بسترهای لازم

نوشته‌ها

بسترهای لازم برای خانواده موفق(۱)

مقدمه

«خانواده» به گروه نهادی شده ی زیستی- اجتماعی شامل چند فرد بالغ(که دست کم دو نفر آنها بدون داشتن پیوند خونی و از دو جنس مخالف، با هم ازدواج کرده باشند) و فرزندانی گفته می‌شود که زاده ی ازدواج آن افراد بالغ‌اند.(۱)

– خانواده، گروهی از افراد را در بر می‌گیرد که از پیوند سببی یا نسبی برخوردارند و با یکدیگر زندگی می‌کنند؛ مانند زن و شوهری همراه فرزندان یا بدون آنها.(۲)

– گیدنز در تعریف خود قید دیگری اضافه می‌کند و می‌نویسد: «خانواده، گروهی از افراد است که با ارتباطات خویشاوندی پیوند یافته‌اند و در آن اعضای بزرگسال مسئولیت مراقبت از کودکان را به عهده دارند.(۳) در مقابل خانواده، خانوار قرار دارد. افراد غیر خویشاوندی که با یکدیگر زندگی و به هم کمک می‌کنند، به طور معمول، با نام خانوار شناخته می‌شوند».(۴)

– خانواده، چهار نوع اصلی دارد: خانواده ی گسترده، خانواده ی هسته‌ای، خانواده ی تک والدی و خانواده ی تجدیدبنا شده.(۵)

– خانواده ی طبیعی و سالم، شامل زن و مردی ازدواج کرده است که با فرزندان خود زندگی می‌کنند.(۶)

– آنچه در این پژوهش، خانواده نامیده می‌شود عبارت است از زن و شوهری که بنابر پیوند ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کنند و می‌توانند فرزندانی داشته باشند.

در نظام اسلامی، سعادت انسان که غایت آفرینش اوست، در بندگی و قرب خداوند تجلی می‌یابد؛ از این رو، بندگی خدا هدف غایی در نظام مطلوب اسلام است. این هدف در خرده نظام‌های مطلوب اسلام(خانواده، اقتصاد، سیاست و … ) نیز نمایان می‌شود. در نظام مطلوب خانواده در اسلام، با مجموعه‌ای از اهدف ثانوی روبه رو می‌شویم که در مسیر نیل انسان ها به بندگی خداوند مقرر شده است و مهم‌ترین آنها به این شرح است: آرامش درونی همسران از راه آشنایی با آگاهی از تفاوت‌های طبیعی زن و مرد، تأمین نیازهای جنسی و عاطفی و اقتصادی، تولید مثل، مراقبت از فرزندان و تربیت صحیح آنها، و جلوگیری از انحرافات اجتماعی. همه این اهداف، برای تشکیل زندگی سالم و دستیابی به موفقیت در زندگی زناشویی است.(۷)

موفق و ناموفق، از عناوینی است که تنها با معنویت و آخرت سنجیده نمی‌شود، بلکه توفیق و بی‌توفیقی درباره ی دنیا نیز مطرح است، همانگونه که خوشبختی و بدبختی نیز در هر دو زمینه مطرح می‌شود و معنایی گسترده دارد. اولین تصویری که از کلمه ی «بدبخت» به ذهن متدینان می‌آید، بی‌ایمانی و گناه است و بار معنوی و آخرتی دارد، اما بدبختی در این تصویر خلاصه نمی‌شود. بی‌شک گناه یکی از بسترهای بدبختی است، اما بسیاری از کارها با این که گناه و معصیت نیست، برای انسان بدبختی و ناکامی در پی دارد. در روایاتی از معصومان(علیهم السلام) به این نکته اشاره شده است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اربع من السعاده: المراه الصالحه و المسکن الواسع و الجار الصالح و المرکب الهنیء، و اربع من الشقاوه: الجار السوء و المراه السوء و المسکن الضیق و المرکب السوء؛(۸) چهار چیز از سعادت و خوشبختی، و چهار چیز از شقاوت و بدبختی است: زن خوب، خانه ی وسیع، همسایه ی صالح و مرکب خوب، از خوشبختی است؛ و همسایه ی بد، زن بد، خانه ی تنگ و مرکب بد، از بدبختی است».

در این روایت، حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) خانه ی تنگ و مرکب نامناسب را نمونه‌هایی از بدبختی به شمار آورده اند. که هیچ یک نمونه از گناه نیست، اما مانع رسیدن انسان به موفقیت است.

با این ملاک می‌توان گفت: نابینایی، ناشنوایی و … نیز نمونه‌هایی از بدبختی است. در روایت دیگری پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الشوم فی ثلاثه: فی الدابه و المراه و الدار. ففی المراه غلاء مهرها و عسر ولادتها، و فی الدابه کثره علفها و سوء خلقها و فی الدار ضیقها و خبث جیرانها؛(۹) بدبختی در سه چیز، یعنی مرکب، زن و خانه است. در زن، بالا بودن مهریه و دشوار زاییدن؛ در چهار پا، زیادی علف و ناآرامی؛ و در خانه، کوچکی و همسایه ی بد از بدبختی است». این روایات نشان می‌دهد وقتی درباره ی بسترهای خوشبختی و بدبختی، موفقیت و نبود آن سخن به میان می‌آید، نباید ضرورتاً به گناهان فکر کرد و در پی یافتن مقصر بود، بلکه هر نوع نداشتن نعمت و هر گونه تنگنا در زندگی، نمونه‌ای از بی‌توفیقی است. دشوار زاییدن زن، زیادی علف حیوان و کوچکی خانه، از تنگناهای زندگی است. بنابراین، توصیه‌های مرتبط با بسترهای خوشبختی و بسترسوزی بدبختی، همیشه برای دوری از گناه و از میان بردن تقصیر نیست. موفقیت و خوشبختی، و نبود آنها دایره‌ای گسترده دارد.

نکته‌های ضروری

خانواده موفق، با رعایت نکته‌هایی می‌تواند بسترهای خوشبختی را افزایش، و بسترهای بدبختی را کاهش دهد. رعایت شرایط لازم در انتخاب همسر، محل زندگی، زمان بارداری، تعداد فرزندان، شیوه ی اداره ی زندگی و … بسترهای مناسب خوشبختی و موفقیت به شمار می‌آید. اما وجود موانع و فقدان شرایط، بسترساز بدبختی و بی‌توفیقی است. برای مثال، اگر پدر مجنون یا مادر احمق باشد، بستر دیوانگی یا کمبود بهره ی هوشی فرزند فراهم می‌آید. فرزند گناهی ندارد، اما می‌توان گفت: این فرزند در رحم مادر خویش، بدبخت است. پس اگر در روایت آمده است: «الشقیّ شقیّ فی بطن امه والسعید سعید فی بطن امه؛(۱۰) انسان موفق و خوشبخت، در شکم مادر خود خوشبخت است و انسان بی‌سعادت و بدبخت نیز در شکم مادر خود چنین است»، شاید به همین نکته اشاره می‌کند که این فرزند، از برکات و نعمت‌هایی در همین دنیا محروم است، گر چه نقصی در معنویت و آخرت او نتوان پیدا کرد.

بخشی از موفقیت درخشان مردان بزرگ جهان، مرهون چگونگی ولادت آنها بوده است، چنان که بخشی از بی‌توفیقی و بدبختی ناپاکان، به انحرافات والدین در دوران جنینی آنها مربوط است. قرآن کریم از دو مرد بزرگ الهی، یحیی بن زکریا و عیسی بن مریم(علیهم السلام) با سلامت و پاکی روز ولادت یاد کرده است. درباره ی حضرت یحیی می‌فرماید: «وَ سَلامٌ عَلَیهِ یَومَ وُلِدَ؛(۱۱) سلام بر او روزی که متولد شد»؛ و درباره ی حضرت عیسی به نقل از او می‌فرماید: «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَومَ وُلِدتُ؛(۱۲) و سلام بر من روزی که متولد شدم». «سلام» به معنای عموم عافیت است، یعنی پاکی کامل جسم و جان؛ و این حقیقتی یک سان درباره ی تمام مردان الهی است و همه ی آن ها به سلامت متولد شده اند. این سلامت، زمانی تحقق می‌یابد که جنین، تمام منازل رحم را به خوبی گذرانده باشد.(۱۳)

بنابراین، اگر روایات، سعادت و شقاوت فرزند را به رحم مادر مربوط دانسته و از پدر سخنی به میان نیاورده است، از آن روست که سرچشمه ی خوشبختی و بدبختی فرزند، عمدتاً در مراحل گوناگون حضور جنین در رحم رقم می‌خورد.

برخی کودکان ویژگی‌هایی مادرزادی مانند عقل، هوش، حافظه، شهامت و مناعت طبع فراوان دارند که با افراد عادی متفاوت است. ابوزکریای تبریزی، شاگرد ابوالعلاء معری بود و سال‌های دراز از محضر درس آن استاد بهره برد. ابوالعلاء به دلیل نابینایی نمی‌توانست کتاب بخواند. روزی شاگردش، ابوزکریا، در مسجدی با ایشان بود و یکی از کتاب‌های استاد را برایش می‌خواند. ابوزکریا در حال خواندن کتاب بود که یکی از اهالی تبریز که همشهری او بود، وارد مسجد شد. ابوزکریا از دیدن او خوشحال شد و چند لحظه از خواندن کتاب باز ایستاد. استاد علت را پرسید و او توضیح داد: یکی از همشهری هایم را در مسجد ملاقات کردم، ولی نخواستم خواندن کتاب را رها کنم. استاد به او اجازه داد چند دقیقه‌ای، نزد همشهری خود باشد و با هم سخنی بگویند. ابوزکریا در چند قدمی استاد، نزد همشهری خود نشست و با زبان محلی با او حرف زد؛ سؤالاتی کرد و پاسخ‌هایی شنید وقتی صحبتشان تمام شد، با هم نزد استاد آمدند. ابوالعلاء از ابوزکریا پرسید: زبان محلی شما چیست، او جواب داد: آذربایجانی. استاد گفت: من که نفهمیدم شما چه گفتید، ولی آنچه را گفتید حفظ کردم. سپس همه ی الفاظ سخنان آنها را تکرار کرد. ابوزکریا و همشهری اش از حافظه ی استاد بسیار تعجب کردند که او چگونه، به این سرعت، توانسته بود الفاظی را که معنایش را هم نمی‌دانست حفظ کند.(۱۴) این امتیاز ناشی از رهاوردهایی است که ابوالعلاء از عالم رحم با خود آورده بود.

ضرورت ایمان و اخلاق به مثابه ی بستر توفیق و سعادت

بی‌شک دو رکن اساسی موفقیت، ایمان و اخلاق است. در زمینه ی ایمان، خداوند منان، در سوره ی مبارکه ی عصر، قسم یاد می‌کند که همه ی مردم، در هر زمان، گرفتار بدبختی اند، مگر آنان که دارای امتیازاتی باشند که یکی از آنها ایمان است:

«وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا؛(۱۵) سوگند به عصر(غلبه ی حق بر باطل) به درستی که انسان در زیان است مگر آنان که به خدا گرویده باشند». در زمینه ی ضرورت پاکی از رذایل اخلاقی برای رسیدن به موفقیت، خداوند منان، در سوره ی مبارکه ی شمس، پس از سوگندهای متعدد می‌فرماید: «قَد اَفلَحَ مَن زَکّاها* وَ قَد خابَ مَن دَسَّاها؛(۱۶) رستگاری و موفقیت از آن کسی است که جان خود را از پلیدی پاک کند و هر کس آن را آلوده سازد قطعاً خاسر است».

همچنین علی(علیه السلام) سرلوحه ی سعادت و موفقیت را دوری از رذیلت اخلاقی می‌دانند و می‌فرمایند: «عنوان صحیفه ی المؤمن حسن الخلق؛(۱۷) سرلوحه ی سعادت مؤمن، سجایای اخلاقی اوست». حسن خلق باعث توفیق و پدید آمدن مقدمات رسیدن به مقصود طبیعی و عادی می‌شود. امام خمینی(رحمه الله) در کتاب چهل حدیث، ضمن تعریف خُلق، به بیان تأثیر حسن خلق در انجام آسان رفتار نیکو می‌پردازند و می‌گویند:

بدان که خُلق عبارت از حالتی است در نفس که انسان را دعوت به عمل می‌کند، بدون رویه و فکر؛ مثلاً کسی که دارای خلق سخاوت است، آن خلق او را وادار به جود و انفاق می‌کند، بدون آنکه مقدماتی تشکیل دهد و مرجحاتی را در نظر بگیرد، گویی یکی از افعال طبیعیه مثل دیدن و شنیدن است و همین طور است نفس عفیف که این صفت خُلق آن شده است، به طوری حفظ نفس می‌کند که گویی یکی از افعال طبیعیه ی اوست.(۱۸) با داشتن حسن خلق، موفقیت با کمترین هزینه و به طور طبیعی حاصل می‌شود و سراسر زندگی انسان را فرا می‌گیرد. بنابراین، خلق و خویی که در شرع مقدس، مدح شده است و با غرایز حیوانی و تمایلات نفسانی هماهنگ است، یا دست کم، با آنها تضادی ندارد، «حسن خلق» است که در موفقیت انسان سهم بسزا دارد.

در منابع اسلامی، حسن خلق عاملی بسیار مؤثر در موفقیت زندگی و تحکیم بنیاد خانواده معرفی شده است. این نکته در رابطه ی میان والدین و فرزندان تأثیر فراوانی دارد؛ زیرا رابطه ی سالم، مفید و موفق والدین و فرزندان با استحکام خانواده ارتباط مستقیم دارد.

شخصی به نام حسین بن بشار واسطی می‌گوید: «نامه‌ای به امام رضا(علیه السلام) نوشتم و در آن نامه به حضرت عرضه داشتم: “یکی از بستگانم برای خواستگاری نزد من آمده است، ولی بداخلاق است، چه کنم؟” حضرت در پاسخ فرمودند: “اگر بد اخلاق است، به او زن ندهید”».(۱۹)

این روایت نشان می‌دهد انس و الفت، که از شرایط ضروری برای موفقیت در زندگی است، مرهوم خوش اخلاقی است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از آنکه محبوب‌ترین مردم در پیشگاه خداوند متعال را خوش اخلاق‌ترین آنان معرفی می‌کنند، به بیان ویژگی آنان می‌پردازند و می‌فرمایند: «کسانی از شما نزد خدا محبوب ترند که بهترین اخلاق را دارند، متواضع اند، با دیگران الفت می‌گیرند و مردم نیز با آنها الفت می‌گیرند».(۲۰) امام رضا(علیه السلام) نیز در جواب مردی که از ایشان درباره ی محدوده ی حسن خلق پرسیده بود، فرمودند: «حسن خلق این است که به مردم بدهی آنچه را دوست داری آنان به تو دهند».(۲۱)

از آنجا که اخلاق حسنه گاه به صورت طبیعی و فطری، گاه با عادت دادن خود به کارهای زیبا و در مواردی با مشاهده و مصاحبت با افرادی که رفتارهای زیبا دارند به دست می‌آید،(۲۲) تغییر دادن آن گرچه محال نیست، دشوار به نظر می‌رسد. بنابراین، فردی که در پی موفقیت در زندگی است، مایل است زندگی گوارا، آسیب‌ناپذیر، سرشار از لطف و محبت و … داشته باشد، در مرحله ی اول و در آغاز تشکیل خانواده، باید در جست و جوی همسری باشد که اخلاق خوش و خوی پسندیده داشته باشد. این ویژگی در موفقیت خانواده و داشتن فرزندان سالم اهمیت بسیاری دارد.

با توجه به این اصل، اسلام از میان همه ی ویژگی‌های همسر در مرحله ی انتخاب او، درباره ی موضوع صفات اخلاقی وی سفارش اکید دارد. در روایتی، رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «هر گاه کسی به خواستگاری نزد شما آمد که اخلاق و دین او را پسندیدید، شرایط ازدواج او را فراهم آورید». راوی می‌پرسد: «ای رسول خدا! هر چند از نظر نسب پست باشد»، حضرت می‌فرمایند: « هنگامی که کسی نزد شما آمد و اخلاق و دین او را پسندیدید، برای ازدواج زمینه‌سازی کنید که اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین رخ خواهد داد».(۲۳) روایات متعددی با این مضمون وجود دارد که نشان می‌دهد خوش اخلاقی، بسیاری از کاستی‌های فرد را جبران می‌کند و موفقیت را در پی دارد و پرهیز از ازدواج با چنین فردی، آسیب‌های اجتماعی فراوانی را به وجود می‌آورد. از سوی دیگر، فرد بداخلاق هر چند امتیازات دیگری داشته باشد، صلاحیت لازم برای ازدواج را ندارد و معصومان(علیهم السلام) اصحاب خود را از ازدواج و وصلت با چنین افرادی برحذر داشته اند.

بنابراین، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در رابطه ی والدین با یکدیگر و با فرزندان، بُعد اخلاقی آنهاست. دختر و پسری می‌توانند پدر و مادر موفقی در آینده باشند که هنگام ازدواج، خوش اخلاقی را یکی از اصلی‌ترین ملاک‌های گزینش همسر خود در نظر بگیرند و با فرد خوش اخلاق ازدواج کنند تا هم روابط زن و شوهر بسامان باشد و هم در تربیت فرزندان خود موفق باشند و با معضلی روبه رو نشوند.

از مهمترین نتایج خوش‌خلقی برای خانواده ی موفق، ایجاد محبت میان افراد خانواده و تثبیت و تقویت آن است. امیرالمومنین(علیه السلام) در روایتی کسب محبت را پیامد حسن خلق برشمرده اند.(۲۴) آن حضرت در روایت دیگری حسن خلق را باعث محبت و تأکید کننده ی مودت دانسته و فرموده‌اند: «خوش اخلاقی محبت بار می‌آورد و مودت را تقویت می‌کند».(۲۵) بی‌شک خانواده‌ای که همه ی اعضای آن محبت را میان خود حس می‌کنند، خود را موفق می‌دانند.

در بیان تفاوت میان «محبت» و «مودت»، لغویّین تا حدودی، اختلاف نظر دارند، به گونه‌ای که صاحب کتاب معجم مقاییس اللّغه «ودّ» را کلمه‌ای می‌داند که بر محبت دلالت می‌کند. بنابراین، مودت همان اظهار محبت است، ولی در الفروق اللغویه «محبت» را ناشی از میل طبیعی و حکمت، اما «مودت» را ناشی از میل طبیعی دانسته است.(۲۶) در صورت اول، تأثیر حسن خلق آن چنان است که افزون بر ایجاد دوستی میان اعضای خانواده، زمینه ی اظهار این محبت را نیز فراهم می‌سازد و از آنجا که دوستی وقتی ابراز شود تأثیر شگرفی در تداوم نهاد خانواده دارد،(۲۷) احساس موفقیتِ بیشتر اعضای آن را فراهم می‌کند. اگر مودت متضمن معنای دوم باشد، روایت پیشین نشان دهنده ی آن است که حسن خلق زمینه‌ساز میل طبیعی افراد خانواده به یکدیگر می‌شود و بدیهی است که این میل و گرایش طبیعی، در استقرار فضای صلح و احساس آرامش و موفقیت، بسیار موثر خواهد بود.

بسیاری از مشکلاتی که در خانواده بروز می‌کند، ناشی از مشکلات و تنگناهای اقتصادی است. آن گاه که نیازهای ضروری خانواده در بُعد مالی بی‌پاسخ بماند، به ویژه آنجا که افراد خانواده از بینش توحیدی کم بهره یا بی‌بهره باشند، به مرور زمینه ی ابراز نارضایتی از وضع موجود و به تبع آن احساس شکست فراهم می‌شود. در منابع اسلامی، افزون بر کار و فعالیت، حسن خلق نیز عاملی تأثیرگذار در رشد اقتصادی معرفی شده است. امیرالمومنین(علیه السلام) جایگاه گنج‌های روزی را در اخلاق نیکو دانسته‌اند،(۲۸) همچنان که امام صادق(علیه السلام) حسن خلق را عامل افزایش رزق برشمرده‌اند.(۲۹) با افزایش روزی، احساس آرامش و موفقیت، بیشتر احساس می‌شود.

روشن است که اقبال عمومی به افراد متواضعی که با مردم انس و الفت دارند و خوش اخلاق محسوب می‌شوند، بسیار بیش از اقبال به دیگران است. مردم ترجیح می‌دهند افراد خوش خلق را به کار گیرند، به استخدام آنان در آیند و با آنان معامله کنند. شاید، این خود یکی از عوامل جلب روزی به شمار رود. به همین دلیل، امیرالمومنین(علیه السلام) حسن خلق را موجب ارتقای سطح زندگی دانسته اند.(۳۰) ارتقای سطح زندگی، موفقیتی است که نتیجه ی حسن خلق در معاشرت‌های اجتماعی است. خوش اخلاقی نه تنها در معاشرت‌های اجتماعی، بلکه در مواجهه با اعضای خانواده نیز چنین تأثیری دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «هر که با خانواده ی خود به نیکی عمل کند، روزی اش زیاد شود».(۳۱) امام علی(علیه السلام) خوش خویی را موجب پاکیزگی زندگی دانسته اند.(۳۲) و امام صادق(علیه السلام) نیز فرموده اند: «هیچ شیوه ی زندگانی، گواراتر از زندگانی آمیخته با حسن خلق نیست».(۳۳) به طور قطع، زندگانی همراه مسرت، شادابی و طهارت برای همه ی انسان‌ها موفقیت بزرگی تلقی می‌شود و این نتیجه ی خوش‌خلقی است. در مقابل، بداخلاقی فرد همه ی اعمال نیک او را بر باد می‌دهد و موجب می‌شود تا دیگران چشم خود را بر تمام خوبی هایش ببندند و نگاه خود را تنها به بدخلقی او معطوف سازند. اگر وجود انسان بداخلاق به مثابه ی عسل باشد، باید بداند که بدخلقی آن گونه وجود او را به فساد می‌کشاند که سرکه عسل را فاسد می‌کند.(۳۴)

در متون دینی، آثار دیگری همچون آسانی راه،(۳۵) عمران و آبادی(۳۶) و سعادتمندی(۳۷) برای خوش‌خلقی ذکر شده است. تأثیر این آثار بر استحکام بنیاد خانواده بسیار روشن است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «اگر انسان به پیامدهای خوش اخلاقی آگاه باشد، به خلق خوش احساس نیاز می‌کند».(۳۸) خانواده‌ای که نیازمندی‌هایش تأمین نشود، خانواده ی ناموفقی است.

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها

۱- جولیوس گولد و ویلیام ل. کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه ی باقر پرهام و همکاران، ص ۳۸۱

۲- Stephen Moor. Sociology Alive, p. 93.

۳- Anthony Giddens, Sociology , p. 195.

۴- Stephen Moor , Sociology Alive,p.93.

۵- بروس کوئن، مبانی جامعه شناسی، ترجمه و اقتباس غلام عباس توسلی و رضا فاضل، ص ۱۷۳

۶- ویلیام گاردنر، جنگ علیه خانواده، ترجمه ی معصومه محمدی، ص ۷۹

۷- حسین بستان( نجفی)، اسلام و جامعه شناسی خانواده، ص ۲۷۶

۸- علی بن حسام الدین المتقی الهندی، کنزالمعال، ج ۱۱، ص ۹۲

۹- جعفر کاشف الغطاء، کشف الغطاء، ج ۱، ص ۲۱۶

۱۰- عبدعلی العروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، ج ۲، ص ۱۸

۱۱- مریم(۱۹)، ۱۵

۱۲- مریم(۱۹)، ۳۳

۱۳- محمد تقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ص ۹۸

۱۴- علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ص ۶۳۶

۱۵- عصر(۱۰۲)، ۱- ۳

۱۶- شمس(۹۱)، ۹- ۱۰

۱۷- شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ص ۴۱۰

۱۸- روح الله خمینی، چهل حدیث، ص ۴۳۴

۱۹- عن الحسین بن بشار قال: کتبت الی ابی الحسن الرضا(علیه السلام) ان لی قرابه قد خطب الی و فی خلقه سوء قال: لا تزوجه ان کان سییء الخلق(محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۱).

۲۰- قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) : احبکم الی الله احسنکم اخلاقا، الموطئون اکنافا، الذین یألفون و یؤلفون(ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۳۳۳).

۲۱- قال الرضا(علیه السلام) : ان تعطی الناس من نفسک ما تعجب ان یعطوک مثله(حسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۳۵).

۲۲- ملا محمد محسن فیض، المحجه البیضاء، ج ۵، ص ۱۰۸

۲۳- اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه قلت: یا رسول الله و ان کان دنیا فی نسبه؟ قال: اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه والا تفعلوه تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر(محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۷۸).

۲۴- علیک بحسن الخلق فانه یکسبک المحبه(عبدالواحد آمدی، غررالحکم و درر الکلم، ص ۲۵۴).

۲۵-قال علی(علیه السلام) حسن الخلق یورث المحبه و یؤکد الموده(همان).

۲۶- حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القران الکریم، ص ۶۳، ۶۴-

۲۷- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «گفتن این جمله از طرف مرد به همسرش که “دوست دارم” هرگز از قلبش نمی‌رود»(محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۳)

۲۸- فی سعه الاخلاق کنوز الارزاق(محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ماده ی «رزق»).

۲۹- حسن الخلق یزید فی الرزق(همان).

۳۰- کم من وضیع رفعه حسن خلقه(عبدالواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص ۲۵۴).

۳۱- من حسن بره اهل بیته زید فی رزقه(محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ماده ی «رزق»).

۳۲- بحسن الاخلاق یطیب العیش(عبدالواحد آمدی، غررالحکم و درر الکلم، ص ۲۵۴).

۳۳- لا عیش اهنا من حسن الخلق(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۴۴).

۳۴- قال رسول الله(علیه السلام) الخلق السیّی لیفسد العمل کما یفسد الخل العسل(محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص ۱۵۲).

۳۵- من حسن خلقه سهلت له طریقه(عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۵۴).

۳۶- عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۰).

۳۷- عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: من سعاده الرجل حسن الخلق(حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۴).

۳۸- لویعلم العبد ما فی حسن الخلق لعلم انه محتاج ان یکون له خلق حسن(محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۳۶۹).

بسترهای لازم برای خانواده موفق(۲)

خوش‌رویی و خوش‌زبانی، آشکارترین نماد خلق نیکو

در منابع دینی، خوش‌رویی را عامل بسیار مؤثری در آرامش و موفقیت اجتماعی و خانوادگی دانسته‌اند. در بیانات اهل بیت(علیهم السلام) عباراتی همچون «وجهٍ منبسط»، «البشر»، «بشر حسن»، «طلاقه الوجه» و «البشاشه» مترادف با خوش‌رویی به کار رفته است. «وجه منبسط» به چهره‌ای خالی از احتشام و عبوسی گفته می‌شود.(۱) «البشر» به معنای طلاقت و وجه منبسط است.(۲) قید «حسن» به منزله ی تأکید بر گشاده‌رویی و نیکویی آن است. «طلاقه الوجه» به معنای آشکارسازی سرور در چهره است.(۳) « البشاشه» نیز به معنای طلاقت وجه استعمال شده است.(۴)

از بررسی معنای واژه‌هایی که بیشتر ذکر شد در متون لغوی، روشن می‌شود که این واژه‌ها، با وجود تعدد، به معنای واحد پیراستن چهره از آثار گرفتگی و خشم، و آرامش دادن آن با سرور و فرح به کار رفته است.

یکی از توصیه‌های رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) این است که با برادران دینی با روی گشاده مواجه شوید. مردی خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت: «ای رسول خدا! به من توصیه کن». حضرت میان توصیه‌های خویش فرمودند:

«با برادر خود، با گشاده‌رویی مواجه شو».(۵) وقتی با افراد جامعه ی دینی، که از آنان به برادر دینی تعبیر می‌شود، باید با چهره‌ای باز و دور از گرفتگی و خشم و اندوه مواجه شد، حکم رویارویی با همسر و فرزندان در محیط منزل به خوبی، روشن می‌شود.

با بررسی آثار معجزه آسای گشاده‌رویی در می‌یابیم، بی‌جهت نیست که گشاده‌رویی علامت ایمان،(۶) نیمی از عقل،(۷) اولین عطیه ی الهی(۸) و آغاز نیکوکاری(۹) دانسته شده است. گر چه جذب دیگران با هدایای مادی ممکن است. این نوع جذب کردن در مواردی منجر به آسیب تربیتی می‌شود و فرد هدیه گیرنده را متوقع و خواهان رشوه بار می‌آورد، اما مواجهه با دیگران با روی خوش، از آنجا که کار آسانی است، محدود به حدی نیست و می‌توان از آن در موارد متعدد و درباره ی افراد متعدد استفاده کرد. از جمله چیزهایی که فرد همیشه می‌تواند به همسر و فرزندان خود هدیه کند و آسیب‌های مادی نیز ندارد، خوش‌رویی است. خوش‌رویی گنج بی‌پایانی است که محدودیت ندارد و فرد می‌تواند همواره از آن استفاده کند و افراد خانواده را راضی نگه دارد. این کار بستر مناسبی برای موفقیت است.

امام صادق(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده‌اند که آن حضرت خطاب به فرزندان عبدالمطلب فرمودند: «هرگز نمی‌توانید با اموال خود، همه ی مردم را بهره‌مند سازید، پس با آنان با گشاده‌رویی و خوش‌رویی تمام مواجه شوید».(۱۰)

آثار خوش‌رویی در موفقیت خانواده

از میان آثار خوش‌رویی در راه رسیدن به موفقیت، بخشی فراگیرتر است و دامنه ی گسترده‌تری دارد که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:

قرب به خداوند

نتایج خوش‌رویی، به آثار اجتماعی منحصر نمی‌شود، بلکه مهم‌ترین تأثیر را در خود فرد دارد که قرب و نزدیکی به خداوند است. از آنجا که حفظ پیوندهای اجتماعی، از جمله پیوند خانوادگی، از مهم‌ترین تأکیدات خداوند متعال است، فردی که با مردم و اعضای خانواده با روی گشاده مواجه می‌شود، به فرمان حضرت حق توجه کرده و زمینه ی تقرب خود به او را فراهم ساخته است.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «گشاده‌رویی، آوردگاه محبت و نزدیکی به خدای(عجل الله) است و ترش‌رویی آوردگاه بغض و کینه و دوری از خداوند است».(۱۱)

فرجام نیک

طلاقت وجه و خوش‌رویی، بهره ی دنیوی و اخروی را برای فرد به ارمغان می‌آورد و افزون بر آن که زندگی در دنیا را با شادکامی و آرامش و محبت همراه می‌کند، در آخرت نیز باعث حظ و بهره ی فراوان می‌شود.

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «شخصی نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و توصیه‌ای درخواست کرد. حضرت به او فرمودند:

«”غضب مکن”. عرضه داشت: “بیشتر بگویید:” فرمودند: “با برادرت با گشاده‌رویی مواجه شو، نه با رویی گرفته؛ زیرا روی گرفتن، تو را از بهره ی دنیا و آخرت باز می‌دارد”».(۱۲)

ایجاد الفت و محبت

الفت و محبت از مهمترین عواملی است که به رضایتمندی و آرامش میان افراد خانواده منجر می‌شود. در روایتی، بشاشت و گشاده‌رویی بهترین عاملی معرفی شده است که مردم می‌توانند با آن، دل‌های دوستانشان را به دست آورند و کینه را از دل دشمنان خود دور کنند.(۱۳) در این روایت «الفت» که به معنای انضمام» است،(۱۴) محصول گشاده‌رویی به شمار آمده است. بنابراین، خوش‌رویی به مثابه ی بهترین عامل جذب دلها، به افراد توصیه شده است، اما مواجهه با روی گشاده، افزون بر آن که کمیت جذب را افزایش می‌دهد، کیفیت آن را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. نتیجه ی کیفی گشاده‌رویی با واژه ی «حب» درآمیخته است.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: «خوش‌رویی و گشاده‌رویی، آوردگاه محبت است».(۱۵)

«حبّ» به معنای و داد و میل شدید است.(۱۶) پس در کلمه ی «محبت» کیفیت و شدت دل بستگی، کانون توجه است. در برخی روایات، هر دو جنبه ی کمی و کیفی، محصول خوش‌رویی دانسته شده است. علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «گشاده‌رویی و … باعث دوستی خلایق است».(۱۷)

دوری از کینه

کینه‌زدایی یکی از آثار گشاده‌رویی است. برطرف ساختن کینه‌هایی که به تدریج در فرد نفوذ کرده‌اند، کاری بسیار دشوار و گاه ناممکن است؛ اما مواجه شدن با روی گشاده، داروی مؤثری است که کینه‌های سخت و دیرینه را به راحتی از بین می‌برد. امام کاظم(علیه السلام) در روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خوش‌رویی کینه را می‌زداید».(۱۸) در روایتی از امیرالمومنین(علیه السلام) خوش‌رویی بهترین عامل زدودن کینه معرفی شده است. حضرت می‌فرمایند: «بهترین وسیله‌ای که مردم با آن دل‌های دوستان خود را به دست می‌آورند و کینه‌ها را از دل‌های دشمنان خود می‌زدایند، خوش‌رویی هنگام مواجهه با آنان، پرسش از حال آنان در غیاب، و گشاده‌رویی در حضور آنهاست».(۱۹)

پایان دادن به مخاطرات

گشاده‌رویی وقتی کینه‌های باطنی را از بین می‌برد، دشمنیِ برخاسته از کینه را نیز درمان می‌کند. گاه روابط افراد خانواده به قدری تیره و تار می‌شود که از کینه ی باطنی به دشمنی و نبرد رودرو تبدیل می‌شود. این موقعیت بسیار خطرناکی است که هر آسیبی را در روابط خانوادگی ایجاد می‌کند، اما همین موقعیت مخاطره آفرین و آتش پر دامنه، با هدیه ی ارزان و مؤثر خوش‌رویی و مهار می‌شود. امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) می‌فرمایند: «بشرک یطفیء نار المعانده؛(۲۰) خوش‌رویی تو آتش دشمنی را خاموش می‌سازد».

پس از آن که با روشی صحیح توانستیم همسری خوش اخلاق و خوش زبان انتخاب کنیم و از ناحیه ی وراثت و ژنتیک تضمین بیشتری برای موفقیت در زندگی و تربیت فرزندان ایجاد کردیم، باید بدانیم گر چه سهم مادر در تولید مثل همانند سهم پدر است، پس از آن، سهم مادر بیشتر از پدر است و در روایات نیز به بطن مادر اشاره شده است. و از صلب پدر سخنی نگفته‌اند. در زمان تولید مثل، چنانچه پدر، به دلیل خوردن غذای فاسد یا نوشیدن مشروبات الکلی، نطفه ی مسموم داشته باشد. جنین ناقص و معلول خواهد بود. این تأثیر مستقیم پدر بر جنین در زمان انعقاد نطفه است. پس از آن، پدران در ساخت طبیعی فرزند تأثیر مستقیمی ندارند، ولی مادر در تمام دوران بارداری با فرزند رابطه ی مستقیم دارد و فرزند از او تأثیر می‌پذیرد. بچه از مادر تغذیه می‌کند؛ بنابراین، سلامت و مرض، پاکی و ناپاکی، مستی و مسمومیت مادر در جنین اثر مستقیم دارد. جنین در شکم مادر همانند عضوی از مادر است و همه عواملی که در جسم و جان مادر تأثیر دارد، در فرزند نیز اثر می‌گذارد. به همین جهت، دانشمندان معتقدند که غذای مادر در زیبایی صورت، توازن اندام و … تأثیر دارد. در روایات نیز به این نکته اشاره شده است. در روایتی امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «به زنان باردار، میوه بخورانید؛ زیرا اطفال شما را زیبا می‌سازد».(۲۱)

تغذیه مادر نه تنها در بعد جسمانی فرزندان موثر است، در روحیه و ویژگی‌های اخلاقی آنان نیز تأثیر دارد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به زن باردار در آخرین ماه بارداری خرما بدهید؛ زیرا فرزند را بردبار و پرهیزگار خواهد ساخت».(۲۲) جنین در دوران بارداری تحت تأثیر حالات و رفتارهای مادر است و هر لحظه ممکن است برای او خطری پیش آید. بنابراین فقط مادر می‌تواند با خطر مقابله کند و فرزند را با سلامت جسم و جان متولد سازد.

نجابت خانوادگی؛ بستر موفقیت

یکی از بسترهای موفقیت، نسب پاک و طهارت باطنی خانواده است که آثار آن را می‌توان در فرزندان و رفتار آنان مشاهده کرد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداً؛(۲۳) سرزمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می‌روید، اما از سرزمین بدطینت و شوره زار جز گیاه ناچیز و بی‌ارزش چیزی نمی‌روید».

در اصل، فرزند نمادی از خانواده ی خود است. در روایت آمده است: «فرزند، وجود محض و خالص پدر است».(۲۴) او آینه‌ای است که می‌تواند پدر را در خود نشان دهد. نه تنها پدر و مادر در تربیت نقش دارند، دایی فرزند نیز نقش اساسی دارد. در روایتی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «زمانی که می‌خواهید همسری برگزینید، و از این طریق تولید نسل کنید، به این نکته توجه داشته باشید که دایی به اندازه ی خود زن و شوهر، در روحیات فرزند، تأثیرگذار است و در حکم یکی از دو نفری است که هم بستر می‌شوند».(۲۵) شخصیت و ویژگی‌های دایی در فرزند بسیار تأثیرگذار است. پس باید دقت کرد و برای رسیدن به موفقیت، به صورت گزینشی، با فردی دارای نجابت خانوادگی ازدواج کرد. چنانچه انسان در این باره بی‌مبالات باشد، با مشکلاتی رو به رو می‌شود. به همین جهت، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «از گیاه سبزی که بر زباله‌ها روییده است، بپرهیزید.» سؤال شد: «ای رسول خدا! مقصود از گیاه سبزی که بر زباله روییده است، چیست»؟ حضرت فرمودند: «زن زیبایی که در خانواده‌ای ناشایسته رشد کرده باشد».(۲۶)

البته این که برای موفقیت، توجه به اصل و نسب ضروری است، قاعده‌ای عمومی است که برای انتخابی با ضمانت بیشتر پیشنهاد می‌شود، ولی مواردی پیدا می‌شود که همسر با اینکه شرافت کمی از ناحیه ی خانواده دارد، خود برای تهذیب نفس تلاش فراوانی کرده است و می‌تواند عامل موفقیت در تربیت فرزندان باشد، اما اولاً چنین کسانی در اقلیت هستند؛ و ثانیاً شناسایی آنها ساده نیست. پس برای اطمینان بیشتر باید به همان قاعده عمومی توسل جست تا از آرامش و موفقیت بیشتری برخوردار بود.

انسان‌های شریف، به طور کلی از رأفت و آرامش خاصی برخوردارند و بر خلاف انسان‌های خبیث که تندخو و عصبی هستند، متین برخورد می‌کنند و این متانت بستر خوبی برای آرامش و موفقیت است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: کسی که کریم الاصل است شرافت خانوادگی دارد، قلبی لیّن و آرام دارد و کسی که اصل پسندیده‌ای ندارد، قساوت قلب دارد.(۲۷) رفتارهای انسان برخاسته از حالت‌های درونی اوست. چنانچه انسان از نرمش و عطوفت بهره داشته باشد، در مواجهه با دیگران پر جاذبه و کم تنش است. ولی اگر از درون، خشن و عصبی باشد، در برابر دیگران دافعه‌ای قوی و جاذبه‌ای ضعیف دارد، و دشوار می‌توان با او کنار آمد. به همین جهت، امیر مومنان(علیه السلام) می‌فرمایند: «کسی که عنصر وجودی او خبیث باشد، نشستن با او رضایتمندی نمی‌آورد و چنین کسی باعث نارضایتی دیگران می‌شود».(۲۸) عنصر وجودی هر کس همان چیزی است که از خانواده گرفته است. وقتی کسی عامل نارضایتی دیگران باشد، به طور قطع، دیگران احساس موفقیت نمی‌کنند.

دانشمندان از گذشته‌های دور به این نکته دست یافته‌اند که موجودات زنده، بسیاری از ویژگی‌های خود را به نسل بعدی منتقل می‌کنند و این ارث آیندگان از گذشتگان است. دامنه ی این انتقال به ویژگی‌های ظاهری فرزندان اختصاص ندارد و شامل ویژگی‌های روحی و فضایل و رذایل نیز می‌شود. در کروموزم‌ها ذرات بسیار کوچکی به نام «ژن» وجود دارد که عامل حقیقی وراثت است. در متون دینی از این راز بزرگ با واژه ی «عرق» یاد کرده اند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «ببینید نطفه ی خود را در چه محلی مستقر می‌سازید و از قانون وراثت غافل نباشید».(۲۹) به این نکته توجه کنید تا بستر پاکی فراهم شود و فرزندان شما وارث صفات ناپسند نشوند. در کتاب لغت آمده است: «العرق دساس‌ای ان اخلاق الآباء تتصل الی الابناء؛(۳۰) ژن‌ها عامل انتقال اخلاق پدران به فرزندان اند». در روایت دیگری حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند: سجایای اخلاقی دلیل پاکی وراثت و فضیلت ریشه ی خانوادگی است»؛(۳۱) این ویژگی به موفقیت خانواده می‌انجامد.

محمد حنفیه، فرزند حضرت علی(علیه السلام) در جنگ جمل، علمدار لشکر بود. حضرت به او فرمان حمله داد. محمد حنفیه حمله کرد، ولی دشمن جلو او را گرفت و محمد از پیشروی بازماند. حضرت خود را به او رساند و به او فرمود: از ضربات دشمن نترس و حمله کن. او قدری پیشروی کرد و باز متوقف شد. حضرت از ضعف او آزرده خاطر شد و نزدیک او آمد و در حالی که با قبضه ی شمشیر به دوش او می‌کوبید، فرمود: «ادرکک عرق من امک؛(۳۲) این ضعف و ترس را از مادرت ارث برده ای». این بی‌توفیقی ارثی از اصل خویش است.

انتقال ژن به فرزندان گاه به ریشه‌های نزدیک برمی گردد و فرزند ویژگی پدر، مادر و دایی را ارث می‌برد و گاه نیز به ریشه‌های کهن و وراثت‌های دوردست برمی گردد؛ مثل این که ویژگی اجداد فرد در او تجلی می‌کند. بنابراین، برای داشتن خانواده ی موفق و دور از تنش و توفیق در تربیت فرزندان باید به زمینه‌های مناسب و مقدمات آن اندیشید. بی‌شک انتخاب همسر مناسب در این موفقیت نقش بسزایی دارد.

درخواست فرزند سالم و صالح از خدا

یکی از بسترهای موفقیت در خانواده این است که والدین هرگز خود را مستقل از مبدأ اعلی نبینند و همیشه به نیازمندی و بندگی خود در برابر خداوند منان توجه داشته باشند.

تصور استقلال از خدا و تکیه کردن به تدبیر و درایت خود، در برابر احساس وابستگی به خدا و تقدیر او، تصوری اشتباه است و باعث می‌شود خداوند، انسان را به حال خود رها کند. رها شدن همان سلب توفیق است؛ سلب این توفیق که خدا آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان وانگذارد.

در این زمینه، احساس نیاز شدید به خدای متعال و درخواست فرزند صالح از او راهی به سوی خوشبختی و موفقیت فرزندان است و باعث می‌شود فرزند با محرک‌های درونی مثبت بیشتری به عالم وجود پا گذارد.

قرآن کریم از حضرت زکریا نقل می‌کند که به درگاه الهی عرض کرد: «رَبِّ هَب لِی مِنَ الصّالِحِینَ؛(۳۳) خدای من، به من فرزندان صالح مرحمت کن». در جای دیگر می‌فرماید: «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرَّهَ اَعیُنٍ؛(۳۴) و آنان که می‌گویند: خدای ما، از زنان و فرزندان ما نور چشمی برای ما قرار ده».

سعید بن جبیر در خصوص این آیه ی شریفه می‌گوید: «و الله این آیه به حضرت علی(علیه السلام) اختصاص دارد. بیشترین درخواست حضرت از درگاه الهی این بود که خدایا، همسرم، فاطمه، و فرزندانم، حسن و حسین را نور چشم من قرار ده». آن گاه می‌گوید: امیر مومنان فرمودند: «به خدا قسم هیچ گاه از خدای خود نخواستم که فرزندانی زیبا یا خوش قامت به من عطا کند، بلکه از خدای خود خواستم فرزندانی مطیع و خائف از خدا به من عطا کند تا هر گاه به آنها نظر کنم که در حال اطاعت خداوندند، چشمم روشن شود».(۳۵) پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «سعادت پدر، داشتن فرزند صالح است».(۳۶) همچنین فرمودند: «فرزند صالح گلی از گل‌های بهشت است».(۳۷)

همان گونه که دعای والدین سبب می‌شود کار آنها در تربیت آسان تر شود، فرزندان نیز با کارهای خیر خود سبب سعادت پدر و مادر می‌شوند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «حضرت عیسی(علیه السلام) از کنار قبری می‌گذشتند که صاحب آن عذاب می‌شد. سال دیگر که از کنار آن عبور می‌کردند دیگر عذاب نمی‌شد. خداوند به حضرت عیسی(علیه السلام) وحی فرمود: صاحب قبر، فرزند صالحی دارد که [کار خیری انجام داده است،] مسیری را درست کرده و به یتیمی پناه داده است. پس من به سبب کاری که فرزندش انجام داده است، او را بخشیدم. آن گاه رسول اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: میراث خدای(عج الله) از بنده ی مؤمنش فرزندی است که پس از مرگ پدر، خدا را عبادت کند. آن گاه امام صادق(علیه السلام) آیه ی حضرت زکریا را تلاوت فرمودند: خدایا از ناحیه ی خود، فرزندی به من عطا کن که از من و از آل یعقوب ارث برد و او را مرضی قرار ده».(۳۸) در جای دیگر امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «میراث خداوند از بنده مؤمنش، فرزند صالحی است که برای او استغفار کند».(۳۹)

بنابراین، درخواست فرزند صالح از خداوند منان، بستری است برای اینکه پدر و مادر فرصت مناسب تری برای تربیت او پیدا کنند و خود نیز از برکات فرزند صالح برخوردار شوند، در معرض رحمت الهی قرار گیرند و کار خیر فرزند برای آنان نیز مؤثر و مفید باشد.

پی‌نوشت‌ها

۱- محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، ج ۷، ص ۲۹۵

۲- همان، ج ۴، ص۶۱

۳- همان، ج ۱۰، ص ۲۲۹

۴- همان، ج ۶، ص ۲۶۶

۵- عن ابی جعفر(علیه السلام) قال: اتی رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) رجل فقال: یا رسول الله اوصنی. فکان فیما اوصاه ان قال الق اخاک بوجه منسبط(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳).

۶- عن علی(علیه السلام) المؤمن … بشره فی وجهه وحزنه فی قلبه(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۲۶).

۷- عن الصادق(علیه السلام) عن آبائه(علیه السلام) حسن البشر للناس نصف العقل(محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۶۰).

۸- عن علی(علیه السلام): حسن البشر اول العطاء(عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص ۲۵۴).

۹- عنه(علیه السلام): بشرک اول برّک(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳).

۱۰- انکم لن تسعوا الناس باموالکم فالقوهم بطلاقه الوجه و حسن البشر(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳)

۱۱- عن ابی جعفر(علیه السلام) البشر الحسن و طلاقه الوجه مکسبه للمحبه و قربه من الله(عج) و عبوس الوجه و سوء البشر مکسبه للمقب و بعد من الله(همان، ص ۴۵۳).

۱۲- الق اخاک بوجه منسبط الیه و لا تضجر فیمنعک الضجر من حظّک للاخره و الدّنیا(همان).

۱۳-محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۵۷-

۱۴- احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، ماده ی «الف».

۱۵- عن ابی جعفر(علیه السلام): البشر الحسن و طلاقه الوجه مکسبه للمحبه(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص۱۰۳).

۱۶- حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۲، ص ۱۵۲

۱۷- قال علی(علیه السلام): طلاقه الوجه بالبشر … داع الی محبه البریه(حسین نوری، مسدرک الوسایل، ج ۸، ص ۴۵۴).

۱۸- حسن البشر یذهب بالسخیمه(همان، ص ۱۰۴).

۱۹- ان احسن ما یألف به الناس قلوب اودائهم ونفوا به الضغن عن قلوب اعدائهم حسن البشر عند لقائهم والتفقد فی غیبتهم و البشاشه بهم عند حضورهم(محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۵۷).

۲۰- محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳

۲۱- اطعموا السفر جل حبالکم فانه یحسن اولادکم(حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۸۶).

۲۲- اطعموا المرأه فی شهرها الذی تلد فیه التمر فان ولدها یکون حلیما(همان، ص ۸۸).

۲۳- اعراف(۷)، ۵۸

۲۴- الولد سرُّ ابیه(علی اربلی، کشف الغمه، ج ۲، ص ۶۵).

۲۵- اختاروا لنطفکم فانّ الخال احد الضجیعین(فضل الله راوندی، النوادر، ص ۱۲).

۲۶- ایاکم و خضراء الدّمن. فقیل: یا رسول الله، و ما خضراء الدّمن؟ فقال: المراه الحسناه فی منبت السوء(محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی(شیخ مفید)، المقنعه، ص ۵۱۲).

۲۷- من کرُمَ اصله لان قلبه و من خَشُن عنصر غَلُظَ کبده(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۲۷).

۲۸- من خبث عنصره ساء محضره(عبدالواحد آمدی، غررالکم و دررالکلم، ص ۴۰۹).

۲۹- انظر فی‌ای شیء تضع ولدک فان العرق دساس(محمد بن احمد محلی، المستطرف، ج ۲، ص ۲۱۸).

۳۰- لویس معلوف، المنجد، ماده ی «دس».

۳۱- حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق(علی بن محمد لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ص ۲۲۸).

۳۲- شیخ عباس قمی، تتمه المنتهی، ص ۱۷

۳۳- صافات(۳۷)، ۱۰۰

۳۴- فرقان(۲۵)، ۷۴

۳۵- والله ما سألت ربی ولدا نضیر الوجه ولا سألت ولدا حسن القامه ولکن سألت ربی ولدا مطیعین لله خائفین وجلین منه حتی اذا نظرت الیه و هو مطیع لله قرت به عینی(محمد بن شهر آشوب مازندارانی، المناقب، ج ۳، ص ۳۸۰).

۳۶- من سعاده الرجل الولد الصالح(محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص ۴).

۳۷- ان الولد الصالح ریحانه من ریاحین الجنه(همان).

۳۸- پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اعظم فرمود: مَرَّ عِیسی ابنَ مَریَمَ(علیه السلام) بِقَبرٍ یُعَذَّبُ صاحِبُهُ. ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِن قابِلٍ فَإذا هُوَ لا یُعَذِّبُ فَقالَ: یَا رَبِّ مَرَرتُ بِهَذا القَبرِ عامَ اَوَّلَ فَکانَ یُعَذَّبُ و مَرَرتُ بِهِ العامَ فَإذا هُوَ لَیسَ یُعَذِّبُ. فَاوحَی اللهُ إلَیهِ: أنَّهُ اَدرَک لَهُ وَلَدُ صالحُ فأصلَحَ طَریقاً وَ آوَی یَتیِماً فَلِهَذا غَفَرتُ لَهُ بما فَعَلَ ابنُهُ. ثُمَّ قال رَسُولُ اللهُ(صلی الله علیه و آله و سلم) مِیراثُ اللهِ(عج) مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ وَلَدُ یَعبُدُهُ مِن بَعدِهِ ثُمَّ تَلا عَبدِالله(علیه السلام) آیَهَ زَکرِیَّا(علیه السلام) رَبِّ «فَهَب لی مِن لَدُنک وَلِیًّا* یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِن آل یَعقُوبَ وَاجعَلهُ رَبِّ رَضِیًّا»(همان).

۳۹- مِیرَاثُ اللهِ مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ الوَلَدُ الصَّالِحُ یَستَغفِرُلَهُ(محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۶۰).

منبع:خانواده موفق: ارتباط والدین و فرزندان(۱۳۹۰)، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمه الله)و دانشگاه کاشان، چاپ اول.