ایام البیض

نوشته‌ها

اعتکاف و ایام البیض

اشاره:

در فرهنگ دین، مساجد از چنان ارزش و منزلتی برخوردارند که خداوند متعال آنها را خانه های خویش بر روی زمین و پناهگاهی مطمئن برای مؤمنین به شمار می آورد تا برای محفوظ ماندن از شرّ حوادث و آفات بدانجا روی آوردند(۱) و این مکان مقدس را پایگاهی برای رسیدن به خدا و نزدیکی به آستانِ قُربِ حضرتِ حق بدانند و خداوند متعال نیز در تحسین آنان که اینگونه می اندیشند، می فرماید: «همانگونه که ستارگان برای زمینیان پرتوافشانی می کنند، مساجد نیز برای اهل آسمان نور افشانند و بی تردید خوشبخت، کسی است که مساجد، خانه هایش باشد»(۲) و از حضرت رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) درباره ی اهمیت و ارزش مساجد روایت است که: «بهترین مکانهای زمین، مساجد است و محبوب ترین افراد نزد خدا کسی است که زودتر از همه به مسجد داخل شود و دیرتر از همه بیرون رود».(۳)

فصلی برای گریستن

انسان در گریز از هوای نفس و در طریقت اُنس با معبود همواره نیازمند خلوتی است تا در انزوای وجود خویش در آثار صُنع پروردگارش با دیده ی عبرت بیندیشد و با سوزِ دل واشک دیده باطن خود را از زنگار گناهان بشوید و خانه ی دل را مصفای حضور خالق هستی بخش سازد و اعتکاف، فرصت و مجالی است برای پرداخت به امور نفس خویش و جلوه گری نور محبّت خدا در سرای وجود انسان تا انسان بدون دلواپسی و وابستگى، خود را در سرای معبود نظاره گر باشد و مساجد همواره بعنوان پایگاهی جهت خلوتِ اُنس با معبود برای معتکفین محسوب می گردند.

فضائل اعتکاف

اعتکاف در لغت به معنای توقف طولانی در یک مکان و ملازمت داشتن بر چیزی است (۴) و در شریعت و فقه اسلام بر اقامت سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع برای عبادت خدا و تهذیب نفس اطلاق می گردد که شخص معتکف به حالتِ روزه بدان عمل می نماید، در مورد فضائل اعتکاف از حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) احادیثی چند روایت گردیده که به طور اجمال به برخی از آنها می پردازیم:
الف) حضرت فرمودند: « معتکف از انجام گناهان باز می ایستد و بدین وسیله اجری مانند کسی که همه ی نیکی ها و حسنات را انجام می دهد خواهد داشت».(۵)
ب) هر کسی از روی ایمان و به خاطر خدا اعتکاف کند، همه ی گناهان گذشته ی او آمرزیده می شود.(۶)
ج) هر کس یک روز را به منظور کسب عنایت الهی و به نیّت قرب خدا اعتکاف نماید، خداوند بین او و آتش سه خندق ایجاد می کند که فاصله ی هر یک تا دیگری بیش از مسافت بین زمین و آسمان است.(۷)

ایام البیض

در اعتکاف همواره ایامی مشهور و مورد اهمیت سالکان طریقت و اصحاب معرفت بوده است، که از آن جمله می توان به ده روز آخر ماه رمضان و ایام البیض ماه رجب اشاره کرد ولی آنچه که ایام البیض ماه رجب یعنی روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم این ماه را مورد عنایت اهل عرفان قرار می دهد به اختصار چنین است:
الف) تأکید در استحباب روزه ی آن سه روز می باشد که روایاتی در شأن آن از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و امام صادق(علیه السّلام) وارد است؛ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: «هر کس سه روز از وسط ماه رجب (سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم) را روزه بدارد و در شب هایش به نماز شب قیام کند، از دنیا رحلت نمی کند مگر با توبه ی نصوح»(۸) و همچنین از امام صادق(علیه السّلام) نقل شده است که: «هر کس ایام البیض ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال به ازای هر روز، ثواب روزه داری و شب زنده داری یک سال را برای او می نویسد و او روز قیامت در جایگاه ایمن شدگان از آتش دوزخ، خواهد ایستاد.»(۹) همین طور در حدیثی از امام صادق(علیه السّلام) آمده است: «روز قیامت ندا کننده ای از جانب عرش ندا می دهد: «أین الرجبیّون؟» یعنى: «اهل ماه رجب کجایند؟» پس گروهی که چهره ی آنان درخشان است و تاج هایی بر سر دارند بپا خیزند… همه ی اینها برای کسی است که قسمتی از ماه رجب را روزه بگیرد، اگر چه یک روز در اول یا وسط یا آخرِ آن باشد.(۱۰)
ب) عمل ام داوود که از مبارک ترین و باعظمت ترین اعمال مستحبّی در طول سال به حساب می آید که مشتمل بر دعای استفتاح و اعمال مستحبّی دیگری است و بنا بر فرمایش امام صادق(علیه السّلام) دعای استفتاح، دعایی است که با آن درهای آسمانی باز می شود و خواننده ی آن، دعایش در همان ساعت مستجاب می گردد و برای کسی که آن را بخواند، پاداشی به جز بهشت نیست.(۱۱)

اهمیت اعتکاف

در میزان اهمیتی که پیامبر اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نسبت به امر اعتکاف قائل بودند، از امام صادق(علیه السّلام) روایت است که رسول خدا در ده روز آخر ماه مبارک رمضان در مسجد معتکف می شدند و مؤمنین برای آن حضرت خیمه ای بر پا می کردند و ایشان در این ده روز بستر خویش را برمی چیدند و به اعتکاف مشغول بودند. در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السّلام) می خوانیم که: «جنگ بدر در ماه رمضان اتفاق افتاد و آن حضرت فرصت اعتکاف پیدا نکردند، از این رو سال بعد بیست روز معتکف شدند: ده روز برای همان سال و ده روز بر

پی نوشت:

۱- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده، حدیث ۷۱، بنای تقوا، محمد تقی ربانى، ص ۱۹٫
۲- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص ۶۳٫
۳- وسائل الشیعه، حر عاملى، ج ۳، ص ۵۳۳؛ بنای تقوا، ص ۱۴٫
۴- اعتکاف تطهیر صحیفه ی اعمال، واحد تحقیقات مسجد جمکران، ص ۹٫
۵- اعتکاف تطهیر صحیفه ی اعمال، ص ۱۶٫
۶- همان، ص ۱۴٫
۷- همان، ص ۱۵٫
۸- همان، ص ۲۹٫
۹- همان، ص ۲۹٫
۱۰- همان، ص ۲۸٫
۱۱- اعتکاف ابرار، مؤسسه دارالهدى، ص ۱۰۷٫
۱۲- اعتکاف ابرار، ص ۴۱٫

ای سال قبل که اعتکاف از ایشان فوت شده بود».(۱۲)

منبع: http://www.hawzah.net

روزه مستحب

چکیده

در دین اسلام افزون بر روزه واجب، روزه های مستحبی نیز تشریع شده است. روزه مستحبی آن است که گرفتنش ثواب را نصیب روزه دار می کند و باعث کمالات معنوی در او می شود و در صورت نگرفتن هیچ گناهی متوجه کسی نشده و تنها از کمالات معنوی که بر روزه مستحبی مترتب می شود محروم می گردد. روزه های مستحبی دارای اقسام مختلف است که به مناسبتهای خاصی گرفتن آن دارای استحباب هستند. 

 

اقسام روزه مستحب

روزه مستحب سه نوع است؛ زیرا استحباب آن یا به جهت عنوان اولی است؛ بدین معنا که روزه از این جهت که مستحب می‏باشد فی نفسه امری راجح و محبوب خدای متعال است، مانند روزه تمامی ایّام سال جز روزهایی که روزه گرفتن در آنها حرام است، یا به جهت سببی خاص، مانند روزه برای آمدن باران، یا به جهت زمانی خاص، مانند روزه‏های اول، سوم و هفتم محرّم؛ چهارم تا نهم شوال؛ نیمه جمادی الاولی؛ تمامی ماه رجب، روز مبعث (بیست و هفتم رجب)؛ تمامی ماه شعبان، بویژه نیمه آن؛ روز میلاد رسول اکرم صلّی اللَّه علیه وآله (هفده یا دوازدهم ربیع الاوّل)؛ روز دحو الارض (بیست و پنجم ذیقعده)؛ بیست و نهم ذیقعده؛ اوّل ذیحجه، بلکه اوّل تا نهم آن؛ عید غدیر (هیجدهم ذیحجه)؛ روزه سه روز در هر ماه، که به قول مشهور، پنج شنبه اوّل و آخر و چهارشنبه اوّل دهه دوم ماه است؛ روزهای سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه به قول مشهور؛ هر پنج شنبه و جمعه یا جمعه تنها و روز نوروز. [۱][۲]

روزه مستحب گاهی به جهت عوارضی حرام یا مکروه می‏گردد؛ حرام مانند روزه مستحب زوجه در صورت منافات داشتن با حق زوج یا عدم اذن زوج و یا نهی او، بنابر اختلاف اقوال؛ روزه مستحب فرزند، درصورتی که موجب آزار پدر و مادر گردد؛ روزه مستحب برده در صورت تنافی با حق مولا [۳][۴][۵][۶]

و مکروه مانند روزه روز عاشورا؛ روزه روز عرفه برای کسی که بیم ضعف از دعا دارد؛ روزه مستحب مهمان بدون اذن میزبان، بنابر قول برخی. بعضی آن را بدون اذن یا با نهی میزبان، صحیح ندانسته اند؛ روزه فرزند بدون اذن پدر به قول برخی. بعضی در صورت عدم اذن یا نهی وی، آن را صحیح ندانسته‏اند؛ روزه مستحب برای کسی که به طعامی دعوت شده [۷]

و روزه استحبابی در سفر به قول جمعی، جز سه روز در مدینه جهت برآمدن حاجت. [۸][۹]

نیّت روزه مستحب

آیا در نیت روزه مستحب تعیین نوع آن شرط است یا نه؟ اقوال مختلف است. برخی، روزه مستحب معیّن همچون روزه ایّام البیض را به روزه ماه رمضان ملحق کرده و تعیین را شرط ندانسته اند. بعضی گفته اند: در روزه استحبابی دارای سبب خاص، مانند طلب باران، تعیین از جهت احراز خصوصیت و تحقق آن شرط است، نه آنکه شرط صحّت باشد، و در روزه استحبابی دارای زمان خاص، مانند ایّام البیض، وقوع روزه در آن زمان، تعیین آن به شمار می رود و نیازی به تعیین آن در نیّت نیست. [۱۰][۱۱]

زمان نیت در روزه مستحب بنابر قولی تا زوال ادامه دارد. قول دیگر در روزه مستحب، امتداد زمان تا قبل از غروب خورشید است. [۱۲][۱۳][۱۴]

سایر احکام روزه مستحب

بنابر قول مشهور، در روزه مستحب، علاوه بر شرایط عمومی روزه، عدم اشتغال ذمّه شخص به روزه واجب شرط صحّت آن است. [۱۵]

فروبردن سر در آب، بنابر قول مشهور بر روزه دار حرام است؛ لیکن در بطلان روزه به آن اختلاف می باشد. [۱۶]

برخی گفته اند: مقتضای اطلاق نصّ و کلمات فقها، عدم تفاوت در حکم یاد شده (حرمت) بین روزه واجب و مستحب است؛ [۱۷]

هرچند برخی در حرمت آن در روزه مستحب و واجب موسّع اشکال کرده اند. [۱۸]

معروف این است که افطار سهوی، روزه مستحب را- همچون روزه واجب- باطل نمی‏کند؛ [۱۹][۲۰][۲۱]

قول مقابل آن بطلان است. [۲۲]

در شرط بودن عدم سفر در روزه‏ مستحب اختلاف است. قول منسوب به اکثر فقها، کراهت (به معنای کم بودن ثواب) آن است، جز روزه سه روز (چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه) در مدینه جهت برآمدن حاجت که به اتفاق، جایز بلکه مستحب است. [۲۳][۲۴]

گرفتن روزه یوم الشّک (روز مردد بین آخر شعبان و اوّل رمضان) به نیّت ماه رمضان، بنابر قول مشهور صحیح نیست؛ لیکن به نیّت روزه استحبابی ماه شعبان صحیح است و چنانچه بعد معلوم شود آن روز اوّل رمضان بوده، از روزه واجب کفایت می کند. [۲۵]

افطار روزه مستحب بعد از زوال (ظهر) کراهت دارد. [۲۶]

کسی که روزه مستحب گرفته، اگر در اثنای روز مهمان مؤمنی شود، و وی غذایی تهیه کند، مستحب است بدون آنکه میزبان را از روزه خود مطّلع سازد، نزد او افطار کند. [۲۷]

مستحب است انسان روزه مستحب را از دیگران پوشیده بدارد. [۲۸]

پی نوشتها

۱.غنیه النزوع ص۱۴۸-۱۴۹.   

۲.العروه الوثقی ج۳، ص۶۵۸-۶۶۰.   

۳.مدارک الأحکام ج۶، ص۲۸۳-۲۸۴.   

۴.تذکره الفقهاء ج۶، ص۲۰۲-۲۰۳.   

۵.جواهر الکلام ج۱۷ف ص۱۳۰-۱۳۲.   

۶.العروه الوثقی ج۳، ص۶۶۱.   

۷.العروه الوثقی ج۳، ص۶۶۰.   

۸.کنز الفوائد ج۱، ص۲۲۹.

۹.ایضاح الفوائد ج۱، ص۲۴۳.

۱۰.جواهر الکلام ج۱۶، ص۱۹۱.   

۱۱.العروه الوثقی ج۳، ۴۲۳-۵۲۴.   

۱۲.جواهر الکلام ج۱۶، ص۱۹۶-۱۹۸.   

۱۳.العروه الوثقی ج۳، ص۵۳۴.   

۱۴.مستمسک العروه ج۸، ص۲۱۷-۲۱۸.

۱۵.مستمسک العروه ج۸، ص۴۲۵.

۱۶.جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۲۷-۲۲۸.   

۱۷.مدارک الأحکام ج۶، ص۵۰.   

۱۸.جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۳۱.   

۱۹.غنائم الأیام ج۵، ص۱۴۵-۱۴۶.

۲۰.مستند الشیعه ج۱۰، ص۳۱۸.   

۲۱.مصباح الهدی ج۸، ص۱۲۶.

۲۲.أجوبه المسائل المهنائیه ص۶۷.

۲۳.جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۳۸-۳۴۱.   

۲۴.العروه الوثقی ج۳، ص۶۱۴-۶۱۵.   

۲۵.جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۰۷-۲۱۲.   

۲۶.جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۱۵.   

۲۷.جواهر الکلام ج۲۹، ص۵۰-۵۱.   

۲۸.وسائل الشیعه ج۱۰، ص۱۳۵.   

منبع: ویکی فقه دانشنامه حوزوی

آداب روزه در سنت پیامبر اسلام(ص)

امام صادق (علیه السلام) مى فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آن قدر پى درپى روزه مى گرفت که مى گفتند: دیگر افطار نمى کند. سپس آن قدر پشت سر هم افطار مى کردکه مى گفتند: دیگر روزه نمى گیرد. پس از آن یک روز در میان روزه مى گرفت.

سپس روزهاى دوشنبه و پنجشنبه از هر هفته را روزه مى گرفت. سرانجام سنّت بر آن جارى شد که آن حضرت در هر ماه سه روز: پنجشنبه اول ماه، و چهار شنبه وسط، وپنجشنبه آخر ماه را روزه مى گرفت. و آن حضرت مى فرمود: این روزه همه عمراست (اگر کسى چنین کند مثل آن است که تمام عمرش روزه باشد) .

امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم مى فرمود: هیچ کس نزد خداوند مبغوض تر ازکسى نیست که وقتى به او نگویند: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) چنان و چنان مى کرد، او در جواب بگوید : خدا مرا به خواندن نماز و روزه بسیار عذاب نخواهد کرد (نماز و روزه حدمعینى ندارد و هر چه بیشتر بهتر!) . زیرا معنى این حرف این است که گویارسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) از انجام بیش از آن عاجز بود.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) در آغاز بعثت آن قدر پى درپى روزه مى گرفت که مى گفتند دیگر افطار نمى کند. سپس آن قدر افطار مى کرد که مى گفتند دیگر روزه نمى گیرد. آن گاه از این روش دست برداشت و یک روز در میان روزه مى گرفت که روزه حضرت داود (علیه السلام) باشد. سپس آن را ترک کرد و سه روز ایام البیض (سیزده و چهارده و پانزدهم هر ماه) را روزه مى گرفت. و سرانجام از آن هم صرف نظر کرد و سه روز را در دهه هاى ماه پخش کرد: پنجشنبه دهه اول، وچهارشنبه دهه دوم، و پنجشنبه دهه سوم. و تا زنده بود این روش را ادامه داد.

على (علیه السلام) فرمود: روزه گرفتن سه روز از هر ماه که پنجشنبه اول وچهارشنبه وسط و پنجشنبه آخر باشد و روزه ماه شعبان، وسوسه را از دل، و غم وغصه را از قلب آدمى مى زداید. . . ما اهل بیت پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط هر ماه را روزه مى داریم .

عنبسه عابد گوید: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) رحلت فرمود در حالى که همیشه ماه شعبان و ماه رمضان و سه روز از هر ماه را روزه مى گرفت.

روزى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) به یاران خود فرمود: کدام یک از شما تمام روزها را روزه مى دارید؟سلمان گفت: یا رسول اللّه، من. یکى از حاضران گفت: اى سلمان، اکثر روزها تو را دیده ام که غذا مى خورى!سلمان گفت: چنان نیست که توگمان کرده اى، من در هر ماه سه روز آن را روزه مى گیرم، و خدا فرموده: «هر که یک عمل خوبى انجام دهد ده برابر آن ثواب داده مى شود». و از طرفى هم روزه ماه شعبان را به ماه رمضان وصل مى کنم، و هر که چنین کند ثواب روزه تمام دهر رادارد. رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) به آن مرد فرمود : کجا دیگر با مثل لقمان حکیم برخوردخواهى کرد؟آنچه خواهى از او بپرس که تو را پاسخ خواهد داد.

سماعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: آیا رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) ماه شعبان را روزه مى گرفت؟فرمود: آرى، ولى تمام آن را روزه نبود. پرسیدم: چند روز از آن را افطار مى کرد؟فرمود: افطار مى کرد. این سؤال را سه بار تکرار کردم و آن حضرت بجز کلمه«افطار مى کرد»چیزى نمى فرمود، سپس سال بعد نیز همان سؤال را ازحضرت کردم و باز همان طور پاسخ فرمود.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) ماه شعبان و ماه رمضان را روزه مى گرفت و آن دو را به هم وصل مى کرد، ولى دیگران را از این کار نهى مى نمود، ومى فرمود: این دو ماه، ماه خداست و روزه آن کفاره گناهان قبل و بعد آنها خواهدبود.

مؤلف: شاید مراد از نهى این باشد که آن حضرت خوش نداشت مردم تمام ماه شعبان را روزه بگیرند، چنانکه در پاره اى از اخبار امر شده که میان روزه ماه شعبان وماه رمضان و لو به یک روز در اواسط آن افطار کنند.

انس بن مالک گوید: طعام رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) شربتى در افطار و شربتى درسحر بود، و بسا اتفاق مى افتاد که شبانه روز جز یک بار خوردنى نداشت. و خیلى ازاوقات این شربت شیر بود و گاهى غذاى آن حضرت نان خیس خورده بود.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) زمانى که رطب (خرماى تازه) وجود داشت اول چیزى که با آن افطار مى کرد رطب بود و در زمان تمر (خرماى خشک) با تمر افطار مى فرمود.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) وقتى روزه مى گرفت و براى افطاربه چیز شیرینى دست نمى یافت با آب افطار مى کرد.

و در بعض روایات وارد است: آن حضرت گاهى با کشمش افطارمى کرد.

شیخ مفید رحمه اللّه گوید: از آل محمّد علیهم السّلام روایت شده که سحرى خوردن مستحب است اگر چه با یک شربت آب باشد. و روایت شده که بهترین غذاى سحر«خرما»و«قاووت»است، زیرا رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) در سحرها از آن میل مى کرد.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) بیشتر اوقات حلیم مى خورد و گاهى نیز آن را غذاى سحر قرار مى داد.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) چون ماه رمضان فرا مى رسید تمامى اسیران را آزادمى کرد، و به هر سائلى چیزى مى داد.

على (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) دهه آخر ماه مبارک رمضان بستر خودرا جمع مى کرد و کمر همّت براى عبادت محکم مى بست. و در شب بیست و سوم اهل بیت خود را بیدار نگه مى داشت و به صورت هر کدام که خواب بر او غلبه مى کرد آب مى پاشید تا خواب از چشمش برود.

همچنین حضرت فاطمه (علیها السّلام) هیچ یک از اهل خانه خود را نمى گذاشت که در آن شب بخوابند و براى اینکه خوابشان نبرد غذاى کمترى به آنان مى داد و از روز، خود را براى شب زنده دارى آماده مى کرد، و مى فرمود: محروم است کسى که از خیر این شب بى بهره ماند.

على (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) روز عید فطر هنگامى که مى خواست براى نماز عید به سوى مصلّى بیرون رود قبلا با چند دانه خرما یا کشمش افطارمى نمود .

شیخ صدوق رحمه اللّه گوید: سنّت آن است که آدمى در عید قربان بعد از نماز، و در عید فطر قبل از نماز چیزى بخورد.

ملحقات

از برخى زنان پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) روایت شده که آن حضرت روز نهم ماه ذى حجه و سه روز از هر ماه (پنجشنبه اول ماه و چهار شنبه وسط و پنجشنبه آخرماه) را روزه مى گرفت.

چون ماه مبارک رمضان فرا مى رسید رنگ رخسار رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) تغییر مى کرد و نماز خواندنش زیاد مى شد، و در دعا و درخواست از خداوند بسیارزارى و تضرع مى کرد و از خدا ترسان بود.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) هرگاه از امرى غمگین مى شد، با نماز خواندن و روزه گرفتن بر دفع آن غم یارى مى جست.

على (علیه السلام) فرمود: چون ماه شعبان فرا مى رسید، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) در اول آن، سه روز، و در وسط آن سه روز، و در آخر آن سه روز روزه مى گرفت، و دو روزبه ماه مبارک رمضان مانده روزه نمى گرفت، سپس ماه رمضان را روزه مى داشت.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) چون مى خواست افطار کند باحلوا آغاز مى کرد، و اگر حلوا نبود با یک حبّه قند یا خرما افطار مى فرمود، و اگرهیچ کدام نبود با آب نیم گرم افطار مى نمود.

جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) با دو چیز سیاه افطارمى کرد. پرسیدم: دو چیز سیاه چیست؟فرمود: یکى خرماى خشک و آب، ودیگرى خرماى تازه و آب.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) با خرما افطار مى کرد، و هرگاه شکر مى یافت با آن افطار مى نمود.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون دهه آخر ماه مبارک رمضان مى رسید، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) کمر همّت مى بست و از نزدیکى کردن با زنانش احتراز مى کرد وشب زنده دارى مى نمود و خود را براى عبادت فارغ مى ساخت.

به روایت دیگر: خود به عبادت مى کوشید و خانواده اش را نیز به کوشش وامى داشت و آنان را از خواب بیدار مى کرد.

 شیخ طوسى رحمه اللّه گوید: آنچه از سنّت رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) ثابت شده این است که آن حضرت خود متصدى رؤیت هلال ماه مبارک رمضان مى شد و در جستجوى آن برمى آمد .

على (علیه السلام) فرمود: جدا کردن زکات فطره پیش از[نماز]فطر از سنّت است.

شیخ صدوق رحمه اللّه گوید: گفتن تکبیر [هاى مخصوص ] پس از ده نماز، ازشب عید فطر بعد از نماز مغرب و عشا تا بعد از نماز عصر روز دوم شوال، و پس ازده نماز، از روز عید قربان پس از نماز ظهر و عصر تا بعد از نماز صبح روز دوازدهم ذى حجّه [براى کسانى که در مکه نیستند] از سنّت است.

سعید نقّاش گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: آگاه باش که در عیدفطر تکبیر گفتن از سنّت است. گفتم: چه زمانى باید گفت؟فرمود: بعد از نماز مغرب و عشاء شب عید فطر و بعد از نماز صبح عید و بعد از نماز عید فطر، سپس تکبیرات را قطع کند.

على (علیه السلام) فرمود: تعجیل در افطار روزه و تأخیر در خوردن حرى وخواندن نماز مغرب پیش از افطار سنّت است. . .

امام صادق (علیه السلام) مى فرمود: سنّت بر این است که زکات فطره یک صاع (که تقریبا سه کیلوگرم است از یک جنس، مثلا) از خرما یا کشمش و یا جو داده شود.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: خداى متعال شش خصلت را براى من نپسندیدو من نیز آنها را براى جانشینان خود و پیروان آنان نمى پسندم، که از جمله آنها: روزه، بازى کردن با زن (یا بد زبانى) در حال روزه است.

مردى به امام رضا (علیه السلام) در روز عید فطر عرض کرد: من امروز با خرما وبا خاک قبر (تربت امام حسین (علیه السلام)) افطار کردم. آن حضرت فرمود: سنّت و برکت رابا هم جمع کرده اى.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) با جرعه اى آب، یا کمى شیر و یا چند دانه خرما افطارمى کرد .

منبع: سنن النبى، علامه سید محمدحسین طباطبائى