اطعام

نوشته‌ها

تواضع و فروتنى امام حسن(علیه السلام)

اشاره:

حسن بن علی نخستین فرزند امام علی(علیه السلام) و فاطمه زهرا(س) و نخستین نوه پیامبر(صلی الله علیه و آله) است. بنابر گزارش‌های تاریخی، نام «حسن» را پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای او برگزید و او را بسیار دوست داشت. او هفت سال از عمر خود را با پیامبر(صلی الله علیه و آله) همراه بود و در بیعت رضوان و ماجرای مباهله با مسیحیان نجران حضور داشت.

ابن شهرآشوب در مناقب و ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه و دیگران به سند خود روایت کرده ‏اند که امام حسن بن على (علیه السلام) بر جمعى ازفقرا (۱) عبور کرد که روى زمین نشسته و تکه‏ هاى نانى در پیش روى خود گذارده و مى‏ خوردند، و چون آن حضرت را دیدند تعارف کرده گفتند: هلم یابن بنت رسول الله الى الغداء» ! (اى پسر دختر رسول خدا بفرما! به صبحانه!) امام (علیه السلام) پیاده شد و این آیه را خواند: ان الله لا یحب المستکبرین» (براستى که خدا مستکبران را دوست نمى‏ دارد!) و سپس شروع کرد به خوردن غذاى آنان و چون سیر شدند امام (علیه السلام) آنها را به مهمانى خود دعوت کرد و از آنها پذیرایى و اطعام کرده و جامه نیز بر تن آنها پوشانید، و چون فراغت یافت فرمود: «الفضل لهم (۲) لأنهم لم یجدوا غیر ما اطعمونى، و نحن نجد اکثر منه» (۳) (با همه اینها فضیلت و برترى از آنهاست، زیرا آنها بغیر از آنچه ما را بدان پذیرایى و اطعام کردند چیز دیگرى نداشتند، ولى ما بیش از آنچه دادیم باز هم داریم!) ملا محمد باقر مجلسى (ره) در بحار الانوار از برخى کتابهاى مناقب معتبره به سندش از مردى به نام نجیح روایت کرده که گوید: حسن بن على (علیه السلام) را دیدم که غذا مى‏ خورد و سگى نیز در پیش روى او بود که آن حضرت هر لقمه‏ اى که مى‏ خورد لقمه دیگرى همانند آن را به آن سگ مى‏ داد. من که آن منظره را دیدم به آن حضرت عرض کردم: اجازه مى‏ دهید این سگ را با سنگ بزنم و از سر سفره شما دور کنم؟ در جواب من فرمود: «دعه انى لاستحیى من الله عز و جل ان یکون ذو روح ینظر فى وجهى و انا آکل ثم لا اطعمه» ! (او را بحال خود واگذار که من از خداى عز و جل شرم دارم که حیوان روح دارى در روى من نگاه کند و من چیزى بخورم و به او نخورانم!) (۴) سیوطى در کتاب تاریخ الخلفاء روایت کرده که هنگامى امام حسن (علیه السلام) در مکان نشسته بود و چون خواست از آنجا برود فقیرى وارد شد، امام (علیه السلام) به آن مرد فقیر خوش‏آمد گفته و با او ملاطفت کرد و سپس به او فرمود: «انک جلست على حین قیام منا افتاذن بالانصراف» ؟ اى مرد تو وقتى نشستى که ما براى رفتن برخاستیم، آیا اجازه رفتن به من مى‏دهى؟) مرد فقیر عرض کرد: «نعم یابن رسول الله» (آرى اى پسر رسول خدا) (۵)

پى ‏نوشت‏:

۱.و در نقل ابن ابى الحدید و ابن قشیرى «صبیان» (یعنى کودکان) به جاى فقرا ذکر شده.

۲.و در نقل ابن قشیرى است که فرمود: «الید لهم» که در معنى چندان فرقى ندارد.

۳.بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۳۵۲ و ملحقات احقاق الحق، ج ۱۱، ص .۱۱۴

۴.بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۳۵۲، مقتل الحسین موفق ابن احمد، ص .۱۰۲

۵.تاریخ الخلفاء سیوطى، ص .۷۳

منبع : زندگانى امام حسن مجتبى، ص  ۳۲۸ به قلم  سیدهاشم رسولى محلاتى

چهل حدیث ازدواج

فصل اول: فضیلت ازدواج

۱. تاثیر ازدواج

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسی که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴.

۲. ازدواج در هنگام تنگدستی

قال الامام الصادق علیه السلام:

من ترک التزویج مخافه الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل – یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (۲)

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند می فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می کند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

۳. ازدواج رحمت است

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

یفتح ابواب السماء بالرحمه فی اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فی وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبه، و عند النکاح.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده می شود:

۱– موقع بارش باران.

۲- زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش می نگرد.

۳- هنگام گشوده شدن در کعبه.

۴- هنگام برپایی مراسم عقد و عروسی.

بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱

۴. آفات بی همسری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

اکثر اهل النار العزاب.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بیشترین اهل جهنم انسان های بی همسر هستند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

فصل دوم: وظیفه توانگران

۵. تلاش در ازدواج بی همسران

عن الصادق علیه السلام قال:

من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامه.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می کند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵

۶. در سایه عرش

قال موسی بن جعفر علیه السلام:

ثلاثه یستظلون یظل عرش الله یوم القیامه، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

۱-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.

۲- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)

۳-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶

۷. منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:

اربعه ینظر الله الیهم یوم القیامه:

من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمه او زوج عزبا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:

۱-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.

۲- کسی که غم از دلی برگیرد.

۳- کسی که برده ای را آزاد کند.

۴- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶

۸. بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

از بهترین شفاعتها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.

تهذیب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵

فصل سوم: دیدار قبل از ازدواج

۹. ازدواج با دینداران

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:

من تزوج امراه لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها رای فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است:

هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می کند.

وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱

۱۰. دیدار قبل از وصلت

عن الصادق علیه السلام قال:

لا باس بان ینظر الرجل الی المراه اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الی خلفها و الی وجهها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸

۱۱. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج

عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام عن الرجل یرید ان یتزوج المراه، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلی الثمن.

محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:

مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟

امام علیه السلام فرمود: آری، چون در برابر آن بهای سنگینی می پردازد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸

۱۲. سؤال از اوصاف

قال علی علیه السلام:

اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

هر وقت یکی از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موی سر زن نیز سؤال کند هم چنان که از چگونگی رخسار او می پرسد. چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴

فصل چهارم: عروس و داماد شایسته

۱۳. خواستگار مذهبی و خوش اخلاق

قال الامام الرضا علیه السلام:

اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و…

امام رضا علیه السلام فرمود:

هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت باز دارد و…

میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۸۰

۱۴. داماد هم شان

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

وقتی که اشخاص هم شان به خواستگاری دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.

نهج الفصاحه، ص ۳۷، ح ۱۹۳

۱۵. عروس شایسته

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ما استفاد امرء فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

پس از اسلام، هیچ نعمتی برای مرد بهتر از زن مسلمانی نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۵

فصل پنجم: انتخاب سرنوشت

۱۶. دقت در انتخاب

قال الامام الصادق علیه السلام:

انما المراه قلاده فانظر ما تتقلد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

زن همانا گردنبندی است، نیک بنگر که چه گردنبندی را به گردنت آویزان می کنی.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳

۱۷. وصلت نکردن با خانواده ناشایست

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:

ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراه الحسناء فی منبت السوء.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بپرهیزید از سبزه هایی که در مزبله می روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه هایی که در مزبله می روید چیست؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:زن زیبایی که در خانواده پست و ناشایست بوجود آمده باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۶، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۵

۱۸. ازدواج با دوشیزگان

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للموده.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزی را یاد می گیرند و محبتشان پایدارتر است.

بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۷

۱۹. رضایت داماد

سئل عن الصادق علیه السلام:

انی ارید ان اتزوج امراه و ان ابوی اراد غیرها. قال: تزوج التی هویت ودع التی هوی ابواک.

کسی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:

من می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنی که خودت مایل هستی ازدواج کن، و زنی را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده اند، رها کن.

تهذیب، الاحکام، ج ۷، ص ۳۹۲

فصل ششم: آداب خواستگاری

۲۰. سهولت خواستگاری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان من یمن المراه تیسیر خطبتها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

از نشانه های برکت زن آن است که خواستگاریش بی تکلف و آسان انجام گیرد.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۲۲، ح ۴۴۷۲۱

۲۱. آداب خواستگاری

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

لا یخطب احدکم علی خطبه اخیه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

هیچ یک از شما زنی را که دیگری خواستگاری می کند، خواستگاری نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۳۴، ح ۵۶

۲۲. خواستگار شرابخوار

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

شراب خوار اگر تقاضای ازدواج کرد قبول نکنید.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۷۹

فصل هفتم: آداب عروسی

۲۳. مراسم عروسی در شب

قال الامام الرضا علیه السلام:

من سنته [رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالی جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مراسم عروسی در شب، سنت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۱

۲۴. سور عروسی

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

لا ولیمه الا فی خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور و ولیمه در پنج مورد است:

۱– عروسی ۲- تولد اولاد ۳- ختنه کردن نوزاد ۴- خریدن خانه ۵- بازگشت از سفر مکه.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳

۲۵. ولیمه در عروسی

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونه بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه » دختر «حارث » ولیمه داد و با غذای معجون خرما از حاضرین پذیرایی فرمود.

فروع کافی، ج ۵، ص ۳۶۸.

۲۶. طعام دادن در عروسی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.

فروع کافی، ج ۵،ص ۳۶۷

فصل هشتم: مهریه و جهیزیه

۲۷. برترین زنان امت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

افضل نساء امتی اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

بهترین زنان امت من زنانی هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.

من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۲

۲۸. کمی مهریه برکت زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان من برکه المراه قله مهرها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

از برکات زن کمی مهریه اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴

۲۹. سنگینی مهریه

قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوه.

حضرت علی علیه السلام فرمود:

مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد.

وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱

۳۰. جهیزیه بی منت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

لو ان جمیع ما فی الارض من ذهب و فضه حملته المراه الی بیت زوجها ثم ضربت علی راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالی، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الی زوجها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

اگر تمام چیزهایی که در روی زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت بگذارد و بگوید تو کیستی؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین می رود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهی کند.

مکارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲

۳۱. مهریه چیست؟

عن ابی جعفر علیه السلام قال:

الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.

امام باقر علیه السلام فرمود:

مهریه همان چیزی است که طرفین بر آن توافق می کنند، کم باشد یا زیاد.

فروع کافی، ج ۵، ص ۳۷۸

۳۲. ندادن مهریه

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزله السارق.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مهریه ای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.

فروع کافی، ج ۵، ص، ۳۸۳.

فصل نهم: از خانه پدر تا خانه شوهر

۳۳. خانه دوست داشتنی

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان الله یحب البیت الذی هو العرس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند خانه ای را که در آن عروسی انجام گرفته، دوست می دارد.

وسائل الشیعه، ج ۲۲، ص ۷

۳۴. بیداری در شب عروسی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

لا سهر الا فی ثلاث: متهجد بالقرآن، او فی طلب العلم، او عروس تهدی الی زوجها.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب بیداری روا نیست، مگر در سه مورد:

۱-تلاوت قرآن.

۲-تحصیل علم.

۳-بردن عروس به خانه داماد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۲

۳۵. بدرقه عروس

امر النبی صلی الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فی صحبه فاطمه علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضی الله.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسی حضرت فاطمه علیه السلام به همراه او بروند و شادی کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایی که خدا بدان راضی نیست، بپرهیزند.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۹۸

۳۶. زفاف و مهمانی

عن الصادق علیه السلام قال:

زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحی.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مراسم عروسی را در شب و مهمانی را در روز انجام دهید.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۲

۳۷. دعای شب زفاف

قال الصادق علیه السلام:

اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبله و قل: اللهم… فان قضیت لی منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون همسرت به خانه تو آمد، دست بر پیشانیش بگذار، و رو به قبله اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!… اگر از این همسرم، فرزندی برای من تقدیر نمایی، فرزند مبارک و سالم عنایت فرمای.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳

۳۸. هفته عروسی

سئل عن ابی عبدالله علیه السلام فی الرجل یتزوج البکر، قال:

یقیم عندها سبعه ایام.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردی که با دختر باکره ای ازدواج می کند، امام علیه السلام فرمود:

شوهر یک هفته در پیش او باشد.

وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۳۹

فصل دهم: زن و شوهر خوشبخت

۳۹. آب دادن زن به شوهر

قال الامام الکاظم علیه السلام:

ما من امراه تسقی زوجها شربه من ماء الا کان خیرا لها من عباده سنه.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر زنی که به شوهرش قدری آب آشامیدنی بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۲

۴۰. محبت به زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده می شود.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

پی نوشت ها:

۱) زیارت جامعه کبیره.

۲) سوره نور، آیه ۳۲.

بنی امیه و اطعام در روز عاشورا

پرسش:

این که در بعضی روایات از اطعام روز عاشورا نهی شده است و آن را سنت بنی امیه نامیده شده با اطعامی که امروزه در عاشورا می شود چگونه سازگار است؟

پاسخ:

یکی از سنت های حسنه ای که در میان شیعیان و محبین اهل بیت ـ علیهم السلام ـ رواج دارد اطعام مؤمنین در ایام موالید و وفیات و شهادت ائمه بزرگوار می باشد. به ویژه این امر در ایام محرم و عزاداری امام حسین ـ علیه السلام ـ رواج بیشتری دارد.
کسانی که در این ایام اطعام می دهند نیت و قصدشان این است که هر چه در توان دارند در راه اهداف امام حسین ـ علیه السلام ـ تقدیم می دارند چنان که آن حضرت در راه خداوند از تمام هستی خود گذشت، از طرفی فرموده اند کارها با نیت ها سنجیده می شود.(۱)
گفتار و سیره معصومان نیز نوید این روش می باشد و اطعام در مجالس اهل بیت را پسندیده اند. علاوه بر این ها گزارش شده که وقتی کاروان حسینی وارد سرزمین کربلا شدند بخش وسیعی از زمین کربلا را از ساکنان خریداری و وقف کرد. سفارشاتی در جهت تکریم زائرین توسط ساکنین آن منطقه نمودند.
محدث نوری گفته روایت شده است که امام حسین ـ علیه السلام ـ نواحی قبر شریف را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خرید و آن را مشروط به آنها بخشید و شروط کردند که قبر را توسعه دهند ومردم را به سوی آن قبر راهنمایی نمایند. از زائرین به مدت سه روز پذیرایی نمایند.(۲)
آنچنان که تاریخ نشان داده زوّار امام حسین ـ علیه السلام ـ نه تنها در طول سال به قبر شریف آن حضرت مشرف می شوند در ایام عزاداری آن حضرت و به خصوص در روز عاشورا مشتاقان پرشماری در آن مکان مقدس حضور به هم می رسانند. ساکنین و اهالی کربلا نیز هر چه در توان دارند در این راه دریغ نکرده و نمی کنند.
هر چه زمان می گذرد استقبال مردم، زیاد و اسباب آسایش آنان توسعه می یابد. غذایی که طرفداران بنی امیه در روز عاشورا می دهند به این نیت است که آنها این روز را روز جشن و سرور می دانند و از باب شکر به اطعام می پردازند و حتی پس از واقعه عاشورا شهر را آذین بستند و به شکرانه این روز مساجدی ساختند.

امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

که (امویان) چهار مسجد در کوفه برای شادی قتل حسین ـ علیه السلام ـ بنا کردند. مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سماک و مسجد شبث بن ربعی. کاری که برخی از دشمنان اهل بیت در حال حاضر انجام می دهند، بر اساس عملی است که پس از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ امویان انجام دادند.(۳)
بنابراین همان طور که اشاره شد طعام دادن شیعیان در این روز (عاشورا) با طعام دادن آنان تفاوتی اساسی دارد و آن تفاوت هم در نیت طعام دادن است. «انما الاعمال بالنیات»(۴) چرا که اعمال انسان ها به نیت آنها بستگی دارد.
تفاوت در انگیزه و هدف است. آنان در روز عاشورا به دیگران طعام می دهند تا شکرانه پیروزی یزید بن معاویه بر پسر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ باشد که از جانب آنان به عنوان خروج کننده بر حکومت اسلامی گرفته بود. اما این کار (اطعام) توسط شیعیان علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ به این دلیل انجام می شود که طعام دادن به دیگران به خصوص به عزاداران امام حسین ـ علیه السلام ـ ثواب و پاداش اخروی دارد و مورد رضای خداست.
محبین اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در روز عاشورا یا روزهای قبل و بعد از آن به فقیران و مؤمنان و عزاداران حسین بن علی ـ علیه السلام ـ طعام می دهند و ثواب این عمل صالح را به روح سالار شهیدان هدیه می کنند و اهدای ثواب کار خیر به روح گذشتگان به خصوص محبوبان خدا و پیامبر بسیار ارزشمند است. پس انگیزه و هدف شیعه با ناصبی ها تفاوت اساسی و اصولی دارد و شباهت غذایی که به مؤمنان می دهند با غذای آنان با وجود یکی بودن مواد غذایی و نوع غذا، مشکلی ایجاد نمی کند.
هر چند که سفارش به طعام دادن به عنوان عملی خاص که اختصاص به روز عاشورا داشته باشد، در روایات نیامده است و از اعمال این روز شمرده نشده است. این طعام دادن در همه ایام ثواب دارد و در روز عاشورا هم مثل همه ایام ثواب دارد و همین برای جایز بودن آن کفایت می کند. اطعام در تمام روزهای سال، عمل ارزشمند است که این کار را انجام دهد و ثواب آن به عنوان کمترین هدیه ای از سوی خود به محضر سرور شهیدان تقدیم می دادند تا مصداق فرازی از زیارت عاشورا باشند و در جهاد بزرگ حضرت شریک باشند. بنابراین کار شیعیان و محبین اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را نباید از سنخ خلاف سنت پیامبر و بدعت فرض کرد. چون چیزی به دین اضافه نشده است که خلاف سنت باشد. بلکه در روز عاشورا برای فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که مظلومانه به شهادت رسید به یاد او عزاداری برپا شده و در کنار آن به مهمانان پیامبر به عنوان اکرام و احترام به نیت پاسداشت از ارزش های دینی با غذایی ساده پذیرایی می شوند و پاداش این عمل و پذیرایی از مؤمنان تقدیمی است از سوی ارادتمندان به محضر حضرت هدیه می نماییم و این کارها همیشه و از جمله روز عاشورا جایز و ارزشمند است.

برخی نویسندگان اهل سنت نوشته اند:

چون روافض (یعنی شیعیان) اقامه عزا و اظهار حزن را بدعت گزاردند، جاهلان اهل سنت هم در مقابل به اظهار سرور و شادی پرداختند. سخنی غیر منطقی است. زیرا همان طور که اشاره شد طرفداران بنی امیه شادی و سرور را بعد از شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ شروع کردند و از همان سال به این اقدام عمل نمودند و بعد هم این عمل را نهادینه نمودند در حالی که شیعیان علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ در آن زمان و تا مدت ها در اختناق امویان و عباسیان بوده و جرأت اقامه مجالس عزای عمومی را نداشتند و این عزاداری ها قرن ها بعد و با ضعیف شدن خلافت عباسی و قدرت یافتن شیعیان به صورت آشکارا مجالس عزا بپا داشته شد و به تدریج دامنه آن گسترش یافت.
در برخی روایات از طرف معصومین ـ علیه السلام ـ به شیعیان توصیه شده که برای ایجاد عاطفه بین خود و ائمه معصومین لازم است اقداماتی انجام دهند. از جمله: هدیه دادن به آن حضرات. هزینه کردن در مصارف مورد علاقه و رضای ایشان».(۵)

پی نوشت ها:

نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص۱۵۸٫
۲٫ همان، ج۱۰، ص۳۲۱٫
۳٫ کلینی، محمد بن یعقوب ، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامی، ۱۳۶۷ق، ج۳، ص۴۹۰٫
۴٫ شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۴۵۸٫
۵٫ شیخ صدوق، امالی، بیروت، مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۰ق، ص۳۲۶٫

اخلاق معاشرت(۹)

مهمانى و ضیافت

از برجسته‏‌ترین خصلت‌هاى نیک‌مردان و آزادگان، کرم و سخاوت است؛ و همین آزادگى از تعلّقات و خوى بذل و بخشش است که دیگران را اسیر محبّت و احسان مى‏‌کند. «ضیافت» و داشتن دستى باز و سفره‌‏اى گشوده و عطایى پیوسته و مهمان‏دارى و مهمان‏‌نوازى، از نشانه‏‌ها و جلوه‏‌هاى این روحیّه فتوّت و جوانمردى است. معاشرت‌ها، دید و بازدیدها و رفت و آمدها، گاهى به صورت «مهمانى» است؛ از این رو، آشنایى با آداب ضیافت و رسوم دینى مهمانى، در محدوده «اخلاق» معاشرت مى‌گنجد.

این موضوع، دو جنبه و دو طرف دارد: یکى کسى که مهمان مى‌کند، دیگرى آن که مهمان مى‌شود؛ و هر کدام را آداب و روش و حدّ و حدودى است، قابل بحث.

مهمان، برکتِ خانه

بعضى، از مهمان گریزانند. برخى هم، مهمان‏‌دوستند. هر کدام هم نشان‌‏دهنده خصلتِ درونى افراد است.

حضرت على(علیه السلام) را اندوهگین دیدند، پرسیدند: یا على! سبب اندوه شما چیست؟ فرمود: «یک هفته است که مهمانى برایم نیامده است!…»(۱)

این کجا؟ و آن که آمدن مهمان را نزول بلا مى‌‏شمارد و کوه غم بر دلش مى‌افتد و عزا مى‏‌گیرد، کجا؟ برکتِ خانه، در آمد و شد مهمان است. مهمان، رحمت الهى است و پذیرایى از مهمان، توفیقى ارجمند است که نصیب هر کس نمى‌‏شود. مهمان حبیب خداست. در ضرب‏‌المثل‌هاى ایرانى است که: «مهمان، روزىِ خود را مى‏ آورد.»(۲) البته این ضرب‏ المثل، از احادیث اسلامى گرفته شده و ریشه‌‏اى دینى دارد. از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت است که: «الضّیفُ یَنْزِلُ بِرِزْقِهِ…»(۳) مهمان، روزى خود را نازل مى‏‌کند. البته اضافه بر این، گناهان صاحبخانه و میزبان را هم مى‌زداید و این برکتى شگفت است.

باز هم در این زمینه حدیثى از امام صادق(علیه السلام) بشنویم که به یکى از یارانش به نام «حسین بن نعیم»؛ فرمود:

ـ آیا برادران دینى‌ات را دوست دارى؟

ـ آرى.

ـ آیا به تهیدستانِ آنان سود مى‏‌رسانى؟

ـ آرى.

ـ سزاوار است که دوستداران خدا را دوست بدارى. به خدا سوگند، نفع تو به هیچ یک از آنان نمى‌رسد مگر آن که دوستشان بدارى. راستى، آیا آنان را به خانه خودت دعوت مى‌کنى؟

ـ آرى؛ هرگز غذا نمى‌خورم مگر آن که پیش من دو سه نفر یا کمتر و بیشتر از برادران هستند.

حضرت فرمود: ـ آگاه باش که فضیلت آنان بر تو، بیش از برترى تو بر آنان است!(راوى که با شنیدن این سخن به تعجب آمده بود، پرسید:)

ـ فدایت شوم! من به آنان طعام مى‏‌دهم، مرکب خویش را در اختیارشان مى‏‌گذارم، با این حال آنان برتر از منند؟!

ـ آرى! چون وقتى آنان به خانه تو وارد مى‌شوند، همراه خود، آمرزش تو و خانواده‌ات را همراه مى‌آورند و چون مى‌روند، گناهان تو و خانواده‌ات را با خویش مى‌برند.(۴)

کسى که خانه‏‌اى وسیع، امکاناتى فراوان و دستى سخاوتمند دارد، شکرانه نعمت‌هاى الهى را گاهى باید با انفاق و صدقه، گاهى با اطعام و مهمانى، هدیه، دستگیرى از بینوایان، کمک به محرومان و … ادا کند، و گرنه شهرت و ثروت و مال، وبال او خواهد شد.

«ولیمه»، یک سنّت دینى

درباره این که کىْ باید سور و اطعام داد و به چه کسانى و چگونه، در دستورهاى دینى، آداب و نکات فراوانى آمده است که به بعضى اشاره مى‏‌شود.

موارد مهمانى

از توصیه‏‌هاى حضرت رسول به امیرالمؤمنین(علیه السلام) یکى هم این بود: «یا علىّ! لا وَلیمهَ اِلاّ فى خَمسٍ: فى عِرسٍ اَو خِرسٍ او عِذارٍ او وِکارٍ اَوْ رِکازٍ.»(۵)

یا على! جز در این پنج مورد، ولیمه‏‌اى(اطعام و مهمانى‏ دادن) نیست: ازدواج و عروسى، تولّدِ نوزاد، ختنه کردن کودک، ساختن یا خریدن خانه، بازگشت از سفر حجّ.

در این موارد، سزاوار است که انسان به این بهانه و مناسبت، سفره‌‏اى بگسترد، ذبحى کند و مؤمنان را به مهمانى دعوت کند.

در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود: هر کس مسجدى ساخت، گوسفند چاقى را ذبح کند و از گوشت آن به محرومان بینوا اطعام کند و از خداوند بخواهد که شرّ سرکشانِ جنّ و انس و شیطان‌ها را از او دور کند.(۶)

مهمانى براى هر یک از موارد یاد شده، سنّتى اسلامى است که دلها را به هم مهربان‌تر و صفا و صمیمیّت میان جامعه را بیشتر مى‌کند و اقوام و دوستان، یکدیگر را مى‏‌بینند و آشناتر مى‏‌شوند، روح‌ها شاداب‌‏تر و زندگی‌ها با نشاط‌تر مى‏‌شود. در زندگى اولیاء دین و پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نیز، نمونه‏‌هاى فراوانى از این گونه ضیافت‌ها دیده مى‏‌شود؛ از جمله به این نمونه دقت کنید:

امام هفتم، حضرت کاظم(علیه السلام) براى تولّد یکى از فرزندانش ولیمه و اطعام داد و به مدت سه روز در مسجدها و کوچه‌ها، در ظرف‌هایى به مردم «فالوده» داده شد. برخى پشت سر، این کار را بر حضرت عیب گرفتند. وقتى امام کاظم(علیه السلام) شنید، در پاسخ آن عیبجویى، به سنّت انبیاء و روش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) استناد نمود.(۷)

مهمان‌نوازى

گرچه بادیه‏‌نشینان عرب به مهمان‌نوازى معروفند، همچنین عشایر خودمان در ایران، ولى در بسیارى از شهرها و مناطق، با جلوه‏‌هاى زیباى مهمان‏‌دوستى مواجه مى‏‌شوید. شاید شما هم نام برخى از شهرها و مناطق را به عنوان مهمان‌نواز و مهمان‏‌دوست شنیده‌اید که در این خصلت، مشهورند و زبانزدِ خاصّ و عام. این نیز ریشه در فرهنگ دینى و باورهاى مذهبى دارد و تعلیمى است که از قرآن و دین فرا گرفته‌اند. اساسا دین ما، یکى از مؤثرترین عوامل شکل‌دهنده به «فرهنگ عمومى» در جامعه ایرانى و اسلامى است.

در روایات اسلامى، حتى فصلى به عنوانِ «باب اِقراء الضّیف و اکرامه»(۸) وجود دارد که به تکریم و گرامى داشتن و احترام و پذیرایى از مهمان سفارش مى‌کند و مهمان‏‌دوستى را خوش مى‌دارد و خوشحال شدن از آمدن مهمان را بسیار نیکو مى‌شمارد و خانه بى‌مهمان را دور از فرشتگان مى‏‌داند.

امام باقر(علیه السلام) به نقل از پدرانش از قول حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «اِذا دَخَلَ الرَّجُلُ بَلْدَهً فَهُوَ ضَیْفٌ عَلى مَن بِها مِنْ اَهلِ دینهِ، حَتّى یَرْحَلَ عَنْهُمْ …»(۹)

هرگاه کسى وارد شهرى شد، او مهمانِ هم‌دینان خودش در آن شهر است، تا آن که آنجا را ترک کند.

وقتى تازه‏‌واردى به یک شهر، مهمان مردم آنجا محسوب شود و آنان وظیفه اکرام و مهمان‌نوازى دارند، ورود مهمان به خانه شخصى یک مسلمان، ضرورت اکرام و پذیرایى بیشترى را داراست. از همین جاست که اگر شهرى پذیراى مهمان‌هاى خارجى، سیل‌زدگان، آوارگان جنگ، آسیب‌دیدگان از زلزله و حوادث و آوارگان از یک کشور همسایه باشد، به حکم وظیفه انسانى و به دستور اخلاقى اسلام، وظیفه آن شهروندان است که با آغوشى باز و گرم و برخوردى کریمانه و بزرگوارانه، مهمان‌نوازى کنند.

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت شده است که فرمود: «اَکْرِمُوا الضُّیوفَ وَ اَقْرُوا الضّیوُفَ»(۱۰)،

مهمان‌ها را اکرام و پذیرایى کنید.

پرهیز از اسراف و ریا

هر عمل خیر و شایسته‏‌اى، گاهى دچار برخى آفت‌ها مى‏‌شود. با همه ستایشى که از پذیرایى شایسته از مهمان شده، اگر جنبه تعادل رعایت نشود و به مرز اسراف و ولخرجی‌هایى برسد که اغلب، یا روى چشم و هم‏ چشمى است، یا ریشه در خودنمایى و تفاخر دارد، ناپسند است و همین کار مقّدس و خداپسند، از قداست و محبوبیّت نزد خدا مى‌افتد.

اطعام، با همه ارزشى که دارد، آنجاست که «فِى‏ اللّه‏» و «للّه‏» باشد و به قصد سیر کردن شکمى گرسنه یا شاد کردنِ برادرى مؤمن یا تقویت رابطه‏‌هاى خویشاوندى و صله رحم باشد. درست است که از نعمت الهى باید بهره گرفت، امّا با حفظ حدّ و مرز ارزشى آن و فراتر نرفتن از مرز اعتدال، و انجام دادن آن کار به صورتى خردمندانه و شرع پسند و عرف‏ پذیر!

روزى حضرت امیر(علیه السلام) به «علاء بن زیاد» که خانه‏‌اى وسیع و مجلّل براى خود ساخته بود، فرمود: با این خانه بزرگ، در این دنیا مى‏‌خواهى چه کنى؟ تو در آخرت، به چنین منزل وسیعى بیش از دنیا نیاز دارى؛ مگر آن که بخواهى از همین خانه وسیع دنیوى، به آخرت برسى، مثل این که در این خانه از مهمان پذیرایى کنى، صله رحم نمایى، به بستگانت برسى، حقوقى را که از این خانه بر گردنِ دوست توست ادا کنى. در این صورت، از همین خانه به آخرت مى‌رسى! …(۱۱)

گاهى اصل مهمانى‏ دادن، ریاکارى است. گاهى نوع غذا و محلّ اطعام و کیفیّت سفره ‏چیدن، تظاهر و خودنمایى است. گاهى مهمان‌هاى خاصّ و مدعوّین، شایسته اطعام نیستند، یا با انگیزه‏‌هاى ریاکارانه و حسابگرانه و مصلحت‌اندیشانه دعوت مى‏‌شوند. همه اینها نارواست و هدر دادن نعمت‌هاى الهى.

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس طعامى را از روى ریا و خودنمایى اطعام کند و مهمانى دهد، در روز قیامت، همانندِ آن را خداوند از طعام‌هاى دوزخى به او مى‏‌خوراند.(۱۲) و امام باقر(علیه السلام) فرمود: «ولیمه»، در حدّ یکى دو روز، کرامت و بزرگوارى است، بیشتر از آن، ریا و سُمعه است:

«الوَلیمهُ یَوْمٌ اَوْ یَوْمَیْنِ مَکْرَمَهٌ وَ مازادَ ریاءٌ و سُمعَهٌ».(۱۳)

البته اینها در سور دادن‌ها و مهمانی‌هاى رایج و مرسوم به مناسبت‌هاى یاد شده است. امّا اصل مهمان‏‌دوستى و کرم و اطعام به محرومان، سخاوتى است که هر چه بیشتر و مستمرّتر باشد، بهتر و زیبنده‏‌تر است.

«هاشم»، جدّ بزرگ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، همیشه سفره‌ه‏اى باز داشت و غذاى آماده او و خانه مهیّایش براى عامّه مردم، او را به سیادت و آقایى قریش رسانده بود.

«حاتم طایى»، سخاوتمند معروف عرب، خانه‏‌اى داشت که ملجأ مردم و محلّ امیدِ بینوایان و مسافران و مهمانان مختلف بود.

امام حسن مجتبى(علیه السلام) مهمان‌خانه‏‌اى در منزل داشت که به طور معمول، از طبقات مختلف، به ویژه افراد غریب و بى‌خانه و بینوا و مسافران و یتیمان و محرومان، پیوسته از آن بهره‌مند مى‏‌شدند.

براى کریمان بلندهمّت، «اِطعام» لذّتى بیش از طعام خوردن دارد و حظّ روحى آنان از این رهگذر است.

چه زیباست این کلام مولا على(علیه السلام) که فرمود: «قُوتُ الأَجسادِ الطَّعامُ، وَ قُوتُ الأَرواحِ الأِطعام».(۱۴)

قُوت و غذاى جسم، غذا خوردن است، ولى غذاى روح، اِطعام و غذا دادن.

کسى مى‏‌گفت: بزرگترین لذّت روحى من، وقتى است که عدّه‏‌اى نیازمند و تهیدست را به مهمانى دعوت کنم و آنها سر سفره نشسته و مشغول خوردن باشند و من از دور، این صحنه را نگاه کنم و لذّت ببرم!

مجال سخن درباره مهمانى هنوز هم باقى است، تا فرصتى دیگر.

پایان این نوشته را از «قابوسنامه» مى‌آوریم که توصیه مى‏‌کند: «چون میهمان کنى، از خوبى و بدىِ خوردنی‌ها عذر مخواه که این طبع بازاریان باشد، هر ساعت مگوى که فلان چیز بخور، خوب است! یا چرا نمى‏‌خورى؟ یا من نتوانستم سزاى تو کنم که اینها سخن کسانى است که یک بار میهمانى کنند.»(۱۵)

پی‌نوشت‌ها
 
۱ـ میزان‏ الحکمه، ج۵، ص۵۲۱؛
۲ـ امثال و حکم، دهخدا، ج۴، حرف میم.
۳ـ میزان‏ الحکمه، ج۵، ص۵۲۰، وسائل‏ الشیعه، ج۱۶، ص۴۵۹؛
۴ـ کافى، ج۲، ص۲۰۱، ح۸ و ۹؛
۵ـ وسائل‏ الشیعه، ج۱۶، ص۴۵۴؛
۶ـ همان، ح۴؛
۷ـ همان، ص۴۵۲، ح۲؛
۸ـ بحارالانوار(بیروت)، ج۷۲، ص۴۵۸؛
۹ـ همان، ص۴۶۲؛
۱۰ـ کنزالعمّال، ج۹، ص۲۴۵؛
۱۱ـ نهج‏ البلاغه، خطبه ۲۰۹؛
۱۲ـ وسائل‏ الشیعه، ج۱۶، ص۴۵۵؛
۱۳ـ همان، ص۴۵۶؛
۱۴ـ بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۵۶؛
۱۵ـ رهنمون، ص۷۴۸؛

نویسنده: جواد محدثی؛

منبع: پیام زن؛ شماره ۷۱