ام المؤمنین

نوشته‌ها

وفات حضرت خدیجه سلام اللَّه علیها(۱۰ ماه رمضان)

۱۰ ماه رمضان – وفات حضرت خدیجه سلام اللَّه علیها
در این روز حضرت خدیجه کبری سلام اللَّه علیها از دنیا رحلت فرمودند.
(الوقایع و الحوادث: ج ۱، ص ۱۲۷، فیض العلام: ص ۲۷، مسار الشیعه: ص ۶ – ۷، نفائح العلام: ص ۱۵ – ۱۹۱)
این قول بنابر نقل ۴۵ روز بعد از رحلت جناب ابوطالب علیه السّلام است.
(نفائح العلام: ص ۱۵۸، تقویم المحسنین: ص ۱۱)
اقوال دیگر در رحلت آن حضرت چنین است: ۲۳ رجب، ۲۷ رجب، آخر رجب، اول ماه رمضان، ۱۲ ماه رمضان. آن حضرت بعد از وفات حضرت ابوطالب علیه السّلام به سه روز فاصله و به قولی یک ماه و به قولی ۴۵ روز و به قولی ۵۰ روز وفات کرده است.
(فیض العلام: ص ۱۹۱، منتخب التواریخ: ص ۴۳، بحار الانوار: ج ۱۹، ص ۲۵، توضیح المقاصد: ص ۲۲)
آن حضرت نخستین همسر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بود، و تا خدیجه سلام اللَّه علیها زنده بود نبی گرامی اسلام صلّی اللَّه علیه و آله همسری اختیار نفرمود. سبقت به اسلام و خدمات او به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله زیاره از آن است که ذکر شود. در فضیلت آن حضرت همین بس که والده مکرمه حضرت صدیقه طاهره سلام اللَّه علیها است، و همه ذراری پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله به ایشان منتهی می شوند.
(فیض العلام: ص ۲۷)
آن حضرت هنگام رحلت چند وصیت به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله نمودند، و با آن همه فداکاری و انفاق مال، به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله عرض کردند: «یارسول اللَّه، مراببخشید که در حق شما کوتاهی کردم». پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله فرمودند: «حاشا و کلاّ ! من از شما تقصیری ندیدم، بلکه منتهای سعی و کوشش خود را در حق من نمودی. شما در خانه من زحمات زیادی را متحمل شدی. اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی». آنگاه خدیجه سلام اللَّه علیها عرض کرد: یا رسول اللَّه، شما را وصیت می کنم به این دختر، و به حضرت فاطمه سلام اللَّه علیها اشاره نمود. این دختر بعد از من یتیم و غریب است. کسی از زنهای قریش او را اذیت نکند. کسی به صورت او لطمه ای نزند، به روی او داد نزند و مکروهی نبیند.
(شجره طوبی: ج ۲، ص ۲۳۴ – ۲۳۵)
آن حضرت اولین زنی است که پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله را تصدیق نمود، و اول زنی است که در مکه با رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نماز جماعت خواند، و اول زنی است که ایمان خود را در مکه در میان مشرکین اظهار نمود، و اول زنی است که در مقابل دشمن از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله دفاع نمود و تمام اموال خود را به پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بخشید، و اول زنی است که ایمانش با قبول ولایت أمیر المؤمنین علیه السّلام به درجه کمال رسید.
روزی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله خدیجه سلام اللَّه علیها را خواست و در کنار خود نشانید و فرمود: این جبرئیل است و می گوید: برای اسلام شروطی است که عبارتند از: اقرار به یگانگی خداوند متعال، اقرار به رسالت رسولان، اقرار به معاد و اصول این شریعت و احکام آن، اطاعت از اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او یکی بعد از دیگری با برائت از دشمنان ایشان.
خدیجه سلام اللَّه علیها به همه آنها اقرار نمود و ائمه طاهرین به خصوص أمیر المؤمنین علیه السّلام را تصدیق کرد. پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله فرمود: «هو مولاک و مولی ال مؤمنین و امامهم بعدی». یعنی «علی مولای تو و مولای مؤمنان بعد از من و امام ایشان است ». آنگاه از خدیجه سلام اللَّه علیها در قبول ولایت امیر ال مؤمنین علیه السّلام عهد مؤکد گرفت. سپس رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله یک یک از اصول و فروع دین حتی آداب وضو و نماز و روزه و حج و جهاد و صله رحم و واجبات و محرمات را بیان فرمود.
سپس پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله دست خود را بالای دست أمیر المؤمنین علیه السّلام نهاد و خدیجه سلام اللَّه علیها دست خود را بالای دست رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نهاد و به این ترتیب با امیر ال مؤمنین علیه السّلام بیعت نمود.
(بحار الانوار: ج ۱۸، ص ۲۳۲، ج ۶۵، ص ۳۹۲)

جهت اطلاعات بیشتر:

حضرت خدیجه(سلام الله علیها) مادر امت

ویژگی های شخصیتی حضرت خدیجه (س)

ویژگی های معنوی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

مقام حضرت خدیجه در پیشگاه خدا و رسول اکرم (صلی الله علیه واله)

سیمای حضرت خدیجه سلام الله علیها

… و کجاست مثل خدیجه

مقام بلند برای بانویی بزرگ

حضرت خدیجه(علیها السلام)

فرزندان حضرت خدیجه (س)

فلسفه ممنوعیت ازدواج همسران پیامبر پس از رحلت آن حضرت (ص)

ازدواج همسران پیامبر با دیگران پس از رحلت آن حضرت به دلایل زیر حرام شده است:

اولاً ـ بعضى به عنوان انتقام جوئى و توهین به ساحت مقدس پیامبر(صلى الله علیه وآله)، چنین تصمیمى را گرفته بودند، و از این راه مى خواستند ضربه اى بر حیثیت آن حضرت وارد کنند.

ثانیاً ـ اگر این مسأله مجاز بود، جمعى به عنوان این که همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بعد از او در اختیار خود گرفته اند، ممکن بود این کار را وسیله سوء استفاده قرار دهند، و به این بهانه موقعیت اجتماعى براى خویش دست و پا کنند، و یا به عنوان این که آگاهى خاص از درون خانه پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تعلیمات و مکتب او دارند، به تحریف اسلام پردازند، و یا منافقین مطالبى را از این طریق در میان مردم نشر دهند که مخالف مقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشد (دقت کنید).

این خطر هنگامى ملموس تر مى شود که بدانیم گروهى خود را براى این کار آماده ساخته بودند، بعضى آن را به زبان آورده، و بعضى شاید تنها در دل داشتند.

از جمله کسانى را که بعضى از مفسران اهل سنت در اینجا نام برده اند «طلحه» است.

خداوندى که بر اسرار نهان و آشکار آگاه است، براى بر هم زدن این توطئه زشت، یک حکم قاطع صادر فرمود، و جلو این امور را به کلى گرفت، و براى تحکیم پایه هاى آن، به همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) لقب «ام المؤمنین» داد، تا بدانند ازدواج با آنها همچون ازدواج با مادر خویش است!

با توجه به آنچه گفته شد، روشن مى شود چرا همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) لازم بود از این محرومیت استقبال کنند؟

در طول زندگى انسان، گاه مسائل مهمى مطرح مى شود که به خاطر آنها باید فداکارى و از خودگذشتگى نشان داد، و از بعضى از حقوق حقه خود، چشم پوشید، به خصوص این که، همیشه افتخارات بزرگ، مسئولیت هاى سنگینى نیز همراه دارد، بدون شک، همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) افتخار عظیمى از طریق ازدواجشان با پیامبر(صلى الله علیه وآله) کسب کردند، داشتن چنان افتخارى نیاز به چنین فداکارى هم دارد.

به همین دلیل، زنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) بعد از او، در میان امت اسلامى بسیار محترم مى زیستند، و از وضع خود، بسیار راضى و خشنود بودند، و آن محرومیت را در برابر این افتخارات، ناچیز مى شمردند.(۱)

۱. جلد ۱۷، صفحه ۴۳۲ تفسیر نمونه