انحراف جنسی

نوشته‌ها

زنانه رفتار کنیم؛ اما بی‌تحریک لطفا!

داشتم با دقت این جمله‌ها را می‌خواندم:

بدان‌ ای پسر آدم بی‌هنر، هیچ سودمند نیست؛ مانند درخت خاردار مغیلان که تنه دارد و سایه ندارد؛ نه به خود سود می‌رساند و نه به دیگران و انسان با اصل و نسب، اگر چه بی‌علم و هنر باشد، مردم به خاطر اصل و نسبش، به او احترام می‌گذارند. از هر دوی این‌ها بدتر، کسی است که نه نژاد اصیلی دارد و نه هنر و علمی. .. و بدان که بهترین هنرها، هنر سخن گفتن است… زبان را به خوبی و هنر، عادت بده و جز خوب سخن گفتن، آن را میاموز؛ زیرا زبان تو، پیوسته آن چیزی را می‌گوید که تو او را بدان سوی می‌رانی و عادت می‌دهی و گفته‌اند: زبان هر کس، بهتر و خوش‌تر باشد، دوستداران و هواداران بیشتری خواهد داشت و با همه علم و هنری که داری، تلاش کن که سخن سنجیده و مناسب بگویی که سخن نابه جا و نامناسب، اگر چه خوب هم باشد، زشت و ناپسند جلوه می‌کند. از سخن زحمت‌افزا، پرهیز کن که سخن بی‌فایده گفتن، سراسر زیان است و سخنی که از آن بوی هنر نیاید، بهتر است گفته نشود؛ زیرا حکیمان سخن را به شراب مانند کرده‌اند که هم خماری می‌آورد و هم درمان خماری می‌کند!

ناگهان تمام ذهنم درگیر این سؤال شد که شاید خیلی ساده باشد؛ اما فکر نمی‌کنم جوابش به همین سادگی و راحتی باشد! چرا فحش می‌دهیم؟ برای جواب دادنش قدری و اندکی و تا حدودی و… تأمل لازم نیست؛ خیلی خیلی تأمل لازم است! واقعاً چرا فحش می‌دهیم؟ چرا به هم به راحتی نوشیدن آب، ناسزا می‌گوییم؟ چرا وقتی کودک ما ناسزا می‌گوید، چشم غره می‌رویم و شاید او را تهدید به ریختن فلفل در دهان می‌کنیم؛ اما خودمان، دهان به فحش و ناسزا باز می‌کنیم؟ چه کسی قرار است به دهان ما فلفل بریزد؟

امروزه در جامعه ما از دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و دانشجو گرفته، تا راننده و خیاط و بنّا و کارگر… در حین صحبت کردن، از کلمات رکیک و زننده یا همان فحش، استفاده می‌کنند و حتی دو دوست صمیمی در حال صحبت کردن، خیلی راحت به هم فحش می‌دهند. این امر متأسفانه در بین ما دخترها هم در حال افزایش است. فحش دادن، کم کم دارد به یک چیز عادی در زبان مردم تبدیل می‌شود. این جملات را شاید هزاران بار شنیده باشیم: «لطفاً درست صحبت کن»؛ «حرف دهنت رو بفهم…»؛ «چه خبرته؟ چرا دعوا داری»؟ «عفت کلام داشته باش» و. .. اما وقتی خودمان نیز به پای میدان عمل می‌رسیم، آیا درست صحبت می‌کنیم و آیا عفت کلام داریم؟

چیستی عفاف

سوره «نور» را شاید بارها و بارها خوانده باشیم؛ سوره‌ای که به ما دختران سفارش خواندش را کرده‌اند؛ سوره‌ای که وقتی آیاتش را می‌خوانیم، تازه می‌فهمیم که چه اسم زیبایی دارد… سوره‌ای که از پاکدامنی سخن می‌گوید و عفّت و مبارزه با آلودگی‌های جنسی… سوره‌ای که برای جامعه بزرگ بشریت، شش مرحله ذکر می‌کند؛ تا جامعه از هر چه آلودگی است، رهایی یابد و پای در طریق سعادت بگذارد و پله پله، نردبان کمال را طی کند.

عفّت، کنترل شهوت است و نه کشتن آن و شهوت، در لغت، یک مفهوم عام دارد که هر گونه خواهش نفس و میل و رغبت به لذت‌های مادی را شامل می‌شود؛ اما شهوت، یک مفهوم خاص هم دارد که همان شهوت جنسی است و «عفاف»، حالتی درونی است که آدمی را از گناه و حرام باز می‌دارد و آثار آن در گفتار و کردار انسان نمود می‌یابد. قرآن این امر را مخصوص زن ندانسته، بلکه هم برای زن و هم برای مرد، فضیلتی ارزشمند برشمرده است.

سخن عشوه گرانه ممنوع!

عفت کلام، یعنی پرهیز از بد زبانی، بد دهنی و گناهانی که به وسیله زبان انجام می‌شود و به ویژه با عشوه و طنازی سخن نگفتن با نامحرم؛ «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً».۱

خوش‌رویی و خوش‌خویی زن برای نامحرم، او را به یاد هوس‌های نا به جا و تمایلات شهوانی می‌اندازد؛ پس استفاده از کلماتی که بوی انس و محبت می‌دهد و امید به نفوذ در شخصیت زن را افزایش می‌دهد، ممنوع… چون زن به خاطر جاذبه طبیعی خود، در همه جنبه‌های رفتاری‌اش می‌تواند بر مردان تأثیر بگذارد؛ مثلاً هنگام سخن گفتن، با نرم و نازک کردن صدایش و استفاده از لحن فریبنده، حرکات لب و دهان و شوخی‌ها، می‌تواند تأثیر زیادی در قلب افرادی که بیمار دل هستند و ایمانی ندارند تا در برابر تحریک‌ها مقاومت کنند، بگذارد!

چشم‌چرانی ممنوع!

چشم، دریچه دل و اندیشه انسان است. اگر ما چگونه نگریستن را یاد بگیریم و چگونه دیدن را تجربه کنیم، چشم، چشمه امید و ایمان می‌شود و نگاه ما، عبادت و سبب رشد و تکامل خواهد شد؛ اما اگر آن را رها کنیم، به هر چه هوا و هوس دستور داده، زیان‌های متعدد و گناهان ناخواسته‌ای را به ما تحمیل می‌کند. مگر فاصله نگاه تا گناه چه قدر است؟

چشم‌چرانی همان طور که بر مرد حرام است، بر زن نیز حرام است. نگاه به نامحرم، بذر گناه و شهوت را در دل آدمی می‌نشاند و او را به فتنه می‌اندازد و به همین خاطر است که قرآن دستور غض بصر (چشم پوشی) می‌دهد.۲ چشم، دروازه قلب و روح است و هر چه دیده بیند، دل کند یاد. کمترین کوتاهی در چشم‌پوشی از نگاه به نامحرم، تیری مسموم از سوی شیطان است و چشم، دل را به دنبال خود می‌کشد و قلب، عقل انسان را نشانه گرفته، دل و فکر او را مشغول می‌کند و به دنبال آن، غریزه را مشتعل می‌کند و از آن پس، فتنه‌هایی به دنبال می‌آورد که گاهی جبران ناپذیر است.

خودآرایی و خودنمایی ممنوع!

همه دوست دارند زیبا باشند؛ پس چرا دین این قدر سخت می‌گیرد؟ چه اشکالی دارد مرتب و منظم و زیبا باشیم؟ ما دوست نداریم بد تیپ و بی‌ریخت بیرون بیاییم؛ تا احساس کمبود کنیم و دیگران برای ما قیافه بگیرند. مگر ما چه کم از آنها داریم؟ این‌ها شاید سؤال هزاران دختر جوان باشند؛ وقتی دستور دین مبنی بر عدم خودآرایی و خودنمایی به آنها گفته می‌شود.

میل به زیبایی هر چه بیشتر، در همه افراد وجود دارد؛ چه مرد و چه زن؛ با این تفاوت که این میل، در زن بیشتر است؛ زیرا زن به تبع آفرینش لطیفش، میل به تمجید شدن و تعریف دارد و تمایل دارد زیبایی‌اش را به رخ همگان بکشاند و به همین علت، به خودآرایی می‌پردازد؛ تا هر چه بیشتر، تحسین دیگران را بر انگیزد؛ اما همان طور که بی‌توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج، برای زن زیانبخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چهارچوبه حجاب نیز زیان بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره می‌اندازد و به همین علت است که قرآن به زن دستور می‌دهد از هر گونه خودنمایی و تبرج پرهیز کند.۳

دام بزرگی به نام انحراف جنسی

وقتی دین دستور می‌دهد که باید دیده را از آلاینده‌ها زدود و عفیفانه نگاه کرد، هدف والایش، پیشگیری از هر نوع آلودگی جنسی و رعایت عفت جنسی است؛ زیرا نگاه آلوده، آدمی را در دام عشق‌های ناپاک و انحرافات جنسی گرفتار می‌سازد. وقتی دین دستور می‌دهد باید با قول معروف سخن گفت و از عشوه و طنازی در کلام پرهیز کرد، هدف والایش، پیشگیری از هر نوع آلودگی جنسی و رعایت عفت جنسی است؛ زیرا کلام پر عشوه، بیماردلان را به طمع می‌اندازد.

وقتی دین دستور می‌دهد باید از هر نوع تبرج و خودنمایی به دور بود و با حجاب و پوشش، خود را از دام‌های شیطانی رهانید، هدف والایش، پیشگیری از انحرافات جنسی و رعایت عفت جنسی است؛ زیرا خودنمایی و تبرج، مقدمه‌ای برای آلودگی‌های جسمی و روحی است و نقطه شروع انحراف جنسی، خط کشیدن بر عفت است؛ عفت در کلام، عفت در نگاه، عفت در پوشش و عفت در رفتار و… و آن وقت، کوچه پس کوچه‌های شهر پر می‌شود از رد پای شیطان و شهر با هُرم هوس، آلوده. .. و یادمان باشد که هیچ باغبانی را سرزش نمی‌کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است؛ چون باغ بی‌دیوار، از آسیب، مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی‌ماند! هیچ کس هم با نام و بهانه آزادی، دیوار خانه خود را برنمی‌دارد و شب‌ها در حیاطش را باز نمی‌گذارد؛ چون خطر رخنه دزد، جدی است و هیچ صاحب گنج و گوهری نیز جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمی‌گذارد؛ تا بدرخشند و جلوه کنند و چشم و دل بربایند؛ چون خود جواهر، ربوده می‌شود!

پی‌نوشت‌ها

۱- احزاب، آیه ۳۲ – ۳۳،

۲- نور، آیه ۲۳،

۳- احزاب، آیه ۳۳؛ نور، آیه ۶۰،

منبع: پرسمان؛ اسفند ماه سال ۱۳۹۰؛ شماره ۱۱۰

آسیب‌شناسى خودارضایى

 مقدمه

طغیان جنسى، یکى از مهمترین و در عین حال پیچیده‌ترین مسائلى است که اکثریت مردم ـ به خصوص نسل جوان ـ با آن درگیرند. چه، این مسأله، عامل مهم و زیر بناى انحراف و انحطاط جسمى و روحى را فراهم مى‌سازد. در سن جوانى که انسان قدرت جسمى بیشترى را داراست، تمام امیال غریزى و نفسانى‌اش در اوج قدرت و شدت بوده و به خصوص این میل هم، از کمال قدرت برخوردار مى‌باشد. به این جهت محرومیت از ارضاى این میل، در ردیف مشکل‌ترین محرومیت‌هایى است که بشر با آن‌ها دست به گریبان است، زیرا تحمل محرومیت از هر غریزه یا نعمتى که ارضا و برخوردارى آن توأم با لذت بیشترى است، به همان نسبت مشکل‌تر و طاقت‌فرساتر خواهد بود. لذا باید گفت تعدیل این میل در جوانى، به راستى خود هنر بزرگى است. خود‌ارضایى یکى از راه‌هاى همین طغیان جنسى است. خود‌ارضایى بیراهه‌اى براى ارضاى میل سرکش جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب‌هاى جدى قرار مى‌دهد. از همین رو نام بیمارى بر آن نهاده شده است.

آسیب‌ها

قرآن کریم اصرار مى‌ورزد که‌ اى انسان! تمام اعمال و رفتار تو نه تنها در زندگى شخصى‌ات بلکه در طبیعت و محیط پیرامون تو نیز اثر مى‌گذارد. از آن جا که انسان سر و کارش بیشتر با طبیعت مادى است و به جنبه‌هاى مادى و دنیوى کارهایش بیشتر مى‌اندیشد و جلب منعفت دنیوى و دفع ضرر دنیوى برایش روشن‌تر و ملموس‌تر است بر همین اساس، دین اسلام قبل از هر چیز انسان را به پیامدهاى مثبت و منفى دنیوى کارهایش متوجه ساخته و هشدارهاى لازم را به او داده است.

بنابراین، بیان آسیب‌ها به نوبه خود، آگاهى‌بخشى و روشن‌گرى نسبت به تنبیهاتى است که به زودى زود گریبانگیر فرد مى‌شوند. آشنایى با آسیب‌ها هم براى پیشگیرى امرى کارساز است و هم براى ترک. وقتى بخواهیم با امر زشتى که در آستانه آن قرار گرفته‌ایم یا عادت ناپسندى که دچار آن شده‌ایم به ستیزه برخیزیم ابتدا باید نتایج نامطلوب آن را در نظر مجسم سازیم و بعد منافعى را که در نتیجه دفع و ترک آن عاید ما مى‌شود در درون خود تصور کنیم و در نتیجه این عمل، هر بار که چنین نمایشى در روح خود مى‌دهیم بر آن تحریک یا عمل چیرگى یافته و لذت ترک آن را لحظه به لحظه در خود احساس مى‌کنیم. ولى باید دانست که این گر چه قدم اول و امرى لازم است اما کافى نیست. باید براى پیشگیرى و درمان نیز تلاش کرد.

الف) آسیب‌هاى جسمانى

۱-ضعف و تحلیل قواى جسمانى

کاهش انرژى جسمانى بدن، از مضرات مهم و جبران‌ناپذیر خود‌ارضایى است. احساس خستگى، عارضه طبیعى انزال است، اگر خود‌ارضایى در شبانه روز به دفعات تکرار شود، این احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتیجه به مرور زمان، ضعف و بى‌‌حالى در فرد تثبیت شده و یک طبیعت ثانوى براى او ایجاد مى‌کند. کاهش و تخلیه مکرّر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پیرى زودرس مى‌انجامد.

لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى، ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تیرگى چهره، از نشانه‌ها و عوارض ضعف جسمانى است. متأسفانه ضعف جسمانى به همین جا ختم نمى‌شود بلکه کل بدن را ساقط مى‌کند. شخصى که مبتلا به این عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شدید در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار مى‌دهد تا این که به فلج عمومى بدن مبتلا مى‌شود.

کم خونى، کم اشتهایى و مشکلات گوارشى، کم‌خوابى و اختلال در خواب، تنگى نفس، سردرد و سر گیجه، پیدایش تغییرات در نخاع و ستون فقرات، همگى از آسیب‌هاى جسمى خود‌ارضایى هستند.

۲- ضعف بینایى

خود‌ارضایى به تدریج در نور چشم و قدرت بینایى اثر مى‌گذارد و آن را کاهش مى‌دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خود‌ارضایى دارد و این به حدى است که گاه به نابینایى منجر مى‌شود.

۳- آسیب‌پذیرى در برابر بیمارى‌ها

تحلیل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذیرش سایر بیمارى‌ها را فراهم مى‌آورد. جسمى که با خود‌ارضایى ضعیف شده است نمى‌تواند در مقابل میکروب‌ها و ویروس‌ها از خود دفاع کند.

۴- آسیب دستگاه تناسلى و ناتوانى‌هاى جنسى و تولید مثل

خود‌ارضایى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود بر جاى مى‌گذارد. دکتر «هوچین سون» معتقد است که عموم ناراحتی‌هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خود‌ارضایى است. بعضى از این اثرات عبارت اند از:

تورم غدد وذى

تورم کانال نطفه

تورم قسمت پایینى و عقب کانال ادرار

شل شدن عضلات تناسلى

خروج بى‌‌اختیار منى با کوچکترین تحریک

ایجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران

از بین رفتن پرده بکارت

ارضاى ناکامى جنسى و از دست دادن لذّت مقارب بعد از ازدواج

ناتوانى و تأخیر تولید مثل به خاطر ضعف مکرّر دستگاه تناسلى و انزال زود هنگام

بیماریهاى مقاربتى

عقیم شدن

۵- آسیب مراکز عصبى و غدد در مغز

در اثر خود‌ارضایى و تحریک زیاد، هیپوتالاموس آسیب مى‌بیند. مغز و مراکز حساس دیگر مکررا دچار کاهش نسبى جریان خون مى‌شوند و از این طریق آسیب‌هاى جبران‌ناپذیر بر آنها وارد مى‌شود. تخلیه‌هاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مى‌شود. خود‌ارضایى‌هاى مکرر، مراکز عصبى را دچار حساسیت و ضعف و خستگى و اختلال مى‌سازد. به گفته یکى از دانشمندان، خود‌ارضایى موجب ضعف قواى شهوانى و بى‌‌رمق و بى‌‌جان شدن آنها مى‌شود. به طور کلى اختلال قواى بینایى، شنوایى(مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن)و… از ضعف و اختلال اعصاب است.

ب) آسیب‌هاى روحى ـ روانى

۱-ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى

همان گونه که گذشت، یکى از پیامدهاى خود‌ارضایى، ضعف و تحلیل قواى جسمانى است و این به نوبه خود، ناشى از اختلال در عملکرد سیستم مغز و اعصاب است. اختلال در این سیستم موجب مى‌شود که بخش حافظه، کارایى لازم را نداشته باشد. علاوه بر این، شخص مبتلا به خود‌ارضایى به خاطر تمرکز در این عمل و توجه نسبتا مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که این خود عامل دیگرى براى کاهش مستمر حافظه است. از عوامل حفظ و تقویت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا، از کارهاى علمى و فکرى باز مى‌ماند و این خود عامل دیگرى براى ضعف حافظه چنین اشخاصى است.

۲-اضطراب

دلهره و دلواپسى از ویژگى‌هایى است که دائما فرد خودارضا را رها نمى‌کند، او مرتب با خود درگیر است و نمى‌تواند با خود کنار آید. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى‌‌ثباتى، درهم ریختگى فکرى دامن‌گیر اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه این کار را تکرار کنم»، «کى مى‌شود نجات پیدا کنم» و… لحظه‌اى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب گناه، شخصیت او را در هم مى‌کوبد. گاهى تأخیر در ترک و این که بعد از ترک چه مى‌شود، امان او را مى‌گیرد.

۳- افسردگى

بى‌‌احساسى و بى‌‌تفاوتى، بى‌‌نشاطى و بى‌‌ذوقى، سستى و گوشه‌گیرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و…همگى از نشانه‌هاى بارز و حتمى افسردگى است.

۴- پرخاش‌گرى و بد اخلاقى

شخص خودارضا نسبت به کوچکترین محرّک محیطى حساس است، حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد، زود رنج است و سریعاً از کوره در مى‌رود، به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و… حساسیت فوق العاده دارد.

۵- یأس از زندگى

۶- از بین رفتن خلاقیت‌ها، توانایى‌ها و سرکوب شدن استعدادها.

۷- عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمى و فعالیت‌هاى فکرى.

۸- هوس‌باز و بى‌‌بندوبار شدن و اعتیاد به ارضاى جنسى نامشروع.

۹- بى‌‌عاطفه، کم رو و خجل.

۱۱- عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.

۱۲- از بین رفتن صفاى دل و بى‌‌علاقه گى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و….

۱۳- احساس گناه، عذاب وجدان.

ج) آسیب‌هاى اجتماعى

خودارضایى، یک حس گریز از اجتماع پدید مى‌آورد که در اثر افراط و تکرار، در او ریشه‌دارتر خواهد شد. فرد در گوشه‌اى خود را منزوى و به افکار دور و دراز مى‌پردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مى‌گردد و حیات جمعى را دچار مخاطره مى‌سازد. فرد خودارضا به غیر از میل و انزواجویى، در عرصه اجتماعى نیز با مردم جوشش ندارد و از زندگى در جمع احساس لذت نمى‌کند. اینجاست که نه تنها شخصیت اجتماعى و انسانى چنین افرادى تدریجا متزلزل شده بلکه جامعه نیز از وجود نیروى جوان و پر انرژى محروم گردیده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مى‌شود. این دسته از آسیب‌ها عبارتند از:

۱- بى‌‌آبرویى؛

۲- مشکلات خانوادگى؛

۳- انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوستیابى؛

۴- مشکلاتى در ازدواج از قبیل: عدم پذیرش در خواستگارى؛ در نامه‌اى آمده: اکنون خواستگاران فراوانى دارم که هر یک از دیگرى بهتر هستند. به دلیل همین مسأله (خودارضایى و از دست دادن بکارت) است که مجبورم به خواستگارانم جواب رد بدهم بدون این که پدر و مادرم علت نپذیرفتن من را بدانند. «دخترى ۱۸ ساله از تهران». بى‌‌میلى به ازدواج و تأخیر در آن، بى‌‌میلى به همسر، ناتوانى در مقاربت صحیح و ارضاى جنسى خود و همسر، ناسازگارى خانوادگى، سرد بودن کانون خانواده، ناتوانى در برابر مشکلات و سختى‌ها پس از ازدواج، طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده.

۵-افت تحصیلى

۶- بزهکارى

۷- عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و…

۸- لذت نبردن از دوستى‌ها و مهر و محبت‌ها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بریدن از آنان.

۹- از بین رفتن عزت، پاک دامنى، شرف و حیا.

۱۱- انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشیدن دیگران.

۱۲- ایجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نوامیس دیگران.

۱۳-سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.

۱۴- ترویج و اشاعه فحشا و منکرات.

۱۵- شیوع بیمارى‌هاى مقاربتى در جامعه.

۱۶-حسادت و بدبینى.

د) آسیب‌هاى معنوى و اخروى

همه آسیب‌هاى سه گانه که سخن از آنها به میان رفت، قابل اصلاح و جبران است اما آسیب معنوى به این راحتى قابل جبران نیست چون اولا: آسیب به قلب و دل است که هیچ بُعد از وجود آدمى به ارزش، کارایى، حساسیت و لطافت قلب و دل او نیست. به تعبیر قرآن و روایات اسلامى، گناه به دل انسان سرازیر مى‌شود و آن را فاسد و از کار مى‌اندازد. ثانیا: این آسیب فقط دنیوى است.

قرآن کریم مى‌فرماید: چنین نیست که بعضى خیال مى‌کنند، بلکه اعمال خلافشان چون زنگارى بر دلهایشان نشسته، لذا از درک حقیقت وا مانده‌اند. کلاّ بَل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون.[۱] آرى، بدترین اثر گناه، تاریک ساختن قلب و از میان بردن نور علم و حس تشخیص است. «گناهان از اعضا و جوارح سرازیر قلب مى‌شوند».[۲]

مرحوم علامه طباطبایى(قدس سره) در تفسیر المیزان[۳] مى‌فرماید: از آیه شریفه سه نکته استفاده مى‌شود:

۱- اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مى‌دهند؛

۲- این نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمى حق و حقیقت را درک کند؛

۳- نفس آدمى به حسب طبع اولیه‌اش، صفا و جلایى دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک مى‌کند.

قلب از دیدگاه قرآن، جایگاه مهمى دارد قرآن کریم اولا: قلب را مهمترین مرکز شناخت در انسان معرفى مى‌کند. ثانیا: بیمارى قلب را مهمترین بیمارى به حساب مى‌آورد و از این بیمارى به تعابیر مختلف و عجیب یاد مى‌کند: قلب بیمار، قساوت قلب، انحراف قلب، زنگار قلب، کور شدن قلب، مهر شدن قلب، قفل شدن قلب و بالاخره از همه مهمتر مردن قلب. که جمعا بیش از هفتاد و دو مورد آمده است.

در اهمیت گناه از دیدگاه اسلام، همین بس که اسلام اولاً: کیفر و اثر آن را منحصر به دنیا نکرده است.[۴] ثانیاً: از اندیشه و فکر گناه هم منع کرده است تا گناه را از سرچشمه خشک کند.[۵] ثالثاً: از گناه به عنوان درد و بیمارى یاد کرده است.[۶] رابعاً: از رفاقت و دوستى با گنهکار و شرکت در مجلسى گناه به شدت نهى کرده است.[۷] خامساً: ترک گناه را بهترین عبادت برشمرده است.[۸]

این‌ها بخش بسیار اندک از هشدارهایى است که اسلام براى دفع اثر زیانبار گناه به انسان‌ها داده است. براى این که به تأثیر گناه بر دل و قلب بیشتر پى ببریم، به عنوان نمونه به ذکر یک روایت اکتفا مى‌کنیم:

رسول اکرم(صلى الله علیه و آله و سلّم) مى‌فرماید: وقتى انسان مؤمن گناهى را مرتکب مى‌شود، لکه سیاهى در قلبش پیدا مى‌شود که اگر دل از آن بکند و توبه کرده و از خداوند آمرزش طلبد، دوباره قلبش شفاف مى‌شود و اگر گناه را ادامه دهد، سیاهى تمام قلبش را فرا مى‌گیرد.[۹]

خودارضایى هم که اسلام به شدت از آن نهى کرده است، شاید از همین باب باشد که اثر در قلب و دل آدمى مى‌گذارد و آثار روحى و روانى خودارضایى که در بخش(ب) بیان گردید، عمدتا از همین بیمارى دل ناشى مى‌شود. در این جا چند روایت در مورد اثر معنوى گناه خودارضایى بیان مى‌کنیم به امید آن که تو‌ اى جوان عزیز و برومند! اى که چشم امید پدر و مادر و جامعه به توست،‌ اى آینده‌ساز خود و جامعه اسلامى و بالاخره تو‌ اى مبتلا به این گناه خانمانسوز و هلاکت‌بار، به خود آیى و تا دیر نشده خود را از این مهلکه و باتلاق نجات دهى، بدان که مى‌توانى، حتما مى‌توانى!

۱- امام صادق(علیه السّلام): روز قیامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمى‌کند و از چشم خدا مى‌افتد.[۱۰]

۲- رسول خدا(صلى الله علیه وآله و سلّم): لعنت خدا و ملائکه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا[۱۱]

۳- امام صادق(علیه السّلام): براى کسى که خودارضایى کند، در قیامت عذاب دردناکى در نظر گرفته شده است.[۱۲]

در پایان توجه شما را به تحقیقى که حاصل بررسى ۴۰۰ نامه رسیده از نوجوانان کشور به برنامه آینده‌سازان صداى جمهورى اسلامى در دى ماه ۱۳۶۷ است جلب مى‌کنیم. طبق این تحقیق افرادى که مبتلا به خود‌ارضایى مى‌باشند به ناراحتى‌هاى زیر مبتلا گشته اند:

۱. ضعیف شدن چشم؛ ۲. لاغر شدن صورت؛ ۳. ضعف اعصاب؛ ۴. تحلیل رفتن بدن؛ ۵. سر درد و سر گیجه؛ ۶. سرماخوردگى زود به زود؛ ۷. کم‌خونى؛ ۸. سست شدن زانو؛ ۹. سیاه شدن دور چشم؛ ۱۰. ضعف حافظه؛ ۱۱. زرد شدن صورت؛ ۱۲. ضعف و اختلالات شنوایى؛ ۱۳. جوش صورت؛ ۱۴. گوشه‌گیرى؛ ۱۵. اختلال در خواب؛ ۱۶. ایجاد حالت وسواس و تردید؛ ۱۷. افت تحصیلى.

اکنون تو‌ اى جوان که طراوت و پاکى دنیا را باید در تو دید و از تو شناخت، به چه مى‌اندیشى؟ آسیب‌ها را دیدى و خواندى؟ براى از این به بعد، چه در سر دارى؟ آیا از هم اکنون کمربندت را محکم بستى و عزمت را جزم نمودى؟ به خود آى! همین الان وقت تصمیم است، همین الان، نگو از فردا، نگو ببینم چه مى‌شود، نگو نمى‌شود و نگو چه و چه و نگو…. با توکل بر خدا و با یک اراده جدى، حرکت کن، به زودى افق‌هاى سلامت و سعادت را خواهى دید و احساس قدرت مى‌کنى. پس حرکت، حرکت، اراده، اراده، تصمیم، تصمیم.

در بخش دوم (درمان خود‌ارضایى) به کمک تو شتافته‌ایم، راه درمان را به تو نشان داده‌ایم، محض خدا، به خاطر خودت، کمک ما را پس نزن. به دامانش نشیند لکـه ننگ گلى گر همنشین خار گردد. على سلطان دین فرمود: آن کس که با نادان نشیند، خار گردد.

منابع کمکى

۱- خود‌ارضایى یا ارضاى انحراف جنسى، مؤسسه فرهنگى اشراق، بابل: مبعث ۱۳۷۹٫

۲- بلوغ، دکتر احمد صبور اردوبادى.

۳- تفسیر المیزان، مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایى ـ قدس سره ـ.

۴- تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازى.

۵- جلوه‌هاى حکمت، سید اصغر ناظم زاده قمى.

۶- خانواده و مسائل جنسى کودکان، دکتر على قائمى.

۷- دختران، دوستى‌ها و عبرتها، محمد على کریمى نیا.

۸- دنیاى نوجوان، دکتر شرفى، انتشارات تربیت.

۹- راهنماى پدران و مادران، محمد على سادات.

۱۰- مشکلات جنسى نسل جوان، آیت الله مکارم شیرازى.

[۱]. مطففین / ۱۴٫

[۲]. تفسیر نمونه، ذیل آیه ۱۴ مطففین.

[۳].ذیل آیه مطففین: ۱۴٫

[۴]. مائده / ۳۳٫

[۵]. على(ع) مى‌فرماید: کسى که در انجام گناه زیاد فکر کند، بالاخره به گناه کشیده مى‌شود. (غرر الحکم).

[۶]. على(ع) مى‌فرماید: براى دلها بیمارى اى، دردناک‌تر از گناه نیست. (بحارالانوار، ج۷۳، ص۳۴۲).

[۷]. على(ع) مى‌فرماید: بر فرد مسلمان شایسته نیست که با گنهکار طرح رفاقت و دوستى بریزد. (وسایل الشیعه، ج۲، ص۲۶۹).

[۸]. على(ع) مى‌فرماید: برترین عبادت، دورى گزیدن از گناه است.

[۹].تفسیر المیزان، ذیل آیه ۱۴ مطففین.

[۱۰]. میزان الحکمه، ح ۱۸۷۴۹٫

[۱۱]. همان، ح ۱۸۷۴۸

[۱۲]. همان، ح ۱۸۷۴۹٫

منبع: سایت اندیشه قم

چرا والدین فرزندانشان را تنبیه مى کنند

 على رغم آموزه‌های دینى ما و با وجود آموزش‌هایى که در جامعه داده مى شود، هنوز هم کم نیستند پدر و مادرهایى که تنبیه را به زعم خود بهترین راه آدم کردن فرزندانشان مى دانند و آموزش درس زندگى به کودکان خود را از طریق کتک زدن یا توهین کردن جایز مى دانند.

شاید تصور کنید در حال حاضر گرایش والدین به تنبیه بدنى، کمتر باشد اما واقعیت این است که فرهنگ نادرست تنبیه، به دلیل عدم شناخت از راه‌های تربیتى معقول، هنوز هم یک راه کار مهم براى والدین محسوب مى شود.

فضاى خشونت‌آمیز در خانواده، انتظارهاى غیر واقعى و نابجا از کودکان بدون توجه به توانایى‌های آنها، برآورده نشدن آرزوهاى دوران کودکى والدین و انتظار تجلى آنها در فرزندان، به سرپرستى و طلاق، ازدواج‌های مجدد، بیکارى، فقر معیشتى و کیفیت نامطلوب زندگى، بیمارى‌های روانى و عدم تعادل شخصیتى، بروز رفتارهاى شدید عصبى نظیر جنون آنى در والدین و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدین در دوران کودکى، از دلایل عمده آزار کودکان از سوى والدین است.

به گفته کارشناسان، در کشور ما بیش از ۸۰ درصد کودک‌آزارى ها در درون خانواده بر روى کودکان ۴ تا ۱۴ سال اتفاق مى افتد که این آزارها به صورت جسمى، جنسى و روانى از سوى ناپدرى، نامادرى و بعضاً به وسیله پدر و مادر واقعى، بر روى کودک اعمال مى شود.

بر طبق آمار، ۶۶ درصد کودک‌آزارى‌های در کشور ما از سوى مردان اعمال مى شود که در این زمینه، دختران بیش از پسران، در معرض این آزارها قرار دارند و همچنین خانواده‌های طلاق، ۲۵ درصد کودک‌آزارى ها را به خود اختصاص مى دهند.

کودک‌آزارى جسمى و بدنى، اولین و شایع‌ترین کودک‌آزارى است که بیشتر در خانواده‌های نیازمند و در معرض از هم پاشیدگى اتفاق مى افتد. کودک‌آزارى عاطفى، نوع دوم کودک‌آزارى است که شامل، تحقیر، سرزنش و خدشه‌دار کردن شخصیت کودک است که علاوه بر خانواده‌های فقیر، در خانواده‌های نسبتاً مرفه جامعه نیز دیده مى شود و تقریباً شایع‌ترین شکل کودک‌آزارى است.

همچنین در این میان، کار پیش از موعد کودکان در مزرعه، کارگاه‌های زیرزمینى و خیابان ها پیش از ۱۵سالگى و نیز کودک‌ربایى به منظور انتقام گرفتن از والدین یا باج‌خواهى مالى، از مصادیق دیگر کودک‌آزارى در تمام کشورهاى جهان است. «على رغم تأکید فراوان دین مبین اسلام نسبت به تکریم کودک و محبت به او، به دلیل فقر فرهنگى و غفلت برخى خانواده ها نسبت به اخلاق دینى و آموزه‌های تربیتى و اسلامى، کودک‌آزارى در جامعه، روز به روز روند افزایش به خود مى گیرد.»

فضاى خشونت‌آمیز در خانواده، انتظارهاى غیر واقعى و نابجا از کودکان بدون توجه به توانایى‌های آنها، برآورده نشدن آرزوهاى دوران کودکى والدین و انتظار تجلى آنها در فرزندان، بی‌سرپرستى و طلاق، ازدواج‌های مجدد، بیکارى، فقر معیشتى و کیفیت نامطلوب زندگى، بیمارى‌های روانى و عدم تعادل شخصیتى، بروز رفتارهاى شدید عصبى نظیر جنون آنى در والدین و تجربه مورد آزار قرار گرفتن خود والدین در دوران کودکى، از دلایل عمده آزار کودکان از سوى والدین است.

البته خلاء قانونى در رابطه با حقوق کودک نیز مضاف بر علت است که حدود تنبیه را براى خانواده‌ها مشخص نمى کند و عملاً تنبیه شدید کودکان توسط پدر و مادرها، به دلیل فقدان قانون در این مورد است. اما تعداد زیاد فرزندان و پر جمیعتى خانواده، فقدان آموزش مهارت‌های زندگى مخصوصاً در رابطه با زوج‌های جوان به دلیل عدم تجربه لازم در برخورد با کودکان، غفلت از مسایل تربیتى و پژوهشى در مدارس و معلولیت‌ها، از دلایل دیگر بروز کودک‌آزارى در میان خانواده‌هاست و کمتر کسى را مى توان یافت که در کودکى، قربانى یکى از این موارد نبوده باشد.

منبع: همشهرى

با اندکی تصرف و تغییر

ناتوانی جنسی مردان و سردمزاجی بانوان

ناتوانی جنسی مردان
یکی از هدف‌های ازدواج، پاسخگویی به نیازهای جنسی است، متأسفانه برخی از افراد به دلایل گوناگون، دچار ناتوانی‌های جنسی و سردمزاجی هستند، و قادر به ارضای مطلوب نیازهای جنسی همسر خود نیستند. این وضعیت در درازمدّت، آسیب‌زا است و هر یک از زوجین باید با شجاعت و صداقت به این مشکل توجه کند و با مشورت با افراد متخصص مانند روان پزشک، متخصص روان شناسی، متخصص غدد، متخصص زنان، متخصص کلیه و مجاری ادرار و مشاور خانواده به حل و فصل آن بپردازد. سردمزاجی، یکی از شایع‌ترین اختلال‌های جنسی است که به جز موارد نادری که نتیجه ی اختلال در کار غدد جنسی است، اغلب جنبه ی روانی دارد. (ایزدی، ۱۳۵۶) مقاربت، نوعی معامله ی فیزیولوژیک و عاطفی و روانی متقابل بین زن و شوهر است و یکی از مهم‌ترین عوامل رضایت و موفقیت عمل زناشویی، رضایت عاطفی و روانی متقابل بین زن و شوهر می‌باشد. قابل ذکر است که نقش عوامل روانی در چگونگی عمل زناشویی زن بیشتر از مرد حائز اهمیت است و گاهی اوقات زن سردمزاجی را به عنوان مکانیسمی علیه بدرفتاری شوهر به کار می‌برد. از این رو شوهری که مسئله «تمکین» را مطرح می‌سازد، باید خود زمینه‌های عاطفی مثبت را در همسرش به وجود آورد.
انتقاد در امور جنسی و روابط زناشویی، بدون تردید یکی از دشوارترین انواع انتقاد است و هیچ انتقادی دردناکتر از اشاره به ناتوانی جنسی طرف مقابل نیست؛ در حالی که باید اذعان کرد که ریشه ی اکثر مسایل و مشکلات، از بستر زناشویی آغاز می‌شود و تعامل زناشویی سالم، کلید فرایند خانواده ی مطلوب است.
(بارگر ۱۳۷۵) (۱) بدیهی است که قدرت پاسداری از حریم ارزش‌ها و غلبه بر قوی‌ترین کشش‌های غریزی زمانی می‌تواند به نحوی شایسته اعمال گردد که به این کشش‌های غریزی در بستر طبیعی و مشروع مطلوب و رضایت‌بخش پاسخ گفته شود. خالق انسان بر این نکته تأکید دارد.
بسیاری از کشاکش‌ها و شاید غالب خانه‌گریزی‌ها، سردیها و بی‌تفاوتی‌ها ی خانوادگی، ناشی از عدم حسن تأمین و ارضای این نیاز طبیعی و غریزی می‌باشد. گاه برخی از ناتوانی‌ها و یا خود کامگی مردان و سردمزاجی‌ها و یا بی‌رغبتی‌های زنان از اساسی‌ترین موانع حسن تأمین این نیاز طبیعی است. در هر حال بهره‌گیری از مشاوره‌های تخصصی و سود جستن از بعضی توصیه‌های درمانگری می‌تواند در این ارتباط مفید واقع گردد.
همسران برتر همواره به دور از سردمزاجی‌ها، بی‌حوصلگی‌ها، خود توجهی‌ها، خود کامگی‌ها و خودارضایی‌ها به تأمین و ارضای هماهنگ و مشترک این طبیعی می‌اندیشند.
همسران برتر در روابط زناشویی خود، به این جاذبه ی پرقوت به نحو مطلوب و مؤثر معنا می‌بخشد و زمینه ی تأثیرگذاری هر گونه محرک‌های بیرونی و آسیب پذیری‌ها را از بین می‌برند. همسران برتر به خوبی می‌دانند که در سایه ی حسن تأمین نیازها، بخصوص نیازهای زیستی و روانی است که زمینه ی بهداشت روانی همسر و آرامش کانون خانواده فراهم می‌گردد و رشد و شکوفایی و تعالی شخصیت محقق می‌شود.
همسران برتر می‌دانند که تأمین و ارضای نیاز پرقوت زیستی – غریزی، عمده‌ترین نقش را در جاذبه‌های زندگی مشترک زوجین بر عهده دارد و خداوند اصل تمکین را در این ارتباط از حقوق حقه ی زوج قرار داده است و ارضای شروع این نیاز اساسی زوجین لازمه ی رشد مطلوب و متعالی شخصیت است).(۲)
یکی از قوی‌ترین غرایز، غریزه ی جنسی است که اساسی‌ترین و مهم‌ترین نیاز انسان هاست. در آمارهای رسمی و غیر رسمی که به وسیله ی روزنامه‌ها، اعلام شده است. و نشان داده که درصد بالایی از طلاق و جدایی‌ها و اختلافات خانوادگی، ناشی از عدم توانایی مرد و یا سردمزاجی بانوان است. در همایشی که در دانشگاه شاهد (۳) برگزار شد در پایان همایش اعلام شد بیش از ۵۰ % طلاق‌ها، ناشی از عدم توانایی مردان در مسایل زناشویی است (سرپرست کلینک سلامت خانواده، دکتر سید کاظم فروتن) در یک مصاحبه اعلام کرد: باید با مسایل جنسی، علمی برخورد کرد. وی تصریح نمود که جامعه ی ما به علل متفاوت، تاکنون رویکردی عالمانه به این موضوع نداشته است. بنابراین برخورد احساسی در نگرش به مسایل جنسی، مشکلات را بیشتر از گذشته خواهد کرد. در حالی که باید از تعصبّات غلط در طرح مسایل جنسی جلوگیری به عمل آورد.
وی افزود: مسئولان باید در بعد تربیتی، روانشناسی، روان پزشکی، حقوقی و فرهنگی و اجتماعی جنسی به طور علمی برخورد کنند و در تمامی کشورها نیز با این گونه مسایل با دید علمی نگاه می‌کنند زیرا مشکلات جنسی انحراف جنسی نیست بلکه در صورت آموزش مسایل غلط، امکان انحراف وجود دارد و براساس آموزه‌های دینی ما هیچ نهادی نزد خداوند محبوب‌تر از نهاد خانواده نیست و آنچه جامعه را به سمت آرامش می‌برد، تشکیل خانواده است. نگاه اسلام هم به غریزه ی جنسی نگاه نفی و خشونت نیست، بلکه ارضای صحیح آن تأکید شده است به همین دلیل نباید به علت نداشتن برنامه ریزی برای کاهش مشکلات جنسی، صورت مسئله را به کلی پاک کرد. وی تصریح کرد. به علّت حساسیت و گستردگی مسایل جنسی و نقش اساسی آن در دوام خانواده باید شرایط مناسب را برای نگاه مثبت به مسایل سلامت جنسی فراهم کرد. زیرا صحبت از سلامت جنسی در کشور به صورت یک ضد ارزش در آمده است. این در حال است که آموزه‌های دینی و فرهنگ، در نگرش به سلامت جنسی کاملاً متفاوت است. بنابراین هر اندازه سلامت جنسی در افراد سالم ارتقا یابد کانون خانواده از استحکام بیشتری برخوردار خواهد شد.
وی تصریح کرد تعداد افراد متخصص برای آموزش و یا درمان اختلالات جنسی در کشور، بسیار کم هستند و یاد آور شد بسیاری از افرادی که درباره ی مسایل جنسی در کشور فعالیت می‌کنند، اطلاعاتی از درمان و یا نگرش صحیح به نحوه ی برخورد با مشکلات جنسی ندارند. بنابراین وظیفه ی وزارت علوم و وزارت بهداشت است که با ایجاد رشته ی تخصصی خانواده و سلامت جنسی، افراد خاصی را برای این مشکل جدی ولی به ظاهر پنهان جامعه تربیت کنند؛ زیرا این موضوع با بنیاد خانواده در ارتباط است و انجام کارهای نسنجیده و غیر علمی و نیز ورود افراد با اطلاعات محدود و یا بدون تعهّدِ لازم، ممکن است نه تنها به تشدید اختلالات دامن بزند بلکه در برخی موارد مفسده‌انگیز هم باشد.
فروتن تصریح کرد براساس برخی تحقیقات حداقل ۵۰ % طلاق‌هایی که در دادگاه خانواده به دلیل دیگر صورت می‌گیرد، ریشه در مسایل جنسی دارد. به تجربه ثابت شده در زوج‌هایی که مسایل جنسی، زناشویی و ارتباطات عاطفی زن و شوهر مناسب نیست در تربیت فرزندانشان ناموفق بوده، عمده ی این فرزندان، مستعد انحرافات فرهنگی و اخلاقی می‌باشند. (۴)
ضمناً آقای مجد، رییس بهداشت جنسی دانشگاه تهران، در مصاحبه‌ای که با روزنامه ی سلامت داشتند، اعلام کردند: به اعتقاد من، بیش از ۷۰ % طلاق‌ها ناشی از عدم آگاهی زن و مرد از روابط جنسی است.
در این بخش برای آشنایی خانواده‌های محترم و زوج‌های جوان ابتدا به علل ناتوانی جنسی مردان پرداخته و سپس راه‌های درمان را بیان می‌کنیم.

علل ناتوانی جنسی مردان
۱. خودارضایی در مردان.
در این عمل که اسلام آن را نهی کرده است: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«اَلنّاکحُ بِالکَفَّ مَلعُونٌ». (۵)
کسی که با دست، خود را راضی کند ملعون است.

با خودارضایی، دو مشکل در فرد ایجاد می‌گردد: ۱. پارگی میزراه ۲. ترکیدن اجسام غاری در دستگاه تناسلی مرد؛ لذا عامل ناتوانی جسمی در مرد خواهد شد. (۶)
۲. عوامل روحی، شرم و حیا و خجالت کشیدن؛
۳. عدم آمادگی فکر و عدم داشتن تجربه ی جنسی؛
۴. ترس و احساس حقارت از عدم توانایی؛
۵. انحراف جنسی؛
۶. خستگی از کار زیاد و سخت؛
۷. ناراحتی عصبی، گرفتاری‌های روزانه؛
۸. مشکلات زندگی، برخوردهای نامطلوب؛
۹. مواد مخدر، مشروبات الکلی؛
۱۰. تغذیه نامطلوب و عدم رشد جسمانی کامل؛
۱۱. پرکاری و یا کم کاری غده ی تیرویید؛
۱۲. ناتوانی از لحاظ ساختمان درونی از قبیل کمبود یک بیضه، کوچکی بیضه‌ها و تنبلی بیضه‌ها؛
۱۳. مورد تحقیر قرار گرفتن از طرف زن به خاطر عدم توانایی جنسی؛
۱۴. سالخوردگی؛
۱۵. بیماری‌ها خصوصاً دیابت، ناراحتی قلبی و کلیوی؛
۱۶. کم اشتهایی جنسی؛
در بعضی موارد ناتوانی جنسی معلول کمبود هورمون‌ها، اختلالات موضعی اعضا تناسلی یا عوامل سرشتی دیگری که منجر به کمبود احتیاجات و قدرت جنسی مرد می‌شوند می‌باشد و در خیلی از موارد، ناتوانی جنسی ریشه در مسایل روحی و روانی فرد دارد، از جمله:
الف) تعلق زیاد به مادر ب) ترس و اضطراب
ج) کشمکش‌های روحی د) مزاج عصبی
ه) علاقه به جنس موافق
این‌ها عوامل ناتوانی جنسی در مردانند: البته باید گفت ناتوانی‌های جنسی قابل درمان هستند، ولی باید تحت نظر اطبای حاذق و ورزیده انجام گیرند. (۷)

درمان ناتوانی جنسی مردان
بسیاری از مردان جوان و میانسال و مسن، از ناتوانی جنسی گله دارند. گرچه طب جدید با تزریق هورمون و تجویز داروهای شیمیایی این قضیه را بر طرف می‌نماید. ولی در گذشته با خوردن غذاها و خوراکی‌های مفید و همچنین با مصرف گیاهان سنتی، این ناتوانی را معالجه می‌کردند.

۱. ضعف و سستی در اثر ضربه زدن به کمر، حمل بار سنگین و یا زمین افتادن.
در این صورت لازم است با روغن زیتون و روغن سبز و یا روغن حیوانی خالص یا مومیایی، کمر را ماساژ داده و با پارچه ی پشمی ببندد و استراحت کند.

۲. ضعف و سستی به خاطر رطوبت و کار روزانه.
مصرف عسل و کرفس، نارگیل، خرما و کشمش، موز، تخم مرغ. پرهیز از خوردن ماست، گوجه فرنگی، کاهو و خیار برای رفع این موضوع مؤثر است.

۳. کسانی که به علت شهوترانی افراطی دچار مشکل شده‌اند و به اصطلاح شارژ آن‌ها خالی شده است.
بهار نارنج، عرق بیدمشک، مربای به، کمپوت هویج، انجیرخشک، توت فرنگی، سیر و پیاز سفید، باقلا پخته، گردو و خرما، پسته ی خام، نارگیل، بادام زمینی بوداده، شیر، عسل، تخم مرغ، گوشت شتر، مرباجات و زعفران، مؤثر و مفید است.
تمامی کسانی که دچار سستی و ضعف و ناتوانی جسمی هستند، بایستی از خوردن غذاهایی که طبیعتی سرد و مرطوب دارند اجتناب نمایند. مصرف زیاد نمک طعام، علاوه بر این که از دید چشم می‌کاهد، شهوت را نیز کم می‌کند.
ورزش کردن و اجرای تمرین‌های بدنی، چه به لحاظ حفظ تندرستی، و چه از نظر مراقبت از سلامت روانی و جمله بهداشت روابط جنسی، در خور توجه فراوان است، در هر حال اگر نیم ساعت پیش از نزدیکی به نرمش‌هایی بپردازید، عامل تقویت شما در امر جنسی خواهد بود. (۸)

۴. دستگاه واکیوم همراه
دستگاه واکیوم وسیله‌ای است که جهت درمان اختلالات نعوظ به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد و استفاده ی درمانی از آنها برای مردان مبتلا به ناتوانی جنسی بی‌خطر است. این دستگاه در افراد مسن‌تر بیشتر از جوانان مورد قبول قرار گرفته است. این دستگاه در سال ۱۹۸۲ به وسیله ی مرکز نظارت بر دارو و غذای آمریکا (fda) مورد تأیید قرار گرفت. و به عنوان یک روش درمانی مناسب به وسیله ی انجمن اورولوژی آمریکا نیز مورد تأیید قرارگرفته است. (۹)

کاهش میل جنسی
کاهش میل جنسی یا از بین رفتن آن در دوران زناشویی شایع‌تر از آن است که اغلب گمان می‌کنند. به استناد پژوهشی که در این زمینه تا ۴۰ درصد زوج‌های خوشبخت به کاهش میل جنسی خود اشاره کرده‌اند به طور که شیدایی اوایل ازدواج، شعله‌های اشتیاق را افزایش می‌دهد. با به سر رسیدن این دوران شدت میلی جنسی نیز کاهش می‌یابد. هنگامی که زندگی مشترک ادامه می‌یابد. مقوله‌هایی نظیر کسب معاش و تدارک مسکن، تربیت فرزند بخشی از نیرویی را که سابقاً صرف معاشقه می‌شد به خود مشغول می‌کنند به تدریج انگیزه‌های دیگر کار بر عاشق و عاشقی غلبه می‌کند و سرانجام خستگی و فشار ناشی از فعالیت شغلی، کارهای منزل و فرسودگی جسمی، میل جنسی را کاهش می‌دهد. (۱۰)

علل سردی مزاج بانوان
سردمزاجی، اصطلاحی پر مصرف است، اما به ندرت در معنای صحیح خود به کار می‌رود؛ چنان که امروزه با شنیدن اصطلاح سردمزاجی مجموعه‌ای از بی‌میلی جنسی، تحریک نشدن و لذت نبردن از روابط جنسی است. سردمزاجی در زنان معادل ناتوانی جنسی در مردان است.
در تحقیقات ثابت شده که ۹۰ % سردمزاجی بانوان، ناشی از عدم آگاهی مردها از روابط جنسی است. در اینجا فقط به عامل سردمزاجی زنان اشاره خواهیم کرد.
۱. زن‌ها نمی‌توانند در کنار مردهایی که به او علاقمند نیستند، به نیازهای جنسی مرد پاسخ مثبت بدهند، لذا در فعالیت‌های جنسی سرد هستند.
۲. دخترانی که در خانه‌هایی زندگی کرده‌اند که پدران سخت‌گیر، پرخاشگر، و کنترل چی داشته‌اند نسبت به جنس مرد تنفر پیدا می‌کنند.
۳. عدم آگاهی از روابط جنسی؛
۴. بیماری‌هایی مانند (دیابت، فشار خون، بیماری قلبی، اختلال در غدد تیرویید، صرع، مصرف داروهای ضد افسردگی، قرص‌های ضد حاملگی)؛
۵. کم رویی زن (در خانواده‌هایی که اولین تجربه ازدواج بوده یا دختر به شدت کم رو و خجالتی است)؛
۶. محرومیت از ارضا؛
۷. انحرافات جنسی؛
۸. ضعف عمومی – کمبود آهن، سوء تغذیه؛
۹. عوامل شغلی (اتمام انرژی زن و مرد که در محل کار مصرف می‌گردد.)
۱۰. ترس از ناکامی در عمل جنسی ؛
۱۱. مصرف زیاد الکل و مواد مخدر؛
۱۲. ترس از حاملگی و بچه دار شدن ؛
۱۳. ترس از حضور بچه ها.
۱۴. تنفر از مرد، (ازدواجهای اجباری و تحمیلی. زن به شدت از مردی که دلخواه او نیست تنفر دارد)
۱۵. تلافی بی‌مهری و بی‌محبتی مرد، در روایتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«روز زن خود را کتک می‌زنی، شب توقع داری او را در آغوش بکشی». (۱۱)
باید ذهنیت زن را نسبت به خود مثبت کنی؛ والا زن در عمل جنسی فعال نیست و سرد است.
۱۶. زن عمل جنسی را بد و منفور می‌داند (این عمل را یک عمل حیوانی و غیر اخلاقی می‌داند) در صورتی که در دین اسلام و در روایات ما برای این عمل ثواب نوشته شده است و نه تنها بد نیست، بلکه امری است توأم با اجر اخروی.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«زمانی که مرد با همسر خود نزدیکی می‌کند.
الف) مانند شخصی است که در راه خدا جهاد کرده است.
ب) گناهان او مانند ریختن برگ درختان در پاییز می‌ریزد.
ج) از گناهان پاک می‌گردد». (۱۲)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
«وقتی بنده ی مؤمنی با همسر خود نزدیکی می‌کند، هفتاد هزار ملک بال‌های خود را می‌گسترانند و در این هنگام رحمت الهی نازل می‌گردد و برای هر قطره ی غُسل، خدا یک خانه در بهشت به او می‌دهد».(۱۳)
۱۷. زن در آن زمان از یک مسئله رنج می‌برد. به طور مثال: بیماری پدر یا مادر یا فرزند، اختلاف او با دیگران و…
۱۸. زنانی که به بیماری وسواس مبتلا هستند.
۱۹. خستگی بیش از حد، کار زیاد در خانه.
۲۰. جنسیت مردانه.
۲۱. ارثی بودن؛
۲۲. مصرف داروهای روان گردان (قرص‌های ضد افسردگی، داروهایی مانند آنتی سایکوتیک‌ها)؛
۲۳. انتقاد از همسر در رختخواب (انتقاد یا سرزنش همسر یا تحکّم عامل سردمزاجی است)؛
۲۴. درد اعضای تناسلی؛
۲۵. اختلالات عمیق روانی). (۱۴)

درمان سردمزاجی بانوان
اختلال عملکرد جنسی در زنان، یک اختلال بسیار شایع است که منجر به استرس شخصی زیادی می‌شود و ممکن است بر کیفیت زندگی تأثیر داشته باشد. مطالعاتی که آناتومی، فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی عملکرد و اختلال عملکرد جنسی زنان را بررسی می‌کنند، محدود هستند. لذا ارزیابی و روان شناسی و پزشکی جامع و مشترک، آموزش مستمر بیمار و همسرش، تعدیل علت‌های عودکننده و درمان دارویی به شخص توصیه می‌گردد. (۱۵) و مراجعه به متخصصین در درمان سردمزاجی می‌تواند زمینه ی درمان را فراهم نماید.

پی‌نوشت‌ها

۱. دکتر احمد به پژوه، خانواده و فرزندان، کتاب دوم، ص ۲۶۱.
۲. دکتر غلامعلی افروز، همسران برتر، ص ۸۳.
۳. دانشگاه شاهد، ۲ \۹ \۸۴ ،چهار شنبه و پنج شنبه، روزنامه ایران ۱۹ \۱ \۸۷.
۴. دکتر فروتن، سرپرست کلینیک سلامت خانواده، روزنامه ایران، ۱۹ \۱ \۸۷.
۵. شیخ طوسی، المبسوط، ج ۴، ص ۲۴۲.
۶. افشین تاج الدینی، دکتر عارف راد، بهداشت جنسی.
۷. محمد نامدار مقدم، آرمان ساکت، ناتوانی و بی‌میلی و سردی مزاج، ص ۹۰-۸۹.
۸. محمد نامدار مقدم، آرمان ساکت، ناتوانی بی‌میلی و سزدی جنسی، ص ۹۲-۹۱.
۹. کاظم فروتن، فریدون خیام فر، انسان و سلامت جنسی، ص ۹۸.
۱۰. محمد نامدارمقدم، آرمان ساکت، ناتوانی بی‌میلی جنسی، و سردی جنسی، ص ۱۵.
۱۱. کافی، ج ۵، ۵۰۹.
۱۲. دعائم السلام، ج ۲، ص ۱۹۱ و مستدرک الوسائل، ج ۱۴ ص ۱۵۱.
۱۳. روضه الواعظین، ج ۲، ص ۱۰۸.
۱۴. محمد نامدار مقدم و آرمان ساکت، ناتوانی و بی‌میلی جنسی و سردمزاجی، ص ۵۰-۴۲.
۱۵. سید کاظم فروتن و فریدون خیام فر، انسان و سلام جنسی، ص ۱۵۹.

منبع: رفیعی محمدی، علی محمد؛ (۱۳۸۹)، نسیم عشق: عوامل تحکیم و تزلزل خانواده، قم: انتشارات رسول اعظم (صل الله علیه و آله و سلم)، چاپ هفتم

اخلاق معاشرت(۱۱)

اذن و اجازه

نهاد «خانواده»، از مقدس‌ترین نهادهاست. سلامت و استوارى آن نیز، مورد توجه اسلام است. نوع برخوردها نسبت به تحکیم رشته‏‌هاى این نهاد، یا گسستن پیوندها و آفت‏ خیز کردن آن مؤثر است. اشاره داشتیم که خانواده و خانه، حد و حریمى دارد که باید رعایت شود و مورد تعدّى و «مرزشکنى» قرار نگیرد. تهاجم و تعدّى به این حدود و حقوق، گاهى هم از طریق «نگاه» است که کنترل آن ضرورى است.

چشم‌هاى بى‌بها

آنچه سبب بى‌بهایى چشم‌ها مى‌شود، بى‏‌محابایى آنهاست، یعنى شناختن حریم‌ها و مراعات نکردن حقوق شخصى دیگران و ورود به قلمرو ممنوع. چشم، گوهر ارزنده و نعمت عظیم الهى است و ارزش آن برابر با کل وجود و جان آدمى است، تا آنجا که اگر کسى دو چشم دیگرى را کور کند، دیه کامل یک انسان بر عهده او است.(۱)

و دیه یک چشم، به قدر نصف دیه انسان است. اما همین چشم، اگر نگاه خائنانه کند و به خانه‏‌ها و عورات و اسرار و درون خانه مردم و به نوامیس دیگران نگاه دزدانه کند و در آن حالت، بزنند و آسیب ببیند، دیه ندارد. این، بى‌ارزشىِ چشم ناپاک را مى‏‌رساند که بى‌اذن و به ناروا و حرام، وارد حریم دیگران مى‌شود و مرتکب گناه مى‏‌گردد. فتواى حضرت امام«قدس‏ سره» چنین است:

«دید زدن به خانه مردم و نگاه به نامحرم، گناه است و صاحبخانه حق دارد سنگ یا چیزى به طرف او پرتاب کند و ضمانى هم بر او نیست. حتى اگر به درون خانه‏‌هایى دور، با ابزارى(مثل دوربین قوى) نگاه کند، مثل آن است که از نزدیک نگاه کند. نگاه به درون خانه کسى از طریق نصب آینه نیز همین حکم را دارد.»(۲)

این حرمت‌شکنى براى چشم‌هاى ناپاک، نهایت حرمت‏گذارى براى حقوق شخصى در زندگى خصوصى انسانهاست. در حدیثى از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:

«هر کس به خانه همسایه‏‌اش سرک بکشد تا به عورتِ مردى یا موى زنى یا بدن او نگاه کند، بر خداوند رواست که او را همراه منافقان به آتش دوزخ افکند …»(۳) و نیز فرموده است:

«مَنِ اطّلَعَ فى بیتٍ بغیر اِذْنِهم فَقَدْ حَلَّ لَهم اَنْ یَفْقأوْا عَیْنَهُ»(۴)

هر کس بى‌اجازه، به خانه‌‏اى دید بزند، آنان حق دارند که چشمش را کور سازند.

در حدیث دیگرى امام صادق(علیه السلام) فرموده است: در چنین حالتى اگر چشمش را معیوب کنند، دیه‏‌اى بر آنان نیست.(۵)

در نقل‌هاى متعددى آمده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه خویش مشغول شانه زدن خود بود ـ و با یکى از همسرانش بود ـ کسى از شکاف در، درون خانه را دید مى‌زد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر نزدیک تو بودم، چشمت را با همین شانه درمى‌آوردم (یا:) برخاست به سراغش رفت … که مرد، گریخته و صحنه را ترک کرده بود.(۶)

از این سو، بى‏‌اجازه وارد حریم زندگى کسى شدن تا این حدّ ناپسند است، از آن سو هم سفارش به اجازه گرفتن براى ورود به خانه دیگرى و استیذان و استیناس شده است(که در بخش پیشین، به تفصیل گذشت).

درسى براى نوجوانان

ادب دیگرى که قرآن مى‏‌آموزد و به سلامت خانوادگى و اخلاقى جوانان نابالغ مربوط مى‌شود، اجازه گرفتن براى ورود به اتاق پدر و مادر است. این نکته را، هم خود نوجوانان باید رعایت کنند و هم والدین باید به نحوى شایسته و هنرمندانه و بدون بدآموزى و تحریک، آنان را توجیه کنند.

گاهى پدر و مادر، در اتاق خویش ممکن است به استراحت مشغول باشند، با لباس‌هاى راحت و وضعى متناسب با خواب. سرزده وارد شدن کودکانى که در سنین قبل از بلوغ باشند، ممکن است عوارضى داشته باشد و نوجوانان را به برخى مسایل انحرافى بکشد. اینجاست که باید نوجوانان، در بزنند، اجازه بگیرند و بى‏‌اطلاع و اذن، وارد اتاق دیگران نشوند.

آموزش قرآن این است که هم غلامان و خدمتکاران خانه و هم کودکانى که به سنّ بلوغ جنسى نرسیده‌اند، سه بار و در سه هنگام، اذن بگیرند. این سه وقت عبارت است از:

۱ـ پیش از نماز صبح

۲ـ هنگام استراحت ظهر

۳ـ شب، بعد از عشاء

این سه وقت را قرآن کریم به نام «راز» و «سرِّ» پوشیدنى(عورت) یاد مى‌کند و جز این سه وقت را ـ که معمولاً ممکن است افراد در این مواقع، با لباس زیر و وضع خاص یا نیمه لخت یا بدون پوشش کافى باشند ـ بلامانع اعلام مى‏‌کند.

متن آیه قرآن چنین است: «یا ایّها الّذین امَنوا لِیستأذِنکم الّذینَ ملکتْ اَیْمانُکم و الّذین لَم یبلُغوا الحُلُمَ منکم ثلاث مرّاتٍ: مِن قبلِ صَلوه الفجرِ و حینَ تَضَعون ثیابکم مِن الظّهیرهِ و من بعد صلوهِ العَشاءِ ثلاثُ عَوراتٍ لکم …»(۷)

در این آیه، یک مرحله جلوتر و فراتر از اجازه گرفتن براى ورود به «خانه» را هم مطرح کرده است، یعنى ورود به اتاق شخصى در مواقعى خاصّ.

ممکن است برخى، ترددّ کودکان را نزد بزرگترها، امرى ساده و عادى تلّقى کنند و بچه‏‌ها از این رهگذر، صحنه‌هایى ببینند و با مسایلى رو به‏ رو شوند که برایشان غیر قابل هضم و درک یا بدآموز باشد و به انحراف بیفتند. این مسأله در یک نگاه عام‏تر، به کنترل روابط همسران نسبت به توجه و دیدن و فهمیدن کودکان مربوط مى‌شود که … بماند! و به این اشاره بسنده کنیم و بگذریم، چرا که مسأله چندان مهم است که باید نوشته‏‌اى مفصل و مستقل پیرامون آن نگاشت.

به هر حال، این مسأله به ظاهر ساده و جزیى، از چنان اهمیتى در «تصحیح معاشرت» دارد که قرآن کریم به تفصیل و با ذکر جزئیات به آن پرداخته است، تا خانواده‏‌ها و فرزندان گرفتار بیماری‌هاى روانى و اخلاقى نشوند و از آثار سوء عصبى و روانى نبودن کنترل و حریم در معاشرت‌ها، به خصوص در مورد خلوت‏ سرا و ترددّ و دیدن و فهمیدن کودکان، مصون بمانند.

در پرونده بسیارى از گرفتاران به بیماری‌هاى جنسى و انحرافات اخلاقى از این نوع، اعترافاتى به چشم مى‏‌خورد که نشان‏‌دهنده تأثیر منفى این گونه ولنگاری‌ها و نبودن حریم در معاشرت‌ها است و توجه یافتن کودکان و نوجوانان به برخى از اسرار زندگى خصوصى والدین، که آنان را به گناه مى‏‌کشد، جاى دقت و تأمل است، که حضرت امیر(علیه السلام) فرمود: «کم مِنْ نَظرهٍ جَلَبَتْ حَسْرهً»(۸)، چه بسا نگاهى که حسرت مى‌آورد!

چرا بى‌اجازه؟ بارى … رعایت حریم حقوق دیگران در معاشرت‌ها ما را به بحث از استیذان و استیناس کشاند. ولى سخن اصلى آن است که احترام گذاشتن به این حقوق فردى، شرط اخوّت اسلامى در یک جامعه مکتبى است و پاى‌بندى به این اصول، ضامن تداوم دوستی‌هاست. این عمل بى‏‌اذن و اجازه، تنها مربوط به ورود به خانه و اتاق اشخاص نمى‏‌شود؛ دامنه‏‌اى گسترده دارد.

اگر کسى یادداشتى مى‏‌کند و نامه‏‌اى مى‌نویسد، نباید دزدانه به آن نگاه کرد.

اگر کسى رازى را به امانت نزد ما مى‌گوید، نباید خیانت کرد و اسرارش را فاش ساخت.

اگر کسى کلید خانه، کمد، کیف یا سویچ ماشین و موتور را به دست ما داد، نباید بیش از حدّى که یقین به اذن و رضایت او داریم، در آن تصرف کنیم.

اگر دو نفر با هم صحبت خصوصى مى‌کنند، چه حضورى، چه تلفنى، «گوش ایستادن» و به نجواها گوش کردن و «استراق سمع» کردن و شنود گذاشتن، جایز نیست.

اگر حامل نامه‏‌اى به دیگران هستیم، حق گشودن نامه و مطالعه محتواى آن را نداریم.

اگر پاکتى براى شخصى فرستاده مى‌شود و تأکید مى‌کنند که «شخصا مفتوح فرمایید»، دیگرى حق باز کردن و مطالعه آن را ندارد(مگر با اجازه طرف اصلى).

بى‏‌اجازه نمى‏‌توان سرِ کمد و کیف و جیب و دفتر کسى رفت و چیزى برداشت یا خواند یا تصرّف کرد.

اگر روى جزوه، بولتن یا خبرنامه‏‌اى مُهر «محرمانه» خورده است، یا نقل مطلبى از جایى یا کسى منوط به «اجازه» دانسته شده است، در همه این موارد، بى‏‌اذن کار کردن، نوعى خیانت است و دور از ادب اسلامى و انسانى.

اگر آلبومى «خانوادگى» است، دیگرى بى‌اجازه حق نگاه کردن به آن را ندارد.

اگر گفتند: راضى نیستیم مطالب این دفتر را بخوانى، یا اگر مطلبى و انتقادى و مقاله‌‏اى نوشتند و با نوشتن «امضاء محفوظ» گفتند که راضى به افشاى نام نیستند، افشاى آن خلاف ادب و قانون و وجدان است.

اگر کسى مطلبى را با ما در میان گذاشت و تأکید کرد که: «راضى نیستم به کسى بگویى»، تا چه اندازه رعایت مى‏‌کنیم؟ آیا حاضریم این‌ها را هم جزء حقوق و حدود اشخاص به حساب آوریم و مراعات کنیم؟!

پس، مجموعه آنچه «راز شخصى» و اسرار زندگى خصوصى محسوب مى‌شود، بسیار است. تنها در خانه و اتاق و نامه و راز هم خلاصه نمى‌شود. ممکن است حتى نوعى از غذا و میوه و خوراکى در خانه و یخچال و … کسى باشد ولى دوست نداشته باشد که آن را بدانند. یا یک بیمارى یا نقص عضو و جسم در کسى باشد که نخواهد دیگرى آن را بداند. یا در شرایط بحرانى خاصى قرار داشته باشد که نخواهد مردم بدانند. همه اینها در قلمرو «حریم شخصى» است و ورود به آن «اجازه» مى‏‌خواهد.

گاهى در یک خانواده، یک «اختلاف» است، ولى دوست ندارند که اقوام و آشنایان از این اختلاف باخبر شوند. وسوسه شدن براى پى بردن به آن، و فاش ساختن براى دیگران هم از همین مقوله غیر مُجاز و غیر مأذون است.

«سید قطب»، در اشاره به این نکته لطیف قرآنى و آداب اجتماعى مى‌نویسد: «امروز ما مسلمانان، نسبت به این گونه امور دقیق و ظریف، حساسیت خود را از دست داده‌ایم.

گاهى شخصى به خانه برادرش حمله‏‌ور مى‏‌شود، هر لحظه از لحظات شب و روز که باشد، برایش فرق نمى‏‌کند. آن قدر در مى‌زند تا باز کنند و اگر در به رویش باز نکنند برنمى‏‌گردد تا آن که صاحب‌خانه را به ستوه آورد و در بگشایند.

گاهى در خانه، تلفن وجود دارد و مى‏‌تواند پیش از آمدن، تلفنى تماس گرفته و خبر دهد تا اجازه بدهند یا روشن شود که موقعیت مناسب نیست؛ ولى این راه و شیوه را رها مى‏‌کند تا بى‏‌خبر و بى‏‌موقع وارد شود و بدون قول و قرار قبلى به خانه‏‌اش رود. متأسفانه چنان شده که عرف هم نمى‌پذیرد که اگر چه صاحب خانه ناراحت و رنجیده شود، از آمدنِ بى‏‌خبر و غیر منتظره باز گردد.

ما مسلمانان امروز، سرزده و بى‏‌خبر، هر لحظه که بخواهیم وارد خانه هم مى‌شویم و اگر وقت غذا باشد و غذاى مناسبى پیش ما نیاورد، در دلمان مى‏‌رنجیم؛ یا شب دیرهنگام به خانه کسى مى‌رویم، اگر آخر شب از ما نخواهد که همان جا بخوابیم، در دل رنجیده مى‌شویم، بى‏ آن که به عذر آنان در این گونه مواقع توجه داشته باشیم.

این نشانه آن است که ما هنوز، به ادبِ اسلام و ادب رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مؤدب نشده‌ایم، برده عُرفِ خطاکاریم؛ ولى اگر همین گونه مراعات آداب را در غیر مسلمانان ببینیم، برایمان شگفت جلوه مى‌کند و نمى‏‌کوشیم دریابیم که ریشه این ادب‌ها در شریعت خود ما نهفته است و باید به آن اصل خویش برگردیم …».(۹)

به هر حال، هر چند در نوع ارتباطات، گاهى با خویشاوندان و دوستانِ بسیار صمیمى مواجه هستیم، ولى هرگز این «مجوّز» ورود به «منطقه ممنوعه» از زندگى شخصى آنان شمرده نمى‌شود، مگر آن که «اذن صریح» داشته باشیم.

در روایات، «نگاه» همچون تیرى مسموم از تیرهاى شیطان قلمداد شده است. گاهى «گناه»، در پى یک «نگاه» پدید مى‌آید و اگر کسى نتواند چشم‌ها و پلک‌هاى خود را تحت اختیار و کنترل داشته باشد، به روز سیاه مى‏‌نشیند. حیف است که انسان از راه نگاه، جهنمى شود. به فرموده حضرت على(علیه السلام): چشم‌ها، شکارگاه شیطان است.

(العیونُ مصائد الشیطان»(۱۰)

این سخن نیز از حضرت مسیح(علیه السلام) است که: «ایّاکم وَ النّظَر اِلىَ المحذوراتِ فانّها بَذْرُ الشَّهَواتِ و نَباتُ الفِسقِ».(۱۱)

از نگاه به آنچه «ممنوع» است بپرهیزید، چرا که چنین نگاهى، بذر شهوت و رویش فسق و گناه است.

بکوشیم تا در سخن، نگاه، رفتار، معاشرت و ارتباط، از آنچه خارج از قلمرو «اذن» و «اجازه» قرار دارد، وارد نشویم.

ادامه دارد…

پی‌نوشت‌ها
 
۱ـ رساله نوین، امام خمینى، ج۴، ص۲۸۵٫
۲ـ تحریر الوسیله، امام خمینى، ج۱، ص۴۹۲، بحث دفاع(مسایل ۳۷ ـ ۳۸ ـ ۳۹ و ص۴۹۱ مسایل ۳۰ و ۳۱).
۳ـ وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۱۴۱٫
۴ـ منهج الصادقین، ملا فتح‏ اللّه‏ کاشانى، ج۶، ص۲۹۲٫
۵ـ وسائل الشیعه، ج۱۹، ص۵۰٫
۶ـ همان، ص۴۸ و ۴۹٫
۷ـ نور، آیه ۵۸(این بحث را در تفسیر نمونه ج۱۴، ص۵۳۸ مطالعه کنید).
۸ـ غرر الحکم.
۹ـ فى ظلال القرآن، سید قطب، ج۶، ص۹۱٫
۱۰ـ غرر الحکم.
۱۱ـ میزان الحکمه، ج۱۰، ص۷۱٫

نویسنده: جواد محدثى

منبع: پیام زن؛ شماره ۷۴