انحرافات جنسی

نوشته‌ها

آسیب‌ها و پیامدهای منفی شبکه‌های ماهواره‌ای بر خانواده‌ها

در چند سال اخیر، بسیاری از رسانه‌های داخلی مانند تلویزیون و روزنامه، سعی کرده‌اند مردم را نسبت به نادرست بودن و زیان آور بودن این تبلیغات و محصولات آگاه کنند اما این روند گویا همچنان ادامه دارد و نتیجه‌ای جز افزایش مصرف گرایی ندارد.
ابتدا چنین به نظر می‌آمد که پیشرفت رسانه‌های ماهواره‌ای، پدیده‌ای کاملا مطلوب و عاری از خطاست و برای تحقق دهکده جهانی، لازم و ضروری است. گرچه ماهواره و تکنولوژی‌های جدید ارتباطی، سهم به سزایی در پیشرفت علم و رفاه انسانی دارند اما در تجربه کوتاه و چندین ساله معلوم شده است دارای برخی آسیب‌ها و پیامدهای منفی نیز هست.

با شناخت به موقع این آسیب ها، می‌توان زمینه را برای بهره برداری هر چه بهتر از این تکنولوژی، آماده ساخت. بنابراین در این مقاله بر آن شدیم شما را با برخی از آسیب‌ها و پیامدهای منفی ماهواره برای کودکان، جوانان و بزرگسالان، آشنا کنیم.

ترویج خشونت

یکی از مهمترین و آشکارترین پیامدهای منفی فیلم‌ها و برنامه‌های شبکه‌های ماهواره ای،افزایش خشونت در جامعه است. تحقیقات مختلف روانشناسی با محوریت نظریه یادگیری مشاهده‌ای آلبرت بندورا نشان داده اند مشاهده صحنه‌های خشونت آمیز، گرایش به پرخاشگری را در بینندگان آن بالا می‌برد و این در حالی است که حجم قابل مشاهده برنامه‌های ماهواره‌ای به فیلم‌های سینمایی و سریال‌هایی اختصاص دارد که در آن صحنه‌های خشونت آمیز به طور مکرر تکرار می‌شود. سهل و آسان نشان دادن کشتار و قتل و هرگونه جنایت با سلاح سرد و گرم، ترس بیننده را فرو می‌ریزد؛ در واقع هنگامی که بیننده ساعت‌های متوالی، چنین برنامه‌هایی را می‌بیند، گویا در کلاس آموزشی ترویج خشونت قرار گرفته است. این تاثیرپذیری بر روی کودکان و نوجوانان بیشتر و قابل تامل تر است.

بلوغ زودرس و دسترسی سریع به اطلاعات جنسی

اکثر سریال‌ها و برنامه‌های ماهواره‌ای به راحتی و بدون هیچ سانسوری، مسائل جنسی را مطرح می‌کنند و نمایش می‌دهند. این شیوه ارائه اطلاعات حتی در آگهی‌های بازرگانی ماهواره‌ای نیز به وفور دیده می‌شود. متاسفانه بارها مشاهده شده فرزندان کوچک خانواده نیز بدون هیچ محدودیتی و در کنار والدین خود به تماشای این صحنه‌ها پرداخته اند و این در حالی است که هیچگونه ظرفیتی برای پذیرش اینگونه اطلاعات ندارند، در نتیجه تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند. بلوغ زودرس یکی از نتایج منفی این مسئله است. الگوگیری و تکرار اعمال مشاهده شده با فرزندان کوچکتر نیز، بارها به علت همین مسئله گزارش شده است.

باورهای غلط درباره مسائل عاطفی و جنسی

تبلیغات غلط و غلو شده در شبکه‌های ماهواره‌ای که دائما بر توانایی‌های جنسی افراد مجرد و متاهل تاکید می‌کنند، می‌تواند زمینه ساز شکل گیری باورهای غلط و کسب اطلاعات نادرست در زمینه مسائل جنسی افراد شود. این برنامه‌ها و تبلیغات که هدفی جز فروش محصولات خود ندارند، باعث شده اند بسیاری درباره چگونگی و توانمندی‌های جنسی خود شک کنند و در پی درمان‌های نادرست بروند. از سویی اطلاعاتی که برنامه‌های ماهواره‌ای درباره چگونگی روابط عاطفی در سریال‌ها و فیلم‌های خود نشان می‌دهند، باعث شکل گیری سبک‌های نادرست ارتباطی بین جوانان می‌شود.

فراهم سازی گسست و درگیری بین نسلی

تاثیر برنامه‌های ماهواره‌ای بر روی فرزندان خانواده‌ها یا همین نوجوانان و جوانان بیشتر است، به طوری که این گروه زمان بیشتری را صرف تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای می‌کنند. این برنامه‌ها ارزش ها، باورها، تصورات، انتظارات و جهت گیری‌های ارزشی متفاوتی را تبلیغ و عرضه می‌کنند که باعث می‌شود به مرور زمان فاصله روانی بین والدین و فرزندان بیشتر و بیشتر شود و به انقطاع یا گسست نسلی بینجامد. البته در پرونده شماره ۶۸ سپیده دانایی گفته شد بروز شکاف بین نسلی در بستر رشد، پیشرفت و تجارب متفاوت، اجتناب ناپذیر است و حتی زمینه ترقی و تعالی را فراهم می‌کند اما گسست و درگیری بین نسلی شدیدتر خواهد بوده و می‌توان آن را تا حدودی منفی ارزیابی کرد؛ زیرا در این وضعیت غالبا نوجوانان و جوانان می‌کوشند آخرین پیوندهای وابستگی خود را از والدین یا نسل بالغ بگسلند و اغلب در این راه به گردنکشی و طغیانگری می‌پردازند. خلاصه آن که در یک گسست نسلی به جای تعامل بر سر ارزش‌ها جنگی تمام عیار شکل می‌گیرد. اختلافات و درگیری‌های شدید بین فرزندان و والدین، ترک منزل بدون اطلاع، حرمت شکنی‌ها و … نتیجه این فرایند است.

ایجاد زمینه‌های اختلاف و تنش بین همسران

تماشای صرف و غیرنقادانه‌ای برنامه‌های متنوع ماهواره‌ای و مقایسه منفی خود با شخصیت‌ها و داستان‌های این برنامه ها، می‌تواند خوراک لازم، برای ایجاد یک درگیری حسابی بین زن و شوهر را فراهم کند. در واقع باید بپذیریم برنامه‌های ماهواره‌ای در فضا و جامعه دیگر ساخته شده و منطبق با هنجارها و ارزش‌های آن جامعه است که به طبع، برخی از این هنجارها و ارزش ها، با جامعه ما تداخل دارد و حتی متضاد است؛ حال اگر بخواهیم زندگی خود و همسرمان را با توجه به مشاهدات برنامه‌های ماهواره‌ای مقایسه، تفسیر و ارزیابی کنیم، خوب معلوم است که به در بسته می‌خوریم.

این در بسته می‌تواند منبع ناکامی، سرخوردگی و خشم ما را فراهم کند و در نتیجه باعث بروز تنش و درگیری در محیط خانواده شود. مقایسه‌های ذهنی نادرست، انتظارات نامعقول، توجیهات اشتباه، نارضایتی بی مورد، حسادت، روابط پنهانی و … در روابط همسران، همگی می‌تواند ناشی از تاثیر همین برنامه‌های ماهواره‌ای باشد.

کاهش تعاملات واقعی

شاید بارها پیش بیاید در خانه مشغول تماشای برنامه‌های ماهواره‌ای هستیدو عملا ورود، خروج یا صحبت‌های سایر اعضای خانواده خود را متوجه نمی‌شوید. این مسئله یکی از آسیب زاترین پیادهای استفاده مفرط از برنامه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای است که باعث می‌شود، ارتباط برقرار کردن و تعاملات بین خانوادگی و حتی دوستان خودرا در اولویت دوم قرار دهیم و زمان بیشتری را به تماشای برنامه‌های مختلف بپردازیم. این مسئله خود به مرور باعث ایجاد فاصله روانی بین همسران، فرزندان، والدین و دوستان می‌شود.

وابستگی و اتلاف وقت

برنامه‌های ماهواره‌ای چنان با جذابیت و تنوع همراه می‌شوند که همه سعی خود را بر میخکوب کردن و یکجا نشاندن بیننده خود می‌کنند. این تنوع، سرگرمی و جذابیت باعث می‌شود برخی افراد تا ساعت ها، زمان خود را برای تماشای برنامه‌های مختلف ماهواره‌ای اختصاص بدهند که نتیجه‌ای جز اتلاف وقت ندارد و حتی گاهی باعث ایجاد وابستگی می‌شود؛ به طوری که اگر زمانی فرد نتواند یک برنامه را به هر دلیلی مشاهده کند، دچار احساسات منفی می‌شود و دائما در پی رفع آن دلیل خواهد بود، انگار نبض زندگی او با نبض ماهواره، گره خورده است.

افت عملکردهای تحصیلی و شغلی

تماشای مفرط برنامه‌های ماهواره‌ای آن هم تا پاسی از نیمه شب، باعث کاهش عملکردهای آموزشی و تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان می‌شود؛ بطوری که در کلاس درس دائما چرت می‌زنند و وقت کمی را نیز برای انجام تکالیف درسی و آموزشی خود می‌پردازند. همچنین افراد بزرگسال نیز در محیط کار با مواردی چون تاخیر،غیبت و اهمالکاری روبرو می‌شوند که باعث افت عملکرد شغلی آنان می‌شود.

افزایش مصرف گرایی

زمان زیادی از برنامه‌های ماهواره‌ای به تبلیغات کالاهای مختلف اختصاص یافته است. بیشتر این تبلیغات بر محور کالاهای بهداشتی – آرایشی و مُد است. این تبلیغات آنچنان با جذابیت و پرتکرار ارئه می‌شوند که مخاطب خود را به خرید آن ترغیب و وسوسه می‌کند.

در چند سال اخیر بسیاری از رسانه‌های داخلی مانند تلویزیون و روزنامه سعی کرده اند مردم را نسبت به نادرست بودن و زیان آور بودن این تبلیغات و محصولات آگاه کنند اما این روند گویا همچنان ادامه دارد و نتیجه‌ای جز افزایش مصرف گرایی ندارد.

تهدید سلامت جسمانی

تماشای مفرط برنامه‌های ماهواره‌ای باعث ایجاد سکون و بی حرکتی در بینندگان آن می‌شود که این خود می‌تواند زمینه‌های سردرد شدید، گردن درد، اختلالات خواب، خشک شدن چشم‌ها و دشواری در دید، اضافه وزن و … را فراهم کند. با این توصیف می‌توان گفت گرچه ماهواره می‌تواند در هشیار کردن، اطلاع رسانی و پیشرفت نقش مهمی داشته باشد، اثرات و پیامدهای منفی نیز به جای می‌گذارد؛ تا جایی که کشورهای مختلف برای این موضوع در حال چاره اندیشی هستندو هزینه‌های هنگفتی را صرف کاهش آسیب‌های ماهواره می‌کنند. شما می‌توانید با مطالعه مقاله «راهکارهای کاهش آسیب‌های ماهواره»، در همین شماره، با برخی از شیوه‌های پیشگیرانه و مقابله‌ای کاهش و کنترل پیامدهای منفی ماهواره آشنا شوید.

منبع: میگنا

اثرات جانبى تنبیه

مقدمه

یکى از شایع‌ترین و نامناسب‌ترین اعمال براى جلوگیرى از خلافکاری‌ها و سزادادن به خلافکاران که به ویژه در مورد کودکان اعمال می‌شود، تنبیه بدنى است. ژان پیازه و پیر هانرى سیمون روانشناس و اساتید دانشگاه‌هاى فرانسه در کتاب روانشناسى کودک و اصول تربیتى جوانان می‌گویند: اگر عملى نفرت انگیز در این جهان یافت شود که وجدان آدمى را ناراحت سازد، بدرفتارى و خشونت با کودک بی‌گناهى است که قدرت دفاع از خود را ندارد.

وقتى ما به طور آگاه یا ناآگاه و به تربیت هاى ناصحیح و غلط و رفتارهاى خشونت آمیز، اغتشاشى در روح لطیف کودکانمان به وجود آورده و در نتیجه جریحه‌دار ساختن عواطف و احساساتشان، آنان را به صورت افرادى خشن و بی‌عاطفه، عاصى و مجرم تحویل جامعه می‌دهیم، در واقع مقصر و عامل اصلى خشونت‌ها و بی‌عاطفگى و جرایم و انحرافات و جنایات آنها ما هستیم. بنابراین قبل از آن که تسلیم چوبه ‌دار بشوند، باید در وهله اول، ما را به عنوان مقصر و مسبب و مجرم به مجازات رسانده و کیفر دهند.

آیا تنبیه بدنى کارساز است؟

البته والدین و مربیانى که مرتکب تنبیه بدنى در مورد کودکان تحت پرورش و تعلیم و تربیت خود می‌گردند، همگى بر این عقید‌ه‌اند که می‌خواهند در مورد تربیت آنان قدم مثبتى بردارند و این تنبیهات، لازمه همان قدم‌هاى مثبت می‌باشد. ولى در روحیه چنین والدین و مربیانى اگر دقیق باشیم، به خوبى درخواهیم یافت که عده‌اى از آنان، خودشان به نوعى به اغتشاش و ناسازگارى درون مبتلا بوده و اغتشاشات و ناملایمات درونى و روحى، آنان را هنگام مشاهده اعمال خلاف در کودکان، تحریک به عصیان و در نتیجه ارتکاب به تنبیه بدنى می‌نماید.

کودک ممکن است که از ترس کتک خوردن، دست به اعمال خلافى نزند، ولى وقتى که چندین بار کتک خورد و ترسش ریخت، همان کار خلاف را که میل به انجام آن دارد بالاخص در خفا با شدت و حدت بیشترى دنبال خواهد کرد؛ زیرا این امر از نظر روانشناسى کاملا به اثبات رسیده است که هر اندازه فردى در انجام کارى با ممانعت مواجه باشد، به همان اندازه و بلکه بیشتر، براى انجام آن مریض خواهد شد. اغلب اعمال خلاف و نادرستى که از کودکان سر می‌زند، مغرضانه و از روى نقشه موذیگرانه قبلى نیست و حتى اگر چنین هم باشد، باز باید در روان آنان، به دنبال علت و انگیزه بگردیم؛ چون هیچ کودکى، مجرم و خلافکار از مادر متولد نمی‌شود و رفتارهاى غلط و تربیت ناصحیح والدین و اطرافیان و خصایص اکتسابى محیط و اجتماعى هستند که روح کودک را متاثر و متألم ساخته و او در مقابل کنش‌هایى که به نظرش غیر عادلانه می‌نماید، وادار به واکنش‌هاى عصیانگر می‌سازد و ما اگر در مقابل عصیان و ارتکاب به جرم و گناه کودک، متوسل به خشونت و تنبیه بدنى گردیم، علاوه بر این که در روح او براى گشایش و هدایت عقده‌هاى سرکش، قدم مثبتى برنخواهیم داشت، بلکه عقده‌هاى موجود را سرکش نموده و عقده دیگرى نیز بر تعداد آن خواهیم افزود و چنین کودکانى در اثر تنبیهات و مجازات‌هاى شدید و ممتد، عاقبت از محیط خانه و خانواده گریزان شده و با سقوط در دام‌هایى که هر آن در سر راهشان گسترده می‌باشد، به احتمال زیاد تبدیل به بزهکار در جامعه خواهند شد.

اگر به فرض هم چنین شد، بالاخره خشن و بی‌عاطفه شده و دست به کارهاى ناشایست و پرخطر خواهند زد. در بعضى مواقع نیز خلافکاری‌هایى از کودکان سر می‌زند که والدین از تفهیم نتایج مضر و زیان بخش آن عاجز می‌مانند و چون در حل مشکل با ناتوانى مواجه می‌شوند، متوسل به تنبیه می‌گردند. غافل از این که این تنبیه، جز چند لحظه تاثیرى نخواهد داشت و روز از نو روزى از نو خواهد بود. والدین در این مواقع باید به دنبال علت و انگیزه بگردند.

گاه با مسائلى روبرو می‌شویم که تنبیه بدنى حتى براى مدت زمان کمى هم کارساز نیست؛ چرا که مشکل، چیزى ریشه‌دار است. مثلا نوجوانى که وارد اولین دوره‌هاى بلوغ شده و در اثر تربیت‌هاى غلط و محیط ناسالم و محرومیت‌ها و سایر مشکلات اجتماعى یا ابتلا به یکى از انواع اعتیادهاى جنسى و غیره، به بیراهه می‌رود؛ در این حال، براى ما امکان اصلاح جامعه و سالم کردن محیط و از بین بردن عوامل نامطلوب، غیر ممکن به نظر می‌رسد. یعنى براى انهدام این موانع تربیتى، بهتر است بدون توسل به خشونت و با رفتارهاى محبت‌آمیز و دوستانه، ضمن این که مضرات این گونه اعمال خلاف و انحرافى را بازگو می‌کنیم، با نشان دادن افرادى که با ارتکاب به چنین اعمالى مبتلا به امراض مختلفى از قبیل سفلیس و سوزاک و سایر امراض مشابه گردیده و به صورت مطرودین جامعه، عمر نکبت بارى را در منجلاب بدبختى سپرى می‌کنند؛ رعب و ترسى را در اندیشه آنان برانگیزیم و حتم بدانید که این رعب و ترس مثبت، عامل بازدارنده‌اى موثرتر از پند و اندرزها و سایر تنبیهات و مجازات‌ها خواهد بود. البته عوامل تخلف، بسیار است و والدین و مربیان محترم نیز داراى تدابیرى هستند که می‌توانند با استفاده از این تدابیر و تجربیات و مطالعه خود، در راه از بین بردن عوامل تخلف‌زا، قدم‌هاى مثبتى برداشته و در راه هدایت و آراستن کودکان خود به خصال واقعى انسانى، بدون توسل به تنبیه بدنى و رفتارهاى خشونت بار و با ارائه طریق‌هاى صحیح و مثبت تربیتى، مفید واقع گردند.

راه حل جلوگیرى از تخلفات کودکان و هدایت آنان

بالاخره براى جلوگیرى از تخلفات کودکان و هدایت آنان به راه صحیح زندگى و نتیجه‌گیرى از مطالب یاد شده در مورد مضرات تنبیه بدنى رعایت نکات زیر لازم و ضرورى به نظر می‌رسد:

وقتى عمل خلافى از کودک سر می‌زند، هرگز نباید به خشونت توسل جست و اگر مواخذه در این مورد ضرورى به نظر می‌رسد، باید سعى شود که بازخواست و احیانا توبیخ حتى مودبانه لفظى در جمع دوست و آشنا و سایر کودکان انجام نگیرد؛ زیرا ممکن است کودک، تحقیر شده و با ایجاد عقده حقارت در وى، نتیجه مطلوبى که مورد دلخواه است بدست نیاید.

توبیخ و ماخذه، باید همراه با لطف و محبتى آمیخته شده که کودک ضمن توبیخ، احساس نکند که محبت والدین را از دست داده، زیرا محبت و نوازش‌هاى به جاى والدین و مربى، در سازندگى شخصیت کودکان و جلوگیرى از انحرافات و ارتکاب آنان به اعمال خلاف، نقش معجزه را دارد.

اگر در مورد جلوگیرى از بعضى تخلفات، والدین و مربیان مجبور هستند که ترس و رعبى در دل کودک برانگیزند، باید این ترس به طور مثبت انجام شود.

والدین باید در رفتار کودکان خود، حس مسئولیت و حمایت را در کودکان بزرگتر برانگیخته، حتى در کارهاى شخصى نیز از آنان کمک بگیرند.

والدین باید در امتناع صحیح غرایز و ساختن شخصیت مثبت و ایجاد تعادل و آرامش در روان کودکان، از هر وسیله ممکن استفاده نموده و در انهدام عوامل منفى و مخربى که در سر راه آنان قرار دارد، بکوشند زیرا اگر کودک، داراى شخصیت مثبت بوده و آرامش روحى داشته باشد، دیگر تخلفى وجود نخواهد داشت که مساله تنبیه بدنى و مواخذه و توبیخى را بوجود آورد.

والدین و مربیان باید با اعمال و رفتار صحیح، در دل کودکان، محبت و علاقه دوستانه‌اى نسبت به خود ایجاد نمایند. زیرا اگر کودکان، والدین و مربى را نسبت به خود دوست و دلسوز احساس کردند اولا مشکلات خود را به راحتى با آنان در میان خواهند گذاشت، ثانیا از مواخذاتشان، دلگیر و ناراحت نشده و پند و اندرزهایشان را با میل و رغبت به کار خواهند بست.

نکته بسیار مهمى که وجود دارد این است که والدین و مربیان، نباید به هیچ وجه هنگام توبیخ و مواخذه کودک، محسنات و خوبی‌هاى سایر کودکان را به عنوان سرکوفت به رخ کودک بکشند؛ زیرا این عمل نیز علاوه بر این که موجب تحقیر کودک می‌شود، جلوی تقویت اعتماد به نفس او را گرفته و به عصیان و اعمال انتقام جویانه وا می‌دارد.

یکى از مواخذات و تنبیهات غیربدنى، بی‌اعتنایى می‌باشد که نباید در مورد کودکان استمرار داشته باشد؛ زیرا اثرات سو بی‌اعتنایی‌هاى ممتد، کمتر از تنبیه بدنى نیست.

دیگران را دوست بدارید و کودکان خود را به دوست داشتن دیگران عادت دهید.

منبع: على غلام پور طالمى