اوقات فراغت

نوشته‌ها

ده تکنیک ساده برای شفای کودک درون

در مقالات متعدد روانشناسی، روش‌های ساده‌ای پیشنهاد شده است که به کمک آن‌ها می‌توانید به فرآیند شفای کودک درون‌تان کمک کنید. در ادامه، با چند مورد از این روش‌ها بیشتر آشنا می‌شوید:

۱-اوقات فراغت خود را با افرادی بگذرانید که به آن‌ها علاقمند هستید و از بودن با آن‌ها لذت می‌برید. به این ترتیب، کودک درون‌تان احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد کرد.

۲-اتاق‌تان را آن طور که دل‌تان می‌خواهد تزیین کنید. حتی اگر برای دیگران خنده‌دار به نظر می‌رسد، چندان مهم نیست. پرده‌ها، رنگ دیوار و اشیا و لوازم، تابلوها و روتختی را با سلیقه خودتان انتخاب کنید.

۳-به حس ششم و شهود خود احترام بگذارید؛ برای مثال اگر ته دل‌تان به انجام کاری راضی نیست، آن را انجام ندهید یا در تصمیم‌گیری‌ها به ته قلب‌تان هم نگاهی بیندازید چرا که کودک درون‌تان آن جا نشسته است.

۴-بدون توجه به سن و سال‌تان، نقاشی بکشید. وقتی نقاشی می‌کشید، از تخیل خود کمک بگیرید و طرح‌های تخیلی بکشید و آن‌ها را با رنگ‌های دلخواه خود رنگ کنید. مطمئنا کودک درون‌تان در انتخاب رنگ‌ها به شما کمک خواهد کرد و فعال‌تر خواهد شد.

۵-به تماشای طلوع و غروب بنشینید و با خود بگویید: این ممکن است آخرین طلوع یا غروب خورشید باشد که به نظاره آن نشسته‌ام و این تجربه‌ای ناب برای کودک درون‌تان خواهد بود.

۶-از انتقادهای بیجا و مدام نسبت به خود دست بردارید. در چنین لحظاتی کمی درنگ کنید. شما در حال شلاق زدن به کودک درون‌تان هستید، شلاق را دور بیندازید و با او مهربان باشید.

۷-وقتی زیر فشار هستید و استرس دارید، به کتاب‌های داستان کودکان پناه ببرید. این کار لذت‌بخش، کودک درون‌تان را آرام خواهد ساخت.

۸-یک جعبه یا کشوی مخصوص داشته باشید و تمام هدایا یا کارت تبریک‌هایی را که از دیگران گرفته‌اید در آن نگهداری کنید. این جعبه، محتوی عشق است. عشق دیگران نسبت به شما و کودک درون‌تان و شما لایق آن هستید.

۹-در منزل عود بسوزانید یا از عطرهای خوشبو استفاده کنید. این کار شما را به وجد می‌آورد و نشاط را به شما باز می‌گرداند. در ضمن کودک درون‌تان خشنود خواهد شد.

۱۰-اگر امکان آن را دارید سری به محله‌های دوران کودکی خود بزنید و با دوستان و همسایگان سابق خود احوال‌پرسی کنید. اگر چنین چیزی امکان ندارد می‌توانید در خیابان‌ها و کوچه‌های قدیمی پرسه بزنید و از فروشگاه‌های قدیمی خرید کنید.

منبع: میگنا

اهتمام اسلام به تفریح

 تفریح در لغت

در لغت تفریح به معنى شادمانى کردن، شادمانى و خوشى است[۱] و با واژه‌هاى نزهت، تفرّج، فرح، راحتى و آسایش هم خانواده است.

تفریح در فرهنگ اسلامى

در واقع در فرهنگ غنى اسلام، تفریح از مراحل و اجزاء سیر تکاملى و رشد شخصیت فردى و اجتماعى انسان به حساب مى‌آید. به گونه‌اى که هر کسى از این قسمت(تفریح) استفاده نکند، در بُعدى از ابعاد تکاملى شخصیت خود کوتاهى کرده است و این قصور، باعث کندن سیر رشد و تکامل ابعاد دیگر شخصیت او مى‌گردد. تفریح، نشاطى است که انسان پس از تلاش و فعالیت‌هاى سنگین جسمى و روحى بر مى‌گزیند تا رنج و اندوه و همّ و غم را از خود دور کند.[۲]

از آن جایى که انسان داراى دو بعد جسمانى و روحانى است و این دو بعد، بر همدیگر اثر مى‌گذارند(مثبت و منفى)، باید بداند که تفریح، براى بازپرورى و نشاط در کار، رغبت و رشد در تمام جهات زندگى یک ضرورت است که مورد تأکید و تأیید ائمه معصومین(علیهم السلام)(در عمل توصیه به آن‌ها و تأیید افرادى که به تفریحات سالم مى‌پرداختند) بوده است. در بحث فعلى، تفریح به معنى هر چیزى است که باعث شادى، نشاط، رفع خستگى و غم، اعم از تفریح حرکتى(ورزش) و غیر حرکتى است.

ویژگى‌هاى تفریح اسلامى

۱- در راستاى فرآیند تکامل و رشد شخصیت اسلامى و انسانى است؛

۲- نشاط‌‌آور؛

۳- در چهارچوب قوانین شرع(واجب، حرام، مباح، مکروه و مستحب)؛[۳]

۴- تعادل در آن مهم است(نه افراط نه تفریط)؛

۵- فواید عقلى، جسمى و روحى دارد؛[۴]

۶- بعد اجتماعى در آن لحاظ شود مثل ادخال سرور در قلب مؤمنین.[۵]

۷- فقط وقت پر کنى و تضییع وقت نیست.[۶]

۸- هر تفریحى که انسان را یک پله از رشد الهى پایین آورد، مذموم(حرام یا مکروه) است؛

۹- فعال و پرتحرک بودن مثل اسب‌سوارى، کشتى و ….؛

۱۰- هر تفریحى که باعث خفت و سبکى عقل شود و یا عقل را تعطیل کند حرام است(توجه به عقل و تفکر در نظام اسلام) مثل شرب خمر، موسیقى مبتذل، مواد مخدر، قمار؛

۱۱- برد و باخت در بازى حرام است(غیر از تیراندازى و اسب‌سوارى)؛

۱۲- آزار و اذیت حرام است(تحقیر، مسخره کردن، آزار دادن همسایه و مردم و…)؛

۱۳- ضررى به خود یا دیگران نرسد؛

۱۴- لذت آن پایدار باشد(کمک کند به شادى در آخرت)؛[۷]

۱۵- تقویت‌کننده بُعد جسمانى و روحى(شجاعت و ….) باشد.

نکته: با توجه به ویژگى‌هاى تفریح اسلامى، باید متذکر شویم که اسلام ما را در تفریحات محدود نمى‌کند، امّا آن چه که مهم است میزان حرکت است یعنى باید در هر تفریحى اول دقت کنیم و ببینیم که آیا با معیار اسلام سازگار است یعنى آیا کمال‌آور، لذت‌آور و آخرت‌آور هست یا نه، هر چه به عنوان لذت، تفریح، شادى باشد و انسان را از مسیر بندگى و کمال دور سازد به تعبیر على(علیه السلام) آخرش به هلاکت ختم خواهد شد.

تفریحات اسلام

همان طور که ذکر شد، اسلام براى هر کارى، ملاک معرفى کرده است. اسلام در تفریح، ما را محدود نکرده است، اما چیزى که مهم است باید خارج از مسیر بندگى نباشد و ویژگى‌هاى تفریح اسلامى مذکور در آن رعایت گردد. اینک به برخى از تفریحات مورد توجه اسلام اشاره مى‌کنیم. لازم به ذکر است که با توجه به تعریف لغوى تفریح باید گفت که دایره تفریح خیلى وسیع‌تر از آن است که غالباً تصور مى‌شود چون تفریح به معنى شادى و شادمانى است و هر چه باعث زایل شدن همّ، غم، خستگى و رنج شود به نوعى تفریح محسوب مى‌شود.

۱- کار و تلاش:[۸] حضرت على(علیه السلام) فرمودند: کار، بزرگترین تفریح است. کار باعث شکوفا شدن استعداد و خلاقیت انسان مى‌گردد و انسان را از همّ و غصه نجات مى‌دهد، بسیارى از اضطراب‌ها و نگرانى‌هاى جهان امروزى، به خاطر بى حرکتى و عدم فعالیت‌هاى جسمانى است. امروزه کاردرمانى براى زدودن یأس، نگرانى و اضطراب براى بیماران روانى هم تجویز شده است.

برنارد شاو نویسنده معروف انگلیسى مى‌گوید: راز بدبختى و بینوایى ما، داشتن اوقات فراغتى است که صرف فکر کردن درباره خوشبختى و بدبختى مى‌شود.[۹]

۲- تیراندازى.[۱۰]

۳- اسب‌سوارى.[۱۱]

۴- کشتى:[۱۲] در متون دینى داریم که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) از امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) خواستند که با هم کشتى بگیرند و یا این که ایشان، خودشان با شتر خودشان با دیگران مسابقه مى‌دادند.

۵- شنا:[۱۳] پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) والدین را توصیه نموده‌اند که به فرزندان خود شنا یاد دهند و زمینه یادگیرى شنا را برایشان فراهم کنید.

۶- صله‌رحم و معاشرت با نزدیکان: این امر بسیار مورد توجه اسلام شده است. انسان وقتى نزدیکان خود را مى‌بیند، باعث سرور و شادى مى‌شود و دورى از آن‌ها غم و غصه به بار مى‌آورد، مثلا افرادى که براى تحصیل از محیط خود فاصله مى‌گیرند این امر را تجربه کرده‌اند.

۷- خوشرویى و خوشگویى.

۸ نظافت(بدن، لباس، موى سر و صورت) و زدودن موهاى زائد بدن، آرایش مرد براى همسر و زن براى همسر، غسل‌هاى مستحبى.

۹- یاد خدا(دعا، نیایش، تلاوت قرآن)؛ کمک به دیگران، یتیم‌نوازى، احسان، رضایت خاطر براى انسان به بار مى‌آورند.

۱۰- توجه به اعیاد مذهبى(جمعه‌ها، فطر، غدیر، قربان)؛ پوشیدن لباس‌هاى روشن و شاد.

۱۱- انگشتر فیروزه: حضرت على(علیه السلام)، انگشترهاى متعددى داشتند که هر کدام خاصیتى داشت و انگشتر فیروزه، باعث زدودن غم و پیروزى و شادابى است.

۱۲- شاد کردن مؤمنین مستحب مؤکد است(عبادت). در بین مؤمنین، یتیمان و فقرا نیاز بیشترى به شاد شدن دارند و ائمه به همین جهت(جبران نیاز روحى آن ها) به آن‌ها اهتمام زیادى داشتند.

۱۳عطر: بوى خوش، باعث شادابى روحى و در نتیجه آن خرمى جسم مى‌شود؛ انسان را محبوب دیگران مى‌کند؛ به همین جهت بود که در مورد پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌خوانیم که ایشان، توجه زیادى به استفاده و خریدن عطر مى‌نمودند. امام خمینى(رحمه الله) که زندگى ساده‌اى داشتند تنها جایى که دنبال مرغوب‌ترین بودند، همان وقت انتخاب عطر و ادکلن بود.

۱۴- هدیه دادن و هدیه گرفتن.

۱۵- داشتن دوست صالح: انسان، موجودى است اجتماعى، افرادى که مشکلات و حتى شادى‌هاى خود را به شکل کلامى و غیر کلامى با دوستان و آشنایان خود در میان مى‌گذارند و در دل خود، ذخیره و انبار نمى‌کنند، از نشاط و خرمى بیشترى برخوردارند. در روایت داریم عاجزترین مردم، کسى است که از انتخاب دوست مؤمن ناتوان باشد و ناتوان‌تر از او، کسى است که دوست خود را از دست بدهد.

۱۶- لطائف و حکمت آموختن:[۱۴] حضرت على(علیه السلام) مى‌فرمایند: قلب‌ها مثل بدن‌ها خسته و ملول مى‌شوند، پس شما باید با (شنیدن، خواندن) حکمت‌هاى دقیق و لطیف آن‌ها را شاداب کنید.

۱۷- سفر و رفتن به مناطق سرسبز، دیدن جریان آب: سفر باعث با تجربه شدن انسان، آشنایى او با نشانه‌هاى مختلف خدا (فرهنگ‌هاى مختلف، زبان‌هاى گوناگون و ….) و توجه به آثار گذشتگان و عبرت از آن‌ها مى‌شود. علاوه بر آن‌ها، سفر موجب سلامتى روح مى‌گردد.(سافروا تصحّوا: مسافرت کنید تا سالم و شاداب شوید.) سفر و اردوهاى دسته جمعى، براى جوانان لذت بسیار بیشترى دارد چرا که با همسالان خود هستند. در سفر دوستیابى، ایثار، گذشت، تعاون …. را یاد مى‌گیرند. در روایات مى‌خوانید که در سفر مزاح را کمى بیشتر کنید ولى افراط نشود.

نکته: در تفریحات، سنین مختلف نقش مهمى را به خود اختصاص مى‌دهد مثلا تفریح کودک با نوجوان و یا زن و مرد بسیار با هم فرق دارد. یک جوان از آنجایى که ابعاد روحى او رشد کرده، نیاز به احترام، شخصیت، عزت نفس و …. در خود احساس مى‌کند، هرگاه نیازهاى معنوى، جسمانى و عقلانى او ارضاء مى‌گردد. احساس شادابى و خرمى بیشترى مى‌کند و هرگاه این‌ها از طرف دیگران در خطر باشد، او احساس افسردگى، خمودى و غم مى‌کند.

بهترین تفریح در دیدارهاى دسته‌جمعى

در دیدارهاى دسته جمعى برخى تفریحات هستند که جنبه گروهى و عمومى پیدا مى‌کنند و برخى دیگر جنبه خصوصى تر. البته بستگى دارد این گروه در چه جایى باشند(منزل، مدرسه، تأتر، مسجد، اردو، خارج از منزل). به هر حال بهترین تفریح در این موارد، چیزى است که هر سنى و جنسى(مذکر یا مؤنث) به سهم خودشان از آن استفاده کنند یعنى باید طورى برنامه‌ریزى شود که جنبه همگانى آن رعایت گردد. البته گاهى هم ایجاب مى‌کند که هر دسته‌اى جداگانه با هم باشند، مثل زمانى که بزرگترها مشغول بحث‌هاى جدى و مهم خود هستند. در ذیل برخى از تفریحات دسته جمعى ذکر مى‌شود:

۱- اجراى مسابقه و تهیه جایزه از طرف بزرگترها، مشاعره، کشتى، مسابقه معلومات عمومى، لطیفه گویى؛

۲-معاشرت‌هاى سازنده و صله‌رحم؛

۳- مسافرت‌هاى کوتاه و بلند مدت، رفتن به پارک و مناطق سرسبز، دیدن جریان آب رودخانه، دریا و …؛

۴- آزاد کردن ذهن از مسائل کارى و مشکلات زندگى: امام محمد غزالى مى‌گوید بهتر است شاگردان پس از مدتى تعلیم رها گردند تا بازى و تفریح کنند، چون تعلیم و درگیرى جدى ذهن با مسائل علمى آنها را از درس دلزده و فرارى مى‌کند، امّا در تفریح نباید افراط گردد[۱۵] و …. با توجه به مطالب گذشته باید بگوییم بهترین تفریح از نظر اسلام این است که سنین مختلف در آن رعایت شود.(کودک با یک شکلات دل خوش است، ولى جوان نیازها و خواسته هایش بیشتر است و …. .) دیگر این که شادى و تفریح نباید به اصل حرکت در مسیر رشد و بالندگى انسانى و اسلامى فرد ضرر برساند و در آن افراط نشود و از سویى دیگر زمینه‌ساز بازگشت به کار و اعمال زندگى بانشاط بیشتر مى‌گردد.(در اسلام محدودیت در تفریح نیست مگر این که امر خلاف شرع و اخلاق در آن رخ دهد).

نکته پایانى: در این بحث بیان داشتیم که اسلام هر تفریحى را نمى‌پسندد؛ تفریحى مناسب است که با اصول تربیت و تعلیم اسلامى و رشد استعدادهاى روانى و شخصیتى مغایرت نداشته باشد، باعث آزار و اذیت دیگران نشود. به دیگران و خود زیان مالى، آبرویى، جانى نرساند، جزء تفریحاتى نباشد که انسان را از دایره بندگى خدا بیرون مى‌کند(قمار، شراب خوارى، مجالس لهو و رقص، مواد مخد، موسیقى‌هاى لهوى و ترانه‌هاى مبتذل، مسابقه‌هایى که برد و باخت در آن‌ها حرام است[۱۶] مثل فوتبال، دو میدانى و…) البته دامنه تفریحات به موارد یاد شده خلاصه نمى‌شود. هر چیزى که در آن گناه صورت نگیرد و افراط نشود را مى‌تواند شامل گردد(رعایت ویژگى‌هاى تفریح اسلامى). مثل فوتبال، کشتى، شمشیربازى، دو، اسب‌سوارى، کوهنوردى، شنا، گردش در دشت و صحرا، رفتن به پارک‌ها، شنیدن موسیقى‌هاى غیر حرام، دیدن فیلم‌هاى سینمایى مفید(مستند، کمدى، رزمى و….) خواندن مطالب طنز، شعر، حل جدول، مشاعره، لطیفه‌گویى، مسابقه علمى، مهمانى رفتن، پذیرفتن مهمان، لباس نو خریدن، عطر زدن و …. لازم به ذکر است که در تفریح باید به معنى لغوى آن و اصطلاحى توجه داشته یعنى دایره تفریح و شادمانى خیلى وسیع است تا آنجایى که خلاف رشد و کمال و مسائل شرعى نباشد.

پی‌نوشت‌ها

[۱] . فرهنگ عمید.

[۲] . احمد عبدالعزیز ابو سمک، التربیه الترویحیه فى الاسلام، دار النفائس للنشر و التوزیع، الاردن، ص ۴۰

[۳] . همان، ص ۸۰

[۴] . همان، ص ۵۹

[۵] . همان.

[۶] . همان.

[۷] . مصباح یزدى، محمد تقى، پندهاى امام صادق، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره)، ۱۳۸۱، ص ۱۰۴ـ ۱۰۷

[۸] . صادقى اردستانى، احمد، نیازهاى جوانان، قم، نشر خرم، ۱۳۷۹، ص۱۸۵

[۹] . دیل کارنگى، آیین زندگى، جهانگیر افخمى، ارمغان، ۱۳۷۶، ص ۶۹ ـ ۷۰

[۱۰] . نیازهاى جوانان، ص ۱۸۵ـ ۱۹۲

[۱۱] . همان.

[۱۲] . همان.

[۱۳] . همان.

[۱۴] . نهج البلاغه، محمد دشتى، حکمت ۳۹

[۱۵] . التربیه الترویحیه فى الاسلام، ص ۴۴

[۱۶] . در استفتاء از امام خمینى(ره): ۱-در مسابقات علمى مثل حل جدول و پاسخ به سوالات چون قمار و برد و باخت پیدا نمى‌کند و چیزى به عنوان جایزه براى تشویق افراد پرداخته مى‌شود اشکالى ندارد؛ ۲-در مسابقاتى مثل فوتبال و والیبال و این گونه بازى‌ها، اگر شرط بندگى در کار نباشد و شخص سومى به افراد به عنوان جایزه چیزى پرداخت کند، مانعى ندارد(مثل برگزارى مسابقه از طرف مدیر مدرسه).

منبع: محمد حسین قدیرى؛ سایت مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه

اهداف مطرود و منفى در ورزش

گرچه ورزش، یکى از تفریحات سالم و مورد نیاز جسم و جان انسان به شمار مى‌آید ولى گاهى اهدافى منفى، ورزش را از حالت طبیعى آن خارج کرده و به صورت یک وسیله، براى اغراض شوم استعمارگران در مى‌آورد.

تا آنجا که ورزش سالم و در مسیر سالم‌سازى فرد و اجتماع باشد، جاى هیچ بحثى ندارد. امّا اگر ورزش به صورت وسیله و ملعبه‌اى براى تخدیر افکار جوانان درآید. این ورزش، مطرود است و اثرات آن نیز منفى و مخرّب مى‌باشد.

از نظر اسلام، بازى و سرگرمى چنانچه عنوان لهو پیدا کند، حرام خواهد بود. لهو در لغت، به معنى چیزى است که انسان را سرگرم نموده، فکرش را منحرف کند و او را از یاد خدا و ارزش‌ها و وظائف خود و اجتماعى غافل نماید.[۱]

وقتى انسان مى‌خواهد به جمعى نزدیک شود، باید ببیند آیا این گروه مى‌توانند او را در مسیر تعالى و رشد یارى دهند. اگر ورزش به انسان رشد و تعالى روحى و جسمى، معنوى ندهد، هر برترى که براى انسان داشته باشد، براى او خطرناک به شمار مى‌رود.

متأسفانه دشمنان نسل جوان، تحت عنوان ورزش، اهداف و مقاصد منحرف خود را ترویج مى‌نمایند. گرچه آثار مفید ورزش را نمى‌توان نادیده گرفت، ولى حیله‌هاى دشمن را نیز باید شناخت و اهداف مطرود و مذموم در ورزش را شناسایی کرد.

۱- شهرت‌طلبى

یکى از اهداف منفى در ورزش، شهرت‌‌طلبى است. افرادى تنها براى این که قهرمان شوند، ورزش مى‌کنند و این قبیل افراد، دچار عوارضى روحى، عصبى، جسمى نیز مى‌شوند. ورزش در حد قهرمان شدن، مطلوب نیست و چنان که در مباحث مربوط اشاره مى‌شود، اگر فردى در خردسالى در رشته‌اى قهرمان شود، در بزرگسالى این شانس را نخواهد داشت و از نظر بدنى دچار آسیب مى‌شود.

قهرمان شدن در مقاطع سنى مختلف، فرد را دچار عوارض جسمى مى‌کند. بیماری‌هایى چون فشار خون، تنگى نفس، عوارض قلبى، شکستگی‌هاى اعضاء بدن، افت رشد، بر هم خوردن توازن بدن، در اثر ورزش‌هاى قهرمانى به وجود مى‌آید.

این مطلب را پزشکان هشدار داده‌اند: ورزشکارانى که با ورزش‌هاى سنگین قهرمانى و باستانى سر و کار دارند، زودتر به بیماری‌هاى عروقى عضله قلب دچار مى‌گردند.[۲]

یکى از اهداف استعمارگران در ورزش نیز این است که با شخصیت‌سازى و قهرمان‌پرورى در دنیا افکار مردم را از پرداختن به مسائل فرهنگى، اخلاقى باز دارند.

۲- اهداف سیاسى، استعمارى

یکى از اهداف منفى و مطرود در ورزش این است که ورزشکاران طبق نظر و هدف استعمارگران به ورزش بپردازند.

ورزشکار قبل از هر چیز باید آزادمرد باشد، گرچه از دین و مذهب خاصى نیز پیروى نکند؛ چنان که امام حسین(علیه السلام) فرمود: اگر دین ندارید، در دنیاى خود آزادمرد باشید.[۳]

و در سراسر دنیا مشاهده مى‌شود که ورزش به عنوان وسیله‌اى در دست قدرت‌هاى استعمارگر قرار گرفته است. این قدرت‌هاى استکبارى با مطرح کردن مسابقات ورزشى، شخصیت‌سازى، خرید و فروش ورزشکاران، افکار مردم به ویژه جهان سوم را به خود مشغول مى‌سازند تا آنان را از مسائل جدى زندگى منحرف نمایند.

چنین ورزشى نه تنها سودمند نیست، بلکه عوارض مخربى بر جوامع دنیا بر جاى مى‌گذارد. بدون تردید اسلام با استعمار و استثمار مخالف است و دوست ندارد افراد، شخصیت خود را خرد کرده و تن به استثمار بدهند. على(علیه السلام) در وصیت خود خطاب به امام حسن(علیه السلام) مى‌فرماید: بنده دیگرى مباش، که خدا ترا آزاد گردانیده است.[۴]

متأسفانه آنچه که امروزه در غرب به عنوان ورزش مطرح است، ورزشى بدون ارزش است. زیرا از تربیت بدنى در غرب، تنها اسمى مانده و فقط براى ورزشى ارزش قائل است که براى رسیدن به قهرمانى و کسب شهرت و شخصیت و رسیدن به مقاصد استعمارى آنها مطرح است. ورزش در غرب در خدمت سلامت، بهسازى نسل، تربیت انسان کامل و… نیست. ورزش فقط براى وقت‌کشى و شهرت‌طلبى و مقاصد سیاسى مطرح است.

در این ورزش‌ها، ورزشکار و تماشاچى هر دو مورد بهره‌بردارى سیاسى قرار گرفته و به اشکال مختلف استعمار مى‌شوند و هدف برپایی چنین ورزش‌هایی، به دست آوردن پولى بى‌حساب به نفع استعمارگران و دور کردن مردم از مسائل سیاسى واقعى و سرگرم کردن آنها به مسائل ورزشى است که این غفلت و بى‌خبرى، از نظر علماء و عقلاء‌ مطرود است.

۳- اهداف مادى

یکى از اهداف مطرود و منفى در ورزش، اهداف مادى در ورزش است. برخى از ورزشکاران براى گذران امور زندگى و درآمد، به ورزش‌هاى حرفه‌اى مى‌پردازند. امّا باید دانست که ورزش براى چنین هدفى نیست و مسائل مادى باید در کنار و حاشیه ورزش مطرح باشد نه این که محرک انسان براى ورزش، اهداف مادى باشد.

در دنیا نیز کمپانی‌هاى تجارى بزرگ در عرصه ورزش حرفه‌اى و بین‌المللى نفوذ دارند و در پوشش(اسپانسور[۵]) یا ضامن مالى، در مقابل تأمین خواسته‌هایشان و تبلیغ نام شرکت‌هایشان، ورزشکاران و باشگاه‌هاى ورزشى را از لحاظ مالى تأمین مى‌کنند.

فروش بلیط مسابقات، یکى از منابع مالى است، امّا در مقایسه با آنچه اسپانسورها مى‌پردازند، چندان به حساب نمى‌آید.

بیش از ۳۴۰۰ کمپانى آمریکایى در طول سال ۱۹۸۷ مبلغ ۴۸۵ میلیون دلار به برگزارى مسابقات مختلف اختصاص دادند و همچنین ۵۰۰ میلیون دلار به ورزشکاران حرفه‌اى پرداختند تا کالا و نام آنها را در مطبوعات رادیو و تلویزیون، تابلوها، پوسترها و… تبلیغ کنند.

اکنون ثابت شده است که رویدادهاى بسیار پرهزینه ورزشى چون بازی‌هاى المپیک جام جهانى فوتبال را نمى‌توان بدون کمک مالى کمپانی‌هاى فراملى برگزار کرد. تبلیغاتى که ورزشکاران براى این شرکت‌ها مى‌کنند، یک تضمین متقابل براى آنهاست. تقریباً هیچ قهرمان سرشناسى نیست که در شبکه اختاپوسى اسپانسورها گیر نیفتاده باشد.[۶]

خرید و فروش افکار ورزشکاران، تبلیغات حرفه‌اى، جوائز کلان، شرط‌بندی‌ها و… از عوارض منفى، اهداف مادى در ورزش است که این اهداف به سلامت فکر و اندیشه ورزشکاران خدشه وارد ساخته و از آنان به عنوان کالا و وسیله و ملعبه استعمارگران استفاده مى‌شود.

۴- زورگویی و قدرت‌طلبى

یکى از اهداف مطرود در ورزش، قوى شدن براى زورگویی و قلدرى نسبت به دیگران و قدرت‌طلبى است. برخى افراد ورزش مى‌کنند تا قوى شوند و به زورگویی بپردازند و به آنچه حق آنها نیست برسند. این طرز فکر، بسیار مطرود و منفى است و قوى شدن براى زورگویی، از افکار زشت و ناپسند است. نمونه‌هاى بسیار زیادى از قهرمانان ورزش‌هایی چون بوکس، کاراته، جودو و… وجود دارند که این قهرمانان به جاى به کار بردن پرورش روح و تقویت جسم، براى سازندگى، از قدرت خود براى کتک‌کارى، تضییع حقوق دیگران، زورگویی به افراد زیردست استفاده مى‌نمایند.

انسان قوى و توانا نباید از قدرت و توانایی خویش براى زورگویی، ستم و فشار آوردن بر ضعیفان استفاده کند، قدرتى که براى تسلّط به افراد ضعیف مورد استفاده قرار گیرد، از نظر على(علیه السلام) ناپسند و مذموم است. آن حضرت مى‌فرمایند: سلطه‌جویی بر ضعیف و برده، از پستیِ قدرت است.[۷]

بلکه چنین خوب است: شکرانه بازوى توانا، بگرفتن دست ناتوان است

۵- ابتذال در ورزش

یکى از دستاوردهاى استعمار در ورزش، ابتذال است. ورزش چنان که بیان شد، باید در خدمت سلامت تن و جسم و سلامت روح انسان باشد. اگر ورزش انسان را از ابعاد اخلاقى، اجتماعى و دینى او دور کند، چنین ورزشى مطرود است.

متأسفانه برهنگى در ورزش دنیا، موجب فساد اخلاقى، اجتماعى جوانان مى‌شود. اختلاط زن و مرد و برهنگى به بهانه ورزش در جوامع غربى بسیار مشهود است. در این گونه موارد، ورزش نه تنها موجب سلامت جسم و جان نیست، بلکه عوارض اجتماعى فراوانى نیز در پى دارد.

۶- خشونت

یکى از دستاوردهاى مطرود برخى ورزش‌ها، روحیه خشونت و آسیب‌رساندن به دیگران است. برخى ورزش‌ها موجب مى‌شوند که روحیه انسانى افراد، به روحیه حیوانى و درنده‌خویی تبدیل شود و افراد را براى آسیب‌رساندن به دیگران، تشویق مى‌نماید. بوکس، جودو، کاراته، تکواندو و… از این نوع ورزشهاست. که عوارض بسیار ناگوارى از جهت ضربه به سلامتى افراد به وجود آوردن روحیه خشونت در افراد دارد.

خشونت در محیط‌هاى ورزشى نیز امرى ناپسند است. ورزشکار باید از جهت اخلاق، نمونه باشد، درگیرى و زد و خورد و خشونتى که در بازی‌هاى اغلب کشورهاى غربى به چشم مى‌خورد، حاکى از این است که ورزش در آنجا به عنوان پرورش و تربیت مطرح نیست، بلکه در خدمت مقاصد استعمارى قدرت‌هاى بزرگ مى‌باشد.

۷- قهرمان‌پرورى

یکى از اهداف مطرود ورزش، قهرمان‌‍پرورى است ورزش باید در خدمت سلامت تن و روان باشد و تربیت بدنى در ورزش مهمتر از قهرمان پرورى است.(غرب امروز از تربیت بدنى براى رسیدن به قهرمانى بهره مى‌گیرد که خود آفتى بزرگتر است پرورش روحیه قهرمانى که مترادف با حرفه‌اى شدن ورزش و حرفه‌اى‌گرى است که مخالف و ضد انسان و هویت انسانى است.)[۸]

پى‌نوشت‌ها

[۱] . منجد الطلاب، ص ۵۱۴؛

[۲] . مجله نظام پزشکى، شماره ۳، ص ۲۰۲؛

[۳] . ان لم تکن دینکم فتکونوا احراراً فى دنیاکم. «نفس المهموم»؛

[۴] . نهج البلاغه، نامه ۳۱، بخش ۴۶، ص ۹۲۹؛

[۵] . Sponsor.

[۶] . مجله رشد جوان، سال ۷، آذرماه؛

[۷] . میزان الحکمه، ج ۸، ص ۵۸؛

[۸] . تربیت بدنى از دیدگاه اندیشمندان غرب، ص ۲۸۴

منبع: سایت اندیشه قم

نقش مغفول مرد در احیای سبک زندگی اسلامی در خانواده

از آنجا که مقوله‌ی حجاب و عفاف متأسفانه به اشتباه با بحث زن درآمیخته شده است، نقش و جایگاه مردان در بحث حجاب و عفاف آن طور که بایسته، شایسته و مهمتر از همه عملیاتی است مورد پردازش قرار نگرفته است.

در صورتی که تکالیف و مسئولیت‌های مردان در اداره‌ی خانواده بر اساس آیه‌ی شریفه‌ی «الرجال قوامون علی النساء» بیش از زنان تعریف گردیده است و حتی در جمع‌های مردانه نیز مردان بیش از این که به بحث و تبادل نظر در خصوص نقش و تکالیف خود در احیای یک خانواده اسلامی بپردازند به بحث و نظر در خصوص نقش زنان در رونق معضلات فرهنگی به خصوص بی‌حجابی و بی‌عفتی و… می‌پردازند، در صورتی که مردان تکالیف و ابزارهایی دارند که با استفاده‌ی صحیح از آن‌ها می‌توانند بخش زیادی از شرایط تشکیل یک خانواده اسلامی را تأمین نمایند که در ادامه به برخی از مهمترین آن‌ها اشاره می‌نمایم:

محبت

اگر زن به عنوان چشمه‌ی محبت و عطوفت در خانواده وظیفه‌ی سیراب کردن کانون خانواده را دارد، این مرد است که باید این چشمه را تغذیه و حفظ و حراست کند، چشمه‌ی محبت زن از عمق وجود مرد است که می‌جوشد و راه به خانواده می‌یابد و اگر زنی قادر به سیراب کردن عاطفه‌ی خانواده نباشد، این مرد است که ابتدا باید به خودش بنگرد که آیا چیزی برای جوشش به این چشمه داده است!؟

به راستی تا کسی نازکش نداشته باشد چگونه می‌تواند اهل ناز و محبت گردد!؟ مرد اگر چه باید به فرزندانش نیز محبت ورزد اما باید این محبت را به درستی بین همسر و فرزندانش توزیع کند و نیاز محبتی هر یک را به درستی درک و تأمین نماید و البته همین محبت نیز باید در خانواده مدیریت شود، یک مرد می‌تواند بدون تنبیه و تشر و تنها با شدت و ضعف در محبت موجب تنبه و توجه و تربیت خانواده‌اش گردد.

روزی حلال

یک مرد وظیفه دارد در راه تأمین درآمد حلال برای خانواده تلاش کند و تا به آنجا که در شأن همسر و خانواده‌اش است ایشان را به لحاظ خوراک و مسکن و درمان و آموزش و سایر نیازها تأمین نماید، تأمین درآمد حلال و آبرومندانه برای همسر و فرزندان از عوامل افتخار و تکیه کردن یک زن به شوهرش است.

مردی که وظیفه‌ی تأمین درآمد را به همسرش بسپارد و یا بدون یاری او به این مهم قادر نباشد، عملاً موجب کاهش اتکا و افتخار همسرش به او می‌گردد؛ و اما مهمتر از کسب درآمد، حلال بودن آن است؛

مال حرام، هرچند که خورنده‌اش نداند، اثرات وضعی خود را می‌گذارد و موجب از بین رفتن حس و حال عبادت و کم سو شدن نور معنویت در خانواده می‌گردد، به راستی جز به سیب حلال بهشتی می‌توان منتظر رویش کوثری عالمتاب بود!؟

درآمد حلال در رشد و تربیت تمام اعضای خانواده نقش به سزایی دارد و درآمدی که حق‌الناس و حق‌الله به آن آمیخته شده باشد، نمی‌تواند بستری برای تربیت و تکامل در خانواده بگستراند.

مدیریت و تدبیر

است و در کنار کسب درآمد چگونگی مصرف آن در مدیریت متعادل یک خانواده اهمیت به سزایی دارد، مرد با تدبیر بین تغذیه‌ی مادی و معنوی، آموزش و تربیت، تفریح و کار، شوخی و جدی، تشویق و تنبیه و. .. تعادل برقرار می‌کند و این چنین است که با وجود یک مرد مدبر، زن با آرامش خاطر در سایه‌ی اتکا و اطمینانی که به شوهرش دارد به جوشش محبت در خانواده می‌پردازد.

مرد با تدبیر حتی اگر چندان هم تمکن مالی نداشته باشد می‌تواند آرامش را به همسرش تقدیم کند و اولین نیاز یک زن برای جوشش محبت در خانواده همین آرامش و دوری از تنش‌ها و استرس‌هاست.

خانواده به مدیریت نیاز دارد و در یک خانواده‌ی سالم، نیازها اهم فی الاهم می‌شوند، نباید طوری بشود که در نهایت خانواده به منظور تأمین نیازهای غیرضروری فرزندان دچار سوء تغذیه و تنگدستی گردد.

از موارد بسیار مهم دیگری که به مدیریت نیاز دارند مدیریت رفت و آمد و مدیریت فرهنگی در کانون خانواده است که شامل حوزه‌ی وسیعی از رفتارهای سلبی و ایجابی توأمان می‌گردد، در برابر هر منعی به راهکاری نیاز است و هر خانواده‌ای به خانواده‌های مناسب جهت تعامل و دوستی و به تفریحات سالم به جای تفریحات ناسالم نیاز دارد و این مقولات نیز به مدیریت نیاز دارد.

مهارت‌آموزی

زندگی به مهارت‌هایی نیاز دارد که مرد و زن مکلف به آموختن این مهارت‌ها هستند و متأسفانه این مسئله بسیار مغفول واقع می‌شود؛ مهارت‌های زندگی از مسائل زناشویی تا مسائل تربیتی، گفتاری، ارتباطی، مدیریت خانه، هزینه و… را در بر می‌گیرد و نقش بسیار مهمی را در ایجاد سبک زندگی اسلامی ایفا می‌کند.

لیکن آموختن در خصوص این مهارت‌ها بعضاً بدون مطالعه و توجه به آثار اندیشمندان و دانشمندان معاصر اسلامی و حتی غربی میسر نمی‌شود و به همین لحاظ نمی‌توان بدون مهارت‌آموزی توقع داشت که انسان صاحب مهارت گردد.

با نگاهی به آثار معاصری مانند آثار دکتر جان گری (مثل کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی) به این نتیجه می‌رسیم که مهارت‌های زندگی تنها آن چیزهایی نیستند که دانشمندان اسلامی از متون اسلامی استخراج کرده‌اند، بلکه آن مهارت‌هایی که موجب می‌شوند تا کانون خانواده به محیطی امن و آرام (که برای تربیت مناسب و اسلامی لازم است)، بدل شود را نیز شامل می‌شود.

صبر و گذشت

زن ماهیتی عاطفی و احساسی دارد و این مسئله باعث می‌شود تا زنان خیلی سریع‌تر از مردان برانگیخته، عصبانی یا ناراحت شوند و شاید به همین دلیل است که شرع مقدس حق طلاق را به زن نداده و یا شرط ولی را برای ازدواج لازم کرده است.

اما مردان به واسطه‌ی منطقی که غالباً بر عواطفشان چیرگی دارد، بیش از زنان می‌توانند احساسات و عواطفشان را مدیریت و کنترل کنند و این مسئله موجب افزایش صبر و تحمل ایشان گردیده و به همین دلیل تکلیف ایشان به صبر، تحمل، انعطاف و گذشت در برابر مسائل، مشکلات، سختی‌ها و اشتباهات همسر و فرزندان بیشتر است و نه تنها باید بتوانند، با صبر و گذشت از کنار مسائل بگذرند، بلکه باید بتوانند در جای خود، با تغافل(خود را به غفلت زدن) موجب گردند تا پرده‌های حیا در خانواده دریده نشود و در مواقع مناسب به صورت غیر مستقیم نسبت به خطاها و اشتباهات آموزش و یا هشدار دهد.

این چنین است که سعدی علی الرحمه، مرد را در کشاکش درد، سنگ زیرین آسیاب می‌داند، چرا که این سنگ است که با سختی و تحمل خود باعث می‌شود تا پویایی آسیاب حفظ گردد.

غیرت

کمتر مردی وجود دارد که هیچ غیرتی نداشته باشد که اگر چنین باشد، کسی او را مرد نخواهد دانست و اگر چه غیرت مردان معمولاً با محدودیت زنان همراه می‌شود، اما هیچ زن عفیفه‌ای وجود ندارد که از مرد بی‌غیرت متنفر نباشد و همین مسئله باعث می‌شود تا در منظر روشنفکرترین افراد هم بی‌غیرتی بدترین فحش‌ها تلقی گردد و باز هم، همین مسئله موجب می‌شود تا زنان، غیرتِ مردان را تاب آورند و حتی از وجود آن احساس رضایت کنند و البته همان طور که در اسلام به زنان توصیه به تحمل غیرت مردان شده است، مردان نیز به افراط نکردن در غیرت سفارش شده‌اند به نحوی که این مسئله در وصیت نامه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به فرزندشان نیز مشاهده می‌شود.

باید مردان بدانند که غیرت متعادل و صحیح موجب افزایش عفت خانواده می‌گردد و البته افراط و تفریط در آن می‌تواند موجب بی‌حجابی سهل انگارانه و یا بی‌عفتی لج‌بازانه گردد.

عفاف

اگر چه غالباً عفاف و حجاب را به اشتباه برای زنان به کار می‌برند، اما همان نقش برای مردان نیز وجود دارد و مردان نیز باید عفیف و پاک دامن و پاک نظر باشند و در پوشش خود رعایت حدود شرعی و حتی اخلاقی را بنمایند و این عفت و حجاب مطمئناً در افزایش عفاف خانواده تأثیر بسزایی خواهد داشت، همسر و فرزندان در برابر توصیه‌های غیرتمندانه‌ی مردی که خودش اولین عامل به حجاب و عفاف است، کمترین مقاومت را نیز جایز نخواهند دانست و حال این که متأسفانه بسیاری از مردان ما بدون این که خودشان نسبت به پوشش و نگاه خود حراستی داشته باشند به حجاب خانواده حساسیت شدید نشان می‌دهند و این مسئله نه تنها اثربخشی مناسبی ندارد بلکه در نهایت موجب لجاجت و تأثیر عکس نیز می‌گردد.

هدایت و تربیت

آموختن روش‌های هدایت، تربیت، امر به معروف و نهی از منکر از تکالیف یک مرد است تا بتواند با مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین راه، همسر و خانواده‌اش را به نیکی هدایت و از بدی بازدارد و البته بالاترین و برترین روش هدایت طبق آموزه‌های اسلامی، آن روشی است که به غیر زبان و با استفاده از رفتار رخ دهد.

اگر مرد در خانواده به صداقت، عدالت، محبت، عبادت، گذشت، صبر، مطالعه و… شناخته شود، همسر و فرزندانش هم یقیناً تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

منبع: وب‌سایت سبک زندگی اسلامی

تأثیر رسانه بر سبک زندگی کودکان و نوجوانان

رسانه‌ها مانند دریچه‌ای به جهان خارج، در دیدگاه‌ها و رفتارهای افراد مؤثر هستند؛ یکی از نگرانی‌های عمده، در باب تأثیر رسانه‌ بر سبک زندگی، مخاطبان کودک و نوجوان هستند. در مورد مخاطبان کم‌سن و سال، رسانه‌ها می‌توانند شیوه‌های مصرف خاصی به وجود آورند. به خاطر کمبود مهارت‌های شناختی، این گروه در برابر تبلیغات، شکننده‌تر هستند.

در عصر کنونی، رسانه‌ها مانند دریچه‌ای به جهان خارج در دیدگاه‌ها، نگرش‌ها و رفتارهای افراد جامعه مؤثر هستند؛ چه این که تصور بسیاری از ما از جهان خارج و خودمان، به ناچار به واسطه‌ی رسانه‌ها شکل گرفته است. نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید و توزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادها یا مرجع‌های معنی‌دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی، اشتغال دارد. غالباً حدود و ثغور محیط نمادینی که در آن زندگی می‌کنیم (شامل اطلاعات، افکار و باورها) با کمک رسانه‌های جمعی بر ما مکشوف می‌شود. علاوه بر این، رسانه‌ها نقش میانجی میان واقعیت اجتماعی و تجربه‌ی فردی را ایفا می‌کنند؛ میانجی مخاطب با دیگران و تجربه‌ای خارج از ادراک یا تماس مستقیم او، میانجی مخاطب و نهادهای قانونی، صنعتی، دولتی و ادراک مخاطب از سایر گروه‌ها. از این رو، استعاره‌هایی مانند پنجره‌ای رو به جهان خارج، مفسر حوادث پیچیده، تریبون انتقال اطلاعات و عقاید، آیینه‌ی بازتابنده جامعه یا پرده و حجابی بر حقیقت و خدمت به مقاصد تبلیغاتی ناظر بر میانجی بودن رسانه‌های جمعی در روابط اجتماعی است (مک کوایل، ۱۳۸۵، صص ۸۱ تا ۸۴).

اساساً تصور وجود سبک‌های زندگی بدون رسانه‌های جمعی، غیرممکن است. از نظر گیدنز رسانه‌ها نقش مهمی در تبلیغ سبک‌های زندگی مختلف دارند. طیف سبک‌های زندگی با گونه‌های آرمانی که در رسانه‌ها طرح می‌شوند شاید محدود باشند، ولی گسترده‌تر از سبک‌های زندگی‌ای هستند که افراد قاعدتاً در زندگی روزمره‌ی خود در قالب آن‌ها جا می‌گیرند. البته به اعتقاد او رسانه‌ها در جهان جدید در عین این که امکان‌ها و گونه‌ها را به دست می‌دهند، تفسیرهای باریک‌اندیشانه‌ای از نقش‌ها یا سبک‌های زندگی خاص نیز ارائه می‌کنند.

سبک‌های زندگی، با توجه به محبوبیت و قدرت اجتماعی خویش، از رسانه‌های گوناگون برای اشاعه‌ی خود استفاده می‌کنند و شکل‌دهنده‌ی محتوا و فرم برنامه‌ها هستند. سبک زندگی می‌تواند به مثابه‌ی فرهنگ یا ارزش‌های ارتباط‌گران رسانه‌های جمعی نمود پیدا کند. برای مثال، نویسندگان، کارگردانان و سایر عوامل تولید در سریال‌های تلویزیونی بازتاب‌دهنده‌ی سبک زندگی خود، یعنی سبک زندگی طبقه‌ی متوسط، هستند.

پوشش خبری رسانه‌ها می‌تواند ترویج‌دهنده‌ی مبانی سبک‌های زندگی باشد. در مورد اخبار، بررسی این تأثیرات، پیچیده‌تر و نیازمند این است که سیاست خبری، ایدئولوژی یا ارزش‌های اجتماعی مؤثر بر آن بررسی شود.

نهایتاً ممکن است ردپای سبک زندگی را با بررسی زنجیره‌ای از این موارد آشکار کرد. یکی از بارزترین جلوه‌های این مسئله سبک خبری و ارزش‌های خبری است. محققان مختلفی الگوهایی از سبک خبری را تشریح کرده‌اند که نشان‌دهنده‌ی غلبه‌ی معیارها، مانند تشخص بخشیدن، ستیز، خشونت، ارجاع به ملت‌های نخبه، ارجاع به افراد نخبه و منفی بودن، کلان‌شهرگرایی (همه‌ی راه‌ها به شهرهای بزرگ ختم می‌شود)، طبیعی‌سازی (امر فرهنگی‌ـ‌تاریخی را طبیعی جلوه دادن) در گزینش و پوشش اخبار است. هر کدام از این عناصر می‌تواند مرتبط با انگاره‌های سبک‌های زندگی باشد.

هر چند امروزه رسانه‌هایی مانند تلویزیون یا فرارسانه‌هایی مانند اینترنت، بیشتر مرجع مخاطبان برای سبک زندگی هستند، ولی رسانه‌های نوشتاری مانند روزنامه‌ها و مجلات نیز به نوبه‌ی خود در ترویج و معرفی سبک‌های زندگی نقش دارند. این رسانه‌ها حوزه‌های مد، توریسم، بهداشت، دکوراسیون، موسیقی و… را پوشش می‌دهند. مجله‌های «life»، ماهنامه‌ی «Gentlemen’s Quarterly»، «Complex» (با گروه مخاطب هدف مردان دانشگاهی در کلان‌شهرها)، «Marie Claire» و «prima» (با مخاطب هدف زنان) نمونه‌هایی از نشریات سبک زندگی هستند.

در اینترنت نیز علاوه بر سایت‌های معروف و تخصصی سبک زندگی مانند «The Beauty Bean» (برای طراحی داخلی)، «Smitten Kitchen» (برای آشپزی و مواد خوراکی)، «Jezebel» (زندگی چهره‌های مشهور) و… حتی سایت‌های خبری معروف نیز بخشی را به سبک زندگی اختصاص داده‌اند تا به نیازهای خبری مخاطبان خود در این حوزه پاسخ دهند.

غالباً سبک زندگی مبتنی بر ارتباطات تصویری است و از رسانه‌ی تلویزیون بیشتر برای آن استفاده می‌شود. از پرطرفدارترین برنامه‌های تلویزیونی که در مقوله‌ی برنامه‌های سبک زندگی قرار می‌گیرند برنامه‌هایی هستند که در آن‌ها ترکیبی متنوع از آشپزی، اخبار چهره‌های سرشناس، موسیقی و… به مخاطب عرضه می‌شود. از دیگر اَشکال برنامه‌های سبک زندگی، برنامه‌های مربوط به پوشش است که در آن کارشناسان طراحی لباس و مد، برای مخاطبانی که با آن‌ها مکاتبه کرده‌اند، مدل مو و پوشش و سایر خصوصیات ظاهری را طراحی می‌کنند. این نوع برنامه‌ها در مورد طراحی داخلی خانه‌های مخاطبان نیز تهیه می‌شود. نمونه‌ی دیگر برنامه‌های سبک زندگی، مسابقاتی است که در آن مخاطبان بر اساس مهارت آشپزی خود با دیگران رقابت می‌کنند. «come dine with me» از اولین و معروف‌ترین نمونه‌های این نوع برنامه‌هاست که توسط شبکه‌ی تلویزیونی «itv» در انگلستان پخش می‌شود. نمونه‌هایی از این نوع برنامه‌ها در ۳۱ کشور، از ترکیه گرفته تا آفریقای جنوبی و دانمارک و مالزی و… پخش می‌شود.

شاید آشکارترین سطح تأثیرگذاری رسانه‌ها بر سبک زندگی، تبلیغات تجاری باشد. رسانه‌ها با تبلیغ محصولات و خدمات می‌توانند در ترویج، اشاعه و تداوم سبک‌های زندگی مؤثر باشند. به تعبیر آسابرگر، تبلیغات برای این که بتواند کالا را به فروش برساند مجبور است نگرش‌ها، شیوه‌های زندگی، رسوم، عادات و ترجیحات مردم را زیر و رو کند. تبلیغات در حقیقت چیزی بیشتر از تجارت محض است. تبلیغات حیات روزمره را در کنترل خود می‌گیرد و بر روابط اجتماعی سیطره می‌یابد و در عین حال مردم را به درون‌گرایی و جدایی گزیدن از دیگران رهنمون می‌کند و به آن‌ها شکلی از سلیقه‌ی جمعی را تحمیل می‌کند.

بال روکیچ (۱۹۸۴) نشان داد که تلویزیون می‌تواند ابزاری مناسب برای اغوای فرد به پذیرش ارزش‌های جدید باشد. او در مطالعه‌اش شواهدی را یافت مبنی بر پذیرش سریع ارزش‌های فردگرایانه توسط افرادی که در معرض فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی غربی قرار می‌گیرند.

در مطالعه‌ای طولی از تأثیرات تبلیغات تلویزیون در ایالات متحده، مشخص شد که در معرض تبلیغات قرار گرفتن، ارزش‌های مادی‌گرایانه را ترویج می‌کند. این مطالعات مبتنی بر این فرضیه‌اند که تبلیغات، علاوه بر دریافت اطلاعاتی در باب محصولات و سرویس‌ها، ارزش‌های مصرف‌گرایانه را نیز بیان و القا می‌کنند.

همچنین پژوهشی در چین نشان داد که قرار گرفتن در معرض محتوای رسانه‌های غربی و همچنین رسانه‌های حاوی مطالب مصرف‌گرایانه، موجب پذیرش دو ارزش مصرف‌گرایانه، یعنی مصرف کیفیتی و مصرف نوآورانه و همچنین توسعه‌ی نگرش‌های مثبت‌تر نسبت به تبلیغات می‌شود و منجر به مصرف بیشتر می‌گردد (موحد و دیگران، ۱۳۸۹، صص ۱۴ و ۱۵).

تحقیقات سبک زندگی در حوزه‌ی انتخاب رسانه‌ای می‌توانند هم ویژگی‌های مخاطبان خاص را برای رسانه‌ی خاص شناسایی کنند و هم مخاطبان خاص را برای گروهی از رسانه‌ها. این شناسایی هم در هدف‌گذاری تولید رسانه‌ها از نظر کمّی و کیفی مفید خواهد بود و هم استراتژی تبلیغات رسانه‌ای را روشن می‌کند. مهمترین مطالعات مرتبط با سبک زندگی در حوزه‌ی تولید رسانه‌ای توسط گروهی از محققان، از جمله پسیمر و تیلگرت، انجام شده است. آن‌ها گروه‌هایی از خوانندگان مجلات را با ویژگی‌های سبک زندگی آن‌ها، متغیرهای جمعیت‌شناختی، استفاده از کالاها و ویژگی انتخاب شغل، مشخص و دسته‌بندی کردند. این مطالعات در طول بیش از سه دهه باعث شده است که بنگاه‌های تبلیغاتی، بسته به نوع کالایی خاص، تشریفات یا رسانه‌ها را برای تبلیغ مناسب بدانند و از این طریق به مدل انتخاب رسانه‌ای دست یافتند؛ با این فرض که هر رسانه اعم از نوشتاری یا دیداری برای محتوای خاصی تولید می‌شود و مخاطبان خاصی را نیز دارد.

سطح دیگری از تأثیرات رسانه‌ها برنامه‌های غیرخبری مانند سریال‌ها و فیلم‌هاست. امروزه اوقات فراغتِ بخش زیادی از افراد جامعه حول مصرف رسانه‌های گوناگون است. رسانه‌ها با پخش سریال‌ها و سایر برنامه‌های تفریحی و سرگرمی می‌توانند در تبلیغ سبک‌های زندگی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم مؤثر باشند.

«فراغت مدرن» ناظر بر توسعه‌ی اختیار افراد در گزینش نحوه‌ی مصرف زمان ورای محدودیت‌های طبقاتی، جنسی، سنی و اساساً حاصل تجدید سازمان اقتصادی و اجتماعی کار در جوامع انسانی است. سبک فراغتی مشتمل بر مجموعه‌ای منسجم از ترجیحات و رفتارهای فراغتی است که انسجام آن‌ها به واسطه‌ی تأثیر عوامل و تجربیات زمینه‌ای معین قابل تحلیل است.

نتایج حاصل از پژوهشی در ارتباط با میزان اهمیت عوامل تعیین‌کننده‌ی سبک فراغتی در جوانان تهرانی و نیز نوع تعامل تجربه‌های فراغتی «آنلاین» و «غیرآنلاین» و یا به عبارت بهتر، جایگاه استفاده از اینترنت در رفتارهای فراغتی افراد، بیانگر وجود سه سبک فراغتی متفاوت در بین جوانان مورد بررسی است. سبک‌های فراغتی «مستقل»، «دانش‌محور» و «طبقه‌محور» از حیث منشأ و عوامل تعیین‌کننده و نیز نوع تعامل رفتارهای فراغتی افراد در اینترنت و رفتارهای فراغتی آن‌ها در جهان واقعی، بیشترین تفاوت را در بین گروه‌بندی‌های رفتاری موجود داشته‌اند.

در سبک فراغتی «مستقل»، مصرف اینترنت جایگاه خاصی دارد. این جایگاه بیش از هر چیزی به واسطه‌ی نقش دوره‌ی سنی در جوانان متعلق به این سبک فراغتی قابل تحلیل است. این افراد عموماً مجرد، غیرشاغل و دارای تحصیلات دیپلم یا کمتر هستند. زمان زیاد فراغت، دریافت فراغت به معنی لذت بردن و خوش‌گذرانی، محوریت فراغت اجتماعی و نقش آن در هدایت سایر فعالیت‌های فراغتی، جایگاه ویژه جمع دوستان در فراغت اجتماعی و توجه به روش‌های فعال گذران فراغت، از مشخصات رفتارهای فراغتی در این سبک فراغتی هستند.

اما تأثیر مصرف اینترنت بر رفتارهای فراغتی افراد متعلق به سبک فراغتی «دانش‌محور»، متفاوت است. عامل مهم و اساسی تعیین‌کننده‌ی این تفاوت تحصیلات دانشگاهی و افزایش سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی و نیز شبکه‌ی اجتماعی افراد تحصیل‌کرده است که موجب بروز رفتارهای فراغتی خاص در آنان می‌شود. دریافت فراغت به مثابه‌ی استراحت کردن و به کارهای عقب‌افتاده پرداختن، اهمیت زمان در رفتارهای فراغتی، تمایل به شیوه‌های فردی گذران فراغت، تأثیر تجربه‌های غیرفراغتی در زمینه‌ی تحصیلات و روابط اجتماعی در تعیین محتوای فعالیت‌های فراغتی و غلبه‌ی گزینشگری و گذران فرهنگی فراغت در الگوی عام گذران وقت فراغت مهم‌ترین ویژگی‌های این سبک فراغتی به شمار می‌آیند. میزان زمان فراغت افراد و همچنین فعالیت‌های فراغتی آنان، متأثر از ویژگی‌هایی مانند پایگاه اقتصادی، اجتماعی، جنس، شغل، چرخه‌ی زندگی و… متفاوت است.

مهمترین ویژگی که در سبک فراغتی «طبقه‌محور» در تعیین جایگاه مصرف اینترنت در مجموعه‌ی رفتارهای فراغتی مؤثر است، زمان‌مندی و مکان‌مندی فعالیت‌های فراغتی است. افراد متعلق به این سبک فراغتی با توسعه‌‌ی رفتارهای فراغتی، که از حیث جغرافیای زمانی و مکانی با رفتارهای فراغتی سایر افراد و جوانان متفاوت‌اند، در پی ایجاد نوعی تمایز بین خود و آن‌ها هستند. این موضوع پیامد مشخصی را در رابطه با مصرف اینترنت، که فعالیتی اساساً فاقد زمان و مکان است، در پی دارد و آن اهمیت بسیار اندک مصرف اینترنت در مجموعه‌ی رفتارهای فراغتی افراد متعلق به این سبک فراغتی است. عمومیت یافتن کاربرد اینترنت ظرفیت آن را برای تعیین طبقاتی کاهش داده است و در واقع متغیر مهم در تعیین جایگاه اینترنت به عنوان وسیله و عرصه‌ای برای تجربیات فراغتی، در این سبک فراغتی، بیش از آنکه از سواد رسانه‌ای و دیجیتال ناشی شده باشد، از سواد طبقاتی ناشی شده است. سواد طبقات اشراف و مهارت در گزینش ابزارها و رویه‌ها بر اساس منطق حفظ تمایز طبقاتی است.

بر اساس نتایج پژوهشی که درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی و سبک زندگی جوانان انجام شده است، ۳۰/۶ درصد مردان و ۴۱/۳ درصد زنان معتقدند شبکه‌های اجتماعی اینترنتی توانسته است به میزان بالایی در نوع ادبیات افراد جامعه مؤثر باشد. این مسئله بیانگر آن است که اکثر اعضای شبکه‌های اجتماعی معتقدند میان عضویت ایشان در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و سبک زندگی اعضای شبکه‌های مجازی، رابطه‌ی چشمگیری وجود دارد.

همچنین ۴۹/۵ درصد زنان و ۴۱/۴ درصد مردان بر این باور هستند که عضویت در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در مقادیر متوسط به بالا توانسته است بر سبک پوشش ایشان در جامعه مؤثر باشد. در بخش‌های دیگری از این پژوهش، تأثیر عضویت در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر ادبیات هویتی افراد در ارتباط با جنس مخالف و تأثیر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر سبک زندگی مجازی افراد بررسی شده است (بشیر و افراسیابی، ۱۳۸۸).

رشد اینترنت در سال‌های اخیر، زمینه‌هایی برای مصرف و خرید اینترنتی فراهم کرده است. در تحقیقی پیرامون رفتار مصرف‌کننده در اینترنت میان کاربران ایرانی، مشخص شد که از میان اولویت‌های کاربری اینترنت در خرید، دریافت اطلاعات محصول ۵۰/۷درصد، مقایسه‌ی قیمت محصول ۸/۴ درصد، خرید ۳/۸ درصد و سفارش محصول ۹/۱ درصد از اولویت‌های کاربران را به خود اختصاص داده‌اند (حقیقی و احتشامی، ۱۳۸۵، ص ۳۱). از این رو، بخش زیادی از خرید اینترنتی در میان کاربران اینترنت، مربوط به بُعد ذهنی و نگرشی آن است و بُعد رفتاری و کنشی، درصد کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. بنابراین اینترنت، به عنوان منبع کسب اطلاعات درباره‌ی خرید تبدیل شده است و بُعد رفتاری خرید و مصرف، در دنیای واقعی، جریان بیشتری دارد.

گذشته از اینترنت، رسانه‌ی تلویزیون سهم قابل توجهی از اوقات فراغت مخاطبان را به خود اختصاص داده است. بر اساس پژوهشی که توسط سازمان ملی جوانان درباره‌ی نحوه‌ی گذران وقت در بین نوجوانان و جوانان و فعالیت فراغت آنان در شهر تهران انجام شده است، تماشای تلویزیون سهم عمده را در اوقات فراغت آنان با میزان ۳:۱۱ ساعت از کل ۷:۲۱ ساعت فراغت دارد. دیدار خویشاوندان و دوستان (۱:۱۰)، استراحت (۴۳ دقیقه)، گوش دادن به رادیو (۳۲ دقیقه) ورزش و بازی (۲۷ دقیقه) و کتاب‌خوانی (۱۸ دقیقه) رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده‌اند.

اما این پرسش مطرح می‌شود که تأثیرات تلویزیون بر سبک زندگی چگونه است؟ نظریه‌ی کاشت در حوزه‌ی تأثیرات رسانه نشان داده است وجوه مشترک ظریفی زیربنای برنامه‌های متفاوت در تلویزیون را تشکیل می‌دهند. انگاره‌ها، تصاویر نسبتاً متداول و پایدار و مهمتر از همه الگوی کلی برنامه‌ها هستند که اجتماعات در یک دوره‌ی طولانی در معرض آن‌ها قرار می‌گیرند. الگوی صحنه‌آرایی، انتخاب بازیگران، تیپ‌های اجتماعی و پیامدهای مرتبط در اکثر برنامه‌های تلویزیون وجود دارد.

خانم شور معتقد است که عامل تلویزیون در کنار ازهم‌گسیختگی، پیوندهای همسایگی و ورود زنان به بازار کار، مصرف‌کنندگان کشورهای غربی را ترغیب نموده است که به جای همراهی با افراد همسایه و همتراز، نگاه خود را به سبک زندگی افراد ثروتمندتر از خویش معطوف نمایند. امروزه هنگامی که به تماشای یک فیلم می‌نشینید، احتمالاً در حال دیدن یک تبلیغ تصویری طولانی هستید.

برای نمونه، غالب سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی در ایران سبک زندگی طبقه‌ی مرفه شهری و عناصر مرتبط با آن را نشان می‌دهد. نوع پوشش، منازل و مکان‌های استفاده‌شده در سریال، وسایل نقلیه و… همگی الگوهایی برای سبک زندگی ارائه می‌کنند. در پژوهشی با عنوان تحلیل محتوای پیام‌های بازرگانی تلویزیونی با تأکید بر طبقه‌ی اجتماعی و سبک زندگی، که به تحلیل محتوای پیام‌های بازرگانی پخش‌شده قبل و میان پربیننده‌ترین برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی در سال ۱۳۸۴ پرداخته، مشخص شده است که پیام‌های بازرگانی در ایران به مثابه‌ی زبان، تولیدکننده‌ی معانی مصرف است و نمایش‌دهنده‌ی سبک زندگی طبقه‌ی متوسط رو به بالاست؛ به طوری که این تبلیغات حاوی ورزش‌های متعلق به طبقه‌ی بالا، خیابان‌های شمال شهر، منازل ویلایی و همچنین برج‌های بلند و ماشین‌های گران‌قیمت هستند.

بر اساس نتایج تحقیقی که به شکل خاص با هدف بررسی تأثیر برنامه‌های تلویزیون بر سبک زندگی انجام شده (خوشنویس، ۱۳۸۸) مشخص شده است که تلویزیون در بُعد اجتماعی سبک زندگی اهمیت خاصی به جامعه‌ی مدرن و قشر مرفه داده است؛ به طوری که گویی جامعه‌ی سنتی به همراه یک سری آداب و رسوم نادیده گرفته شده است و از سوی دیگر، قشر متوسط و پایین نیز چندان نمایش داده نمی‌شوند. در بُعد فرهنگی نیز عدم توجه به جایگاه بانوان دیده شده و در بُعد مذهبی مشخص شده است که برنامه‌های تلویزیونی در تحکیم روابط خانواده مؤثر بوده‌اند، هر چند در تشویق جوانان به ازدواج توفیق چندانی نداشته‌اند و در نهایت، در بُعد روانی، که شامل مسائلی از قبیل الگوپذیری و حس همدلی مخاطب است، تلویزیون تأثیر چندانی نداشته است.

این مسئله می‌تواند به بیگانگی مخاطب با برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیون دامن زند، چرا که سبک زندگی کاملاً متفاوتی با واقعیات زندگی او به نمایش گذاشته می‌شود. نتایج یک نظرسنجی از بینندگان سریال‌های تلویزیونی صداوسیما (عیوضی، ۱۳۸۸) در پاسخ به این سؤال که به چه میزان امکانات زندگی که در اکثر سریال‌ها نمایش داده می‌شوند با زندگی عموم مردم مطابقت دارد، نشان‌دهنده‌ی این است که درصد بالایی از بینندگان، شباهت موارد استفاده‌شده در آن سریال‌ها (یعنی خانه‌، لوازم منزل، اتومبیل‌ها، نوع لباس بازیگران و نوع تفریحات و سرگرمی‌های افراد) را با زندگی خودشان در حد «کم»، «خیلی کم» و «اصلاً» دانسته‌اند.

همان طور که گفته شد، تأثیر پوشش خبری، تبلیغات تجاری، سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و فضای مجازی بر سبک زندگی از حوزه‌های احتمالی تأثیر است؛ اما اصولاً نقش و تأثیر رسانه‌ها در سبک‌های زندگی را باید با سایر متغیرهای غیرارتباطی مانند سن، جنس، موقعیت اقتصادی و اجتماعی، تحصیلات و… در نظر گرفت. نمی‌توان تمام ابعاد و وجوه سبک زندگی را متأثر از رسانه‌های جمعی دانست. نقش ارتباطات میان‌فردی و گروهی نیز در این میان حائز اهمیت است.

علاوه بر این، در مورد سبک‌های زندگی الزاماً شناخت، نگرش و رفتار افراد منطبق با هم نیست؛ چه این که افراد ممکن است نگرش مثبتی به یک سبک زندگی خاص داشته باشند، اما از عملی کردن وجوه آن سبک زندگی، بنا به دلایلی مانند عدم دسترسی به منابع مالی، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی و… ناتوان باشند.

یکی از نگرانی‌های عمده، در باب تأثیر رسانه‌ها بر سبک زندگی، مخاطبان کودک و نوجوان هستند. در مورد مخاطبان کم‌سن و سال، رسانه‌ها می‌توانند سبک‌ها و شیوه‌های مصرف خاصی به وجود آورند. به خاطر کمبود توانایی‌ها و مهارت‌های شناختی، این گروه در برابر تبلیغات، شکننده‌تر هستند. معمول‌ترین زمینه یا جذابیت (مانند استراتژی اقناع‌کننده) که در تبلیغات برای کودکان استفاده می‌شود، پیوند دادن محصول با تفریح و شادی (استفاده از شعر، رنگ‌های متنوع، شخصیت‌های کارتونی و…) است تا فراهم نمودن اطلاعات واقعی درباره‌ی کالا.

تأثیر تبلیغات تلویزیون بر بچه‌ها را می‌توان طبق دو دسته تأثیرات عمدی و غیرعمدی مقوله‌بندی کرد. برای مثال، تبلیغ تنقلات، اثر عمدیِ تقاضای خرید محصول و افزایش مصرف را ایجاد می‌کند، اما ممکن است بر اثر نتایج غیرعمدی این تبلیغ، درک نادرستی در مورد عادت‌های غذایی یا کشمکش فرزندان‌ـ‌‌والدین به وجود آید و باعث شود بچه‌ها والدین خود را به خرید محصولات نامطلوب مجبور کنند.

در مورد گروه نوجوانان، عدم توانایی «نه» گفتن به دوستان، کنجکاوی، لذت‌جویی پرخطر، تنزل قبح رفتار ناسالم، تضاد بین حقیقت و واقعیت، شکاف نسلی و دوستان فراتر از والدین، از عناصر و زمینه‌های هستند که در شکل‌گیری سبک زندگی مؤثرند (زارعیان و دیگران، ۱۳۸۶). برای این گروه از مخاطبان با توجه به موارد مذکور، حوزه‌ی فضای مجازی جذابیت بیشتری دارد و احتمالاً پژوهش‌های سبک زندگی در مورد این گروه باید متمرکز بر فضای مجازی باشد.

سرانجام این که در گستره‌ی ارتباطات اجتماعی، کارگزاران و متولیان سیاسی و فرهنگی جامعه تمایل به تغییر، اصلاح و ایجاد سبک‌های زندگی سازگار با ارزش‌ها و هنجارهای جامعه‌ی خویش دارند. یکی از منابع تأثیرگذار، توجه به آموزه‌های دینی و بومی است که می‌تواند در ایجاد، تغییر و اصلاح سبک زندگی و الگوی مصرف مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، اسلام به مسلمانان تأکید می‌کند که از نعمت‌های الهی بهره‌مند شوند و نیازهای خود را برآورده سازند (ملک، ۱۵؛ یس، ۳۴ و ۳۵؛ سبأ، ۱۵؛ نحل، ۱۱۴؛ طه،‌ ۸۱؛ بقره، ۱۷۲؛ مائده، ۸۷ و ۸۸). بهره‌مندی و مصرف بهینه و دور از اسراف و تبذیر مورد تأکید اسلام است و مسلمانان از رهبانیت و سخت گرفتن بر خود و خانواده نهی شده‌اند. اصولاً مصرف افراد در اسلام به صورت کلی به پنج دسته تقسیم می‌شود:

الف) مصارف واجب که به منظور تأمین نیازهای ضروری خود و افراد تحت تکفل و انجام واجبات عبادی استفاده می‌شوند، مانند خوراک و پوشاک و حج تمتع.

ب) مصارف مستحب که به منظور جلب رضای الهی، اهداف خداپسندانه و خیرخواهانه و کسب ثواب صورت می‌گیرند.

ج) مصارف حرام که در راه‌های نامشروع و حرام و در مواردی که از حد شرعی و نیاز خارج است استفاده می‌شوند.

د) مصارف مکروه که شامل مصرف بیش از حدِ متعارف و همچنین سخت‌گیری در مصرف روزمره است.

ه) مصارف مباح که شامل مواردی غیر از موارد پیش‌گفته است و نکوهش و ثوابی در آن‌ها نیست (سیدی نیا، ۱۳۹۱).

با توجه به این زمینه‌ها و آموزه‌های دینیِ ناظر بر مسائل اجتماعی، می‌توان جنبه‌های سبک زندگی را اصلاح کرد و آن را بهبود بخشید. طبعاً این امر نیازمند پیش‌بینی سازوکارهای مورد نیاز است. یکی از این زمینه‌ها فعالیت در قالب رسانه‌هاست. در حال حاضر، صداوسیما با راه‌اندازی سیستم دیجیتال پخش، بیش از ۱۵ شبکه را در حوزه‌های مستند، آموزش، کارتون، ورزش و بازار راه‌اندازی کرده است. این مجموعه، با توجه به توانمندی‌های تکنیکی و فنی، قابلیت ایجاد شبکه‌ی سبک زندگی یا خانواده را، متناسب با فرهنگ و ارزش‌های جامعه، داراست. برنامه‌سازی در حوزه‌هایی مانند پوشش، طراحی داخلی، هنرها و صنایع دستی و آشپزی از جمله‌ی این مسائل هستند.

برنامه‌های پراکنده‌ی مرتبط با سبک زندگی در شبکه‌های مختلف ملی و استانی می‌توانند در این شبکه تجمیع شوند تا نیازهای مخاطبان پاسخ داده شود. تنوع حوزه‌ی مرتبط با سبک زندگی و رقابت‌های میان رسانه‌های گوناگون در این حوزه، فعالیت را بسیار دشوار کرده و این مسئله مستلزم برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری هدفمند، بلندمدت و کاراست. فعالیت در این حوزه، تنها شامل تغییر و اصلاح مسائل مرتبط با سبک زندگی نمی‌شود، بلکه می‌تواند در افزایش علاقه‌مندی به تولیدات داخلی، شناخت قابلیت‌ها و ظرفیت‌های مغفول‌مانده‌ی فرهنگ جامعه در حوزه‌ی سبک زندگی مؤثر باشد. همچنین بازاندیشی در شیوه‌های تبلیغات بازرگانی در رسانه‌ها و پرهیز از رواج الگوهای مصرف‌گرایی از حوزه‌های دیگری است که نیازمند توجه و اهتمام بیشتری است.

منابع

یوسف اباذری و حسن چاوشیان، از طبقه‌ی اجتماعی تا سبک زندگی: رویکردهای نوین در تحلیل جامعه‌شناختی هویت اجتماعی، نامه‌ی علوم اجتماعی، ۱۳۸۱، شماره‌ی۲۰، صص ۳ تا ۲۷

حسن بشیر و محمدصاق افراسیابی، شبکه‌های اجتماعی و سبک زندگی جوانان: مطالعه‌ی موردی بزرگ‌ترین جامعه‌ی مجازی ایرانیان، پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد (دانشکده‌ی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات)، ۱۳۸۸

سلیمان پاک‌سرشت و حسین نوری‌نیا، بررسی پیامدهای کاربرد فراغتی اینترنت بر رفتارهای فراغتی جوانان تهرانی، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ۱۳۸۶، شماره‌ی ۳

محمد حقیقی و کاملیا احتشامی اکبری، تحلیل رفتار مصرف‌کننده در اینترنت، فصلنامه‌ی دانش مدیریت، سال ۱۹، ۱۳۸۵، شماره‌ی ۵۷

ناهید خوشنویس، بررسی تأثیر برنامه‌های تلویزیونی بر سبک زندگی، ماهنامه‌ی علمی تخصصی انجمن روابط عمومی ایران، ۱۳۸۸، شماره‌ی ۶۹

زارعیان و دیگران، تبیین مفهوم سبک زندگی در نوجوانان پسر، پژوهش پرستاری دور ۲، ۱۳۸۶، شماره‌های ۶ و ۷

غلامحسن عیوض، سبک زندگی تلویزیونی و مصرف، فصلنامه‌ی فرهنگی دفاعی زنان و خانواده، سال پنجم، ۱۳۸۸

سید اکبر سیدی‌نیا، مصرف و مصرف‌گرایی از منظر اسلام و جامعه‌شناسی اقتصادی، ۱۳۹۱

محمد فاضلی، مصرف و سبک زندگی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات، ۱۳۸۲

دنیس مک کوایل، درآمدی بر نظریه‌ی ارتباطات جمعی، ترجمه‌ی پرویز اجلالی، تهران، دفتر مطالعه و توسعه‌ی رسانه‌ها، ۱۳۸۵

مجید موحد، محمدتقی عباسی شوازی و ندا مرحمتی؛ رسانه، جنسیت و مصرف گرایی؛ مطالعات راهبردی زنان؛ سال دوازدهم؛ ۱۳۸۹؛ شماره‌ی ۴۷

سعید مهدوی کنی، مفهوم سبک زندگی و گستره‌ی آن در علوم اجتماعی، فصلنامه‌ی تحقیقات فرهنگی، سال اول، ۱۳۸۶

نویسنده: سید یاسین ابراهیمی؛ کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی

منبع: پایگاه جامع و تخصصی جنگ نرم

نقش فرصت‌شناسى در تربیت فرزندان

یکی از موضوعات مهم در تربیت و پرورش صحیح فرزندان، «فرصت‌شناسی» می‌باشد که به صورت پرهیز از هر گونه درنگ و قصور و تسامح پس از یافتن زمینه‌ها و شرایط مناسب برای به کارگیری روش‌های کارآمد و تاثیرگذار به ظهور و بروز درمی آید.

فرصت‌شناسی موجب می‌گردد که حداکثر بهره‌وری‌های لازم و بهینه از شرایط زمانی برای تربیت و پرورش موثر و مفید به عمل آید و زمینه‌های مساعد از دست نرود و غفلت‌ها و سهل‌انگاری‌ها در عالی‌ترین موقعیت‌هایی که فرزندان را از مراحل مختلف تربیت صحیح و بالنده عبور می‌دهد، ظاهر نگردند.

فرصت‌شناسی در تربیت و پرورش فرزندان، تا آنجا حائز اهمیت است که چنانچه به نحو مطلوب مورد توجه و عمل قرار گیرد، شخصیت کودکان و نوجوانان به طور جامع و در ابعاد و جلوه‌های مختلف به رشد و نمو می‌رسد و به کمال در می‌آید و در نقطه مقابل، اگر در این امور قصور شود و فرصت‌های مناسب و مساعد از دست برود، ضایعات و زیان‌های به وجود آمده از تربیت‌نایافتگی جبران‌ناپذیر می‌شوند و راه بازگشتی باقی نمی‌گذارند تا جوانانی که به طرز ناصحیح و تربیت غلط از کودکی و نوجوانی عبور کرده و دچار ضعف و تزلزل‌های شخصیتی می‌باشند و آلوده به بزه و گناه و عصیان به سهولت و سرعت اصلاح گردند.

در نظام تربیتی اسلام، به اصول فرصت‌شناسی در تربیت و پرورش فرزندان توجه‌ای خاص مبذول شده است و آموزه‌های تربیتی این دین مبین و زندگی‌ساز به رعایت آن توسط والدین تصریح دارند.

امیرمومنان حضرت علی(علیه السّلام) در کلام ژرف و بسیار غنی و پرمحتوای خویش درباره اهمیت اصل فرصت‌شناسی چنین می‌فرماید:

«فرزند عزیزم! من در راه تربیت و ادب آموزی تو، از فرصت استفاده کردم و قبل از آن که قلب و دلت سخت شود و عقل و خرد تو به اندیشه‌های دیگر مشغول گردد، به تربیت و پرورشت مبادرت نمودم و وظیفه خویش را انجام دادم».

این آموزه که در ضمن نامه حضرت امام علی(علیه السّلام) به فرزندنش امام حسن(علیه السّلام) آمده است به روشنی و صراحت، اصل بسیار حائز اهمیت «فرصت‌شناسی» در تربیت و پرورش صحیح و بالنده را مورد توجه قرار می‌دهد.

بر اساس این رهنمود تربیتی، والدین باید پیش از سخت شدن قلب و دل کودک و نوجوان، به پرورش صحیح او اقدام کنند و هیچ گونه درنگ و غفلت و تسامحی در این امر حیاتی روامدارند.

سخت شدن قلب کودک و نوجوان، معلول عواملی است که یکی از مهم‌ترین آنها، اشتغال به لهو و لعب و سرگرمی‌های باطل است. این سرگرمی‌ها، دل و جان را از رشد و کمال باز می‌دارند و چنان به خود مشغول می‌کنند که از هر گونه آزادی و رهایی برای عبور از موانع سعادت و صعود به قله‌های رشد و کمال جلوگیری می‌نمایند.

یکی دیگر از عوامل سخت شدن دل و قلب، معاصی و گناهان است. کودک و نوجوانی که به دروغ و حسد و سخن چینی و هر نوع خلاف و گناه دیگر انس و الفت گیرد، به مرور دل و جانش از پذیرش ایمان و پاکی و نیکی‌ها امتناع می‌ورزد و چنین می‌پسندد که همواره در گناهکاری‌هایی که به آنها اعتیاد پیدا کرده است، غرق و آلوده باشد.

فرو رفتن در غفلت و بی‌خبری و پذیرش یک زندگی دم غنیمتی مکرر، یکی دیگر از عواملی است که دل و قلب کودک و نوجوان را به سختی و غلظت می‌کشاند و راه تربیت و پرورش صحیح آن را مسدود می‌سازد.

جلب و جذب جنبه‌ها و جلوه‌های مختلف «مادیت» با پذیرش جاذبه‌های دنیایی به طور مطلق و با خروج از اعتدال و گرایش به افراط و اسراف یکی دیگر از عوامل سخت شدن قلب کودکان و نوجوانان محسوب می‌شود. این عامل به موازات نقش آفرینی‌های مکرر از تاثیرگذاری عامل «معنویت» که از عوامل مهم رشد و کمال و رستگاری می‌باشد جلوگیری به عمل می‌آورد.

در رهنمود تربیتی امیرمومنان(علیه السّلام) و برای نمایاندن اصل فرصت‌شناسی در تربیت و پرورش فرزندان به این نکته ژرف نیز تصریح می‌شود که پیش از مشغول شدن عقل و خرد به افکار و اندیشه‌های ناصواب و ناصحیح باید تربیت کودک و نوجوان آغاز گردد.

اشتغال به افکار و اندیشه‌های ناصحیح، دارای ابعاد و انواع گوناگون می‌باشد که یکی از آنها گرایش نوجوان به اصول و مبانی اعتقادی ناسالم و منحط و انحرافی است.

«الحاد»، یکی از انواع مبانی اعتقادی باطل و ناسالم است که به صورت نفی توحید و یگانگی خداوند متعال رخ می‌نمایاند و نوجوانان را به نفی و انکار معاد سوق می‌دهد و به این ترتیب، هم در «مبداشناسی» و هم در «فرجام‌شناسی» جوانانی به جامعه تحویل داده می‌شود که با به ظهور درآوردن معتقدات ناسالم و باطل برای خانواده و اجتماع مشکل ساز می‌گردند.

«التقاط»، یکی دیگر از جریان‌های اعتقادی و فکری باطل و ناسالم است که در اثر قصور و غفلت در بهره‌وری‌های سریع و مناسب از فرصت‌های تربیتی به وجود می‌آید.

التقاط، آمیزه‌ای از عقاید حق و باطل است که جوانان را به گمراهی و انحطاط می‌افکند. این جریان باطل را با پوشش حق به نوجوانان و جوانان عرضه می‌دارد و به این ترتیب، مبانی و اصول اعتقادی ناصحیح و متضاد با توحید ناب و اصیل با آرایه‌هایی از آموزه‌های دین مبین اسلام به جوانان معرفی می‌شود و به مرور آنچه باقی می‌ماند و اثر آفرینی می‌کند همان بی‌دینی و نفی اسلام است !

جریان‌های فکری باطل دیگری چون «غرب‌زدگی» که به صورت شیدایی و شیفتگی در برابر جلوه‌های منحط و بازدارنده از رشد و کمال فرهنگ غربی نمایان می‌شود و در مقابل فرهنگ غنی و مستقل اسلامی جامعه را به سوی طفیلی گری و رکود و سکون و بازماندگی از علم و صنعت و تکنولوژی و اختراع و اکتشاف و توسعه همه جانبه کشور سوق می‌دهد یکی دیگر از ابعاد اشتغال به افکار و اندیشه‌های متضاد با تربیت و پرورش صحیح و بالنده می‌باشد.

این آموزه تربیتی به همراه سایر آموزه‌ها و رهنمودهایی که نظام تربیتی اسلام برای نمایاندن نقش ارزنده و مفید فرصت‌شناسی در پرورش صحیح فرزندان ارائه می‌دهد، همه والدین و مربیان را به کسب بینش‌های لازم و مراقبت‌های دقیق و ویژه به منظور بهره‌وری از تمام فرصت‌های مناسب و مساعد و منطبق با شرایط سنی و آمادگی جان و روح کودکان و نوجوانان برای تربیت و پرورش فرا می‌خواند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى

اهمیت اوقات فراغت جوانان

 «بار الها، اوقات فراغت من را در راستاى هدف خلقت قرار ده»[۱]

امام سجاد(علیه السلام) «از آن جا که انسان جامعه صنعتى امروز، پاسخى براى پرسش هاى بنیادین خود درباره هستى و مفهوم زندگى نیافته است، لذا از برابر همه آن ها مى گریزد و خود را با هیجانات روزمره مشغول مى کند.»[۲] (ژان فوراستیه)

توجه به دو واقعیت زیر، ماهیت اوقات فراغت را بیش از پیش، مبرهن و متقن مى سازد. ابتدا این که طبق آمار رسمى حدود هفتاد درصد جمعیت کشورمان زیر سن سى سال قرار دارند، یعنى حدود چهل و دو میلیون نفر از جمعیت کشور، در محدوده سنى نوجوانى و جوانى هستند. و دیگر این که، جوانان ما در مقایسه با بیشتر کشور ها، از طولانى ترین تعطیلات برخوردارند. از این روى، پاسخ دادن به نیاز هاى متنوع جوانان در زمینه اوقات فراغتشان، از جنبه اخلاقى و تربیتى، حائز اهمیت فراوان است. شناخت علمى و دقیق اوقات فراغت، امکان استفاده بهینه از آن را فراهم مى سازد. برخى از مولفه هاى اوقات فراغت به قرار زیر مى باشد:

۱- فلسفه اوقات فراغت، ارتباطى منطقى با فلسفه زندگى دارد و در حقیقت زیر مجموعه و تابعى از آن است.

۲- فلسفه اوقات فراغت، با اوقات رسمى زندگى فرد نیز ارتباط دارد. با این توضیح که چنانچه فرد بتواند از اوقات رسمى خویش به خوبى استفاده کند، قادر بر استفاده مطلوب از اوقات فراغتش خواهد بود.

۳- در فرهنگ و اندیشه اسلامى، اوقات فراغت با بیهودگى و معطلى و روزمرگى، سر سازگارى ندارد، بلکه فراغت، فرصت مجددى براى تلاش و کوشش بى پایان زندگى است.

۴- ارتباط منطقى فلسفه اوقات فراغت با هدف خلقت، ضرورت تدوین یک فلسفه ارضاء کننده زندگى را مشخص مى سازد. و چنین بینشى نسبت به زندگى، روح رضایت را در آدمى، پرورش مى دهد. اوقات فراغت مطلوب، آثار و پیامد هایى در زندگى انسان دارد که ذیلاً به برخى از آن ها اشاره مى شود:

ـ بهره گیرى مناسب از اوقات فراغت، توان لازم را براى بخش هاى دیگر زندگى به آدمى مى دهد، لذا مى توان چنین نتیجه گرفت که آنهایى بهتر از دیگران به نیازهاى زندگیشان پاسخ مى دهند که بهتر از آنها مى توانند براى اوقات فراغتشان، طرح و برنامه اى داشته باشند.

ـ تمدد جسم و جان، از نتایج ارزشمندى است که به مدد اوقات فراغت، فراهم مى شود.

ـ احساس رضایت درونى و افزایش شادکامى، زمانى میسر مى شود که آدمى بتواند در فرصت مناسبى، از درون خویش، دریچه هایى به عالم بیرون بگشاید و هیجانات مضر و احساسات منفى و خستگى هاى روحى خویش را قدرى تشفى بخشد و در پرتو فراغت مطلوب به تعادل و سلامت روان، دست یابد. با چنین شرایطى، فرد به سهولت مى تواند بر افسردگى خویش، فائق آید.

راه کار ها و توصیه ها

توجه و به کارگیرى توصیه هاى زیر، در تنظیم اوقات فراغت بسیار تعیین کننده است:

ـ چنان چه براى نوجوانان و جوانان، برنامه اوقات فراغت تنظیم مى شود، شایسته است حتى المقدور با مشورت خود آنان چنین برنامه اى تدوین گردد.

ـ هر فعالیت اوقات، لازم است با توجه به علاقه و گرایش آن سنین تنظیم شود.

ـ در تنظیم اوقات فراغت، به گونه اى عمل شود که حداقل چنین برنامه اى به یک نیاز روحى جوانان پاسخ دهد.

ـ رعایت تنوع روحى نوجوانان و جوانان در طرح و اجراى چنین برنامه اى از عوامل موفقیت آمیز برنامه است. زیرا جوانان «تنوع طلب» و «نوگرا» هستند و برنامه اى که واجد چنین ویژگى هایى باشد، از جاذبه بیشترى براى این نسل برخوردار خواهد بود. و در مقایسه با اوقات رسمى زندگى، برنامه اوقات فراغت باید، از جاذبه بالایى برخوردار باشد.

ترغیب جوانان به استفاده از «خلوت شخصى» و «لحظاتى با خود بودن» موجب تقویت ذهن و رشد خودآگاهى آنان مى شود. علاوه بر آن، درک جامع ترى از زندگى نیز به دست مى آورند.

ـ مراقبت از حیات اجتماعى و معاشرت ها در ایام فراغت، یک ضرورت غیر قابل انکار است. زیرا در اوقات فراغت، نرخ جرائم و بزهکارى ها، افزایش مى یابد و بیشترین عامل ارتکاب جوانان به رفتارهاى ضد اجتماعى، معاشرت هاى آلوده و دوستى هاى مشکوک مى باشد.

ـ تشویق نسل جوان به داشتن برنامه اى مفید و جامع که شامل ورزش و فعالیت هاى فیزیکى، کتابخوانى بر اساس یک سیر منظم مطالعاتى، جبران عقب افتادگى هاى احتمالى آموزشى، پرورش ذوق، هنر و سلیقه هاى متنوع، آموزش مهارت هاى زندگى اجتماعى، تعلیم دوره هاى مختلف زبان و رایانه، تقویت مبانى دینى و اخلاقى، مطالعه زندگى نامه الگو ها و پیشوایان الهى و سایر موارد مفید و ارزنده باشد، آنان را در تحقق زندگى متعادل و بالنده یارى خواهد نمود.

پى‌نوشت‌ها

[۱]. «و استفرغ ایامى فیما خلقتنى له»، بخشى از دعاى مکارم الاخلاق، صحیفه سجادیه.

[۲]. ژان فوراستیه، تمدن سال ۲۰۰۱، ترجمه خسرو رضایى، ص ۱۰۷٫

منبع: محمد رضا شرفی؛ جوان و نیروی چهارم زندگی؛ ص۳۳

خطرات فضای مجازی برای جوانان و نوجوانان؛ چه باید کرد؟

فضای مجازی نیز مانند سایر اقسام تکنولوژی می تواند در بسیاری از موارد مفید واقع شود. در این خصوص فضای مجازی بستری را برای نسل نوجوان و جوان فراهم کرده است که می توانند با استفاده از آن در زمینه آموزشی وضعیت بهتری را تجربه نمایند.

هر پدیده جدید به محض ورود به دنیای واقعی همواره فرصت ها و چالش هایی را به همراه خواهد داشت. فضای مجازی نیز به عنوان ابزار ارتباطی نوین هم چون تیغ دو لبه ای است و برای خطراتی که به واسطه آن پیش می آید باید هوشیار بود و آمادگی مقابله با آن را داشت. در این گزارش به بررسی تاثیرات مثبت و منفی این پدیده بر قشر نوجوان، جوان، دانش آموز و دانشجو می پردازیم.

یکی از بحث های رایج میان جامعه شناسان و کارشناسان حوزه علوم اجتماعی و ارتباطات، نحوه و چگونگی برخورد با یکی از انواع تکنولوژی، در بدو ورود به هر فرهنگی است. در این میان نکته ای که همگی بر آن اتفاق نظر دارند، فرهنگ سازی برای استفاده صحیح از تکنولوژی است. اینترنت و فضای مجازی نیز مانند سایر اشکال تکنولوژی و رسانه ای موارد استفاده مثبت و منفی خاص خود را دارد. فضای مجازی می تواند به کمک دانش آموزان و دانشجویان بیاید

فضای مجازی نیز مانند سایر اقسام تکنولوژی می تواند در بسیاری از موارد مفید واقع شود. در این خصوص فضای مجازی بستری را برای نسل نوجوان و جوان فراهم کرده است که می توانند با استفاده از آن در زمینه آموزشی وضعیت بهتری را تجربه نمایند. از جمله استفاده های مفیدی که نسل جوان از فضای مجازی دارد، عبارت است از:

– استفاده از داده ها و اطلاعات گوناگون به منظور انجام فعالیت هاى علمى و پژوهشى

– تسریع در روند انجام امور ادارى دانشجویان و دانش آموزان و نیز افراد شاغل؛ که بخصوص در مراحل ثبت نام دانشگاه و انتخاب واحدها موجب تسهیل کار دانشجویان شده است.

– برقرارى سریع ارتباط با اساتید و معلمان، سایر دانشجویان و دانش آموزان به انواع روش های گفتارى، نوشتارى و تصویرى

– برقراری ارتباطِ بین دانشگاهی دانشجویان در شهرهای مختلف جهت انجام پروژه های علمی، چاپ نشریات و نیز مباحثه پیرامون مسائل علمی و آموزشی

– استفاده از روش های آموزش از راه دور و غیر حضوری

خطرات فضای مجازی

تسلط کامل والدین بر مهارت های مربوط به استفاده از رایانه ها و اینترنت، هوشیاری آنها در این رابطه و از سوی دیگر فرهنگ سازی برای استفاده صحیح از فضای مجازی، می تواند تاثیر بسزایی در فراگیرى مهارت هاى مختلف زندگى و نیز آموزش هاى مرتبط با تحصیلات و مسائل علمی نسل جوان و نوجوان داشته باشد. با این وجود، استفاده از اینترنت در میان نوجوانان و جوانان در صورتى که نظارت والدین را به دنبال نداشته باشد، می تواند بستری برای بروز ناهنجاری اخلاقی و رفتاری باشد.

به عبارتی باید در نظر داشت فضای مجازی که می تواند با برنامه ریزی به بستری آموزشی و مفید تبدیل شود، با توجه به ویژگی هایی که دارد می تواند زمینه ساز خطراتی در تمامی سطوح و ابعاد زندگی باشد. فضای مجازی و اینترنت به رغم تمام کاربردها و کارکردهای مفید خود، آسیب های اجتماعی خاصی نیز دارد که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. تاثیر این آسیب ها به ویژه در نسل در حال رشد کشور حساس تر بوده و دقت بیشتری را می طلبد.

آسیب های اجتماعیِ حاصل از ارتباط با اینترنت دامنه وسیعی دارد. طوری که می توان حوزه آسیب های آن را از چندهویتی گرفته تا دسترسی به حساب های بانکی، هرزه نگاری، انتشار محتواهای مستهجن، تجاوز به حریم خصوصی افراد و اشاعه خشونت ترسیم کرد؛ آسیب هایی است که کارشناسان حوزه جامعه شناسی، ارتباطات و روانشانسی بصورت مداوم از آنها صحبت می کنند.

آزادی بی حد و حصر در فضای مجازی، خلا قانون گذاری و عدم امکان حضور و نظارت پلیس بر تمام ابعاد آن موجب می شود که عده ای از کاربران بر اساس هنجارهای لحظه ای عمل کنند. گمنامی، بی چهرگی و بی نامی افراد در اینترنت نه تنها پیگرد قانونی مجرمان را در فضای رایانه ای مشکل می سازد، بلکه زمینه گسترش آن را نیز فراهم می آورد.

با توجه به رشد روزافزون جرایم اینترنتی و با در نظر گرفتن به این مطلب که جوانان بیش از هرگروه دیکر در مقابل بعضی از این جرایم آسیب پذیر هستند، حمایت از آنان امری ضروری و حیاتی به نظر می رسد. مسئولان و دست اندرکاران کشور باید خطرها و تهدیدهای این جرایم را جدی تلقی کنند و استراتژی های همه جانبه ای را در راستای آگاهی دادن به استفاده کنندگان از اینترنت، مقابله قانونی با جرایم اینترنتی و استفاده صحیح از تکنولوژی رایانه ای اتخاذ کنند.

یکی از کارکردهای مهم و خطرناک این فضا، گفتگوهای اینترنتی است که به واسطه گسترش استفاده از تلفن های همراه، روز به روز در حال افزایش است. فارغ از اینکه این موضوع بیشتر اوقات فراغت دختران و پسران جوان را به خود اختصاص می دهد و آنها را از پرداختن به امور مفید دیگر باز می دارد؛ به دلیل گمنامی افراد در این فضا، هویت های کاذب و دوگانه ای شکل می گیرد که در آشنایی ها و دوستی های رمانتیک مجازی، اکثر اوقات موجب به بازی گرفتن احساسات و سرنوشت افراد در این فضا می شود. البته آسیب های اینگونه در میان دختران جوان بیشتر مشاهده می شود که متاسفانه گاهی تاثیرات عمیقی بر آینده و زندگی آنان دارد.

علاوه بر آن، سرگرمی های مجازی، موجب کاهش علاقه جوانان به مشارکت های اجتماعی و فعالیت های مدنی شده است و ممکن است بر مهارت های اجتماعی آنان تاثیر منفی بگذارد. هم چنین حضور طولانی در فضای مجازی می تواند به فرهنگ پذیری اشتباه، جامعه پذیری ناقص و تاثیرپذیری افراطی از هنجارها و ارزش های حاشیه ای در عرصه های مختلف ارتباطی و اجتماعی منجر شود. از طرفی با کاهش حضور جوان و نوجوان در بستر خانواده، میزان اعتماد آنها به این نهاد مهم اجتماعی کم می شود. این اتفاق می تواند در نهایت منجر به از بین رفتن یکی از مهمترین کارکرد خانواده یعنی رفع سوالات، شبهات و مشکلات فرزندان شود. این موضوع زنگ خطری جدی برای ارتباطات انسانی است.

چه باید کرد؟

عده ای برای جلوگیری از آسیب هایی که فضای مجازی بر جوانان و نوجوانان دارد، منع استفاده از اینترنت را توصیه می کنند؛ اما به عقیده روانشناسان این روش اشتباه ترین گزینه در این خصوص است که می تواند به عاملی تحریک کننده در گرایش بیشتر فرزندان به استفاده از اینترنت شود.

ایجاد محدودیت باعث حساسیت بیشتر جوان و نوجوان می شود. برای کاهش آثار مخرب فضای مجازی باید طریقه استفاده درست از این ابزار را به آنان نشان داد. بنابراین رفتار صحیح والدین و ارائه راهکارهایی که بهترین گزینه جهت تصحیح رفتار کودکان، نوجوانان و جوانان است و بیشتر از آنکه لجبازی فرزند را تحریک کند، موجب راهنمایی و همراهی آگاهانه آنها می شود.

فضای مجازی به عنوان جادوی جام جهان نمای هزاره سوم یکی از ابزارهایی است که در آینده بشریت نقش مهمی را ایفا می کند و با توجه به تغییراتی که بصورت مداوم در آن ایجاد می شود باید مسیر درست استفاده از آن را نیز شناسایی کرد. لذا برای جلوگیری یا کاهش آسیب های اینترنتی باید به اقدامات پیشگیرانه ای مانند آگاهی بخشی به مردم از طریق رسانه های جمعی، آموزش دانش آموزان و دانشجویان و تصویب قوانین مختلف مبارزه با جرایم اینترنتی نیز توجه کرد.

منبع: مهرخانه

راهنمایى والدین در دوست‌یابى نوجوانان

دوسـت براى نوجواناز اهمیت زیادى برخوردار است. وقتى نوجوان ناراحت است و مشکلى داردT ‌دوستانش از او حمایت مى کنند. اگرچه دوست در سراسر زندگى انسان نقش مهمى دارد اما در دوران نوجوانی این نقش پررنگ‌تر مى شود، زیرا نوجوان دوست دارد در اوقات فراغت مدت بیشترى را دور از خانواده درکنار دوستان خود سپرى کند. در ضمن نیاز نوجوان به حمایت اجتماعى در این سن بیشتر است. زیرا از یک طرف به دلیل تغییرات جسمى و عاطفی، نوجوان احساس ناامنى مى کند و حمایت دوستان برای او مهم است واز طرف دیـگـــردوســتـــان نـــوجـــوان، اورا در یـــادگـیــری مهارت‌هاى اجتماعى وارتباطى کمک مى کنند. خوب است کـه نوجوان با کسانى که با او مـتـفـاوت هـسـتـند دوست شود. وقتى او با شخصیت‌هاى جدید ارتباط برقرارکند، افق‌هاى دید او وسیع ترمى شود، دیدگاه‌هاى جدیدى یافته و با دیگران بهتر ارتباط برقرارمى کند.

نوجوان براى دوست یابى تمایل زیادی دارد وبراى هماهنگ کردن خود با دیگران بسیار مشتاقانه عمل مى کند و بعضى از دوستان به راحتى مى توانند دیگران را به راه‌های خلا‌ف هدایت کنند. دوستى نوجوان براى والدین نگران کننده است،‌زیرا مى ترسند که فرزندان تحت تاثیر رفتارهاى بد آنها قرار گیرند. والدین باید نظارت غیرمستقیم بردوستان نوجوان خود داشته باشند. زیرا این دوستان گاهى باعث مى گردند تا نوجوان با مشکلا‌ت زیادى روبه رو شود. بهترین روش برای قضاوت کردن درمورد دوستان نوجوان ، ‌شناخت کامل آنها مى باشد. برای شناخت بیشتر آنها ،‌ راحت‌ترین کار این است که تشخیص داد آیا ‌آنها تاثیرات منفى و ناخوشایندى روی نوجوان دارند یا خیر؟ براى ازبین بردن نگـرانى خـود از جانب دوستان نوجوان خود مى توانید کارهاى زیر را انجام دهید:

الف) دوستان خود را بشناسید. با دوستان جدید فرزند خود دوست شوید و وانمودکنید که زندگى آنها براى شما جالب است. با ترتیب دادن مهمانی، تولد و… آنها را در خانه خود گردهم جمع کنید. این کار علا‌وه بر اینکه خیال شما را ازبـابـت فـرزنـدتان راحت مى سازد، باعث مى شودکه دوستان او را نیز بهتر و بیشتر بشناسید.

ب) داشتن برنامه صحیح براى سرگرم کردن فرزندتان. بهترین راه براى محدود کردن زمانى که فرزندتان بادوستان نامطلوب می گذراند ، ‌این است که کارهاى دیگرى براى او درنظر بگیرید. فعالیت‌هایى را ترتیب دهید که فرزندتان دوست دارد، مثلا‌ به او کمک کنیدکه وارد یک تیم فوتبال شده و یا نام او را در یک کلا‌س هنرى بنویسید . خلا‌صه اینکه او را درگیر برنامه‌هایى کنید که دراجتماع فعال تر باشد.

ج) والدین او را ببینید. سعى کنید مادر و پدر دوستان فرزندتان را بشناسید. ملا‌قات شخصى بهتراست،‌اما اگراین کارمشکل است ‌مى توانید تلفنى با آنان ارتباط برقرارکنید. با آنها دوستانه و بى غرضانه صحبت کنید واصل کلا‌م را اینگونه عنوان کنید: بچه‌هاى ما وقت زیادى را با هم صرف مى کنند. بنابراین مى خواستم خودم را معرفى کرده و قوانینی را که براى فرزندم دارم براى شما بگویم.

د) او را زیر نظر داشته باشید. وقتى فرزندتان با دوستان بد رفت و آمدمى کند حواستان کاملا‌ به او باشد. مثلا‌ اگر تغییررفتاری ،‌نمرات پایین،‌رفتار خشن ،‌حالت هاى غیرمعمول و… دارد بدانید که دوستان بد، تاثیر خود را روى او گذاشته‌اند شما باید هرکارى که مى توانید انجام دهید تا ارتباط او با آنان قطع شود. اگرلا‌زم است از معلم‌هایش،‌ مشاور مدرسه یا یک پزشک روانشناس کمک بگیرید.

هـ) قوانین خود را براى فرزندتان بازگو کنید. برای جلوگیرى از نفوذ هم سالا‌ن بد در او، براى او قوانین مشخصی در نظر بگیرید و اطمینان حاصل کنید که به همه آنها واقف است. این قوانین را طورى ترتیب ندهیدکه درمخالفت مستقیم با دوستان باشد.

بلکه آن را بازنگرى قوانین خانوادگى جلوه دهید و او را ازعواقب تخلف ازاین قوانین مطلع کنید. همان گونه که بیان شد نوجوانى یکى از مراحل حساس زندگى است. والدین با کمک به نوجوان خود درزمینه گزینش دوست مى توانند به نوجوان درگذر ازاین مرحله به مراحل بعدى و درکل زندگى اورا کمک نمایند. دوست هرکس،‌نشان دهنده هویت وموقعیت خاص او درزندگى است ، تا آنجا که گفته مى شود: <بگو با که دوستى تا بگویم کیستی> براى حفظ و تعمیق هویتى راستین، گزینش یک دوست مناسب ضرورى است. قرآن کریم نیز دوست خوب را بهترین یاریگرانسان دررسیدن به اوج سعادت دانسته و درمقابل، دوست بد را مهمترین عامل ناکامى و فرو غلتیدن درشوره زار شقاوت معرفى کرده است.

منابع

کاشفى محمد رضا؛ نگاهى قرآنى به دوست و دشمن؛ تهران؛ کانون اندیشه جوان.

کاظمى محسن؛ آیین دوستیابى؛ قم؛ موسسه فرهنگى سماء.

مدرسى سید هادى؛ دوستى و دوستان؛ ‌ترجمه حمیدرضا شیخى و حمید رضا آژیر؛ مشهد؛ بنیاد پژوهش‌های اسلا‌مى آستان قدس رضوی.

 قائمى ‌على؛ خانواده و مسائل نوجوان و جوان؛ قم؛ انتشارات شفق.

 فرشاد امیرى نژاد

بررسی سبک زندگی اسلامی و مدیریت اوقات فراغت جوانان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تفریح سالم‏

انسان همچنان که به غذا و نوشیدنى و خواب و استراحت و نظافت نیاز دارد، همین طور به تفریح و سرگرمى سالم نیز نیازمند است، و هیچ عاقلى نمى‌‏تواند این نیاز فطرى و طبیعى انسان را انکار نماید. حتى حیوانات نیز از این قانون کلى استثنا نیستند؛ ساعتى را در شبانه روز مشغول بازى و تفریح هستند؛ از پرندگان هوا گرفته تا درندگان صحرا، از خزندگان گرفته تا موجودات و ماهیان دریا، هم صحنه‌‏هاى زیبایى از تفریح و بازى را به نمایش مى‏‌گذارند، حتى درنده‌خوترین حیوانات مانند شیر و پلنگ و گرگ، ساعتى را با فرزندان خویش در کنار هم به بازى و شادى و تفریح سپرى مى‌‏کنند.

انسان قطعاً در این جهت باید پیشگام باشد چرا که انسان، یک موجود فولادى و یک جسم بى‌جان نیست که هر چه بخواهد کار کند، بلکه موجودى است داراى روح و روان، و روح نیز همچون تن و جسم خسته مى‌‏شود، همان گونه که جسم با استراحت و خواب انرژى مصرف شده را تأمین مى‌‏کند، روح و روان نیز با تفریح و سرگرمى سالم شارژ شده دوباره نیرو مى‏‌گیرد.

تجربه و گذشت زمان نیز نشان داده است که اگر انسان به کارهاى یکنواخت بدون وقفه ادامه دهد و از سرگرمى و تفریح محروم باشد، بازده و راندمان کار، بر اثر کمبود نشاط، تدریجاً افت کرده، پایین مى‏‌آید. و امّا بر عکس، پس از ساعاتى تفریح و سرگرمى، آنچنان نشاط کار و تلاش در او ایجاد مى‌‏شود که کمّیت و کیفیت کار، هر دو فزونى پیدا مى‏‌کند، به این جهت باید گفت ساعاتى که صرف تفریح و سرگرمى سالم مى‌‏شود، نه تنها هدر نمى‌‏رود بلکه با رفع خستگى از روح و روان، عامل تقویت و پیشرفت ساعات کارى و مطالعاتى انسان مى‌‏شود.(۱)

تفریح در قرآن‏

۱- قرآن کریم درخواست برادران را از پدر در مورد حضرت یوسف(علیه السلام) این چنین بیان مى‌‏کند: «ارسله معنا غداً یرتع و یلعب و انّا له لحافظون؛ او را فردا با ما (به خارج شهر) بفرست تا غذاى کافى بخورد،(۲) و بازى و تفریح کند و ما حافظ او هستیم.»(۳)

وقتى برادران یوسف(علیه السلام) مسئله تفریح و گردش در صحرا و خوردن از گیاهان را مطرح کردند. حضرت یعقوب(علیه السلام) اعتراض نکرد که این عمل، شایسته یک جوان موحّد و وابسته به خانواده نبوّت نیست(بلکه از جنبه امنیتى اظهار نگرانى نمود) از این بیان، به خوبى استفاده مى‌‏شود که به تفریح نظر مثبت داشته، بلکه امر مسلّمى بوده است در جامعه آن روز و امروز شهرنشینى، و فضاى بسته خانه‌‏هاى شهرها، این نیاز را دوچندان کرده است.

۲- در آیات متعددى از قرآن، خداوند دستور داده در زمین سیر کنید(۴) و در آن گردش کنید، از جمله فرمود: «و میان آنها و شهرهایى که برکت داده بودیم، آبادی‌هاى آشکارى قرار دادیم و سفر در میان آن‏ها را به طور متناسب(با فاصله نزدیک) مقرر داشتیم (و به آنان گفتیم:) شب‌ها و روزها در این آبادی‌ها با ایمنى کامل، سفر و گردش کنید.»(۵)

۳- آیاتى که دستور مى‌‏دهد در بین گیاهان گردش کنید و در کیفیت خلقت آنها دقت کنید، از جمله فرمود: «اَ وَ لَم یروکم انبتنا فیها من کلّ زوجٍ کریمٍ؛ آیا آنان به زمین نگاه کردند که چه قدر از انواع گیاهان پر ارزش در آن رویاندیم؟»(۶)

نیز فرمود: «ا و لم یروا انا نسوق الماء الى الارض الجرر فنخرج به زرعاً تأکل منه انعامهم و انفسهم افلایبصرون؛ آیا ندیدند که ما آب را به سوى زمین‏‌هاى خشک مى‌‏رانیم و به وسیله آن زراعت‌هایى مى‌‏رویانیم که هم چهارپایانشان از آن مى‌‏خورند و هم خودشان تغذیه مى‌‏کنند، آیا نمى‌‏بینند؟!»(۷)

و همین طور از انسانها خواسته شد که به دریا نظر کنند و از انواع جنبندگان عبرت بگیرند، از جمله مى‌‏فرماید: «در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتی‌هایى که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبى که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایى که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایى است (از ذات پاک خدا و یگانگى او) براى مردمى که عقل دارند و مى‌‏اندیشند.»(۸)

منتهى قرآن در گردش‏‌ها و تفریح‏‌ها به دو نکته انسان را توجّه داده است:

۱- تفریح، فقط گردش بدون اندیشه و تفکر، و بدون عبرت‏‌گیرى و پندپذیرى نباشد، انسانهایى که در صحراها و کنار دریاها و… گردش مى‌‏کنند و یا مسافرت‌هایى در شهرها و آثار باستانى دارند، با تفکّر و اندیشه به آن محل‌هاى گردشى بنگرند، و از این راه به عظمت خالق و صانع آنها پى برند؛ و همین طور از سرانجام شاهان و ظالمان و کاخ‌هاى بجاى مانده از آنها درس عبرت بگیرند.

۲- تفریح، باعث آلوده شدن انسان به گناهان دیگر نشود، دشمنان تلاش دارند میادین ورزشى و تفریحى، محلّى براى آلوده کردن مردم، مخصوصاً جوان‏ها باشد، و تا حدودى به این امر موفق شده‌‏اند، شاهدش این است که بیشترین بى‌‏حرمتى‏‌ها را نسبت به مسائل دینى در پارک‌‏ها، کنار دریاها و بعضى میادین ورزشى و مسیر رفت و آمد این مکان‌‏ها مشاهده مى‌‏کنیم.

قرآن هشدار مى‌‏دهد که به بهانه ورزش و تفریح و گردش، شما را نبرند، چنان که برادران یوسف به بهانه تفریح او را بردند و به داخل چاه افکندند. یکى از مفسّران در این زمینه مى‌‏گوید: «همان گونه که برادران یوسف(علیه السلام) از علاقه انسان مخصوصاً نوجوان به گردش و تفریح، براى رسیدن به هدفشان سوء استفاده کردند، در دنیاى امروز نیز دست‌هاى مرموز دشمنان حق و عدالت، از مسأله ورزش و تفریح براى مسموم ساختن افکار نسل جوان سوء استفاده فراوان مى‌‏کنند؛ باید به هوش بود که ابرقدرت‌هاى گرگ‌صفت در پوشش ورزش و تفریح، نقشه‏‌هاى شوم خود را میان جوانان به نام ورزش و مسابقات منطقه‌‏اى یا جهانى پیاده نکنند.»(۹)

تفریح در روایات‏

در روایات نیز به امر تفریح سالم پرداخته شده و سفارش شده که ساعتى از زندگى را به لذّت‌هاى حلال و تفریحهاى سالم اختصاص دهد، على(علیه السلام) فرمود:

«للمؤمن ثلاث ساعاتٍ، فساعه یناجى فیها ربّه و ساعهٌ یرمّ معاشه و ساعهٌ یخلّى بین نفسه و بین لذّتها فیما یحلّ و یجمل و لیس للعاقل ان یکون شاخصاً الّا فى ثلاثٍ مرمّهٍ لمعاشٍ، او خطوهٍ فى معادٍ او لذّهٍ فى غیر محرمٍ؛(۱۰)

براى مؤمن در شبانه روز، سه وقت است، زمانى براى (نیایش) و مناجات با پروردگارش، و زمانى براى تأمین معاش زندگى‌‏اش، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏‌هایى که حلال و مایه زیبایى است. خردمند را نشاید جز آن که در پى سه چیز حرکت کند: (کسب حلال) براى تأمین زندگى، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذّت‏‌هاى (حلال و) غیر حرام.»

جالب این است که در برخى روایات، این جمله اضافه شده است:

«و ذلک عونٌ على سائر السّاعات؛(۱۱)

این سرگرمى (و تفریح سالم) کمکى است براى سایر برنامه‏‌ها» و در تعبیر دیگر دارد: «و بهذه السّاعه تقدرون على الثّلاث السّاعات؛(۱۲) و با این ساعت (تفریح) نیرو مى‌‏گیرید بر انجام وظائف اوقات دیگر».

۲- در برخى روایات عقل را به درخت پربارى تشبیه نموده و ثمره آن را نشاط و شادى مى‏‌داند، على(علیه السلام) فرمود:

«اصل العقل القدره و ثمرتها السّرور؛(۱۳)

ریشه عقل، قدرت است و میوه آن، نشاط و خوشحالى»

البته شادى و نشاط نیز اخلاق خوش و نرمى مى‌‏طلبد که همان حضرت فرمود:

«لایستعان على السّرور الّا باللّین؛(۱۴)

بر شادى و (نشاط) نمى‌‏توان دست یافت مگر با نرمى (و خوشخویى).»

۳- شادى و تفریح‌‏هاى سالم فرصت‌هایى است که زمینه بهره‌‏بردارى بیشتر از اوقات عمر را فراهم مى‌‏کند. على(علیه السلام) فرمود:

«اوقات السّرور خلسهٌ؛(۱۵) اوقات شادى فرصت‌هاى لطیف است.»

۴- عامل آرامش و راحتى، امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود:

«بقدر السّرور بکون التنفیص؛(۱۶) به میزان شادى و نشاط راحتى و آرامش (فکرى) به دست مى‌‏آید.»

۵- شادى (و تفریح) عامل غمزدایى است على (علیه السلام) فرمود:

«السّرور یبسط النّفس و یثیر النّشاط، الغمّ یقبض النّفس و یطوى الانبساط؛(۱۷)

شادى، روح انسان را باز (و بلند پرواز نموده) نشاط را مى‏‌انگیزاند، غصّه، نفس انسانى را در فشار قرار داده و در حصر نگاه مى‌‏دارد و فضاى نشاط را مى‌‏پیچد(و جمع مى‏‌کند)».(۱۸)

در اسلام به مسائل تفریح تا آن جا اهمّیت داده شده که یک سلسله مسابقات راحتى با شرط‌بندى اجازه داده، و برخى موارد را با عنوان‌هاى قابل تعظیم مورد تأکید قرار داده است:

۱- اسب و شتر دوانى

یکى از موارد تفریحات سالم که شرط‌بندى و تعیین جایزه نیز در آن روا مى‌‏باشد، اسب دوانى است، تاریخ نشان داده که قسمتى از این مسابقات در حضور شخص پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و با داورى و نظارت او انجام مى‏‌گرفت، حتى گاه شتر مخصوص خود را براى مسابقه‌‏اى سوارى در اختیار یاران مى‌‏گذاشت. در روایتى از امام صادق(علیه السلام) چنین آمده است:

«انّ النبىّ اجرى الابل مقبلهً من تبوک فسبقت الغضیاء و علیها اسامه، فجعل النّاس یقولون سبق رسول اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) و رسول اللّه یقول سبق اسامه؛(۱۹)

هنگامى که پیامبر از تبوک بر مى‌‏گشت (میان یاران خود) مسابقه شتر سوارى را مقرّر ساخت، پس غضیا(شتر معروف پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در حالى که اسامه (بن زید) بر آن سوار بود از همه پیشى گرفت، پس مردم (به خاطر این که شتر از آن پیامبر بود) صدا زدند پیامبر پیشى گرفت ولى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مى‌‏فرمود: اسامه سبقت گرفت (و برنده شد)».

حضرت با جمله «سبق اسامه» فهماند که سوارکارى مهمّ است نه مرکب و چه بسا مرکب راهوارى که به دست افراد ناشى بیفتد و کارى از آن ساخته نباشد.

گاه حتى خود حضرت شخصاً مسابقه مى‌‏داد، از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

عربى آمد نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و گفت آیا با این شترت با من مسابقه مى‌‏دهى؟

«قال نعم فسابقه و الاعرابىّ فقال رسول اللّه انّکم رفعتموها فاحبّ اللّه ان یضعها انّ الجبال تطاولت سفینه نوحٍ(علیه السلام) و کانت جودىّ اشدّ تواضعاً بها فحبط اللّه فیها؛(۲۰) حضرت فرمود:

بلى پس اعرابى برنده شد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آنگاه فرمود:

شماها (بس که شتر مرا تعریف کردید و مبالغه نمودید) او را بالا بردید، ولى خداوند دوست مى‌‏دارد، که او را پایین آورد، زیرا کوه‌ها در طوفان نوح گردن‌کشى نمودند (براى فرود آمدن کشتى نوح) امّا کوه جودى، نهایت تواضع را نشان داد، خداوند کشتى را در آن قرار داد(و این افتخار ابدى نصیب او گردید).»

حتّى در مسابقه اسب دوانى و شتر دوانى، شرط‌بندى و تعیین جایزه مى‌‏کردند:

ابن لبید از انس بن مالک پرسید آیا شما در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) براى مسابقه شرط‌بندى مى‌‏کردید، گفت: آرى «راهن رسول اللّه على فرسٍ فسبق فسرّ بذلک و اعجبه؛(۲۱)

رسول خدا روى اسبى که داشت (براى مسابقه)، شرط‌بندى کرد و مسابقه را برد و این پیروزى، باعث مسرّت و اعجاب آن حضرت شد.»

از امام ششم بازگو شده که جمعى از مشرکین به چراگاه‌‏هاى مدینه به منظور دستبرد گوسفند آمدند. منادى اهل مدینه را به کمک خواست. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) صداى او را شنید براى دفع دشمن سوار اسبش شده ابوقتاده نخستین کسى بود که از یاران پیامبر به او پیوست و سپس از اصحاب به آنها پیوستند و دشمن فرار کرده بود از آنها اثرى نیافتند.

ابوقتاده گوید به رسول خدا گفتم: حالا که دشمن فرار کرده اگر موافقت فرمایید از فرصت استفاده نموده مسابقه اسب دوانى برقرار نمایى، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) جواب مثبت داد مسابقه آغاز شد در نتیجه آن حضرت از همه پیشى گرفت و رو به حاضرین کرد و فرمود: من از قریش هستم و این اسب، اسب نجیب خوبى است.(۲۲)

۲- تیراندازى‏

مورد دیگر از تفریحات مجاز، مسابقه تیراندازى است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) هم عملاً در مسابقات تیراندازى شرکت مى‌‏فرمود، و هم در مورد آن سفارش مى‌‏فرمود.

شیخ در مبسوط آورده که روزى رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به جمعى از انصار عبور کرد که مشغول تیراندازى بودند، حضرت نیز پیشنهاد فرمود که در مسابقه تیراندازى با آنها شرکت کند و فرمود: من با گروهى که «ابن اردع» در آن است همکارى مى‌‏کنم، دسته مقابل با شنیدن گفتار حضرت، از تیراندازى دست کشیدند و گفتند: گروهى که رسول خدا در آن باشد هرگز مغلوب نمى‌‏شوند.

حضرت براى این که مسابقه تعطیل نشود، فرمود، من با هر دو گروه همکارى مى‌‏کنم مجدداً مسابقه شروع شد و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با هر دو گروه تیراندازى نمود.

علاوه بر شرکت عملى، در سخنان خویش نیز به این مسأله سفارش نموده است از جمله رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«کلّ لهو المؤمن باطل الّا فى ثلاثٍ: فى تأدیبه الفرس، و رمیه عن قوسه و ملاعبته امرأته، فانّهن حق؛

هر لهو و بازى از مؤمن باطل است مگر در سه مورد:

۱- در تربیت اسب (و اسب دوانى)

۲- تیراندازى از کمانش (و مسابقه تیراندازى)

۳- شوخى و بازى با همسرش، این سه مورد حق (و روا) است.»

و امامان معصوم(علیهم السلام) نیز تیراندازى مى‌‏کردند و مهارت خاصى داشتند از جمله جریان مسابقه تیراندازى امام باقر(علیه السلام) است که نقل شده هشام بن عبدالملک تصمیم گرفت مسابقه تیراندازى ترتیب داده امام را در آن مسابقه شرکت بدهد تا بلکه به واسطه شکست در مسابقه، امام باقر(علیه السلام) در نظر مردم کوچک جلوه کند! به همین جهت پیش از ورود امام به قصر خلافت، عده‌‏اى از درباریان را واداشت نشانه‌‏اى نصب کرده مشغول تیراندازى شوند. امام باقر(علیه السلام) وارد مجلس شد و اندکى نشست ناگهان هشام رو به امام کرد و چنین گفت: آیا مایلید در مسابقه تیراندازى شرکت نمایید؟ حضرت فرمود: من دیگر پیر شده‌‏ام وقت تیراندازیم گذشته است، مرا معذور دار، هشام اصرار و پافشارى کرد و امام را سوگند داده و همزمان، به یکى از بزرگان بنى امیّه اشاره کرد که تیر و کمان را به آن حضرت بدهد. امام دست برد و کمان را گرفت و تیرى در چلّه کمان نهاد و نشانه‏‌گیرى کرد و تیر را درست به قلب هدف زد، آنگاه تیر دوم را به کمان گذاشت و رها کرد و این بار تیر در چوبه تیر قبلى نشست و آن را شکافت، تیر سوم نیز به تیر دوم اصابت کرد و به همین ترتیب نه تیر پرتاب نمود که هر کدام به چوبه تیر قبلى خورد!

هشام بى‌اختیار گفت: آفرین برتو اى ابا جعفر! تو سرآمد تیراندازان عرب و عجم هستى، چگونه مى‏‌گفتى پیر شده‌‏ام؟!… حضرت فرمود: مى‌‏دانى اهل مدینه به تیراندازى عادت دارند، من نیز در ایام جوانى مدّتى به این کار سرگرم بودم ولى بعد، آن را رها کردم، امروز چون تو اصرار کردى ناگزیر پذیرفتم.(۲۳)

۳- شنا

یکى دیگر از سرگرمى‌‏هایى که در روایات به آن سفارش شده شنا است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«خیر لهو المؤمن من السّباحه، و خیر لهو المرأه المفزل؛(۲۴)

بهترین لهو و بازى مؤمن شنا کردن است و بهترین لهو و بازى زن (مؤمنه) بافندگى است.»

۴- گردش در صحرا و باغات

نمونه دیگر از تفریحات سالم، گردش در صحرا، باغات، مزارع کشاورزى و کلّاً در فضاى سبز است. گردش در چنان محیطى غم انسان را مى‌‏زداید، شاعر عرب با استفاده از روایات این جمله را گفته:

ثلاثه یذهبن عن قلب الحزن‏      و الماء و الخضرا و الوجه الحسن‏

سه چیز(غم را) از قلب محزون مى‌‏برد، آب (و دریا) فضاى سبز و صورت (نورانى) و نیکو.

این بخش نیز هم مورد سفارش معصومان(علیهم السلام) قرار گرفته و هم عملاً خود حضرات از چنین تفریحى استفاده مى‏‌بردند از جمله:

۱- عمرو بن حریث مى‏‌گوید: به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شده و او را در منزل برادرش عبداللّه پیدا کردم. عرض کردم:

«جعلت فداک ما حوّلک الى هذا المنزل؛ فقال: طلب النّزهه؛(۲۵)

فدایت بشوم چه باعث شد به این جا آمدید؟ فرمود: براى تفریح نمودن.»

۲- ابراهیم بن ابى محمود روایت مى‌‏کند حضرت امام رضا(علیه السلام) در جمعى از ما پرسید؟ چه نوع خورشتى بهتر و پراستفاده‌‏تر است؟ جمعى گفتند: گوشت و بعضى گفتند: روغن زیتون و بعضى دیگر گفتند: روغن بهتر است؛

فقال(علیه السلام): لا! بل الملح لقد خرجنا الى النّزهه لنا و نسى الغلمان الملح فما انتفعنا شى‏ءٌ حتّى انصرفنا؛(۲۶)

پس حضرت فرمود:

نه! (هیچ از آنچه گفته شد نیست) بلکه نمک (مفیدترین است) براى این که روزى ما(با جمعى) براى تفریح و سیاحت(از شهر) خارج شدیم و غلامان نمک را فراموش کردند: پس از چیزى (که از خوردنى‌‏ها همراه داشتیم) بهره نبردیم و استفاده نکردیم تا آن که (همان طور) برگشتیم.»

ابن سکیت مى‏‌گوید:

«خرجنا نتنزّه اذا خرجوا الى البساتین؛(۲۷).

خارج شدیم براى تفریح، وقتى گفته مى‌‏شود که براى (دیدن) باغات و بوستان خارج شوند.

موارد فوق و غیر آن نشان مى‌‏دهد که یکى از موارد تفریح (و شاید بهترین مورد) رفتن به باغات و فضاى سبز اطراف شهر است، منتهى حدود شرعى مراعات شود و از کارهاى خلاف شرع پرهیز شود. امام رضا(علیه السلام) مى‌‏فرماید:

«از لذائذ دنیا نصیبى براى (کامیابى) خویش قرار دهید و تمنّیات دل را از راه‌‏هاى مشروع و حلال برآورید و (مراقبت کنید که) مردانگى و عزتتان آسیب نبیند و دچار اسراف نشوید و با این تفریحات سالم به زندگى دنیا مدد رسانید.(۲۸)

۵- مزاح و شوخى با برادران دینى‏

از دیگر تفریحات که مجاز شمرده شده، شوخى و مزاح‌هایى است که از نزاکت خارج نباشد و مرز شخصیّت انسان را نیز نشکند و همین طور حدود شرعى در آن مراعات شود.

در روایت آمده که:

«کان یمزح و لایقول الّا حقّاً؛(۲۹)

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مزاح مى‌‏کرد و غیر از حق نمى‌‏گفت.»

و نمونه‏‌هایى از مزاح آن حضرت در تاریخ نقل شده است: از جمله روزى به یک زنى از طایفه اشجع فرمود: پیرزن‌ها به بهشت وارد نمى‌‏شوند، زن به گریه افتاد، بلال حبشى علّت گریه را پرسید، بعد از این که متوجه شد نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) رفت، حضرت فرمود: سیاه‌‏ها هم به بهشت راه ندارند، او هم شروع کرد به گریه، هر دوى آن‏ها را عبّاس عموى پیغمبر دیدار کرد و مسأله را به عرض پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رساند، حضرت فرمود: پیرمردها هم به بهشت راه ندارند، او نیز ناراحت شد، سپس حضرت همه آنها را احضار کرد و فرمود: اهل بهشت همه جوان و بى‌مو و آراسته‌‏اند و اضافه نمود که:

«انّهم یدخلون الجنّه شبّاناً منورّین؛(۳۰)

 آن‏ها به صورت جوان و نورانى وارد بهشت مى‌‏شوند.» و همین طور بلال نیز گاهى شوخى و مزاح مى‌‏کرد؛ و خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمود:

«انّى لامزح و لا اقول الّا حقّا؛(۳۱) من شوخى مى‌‏کنم و جز واقع و حق نمى‏‌گویم.»

در جاى دیگر فرمود:

«المؤمن دعبٌ لعبٌ و المنافق قطب غضب؛(۳۲)

مؤمن، مزاح‌کننده و بازى‌کن است و منافق، ترش‌رو و خشمگین است.»

امامان معصوم(علیهم السلام) نیز به این مسئله سفارش نموده‌‏اند، و خود نیز گاهى مزاح مى‏‌فرمودند:

یونس شیبانى مى‏‌گوید، امام صادق از من پرسید:

«کیف مداعبه بعضکم بعضاً قلت قلیلاً، قال: هلّا تفعلوا فانّ المداعبه من حسن الخلق و انّک لتدخل بها السّرور على اخیک و لقد کان النّبى یداعب الرّجل یرید ان یسرّه؛(۳۳)

چگونه است شوخى و مزاح شما با (برادران دینى و) دیگران، گفتم: خیلى کم. فرمود: چرا(در این کار سستى و کم‌کارى مى‏‌کنید و) انجام نمى‌‏دهید. به راستى شوخى و مزاح، از شاخه‏‌هاى حُسن خلق است و تو با این عمل، شادى را در قلب برادر(دینى) خود وارد می‌کنى. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه بود که هرگاه مردى را مى‌‏خواست خوشحال کند، با او شوخى مى‌‏کرد.»

۶- تفریح در خانواده و با خانواده‏

نوعى دیگر از تفریحات سالم، تفریحاتى است که در منزل با اهل و عیال، و با همراه آنها به مسافرت رفتن و به بیرون از شهر رفتن انجام مى‌‏گیرد، این بخش در سه قسمت بیان مى‌‏شود:

الف: همراه با خانواده در خارج از شهر و باغات‏

رفتن به تفریح‌گاه‌ها همیشه مجرّدى و همراه رفقا و دوستان نباید باشد، گاه لازم است خانواده را از این تفریحات بهره‏‌مند سازیم، چنان که معصومان(علیهم السلام) ما این گونه بودند، اگر گاهى همراه دوستان و رفقاى خویش به تفریح مى‌‏رفتند زمانى نیز دست زن و بچه را گرفته به خارج از شهر براى تفریح مى‌‏رفتند.

ابى بصیر از امام صادق(علیه السلام) روایت مى‌‏کند، که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روزى به در خانه فاطمه(سلام الله علیها) آمد و او را سوار الاغ کرده و به على و حسن و حسین (علیهم السلام) هم دستور داد که از شهر مدینه همراه او خارج شوند هنگامى که از دیوارهاى شهر فاصله گرفتند سر دو راهى رسیدند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دست راست را انتخاب کرد تا رسیدند به محلى که در آنجا درخت خرمایى وجود داشت، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) گوسفندى خرید که در یکى از گوش‏‌هایش نقطه‌‏هاى سفید داشت و دستور داد آن را ذبح نمودند و آن را پختند.(۳۴)

ب: شوخى و بازى با همسر

مورد دیگر از تفریح سالم که باید به آن توجّهى جدّى شود، و مناصب و مقام‌هاى علمى و سیاسى و… مانع آن نگردد، توجّه ویژه به همسران و شوخى و تفریح با آنهاست. در روایت متعددى به این امر اشاره شده است که نشان دهنده اهمیت آن است از جمله:

۱- رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر لهوى از مؤمن باطل است مگر در سه مورد، تأدیب و تربیت، اسب (سوارکارى)، تیراندازى «و ملاعبته امرأته؛ و بازى کردن مؤمن با همسرش، این موارد حقّند.»(۳۵)

۲- همان حضرت فرمود:

«کل شى‏ءٍ لیس من ذکر اللّه لهوٌ و لعبٌ الا ان یکون اربعهً: ملاعبه الرّجل امرأته…؛(۳۶)

هر چیزى غیر از یاد خدا، لهو و بازى است، جز چهار چیز (که تفریح سالم شمرده مى‌‏شود) شوخى و بازى مرد با همسرش، تربیت اسب، تیراندازى، و یاد دادن شنا».

۳- امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«لهو المؤمن فى ثلاثه اشیاء: التّمتّع بالنساء…؛

لهو و تفریح مؤمن در سه چیز است: بهره‌ورى و لذّت بردن از زنان، شوخى با برادران (دینى) و نماز شب.»(۳۷)

ج: بازى با کودکان‏

از جمله تفریحاتى که هم براى خود انسان مفید است و هم کودکان، بازى با کودکان و به بازى گرفتن آن‏هاست. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«من کان عنده صبىّ، فلیصاب له؛(۳۸)

هر کس کودکى نزد اوست، پس باید با او کودکانه رفتار کند.»

     چون که با کودک سرو کارت فتاد             پس زبان کودکى باید گشاد

حتّى شخص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با آن همه عظمت، با کودکان بازى مى‌‏کرد، جابر بن عبداللّه گوید:

«دخلت على النّبىّ(صلی الله علیه و آله و سلم) و الحسین و الحسن على ظهره و هو یحبثو لهما و یقول نعم الجمل جملکما و نعم العدلان انتما؛(۳۹)

بر رسول خدا وارد شدم در حالى که حسن و حسین سوار پشت رسول اللّه بودند، وى پشت خود را خم کرده بود(مانند حالت رکوع) براى آن دو مى‌‏فرمود:

بهترین شتر، شتر شما است و بهترین سواره شما هستید.»(۴۰) و عمر بن خطاب مى‌‏گوید: حسن و حسین را بر دوش رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دیدم، گفتم چه اسب خوبى دارید؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «چه سواران خوبى هستند آن دو».

۷- نماز شب و ارتباط با خدا

از مهمترین موارد تفریح سالم که نشاط درونى عمیق و انبساط روحى پایدار در انسان ایجاد مى‏‌کند، دعا و مناجات و ارتباط با خداى متعال است. او که قدرت و علم و کرم بى‌‏نهایت دارد، که هر کس به دریاى رحمت و یاد او وصل شود، انبساط روحى گسترده‌‏اى پیدا مى‌‏کند، در بین ارتباطات با خدا نماز شب از جایگاه و منزلت خاصى برخوردار است.

در روایت پیش گفته از حضرت باقر(علیه السلام) چنین مى‌‏خوانیم:

«لهو المؤمن فى ثلاثه اشیاء… و الصّلوه باللیل؛ لهو و تفریح مؤمن در سه چیز است، بهره‌‏ورى از زنان، شوخى با برادران و خواندن نماز شب.»

راز این که نماز شب باعث نشاط درونى مى‌‏شود، یکى این است که خدا نماز شب‌خوان‌‏ها را دوست مى‌‏دارد و با بشاشت و نشاط و بشارت، با آنها برخورد مى‏‌کند، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«ثلاثه یحبّهم اللّه و یضحک الیهم و یستبشرون بهم… و الّذى له امرأه حسناء و فراشٌ لهن حسن فیقوم من اللیل فبذر شهوته فیذکرنى و یناجینى و لو شاء رقد؛

سه گروه را خداوند دوست مى‏دارد و با آنها با خنده (و نشاط) برخورد نموده آنها را (به بهشت) بشارت مى‌‏دهد… و کسى که براى او زن زیبایى است و بستر نرم و (گرم و) و نیکو دارد (با این حال) پس شب بر مى‌‏خیزد و شهوت خویش را رها نموده مرا یاد نموده و با من مناجات مى‏‌کند و (با این که) اگر مى‌خواست، مى‏‌توانست بخوابد.»(۴۱)

و نکته دیگر این که نماز شب، باعث صحّت و سلامتى انسان مى‏‌شود، و این خود در شادى و نشاط انسان نقش دارد، على(علیه السلام) فرمود:

«قیام اللیل مصحّه للبدن و مرضاهٌ للرّبّ عزّ و جلّ و تعرّض للرّحمه و تمسّک باخلاق النبییّن؛(۴۲)

برخاستن در شب (براى نماز) باعث سلامتى بدن، خشنودى پروردگار عزیز و جلیل، در معرض رحمت الهى قرار گرفتن و (باعث) چنگ زدن به اخلاق انبیاء مى‏‌شود.»

تذکّر این نکته ضرورى است آنچه مورد اشاره قرار گرفت، نمونه‏‌هایى از تفریحات سالم بود که در منابع دینى آمده و گرنه تفریحات سالم منحصر به این موارد نیست هر قوم و ملّتى متناسب با فرهنگ خویش‌‌‌، از ورزش‌ها و تفریحاتى برخوردارند که اگر خلاف دستورات شرعى نباشند و گناهى در آن انجام نگیرد، مورد تأیید اسلام نیز مى‌‏باشد.

پى‌‏نوشت‏‌ها‏

۱- ر ک تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیّه، ج ۹، ص ۳۳۴ ؛ شعارهاى فضیلت، محمد باقر مدرس، انتشارات سوره، اول ۱۳۷۴، ج ۴، ص ۲۳۱ با تغییر و اضافات.

۲- یرتع یعنى علف خوارى از گیاهان صحرایى و شیره درختان، و به معناى فراوان خوردن نیز آمده، تفسیر نمونه، همان، ص ۳۳۰، و ستاره‌‏هاى فضیلت، همان ص ۲۳۱٫

۳- سوره یوسف، آیه ۱۲٫

۴- سوره آل عمران، آیه ۱۳۷، سوره انعام، آیه ۱۱، سوره نمل، آیه ۳۶٫

۵- سوره سبأ، آیه ۱۷  ۱۸٫

۶- سوره شعراء، آیه ۷٫

۷- سوره سجده، آیه ۲۷٫

۸- سوره بقره، آیه ۱۶۴٫

۹- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰، ج ۹، ص ۳۳۶٫

۱۰- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص ۷۲۴، حکمت ۳۹۰٫

۱۱- تفسیر نمونه، ص ۳۳۴، ستاره‌‏هاى فضیلت، همان، ص ۲۳۲٫

۱۲- بحار، ج ۷۸، ص ۳۴۶، حدیث ۶٫

۱۳- محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، بیروت، دارالحدیث، دوّم، ۱۴۱۹، ج ۳، ص ۱۲۹۰ روایت ۸۴۵۷٫

۱۴- همان، روایت ۸۴۵۶٫

۱۵- همان، روایت ۸۴۵۱٫

۱۶- همان، ۸۴۵۲٫

۱۷- همان، ص ۱۲۹۰، حدیث ۸۴۴۸٫

۱۸- شیخ عباس قمى، سفینه البحار، ص ۵۹۶، به نقل از تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۳۳۵٫

۱۹- سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۹۶٫

۲۰- حرّ عاملى، وسائل الشیعه، داراحیاء التراث العربى، ج ۲، ص‏۵۱۷٫

۲۱- همان، ج ۱۳، ص ۳۴۶٫

۲۲- شیخ طوسى، مبسوط، بحث سبق و رمایه، به نقل از ستاره‌‏هاى فضیلت، همان، ص ۲۴۵  ۲۴۶٫

۲۳- میزان الحکمه، همان، ج ۷، ص ۲۸۰۴، روایت ۱۸۳۶۸٫

۲۴- محمد بن جریر بن رستم الطبرى، دلائل الامه، نجف، منشورات المطبعه الحیدریّه، ۱۳۸۳ه.ق، ص ۱۰۵ و ر ک سیره پیشوایان، مهدى پیشوایى، ص ۳۴۰  ۳۴۱٫

۲۵- میزان الحکمه، همان، ج ۷، ص ۲۸۰۴٫

۲۶- اصول کافى، محمد بن یعقوب کلینى، ج ۳، ص ۳۶٫

۲۷- شیخ عباس قمى، سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۸۴٫

۲۸- ستاره‌‏هاى فضیلت، همان، ج ۴، ص ۲۴٫

۲۹- بحار، ج ۷۸، ص ۳۴۶ «اجعلوا لانفسکم حظّا من الدّنیا باعطاءها ما تشتهى من الحلال و ما لا ثلم المروه و ما لا سرف فیه و استعینوا بذلک على لهو الدّنیا.»

۳۰- بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۹۴٫

۳۱- همان، ص ۲۹۴، حدیث ۹۵٫

۳۲- همان، ج ۱۶، ص ۲۹۶٫

۳۳- همان، ج ۷۷، ص ۱۵۳٫

۳۴- همان، ج ۱۶، ص ۲۹۸؛اصول کافى، ج ۲، ص ۶۶۲٫

۳۵- حارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۹۲، حدیث ۱۳ با تلخیص.

۳۶- میزان الحکمه، همان، ج ۷، ص ۲۸۰۴ و روایت ۱۸۳۶۸٫

۳۷- همان، روایت ۱۸۳۷۰٫

۳۸- همان، روایت ۱۸۳۶۷٫

۳۹- وسایل، همان، ج ۱۵، ص ۲۰۳٫

۴۰- بحارالانوار، همان، ج‏۴۳، ص ۲۸۵٫

۴۱- الدّر المنثور، ج ۲، ص ۳۸۳، به نقل از میزان الحکمه، همان، ج‏۴، ص ۱۶۵۴ روایت، ۱۰۷۵۵٫

۴۲- همان، روایت ۱۰۷۵۹٫

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام؛ شماره ۲۹۷؛ نویسنده: سید جواد حسینى

برنامه‌هاى تفریحى جوانان

مقدمه

عالم جوانى، آمیزه‌اى شیرین و شگرف از شعر و شعور، شور و اشتیاق و احساس و اندیشه در زندگى انسان است. جوانان، شریان گرم و حیاتى جوامع، وجدان آگاه و بیدار ملت ها و بازوان کارآمد و تواناى دولت ها محسوب مى شوند. درایت و هوشمندى اسلامى و انقلابى ایجاب مى کند که با تلاش و مجاهدت عمومى و بهره گیرى از توانایى ها و امکانات ملى، فضاهاى سالم فرهنگى براى پرورش روح هاى شفاف و روشن جوانان فراهم شود تا گل ایمان و معنویت در گلستان وجودشان بشکفد و گلاب کمال و فضیلت در بوستان ضمیرشان بجوشد.

برنامه کانون خانوادگى

ـ تشویق و ترغیب جوانان به نرمش و ورزش ساده در محدوده فضاى آزاد خانه و خانواده

ـ تهیه امکانات و وسایل لازم براى سرگرمى هاى سالم فکرى نسل جوانان در محیط خانواده

ـ ترغیب جوانان به استفاده از نشریات و مجلات مفید ورزشى براى سرگرمى در محیط خانواده

ـ انتقال تجربیات مفید ورزشى و بازى هاى سنّتى براى سرگرمى نسل جوان در کانون خانواده

ـ آموزش و توجیه جوانان در خصوص شیوه هاى تنظیم برنامه هاى اوقات فراغت در خانواده

ـ ایجاد تعادل در فعالیت هاى گوناگون جوانان اعم از کار، عبادت، استراحت، ورزش و تفریحات

ـ تنظیم برنامه هاى غذایى نوجوانان در جهت حفظ آمادگى بدنى و تأمین سلامت روانى آنان

ـ فراهم ساختن شرایط و فضاى سالم فرهنگى و ایجاد امنیت خاطر براى نسل جوان در محیط خانواده

ـ اجراى ورزش صبحگاهى در فضاهاى سبز و پارک هاى عمومى به کمک مربیان ورزش

ـ اقدام و مبادرت به گردش هاى دسته جمعى در باغ ها، پارک ها و فضاهاى سبز همراه با جوانان

ـ اختصاص ساعاتى از اوقات فراغت جوانان به تماشاى مسابقات ورزشى و تفریحى تلویزیون

ـ حضور جوانان و اعضاى خانواده براى تماشاى بازى هاى نمایشى و جشنواره هاى ورزشى

ـ همکارى و همراهى والدین با جوانان در ورزش هاى کوهستانى و تفریحات سالم در تعطیلات هفتگى

ـ توجیه نسل جوان در خصوص وسیله بودن ورزش و اجتناب از هدف سازى آن در زندگى

ـ تلاش در جهت تقویت روحیه حق طلبى، آزادگى، گذشت و فداکارى در ورزشکاران جوان

ـ تشویق جوانان به ورزش هاى سنّتى به منظور تکوین و تقویت روحیه جوانمردى و فتوّت در آنان

ـ تلاش در جهت فراهم ساختن شرایط و امکانات عضویت جوانان در باشگاه ها و مؤسسات ورزشى

ـ همکارى مستمر با کانون هاى فرهنگى و ورزشى در جهت غنى سازى برنامه هاى تفریحى جوانان

ـ حضور والدین در مسابقات ورزشى نهادهاى فرهنگى و تربیتى براى تشویق فرزندان (به تفکیک جنس)

ـ تهیه جوایز و هدایاى ورزشى براى فرزندان ورزشکار و ممتاز در مسابقات رشته هاى ورزشى

ـ آگاه ساختن نسل جوان نسبت به ضرورت فراگیرى شیوه هاى دفاع شخصى و آیین رزمى

ـ ایجاد فضاى سبز و گلستان هاى کوچک و محدود در محیط خانواده براى استفاده و سرگرمى جوانان

ـ استفاده از موسیقى سنّتى ایران براى ایجاد آرامش و تأمین بهداشت روانى جوانان در خانواده

ـ برنامه ریزى فصلى براى سرگرمى جوانان با صید و شکار در طبیعت اطراف محل زندگى

برنامه محیط هاى آموزش و دانشگاهى

ـ آموزش انواع بازى هاى محلى و سنّتى به نسل جوان در واحدهاى آموزشى و مراکز فرهنگى وابسته

ـ ایجاد فرصت براى جوانان در استفاده از ورزش هاى همگانى متناسب با فضاى فرهنگى مدرسه و دانشگاه

ـ سنجش توانایى هاى خاص بدنى جوانان جهت انتخاب رشته هاى ورزشى متناسب با استعداد آنان

ـ تدوین و تنظیم برنامه شیوه هاى سالم سازى جسم و روان در جریان فعالیت هاى زندگى

ـ استفاده از مؤسسات و مجتمع هاى ورزشى منطقه براى سرگرمى و تفریح دانش آموزان و دانشجویان

ـ ایجاد مکان هاى ورزشى براى دختران جوان در مؤسسات آموزشى و محیط هاى دانشگاهى

ـ برنامه ریزى در جهت تعمیم اندیشه ابزارى ورزش و اجتناب از هدف سازى آن در زندگى جوانان

ـ تقویت روحیه حق طلبى، آزادگى، گذشت و جوانمردى در جوانان به کمک ورزش هاى پهلوانى

ـ توجیه و تفهیم جوانان ورزشکار در ابعاد اخلاقى و فرهنگى و مراعات موازین اسلامى در عرصه ورزش

ـ تهیه امکانات اولیه و مقدماتى براى تمرینات ساده ورزشى جوانان در واحدهاى مختلف آموزشى

ـ ترغیب جوانان به ورزشهاى رزمى و دفاعى به منظور تقویت روحیه مقاومت و ایستادگى در آنان

ـ فراهم ساختن امکانات و شرایط تشکیل تیم هاى ورزشى و برگزارى مسابقات در رشته هاى مختلف

ـ برگزارى مسابقات ویژه بازى هاى سالم فکرى بین دانش آموزان و دانشجویان در ساعات فراغت آنان

ـ برگزارى مسابقات ورزشى بین دانش آموزان و دانشجویان در سطح منطقه اى، کشورى و جهانى

ـ برگزارى المپیادهاى ورزشى براى دانشجویان ورزشکار در سطح دانشگاه هاى داخل و خارج کشور

ـ معرفى ورزشکاران نمونه و ممتاز در مدارس و دانشگاه ها و اعطاى جوایز شایسته به آنان

ـ برگزارى جلسات هفتگى در خصوص تبادل تجربیات و معرفى ابعاد تربیتى ورزش براى جوانان

ـ نمایش فیلم هاى مستند درباره نقش فرهنگى و تربیتى ورزش در پیشگیرى از مفاسد اجتماعى

ـ برپایى جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى براى جوانان به منظور ایجاد نشاط و آمادگى براى فعالیت هاى زندگى

ـ تشکیل اردوهاى فرهنگى ـ ورزشى و تنظیم برنامه هاى ویژه براى تقویت روحیه جمعى و سازگارى جوانان

ـ تنظیم برنامه هاى مقطعى براى نسل جوان در خصوص ورزش هاى کوهستانى در روز هاى تعطیل

ـ استفاده از تلویزیون آموزشى براى نمایش مسابقات ورزشى و معرفى فنون ورزشى به نسل جوان

ـ اهتمام نسبت به تهیه جزوات و نشریات خاص آموزش فنون رشته هاى ورزشى براى نسل جوان

ـ تنظیم برنامه برگزارى سیرک ورزشى و بازى هاى نمایشى در مراکز آموزشى کشور (فصلى)

برنامه محله زندگى

ـ استقرار امکانات و وسایل ورزشى در خانه فرهنگ محله براى استفاده جوانان در روزهاى تعطیل

ـ تشکیل تیم هاى محلى از نوجوانان و جوانان در محله هاى شهرى و روستایى به کمک نهادهاى محلى

ـ برگزارى مسابقات ورزشى بین تیم هاى محلى و اعطاى جوایز شایسته به تیم ها و افراد برگزیده

ـ استفاده مقطعى از ابزارهاى ورزشى و تفریحى براى سرگرمى و نشاط جوانان در مناطق مختلف

ـ تهیه نشریات ورزشى براى مطالعه و سرگرمى فکرى جوانان در باشگاه ها و سالن هاى ورزشى محلات

ـ نام گذارى سالن ها و باشگاه هاى ورزشى محلى به اسامى ورزشکاران نمونه و مردمى در مناطق مختلف

ـ تنظیم برنامه در خصوص دیدار جوانان ورزشکار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان محله

ـ همکارى و همراهى والدین با جوانان در ورزش هاى ساده و همگانى مکان هاى ورزشى محلات

ـ استفاده از فضاهاى باز و زمین هاى خارج از محدوده براى ایجاد زمینه ورزشى فوتبال و والیبال

ـ توسعه فضاهاى سبز، باغ ها و گردشگاه هاى محلى و منطقه اى براى تفریح و سرگرمى جوانان

ـ ارتباط مستمر مربیان تربیتى و مربیان ورزش با جوانان در مکان هاى ورزشى محلات و مناطق

ـ تشکیل کمیته بهداشتیاران جوان براى اعمال مراقبت هاى بهداشتى در جریان فعالیت هاى ورزشى

ـ تزیین کوچه هاى محله زندگى در اعیاد و جشن هاى ملى و مذهبى با همیارى جوانان محلات

ـ ایجاد کانون هاى محلى براى تجمع و تفریحات سالم جوانان به کمک شهردارى هاى مناطق مختلف

ـ ایجاد سالن هاى کوچک سرپوشیده در پارک هاى محلى براى ورزش و سرگرمى جوانان در روز هاى تعطیل

ـ همکارى داوطلبانه جوانان با خانه هاى فرهنگ در برگزارى ورزش هاى نمایشى براى ساکنان محله

ـ بکارگیرى تلویزیون در باشگاه هاى محلى جهت نمایش مسابقات مهم ملى و جهانى براى جوانان

ـ تأسیس مکان هاى ورزشى جهت تمرینات ساده و انفرادى جوانان در محله هاى شهرى و روستایى

ـ تهیه کامپیوتر و ابزارهاى بازى فکرى براى سرگرمى جوانان در خانه فرهنگ محلات

ـ تأسیس صندوق ورزش براى تهیه امکانات ورزشى جوانان در محله ها به کمک شهردارى هاى مناطق

ـ ایجاد گلستان ها و فضاهاى سبز براى زیبا سازى محلات و باغبانى جوانان در اوقات فراغت

ـ استفاده از نوارهاى طبیعت و موسیقى سنّتى در پارک ها براى تأمین بهداشت روانى اهالى محل

ـ بکارگیرى جوانان ورزشکار براى کنترل و مراقبت و تأمین آرامش و امنیت عمومى محلات

ـ اختصاص فضاهایى به منظور ایجاد میدان اسب سوارى و تیر اندازى براى سرگرمى جوانان

برنامه کانون هاى فرهنگى و هنرى

ـ برنامه ریزى در خصوص آمیختن ورزش با آموزش هاى تربیتى، مذهبى و اخلاقى جوانان

ـ برگزارى دوره هاى آموزش رزمى و دفاعى براى تقویت روحیه حماسى و سلحشورى جوانان

ـ اجراى مسابقات ورزشى به تناسب سن، جنس، سطح توانایى ها و مهارت هاى فنى نسل جوان

ـ اهداى جوایز ارزنده و کاپهاى ورزشى به ورزشکاران برگزیده جوانان در مسابقات مختلف

ـ تهیه دستگاه هاى بازى فکرى و سرگرم کننده براى استفاده نوجوانان در اوقات فراغت

ـ تخصیص تعدادى از سالن هاى عمومى کانون ها براى تمرینات ورزشى نوجوانان ورزشکار

ـ تلاش در جهت شناسایى انواع ورزش هاى محلى و سنّتى براى معرفى اطلاع رسانى به نوجوانان

ـ تبیین جاذبه هاى صادق و کاذب ورزش براى جوانان جهت توسعه آگاهى و بینش اجتماعى آنان

ـ تنظیم برنامه براى بکار گیرى ورزش در جهت تقویت روحیه آزادگى، آزاد منشى و وارستگى جوانان

ـ معرفى ضوابط شرعى در عرصه ورزش براى تنظیم رفتارها و مناسبات ورزشکاران با یکدیگر

ـ ایجاد تعادل و توازن در فعالیت هاى ورزشى و فراغتى جوانان بر اساس برنامه ریزى شبانه روزى

ـ فراهم ساختن ابزارها و امکانات رفاهى جوانان در برنامه هاى داخلى کانون هاى فرهنگى ـ هنرى

ـ استفاده از تلویزیون آموزشى براى نمایش فیلم هاى مستند ورزشى در اوقات فراغت جوانان

ـ پخش مسابقات ورزشى در سطح ملى و جهانى براى جوانان در ساعات فراغت و روزهاى تعطیل

ـ نمایش فیلم هاى آموزنده در خصوص معرفى اهل فتوت و آداب و رسوم زندگى جوانمردان به نوجوانان

ـ اختصاص سالنى از محل کانون هاى فرهنگى به بازى هاى فکرى و کامپیوترى و مطالعات ورزشى جوانان

ـ برگزارى جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى براى سرگرمى جوانان در مناطق مختلف شهرى و روستایى

ـ نمایش سیرک و ورزش هاى رزمى و پهلوانى براى جوانان در مناطق مختلف شهرى، روستایى و عشایرى

ـ تشکیل اردوهاى فرهنگى ـ ورزشى براى گذران مفید اوقات فراغت نسل جوان (فصلى)

ـ کنترل و مراقبت رفتارى ورزشکاران در اردوها و برنامه هاى جمعى آنان در اوقات فراغت

ـ تشکیل کمیته بهداشتیاران جوان براى اعمال مراقبت هاى بهداشتى در فعالیت هاى ورزرشى کانون ها

ـ احیا و تقویت ورزش هاى سنّتى خصوصاً ورزش باستانى (زور خانه اى) و کشتى پهلوانى

ـ معرفى و تشویق ورزشکاران نمونه در مناسبت هاى مقتضى با حضور مسئولان، والدین و مربیان

ـ برگزارى مراسم تجلیل و تقدیر از ورزشکاران ممتاز و نمونه جوان در سطح ملى (الگوسازى)

برنامه مساجد و کانون هاى مذهبى

ـ تبلیغ به منظور دمیدن روح تعهد، حمیت، تعاون و همکارى بین ورزشکاران جوان از منابر

ـ طرح و معرفى نمونه ها و الگوهاى رفتارى از صالحان و جوانمردان براى ورزشکاران جوان

ـ همکارى با مؤسسات و سازمان هاى ورزشى در نشر و تبلیغ موازین اخلاقى و ارشاد فکرى جوانان

ـ همکارى با نهادهاى فرهنگى و تربیتى به منظور تسهیل فعالیت هاى ورزشى و سرگرم کننده نسل جوان

ـ ایجاد سرگرمى هاى مفرّح در کانون هاى فرهنگى مساجد و مراکز دینى براى گذران اوقات فراغت جوانان

ـ تخصیص محلى از بناى مساجد به ورزش هاى رزمى و دفاعى جوانان عضو کانون هاى مذهبى

ـ انتخاب مربیان مؤمن و صالح براى تربیت بدنى و تمرینات ورزشى جوانان مستعد و علاقه مند

ـ فراهم ساختن امکانات براى جوانان علاقه مند به ورزش از طریق خود یارى مؤمنین محل

ـ تشکیل تیم هاى ورزشى از جوانان عضو کانون هاى فرهنگى مساجد و انجمن هاى مذهبى مناطق

ـ همکارى هیات و انجمن هاى مذهبى محله هاى شهرى و روستایى با تیم هاى ورزشى مختص جوانان

ـ برگزارى مسابقات محلى بین کانون هاى فرهنگى مساجد در امور ورزشى و سرگرمى هاى سالم

ـ حضور امام جماعت مساجد در مراسم اهداى جوایز و ورزشکاران برگزیده در مسابقات ورزشى

ـ همراهى امام جماعت مسجد با کوهنوردان جوان براى آموزش هاى دینى در جریان کوهپیمایى

ـ استفاده از وجوهات شرعیه براى پوشش فعالیت هاى ورزشى و سرگرمى هاى سالم جوانان محلّه

ـ استفاده از کمک هاى مردمى اماکن مذهبى و مشاهد مقدسه براى پوشش امور فراغتى جوانان

ـ فراهم ساختن امکانات و وسایل زیارتى ورزشکاران به مشاهد مقدسه و امکان متبرکه کشور

ـ جمع آورى وجوهات شرعیه و کمک هاى مردمى انجمن هاى مذهبى جهت ایجاد تأسیسات ورزشى

ـ توسعه و تجهیز مکان هاى ورزشى ویژه جوانان به کمک در آمدهاى سازمان حج و اوقاف و امور خیریه

ـ مجهز ساختن پایگاه هاى مقاومت بسیج به کامپیوتر براى بازى ها و سرگرمى هاى فکرى جوانان

ـ استفاده از تلویزیون و ویدئو براى نمایش مسابقات ورزشى ملى و جهانى در مساجد و انجمن ها

ـ برگزارى اردوهاى ورزشى و تفریحى جهت ایجاد سرگرمى هاى سالم و مفرّح براى جوانان منطقه

ـ تأسیس زورخانه براى تعمیم ورزش باستانى و روحیه پهلوانى در فضاى فرهنگى مساجد

ـ نمایش حرکات موزون ورزشى به مناسبت اعیاد و جشنهاى ملى و مذهبى در کانون هاى فرهنگى مساجد

ـ تهیه ابزارها و وسایل بازى فکرى و سرگرم کننده براى کانون هاى فرهنگى مساجد و مراکز دینى

برنامه محیط هاى شغلى و ادارى

ـ ایجاد تعادل و توازن در فعالیت هاى ورزشى، استراحت و کار و تلاش جوانان در محیط کار و شغل

ـ آموزش ورزش هاى رزمى و دفاعى به کارگران و کارمندان جوان در محیط هاى شغلى و ادارى

ـ تهیه وسایل و ابزارهاى لازم براى بازى هاى فکرى کارمندان و کارگران در محیط هاى شغلى و ادارى

ـ اختصاص مکان هاى ورزشى و تفریحى در دستگاه هاى دولتى براى استفاده جوانان در اوقات فراغت

ـ افزایش قابلیت ها و تقویت توانایى هاى جوانان در ایجاد سرگرمى هاى ساده و ایجاد تنوع در فعالیت ها

ـ تخصیص سالنى در محل اشتغال جوانان براى سرگرمى و ایجاد تنوع در فعالیت هاى روزمره

ـ ایجاد فرصت براى استفاده جوانان شاغل از برنامه هاى ورزشى صدا و سیما در اوقات فراغت

ـ برگزارى مسابقات ورزشى براى کارکنان مؤسسات ادارى و شغل در تعطیلات هفتگى و سالانه

ـ احیا و تقویت ورزش هاى سنّتى خصوصاً کشتى براى جوانان در واحدهاى ادارى و شغلى

ـ ساماندهى به فعالیت داوطلبانه جوانان شاغل جهت تشکیل تیم هاى ورزشى در رشته هاى مختلف

ـ تنظیم برنامه هاى اردویى براى ورزشکاران برگزیده در مسابقات ورزشى مؤسسات و ادارات دولتى

ـ تأسیس زورخانه در مجتمع هاى ادارى و شغلى براى تمرینات ورزشى کارمندان و کارگران جوان

ـ همکارى داوطلبانه کارمندان و کارگران در تزیین و زیباسازى جلوه هاى ظاهرى محیط کار و شغل

ـ اجراى نمایش هاى جذاب در محیط هاى شغلى و ادارى براى سرگرمى و نشاط کارکنان جوان

ـ فراهم ساختن امکانات بازدید از نمایشگاه ها و موزه هاى مردم شناسى براى جوانان شاغل

ـ برگزارى جشنواره هاى ورزشى براى کارمندان و کارگران جوان در مؤسسات ادارى و شغلى (فصلى)

ـ تنظیم قراردادنامه هاى دوره اى جهت استفاده کارمندان و کارگران از امکانات مؤسسات ورزشى

ـ ایجاد گلستان ها و فضاهاى سبز در محیط هاى شغلى براى استفاده جوانان شاغل و اوقات فراغت

ـ تهیه وسایل و امکانات براى سرگرمى هاى سالم و تفریحى جوانان در محیط هاى نظامى و انتظامى

ـ برگزارى مسابقات و جشنواره هاى ورزشى در محل استقرار نیروهاى نظامى و انتظامى (فصلى)

ـ ایجاد فضاهاى ورزشى و تفریحى در پادگان ها براى سرگرمى و استفاده سربازان و درجه داران

ـ فراهم ساختن امکانات و تفریحات سالم فکرى و جسمى براى سربازان و درجه داران جوان

ـ تشکیل تیم هاى کوهنوردى جهت تأمین صلابت و استوارى جسم و سلامت روانى نسل جوان

ـ تنظیم برنامه جهت استفاده سربازان و درجه داران از میدان هاى اسب سوارى و تیراندازى

برنامه نهادهاى مرده

ـ برنامه ریزى در خصوص ایجاد فضاهاى فرهنگى ـ ورزشى سالم جهت اشاعه ورزش بین جوانان

ـ همکارى با مسئولان اردوگاه هاى تربیتى در جهت فراهم ساختن امکانات اردوهاى ورزشى جوانان

ـ همکارى با سازمان هاى ذیربط در تأسیس مکان ورزشى ویژه دختران جوان در مناطق شهرى و روستایى

ـ ارتباط با مراکز فرهنگى و آموزشى در جهت تأمین تدارکات ورزشى براى ورزشکاران بى بضاعت

ـ کمک به انجمن هاى ورزشى به منظور تأمین اعتبارات و هزینه هاى لازم براى ورزش همگانى

ـ همکارى تدارکاتى براى برگزارى نمایش هاى ورزشى (سیرک) در مراکز آموزشى و فرهنگى کشور

ـ همکارى با شهردارى ها در ایجاد کانون هایى براى جوانان محلات و فراهم ساختن امکانات تفریحى آن

ـ همکارى با نیروهاى انتظامى جهت اداره ورزشگاه ها در جریان برگزارى مسابقات ورزشى جوانان

ـ واگذارى مقطعى تأسیسات نهاد هاى مردمى براى ورزش و تفریحات سالم جوانان در روز هاى تعطیل

ـ همکارى با مراکز آموزشى و تربیتى در توسعه و تجهیز کانون هاى فرهنگى براى فعالیت هاى فوق برنامه

ـ کمک به تیم هاى ورزشى محلات و مناطق در تأمین تدارکات اساسى برگزارى مسابقات ورزشى

ـ کمک به جوانان داوطلب در حفظ محیط زیست و ایجاد فضاهاى سبز و دلپذیر در مناطق شهرى

ـ همکارى با بهداشتیاران در خصوص تأمین کمک هاى اولیه بهداشتى براى جوانان ورزشکار

ـ تلاش در جهت شناسایى انواع ورزش هاى سنّتى و مردمى رایج در مناطق روستایى و عشایرى کشور

ـ تأمین بخشى از هزینه هاى برگزارى مسابقات ورزشى جوانان در مناطق روستایى و عشایرى کشور

ـ همکارى با سازمان تربیت بدنى جهت برگزارى جشنواره هاى ورزشى در جشن ها و اعیاد ملى و مذهبى

ـ برگزارى جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى در مناطق مختلف کشور متناسب با شرایط اقلیمى و فرهنگى

ـ تشویق و قدردانى از ورزشکاران نمونه و ممتاز در مناسبت هاى فرهنگى و اجتماعى (جشن ها و اعیاد)

ـ همکارى با سازمان تربیت بدنى جهت احداث مکان هاى ورزشى براى جوانان ورزشکار مناطق محروم

ـ تزیین و زیباسازى جلوه هاى ظاهرى کوچه هاى محلات به کمک جوانان داوطلب و ساکنان مناطق

ـ اهتمام نسبت به ورزش معلولان و جانبازان از طریق همکارى فعال با بنیاد جانبازان انقلاب اسلامى

ـ همکارى با نهادهاى فرهنگى در برگزارى گردشها و اردوهاى برون شهرى براى جوانان مناطق مختلف

ـ ایجاد کلبه هاى طعام در ورزشگاهها و مسیرهاى کوهپیمایى با همکارى دستگاه هاى ذیربط

ـ همکارى با سازمان زندان ها و کانون هاى اصلاح و تربیت در تأمین تدارکات ورزشى براى جوانان بزهکار

صدا و سیما

ـ تبلیغ در خصوص تعمیم و اشاعه ورزش و تفریحات سالم بین نسل جوان (بسیج ورزشى)

ـ تبلیغ و اشاعه فرهنگ سالم ورزشى و حاکمیت اخلاق بر فعالیت هاى ورزشى و تفریحى جوانان

ـ ترغیب ورزشکاران جوان به حفظ و پاسدارى از ارزش هاى اسلامى در فعالیت هاى ورزشى

ـ تبلیغ در جهت دمیدن روحیه تعهد، تعاون، همیارى و همکارى گروهى در جوانان ورزشکار

ـ تقویت روحیه حق طلبى و ستم ستیزى جوانان ورزشکار و تشویق آنان به گذشت و فداکارى در جوانان

ـ آموزش شیوه هاى سالم سازى جسم و روان در جریان فعالیت هاى زندگى، ورزش و تفریحات

ـ تأکید بر اجتناب جوانان از بطالت و بیکارى و تحذیر آنان از سرگرمى هاى تحذیرى و اعتیاد

ـ ترغیب و تشویق جوانان به ایجاد سرگرمى هاى سازنده و نشاط انگیز براى گذران مفید اوقات فراغت

ـ تخصیص برنامه براى ورزش صبحگاهى و ترغیب جوانان به آماده سازى بدن براى فعالیت روزانه

ـ تهیه و تنظیم برنامه هاى اساسى در خصوص آموزش فنون و مهارت هاى ورزشى به نسل جوان

ـ تهیه گزارش مصوّر از ورزش هاى سنّتى جهت تبلیغ و اشاعه ورزش هاى محلى و پهلوانى کشور

ـ تشویق جوانان به ورزش هاى کوهستانى و رزمى جهت افزایش قدرت و مقاومت بدنى آنان

ـ تهیه فیلم هاى کوتاه از زندگى و سیره جوانمردان و قهرمانان ورزشى (الگوسازى در ورزش)

ـ پخش مسابقات ورزشى ویژه جوانان در سطح مدارس، دانشگاه ها و محیط هاى ورزشى و تربیتى

ـ تهیه گزارش ویژه از جریان مسابقات منطقه اى و کشورى جوانان در اردوگاه هاى ورزشى و تربیتى

ـ مراعات اعتدال در تفسیر مسابقات ورزشى و اجتناب از تبلیغات کاذب و هیجان انگیز در ورزش

ـ پخش مستقیم مسابقات ملى و جهانى در یکى از شبکه هاى تلویزیونى و صداى جمهورى اسلامى

ـ پخش اخبار ورزشى دختران و برنامه هاى هفتگى با توجه به موازین اخلاقى و احکام شرعى

ـ پخش گزارش مصوّر جشنواره هاى فرهنگى ـ ورزشى براى سرگرمى جوانان در اوقات فراغت

ـ معرفى ورزشکاران قهرمان و نمونه مناطق مختلف کشور جهت الگوسازى ورزشى براى جوانان

ـ انعکاس اخبار و گزارش هاى مربوط به فعالیت هاى ورزشى جوانان در مناطق روستایى و عشایرى کشور

ـ تهیه گزارش مصوّر جهت انعکاس آخرین رویدادهاى ورزشى در برنامه هاى ویژه جوانان

ـ تهیه گلچینى از مسابقات و رویدادهاى ورزشى جهان براى سرگرمى جوانان در اوقات فراغت

ـ برگزارى میزگردهاى ویژه جوانان جهت بررسى و تفسیر رویدادهاى مهم ورزشى ایران و جهان

برنامه مطبوعات و نشریات

ـ تبلیغ در خصوص اشاعه ورزش همگانى و آمیختن فعالیت هاى ورزشى با آموزش هاى اخلاقى

ـ تبلیغ در جهت ایجاد تعادل روانى در جوانان و جلوگیرى از هدف شدن ورزش در زندگى آنان

ـ آموزش والدین و مربیان در جهت شیوه هاى تنظیم برنامه زندگى و فعالیت هاى فراغتى و تفریحى جوانان

ـ تهیه مقالات علمى در خصوص معرفى انواع رشته هاى ورزشى به جوانان مشتاق و علاقه مند

ـ ترغیب جوانان به تلاش در جهت احیاى ورزش هاى محلى و سنّتى سازگار با فرهنگ اسلامى

ـ تبلیغ در جهت ترغیب جوانان به فعالیت هاى ورزشى به منظور نجات از بطالت و انحرافات اجتماعى

ـ طبع و نشر مقالاتى در زمینه تقویت روحیه حق طلبى، آزادگى، گذشت و جوانمردى در جوانان

ـ تدوین اصول و ضوابط شرعى و شیوه هاى حاکمیت اخلاق اسلامى بر محیط هاى ورزشى و تفریحى

ـ طرح و تبیین آثار مفید تعاون و همکارى جمعى و آثار منفى تکروى و خود محورى در فعالیت هاى ورزشى

ـ طرح و تبیین جاذبه هاى صادق و کاذب ورزش در جهت هدایت فکرى و فرهنگى نسل جوان

ـ اجتناب از بت سازى قهرمانان ورزشى و پرهیز از ایجاد هیجانات کاذب و مقطعى در تبلیغات ورزشى

ـ طرح نیازها و گرایش هاى فراغتى و ورزشى جوانان به کمک بررسى ها و نظرخواهى هاى علمى از نسل جوان

ـ طرح زندگینامه و سجایاى اخلاقى جوانمردى و ورزشکاران پیشکسوت براى الگوسازى در عالم ورزش

ـ تهیه گزارش مصوّر از فعالیت هاى ورزشى جوانان در مناطق شهرى، روستایى و عشایرى کشور

ـ انعکاس اخبار و رویدادهاى ورزشى ایران و جهان در روزنامه ها و نشریات هفتگى و ادوارى

ـ اختصاص صفحاتى از روزنامه ها و نشریات هفتگى به ورزش جوانان در مناطق روستایى و عشایرى

ـ تنظیم برنامه هاى بهداشت جسمى و روانى براى آمادگى جوانان در فعالیت هاى ورزشى و تفریحى

ـ معرفى پارک ها و تفرّجگاه هاى سرسبز و طبیعت سرشار از زیبایى و طراوت ایران به جوانان

ـ تهیه خبر وگزارش مستند از آخرین دستاوردها و پیشرفت هاى ورزشى جوانان در سطح جهانى

ـ معرفى جوانان ورزشکار و نمونه براى تشویق و تجلیل از مقام و منزلت آنان در جامعه ورزشى

ـ آموزش و تربیت عکاس و خبرنگار ورزشى از جوانان مشتاق و علاقه مند به ورزش در مناطق مختلف

ـ انتشار مجلات ورزشى براى جوانان جهت پوشش اخبار ورزشى آنان در سراسر کشور

ـ انتشار مجله «ورزش دختران» براى تشویق و ترغیب دختران به ورزش و تربیت بدنى

ـ تهیه خبر جهت انعکاس فعالیت هاى ورزشى جانبازان و معلولان در بخشى از نشریات هفتگى

منبع: جوانان و تجربه زندگی در اوقات فراغت؛ ص ۱۵ – ۲۳

نوجوانان و اعتیاد اینترنتى

مقدمه

زیر چشم هایش گود افتاده است. صورتش تکیده و خسته است. وقتى همه خوابند او بیدار است و وقتى همه بیدارند، او چرت مى زند. سر کارش تمرکز ندارد، بى حوصله است؛ حوصله آدم‌هاى دور و برش را ندارد. دلش مى خواهد ساعت‌ها تندتر بگذرند و او هر چه زودتر به خلوت اتاقش برسد؛ به دکمه‌هایى که او را به خود مى خوانند، به دریچه‌اى که چهره دیگرى از دنیا را به او نشان مى دهد. او بى قرار این دنیاى مجازى است. او همه علامت‌هاى یک معتاد را دارد. او یک معتاد اینترنتى است. بى تردید، اینترنت در زندگى افراد جامعه، تغییر اساسى به و جود آورده است. این تغییر را مى توان با اختراع تلفن در اوایل قرن بیستم و اختراع تلویزیون در دهه پنجاه مقایسه کرد. اینترنت، بشارت دهنده کم کردن فاصله‌ها و گسترده کردن روابط میان آدمیان شده است. اما امر متناقض این است که خود این تکنولوژى گاه موجب تقلیل و افت سایر روابط اجتماعى شده و تنهایى فرد را بیشتر کرده است. اینترنت مى تواند گریزگاهى براى کسانى که از مشکلات روانى رنج مى برند و دچار تشویش، افسردگى و بى اعتمادى به نفس هستند نیز باشد. ارتباط مجازى از طریق اینترنت، محملى را براى گریز از واقعیت و وسیله‌اى براى ارضاى نیازهاى هیجانى و روانى به وجود آورد. کسى که در روابط واقعى بین فردى توفیق چندانى نداشته، اکنون از این طریق قادر مى شود بى آن که چهره خود را برملا کند و نام خود را بگوید، روابط گسترده‌اى را برقرار نماید و احساسات خویش را بروز دهد. پیامدش این است که منجر به ایجاد توهم صمیمیت مى شود و وقتى واقعیت خارج، محدودیت‌هاى خود را نشان مى دهد، واکنش‌هاى نا امیدانه‌اى را در فرد ایجاد مى کند.

آثار اجتماعى و روانى

اعتیاد به اینترنت نیز مانند اعتیاد به مواد مخدر، الکل، سیگار یا کافئین، با علایمى هم چون افزایش نوسانات اخلاقى، سخن نگفتن با دیگران، قطع روابط اجتماعى، کم خوابى، نگرانى و استرس در کنار ضعف بینایى همراه است. کودکان و نوجوانانى که به اینترنت دلبستگى فراوان پیدا مى کنند و در حقیقت به آن معتاد مى شوند، و براى ارضاى خود ساعت‌هاى متوالى، بدون وقفه روى خط باقى مى مانند و زمانى که امکان دسترسى به اینترنت را نداشته باشند، دچار تشویش، لرزش دست و عصبانیت مى شوند، استراحت و آرامش را فرا موش مى کنند و به اینترنت و وسوسه‌هاى آن فکر کرده و خیال‌پردازى مى کنند.

غریبه در خانواده

در درجه نخست، وقتى یک نفر در محیط خانواده معتاد به استفاده از اینترنت باشد، فرصت برقرارى تعامل با سایر اعضاى خانواده را از دستم مى دهد. همین امر موجب تشکیل یک چرخه معیوب مى شود که فرد، هر روز بیشتر از گذشته، از نظر عاطفى و روانى از سایر افراد خانواده فاصله بگیرد و به تنهایى خود و استفاده از اینترنت پناه برد. این کم شدن روابط به نوبه خود موجب مى شود فرد، مهم ترین منبع حمایت اجتماعى خود را تضعیف کرده یا احیاناً از دست بدهد. از سوى دیگر با گسستن و تضعیف رابطه بین زن و شوهر یا والدین و فرزندان، آن‌ها به جاى ارتباط با هم، شنیدن حرف‌هاى هم دیگر و گوش سپردن به درد دل عضو دیگر خانواده، محو فضاى مجازى اینترنت شده و سعى مى کنند تا خلا عاطفى به وجود آمده را با حضور شخص دیگرى پر کنند.

اُفت تحصیلى

بر اساس نظر سنجى‌هاى انجام شده در مدارس آمریکا، ۸۶ درصد از معلمان بر این باورند که استفاده از اینترنت باعث شده تا دانش آموزان در انجام تکالیف درسى خود کوتاهى کنند. نظر سنجى دیگرى نیز نشان مى دهد ۵۸ درصد از دانش آموزانى که در استفاده از اینترنت زیاده روى مى کنند، افت تحصیلى داشته‌اند. استفاده بیمارگونه از اینترنت، نوجوانان را از فعالیت‌هاى مفید و سازنده‌اى همچون انجام فعالیت‌هاى درسى، ورزش کردن و ارتباط با دوستان و هم سالان باز داشته ودر فرآیند اجتماعى شدن آن‌ها مداخله مى کند.

کار یا سرگرمى

برخى از افراد به جاى آن که در ساعات کارى به وظایف خود بپردازند، وقتشان را با سایت‌هاى اینترنتى و سرگرمى‌هاى آن مى گذرانند. در مشاغلى که احتیاج به تمرکز و دقت فوق العاده دارند، خطاى فردى مى‌تواند اثر‌هاى جبران‌ناپذیرى داشته باشد. این که تمام ذهن و فکر فرد، معطوف به اینترنت و استفاده از آن باشد، مى تواند درصد احتمال خطا را بالا ببرد. از سوى دیگر، فرد معتاد به اینترنت چون تمام انرژى ذهنى‌اش را روى استفاده از اینترنت سرمایه‌گذارى مى کند، دیگر توانایى تفکر خلاقانه، ارایه راه حل‌هاى ابتکارى را نخواهند داشت. گرچه ممکن است بهانه این افراد براى استفاده از اینترنت، دست یابى به اطلاعات مورد نیاز باشد، اما در عمل این گونه افراد جز پرسه زدن بى هدف در سایت‌هاى گوناگون، کار دیگرى انجام نمى دهند.

علایمى براى هشدار

شخص معتاد، اینترنت را به شرکت در فعالیت‌هایى که پیش از این، مورد توجه اش بوده، با ارتباط با اعضاى خانواده و دوستان ترجیح مى دهد و بیشتر مایل است با افراد جدیدى که توسط اینترنت پیدا کرده ارتباط برقرار کند. روزى چندبار و به طور مرتب، پست الکترونیکى خود را چک مى کند و هنگام اتصال، متوجه گذشت زمان نیست. از خواب و استراحت صرف نظر مى کند و بدون اینترنت، حالت آشفتگى، عصبانیت، بد اخلاقى و در نهایت افسردگى پیدا مى کند و زمانى که این امکان فراهم شود، تمام حالت‌هاى فوق در او از بین مى‌رود.

وداع با اخلاق!

دسترسى از طریق اینترنت به عکس‌هاى مستهجن، از جمله مواردى است که جنبه اعتیادآور پیدا مى کند و ذهن بسیار ى از والدین را به خود مشغول کرده است. حتى اگر کودکان در استفاده از اینترنت زیاده روى نکنند، یک جست و جوى ساده براى دست یابى به مطالب مفید، ناخود آگاه مى تواند پایگاه‌هاى غیر اخلاقى را ظاهر نماید. انبوه نامه‌هاى الکترونیکى، همچون سیل به صندوق پست الکترونیکى کودکان سرازیر میشود که همه گونه اطلاعات و مطالب در این زمینه را ارایه مى دهند. البته راه‌هایى هم چون استفاده از نرم افزارهاى کنترلى وجود دارد. اغلب برنامه‌هاى پست الکترونیکى نیز قابلیت فیلتر و مسدود کردن نامه‌هاى گوناگون را دارند.

جاده پیشگیرى و درمان

در صورت بروز هر کدام از علایم اعتیاد، منع کامل دسترسى به اینترنت نیاز نیست و توصیه نیز نمى شود. بلکه ایجاد ساختار ى که در نهایت به کاهش این دسترسى تا مرز اعتدال منجر شود لازم است. براى مثال، استفاده یک نوجوان از شش ساعت در روز، به یک ساعت کاهش یابد. استفاده از وسایلى مثل ساعت زنگ دار براى نشان دادن مدت زمان اتصال در اتاق فرزندتان مى تواند مفید باشد. بهتر است در ازاى کاهش اتصال به شبکه، براى او پاداشى در نظر بگیرید یا در صورت تخلف، مجازاتش کنید. اگر رایانه فرزندان در محل مجزا قرار دارد، انتقال آن به مکانى مثل آشپزخانه، اتاق ناهارخورى یا هر مکانى در منزل که به راحتى بتوان رایانه را مشاهده کرد مى تواند به شما کمک کند. تهیه فهرستى از فعالیت‌هاى جایگزین، مفید است. به تناوب استفاده از اینترنت را با دیگرسرگرمى‌هاى جذاب جایگزین کنید. استفاده افراطى از اینترنت، مى تواند پوششى براى مشکلات گوناگونى باشد که فرزندتان با آن روبه روست و در این حالت، نیاز به درمان‌هاى خارج از خانه به کمک متخصص احساس مى شود. در این حالت مى توانید از مشاوران مدرسه یا مراکزدرمانى کمک بگیرید.

البته مراکز درمان اعتیاد به مواد مخدر و الکل نیز مى تواند کمک فکرى بکند. روشن است که تجربه‌هاى آن‌ها درخور اعتیاد اینترنتى نیست؛ ولى مى توانند اطلاعات ارزشمندى در اختیار شما قرار دهند. البته مراکز درمان این گونه از اعتیاد را مى توانید روى اینترنت بیابید؛ به شرط آن که خود دچار اعتیاد نشوید!

موسى کریمى نیا

منبع: مجله دیدار آشنا؛ فروردین ـ اردیبهشت ۸۵

هنر براى جوانان

در کشورى همچون ایران، با آن پیشینه کهن تاریخى و وجود مردمى با درک و احساس بالا که ویژه‌ شرقى‌هاست و همچنین ایجاد تحولات عمیق فکرى در چند دهه اخیر، این وظیفه را بر دوش هر شهروندى قرار مى‌دهد که گامى هر چند کوتاه در راستاى حرکت‌هاى رو به رشد فرهنگى جامعه بردارد. من نیز به نوبه خود، این وظیفه را پاس داشته تا به ضرورت و جایگاه تئاتر کودک و نوجوان به‌ عنوان یک مسئله جدى نگاهى هر چند ناتمام داشته باشم. هنر کودکان در محیط هنرى ،مقام نامشخصى دارد ولى با این وجود، نمى‌توان منکر هنر کودکان شد. بنابراین بر ماست که در جهت رشد، شکوفایى و بارورى هرچه بیشتر کودک و نوجوان و در راستاى اهداف آموزشى و تربیتى گام برداریم.

به‌طور کلى دنیاى کودکان، دنیاى پررمز و رازى است که با ریزبینى‌هاى خاص، مى‌توان پى به تمام وجود آن برد. در اینجا سعى شده است تا مطالعه کلى در ابعاد مختلف هنر کودکان به عمل آید.

حال مشکلاتى جهت پیشبرد این هدف نیز وجود دارد که نویسنده را بر این داشته است که از مخاطب خود، سوالات جدى‌ترى را مطرح نماید که آیا برگزارى جشنواره‌ها حتى اگر خوب هم اجرا شده باشند، متاسفانه جرقه‌اى بیش نبودند که به سرعت خاموش شده‌اند و یا آن که در حالى که نسل سازنده جامعه، جوانان مى‌باشند و شکل‌گیرى شخصیت جوانان، در گرو تربیت و سلامت نسل قبل از خود یعنى همین کودکان و نوجوانان مى‌باشند، آیا بهتر نیست کارهاى پایه و اساسى را بر این نسل استوار سازیم و یا این که متاسفانه ما از پیشرفت تئاتر کودک و نوجوان در دنیا و جهان، اطلاع چندانى نداریم؛ زیرا سازمانى که متولى این امر باشد، در ایران وجود ندارد و به تناسب اهمیت و ضرورت نقش کودک و نوجوان در ساختار جامعه از لحاظ پژوهش علمى و تحقیقاتى شکل نگرفته است و این باعث مى‌شود که رخدادهاى جهان پیرامون ما ناشى از تحقیقات و پژوهش‌ها همواره از رسانه‌هاى شنیدارى و نه دیدارى و به خصوص هنر نمایش بى‌بهره بماند.

آنچه در فرهنگ و سنت ایرانى که نه به لحاظ علمى بلکه از لحاظ عملى که در قالب بازى‌هاى کودکان و نوجوانان مى‌توانستند در تربیت و باورپذیرى و حتى مسئولیت‌پذیرى کودکان و نوجوانان نقش بسزایى داشته باشند، متاسفانه به گونه‌اى رو به نابودى گذاشته شده‌اند و ما نه تنها جایگزین مناسبى براى آنها ایجاد نکرده‌ایم، که کودک را با ذهنى متفاوت متغیر و بیگانه با فرهنگ و سنت و حتى ملیت خود حرکت داده‌ایم و متاسفانه رسانه‌هاى تصویرى در جهت ناباورى و عدم اعتماد به نفس و حتى در پاره‌اى از موارد بیگانه‌سازى کودک از فرهنگ و اصالت، گام بر مى‌دارند و نقش کودک در این رسانه‌ها را بسیار کمرنگ و گاهى بى‌رنگ مى‌بینیم. در صورتى که رسانه تصویرى که مى‌تواند جایگاه بسیار رفیع و مطمئن و نقش بسزایى در تاثیرگذارى فرهنگ و تعلیم و تربیت داشته باشد، متاسفانه در جهت خلاف و متضاد با آن حرکت مى‌کند و على‌رغم این که در هزاره سوم مى‌باشیم، هنوز تقسیم‌بندى درستى از بازى متناسب با سنین کودک نداریم.

حال باید بدانیم که: کودکان، معمولا طبعى جویا و ذهنى، سازنده و روشن دارند. به همین سبب، مى‌کوشند تا ابعاد مجهول را بشکنند.

– تئاتر در تمام مراحل زندگى حتى در سنین بالا، مى‌تواند وسیله موثرى براى اعتماد روحى انسان باشد و در مورد کودکان مى‌توانیم بگوییم که براى تربیت روانى و تکامل فکرى آنها وسیله‌اى بسیار موثر و مفید است.

– هدف از تئاتر کودکان، یاد دادن تئاتر کودک نیست بلکه کاملا جنبه‌هاى پرورشى و روانشناختى خود دارد.

– در تحلیل و بررسى آثار کودک، بایستى بناى کار بر شرایط و زندگى اجتماعى باشد و تنها مى‌توان از این راه معلوم کرد تجربیات در زندگى چه اثرى در ذهن و کار آنها دارد.

– کودک خود را سانسور نمى‌کند و هر چه در ذهنش دارد، صادقانه بیان مى‌کند.

– عیب‌جویى و اشتباه نسبت به درک یک نمایش کودک، اولین سانسور را در زندگى کودک مى‌کند.

– بزرگترها تلاش مى‌کنند آنچه را که تجربه کرده‌اند، به بچه‌ها بیاموزند اما کودک، آنها را با تجربه‌هاى شخصى خود در هم مى‌ریزد.

– همان‌طور که کودک به محبت، نوازش، تشویق و تنبیه غیر از تنبیه بدنى نیاز دارد، درک مسائل اجتماعى نیز براى او از جمله نیازهاست.

– هر کودکى که نتواند به راحتى احساس خود را بازگو کند و در گفتار و بیان خود ترس و تردید و شرمندگى کند،‌ از کار واهمه داشته باشد و در برقرارى ارتباط با اطرافیان یا بچه‌هاى دیگر تمایل از خود نشان ندهد یا نتواند در این راه پیش‌قدم شود، کمرو و گوشه‌گیر خواهد شد.

نمایش کودک، نقش ارزنده‌اى در آموزش و شیوه زندگى فردى و رفتار اجتماعى و آموزشى و قانون و مقررات آموزش و پرورش، آموزش اخلاق، تبدیل خواسته‌ها و عقده‌گشایى‌ها و ایجاد عادات مفید دارد. نمایش، به کودک مى‌آموزد که زندگى، همیشه بردن نیست بلکه برخى اوقات، با باخت همراه است. پس نباید دلسرد شود بلکه باید حرکت کند و فعالیت تازه‌ترى از خود بروز دهد.

حال بایستى گفته شود که وظیفه اصلى یک هنرمند آگاه، انتخاب حرکت‌هاى بالنده در هنر است و نقش اصلى یک هنرمند، بیان واقعیت‌ها در جامعه نیست بلکه هنرمند در قلمرو و فکر آنان، باید به سمت درهم شکستن واقعیت‌ها پیش رود.

به عبارت دیگر، نگرش‌هاى واقعى در نمایش کودکان به وسیله بزرگترها به آنها تحمیل مى‌شود که این نوع بینش، هیچ رابطه‌اى با شخصیت درونى کودک ندارد و بدین جهت، بررسى نمایش کودک جز با علم روانکاوى و روانشناختى نتیجه زیانبارى در جامعه به جاى مى‌گذارد.

از بین بردن احساسات کودک، ممکن است منجر به امراض عصبى گردد. اهمیت تاثیر افکار، بستگى به وضع طبقاتى افراد دارد و باید به هر کودک، اجازه استقلال داده شود.

در نظر داشته باشیم که یادگیرى و نوآورى‌هاى کودکان، تنها وسیله نمایش نیست بلکه تعداد زیادى از کودکان، به وسیله بازى و نقاشى و اسباب‌بازى‌‌هاى خود، دنیاى آینده را ترسیم مى‌کنند. مثلا دختران با عروسک‌هاى خودشان، آینده زیبایى براى زندگى خود ترسیم مى‌کنند. پس در انتخاب نمایش، بایستى از کودک خود خواست تا نظر بدهد و هیچ‌گاه نظر خود را به وى تحمیل نکنیم. بیشتر معلمان سعى مى‌کنند از ساعت این درس “هنر”‌، به‌ عنوان ساعت کمکى براى جبران عقب‌ماندگى یا تقویت درس‌هایى مانند ریاضى و علوم و… استفاده کنند.

والدین نیز در خانه، به هنر به‌ عنوان یک سرگرمى و یا گذراندن اوقات فراغت کودکان خود نگاه مى‌کنند و به ارزش و اهمیت این رشته توجه ندارند. اگر نمایش در مدارس، به اندازه درس‌هاى دیگر اهمیت داشت یا والدین در خانه، به آن اهمیت مى‌دادند نه تنها به پیشرفت کودکان در همه زمینه‌ها کمک مى‌کرد بلکه باعث تقویت دروس دیگر نیز مى‌شد.

بررسى تئاتر و درک آن باعث انعکاس نیازها، رشد تفکر و به دست آوردن تجربه‌هاى بسیارى مى‌شود.

تئاتر کودک، به ما کمک مى‌کند به درون خلوت آنها راه پیدا کنیم و از احساسات و نیازها و کمبودهایشان آگاه شویم تا بهتر بتوانیم براى رفع نیازها و بروز صحیح احساساتشان برنامه‌ریزى کنیم.

– به درک و ارزیابى کودکان از مسائل محیط اطراف و اطرافیانشان پى مى‌بریم.

– به نحوه تفکر کودکان پى برده تا بتوانیم بسترى براى رشد و پرورش خلاقیت آنها آماده کنیم.

– به کشمکش‌ها و دلهره‌هاى درونى کودکان پى برده و با شناخت علت آنها سعى مى‌کنیم با رفع آن به کودکان خود کمک کنیم، آنها وقتى دلهره‌هایشان را پس از دیدن یک نمایش به ما منتقل مى‌کنند احساس آرامش و راحتى بیشترى مى‌کنند.

ما بر آنیم تا از طریق هنر نمایش و به ویژه نمایش کودک و نوجوان، کلیه راهها و خطوط موردنظر و توجه کودکان را براى آنها ترسیم کرده و منقوش سازیم و آنگاه با توجه به گرایش،‌علاقه‌مندى و آمال و آرزوهاى کودکان و نوجوانان مسیرى درست براى حال و آینده او که همانا شکل‌گیرى شخصیت فردى و اجتماعى کودک و نوجوان، مى‌باشد ترسیم نماییم. در واقع ما آنچه را که از وى آموخته و دریافته‌ایم، به‌طور منظم و علمى به خود وى (کودک و…) تحویل مى‌دهیم و در اینجا نقش و مشارکت آنها قابل توجه و دقت است. در واقع این یک ارتباط کاملا دوجانبه است که در مسیر حرکت شکل گرفته،‌ تکمیل شده و به اجرا در مى‌آید.

شهره‌ گل‌محمدى
منبع: روزنامه رسالت ،شماره۶۳۳۴

 

سبک زندگی رضوی و اوقات فراغت

مفهوم‌شناسی اوقات فراغت

از دیگر امور زیربنایی و اساسی در مدیریت اوقات فراغت، درک و فهم صحیح از اوقات فراغت است. شناساندن معنا و مفهوم صحیح فراغت به مردم، آن هم به صورت یک سنّت و فرهنگ‌سازی عمیق، خود از عوامل مهمّ استفاده بهینه از این اوقات است. بسیاری از افراد و خانواده‌ها، تصوّرشان از اوقات فراغت بسیار سطحی است. آنان این فرصت‌ها را فرصت‌های بیکاری به معنای بیهوده‌گذرانی و سرگرمی‌های لغو و بی‌حاصل تلقّی کرده‌اند، در نتیجه در ایّام فراغت، فرزندانشان را به اختیار خود رها کرده و خودشان نیز در شهر دیگر و در سفر به سر می‌برند، غافل از آن که فرزندانشان در خانه و یا محیط‌های دیگر به امور بیهوده و گاه مبتذل مشغول می‌شوند.

فراغت در نظر اینان، به مفهوم بطالت، تنبلی و سستی بوده، لذا خویشتن را منفعلانه به دست زمان می‌سپارند. این گونه برخورد با اوقات فراغت، زمینه‌ساز رکود، فساد و افتادن در منجلاب فساد است؛ زیرا آنچه موجب رکود است، سکون و بی‌حرکتی است؛ آن چنان که اگر آب در یک جا بی‌حرکت بماند، به لجنزار بدل می‌گردد.

مفهوم صحیح اوقات فراغت

فراغت که در لغت به معنی آسایش و آسودگی از کارهای الزام‌آور تعریف شده، در مفهوم صحیح‌اش عبارت است از: مشغول شدن به فعالیت‌های خودجوش و مطلوب و دوست داشتنی؛ فعالیت‌هایی که دو ویژگی اصلی آنها آزادی و تنوّع است.

این مفهوم اوقات فراغت، جزء غنی‌ترین اوقات زندگی انسان است و انسان را به نیازهای درونی، خودسازی و خودشناسی فرامی‌خواند.۱

آیا در «فرهنگ اسلامی» چیزی به نام اوقات فراغت وجود دارد؟

بدون تردید در زمان‌های گذشته، فراغت به معنای امروزی آن وجود نداشته و انسان‌ها، که بیشتر در دل طبیعت زندگی می‌کردند، در همان جا هم ساعاتی به استراحت مشغول می‌شدند و تجدید قوا می‌نمودند. در نظر آنان بین کار و تفریح یک همبستگی ناگسستنی وجود داشت. با پیدایش و رواج شهرنشینی و گسترش شهرها و صنعتی شدن جوامع، چون انسان‌ها وارد محیط‌های پر سروصدا و پرجمعیت شدند و چون مجبور گشتند تن به کارهای یک نواخت و بی‌تحرّک بدهند و در اثر انجام کارهایی که بدون علاقه و انگیزه مجبور به انجام آن بودند، در نتیجه روز به روز جسم و روحشان فرسوده‌تر شد و برای رهایی از عواقب این نوع کار، رو به تفریحات جدید آوردند. علت این رویکرد هم این بود تا بلکه کمی از آلام خود را که در اثر تسلّط ماشین بر آنها وارد شده بود، بکاهند و خود را موقّتاً از قید و بندها آزاد کنند.

اما فرهنگ اسلامی که انسانیت و آزادگی انسان را تأمین می‌کند، هیچ گاه به دلیل کار و تلاش، مسلمان با خود، بیگانه نمی‌شود و اختیار و اراده او سلب نمی‌گردد. در فرهنگ اسلامی طبق آنچه از قرآن و سنّت برداشت می‌شود، بین «کار»، «فراغت» و «استراحت» هماهنگی کامل وجود دارد.

در فرهنگ اسلامی، انسان باید وقت شناس باشد، زمان مناسب هرکار را تشخیص دهد و در فعالیت‌های مختلف، همه جوانب شخصیت خود را مدّ نظر داشته باشد. کار و تلاشش به هنگام، عبادت و ارتباطش با خدا به جا و نیز ساعاتی را به ارتباط با مردم و مراوده با هم کیشان خود اختصاص دهد و در مساجد در جمع آنها حاضر شود تا از اثرات معنوی آن بهره مند گردد؛ نه آن که کار، او را از یاد خدا و یا حضور در اجتماع مسلمانان بازدارد. قرآن کریم می‌فرماید:

«یا ایّها الذین آمنوا اذا نُودی للصّلاه من یوم الجمعه فاسعوا الی ذکر اللّه و ذروا البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»۲؛‌ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که ندای نماز جمعه را شنیدید، به سوی ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که برای شما بهتر است اگر بدانید.

شاعر معاصر، دکتر قاسم رسا می‌سراید:

در راه خدمت خلق، مصروف کرد اوقات۳
دانی چه وقت باشد خرّم‌ترین اوقات وقتی که اهل دل راست با اهل دل ملاقات
دیدار اهل دانش، گر ساعتی دهد دست آن ساعت است در عمر، از بهترین ساعات
خرّم کسی که در دهر، عمری به نیکنامی

عمر عزیز انسان گرانبهاتر از آن است که به بیهودگی، غفلت و بطالت بگذرد.

عارف دلسوخته، الهی قمشه‌ای می‌گوید:

رفیقی که روشن ز نور خدا شد.۴
رود عمر و ماند به جا حسرت و غم بر آن دل که غافل ز یاد خدا شد
اگر بود عمری که از دست ما شد دریغا که یکسر به باد فنا شد
خوشا حال جانی که با یادِ جانان به سر بُرد و با شوق او زین جهان شد.
«الهی»، ز خوبان عالم طلب کن

زینت عابدان، امام سجّاد(علیه السلام) می‌فرماید:

«اللّهمّ صلّ علی محمّد و آله و ارزقنی صحّهً فی عباده و فراغاً فی زهاده و علماً فی استعمال و ورعاً فی اجمال… نبّهنی لذکرک فی اوقات الغفله و استعملنی بطاعتک فی ایّام المهله.۵؛ خداوندا! بر محمّد و آل او درود فرست و صحّت در عبادتت را روزی من کن و فراغت مرا در بی‌میلی نسبت به دنیا و علم مرا در عملی بر طاعتت و پرهیزگاری در نیکی‌ها… و در ایّام غفلت مرا به ذکر و یاد خود آگاه کن و در ایّام مهلت در دنیا مرا به طاعت خود مشغول کن.»

اهمیّت شناخت وقت

انسان مسلمان، قدر بهترین سرمایه‌ای که در اختیار او گذاشته شده؛ یعنی عمر خود را می‌داند و هیچ گاه آن را بیهوده و بی‌ثمر هدر نمی‌دهد؛ چه رسد به این که آن را در امور ناپسند و در معصیت و نافرمانی خداوند صرف کند. حضرت محمّد(صلی الله علیه و آله و سلم) در وصایای خود به ابوذر غفاری می‌فرماید:

«کُن علی عمرک اَشَحُّ منک ـ علی ـ دینارک و درهمک؛‌ ای ابوذر! در مورد صرف عمرت از صرف کردن دینار و درهم بخیل‌تر باش و آن را به رایگان از دست مده.»۶

در سیره رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که بسیار سخت‌کوش و پرکار بود؛ به گونه‌ای که یاران به او اعتراض می‌کردند. به ویژه آن حضرت ساعاتی را که به عبادت و مناجات اختصاص می‌داد، گاه خود را به سختی می‌انداخت. یکی از اصحاب به او اعتراض کرد، حضرت به او فرمود:

«أ فلا أکونُ عبداً شکوراً؛ آیا بنده‌ای شکرگزار نباشم؟»

در ارزش و اهمیت شناخت اوقات، همین بس که مولی علی(علیه السلام) فرمود:

«لا یعرف قدر ما بقی من عمره الاّ نبیٌّ أو صدّیقٌ؛ قدر و ارزش باقی مانده از عمر را نمی‌شناسد مگر پیامبر و صدّیقی از اولیاءالهی.»۷

تقسیم اوقات

انسان با توجّه به استعدادهای بالقوه، نیازها و آرزوهای خود، که برآورده شدن آنها منجر به رشد و کمال او می‌گردد، بعد از شناخت ارزش وقت و عمر، لازم است بداند که عمر خود را در چه اموری صرف کند تا ابعاد وجودی‌اش را به صورت هماهنگ و متعادل رشد دهد؛ چرا که افراط یا تفریط در هریک از ابعاد وجود، او را از مسیر سعادت و فضیلت باز می‌دارد. برای این منظور بهتر است انسان سراغ الگوهای الهی، که دارای علم و حکمت کامل بلکه منبع آن هستند، برود و باز برای صرفه‌جویی و استفاده کامل از اوقات خود، دستورالعمل‌های آنان را نصب العین خویش قرار دهد.

در این رابطه مولی الموحّدین علی بن ابی طالب(علیه السلام) می‌فرماید:

«للمؤمن ثلاث ساعات؛ فساعهٌ یُناجی فیها ربّهُ؛ و ساعهٌ یَرُمُّ مَعاشَهُ؛ و ساعهٌ یُخلّی بین نفسه و بین لَذَّتها فیما یَحِلُّ و یَجمُلُ؛ مؤمن وقت و ساعات خود را به سه قسمت تقسیم می‌کند؛ ساعتی که در آن با پروردگارش راز و نیاز می‌نماید، ساعتی که در آن معاش خود را اصلاح می‌کند و ساعتی که بین خود و بین لذّت و خوشی آنچه حلال و نیکو و زیبا است می‌گذارد.»۸

از این روایت، نکات زیبایی به دست می‌آید؛ از جمله این که:

اعتدال در برآوردن نیازهای روحی و جسمی و کار و تلاش برای اصلاح معاش که در روایات دیگر، نشانه مروّت و مردانگی انسان مؤمن به شمار آمده است و ساعات لذّت، که همه در یک جهت، یعنی طاعت و فرمانبری از ذات اقدس الهی است. انسانی که ساعات روزش را با مناجات و ارتباط با خدا شروع می‌کند و با توکّل به او به دنبال کار و کسب و تلاش برای معیشت خود می‌رود، در پایان روز برای اطاعت امر حق با همسر خود با انس و الفت، اوقات می‌گذراند.

معیار طاعت

مروری مختصر و کوتاه در روایات امامان معصوم(علیهم السلام) نشان می‌دهد که آن بزرگواران در کلام گهربارشان، زیباترین معیار برای گذران عمر به نحو صحیح را، همراهی اعمال و فعالیت‌های انسان در جهت اطاعت و پیروی از فرامین حق می‌دانند. آنان خود را از هر نوع مشغولیتی؛ چه در کارهای رسمی و چه در اوقات فراغت که مزیّن به طاعت الهی نباشد، پرهیز می‌دهند. نور چشم ناظران، اسوه عابدان، امام سجّاد(علیه السلام) در بسیاری از دعاهای سجّادیّه به این نکته اشاره دارند؛ به عنوان مثال:

«… و لا تشغلنی بما لا ادرکه الاّ بک، عمّا لایُرضیک عنّی غیره.۹؛ خداوندا! مرا از آنچه (عبادتی که) تو را از من جز آن خشنود نمی‌گرداند، به چیزی (طلب دنیا) که آن را جز به کمک تو در نمی‌یابم، مشغول مساز.»

در فراز دیگری آمده است:

«و استعمل بدنی فیما تقبلُهُ منّی و اشغل بطاعتک نفسی عن کلّ ما یَردُ عَلَیَّ حتّی لا اُحِبَّ شیئاً مِن سُخْطِک۱۰؛ و بدنم را در آنچه از من می‌پذیری، به کار دار و مرا از هر چه به من رو آورد، به طاعت و بندگی‌ات وادار تا چیزی را که تو را به خشم می‌آورد، دوست نداشته باشم.»

رعایت اولویّت‌ها

از دیگر اموری که در مدیریت زمان و بهره‌وری صحیح از آن، مورد توجّه مدیران و کارشناسان قرار گرفته و سبب جلوگیری از اتلاف وقت می‌گردد، رعایت اولویّت‌ها و مقدّم داشتن امور ضروری زندگی بر اموری است که از اهمیّت کمتری در حیات و سعادت انسان برخوردار هستند. برای این منظور بسیاری از کارشناسان، تهیّه فهرست کارهای روزانه و نوشتن آنها را توصیه می‌کنند. در روایات اسلامی هم به این نکته اشاره شده است؛ از جمله علی(علیه السلام) می‌فرماید:

«مَن اشتغل بغیر ضرورته، فَوَّتْهُ ذلک مَنْفَعَتُهُ۱۱؛ هر که به کاری که لازم نیست مشغول گردد، سود آن کار از دست او برود.»

پس اشتغال به امور فرعی زندگی، در صورتی که انسان را از کارهای ضروری که شخصیت و رشد و تعالی وی به آنها بستگی دارد باز دارد، برای او سودی در پی نخواهد داشت؛ زیرا مثل خانه‌ای است که از پای بست ویران است و ما به ظاهر و آراستگی ظاهری آن می‌پردازیم.

به عبارت دیگر، از این روایت برداشت می‌شود که پرداختن به فعالیت‌های فوق برنامه در اوقات فراغت، وقتی می‌تواند برای انسان، سازنده باشد که او را از کارهای مهمّ زندگی‌اش باز ندارد؛ به عنوان مثال، کسی که نمی‌تواند زندگی‌اش را از راه حلال تأمین کند و یا فرصت ارتباط با خدا را ندارد، پرداختن به کارهای هنری یا ورزشی و… نمی‌تواند سعادت او را تأمین کند و از این امور هم طرفی نمی‌بندد. در روایت دیگری آمده است:

«مَن اشتغل بغیر المهمّ ضیّع الأهم۱۲؛ هر که به کارهای مهم (دنیا) بپردازد، از کار اهمّ و برتر (آخرت) بازمی‌ماند.»

و روایتی دیگر نزدیک به این مضمون: «مَن اشتغل بالفضول، فاتَهُ مِن مُهِمِّه۱۳؛ هر که خود را به اضافات زندگی مشغول سازد، آنچه مهم است، از دستش برود.»

ساعت محاسبه

در روایات برگزیدگان الهی(علیهم السلام) در کنار ساعت مناجات و ساعت استراحت، ساعت محاسبه نفس و حسابرسی انسان با خود نیز مطرح شده است که در «عرفان اسلامی» از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

اختصاص دادن ساعتی از اوقات به امر محاسبه نفس، در کلام مولی علی(علیه السلام) از شایسته‌ترین و ضروری‌ترین ساعات شمرده شده که انسان به بررسی آنچه برای دنیا و آخرتش ذخیره کرده، بپردازد و از خویشتن حساب بکشد. آن حضرت می‌فرماید:

«ما أحقّ الانسان أن یکون له ساعهٌ لا یشغُلُهُ عنها شاغل یُحاسب فیها نفسه فینظُرُ فیما اکتسب لها و علیها فی لیلها و نهارها۱۴؛ چه قدر برای انسان شایسته است که برایش ساعتی باشد که در آن از خودش حساب بکشد و ببیند آنچه را که در شب و روزش کسب کرده، به سود یا به زیان او است.»

در روایت دیگری حضرت به تقسیم اوقات اشاره دارند و ساعت حسابرسی در کنار ساعت مناجات و ساعات مخصوص لذّت‌های حلال، یاد شده است:

«للمؤمن ثَلاثُ ساعاتٍ، ساعهٌ یُناجی فیها ربّهُ و ساعهٌ یُحاسِبُ فیها نفسه و ساعهٌ یُخَلّی بین نفسه و لذَّتُها فیها یَحِلُّ و یَجْمِلُ۱۵؛ برای مؤمن سه ساعت است: ساعتی که در آن با خدایش مناجات می‌کند، ساعتی که در آن از خودش حسابرسی می‌کند و ساعتی که برای لذّت خلوت می‌کند در آنچه برایش حلال و نیکو است.»

بهترین رهنمود

در فرهنگ اسلام و تعالیم الهی، چیزی ارزشمندتر از علم و معرفت نیست. علم همراه با حلم، زیباترین زیوری است که جوانان مسلمان می‌توانند با آن، خود را بیارایند و اوقات خود را پربار و غنی سازند. این که این علم چیست و متعلَّق آن، چه موضوعاتی است و کمّ و کیف آن چگونه است؟ بحث جداگانه‌ای است که مجال دیگری می‌طلبد. آنچه مهمّ است این که در نظر امامان معصوم(علیهم السلام) گذراندن اوقات در اموری دیگر تفریط، کم‌کاری و کوتاهی شمرده شده و ضایع کردن عمر به حساب آمده و بالتّبع گناه و معصیت و عذاب الهی است. جوان مسلمان یا باید عالم باشد و بیاموزد و یا متعلّم و آموزنده باشد.

بر طبق این روایت می‌توان گفت: یکی از بهترین اموری که در اوقات فراغت باید به آن مشغول شد، فراگیری علم و دانش و آموزش است. البته لازم است این آموزش اختصاص یابد به آموزش مهارت‌های زندگی و راه و رسم ورود در اجتماع مؤمنان؛ چرا که در اوقات رسمی و در آموزش‌های مدرسه و کلاس، کمتر به آن پرداخته می‌شود.

و اما روایت از امام صادق(علیه السلام) است که فرمود:

«لستُ اُحِبُّ أن اری الشّابَّ منکم الاّ غادیاً فی حالین امّا عالماً او متعلّماً، فان لم یفعل، فَرَّطَ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَیّعَ، فَإنْ ضَیَّع اَثِمَ و إنْ اَثِمَ سَکَنَ النّار۱۶؛ دوست ندارم ببینم جوانی از شما را مگر این که صبح کند در دو حالت: یا عالم و دانشمند باشد و یا متعلّم و آموزنده؛ پس اگر در هیچ کدام از این دو حال نبود، کم‌کاری و کوتاهی کرده و در آن صورت عمر خود را ضایع نموده و گناهکار است و نتیجه آن عذاب الهی خواهد بود.»

فراغت شایسته

در فرهنگ اسلامی، فراغت به معنای بی‌کاری، بطالت و تنبلی وجود ندارد. انسان مسلمان نمی‌تواند وقت را به بیهودگی بگذراند. خداوند کریم به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً، فاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ اِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»؛ همانا همراه سختی‌ها، آسانی و آسودگی است؛ پس هرگاه فراغت پیدا کردی، خود را به کار دیگری مشغول کن و تن پروری و تنبلی پیشه مکن و به سوی خدا و رضایت او رغبت کن.

در این که منظور از «فَانْصَبْ» چه کاری است، مفسّران نظرات مختلفی ابراز داشته‌اند. آنچه لازم به ذکر است، این که فراغت شایسته و سالم در فرهنگ قرآن، تنبلی و بیکار نشستن نیست.

در یکی از دعاهای امام سجّاد(علیه السلام) می‌خوانیم:

«اِنْ قدّرت لنا فراغاً من شغلٍ فاجعله فراغ سلامه لا تُدرکنا فیه تبعه و لاتلحقنا فیه سئمه؛ خداوندا! هرگاه برای ما فراغتی از کارها مقدّر نموده باشی، پس آن را با سلامتی (از آفات) قرار ده که در آن به گناهی آلوده نشویم و خستگی به ما رو نیاورد.»

نکته جالب در سخن امام سجاد(علیه السلام) این که فراغتِ به معنای بطالت، خستگی و فرسودگی ایجاد می‌کند و روح و جسم را آزار می‌دهد. و این نکته‌ای است که پدر و مادر و تمام دست اندرکاران اوقات فراغت باید به آن توجّه داشته باشند که همیشه فرزندانشان را به کارهای متنوّع مشغول کنند. امام باقر(علیه السلام) در روایتی می‌فرماید:

حضرت موسی(علیه السلام) در مقام مناجات عرض کرد: پروردگارا! مبغوض‌ترین بندگان تو کدامند؟ خداوند فرمود: «جیفهٌ باللّیل و بطال بالنّهار۱۷؛ آنان که همه شب را همچون مردار و در روز بیکار هستند.»

البته در سخنان امامان(علیهم السلام) ـ از جمله کلام امام سجاد(علیه السلام) ـ از یک نوع فراغت سخن گفته شده که «فراغتِ ممدوح» است. آن حضرت از خداوند می‌خواهد که طعم شیرین چنین فراغتی را با وسعت در رزق و روزی به او بچشاند: «و أذقنی طعم الفراغ لما تُحِبُّ بِسَعَهٍ من سَعَتِک…»۱۸

بسیاری از سختی‌ها و رنج‌های ما، که موجب فشارهای روحی و روانی ما می‌شوند، از زیاده‌طلبی و حرص و طمعِ زیاد ناشی می‌گردند. حضرت از خدا می‌خواهد که با وسعت در روزی که خداوند به او عطا می‌کند، طعم و مزّه فراغت و آسودگی را به او بچشاند؛ زیرا این امور، انسان را آن چنان مشغول می‌کند که از یاد و ذکر خدا غافل می‌شود.

پی‌نوشت‌ها

۱- مجلّه پیوند، دکتر عبدالعظیم کریمی، تابستان ۱۳۸۲ ش.

۲- جمعه / ۹ و ۱۰

۳- دیوان دکتر قاسم رسا، ص ۲۶۸

۴- دیوان الهی قمشه ای، ص ۶۳۶

۵- صحیفه سجّادیّه، فیض الاسلام، دعای ۲۰، ص۱۴۰ و ۱۴۱

۶- بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۷۸

۷- غررالحکم، ج ۲، ص ۳۶۵ و ۸۴۸

۸- نهج البلاغه، دشتی، ص ۷۲۴، حکمت ۳۹۰

۹- صحیفه سجّادیّه، دعای ۴۷، ص ۳۴۹

۱۰- همان، دعای ۲۱، ص ۱۴۵

۱۱- غررالحکم، ج ۲، ص ۶۸۱، ح ۱۱۰۳

۱۲- همان، ص ۶۶۷ و ۶۶۸، ح ۹۴۴

۱۳- همان، ص ۶۶۹ و ۶۷۰، ح ۹۷۰

۱۴- همان، ص ۷۵۳، ح ۲۴۱

۱۵- همان، ص ۵۸۵، ح ۵۵

۱۶- بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۷- سفینه البحار، ج ۵، ص ۳۶۸

۱۸- صحیفه سجّادیّه، دعای ۴۷، ص ۳۵۵

نقل از: هشتمین بارگاه نور

تفریحات ناسالم

چنان که جسم انسان نیازها و احتیاجات گوناگونى همچون غذا خوردن دارد، روح و روان انسان نیز نیازمندى‌هایى دارد. تفریح و شادابى، غذاى روح آدمى است که موجب فرح و انبساط خاطر و آرامش روانى مى‌شود.

امام على(علیه السلام) مى‌فرماید: «شادمانى و سرور، موجب انبساط روحى مى‌شود و وجد و نشاط آدمى را بر مى‌انگیزاند.»(۱)

تخصیص بخشى از برنامه‌هاى زندگى به تفریح و سرگرمى، سبب رشد و پرورش جسم، فکر و شخصیت، رفع خستگى، کسب لذت و آسایش و تأمین سلامت جسمى و روحى مى‌شود و در مراتب عالى کمک خوبى به خلاقیت علمى، هنرى و اعتلاى ارزش‌هاى اخلاقى و خدمات اجتماعى مى‌باشد که در غیر این صورت، اشتغال مستمر و بدون وقفه فکرى و عملى در فعالیت‌ها یا مشاغل معین، موجب خستگى جسمى و ذهنى، پژمردگى روح، از دست دادن نشاط و سرور زندگى و در مواقعى موجب ابتلا به انواع اختلالات روانى اضطراب و افسردگى مى‌گردد.(۲)

این همه آثار و فواید تفریحات، زمانى حاصل مى‌شوند که تفریحات و سرگرمى‌ها، سالم و از مسیر طبیعى لذت‌جویى‌ها انجام پذیرند؛ اما اگر تفریحات و لذت‌جویى‌ها ناسالم و از مسیرهاى غیر طبیعى و انحرافى باشند، نه تنها انسان به آرامش و لذت مطلوب و واقعى خود دست نمى‌یابد، بلکه اثرات مخرب و سوئى را به دنبال خواهد داشت. از این رو، امام رضا(علیه السلام) توصیه مى‌فرمایند: «از لذایذ دنیوى، نصیبى براى کامیابى خویش قرار دهید، و تمایلات خود را از راه‌هاى مشروع بر آورده سازید. مراقبت کنید در این کار به مردانگى و شرافتتان آسیب نرسد و دچار تندروى و اسراف نگردید؛ و به وسیله این سرگرمى‌هاى لذتبخش، بر روند بهتر امور دنیوى یارى جویید.»(۳)

برخى از تفریحات ناسالم عبارتند از:

۱ـ گوش دادن به موسیقى مطرب و غیر مجاز؛ موسیقى لهوى، احساسات بشر را در مسیر غیر طبیعى و غیر عادى توسعه مى‌دهد و انسان را در یک عالم ناخودآگاهى کامل فرو مى‌برد و قوّه فکر و خیالبافى غیر طبیعى و غیر واقعى را در انسان زیاد مى‌کند. ما از خود موسیقى لذت نمى‌بریم، بلکه آن فقط قوه خیالبافى را در ما تحریک مى‌کند و از خیال‌هاى خود لذت مى‌بریم. بو على سینا در این زمینه مى‌گوید: «در خصوص مشتهیات نفس(یعنى آنچه مورد التذاذ نفس است و روح از آن‌ها لذت مى‌برد) باید استعمال آن‌ها صرفاً براى رو به راه آوردن مزاج و نگاه داشتن وجود شخص و بقاى نوع باشد.

البته بر تمام عقلا و دانشمندان ثابت شده است که موسیقى، از لذت‌هایى است که واجد هیچ کدام از این سه شرط نیست. نه مزاج را رو به راه مى‌آورد، نه شخص را نگاه مى‌دارد و نه باعث بقاى نوع بشرى است.»(۴)

۲ـ سیگار کشیدن؛ کسب لذت و تقلید و خود نمایى، از عوامل موثر در روى آورى به سیگار، به خصوص در نوجوانان و جوانان مى‌باشد. الگوگیرى، همراهى و رقابت با گروه همسالان در زمان تفریح، بزرگترین دلیل شایع براى آغاز کشیدن سیگار است. مساله تأسف بار این است که نوجوان سیگارى که از طریق سیگار به آرامش کاذب دست مى‌یابد و با پنهان کردن مشکل خود از خانواده، هر روز بیش از پیش در زمان تفریح و اوقات فراغت به دوستان هم دردش روى مى‌آورد، بهترین طعمه عاملان پخش مواد مخدر نیز خواهد شد.

۳ـ استعمال مواد مخدر و قرص‌هاى اکس؛ برخى از نوجوانان و جوانان که براى تفریح و خوشگذرانى، وقت خود را با دوستان ناباب سپرى مى‌کنند، از طریق آن‌ها ترغیب به استفاده از قرص‌هاى اکستاسى مى‌شوند تا نشاط و شادابى به دست بیاورند؛ غافل از این که این حالات، کاملاً کاذب است و اثرات سوء این مواد جسم و روان آنان را به شدت تهدید مى‌کند.

۴ـ شرکت در مهمانى‌ها و پارتى‌ها و جشن‌هاى آلوده به فساد و گناه و شب‌نشینى با دوستان ناباب؛

۵ـ تماشاى برنامه‌ها و فیلم‌هاى خشن و مستهجن، از طریق ویدیو، ماهواره و تلویزیون؛

۶ـ وقت گذرانى در سایت‌هاى مختلف اینترنتى و چت کردن؛ هر چند استفاده سازنده از اینترنت و چت، سفید مى‌باشد؛ اما استفاده افراطى قشر آسیب‌پذیر جامعه(جوانان) از آن، خطرات و آسیب‌ها و تهدیدهاى اخلاقى زیادى را به دنبال دارد.

۷ـ استفاده از بازى‌هاى رایانه اى بیش از حد معمول، به خصوص بازى‌هاى خشن و غیر اخلاقى؛

۸ـ قمار و برد و باخت؛

توصیه‌هاى لازم

الف) در حقیقت آگاهى نداشتن خانواده‌ها و نبود امکانات تفریحى مناسب، باعث مى‌شود که بسیارى از کودکان و نوجوانان نیازهاى خود را از مجارى خلاف و غیر مجاز تأمین و برآورده نمایند و رواج تفریحات ناسالم و انحرافى، یکى از راه‌هاى ورود به عرصه بزهکارى و انحرافات اجتماعى محسوب مى‌شود. پس والدین باید مواظب فرزندان خود باشند و امکانات تفریحى سالم را فراهم نمایند.

ب) مسئولان دولتى باید محیط اجتماعى را و والدین محیط خانوادگى را از ابزارهاى تفریحى ناسالم پاک کنند و اوقات فراغت فرزندانشان، به خصوص جوانان با تفریحات سالم پر کنند. اگر اوقات فراغت جوانان پر نشود، جوانان به هر طریقى به سمت گروه‌هاى همسالان کجرو هدایت مى‌شوند و در نتیجه به سوى تفریحات ناسالم کشیده مى‌شوند.

ج) شناخت گنگ و مبهم یا نادرست نوجوانان و جوانان، نسبت به انواع تفریحات و نبود امکانات تفریحى مناسب، موجب ایجاد انحرافات و کجروى‌هایى در میان این قشر آسیب‌پذیر مى‌شود که باید با تربیتى صحیح آن‌ها را از ضررهاى انواع تفریحات ناسالم آگاهى داده و با تفریحات سالم و مثبت آشنا کنیم و زمینه تفریحات سالم را بیش از پیش فراهم سازیم.

پی‌نوشت‌ها
۱- محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج۴، ص ۴۳۶؛ آمدى، غرر الحکم، ص ۳۱۹٫
۲- ر.ک: غلامعلى افروز، هنگامه‌هاى فراغت، زمینه ساز بهداشت روانى و بستر خلاقیت‌ها، پیوند، ش ۱۴۳ ـ ۱۴۱، ص ۱۲۵٫
۳- بحار الانوار، ج۷۵، ص ۳۳۶؛ فقه الرضا(علیه السلام)، ص ۳۳۷٫
۴- جوهرى زاده، سید محمد رضا، موسیقى از نظر دین و دانش، تهران، موسسه مطبوعاتى اسلامى، بى تا، ص ۵۳ ـ ۵۲٫
منبع: سایت مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه؛ نویسنده: مسعود نورعلیزاده