بهترین دوست

نوشته‌ها

دوستى، بهترین ارث براى فرزندان

هر پدر و مادرى باید با آگاهى و درایت کامل، رفتار فرزندان خود را زیر نظر داشته باشد و از طریق رفتارهاى آنها، به احساساتشان پى ببرد…

این نکته را هیچ گاه نباید فراموش کرد که هر یک از ما، روزى جوان بوده‌ایم. اگر هر فرد بزرگسالى هم چنان جوان مى‌ماند و دوران جوانى را مى‌فهمید، هیچ جوانى پیر نمى‌شد. جوانان، انتظارات خاصى از والدینشان دارند. آنها مى‌خواهند که درکشان کنند و بیشتر از همه، به آنها توجه شود و رفتار منحصر به فردى با آنها داشته باشند و نکات ارزنده‌اى که در بزرگسالی‌شان به دردشان بخورد، بشنوند. جوان در حال نزدیک شدن به مرحله استقلال و خودمختارى است و از این که در انتخاب‌ها و تصمیماتش آزاد باشد، لذت مى‌برد و والدین نمى‌توانند این استقلال را از فرزندان نوجوانشان بگیرند و یا دامنه اختیارات او را محدود کنند. اما شما والدین گرامى در مقابل این استقلال چه کار باید بکنید؟ نوجوان مثل یک فنر مى‌ماند، شما این فنر را مى‌توانید در دستان خود گیرید و فنر را آرام و به تدریج رها کنید. اگر فنر را براى مدت طولانى در دست بگیرید، خسته خواهید شد و از قدرت فنر کاسته مى‌شود. بنابراین اگر کنترل این فنر را در دست داشته باشید بعد از رها شدن دوباره به طرف شما بر مى‌گردد.

والدین باید فرزندان را مستقل بار بیاورند تا در بزرگسالى بتوانند از پس مشکلات خود برآیند و در زندگى، تصمیمات درست و واقعى‌تر بگیرند. همواره سعى کنید در برخورد با مشکلات، فرزندان را راهنما باشید نه این که خود مشکل را به دوش بکشید و برایشان حل کنید.

همواره سعى کنید به فرزند نوجوان خود کمک کنید که از آزادى و استقلالى که به دست مى‌آورد، درست استفاده کند. به او یاد بدهید که در مقابل این آزادى و اختیار فردى، مسئول باشد و مسئولیت کارها و انتخاب‌هایى که مى‌کند چه خوب چه بد را بر عهده بگیرد تا با این کار، اعتماد به نفس او افزایش یابد.

اگر در زمان رفع اشتباهات فرزند نوجوان خود، عقل و درایت منطقى به کار نبرید، مطمئن باشید بین خود و فرزندتان، دیوارى به وجود آورده اید که در آینده ممکن است باعث قطع رابطه دوستانه و عاطفى او با خود شود. همواره سعى کنید در زمان مواجه شدن نوجوانتان با مشکلات، درس‌هایى از زندگى به او بیاموزید. گذراندن نوجوانى، دوران بسیار سختى است؛ هم براى والدین و هم براى فرزند؛ پس، نه کاملاً او را رها کنید، نه او را محدود نمایید. آنان مى‌خواهند که دیگران آنها را بپذیرند و کارهایشان را تائید کنند و این نیاز را احساس مى‌کنند که به خانواده تعلق دارند. پس به آنها اطمینان دهید که عضو با ارزش خانواده هستند و در پیشرفت و بهبود وضعیت خانوادگى، سهیم هستند و از امکاناتى که براى آموزش به او داده شده است، حداکثر استفاده را نماید تا بتواند در آینده با مشکلاتى که در زندگى با آن رو به رو مى‌شود، برخورد کند و آنها را از سر راه بردارد.

شما نمى‌توانید هر لحظه پشت فرزندانتان باشید و مراقب کارهاى آنها در مدرسه و اجتماع باشید ولى با ایجاد یک بنیان خانوادگى مستحکم و یک اخلاق خوب و اصول صحیح، فرزندان را از انحرافات حفظ کنید تا با بینش، آگاهى و شناخت ارزش‌هاى خوب زندگى، در جامعه فردى سالم و خوشبخت باشد و به خاطر داشته باشید این ارزش‌ها، از کانون خانوادگى و احترام گذاشتن به آنها ناشى مى‌شود.

پس بگذارید فرزندانتان در محیط خانواده از امنیت و عشق و مهر و محبت لازم برخوردار شوند تا در محیط بیرون از خانواده، آن را با خود حمل و بکار بندند و این بهترین ارثى‌ات که شما به عنوان یک دوست براى آنها مى‌توانید بگذارید.

دوستى با مادر

فرزندان از همان ابتداى خلقت، ارتباطى عاطفى و فطرى با مادر برقرار مى‌کنند. این ارتباط، خونى و ذاتى است و در مدت زمانى که در بطن مادر زندگى مى‌کنند خواسته یا ناخواسته نسبت به عکس العمل‌هاى مادرانه، پاسخگو هستند چه فرزند در راه، پسر باشد و چه دختر، این راز خلقت است.

بعد از تولد تا سن ۲ یا ۳ سالگى، وابستگى فرزندان به مادر به دلیل نزدیکى‌هاى عاطفى مثل: تغذیه از شیر مادر، بودن بیشتر اوقات روز در آغوش مادر و… خیلى بیشتر نسبت به پدر است.

مادر با القاى آرامش ذاتى خود به فرزند، راه دوستى و اعتماد و نزدیکى را به فرزند خود باز کرده و سعى در برآوردن نیازهاى جسمى و روحى او دارد.

مادر با صبر و حوصله‌اى که خداوند در ذات زن قرار داده است، در بزرگ کردن، آموزش دادن صحیح و… فرزند خود را پیش مى‌برد.

از سن ۳ سالگى که کودک قدرت و تصمیم گیرى را در مورد کارهاى خود به دست مى‌آورد، سعى در الگوبردارى از رفتار والدین خود دارد. اگر فرزند، دختر باشد، تمایل غریزى او را به سمت پدر متمایل مى‌کند اما الگوهاى زندگى خود و مهر و عطوفت را، از مادر خود یاد مى‌گیرد.

فرزند پسر از نظر غریزى به مادر خود تمایل دارد اما استقلال و سلطه‌گرى و متکى به خود بودن را از پدر یاد مى‌گیرد.

این تمایلات در کودکان، متغیر است و صددرصد نمى‌باشد بلکه نسبى است. اما در هر دو جنس از سن۳ سالگى به بعد، تا قبل دبستان، کودک سعى در یادگیرى دارد و در این یادگیرى، سهم پدر و مادر برابر است تا بتوانند درستى و آموزش صحیح را به فرزندان خود هدیه کنند، این امر محقق نمى‌شود مگر با رابطه دوستانه و نزدیک.

از بین بردن فاصله تا حدى که حریم‌ها حفظ شود، مى‌تواند راه درستى را براى آینده فرزندان ما رقم بزند.

دوستان، محرم اسرار هم هستند و چه بهتر است اولین دوست و آخرین دوست، والدین باشند که همیشه خیر و صلاح فرزند خود را مى‌خواهند.

دوستى با پدر

فرزندان از همان ابتدا، پدر را سرپرست خانواده خود دانسته و به استقلال او و سلطه مدیریتى که بر خانواده خود دارند، پى برده و سعى در برقرارى ارتباطى منطقى و با رعایت کردن حق و حقوق پدر و فرزندى دارند.

رابطه عاطفى فرزندان با پدر، دیرتر شکل مى‌گیرد تا مادر که از همان ابتدا وابستگى در نهادشان مى‌باشد، اما زمانى که فرزندان به پدر خود اعتماد کرده و بر او تکیه مى‌کنند، این اتکا باعث ایجاد ستون‌هاى دوستى و پایه گذارى مهر و محبت دو طرفه براى آنان مى‌گردد.

فرزندان، نیازهاى مادى خود را از پدر طلب کرده و خواستار برطرف شدن آن مى‌باشند. دوستى بین دختران با پدر، به مراتب بیشتر از پسران با پدر است اما پسران، الگوى عینى پدر خود، مى‌توانند باشند و آینده زندگیشان از همان ابتدا، شکل گرفته تصور مى‌شود.

این دوستى و نزدیکى، این ایجاد اعتماد و ارتباط دو طرفه هر چه مستحکم‌تر شکل گیرد، راه و روش زندگى براى فرزندان على الخصوص پسران روشن‌تر و مورد اعتمادتر خواهد شد.

پدر باید سعى کند فرزند خود را به استقلال فکرى و عملى تشویق کند، راه را براى انتخاب گرى در برابرش باز کند و از منع کردن‌هاى نابجا خوددارى نماید و حتى زمانى این فرصت را به فرزند خود بدهد، تا اشتباهى را مرتکب شده و از نتیجه آن براى آینده خود استفاده کند.

این حمایت و این پشتیبانى والدین از سنین پایین تا مستقل شدن فرزندان براى خود و تشکیل خانواده در آینده محقق نخواهد شد مگر با ارتباطى دوستانه و صمیمى با پدران و مادران توسط فرزندانشان.

کمک به دوستیابى و پشتیبانى

فرزندان ما در مرحله‌هاى مختلف زندگى خود، سعى در ایجاد ارتباط با سایر اعضاى خانواده خود دارند. این اعضا که نام دوست بر آن گذاشته مى‌شود، مى‌توانند در محیط تحصیل، در اجتماع، در میهمانى‌هاى خانوادگى و… وجود داشته و در اثر تعاملاتى که هر شخص با شخص دیگر دارد، شکل و رنگ خاص خود را بگیرد اما چه بهتر و صد البته بهتر آن است که اولین دوست فرزندان، والدین او باشند و در سایر مسیرها همراه و هم قدم و پشتیبان او بوده و سعى در راهنمایى کردن وى داشته و هیچ گاه از راه اجبار و زور، با فرزند خود برخورد نکنند.

برخورد تند و غیرمنطقى، باعث دور شدن فرزند از محیط سالم و کانون گرم خانواده شده و انحراف و به بیراهه رفتن را در او صد چندان مى‌کند.

پس بیاییم با ایجاد اعتماد، برقرارى رابطه درست و دادن استقلال به فرزندان خود على‌الخصوص پسران که دوستى را در بیرون از محیط خانه مى‌خواهند، راه بر ایشان باز کرده و همواره پشتیبان آنان باشیم نه مانع.

منبع: رجب بیت اللهى؛ روزنامه  کیهان

انواع دوستان

 در بـیـان انـواع دوسـتـان و اقـسـام بـرادران، روایـات چندى از اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده که صفات وویژگی‌هاى هر دسته از آنها را روشن ساخته است تا آدمى در این راه با آگاهى گام بردارد.

چـه کـسـى اسـت کـه در روزگـار زنـدگـى خود، اقسامى از دوستان را ندیده و انواعى از یاران را مشاهده نکرده باشد؟
در مـیان آنها کسانى وجود داشته‌اند که بر آنها اعتماد کرده و به آنها اطمینان یافته؛ و از مصاحبت آنها شاد و از دیدار آنها چشمش روشن گردیده است.
نـیـز در جرگه آنها افرادى بوده‌اند که جز بر غم و اندوه همنشین خود نیفزوده‌اند؛ اینان در ظاهر دوستان و در نهان، دشمنانند؛ مکر و کید خود را براى دوست خود در دل پنهان مى‌دارند و حوادث نـاگوار را براى او انتظار دارند.
از این رو باید بسیار برحذر بود که مبادا آدمى، در دام این چاپلوسان گـرفـتار شود چه اینان براى انسان از دشمنانى که آشکارا اظهار خصومت مى‌کنند، خطرناکترند.

اولئک شر مکانا و اضل سبیلا؛(۱)

آنان بدترین مکان را دارند و منحرف‏ترین راه را مى‌روند.

شاعر گفته است:

و صاحب لى کداء البطن صحبته     یودنى کوداد الذئب للراعى  

یثنى على جزاه اللّه مکرمه          ثناء هند على روح بن زنباع(۲)

اکـنـون بـراى آن کـه بـر اقـسـام دوسـتـان طـبق آنچه اهل بیت(علیهم السلام) روشن کرده‌اند آگاه شویم توجه خواننده را به احادیث زیر معطوف مى‌داریم:

امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده است: دوستان دو نوعند: دوستان مورد اعتماد و دوستان خنده رو. اما دوستان مورد اعتماد مانند کف و بال و خانواده و مالند؛ هرگاه بر دوستت اعتماد دارى، مال و تلاش خود را در راه او صرف کن؛ با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن باش؛ راز او را پوشیده بدار و یاور او باش و محاسن او را ظاهر گردان؛ و ‌اى پرسش‌کننده! بدان وجود این گونه دوستان، نایاب‌تر از کبریت احمر است.
امـا دوسـتـان خنده رو، از آنها به تو لذت و خوشى مى‌رسد؛ این را از آنها قطع مکن و بیش از این، از وجـدان آنـها انتظار نداشته باش و به اندازه‌اى که با تو گشاده‌رویى و شیرین‌زبانى مى‌کنند با آنها رفتار کن.(۳)

سرور شهیدان حسین بن على(علیه السلام) فرموده است: برادران چهار گونه‌اند: برادرى که براى توست و تو براى اویى؛ برادرى که براى توست؛ برادرى که ضد توست و برادرى که نه براى اویى و نه او براى تـوسـت.

از آن حـضـرت دربـاره معناى این سخن پرسش شد فرمود: برادرى که براى تو و براى خـودش اسـت، بـرادرى اسـت کـه بـا دوستى خود، بقاى برادرى را خواهان است و با دوستى خود، خـواهـان مـرگ برادرى نیست. و این براى توست و به سود خودش است؛ چه هرگاه برادرى کامل شـود، زنـدگـانـى هر دو خوش و گوارا خواهد شد؛ و هرگاه برادرى یک طرفه و در تناقض باشد، برادرى هر دو طرف نادرست خواهد بود.

بـرادرى کـه او بـراى تـوسـت، کـسى است که نفس خویش را از طمع رهایى داده و به حال رغبت درآورده است؛ از این رو، هرگاه رغبت به برادرى داشته باشد، در امور دنیا طمع ندارد؛ و این به طور کامل و با تمام وجود براى توست.

برادرى که بر ضد توست، برادرى است که پیشامدهاى ناگوار را برایت انتظار مى‌کشد و اسرارت را فـاش مـى‌کـنـد و در میان خانواده‌ها، بر تو دروغ مى‌بندد؛ و به تو، با نظر حسادت مى‌نگرد؛ و لعنت خداوند یگانه بر او باد.
برادرى که نه براى توست و نه تو براى اویى؛ کسى است که خداوند او را پر از حماقت کرده و او را از رحمت خود دور ساخته است؛ او را مى‌بینى که خودش را بر تو ترجیح مى‌دهد و به سبب حرصى که دارد، آنچه را در اختیار توست، مى‌طلبد.(۴)

امـام جعفر بن محمد صادق(علیه السلام) فرموده است: دوستان سه گونه‌اند:

یکى مانند غذاست که در هر زمـان بدان نیاز دارى و آن، دوست خردمند است.
دوم به منزله درد است و آن، دوست احمق است.
سوم در حکم داروست و آن، دوست هشیار و زیرک است.(۵)

نیز فرموده است: دوستان سه گونه‌اند: دوستى که با جان خویش با تو مواسات و همیارى مى‌کند؛ دیگر دوستى است که با مال خویش با تو مواسات و همیارى دارد؛ سومى کسى است که کفاف خود را از تـو مى‌گیرد و تو را براى برخى لذت‌ها مى‌خواهد بنابراین نباید او را از دوستان مورد اعتماد به شمار آورى.(۶)

 

پی‌نوشت‌‌ها

۱-فرقان/۳۴

۲-وفیات الاعیان؛ ج۳ ص۹۵

۳-اصول کافی؛ ج۲ ص۲۴۸

۴-مستدرک الوسائل؛ ج۹ ص۱۵۳

۵-بحارالانوار؛ ج۷۸ ص۲۳۸

۶-همان؛ ص۲۳۹

منبع: روش دوستیابی؛ نویسنده: محمد الحیدری؛ ترجمه محمد صادق عارف؛ ص۶۰-۶۲

روش مطالعه و پژوهش(۳)

بهتر است که نور، غیر مستقیم به کتب بتابد. مطالعه در وقت غروب، که نور به حد کافى نیست، براى چشم مضر است. گفته‌اند: «مَن‏ْ اَحَبَّ کریمتَیْهِ فَلْیَحْذَرِ المطالعهَ عِنْدَ الغروب» یعنى: «هرکس دو گران‌بهاى خود (چشم‌هایش) را دوست دارد، از مطالعه هنگام غروب بپرهیزد.»

۶- فاصله چشم و کتاب، در حد متوسط اگر سى سانتى مترباشد، کافى است؛ نه دورتر و نه نزدیک‌تر.

۷- مطالعه بدون حرکت؛ کتاب خواندن در حال راه رفتن یا در اتومبیلى که لرزش دارد یا به هر نحوى که به چشم فشار آورد و خسته کند، مضر است.

۸- کیفیت نشستن؛ نحوه نشستن هنگام مطالعه مهم است. باید حالتِ کمر و ستون فقرات و تسلّط ما بر کتاب، عادى باشد تا انسان قوز در نیاورد و به بیمار‌ى‌هاى دیگر مبتلا نشود.

۹- پرهیز از پیش‌داورى؛ مطالعه بدون پیش‌داورى نسبت به مؤلف و کتاب، و بدون داشتن ذهنیت خاص، ما را در بهره‌ورى از کتاب، کمک مى‌کند. گاهى مى‌توان از کتاب‌هایى هم که نویسنده‌اش مسأله‌دار است، با توجه به محتوایش استفاده کرد.

کتاب یا دوست خاموش

نکات زیر را در مقایسه کتاب، با دوست خاموش، مى‌توان براى دانش‌آموزان و خردسالانى که با کتاب و کتابخانه سر و کار دارند تذکر داد، نکات، هم شیرین و هم آموزنده است، تا ضمن نگهدارى خوب از کتاب بهره بیشترى ببرند:

۱- دوست خاموش را ما باید به حرف آوریم، کتاب را هم باید خواند تا با ما حرف بزند.

۲- آزردن دوست، بد است و موجب قطع دوستى است. پاره کردن کتاب همچنین است و نیز کثیف کردن، خط خطى کردى، مداد و دفتر لاى کتاب گذاشتن.

۳- بى‌اعتنایى به دوست، ناپسند است. پرت کردن کتاب نیز نوعى بى‌اعتنایى است.

۴- دوست اگر بى‌فایده باشد، از دوستى چه فایده؟ کتابى هم که تنها دکورِ خانه و زینتِ طاقچه باشد به آن دوست مى‌ماند.

۵- کتاب گران، ‌مثل دوست پرتوقع است که افراد به سراغش کمتر مى‌روند.

۶- در دوست، مهم فکر و اخلاق اوست، نه لباس و ظاهرش، کتاب خوب هم بستگى به محتوا و مطلب آن دارد، نه جلد و نوع کاغذ.

۷- انسان بى‌مطالعه، مانند فرد بدون دوست است.

۸- کتابِ نیمه مطالعه، مانند دوست نیمه‌راه است.

۹- انسانِ دوست از دست داده، مثل مطالعه بدون یادداشت است.

۱۰- شناخت دوست از دشمن لازم است. تشخیص کتاب‌هاى خوب و بد و مفید و مضر نیز ضرورى است.

۱۱- دوستِ مفید، کوچک و بزرگ ندارد. کتاب آموزنده هم جیبى و وزیرى و قطع کوچک و بزرگ ندارد.

۱۲- انحصار دوست براى ما غلط است. انحصار کتاب هم چنین است. کتاب را براى مطالعه باید به دیگران امانت داد،‌ نه آن که احتکار کرد.

منبع: جواد محدثى؛ روش‌ها؛ ص ۱۳
منبع: سایت اندیشه قم