بلوغ

نوشته‌ها

احکام زکات

پیشگفتار

آن هنگام که آیه زکات بر پیام آور وحی صلی الله علیه و آله نازل شد، به منادی فرمان داد تا میان مسلمانان ندا برآورد:

«أیّها المسلمون! زَکّوا أموالَکُم تُقبَلَ صَلَواتُکُم»( وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۳٫)

«ای مسلمانان! زکات داراییهای خویش را بدهید تا نمازتان پذیره حق شود.»

این ندا، ندایی وحیانی بود بر ارزش و اهمیت زکات و همه آنچه مربوط به آن است در عرض زمین و در طول زمان.

آنچه ما در پی آورده ایم، احکام زکات طبق فتاوا و نظریات مرجع کم نظیر شیعه و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی قدس سره است تا ما نیز بتوانیم به ندای آن وحیانی مرد لبیکی گفته باشیم.

چون هدفمان آشناییِ بیش تر با احکام زکات و دریافت کلی از آن بوده است و می خواسته ایم دراز دامن هم سخن نگفته باشیم، از یادکردِ فتاوا و نظریات مراجع بزرگوار دیگر پرهیخته ایم.

از این رو هر مقلّدی برای عمل به احکام زکات، نه فقط شایسته که بایسته است به فتاوا و نظریات مرجع تقلید خویش نیز مراجعه کند و سپس آنها را به کار گیرد.

موارد وجوب زکات

زکات بر نُه چیز واجب است:

اول: گندم؛

دوم: جو؛

سوم: خرما؛

چهارم: کشمش؛

پنجم: طلا؛

ششم: نقره؛

هفتم: شتر؛

هشتم: گاو؛

نهم: گوسفند.

اگر کسی مالک یکی از این نُه چیز باشد، با شرایطی که بعدا گفته می شود، باید مقداری را که معین شده به یکی از مصرفهایی که دستور داده اند برساند. (توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۳)

تذکر: سُلْت که دانه ای است به نرمی گندم و خاصیت جو دارد خمس ندارد، ولی عَلْس که مثل گندم است و خوراک مردمان صنعا می باشد زکاتش بنا بر احتیاط واجب باید داده شود.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۴)

شرایط وجوب زکات

شرایط واجب شدن زکات بر دو نوعند:

الف) شرایط زکات دهندگان

کسانی که زکات بر آنان واجب است باید دارای شرایط زیر باشند:

  1. بلوغ

بنابر این، بر افراد نابالغ زکات واجب نیست، و در مواردی که گذشتِ یک سال در پرداخت زکات شرط است، بلوغ از آغاز سال معتبر است، و در غیر آن موارد، انسان باید قبل از زمان تعلق گرفتن زکات بالغ باشد.(تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۱۲)

یادسپاری: اگر مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بین سال بالغ شود، زکات بر او واجب نیست.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۷)

  1. عقل

پس زکات بر کسی که مجنون است واجب نیست، و در مواردی که گذشتِ سال در پرداخت زکات شرط است باید در تمام سال عاقل باشد؛ و در غیر آن موارد، قبل از زمان تعلق زکات، داشتن عقل معتبر است.(تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۱۲)

  1. آزادی

بنابر این، بر کسی که بنده دیگری است زکات واجب نیست؛ اگر چه مالک شدن «بنده» را قبول داشته باشیم. (تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۱۲)

  1. مالکیت

پس بر مالی که بخشیده یا قرض داده شده، زکات واجب نیست، مگر بعد از پس گرفتن آنها. همچنین در مالی که وصیت شده، زکات واجب نیست؛ مگر بعد از فوت وصیت کننده و قبول وصیت از سوی وصیت شونده؛ زیرا قبول وصیت در تحقق ملک برای شخصی که برایش وصیت شده بنا بر اقوا معتبر است.(تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۱۲)

  1. امکان تصرف کامل در مال

بنابر این در مال وقفی ـ اگر چه وقف خاص باشد ـ و اموال رهنی و مالی که به سرقت رفته، یا در زمین پنهان است و جای آن فراموش شده، یا گم شده است و همچنین مالی که در دریا افتاده و یا از غایبی به ارث رسیده و هنوز به دست وی یا وکیلش نرسیده و یا در مال قرضی، اگر چه امکان دریافت آن از بدهکار باشد، زکات واجب نیست.(تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۱۳)

زکات در صورتی واجب می شود که مال به مقدار نصاب که بعدا گفته می شود برسد و مالک آن بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف کند.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۵)

یادسپاری: در مواردی که گذشتِ سال در پرداخت زکات شرط است باید امکان تصرف کامل در تمام دوازده ماه باشد.

بنابر این، اگر امکان تصرف کامل در بین سال پیدا شود و سپس [بعد از مدتی] از بین برود، آن سال به حساب نمی آید و احتیاج به سال جدید دارد. در آن مواردی که گذشتن سال معتبر نیست، امکان تصرف کامل در زمان تعلق زکات محل تأمل و اشکال است، اگر چه اقوا آن است که آن را معتبر بدانیم.(تحریرالوسیله ج ۱، ص ۳۱۳، م ۳)

ب) شرایط موارد زکات

اول: شرایط زکات غلات

برای زکات غلات (گندم، جو، خرما و کشمش) دو شرط وجود دارد:

  1. مالک بودن زراعت ـ اگر از زراعت است ـ یا انتقال زراعت یا محصول (با درخت یا بدون آن) در ملک شخص، قبل از تعلق زکات.(تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۳۲۶)
  2. رسیدن به مقدار نصاب. زکات گندم و جو و خرما و کشمش وقتی واجب می شود که به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها ۲۸۸ من تبریز و ۴۵ مثقال کم است که ۲۰۷/۸۴۷ کیلو گرم می شود.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۶۴)

یادسپاری: زکات گندم و جو وقتی واجب می شود که به آنها گندم و جو گفته شود. و زکات کشمش بنابر احتیاط وقتی واجب می شود که غوره است و موقعی هم که خرما قدری خشک شد که به آن تمر می گویند زکات آن واجب می شود، ولی وقت دادن زکات در گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا کردن کاه آنها و در خرما و کشمش موقعی است که خشک شده باشند.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۸)

دوم: شرایط زکات طلا و نقره

برای زکات طلا و نقره سه شرط وجود دارد:

  1. مسکوک بودن.

زکات طلا و نقره در صورتی واجب می شود که آن را سکه زده باشند و معامله با آن رواج داشته باشد، و اگر سکه آن از بین هم رفته باشد، باید زکات آن را بدهند.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۹۹)

یادسپاری: طلا و نقره سکه داری که زنها برای زینت به کار می برند، زکات ندارد.(توضیح المسائل، مسئله ۱۹۰۰)

  1. گذشتِ سال.

بعد از آنکه انسان دوازده ماه مالکِ… طلا و نقره بود باید زکات آن را بدهد، ولی از اول ماه دوازدهم نمی تواند طوری در مال تصرف کند که مال از بین برود و اگر تصرف کند ضامن است، و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختیارِ او بعضی از شرطهای زکات از بین برود زکات بر او واجب نیست.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۶)

  1. رسیدن به مقدار نصاب.

زکات طلا و نقره وقتی واجب می شود که به مقدار نصاب برسند.

نصاب طلا: طلا دو نصاب دارد. نصاب اول آن بیست مثقال شرعی است که هر مثقال آن ۱۸ نخود است. پس وقتی طلا به بیست مثقال شرعی که پانزده مثقال معمولی است برسد، اگر شرایط دیگر را هم که گفته شده داشته باشد، انسان باید چهل یک آن را که نُه نخود می شود از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم آن چهار مثقال شرعی است که سه مثقال معمولی می شود؛ یعنی اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود؛ باید زکات تمام ۱۸ مثقال را از قرار چهل یک بدهد و زیادی آن زکات ندارد. همچنین است هر چه بالا رود؛ یعنی اگر سه مثقال اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کم تر اضافه شود مقداری که اضافه شده زکات ندارد.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۹۶)

نصاب نقره: نقره دو نصاب دارد: نصاب اول آن ۱۰۵ مثقال معمولی است که اگر نقره به ۱۰۵ مثقال برسد و شرایط دیگر را هم که گفته شد داشته باشد، انسان باید چهل یک آن را که ۲ مثقال و ۱۵ نخود است از بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد زکات آن واجب نیست.

نصاب دوم آن ۲۱ مثقال است؛ یعنی اگر ۲۱ مثقال به ۱۰۵ مثقال اضافه شود، باید زکات تمام ۱۲۶ مثقال را به طوری که گفته شد بدهد. و اگر کمتر از ۲۱ مثقال اضافه شود، فقط باید زکات ۱۰۵ مثقال آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد. همچنین است هر چه بالا رود؛ یعنی اگر ۲۱ مثقال اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد، و اگر کم تر اضافه شود مقداری که اضافه شده و کم تر از ۲۱ مثقال است زکات ندارد.

بنابر این اگر انسان چهل یک هر چه طلا و نقره دارد را بدهد، زکاتی را که بر او واجب بوده داده و گاهی هم بیش تر از مقدار واجب داده است؛ مثلاً کسی که ۱۱۰ مثقال نقره دارد، اگر چهل یک آن را بدهد، زکات ۱۰۵ مثقال آن را که واجب بوده داده و مقداری هم برای ۵ مثقال آن داده که واجب نبوده است.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۹۷)

سوم: شرایط زکات دام

برای زکات دام (شتر و گاو و گوسفند) چهار شرط وجود دارد:

  1. گذشتِ سال

بعد از آن که انسان دوازده ماه مالک گاو و گوسفند و شتر… بود باید زکات آن را بدهد. ولی از اول ماه دوازدهم نمی تواند طوری در مال تصرف کند که مال از بین برود و اگر تصرف کند ضامن است. و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختیارِ او، بعضی از شرطهای زکات از بین برود زکات بر او واجب نیست.(توضیح المسائل، مسئله ۱۸۵۶)

  1. چریدن

یعنی آن که دام در تمام سال از علف بیابان بچرد؛ پس اگر تمام سال یا مقداری از آن را از علف چیده شده، یا از زراعتی که ملک مالک یا ملک کس دیگر است بچرد زکات ندارد.

ولی اگر در تمام سال یک روز یا دو روز از علف مالک بخورد، بنابر احتیاط زکات آن واجب می باشد.با استفاده از: (توضیح المسائل، مسئله ۱۹۰۸)

  1. بی کار بودن حیوان

یعنی آن که حیوان در تمام سال بی کار باشد و اگر در تمام سال یکی دو روز کار کرده باشد، زکات آن واجب است.با استفاده از: (توضیح المسائل، مسئله ۱۹۰۸)

  1. رسیدن به مقدار نصاب

زکات شتر و گاو و گوسفند وقتی واجب می شود که تعداد آنها به حد نصاب برسند که در زیر به آنها اشاره می کنیم.

نصاب شتر

 شتر دوازده نصاب دارد:

اول. پنج شتر و زکات آن یک گوسفند است و تا شماره شتر به این مقدار نرسد زکات ندارد؛

دوم. ده شتر و زکات آن دو گوسفند است؛

سوم. پانزده شتر و زکات آن سه گوسفند است؛

چهارم. بیست شتر و زکات آن چهار گوسفند است؛

پنجم. بیست و پنج شتر و زکات آن پنج گوسفند است؛

ششم. بیست و شش شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال دوم شده باشد؛

هفتم. سی و شش شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال سوم شده باشد؛

هشتم. چهل و شش شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال چهارم شده باشد؛

نهم: شصت و یک شتر و زکات آن یک شتر است که داخل سال پنجم شده باشد؛

دهم: هفتاد و شش شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال سوم شده باشد؛

یازدهم: نود و یک شتر و زکات آن دو شتر است که داخل سال چهارم شده باشد؛

دوازدهم: صد و بیست و یک شتر و بالاتر از آن است که باید یا چهل تا چهل تا حساب کند و برای هر چهل تا یک شتر بدهد که داخل سال سوم شده باشد، یا پنجاه تا پنجاه تا حساب کند و برای هر پنجاه تا یک شتر بدهد که داخل سال چهارم شده باشد و یا با چهل و پنجاه حساب کند ولی در هر صورت باید طوری حساب کند که چیزی باقی نماند؛ یا اگر چیزی باقی می ماند، از نُه تا بیش تر نباشد؛ مثلاً اگر ۱۴۰ شتر دارد، باید برای صد تا، دو شتر که داخل سال چهارم شده و برای چهل تا، یک شتر ماده ای که داخل سال سوم شده باشد، بدهد.

یادسپاری: زکات مابین دو نصاب واجب نیست؛ پس اگر شماره شترهایی که دارد از نصاب اول که پنج است بگذرد، تا به نصاب دوم که ده تا است نرسیده فقط باید زکات پنج تای آن را بدهد، و همچنین است در نصابهای بعد.(توضیح المسائل، مسئله ۱۹۱۱)

اگر انسان برای شتر و گاو و گوسفند خود چراگاهی را که کسی نکاشته بخرد، یا اجاره کند، یا برای چراندن در آن باج بدهد، باید زکات را بدهد.(توضیح المسائل، مسئله ۱۹۰۹)

نصاب گاو

 گاو دو نصاب دارد. نصاب اول آن، سی تا است که وقتی شماره گاو به سی رسید، اگر شرایطی را که گفته شد داشته باشد، انسان باید یک گوساله که داخل سال دوم شده را از بابت زکات بدهد.

نصاب دوم آن چهل است و زکات آن یک گوساله ماده است که داخل سال سوم شده باشد.

زکات مابین سی و چهل واجب نیست؛ مثلاً کسی که سی و نه گاو دارد فقط باید زکات سی تای آنها را بدهد.

نیز اگر از چهل گاو زیادتر داشته باشد تا به شصت نرسیده، فقط باید زکات چهل تای آن را بدهد. و بعد از آنکه به شصت رسید، چون دو برابر نصاب اول را دارد، باید دو گوساله که داخل سال دوم شده باشد بدهد.

همچنین هر چه بالا رود، باید آن را به دستوری که گفته شد بدهد؛ ولی باید طوری حساب کند که چیزی باقی نماند، یا اگر چیزی باقی می ماند از نُه تا بیش تر نباشد؛ مثلاً اگر هفتاد گاو دارد باید به حساب سی و چهل حساب کند و برای سی تای آن زکات سی تا و برای چهل تای آن زکات چهل تا را بدهد؛ چون اگر به حساب سی تا حساب کند ده تا زکات نداده می ماند.(توضیح المسائل، مسئله ۱۹۱۲)

نصاب گوسفند

گوسفند پنج نصاب دارد:

اول: چهل و زکات آن یک گوسفند است و تا گوسفند به چهل نرسد زکات ندارد؛

دوم: صد و بیست و یک و زکات آن دو گوسفند است؛

سوم: دویست و یک و زکات آن سه گوسفند است؛

چهارم: سیصد و یک و زکات آن بنابر احتیاط واجب چهار گوسفند است؛

پنجم: چهارصد و بالاتر که باید آنها را صد تا صد تا حساب کند و برای هر صد تا یک گوسفند بدهد.

لازم نیست زکات را از خود گوسفندها بدهد، بلکه اگر گوسفند دیگری بدهد، یا مطابق قیمت گوسفند پول بدهد کافی است. ولی اگر بخواهد جنس دیگر بدهد، در صورتی بی اشکال است که برای فقرا بهتر باشد؛ اگر چه لازم نیست.(توضیح المسائل، مسئله ۱۹۱۳)

یادسپاری: زکات مابین دو نصاب واجب نیست؛ پس اگر شماره گوسفندهای کسی از نصاب اول که چهل است بیش تر باشد تا به نصاب دوم که صد و بیست و یک است نرسیده، فقط باید زکات چهل تای آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد و همچنین است در نصابهای بعد.توضیح المسائل، (مسئله ۱۹۱۴)

مصرف زکات

انسان می تواند زکات را در هشت مورد مصرف کند:

اول: فقیر. و آن کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد، و کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه ای دارد که می تواند مخارج سال خود را بگذراند فقیر نیست.

دوم: مسکین. و آن کسی است که از فقیر سخت تر می گذراند.

سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نایب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهداری نماید و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام علیه السلام یا نایب امام یا فقرا برساند.

چهارم: کافرهایی که اگر زکات به آنان بدهند به دین اسلام مایل می شوند، یا در جنگ به مسلمانان کمک می کنند.

پنجم: خریداری بنده ها و آزاد کردن آنان.

ششم: بدهکاری که نمی تواند قرض خود را بدهد.

هفتم: سبیل الله. یعنی کاری که مانند ساختن مسجد منفعت عمومی دینی دارد، یا مثل ساختن پل و اصلاح راه که نفعش به عموم مسلمانان می رسد و آنچه برای اسلام نفع داشته باشد.

هشتم: ابن السبیل. یعنی مسافری که در سفر درمانده شده است.(توضیح المسائل، م ۱۹۲۵)

توضیحات

  1. احتیاط واجب آن است که فقیر و مسکین بیش تر از مخارج سال خود و عیالاتش را از زکات نگیرد؛ و اگر مقداری پول یا جنس دارد، فقط به اندازه کسری مخارج یک سالش زکات بگیرد.(توضیح المسائل، م ۱۹۲۶)
  2. صنعتگر یا مالک یا تاجری که درآمد او از مخارج سالش کم تر است، می تواند برای کسری مخارجش زکات بگیرد؛ و لازم نیست ابزار کار یا ملک یا سرمایه خود را به مصرف مخارج برساند.(توضیح المسائل، م ۱۹۲۸)
  3. چیزی را که انسان بابت زکات به فقیر می دهد لازم نیست به او بگوید که زکات است. بلکه اگر فقیر خجالت بکشد، مستحب است به طوری که دروغ نشود به اسم پیشکش بدهد؛ ولی باید قصد زکات نماید.(توضیح المسائل، م ۱۹۳۵)
  4. کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، می تواند برای دادن قرض خود زکات بگیرد. ولی باید مالی را که قرض کرده در معصیت خرج نکرده باشد، یا اگر در معصیت خرج کرده، از آن معصیت توبه کرده باشد؛ که در این صورت از سهم فقرا می شود به او داد.(توضیح المسائل، م ۱۹۳۷)
  5. مسافری که خرجی او تمام شده، یا مَرکبش از کار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصیت نباشد و نتواند با قرض کردن یا فروختن چیزی خود را به مقصد برساند، اگر چه در وطن خود فقیر نباشد می تواند زکات بگیرد.

ولی اگر بتواند در جای دیگر با قرض کردن یا فروختن چیزی مخارج سفر خود را فراهم کند، فقط به مقداری که به آنجا برسد می تواند زکات بگیرد.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۰)

شرایط مستحقان زکات

مستحقان یا گیرندگان زکات باید واجد شرایط زیر باشند:

اول: کسی که زکات می گیرد باید شیعه دوازده امامی باشد و اگر از راه شرعی شیعه بودن کسی ثابت شود و به او زکات بدهد و زکات تلف شود بعد معلوم شود شیعه نبوده لازم نیست دوباره زکات بدهد.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۲)

دوم: به کسی که معصیت کبیره را آشکارا به جا می آورد، احتیاط واجب آن است که زکات ندهند.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۶)

سوم: انسان نمی تواند مخارج کسانی را که مثل اولاد خرجشان بر او واجب است از زکات بدهد، ولی دیگران می توانند به آنان زکات بدهند.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۸)

چهارم: سید نمی تواند از غیر سید زکات بگیرد، ولی اگر خمس و سایر وجوهات کفایت مخارج او را نکند و از گرفتن زکات ناچار باشد، می تواند از غیر سید زکات بگیرد. ولی احتیاط واجب آن است که اگر ممکن باشد فقط به مقداری که برای مخارج روزانه اش ناچار است، بگیرد.(توضیح المسائل، م ۱۹۵۵)

یادآوری

  1. به فقیری که گدایی می کند می شود زکات داد، ولی به کسی که زکات را در معصیت مصرف می کند، نمی شود زکات داد.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۵)
  2. اگر انسان زکات را به پسرش بدهد که خرج زن و نوکر و کُلفت خود نماید، اشکال ندارد.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۹)
  3. به کسی که بدهکار است و نمی تواند بدهی خود را بدهد، اگر چه مخارج او بر انسان واجب باشد می شود زکات داد.

ولی اگر زن برای خرجی خودش قرض کرده باشد شوهر نمی تواند بدهی او را از زکات بدهد، بلکه اگر کس دیگری هم که مخارج او بر انسان واجب است برای خرجی خود قرض کند احتیاط واجب آن است که بدهی او را از زکات ندهد.(توضیح المسائل، م ۱۹۴۷)

  1. اگر پسر به کتابهای علمی دینی احتیاج داشته باشد، پدر می تواند برای خریدن آنها به او زکات بدهد.(توضیح المسائل، م ۱۹۵۰)
  2. پدر می تواند به پسرش زکات بدهد که برای خود زن بگیرد؛ پسر هم می تواند برای آنکه پدرش زند بگیرد زکات خود را به او بدهد.(توضیح المسائل، م ۱۹۵۱)
  3. به کسی که معلوم نیست سید است یا نه، می شود زکات داد. (توضیح المسائل، م ۱۹۵۶)

زمان پرداخت زکات

  1. موقعی که گندم و جو را از کاه جدا می کنند و موقع خشک شدن خرما و انگور، انسان باید زکات آنها را به فقیر بدهد؛ یا از مال خود جدا کند.

زکات طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن ماه دوازدهم باید به فقیر بدهد، یا از مال خود جدا نماید. ولی بعد از جدا کردن اگر منتظر فقیر معیّنی باشد، یا بخواهد به فقیری بدهد که از جهتی برتری دارد می تواند زکات را به انتظار او و لو تا چند ماه نگه دارد.توضیح المسائل، م ۱۹۶۱

  1. بعد از جدا کردن زکات لازم نیست فورا آن را به مستحق بدهد، ولی اگر به کسی که می شود زکات داد دسترسی دارد احتیاط مستحب آن است که دادن زکات را تأخیر نیندازد.(توضیح المسائل، م ۱۹۶۲)
  2. کسی که می تواند زکات را به مستحق برساند، اگر ندهد و به واسطه کوتاهی او از بین برود، باید عوض آن را بدهد.(توضیح المسائل، م ۱۹۶۳)
  3. کسی که می تواند زکات را به مستحق برساند، اگر زکات را ندهد و بدون آنکه در نگهداری آن کوتاهی کند از بین برود، چنانچه دادن زکات را به قدری تأخیر انداخته که نمی گویند فورا داده است، باید عوض آن را بدهد و اگر به این مقدار تأخیر نینداخته، مثلاً دو سه ساعت تأخیر انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده، در صورتی که مستحق حاضر نبوده چیزی بر او واجب نیست و اگر مستحق حاضر بوده، بنا بر احتیاط واجب باید عوض آن را بدهد.(توضیح المسائل، م ۱۹۶۴)

نیت زکات

انسان باید زکات را به قصد قربت؛ یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم بدهد و در نیت معین کند که آنچه را می دهد زکات مال است، یا زکات فطره؛ ولی اگر مثلاً زکات گندم و جو بر او واجب باشد، لازم نیست معین کند چیزی را که می دهد زکات گندم است یا زکات جو.(توضیح المسائل، م ۱۹۵۷)

گرفتن وکیل برای پرداخت زکات

اگر کسی را وکیل کند که زکات مال او را بدهد، چنانچه وکیل وقتی که زکات را به فقیر می دهد، از طرف مالک نیّت زکات کند کافی است.(توضیح المسائل، م ۱۹۵۹)

پولی را که برای وجوه شرعیه جدا و تعیین شده جآیاج می توان آن را مصرف نمود یا با پول دیگری عوض کرد؟

باسمه تعالی ـ مانع ندارد و به جدا کردن تعیین نمی شود، مگر در زکات که با جدا کردن متعین می شود و نباید در آن تصرف کرد.(استفتائات، ج ۱، ص ۳۴۴، س ۱۶)

آموزش محرم و نامحرم به کودکان و نوجوانان

شناخت صحیح احکام الهى به عنوان یک عنصر مهم، در تربیت دینى فرزندانمان محسوب مى شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طورى تربیت کنیم که احکام الهى رعایت نمایند، باید از همان زمان کودکى، بر طبق دستورات دینى عمل نماییم. براى این که دختران و پسران، هنگام بلوغ با مشکلى روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایى یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشترى دارد؛ زیرا آنها، زودتر از پسران به بلوغ مى رسند. در تعالیم اسلامى به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود ۶ سالگى با دختر و پسر به روشى جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامى توصیه شده است که دختر بچه شش ساله را، پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. هم چنین زن هاى نامحرم، از بوسیدن پسر بچه اى که سنش از هفت سال گذشته است، خودارى کنند.

همین طور توصیه کرده اند که بستر کودکان، در شش سالگى از هم جدا شود. رعایت این اصول، سبب مى شود که دختران و پسران از همان آغاز، به تدریج نقش مردانه و زنانه مناسب را پیدا کنند و براى بلوغ، آمادگى کافى داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکى، زمینه براى رشد ویژگی هاى فطرى دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو، در مسیرى که آفرینش با تدبیرى حکیمانه پیش پاى آنها نهاده است، سوق داده شوند.(۱) در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مومن مى سازیم و یا خود اوست که مى باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق مى تواند روشنگر شیوه برخورد ما با فرزندان در تمامى زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.

کودک، موقعى فعل تربیتى را درونى مى کند که خود، به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستیم که کودکان مقررات، ارزش ها، خصایل و فضایل اخلاقى را درونى کنند یعنى در سازمان ذهنى و عاطفى آنها ریشه بدواند و در عمق وجودشان جایگزین شود، باید لوازم و شرایط تربیت را به گونه اى فراهم کنیم که کودک خود راغب و مایل به آن شود. مهمترین اصل در تربیت خود انگیخته، مسأله رغبت ها و علایق کودک است. پیام تربیتى، باید با کانون رغبت متربى همسو گردد.(۲)

نوجوانان و جوانان باید خود را چنان با ارزش و با عزم و اراده تصور کنند که خویشتن را از درون کنترل کنند. آنان چنین انتظارى را در خود پرورانند که حتما مى باید دیگران آنها را کنترل کنند. آنان باید به گونه اى رشد یابند که حتى در شرایطى کاملا دور از چشم افراد که امکان بهره ورى نیز براى آنان فراهم باشد، به لحاظ تقوایى، خود را نگه دارند و دست از پا خطا نکنند. نوجوانان را باید به گونه اى تربیت کرد که خود کنترل(۳) بار آیند و نیاز کمترى به انضباط و کنترل بیرونى داشته باشند و به نحوى آنان را آماده و پرهیزگار نماییم که اگر به درون دریاى گناه و لغزش هم وارد شدند، همانند مرغابى، آب بر اندامش ننشیند و خشک بیرون آید و در واقع، عالم را محضر خدا بدانند و در همه جا از درون او را پیام آورى باشد.

در این باره از حضرت امام خمینى(ره) نقل شده است:

«از مسایلى که امام بیشتر به آنها توجه داشتند، محدود بودن ارتباط بین زن و مرد بود. یادم است که ده سال بیشتر نداشتم و با برادرهایم و پسرخاله ام قایم موشک بازى مى کردم، حجاب هم داشتم. اما امام یک روز مرا صدا کردند و گفتند: شما هیچ تفاوتى با خواهرتان ندارید، مگر او با پسرها بازى مى کند که شما با پسرها بازى مى کنید. از آن روز به بعد، با پسرها بازى نکردم».(۴)

شرع مقدس اسلام در رعایت رفتار و پوشش فرد مسلمان، حدودى را تعیین کرده است، پوشیده بودن بدن زن و مجاز بودن براى عدم پوشش کفین و وجه و نیز مجاز نبودن مرد و زن در سخن گفتن با یکدیگر به گونه اى که گناه درآن وجود داشته باشد، به عنوان حداقل حدودى است که مى باید رعایت شود.

در مورد رعایت حدود شرعى در روابط دخترو پسر مى باید اولا ما حدود را به خوبى بشناسیم و از افراط و تفریط بیهوده اجتناب کنیم. ثانیا فرزندان را افرادى بار بیاوریم که با کنترل درونى رشد کنند نه فقط ما با کنترل هاى بیرونى. در اینجاست که معناى کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) نیز مشخص مى شود که رفتار مطلوب زن در رابطه با نامحرم را چنین توصیف مى فرمایند: «زن، نامحرمى را نبیند و نامحرمى او را نبیند». چنین الگویى براى کسى مطرح است که خود از لحاظ رشد انسانى به جایى رسیده باشد که این کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) را خود با تمام وجود حس کند و آن را دستورالعمل زندگى قرار دهد.

آموزش حدود شرعى و مراعات آنها نه تنها نشانه عقب ماندگى و یا محدود سازى فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعى است.

هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد به جزئیات و دقایق زندگى و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعى با دیگران توجه بیشترى مى کند. دخترى که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردایى و امثال آن پوشش خود را مراعات مى کند و حجاب خود را نگاه مى دارد و نیز رفتار متین و دینى در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان مى دهد. به این ترتیب خانوادها خود باید برنامه مشخصى در زمینه آموزش حدود رفتارى با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود داشته باشند.(۵)

خانم فاطمه طباطبایى در باره نظر امام خمینى(ره) راجع به حجاب دختران چنین نقل مى کند:

امام خمینى(ره) مى فرمودند: تا تکلیف نشده، حجاب لازم نیست، مى تواند هر رنگى که مى خواهد بپوشد. ولى وقتى تکلیف شد، دیگر نگویید عیب ندارد. این را به بچه تلقین کرده اید که راجع به مسایل دینى سخت نباشد، باید به بچه فهماند که بعد از سن تکلیف، پسرعمو و پسرخاله نامحرم هستند و باید حجاب داشته باشد. این عیب ندارد. سلیقه هاى مختلف پدر و مادر مسایل شرع را تغییر مى دهد یا از اصل برمى گرداند و براى بچه کار را مشکل مى کند. نباید مسایل شرع را براى بچه مشکل کرد. اسلام دین راحتى است. دین سختى نیست.(۶)

از نظر قرآن کریم، نه تنها تکلیف، سخت و دشوار نیست، بلکه با عمل به آن و چشیدن لذت عبادت و اوامر خداوند، شیرینى و حلاوت خاصى را نیز انسان احساس مى کند که با هیچ کدام از لذایذ زودگذر دنیوى قابل مقایسه نیست.

خداوند حکیم، بدون در نظر گرفتن نیازها و مصالح انسان، به او تکلیف نمى کند. چیزى بر او حلال یا حرام نمى نماید اگر چیزى را بر او حلال کرد، سود وى را در نظر داشته و اگر چیزى را برایش حرام کرد، مصلحت او را مورد توجه قرار داده است. به طور کلى در اسلام، حکمى بدون حکمت و تکلیفى بدون مصلحت وجود ندارد، مقررات الهى بدون استثنإ بر مبناى نیازهاى واقعى انسان وضع شده و زندگى خوب و توإم با سعادت و عاقبت نیک جز با انجام این مقررات میسر نیست، هر یک از این احکام، پاسخگو به نیازى از نیازهاى انسان است.

پیام ها و نتایج

آشنایى و آموزش تدریجى مسایل دینى به دختران و پسران را از همان دوران کودکى شروع کنیم. قبل از سن تکلیف نباید با تکالیف سخت و طاقت فرسا، احساس تنفر و انزجار در کودک ایجاد نماییم. آموزشهاى دینى و اخلاقى، باید داراى انعطاف و متناسب با توانایى کودکان در سن قبل از تکلیف باشد. مثل پیش مرگان کرد مسلمان، زنان مسلحانه در غیاب همسرشان از خانواده محافظت مى کردند. با چند تن از آنان در بانه صحبت مى کردیم مى گفتند شبها تا صبح نمى خوابیدیم و برخى موارد هم بوده که درگیر شده ایم.

پى‏‌نوشت‌ها

۱ـ راهنماى پدران و مادران، ج ۱، ص ۷۷

۲ـ تربیت طبیعى درمقابل تربیت عاریه اى، ص ۱۸۸ ـ ۱۸۹

۳ ـsehf _ control    .

۴ـ عاطفه اشراقى، پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۲۱۲

۵ـ تحلیلى تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران، ص۷۴

۶ـ پا به پاى آفتاب، ج۱، ص۱۹۱

منبع: محمد رضا مطهرى؛ ماهنامه پیام زن

بهداشت نوجوانان و نقش والدین و مربیان

 مقدمه

بلوغ در لغت به معنى رسیدگى و پختگى است. باتوجه به تعریف سلامت، بلوغ درابعاد جسمانى، روانى عاطفى، معنوى و اجتماعى و در سنین نوجوانى پى ریزى مى شود. امروزه سلامت نوجوانان به عنوان مطلبى مستقل مطرح مى گردد؛ این امر مخصوصاً از کنفرانس بین المللى جمعیت و توسعه – قاهره ۱۹۹۴ (ICPD) به بعد مورد تاکید ویژه اى قرار گرفته است و هر روز مطلب جدیدى در مورد آن نتوشته و گفته مى شود. شایان ذکر است که برطبق تعریف نوجوانى سنین بین ده تا نوزده سال را شامل مى شود.

چرا بهداشت نوجوانان اهمیت دارد؟

دنیاى امروز، نوجوانان بیشترى نسبت به سایر زمان ها دارد. طبق سرشمارى سال ۱۳۷۵، ۲۵% جمعیت کشور ایران را افراد ۱۹-۱۰سال تشکیل مى دهند. این تعداد افزون بر ۱۶ میلیون نفر جمعیت میباشد.

تاثیر دوره جوانى بر بقیه سال هاى زندگى حیاتى است.

نوجوانى زمان گذر از کودکى به بزرگ سالى و آمادگى براى بزرگ سالى است. نوجوانى زمان اکتساب بارورى، اکتساب خصوصیات عاطفى هیجانى بزرگسالى، زمان کسب هویت فردى و اجتماعى… مى باشد. بلوغ فیزیکى، روانى و عاطفى در نوجوانى متحول شده و ادامه مى یابد. بسیار از مشکلات جسمانى، روانى، اجتماعى و رفتارهاى ناسالم ریشه در زمان نوجوانى دارند. ازدواج هاى ناموفق، حاملگى هاى پرخطر، مرگ و میر ها، عادات و رفتارهاى ناسالم از این زمان شدت مى گیرند. تحقیقات نشان مى دهند که بیشتر افراد سیگارى اولین سیگار را در زمان بلوغ تجربه کرده اند.

نوجوانان آینده سازان جامعه هستند.

نوجوانان کنونى جامعه و دنیاز دهه هاى آینده را اداره خواهند کرد. پس پرداختن به سلامت نوجوانان سرمایه گذارى براى آینده است.

چالش هاى سلامت در این دوران چیست؟

با این که نوجوانى درفرهنگ ها اغلب با جشن و شادى همراه است ولى نوجوانان برداشت خوبى از بلوغ و بزرگ شدن ندارند. یک نظر سنجى از دختران روستایى نشان داد که اکثر دختران نگرش منفى و احساس ترس و نگرانى از بلوغ دارند و اکثراً رفتارهاى ناسالم بهداشتى درباره قاعدگى از خود نشان مى دهند. یافته هاى مطالعه دیگرى نشان داد که حدود ۱۹-۱۶% دختران و ۱۹% پسران، بلوغ را حادثه اى خوشحال کننده و امیدوار کننده مى دانند.

نوجوان تغییراتى در جسم و روح خود احساس مى کند. سئوالاتى براى او مطرح می شود و دچار اضطراب مى گردد. به خود مى گوید این علائم چیست که درمن رخ مى دهد؟ آیا این تغییرات طبیعى است؟ آیا در همه اتفاق مى افتد؟ چه تغییراتى طبیعى هستند؟ من کى ام ؟….. او نیاز به تطابق با این تغییرات دارد.

سئوالات مطرح شده درصداى مشاور سازمان بهزیستى، طیف گسترده اى از این سؤالات را در رابطه با بلوغ و مسایل مربوط به آن نشان داد. انواع و اقسام سئوالات از قبیل شرایط و وضعیت عادات ماهیانه، بیماریهاى عفونى، ایدز، حاملگى و… مطرح شده بود و این امر نشان  دهنده نیاز نوجوان به دانستن و کسب آگاهى از تحولاتى است که درخود و اطرافش مى گذرد.

دردنیا نیمى از نوجوانان درمقابل ایدز و بیماریهاى مقاربتى و حاملگى حفاظت کافى ندارند؛ درمعرض روابط جنسى ناسالم و حفاظت و حمایت نشده، مصرف مواد، بیماریهاى مقاربتى، روابط جنسى فارغ از مسئولیت، حاملگى زودرس، خشونت، شکست در درس و مدرسه و موارد مربوط به سلامت فردى، تغذیه، ورزش… هستند.

از مسائل دیگر آن است که دختران رفتارهاى سلامت مناسبى در ضمن قاعدگى ندارند. عموماً منبع اکتساب اطلاعات آنان،‌ دوستان، کتب و مجلات…. مى باشد؛ به نظر مى رسد که نحوه برداشت افراد جامعه از جنسیت و نقش جنسیتى خود سالم نیست و این امر موجب تظاهرات مختلف، اختلالات سلامت جسمانى، روانى، عاطفى و اجتماعى مى شود.

اولین علت مرگ نوجوانان جراحات و تصادفات است. درمرحله بعدى، خودکشى و قتل قراردارد و سپس تومورها، بیمارى هاى قلبى و ناهنجاری هاى مادرزادى هستند.

پس بصورت خلاصه مى توان نتیجه گرفت که توجه به مقوله بهداشت در این سنین و بخصوص بهداشت بلوغ و بارورى هم اولویت بهداشتى و هم داراى نتایج طولانى مدت براى سرمایه هاى آینده و آینده سازان جوامع است.

توجه داشته باشیم که نوجوان در سنین بلوغ نیاز مبرمى به اطلاعات صحیح در زمینه بدن و سلامت خود دارد. بدیهى است اگر نوجوان اطلاعات صحیح را از منابع سالم دریافت نکند،  اطلاعات خود را از منابع ناسالم کسب خواهد کرد و  در این صورت صدمات طولانى مدت خواهد دید.

نقش والدین، مربیان و اولیاى امور

عدم درک نوجوان از طرف افراد با صلاحیت، باعث سوق پیداکردن نوجوان، به طرف منابع  ناصالح می شود و اغلب زیر بناى رفتارهاى ناهنجار، ‌در بزرگسالى را فراهم مى آورد. نقش حیاتى افراد کلیدى فوق به قرار زیر است:

احترام به نوجوان

ابراز علاقه و محبت به نوجوان، به ترتیبى که نوجوان خود را شایسته دوست داشتن احساس کند درکنار او  و نه درمقابل او بودن دوست بودن با نوجوان به جاى ارباب و دشمن او بودن ایجاد عزت نفس در نوجوان دادن شخصیت به نوجوان به ترتیبى که نوجوان نیاز به نشان دادن خود به طریق رفتارهاى پرخطر و ماجراجویانه نداشته باشد. ممکن است که مصرف مواد مخدر از طرف نوجوان به دلیل دستیابى به احساس استقلال از والدین و مخالفت صریح در مقابل معیارهاى جامعه و مقابله با اضطراب، گوشه گیرى و افسردگى یا پذیرفته شدن از طرف گروه هم سال باشد. فرار از خانه مى تواند یکى از نشانه هاى مهم استرس هاى محیطى برروى نوجوان باشد.عواقب این اقدام بر روى سلامت فرد واضح و روشن است. والدین و اولیاء با حمایت نوجوان مى توانند از این امر جلوگیرى کنند.

حمایت از نوجوان با ایجاد فضایى آرام، پر محبت، به دور از مناقشات و قهر و غضب مشورت با نوجوان به جاى قهر و تحکم، راهنمایى براى انتخاب صحیح.

درک وضعیت بحرانى بلوغ

کمک به هدایت نوجوان، براى عبور از مرحله نوجوانى و پذیرفتن مسئولیت هاى بزرگسالى،‌ نقطه اتکا بودن براى او، پشتیبان او بودن دانش و درک از خصوصیات و شرایط زیستى و فیزیولوژیک بلوغ نوجوان شناخت مسائل و مشکلات و نحوه برخورد صحیح با آن ایجاد اعتماد در نوجوان به ترتیبى که او والدین و افراد ذیصلاح را مورد اعتماد ترین و معتبرترین افراد بداند.

راهنمایى و هدایت نوجوان درانتخاب دوستان مناسب رابطه همدلانه و صمیمانه به جاى تمسخر او در دسترس بودن  براى مشاوره و یارى رساندن به او.

ایجاد سرگرمى سازنده درمنزل و خارج از منزل تشویق براى فعالیت درگروه هاى هم سال ازقبیل فعالیت هاى ورزشى، هنرى، درسى و تحصیلى، تفریحى،‌ آموزشى نظارت بر نیازمندى هاى بهداشت و سلامتى ازقبیل تغذیه، ورزش، رفتارهاى سالم دادن اطلاعات مورد لزوم درباره تصمیمات مهم زندگى از قبیل ازدواج، باردارى، دوستیابى و دانش جنسى و جنسیتى، جایگاه ها، حقوق و احترام افراد جلوگیرى از خشونت و رفتارهاى مخرب، کنترل انگیزه هاى رفتارهاى ناسالم کمک به ایجاد اعتماد به نفس و تحت تاثیر دیگران نبودن، به نحوى که نوجوان توان  تجزیه و تحلیل شرایط و شهامت گفتن «نه» را داشته باشند.

منبع: سایت جوان سالم

رفتارهای طبیعی و غیرطبیعی نوجوان

کدام رفتارهای نوجوان، طبیعی است؛ کدام رفتارها غیرطبیعی؟

همه پدران و مادران از دورانی در زندگی خود گذر کرده‌اند به نام دوران نوجوانی. این دوران که با بلوغ نوجوانان همراه است، والدین را دچار استرس و اضطراب می‌کند. برخی از والدین چنین می‌پندارند که برخی رفتارها در نوجوان‌شان بیماری است، حال آنکه برخی از این رفتارها طبیعی است. برای مقایسه رفتارهای طبیعی و غیرطبیعی نوجوانان، مطالب زیر را بخوانید.

یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توان از روحیه نوجوانان آگاهی یافت، شناخت رفتار نوجوان و مقایسه آن با هم‌ سالان است. البته این به ‌آن معنا نیست که فرزندتان را همه جا تعقیب کنید اما باید هم بازی‌های او را بشناسید تا با اطلاع از رفتار و روحیه آنها بتوانید رفتار فرزند خود را در مقایسه با آنان ارزیابی کنید. با والدینی که نوجوانانی در خانواده خود دارند، مشورت کنید تا از رفتار دیگر نوجوانان آگاه شوید و بتوانید رفتار فرزند خود را با آنان مقایسه کنید.

پیش از این که درباره عادی بودن رفتار و باورهای فرزندتان تصمیم بگیرید، رفتار، طرز تلقی، شیوه لباس پوشیدن و معیارهای ارزشی نوجوانان هم‌سال او را مورد بررسی قرار دهید. البته برخی از نوجوانان مشکلاتی دارند، از این‌رو باید فرزندتان را با نوجوانانی که سالم هستند، مقایسه کنید.

معلمان، مربیان ورزشی و مشاوران تربیتی و افرادی که بیشتر با نوجوانان سروکار دارند، به طور معمول با رفتارهای طبیعی نوجوانان آشنایی دارند. این افراد به آسانی می‌توانند رفتارهای غیرعادی نوجوانان را تشخیص دهند، هر چند ممکن است قادر نباشند دلیلی برای آن ارایه کنند و روش تشخیص رفتار طبیعی از غیرطبیعی را آموزش دهند.

یک رفتار مشخص چقدر تکرار می‌شود؟

همه نوجوانان، گاهی بداخلاق می‌شوند، مشاجره می‌کنند و یا حالت گوشه‌گیری از خود نشان می‌دهند. این رفتارها در صورت تکرار شدن، نگران کننده هستند. نوجوانی که گاه یک باره از کوره به در می‌رود یا رفتاری گستاخانه و دور از ادب از خود نشان می‌دهد، به طور قطع در مقایسه با نوجوانی مودب و خوش‌اخلاق، غیرطبیعی نیست. هر چه میزان تکرار یک رفتار ناخوشایند بیشتر باشد، به همان میزان می‌توان درباره غیرطبیعی بودن آن رفتار نگران بود.

بی‌حوصلگی نوجوانان

همه ما گاهی دل گیر و بی‌حوصله می‌شویم ولی اگر این روحیه مانع از این شود که به محل کار خود برویم و یا ما را از انجام وظایف روزمره باز دارد، موجب نگرانی خواهد بود ولی اگر این حالت‌های روحی و روانی خللی بر فعالیت‌های روزانه ما وارد نیاورد، نباید درباره آن نگرانی چندانی داشت. بیشتر نوجوانان از انجام تکالیف درسی یا کار کردن در خانه بیزار هستند اما اگر این روحیات یا رفتارها سبب کاهش سطح تحصیلی آنها شود، نمی‌توان آن را طبیعی تلقی کرد. حال آنکه اگر لطمه‌ای به فعالیت‌های آنها وارد نسازد و از یک کودک متوسط عقب نمانند، نباید نگرانی زیادی به خود راه داد.

دعوا

بسیاری از نوجوانان با هم دعوا می‌کنند اما اگر این رفتار موجب ترس و بروز واکنش منفی در طرف مقابل شود، نمی‌توان آن را طبیعی تلقی کرد. نوجوانی که همیشه با نوجوانان دیگر دعوا می‌کند و در محیط خانه نیز وسایل را به هم می‌ریزد، در صورتی که رفتار او به دیگر اعضای خانواده و دوستان لطمه‌ای بزند، از حالت طبیعی خارج شده است.

تفاوت نوجوانان را فراموش نکنید

نوجوانان، دارای شخصیت‌های متفاوت هستند. یکی ممکن است زودرنج باشد و دیگری پرحرف یا خجالتی. از این‌رو، افزون بر مقایسه او با دیگر نوجوانان، به شخصیت خاص او هم توجه داشته باشید. به طور مثال نوجوانی که در دوران کودکی هیچ‌گاه پرحرف نبوده و احساسات خود را آشکار نکرده است، هنگامی که به سن بلوغ برسد، رفتارهای یاد شده را با شدت بیشتری نمایان می‌سازد. یک نوجوان سمج و کله‌شق، هنگامی که در مرحله بلوغ قرار گرفت، بسیار سرکش‌تر از نوجوانی خواهد بود که در دوران کودکی منفعل بوده و برای برطرف کردن مشکلاتش از دیگران استمداد جسته و از آنها دادخواهی می‌کرده است.

به طور کلی برای تشخیص رفتار طبیعی از رفتار غیرطبیعی، این پرسش‌ها را مطرح کنید: رفتار فرزند شما تا چه حد با رفتار دیگر نوجوانان تفاوت دارد؟ یک رفتار خاص چقدر تکرار می‌شود؟ آیا یک رفتار خاص لطمه‌ای به توانایی فرزندتان در روبه‌شدن با محیط اطراف مانند والدین، دانش‌آموزان، دوستان و همسایه‌ها وارد می‌کند؟

منبع: پایگاه سلامت

جوانان و هویت دینى و انسانى

در این نوشتار به دنبال بررسى (هویت انسانى و مذهبى جوانان) هستیم و بر این باوریم که هویت مذهبى، بخشى از هویت انسانى و شخصیت فردى جوانان مى باشد و کسى که در هویت شخصى و انسانى خود دچار تردید و ابهام باشد در هویت مذهبى نیز به سرانجام روشنى دست نمى یابد. لذا باید به زیر ساخت‌هاى شخصیت جوان و نیازهاى روحى و روانى او توجه نمود تا در پرتو آن بتوان فردى داراى تعادل روحى و بدنى داشت و او را بر اساس نیاز درونى و فطریش به سوى فضایل و کمال رهنمون نمود.

ایام جوانى و نوجوانى با دگرگونى هایى در جسم و روان آنها همراه است. نوجوان به سرعت رشد کرده و شاهد تکامل جسمانى و نیرومندى بدنى خویش است و همزمان عواطف و احساسات او نیز دچار تحول اساسى مى شود[۱] و افکار و آرزوها و نگرش او پیرامون افراد و محیط اطراف را تحت تأثیر قرار مى دهد.

در دوران گذر از نوجوانى، تمایلات و خواهش‌هاى متضادى در او خودنمایى مى کند، خودخواهى کودکانه با نوع پرستى خیرخواهانه را در مى آمیزد[۲] و او را در برزخى میان کودکى و بزرگسالى رها مى سازد و دچار نوعى بى ثباتى عاطفى و روانى و فکرى مى شود که از آن «بحران بلوغ» یاد مى کنند؛ این بحران، نوجوان را در یک وضعیت مبهم و پیچیده‌اى قرار مى دهد[۳] که نمى داند چه باید کرد، همین عدم اطمینان نسبت به نقش خود، موجب مشکلات زیادى براى نوجوان مى شود و او را زودرنج و دو دل و بى ثبات مى سازد. و به قول موریس دبس: «به سرعت جنبه انفعالى و عاطفى شخصیت او گسترش مى یابد و کل شخصیت او را فرا مى گیرد و افق فکرى از طریق علاقه و رغبت گسترش مى یابد»،[۴] او در پى کشف هویت گمشده خویش است و به دنبال بازشناسى شخصیت خود مى باشد، شخصیتى که شامل کل وجود اوست و وضع عمومى بدن، مهارتها، رغبت‌ها، امیدها، عادتها، خصوصیات اخلاقى و معتقدات و افکار او را در بر مى گیرد.[۵]

تحول بلوغ، تصویر ذهنى از بدن و هویت شخصى نوجوان را تهدید مى کند، نوجوان با در نظر گرفتن تجربیات گذشته و قبول تحولات بلوغ مى خواهد هویت خویش را از نو بازسازى کند، حتى مخالفت و ستیز با والدین و عصیان در برابر اندیشه و قدرت‌ها و دخالت هاى دیگران براى تثبیت «هویت» و جدانمودن خویش از سایرین است.[۶] دبس می‎گوید: «اثبات شخصیت در آنها یک امر طبیعى است، غالباً مخالفتى مابین خود و محیطى که در آن زندگى مى کند تولید مى نماید و این اثبات شخصیت اجتماعى جوانان در موارد متعددى بروز مى کند.[۷] به همراه این تحولات غریزه جنسى نیز در او بیدار شده و در کوتاه مدت به اوج احساسات و شیفتگى و شوق جنسى و جسمى مى رسد.[۸]

جوان، اگر دوره نوجوانى و «بحران بلوغ» را به خوبى پشت سرگذاشته باشد و از رشد شخصیت کافى و متعادل برخوردار شده باشد داراى ویژگى هایى از قبیل احساس اطمینان، احساس استقلال و قوه ابتکار، قدرت تعیین هویت خود، احساس صمیمیت، میل به بزرگ شدن و حس کمال مى باشد.[۹] او مسئولیت‎پذیر و به آینده امیدوار است و دوستدار خوبى ها و فضایل مى باشد.

ایجاد و رشد و تبلور ویژگى هاى فوق در جوانان درگرو داشتن نظام تربیتى کارا و جامع است. اگر در این نظام به نیازها و انتظارات جوان همانند ابراز محبت، ابراز خود، تعلق به گروه، هدفمندی[۱۰] و… پاسخ مناسب داده شود به این رشد و بالندگى مى رسد و در غیر این صورت دچار «بحران هویت»[۱۱] مى شود.

در بحران هویت، او شدیداً دچار اضطراب و ناراحتى ذهنى است به طورى که نمى تواند جنبه‌هاى مختلف شخصیت خویش را در یک خویشتن قابل قبول و هماهنگ سازمان دهد و در «خودپندارى» دچار مشکل مى شود.

بر اساس نظریه اریکسون، اگر هویت شخصى نوجوان در طى زمان و بر اساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح اجتماعى، به تدریج ایجاد ‌شود و او بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد، تعادل روانى وى تضمین مى شود، ولى اگر سرخوردگى و عدم اعتماد، جایگزین اعتماد گردد به جاى تماس با مردم، گوشه‌گیر و منزوى مى شود و به جاى تحرک، به رکود مى گراید و به جاى خودآگاهى و تشکیل هویت مثبت، دچار ابهام در نقش خود مى شود و هماهنگى و تعادل روانى وى به هم مى خورد و به بحران هویت دچار مى شود.[۱۲]

به هنگام این بحران او در چند مورد از موارد ذیل دچار تردید و شک مى شود:

۱- اهداف بلند مدت؛

۲- انتخاب شغل؛

۳- رفتار و تمایل جنسى؛

۴- الگوى رقابت؛

۵- تشخیص مذهبى؛

۶- نظام ارزشى اخلاقى؛

۷- تعهد گروهى.[۱۳]

در نتیجه از عوارض منفى بحران هویت، تردید و ابهام در تشخیص مذهبى و نظام ارزشى است، به ویژه آن که همزمان با این بحران قدرت تفکر انتزاعى در جوانان رشد نموده و به استقلال و استنتاج مسائل علاقه‎مند مى شوند، و به بررسى برهانى و منطقى دین در پاسخگویى به مسائل توجه مى نمایند و این خود مشکل را دو چندان کرده و جوانى را که در وضعیت بحرانى نقش و وظایفى را که به وسیله خانواده و اجتماع براى وى مناسب تشخیص داده مى شود با تمسخر و یا با پرخاشگرى رد مى کند، بیشتر به ورطه خطر و انحراف مى کشاند به ویژه که در این سن غرایز جنسى نیز بر این امر دامن مى زند، و «هویت مذهبى» او را تهدید مى کند و اگر هم به ظاهر هویت مذهبى را قبول کند این عدم تعادل شخصیتى و روانى در هویت مذهبى نیز تأثیر گذاشته و به صورت افراط و تفریط بروز مى کند و گاه او را در میان تضادى پیچیده اسیر مى کند، به ویژه آن که به اعتراف روان شناسان دوره جوانى و نوجوانى، دوره تحول ارزش ها و تردید در مفاهیم ارزشى است، و به نظر دبس نظام ارزش ها در مجاورت دنیاى علم و اطلاع در جوانان پایه‎گذارى مى شود و به تنظیم رفتار و مشخص نمودن عقاید آنان کمک مى کند.[۱۴] اشپرانگر معتقد است که در دوره تحول نوجوانى، ارزش‌هاى اساسى زندگى به ترتیب اهمیت به صورتى قطعى تر و پایدارتر شکل مى گیرد و ارزش هاى حاکم بر فرد تعیین کننده نوع شخصیت او به شمار مى رود.[۱۵]

روشن است که ارزش ها، مفاهیم نظرى هستند که انتخاب بر اساس آنها صورت مى گیرد و فرد را به عمل وامى دارد، لذا باید پیرامون این مفاهیم به باورى روشن و مستدل برسد و از صمیم جان پذیرا گردد.

امّا نوجوان تمام روابط و باورهایى را که در دوران کودکى بدون چون و چرا پذیرفته بود مورد پرسش و تردید قرار مى دهد، و سعى مى کند با توجه به شخصیت شکل‎پذیر و استقلال‎جوى خود نظامى از ارزش ها درباره زیبایى، حقیقت، قدرت و دین به دست آورد.[۱۶] لذا باید به کمک او شتافت و با روابط درست و باز و صمیمانه و با تکیه بر نقاط مثبت وى او را به تجربه ارزش‌هاى شخصى و مذهبى رهنمون شد، به ویژه آن که سن نوجوانى را سن گرایش به اعتقادات مذهبى نامیده‌اند،[۱۷] و به گفته موریس دبس در این ایام نوعى بیدارى مذهبى حتى نزد کسانى که سابقاً نسبت به مسائل مذهبى لاقید بوده‌اند دیده مى شود، این استحاله را مى توان بخشى از توسعه شخصیت جوان دانست.[۱۸]

لذا مى توان با تکیه بر این گرایش فطرى و روانى، به پایه ریزى «هویت مذهبى» جوان دست زد. امّا تحقیقات به عمل آمده توسط (کوهلن و آرنولد) و هم چنین در تحقیقات داخلى در تهران نشان مى دهد در ایام جوانى و حدود سن ۱۸ سالگى به بعد عقیده مذهبى سست‌تر مى شود،[۱۹] و این امر ریشه در عملکرد والدین و یا عدم اعتقاد آنها[۲۰] داشته و نوع رفتار مربیان دینى و پرورشى مؤثر است. لذا دلسوزان امر تربیت و پرورش باید توجه بیشترى به این امر نشان داده و با شک و تردیدها و پرسش هاى نوجوانان و جوانان به دیده مثبت نگاه کنند و به گفته شهید مطهرى: «غریزه پرسش یکى از غرایز اولیه بشرى است و نمونه رشد و اعتلاى دستگاه فکر و اندیشه است.»[۲۱] و «از شک و تردید آنها نباید ناراحت بود، شک مقدمه یقین و پرسش مقدمه وصول و اضطراب، مقدمه آرامش است، شک معبر خوب و لازمى است هر چند منزل و توقف گاه نامناسبى است».[۲۲]

لذا باید به این نیاز پرسش‌گرى او پیرامون فلسفه زندگى و مذهب پاسخ درست داد و «جوان» در جستجوى پاسخ قانع‌ کننده‌اى در موضوعات اساسى زندگى است تا به او نظامى فکرى و عقیدتى داده و راهگشاى او در تصمیم‎گیرى و ارزش‎گذارى هاى مهم زندگى باشد، تا بتواند متعهدانه از آن دفاع نماید، نظامى که به آنها هویت عقیدتى ببخشد. لذا باید با بحث و گفتگوى منطقى و معرفى کتب جامع و صحیح و با ارجاع آنها به افراد متخصص و دلسوز کمک نمود.

ویل دورانت با تأکید بر این نکته اذعان مى دارد: «اگر دین در سن جوانى به صورت عقاید جازم کلامى عرضه شود ممکن است شهوت جدال و بحث را دامن بزند و خود در این میان نابود شود، امّا اگر به شکل متابعت از خیر و فضیلت جلوه‌گرى کند، حس طلب کمال و تهذیب نفس را بر مى انگیزد و جزء‌ لاینفک شخصیت مى گردد».[۲۳]

اگر جوان به پاسخ‌هاى لازم برسد و معرفت و شناخت کافى را به دست آورد و بداند که در کدام جهان زندگى مى کند، براى خود تکیه گاه فکرى نیرومندى در مقابله با فراز و فرودها و تحلیل و تبیین مسائل در پرتو درک هدفمندى و قانون مدارى جهان به دست مى آورد و خود را در بیکران عالم هستى رها و معلق احساس نمى کند.

در نتیجه براى آن که شاهد روند رو به رشد فرهنگ مذهبى و استحکام زیر ساخت‌هاى «هویت دینى» جوانان باشیم باید به موارد ذیل توجه نمود:[۲۴]

۱-زمینه شناخت با اسلام ناب و فلسفه احکام و مباحث عقیدتى را فراهم آورد.

۲- مرز میان آموزه‌هاى دینى و خرافات و عقاید سنتى و بومى و ملى را معین نمود.

۳- باید به درستى تبیین گردد که میان دین و مظاهر توسعه و بهره‌ورى از محصولات فن آورى هیچ تضادى وجود ندارد و انسان مى تواند در عین دیندارى از تمدن جدید استفاده نموده و به همه خواسته‌هاى مشروع خود برسد، همان گونه که اسلام سبب رشد اعراب و شکوفایى تمدن و پیشرفت زندگى مادى و امکانات رفاهى در میان آنان شد.

۴- با نفوذ فرهنگ بیگانه و تبلیغات سوء دشمنان و رواج ولنگارى فکرى و اخلاقى، برخورد مناسب شود.

۵- در عملکردها و روش‌ها تجدید نظر نموده و رفورم و اصلاح عمیقى در این قسمت به عمل آورد باید با منطق روز و زبان روز و افکار آشنا شد[۲۵] و از همان راه به هدایت و حمایت نسل جوان پرداخت.

باید با هرج و مرجع تبلیغى و اظهار نظرهاى نامتخصص مبارزه نمود و مکتب الهى را به طور معقول و علمى و استدلالى عرضه داشت تا شاهد رشد دین باورى جوانان باشیم. انشاء الله

پى‌نوشت‌ها

[۱] . قائمى، على، شناخت، هدایت و تربیت نوجوانان و جوانان، چاپ پنجم انتشارات امیرى، تهران، ۱۳۶۳، ص ۴۲ و ۱۰۳

[۲] . احمدى، احمد، روان شناسى نوجوانان و جوانان، چ چهارم، انتشارات مشعل، اصفهان، ۱۳۷۲، ص ۱۷

[۳] . هریس کلمز و دیگران، روش‌هاى تقویت عزت نفس در نوجوانان، ترجمه پروین علیپور، چ سوم، انتشارات آستان قدس رضوى، ‌مشهد، ۱۳۸۰، ص ۲۱

[۴] . موریس دبس، مراحل تربیت، ص ۱۴۹؛ ر.ک: روان شناسى نوجوانان و جوانان، احمدى، همان، ص ۲۰

[۵] . شعارى نژاد، روان شناسى رشد، چ دهم، انتشارات اطلاعات، تهران، ۱۳۷۲، ص ۶۰۰

[۶] . روان شناسى نوجوانان و جوانان، همان، ص ۲۸

[۷] . موریس دبس، چه مى دانم بلوغ، ص ۸۲ و ۸۸،؛ ر.ک: گفتار فلسفى، محمد تقى فلسفى، جوان، ج ۱، چ ۱۵، نشر معارف تهران، ۱۳۴۴، ص ۴۰۲ و ۴۰۶

[۸] . ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب، چ سیزدهم، نشر دانشجویى، تهران، ۱۳۷۹، ص ۱۱۵ و ۱۲۵

[۹] . شریعتمدارى، على، روان شناسى تربیتى، چ هشتم، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۴، ص ۵۱۴ و ۵۱۵

[۱۰] . شریعتمدارى، على، جامعه و تعلیم و تربیت، چ هشتم، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۶۷، ص ۱۴۶ ـ ۱۵۵

[۱۱] . هریس کلمز و دیگران، روشهاى تقویت عزت نفس، همان، ص ۲۲؛ و دکتر احمدى، روان شناسى نوجوانان و…، ص ۲۵

[۱۲] . روان شناسى نوجوانان و جوانان، همان، ص ۲۸

[۱۳] . همان، ص ۲۹

[۱۴] . همان، ص ۵۱

[۱۵] . همان.

[۱۶] . موس، نظریه‌هاى بنیادى درباره نوجوانى، ص ۱۰۹؛ ر.ک: روان شناسى نوجوانان و…، ص ۵۲

[۱۷] . قائمى، على، شناخت، هدایت نوجوانان، همان، ص ۱۱۱ و ۲۲۳

[۱۸] . موریس دبس، چه مى دانم بلوغ، ص ۱۱۸ و ۱۲۰؛ ر.ک: روان شناسى نوجوانان و…، همان، ص ۶۰

[۱۹] . احمدى، احمد، روان شناسى نوجوانان و…، همان، ص ۵۹

[۲۰] . اسپاک، بنجامین، دنیاى بهتر براى کودکانمان، ترجمه منصوره حکمى، چ اول، نشر نى، تهران، ۱۳۷۵، ص ۸۵

[۲۱] . مطهرى، مرتضى، بیست گفتار، مقاله پرسش‌هاى دینى، چ ۶، صدرا، قم، ۱۳۶۹، ص ۲۶۹

[۲۲] . مطهرى، مرتضى، عدل الهى، چ چهاردهم، صدرا، قم، ۱۳۷۸، ص ۱۳

[۲۳] . لذات فلسفه، همان، ص ۱۲۴

[۲۴] . شناخت هدایت تربیت نوجوانان و جوانان، همان، ص ۲۲۴ و ۲۳۵؛ و روان شناسى نوجوانان و جوانان، همان، ص ۶۱ و ۶۲

[۲۵] . مطهرى، مرتضى، ده گفتار، چ ۱۴، صدرا قم، ۱۳۷۷، ص ۲۱۵

منبع: ابوالقاسم مقیمى حاجى؛ پایگاه اندیشه قم

آرام کردن نوجوانان

تصویری که امروز از نوجوانتان می بینید با این همه  پرخاشگری و گوشه گیری و رفتارهای نا متعادل، تصویری نیست که سال ها در ذهن خود از او می ساختید. سال‌ها منتظر بوده‌اید که کودکی فرزندتان تمام شود تا نوجوانی و جوانی‌اش را ببینید. اما حالا نه تنها با نوجوانی مواجه می‌شوید که هیچ شباهتی به آنچه در رویا داشتید، ندارد بلکه از برقراری یک ارتباط کلامی ساده هم با شما عاجز است.

کم‌کم کلافه می‌شوید و با کلافگی‌تان اوضاع از آن چه بود هم بدتر می‌شود تا جایی که به بن‌بست واقعی می‌رسید. موقعیت بد و ناامیدکننده‌ای است اما انگار کاری هم برایش نمی‌شود کرد. ما به شما می‌گوییم برای اینکه به آن بن‌بست معروف نرسید، بهتراست ازکدام مسیر بروید؟

والدین محترم، جهان یک کاسه شده است!

در عصر تکنولوژی که انواع متنوع و بی‌شماری از اخبار و اطلاعات با ماهواره و اینترنت درکسری از ثانیه در همه جای دنیا قابل دسترسی است، بچه‌ها هم از قافله عقب نمانده و خیلی وقت‌ها درآگاهی از آخرین اطلاعات از پدر و مادرشان هم جلوتر هستند! فرزند شما می‌داند در کانادا و بلغارستان چه خبراست. از آزادی‌های درست و نادرست موجود برای نوجوانان سرزمین‌های دیگر هم آگاه است و حتی ممکن است خواهان امکانات مدارس آنها باشد؛ بنابراین دائما در حال مقایسه و جست‌ و جو است.

آگاهی نسبی بچه‌ها و به خصوص نوجوانان ازوضعیت زندگی در نقاط دیگر جهان، خیلی وقت‌ها به اختلافات‌شان با پدر و مادرها دامن می‌زند و توقعات ویژه‌ای ایجاد می‌کند که به دلیل موانع اقتصادی، فرهنگی یا شرعی قابل دستیابی نیستند؛ بنابراین خوب است قبل از اینکه در ذهن کودکان و نوجوانان ابرهای زندگی خیالی با الگوی اینترنتی یا ماهواره‌ای واقعیت را به‌ طور کامل بپوشاند، در کنارشان باشید و با حرف زدن درباره واقعیات فرهنگی، شرایط اقتصادی و در کل مختصات زندگی در کشورخودشان، از شکل‌گیری یک شکاف بزرگ جلوگیری کنید.

این صحبت کردن باید عاری از هر نوع تحمیل عقیده و نصیحت بوده و تنها یک تعامل صمیمانه برای نمایش واقعیت برای فرزندان باشد. نکته مهم دیگر اینکه باید صحبت‌ها تداوم داشته باشد و توقع نداشته باشید با یک بار گفت‌ و گو نوجوان‌تان را برای همیشه متحول و سر به راه کنید.

از دنیای بچه‌های‌تان جا نمانید.

برای اینکه بتوانید به فرزندان‌تان نزدیک شوید، یک شرط لازم و مهم وجود دارد و آن هم آشنایی با دنیایی است که آنها در فضایش زندگی می‌کنند. دنیای بازی‌های پلی استیشن، اپلیکیشن‌ها، گروه‌های اجتماعی موبایلی و دنیایی که درآن اینترنت نقش مهمی را بازی می‌کند.

واقعیت این است که ما در شرایط گذار از دنیای سنتی به دنیای مدرن هستیم؛ پس لازم است پدر‌‌‌‌ و مادرها هم خودشان را دائم به‌روز‌رسانی کنند تا وقتی با فرزندان‌شان صحبت می‌کنند، از نظر آنها، بیسواد، سنتی و عقب‌مانده از دنیای جدید به نظر نرسند؛ بنابراین اگر می‌خواهید فرزندان‌تان شما و اظهارنظرهای‌تان را قبول داشته باشند، با عصرتکنولوژی جلو بیایید و حتی گاهی از خودشان برای این کار کمک بگیرید.

برای نمونه وقتی شما دنیای وسیع اپلیکیشن‌ها را بشناسید، دیگر ساعت‌ها مشغولیت نوجوان یا جوان‌تان با این ابزار باعث نمی‌شود فکر کنید که او علاف و بی‌فکر است بلکه احتمالات مثبت دیگری را هم درنظر می‌گیرید و کلا اظهار نظرهای‌تان درست‌تر و سنجیده ترخواهد بود.

تخته‌ای که معجزه می‌کند.

احتمالا برای اکثر شما پیش آمده که نتوانسته‌اید همه حرف‌های‌تان را به پدر، مادر، همسر و حتی فرزندان خود بیان کنید و چه بسیار مشاهده شده که نگفتن همین حرف‌ها و حل نشدن کدورت‌های به ظاهر کوچک، رفته رفته بزرگ و بزرگ‌تر شده تا اینکه به انبار دینامیتی در آستانه انفجار تبدیل می‌شود. حالا خبرخوب این است که تمرین تخته سفید در بهبود روابط خانوادگی و کمک به حل این مشکل به راحتی معجزه می‌کند.

دکتردهقان دراین باره می‌گوید: «در این تمرین هر نفر برای خودش یک تخته سفید دارد و یک تخته سفید نیز در محل اتاق نشیمن خانه گذاشته می‌شود. در طول هفته، هر کس حرف‌ها، درددل‌ها و نکاتی را که نمی‌تواند رو در رو بیان کند، داخل آن می‌نویسد و آنها را به صورت هفتگی در اختیارکسانی که مخاطبش هستند، قرار می‌دهد؛ مسائل مشترک خانوادگی هم در تخته سفید مشترک در اتاق نشیمن بیان می‌شود. این تمرین را از همین هفته در خانه اجرا کنید و از تاثیر فوق‌العاده آن لذت ببرید».

نکته طلایی اینکه به‌ طور کلی نوشتن می‌تواند راه‌حل مناسبی برای تبادل احساسات و حتی بیان اسرار باشد. شما می‌توانید با گذاشتن یادداشت‌های کوچکی برای فرزندان‌تان و جواب خواستن با همین سبک از آنها دریچه تازه‌ای برای ارتباط با آنها باز کنید که خیلی وقت‌ها بهتر از صحبت شفاهی جواب می‌دهد.

وقتی نوجوان «اینترنت باز» است. . .

این روزها گله و نگرانی عده زیادی از والدین، وقت‌گذرانی بیش از اندازه فرزندان‌شان با اینترنت است. به‌ طوری که گفته می‌شود دربعضی از خانواده‌ها زمان گفت‌ و گو بین پدر و مادر با فرزندان به سه دقیقه در روز کاهش پیدا کرده است. محیط جذاب و متنوع اینترنت به صورتی است که گاهی باعث اعتیاد نوجوانان به اینترنت می‌شود و ناگفته پیداست راه‌حل این مشکل هم غرزدن و گله کردن از این وضع نیست.

خوب است استفاده از اینترنت و ماهواره و حتی پلی‌استیشن درخانه «محدودیت زمانی» داشته باشد؛ یعنی قبل از اینکه فرزندتان به این ابزار وابسته شود، از اعتیادش جلوگیری کنید که البته این به تنهایی کافی نیست و برای ساعات فراغت ایجاد شده به دلیل جدایی از اینترنت یا موبایل، باید برنامه داشته باشید. کلاس ورزش، کلاس‌های هنری یا مهارتی که فرزندتان به آن علاقه دارد و حتی انجام فعالیتی مثل غذا و شیرینی پختن یا ساخت وسایل خلاقانه با استفاده از سایت‌های خلاقیت اینترنتی می‌تواند جایگزین خوبی برای اینترنت باشد.

و حالا مصائب شیرین. . .

در سنین نوجوانی امکان دارد فرزند شما به‌ طور طبیعی به جنس مخالف تمایل و علاقه نشان دهد یا حتی به‌ طور جدی و عمیقی خودش را دریک ماجرای عاطفی غرق کند. در چنین وضعیتی گفتن جملات بازدارنده هیچ کمکی نخواهد کرد و بهترین رویکرد این است که قبل از وقوع هرماجرای عاطفی جدی و مهمی به صورت نامحسوس پیام‌های‌تان را درباره عشق و احساساتی از این دست به او برسانید.

مهم‌ترین پیام هم این است که یک: به جنس مخالف احترام بگذار و دو: به او صدمه نزن. باید به نوجوانان آموخت که اگر دوست دارید عشق واقعی را تجربه کنید، ابتدا باید شناخت درستی از دنیای زنانه و مردانه و تفاوت عمیق آنها داشته باشید و خوب است به جای اینکه منتظر بمانید تا فرزندتان در مورد این مسائل، سوالی را مطرح کند، از بهانه‌های مختلف برای صحبت با او دراین موارد استفاده کرده و تفاوت درک و نیازهای دختران و پسران از عشق را برایش توضیح بدهید.

صحبت از اینکه عشق برای پسرها اغلب خالی از رویاپردازی برای ازدواج است اما دختران پسر مورد علاقه‌شان را مرد رویاها تصور کرده و به‌ طور جدی به زندگی با آنها فکر می‌کنند، می‌تواند نگاه واقع‌بینانه‌ای نسبت به رابطه با جنس مخالف را به فرزندان شما بدهد. علاوه بر همه اینها خوب است ارزش زندگی سالم و رعایت بعضی از چارچوب‌های اخلاقی را برای فرزندان‌تان جا انداخته و به خصوص به پسران این باور را بدهید که احترام گذاشتن به کسی که دوستش دارند، بدون اینکه به او نگاه «صرفا جنسی» داشته باشند، از ضعف یک مرد نیست بلکه نشانه درک درست او از یک رابطه انسانی و عاطفی سالم و قابل احترام است.

رفتار با نوجوانان

در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها به‌ طور جدی می‌خواهند نشان دهند که دیگر بزرگ شده‌اند. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات بین والدین و فرزندان درنوجوانی، پرخاشگری و خشم فرزندان است که شاید باورنکنید اما جلوگیری ازآن راه‌حل ساده‌ای دارد؛ راه‌حل این است که دستگاه «تولید خشم »را از برق بیرون بکشید! شاید بگویید این دیگرچه حرفی است. خب اجازه بدهید کمی توضیح بدهیم:

مقایسه مداوم فرزندان آن هم از کودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های مهد کودک‌شان باعث می‌شود که آنها در نوجوانی با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدر و مادر با آنها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند، احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد؛ احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است؛ بنابراین به جای مقایسه فرزندان‌تان با بقیه، به استعدادهای آنها و علایق‌شان توجه کرده و احترام بگذارید. با این کار اعتماد به نفس فرزندان‌تان رشد کرده و تقویت آنها در مسیری که دوست دارند، باعث شکوفایی‌شان می‌شود؛ در نتیجه با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌های‌شان، احساس برتری و سرآمد بودن کرده و در نوجوانی استرس کمتری را تجربه می‌کنند. همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.

استقلال کنترل شده، واقعیت یا فریب؟

دکتر دهقان درباره استقلال‌طلبی نوجوانان که یکی از پررنگ‌ترین نشانه‌های گذر آنها از دوران کودکی به نوجوانی است، می‌گوید: «در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها در خانواده‌ها به‌ طور جدی می‌خواهند به پدر و مادر نشان دهند که دیگر بزرگ شده‌اند و می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند و رفتار کنند اما در طرف مقابل پدر و مادر‌ها هستند که دوست دارند فکر کنند آنها هنوز کوچک هستند و باید به اصطلاح «استقلال کنترل شده»داشته باشند که اغلب مشاهده می‌شود که این«استقلال کنترل شده» هم در حد حرف باقی می‌ماند. در واقع منافع هر دو دسته در این است که این طور فکر کرده و رفتار کنند؛ بنابراین تضاد شدیدی ایجاد می‌شود که در پاره‌ای از موارد به دوری فرزندان از خانواده و انجام رفتارهای مخفیانه در آنها می‌انجامد.

حالا راه‌حل چیست؟

پیشنهاد می‌شود که خانواده‌ها با فرزندان‌شان به صورت دوستانه در خصوص «تمام مسائل» صحبت کنند و تا حدی صمیمی باشند که فرزندان پدر و مادر خود را به عنوان محرم‌ترین دوست و بزرگ‌ترین حامی قلمداد کنند. در واقع با این کار، فرزندان دغدغه‌های پدر و مادر را بهتر درک می‌کنند و در طرف دیگر، خانواده حس آزادی و استقلال فرزند خود را که یک حس ذاتی و طبیعی در اوست، بیشتر باور کرده و یک تعادل منطقی و عملی بین این دو حالت برقرار می‌شود».

با توجه به آنچه گفته شد، توصیه طلایی به والدین این است که اگر می‌خواهید فرزندتان در زندگی خود اشتباهات بزرگی نکند، آزادی منطقی را در تصمیم‌گیری و رفتار به او بدهید و همیشه از دور در نقش یک حامی مراقبش باشید؛ به بیان دیگر، در مسیر زندگی فرزندان‌تان، نقش گاردریل و محافظ را در جاده زندگی بازی کنید و نخواهید که یکسره فرمان زندگی‌شان را در دست داشته باشید.

منبع: مجله زندگی ایده آل/برترین ها؛ گفت و گو با دکتر نصیر دهقان، پزشک، نویسنده و مدرس مهارت‌های زندگی(با اندکی تغییر)

بهداشت روانى بلوغ در دختران

 نوجوان در دوران بلوغ، علاوه بر تغییرات جسمى، دستخوش یکسرى تغییرات و علائم روانى مى شود که شناخت این علائم به والدین و مربیان براى درک بهتر نوجوان، برخورد صحیح و منطقى با وى و رفتار مناسب با شرایط روانى و رفتارى آنان کمک زیادى مى کند.

بلوغ به چهار مرحله تقسیم مى شود:

مرحله قبل از بلوغ که بین ۱۲-۱۰ سالگى قرار دارد. ولى گاهى بلوغ جسمى نیز در این مرحله اتفاق مى افتد.

مرحله ۱۳ تا ۱۴ سالگى که معمولاً مرحله بلوغ جسمى است.

مرحله بعد از بلوغ یا مرحله اواسط نوجوانى که مرحله ۱۶-۱۵ سالگى است.

مرحله ۱۷ تا ۱۹ سالگى که اواخر بلوغ و مرحله تکامل رشد جسمى است.

ویژگی هاى روانى و رفتارى بلوغ در دختران ۱۴ – ۱۰ ساله

این ویژگی‌ها عبارتند از:

میل به گوشه گیرى، حساسیت بسیار نسبت به انتقاد دیگران، بى قرارى، بى ثباتى، تحریک پذیرى، نوسان در خلق و خو، مخالفت با خانواده و دوستان و به طور کلى جامعه، در رؤیا فرو رفتن، شرم و حیاى مربوط به تغییرات ناشى از بلوغ جنسى، تنبلى و سستى، نافرمانى از بزرگ ترها، خیره سرى و خودرأیى، نداشتن احساس امنیت و اعتماد به نفس، مقاومت در برابر پند و اندرز والدین، تمایل شدید به ارتباط نزدیک با دوستان و گفتگوهاى پنهانى و طولانى با آنها، حساسیت نسبت به آراستگى ظاهر خود و صرف وقت جلوى آینه. نوجوانان در این سنین، لباس پوشیدن به شیوه اى متفاوت با معیارهاى خانواده و همسان، ‌با گروه هم سن و سال خود را ترجیح مى دهند.

این علائم که حدود یک سال پیش از بلوغ آغاز مى شود، در مرحله جنسى رو به شدت مى گذارد و در مراحل پایانى بلوغ بتدریج کاهش مى یابد. باید به تفاوتهاى فردى بین نوجوانان توجه داشت، یعنى اینکه ممکن است این علائم به صورت یکسان در همه نوجوانان ظاهر نشود، ضمن آنکه اغلب نوجوانان احساسات و عواطف خود را در این مرحله از رشد بروز نمى دهند.

ویژگى هاى روانى و رفتارى بلوغ در دختران ۱۹-۱۵ ساله

بیشتر دختران در سنین ۱۹-۱۵ بالغ شده اند. دختران حدود ۲ سال زودتر از پسران بالغ مى شوند.

تعدادى از دختران، رشد جنسى را که مهمترین تغییر در این دوره است، خوشایند و برخى آن را موجب ناراحتى و دستپاچگى خود مى دانند.

منبع: روزنامه هگمتانه

بلوغ دختران

ماندانا سلحشور

دوره بلوغ براى دخترها، دوره بسیار مهم و حساسى در زندگى شان به شمار مى رود. آنان با ورود به سن بلوغ، شاهد تغییرات زیادى در وضعیت ظاهرى، روانى و رفتارهاى اجتماعى خود مى باشند. این دوره، با پیدایش صفات ثانویه جنسى شروع مى شود و تا تکمیل بلوغ جسمانى ادامه مى یابد. در این دوره، تغییرات فیزیکى مهمى در بدن دخترها رخ مى دهد که منجر به ایجاد تغییرات بافت چربى در بدن،  رشد سریع استخوان ها، بلند شدن قد و بروز تغییرات جنسى – جسمى خواهد شد.

• تغییرات جسمانى ناشى از بلوغ

بلوغ شامل یکسرى تغییرات متوالى است که در فاصله زمانى ۱۶ _ ۹ سالگى رخ مى دهند. چنانچه این تغییرات قبل از ۹ سالگى آغاز شوند،  تحت عنوان «بلوغ زودرس» و اگر بعد از ۱۶ سالگى شروع شوند، «بلوغ دیررس» نامیده مى شوند.

اولین نشانه بلوغ در یک دختر، رشد جوانه سینه اى است که بین سنین ۱۳ _ ۹ سالگى (به طور متوسط ۱۱ سالگى) شروع مى شود و تقریباً به طور همزمان با رشد موهاى زیر بغل و ناحیه شرمگاهى ظاهر مى شود.

 برخى از دخترها شروع به عرق کردن مى کنند و هرچه بزرگ تر مى شوند ، بوى عرق آنها نیز فرق مى کند. معمولاً آخرین تغییرى که در سیر تکاملى بلوغ رخ مى دهد، «قاعدگى» یا «عادت ماهیانه»(menstruation) است که نشان مى دهد دختر به حداکثر رشد نوجوانى و بلوغ خود رسیده است.

مجموعه این تغییرات ناشى از ترشح هورمون استروژن تخمدان ها است که منجر به تخمک گذارى و خونریزى هاى ماهیانه مى شود.

تخمک گذارى معمولاً ۲ _ ۱ سال بعد از شروع قاعدگى ایجاد مى شود و دختر را براى ازدواج و حاملگى آماده مى کند. دستگاه تولیدمثل در دخترها شامل، رحم (محلى که جنین در آن رشد مى کند)، مهبل (مجرایى که از رحم به خارج کشیده مى شود)، دهانه رحم (مجراى اتصالى از رحم به مهبل)، تخمدان ها ( اندام هایى که همه تخمک ها در آن نگهدارى مى شوند) و لوله فالوپ که از تخمدان ها تا رحم امتداد یافته اند،  است.

در هریک از تخمدان هاى بدن دختر تقریباً ۴۰۰۰۰۰ تخمک وجود دارد که از هنگام تولد دختر در تخمدان هاى کوچک او وجود دارند. هر تخمک به اندازه سر سوزن است و در زمان معینى از تخمدان و لوله هاى تخمدانى (فالوپ) حرکت مى کند و خود را به رحم مى رساند. با نزدیک شدن بلوغ، تخمدان ها با تاثیر گرفتن از هورمون هاى ترشح شده از مغز، شروع به فعالیت مى کنند.

 نخستین نشانه فعالیت تخمدان ها این است که تقریباً هر ماه یکى از تخمک ها شروع به رشد،  بلوغ و حرکت به سوى رحم مى کند و پریودهاى ماهیانه آغاز مى شود. هم زمان با حرکت تخمک از تخمدان، رحم شروع به ساختن آسترى از بافت خونى تازه مى کند تا فضاى رحم را براى بارورى تخمک آماده سازد.

چنانچه عمل بارورى در این هنگام رخ ندهد، تخمک در رحم نمى ماند و به همراه آستر رحم (بافت خونى) از طریق دهانه رحم وارد مهبل مى شود و از بدن خارج مى گردد. حدود دو هفته بعد تخمک دیگرى به همین ترتیب از تخمدان دیگر آزاد مى شود و پس از طى همین سیکل،  مجدداً دفع مى شود. ریزش خون درون رحم حدود ۸ _ ۲ روز طول مى کشد که در خانم ها و دخترها متفاوت است.

 مقدار آن به طور متوسط ۳۰ میلى متر (۶ _ ۴ قاشق غذاخورى) است. طول مدت پریود در دخترها (و البته در خانم ها) متغیر است و از ۲۲ روز تا ۳۵ روز طبیعى تلقى مى شود، ولى به طور متوسط این فاصله ۲۸ روز است.

• نخستین پریودهاى ماهانه

سن شروع پریودهاى ماهیانه به طور دقیق قابل پیش بینى نیست،  اما در اغلب موارد تابع الگوى خانوادگى است، یعنى اگر پریود مادر زود شروع شده باشد، این احتمال وجود دارد که فرزند دختر هم زود پریود شود. در صد سال گذشته، سن شروع پریود در دخترها کم شده است. ممکن است این امر به دلیل تغذیه بهتر و سلامت جسمانى دخترها باشد. امروزه سن میانگین شروع پریودهاى ماهیانه حدود ۱۲ _ ۱۱ سالگى است. هنگامى که اولین پریودها آغاز مى شوند،  ترشحات آن رنگ قرمز و روشن نیست، بلکه متمایل به قهوه اى و به مقدار کم است و غالباً منظم هم نیست. براى بیشتر دخترها یک سال و یا حتى ۱۸ ماه طول مى کشد تا خون ریزى ماهیانه آنها مرتب شود. بیشتر دخترها در حین روزهاى پریودشان دچار دردهاى جسمانى مثل دل درد، سرگیجه، سردرد، کمر درد و… مى شوند. بیمارى هاى عمده این دوره عبارتند از : قاعدگى دردناک (دیس منوره)، سندرم پیش از قاعدگى (پى.ام.اس) و عدم قاعدگى (آمنوره).

• قاعدگى دردناک

برخى از دخترها در طول روزهاى پریود خود دچار انقباض هاى دردناک عضلانى مى شوند که از حالات بسیار ضعیف تا شدیدترین حالت را دربر مى گیرد. علت این امر ترشح بیش از اندازه هورمون پروستاگلاندین است. این هورمون با ایجاد انقباض هاى منظم و قوى در رحم موجب بیرون راندن جنین از رحم، هنگام زایمان مى شود. براى تسکین این گونه دردها مى توان با تجویز پزشک قرص هاى مسکن (مثل ایبوبروفن و یا مفنامیک اسید) استفاده نمود.

• سندرم پیش از قاعدگى

برخى از دخترها در روزهاى پریود خود کج خلق،  افسرده، بى حال، عصبانى و بسیار حساس مى شوند. علت این امر بسیار پیچیده است؛ زیرا در روزهاى پریود چندین عضو بدن و هورمون هاى مختلف آن دچار تغییرات گوناگونى مى شوند. تقریباً نیمى از دخترهایى که احساس افسردگى مى کنند، دچار کمبود نسبى ویتامین B6 مى شوند که مى توان با مراجعه به پزشک علت دقیق و درمان آن را جویا شد.

• تاخیر در قاعدگى

عدم وقوع قاعدگى اگر به دلیل حاملگى نباشد، معمولاً ناشى از بیمارى هاى دستگاه سوخت و ساز بدن، ناهنجارى هاى کروموزومى، کم اشتهایى و یا بى اشتهایى مرضى است. پریود نشدن تا ۱۴ سالگى (و حتى تا ۱۷ سالگى) طبیعى است، اما در غیر این صورت باید به پزشک متخصص مراجعه نمود.

• راهنمایى هاى والدین

والدین و به ویژه مادران مى توانند با رفتارها و عکس العمل هاى معقول و درستى که در زمینه بلوغ دختران شان از خود نشان مى دهند، شروع پریودهاى ماهیانه را براى آنان یک فرآیند طبیعى و ارزشمند تلقى کنند و آن را نشانه سلامت جسمانى آنان بدانند. دادن آگاهى هاى لازم درباره تحولات دوران بلوغ به دخترها موجب آرامش و امنیت خاطر آنان مى شود. بدیهى است شروع عادت ماهیانه براى هر دخترى تجربه اى منحصر به فرد است، ولى داشتن اطلاعات و پیش زمینه هاى ذهنى مى تواند از اضطرار، تشویش و نگرانى آنان بکاهد. آغاز پریود هاى ماهیانه نشانه بالغ شدن دخترها است،  یعنى آنان به لحاظ جسمانى توانایى بارورى و صاحب فرزندشدن را پیدا مى کنند. پس باید شاد باشند و این رویداد را با ارزش بدانند.

تردیدى نیست که پریودهاى ماهیانه بخشى منظم از زندگى دخترها (و البته خانم ها) است و باید براى آن اهمیت قائل شد؛  زیرا که نشانه کارکرد صحیح اندام هاى درونى بدن است. این موضوع که برخى دخترها برداشت هاى متناقض و گاه منفى درباره پریودهاى ماهیانه خود دارند،  ناشى از باورها و تفکرات قدیمى است؛  زیرا در گذشته زمانى که خانمى پریود مى شد، یک هفته او را از جمع خانواده و دوستان کنار مى گذاشتند. براى دخترهاى نوبالغ صحبت کردن با مادر،  خواهر و یا دوستى که چند سال بزرگ تر باشد، مى تواند مفید و با ارزش باشد؛ زیرا احساس خواهد کرد که در جهان فردى متمایز از دیگران نیست. آنها هرچه بیشتر با اینگونه تجربه ها آشنا شوند، بهتر مى فهمند که احساسات،  افکار و عواطف آنها مى تواند تا چه حد شبیه به یکدیگر باشد.

در زیر چند توصیه براى کاهش مشکلات روزهاى پریود ماهیانه دخترها آورده شده است:

– یک کیسه آب گرم و یا پارچه اى پشمى و گرم مى تواند از دردهاى روزهاى پریود بکاهد.

– نوشیدن یک فنجان چاى و یا شکلات گرم ممکن است احساس بهترى در دخترها ایجاد کند.

– انجام یک پیاده روى آهسته مى تواند از انقباض هاى ماهیچه هاى شکم کم کند.

– خوردن غذا هاى سبک قبل از پریودهاى ماهیانه مى تواند از شدت دردهاى شکمى بکاهد.

– مثبت بیندیشید،  هدیه اى کوچک براى خود تدارک ببینید و از این که مثل تمامى دخترهاى دنیا هستید، شاد باشید.

منبع: پایگاه پزشکى سلامت

خودباورى و بلوغ

 رضا مهکام

هویت در یک نگاه

هویت چیست؟ و چگونه باید آن را به دست آورد؟ به طور خلاصه و اجمالى، معناى هویت را مى توان در چند جمله خلاصه نمود: اگر آدمى براى پرسشهاى زیر پاسخ مطمئن و متقاعد کننده اى بیابد، در حقیقت، هویت خویش را بازیافته است:

ـ بداند جایگاه، منزلت و مرتبت او دقیقاً چیست؟ و چه تعریفى دارد؟

ـ آگاه باشد که چه پیوندها، رشته ها و ارتباطهایى او را به خود و جهان خارج از خود متعلق مى سازد؟

ـ درک کند که چه نقشها، وظایف و مسئولیتهایى در قبال خود و دیگران بر عهده دارد؟

ـ شناخت واقع بینانه اى از توقعاتش نسبت به خود و دیگران به دست آورد.

ـ و در نهایت، نسبت خود را با گذشته، حال و آینده به درستى بداند.(۱)

نشانه هاى فقدان هویت

بعد از روشن شدن معنا و مفهوم هویت، به چند نشانه از نشانگان فقدان هویت اشاره مى کنیم:

الف) مشغولیت بى هدف: فردى که خودى خود را گم کرده و نقشى مؤثر براى خویشتن نمى یابد و به همین جهت نیز احساس درون تهى بودن مى کند، غالباً خود را به هر موضوعى که در دسترس باشد و نسبتاً علاقه ى او را برانگیزد، مشغول مى کند و بخش عظیمى از فرصتها و انرژیهایش را در آن زمینه صرف مى کند.

ب) شخصیت منفعل: افرادى که داراى شخصیت منفعل هستند، ویژگی‌هاى زیر معمولاً در آنها مشاهده مى شود:

ـ دیگران براى آنها الگوى رفتارى انتخاب مى کنند؛

ـ از حیث ظواهر، به ویژه لباس، آرایش موى سر و نظایر آن، چشم انتظار اقدام دیگران هستند؛

ـ سر مشق زندگى و خط مشى اصلى تداوم حیات را دیگران به آنها عرضه مى کنند؛

ـ ارزشها و ضد ارزشها را آن گونه که دیگران به آنها تفهیم مى کنند، مى پذیرند.(۲)

ملاحظه مى کنید که دختر خانم مورد بحث، همه ى نشانه هاى یاد شده را آن هم در حد شدید، داراست. اما مسئله ى اصلى این است که اختلال در هویت، از کجا و چگونه به وجود آمده است؟ و منشأ این فقدان با اختلال در کجاست؟

منشا فقدان هویت

نتیجه ى تحقیقات زیادى که در طى چند دهه انجام شده است، نشان مى دهد که افراد فاقد هویت، معمولاً در گذار از دوره ى کودکى به بزرگسالى یعنى دقیقاً در دوران بلوغ، دچار سرگشتگى و سرگردانى شده اند و این دوره را به سلامت به پایان نرسانیده اند و به عبارت دیگر، درآزمایش بحران هویت، پیروز نشده اند. از آنجا که دوران بلوغ و نوجوانى، دوران شکل گیرى هویت و شخصیت فرد است، اگر نوجوان از این مرحله به سلامت عبور کند و خللى در هویت وى ایجاد نشود، در بزرگسالى داراى شخصت و هویتى ثابت و مستحکم خواهد بود؛ اما اگر این مرحله با نارسایى و عدم ثبات طى شود، فرد، دچار آشفتگى شخصیت و اختلال در هویت خواهد شد.

بنابراین، تأثیر دوران بلوغ و نوجوانى در هویت فرد، امرى غیرقابل انکار است. براى روشن تر شدن موضوع، ابتدا به تحولاتى که در دوران بلوغ روى مى دهد، اشاره اى مى کنیم:

تحولات دوران بلوغ

بیشتر محققان، سن بلوغ را در دختران، بین نه تا شانزده سالگى و در پسران، بین ده تا هفده سالگى مى دانند و باید این نکته را متذکر شویم که دختران، زودتر از پسران وارد مرحله ى بلوغ شده، زودتر نیز از این مرحله گذر مى کنند.

الف. تحولات جسمى

شروع مرحله ى بلوغ در پسر و دختر، با یک مجموعه تغییرات بیولوژیک(زیستى) همراه است. در این مرحله، طرح عمومى بدن در پسران و دختران، دستخوش تحول ناگهانى مى شود.

در پسرها، شانه ها پهن تر مى گردد، چربى اضافه دستها و پاها از بین رفته، بر حجم ماهیچه ها افزوده مى شود و نیروى آنها نیز افزایش مى یابد، رشد مو در پشت لبها شروع شده، به تدریج، چانه و گونه را نیز در بر مى گیرد. در عین حال، رویش مو در سینه و دیگر اندامها نیز آغاز مى شود و صداى پسران، بم و به اصطلاح، مردانه مى شود.

در دخترها، بزرگ شدن باسن و سینه ها و سپس رویش مو در اعضاى مختلف، آغاز مى شود. به طور کلى فعالیت بیش از پیش غدد داخلى، باعث ایجاد تحولات ناگهانى در اندام نوجوان مى شود و این فعالیت در غدد جنسى، بارزتر است، به طورى که در این هنگام، ظهور نخستین علائم عادت ماهانه در دخترها و اولین احتلام شبانه در پسرها، مشاهده مى شود.(۳)

ب. تحولات روانى و عاطفى

۱ ـ زودرنجى و احساساتى بودن: در این دوران، کوچکترین انگیزه اى نوجوان را به جنب و جوش درمى آورد و باعث عکس العملهایى مثل: بى نظمى، قهر، پرخاشگرى، یا بر عکس: دلباختگى و عاشق پیشگى مى شود که معمولاً غیرمعقول و اغراق آمیز است.

۲ ـ کمرویى، گوشه گیرى و درونگرایى: بعضى از نوجوانان به علت ظهور علائم بلوغ، خود را دور از اجتماع نگه داشته، درگوشه نشینى به سر مى برند و گاهى دچار ضعف حافظه و یادگیرى شده،افت تحصیلى پیدا مى کنند.

۳ ـ دوگانگى روانى: حالتى است که نوجوان به دو عاطفه ى متضاد، دچار مى شود؛ عنى از یک طرف، موضوعى را تصدیق مى کند و در همان حال از طرف دیگر، آن موضوع را تکذیب مى کند. به عبارتى نوجوان با موضوعاتى رو به رو مى شود که داراى دو جنبه هستند. یک جنبه ى آنها در نوجوان، ایجاد علاقه مى کند و جنبه ى دیگر، عدم رغبت و میل را در او به وجود مى آورد. این تعارض در نوجوان، ایجاد اضطراب و ناراحتى خواهد نمود؛ زیرا نمى داند کدام یک را باید انتخاب نماید.

مثلاً نوجوان فکر مى کند موقع آن رسیده است که مسئولیتهاى اجتماعى را قبول کند؛ ولى از سوى دیگر مى ترسد که قادر به انجام دادن آنها نباشد.

۴ ـ برترى جویى و جلب توجه دیگران: تقلید، رقابت، انتقام جویى، بحث و استدلال، خودرأیى، خودنمایى و امثال اینها که در اکثر نوجوانان ظاهر مى گردد، بیشتر به منظور اثبات شخصیت برتر خود نسبت به دیگران است. این حالت، ناشى از آن است که نوجوان مى خواهد براى خود، استقلال و شخصیت مستقلى کسب کند.

۵ ـ تصورات و تخیلات: تصور و تخیل در نوجوان، تقرباً غیرقابل اجتناب است. علت این که نوجوان بیشتر غمگین به نظر مى رسد، عملى نشدن غالب تصورات و تخیلات وى است. او دائما در زمینه ى زندگى فعلى و آینده اش نقشه هایى را براى خود طرح مى کند که اکثراً به حقیقت نمى پیوندند. به همین علت بر فشارهاى درونى او اضافه مى شود. اگر خیالات نوجوان بر حسب اتفاق، صورت حقیقت به خود بگیرد، آشکار مى شود. در غیر این صورت، در وجود او مدفون گشته، به غصه و اندوه یا حتى گاه به ترس، تبدیل مى شود.

۶ ـ اعمال منفى و مخالفت جویى: اکثر نوجوانان یا به علت تغییرات فیزیولوژیکى یا بر اثر برآورده نشدن آمال و هدفهاى خود، گاهى براى اثبات شخصیت و برترى خود، دست به لجاجت، نافرانى و خصومت با اجتماع مى زنند و هر چیزى را با عینک بدبینى نگریسته، حالت منفى و مخالف به خود مى گیرند. به طورى که بعضى از دانشمندان اصولاً دوران بلوغ را دوره ى «زندگى منفى» نامیده اند.(۴)

بلوغ و هویت یابى

اکنون با توجه به مطالبى که ذکر شد و ویژگیهایى که از دوره نوجوانى بیان گردید، به تبیین رابطه بین هویت یابى و شخصیت یابى با دوران بلوغ و نوجوانى مى پردازیم:

الف) نوجوانى ک دوره ى انتقال است. در طى هر محله ى انتقالى، وضع و جایگاه فرد، مبهم است و نوعى سرگردانى درباره ى نقشهایى که فرد انتظار دارد آنها را ایفا نماید، وجود دارد.

ب) نوجوانى دوره ى تحول همزمان و ناگهانى فیزیکى(جسمى) و روانى است. توام بودن این تحولات ناگهان باعث مى شود که هماهنگى بین جسم و روان نوجوان از بین رفته، او را در معرض یک انقلاب فکرى و روانى قرار دهد.

ج) نوجوانى، مسئله آفرین است. در این دوره غالب نوجوانان به سختى از عهده ى حل مسائل خویش برمى آیند. این امر به دو دلیل است:

اول این که در تمام دوارن کودکى مسائل آنها به وسیله ى والدین، حل شده است در حالى که در دوره ى نوجوانى بیشتر مسائلشان به خودشان واگذار مى شود، با این که تجربه ى لازم را در این مورد کسب نکرده اند.

دوم این که نوجوانان دوست دارند مستقل باشند. بنابراین با عقاید والدین، مخالفت مى کنند. لذا این دوره، دوره ى پر حادثه اى براى آنها محسوب مى شود.

د) نوجوانى دوره ى دورى از واقعیت است. نوجوان به علت خیالبافى و تصورات بیش از حد، و همچنین توجه به گذشته ى خود و آینده ى ظاهراً مبهم و ترسناک خویش، کمتر به زمان حال توجه دارد و همین مسئله، او را از واقع بینى دور مى کند.

در نهایت، دوره ى نوجوانى و بلوغ، دوره ى سردرگمى و گمگشتگى است. دوره اى که نوجوان در هر لحظه به سویى کشیده مى شود و قوه ى تشخیص و تصمیم محکمى ندارد و تا حد زیادى رابطه اش با واقعیت، قطع مى شود. لذا این دوره را «دوره ى بحران هویت» نامیده اند.

اگر نوجوان با راهنمایى والدین و مربیان بتواند بر مشکلات دوران بلوغ فائق آید، آهسته آهسته خواهد توانست از این بحران خارج شود و خود را به ثبات شخصیت و هویت برساند. در غیر این صورت، خود را در گرداب بزرگ گرفتار مى بیند که یاراى نجات از آن را ندارد و این حالت تا بزرگسالى او ادامه مى یابد و در نتیجه، وى فردى خواهد شد که دچار اختلال هویت و شخصیت است.

بنابراین، دستیابى به هویت پایدار و شخصیت سالم، نتیجه ى گذراندن سالم دوارن بلوغ و نوجوانى است.

پى‌نوشت‌ها

۱ ـ جوان و بحران هویت، ص ۹٫
۲ ـ همانجا.
۳ ـ روانشناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى، ج ۱٫
۴ ـ ر. ک: بلوغ و دگرگونی‌هاى آن.
منابع
۱ ـ بلوغ… تولدى دیگر، محمود محمدیان، تهران: انجمن اولیا و مربیان، ۱۳۷۹٫
۲ ـ بلوغ و دگرگونیهاى آن؛ فرزانه صمدى، تهران؛ ایران نگین، ۱۳۷۸٫
۳ ـ جوان و بحران هویت؛ محمدرضا شرفى، تهران: سروش، ۱۳۸۰٫
۴ ـ روانشناسى رشد با نگرش به منابع اسلامى؛ محققان دفتر همکارى حوزه و دانشگاه تهران: سمت، ۱۳۷۴٫
منبع: مجله ى حدیث زندگى

بلوغ

در دوران زندگى انسان، نوجوانى از اهمیت خاصى برخوردار است و شاید مهم ترین دلیل آن پیدایش «بلوغ» در این مرحله باشد. در این دوره از زندگى، استعدادهاى مهمى که در سرشت انسان به ودیعه نهاده شده شکفته مى شود و تحولات بسیارى در جسم و روان و افکار و اندیشه فرد ایجاد شده و زمینه کمالات و انجام مسئولیت هاى فردى و اجتماعى فراهم مى گردد. نوجوانى برزخى میان کودکى و بزرگسالى است. آغاز دوران نوجوانى و بخصوص بلوغ براى فرد غرورآفرین و در عین حال دلهره آور است. «بلوغ» کمال طبیعى انسان و دوره شور و شوق و تجدد و تشخص است و در یک جامعه مى توان گفت: بلوغ تولدى دیگر است.

این مرحله از یک سو، به علت شرایط خاص فیزیولوژى و زیستى که تحول عظیمى را در جسم و روح و روان فرد ایجاد مى کند، حایز اهمیت است. و از سوى دیگر به علت این که، وظایف و تکالیفى از طرف شرع و اجتماع بر عهده او گذاشته مى شود، اهمیت آن دو چندان مى کند.

در این عرصه چون نوجوان و جوان هنوز بى تجربه است و آگاهى لازم از شرایط و ویژگى هاى این دوران ندارد. موجب مى شود که آن ها دچار مشکلات و لغزش هایى بشوند؛ که جبران کردن آن ها خیلى مشکل است.

از این رو آن ها باید در گام اول آگاهى هاى خود را در این زمینه بالا ببرند و در گام بعدى به شکوفایى استعدادهاى خود پرداخته و از بروز مشکلات پیشگیرى و مقابله کنند.

تعریف بلوغ

بلوغ، مرحله اى از رشد انسان است که در اثر بیدارى غدد غریزى و فعال شدن آن دگرگونى هاى ویژه اى در شخص پدید مى آید که با یک سرى علائم و تظاهرات جسمانى و روانى توأم است.[۱]

انواع بلوغ

ـ بلوغ بدنى: شامل نهایت رشد بدنى مى باشد، که اوج کمال رشد اندام حدود (۲۵ـ ۲۳) سالگى است.

ـ بلوغ جنسى: رسیدن فرد به مرحله اى که قادر به ایفاى نقش جنسى شده و قادر به تولید مثل نیز باشد. این بلوغ در دختران با بروز اولین عادت ماهیانه (حدود ۱۶ـ ۱۰سالگى) و در پسران با احتلام (حدود ۱۸ ـ ۱۱ سالگى).

ـ بلوغ اجتماعى: مرحله اى که شخص قدرت تدبیر امور خانواده را پیدا کرده و در برابر قانون پاسخگو است. همچنین بلوغى که در مورد نظام وظیفه، واحد گواهینامه و … در جامعه مطرح است.

ـ بلوغ اقتصادى: شخص قدرت برنامه ریزى تدبیر امور اقتصادى و کسب در آمد پیدا میکند و مى تواند در اموال خود تصرف کند و خرج خانواده اش را بپردازد.

ـ بلوغ عاطفى: خروج کودک از انگیزه هاى کودکانه و نشان دادن عواطف خود به شکل بزرگترها، مخصوصاً محبت و دوستى با دیگران را.

ـ بلوغ سیاسى: شخص قدرت کافى براى بررسى مسایل سیاسى و حکومتى را پیدا مى کند. حق رأى دادن پیدا مى کند.

ـ بلوغ روانى: پخته شدن از نظر روانى ـ روحى که انسان قدرت تشخیص مسایل و تمیز مصلحت زندگى پیدا مى کند و قادر به قبول مسئولیت هاى اجتماعى شده و قدرت رویارویى با مشکلات پیچیده زندگى را بدست مى آورد.

ـ بلوغ ذهنى و فکرى: رسیدن به کمال در هوش، عقل، حافظه، تصور و تخیل و توان برهان پذیرى و برهان آورى.

ـ بلوغ شرعى: مرحله اى از رشد که شخص بالغ و مکلّف مى شود، و انجام واجبات مثل نماز و روزه و رعایت تکالیف دینى بر او واجب مى شود. خداوند متعال با او به عنوان یک زن و مرد کامل معامله مى کند و اعمال خوب و بد او ثبت و ضبط مى شود. و تقلید از یک مجتهد اعلم و جامع الشرایط براى انجام صحیح احکام و قبولى اعمالش واجب است.

نشانه هاى بلوغ شرعى

بلوغ شرعى با نشانه هایى دانسته مى شود که بعضى از آن ها طبیعى و ذاتى هستند و برخى قراردادى و شرعى و وجود یکى از این علایم کافى است:

الف ـ نشانه هاى طبیعى و ذاتى: (قول مشهور فقهاء)

۱ـ بروز حالت احتلام و بیرون آمدن منى (انزال)؛

۲ـ روئیدن موى درشت و زبر در زهار (زیر شکم، بالاى عورت)؛

ب ـ نشانه قراردادى و شرعى

اتمام ۱۵ سال قمرى در پسران و نه سال قمرى در دختران

مساله ۲۲۵۳ـ روییدن موى درشت در صورت و پشت لب و در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند این ها نشانه بالغ شدن نیست*، مگر انسان به واسطه این ها به بالغ شدن یقین کند.

* آیت الله بهجت: بعید نیست که نشانه بلوغ باشد. [۲]

* آیت الله سیستانى: بعید نیست که روییدن موى درشت در صورت و پشت لب، علامت بلوغ باشد، ولى روییدن مو در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند این ها نشانه بالغ شدن نیست.

نشانه ها و تحولات دوره بلوغ جنسى

۱- بروز احتلام (جنابت در خواب) و انزال در پسران؛

۲- شروع قاعدگى در دختران

۳- تغییر محسوس در صدا؛ (به علت ضخیم شدن و طولانى شدن تارهاى صوتى که به بم شدن صدا مى انجامد).

۴- رویش مو در قسمت زهار و زیر بغل: و در پسران علاوه بر آن ها رویش موهاى نرم در پشت لب و دو طرف صورت جلوى گوش ها؛

۵- رشد سریع بیضه و آلت تناسلى و نعوظ آن در برابر محرک ها در پسران؛

۶- رشد سینه و برآمدگى آن ها در دختران؛

۷- تغییرات پوستى و زبر شدن پوست و فعالیت غدد چربى؛

۸- بالا رفتن فشار خون، ضربان قلب، ازدیاد چربى و پیدایش جوش صورت؛

۹- ناموزون شدن بعضى از اعضاء بدن بخصوص بینى؛

۱۰- افزایش ناگهانى قد و وزن.

عوامل مؤثر در زودرسى بلوغ

۱ـ عوامل وراثتى و نژادى: تحقیقات حکایت از آن دارد که جنبه هاى ارثى و ژنتیک و نژادى، نقش اساسى دارند. به عنوان مثال، سیاه پوستان و افراد کوتاه قد در بلوغ پیشرسترند.

۲ـ عوامل جغرافیایى: آب و هوا در بلوغ تأثیر دارد. مثلاً در مناطق گرمسیر سن بلوغ زودتر واقع مى شود.

۳ـ عوامل اقتصادى: وضع اقتصادى خوب، زندگى مرفّه و تغذیه خوب و کامل.

۴ـ عوامل اجتماعى و فرهنگى

الف) مذهب و فرهنگ جامعه: وضعیت اعتقادى جامعه ها، که پیرو کدام دین و مذهب و چه فرهنگى باشند. مثلاًَ، در جامعه هاى پر آشوب که فرهنگ غربى و لائیکى حاکم است، سن بلوغ زودتر اتفاق مى افتد.

ب) چگونگى ساختار و مظاهر جامعه: رایج بودن فسادو فحشاء و مکان هاى مربوط به آن، بد حجابى و بى حجابى دختران و زنان، نوع روابط بین دختر و پسر و غیره.

ج) وسایل ارتباط جمعى: از جمله، ماهواره، اینترنت، بازى هاى کامپیوترى، مجلات، فیلم و نوارهاى غیر مجاز.

۵ـ اختلال در ترشح غدد هیپوفیزى: که زودتر از موعد معین، ترشح هورمون هاى جنسى را باعث مى شود.

خصوصیات این دوره از دیدگاه روان شناسان

۱ـ دوره انتقال: به دلیل این که از مرحله کودکى و وابستگى، به مرحله استقلال و به دنیاى بزرگترها، وارد مى شود؛

۲ـ دوره اضطراب: به دلیل شرایط خاص دنیاى بلوغ و بیدارى غددهاى جنسى و مواجه با تکالیف و مسئولیت ها؛

۳ـ دوره عصیان و نافرمانى: چون احساس بزرگى و استقلال مى کند؛ و در جستجوى «خویشتن سازى» است و مى خواهد به تنهایى براى خود شخصیت والا و برتر بسازد؛

۴ـ دوره غرور و مستى: به دلیل رویاها، احتلام ها و آینده بینى هاى شیرین؛

۵ـ دوره آشفتگى و فشار: به علت احساس تحمیلات روانى و عاطفى برخود؛

۶ـ دوره تولّد جدید: به نظر استنلى هال: تکامل یافته ترین خصایص انسانى در این مرحله ظاهر مى شود؛

۷ـ دوره بحران (crise): به ویژه که براى او بحران انطباق با شرایط جدید، محیط جدید و خواسته هاى جدید پیش مى آید؛ و او در این اندیشه است که با هوس هاى خویش چگونه کنار آید.[۳]

تذکر مهم

واقعیت این است که منظور از ذکر این واژه ها در توصیف این دوره، معانى و جنبه هاى ظاهرى و خارجى آن نیست؛ و این تصور که نوجوان و جوان، فردى سرکش و آشوبگر و داراى روحیه اى مضطرب و آشفته که در یک منجلاب و بحرانى گیر کرده باشد. بلکه نظر روان شناسان در این مورد به انقلاب درونى دوران بلوغ متوجه است. چرا که بخش عمده اى از شخصیت، تفکر، معیارهاى اخلاقى و رفتارى در این دوره شکل مى گیرد.

در این دوره، به دلیل بروز تغییرات سریع و وسیع در ساختار بدنى و ظهور علائم بلوغ جنسى، که به یکباره اتفاق مى افتد؛ و همزمان با آن حالات روحى و روانى او نیز دگرگون مى شود، داراى حسّاسیت هاى ویژه اى است.

در این عرصه، نوجوان و جوان در درون خود تحوّلات عظیم و کشش ها و گرایش هاى متفاوتى را احساس مى کند و در مقابل آن ها واکنش هایى را نشان مى دهد، که این واکنش ها به آمادگى قبلى و آگاهى او بستگى دارد. در صورتى که آمادگى لازم را نداشته باشد و نسبت به تغییرات و تحوّلات، اثرات نامطلوبى داشته باشد و باعث واکنش هاى منفى شود. و این واکنش هاى منفى در نوع افراطى خود، منجر به بحران و بیمارى هاى روانى مى شود؛ که بارزترین آن ها عبارتند از: اضطراب، افسردگى، انزوا طلبى، عقده حقارت، نافرمانى و عصیان با والدین، بى ثباتى و عدم تعادل، اختلال شخصیت، عدم اعتماد به نفس، سستى و بى اشتهایى و ….

راه درست کدام است؟

۱ـ این حقّ مسلم نوجوان و جوان است که استقلال طلب و آزادى خواه باشد؛ چرا که استقلال طلبى، تمایل طبیعى آماده شدن براى زندگى مستقل بزرگسالى است. و درست است که والدین و بزرگتران هم باید روحیات شما را درک کنند، ولى آن به این معنى نیست که لجام کج خلقى و خونسردى را به دست گرفته و با آن ها به نافرمانى و بى احترامى رفتار کنید؛ بلکه صبر و شکیبایى پیشه کنید و در ارضاء این تمایلات تندروى نکنید.

۲ـ نوجوان و جوان، چون شیفته مهر و محبّت است و تمایل به مشارکت در اجتماع به صورت انتخاب دوست و عضویت در گروهى دارد. و با توجه به این که دوستان خوب در کنار خانواده نقش مهمى در زندگى او ایفا مى کنند؛ لذا دقّت در انتخاب دوست بسیار مهم است و نباید این گرایش فطرى به همزیستى مفرط با گروه همسالان منجر شود و مواظب باشید در دام گروه هاى انحرافى نیافتید.

۳ـ به دلیل این که غریزه جنسى با فرا رسیدن بلوغ، رشد کرده و در درون احساس گرایش به جنس مخالف پیدا مى شود؛ و از طرفى هم باید معیارهاى اخلاقى و دینى را در نظر داشت و با مسئله با خویشتن دارى برخورد کرد، لذا مواظب باشید تا این نگرانى طبیعى شما به اضطراب و اختلالات رفتارى دیگر تبدیل نشود و همچنین مراقب باشید تا خداى نکرده دچار لغزش و انحراف جنسى نشوید.

۴ـ چون این دوره، دوره تخیل و در رؤیا فرو رفتن ها است و امکان دارد به دلیل تغییرات محسوس در جسم و بلوغ جنسى، گاه این تخیلات کانال هاى خاصى پیدا کند؛ لذا سعى کنید وقت هاى بیکارى و تنهایى خود را با فعالیت هاى متنوع ورزشى، هنرى، فرهنگى و … پرکنید و نگذارید افسردگى و گوشه نشینى گریبانگیر شما شود؛ و بدانید که با یاد خدا دل ها آرام مى گیرد.

۵ـ در صورتى که در درون خود احساس بى ثباتى کردید و یا با یک مشکل هیجانى یا اختلال رفتارى و یا یک مسئله شرعى روبرو شدید، اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و سعى داشته باشید با والدین یا فردى مورد اعتماد و آگاه، مشاوره داشته باشید.

بلوغ و گرایشات فطرى و الهى

به طور کلى، پایه گذارى هاى مهم در حیات، سعادت و شقاوت، بهشتى شدن و جهنمى شدن ها، اغلب مربوط به این دوره است. دوران بلوغ و جوانى، دوران بروز احساسات مذهبى و تمایلات ایمانى و اخلاقى است؛ و او دوست دارد خدا را بشناسد و عاشقانه پرستش کند. بطورکلى، روان شناسان دوران بلوغ را دوران ماوراء الطبیعه یا متافیزیک مى نامند. و این امر حتى در مورد افرادى که در خانواده هاى مذهبى نبوده و در چنان محیطى رشد نیافته اند، صادق است. به عقیده آرنولدگزل (روان شناس معروف آمریکا)؛ «بلوغ سن شکوفایى هاست و نوجوان متوجه امور عقلانى، مذهبى و هنرى مى گردد».

«در این دوره فطرت او همچنان بیدار و ذهن و عاطفه و روانش متوجّه خداوند است. اما شرایط خاص زیستى و بیدارى غدد او سبب مى شود که او در اندیشه دیگرى باشد و بین خیر و سعادت دینى و انحراف دست و پا بزند که برخى در فرجام این تلاش غالب و برخى مغلوب هستند.»[۴] و کسى که داراى تربیت صحیح و ایمانى پایدار باشد، مى تواند این دوره را به راحتى پشت سر گذاشته و پیروز باشد. پس سعى کنید از این فطرت پاک استفاده کنید و به انحرافات جنسى آلوده نشوید.

احتلام (جنابت در خواب) پسران

احتلام عبارت است از: دست دادن حالت خاصى به انسان و انزال (خروج منى) از او، در حالت خواب که غالباً با یک لذت جنسى همراه است، چه بر اثر دیدن خواب هاى آشفته و جنسى باشد و چه به خودى خود آمده باشد، و معمولاً بدن بعد از این اتفاق حالت سستى پیدا مى کند.

در افراد عادى و سالم از پسران، احتلام بین (۱۰ـ۱۲) روز اتفاق افتاده، و گاهى تا دو ماه در بین دو احتلام فاصله مى افتد. جز در احتلام هاى مکرّر که ناشى از هوس هاى جنسى بسیار است و معمولا در افرادى بروز و ظهور دارد که در محیطى نامساعد و داراى نقایض تربیتى، رشد کرده اند. و گاهى علت آن جنبه پاتالوژیک[۵] دارد که شخص مریض است و باید به پزشک مراجعه کند.

توجه ـ احساس گناه چرا؟!

متأسفانه برخى از نوجوانان و جوانان با بروز احتلام شبانه و واکنش هیجانى در مقابل محرّک هاى جنسى، دچار اضطراب و نوعى احساس گناه مى شوند. اما باید بدانند که، احتلام یک امر طبیعى است و از نظر اسلام، گناهى متوجه او نیست. فقط باید رطوبتى که در آن حالت از بدن خارج شده و بدن و لباس ها را آلوده کرده، تطهیر نموده و سپس غسل جنابت را انجام دهد. و در این مورد هم نباید از اطرافیان و خانواده خود خجالت بکشد. و این نکته را همیشه در ذهن داشته باشدکه، آن ها هم روزى جوان بوده اند و به مسائلش آگاهند.

[۱] . قائمى، على، دنیاى بلوغ، سازمان ملى جوانان، نشر اسپید، ۱۳۸۰، ص ۲۱، با کمى تغییر.
[۲] . بنى هاشمى، سید محمد حسن، توضیح المسائل مراجع، قم، اسلامى، ۱۳۷۸، ج۲، ص ۳۲۴ و ۳۲۵٫
[۳] . دنیاى بلوغ، ص ۱۷۱٫
[۴] . دنیاى بلوغ، ص ۱۷۲٫
[۵] . آسیب شناسى، علم به اسباب و علل امراض (فرهنگ عمید)
منبع: مسعود نور علیزاده؛ مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

احکام دوران بلوغ

بنا به نظر مراجع دینى، دختر بعد از تمام شدن نه سال قمرى و پسر پس از اتمام پانزده سال قمرى بـالغ مى شود، چنانچه پسر قبل از رسیدن به پانزده سالگى محتلم شود یا این که موى زبر در محل مخصوص پیدا شود، مکلف است.
کسى که به حد بلوغ رسیده، نماز و روزه بر او واجب مى شود و باید براى انجام احکام مورد احتیاج خود از مجتهد جامع الشرایط تقلید کند.
علایم رشد و بلوغ، اختصاص به انسان ندارد، بلکه آفریدگار جهان در همه موجودات عالم، اعم از انسان، حیوان و نبات به نحوى خاص، این پدیده شگفت انگیز را قرار داده است که پس از چندى در آنها استعداد بارورى و تولید مثل، بطور طبیعى نمایان مى گردد. علامت بلوغ در نوجوان پسر، به صورت احتلام و در نوجوان دختر به صورت حیض(رگل) ظاهر مى شود.
انـسـان، اشـرف مخلوقات است و این حالت احتلام در او آیت و نشانه اى است از قدرت پروردگار بزرگ که جوان باید با آن آشنا گردد، احکام آن را بداند و رعایت نماید.
تـوضـیـح مـطلب به این ترتیب است که جوان، هنگامى که به سن بلوغ مى رسد، در خواب حالتى خـاص بـه وى دسـت مى دهد و همزمان با آن، منى از او خارج مى گردد و معمولا بلافاصله بیدار مى شود. او نـباید از این واقعه نگران باشد، چرا که خداوند متعال با ایجاد دستگاه جنسى در جسم او و بروز این حالت در دوران جوانى و بلوغ مى خواهد، نوید آمادگى پدر شدن ـ به منظور بقاى نسل ـ را به او بدهد.
در ایـن زمان است که پا به عرصه تکلیف مى گذارد و احکام الهى بر وى جارى مى گردد، لذا باید بلافاصله غسل نماید. انجام غسل با احکامى که وارد شده، موجب پاکى جسم و صفاى روح او مى شود.
مـستحب است در هنگام غسل بگوید: «اللهم طهرنى و طهر قلبى» که این جمله به او آرامش خاصى مى بخشد.
در این هنگام، نماز و تمامى احکامى که براى بزرگسالان واجب گردیده، بر او نیز واجب مى شود.
جـوان ایـنـک وارد مـرحله جدیدى از زندگانى اش شده و در پیشگاه حضرت حق، مقام و منزلت ویژه اى دارد.
او اکـنـون ایـن شایستگى را یافته که مورد خطاب آفریدگار جهان واقع شده و باید به این دعوت پاسخ گوید.
او در ایـن مـرحـله از زندگانى خود، باید بداند که تمام اعمال، حرکات، رفتار و گفتارش و حتى تـصـوراتـش تحت محاسبه الهى قرارمى گیرد و اگر خود را در معرض هدایت مبدا آفرینش و در مـسـیـر قـانـون الهى قرار دهد و هماهنگ با برنامه هاى نظام خلقت عمل کند، هر روز که از عمر گرانقدر او مى گذرد، یک قدم به سوى کمال و سعادت جاوید، نزدیک مى شود.
او باید قدر گوهر جوانى خود را بداند و این مرحله حساس و پرفراز و نشیب زندگى را خوب درک کند. هـمـواره خـود را در مـحـضـر خـداونـد، حـاضـر و نـاظـر بـبیند و در نمازش از او یارى جوید و دعـا کـند، تا بتواند در برابر همه مسائل و سختی هایى که در آینده پیش مى آید، پایدارى نشان دهد و بر همه آنها غلبه یابد.

جوان در قرآن(۲)

اشاره

در مقاله گذشته، گفته شد که آیات کتاب وحى در باب شناخت نیرو و استعداد جوانى، به دو بخش گزارش و ارزشگذارى، قابل تقسیم است. در بخش نخست (گزارش)، شاخصه هاى جوان الگو را همراه با ذکر نمونه هایى چند از منظر قرآن مرور کردیم، اینک در بخش ارزشگذارى به ذکر مطالب دیگرى خواهیم پرداخت.

ارزیابى و ارزشگذارى

قرآن در کنار گزارش‏ها از احساس و رفتار جوان، قضاوت صریح‏ترى نیز دارد که در آن از دوره جوانى به دوره «شدّت» و «قوت» تعبیر می‌‏کند. دوره‌‏اى که از دو طرف در محاصره ضعف و ناتوانى می‌‏باشد و در آن، تمایل به آرمان‏ها و آرزوهاى ارزشمند و ارج گذارى به حقوق والدین تجلى می‌‏یابد:

«اللَّهُ الَّذِى خَلَقَکُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّهً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّهٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَهً یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ» (روم /۵۴)

«خدا همان کسى است که شما را آفرید، در حالى که ضعیف بودید، سپس بعد از ناتوانى قوت بخشید. پس از آن ضعف و پیرى قرار داد، او هر چه بخواهد، می‌‏آفریند و دانا و تواناست».

«همانا دل جوان، مانند زمین آماده‏اى است که هر آنچه در آن کاشته شود، می‌‏پذیرد، بر این مبنا، پیش از آنکه دلت سخت گردد و خردت به بند کشیده شود، به تربیتت برخاستم.»

«ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنکُم مَّن یُتَوَفَّى وَ مِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاَ یَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً» (حج /۵)

«بعد شما را به صورت کودک بیرون آوردیم؛ سپس هدف این است که شدّت و نیرومندى خود را به دست آورید، در این میان بعضى از شما می‌‏میرند و بعضى به پایین‏‌ترین مرحله عمر کشانده می‌‏شود تا بعد از داشتن آگاهى چیزى را نداند!»

«ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنکُم مَن یُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمّىً» (غافر /۶۷)

«سپس شما را به صورت طفل بیرون می‌‏آورد، بعد به شدّت و نیرومندى می‌‏رسید و بعد از آن پیر می‌‏شوید – گروهى از شما پیش از این مرحله می‌‏میرند – و در نهایت به سر آمد عمر خود می‌‏رسید».

«وَ مَن نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِى الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ» (یس /۶۸)

«و کسى را که عمر طولانى دهیم، آفرینشش را واژگون می‌‏کنیم».

«وَ وَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَهً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِى أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلَى وَ الِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّیَّتِى إِنِّى تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّى مِنَ الْمُسْلِمِینَ»(احقاف /۱۵)

«ما به انسان سفارش نمودیم که به پدر و مادرش نیکى کند، مادرش او را با ناراحتى حمل می‌‏کند و با ناراحتى بر زمین می‌‏گذارد و دوران حمل و از شیر گرفتنش سى ماه است، تا زمانى که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى قدم گذارد، می‌‏گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم داده‏اى، قدر دان باشم و کار شایسته انجام دهم که آن را می‌‏پسندى و مایه خوشنودى تو است و فرزندانم را صالح گردان من به سوى تو بازگشتم و من از مسلمانانم».

آغاز و پایان جوانى

در این که رسیدن به شدت و قوّت، بیانگر مرحله‏‌اى از عمر انسان است که بین دوره کودکى و پیرى قرار دارد، تردیدى نیست، اما در رابطه با زمان آغاز، پایان و امتداد این مقطع سنى، اختلاف نظر جدى میان پژوهشگران حوزه لغت، تفسیر، فقه و روان‏شناسى، وجود دارد، به عنوان نمونه:

جوانى از زمان بلوغ شروع می‌‏شود و تا سى سالگى ادامه دارد.۱

از سى سالگى آغاز و تا چهل سالگى ادامه دارد.۲

از هفده سالگى آغاز و تا چهل سالگى تداوم می‌‏یابد. از هجده سالگى آغاز و تا سى سالگى استمرار دارد.۳

انسان در بیست پنج سالگى به نیرومندى می‌‏رسد.۴

حد و مرزى براى رسیدن به نیرومندى «بلغ اشده» وجود ندارد، معیار بلوغ، کمال عقل و داشتن رشد است و با کنار هم قرار گرفتن عقل، توانائى و کمال آفرینش، نیرومندى به وجود می‌‏آید.۵

«استفاده از واژه «قوه» و «ضعف» به صورت نکره به قصد ابهام افکنى و نا معین جلوه دادن کمیت این مقطع، صورت گرفته است؛ زیرا افراد در زمانهاى مختلف به قوت و نیرومندى می‌‏رسد».۶

یک نگاه به این دیدگاه‏ها این پرسش را در پى دارد که آیا دوره جوانى و نیرومندى، زمان معینى ندارد و چنانکه گفته شده است: به دلیل اختلاف آب و هوا، شرایط فکرى و فضاى فرهنگى، در جوامع مختلف، جوانى یک مفهوم نسبى است و نه مطلق، مدت دوره کودکى، جوانى و پیرى، در عمر افراد گوناگون فرق می‌‏کند۷یا این که زمانى مشخص دارد، دیدگاه قرآن در این باره چیست؟

به کارگیرى واژه «ثم» در آیات (روم /۵۴ و حج /۵ و مؤمن /۶۷) به عنوان حرف ربط که افاده ترتیب و تأخیر دارد، بى تردید گویاى این حقیقت است که ضعف و ناتوانى با یک فاصله زمانى، آغاز و تدریجاً جایگزین قوت و شدّت می‌‏شود.

قرآن وقتى به یتیم اجازه تصرف در مالش را می‌‏دهد که به شدّت و نیرومندى رسیده باشد و نیرومندى را به بلوغ و رسیدن به رشد تفسیر می‌‏کند:

«وَ لاَ تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشِدَّهُ» (انعام /۱۵۲) و (اسراء /۳۴)

«و به مال یتیم، جز به بهترین صورت، نزدیک نشوید تا به حد اشد خود برسد.»

«وَ ابْتَلُوا الْیَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ» (نساء /۶)

«یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید، اگر در آنها رشد یافتید، اموال‏شان را به آنها بدهید.»

دستور به آزمایش، هنگام رسیدن به بلوغ، براى فهم رسیدن به مرحله رشد دو نکته را در خود نهفته دارد: یکى امکان پیدایش همزمان بلوغ و رشد و دیگر امکان پیدایش رشد، با فاصله‏اى، بعد از زمان بلوغ.

در روایتى، امام صادق(علیه السلام) در پاسخ پرسش از این که تصرفات یتیم کى موثر است؟ فرمود: «حتّى یبلّغ اشده، قال و ما اشده؟ قال الاحتلام»۸ «زمانى که به شدّت و نیرومندى برسد، گفت: شدّت او چیست؟ فرمود: جنب شدن».

این که بلوغ، معیار تکلیف شناخته شده، با این که خرد و خردورزى از شرایط تکلیف می‌‏باشد، می‌‏تواند دلیل بر این باشد که بلوغ، نوعاً با رشد و خرد ورزى همراه است یا می‌‏تواند همراه باشد.

خرد جوان، از آزادگى ویژه‏‌اى برخوردار است و هنوز آلایش عادتها، دلبستگی‌هاى مادى و زمینى، باورهاى سنتى نبایسته و …، دامنگیر آن نشده است. اگر کمبودى دارد کمبود تجربه و آگاهى است که می‌‏تواند توسط بزرگترها جبران گردد، به همین دلیل علی(علیه السلام) خطاب به یکى از کارگزارانش می‌‏فرماید:

«اذا احتجت الى المشوره فى أمر قد طرأ علیک فاستبده ببدایه الشبان فانّهم احدّ اذهاناً و اسرع حدساً ثم رده بعد ذلک الى رأى الکهول الشیوخ، لیستعقبوه و یحسنوا الاختبار له فان تجربتهم اکثر»۹

«هرگاه کارى برایت پیش آمد و نیاز به مشورت پیدا کردى، در آغاز آن را با جوانان، در میان گذار. زیرا آنها تیزفهم‏‌تر و با فراست‌ترند سپس آن را در معرض نظر سالخوردگان و پیران قرار ده، تا در معرض ارزیابى قرار دهند، چه آنکه تجربه ایشان بیشتر است».

قرآن در کنار گزارش‏ها از احساس و رفتار جوان، قضاوت صریح‏ترى نیز دارد که در آن از دوره جوانى به دوره «شدّت» و «قوت» تعبیر می‌‏کند. دوره‌‏اى که از دو طرف در محاصره ضعف و ناتوانى می‌‏باشد و در آن، تمایل به آرمان‏ها و آرزوهاى ارزشمند و ارج گذارى به حقوق والدین تجلى می‌‏یابد

از تقارن و انضمام چهل سالگى به زمان بلوغ قدرت در آیه ۱۵ سوره احقاف به عنوان مقطع آرمان‏خواهى انسان، می‌‏توان الهام گرفت که چهل سالگى نهایت مرز قدرتمندى او می‌‏باشد، چونانکه در روایتى از امام صادق‏(علیه السلام) آمده است:

«اذ بلغ العبد ثلاثاً و ثلاثین سنهً فقد بلغ اشدّه و اذا بلغ اربعین سنه فقد بلغ منتهاه فاذا ظعن فى احدى و اربعین فهو فى نقصان»۱۰

«هرگاه، بنده به سی و سه سالگى رسید، به شدّت و نیرومندى خود دست یافته است و هرگاه به چهل سالگى قدم گذاشت، نهایت دوره قدرتش را تجربه می‌‏کند، زمانى که به منزل چهل و یک سالگى بار انداخت، او به نقصان می‌‏گذارد.»

بنابراین، سخن ابن منظور، قابل پذیرش می‌‏نماید، آنجا که می‌‏گوید:

«فبلوغ الاشدّ محصور الاول محصور النهایه غیر محصور ما بین ذلک»۱۱

«بلوغ نیرومندى، از آغاز و انجام محدود است امّا وسط، آن حد ندارد.»

بنابراین نیرومندى مورد نظر قرآن، پیش از بلوغ و پس از چهل سالگى، میسّر نیست. ولى ممکن است دیرتر از بلوغ جنسى حاصل آید و زودتر از چهل سالگى رو به افول گذارد، واقعیتى که می‌‏تواند اختلاف روایات۱۳ را در باب زمان پیدایش قدرت جوانى، توجیه کند و راز تعبیر «الحدث» در مورد امام حسن(‏علیه السلام) سى و سه ساله در کلام امام علی(علیه السلام) را نیز آشکار کند، آنجا که فرمود:

«و انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما ألقى فیها من شى‏ء قبلته فبادرتک بالادب قبل أن یقسو قلبک و یشغل لبّک»۱۲

«همانا دل جوان، مانند زمین آماده‏اى است که هر آنچه در آن کاشته شود، می‌‏پذیرد، بر این مبنا، پیش از آنکه دلت سخت گردد و خردت به بند کشیده شود، به تربیتت برخاستم.»

پی‌نوشت‌ها
۱- صحیح مسلم بشرح النووى، چاپ چهارم، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳ ه ، ۱۷۳/۹
۲- الزحیلى، وهبه، التفسیر المنیر، چاپ اول، بیروت، دارالفکر المعاصر، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۱ ه ، ۲۳ و ۱۵۷ / ۲۴
۳- ابن منظور، لسان العرب، دار الصادر، بى‏تا ۳ / کلمه شدد.
۴- طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ۱۳۷۹ ه ، ۳۸۴/۴ – ۳
۵- همان، ۷۱/۷ – ۸٫
۶- طباطبائى، محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، چاپ دوم، قم، مؤسسه مطبوعاتى، اسماعیلیان، ۱۳۹۰ ه ، ۲۰۵/۱۶
۷- نراقى، احسان، جامعه، جوانان، دانشگاه، چاپ دوم، تهران، شرکت سهامی‌ کتابهاى جیبى، ۵۰-۵۲ / ۱۳۵۴
۸- صدوق، محمد بن على، الخصال، چاپ چهارم، قم مؤسسه النشر الاسلامی‌، ۱۴۱۴ ه ، /۴۹۵
۹- ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ دوم، مصر، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۸۷ ه ، ۲۰ / حکمت ۸۶۶
۱۰- الخصال /۵۴۵
۱۱- لسان العرب، ۳ / کلمه شدد
۱۲- الحویزى، عبدعلى، تفسیر نور الثقلین، چاپ چهارم، قم، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، ۱۱۷/۴ ۱۳۷۳
۱۳- نهج البلاغه، نامه ۳۱ قسمت چهارم.
منبع: فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى؛ شماره چهل و شش

نوجوانان و تربیت دینى

نوجوانى، دوران شکوفایى امیال نهفته در وجود انسان است و باید این امیال، در مسیر صحیح هدایت و تربیت شوند، بر این اساس، اولاً اولیاء تعلیم و تربیت لازم است نقش هدایتگرى خود را بیشتر از گذشته اعمال نمایند و ثانیاً متولیان اوقات فراغت، به نیاز‌هاى نوجوانان در ایام تحصیل و بویژه در فصل تابستان توجه داشته باشند و از همه مهمتر خود نوجوانان، لازم است به اهمیت این دوره پى برده و بدانند که داشتن آینده‌ای سرشار از موفقیت در گرو برنامه ریزى دقیق و استفاده از گوهر ارزشمند زمان مى باشد.

اهمیت دوره نوجوانى از منظر دینى

قرآن کریم مى فرماید:

«الله الّذى خَلَقَکُم مِن ضَعفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ ضَعفٍ قُوَهً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ قُوَّهٍ َضعفاً وَشَیبَهً یَخلُقُ مایَشاءُ وَ هُوَالعَلیمُ القَدیرُ؛

خدا همان کسى است که شما را آفرید درحالى که ضعیف بودید، سپس بعد از ناتوانى، قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیرى قرار داد .او هرچه بخواهد مى آفریند و دانا و تواناست.» خداوند در این آیه از سه دوره مهم زندگى به عنوان سه مشخصه ضعف، قوت و ضعف ثانویه یاد مى کند. از بررسى تفاسیر و روایات وارده در این کریمه بر مى آید که ضعف همان دوره کودکى و قوت مرحله بعد از کودکى و ضعف دوم پیرى را شامل مى شود. به نظر مى رسد قرآن واقعیت خارجى را بیان مى کند که به صورت نسبى نه مطلق سه مرحله در دوره عمر انسان را شامل مى شود یعنى ضعف در کودکى و در پیرى اتفاق مى افتد و در این بیان مرحله‌ای از عمر انسان هست که قوت نام دارد، چه این قوت بعد از کودکى باشد یعنى اوایل جوانى (نوجوانى ) و چه پایان جوانى. بنابراین مى توان بیان قرآن را حمل بر دوره نوجوانى کرد ‎.

همچنین بر طبق آیات قرآن، رشد و بلوغ با هم رابطه ملازمه دارند. این را مى توان از مقایسه دو آیه زیر در یافت:

وَ ابتَلوُا الیَتَمَى حَتَّى إذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإن آنَستُم مِّنهُم رُشداً فَادفَعُوا إلَیهِم أموَالَهُم؛

و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید، اگر در آنها رشد یافتید، اموالشان را به آنها بدهید.

«فَأرادَ رَبُّکَ أن یَبلُغا أشُدَّهُما وَ یَستَخرِجا کَنزَهُما رَحمَهً مِن رِّبِّکَ؛

و پروردگار تو مى خواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را استخراج کنند، این رحمتى از پروردگارت بود.»

در هر دو آیه، بحث از نایل شدن اطفال یتیم به قابلیت تصرفات مالى و اقتصادى است اما در اولى، پدیدار شدن رشد و در دومى، بلوغ اشد مطرح شده که ملازم بودن این دو را مى رساند. در مورد کلمه اَشُدّ، علّامه طباطبایى معتقد است اشد، سنى است که در آن، قواى بدنى رفته رفته بیشتر مى شود و به تدریج آثار کودکى زایل مى گردد و ظاهراً منظور از آن، رسیدن به ابتداى سن جوانى است، یعنى نوجوانى، نه اواسط آن(جوانى) و یا اواخر آن که از حدود ۴۰ سالگى به بعد است.

آیه دیگرى که مورد توجه بعضى مفسرین قرار گرفته و از آن، دوران نوجوانى و یا حتى جوانى استنباط شده، آیه۳۷ فاطر است:

«أ وَ لَم نُعَمِّرکُم مَّا یَتَذَکَّرُ فِیهِ مَن تَذَ کَّرَ؛

آیا شما را به ‌اندازه‌ای که اهل تذکر در آن متذکر مى شوند عمر ندادیم؟» صاحب تفسیر برهان- سید‌هاشم بحرانى- روایتى را از امام صادق(علیه السلام) در ذیل آیه فوق آورده است که فرمود:

«این آیه، ملامت و سرزنش جوانان غافلى است که به سن هجده سالگى رسیده‌اند و از فرصت نوجوانى خود، استفاده نمى کنند.»

 منبع: ایران عصر

سن ازدواج دختران (۱)

زهرا آیت الهى

سن ۹ سال براى بلوغ دختر و واداشتن او به تکالیف اجتماعى در این سنّ و به طور خاص، سن ازدواج در ۹ سالگى مورد سؤال قرار گرفته است. موارد قانونى در این باره بدین قرار است:

ماده ۱۲۱۰ قانون مدنى اصلاحى سال ۱۳۶۱:

(هیچ کس را نمى توان بعداز رسیدن به سن بلوغ، به عنوان جنون یا عدم رشد، محجور نمود، مگر آن که رشد یا جنون او ثابت شده باشد.

تبصره ۱: سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمرى و در دختر ۹ سال تمام قمرى است.

تبصره ۲: اموال صغیرى را که بالغ شده است، در صورتى مى توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.)

ماده ۱۰۴۱ اصلاحى سال ۱۳۷۰: نکاح قبل از بلوغ ممنوع است.

تبصره: عقد نکاح، قبل از بلوغ با اجازه ولى، به شرط رعایت مصلحت مولى علیه صحیح مى باشد.)

در قانون مدنى، پیش از انقلاب اسلامى ایران، قانون بدین صورت بوده است.

ماده ۱۰۴۱:

(نکاح اناث، قبل ازرسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نکاح ذکور، قبل ازرسیدن به سن ۱۸ سال، تمام ممنوع است. مع ذلک در مواردى که مصالحى اقتضا کند، با پیشنهاد مدعى العموم و تصویب محکمه، ممکن است استثنائاً معافیت از شرط سن اعطا شود، ولى در هر حال این معافیت نمى تواند به اناثى داده شود که کم تر از ۱۳ سال تمام و به ذکورى شامل گردد که کم تر از ۱۵ سال تمام دارند.)

براى آن که این ماده قانونى ضمانت اجرا داشته باشد و افراد به دلیل عرف رایج اجتماعى خویش یا دلیلهاى دیگر، در زیر سن قانونى ازدواج نکنند، ماده دیگرى نیز، تصویب شده بود.

ماده سوم قانون ازدواج مصوب ۲۰ مرداد ۱۳۱۰:

(هر کس بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى، با کسى که هنوز به سن قانونى براى ازدواج نرسیده است، مزاوجت کند به ۶ ماه الى ۲ سال حبس تأدیبى محکوم خواهد شد. در صورتى که دختر به سن ۱۳ سال تمام نرسیده باشد، لااقل به دو الى سه سال حبس تأدیبى محکوم مى شود و در هر دو مورد، ممکن است علاوه بر مجازات حبس به جزاى نقدى از ۲۰۰۰ ریال الى ۲۰۰۰۰ ریال محکوم گردد و اگر در اثر ازدواج برخلاف مقررات فوق، مواقعه، منتهى به نقص یکى از اعضا یا مرض دائم زن گردد، مجازات زوج از ۵ الى ۱۰ سال، حبس با اعمال شاقه است و اگر منتهى به فوت زن شود، مجازات زوج حبس دائم با اعمال شاقه است. عاقد و خواستگار و سایر اشخاصى که شرکت در جرم داشته اند نیز، به همان مجازات یا مجازاتى که براى معاون جرم مقرر است، محکوم مى شوند.)

در این نوشتار، سعى شده سن ازدواج دختر از نظر فقهى مورد بررسى قرار گیرد و با نگاهى مختصر به دیدگاه پزشکى و روان شناسى در این موضوع، این امر مورد بحث قرار گیرد که آیا دستاوردهاى علوم تجربى، با آنچه در روایات بیان شده، ناسازگارند، یا خیر؟

امید آن که، این تلاش مورد قبول خداوند قرار گیرد و روشن گرِ پاره اى از ابهامها در موضوع مورد بحث باشد.

بلوغ در قرآن

بلوغ حُلم

(و اذا بلغ الاطفال منکم الحُلُم فلیستأذنوا کما استأذن الذین من قبلهم کذلک یبیّن اللّه لکم آیاته و اللّه علیم حکیم.)۱

آن گاه که کودکان شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند، باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را براى شما به این روشنى بیان مى کند که او دانا و محکم کاراست.

(یا ایها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاه الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیره ومن بعد صلاه العشاء ثلاث عورات لکم.)۲

اى ایمان آورندگان، باید بندگان شما که مالک آنها هستید و اطفالى که هنوز به وقت احتلام نرسیده اند در شبانه روز سه مرتبه براى ورود اجازه بخواهند: پیش از نماز صبح، پس از نماز عشا و هنگام ظهر، آنگاه که جامه از تن بر مى گیرید که این سه وقت هنگام خلوت شماست.

بلوغ نکاح

(و ابتلوا الیتامى حتى اذا بلغوا النکاح فان انستم منهم رشداً فارفعوا الیهم اموالهم.)۳

ییتیمان را آزمایش کنید، تا هنگامى که بالغ شده و به ازدواج گرایش پیدا کردند، اگر آنان را به درک مصالح زندگانى خود دانا یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.

بلوغ اشدّ

(و لا تقربوا مال الیتیم الا بالتى هى احسن حتى یبلغ اشدّه.)۴

به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر آن که راه بهترى را برگزینید، تا آن که به حد رشد برسد.

(و لمّا بلغ أشدّه اتیناه حکماً و علماً وکذلک نجزى المحسنین.)۵

چون یوسف به رشد رسید، او را حکمفرمایى و دانش بخشیدیم و چنین نیکوکاران را پاداش مى دهیم.

(و امّا الجدار فکان لغلامین یتیمین فى المدینه و کان تحته کنز لهما و کان ابوهما صالحاً فاراد ربک ان یبلغا اشدهما و یستخرجا کنزهما رحمه من ربّک.)۶

اما بازسازى دیوار به آن جهت بود که زیر آن گنجى از دو کودک یتیمى که پدرى صالح داشتند، پنهان بود. خدا خواست تا آن کودکان به حد رشد برسند، تا به لطف خدا خودشان گنج را بیرون آورند.

(یا ایها الناس ان کنتم فى ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم من مضغه مخلقه و غیر المخلّقه لنبیّن لکم و نقر فى الارحام ما نشاء الى اجل مسمى ثم نخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا اشدکم.)۷

اى مردم، اگر شما در روز قیامت و قدرت خدا بر برانگیخته شدن مردگان شک دارید، بدانید که ما شما را ابتدا از خاک آفریدیم، آنگاه از نطفه، سپس از خون بسته، بعد از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا قدرت خود را بر شما آشکار سازیم و از نطفه ها آنچه را مشیت ما تعلق گیرد، در رحمها قرار دهیم، تا در وقتى معین، کودکى از رحم بیرون آوریم تا زندگى کرده و به حد رشد برسد.

(و لمّا بلغ اشدّه و استوى اتیناه حکماً و علماً و کذلک نجزى المحسنین.)۸

و هنگامى که موسى به رشد رسید و کمال یافت، ما به او حکم و علم بخشیدیم و چنین به مردم نیکوکار پاداش مى دهیم.

(هو الّذى خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا اشدّکم ثم لتکونوا شیوخاً.)۹

او خدایى است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از خون بسته، پس از آن شما را از رحم مادر، کودکى بیرون آورد، تا آن که به سنّ رشد رسیده و سپس پیر شوید.

(و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال ربّ او زعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحاً ترضیه و اصلح لى فى ذریتى انى تبت الیک و انى من المسلمین.)۱۰

ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم. مادر، با رنج، بار حمل را تحمل کرد و با مشقت وضع حمل کرد و سى ماه مدت حمل و شیرخوارى بود، تا وقتى که به حد رشد رسید و چهل ساله شد آن گاه سزاوار است که بگوید: خدایا مرا بر نعمتى که به من و پدر و مادر من بخشیدى شکر بیاموز و به کار شایسته اى که خشنودى تو در آن است، موفق بدار و فرزندان مرا صالح گردان. بارالها! من به سوى تو بازگشتم به درستى که من از تسلیم شدگانم.

بلوغ در روایات (روایات ۹ سال)

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(حدّ بلوغ المرأه تسع سنین.)۱۱ حد بلوغ زن نُه سالگى است.

۲. همان بزرگوار مى فرماید: (اذا بلغ الغلام ثلاث عشره سنه کتبت له الحسنه وکتبت علیه السیئه و عوقب و اذا بلغت الجاریه تسع سنین فکذلک و ذلک انها تحیض لتسع سنین.)۱۲

هنگامى که پسر سیزده ساله شد، خوبیها و بدیهاى او نوشته مى شود و بر بدیها کیفر مى شود. زمانى که دختر نُه ساله شد همان حکم را دارد; زیرا در نُه سالگى حیض مى شود.

۳ . همان بزرگوار مى فرماید:

(اذا بلغت الجاریه تسع سنین دفع الیها مالها و جاز امرها فى مالها و اقیمت الحدود التامه لها و علیها.)۱۳

زمانى که (دختر) به نُه سالگى رسید، دارایى او، به او بازگردانده مى شود و رواست که در مال خود تصرف کند و حدود تامه، به سود او و علیه او جارى مى شود.

۴ . امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(الجاریه اذا بلغت تسع سنین ذهب عنها الیتم و زوجت و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها….)۱۴

هنگامى که دختر نُه ساله شد، کودکى او پایان مى پذیرد و ازدواج مى کند و حدود عمومى علیه او و به سود او جارى مى شود.

۵ . همان بزرگوار مى فرماید:

(فى حدیث قال: ان الجاریه لیست مثل الغلام ان الجاریه اذا تزوجت و دخل بها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز امرها فى الشراء و البیع و اقیمت علیها الحدود التامه و اخذت لها و بها….)۱۵

به درستى که دختر مانند پسر نیست، همانا دختر نُه ساله هنگامى که ازدواج و پیوند زناشویى برقرار کند، از کودکى خارج شده و دارایى او را مى توان به او واگذارد و خرید و فروش او نیز نافذ است و حدود تامه بر او جارى مى شود و براى او نیز، علیه دیگرى حدود تامه اجرا مى شود.

۶. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا تم للغلام ثمان سنین فجائز امره و قد وجبت علیه الفرائض و الحدود و اذا تم للجاریه تسع سنین کذلک.)۱۶

زمانى که پسر هشت ساله شد، تصرفات مالى او روا مى شود واجبات و حدود بر او جارى مى گردد و زمانى که دختر نُه ساله شد، همان حکم را دارد.

۷ . امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(لایدخل بالجاریه حتى یأتى لها تسع سنین او عشر سنین.)۱۷ همبستر شدن با دختر تا پیش از نُه یا ده سالگى جایز نیست.

۸ . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (اذا تزوج الرجل الجاریه و هى صغیره فلایدخل بها حتى یأتى لها تسع سنین.)۱۸

هنگامى که مردى با دختر کوچکى ازدواج کرد، نباید با او پیوند زناشویى برقرار کند، تا دختر نُه ساله شود.

۹. امام صادق(علیه السلام) به مردى فرمود: برو به قاضى بگو: رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

(حد امرأه ان یدخل بها على زوجها ابنه تسع سنین.)۱۹

حد زنى که شوهرش مى تواند با او پیوند زناشویى برقرار کند، دختر نُه ساله است [از نُه سالگى به بعد].

۱۰. امام صادق(علیه السلام) فرمود:

(ثلاث یتزوجن على کل حال: التى لم تحض و مثلها لاتحیض. قال: قلت: و ما حدها؟ قال(علیه السلام): اذا اتى لها اقل من تسع سنین.)۲۰

سه گروه از زنان هستند که عده ندارند: زنى که حیض نشده است و مانند او نیز حیض نمى شوند. راوى گوید: پرسیدم: حد آن چیست؟ حضرت فرمود: هنگامى که کم تر از نُه سال داشته باشد.

روایتى دیگر بمانند این روایت بیان شده است: راوى مى گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(ثلاث یتزوجن على کل حال التى قد یئست من المحیض… و التى تحض و مثلها لاتحیض. قلت: و متى تکون کذلک؟

قال: ما لم تبلغ تسع سنین فانها لاتحیض و مثلها لاتحیض.)۲۱

توضیح: روایاتى که دلالت مى کنند: (صبیه التى لاتحیض مثلها لا عده علیها) بسیارند ولى در این روایت، سن مطرح شده است.

۱۱. از امام رضا(علیه السلام) درباره کنیز کم سنى که بالغ نشده و لازم نیست مرد او را استبرا کند(با خبر شود که حامله است یا خیر) فرمود:

اذا لم تبلغ استبرأت شهر. قلت: و ان کانت ابنه سبع سنین او نحوها مما لاتحمل؟ فقال: هى صغیره ولایضرک ان لاتستبرأها. فقلت: ما بینها و بین تسع سنین؟ فقال: نعم، تسع سنین. ۲۲

هنگامى که بالغ نشده، یک ماه استبرا مى شود. راوى گوید پرسیدم: اگر هفت سال یا مانند آن داشت که امکان حاملگى وجود ندارد چه باید کرد؟ حضرت فرمود: چنین دخترى کوچک است و براى تو ضررى ندارد که استبرا نکنى. سپس گفتم: بین هفت تا نُه سال چطور؟ حضرت فرمود: بله ۹ سال [از ۹ سال به بعد باید روشن شود که حامله است یا نه.]

۱۲ . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (ان من دخل بامرأته قبل تسع سنین فأصابها عیب فهو ضامن.)۲۳

کسى که با همسر خود پیش از نُه سالگى پیوند زناشویى برقرار کند و به دختر آسیبى وارد آید، مرد ضامن است.

۱۳ . امام على(علیه السلام) مى فرماید: (من تزوج بکراً فدخل بها فى اقل من تسع سنین فعیبت ضمن.)۲۴

کسى که با دخترى ازدواج کند و پیش از نُه سالگى، با او در آمیزد و به دختر آسیبى وارد آید شوهر ضامن است.

۱۴. از امام صادق(علیه السلام) درباره دختر نابالغى پرسش شد که مردى با او در آمیخته و دختر آسیب دیده و مجراى ادرار، یا نشیمنگاه با واژن او یکى شده است؟ امام فرمود:

(ان کان دخل بها حین دخل بها ولها تسع سنین فلا شیئ علیه و ان کانت لم تبلغ تسع سنین او کان لها اقل من ذلک بقلیل حین دخل بها فافتضها فانه قد افسدها و عطلها على الازواج فعلى الامام ان یغرمه دیتها وان امسکها و لم یطلقها حتى تموت فلاشیئ علیه.)۲۵

اگر هنگام آمیزش، دختر نُه سال داشته، مرد ضامن نیست، ولى اگر نُه سال نداشته، اگرچه اندکى از نُه سال کم تر داشته در صورتى که با او آمیزش شده و دختر آسیب دیده و مجراى ادرار با واژن او یکى شده، در حقیقت، مرد او را فاسد کرده و امکان ازدواج را از او سلب کرده، پس بر امام واجب است که دیه زن را بپردازد و اگر مرد تا پایان زندگى زن، او را نگاه دارد و طلاقش ندهد، چیزى بر مرد نیست.

۱۵ . از امام باقر(علیه السلام) درباره مردى که به زن خود آسیب برساند و مجراى ادرار با واژن او را یکى کند، پرسیده شد، امام فرمود:

(علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین.)۲۶ اگر مرد پیش از نُه سالگى با دختر در آمیزد، باید دیه او را بپردازد.

۱۶ . از امام صادق(علیه السلام)روایت شده که حضرت على(علیه السلام) مى فرمود:

(من وطىء امرأه من قبل ان یتم لها تسع سنین فأعنف ضمن.)۲۷ کسى که قبل از به پایان رسیدن نُه سالگى، با همسر خود درآمیزد و به او آسیب برساند، ضامن است.

۱۷ . امام صادق(علیه السلام)مى فرماید:

(اذا خطب الرجل المرأه فدخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین فرق بینهما و لم تحل له ابدا.)۲۸

هنگامى که مردى با دخترى که نُه ساله نشده ازدواج کند و با او درآمیزد، باید بین آن مرد و همسرش جدایى افکند و آن زن تا ابد بر آن مرد حرام است.

۱۸. از امام باقر(علیه السلام) درباره مردى که با همسر خود درآمیخته و به وى آسیب رسانده پرسیده شد، امام فرمود:

(علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین قال: و ان امسکها و لم یطلقها فلاشیئى علیه ان شاء امسک و ان شاء طلق.)۲۹

اگر آمیزش، پیش از نُه سالگى دختر بوده، مرد باید به او دیه بپردازد. البته اگر زن را نگهدارد و طلاق ندهد، لازم نیست دیه بپردازد. حال اگر خواست او را نگهدارد و اگر خواست او را طلاق دهد.

۱۹. امام على(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا تزوجت البکر بنت تسع سنین فلیست مخدوعه.)۳۰ هنگامى که دختر نُه ساله ازدواج کرد، فریب خورده نیست.

۲۰. از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: دختر از چه زمانى کودک به شمار نمى آید؟ شش، یا هفت ساله؟ امام فرمود:

(لا ابنه تسع لاتستصبى و اجمعوا کلهم على ان ابنه تسع لاتستصبى الا ان یکون فى عقلها ضعف و الا فهى اذا بلغت تسعا فقد بلغت.)۳۱

خیر، دختر نُه ساله کودک به حساب نمى آید و همگى اتفاق دارند بر این که دختر نُه ساله کودک به شمار نمى آید، مگر آن که در عقل او ضعفى وجود داشته باشد. در غیر این صورت، دختر هنگامى که نُه ساله شد بالغ شده است.

۲۱ . راوى مى گوید: از امام باقر(علیه السلام) پرسیدم:

(متى یجوز للأب ان یزوج ابنه ولایستأمرها؟ قال: اذا جازت تسع سنین فان زوجها قبل بلوغ التسع سنین کان الخیار لها اذا بلغت تسع سنین. قلت: فان زوجها ابوها و لم تبلغ تسع سنین فبلغها ذلک فسکتت و لم تأت ذلک أیجوز علیها؟ قال: لیس یجوز علیها رضاء فى نفسها و لایجوز لها تأب و لاسخط فى نفسها حتى تستکمل تسع سنین و اذا بلغت تسع سنین جاز لها القول فى نفسها بالرضا و التأبى و جاز علیها بعد ذلک و ان لم تکن ادرکت مدرک النساء قلت: افتقام علیها الحدود و تؤخذ بها و هى فى تلک الحال و انما لها تسع سنین و لم تدرک مدرک النساء فى الحیض؟ قال: نعم اذا دخلت على زوجها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها.)۳۲

چه زمانى پدر مى تواند دخترش را شوهر بدهد و با او مشورت نکند؟ امام فرمود: تا زمانى که نُه ساله شود. پس اگر پیش از نُه سالگى او را شوهر بدهد، وقتى او نُه ساله شد در قبول یا رد ازدواج مختار است. راوى گوید: گفتم: اگر پدر، دختر را پیش از نُه سالگى شوهر داد و دختر اطلاع یافت و مخالفت نکرد، آیا این ازدواج بر دختر لازم مى شود؟ امام فرمود: خیر، او قبل از نُه سالگى نمى تواند رضایت دهد یا رد کند، ولى وقتى نُه ساله شد این اختیار را دارد و پس از اختیار، ازدواج قطعى مى شود، اگر چه هنوز حیض نشده باشد. راوى گوید: گفتم: در حالى که نُه ساله شد، ولى حیض نشد آیا حدود بر او جارى مى شود؟ امام فرمود: بله، وقتى وارد بر شوهر شد و نُه سال داشت، کودکى او پایان یافته است، مالش را در اختیارش مى گذارند و حدود علیه او و به سود او اقامه مى شود.

دو روایت نیز ذکر شده که در آن حکم به قطع دست دزد نُه ساله شده، ولى چون در روایت واژه (صبى) آمده و به طور خاص در مورد دختر مطلبى بیان نشده از ذکر آن خوددارى مى کنیم.۳۳

روایت ۷ سال

۱. امام حسن عسکرى مى فرماید:

(اذا بلغ الغلام ثمانى سنین فجائز امره فى ماله و قد وجب علیه الفرائض و الحدود و اذ اتم للجاریه سبع سنین فکذلک.)۲۴

زمانى که پسران هشت ساله شدند، جایز است که در دارایى خود تصرف کنند و واجبات و حدود بر آنها واجب مى شود و همین گونه اند دختران، وقتى که هفت سال آنان تمام شد.

یادآورى

۱. سند روایت ضعیف است.

۲ . اصحاب همگى از آن روى برگردانده و کسى به مضمون آن عمل نکرده است.

۳. احتمال دارد واژه تسع بوده که در نسخه بردارى، در نقطه گذارى اشتباه رخ داده و تبدیل به سبع شده، از این روى، صاحب جواهر این روایت را با واژه (تسع) نقل کرده است.۳۵

روایات ۱۰ سال

راوى مى گوید:

(سئلته عن الجاریه یتمتع منها الرجل؟ قال: نعم الا ان تکون صبیه تخدع. قال: قلت: اصلحک الله و کم الحد الذى اذا بلغته لم تخدع؟ قال: بنت عشر سنین.۳۶

از امام در باره دخترى پرسیدم که مرد از او بهره جنسى مى برد. امام فرمود: بله، مگر آن که دختر فریب خورد. پرسیدم: میزانى که وقتى دختر به آن حد رسید، فریب خورده به شمار نمى آید، چه زمانى است؟ حضرت فرمود: دختر ۱۰ ساله. ۲. امام صادق از پدر بزرگوارش و آن حضرت از على(علیه السلام) روایت کرد که فرمود:

(لا توطأ جاریه لاقل من عشر سنین فان فعل فعیبت فقد ضمن.)۳۷

با دختر کم تر از ده سال همبسترى روا نیست و اگر این کار انجام شد و دختر آسیب دید، مرد ضامن است.

اسماعیل بن جعفر مى گوید:

(ان رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) دخل بعایشه و هى بنت عشر سنین و لیس یدخل بالجاریه حتى تکون امرئه).۳۸

به درستى که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) با عایشه آن گاه که دخترى ده ساله بود، ارتباط زناشویى برقرار کرد و ارتباط زناشویى برقرار نمى شود، تا این که دختر، زن به شمار آید.

یادآورى

بسیارى بر این باروند مراد از روایات نُه سال، پایان نُه سال است و منظور از روایات ده سال نیز، ورود در ده سالگى است، پس روایات نُه سال و ده سال، هر دو یک سن را مطرح مى کنند.۳۹

روایت ۱۳ سال

۱. راوى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: پسر در چه زمانى باید نماز بگزارد؟ امام فرمود:

(اذا اتى علیه ثلاث عشره سنه فان احتلم قبل ذلک فقد وجبت علیه الصلاه و جرى علیه القلم و الجاریه مثل ذلک ان اتى لها ثلاث عشره سنه او حاضت قبل ذلک فقد وجبت علیها الصلاه و جرى علیها القلم.)۴۰

هرگاه سیزده ساله شود. البته اگر پیش از سیزده سالگى محتلم شود، نماز بر او واجب است و قلم تکلیف بر او جارى مى شود. دختر هم مثل پسر است، هرگاه سیزده ساله شد، یا پیش از آن حیض شد، نماز بر او واجب مى شود و قلم تکلیف بر او جارى مى گردد.

سه حدیث دیگر نیز بیان شده که در آن سیزده سالگى مطرح شده است، ولى این سه عام بوده و ذکرى از دختر به طور خاص در آنها به میان نیامده است.۴۱

روایات زمان وقوع حیض

درپاره اى از روایات، واجب شدن برخى از احکام بر دختران، به فرا رسیدن سن خاصى بسته نشده است، بلکه زمان واجب شدن آن احکام را زمانى بیان کرده اند که دختر حائض مى گردد. در حقیقت، روشن ترین نشانه بلوغ جنسى را در دختر زمان واجب شدن پاره اى از کارهاى عبادى یاد کرده اند:

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(على الصبى اذا احتلم الصیام وعلى الجاریه اذا حاضت الصیام والخمار.)۴۲

پسر وقتى محتلم شد، باید روزه بگیرد و دختر وقتى که حیض شد، روزه و پوشش بر او واجب است.

۲. در خبر دیگر آمده:

(على الصبى اذا احتلم الصیام و على المرأه اذا حاضت الصیام.)۴۳

۳. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(لایصلح لجاریه اذا حاضت الا ان تختمر الا ان لاتجده.)۴۴

دختر از هنگامى که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۴. راوى از پوشش زن در نماز مى پرسد، امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(و لا یصلح للحره اذا حاضت الا الخمار الا ان لا تجده.)۴۵

آزاد (غیر کنیز) از هنگامى که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۵ . از امام على(علیه السلام) نقل شده که فرمود:

(اذا حاضت الجاریه فلاتصلى الا بخمار.)۴۶ از هنگامى که دختر حیض شد، نباید بدون پوشش نماز بگزارد.

۶. از امام باقر(علیه السلام) درباره پوشش کنیز پرسیده شد، امام فرمود:

(لو کان علیها لکان علیها اذا هى حاضت و لیس علیها التقنع فى الصلوه.)۴۷

اگر بر کنیز پوشش لازم باشد، این امر از زمانى است که حیض شود….

۷. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:

(لایقبل الله صلوه جاریه قد حاضت حتى تختمر.)۴۸

خداوند نماز دخترى را که حیض شده نمى پذیرد، مگر آن که با پوشش باشد.

۸. اسحاق بن عمار مى گوید: از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم: آیا پسر ده ساله باید حج بگزارد؟ امام فرمود:

(علیه حجه الاسلام، اذا احتلم و کذلک الجاریه علیها الحج اذا طمثت.)۴۹

از هنگامى که محتلم مى شود، بر او حج واجب است و دختر هم از زمانى که خون حیض دید، بر او حج واجب مى شود.

۹. عبدالرحمان بن حجاج مى گوید: از امام کاظم(علیه السلام) پرسیدم: دختر نابالغ، از چه زمانى باید سر خود را از نامحرم بپوشاند و چه زمانى باید در نماز با پوشش باشد؟ امام فرمود:

(لاتغطى رأسها حتى تحرم علیها الصلاه.)۵۰

از زمانى که گزاردن نماز بر او حرام مى شود [ یعنى از زمانى که حیض مى شود.]

۱۰. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اتى على(علیه السلام) بجاریه لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً ولم تقطعها.)۵۱

حضرت على(علیه السلام) درباره دخترى که هنوز حائض نشده و دزدى کرده بود، دستور داد که او را چند تازیانه بزنند، ولى دست او را قطع نکنند.

روایاتى که اشاره به بلوغ دختر دارد

۱. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:

(ثمانیه لایقبل الله لهم صلاه: منهم المرأه المدرکه تصلى بغیر خمار.)۵۲

هشت گروهند که نماز آنان مورد قبول خداوند واقع نمى شود. یک گروه از آنان دختران بالغ هستند در حالى که نماز خود را بدون پوشش بخوانند.

۲. (… قال سألت ابا عبداللّه(علیه السلام) عن الجاریه الصغیره یزوجها ابوها أ لها امر اذا بلغت؟ قال: لا، لیس لها مع ابیها امر. قال: و سألته عن البکر اذا بلغت مبلغ النساء أ لها مع ابیها امر؟ قال: لیس لها مع ابیها امر ما لم تکبر (تثیب).)۵۳

راوى گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم که آیا دختر بچه اى که پدرش او را به عقدازدواج دیگرى درآورده است، هنگامى که بالغ شد در امر ازدواج خود اختیارى دارد؟ حضرت فرمود: خیر، با وجود پدرش او دیگر اختیارى ندارد. راوى گوید: سؤال کردم دختر باکره، آن گاه که چون زنان بالغ شد، آیا با وجود پدرش، اختیارى در امر ازدواج خویش دارد؟ حضرت فرمود: مادامى که بزرگ نشده است، با وجود پدرش، اختیارى در امر ازدواج خویش ندارد [در نسخه دیگر: مادامى که با کره باشد….].

نکته: در این موضوع، فقها دیدگاههاى گوناگونى دارند و روایات نیز، در این زمینه گوناگونند بسیارى از فقیهان، به دلیل روایات موجود در این زمینه، اعتقاد دارند: دختر بالغ رشید، گرچه تاکنون ازدواج نکرده و باکره باشد، باید راضى به ازدواج باشد. البته راضى بودن دختر به تنهایى، کافى نیست، بلکه راضى بودن پدر نیز، شرط است، مگر آن که دختر مایل به ازدواج با مردى باشد که در عرف و شرع همتاى او به شمار مى آید و پدر اجازه ندهد که در این صورت، اجازه پدر لازم نیست.۵۴

۳. على بن یقطین مى گوید: از امام رضا(علیه السلام) درباره دختر و پسر سه ساله و یا کوچک تر که به عقد ازدواج دیگرى در مى آید، پرسیدم: وقتى دختر بالغ شد و راضى به این ازدواج نبود، حکم این دختر چیست؟ امام فرمود:

(لابأس بذلک اذا رضى ابوها او ولیها.)۵۵ هنگامى که پدر و یا ولى او به این امر راضى بودند، اشکالى ندارد.

۴. راوى مى گوید از امام باقر(علیه السلام) درباره دختر بچه اى که به عقد پسر بچه اى در مى آید پرسیدم، امام فرمود:

(ان کان ابواهما اللذان زوجاهما جایز ولکن لهما الخیار اذا ادرکا….)۵۶

اگر پدر آن دو، آنان را به عقد ازدواج یکدیگر درآورده اند، این عقد جایز است، ولى این دختر و پسر هنگامى که بالغ شدند اختیار دارند که آن را بپذیرند یا نپذیرند.

۵. (عن محمد بن اسماعیل ابن بزیع قال: سأله رجل عن رجل مات و ترک اخوین وابنه والبنت صغیره فعقد احد الأخوین الوصى فزوج الابنه من ابنه…. فقال: الروایه فیها انها للزوج الاخیر وذلک انها قد کانت ادرکت حین زوجها ولیس لها ان تنقض ما عقدته بعد ادراکها.)۵۷

راوى گوید: مردى از او پرسید درباره مردى که از دنیا رفته و از او دو برادر و یک دختر و یک دختربچه باقى مانده است، آن گاه یکى از دو برادر، که وصى میت است، دختر او را به عقد ازدواج پسر خود در مى آورد [سپس پدر شوهر از دنیا مى رود و برادر دیگر، دختر را به عقدازدواج پسرش در مى آورد….] گفت: روایت در این مسأله این است که: دختر از آن شوهر آخرى است; زیرا هنگام ازدواج بالغ بوده است و دختر نمى تواند ازدواج با مردى را که پس از بلوغ با او ازدواج کرده است، بر هم بزند.

۶. ابى بکر از امام صادق(علیه السلام) از دختر نابالغى مى پرسد که در حال زنا با مردى یافت شده است، امام مى فرماید:

(تضرب الجاریه دون الحد ویقام على الرجل الحد.)۵۸

بر مرد، حد جارى مى شود، ولى بر دختر حد جارى نمى شود، تنها تعزیر مى شود.

روایاتى که اشاره به بلوغ اعم از دختر و پسر دارد

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(لیس على مال الیتیم زکاه و ان بلغ الیتیم فلیس علیه لما مضى زکاه ولا علیه فیما بقى حتى یدرک فاذا ادرک فانما علیه زکاه واحد ثم کان علیه مثل ما على غیره من الناس.)۵۹

ییتیم تا زمان بلوغ، در دارایى پیش خود و یا آنچه از پیش از بلوغ برایش باقى مانده، لازم نیست زکات بپردازد، پس هنگامى که بالغ شد، یک زکات باید بپردازد، سپس حکم او مانند سایر مردم مى گردد.

۲. امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه (وابتلوا الیتامى) مى فرماید:

(من کان فى یده مال بعض الیتامى فلایجوز له ان یعطیه حتى یبلغ النکاح ویحتلم.)۶۰

کسى که مالى از یتیمان نزد او باشد، حق ندارد مال را در اختیار یتیم بگذارد، مگر آن که یتیم به بلوغ جنسى و احتلام برسد.

۳. امام على(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا اسلم الاب جر الولد الى الاسلام فمن ادرک من ولده دعى الى الاسلام فان ابى قتل و ان اسلم الولد لم یجر ابویه و لم یکن بینهما میراث.)۶۱

هنگامى که پدر مسلمان شد، فرزند نیز مسلمان به شمار مى آید. پس هر کدام از فرزندان او بالغ شد، به اسلام فراخوانده مى شود. اگر اسلام را نپذیرفت، به قتل مى رسد، ولى اگر فرزند مسلمان شود پدر و مادر او مسلمان به شمار نمى آید و بین فرزند و پدر و مادر میراثى وجود ندارد.

۴. امام على(علیه السلام) درباره کودکانى که پدرشان کشته شده بود، فرمود:

(انتظروا بالصغار الذین قتل ابوهم ان یکبروا فاذا بلغوا خیروا فان احبوا قتلوا او عفوا او صالحوا.)۶۲

صبر کنید تا بزرگ شوند پس هنگامى که بالغ شدند، تصمیم مى گیرند اگر دوست داشتند قاتل را به قتل مى رسانند، یا مى بخشند و یا مصالحه مى کنند.

۵. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده درباره کودکى که جوان شد و مسیحیت را برگزید، در حالى که پدر و مادرش، یا یکى از آن دو مسلمان هستند، فرمود:

(لایترک ولکن یضرب على الاسلام.)۶۳ این جوان رها نمى شود، ولى براى اسلام مورد ضرب قرار مى گیرد.

۶. امام رضا(علیه السلام) مى فرماید:

(وان الصبى لایجرى علیه القلم حتى یبلغ.)۶۴ بر کودک قلم جارى نمى شود. [گناهان او ثبت نمى گردد] تا زمانى که بالغ شود.

۷. راوى مى گوید از امام صادق(علیه السلام) از پسربچه و دختربچه اى پرسیدم که:

(زوجهما ولیان لهما و هما غیر مدرکین. قال: فقال: النکاح جائز ایهما ادرک کان له الخیار فان ماتا قبل ان بدر کاملا میراث بینهما ولا مهر الا ان یکونا قد ادرکا ورضیا. قلت: فان ادرک احدهما قبل الآخر. قال: یجوز ذلک علیه ان هو رضى. قلت: فان کان الرجل الذى ادرک قبل الجاریه ورضى النکاح ثم مات قبل ان تدرک الجاریه اترثه؟ قال: نعم یعزل میراثها منه حتى ادرک و تحلف بالله مادعاها الى اخذ المیراث الا رضاها بالتزویج ثم یدفع الیهاالمیراث و نصف المهر. قلت: فان ماتت الجاریه ولم تکن ادرکت ایرثها الزوج المدرک؟ قال: لا لان لها الخیار اذا ادرکت. قلت: فان کان ابوها هوالذى زوجها قبل اَن ادرکت؟ قال: یجوز علیها تزوج الاب ویجوز على الغلام والمهر على الاب للجاریه.)۶۵

ولیّ آنان، آن دو را به عقد ازدواج یکدیگر در آورده اند. حضرت فرمود: عقد ازدواج جایز است و هر کدام آنان، زمانى که بالغ شدند، اختیار دارند که ازدواج را بپذیرند یا نپذیرند. حال اگر هر دو قبل از بلوغ بمیرند، از یکدیگر ارث نمى برند و به دختر نیز مَهریه پرداخت نمى شود، مگر آن که بالغ شوند و به ازدواج رضایت دهند. راوى گوید پرسیدم: اگر یکى زودتر از دیگرى بالغ شد، چه حکمى دارد؟ حضرت فرمود: عقد ازدواج براى او اگر راضى به ازدواج باشد، جایز است. پرسیدم: اگر پسر قبل از دختر بالغ شد و راضى به ازدواج شد، ولى هنوز دختر بالغ نشده، پسر از دنیا رفت، آیا دختر از پسر ارث مى برد؟ حضرت فرمود: باید سهم الارث زن از اموال پسر جدا شود و وقتى دختر بالغ شد، بگوید که به ازدواج راضى بوده است، یا نه. البته باید قسم بخورد که به ازدواج [در صورت ادامه حیات پسر] راضى است و علت اعلام رضایت او بهره بردارى از اموال او با عنوان ارث نیست. آن گاه سهم دختر را از ارث مى دهند و نصف مهریه او را نیز از اموال شوهر به او مى پردازند.

راوى گوید پرسیدم: حال اگر دختر پیش از بلوغ از دنیا رفت، آیا پسر که بالغ شده است از دختر ارث مى برد؟ حضرت فرمود: ارث نمى برد; زیرا ممکن است دختر اگر زنده مى ماند، پس از بلوغ به ازدواج رضایت نمى داد. پرسیدم: اگر پدر دختر، او را قبل از بلوغ به عقد ازدواج پسر درآورده باشد، چه حکمى دارد؟ حضرت فرمود: تزویج پدر بر دختر و پسر جایز است و مهریه را باید پدر به دختر بپردازد.

توان جسمانى شرط در واجب بودن روزه

در سه روایت توان جسمى براى روزه شرط شده است:

۱. از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: کودک از چه زمانى باید روزه بگیرد؟ فرمود:

(اذا قوى على الصیام.)۶۶ هنگامى که توان روزه گرفتن را پیدا کرد.

۲. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا اطاق الصبى الصوم وجب علیه الصیام.)۶۷ هنگامى که کودک طاقت روزه را داشت روزه بر او واجب مى شود.

۳. حضرت على(علیه السلام) فرمود:

(یجب الصلوه على الصبى اذا عقل والصوم اذا اطاق والشهاده والحدود اذا احتلم.)۶۸

نماز هنگامى بر کودک واجب مى شود که عاقل گردد و روزه، آن گاه که طاقت جسمانى پیدا کند و حدود، زمانى که محتلم گردد.

رشد، شرط در داد و ستدها

خداوند در آیه ۶ سوره نساء، افزون بر بلوغ، رشد را نیز در انجامِ داد و ستدها لازم مى داند. روایات نیز به این مطلب اشاره دارند، از جمله:

۱. راوى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره دختر یتیم پرسیدم: چه زمانى دارایى او را مى توان در اختیارش قرار داد؟ حضرت فرمود:

(اذا علمت انها لاتفسد و لاتضیع. فسألته: ان کانت زوجت. فقال: اذا زوجت فقد انقطع ملک الوصى عنها.)۶۹

هنگامى که دانستى اموال خود را فاسد و ضایع نمى کند….

۲. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(انقطاع یتم الیتیم الاحتلام وهو اشده وان احتلم ولم یؤنس منه رشده وکان سفیهاً او ضعیفاً فلیمسک عنه ولیه ماله.)۷۰

پایان کودکى، زمان محتلم شدن است… اگر کودک محتلم شد، ولى در او رشد نیافتید و سفیه یا ضعیف بود، ولیّ او باید اموال او را نگاهدارى کند.

۳. از امام موسى بن جعفر(علیه السلام) پرسیده شد از یتیم، چه زمانى کودکى او پایان مى پذیرد؟ امام فرمود:

(اذا احتلم و عرف الاخذ و العطاء.)۷۱

هنگامى که محتلم شد و شناخت نسبت به به دست آوردن اموال و بخشیدن آن پیدا کرد.

۴. امام صادق(علیه السلام) درباره سرپرست یتیم مى فرماید:

(اذا قرأ القرآن و احتلم و اونس منه الرشد دفع الیه ماله و ان احتلم و لم یکن له عقل یوثق به لم یدفعه الیه و انفق منه بالمعروف علیه.)۷۲

هنگامى که یتیم قرآن خواند و محتلم شد و در او رشد دیده شد، اموال او به او پرداخته مى شود، ولى اگر یتیم محتلم شد و داراى درک و عقلى که بتوان به آن اعتماد کرد نشده بود، اموال او را به دست او نمى سپارند و از اموال او مخارج او را به نیکى و شایستگى مى پردازند.

احتلام

در پاره اى از روایات، زمان واجب شدن پاره اى از تکالیف بر کودک، از زمان احتلام او مطرح شده است. در بیش تر این روایات، نشانه هایى وجود دارد که روشن مى سازد مراد از احتلام، خارج شدن منى از پسران است و دختران منظور نیستند، از جمله: تقابل و رویارویى که بین حیض و احتلام در متن پاره اى از این روایات به چشم مى خورد از نظر پزشکى نیز احتلام در دختران پیش از ازدواج، بسیار کم رخ مى دهد.

شاید بتوان گفت: به دلیل بسیار کم بودن احتلام در دختران، مراد از حلم در روایات، محتلم شدن پسران باشد. شمارى از فقها به این روایات استناد کرده و آن را به دختران نیز گسترانده اند. از جمله روایتى که در این بحث مى تواند مورد استفاده قرار گیرد این حدیث شریف است:

على(علیه السلام) مى فرماید:

(ان القلم یرفع عن ثلاثه: عن الصبى حتى یحتلم وعن المجنون حتى یفیق وعن النائم حتى یستیقظ.)۷۳

به درستى که قلم تکلیف از سه گروه برداشته شده است: از کودک تا زمانى که محتلم شود، از دیوانه تا زمانى که عاقل گردد و از کسى که در خواب است تا زمانى که بیدار شود.

روایاتى چند اشاره به این مطلب دارند: کارهاى گوناگون فردى و اجتماعى در یک زمان، بر فرد لازم و واجب مى گرد و جداسازى بین زمان واجب شدن کارهاى عبادى و زمان واجب شدن کارهاى اجتماعى وجود ندارد.

اکنون به نمونه هایى از این روایات اشاره مى گردد:

۱. روایاتى که نوشتن خوبیها و بدیها را در یک زمان، دانسته، یا پایان کودکى را یک زمان بیان کرده و یا کارهاى عبادى و اجتماعى را جدا جدا یادآور شده و براى همگى یک زمان را در نظر گرفته اند، مانند روایات: ۲، ۴، ۵، ۲۰، ۲۱و ۶ از روایات نُه سال، روایات ۱ و ۲ از روایات ۱۳ سال و روایت ۶ از روایات بلوغ جنسى در دختر و پسر و حدیث رفع (حدیث احتلام).

۲. امام رضا(علیه السلام) درباره زمان بلوغ مى فرماید:

(ما اوجب على المؤمنین الحدود.)۷۴ زمان بلوغ آن هنگام است که حدود بر مؤمنان واجب مى گردد.

۳. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(انما یجب ان یصلى على من وجبت علیه الصلاه و الحدود و لایصلى على من لم تجب علیه الصلاه و لا الحدود.)۷۵

نماز میت از زمانى بر کودک واجب مى شود که نماز بر خود او واجب شده و حدود نیز بر او واجب باشد و بر کسى که هنوز نماز و حدود واجب نشده، واجب نیست که نماز میت گزارده شود.

جمع بندى آیات و روایات

در آیات، آنچه از کارهاى واجب عبادى و اجتماعى به آن اشاره شده، زمان جایز بودن تصرف در اموال است که آن هم از هنگام بلوغ نکاح و هرگاه که رشد فرد ثابت شد، خواهد بود. در روایات هر چند بحثهایى چند در سند و نیز دلالت آنها وجود دارد، ولى با فرض امکان استناد به آنها مى توان مطالب یاد شده را در روایات، بدین گونه دسته بندى کرد:

روایات ۹ سال: دست کم ۲۱ روایت داریم که دلالت بر نُه سال مى کنند. سند حدود ده روایت صحیحه است، در صورتى که روایات هفت سال و ده سال نیز، همان پایان نُه سال را مورد نظر داشته باشند، شمار این روایات، به بیست وچهار مى رسد که البته ممکن است پاره اى از روایاتى که محتواى بسیار همانند دارند و داراى سندهاى گوناگونند، جدا جدا به شمار آیند که در این صورت، شمار روایات بیش تر از این خواهد بود.

الف. ده روایت بیان مى کنند: با دختر از نُه سالگى مى توان آمیزش کرد و اگر مردى با زن خود، پیش از نُه سالگى آمیزش داشته باشد و زن آسیب ببیند مرد ضامن است و احکامى علیه او اجرا مى گردد.

ب. پنج روایت بیان مى کنند: حدود به سود دختر نُه ساله و علیه او اجرا مى گردد.

ج. چهار روایت بیان مى کنند: دختر نُه ساله دیگر کودک به شمار نمى آید و نُه سالگى حد بلوغ دختر است.

البته یکى از این روایات اشاره مى کند: دختر نُه ساله تنها اگر کم خرد باشد، کودک به شمار مى آید.

د. دو روایت بیان مى کنند: از نُه سالگى کارهاى نیک و گناهان دختر ثبت مى شود و در برابر گناهان کیفر مى بیند.

هـ. یک روایت نیز نُه سال را زمان واجب شدن کارهاى عبادى بیان داشته است.

و. سه روایت بیان مى دارند: دختر از نُه سالگى مى تواند در اموال خویش تصرف کند (البته به قرینه آیه ها و روایات دیگر، به شرط آن که رشد فکرى جهت انجام دادوستدها را هم داشته باشد).

ز. دو روایت بیان مى دارند: تـا پیـش از نُه سالگـى امکـان حیـض دختر وجـود ندارد. یک روایت مى گوید: امکان پدید آمدن حیض، از نُه سالگى است. یک روایت بیان مى کند: حکم به حاملگى دختر پیش از نُه سال نمى توان کرد، از این روى عدّه و استبرا ندارد.

ح. یک روایت مى گوید: دختر نُه ساله در ازدواج خویش فریب خورده نیست.

ط. یک روایت مى گوید: دختر اگر پیش از نُه سال توسط ولیّ خود به عقد ازدواج کسى درآمده باشد، پس از نُه سالگى مى تواند این ازدواج را بپذیرد، یا نپذیرد.

روایت ۷ سال: تصرف در اموال و واجب شدن کارهاى عبادى و اجراى حدود را از این زمان به بعد مى داند.

روایات ۱۰ سال: سه روایت است که یک روایت مى گوید: از این زمان به بعد دختر فریب خورده به شمار نمى آید و دو روایت مى گویند: با دختر کم تر از ده سال نباید آمیزش کرد.

روایات ۱۳ سال: واجب شدن نماز و جارى شدن قلم تکلیف بر دختر را از این سن و یا از زمان پدید آمدن حیض، در صورتى که پیش از سیزده سال رخ داده باشد، مى دانند.

روایات حیض: ده روایت در این باره وجود دارد:

الف. چهار روایت: زمان واجـب شدن پوشش، از زمـان وقـوع حیـض به بعد مى باشد.

ب. چهار روایت: زمان واجب شدن حجاب در نماز، از زمان وقوع حیض به بعد است.

ج. دو روایت: زمان واجب شدن روزه از زمان وقوع حیض به بعد است.

د. یک روایت: زمان واجب شدن حج از زمان وقوع حیض به بعد است.

هـ. یک روایت: مى گوید امـام(ع) قبـل از این زمـان، بر دختر حـدود را اجـرا نکرده است.

روایات بلوغ دختر: در این باره، پنج روایت وجود دارد:

الف. یک روایت: واجب شدن حجاب در نماز، از زمان بلوغ دختر به بعد است.

ب. سه روایت: درباره پذیرفتن و نپذیرفتن دختر ازدواج کودکى خود را از سوى پدر یا ولى.

ج. یک روایت: در این باره که دختر بالغ نمى تواند ازدواج خود را بر هم زند.

روایات بلوغ کودک: دراین باره هفت روایت وجود دارد:

الف. یک روایت مى گوید: پس از بلوغ کودک، پرداخت زکات بر او واجب مى شود.

ب. دو روایت مى گوید: حد مرتد پس از بلوغ کودک اجرا مى شود.

ج. یک روایت مى گوید: کودک پس از بلوغ علیه دیگران حد را مى تواند اجرا کند.

د. یک روایت مى گوید: پس از بلوغ کودک او مى تواند در اموال خودتصرف کند.

هـ. یک روایت مى گوید: کودک وقتى بالغ شد، مى تواند نسبت به ازدواج زمان کودکى خویش تصمیم بگیرد.

و. یک روایت مى گوید: از زمان بلوغ کارهاى فرد ثبت مى گردد.

آراى فقیهان

فقیهان در بیان آراى فقهى خود، به طور معمول در کتاب (الحجر) و گاه در کتاب الصلاه یا صوم یا زکات یا حج، یا تجاره یا نکاح یا حدود و قصاص و بسیار کم در جاهاى دیگر، به بحث بلوغ پرداخته اند که سعى مى شود آراى فقهاى معروف از ابتداى عصر غیبت، به گونه مختصر ذکر شود.

یادآورى:

۱. واژه بلوغ در آراى فقهى یاد شده در جدول زیر، به معناى زمان واجب شدن کارهاى شرعى است.

۲. فقیهان که چند نشانه براى بلوغ یاد کرده اند، هر نشانه را که زودتر واقع شد، نشانه شروع کارهاى واجب مى دانند.

با بررسى آراى فقیهان روشن گردید:

۱. همگان سن را به عنوان حد بلوغ مطرح کرده اند. البته شیخ مفید تنها در بحث واجب بودن روزه، زمان آن را وقوع حیض بیان کرده. شیخ صدوق نیز در دو کتاب خود، واجب شدن روزه و حجاب را از زمان حیض به بعد یاد کرده است.

۲. شمارى افزون بر سن، حیض را نیز، به عنوان زمان بلوغ; یعنى زمان واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى مطرح کرده اند، ولى گفته اند: خونى که دختر پیش از نُه سالگى ببیند، خون حیض نیست. بنابراین، در همه دختران، نُه سالگى زمان واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى است، حال چه در همان نُه سالگى حیض شوند، یا پس از آن. (فایده ذکر حیض در جایى است که سن فردى روشن نباشد.)

آنان که احتلام یا رویش موى خشن بر شرمگاه یا حمل را مطرح کرده اند، در صورت تقدم سن، نُه سالگى دختر را زمان وجوب تکالیف دانسته اند.

۳. سن واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى را بر دختر، همه، نُه سال بیان داشته اند، به جز شیخ طوسى و ابن حمزه که در برخى کتابهاى خویش، نُه سال و در برخى دیگر ده سال را مطرح کرده اند و البته شیخ طوسى در مبسوط پانزده سال را هم بیان کرده است.

یکى از آقایان، دررساله عملیه خود، سیزده سال را در صورتى که نشانه حیض یا رویش موى خشن بر شرمگاه پیش از آن واقع نشده باشد، زمان واجب شدن تکالیف ذکر کرده است.۱۱۵

۴. فیض کاشانى نیز، رأى خاصى دارد:

آن گونه که صاحب جواهر نیز بیان داشته، همه فقهاى شیعه و اهل سنّت، یک زمان را زمان واجب شدن تکالیف دانسته اند و بین تکلیفهاى گوناگون فرق قائل نشده اند.۱۱۶

در این موضوع، فیض کاشانى رأیى جداگانه داشته، روزه را در سیزده سالگى یا زمان وقوع حیض قبل از سیزده سال و حدود را نُه سالگى، واجب و وصیت و عتق را در ده سالگى جایز دانسته است.

یکى از آقایان، در معاملات (بیع، اجاره، وصیت، عتق، طلاق) ده سالگى را به شرط رشد فکرى، در حدود شرعى و تعزیرات، رسیدن به حد زنانگى و در کارهاى عبادى (نماز، روزه، حج و…) سیزده سالگى یا حیض را زمان واجب شدن این کارها دانسته است.۱۱۷

۵. مراجع تقلیدِ زمان ما، همگى، نُه سال را زمان واجب شدن همه تکالیف مى دانند. این مراجع عبارتند از: آیات عظام: خمینى، خویى، اراکى، نجفى مرعشى، گلپایگانى، صدر، خامنه اى، فاضل لنکرانى، وحید، شبیرى زنجانى، تبریزى، بهجت، مکارم و سیستانى.۱۱۸

بررسى دلیل‌هاى فقیهان۱۱۹

دلیلهاى باورمندان به واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى پس از پدید آمدن حیض:

۱. آیه، در بیان بلوغ، سن را مطرح نکرده است و اگر سن نشانه بود، باید ذکر مى شدزیرا واپس انداختن بیان از وقت نیاز، نکوهیده و نادرست است.

۲. آیه (نساءکم حرث لکم) مفید این معناست که تا وقتى به طور طبیعى شایستگى تولید فرزند در زنان نباشد، شایستگى ازدواج ندارند.

۳. از پیامبر(ص) روایتى در مورد سن نداریم و به دلیل نکوهیدگى واپس انداختن بیان از وقت نیاز، اگر سن بلوغ تشریع دینى بود، باید در زمان پیامبر(ص) بیان مى شد.

۴. روایات بسیارى زمان حیض را به عنوان زمان واجب شدن پاره اى از تکالیف مطرح کرده اند.

۵. روایاتى بلوغ را درپاره اى از تکالیف مطرح کرده اند.

۶. روایاتى احتلام را به میان آورده اند.

۷. در روایات، سنهاى گوناگونى بیان شده است: ۹، ۱۰ و ۱۳ پس ملاک، حیض است که نسبت به افراد گوناگون، فرق مى کند.

۸. قید (ذلک انها تحیض) در روایت دوم از احادیث نُه سال.

ادامه دارد…

سن ازدواج دختران (۲)

زهرا آیت الهى

سن ازدواج در قانون

چند سالى است که قانون سن ازدواج دختران از ۹ سالگى به بعد، در مقاله ها و سخنرانی‌ها مورد انتقاد قرار مى گیرد. گاه در این مطلب که دختر در نُه سالگى مکلف مى شود خدشه وارد مى شود و گاهى به مسأله سن قانونى ازدواج دختران در نُه سالگى. در این میان، نمى توان فشارهاى بین المللى بر قانونهاى داخلى پاره اى کشورها، از جمله ایران را نادیده گرفت. تلاش گسترده اى براى همسان کردن قانونهاى داخلى کشورها، با مصوبات سازمان ملل، که بیش تر توسط کشورهاى غربى تدوین گردیده و سپس تصویب گردیده، وجود دارد. اینان اصرار بر تغییر قانون سن ازدواج سازوار با قانونهاى سازمان ملل متحد دارند.

در مصوبات سازمان ملل، تأکید بر ممنوع بودن ازدواج کودکان است و کودک نیز به هر فردى که کم تر از هجده سال دارد، اطلاق مى شود. در کنفراس جهانى زن در پکن، در سال ۱۳۷۴؛ یکى از دستورالعملهایى که در (سند عمل) براى همه مردم جهان صادر شد عبارت بود از:

ـ تأکید بر تدوین قانونها و آیینهایى که به طور دقیق، دست کم سن ازدواج و هماهنگى براى ازدواج را تعیین کند.۱۲۶

در سند کنفرانس بیان شده است: به حکم ماده ۲۹۷ هر چه زودتر و تا پایان سال ۱۹۹۵ دولتها باید با رایزنى با سازمانهاى مربوط و سازمانهاى غیر دولتى اجراى هدفهاى سند کنفرانس را شروع کنند.

در بند ۳۰۵ آمده است: سند باید با اقدام کلیه سازمانها و ارگانهاى نظم سازمان ملل در دوره بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ اجرا شود.

در پایان کنفرانس، دبیر کل سازمان ملل در پیام پایانى خود گفت: سازمان ملل مسؤول اجراى مصوبات پکن و سند نهایى آن است و باید اجرا شود.

یکى از امورى که سند کنفرانس پکن تأکید فراوان بر آن دارد؛ پیوستن بى قید و شرط دولتها به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که دولتها وقتى آن را به تصویب رساندند، برایشان حکم قانون دارد و باید آن را اجرا کنند.

در بخش چهارم ماده پانزدهم کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان آمده است:

(نامزدى و ازدواج کودک هیچ اثر قانونى ندارد و کلیه اقدامات ضرورى، از جمله وضع قانون براى تعیین حداقل سن ازدواج و اجبارى کردن ثبت ازدواج در دفاتر رسمى مى بایست، به عمل آید.)

مقصود از کودک در قوانین بین المللى افراد زیر ۱۸ سال است. کنوانسیون حقوق کودک که در سال ۱۹۸۹ میلادى در ۵۴ ماده تدوین شد و در سال ۱۹۹۰ به مرحله اجرا در آمد و ایران نیز در سال ۱۳۷۳شمسى آن را پذیرفته و مجلس شوراى اسلامى آن را به صورت مشروط تصویب کرده، یکى از این مجموعه قوانین چنین است. در ماده یک این کنوانسیون آمده:

ماده ۱- تعریف کودک: کسى که کم تر از هجده سال داشته باشد.

هر کشور که پیمان حقوق کودک را بپذیرد باید به اجراى آن گردن نهند و پس از دو سال از پذیرش آن، باید گزارشى از وضعیت کودکان آن کشور و چگونگى اجراى پیمان حقوق کودک را به کمیته بین المللى پیمان حقوق کودک ارائه دهد. از جمله خلاصه عملکرد کشورها از سال ۱۹۹۰ تا پایان سال ۱۹۹۶ که به سازمان ملل ارائه شده است، تدوین قانونهاى جدید یا اصلاح قانونهاى قبلى در پیوند با پیمان حقوق کودک، در سى و پنج کشور است که در زمره این قوانین قانون، سن بلوغ است.

در چند سال اخیر در ایران، سمینارهاى گوناگونى که برگزار شده است، به مواد قانون مدنى در ارتباط با سن ازدواج خرده گیریهایى شده و در این سمینارها، خواستار بالا رفتن سن ازدواج دختران تا ۱۵ یا ۱۸ سالگى شده اند، به نمونه هایى از این سمینارها اشاره مى شود:

۱- در تیر ماه ۱۳۷۵ کارگاه مشورتى بررسى سلامت دختران نوجوان و جوان به همت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکى برگزار شد.

در این کارگاه، یکى از گزاره هایى که با عنوان مشکلات دختران نوجوان مطرح شد، عبارت است از قانونى بودن ازدواج دختران در سن بلوغ (۹ سال تمام قمرى = ۸ سال و ۸ ماه و ۲۷ روز شمسى) و عنوان دیگر:

ـ ازدواج در سنهاى پایین و پیش از رسیدن به بلوغ اجتماعى.

در نهایت، در این سمینار، در بخشى از استراتژیها جلب حمایت مراجع سیاستگذارى و قانونگذارى مطرح گردید، تا در زمینه بازنگرى قانون مدنى، تعیین سن مناسب ازدواج و بارورى، قضاوت کارشناسى در مورد مباحث سن تکلیف و ازدواج، بر داشتن بازدارنده هاى موجود در بهداشت بارورى نوجوانان (مواد قانونى ۱۰۴۱ و ۱۱۶۹) تلاش ورزند.

۲- سمینار (حقوق کودک) در آبان ۱۳۷۶ توسط انجمن ملى حمایت از حقوق کودکان در ایران با همکارى یونیسف برگزار شد، در پایان این سمینار موادى تصویب شد و خواهان اجراى آن شدند. نخستین ماده آن عبارت است از:

افزایش سن بلوغ بر مبناى ماده اول کنوانسیون حقوق کودک

خالى از لطف نیست که به چند ماده دیگر از مصوبات این سمینار اشاره شود:

۹- تدریس حقوق کودک بر مبناى اصول مندرج در کنوانسیون حقوق کودک در دانشکده هاى حقوق و دوره هاى کارآموزى قضاوت و وکالت.

۱۰- آموزش حقوق کودک بر مبناى اصول پذیرفته شده در کنوانسیون حقوق کودک به عموم مردم، بویژه اولیا و مربیان، معلمان و کودکان.

۱۱- اشاعه کنوانسیون حقوق کودک از طریق رسانه هاى گروهى.

۳- انجمن همبستگى زنان طى سه دوره سمینار، زیر عنوان: مرورى بر حقوق زنان در قانون مدنى ایران در اواخر سال ۷۶ و ابتداى سال ۷۷ برخى مواد قانون مدنى را مورد انتقاد قرار داد و سپس با انتشار بیانیه اى خواستار تغییر برخى از قانونهاى مربوط به زنان در قانون مدنى شد. در این بیانیه با اشاره به پاره اى از مواد مانند ماده ۱۰۴۱ و ۱۲۱۰ قانون مدنى که مربوط به سن ازدواج دختران است، به روشنى بیان شده است: هرکس داراى ۱۸ سال تمام نباشد در حکم غیررشد است.۱۲۷

انجمن همبستگى زنان پیشنهادهاى اصلاحى خود را در قانون مدنى در اردیبهشت ۱۳۷۶ به دفتر ریاست جمهورى، جهت بررسى در هیأت دولت ارائه داد. افزون بر این موارد، در سمینارهاى دیگرى نیز سن ازدواج در قانون مدنى مورد انتقاد قرار گرفته و خواستار تغییر در این ماده قانونى شده اند، مانند: کارگاه آموزشى، مشورتى سلامت بلوغ دختران در دى ماه ۱۳۷۵ و…

در مجلّه ها و روزنامه ها نیز، بارهاى بار، به این ماده قانونى اشکال واردشده و خواستار تغییر این ماده قانونى شده اند.

البته نکته بسیار جالب توجه اینکه در پیشنهاد براى تغییر این قانون، به آیات و روایات اشاره مى گردد و نیز فتواى فقهى آیه الله صانعى، سن ۱۳ سال، بسیار مطرح مى گردد. ولى نتیجه نهایى از این مباحث پیشنهاد تغییر قانون از ۹ به ۱۵ یا ۱۸ سالگى است، که هیچ آیه و روایتى به آن اشاره ندارد.

در مجامع بین المللى، ایرانیان شرکت کننده، درباره سن ازدواج، مورد انتقاد قرار مى گیرند. یکى از خواهران مسؤول ایرانى که دراجلاس کمیسیون مقام زن در سال ۷۷، شرکت مى کند و در پاسخ خبرنگار زن روز که مى پرسد: آیا درباره سن بلوغ هم در اجلاس صحبت شد؟ مى گوید:

(آنها سن بلوغ نمى گویند؛ زیرا تکلیف و عبادت براى ما مهم است. آنها به سن ازدواج اشاره مى کنند که قطعنامه اى هم بود و بنده مجبور شدم توضیح دهم که ما انواع بلوغ داریم: بلوغ سیاسى، بلوغ عبادت، بلوغ ازدواج، بلوغ اجتماعى و تفاوت هر یک را بیان کردم. در عین حال آنها بر سن ۱۸ سال تصریح کردند. در آن جا گفته شد: هر کس زیر ۱۸ سال سن دارد کودک نامیده مى شود. این موضوع هم با تلاش کارشناسان به این شکل تغییر کرد که با استناد به سند پکن که سن روشنى قید نکرده عمل شود. اما درباره بلوغ و سن ازدواج، با استناد به سخنرانى اخیر مقام معظم رهبرى که فرمودند:

تأکید مى کنم بر مسئله ازدواج، در برخى شهرها که دختران را در سن پایین و خلاف میلشان وادار به ازدواج مى کنند و دستور فرموده بودند که قوانین مانع این کارها بشود، سخن گفتم که بسیار مورد توجه قرار گرفت. آنها مى دیدند که جمهورى اسلامى ایران، با ازدواج تحمیلى در سن پایین و ازدواج زودرس مخالف است و در آن جا آمارى ارائه کردیم که این حداقل سن در قانون مدنى است در حالى که میانگین سن ازدواج براى زنان ۲۲ و براى مردان ۲۴ سال است.)۱۲۸

در این اواخر، پس از سخنرانى مقام معظم رهبرى در استان هرمزگان و نصیحت و ارشاد مردم آن استان که: دختران خود را در سن پایین، به زور شوهر ندهند،۱۲۹ بسیارى، سخنان ایشان را حمل بر مخالفت با ازدواج در سن پایین و در نتیجه اعتراض به قانون جایز بودن ازدواج از ۹ سالگى کردند.

از این روى، شوراى فرهنگى ـ اجتماعى زنان وابسته به شوراى عالى انقلاب فرهنگى از دفتر ایشان درخواست توضیح بیش تر کرد و ایشان فرمود:

(نظر این جانب به اجبار بر ازدواج است که قاعدتاً در مورد سنین پایین محتمل تر است و گرنه اگر اجبارى درکار نباشد، ازدواج در سن تکلیف شرعى مانع ندارد.)

بلوغ دختران۱۳۰

به هنگام تولد، کلیه اعضاى جنسى و مراکز فعالیت این اعضا وجود دارند. هیپوتالاموس، هیپوفیز، تخمدان، رحم، لوله ها و فرج همه سالم و بالقوه آمادگى هیجان، انگیزش و تلاش دارند، ولى تا سالها در خواب و آرامش هستند، تا این که مرکزهایى در مغز، تکامل یافته و فرمانهاى لازم را به هیپوتالاموس صادر کند. با صدور این فرمان، هیپوتالاموس سبب جنب و جوش غده هیپوفیز، و ترشح هورمونهاى گونادوتروپ FSH و LH مى گردد و این هورمون، به نوبه خود سبب جنب وجوش تخمدان، رشد و تکامل تخم و بستر رحم و قاعدگى ماهانه مى گردد.

اندازه تخمدانها تا پنج سالگى ثابت است، تا این که رشد تخمدانها برابر افزایش سن آغاز مى شود. بین سالهاى ۶تا ۸ سالگى، حجم کلى رحم افزایش چشمگیرى پیدا مى کند. با ترشح هورمونهاى استروئیدى جنسى، رشد پستانها، دستگاه ژنیتال، موهاى جنسى و ساختمان جسمانى، انگیخته مى شود.

سن بروز دگرگونیهاى بدنى دوره بلوغ، بسیار است، نخستین دگرگونى بدنى در دختران، شروع رشد پستانها (تلارک) و یا آغاز رشد موهاى زهار (پوبارک) است. سن شروع تلارک و پوبارک دگرگون شونده است. ۱ ۲/۳ سال به درازا مى کشد تا از شروع رشد پستانها، (منارک) (نخستین حیض یا عادت ماهیانه) ظاهر شود. منارک در پى یک سیکل بدون تخمک گذارى رخ مى دهد. اما چنانچه نخستین سیکل تخمک گذارى انجام شود، امکان حامله شدن فرد بدون بروز نخستین قاعدگى وجود خواهد داشت. به طور معمول، مراحل بلوغ در دخترها حدود ۴/۵ سال به طول مى انجامد و مدتها پس از نخستین قاعدگى تخمک گذارى آغاز مى گردد. از این روى، خونریزى آغازین دختران، به طور معمول به سامان نیست و بیش از ۸۰% قاعدگیهاى سال اول بدون تخمک گذارى هستند، ولى ظرف ۱۸ ماه پس از منارک (نخستین قاعدگى) بیش تر سیکلهاى قاعدگى با تخمک گذارى همراه مى شوند. هر چند ممکن است تخمک گذارى در ۲۵% تا ۵۰% نوجوانان تا چهار سال پس از نخستین قاعدگى اتفاق بیفتد. عوامل بسیارى بر شتاب یا پس افتادن بلوغ تأثیر مى گذارند. این عوامل عبارتند از: نوع تغذیه، وراثت، دورى یا نزدیکى به خط استوا.

در ضمن هیجانها و جنب وجوشهاى شدید بدنى، کاهش محتواى چربى بدن، بیماریهاى مزمن و سوء تغذیه و نیز ساکن بودن در مناطق بالا، بلوغ را واپس مى اندازد. عوامل اجتماعى و فرهنگى نیز در شتاب بلوغ کارگر خواهد بود.

درجهان، بلوغ در بین دختران معمولاً بین سالهاى ۹ تا ۱۶ سالگى اتفاق مى افتد و اگر قاعدگى پیش از نُه سال پدید آید یا پس از شانزده سال هنوز واقع نشده باشد، غیرطبیعى خواهد بود.

در قرن گذشته در آمریکا و تمام کشورهاى صنعتى، میانگین سن آشکار شدن بلوغ و سن نخستین قاعدگى (منارک) پیوسته در حال کاهش بوده است. علت این امر را در بهبود وضعیت تغذیه و بالا رفتن سطح بهداشت عمومى و نیز دگرگونى شیوه زندگى مردم دانسته اند. به عنوان نمونه بین سالهاى ۱۸۵۰ تا ۱۹۶۰ در اروپاى غربى، در برابر هر ده سال، ۴ ماه سن بلوغ دختران کاهش یافته است.

بلوغ، به طور معمول از شتاب رشد بدن شروع مى شود و حدود یک سال پیش از قاعدگى به حداکثر مى رسد. پیدایش نخستین قاعدگى آخرین مرحله بلوغ است که سرعت رشد قد، پس از آن کندتر شده و تا ۱۸ سالگى بیش از ۶ سانتى متر نخواهد بود. از این روى شایستگى رشد دختران در مراحل بعد از منارش (عادت ماهیانه) محدود مى شود. رشد ناگهانى بدن به واقع بازتابى است از فرآیند فراگیرترى که دربرگیرنده افزایش توده عضلانى و رشد کم وبیش تمام اندامهاى داخلى مى شود. این سیرها هم به هورمون رشد و هم به استروئیدهاى جنسى وابسته اند. نخستین دگرگونى در رحم، افزایش طول جسم آن است، سپس عرض و ضخامت جسم و گردن رحم هر دو افزایش مى یابد. این سیر، بین ۷ تا ۹ سالگى آغاز مى شود. به طور معمول، در ۱۲ سالگى سطح مقطع رحم به cm 24 مى رسد.با سونوگرافى مى توان دید که بدون فاصله، پیش از بروز منارک(قاعدگى) به سرعت بر ضخامت آندومتر افزوده مى شود. واژن (فرج) نیز مانند رحم، بافتى است که نسبت به استروژن واکنش نشان مى دهد. طى دوره بلوغ، استروژن که به تازگى بر غلظت آن افزوده شده، رشد کلى واژن و رشد بافت پوششى آن را بر مى انگیزد. لبهاى کوچک و بزرگ هر دو با افزایش اندازه و ضخامت به استروژن پاسخ مى دهند. در همین زمان ضخامت پرده بکارت و سوراخ آن نیز تا قطر حدود یک سانتى متر زیاد مى شود.

با شروع دوره بلوغ، ترشخ غدد و هورمونها، افزون بر اثرظاهرى در اندامها و بدن، اثرهایى بر روى احساس و انگیزه نوجوان مى گذارد؛ از این روى روان پزشکان بر این باورند انگیزه جنسى را آندروژن خاص مانند تستسترون شعله ور مى سازد که در دوره نوجوانى سطح آن بالاتر از تمام دوران زندگى است. در میانه هاى دوره نوجوانى، جریانهایى مربوط به سکس، تصویر زن، حاملگى، نقشهاى کلیشه اى مرد و زن، ذهن پسران و دختران نوجوان را به خود مشغول مى سازد .

اواخر دوره نوجوانى نیز، دوره احساسها و هیجانهاى قوى با جنس مخالف است. افزون بر پیدایش احساسها و هیجانهاى جنسى و گرایش شدید نسبت به جنس مخالف، در دوران نوجوانى، دگرگونیهاى روانى دیگرى نیز در نوجوان ایجاد مى گرد.

روان شناسان دگرگونیهاى دوران نوجوانى را چنین برشمرده اند:

* تفکر در این دوره بیش تر انتزاعى، مفهومى، منطقى و آینده گراست. احساسها جنسى (عشق) و گرایش جنسى در این دوران شکوفا مى گردد.

* دوره نوجوانى با دو مفهوم استقلال طلبى و کسب هویت همراه است و فرد مى کوشد از شخصى وابسته به فردى مستقل تبدیل گردد. بسیارى از نوجوانها آفرینندگى در خور توجهى از خود نشان مى دهند.

* یکى دیگر از ویژگیهاى دوران نوجوانى آشفتگى است.

با توجه به آنچه تجربه هاى بشرى دریافته است، امکان پدید آمدن حیض (منارک) آخرین نشانه بلوغ در دختران از نُه سالگى است و این امر اختصاص به مکان خاصى ندارد. هر چند میانگین زمان پدید آمدن این پدیده در دختران فرق مى کند. در بسیارى از کشورها از جمله ایران، ۱۳ سال و در برخى دیگر ۱۲ یا ۱۴ و گاه ۱۵ سال است. با پیدایش بلوغ در دختران، میل جنسى در آنان پدید مى آید و شدت مى یابد و این دوران پرهیجان نوجوانى دختران، براى کشورهایى که سن ازدواج را از نظر قانونى بالا برده اند، بسیار مشکل آفرین شده است.

در این شرایط، قانونهاى اجتماعى، کارآیى خود را از دست مى دهند و دختران بر خلاف قانون موجود در کشور خویش(محدود بودن سن ازدواج) تن به پیوندهاى خارج از حریم قانون مى دهند. آمار موجود در کشورهاى اروپایى و آمریکایى که نشان دهنده پیوند جنسى دختران و پسران در زیر سن ازدواج است این مطلب را تأیید مى کنند. به نمونه هایى از این آمار که محققان آمریکایى ارائه کرده اند، اشاره مى شود:

* در آمریکا در سال ۱۹۸۴، ۹۹۶۵ زایمان مربوط به دختران زیر ۱۵ سال بود (پایین تر از سن قانونى ازدواج) و این غیر از سقط جنینهایى است که توسط دختران زیر ۱۵ سال واقع مى گردد. هر ساله در آمریکا حدود ۴۰۰/۰۰۰ سقط جنین در زنان کم تر از ۲۰ سال صورت مى گیرد که بیش تر درنوجوانان مجرد است۱۳۳-

ممنوع بودن ازدواج در بخشى از سالهاى پرهیجان جنسى در آمریکا سبب عادى شدن پیوندهاى جنسى خارج از کانون خانواده در سالهاى دیگر نیز شده است؛ از این روى، پژوهشگران آمریکایى مى گویند:

(تخمین زده مى شود در آمریکا ۷۰% زنان مجرد ۱۹ ساله و ۸۰ تا ۹۰% مردان جوان مجرد مقاربت جنسى داشته اند.)۱۳۴

(آمارها نشان مى دهد ده سال قبل، سن میانگین براى نخستین رابطه جنسى در آمریکا ۱۸ سال بود و تنها ۵۵% دخترها تا آن سن رابطه جنسى را تجربه کرده بودند و اکنون میانگین سن براى نخستین رابطه جنسى در دختران آمریکایى ۱۶ سالگى است [این بدین معناست که حدود نیمى از دختران آمریکایى پیش از سن قانونى ازدواج، نخستین رابطه جنسى را تجربه کرده اند] و در حال حاضر ۸۰% پسرها و ۷۰% دخترها تا ۱۹ سالگى رابطه جنسى کامل را پشت سرگذاشته اند.)۱۳۵

فراوانى روابط جنسى دختران و پسران در زیر سن قانونى ازدواج، کارشناسان آمریکایى را بر آن داشته است تا در برخى از قانونهاى خود استثنائاتى را قائل گردند، از جمله در قانون گرفتن رضایت نامه والدین براى درمان:

(در اکثر ایالتهاى آمریکا زیر سن ۱۸ سال را صغر سن مى نامند [فرد کم تر از ۱۸ سال کودک به شمار مى آید] و قاعدتاً براى انجام جراحى ها، درمان بیماریهاى غیرآمیزشى دراین رده سنى، اخذ رضایت نامه از والدین ضرورى است.

در پنجاه ایالت آمریکا، پزشکان مى توانند بیمارى هاى آمیزشى افراد صغیر را بدون اخذ رضایت نامه از والدین درمان کنند.)۱۳۶

در ماده ۱۶ کنوانسیون حقوق کودک، (زیر ۱۸ سال) چنین آمده است: (محافظت از خلوت کودکان: خوددارى از دخالت در امور خصوصى و خانوادگى کودکان.)

به نظر مى رسد به دلیل امکان پدید آمدن آخرین نشانه بلوغ و وجود نیاز جنسى در دختران از نُه سالگى، بهتر است که امکان برآوردن نیاز جنسى در قالب ازدواج براى دختر از این سن فراهم آید و بدین وسیله جامعه گرفتار زیانهاى فراوان رابطه جنسى خارج از محدوده خانواد نگردد و با ثبت ازدواج قانونى دختر نیز حقى از او از بین نرود.

درباره ازدواج در سالهاى پایین دشواریها و گرفتاریهایى چند مطرح گردیده که به طرح و بررسى آن مى پردازیم:

الف. ازدواج در سن پایین، سبب حاملگى مى شود و این حاملگى، زیانهایى بر کودک و مادر وارد مى آورد، از جمله:

کودک: احتمال افزایش مرده زایى، سقط جنین، کمبود رشد کودک داده مى شود؛ زیرا بدن مادر هنوز در حال رشد است و جهت رشد خودنیاز به تغذیه مناسب دارد، در نتیجه جنین دچار کمبود مواد غذایى شده رشد کافى پیدا نمى کند و احتمال افزایش بیماریهایى چون عقب ماندگى ذهنى نیز در جنین زیاد است.

مادر: افزایش زایمان غیرطبیعى و سزارین، به دلیل کافى نبودن رشد لگن، که موجب ضرر به جسم مادر مى شود. مادر در حال رشد است و به دلیل حاملگى و مصرف مواد غذاییِ بدن او توسط جنین، بدن وى دچار کمبود مواد غذایى مى شود.

چند نکته

۱- حاملگى، پیش از تخمک گذرى هرگز به وقوع نمى پیوندد و دختر در هر سنى که ازدواج کند، از زمان تخمک گذارى، امکان حمل او وجود دارد. به طور معمول، دختران چند ماه پس از پدید آمدن حیض (۶ ماه تا ۱۸ ماه) داراى تخمک مى گردند؛ از این روى، حتى اگر دختر نُه ساله ازدواج کند، مدتى پس از پدید آمدن حیض امکان حاملگى او وجود دارد و با توجه به این که میانگین سن حیض در دختران ایرانى حدود ۱۳ سالگى است، پس جوان ترین مادر، بیش از ۱۴ سال خواهد داشت، البته به جز موارد کمیابى که در ۱۰ و ۱۱ سالگى تخمک گذارى دارند.

۲- مدتها پیش از پدید آمدن حیض، اندامهاى جنسى دختر شروع به رشد مى کند و در زمان بروز پدیده حیض، این اندامها رشد خود را کرده اند، از این روى زمانى که امکان حاملگى و زایمان وجود دارد، به طور معمول، لگن مادر آمادگى جهت زایمان را دارد، مگر مواردى که لگن دختر رشد بیش ترى نخواهد کرد.

آمار بالاى زایمانهاى غیرطبیعى در سالهاى پایین توسط سازمان جهانى بهداشت روشن مى سازد که سزارینهاى فراوان در مادران نوجوان، در حقیقت، مربوط به نبود بهداشت، کمبود امکانات درمانى و بیمارستانى و ناآگاهى مادران نوجوان نسبت به مسائل درمانى و بهداشتى است؛ از این روى، آمارها، همواره، نشان مى دهد در کشورهاى توسعه یافته، مانند: ژاپن میزان زایمان غیرطبیعى در مادران نوجوان اندک بوده، ولى در کشورهاى فقیر، چون اتیوپى یا بنگلادش بسیار بالاست. این امر ارتباطى به سن مادر هنگام زایمان ندارد. با آموزش مناسب زنان باردار در هر سنى و گسترش امکانات بهداشت و درمان، میزان زایمان غیرطبیعى در هر سنى کاهش خواهد یافت.

مرده زایى و سقط جنین نیز، ارتباطى با سن مادر ندارد، بلکه به شرایط زندگى و امکانات بهداشتى، درمانى و دانش مادر در هر سنى که باشد مربوط مى شود. در کشورهاى توسعه یافته، آمار مرده زایى یا تولد نوزادان ناقص یا نارس در بارداریهاى در سن پایین، اندک است، ولى در کشورهاى در حال توسعه آمار بالاست.

۳- مراحل رشد کودک نشانگر این امر است که رشد ناگهانى بدن در دختران، دو سه سال قبل از حیض شروع مى شود و بدن دختر تا زمان و پدید آمدن حیض، رشدخود را کرده است. پس از آن تا حدود زمان ۱۸ سالگى، بین ۲ تا حد اکثر ۶ سانت قد رشد مى کند و رشد بدن اندک است. از این روى باردارى (که پس از تخمک گذارى است) زیان مهمى به بدن مادر یا کودک وارد نخواهد ساخت. برابر تحقیقى که درسال قحطى در یک کشورآفریقایى از نوزادان متولد شده در آن سال انجام شد، روشن گردید که بدى تغذیه مادر بر روى جنین اثر چندانى نمى گذارد، بلکه اثر منفى آن متوجه مادر مى گردد حال با توجه به این که مادر نوجوان رشد چندانى نخواهد کرد اگر در زمان باردارى تغذیه مناسب داشته باشد، نیاز مادر و جنین، هر دو، برآورده خواهد شد. پس در حقیقت عوارض منفى جسمانى در باردارى نوجوانان مربوط به فقر اقتصادى مادران نوجوان و یا ناآگاهى آنان نسبت به چگونگى تغذیه مناسب در زمان باردارى مى شود، بویژه ازدواج در سالهاى پایین، در جامعه هاى عقب مانده اقتصادى واقع شده است و آمارها نیز عوارض سوء را در همین جامعه ها نشان مى دهد.

به عنوان نمونه:

* در کشورهاى در حال توسعه مرگ و میر مادران جوان ۴۵۰ در ۱۰۰۰۰۰ تولد است، حال آن که در کشورهاى توسعه یافته ۳۰ در هر ۱۰۰۰۰۰ تولد است The health of young people who/1993

* در هر ۱۰۰۰ تولد در نیجریه ۲۳۹ مرده زایى و در بنگلادش بیش از ۲۰۰ نوزاد مرده از مادران ۱۵ تا ۱۹ ساله گزارش شده است، در صورتى که در ژاپن در هر ۱۰۰۰ تولد ۴ مرده زایى بوده است. The health of young people

* از نظر علمى نیز، محققان بر این عقیده اند: در صورت وجود مراقبت هاى مناسب زمان باردارى، تغذیه خوب و حمایت اجتماعى، نبود بیماریهاى مقاربتى، نوجوان حامله باید شیرخوار سالمى را سر موعد وضع حمل کند. (گزیده اساسى طب کودکان ـ نلسون)

کم خونى رایج در زنان حامله نوجوان، ارتباط چندانى با سن آنان ندارد، بلکه در بسیارى از زنان وجود دارد و این امر در حقیقت بستگى به تغذیه نامناسب دوران حاملگى دارد.

۴- امکان بیماریهایى چون منگولیسم در کودک، در بارداریِ در سالهاى بالا زیاداست و در باردارى در سالهاى نوجوانى احتمال این بیماریها زیادتر نمى شود. در این سالها، به طور معمول تخمکهاسالم و شاداب هستند و احتمال بیمارى به میزانى است که دختر جوانى حامله گردد. در اساس، خطرهاى باردارى در سن ۳۵ سال به بالا، بسیار بیش تر از خطرهاى آن در سن نوجوانى است.

ب. ازدواج در سن پایین، همراه با آمیزش است و با توجه به این که در دختر نُه ساله، هنوز اندامهاى جنسى رشد کامل نیافته، این کار بر دختر زیان وارد مى کند.

با توجه به این مسأله که پیش از بروز منارک (اولین قاعدگى) اندامهاى جنسى دختر رشد مى یابد، بى گمان دخترانى که در آن منارک به وقوع پیوسته در آمیزش جنسى با همسر خود دچار مشکلى نخواهند شد، مگر آن که نقص جسمانى، یا بیمارى داشته باشند و این مطلب ارتباطى با سن آنان ندارد همان گونه که دختران ۳۰ ساله نیز، گاه به دلیل نقص جسمانى مادرزادى یا در اثر سانحه دچار مشکلى هستند که در زناشویى دچار مشکل مى گردند. حال با توجه به این که امکان وقوع قاعدگى از ۹ سالگى وجود دارد، پس دخترانى وجود دارند که در صورتى که در این سن ازدواج کنند ضررى متوجه آنان نخواهد شد.

یادآورى: باید توجه داشت: کسى حق ندارد دختر نُه ساله را وادار به ازدواج کند و راضى بودن دختر شرط نفوذ عقد است (ماده ۱۰۷۰ قانون مدنى) پس در تمامى موارد، سخن از دختر نُه ساله اى است که خود،خواهانِ ازدواج باشد. افزون بر آن، یکى از شرطهاى درستى ازدواج دختر باکره راضى بودن پدر به آن ازدواج است؛ یعنى مردى با تجربه که سنى از او گذشته و علاقه مند به سرنوشت دختر خود است، درباره این ازدواج تصمیم مى گیرد. حال اگر دختر مایل به ازدواج با پسرى بود و پدر دختر نیز این ازدواج را برابر مصلحت دختر یافت و با آن موافق بود و دختر نیز در این ازدواج، زیانى نمى دید، آیا باید منع قانونى براى این ازدواج قرارداد؟ درواقع، مهم ترین مسأله در موفق نبودن برخى ازدواجهاى زود هنگام، وادار کردن دختر به ازدواج است که این تحمیل ازدواج، مخالف شرع مقدس اسلام و مخالف قانون مدنى ایران است.

پیشنهاد

حال اگر دخترى نُه ساله برخلاف رضاى خود و پدرش، هنوز از نظر اندامهاى جنسى، رشد لازم را نکرده باشدو احتمال زیان در آمیزش با او وجود داشته باشد، مى توان بنابر تقاضاى هر یک از نزدیکان، یا مدعى العموم، یا مدیر و معلم مدرسه، یا محضر دارد و… پیشنهاد معاینه پزشکى دختر را داد احتمال ضرر مى تواند مجوز این معاینه باشد و در صورتى که پزشک جسم دختر را آماده ازدواج نیافت، به حکم دادگاه ازدواج صورت نگیرد و هیچ دفترخانه اى ثبت نکند و اگر بدون مراجعه به محضر، عقد انجام شد و برخلاف نظر پزشک آمیزش انجام شد و دختر آسیب دید، مرد باید به پرداخت جریمه واداشته شود.

بسیارى ازدواج در سن پایین را با توجه به دگرگونیهاى روانى در سن نوجوانى، سبب ضرر بر عروس نوجوان مى دانند.

به نظر مى رسد با توجه به دگرگونیهاى خاص دوران نوجوانى، این ایراد چندان منطقى نباشد. از نظر روانى نوجوان داراى احساسات جنسى و میل جنسى شدید مى گردد از طرفى گروه همسالان براى او نقش مهمى دارد. او مى کوشد تا هویت مستقل براى خویش کسب کند و نیز داراى آشفتگى و هیجانهاى روحى است.

ازدواج براى چنین فردى مى تواند بسیار مفید نیز باشد. نیاز جنسى او را بر مى آورد، هویت مستقل به عنوان خانم خانه براى او فراهم مى کند و آشفتگى روحى او را تسکین مى دهد. بیش ترین فایده اى که بر ازدواج بار است، آرامش زن و شوهر است. خداوند در قرآن نیز با عنوان (لتسکنوا الیها) به آن اشاره فرموده است.

در پژوهشهاى به عمل آمده در ایران روشن شده است که: سن ازدواج، اختلاف سنى با شوهر و سن شوهر، اثر چندانى در نبود تفاهم بین زن و شوهر ندارد و آزار و اذیت زنان در کانون خانواده، بیش تر تحت تأثیر عوامل فرهنگى قرار دارد.۱۳۷

البته روشن است: دختران در دوران ما، نه در خانواده و نه در مدرسه آموزش خانه دارى، همسردارى، پرورش کودک و… نمى بینند و آمادگى تشکیل خانواده را ندارند و بدون این آمادگى نیز، تشکیل خانواده، دشواریهایى را در پى خواهد داشت.

در گذشته که دختران را از سنهاى پایین آموزش مى دادند: چگونه از کودک نگهدارى کنند، خانه دارى کنند و… در موارد بسیارى با وجود ازدواج در سن پایین، دختر ازدواج موفقى داشت و برخى دختران کنونى که در سن بالا نیز ازدواج مى کنند، و هیچ گونه آموزشى براى ورود به کانون خانواده نمى بینند، مشکل زیاد دارند. متأسفانه، به دلیل بى توجهى به اهمیت خانواده و حساسیت آن هنوز در دروس مقطع متوسطه یا دروس دانشگاهى، جاى خالى درسى که به طو جدى به موضوع خانواده بپردازد، خالى است. درسى که دختران و پسران را با حقوق زن و شوهر، وظیفه هر یک نسبت به یکدیگر وظیفه پدر و مادر نسبت به کودک چگونگى نگهدارى و تربیت کودک و… آشنا سازد.

متأسفانه برخلاف اهتمام شدید اسلام به خانواده و مسائل آن پس از گذشت بیست سال از پیروزى انقلاب اسلامى، هنوز واحد درسى با نام خانواده، وظایف و حقوق خانوادگى در دانشگاههاى کشورنداریم.

براساس تصمیمى که از سوى شوراى عالى برنامه ریزى وزارت فرهنگ و آموزش عالى گرفته شده است گذراندن واحد درسى تنظیم خانواده و جمعیت براى تمامى دانشجویانى که از ابتداى سال تحصیلى ۷۸ ـ ۷۷ وارد دانشگاه مى شوند، الزامى است. این درس براى رشته هاى گوناگون پزشکى و دامپزشکى به صورت دو واحدى و براى سایر رشته ها یک واحدى است و جزء دروس عمومى تمامى رشته هاى تحصیلى مقطع کاردانى، کارشناسى و کارشناسى ارشد پیوسته است.۱۳۸

در صورتى که مشکلات اقتصادى و اجتماعى، ما را بر آن داشته که چنین درسى را در دانشگاه الزامى کنیم، آیا ناآگاهى دختر و پسر ما نسبت به وظایف و حقوق خود و همسر و فرزند، گرفتاریهاى فرهنگى و اخلاقى، اجتماعى و اقتصادى کم ترى ایجاد کرده است؟

بى گمان، آموزش دختران حتى در اوان نوجوانى، مى تواند توانایى همسردارى مناسب و نگهدارى و تربیت کودک را در او پدید آرد.

نکته مهم تر: با آموزش مهم و حساس بودن مسأله ازدواج، مى توان در عمل، به دختران فهماند که تا به دست آوردن توانایى لازم جهت تشکیل خانواده، احساسها و هیجانهاى خویش را کنترل کنند، همان گونه که وقتى دختر یا پسرى دریافت: براى انجام معاملات بانکى یا رانندگى یا… باید بعضى مسائل را آموزش دید و دانست و در غیر این صورت، امکان ضرر مالى یا جانى وجود دارد، از داد وستدهاى بانکى، یا رانندگى بدون گواهینامه، تا حد زیادى مى پرهیزد.

توجه

ییادآورى: کسى اصرار بر ازدواج دختر در سن پایین یا در سن نوجوانى ندارد، بلکه سخن در این است: امکان ازدواج دختر نوجوانى که خود خواهان آن است و پدر هم راضى و زیانى هم به دختر وارد نمى آید، وجود داشته باشد.

نتیجه

۱- در روایات زمان واجب شدن انجام دستورهاى شرعى و نیز زمان روایى آمیزش، چند امر مطرح شده: ۹ ، ۱۰ و ۱۳ سال و زمان پدید آمدن حیض

۲- به نظر مى رسد: طرح انجام باید و نبایدهاى اجتماعى،از زمان پدید آمدن حیض، در قانون مناسب نباشد؛ زیرا:

* بین افراد تفاوت قابل توجه در این مسئله وجود دارد؛

* در موارد اندکى اصلاً حیض بوقوع نمى پیوندد؛

* اثبات وقوع حیض در مواردى دشوار است؛

* در صورتى که میانگین سن حیض در ایران (۱۳ سال) به عنوان سن بلوغ در نظرگرفته شود، این مشکل پیش مى آید که هر چند سل یک بار به دلیل تغییر شرایط، این سن تغییر مى کند و درنتیجه قانون باید تغییر کند.

۳- براساس متون دینى مى توان با اجتهاد در ادلّه، قائل به ۹ یا ۱۰ یا ۱۳ سال شد که در نتیجه حکم به ۱۵ یا ۱۸ سال با نصوص فراوان دینى، ناسازگارى دارد.

۴- اکنون مشکل جامعه ما، بالارفتن سن ازدواج دختران و پسران است. حدود شش میلیون پسر و دختر در سن ازدواج هستند که هنوز ازدواج نکرده اند. براساس آخرین سرشمارى عمومى کشور، میانگین سن در نخستین ازدواج دختران درکل کشور ۲۲/۵ سال در شهرها و ۲۱/۲ سال در روستاها بوده است (میانگین سن در اولین ازدواج مردان نیز در شهرها ۲۶/۲ سال و در روستاها ۲۴/۵ سال است) براساس این امار، فقط ۰/۲ درصد ازدواجها در ایران در سن زیر ۱۶ سال انجام مى شود.۱۳۹ بنابراین جاى تأمل دارد که طرح بالا بردن سن ازدواج در قانون، آیا در واقع براى از میان برداشتن مشکلى از مشکلات جامعه است، یا فقط براى ساکت کردن مخالفان؟ از یاد نبریم این کلام الهى را که: (ولن ترضى عنک الیهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم.) بقره۱۲۰/

اى رسول، هرگز یهود و نصارى از تو راضى نمى شوند، تا این که پیرو آنان شوى. مخالفان جمهورى اسلامى ایران، تنها زمانى سکوت اختیار مى کنند تا ما از بند بند قانونهاى تصویب شده پس از انقلاب اسلامى، دست برداریم و هماهنگ با جریان توسعه بین المللى که طراحان آن ابرقدرتها هستند، حرکت کنیم.

۵- طرح بالابردن ازدواج در شرایطى بیان مى شود که روابط ناسالم بین دختران و پسران در سن نوجوانى زیاد شده و دوستیهاى نامشروع دختران در سن مدارس راهنمایى رشد زیادى یافته است. بررسى اجمالى مسأله در بین دختران مدارس راهنمایى، این امر را آشکار مى سازد. دراین اواخر، شمار دختران مراجعه کننده به پزشکى قانونى براى این که ثابت کنند، توسط دوست پسر خویش مورد تجاوز جنسى قرارگرفته اند، در خور درنگ است.

دختران نوجوانى که به ماما یا پزشک زنان مراجعه مى کنند تا پرده بکارت آنان، که توسط دوست پسر خود برداشته شده ترمیم گردد، یا بتوانند از قرص ضد باردارى، با این که مجرد هستند، استفاده کنند، یا معاینه شوند: آیا هنوز باکره اند، یا خیر، نگران کننده است. اطلاعات صداى مشاور سازمان بهزیستى از شهر تهران بخش گسترده اى از پرسشها را درباره روابط نامشروع بارداریهاى نامشروع، چگونگى سقط جنین بیان مى کند. حال آیا بالا رفتن سن ازدواج، این زمینه مناسب را که دختران هوسباز نوجوان بتوانند از راه ازدواج رابطه مشروع داشته باشند، از بین نمى برد؟ این مسأله نیز قابل توجه است که بارواج کتابها، عکسها، فیلمها و نوارهاى موسیقى مبتذل که همگى گرایشهاى جنسى نوجوانان را بر انگیزاند، در عمل، سن بلوغ در دخترن و پسران پایین تر آمده است.

۶- قانون مدنى، ازدواج دختر نُه ساله را جایز مى داند، نه این که دختران نُه ساله را تشویق به ازدواج در نُه سالگى کند.

۷- در ازدواج دختر، موافقت دختر با ازدواج لازم و ضرورى است.

۸- در ازدواج دختر باکره، باید پدر راضى باشد.

۹- بالا رفتن سن ازدواج در قانون، سبب مى شود ازدواجهاى غیررسمى زیاد شود؛ زیرا مردم به دلیل مسائل اعتقادى و فرهنگى خود در سالهاى پایین ازدواج مى کنند. حال اگر این ازدواج را نشود به طور رسمى ثبت کرد، سبب مى شود زنان نتوانند در پرداخت مهریه، نفقه، ارث و امور مربوط به فرزند خود ادعاى خویش را درباره ازدواج خود، ثابت کنند.

۱۰- برخى گویند: رشد شرط در دادوستدها، قصاص و ازدواج است و همان گونه که در انجام دادوستدها افزون بر بلوغ، فرد باید داراى رشد در معامله نیز باشد، در ازدواج نیز باید دختر و پسر، افزون بر بلوغ، داراى رشد نیز باشند، تا بتوانند ازدواج کنند. در حقیقت، دختر و پسر باید شایستگى اداره خانواده را داشته باشند، تا بتوانند ازدواج کنند.

پاسخ

الف. در داد و ستدها، به دلیل آیه قرآن و روایات، مى بایست اثبات رشد گردد، ولى در ازدواج، دلیلى بر اثبات رشد وجود ندارد.

ب. مراد از رشد در امر ازدواج، روشن نیست. هم اکنون مردان چهل ساله اى یافت مى شوند خودخواه و مسؤولیت ناشناس که سرمایه عظیم خانواده خویش را از بین مى برند و به همسر و فرزندان خویش اجحاف روا مى دارند، آیا مى توان حکم کرد: آنان اجازه ازدواج ندارند؟

ج. بى گمان، سفیه یا فردى که داراى عقب ماندگى ذهنى است، ولى نیاز جنسى دارد. مى تواند ازدواج کند و در صورتى که میل به ازدواج داشته باشد، کسى نمى تواند او را از این کار بازدارد.

د. به نظر مى رسد: اسلام به امر ازدواج، به عنوان وسیله اى براى برآوردن نیاز جنسى زن و مرد مى نگرد و سفارش بسیار به سرعت بخشیدن به امر ازدواج مى کند و بر آسان گیرى ازدواج و به کنارنهادن قید و بندهاى اقتصادى و اجتماعى تأکید مى ورزد. البته همچون تمامى مسؤولیتهاى دیگرى که بر دوش افراد مى نهد، افراد را به حقوق خانواده آشنا مى سازد. چاره فردى را که تحت فشار غریزه جنسى، کنترل برخى رفتارهاى خود را از دست داده و در مرز فرو افتادن در باتلاق روابط نامشروع قرار گرفته در منع قانونى ازدواج تا زمان به دست آوردن رشد فکرى، لازم نمى بیند، بلکه سفارش مى کنند: خانواده و جامعه بکوشند، همزمان با بلوغ جنسى دختران و پسران، آنان را با مسائل خانواده و با وظیفه اى که در برابر خانواده دارند، آشنا سازند همان گونه که در عبادات نیز به دختر ۱۵ ساله نازپرورده که شب و روز خود را به سرگرمى وغفلت به سر مى برد و مفهوم مناجات عبد با خدا را در نمى یابد، نمى گوید: هر وقت درک عبادت کردى، عبادت بر تو واجب مى شود، بلکه به او امر مى کند به انجام عبادت بپردازد و در ضمن، با روشنگرى توسط آیات و روایات، او را با مفهوم عبادت و ارزش آن آشنا مى سازد. خداوند بر پدر و مادر، لازم مى شمارد که فرزند خویش را با معارف اسلامى آشنا سازند. بر جامعه با عنوان امر به معروف، لازم مى شمارد که مکلّفان را باعبادت آشنا سازند و بر فرد مکلف نیز آموختن مسائل و احکام مورد نیاز را واجب مى سازد.

تجربه اى که غرب آموخت براى ما اندک نیست. بالا بردن سن ازدواج براى آن که دختر و پسر آمادگى جسمانى و فکرى لازم جهت ازدواج را داشته باشند. دختران و پسران آزمند بر مسائل جنسى را وادار به ایجاد ارتباط جنسى خارج از کانون خانواده کرد و روشن است که این روابط چه آسیبها و زیانهاى جبران ناپذیرى بر دختر، پسر و قربانیان این روابط، کودکان نامشروع و ناخواسته، خواهد زد. جالب این است که در بیش تر کشورهایى که سن قانونى ازدواج ۱۶ یا ۱۸ سال است، استفاده از لوازم پیشگیرى از حاملگى براى دختران دوازده یا سیزده ساله، از نظر قانون آسان است.

آیا بهتر نیست از زمانى که امکان دارد فرد داراى گرایشهاى جنسى گردد، امکان ازدواج نیز فراهم آید، ولى با برنامه ریزى فرهنگى به دختر و پسر فهمانده شود که با نیاز خویش، عاقلانه برخورد کنند. او را با بزرگى مسؤولیت تشکیل خانواده آشنا سازیم تا خود، گرایشهاى خویش را کنترل کند و توانایى ورود در کانون خانواده را نیز در خویش به وجود آورد و از طرفى اگر توانا به کنترل غرایز خویش نبود، بتواند از راه مشروع و قانونى، نیاز خود را در قالب ازدواج برطرف سازد؟

بى گمان، با ازدواج، زوایاى دیگر این پیوند نیز رشد خواهد یافت و دختر و پسر داراى رشد فکرى و اجتماعى نیز خواهند شد.

ییادآورى: در بحث ولایت پدر یا جد پدرى در ازدواج دختر شمارى از فقها، پایان مهلت این ولایت را بلوغ و رشد دختر مطرح کرده و بیان داشته اند: از زمانى که دختر بالغ و نیز داراى رشد فکرى شد، مى تواند براى ازدواج خویش تصمیم بگیرد. بدین گونه، این شبهه پیش نمى آید: دختر نه ساله اگر پدر نداشته باشد، امکان دارد فریب بخورد و تن به ازدواجى نادرست بدهد؛ چرا که دختر فقط اگر رشد لازم را داشت، مى تواند براى ازدواج خویش تصمیم بگیرد و درغیر آن، پدر یا جد پدرى او، تنها به شرط آن که ازدواج برابر مصلحت دختر باشد، مى توانند دختر را به عقد ازدواج پسرى درآورند.

امام خمینى، در تحریر الوسیله مى نویسد:

(از زمانى که دختربالغه رشیده شد، احتیاط آن است که اذن پدر یاجدّ و نیز اذن دختر، هر دو در امر ازدواج دختر، در نظرگرفته شود.)۱۴۰

صاحب جواهر نیز مى نویسد:

(پدر و جد بر بکر رشیده در دائم و منقطع، ولایت ندارند.)۱۴۱

همو مى نویسد:

(عباره المرأه معتبره فى العقد مع البلوغ والرشد (اى العقل) فیجوز لها ان تزوّج نفسها.)

شمارى از فقیهان دیگر نیز از جمله ابن ادریس در سرائر۱۴۲، به این مسأله اشاره کرده اند.

در صورتى که ازدواج به مصلحت دختر باشد، حال آن که دختر هنوز به رشد لازم جهت تصمیم گیرى براى ازدواج خویش نرسیده و در ضمن پدر و پدربزرگ نداشته باشد، برابر نظر برخى فقها مى توان با اجازه حاکم شرع، برابر مصلحت دختر، عقد کرد.

۱۱- شمارى، از زیانهاى ازدواج زودرس را از دست دادن موقعیت تحصیلى و کسب مهارتهاى شغلى و موقعیت اقتصادى دختران یاد کرده اند. بى گمان این امور به دلیل باورهاى غلط افراد است. سفارش مکرر در قرآن که مبناى زندگى مشترک بایدمعاشرت به معروف باشد۱۴۳ و سفارش و تأکید بسیار شرع مقدس اسلام بر علم آموزى روشن مى سازد که در فرهنگ اسلامى، ازدواج مانع ادامه تحصیل نخواهد بود. اگر ازدواج را از پیرایه هایى که خود بر آن بسته ایم رها سازیم، آشکار مى گردد که ازدواج مى تواند سبب آرامش خاطر شود. آرامشى که موجب مى شودفرد تمرکز بهترى جهت فراگیرى علم داشته باشد. مردى که سفارشهاى مکرر خداوند را در امساک به معروف و معاشرت به معروف با همسر خویش نادیده نمى گیرد، رشد معنوى را حق زن مى داند و نه تنها مانع تحصیل او نخواهد شد، بلکه مشوق او نیز در این رشد عقلى و ادراکى خواهد بود.

کسب مهارتهاى شغلى نیز ارتباط چندانى با تجرد یا تأهل ندارد. برخى مى پندارند که شغل تنها به کار خارج از خانه و به مفهوم غربى آن اطلاق مى شود، غافل از آن که مبانى فکرى مسلمانان، با آنچه توسط سازمانهاى بین الملل ارائه مى گردد، گاه فاصله بسیار دارد. در تفکر اسلامى ما، خانه دارى شغلى شریف است و زن علاوه بر پذیرش مسؤولیت خانه دارى، نگهدارى و تربیت فرزند، مى تواند شغل دیگرى نیز برگزیند و البته زن مسلمان ما، همسر و فرزند را قربانى موقعیت شغلى خویش نمى کند. موقعیت اقتصادى دختران نیز با ازدواج، نه تنها به خطر نمى افتد، بلکه تا حدى برآورده نیز مى گردد. دختر با ازدواج، حق دریافت مهریه و نفقه دارد و به ازاى زحماتى که در منزل مى کشد، مى تواند از همسر خود اجرت المثل دریافت کند و در صورتى که همسرش از دنیا برود از دارایى او ارث مى برد و نیز مى تواند از اوقات خویش بهره بیش ترى برده، شغلى نیز برگزیند.

۱۲- در صورت احتمال ضرر در ازدواج، مى توان به تقاضاى فردى یا مدعى العلوم، حکم به معاینه پزشکى دختر داد و در صورت اثبات ضرر، منع قانونى جهت ازدواج قرارداد.

۱۳- از همه مهم تر آن که: اکنون نیز در ثبت ازدواج دختران کم تر از ۱۳ سال منع قانونى وجوددارد، از این روى، هر چند در قانون مدنى کم ترین سن ازدواج ۹ سال است، ولى در عمل، سن ازدواج را ۱۳سال قرار داده ایم.

۱۴- از این امر مهم، نباید غفلت کرد که حذف هر ماده یا تبصره مصوب پس از انقلاب اسلامى، بسیارى را گستاخ خواهد کرد تا با فشار تبلیغاتى و فرهنگى روزافزون، ما را وادار به حذف سایر مصوبات پس از انقلاب کنند و قانونها را تا جایى که امکان دارد برابر با قانونهاى بین المللى (وبیگانه با احکام دینى) قرار دهند.

پیشنهاد پایانى

براى رفع دشواریهاى اجراى قانونهاى مربوط به سن ازدواج دختران بر مبناى فقه غنى شیعه پیشنهاد مى شود:

الف. مراد از مصلحت در نکاح دختر زیر سن نُه سال مشخص گردد، بویژه در جامعه هاى دگرگونى یافته امروز که عوامل بسیار در انتخاب همسر مناسب دخالت دارد.

ب. روشن شود که چه مرجع قانونیى، مسؤول بررسى وجود مصلحت یا نبود آن در ازدواج دختر یا پسر صغیر است، تا در صورت نبود مصلحت، حکم به باطل بودن یا نفوذ نداشتن عقد بدهد.

ج. بیان شود: در صورت راضى نبودن دختر و پسر پس از بلوغ (یا پس از رشد) نسبت به این ازدواج، حکم به فسخ عقد ازدواج داده شود. این حکم برابر پاره اى از روایات۱۴۴ بوده و نیز به دلیل وجودضرر در زندگى مشترک بدون میل و رغبت و حکم به پرداخت نفقه و مهریه توسط زوج با این که راضى به این زندگى با زن نیست، و حکم به تمکین و پذیرش سیطره شوهر توسط زن بر خلاف هرگونه میل و رغبتى به این ازدواج. در اساس، وجود این ضرر، دلالت مى کند بر نبود مصلحت در درستى این نوع ازدواج.

د. زمان تصمیم گیرى دختر براى ازدواج خود، از زمان بلوغ و رشد عقلى دختر جهت تصمیم گیرى، طرح گردد و پیش از رشد، اذن پدر یا جد (یا در صورت نبود آنان، حاکم) به شرط رعایت مصلحت دختر، در ازدواج او مطرح گردد. درنتیجه، امکان ازدواج دختر پیش از رشد، به دلیل وجود مصلحت براى دختر، وجود داشته باشد.

هـ. تا پیش از نُه سالگى، ازدواج ممنوع است و پس از آن نیز، اگر ثابت شد که آمیزش زیان دارد مانع قانونى جهت این امر، تا برطرف شدن زیان، قرار داده شود.

پی‌نوشت‌ها
۱- سوره (توبه)، آیه ۵۹
۲- سوره (نور)، آیه ۵۸
۳- سوره (نساء)، آیه ۶
۴- سوره (انعام)، آیه ۱۵۳؛ (اسراء)، آیه ۳۴
۵- سوره (یوسف)، آیه ۲۲
۶- سوره (کهف)، آیه ۸۲
۷- سوره (حج)، آیه ۵
۸- سوره (قصص)، آیه ۱۳
۹- سوره (غافر)، آیه ۶۷
۱۰- سوره (احقاف)، آیه ۱۵
۱۱- (وسائل الشیعه)، شیخ حر عاملى، ج۱۰۴/۲، دار تحقیق مؤسسه آل البیت.
۱۲- همان مدرک، ج۳۶۵/۱۹؛ (تهذیب الاحکام)، شیخ طوسى، ج۱۸۴/۹، دارالتعارف، بیروت؛ (فروع کافى)، ثقه الاسلام کلینى، ج۶۸/۷، دارالتعارف، بیروت.
۱۳- (وسائل الشیعه)، ج۴۱۱/۱۸؛ ج۳۶۷/۱۹؛ (من لایحضره الفقیه)، شیخ صدوق، ج۲۲۱/۴، دارالتعارف، بیروت.
۱۴- (وسائل الشیعه)، ج۴۳/۱؛ ج۲۰/۲۸؛ (فروع کافى)، ج۱۹۸/۷
۱۵- (وسائل الشیعه)، ج۴۳/۱؛ ج۳۶

تربیت جنسی فرزندتان را جدی بگیرید

شاید یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های پدر و مادرها در جامعه شلوغ و پر همهمه امروزی، تربیت و سلامت جنسی نوجوان‌شان باشد. در شرایطی که…

بچه‌ها وقتی کوچک‌اند، یک جور نگرانی برای والدین دارند و وقتی بزرگ می‌شوند، به طور دیگری بر نگرانی‌های والدین می‌افزایند. وقتی به نوجوانی می‌رسند، با دنیای جدید و پر تلاطمی ‌که برایشان به وجود می‌آید،‌ پدر و مادر می‌مانند که آیا می‌توانند از آنان توقع بیشتری داشته باشند یا هنوز به اصطلاح وابسته‌اند. شاید یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های پدر و مادرها در جامعه شلوغ و پر همهمه امروزی، تربیت و سلامت جنسی نوجوان‌شان باشد. در شرایطی که کارشناس خبره در این زمینه کم است و بسیاری از افراد مدعی،‌ با اطلاعات ناقص و در بیشتر موارد نادرست خود موجب انحراف افکار عمومی ‌می‌شوند، جا دارد با توجه ویژه و عمیق به مبانی دین مبین اسلام و پیشرفت‌های علمی‌دانشمندان متعهد و انطباق آن با موازین شرع اسلامی، زمینه آموزش جوانان و نوجوانان‌مان را فراهم سازیم.

دوره نوجوانی، از بحرانی‌ترین دوره‌ها است و زمان دلبستگی‌های بزرگ و‌ اندیشه درباره آنهاست. تاثیرات نیرومند احساسات مربوط به تمایلات جنسی، جای بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی را می‌گیرد، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشکارا منعکس می‌شود، اغلب نوجوانان مهربان، دلسوز و دقیق که به تاثیرات و اضطرابات جنسی متمایل شده‌اند، نسبت به اطرافیان کینه جو، عصبانی، ‌و بی‌عاطفه می‌شوند، و این تحولات ممکن است در نتیجه ارضا نشدن میل جنسی و فقدان اقدامات لازم از قبیل: ورزش،‌ کار، گردش،‌ یا سیری بیش از حد جنسی باشد،‌ مسلم است که طبیعت نوجوانان در دوره بلوغ جنسی تغییر می‌یابد، آنها بیشتر عصبانی و سرکش می‌شوند و این تغییرات با ظهور میل جنسی اعم از امیال ارضا شده یا نشده در برخی از آنها آشکار است.

یک طبقه بندی علمی

متخصصان اطفال امریکا نوعی طبقه بندی کلی را مطرح می‌کنند که برای ادامه مباحث ما در رابطه با دوره نوجوانی مفید است، به این صورت که به سنین ۱۰ یا ۱۱ تا ۱۴ سالگی در دختر‌ها و ۱۲ تا ۱۵ سالگی در پسرها، اوایل نوجوانی و به دو سال پس از آن، اواسط نوجوانی و ادامه این سنین تا زمان شروع بزرگسالی را اواخر نوجوانی می‌گویند.

آغاز دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز می‌شود، دوران دگرگونی‌های عظیمی‌است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمی‌ مهمی‌در نوجوان پدید می‌آید، بلکه دگرگونی‌های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می‌شود. سه نقطه عطف زندگی هر کسی را می‌توان تولد، بلوغ و مرگ نامید. نظر به اهمیت حیاتی این دوران در زندگی نوجوان به ویژه از نظر جنبه‌های تربیتی، ضروری است که برخی از حقایق خاص این دوران تشریح شود تا هم نوجوان به موقعیت حیاتی خود پی ببرد و به تکالیف، وظایف و مسئولیت‌های شرعی، اجتماعی و اخلاقی که از این پس به او تعلق می‌گیرد، آگاهی یابد و هم اولیا و مربیان از این طریق به درک روحی نوجوان خود نایل آیند.

مهم‌ترین نگرانی‌های دوره اول بلوغ عبارتند از: نگرای درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی،‌نگرانی درباره قد،‌ نگرانی درباره وزن، نگرانی درباه آلت تناسلی و نگرانی درباره خصایص ثانوی جنسی (مانند رشد سینه در دختران، رشد ریش و سبیل در پسران) که در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهی‌های مناسب باید منشا این نگرانی‌ها را از نوجوانان بزدایند.

با توجه به اینکه تربیت نفس در دوران نوجوانی از عوامل سلامت روان و رفتار دوره جوانی است، این موضوع بر بسیاری از جنبه‌های شخصیت جوانان نیز تاثیر می‌گذارد و جوانان امروز باید با درک موضوع و مطالعه،‌ به تربیت نفس خود بکوشند

والدین و بلوغ فرزندان

بیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاهند و دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر می‌آورند،‌ مانند بهترین زمان یا بدترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی،‌ بهار امید یا زمستان ناامیدی که این احساسات حاکی از فراز و نشیب‌های روح یک نوجوان است. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، ‌اندوهگین و ساکت است.

نوجوانان به دلیل احساس توانایی برای عمل جنسی، تشدید انگیزه‌های جنسی، کنجکاوی در مورد موضوعات جنسی، تلاش برای تعیین نقش جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی نسبت به امور جنسی حساس هستند، این حساسیت مفرط که با ترشح هورمون‌های جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می‌کند؛ اگر طریقه مشروع و قانونی برای تشفی امیال جنسی مقدور نباشد، امکان انحراف نوجوان می‌رود، و این انحراف اغلب به صورت کامجویی‌های بدلی (خود ارضایی، همجنس بازی،‌ نظربازی) تجلی می‌کند. برای حل چنین مشکلاتی، باید قبل از هر چیز، به ارزیابی پرداخت. در ارزیابی و شناخت مشکلات جنسی، باید ابتدا تاریخچه زندگی فرد را به دست آورد و بر اساس آن، روش‌های تغییر رفتار را انتخاب و شیوه‌های شناختی همچون افزایش بصیرت فرد را در سرلوحه برنامه‌ها قرار داد. با توجه به این که تربیت نفس در دوران نوجوانی از عوامل سلامت روان و رفتار دوره جوانی است، این موضوع بر بسیاری از جنبه‌های شخصیت جوانان نیز تاثیر می‌گذارد و جوانان امروز باید با درک موضوع و مطالعه،‌ به تربیت نفس خود بکوشند.

منبع: سلامت نیوز