخته شود».(۱۶)

خانم لمبروزو نیز می‌گوید: «بارها دیده شده است در ممالکی که زن‌ها بیش‌تر طنازی و دلبری می‌نمایند، مردها نسبت به آن‌ها بدبین بوده، از قبول زناشویی سرپیچی می‌کنند و بارها مشاهده شده است که حتی بعد از تشکیل خانواده، در اثر آشنایی مردان با این گونه زنان نفاق و جدایی میان همسرها تولید گشته است».(۱۷)

۸-۲ افراط در مصرف وسائل آرایش

از عوارض دیگر بد حجابی در به خطر انداختن کانون محبت خانواده، توجه به مدگرایی و مصرف بی‌رویه ی وسائل آرایشی و روی آوردن به کارهایی از قبیل جراحی پلاستیک برای زیباتر شدن است. این کارها موجب صرف هزینه‌های فراوان است که برای بسیاری از مردان پرداخت آن مقدور نیست و یکی از این دو نتیجه را به دنبال دارد: یا باعث جنگ و نزاع همیشگی بین زن و شوهر می‌شود، زیرا مردان غالباً توان پرداخت چنین هزینه‌های سرسام آوری را ندارند و اگر هم برای مردی پرداخت آن مقدور باشد خوشایند او نیست او از این که می‌بیند باید هزینه ی زیادی بپردازد تا همسرش در انظار عمومی و برای مردان بیگانه خود را بیاراید رنج می‌برد و از پرداخت آن اکراه دارد؛ و یا زنان از حسرت نداشتن آن غصه می‌خورند همه این‌ها نتیجه‌ای جز فشارهای روانی برای زنان ندارد.

۸-۳ سردمزاجی جنسی

مطالعات علمی نشان می‌دهد هر چه زنان در بین انظار عمومی بیش‌تر برهنه شوند، در آمیزش جنسی سرد مزاج‌تر خواهند بود و کم‌تر می‌توانند شوهران خود را به اوج لذت جنسی برسانند. منطقی (۱۳۷۳) در مطالعه ی خود، تأثیر جاذبه‌های زنان را در آستانه ی ادراکی مردان بررسی می‌کند و نتیجه می‌گیرد که در اثر رعایت نکردن حجاب و افراط در جلوه‌گری زنان، آستانه ی ادراکی مردان تغییر کرده، درک آن‌ها از زیبایی زنان کم‌تر می‌شود. به گفته ی پاک نژاد (۱۳۶۵) هر چه انسان‌ها در برابر یک دیگر عریان‌تر شوند، سطح برداشت جنسی و سکسی شان، سوز و عشق و جذبه اش کم‌تر و یک نواخت‌تر و به هم نزدیک‌تر می‌گردد؛ و در عمل می‌‌بینی م، متخصصان مامایی و بیماری‌های زنان، زودتر ازدیگران به علت سر و کار داشتن با اعضای جنسی، با ارگاسم(۱۹) و اوج لذت جنسی وداع می‌کنند.(۲۰)

از بین رفتن لذت جنسی در روابط بین زن و شوهر، اثرات زیان بخشی در روابط خانوادگی آنان می‌گذارد و به ایجاد تنش و جدایی می‌انجامد؛ چنان که سعدی نیز در کتاب گلستان در ضمن یک حکایت می‌گوید:

«زن کز برِ مرد بی‌رضا برخیزد بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد»(۲۱)

پی‌نوشت‌ها

۱- رعد، آیه۲۸،

۲- قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): النساء حبائل الشیطان، (نوری، ۱۹۸۸، ج۱۴، ص۱۵۹)

۳- محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۳۵،

۴- عن الرضا علیه السلام فیما کتب الیه من جواب مسائل: و حرم الله الزنا لما فیه من المفاسد من قتل النفس و ذهاب الانساب و ترک التربیه للاطفال و فساد المواریث و ما اشبه ذلک من وجوه الفساد، (همان، ص۳۱۱)

۵- ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ص۵۳۳،

۶- همان، ص۱۰،

۷- همان، ص۹۷۰،

۸- voitaire

۹- ولتر به نقل از احمد زرازوندی، افکار جاویدان، ص۸۱،

۱۰- جنیا لمیروزو، روح زن، حسام شهر ئیسی، ص۹،

۱۱- Enjeis

۱۲- لپ اینیاس، روان شناسی عشق ورزیدن، کاظم سامی، ص۱۸۹،

۱۳- ویل دورانت، لذات فلسفه، عباس زریاب، ص۱۷۰،

۱۴- مکیه مزرا، مشکلات المراه المعاصره، ص۳۵۴،

۱۵- مرتضی مطهری، مجموعه آثار (مسئله حجاب) ص۴۳۷

۱۶- برتراند راسل، زناشویی و اخلاق، مهدی افشار، ص۲۷۲،

۱۷- جنیا لمبروزو، روح زن، حسام شهرئیس، ص۴۷،

۱۸- frigidily

۱۹- orgasm

۲۰- سید رضا پاک نژاد، اولین دانش گاه و آخرین پیامبر، ج۱۹، ص۳۹،

۲۱- مصلح الدین شیرازی، گلستان، ص۱۴۲

منبع: پیام زن؛ خرداد ۱۳۸۹؛ شماره ۲۱۹

چگونه خود و خانواده‌هایتان را از آتش حفظ کنید؟

کسی که به حکم “الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ “(۳۴/نساء) مسئولیت اداره خانه و خانواده را بر عهده دارد، باید بداند که مسئولیت او تنها خرید آذوقه و تهیه پوشاک و مسکن نیست؛ هر چند این وظایف اگر با نیت الهی انجام شود، عبادت است و چنین تلاشگری، در ردیف مجاهدان در راه خداست ” الْکَادُّ عَلَى عِیالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه (کافی۵/۸۸) اما مسئولیتی بس سنگین وجود دارد که در مقایسه با آنچه گفته شد، به مراتب مهمتر و حساس‌تر است.

خداوند متعال می‌فرماید: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ “ اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید! خود و خانواده‏ ى خود را از آتشى که هیزم آن، انسانها و سنگ‌‏ها هستند حفظ کنید.(۶/تحریم)

این دستور، به منزله سر فصلی است که در آن مسئولیت‌های متعددی برای مدیر خانواده تعریف شده است. در این نوشتار به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

۱٫ خودتان را از آتش حفظ کنید

از یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ … ناراً فهمیده می‌شود که ابتدا باید خود فرد، مقید به رعایت احکام شرعی باشد؛ یعنی تلاش کند تا در حد توان، احکام و آداب اسلامی را در زندگی پیاده کند تا بتواند قسمت دوم آیه را اجرا کند و الگویی باشد مناسب برای اعضاء خانواده خود.

۲٫ خانواده خود را از آتش حفظ کنید

در عمل به این دستور، دو کار باید کرد؛ یکی امر به واجبات است و دیگری نهی از محرمات.

الف. امر به واجبات

مدیر خانواده وظیفه دارد که خانواده خود را امر به واجبات کند. نمونه‌ای از این امر را می‌توان در آیه وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ مشاهده کرد که فرمود: “و خانواده‌‏ات را به نماز فرمان بده “(۱۳۲/طه) اما این امر تنها منحصر در نماز نمی‌شود بلکه نماز تنها یک نمونه از واجباتیست که سرپرست خانواده باید اهل خود را به آن امر کند.

البته این امر کردن، مراتبی دارد که چاشنی شدت، مرتبه آخر آن است. آن روند عمومی و سیره فراگیر که مورد توصیه اسلام است استفاده از لحنی نرم و برخوردی دلنشین است. (۴۴/طه-۸۳/بقره)

یک خاطره آموزنده

دکتر افروز در یک برنامه تلویزیونی، خاطره‌ای قدیمی از حضرت آیت الله سبحانی نقل کرد که در این زمینه، بسیار آموزنده است. ایشان فرمود: به همراه ایشان عازم سفر به شهرستانی دور دست شدیم که در این سفر، آقازاده ایشان هم که نوجوانی ۱۵ ساله بود با ما همسفر شد. شب از نیمه گذشته بود که خسته و کوفته به مقصد رسیدیم و به خواب رفتیم. دو سه ساعت بعد، بانگ اذان صبح بلند شد. حضرت آیت الله پس از آن که نماز صبحشان را خواندند بر بالین فرزندشان نشستند. من دیدم که ایشان برای بیدار کردن این نوجوان برای نماز، چطور شانه‌های او را به نرمی می‌مالیدند و با چه عبارتهای محبت‌آمیزی قربان صدقه او می‌رفتند تا این که او برای نماز بلند شود و وضویی بسازد. بالاخره بعد از لحظاتی، نوجوان از بستر بلند شد و با رغبت تمام، نماز را اقامه کرد.

شما خود مقایسه کنید و ببینید که این طرز برخورد کجا و برخوردهای ایذایی و تنفرانگیز برخی از والدین کجا!

ب. نهی از محرمات

حفظ اهل خانه از آتش دوزخ، به این است که انسان نه اجازه گناه به خانواده بدهد و نه زمینه‌ساز بساط گناه شود. به عبارت دیگر، در مورد گناه نه تایید کند نه اجازه دهد و نه زمینه‌ساز شود.

این نهی هم مانند آن امر است که با کلامی نرم و دلنشین شروع می‌شود و در نهایت و در صورت نیاز، با شدت همراه می‌شود ولی برنامه اصلی، همان نرمی با اقتدار است که لازمه مدیریت هر مدیر است.

در این راستا لازم است تا سرپرست خانواده با هر چه که مظهر و نمودی از گناه و معصیت است، مقابله کند و با ظاهر شدن زمینه‌های آن، بلافاصله از خود عکس‌العمل نشان داده و از آن نهی کند.

در عصر حاضر که گناه و معصیت با چهره‌های متعددی خودنمایی می‌کند و در کمین افراد خانواده هستند، بر مدیر خانواده لازم است تا با شناخت انواع و شگردهای جدیدِ تباهی در مقابله آنها قد علم کرده و ایستادگی کند.

چند نمونه از مظاهر تباهی

در زیر به چند نمونه از مظاهر تباهی اشاره می‌کنیم که در زمان حاضر تمرکز دشمنان دین و ایمان، بر روی آنها بیشتر است:

۱- نوع پوشش و ترکیب ظاهر که هیچ تناسبی با فرهنگ و دستورات دین ما ندارد

اسلام به عنوان کامل‌ترین برنامه زندگی بشر در زمینه نوع پوشش و شکل ظاهر دستوراتی دارد که رعایت آن می‌تواند امنیت فکری و روانی و نیز اجتماعی افراد را تامین کند؛ هم برای مردان و زنان دستور برنامه دارد و هم برای پسران و دختران. بر پدر و یا مدیر خانواده لازم است تا با مراجعه به احکام اسلامی در این زمینه، به کنترل و تطبیق افراد خانواده خود با احکام اسلام اقدام نماید.(۱)

۲- تماشای برنامه‌هایی که بر خلاف موازین شرعی اسلام است

با پیشرفت و گسترش صنایع دیداری و شنیداری، دشمنان دین و ایمان ما مسلمانان بیکار ننشسته و با استفاده از آخرین فناوری‌های روز دنیا و به کار گیری هنرمندان(!) مبتذل راه به خانه‌های ما گشوده‌اند که اگر کنترل و نظارتی از سوی والدین به خصوص پدر خانواده اعمال نشود دشمن پیروز شده و کل خانواده را اسیر کرده و به ورطه تباهی می‌کشاند.

به عنوان مثال وقتی پدر خانواده‌ای اجازه داد در خانه‌‌شان ماهواره باشد و همه با هم تمام برنامه‌ها را بدون کنترل و مدیریت لازم تماشا کنند، تبعاتش را هم باید بپذیرند؛ بی‌مهری‌ها، سردی‌ها، بی‌میلی‌ها، دعواها همه از پیامدهای ناگزیر این دستگاه گیرنده است. به هر حال وقتی پایه خانواده سست شد، زمینه قهر و نزاع و طلاق هم فراهم می‌شود.

البته مشکلات این‌چنینی فقط به خاطر بدحجابی و نوع پوشش تصاویر ماهواره‌ای پدید نمی‌آید. خودتان قضاوت کنید، وقتی خانواده‌ها روزهای متمادی سریال‌هایی را دنبال می‌کنند که هدفی جز عادی جلوه دادن روابط نامشروع و غیرمجاز ندارند؛ چه بر سر خانواده‌های ما خواهد آمد. درست است که تماشای فیلم‌های مبتذل یا تحریک‌کننده ماهواره‌ای و تبلیغات وسوسه‌انگیز آن، تنها عامل بروز مشکلات درون خانوادگی نیست ولی به جرات می‌توان گفت یک از مهمترین عوامل ویرانگر در این زمینه، همین فیلم‌ها و بلوتوث‌ها و اس‌ام اس‌های محرک و نابود کننده است.

۳- ارتباط و اختلاط بین نامحرمان

یکی دیگر از زمینه‌های گناه و انحراف که به برکت فیلمها و سریالهای داخلی و خارجی رو به عادی‌سازی است، ارتباط و اختلاط زنان و مردان نامحرم است. این ارتباط اگر با حفظ موازین و رعایت حدود شرعی باشد مجاز است و روا؛ اما روی سخن در این نوشتار با آن ارتباطها و اختلاطهایی است که در دین و شریعت ممنوعند.

در اسلام هر گونه ارتباط با نامحرم که باعث تحریک و به گناه افتادن شود، حرام است و ممنوع. مقام معظم رهبری به مانند سایر مراجع بزرگوار تقلید می‌فرمایند: “هر گونه ارتباطى که خارج از ضوابط و احکام شرعى باشد و یا مفسده‌اى بر آن مترتب شود، جایز نیست. ” (۲)

با توجه به این اصل مهم، بر مدیر خانواده واجب است تا با کنترل و مدیریت صحیح، مانع از برقراری چنین ارتباط‌هایی شود که گاه دیده می‌شود به نام میهمانی و جشن تولد و … به وقوع می‌پیوندد.

منبع: سایت راسخون؛  اُمید پیشگر

حجاب، شکوفایى، عزت(۱)

گفتگوى غیرحضورى با استاد شهید علامه مطهرى(ره)

اشاره

شاید یکى از دلایلى که آثار “شهید مطهری” همچنان کارآمد است و جوانان که نسل پویا جامعه هستند، هنوز هم می‌توانند پاسخ سؤالات خود را در آثار ایشان بیابند، عمیق و ریشه‌اى بودن مسائلى است که حضرت استاد به آن پرداخته‌‏اند. از جمله مسائلى که بسیار سؤال ‏انگیز می‌نماید “حجاب” است. حجابى که اسلام براى مسلمین به ارمغان آورد، از همان ابتدا باعث ‏شد همواره زورمندان شهوت‏‌پرست که این حکم با قلب مریض آنان همراهى نمی‌کرد، با آن به مبارزه پرداختند و تاریخ شاهد این مبارزه بوده است. در دوره معاصر، ما شاهد یک هجمه بسیار قوى از ناحیه کسانى که می‌خواستند ایران و ایرانیان را زیر سلطه خود درآورند نسبت‏ به حجاب بودیم. آنان دریافتند تا هنگامى که زنان متدین، با حجاب خود از دین‏شان پاسدارى می‌کنند و فرزندانى با ایمان و غیور در دامن خود پرورش می‌دهند راه تسلط هر کس و هر دولتى بر این سرزمین بسته است. آنان ابتدا حمله فیزیکى را در دوره رضاخان شروع کردند و پس از خلق آن حماسه‏‏‌هاى شورآفرین توسط زنان با ایمان ایران که با چنگ و دندان از حجاب خود حمایت می‌کردند، نتوانستند کار خود را از پیش ببرند، به همین جهت از سنگر دیگر با شبهه‏‌افکنى در ذهن جوانان و ایجاد فضاى ابهام ‏آلود نسبت‏ به حجاب و تبلیغات سوء علیه آن می‌رفتند تا به مقصد خود برسند که در چنین فضایى “شهید مطهری” این استاد ” استدلال” و “عمل” و “دین” پا به عرصه گذاشتند و به طور منطقى پاسخ شبهه‌هاى آنان را دادند با پیروزى انقلاب این ترفندها و نقشه‏‌ها نقش بر آب شد، اما دشمن باز آرام ننشست. گفت‏ و گوى غیرحضورى ما با استاد، به این موضوع می‌پردازد.

دیدار آشنا: با سلام خدمت‏ شما، حضرت استاد! یکى از مسائلى که فکر می‌کنم در ذهن نسل جوان ما پرسش ‏آفرین شده “حجاب” است، به خصوص با فضاى شبهه ‏آلودى که در پیرامون آن ایجاد کرده‌اند. لطفا بفرمایید آیا قبل از اسلام حجاب وجود داشته است یا خیر؟

استاد شهید مطهرى: اطلاع من از جنبه تاریخى کامل نیست. اطلاع تاریخى ما آنگاه کامل است که بتوانیم درباره همه ملل که قبل از اسلام بوده‌اند اظهار نظر کنیم. قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضى ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا که من در کتاب‏‏‌هاى مربوط خوانده‌ام، در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت‏‌تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است. ویل دورانت در مورد قوم یهود می‌نویسد:

«اگر زنى به نقض قانون یهود می‌پرداخت چنان‏که مثلا بی‌‌ ‏آن‏ که چیزى بر سر داشت ‏به میان مردم می‌‏رفت‏ یا با هر سخنى از مردان درد دل می‌کرد یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه‌اش تکلم می‌کرد، همسایگانش می‌توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت ‏بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. [همچنین] حجاب سخت و شدیدى در ایران باستان حکمفرما بوده حتى پدران و برادران نسبت‏ به زن شوهردار نامحرم شمرده می‌شده‌اند»، به هر حال، آنچه مسلم است این است که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست.

دیدار آشنا: حضرت استاد! من در تاریخ ویل دورانت‏ خوانده‌‏ام که ادعا می‌کنند حجاب از ایران وارد اسلام شده نظر شما چیست؟

استاد شهید مطهرى: قطعا چنین نیست. تاریخ قطعى بر خلاف آن شهادت می‌دهد. بی‌‏شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف می‌کند ولى اسلام در این جهت تحولى به وجود آورد. عایشه همواره زنان انصار را این‏ چنین ستایش می‌کرد:

«مرحبا به زنان انصار همین‏ که آیات سوره نور نازل شد، یک نفر از آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید سر خود را با روسری‏‏‌هاى مشکى می‌پوشاندند، گویى کلاغ روى سرشان نشسته است.

ام‏ السلمه نقل می‌کند: پس از آن‏ که آیه سوره احزاب (یدنین علیهن من جلابیبهن …)(۱) نازل شد، زنان انصار چنین کردند. فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمان‏‏‌هاى غیرعرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) وجود داشت‏ شدیدتر شد نه این‏ که اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتى نداشته باشد.

دیدار آشنا: بسیار خوب. حال که حجاب مربوط به قوانین اسلام است و از سایر ملت‏‌ها نیامده، می‌رسیم به بحث فلسفه حجاب، برخى فلسفه حجاب ما را “رهبانیت” و “ریاضت” دانسته‌اند، آیا این مطلب صحت دارد؟ همچنین بفرمایید آیا کسانى بوده‌اند که فلسفه پوشش آنها رهبانیت و ریاضت ‏باشد؟

استاد شهید مطهرى: ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطى از جهان وجود داشته است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهایى که چنین فکرى حکومت می‏‌کرده است از ثمرات آن دانست. پدیدآمدن پوشش طبق این نظریه دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است. در اینجا بد نیست قسمتى از گفته “برتراند راسل” را در این موضوع بیاوریم: “به خصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پل (بولس مقدس) از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بی‌‏شمارى راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت. زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می‌راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده، رایحه بوى بدن صورت تقدس به خود گرفت، زیرا باز به نظر سن‏پل نظافت‏ بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد، شپش مروارید خداوند شد”.

[اما] اسلام با فکر “ریاضت” و “رهبانیت” سخت مبارزه کرده است. این مطلب را مستشرقین اروپایى هم قبول دارند. اسلام به نظافت تشویق کرده و به جاى این‏ که شپش را مروارید خدا بشناسد! گفته است: “النظافه من الایمان”(۲) پاکیزگى جزء ایمان است. پیامبراکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) شخصى را دید که موهایش ژولیده و جامه‌هایش چرکین بود فرمود: “من الدین المتعه”(۳) یعنى تمتع و بهره‏‌مندى از نعمت‏‌هاى خدا جزء دین است و هم آن حضرت فرمود: “بدترین بنده، شخص چرکین و کثیف است”. در حدیث دیگر داریم: “تنظفوا… و لا تشبهوا بالیهود”(۴) یعنى نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نکنید، بعد فرمودند زنان یهودى که فاسد شدند بدان جهت که شوهرانشان کثیف بودند. بنابراین، چنین فلسفه‏‏‌اى [رهبانیت] با روح اسلام و سایر دستورهاى آن قابل تطبیق نیست و اسلام که پوشش را تعیین کرد در هیچ جا به چنین علتى استناد نجسته است.

دیدار آشنا: پس فرمودید رهبانیت در اسلام پذیرفته نیست و نمی‌تواند فلسفه یکى از اصول اسلام یعنى حجاب باشد. حضرت استاد عدم امنیت چطور؟ آیا می‏‌توان فلسفه حجاب را عدم امنیت زنان دانست و گفت حال که در قرن بیست و یکم هستیم و امنیت وجود دارد پس حجاب مبنایى ندارد؟

استاد شهید مطهرى: اولا این سخن درست نیست که در عصر ما امنیت کامل درباره زن برقرار است. در همین دنیاى صنعتى اروپا و آمریکا که به غلط آن را دنیاى متمدن می‌نامیم، احیانا آمارهاى وحشت ‏آورى از فساد می‌خوانیم، چه رسد به دنیاى به اصطلاح نیمه متمدن. تا در جهان، حکومت‏ شهوت برقرار است، هرگز امنیت ناموسى وجود نخواهد داشت. در روزنامه اطلاعات آمده بود: «… در نیویورک در مدت ۶ ماه، ۳۰۰۰ شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلیس رسیده است. سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشت ‏سال بوده است.» پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسى کامل برقرار است و صاحبان نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوه‌اى بیش نیست. ثانیا فرض کنیم امنیت کامل در جهان برقرار شده و تجاوز دیگر وجود ندارد. [اما] مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است. لااقل علت منحصر و اساسى، عدم امنیت نبوده است. زیرا این امر نه در آثار اسلامى به عنوان علت پوشش معرفى شده است و نه چنین خبرى با تاریخ تطبیق دارد. در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال، امنیت فردى به واسطه زندگانى خاص قبیله‏‏‌اى و بدوى وجود داشت‏ یعنى در همان وقت که در ایران نا امنى فردى و تجاوز به ناموس به حد اعلى وجود داشت و پوشش هم بود، در عربستان این‏ گونه تجاوز بین افراد قبایل وجود نداشت. ما منکر وجود ناامنى و بی‌‏عدالتی‏‏‌هاى زمان گذشته و تاثیر آنها در مخفی‏ کردن زن نیستیم [ولى] نمی‌توانیم بگوییم که اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنیت، دستور پوشش را وضع کرده است. فلسفه اساسى پوشش چیز دیگرى است، در عین حال نمی‌خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند مرد، به هیچ وجه مورد توجه نبوده است و مدعى این موضوع نیز نیستم که در عصر ما این فلسفه بی‌مورد است و امنیت کامل براى زن از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است.

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها

۱-سوره احزاب/۵۹

۲-علامه محدث نوری؛ مستدرک الوسائل؛ ج۱۶؛ ص۳۱۹

۳-ثقه الاسلام کلینی؛ کافی ج ۶؛ صفحه ۴۳۹

۴-نهج الفصاحه ص۲۹۶

منبع: دیدار آشنا؛ مرداد ۱۳۸۰؛ شماره ۱۴