بهم زدن نامزدی‌

نوشته‌ها

قبل از به هم زدن نامزدی‌تان بخوانید!

احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده‌ای برای این رابطه نمی‌بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شما را از تصمیمتان منصرف کنیم، فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی، بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد، بسیار کم ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است. با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم‌تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید
سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی‌ها، خواسته‌ها و ناراحتی‌هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد، حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده، به حرف‌های شما گوش دهد چرا که نوشتن، به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن، می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

هزینه‌هایش را بسنجید
با خودتان فکر کنید هزینه‌های زوج‌درمانی و مشاوره را پرداختن و به حل مشکل فکر کردن بهتر است یا مهر طلاق را در شناسنامه کوبیدن و پله‌های دادگاه‌ها را بالا و پایین رفتن، کدام یک برایتان کم هزینه‌تر در می‌آید؟
شاید هنوز این راه را که انتهایش بن‌بست نیست، امتحان نکرده باشید. البته یک نکته را هم باید در نظر داشته باشید. زمانتان را هدر ندهید.
عمر و جوانی شما چیزی است که نباید با دست دست کردن یا بی‌گدار به آب زدن حرامش کنید. با مشورت گرفتن از مشاورهای تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج‌های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد.
مجرب و دلسوز و قاطعیت تصمیم بگیرید. با صداقت باشید اگر سوال‌های درستی در ذهنتان درباره‌ تصمیمی که گرفته‌اید، نداشته و همه ابعاد آن را نسنجیده باشید و برای سوال‌هایتان و خودتان جواب قانع‌کننده نداشته باشید، به جای این که از طلاق راهی برای رهایی بسازید، قلعه‌ای برای اسارت می‌سازید بنابراین لازم است از خودتان بپرسید: چرا در این موقعیت قرار گرفته‌ام؟ چرا تصمیم به ازدواج با این فرد گرفتم؟ چه کارهایی انجام دادم که باعث وخامت اوضاع و عصبانیت و درگیری شد؟ سهم هر کدام از ما در این اختلاف ها چقدر است؟ چه بخشی از اختلاف ها به تفاوت‌های شخصیتی ما برمی گردد؟ چه بخشی به دخالت اطرافیان و چه بخشی مربوط به اشتباهات و بی‌تجربگی هایمان است؟

تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج‌های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد. بیشتر ازدواج‌ها سیاه و سفید نیستند و اغلب خاکستری‌اند و این یعنی می‌توانید آن را به سمت سیاه و سفید ببرید در حالی که بیشتر افراد وقتی اتفاقی میانشان می‌افتد، به جای درست کردن اوضاع، به سمت تخریب کامل پیش می‌روند.

مشورت کنید
قبل از مشورت با اطرافیان، تصمیمی نگیرید. خیلی از اطرافیان شما هستند که در دوران نامزدی مشکلاتی شبیه شما داشته‌اند اما بعدها این مشکل را حل کرده‌اند. از آنها بپرسید چطور با مشکلاتشان کنار آمده‌اند و چگونه توانسته‌اند رابطه و نامزدی‌شان را مدیریت کنند. مشورت با بزرگترها می‌تواند راهگشا باشد، اما دقت کنید که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. با اقتدار اما نه لجبازی تصمیم بگیرید. اگر به اندازه کافی مطمئن هستید، راه‌های بالا را رفته‌اید و هنوز فکر می‌کنید ازدواج شما با این شخص سرانجامی نخواهد داشت، با احترام به والدین تان بگویید تصمیم‌تان قطعی است و می‌خواهید آینده خوبی برای خود بسازید.

عواقبش را بشناسید
بدانید تصمیمی که گرفته‌اید، تبعاتی دارد. خیلی ها از نامزدی شما با خبر هستند و همین می‌تواند باعث شود تا مدت ها حرف جدایی شما بین دیگران زده شود. با این مساله کنار بیایید و سعی کنید به چیزی جز آینده درخشان‌تان و ساختن زندگی بهتر و رشد دادن خودتان فکر نکنید. به جای متمرکز شدن روی گذشته، به آینده نگاه کنید و بدانید این تصمیم را برای داشتن آینده بهتر گرفته اید. پس با درگیر شدن در حرف و حدیث‌های دیگران وقت و انرژی خود را هدر ندهید. در مقابل سوال و جواب دیگران خیلی محترمانه و سربسته بگویید که این ازدواج نمی‌توانست سرانجامی داشته باشد و ترجیح داده‌اید جلوی ضرر را از همین جا بگیرید. به دوستان و آشنایان کنجکاو بگویید نامزدی به معنی ازدواج نیست و دوره‌ای است برای شناخت بهتر. بنابراین تصمیمی که گرفته‌اید بر اساس منطق بوده است.

منبع: میگنا(دانشنامه روانشناسی و علوم تربیتی)

دلایل غیر منطقی برای ادامه نامزدی

ممکن است همین ابتدای کار، بعد از چند ماه نامزدی، به نتیجه رسیده باشید که این رابطه، نمی‌تواند سرانجام خوشی داشته باشد و ازدواج خوبی به بار بیاورد. با این حال، هزار و یک دلیل برای خودتان بیاورید که باید نامزدی‌تان را حفظ کنید.

ترس از بهم زدن نامزدی، ترس شایعی است. خیلی‌ها امیدوارند با گذشت زمان، اوضاع درست شود که البته در بیشتر موارد، چنین اتفاقی نمی‌افتد. در این جا دلایل غیرمنطقی برای ادامه یک رابطه را برایتان توضیح می‌دهیم و پیشنهاد می‌کنیم اگر به خاطر یکی از این دلایل، نامزدی‌تان را حفظ کرده‌اید، حتما با مشاور صحبت کرده و تصمیمی عاقلانه و جدی بگیرید.

ادامه پیدا کردن یک رابطه مخرب، دیر یا زود، تاثیرات ویرانگرش را بر شما نشان خواهد داد و در نهایت این شما هستید که تسلیم یک احساس دائمی مثل افسردگی و احساس ناامنی، تنهایی و بی‌ثباتی می‌شوید. یک ارتباط اجباری بدون عشق، دلبستگی و حمایت را ادامه می‌دهید اما نمی‌توانید آن را رها کنید. چرا خودتان را مجبور می‌کنید این رابطه را همچنان حفظ کنید در حالی که سلامت روانی و جسمی شما و همسرتان را به خطر می‌اندازد؟

ترس از آینده

فکر می‌کنید اگر نامزدی‌تان را بهم بزنید، ممکن نیست فرد مناسب دیگری پیدا کنید. ممکن است خیال کنید کنار آمدن با مشکلات این رابطه، بهتر از شروع کردن یک رابطه تازه با یک فرد جدید است. اما این‌ها دلایل خوبی نیستند. رابطه خراب، با افزایش سن بهتر نمی‌شود. از آن گذشته زمان برایتان سریع می‌گذرد و فرصت‌هایتان محدود است.

ترس از تنهایی

شما از تنهایی و تنها ماندن می‌ترسید. این یکی از دلایل یسیار رایج برای ادامه رابطه مخرب است و معمولا دلیلی منطقی و درست نیست. حفظ رابطه‌ای که ظاهرا همسرتان همراهی‌تان می‌کند اما همیشه تنها هستید، اشتباه است. شدت و میزان درد تنهایی، بسیار کمتر از درد تنش‌ها و نگرانی‌ها و اضطراب‌های شما در کنار نامزدتان است. تنهایی شما در کنار او، باعث می‌شود به دنبال مسکن‌های دیگری برای درد باشید. راه‌هایی که نمی‌توانند دلبستگی‌های درستی باشند و نیاز شما را رفع نمی‌کنند. بنابراین خلا در زندگی‌تان همچنان باقی می‌ماند.

حتی اگر هیچ کس شما را نخواهد، باز هم می‌توانید بهتر از این زندگی کنید. اما چرا نباید اعتماد به نفس داشته باشید؛ وقتی می‌توانید چیزهای تازه یاد بگیرید و بخوانید، مهارت‌هایتان را توسعه بدهید، خوشحال‌تر و سرحال‌تر باشید و کار بهتری پیدا کنید؟ تلاش برای بالابردن اعتماد به نفس بهتری کاری است که می‌توانید برای خودتان بکنید. وقتی اعتماد به نفس داشته باشید، در کار موفق‌تر خواهید بود، پیوندهای عاطفی قوی‌تری با خانواده خواهید داشت و دوست‌های بهتری پیدا خواهید کرد و مهمتر از همه ممکن است رابطه زناشویی‌تان بهبود پیدا کند.
فکر می‌کنید اگر نامزدی‌تان را بهم بزنید، ممکن نیست فرد مناسب دیگری پیدا کنید. ممکن است خیال کنید کنار آمدن با مشکلات این رابطه، بهتر از شروع کردن یک رابطه تازه با یک فرد جدید است. اما این‌ها دلایل خوبی نیستند.

ترس از حرف مردم

شما اسیر حرف مردم هستید. جدایی شما برایتان دردسرهای اجتماعی زیادی خواهد بود. جامعه نگاهش را نسبت به شما تغییر خواهد داد و ممکن است بسیاری از موقعیت‌ها را از دست بدهید. حتی نگاه ترحم‌آمیز خانواده نیز شما را ناراحت می‌کند. حق با شما است کنار آمدن با حرف دیگران، درک نشدن و متفاوت بودن خوب نیست اما شما باید همه چیز را بسنجید. آیا زندگی با فردی که شما را با انواع تهدیدهای جسمی و عاطفی آزار می‌دهد راحت‌تر از کنار آمدن با حرف مردم است؟ یک بار باید خیلی جدی با این مساله مواجه شوید. تبعات کدام یک واقعا سخت‌تر است؟

عذاب وجدان

شاید از این که نامزدتان را ترک کنید، احساس گناه می‌کنید و این که بخواهید به او بگویید از ازدواج با او منصرف شده‌اید و فکر می‌کنید به درد هم نمی‌خورید، به شما عذاب وجدان بدهد. شما می‌خواهید این ارتباط را تمام کنید و می‌دانید ادامه آن برای هیچ کدام از شما درست نیست اما عواطف شما نسبت به همین فردی که در کنارش خوشحال نیستید، سد راه شماست. او از دست خواهد رفت و شما نمی‌خواهید به او آسیبی بزنید. حتی فراتر از این ممکن است نگران باشید او نتواند فرد دیگری را برای زندگیش پیدا کند. ممکن است افسرده باشد و یا بخاطر اختلال روانی خاصی که دارد خودکشی کند. اگرچه این دلایل برای بازسازی رابطه و تلاش شما برای بهتر کردن شرایط زندگی هر دوی شما منطقی هستند اما اگر امیدی برای بهبود رابطه وجود ندارد و اوضاع بدتراز قبل می‌شود نمی‌توانید آنها را دلایل موجهی بدانید. اگر نگران این فرد هستید به او کمک کنید تا از این شرایط خارج شود، اما مسئولیت شما این نیست که قربانی رابطه شوید.

فشار خانواده

خانواده و دوستانتان، شما را به ادامه نامزدی و ازدواج تشویق یا حتی تحت فشار می‌گذارند. به خوبی می‌دانید او، همسر مناسبی برایتان نیست اما پدر و مادرتان او را دوست دارند و شما فقط به این دلیل که آنها را ناامید نکنید، نامزدتان را تحمل می‌کنید. حتی این دلیل بسیار اشتباه که همه خواهر و برادرها و دوستانتان متاهل هستند، شما را به ماندن در این رابطه تشویق می‌کند. اگر این رابطه درست نمی‌شود، مجبور نیستید بخاطر فشارهای دیگران، انواع آزار و خشونت را تحمل کنید.

ببینم چه پیش می‌آید

ساده‌ترین کار این است که همه چیز را گردن تقدیر بیندازید و از تصمیم گرفتن، شانه خالی کنید. ارتباط شما از جنبه‌های مختلفی خراب است اما از جنبه دیگری، کار شما را راحت کرده است. مثلا فکر می‌کنید با همه تفاوت‌هایی که با نامزدتان دارید، در عوض او، پولدار است، خانواده خوبی دارد، شغلش دهان پر کن است و… و به همین دلیل فکر می‌کنید سخت نگیرید و شرایط را تغییر ندهید.

منبع: میگنا؛ برگرفته از اطلاعات