انابه

نوشته‌ها

چهل حدیث درباره توبه

١. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

بابُ التّوبَهِ مَفتُوحٌ؛

درب توبه همیشه باز است. (الشهاب فی‌الحِکم و الآداب، ص ١٨)

٢. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

لِکُلِّ داءٍ دَواءٌ وَ دَواءُ الذَّنبِ اَلاِستِغفارُ؛

هر دردی دوا و درمانی دارد. داروی گناه، طلب آمرزش و استغفار کردن است. (ثواب‌الاعمال، ص ٣۶۵)

٣. مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

التّوبَهُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفارٌ بِاللِّسانِ وَ تَرْکٌ بِالْجَوارِحِ، وَ اِضمارٌ أنْ لایعُودَ؛

توبه عبارت است از: پشیمانی در دل، استغفار با زبان، ترک گناه در عمل و تصمیم بر عدم ارتکاب مجدّد آن. (فهرست غرر، ص ٣٩)

۴. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

اَلتّائِبُ مِنَ الذّنبِ کَمَن لاذَنْبَ لَهُ؛

کسی که از گناه توبه کرده مانند کسی است که گناهی نکرده است. (الشهاب فی‌ الحِکم و لآداب، ص ١٨)

۵. امام جواد(ع):

تَأخیرُ التّوبَهِ إِغترارٌ؛

(سهل‌انگاری در توبه) و به تأخیر انداختن آن، یک خُدعه و عمل فریبکارانه است. (تحف‌العقول، ص ۴٨٠)

۶. مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

لادینَ لِمُسوِّفٍ بِتَوبَتِه!؛

کسی که توبه را به تأخیر می‌اندازد و امروز و فردا می‌کند دین و ایمان ندارد! (فهرست غرر، ص ۴٠)

٧. امام حسن مجتبی(ع):

التَّقوی بابُ کُلِّ تَوبَهٍ؛

تقوا و پرهیزکاری درب ورودی هر گونه توبه و انابه است. (بحار، ج ٧٨، ص ١١٠)

٨. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

اَلتّوبهُ معَروضَهٌ فی‌الجَسَدِ مادامَ الروُّحُ فیها؛

تا زمانی که روح در بدن آدمی است هنوز جای توبه برایش باقی است. (بحار، ج ۶٣، ص ٢٢٠)

٩. امام رضا(علیه‌السلام):

لَیسَ شَیءٌ اَحبُّ اِلَی اللهِ مِن مُؤْمِنٍ تائِبٍ أَو مؤْمِنَهٍ تائِبَهٍ؛

چیزی در نزد خدا محبوب‌تر از یک مرد یا یک زن توبه‌کننده نیست. (سفینه، ج ١، ص ١٢۶)

١٠. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

النَّدمُ تَوبَهٌ؛

پشیمانی از گناه، خود، توبه از گناه است. (تحف‌العقول، ص ۵۵ . الشهاب فی‌الحِکم و الآداب، ص ٩)

١١. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

ما مِن عَبدٍ أَذنَبَ ذَنباً فَنَدِمَ عَلَیهِ اِلاّ غَفَراللهُ لَهُ قَبلَ أَن یستَغفِرَ؛

هر بنده‌ای که از گناهی که مرتکب شده پشیمان شود، پیش از آنکه استغفار کند خداوند گناهش را می‌آمرزد. (جامع‌ احادیث الشیعه، ج ١۴، ص ٣٣٨)

١٢. امام رضا(علیه‌السلام):

تَعَطّروا بِالاِستغفارِ وَلا تَفضَحَنَّکُم رَوائِحُ الذُّنوبِ!؛

با استغفار کردن، خود را معطّر و خوشبو کنید تا رایحه (متعفن) گناه، شما را مفتضح ننماید! (جامع احادیث‌الشیعه، ج ١۴، ص ٣٣٧)

١٣. امام زین‌العابدین(علیه‌السلام):

مَن اَشفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوبَهِ اِلی اللهِ مِن ذُنُوبِهِ و راجَعَ عَنِ المَحارِم؛

کسی که (براستی) از آتش دوزخ می‌ترسد بی‌درنگ از گناهانش به درگاه خداوند توبه می‌کند و از عمل حرام و نا‌بکار خود دست برمی‌دارد. (تحف‌العقول، ص ٢٨٩)

١۴. مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

اِنّ النّدَمَ عَلَی الشَّرِ یدعو اِلی تَرکِه؛

پشیمانی از کار بد، خود باعث ترک آن خواهد شد. (اصول کافی، ج ۴، ص ١۵٩)

١۵. امام هادی(ع):

التَّوبَهُ النَصوحُ أَن یکونَ الباطِنُ کَالظّاهِرِ و اَفضلَ مِن ذلِک؛

توبه خالصانه آن است که باطن شخصی با ظاهر او یکی باشد بلکه بهتر و والاتر. (سفینه، ج ١، ص ١٢۶)

١۶. مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

المُقِرُّ بِالذُّنوبِ تائبٌ؛

کسی که به گناهان خود اعتراف می‌کند، او دیگر توبه‌ کرده است. (فهرست غرر، ص ١٢۶)

١٧. مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

طوبی لِمَن بکَلی عَلی خَطیئتِهِ وَ أَمِنَ النّاسُ شَرَّهُ؛

خوشا به حال کسی که به خاطر گناهانی که مرتکب شده گریه می‌کند (و پشیمان است) و مردم دیگر از شر و آزار او در امان هستند. (الفقیه، ج ۴، ص ۴٠۵)

١٨. امام محمدباقر(علیه‌السلام):

کُلَّما عادَ المؤمِنُ بِالاِستغفارِ وَالتَّوبَهِ عادَاللهُ عَلَیهِ بِالمَغفِره؛

هر بار که مؤمن توبه و استغفار خود را تجدید کند خدا نیز مغفرت و آمرزش خود را برای وی تجدید می‌نماید. (سفینه، ج ١، ص ١٢٧)

١٩. مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام:

الذُّنوبُ اَلدّاءُ وَ الدّواءُ اَلاستِغفارُ وَ الشِفاءُ أَن لاتَعُودَ؛

گناهان درد است و دوای آن استغفار، و شفا و بهبودی عدم ارتکاب مجدد آن است. (جامع‌ احادیث الشیعه، ج ١۴، ص ٣٢٨)

٢٠. امام رضا(علیه‌السلام):

مَن أَصََرَّ عَلی‌المَعاصی و طَلبَ العَفوَ مِن رَبِّهِ وَ لَم یتُبْ فَقَدِ اسْتَهزَأَ بِنَفسِهِ!؛

کسی که بر ارتکاب گناه پافشاری می‌کند و از آن دست‌بردار نیست و (در عین حال) از خدای خود طلب عفو و بخشش می‌کند در حقیقت خود را مسخره کرده است! (مواعظ عددیه، ص ٢٠٠)

٢١. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

لَو عَمِلْتُمُ الخَطایا حتّی بَلَغَ الی السّماءِ ثُمَّ نَدِمتُم لَتابَ اللهُ عَلَیکُم؛

شما اگر آنقدر گناه کرده‌اید که تا به بلندی آسمان رسیده سپس از کرده خود پشیمان شدید خداوند توبه شما را می‌پذیرد. (لئالی‌الاخبار، ج ١، ص ٣۶۴)

٢٢. امام محمدباقر(علیه‌السلام):

اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیمٌ یقبَلُ التَّوبَهَ وَ یعفو عَنِ السَّیئاتِ فَاِیاکَ أَن تُقَنِّطَ المؤمنینَ مِن رَحمهِ‌الله؛

خدا مسلّماً آمرزنده و مهربان است، توبه بنده را می‌پذیرد و از گناهانش درمی‌گذرد و تو برحذر باش، مبادا که مؤمنان را از رحمت خدا مأیوس کنی. (سفینه، ج ١، ص ١٢٧)

٢٣. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

اِذا تابَ العَبدُ تَوبَهً نَصوحاً أَحَبَّهُ اللهُ فَسَتَرَ عَلَیهِ فی‌الدُّنیا والآخره؛

وقتی بنده توبه خالصانه می‌کند خدا هم او را دوست می‌دارد و عیوبش را در دنیا و آخرت می‌پوشاند. (اصول کافی، ج ۴، ص ١۶٢)

٢۴. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

اِنَّ اللهَ یحِبُّ العَبدَ المُفَتِّنَ التَّوّابَ وَ مَن لَم یکُن ذلِکَ مِنهُ کانَ أَفضَل؛

خداوند بنده‌ای که به گناه آلوده بوده و مرتب در حال توبه است دوست می‌دارد. البته آن کس که گناه نکرده از او افضل و بالاتر است. (اصول کافی، ج ۴، ص ١۶٨)

٢۵. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

انّ المُؤمِن لَیذنِبُ الذَنبَ فَیذَکْرُ بَعدَ عِشرینَ سَنَهً فَیستَغفِرُاللهَ مِنهُ فَیغفِرُلَه؛

مؤمن یک زمانی گناهی می‌کند و بعد از بیست سال آن را به یاد می‌آورد، از خداوند طلب مغفرت و بخشش می‌کند، خدا نیز او را مورد عفو و آمرزش خود قرار می‌دهد. (اصول کافی، ج ۴، ص ١٧١)

٢۶. مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام):

طِهِّروا قُلوبَکُم مِن دَرَنِ السَّیئات تُضاعفْ لکُمُ الحَسناتُ؛

دل‌های خود را از چرک گناه پاکیزه کنید تا حسنات و پاداش‌های شما مضاعف گردد. (فهرست غرر، ص ١٢٧)

٢٧. مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام):

نَحنُ نُرید اَلاّ نَموتُ حتّی نَتوبَ وَ نَحنُ لانَتوبُ حتّی نَموتَ!؛

ما می‌خواهیم تا وقتی که نمردیم توبه کنیم در حالی که ما تا وقتی که نمردیم توبه نمی‌کنیم! (شرح حدیدی، ج ٢٠، ص ٣٢٩)

٢٨. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

ثلاثهٌ لاتُرَدُّ لَهُم دَعوَهٌ: اَلسَّخِی وَ المَریضُ والتّائِبُ؛

سه نفرند که دعایشان رد نمی‌شود (و مستجاب است): آدم سخاوتمند و شخص مریض و کسی که از گناهش توبه می‌کند. (مواعظ عددیه، ص ١٠)

٢٩. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

لاتُؤَخِّرِ التَّوبَهَ فَاِنَّ المَوتَ یأتی بَغتَهً؛

توبه را (هیچ‌وقت) به تأخیر مینداز که لحظه مرگ بی‌خبر و ناگهانی می‌رسد. (جامع احادیث‌الشیعه، ج ١۴، ص ٣٣٧)

٣٠. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

طوُبی لِمَن وَجَدَ فی صَحیفَهِ عَمَلِهِ یومَ القیامَهِ تَحتَ کُلِّ ذَنبٍ استَغفِرُالله؛

خوشا به حال کسی که در نامه عملش روز قیامت، زیر هر گناهی که کرده یک استغفار ببیند. (تفسیر مقتنیات، ج ١، ص ٨٩)

٣١. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):

اِنّ اللهَ یقبَلُ تَوبَهَ عَبدِهِ ما لَم یغَرغِرْ؛

خداوند توبه بنده‌اش را تاجان به گلو نرسیده قبول می‌کند. (شهاب‌الاخبار، ص ٣۶۶)

٣٢. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

إنّ العَبدَ أَذا أَذنَبَ ذَنْباً اَجَّلَهُ اللهُ سَبْعَ سَاعاتٍ فَاِنِ استَغَفَراللهَ لَم یکْتبْ عَلَیهِ شَئٌ وَ اِن مَضَتِ السّاعاتِ و لَم یستَغفِرهُ کُتِبَ عَلَیهِ سَیئهٌ.

بنده هر گاه گناهی مرتکب شود خداوند تا هفت ساعت او را مهلت می‌دهد چنانچه توبه کرد چیزی برای او نوشته نمی‌شود واِلّا تنها یک گناه برایش ثبت می‌گردد. (لئالی‌الاخبار، ج ١، ص ٣٧٢)

٣٣. مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام):

ما اَهدَمَ التَوبَهَ لِعَظیم الجُرمِ!؛

به راستی که توبه کردن تا چه اندازه گناهان عظیم و بزرگ را ویران و منهدم می‌کند! (فهرست غرر، ص ۴٠)

٣۴. امام موسی‌بن‌جعفر(ع):

التّوبَهُ النَّصُوحُ أنَ یتوبَ العبدُ مِنَ الذّنبِ ثُمَّ لایعودُ اِلَیهِ؛

توبه خالصانه آن است که وقتی بنده از گناه توبه کرد دیگر مرتکب آن گناه نشود. (اصول کافی، ج ۴، ص ١۶۵)

٣۵. مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام):

ما کانَ اللهُ لِیفتَحَ لِعَبدٍ بابَ التَّوبَهِ وَ یغلِقَ عَنهُ بابَ المَغفِرَهِ؛

هرگز چنین نیست که خداوند درِ توبه را به روی کسی باز کند ولی درِ آمرزش و مغفرت خود را به روی او ببندد. (نهج‌البلاغه، کلمه ۴٣۵)

٣۶. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

لاکبیرهَ مَعَ الاِستغفارِ وَ لاصغیرهَ مَعَ الإصرار؛

کسی که استغفار از گناه می‌کند دیگر گناه کبیره ندارد و (از طرفی) آن کس هم که از گناه کوچک دست برنمی‌دارد دیگر گناهش صغیره نیست (بلکه گناه کبیره است). (جامع احادیث الشیعه، ج ١۴، ص ٣۴۴)

٣٧. مولی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام):

طوبی لِعَبدٍ یستَغفِرُاللهَ مِن ذنبٍ لَم یطّلِعْ عَلَیهِ غَیرُهُ؛

خوشا به حال بنده‌ای که در نزد خدا از گناهی توبه می‌کند که غیر از او کسی بر آن مطّلع نیست. (جامع احادیث‌الشیعه، ج ١۴، ص ٣٣٢)

٣٨. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لاتُغْفَرُ اِلا بِعَرَفات؛

بعضی از گناهان است که جز در صحرای عرفات (ایام حج) آمرزیده نمی‌شوند. (جعفریات ملحق بقرب‌الاسناد ص ١١۴)

٣٩. امام جعفرصادق(علیه‌السلام):

آیهُ قَبُولِ الَحَجِّ تَرکُ ما کانَ عَلَیهِ العبدُ مُقیماً مِنَ الذُّنوب؛

علامت قبولی حج دست کشیدن از گناهانی است که بنده قبلاً بدان‌ها آلوده بوده است. (جعفریات ملحق بقرب‌الاسناد ص ١١۵)

۴٠. امام رضا(علیه‌السلام):

اَلمُؤمِنُ اِذا أحسَنَ اِستَبْشَرَ و اذا أَساءَ اِستَغفَر؛

مؤمن کسی است که وقتی کار خوبی می‌کند شاد و خوشحال می‌شود و زمانی که گناهی مرتکب گردد استغفار و (از خداوند) طلب آمرزش می‌نماید. (بحار، ج ٧١، ص ٢۵٩)

منبع: شکوفه های حکمت

مراحل سیر و سلوک و عرفان

سالک و رهرو طریق الی الله برای وصول به قرب الهی، پیش از هر چیز، باید یک سری شرایطی را رعایت کند. به تعبیری دیگر برای شروع در این سفر و سیر الی الله، یک سری مقدمات و مبادی و اسبابی است که باید فراهم شود و از آن سو یک سری موانعی است که لازم است از بین بروند. بزرگان اخلاق و عرفان هر کدام به روش خود، راههایی را پیشنهاد داده اند که اگر بخواهیم با توجه به آیات و روایات خلاصه آنها را در یک جمله بیان کنیم چیزی نیست جز عمل به دستورات شرع مبین اسلام و انجام و اهتمام به واجبات و فرائض و ترک نواهی و محرمات الهی.

حال اگر بخواهیم این شرایط اساسی سیر و سلوک را بسط و توضیح دهیم این موارد عبارتند از:

  1. توبه: اولین مرحله از مانع زدایی برای سالک راه، گناه زدایی است. چرا که گناه نه تنها مایه ورود به جهنم است، بلکه مانع انجام کار خیر در دنیا نیز خواهد بود. امام صادق ـ علیه السلام ـ در روایتی تصریح می کند که اثر گناه این است که انسان را از عبادت محروم می کند و گناه در کارهای خیر مانند کارد برنده و تیزی که گوشت را قطعه قطعه می کند کارهای خیر و ثواب را تکه تکه می کند «ان الرجل لیذنب، فیحرم صلاه اللیل و انّ عمل السیئ أسرع فی صاحبه من السکین فی اللحم».(۱)

توبه که به معنای رجوع و بازگشت است، خود مراتب و مراحلی دارد هم شامل توبه عام و عوام می شود و هم توبه خاص و خواص و هم توبه اخص. توبه عوام آن است که انسان معصیت کار از گناه و معصیت دست بکشد اما توبه خواص، پرهیز از ترک مستحب و از انجام مکروهات است. و توبه اخص پرهیز از توجه به غیر خدا است درهر حال چون گناه و معصیت، چرک و کثافت و نجاست است، آدمی برای ورود به این سفر الهی چاره ای جز این ندارد که در هر مرتبه ای که هست این آلودگی روحی و باطنی و قلبی را از خودش بزداید و تطهیر کند. لذا در دعاها داریم که اللهم طهرنی فیه من الدنس و الاقذار، پروردگارا ما را از پلیدی ها و آلودگی ها پاک کن.

شایان توجه است برخی بزرگان در تبیین مراحل سیر و سلوک اولین مرحله را «یقظه» (بیداری) می دانند.(۲)

و این با آنچه تاکنون گفتیم منافاتی ندارد چرا که توبه و ترک گناه خود از نتایج و ثمرات یقظه است. آدمی اگر متنبه شد که مسافر است و باید حرکت کند و در راه نمی تواند درمانده و رها بماند، قطعا به فکر حرکت می افتد و وقتی از خواب غفلت بیدار شد و فهمید که چاره ای جز حرکت نیست، حتما به فکر تحصیل زاد و راحله و توشه و مرکب می افتد و پیش از حرکت آن موانعی را (گناه) که سر راه خود دارد شناسائی و آنها را از بین می برد.

و به قول سعدی:

حَرَم در پیش و حرامی در پس     اگر خُفتی مُردی و اگر رفتی بُردی

همه انبیاء الهی آمده اند تا انسان ها را از این خواب غفلت بیدار کنند اما اگر کسی با غرق شدن در لذّات دنیا و گناه گوشش سنگین و کر شد، هرگز صدای انبیاء را نخواهد شنید و درخواب خواهد ماند و خواهد مرد. و ما انت یمسمع من فی القبور(۳). ای پیامبر تو آنانی را که در قبر خوابیده اند نمی توانی بیدار کنی.

  1. زهد: برای رسیدن به خدا و درجات قرب او چاره ای جز بی رغبتی نسبت به متاع فریب دنیا نیست. زهد یعنی بی رغبتی و پشت و پا زدن و تعلق نداشتن به لذّات زودگذر دنیوی نه به معنای استفاده مناسب نکردن از نعمت های دنیوی. نشانه زهد واقعی را قرآن این چنین بیان کرده اند: لِکیلَا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکمْ(۴).

نه هنگام آمدن متاع دنیا خوشحال و از خود بی خود می شود و نه هنگام رخت بربستن آن نگران خواهد بود صاحب منازل السائرین می گوید: زهد برای توده مردم «قربت» است اما برای سالک «ضرورت» یعنی انسان های متوسط اگر زاهد باشند به خدا نزدیک می شوند اما برای کسانی که اهل سیر و سلوکند رعایت این امر برایشان ضروری است و چاره ای جز آن ندارند. اگر کسی بخواهد به «باقی» برسد باید از دام «فانی» (لذات دنیا) برهد.(۵)

بعد از این مراحل، برخی از علمای اخلاق و عرفان همچون محقق طوسی، از مراحل دیگری چون ریاضت، مراقبه و محاسبه، تقوا نیز نام می برد که به جهت عدم تطویل مطالعه آنها را به خود شما پرسش گر گرامی می سپاریم.(۶)

مقامات و مراحل سیر و سلوک

قبل از توضیح برخی از این مراتب، دانستن این مطالب ضروری است که در بیان تعداد این مراحل، تقدیم و تأخیر هر یک از این منازل بین مشایخ اهل سلوک و عرفان اختلاف نظر هست مثلا خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین، سیر سلوک عرفانی را در ده منزل دانسته و برای هر سئوالی ده مرحله قرار داده است. اما خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب «اوصاف الاشراف» برای مراحل سیر و سلوک، شش باب و برای هر باب، شش اصل ذکر کرده است. دیگر بزرگان تقسیمات دیگری را برگزیده اند. از آنجا که ذکر همه این مراحل در گنجایش این چند صفحه نیست اجمالا به برخی از مهم ترین تقسیمات خواجه نصیر طوسی اشاره می شود:

  1. ایمان: انسان سالک باید، معتقد باشد به خدا، قیامت، وحی و راهی هست و باید این راه را پیمود و اگر این راه درست پیموده شود به بهشت و گرنه به دوزخ منتهی خواهد شد. ایمان که شرط آغازین تحصیل زاد و توشه است، مراتبی دارد. اولین شرط سلامت ایمان، عمل صالح است. الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَی لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ(۷).

اگر کسی بداند و ایمان قلبی داشته باشد که نیازمند و فقیر است و بداند رفع نیازها نه مقدور خود اوست و نه میسور مانند او، و بداند در جهان هستی کسی هست که نیاز او و تمام نیازمندان را می داند و قدرت رفع این نیازها و مشکلات آنان را دارد، حتما به فکر سیر و سلوک می افتد و برای رسیدن به خانه امن الهی به فکر چاره می افتد.

  1. ثبات: ممکن است بر اثر پیدایش حالتی برای انسان، جذبه ای حاصل شود، یا فکری او را به حق راهنمایی کند و او تصمیم پیمودن راه بگیرد ولی در این تقسیم، ثابت نباشد و علل و عواملی او را از این تصمیم پشیمان کند. لذا صرف ایمان، برای سلوک کافی نیست و سالک باید به مرحله ثبات در اعتقاد و ایمان برسد.(۸)

منظور از ثبات قدم، ثبات در سیرت و سنت دینی است و به طور کلی ثبات در هر چیز به اندازه و در محدوده همان چیز است.

  1. نیت: اگر انسان ثابت قدم هم باشد، ممکن است کار را بدون روح آن یعنی نیت انجام دهد.در حالی که روح هر کاری را نیت آن تأمین می کند. لذا نیت به منزله روح است و عمل به منزله تن و عمل بی روح، جسد سرد و مرده است رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: «فانما لکل امراءٍ مانوی».(۹) هر کسی به اندازه نیتی که دارد طرفی می بندد. در دوران امر بین نیت و عمل، نیت بی عمل از عمل بی نیت بهتر است. «نیه المومن خیر من عمله».(۱۰)
  2. صدق: خدای متعال، انبیاء الهی را به عنوان «صادق» و «صدیق» معرفی می کند.(۱۱) و دیگران را به همراهی آنها فرا می خواند یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ(۱۲). ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه سازید و با اهل صدق همراه باشید.

محقق طوسی: «صدق در لغت، راست گفتن و راست کردن وعده باشد. و در این موضع، مراد راستی است هم در گفتن و هم در نیت و عزم و هم در وفای به آنچه زبان داده باشد و وعده کرده باشد و هم درتمامی حالها که پیش آید او را».(۱۳)

  1. انابه: انابه به معنای نوبت گرفتن است منیب کسی است که مکررا نوبت می گیرد تا ببیند درِ رحمت ویژه الهی چه هنگام باز می شود تا او وارد گردد. قرآن می فرماید: أنیبوا الی ربکم(۱۴)

خداوند انسان منیب را دوست دارد و می فرماید منیب از تذکره الهی، متذکر می شود. و ما یتذکر الاّ من ینیب(۱۵)

  1. اخلاص: به قول محقق طوسی، ترجمه فارسی اخلاص، ویژه کردن باشد یعنی پاک کردن چیزی از هر چیزی که غیر او باشد و با او در آمیخته باشد.(۱۶) سالک الی الله باید از هر نیت و عملی که کوچکترین نشانه ای از غیر حق در او باشد احتراز کند و قلبش را فقط مخصوص ذات حق گرداند تا آنجا که حتی برای رسیدن به بهشت و یا ترس از جهنم خدا را عبادت نکند بلکه فقط و فقط خدا و رضایت او را طلب کند.

باب بعدی که خواجه نصیر در مراحل سیر سلوک می شمارد عبارتند از: ۱٫ خلوت ۲٫ تفکر ۳٫ خوف و حزن ۴٫ رجاء ۵٫ صبر ۶٫ شکر.

باب چهارم شامل این شش مرحله است: ۱٫ ارادت ۲٫ شوق ۳٫ محبت ۴٫ معرفت ۵٫ یقین ۶٫ سکون

باب پنجم نیز مشتمل بر این شش فصل و سئوال است: ۱٫ توکل ۲٫ رضا ۳٫ تسلیم ۴٫ توحید ۵٫ اتحاد ۶٫ وحدت

و باب ششم مربوط به آخرین مرحله سیر و سلوک «فناء فی الله» است.

پرسشگر محترم چنانکه خود واقفید سخن در هر یک از این مراحل و منازل سیر و سلوک بسیار فراوان است و طی کردن عملی این مراتب کاری بسیار سخت است و دشوار اما ممکن و شدنی.

پی نوشتها

  1. برقی، احمد بن محمد بن خالد، برقی، محسن تحقیق رجایی، سید مهدی، مجمع جهانی اهل بیت، چاپ دوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۰۵٫ کلینی، محمد بن یعقوب اصول کافی، ج۲، ص۲۷۲٫
  2. ر.ک. قاسانی، عبدالرزاق، شرع منازل السائرین، قم، انتشارات بیدار، چاپ اول، ۱۴۱۳ق، ص۳۴٫
  3. فاطر : ۲۲٫
  4. حدید : ۲۳٫
  5. جوادی آملی، عبدالله، مراحل اخلاق در قرآن، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ سوم، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۷٫
  6. همان، ص۱۵۳ـ۲۱۹٫
  7. رعد : ۲۹٫
  8. مراحل اخلاق در قرآن، همان، ص۲۳۹٫
  9. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۶ق، ج۶۷، ص۱۸۶٫
  10. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۸۴٫
  11. نساء : ۶۹٫ مریم : ۴۱ و ۵۶٫
  12. توبه : ۱۱۹٫
  13. خواجه نصیر الدین طوسی، محمد، اوصاف الاشراف، به اهتمام سید مهدی شمس الدین، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۰ش، ص۱۷٫
  14. زمر : ۵۴٫
  15. غافر : ۱۳٫
  16. اوصاف الاشراف، ص۲۱٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه