اضطراب

نوشته‌ها

چرا بعضی‌ها از فال لذت می‌برند؟

در بحث فال گرفتن، اولین موضوعی که مطرح می‌شود این است که فرد می‌خواهد از موضوعی در آینده باخبر شود و اضطراب‌ها و نگرانی‌های خود را رفع کند یا اقدامی در جهت بخشش کارهای گذشته‌اش و برای فراغت از احساس گناه انجام دهد.

باید توجه کرد آمار رسمی درباره این که زنان یا مردان چقدر به فالگیرها مراجعه می‌کنند، در دست نیست، اما بنا بر گزارش‌هایی که شنیده‌ایم، بیشترین افراد مراجعه‌کننده به فالگیرها زنان هستند؛ چراکه زودباوری و ناپایداری هیجانی در زنان بیشتر بوده و احساساتشان لطیف‌تر است؛ بنابراین از آنجا که در زنان ابتدا احساس و بعد منطق حاکم می‌شود، پذیرش حرف‌های فالگیرها از سوی آنها بیشتر است.

دلایلی که باعث می‌شود افراد به فال گرفتن تمایل پیدا کنند

در پاسخ به این که چرا افراد به سمت فال و فال گرفتن تمایل پیدا می‌کنند، دلایلی وجود دارد. اصولا احساس ناامنی در افراد جامعه، یکی از دلایلی است که فرد را به سمت فالگیر‌ها سوق می‌دهد. حال ممکن است این ناامنی از سوی خانواده‌ها یا در محل کار ایجاد شود و افراد برای حل این ناامنی به غلط به دنبال راه‌حل‌های میانبری مانند فالگیری و پیشگویی روند.

فالگیرهایی که نیاز مراجعانشان را می‌دانند

دلیل بعدی که می‌تواند افراد را به این سمت سوق دهد، نیاز به پیشرفت و موفقیت است. بر این اساس، افراد برای اطلاع از موفقیت‌های خود در آینده به فالگیرها مراجعه می‌کنند. باید بدانیم بیشتر فالگیرها به این نیاز مراجعانشان اشراف دارند و در فال‌هایشان از موفقیت‌های پیش‌روی افراد صحبت می‌کنند. البته برخی افراد هم به دلیل احساس تنهایی به فالگیرها مراجعه می‌کنند.

دلیل دیگر برای تمایل به فال گرفتن، بحث روان‌رنجوری افراد است. بر این اساس، افرادی که در سیستم روانی‌شان احساس ضعف، پوچی و حقارت غالب است، به جای این که روی سیستم‌های درونی و عملکردی‌شان کار کنند، از منابع بیرونی کمک می‌گیرند. حال نادیده گرفتن توانمندی‌های درونی فعالی که همه ما آنها را به صورت بالقوه در وجودمان داریم و نادیده گرفتن استعدادها و خلاقیت‌هایمان باعث می‌شود از قدرت‌هایی که جادویی به نظر می‌رسند، برای حل مشکلات‌مان استفاده کنیم.

از طرفی زودباوری و عدم توانایی افراد در استفاده از هوششان در حل مسائل، باعث می‌شود فالگیرها خیلی زود بتوانند روی تفکر این افراد تاثیر بگذارند. بر این اساس، انسان‌هایی که اراده ضعیفی دارند، متکی به خودشان نیستند و به توانمندی‌های خود اعتماد ندارند، با استفاده از تنبلی و وابسته شدن به یک قدرت بالاتر سعی می‌کنند مشکلات‌شان را حل کنند و در چنین مواردی برخی افراد به سمت استفاده از رمل و دعا می‌روند.

باید توجه کرد در دین اسلام بر دعا تاکید شده و خداوند می‌فرمایند: بخوانید مرا تا در صورتی که به خیر و صلاحتان باشد، شما را اجابت کنم. حال در بحث فالگیری، طلب خبر می‌کنیم، نه طلب خیر و ما به جای این که به خدا پناه بریم، به یک انسان معمولی که شاید از خودمان هم ضعیف‌تر باشد، پناه می‌بریم. بر این اساس، فرد به جای این که در جهت بهبود روابط و توانمندی‌هایش تلاش کند، بر اساس کلام یک فرد دیگر برنامه زندگی‌اش را می‌ریزد، در حالی که راه‌حل مشکلاتش این است که خودش را تغییر دهد.

از طرفی انتظار و امیدی که فالگیرها در قالب پیشگویی به مراجعانشان منتقل می‌کنند، به آنها آسیب می‌زند تا جایی که در بسیاری مواقع کار فالگیری به اعتیاد می‌کشد و فرد در انجام کوچک‌ترین کارها هیچ اراده‌ای ندارد و خودش را به نظر یک فالگیر یا پیشگو وابسته می‌کند و این موضوع می‌تواند به اعتیاد مرضی منجر شود.

حال درباره این که چه تیپ افرادی به فال‌ گرفتن برای دیگران روی می‌آورند، باید گفت بیشتر افراد خودشیفته چون خیلی خوب می‌توانند نقش یک آدم سلطه‌گر را بازی کنند و می‌توانند براحتی افراد را به استثمار خود درآورند، به این کار روی می‌آورند. این افراد معمولا بسیار خوش‌کلام بوده و کاریزمای خاصی دارند که می‌توانند طرف مقابل را مسحور خود کنند. البته در این افراد ممکن است رگه‌هایی از اختلال شخصیتی هم دیده شود. در عین حال، آنها از ابزار و محیطی استفاده می‌کنند که فرد مراجعه‌کننده را کاملا تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر این اساس هر چه تلقین و باورپذیری افراد بالاتر باشد، بیشتر تحت تاثیر این افراد قرار می‌گیرند.

بنابراین تضعیف باورهای معنوی، نداشتن ایمان یقینی به قدرت خداوند، نداشتن توکل، نداشتن صبر و شکیبایی در زندگی و نداشتن تلاش و پشتکار در افراد باعث روی آوردن آنها به این منابع بیرونی می‌شود. همچنین در کنار نداشتن ایمان، فقدان آگاهی، دانش و بینش باعث می‌شود افراد به سمت فال گرفتن، پیشگویی و واسپاری خودشان به این گونه مسائل سوق داده شوند.

نکته مهم دیگر این است که هر چند عقیده داریم انرژی‌های مثبت وجود دارند و تصویرسازی ذهنی کاری است که برای کاهش افکار منفی از آن استفاده می‌کنیم، اما این که بخواهیم چیزی را از طریق تصویرسازی برای کسی ابداع و خلق کنیم، درست نیست؛ چرا که ما خالق نیستیم و از طرفی هم باید مجموعه‌ای از شرایط را برای رخداد در نظر بگیریم، نه این که فقط به قدرت ذهن بسنده کنیم.

منبع: جام جم؛ دکتر شهنار نوحی؛ روان‌شناس

 

بیست دلیل برای این که عاشق مدیتیشن باشید

۱-استرس را کاهش می‌دهد

مراقبه‌ نه تنها با کاهش استرس در ارتباط است، بلکه از میزان ترشح هورمون‌های استرس موسوم به کورتیزول نیز می‌کاهد.

۲-اجازه می‌دهد خود واقعیمان را بشناسیم

با مدیتیشن، خود واقعیمان را بشناسیم. مدیتیشن کمک می‌کند تا از خوش‌بینی افراطی نسبت به خودمان دست برداشته، رفتار و کردار خود را معقولانه‌تر تجزیه‌ تحلیل کنیم. نتایج مطالعاتی که در مجله‌ای در زمینه دانش روانشناسی به چاپ رسید، اثبات کرد که با مراقبه می توانیم بر نقاط ضعفی که گاه عیب‌های ما را بزرگ‌تر و گاه کوچک‌تر از حد واقعی جلوه می‌دهند، غالب شویم.

۳-سبب رشد و تعالی فردی شما می‌شود

محققان دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، دریافتند که دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد که تمرینات مدیتیشن انجام می‌دهند در دروسی که نیازمند استدلال‌های کلامیست، عملکرد بهتری دارند و همچنین تاثیرات مثبتی را در حافظه فعالشان تجربه کرده‌اند. محققان در مجله دانش روانشناسی آورده‌اند که: “یافته‌‌های ما بر این امر اشاره دارد که انجام فعالیت‌های مدیتیشن به صورت حرفه‌ای، تکنیکی موثر و کارآمد در بهبود عملکرد شناختی درجهت حصول دستاوردهای ارزشمند است.

۴-سبب کارآمدی سربازان می‌شود

نیروی دریایی ایالات متحده، در پی کشف این است که مدیتیشن‌های مراقبه‌ای چطور موجب افزایش کارایی سربازان می‌شود و امکان کنترل استرس و رهایی از افکار استرس‌زا را برای سربازان فراهم می‌آورد.

۵-به افراد مبتلا به آرتروز کمک شایانی می‌کند

در سال ۲۰۱۱ مقاله‌ای در مجله سالنامه بیماری رماتیسم به چاپ رسید که نشان می‌داد، اگرچه تمرینات مدیتیشن کمکی به کاهش دردهای ناشی از آرتروز مفاصل نمی‌کند اما از میزان استرس و خستگی مفرط این بیماران می‌کاهد.

۶-عملکرد حفاظتی مغز را تغییر می‌دهد

محققان دانشگاه اورگان دریافتند که ترکیبی از فعالیت‌های جسمانی و ذهنی در کنار هم که از تکنیک‌های مدیتیشن است، در واقع تغییراتی در عملکرد مغز پدید می‌آورد که منجر به ایستادگی مغز در برابر بیماری‌های روحی می‌شود. در عین حال تمرینات مدیتیشن میزان سیگنال‌هایی که به مغز مخابره می‌شود و تراکم آکسونی خوانده می‌شود را افزایش داده و همین امر موجب افزایش بافت‌های محافظ مغز در اطراف آکسون‌ها واقع در منطقه کمربندی قدامی مغز می‌گردد.

۷-کنترل‌کننده شدت و ضعف عملکرد مغز است

آیا از این که مراقبه شما را متمرکز‌تر و متفکرتر کرده، شگفت‌زده نیستید؟ بر طبق نتایج مطالعاتی که در مجله Human Neuroscience منتشر شد: مدیتیشن به مغز کمک می‌کند تا کنترل بهتری روی پردازش درد و احساسات داشته باشید، به‌ خصوص در کنترل ریتم امواج آلفا (که نقش مهمی در درک احساساتی که مغز تمرکز بیشتری روی آن دارد ایفا می‌کند).

۸-نوای موسیقی را دلنشین‌تر می‌کند

بر اساس یافته‌های منتشر شده در زمینه روانشناسی موسیقی، مراقبه تعامل کانونی ما را با موسیقی افزایش می‌دهد، به ما کمک می‌کند تا حقیقتا از موسیقی که گوش می‌دهیم لذت برده و آن را با اعماق وجودمان حس کنیم.

۹-حتی هنگامی‌ که در حین تمرینات مدیتیشن نباشیم هم به ما کمک می‌کند.

لزومی ندارد برای بهره‌گیری از مزایای پردازش‌ احساسات از سوی مغز، عملا در حال مدیتیشین باشید. یکی از یافته‌های منتشر شده در مجله Human Neuroscience نشان می‌دهد که ناحیه آمیگدال که مسئول واکنش‌های احساسی است با مدیتیشن دستخوش تغییرات مثبتی می‌شود و این روند حتی هنگامی که فرد عملا در حال مدیتیشن هم نیست، ادامه دارد.

۱۰-دارای ۴ المان است که به روش‌های گوناگون به ما کمک می‌کند

طبق مطالعات توصیفی در زمینه دانش روانشناسی، مزایای مدیتیشن بر روی سلامت را می‌توان در ۴ اصل اساسی خلاصه نمود: شناخت جسم، خودشناسی، تعدیل عاطفی و تعدیل حواس.

۱۱-به پزشکتان کمک می‌کند تا عملکرد بهتری داشته باشد

دکترها، گوش بدهید: مراقبه به شما کمک می‌کند تا به بیمارانتان اهمیت بیشتری بدهید. تحقیقات صورت گرفته در مرکز پزشکی دانشگاه روچستر اثبات کردند که پزشکانی که به تمرینات مراقبه ممارست دارند کمتر قضاوت می‌کنند، بیشتر خودآگاهی دارند و در تعامل با بیماران و گوش دادن به مشکلات آنان شنوندگان بهتری هستند.

۱۲-از شما فرد بهتری می‌سازد

شک نکنید که ما عاشق همه جنبه‌های مدیتیشن خواهیم شد. یافته‌های منتشر شده در مجله دانش روانشناسی حاکی از این است که مدیتیشن، از ما فرد دلسوزتری می‌سازد و این به نفع افرادیست که با آنها در تعامل هستیم. محققان دانشگاه هاروارد دریافتند که مدیتیشن با فضائل اخلاقی در ارتباط است و از شما فرد نیکوکاری می‌سازد.

۱۳-در رویارویی با سرطان کمی از فشار روحی شما می‌کاهد

محققان اثبات کردند که مدیتیشن و هنردرمانی، دو عنصر جدایی‌ناپذیرند که به طرز چشمگیری از فشارهای روحی زنان مبتلا به سرطان سینه می‌کاهد. به علاوه با تصویربرداری‌هایی از مغز‌ اثبات کردند که در واقع مدیتیشن با تغییرات مغز در برابر فشارهای روحی، بروز احساسات و اعمال خیرخواهانه پیوند خورده است.

۱۴-به سالمندان کمک می‌کند تا کمتر احساس تنهایی کنند.

احساس تنهایی در بین سالمندان امریست خطرناک و همین امر خطر بروز بسیاری از بیماری‌ها را در بین آنان تقویت می‌کند. اما محققان دانشگاه کالیفرنیا دریافتند که مراقبه به کاهش حس تنهایی در بین افراد سالمند کمک شایانی می‌کند و از آنجایی که بروز ژن‌های مرتبط با التهابات را سرکوب می‌کند، موجب تقویت نیروی سلامتی در بدن آنها می‌گردد.

۱۵-موجب کاهش هزینه‌های درمان می‌شود

مراقبه نه تنها برای حفظ سلامت مفید است، بلکه در حفظ پول‌هایتان هم بی‌تاثیر نیست. تحققیات منتشر شده در مجله ترویج سلامتی نشان می‌دهد که افرادی که به صورت حرفه‌ای به مدیتیشن می‌پردازند، در مقایسه با افرادی که از انجام تکنیک‌های مدیتیشن خودداری می‌کنند، سالانه هزینه کمتری را صرف امور درمانی می‌کنند.

۱۶-اسلحه‌ای در فصل سرماست

علاوه بر این که تمرین‌های آن حافظ بهداشت و سلامت است، مراقبه و تمرینات مدیتیشن، عواقب ناخوشایند سرماخوردگی را کاهش می‌دهند. محققان دانشگاه پزشکی و سلامت ویسکانسین دریافتند که افرادی که در فعالیت‌های مدیتیشن شرکت می‌کنند، کمتر به بیماری‌های عفونی تنفسی حاد مبتلا و به طبع مرخصی‌های استعلاجی کمتری درخواست می‌کنند و همچنین طول درمانشان کوتاه‌تر وعلائم بیماری‌هایشان از شدت کمتری برخوردار است.

۱۷-خطر ابتلا به افسردگی را در بین زنان باردار کاهش می‌دهد

از آن‌جایی که از هر ۵ زن باردار ۱ نفر افسردگی بارداری را تجربه می‌کنند، آن دسته از زنانی که به ویژه خطر ابتلا به افسردگی در آنها بالاست، می‌توانند از تمرینات یوگا بهره‌مند شوند. دکتر ماریا موزیک در بیانیه‌ای اعلام کرد، مطالعات در زمینه تاثیرات یوگا بر زنان باردار محدود است، اما بسیار دلگرم‌کننده‌. این مطالعه زمینه‌ساز مطالعات بیشتر در ارتباط با این که چطور یوگا منجر به قدرت و احساس مثبت در زنان باردار می‌شود شده است.

۱۸-خطر ابتلا به افسردگی را در بین نوجوانان نیز کاهش می‌دهد.

بر اساس مطالعات انجام شده از سوی دانشگاه لووین، آموزش تمرینات یوگا در خلال برنامه‌های تحصیلی به نوجوانان کمک می‌کند تا فشارهای روحی، اضطراب و افسردگی کمتری را متحمل شوند.

۱۹-در راستای هدف کاهش وزن با شما همراهی می‌کند

آیا در تلاشید که برای حفظ سلامت خود چند کیلو از وزنتان را کاهش دهید؟ بر اساس بررسی‌های انجام شده از سوی روانشناسان که در یکی از مجلات آمریکا به چاپ رسید و همچنین اعلان انجمن روانشناسی امریکا، مدیتیشن بهترین همراه شما خواهد بود. طبق بررسی‌های انجام شده از هر ۱۰ روانشناس ۷ نفر تمرینات مراقبه را فوق‌العاده‌ترین و پسندیده‌ترین استراتژی برای کاهش وزن تلقی می‌کنند.

۲۰-خواب بهتری خواهید داشت

و اما آخرین نکته و برترین نکته! مطالعات انجام شده از سوی دانشگاه یوتا در زمینه تمرینات مراقبه اثبات می‌کند که این تمرینات، نه تنها در کنترل بهتر احساسات و عواطف موثر است، بلکه در بهبود خواب شبانه نیز تاثیرگذار است. گزارش شده افرادی که به صورت فعالانه در تمرینات مدیتیشن شرکت می‌کنند، کنترل بهتری بر روی احساسات و رفتارهای خود در طی روز دارند. به علاوه محققان اعلام کردند که: مدیتیشن‌های پیشرفته، از فعالیت مغز در هنگام خواب می‌کاهد و همین امر مزایای فراوانی در کیفیت خواب و حتی فراتر از این، یعنی کنترل استرس دارد.

منبع: سایت روانشناسی خانواده

اختلال روحی به نام حسادت

شخص حسود، کسی است که از وجود نعمت، شادکامی، موفقیت و پیشرفت دیگران در حیطه های مالی، تحصیلی و شغلی، مورد توجه واقع شدن دیگران توسط فرد یا افراد دیگر، مطرح شدن سایرین در حیطه های مختلف اجتماع ناراضی است.

حسادت اگرچه همیشه صفت نکوهیده‌ای است، اما وقتی شدید شود، به اختلال روانی تبدیل شده و می‌تواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد. روانپزشکان با تاکید بر این که حسادت، زن و مرد نمی‌شناسد و بنابراین هم زنان و هم مردان می‌توانند این صفت ناپسند را داشته باشند، اظهار می‌کنند حسادت بیمارگونه، نشانه‌ای از اختلال روانی شدیدتر است در حالی که در به طور معمول حسودی کردن در سطح عادی ممکن است در همه افراد مشاهده شود.

فرهنگ شخصی و خانوادگی هر فرد و حس قالب به دست گرفتن رهبری و مدیریت خانواده‌ می‌تواند از انگیزه‌های حسادت باشد. به طور نسبی مردان کمتر دچار حسادت می‌شوند زیرا تمایل زنان برای جذاب بودن، بیشتر است. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد افراد حسود، یکی از شدیدترین انواع استرس را تجربه می‌کنند که می‌تواند زندگی خود آنها و حتی اطرافیانشان را به شکل منفی تحت تاثیر قرار دهد.

اما چرا حسود بودن تبعات منفی برای فرد به همراه دارد؟

حسادت که به عنوان سرطان روان و ذهن شناخته می‌شود، اساسا احساسی است که ذره ذره افکار منفی، ترس، ناامنی، اضطراب و تمامی دیگر احساسات منفی را به ذهن و روان فرد تزریق می‌کند. گاهی اوقات حسادت به مجموعه‌ای از احساسات مختلف منفی همچون عصبانیت، بی‌لیاقتی، تنفر، دلخوری و درماندگی اطلاق می‌شود و فرد در هر سن و سالی می‌تواند آن را تجربه کند.

سایت تخصصی listdose با ارائه ۱۰ دلیل قانع‌کننده توجیه کرده که چرا حسادت، حس کاملا بی‌فایده‌ و در عین حال مضری است که باید با تمام تلاش خود، از این حس منفی و مخرب دوری کنید:

– تاثیر حسادت روی شغل: حسادت کردن به همکاران در محیط کار، به شکل بدی روی وضعیت شغلیِ خود فرد تاثیر می‌گذارد. بیشتر اوقات فردی که به همکاران خود حسادت می‌کند، خواسته یا ناخواسته در رفتارش به آنها توهین می‌کند و این امر، موقعیت شغلی او را به خطر می‌اندازد.

– از دست دادن دوستان نزدیک: بیشتر مواقعی که دوستانتان نمره بهتری می‌گیرند، ممکن است به آنها حس حسادت داشته باشید. این ماهیت انسان است که تمایل داشته باشد جایگاه خود را نسبت به دیگران ارتقا دهد و از موفقیت دیگران ناراحت شود،‌ اما نکته مهم آن است تا بتوان بر این حس غلبه کرد و به جای حسادت کردن به موفقیت دیگران، تلاش کنیم که موفقیت‌های خودمان را بیشتر کنیم.

– از دست دادن روابط خانوادگی: مواقع زیادی وجود دارد که افراد، روابط خانوادگی‌شان را به دلیل حسادت از دست می‌دهند. حسادت بین اعضای خانواده به درگیری و دعوا منجر می‌شود. همچنین حسادت بین خواهرها و برادرها، می‌تواند نزدیکی خانواده را از بین ببرد که در این میان والدین بیشترین آسیب را می‌بینند.

– حقیر شدن: حسادت، رفتار بدی در نظر گرفته می‌شود چرا که موجب ناراحتی فرد می‌شود و حس ترس همه جانبه‌ای را در او بوجود می‌آورد. فرد حسود احساس می‌کند هیچ فرد نزدیکی برای او نمانده و به تدریج، احساس حقارت در او آغاز می‌شود. همچنین بر نوع تفکرات فرد تاثیر گذاشته و باعث می‌شود تنها به جوانب منفی مسائل توجه کند.

– تخریب زندگی اجتماعی: زندگی اجتماعی، دوره‌ای است که عمر خود را با افراد دیگر می‌گذرانیم و از آن لذت می‌بریم. همچنین داشتن روابط اجتماعی با افراد مختلف فوائد بی‌شماری برای فرد به همراه دارد. اما اگر اجازه دهید حس حسادت بر شما غلبه کند مجبور می‌شوید برای نشان دادن برتری خود به دیگران بی‌احترامی کنید و به این ترتیب روابط اجتماعی شما تخریب می‌شود.

– تاثیر سوء بر سلامت کلی فرد: افراد حسود در خود حس ناراحتی و ترس را تجربه می‌کنند. وجود این ترس موجب می‌شود فشار و استرس فرد افزایش یابد که بر سلامت تاثیر می‌گذارد و مشکلات بسیاری همچون بیماری‌های قلبی، چاقی، دیابت، سردرد و مرگ زودرس را به همراه دارد.

– ایجاد مشکل در زندگی مشترک: اغلب گفته می‌شود که افراد حسود نمی‌توانند عاشق شوند. افراد حسود همیشه این ترس را دارند که همسر خود را از دست بدهند و به همین دلیل نمی‌توانند به طرف مقابل خود اعتماد کنند.

– خطر ارتکاب به جرم: حس حسادت وقتی شدید شود ممکن است فرد را وادار به تصمیماتی کند که موجب پشیمانی او در تمام عمر شود. گاهی اوقات افراد تحت تاثیر حسادت برای انتقام گرفتن، روش اشتباهی را پی می‌گیرند که به ارتکاب جرم آنان منجر ‌می‌شود.

– تاثیر سوء بر آنها که ما را دوست‌ دارند: واضح است در صورتی که اتفاقی بد برای فرد رخ دهد، روی افرادی که او را هم دوست دارند، تاثیر می‌گذارد. بنابراین اگر در نتیجه حسادت، اتفاق بدی برای فرد رخ دهد، نه تنها به شخص آسیب وارد می‌شود بلکه اطرافیان فرد هم، تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند. به طور مثال وقتی فرد در نتیجه حسادت به انجام جرمی مرتکب شود، زندگی اطرافیان او هم تحت تاثیر آن خراب می‌شود.

– حس تنهایی دائمی: فرد حسود در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تنهای تنهاست. هیچ کس در اطراف او نخواهد بود تا بتواند احساساتش را با او در میان بگذارد و از او مراقبت و حمایت کند.

منبع: سلامتی

آشنایی با فواید گریه کردن

گریه کردن، یک واکنش معمول انسانی است و می‌تواند توسط احساسات مختلف بروز کند. اما چرا انساها گریه می‌کنند؟ در ادامه به بررسی فواید گریه کردن از دید روانشناسی می‌پردازیم.

محققان دریافته‌اند که گریه کردن می‌تواند هم برای جسم و هم برای ذهن مفید باشد، و این فواید از آغاز تولد با اولین گریه نوزاد آغاز می‌شوند.

گریه اثر آرامبخش دارد. خودآرامبخشی زمانی است که فرد:

*احساسات خود را تعدیل کند.
*خودش را آرام کند.
*ناراحتی خود را کاهش دهد.

مطالعه‌ای درباره فواید گریه کردن در سال ۲۰۱۴ نشان داد که گریه کردن می‌تواند تاثیری مستقیم و آرامبخش در افراد داشته باشد. این مطالعه نشان داد که گریه کردن چگونه می‌تواند سیستم عصبی پاراسمپاتیک (PNS) که به آرامش شخص کمک می‌کند را فعال کند.

می‌تواند موجب حمایت گرفتن از دیگران شود

گریه کردن علاوه بر این که اثری خودآرامبخش دارد، می‌تواند به فرد در پشتیبانی گرفتن از افراد پیرامونش کمک کند. مطالعه‌ای دیگر در مورد فواید گریه کردن در سال ۲۰۱۶ توضیح می‌دهد که گریه کردن در درجه اول یک رفتار وابستگی است، چون موجب افزایش حمایت گرفتن از افراد پیرامون ما می‌شود. گریه کردن به عنوان یک مزیت بین فردی و اجتماعی شناخته شده است.

به تسکین درد کمک می‌کند

تحقیقات نشان داده‌اند که گریه کردن علاوه بر این که دارای تاثیر خودآرامبخشی است، ریختن اشک‌های احساسی باعث آزاد شدن اکسی توسین و اندورفین می‌شود. این مواد شیمیایی باعث می‌شوند که فرد احساس خوبی داشته باشد و نیز می‌توانند درد فیزیکی و عاطفی او را کاهش دهند. به این ترتیب، گریه کردن می‌تواند به کاهش درد و افزایش حس خوب بودن کمک کند.

باعث بهبود خلق و خوی فرد می‌شود

گریه کردن می‌تواند به بالا بردن روحیه افراد کمک کند و باعث شود تا آن‌ها حس بهتری داشته باشند، و علاوه بر کاهش درد، اکسی توسین و اندورفین می‌توانند به بهبود خلق خوی افراد کمک کنند. به همین دلیل است که این مواد شیمیایی غالبا به عنوان مواد شیمیایی “با حس خوب” شناخته می‌شوند.

باعث آزاد شدن مواد سمی و تسکین استرس می‌شود

هنگامی که انسان در پاسخ به استرس گریه می‌کند، اشک‌های او حاوی تعدادی از هورمون‌های استرس و سایر مواد شیمیایی است.
محققان در رابطه با فواید گریه کردن بر این باورند که گریه کردن می‌تواند سطح این مواد شیمیایی را در بدن کاهش دهند و این می‌تواند به نوبه خود باعث کاهش استرس شود. برای تایید این مسئله تحقیقات بیشتری لازم است.

از مزایای گریه کردن این است که به خوابیدن کمک می‌کند

مطالعه کوچکی در سال ۲۰۱۵ نشان داد که گریه کردن می‌تواند به خواب بهتر در کودکان کمک کند. این موضوع که آیا گریه کردن می‌تواند همین تاثیر را بر بزرگسالان هم داشته باشد، هنوز مورد بررسی قرار گرفته نشده است. با این حال، این موضوع استنباط می‌شود که اثرات آرامبخش، افزایش روحیه، و تسکین درد گریه کردن می‌تواند به راحت تر به خواب رفتن فرد کمک کند.

با باکتری‌ها مبارزه می‌کند

از آن جایی که اشک حاوی مایعی به نام لیزوزیم است، می‌تواند به از بین بردن باکتری‌ها و تمیز نگه داشتن چشم‌ها کمک کند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۱ نشان داد که لیزوزیم دارای خواص ضد میکروبی قوی است که حتی می‌تواند به کاهش خطرات ناشی از عوامل بیوتروری، همچون سیاه زخم کمک کند. این یکی دیگر از فواید گریه کردن میباشد.

بینایی را بهبود می‌بخشد

اشک‌های پایه، که با پلک زدن چشم را تغذیه می‌کنند، آن‌ها را مرطوب نگه می‌دارند و از خشک شدن لایه موکوسی جلوگیری می‌کنند. به گفته موسسه ملی چشم، اثر لزج کردن اشک‌های پایه به بینایی واضح تر فرد کمک می‌کند. زمانی که لایه‌ها خشک شوند، بینایی ممکن است تار شود.

فواید گریه کردن برای سلامتی بسیار هستند، اما گریه کردن مکرر می‌تواند نشانه افسردگی باشد. گریه کردن در پاسخ به احساساتی همچون غم، شادی، یا ناامیدی طبیعی است و دارای چندین مزیت سلامتی است. با این حال، گریه کردن مکرر گاهی می‌تواند نشانه افسردگی باشد. فرد ممکن است افسرده باشد در صورتی که گریه او:

*به طور مکرر بروز کند.
*بدون دلیل واضحی اتفاق بیفتد.
*در فعالیت‌های روزانه شروع شود.
*غیر قابل کنترل باشد.

دیگر نشانه‌های افسردگی عبارتند از:

دچار مشکل شدن در تمرکز کردن، یادآوری چیزها، و یا تصمیم‌گیری
احساس خستگی یا بی‌انرژی بودن
احساس گناه، بی‌ارزش بودن، و یا درماندگی
احساس بدبینی یا ناامیدی
مشکل در خواب یا بیش از حد خوابیدن
احساس زودرنجی یا بی‌قراری
لذت نبردن از چیزهایی که قبلا برای فرد لذتبخش بوده‌اند
پرخوری یا کم‌خوری
دردهای غیرقابل توضیح؛ درد یا گرفتگی عضلات
مشکلات گوارشی که با درمان بهبود نمی‌یابند
اضطراب مداوم
افکار خودکشی یا خودآزاری

منبع: ویکی روان

آموزش کامل مراحل خواستگاری و بله برون و عقد

۱: بایستی خواستگار با خود گل ببرد، ترجیحاً گل صورتی رنگ (علامت حیات، لذت و زندگی) و از یک نوع و به تعداد فرد مثلاً ۹، ۱۱ یا ۱۳ در منزل عروس خانم روی یک میز کوچک گلدان با آب آماده باید باشد.

۲: قبل از رفتن به خواستگاری و با ایجاد کافی برای خواستگاری شونده به او و خانواده‌اش اطلاع می‌دهیم.

۳: هنگام خواستگاری فقط پدر و مادر و پسر با هم بروند (یا جایگزین پدر و مادر و قیم پسر اینکار را در غیاب والدین انجام می‌دهند.)

۴: خواستگاری حتماً‌ باید بعد از ظهر باشد (۷-۴ بعد از ظهر).

۵: لباس سنگین و محترمانه باید بر تن کرد. لباس آستین کوتاه، مدل‌های جلف و ترکیب رنگ‌های کودکانه علامت نفص عقل پسر و خانواده اوست.

۶: اتاق انتخاب شده از طرف خانواده دختر باید کوچک و محدود باشد مثلاً ۳*۳ (و مسافت راه رفتن تا حد امکان کوتاه شود.)

۷: پدر و مادر یا جانشینان آنها حتماً باید در منزل باشند و عدم شرکت آنها علامت نوعی مقاومت است. حضور بچه‌ها کلاً ممنوع است.

۸: هرگز نباید از شیرینی‌تر استفاده کرد و یک بشقاب کوچک شیرینی خشک نقلی روی میز یا محل پذیرایی قرار داده می‌شود و یک ظرف میوه قابل خوردن، به نحوی که بدون آب‌ریزی، کثیف شدن سر و صورت باشد نظیر نارنگی، کیوی، گیلاس، آلبالو، زردآلو و … و نه میوه‌هایی نظیر انار، هندوانه، خربزه، پرتقال، گریپ فروت، آناناس، یک نوشیدنی مناسب فصل و فرهنگ نظیر چای، قهوه، شیر قهوه، نسکافه، آب میوه مثل آب پرتقال یا شربت معمولی نیز باید برای پذیرایی آماده باشد. دستمال برای تمیز کردن سر و صورت و دست ها، سطل زباله، وسایل قابل دسترس، نزدیک و جای راحت برای شستن لازم است.

۹: عروس خانم آینده باید حتماً‌ برای دقایقی حضور پیدا کند و غیبت کامل او علامت بدی است.۴

۱۰: عروس و داماد در روز خواستگاری، مضطرب و پرفشار هستند. توصیه می‌شود قبل از مراسم، تکنیک تن آرایی را به کار گیرند.

۱۱: عروس و داماد باید لباس راحت بپوشند.

۱۲: بسیار خوب است که دختر خانم قبل از آمدن میهمان‌ها برای پذیرایی کمی تمرین کند.

۱۳: بهترین تکنیک این است که بعد از احوال پرسی خواستگار و خواستگاری شونده، چند لحظه سکوت سنگین پیش بیاید. و معمولاً مادر عروس خانم سکوت را می‌شکند و می‌گویند که خیلی خوش آمدید.

۱۴: آقای داماد آینده و خانم عروس آینده بایستی خود را معرفی کنند.

۱۵: خانواده داماد و خانواده عروس هر کدام جداگانه چند دقیقه‌ای در مورد خصویات فرزندان خود سخن می‌گویند.

۱۶: بعد از معرفی می‌توان چیزی خورد باید نوشیدنی را آرام نوشید،جرعه جرعه و نه یکباره.

۱۷: در مراسم خواستگاری نباید شیرینی بزرگ خورده شود. میوه‌های راحت الحلقوم باید مورد استفاده قرار گیرد.

۱۸: بعد از تمام شدن صحبت‌ها لحظاتی سکوت برقرار می‌شود.

۱۹: یک تا چهار هفته بعد می‌توان فرصت داشت که جواب را اعلام نمود یا تلفنی خبر داد. خانواده عروس خانم تلفن می‌زنند و می‌گویند که چه شده که خبری نشده و مسئولیت را به گردن طرف مقابل می‌اندازند.

۲۰: در مرحله بعد بازدید صورت می‌گیرد و خانواده عروس به دیدن خانواده داماد می‌روند.

۲۱: خواستگاری شونده باید آرام و با طمأنینه راه برود و آرام صحبت کند و آرام چیز بخورد و تعجیلی نداشته باشد. عجله عروس و خانواده‌اش علامت علاقه به راحت شدن از وضع فعلی و صورت گرفتن ازدواج است و علامت بسیار بدی است و داماد سالم در همین جا می‌تواند رابطه را قطع کند.

۲۲:در جلسات دوم به بعد فقط بزرگترها حضور دارند و دخترخانم و آقاپسر حق شرکت ندارند و فرست می‌دهند که تصمیمات لازم گرفته شود.

۲۳: قدری از صحبت‌ها در مورد مهریه، جهیزیه، اعتقادات و مراسم و خواسته‌های متقابل می‌باشد.

۲۴: بعد از مراحل فوق مشاوره صورت می‌گیرد بهتر است بعد از مراسم عقد باشد و عاقد به خانه بیاید.

۲۵: در لحظات خواستگاری نباید موزیک پخش شود و محیط بدون محرک باشد تزئینات زیاد و موزیک و پذیرایی و نیز علامت بعدی برای خانواده دختر است.

۲۶: خانواده عروس و داماد باید در تمام لحظات توسط خودی‌ها بررسی شوند تا ایرادات ظاهری لباس و چهره‌ای خود را برطرف کنند. مثلاً دم در منزل عروس خانم آقای داماد توسط مادر کنترل می‌شود که مرتب و منظم باشد.

۲۷:باید دختر و پسر توسط والدینشان از نظر ظاهر، بیان، مکالمه و فرصت صحبت کنترل شوند. زیرا احتمال جذاب کردن رابطه از طرف هر دو نفر زیاد است.

۲۸: اولین دیدار و رابطه رسمی ماندنی است. بایستی اولین دیدار را با توفیق و دقت بیشتری پشت سر گذاشت.

۲۹: میزبان میهمان را در صدر مجلس می‌نشاند و خود در پایین مجلس و باید هر جا را میزبان تعیین کرده میهمان اطاعت کند.

۳۰: در لحظات اول ملاقات داغ و سنگین می‌شود و گاهی به اجبار سکوت دیده می‌شود و به کرات تکرار می‌شود و خانواده میزبان هستند که سکوت را می‌شکنند. اصولاً زنها به دلیل نیاز به حرف زدن زودتر سکوت را می‌شکنند.

۳۱: در اساسی‌ترین مرحله در خواستگاری، خانواده داماد علت آمدن خود را توضیح داده و توجیح کنند.

۳۲ : در موقع پذیرایی، عروس خانم آینده باید به نکات زیر توجه کند:
سینی نباید زیاد سنگین باشد و روپوش پلاستیکی مخصوص داشته باشد. فاصله محل سرو تا محل پذیرایی باید خیلی کوتاه باشد. در بعضی موارد امکان ریزش چای و نوشیدنی وجود دارد باید سینی را دو دستی گرفت. باید اول به مادر داماد تعارف کرد و لبخندی برلب داشت و نه به شکلی که از روی اجبار باشد دختر خانم قبلاً بایستی این نوع لبخند را در مقابل آیینه امتحان کند. نباید دختر خانم زیاد بخندد و نباید لبخند ژوکوند بزند. هر وقت دختر خانم احساس کرد که تحت فشار خنده پر سر و صدایی است دهان را کاملاً باز کند حمله خنده تمام می‌شود. هر سینی باید حاوی شش نوشیدنی باشد و نوشیدنی باید بدون صدا و به مقدار کم در دهان کشیده شود. می‌توان از نی استفاده کرد. افراد فرصت دارند یک لیوان شربت را جرعه جرعه تا آخرین لحظات گفتگو بنوشند و قدری ته لیوان باقی بگذارند.

۳۳: اساساً وسایل خوردن و نوشیدن، کمکی هستند برای مشغول شدن و کم کردن اضطراب و استرس و آرام شدن.

۳۴: وقتی زنگ در مربوط به خواستگاران، خانواده عروس خانم با یک بار کوبیدن درب را باز نمی‌کنند زیرا علامت عجله و اشتیاق و ترشیدن دختر آنها کمی باشد در ضربات دوم و سوم درب باز می‌شود و اگر درکاملاً باز باشد(از قبل) معنی بسیار بدتری دارد. زیاد معطل کردن آنها پشت در کار غلطی است.

۳۵: اعضای خانواده باید آنها را راهنمایی کند و دم در حضور داشته باشند. اگر خانواده محترمی هستند و با فرهنگ بالا، باید گل را داد به دختر خانم نیز گل را در گلدان آماده می‌گذارد و سپس آن گلدان روی میز می‌آید.

۳۶: وقت جلسه اول خواستگاری محدود است از ۴۵ دقیقه تا یک ساعت و کمتر و بیشتر از آن نتیجه بخش نمی‌باشد. همواره صحبت‌های مهم در فرصت نه خیلی کوتاه و نه زیاد ارائه می‌شود.

۳۷: پاسخ خانواده ی عروس از طرف پدر و مادر می‌باشد و می‌گویند ما از این ملاقات خوشحال هستیم. امیدواریم که این اتفاق بوقوع بپیوندد و اگر ازدواج انجام شد اثر مثبت باقی می‌ماند. بعد نوبت عروس است که خودش را معرفی کند و اسم خود را بگوید. سن و شغل و تحصیلات و موقعیت خود را بیان کند(بعد از معرفی آقا پسر) سپس به مدت کوتاهی سکوت معنی داری حاکم می‌شود. دراین زمان همه افراد می‌توانند خود را تنظیم کنند.

۳۸: در جلسه اول خواستگاری درباره ی عقد، مهریه، مسائل اقتصادی و مادی هیچ صحبتی نمی‌شود و بسیار خوب است که محیط و صحنه شاد باشد.

۳۹: در حالتی که افراد در نهایت شادی هستند پذیرایی با شیرینی بهترین کاری است که علامت دو چیز است:

الف ـ پذیرایی از میهمان

ب ـ پذیرفتن خواستگار

۴۰: اساساً خداحافظی زمانی صورت می‌گیرد که بزرگتر‌ها در خواست کرده باشند و حالتی خوش بر ارتباط حاکم باشد. اگر میهمانی خیلی گرم باشد فوراً جلسه را خاتمه دهید در غیر این صورت سنگینی و وقار از بین خواهد رفت.

۴۱: باید در انتظار میزبان بود و اگر تا دو هفته خبر ندادند اشکالی ندارد و چه خوبست که پاسخ مثبت یا منفی را بدهند. اگر جواب و پیام مثبت بود خیلی راحت می‌توان راحت می‌توان آن را اعلام کرد اگر پاسخ مثبت بود باید ساعت ملاقات تعیین شود تا آنها برای ملاقات بیایند و اگر منفی بود نباید بحث کرد و خداحافظی حتمی است. اگر چه دو یا سه بار سماجت کافی اشکالی ندارد. در زندگی نباید به کسی آویزان شد زیرا در تمامی زندگی بعدی فرد، سایه می‌اندازد به خصوص خانم‌ها نباید سماجت کنند. اگر همان فرد دوباره سراغ دخترت آمد به او باید جواب منفی داد ولی نباید غرور کسی در این میان شکسته شود. صحبت در مورد مهریه طبق ضوابط تمام دنیا می‌باشد. چه خوب است که زوجین و خانواده آنها مهریه را با مقایسه الگوی تمام زوجین مسلمان برا یازدواج یعنی حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) مقایسه کرده و تعیین نمایند.

۴۲: مهریه‌های سنگین نشان عدم لحاظ اعتقادات و مسایل شرعی می‌باشد در ادیان دیگر مناسب اعتقاد و عرف آنها خواهد بود.

۴۳: بعد از این دیدارها که نتایج مثبت داشته، ارتباط رسمیت پیدا کرده و مدت طولانی از شش ماه تا یکسال نامزدی (محرمیت) صورت می‌گیرد. نامزدی به معنی عقد نمی‌باشد. آقایان باید اصول اخلاقی را در دوران نامزدی (محرمیت) رعایت کرده و مسئله جنسی و عاطفی برای دختر بوجود نیاورند و همیشه تا موقع اجازه رابطه جنسی به شخصیت و آقا باقی بمانند اگر نامزدی (محرمیت) بهم خورد بگویند که چه مرد آقایی بود که دختر سالمی را پس داد. این رابطه باید مطابق فرهنگ و اعتقادات باشد. بهترین روش این است که یکدیگر را به تنهایی ملاقات کنند. البته در یک رابطه اخلاقی و باید تعهدات اخلاقی رعایت شود. بعضی از مردان بسیار بد تربیت هستند مثلاً در دوران محرمیت حریم انسانی را می‌شکنند. جشن نامزدی باید خیلی خصوصی باشد زیرا ممکن است بعداً به هم بخورد و باید خانواده در درجه اول دو طرف باشند(حدود۲۰نفر) و هیچگاه نباید تصور کرد که این حلقه نامزدی حلقه دائمی می‌باشد. نباید روی یک فرد خیلی زود سرمایه‌گذاری عاطفی داشت زیرا که باید بتوان بعد از شش ماه از او جدا شد. در پدیده عشق، چسبندگی مرضی رخ می‌دهد که زیر شش ماه جدایی، مرضی اتفاق خواهد افتاد.

منبع: برگرفته از کتاب هدیه به زوج‌های جوان؛ حمید رضا شیرانی

روانشناسی و تعلیم و تربیت در قرن بیست و یکم

جهت مطالعه مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

رابطه خودکارآمدی با افسردگی، اضطراب و استرس

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

اثربخشی آموزش کنترل استرس در کاهش اضطراب و افسردگی شرکت کنندگان در کلاس کنکور

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

بررسی ارتباط عوامل جمعیتی و میزان استرس، اضطراب و افسردگی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای اموزشی منتخب شهر تهران

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

بررسی میزان افسردگی و اضطراب در معلولین بینایی ۵۰-۱۶ ساله شهر تهران بر حسب سن، جنس، میزان معلولیت، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال آنان

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

تأثیر آموزش اصلاح سبک زندگی در کنترل اضطراب، استرس و افسردگی

تأثیر آموزش اصلاح سبک زندگی در کنترل اضطراب، استرس و افسردگی مبتلایان به پرفشاری خون

جهت مطالعه این مقاله، به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

اختلافات دوست داشتنی با همسر

اختلافات ممکن است سالم باشند. می‌توانند به صورت نیرویی مثبت در زندگی‌مان وجود داشته باشند. در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات بسیار مفید‌تر از توافق است.

دقیقا منظور از ناسازگاری یا اختلاف نظر چیست؟ برای بسیاری از ما معنی ناسازگاری “خشم” است. ” تهاجم ” و ” خصومت” است. اختلاف و ناسازگاری یکی از بخش‌های گریز ناپذیر و لازم تجربه بشری است.

گاهی اوقات نیاز شما با نیاز همسرتان برخورد دارد. مثلا شما و همسرتان پس‌انداز کوچکی دارید. او می‌خواهد اتومبیل تازه‌ای بخرد و شما می‌خواهید آن را در زمین یا ملک سرمایه‌گذاری کنید. و یا این که شما می‌خواهید در آینده نزدیکی بچه‌ای داشته باشید و شوهرتان می‌خواهد چند سال دیگر صبر کند.

چرا سعی می‌کنیم از اختلاف بپرهیزیم؟

چرا این همه مردم از اختلاف هراس دارند؟ وضعیت‌هایی که در زندگی‌مان دربردارنده اختلاف با دیگران هستند، بیش از هر چیز دیگر سبب ترس و فشار عصبی می‌شوند. نمی‌خواهیم ببازیم. می‌ترسیم رابطه‌مان آسیب ببیند. بیشتر ما آموخته‌ایم که از اختلاف هم مانند خشم و اضطراب باید پرهیز کرد. به روی خود نیاورد و آن را بیان نکرد. همه ما شنیده‌ایم که مردم می‌گویند: ” در تمام سال‌های ازدواجمان ما هرگز هیچ عدم توافق جدی نداشته‌ایم” در حقیقت این آدم‌ها می‌گویند که اختلافاتشان هیچ وقت ظاهر نشده و به رو نیامده‌اند. آن‌ها خودشان خواسته‌اند که یا اصلا نفهمند که اختلافی با هم دارند و یا از راه‌های غیر مستقیم روی آن عمل کرده‌اند.

روش‌های مختلف حل اختلاف

یک روش برای حل اختلاف وجود دارد که لازمه‌اش برنده شدن یکی به قیمت باخت دیگری است که اساسش بر تحمیل قدرت است و همیشه یک نفر می‌برد و یک نفر می‌بازد. از این روش اختلافات پنهان به صورتی مثبت و سازنده به سطح نمی‌آید.

۱- تو می‌بری، دیگری می‌بازد

در این وضعیت تو در رابطه برای رسیدن به نیازهایت، از قدرت خودت به قیمت باخت دیگری استفاده می‌کنی. تو حرف خودت را پیش می‌بری. در نتیجه دیگری می‌رنجد و رنجش او به تو هم می‌رسد. از آن جا که نیاز او برآورده نشده او احساس بی‌عدالتی می‌کند. واکنش همسرت نسبت به عمل تو کاملا قابل پیش‌بینی است. مثل:

– از تو انتقاد می‌کند

– سعی می‌کند در راه برآورده شدن دیگر نیازهایت کارشکنی کند

– به تو دروغ می‌گوید

– اغلب پنهانی خواسته‌های خود را عملی می‌کند و به خواسته‌های دیگر تو توجهی نمی‌کند.

– دیگر نیازهای مهمش را با تو در میان نمی‌گذارد.

وقتی به قیمت باخت دیگری به نیازت می‌رسی، رابطه صدمه می‌بیند. مشاوران ازدواج می‌گویند که کمتر ازدواجی است که بتواند تحت فشار زورگویی یکی از دو طرف به دیگری چندان دوام بیاورد. دیر یا زود یک حالت انفجار در کسی که تحت فشار دیگری و در موضع ضعیف، رنجش‌های خود را فرو برده به وجود می‌آید.
در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات، بسیار مفید‌تر از توافق است. چون به وجود آورنده تغییرات و رشد سالم در انسان‌ها هستند. بدون اختلاف، تغییر و پیشرفتی در رابطه به وجود نیامده و زندگی، یکنواخت و خسته کننده می‌شود. به اختلافات می‌توان بسیار مثبت نگریست.

۲- شما می‌بازید، دیگری می‌برد

وقتی شما می‌بازید و تسلیم می‌شوید، حالا شما از دیگری رنجیده‌اید. این روش بیشتر از طرف کسانی به کار گرفته می‌شود که می‌خواهند از اختلاف پرهیز کنند. آن‌ها صلح را به هر قیمتی ترجیح می‌دهند. مسئله این است که آن‌ها برای این صلح، قیمت بالایی می‌پردازند.

از آن جا که شما به نیازهای خود نمی‌رسید، ممکن است دچار بسیاری از این واکنش‌ها بشوید:

– شما نسبت به همسرتان احساس رنجش و خشم می‌کنید.

– شما به تدریج از چنین رابطه‌ای خود را کنار می‌کشید.

– شما احساس یأس و نگرانی می‌کنید که نتیجه نرسیدن به خواسته‌هایتان است.

– شما از اختلافات آینده جلوگیری می‌کنید.

– به تدریج احساس بی‌تفاوتی و افسردگی می‌کنید.

– اغلب پنهانی از جهات دیگر به نیازهای خود می‌رسید.

– تصمیم می‌گیرید بعدا برنده شوی، تلافی کنید

– احترام به خود و عزت نفس خود را از دست می‌دهید.

۳- بهترین روش حل اختلاف بدون باخت

روشی که ما پیشنهاد می‌کنیم، اساس آن عدم استفاده از قدرت است. می‌توان در روابط انسانی اختلاف را به صورت آشکارا و صادقانه حل کرد؛ که هر دو طرف بتوانند به نیازهای خودشان برسند و هیچ کس مجبور نیست ببازد. از این راه می‌توان به نیازهای متقابل رسید.

بعضی از منافع کاربرد روش بدون باخت از این قرارند:

– باعث می‌شوند که اختلافات بیان شوند و منصفانه حل شوند

– هر شخصی خودش مسئولیت رسیدن به خواسته‌های خود را به عهده می‌گیرد، اما نه به حساب دیگران.( عدم اشتیاق به باخت یک عامل کلیدی است)

– وقتی مسئله‌ای به صورت منصفانه حل شد دیگر تکرار نمی‌شود.

– وقتی هر دو طرف، در تصمیم‌گیری برای حل مشکلی شرکت داشته باشند بیشتر به انجام آن متعهد می‌شوند، تا این که آن تصمیم به آن‌ها تحمیل شده باشد.

– با یکدیگر احساس نزدیکی و عشق بیشتری می‌کنند. رنجش و دشمنی ناپدید می‌شود.

نگاهی مثبت به اختلافات

اختلافات ممکن است سالم باشند.می توانند به صورت نیرویی مثبت در زندگی‌مان وجود داشته باشند. می‌تواند به صورت دعوت به ایجاد ارتباطی منطقی، به وجود آورنده موقعیتی برای شرکت در یک روبه رویی آشکار و صادقانه باشد. آن‌ها می‌توانند با حل سوء تفاهمات جوّ ارتباط را پاک کرده و آدم‌ها را به هم نزدیک‌تر سازند.

در حقیقت عدم توافق‌ها در ارتباطات بسیار مفید‌تر از توافق است. چون به وجود آورنده تغییرات و رشد سالم در انسان‌ها هستند. بدون اختلاف، تغییر و پیشرفتی در رابطه به وجود نیامده و زندگی یکنواخت و خسته کننده می‌شود. به اختلافات می‌توان بسیار مثبت نگریست. رابطه با همسرتان می‌تواند از طریق حل موثر اختلاف به رشد برسد.

در مقاله بعدی به راه حل‌های رفع اختلاف بدون باخت اشاره می‌کنیم.

منبع: بخش خانواده ایرانی تبیان؛ فرآوری: زهرا سادات طباطبایی

امید و نقش تربیتى آن در زندگى انسان

مقدّمه

«تربیت» از جمله مسائل مهمى است که از دیرباز توجه معلمان و متولّیان آموزش و پروش را به خود مشغول ساخته است. در هر دوره‌اى دانشمندان و متفکران درباره تربیت، فعالیت‌هاى علمى و عملى داشته و در این زمینه، نظرات کاربردى مهمى ارائه داده‌اند. در منابع اسلامى (قرآن و روایات) بیش از هر امرى، مسئله تربیت و سازندگى انسان به چشم مى‌خورد. رشد معنوى انسان و رسیدن او به کمالات، از مهمترین برنامه‌هاى انبیاء و کتاب‌هاى آسمانى بوده است. در این مقاله، به «امید» به عنوان یکى از عوامل مهم در تربیت انسان از دیدگاه قرآن و نقش سازنده آن اشاره مى‌شود.

«امید» یک حالت روحى و روانى و برانگیزاننده انسان به کار و فعالیت است. به طور طبیعى، انگیزه بشر در کارهاى اختیارى، امید به نفع یا ترس از زیان است. در واقع، خوف و رجا، به منزله نیروى اجرایى براى حرکت بوده، عامل مستقیم تلاش‌ها و رفتارهاى انسانى است.

به مثال ذیل توجه کنید: مردى در بیابانِ پر از برف و یخ قطب شمال، راه خود را گم کرده است. او مى‌داند در نقطه دورى پناهگاهى وجود دارد و باید خود را به آن برساند. تمام سعى خویش را به کار مى‌بندد تا به آن پناهگاه برسد. اگر این فرد، بسیار خسته و سرمازده باشد، دوست دارد روى زمین دراز بکشد و استراحت کند، ولى مى‌داند در این صورت به خواب مى‌رود و خواهد مرد. امید، او را به حرکت وامى‌دارد تا به هدف خویش برسد.

امید که از معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل مى‌شود، اساس همه تلاش‌هاى مفید و پرثمر انسانى و نیز منشأ اصلاح امور در جامعه و رسیدن شخص به سعادت ابدى است؛ همان گونه که ناامیدى و قطع امید نسبت به خدا و روز قیامت منشأ فسادها و تبه‌کارى‌ها و منتهى شدن کار انسان به شقاوت ابدى است.۱ همین که انسان به آینده‌اى روشن امید داشته باشد، احساس نیکو و حالتى شاد به وى دست داده، باعث نشاط وى مى‌شود و در او انگیزه کار و تلاش ایجاد شده، او را به فعالیت‌هاى صحیح زندگى وادار مى‌کند.۲

همیشه خردمند امیدوار     نبیند بجز شادى از روزگار

(فردوسى)

امید در قرآن

مسئله امید، در فرهنگ اسلامى مطرح شده است. قرآن براى تشویق و ترغیب انسان به کارهاى شایسته، بهره فراوانى از امید برده است. در ذیل، به چند آیه در این زمینه اشاره مى‌شود:

خداوند نسبت به دیدار خود امید مى‌دهد:

(مَن کَانَ یَرْجُوا لِقَاء اللّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللّهِ لاَت وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)(عنکبوت:۵)، کسى که به دیدار خداوند امید دارد، [بداند که] اجل [او از سوى ]خدا آمدنى است و اوست شنواى دانا.

امیدواران به لقاى الهى، که همان مؤمنان هستند، باید بدانند که ملاقات با خداوند، وعده‌اى حتمى و قطعى از طرف پروردگار است، مرگ نیز پلى است که باید براى آن آمادگى داشت. بنابراین، لازم است امیدواران به تلاش و فعالیت روى آورند تا با سربلندى به لقاى پروردگارشان برسند.

اگر امید در دل انسان وجود داشته باشد، منشأ اثر خواهد شد. نشانه بارز امید به خداوند و روز قیامت، انجام عمل شایسته است. قرآن مى‌فرماید:

(… فَمَن کَانَ یَرْجُوا لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلا صَالِحاً وَ لاَ یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَداً) (کهف:۱۱۰)؛ هر کس امید به لقاى پروردگارش (روز قیامت) دارد، باید عمل صالح بجاى آورد و کسى را در عبادت پروردگارش شریک نسازد.

پس تنها راه رسیدن به رضایت خداوند و پاداش‌هاى وى، کارهاى شایسته و پرستش خالصانه اوست. تا وقتى اخلاص و انگیزه الهى در عمل انسان نباشد، رنگ عمل صالح به خود نمى‌گیرد. کسى که عمل شایسته ندارد، نباید به رحمت و آمرزش خدا امید داشته باشد.

شخصى به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: عده‌اى از یاران شما مرتکب گناه شده، مى‌گویند: ما امید [به لطف و بخشش خدا] داریم. امام فرمود: «دروغ مى‌گویند؛ آنان پیرو ما نیستند، گروهى‌اند که آرزوهاى [بى‌پایه] بر آنان غلبه یافته است. هر کس به چیزى امید دارد، براى آن کار و فعالیت مى‌کند و هر کس از چیزى بترسد، از آن فرار مى‌کند».۳

حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «از کسانى مباش که بدون عمل شایسته، به آخرت امید دارند و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر مى‌اندازند».۴

باور به معاد، حتى در حد امید، اهرمى کارامد در گرایش به عمل است و در تنظیم زندگى سالم و تصحیح رفتارها و باورهاى انسان نقش مهم دارد.

در آیه دیگرى خداوند مى‌فرماید:

(إِنَّ الَّذینَ آمَنُواْ وَ الَّذینَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِى سَبیلِ اللّهِ أُوْلئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ) (بقره: ۲۱۸)؛ آنان که ایمان آورده‌اند و کسانى که هجرت نموده و در راه خدا جهاد کرده‌اند، آنان به رحمت خدا امیدوارند، و خداوند آمرزنده مهربان است.

در آیه مزبور، امیدوارى مؤمنان و مهاجرانِ مجاهد به رحمت خدا ذکر گردیده است. هر چند امید حالتى روانى است، ولى آثار آن در عمل آشکار مى‌گردد. در واقع، آنان که در راه خدا هجرت و جهاد مى‌کنند، مى‌توانند ادعاى امید به رحمت الهى داشته باشند.

چنان دارم امید از لطف یزدان     که زایل گردد از من ناتوانى

(مسعود سعد)

ایجاد امید با توبه و شفاعت

انسان موجودى ضعیف بوده و در تمام مراحل زندگى، نیازمند عنایت الهى است. نفس آدمى، مؤثرترین عامل در انحطاط یا ارتقاى اوست. بیشتر مردم مرتکب لغزش‌ها و نافرمانى خدا شده، در مبارزه با نفس شکست مى‌خورند و در این هنگام است که ناامیدى به سراغ آنان آمده، حرکت قهقرایى در پیش مى‌گیرند و براى همیشه از رستگارى و رسیدن به کمالات انسانى مأیوس مى‌گردند. وقتى انسان راه بازگشت را به روى خویش مسدود مى‌بیند، حاضر به تجدیدنظر در رفتار خود نیست و با توجه به تیرگىِ افق آینده‌اش، به هر سرکشى و طغیانى دست مى‌زند. تجسّم اعمال زشت و سنگینى آن‌ها، همانند کابوسى وحشتناک بر روح انسان سایه مى‌افکند و او را دچار اضطراب و فشار روانى مى‌گرداند و بسا ممکن است تبدیل به افسردگى شود.

خداوند با عنایتى که به بندگان خویش دارد، راهى براى آنان قرار داده است تا هر قدر هم آلوده به گناه و نافرمانىِ حق باشند، راه نجات برایشان فراهم و امکان جبران مهیّا باشد؛ توبه و بازگشت به سوى پروردگار راهى است که خدا در برابر انسان‌ها قرار داده است تا از یأس و نومیدى بپرهیزند و بدانند آفریدگارشان، پذیرنده افراد عاصى است. آیات توبه۵ نشان‌دهنده رحمت الهى نسبت به تمام بندگان هستند؛ چنان که هر کس با هر گناهى، اگر به طور حقیقى به سوى پروردگارش رود، با آغوش باز پذیراى او خواهد بود و گناهانش را مى‌آمرزد.

اگر افراد مجرم در برنامه‌هاى غلط خود تجدیدنظر کنند، راه نجات برایشان باز است و از بیراهه به راه باز مى‌گردند. در قوانین کیفرى کشورها، قانونى به نام «عفو مجرمان بزرگ و زندانیانِ محکوم به حبس ابد، در صورت پشیمانى از جنایات گذشته» وجود دارد تا روزنه امیدى به زندگى براى آنان باشد. امید به زندگى براى این نوع زندانیان، مایه نشاط است تا حتى در زندان هم مشغول کار و فعالیت شوند و پس از رهایى، از دسترنج خود بهره ببرند. اگر چنین امیدى نباشد، نه تنها آنان هیچ گونه تلاشى انجام نمى‌دهند، بلکه در زندان دست به هر جنایتى مى‌زنند.

احساس گناه، یکى از عوامل اضطراب و افسردگى و مایه خستگى روح انسان است که باعث سرخوردگى در زندگى او مى‌شود. فرد گنه‌کار احساس پوچى مى‌کند و انگیزه ادامه زندگى را از دست مى‌دهد و این موجب ناامیدى در او مى‌شود.۶ فردى که براى خود، آینده‌اى مبهم و تاریک ترسیم کرده است و وضعیت خود را نامشخص مى‌داند، و یا در انتظار عذاب الهى پس از مرگ نشسته است، ناامیدى به سراغش مى‌آید و او را دچار فشارهاى روانى و اضطراب مى‌سازد. اما اگر بداند که آمرزش الهى نصیب او خواهد شد، امید در او ایجاد شده، تلاش خویش را به کار مى‌بندد تا مرتکب گناه نشود و در صورت غفلت، اگر مرتکب نافرمانى الهى شد، مأیوس نمى‌گردد.

آثار توبه

اگر به برخى از آثار توبه نظرى بیفکنیم، خواهیم دید که هر کدام از این آثار، به تنهایى نقش بسزایى در ایجاد امید و در نتیجه، به وجود آمدن نشاط در انسان خواهند داشت. در ذیل، به سه اثر توبه اشاره مى‌شود؛ که هر کس توبه کند این آثار را مشاهده مى‌کند:

۱- محبوبیت تائب نزد خداوند

قرآن کریم درباره دوستى خداوند نسبت به فرد توبه‌کننده مى‌فرماید: (… اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ)(بقره:۲۲۲)؛ خداوند توبه‌کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «… لیس شىءٌ اَحبُّ اِلىَ اللّهِ مِن مؤمن تائب، او مؤمنه تائبه»۷؛ نزد خداوند هیچ چیز دوست داشتنى‌تر از مرد و زن توبه‌کننده نیست.

افراد آلوده دامن، که دل‌هایشان را با گناهان تیره کرده، روشنى امید را از دست داده‌اند، احساس مى‌کنند در جامعه هیچ جایى برایشان نیست و از هیچ نوع احترام و منزلتى برخوردار نیستند؛ زمین و زمان با تمام گستردگى‌اش بر آنان تنگ مى‌گردد. آنان پس از بازگشت به سوى رحمت الهى، علاوه بر این که توبه‌شان پذیرفته مى‌شود، محبوبیت ویژه‌اى پیدا کرده، از جاه و مقام بلندى برخوردار خواهند گشت. بنده‌اى که محبوب خدا شد، دیگران حق ندارند با دیده تحقیر و فرد ستمکار به او بنگرند؛ زیرا رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) مى‌فرمایند: «براى امّتم چهار حق قرار داده‌ام که آنان ملزمند رعایت کنند:

۱- فرد توبه‌کننده را دوست بدارند؛

۲- ضعیف را مورد رحمت و مهربانى قرار دهند؛

۳- به نیکوکار کمک کنند؛

۴- براى گنهکار آمرزش بخواهند».۸

این که انسان بداند افراد جامعه و از همه مهمتر، پروردگارش او را دوست دارند، برایش بسیار لذتبخش است و در او نشاطى به وجود مى‌آورد که انجام کارهاى نیک را به دنبال دارد.

۲- تبدیل گناهان تائب به حسنات

گناهانى را که فرد مرتکب شده از آن‌ها توبه کند، نه تنها خداوند مى‌آمرزد و آن‌ها را نادیده مى‌گیرد، بلکه آن‌ها را تبدیل به نیکى و پاداش مى‌کند؛ مى‌فرماید: (اِلاَّ مَن تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلا صَالِحاً فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَات وَ کَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحیماً)(فرقان: ۷۰)؛ مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته انجام دهند، پس خداوند بدى‌هایشان را به نیکى‌ها تبدیل مى‌کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است.

مشرکان به عذاب بزرگ الهى، که همراه با خوارى آنان است، مبتلا مى‌شوند. تنها افرادى از عذاب خداوند در امانند که توبه کنند و کار شایسته انجام دهند. در این صورت، خداوند به لطف و کرمش، گناهان بزرگ آنان را نادیده گرفته، گناهان کوچکشان را به حسنات تبدیل مى‌کند و به جاى هر گناه پاداش مى‌دهد. و نیز آثار بدى را که گناه بر روح آنان در این دنیا داشته است برداشته، آثار نیک را جایگزین آن مى‌سازد.

۳- وسعت روزى توبه‌کننده

با توبه، روزى توبه‌کننده در دنیا وسعت مى‌یابد و روزى نیکو نصیب او مى‌شود. توجه به این نتیجه که با توبه روزى انسان فراوان مى‌گردد، باعث ایجاد امید و در نتیجه انجام اعمال صالح مى‌گردد. خداوند در این زمینه مى‌فرماید:

(فَقُلْتُ اسْتَغْفِروُا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَاراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَال وَ بَنِینَ وَ یَجْعَل لَّکُمْ جَنَّات وَ یَجْعَل لَّکُمْ أَنْهَاراً)(نوح: ۱۰ـ۱۲)؛ و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است؛ [ت] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد و شما را به اموال و پسران یارى کند و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد.

(وَ أَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُم مَّتَاعاً حَسَناً إِلَى أَجَل مُّسَمًّى…)(هود: ۳)؛ و این که از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید [تا این که] شما را با بهره‌مندى نیکویى تا زمانى معیّن بهره‌مند سازد.

این آیات، بیان‌کننده پیوند دین با دنیا هستند که دین در زندگى همین دنیا تأثیر داشته، آبادکننده سراى دنیاست. در آیه اول، حضرت نوح(علیه السلام) با بشارت و تشویق به قوم لجوج خویش روى کرده، به آن‌ها وعده مى‌دهد که اگر از شرک و گناه توبه کنید، پروردگارتان درهاى رحمتش را به روى شما باز خواهد کرد؛ نه تنها گناهانتان را محو مى‌سازد، بلکه باران‌هاى مفید، به موقع و پربرکتِ آسمان را پى درپى بر شما فرو مى‌فرستد؛ بارانى که مایه روزى شماست، که اگر نباشد، گرفتار قحطى و گرسنگى مى‌شوید، و نیز اموال و فرزندان (سرمایه‌هاى انسانى) شما را افزون ساخته، برایتان باغ‌هاى سرسبز و خرّم و نهرهاى جارى قرار مى‌دهد.۹ این نعمت‌ها ویژه یک گروه نبوده و شامل تمام افرادى مى‌شوند که به چنین دستورى عمل کنند؛ زیرا حضرت على(علیه السلام) مى‌فرماید: «طلب آمرزش [از خداوند]، روزى را فراوان مى‌گرداند. زیاد استغفار کنید تا روزى را به سوى خود جلب کنید».۱۰

در آیه دوم، خداوند با لطف و مهربانى خطاب به مردم مى‌فرماید: از گناهان خویش استغفار جویید و از آلودگى‌ها، خود را شستشو دهید و به سوى پروردگارتان باز گردید، که اگر به این دستورات جامه عمل بپوشانید تا پایان عمر، شما را از زندگى سعادت‌بخش این دنیا بهره‌مند خواهم ساخت.

شفاعت

«شفاعت» در لغت به معناى میانجی‌گرى، وساطت و پا در میانى کردن است۱۱ و در قرآن بدین مفهوم است که فرد گنهکار با داشتن برخى جنبه‌هاى مثبت، همچون ایمان و انجام برخى اعمال شایسته، شباهتى با اولیاى الهى پیدا کرده، آنان با عنایات خود او را به سوى کمال سوق دهند و از پیشگاه ربوبى براى او درخواست آمرزش کنند.

اعتقاد به شفاعت نیز پدیدآورنده امید در دل گنهکاران بوده و مایه نشاط، ادامه فعالیت و بازگشت آنان از نیمه راه زندگى به سوى خدا مى‌گردد. اگر مفهوم شفاعت به طور صحیح شناخته شود، نه تنها موجب جرئت بر گناه و نافرمانى پروردگار نمى‌گردد، بلکه سبب مى‌شود تا نور امید در دل عده‌اى ایجاد شود و بتوانند به وسیله اولیاى الهى آمرزش خدا را نسبت به گذشته تاریک خود جلب کنند و از عصیان و سرپیچى دست برداشته، به سوى حق بازگردند.

شفاعت موجب مى‌شود تا گنهکاران بتوانند سرنوشت خود را تغییر داده، دیگر دنبال کارهاى ناپسند نروند و از هم اکنون به کمک اولیاى الهى تصمیم راسخ خود را بگیرند که از شیطان پیروى نکرده، از فرامین الهى اطاعت کنند و با این کار درهاى سعادت را بر روى خویش باز کنند.

علت وضع شفاعت این است که در افراد، امید ایجاد شود. بسیارى از افراد، بر اثر غلبه هواى نفس مرتکب گناهان سنگین شده، به دنبال آن روح ناامیدى بر آنان چیره مى‌شود؛ آنان گرفتار یأس از بخشودگى در پیشگاه خدا مى‌شوند و چون راه بازگشت را به سوى خود بسته مى‌بینند، حاضر به تجدیدنظر در رفتار خود نمى‌گردند و با توجه به تیرگى افق آینده، به آلودگى بیشتر دست مى‌زنند و در گناهان غوطه‌ور مى‌شوند. امید به شفاعتِ اولیاى خدا به آن‌ها نوید مى‌دهد که اگر همین جا توقف کنند و خود را اصلاح کنند، از راه شفاعت، گذشته‌شان جبران مى‌شود.

از سوى دیگر، یکى از مهمترین شرایط شفاعت، اذن و اجازه خداوند است، که اگر اجازه او نباشد، هیچ کس قادر بر شفاعت نیست.۱۲ کسى که امید و انتظار شفاعت دارد، باید اجازه پروردگار را به نحوى فراهم سازد؛ یعنى کارهاى خداپسندانه انجام دهد تا به مقام رضایت الهى برسد؛ زیرا امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: «هر که مى‌خواهد از شفاعتِ شفاعت‌کنندگان نزد خداوند بهره‌مند شود، باید در جستجوى رضایت خداوند باشد».۱۳

شفاعت همچنین موجب رابطه معنوى با اولیاى الهى مى‌شود. کسى که خواهان شفاعت است، تلاش مى‌کند تا با آنان رابطه داشته باشد، از آنان پیروى کند و کارهاى خلاف شأن آنان انجام ندهد.

با توجه به تمام این‌ها، شفاعت یک عامل سازنده و بازدارنده است که مى‌تواند از یک فرد مجرم و جنایت کار، شخصى صالح و کارآمد بسازد.

شفاعت براى این است که روزنه امید را در دل انسان‌ها باز بگذارد، افراد براى این که مشمول آن شوند، باید کوشش کنند تا کارهاى شایسته‌اى از خود نشان دهند؛ زیرا شفاعت، ویژه کسانى است که روابط خود را با خدا و اولیاى دین حفظ کرده‌اند، نه افرادى که یکسره در گناه بوده، در عمر خود هیچ اطاعتى انجام نداده‌اند، که در این صورت، اینان هرگز مشمول شفاعت نخواهند بود.

این که انسان بداند چه در دنیا و چه در قیامت مى‌تواند با اولیاى الهى ارتباط پیدا کرده، آنان را واسطه درگاه خداوند قرار دهد که آنان براى او طلب آمرزش کنند و به دلیل نزدیکى‌شان با پروردگار بتوانند رحمت او را براى انسان جلب کنند و در قیامت براى نجات از عذاب الهى و یا براى بالا رفتن درجه‌اش، او را شفاعت با اذن خداوند کنند، امید فراوانى در او ایجاد مى‌کند و او را به فعالیت و تلاش وامى‌دارد و او را از کسالت، تنبلى و خمودى باز مى‌دارد. شفاعت، مایه امید است؛ اگر نباشد موجب یأس مى‌شود، و ناامیدى باعث دلهره و فشارهاى روانى در انسان مى‌گردد و اگر شدت یابد به افسردگى منجر مى‌شود.

ناامیدى و زیان‌هاى آن

چنانچه اشاره شد، امید در زندگى انسان، باعث انجام کارهاى شایسته و تلاش‌هاى مفید و پرثمر مى‌شود. انسان امیدوار، هم در این دنیا راحت و سالم زندگى مى‌کند و هم در آخرت از نعمت‌هاى فراوان الهى بهره‌مند مى‌گردد. در برابر امید، ناامیدى قرار دارد که زیان‌هاى فراوانى براى فرد و جامعه به دنبال دارد. کسى که به علل گوناگونى همچون تبلیغات دشمن، عجول بودن و فقدان آینده‌نگرى، احساس ناتوانى، احساس خودکم‌بینى و مشکلات جسمى، به زندگى در این دنیا امید ندارد و کسى که از آمرزش پروردگار پس از مردن ناامید است، برنامه‌اى نیز براى بهره‌مندى از آن ندارد، زندگى را هیچ و پوچ مى‌داند. او از هم اکنون ناراحت است که چه پیش خواهد آمد، و چه سرنوشتى در انتظار اوست. از این رو، به هیچ کار مهمى دست نمى‌زند و هیچ اقدام مثبتى انجام نمى‌دهد و چون امیدى به آینده ندارد، مرتکب جنایات بزرگ و خطرناگ مى‌شود. روان‌شناسان براى افسردگى نشانه‌هایى ذکر کرده‌اند که یکى از آن‌ها نومیدى است. فرد افسرده، نسبت به آینده بدبین و نومید بوده و بوى بهبودى از اوضاع جهان احساس نمى‌کند.۱۴ فرد نومید احساساتى همچون تنهایى، وازدگى، غمزدگى و بی‌روحى دارد که این امر منجر به سرخوردگى بیشتر او مى‌شود.۱۵

در آیه‌اى خداوند درباره نومیدى به سبب کم‌ظرفیتى انسان مى‌فرماید: (وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَهً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لیؤوسٌ کَفُورٌ وَ لَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّیِّئَاتُ عَنِّى إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ)(هود: ۹ـ۱۰)؛ و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از وى باز گیریم قطعاً نومید و ناسپاس خواهد شد؛ و اگر پس از محنتى که به او رسیده است نعمتى به او بچشانیم، حتماً خواهد گفت: گرفتارى‌ها از من دور شد. بى‌گمان، او شادمان و فخرفروش (خودستاى) است.۱۶ افرادکوته‌نظر، که تنها زمان حال خود را دیده، از امور دیگر غافلند، هنگام از دست دادن امکانات و موهبت‌هاى مادى، از رحمت الهى ناامید شده، تدبیر خداوند را در هستى منکر مى‌شوند. چون انسان از نظر روحى و روانى ضعیف است، وقتى خداوند برخى نعمت‌هاى دنیوى را به او داد، سپس باز ستاند، ناامید شده، تصور نمى‌کند که دیگر آن نعمت‌ها به سویش بازگردند.

گویا امکانات مادى را حق مسلّم خود دانسته، خدا را مالک آن‌ها نمى‌شناسد. چنین افرادى پس از گذر از سختى‌ها و دستیابى به موهبت‌هاى دنیوى، به شادمانى بسیار، تکبّر، و فخرفروشى، که صفات نکوهیده‌اى هستند، مبتلا خواهند شد و آنچنان به خود مغرور مى‌گردند که تصور مى‌کنند همه مشکلات و ناراحتى‌هاى آن‌ها برطرف شده‌اند، و هرگز باز نخواهند گشت. بدین دلیل، شادى و سرمستى بى‌حساب و فخرفروشى بی‌جا به حدى سر تا پاى آنان را فرا مى‌گیرد که از شکر نعمت‌هاى پروردگار غافل مى‌مانند.

این افراط و تفریط، بلاى بزرگى است که اینان بدان مبتلا شده‌اند؛ زیرا سبب مى‌شود اینان هرگز نتوانند در زندگى موضعى متعادل و صحیح داشته باشند؛ گاه مغرور و متکبر و گاه ناامید مى‌شوند. از این رو، دایم در حال تشویش و دلهره‌اند. فقط افراد با ایمان، که روحى بلند و سینه‌اى گشاده (شرح صدر) دارند و در برابر شداید و حوادث سختِ زندگى صبر را پیشه خود ساخته‌اند و در همه حالات از کارهاى شایسته فروگذار نمى‌کنند از این دو حالت افراط و تفریط بیرونند؛ آنان هنگام فراوانى نعمت مغرور نمى‌شوند و خدا را فراموش نمى‌کنند، و هنگام سختى‌ها و مصیبت‌ها از رحمت خدا ناامید نمى‌گردند و به تدبیر او در هستى کافر نمى‌شوند.۱۷ به همین دلیل، براى اینان آمرزش از گناهان و پاداش بزرگ الهى (بهشت) خواهد بود.

پس راه مبتلا نشدن به یأس، دو امر است:

۱-صبر و تحمّل مشکلات؛

۲-ایمان به این واقعیت که نعمت‌ها در ید قدرت الهى‌اند؛ به هر کس بخواهد و مصلحت بداند مى‌دهد و از هر کس بخواهد، مى‌گیرد و به آن که گرفته است، مى‌تواند بازگرداند.

خداوند در آیاتى چند، بشر را از ناامیدى باز داشته است؛ از جمله در آیه ۵۳ سوره زمر مى‌فرماید: (قُلْ یَا عِبَادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ …)؛ بگو‌ اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روى روا داشته‌اید، از رحمت خدا نومید مشوید.

به دلیل فراوانى ضرر نومیدى، خداوند با لحنى آکنده از محبت و لطف، آغوش رحمت خویش را باز کرده و فرمان عفو عمومى صادر کرده است؛ مى‌فرماید: به بندگان گنه‌کار من بگو: هر اندازه گناه کردید، مبادا از رحمت الهى ناامید شوید، بلکه با توبه، کارهاى زشت خویش را تدارک کنید. از آیه استفاده مى‌شود که ناامیدى از گناهان بزرگ است.

امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند: «… ناامیدى از رحمت خداوند، از بزرگ‌ترین گناهان نزد پروردگار است».۱۸

ناامیدى را خدا گردن زده است       چون گنه مانند طاعت آمده است

 کوى نومیدى مرو، امیدهاست        سوى تاریکى مرو، خورشیدهاست.

(مولوى)

حضرت على(علیه السلام) در ضرر ناامیدى مى‌فرماید:

ـ «فقیه (و دین شناسِ) کامل کسى است که مردم را از آمرزش و مهربانى خداوند ناامید نسازد و از عذاب ناگهانى ایمن نسازد».۱۹

ـ «… اگر نومیدى بر [دل] چیره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى درآورد».۲۰

ـ «بزرگ‌ترین بلا [براى انسان] قطع شدن امید است».۲۱

ـ «ناامیدى آدم را از پا در مى‌آورد».۲۲

ـ «قرنت الهیبهُ بالخیبهِ؛ ترس با ناامیدى همراه است».۲۳

ـ «تعجب مى‌کنم از کسى که [از رحمت خداوند] ناامید است، در صورتى که وسیله رستگارى با اوست که آن استغفار کردن است».۲۴

برخى آیات، قطع امید نسبت به خدا و روز قیامت را منشأ فسادها، تبه کارى‌ها، انجام کارهاى ناپسند، طغیان و سرکشى و منتهى شدن کار انسان به شقاوت ابدى مى‌دانند (یونس: ۷ و ۸ و ۱۱ و ۱۵ / فرقان: ۲۱).۲۵

امید به رحمت خداوند، که قدرت بى‌انتها دارد، مطابق فطرت انسان است. اما اگر فطرت پوشیده شود ناامیدى به سراغ او مى‌آید. یأس از رحمت پروردگار محدود کردن رحمت او و نیز عفو و آمرزش الهى را نادیده گرفتن است؛ چنان که امید محرّک انسان به فعالیت و تلاش بود، ناامیدى سبب بازماندن او از عمل و دست کشیدن از جدیّت در کارها و بریدن از بندگى خداست.

از دام‌هاى بزرگ شیطان این است که در ابتدا بنده را فریب مى‌دهد و با گناهان کوچک و بزرگ او را مشغول مى‌سازد و چون مدتى بدین صورت با او بازى کرد، اگر باز در او نورانیتى دید که احتمال توبه و بازگشت به سوى حق در او وجود داشت، او را به یأس از رحمت مى‌کشاند و به او مى‌گوید: از تو گذشته و کار تو اصلاح‌پذیر نیست. این دام بزرگى است که شیطان بر سر راه بندگان گذارده، تا آنان را از درگاه پروردگار روى گردان کند. اگر چنین حالتى براى فردى پیش آمد، ضررهاى فراوانى براى خود و دیگران دارد. چنین فردى دنبال فعالیت نمى‌رود و از زندگى دنیا باز مى‌ماند و چون امیدى به زندگى ندارد دچار خمودى و افسردگى مى‌شود و همه چیز و همه کس را با دیده زشت و باطل مى‌بیند، و چون براى آخرت نیز کار شایسته‌اى انجام نداده است، پس از مرگ، از عذاب الهى در رنج است.

فرد مؤمن، دایم بین خوف و رجا (بیم و امید) قرار دارد؛ بدین معنا که او از یک سو، به فقر و ندارى خود نگاه مى‌کند که سرتا پا نقص و کمبود است، از خود هیچ گونه کمال، عزّت و توانایى ندارد و آنچه دارد همه از خداوند است. او از عبادت‌هاى خود بیم دارد، چه رسد به گناهان و نافرمانى‌هایش از پروردگار؛ و از سوى دیگر، به رحمت گسترده الهى، که تمام عالم را فرا گرفته است، نظر افکنده، امید دارد که این رحمت شامل او نیز مى‌شود.۲۶

بدین روى، امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «در سفارشات لقمان به فرزندش امور عجیبى بود؛ عجیب‌ترین آن‌ها این که از خداوند آن گونه بترس که اگر در درگاه او خوبى‌هاى جن و انس را آوردى، تو را عذاب مى‌کند؛ و به خدا این گونه امیدوار باش که اگر گناهان جن و انس را بیاورى تو را مى‌آمرزد». سپس امام فرمودند: «هیچ بنده مؤمنى نیست جز این که در دل او دو نور است: نور امید و نور بیم، که اگر هر کدام را وزن کنند، بر دیگرى نچربد».۲۷

پی‌نوشت‌ها

۱ـ ر.ک: محمدتقى مباح، اخلاق در قرآن، تحقیق و نگارش محمدحسین اسکندرى، قم، مؤسسه آموزشى پژوهشى امام خمینى (ره)، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۴۰۰
۲ـ حتى بیمارانى که مرگ آنان نزدیک است، با امیدِ به آینده مى‌توانند روحیه خویش را حفظ کرده، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها درد و رنج را به راحتى تحمل کنند. (ر.ک: الیزابت کوبلر، پایان راه (پیرامون مرگ و زدگى)، تهران، رشد، ۱۳۷۹، ص ۱۴۲ / غلامحسین معتمدى، انسان و مرگ (درآمدى بر مرگ شناسى)، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۲، ص ۴۰)
۳ـ محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج ۲، ص ۶۸
۴ـ نهج البلاغه، ص ۶۶۳، حکمت ۱۵۰
۵ـ شورى: ۲۵ / نساء: ۱۴۵ و ۱۴۶ / هود: ۹۹ و… .
۶ـ ر.ک: ناتانیل براندن، روان شناسى حرمت نفس، ترجمه جمال هاشمى، تهران، مترجم، ۱۳۷۶، ص ۲۴۱
۷ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۱، ح ۱۵
۸ـ همان، ج ۶، ص ۲۰، ح ۱۰
۹ـ ر.ک: ناصرمکارم شیرازىودیگران، تفسیرنمونه، ج ۲۵، ص ۶۸
۱۰ـ عبدعلى جمعه حویزى، نورالثقلین، ج۵، ص۴۲۴،ح۱۳ و ۱۴
۱۱ـ ر.ک: راغب اصفهانى، مفردات الفاظ القرآن، ص ۴۵۷
۱۲ـ «یَوْمَئِذ لا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِىَ لَهُ قَوْل» (طه:۱۰۹)؛ در آن روز شفاعت [به کسى] سود نبخشد، مگر کسى را که [خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید. و نیز ر.ک: انبیاء: ۲۸
۱۳ـ عبدعلى جمعه حویزى، پیشین، ج ۵، ص ۵۳، ح ۶۱
۱۳ـ «… فرد افسرده تقریباً همیشه آینده را با بدبینى و نومیدى زیاد مى‌بیند. او معتقد است که اقدامات وى، حتى اگر بتواند از عهده آن‌ها برآید، محکوم به شکست هستند. … فرد افسرده به تعداد زیادى دلیل براى شکست آینده مجهّز است، و اصلا دلیلى براى موفقیت نمى‌بیند». «وقتى از یک بیمار افسرده سؤال مى‌شود که چه احساسى دارد، رایج‌ترین صفت‌هایى که به کار مى‌برد عبارتند از: غمگین، دمغ، بدبخت، درمانده، ناامید، تنها، ناخشنود، اندوهگین، بى‌ارزش، شرمنده، حقیر، نگران، بى‌مصرف، گناه کار». (دیوید روزنهان و دیگران، روان شناسى نابهنجارى آسیب شناسى روانى، ترجمه یحیى سیدمحمدى، تهران، ارسباران، ۱۳۷۹، ج ۲، ص ۱۱ و ۶)
۱۵ـ ر.ک: غلامحسین معتمدى، پیشین، ص ۳۹
۱۶ـ شبیه آیه مزبور، آیه ۸۳ سوره اسراء است که خداوند مى‌فرماید: (وَ إِذا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ کَانَ یَؤُوساً)؛ (و چون به انسان نعمت ارزانى داریم، روى مى‌گرداند و پهلو تهى مى‌کند و چون آسیبى به وى رسد نومید مى‌گردد.) فردِ بدبین چون توجیه عقلانى و منطقى صحیحى از رابطه خود با اجتماع و هستى ندارد، حوادث را نسبت به خود به صورت تحمیل مى‌نگرد. بنابراین، احساس فشار روانى مى‌کند و دچار ناامیدى مى‌گردد.
۱۷ـ ر.ک: ناصر مکارم شیرازى و دیگران، پیشین، ج ۹، ص ۳۱ / على اکبر هاشمى رفسنجانى و دیگران، تفسیر راهنما، ج ۸، ص ۳۰
۱۸ـ محمدبن یعقوب کلینى، پیشین، ج ۲، ص ۵۴۴، ح ۳
۱۹ـ نهج البلاغه، حکمت ۹۰
۲۰ـ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۸
۲۱ـ آمدى، پیشین، ج ۱، ص ۱۸۰
۲۲ـ همان، ج ۲، ص ۸۱
۲۳ـ نهج البلاغه، حکمت ۲۱
۲۴ـ آمدى، پیشین، ج ۲، ص ۳۶
۲۵ـ براى تفصیل مطلب رجوع کنید به: محمدتقى مصباح، پیشین، ج ۱، ص ۴۰۲
۲۶ـ ر.ک: امام خمینى، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى (ره)، ۱۳۸۰، ص ۱۲۹
۲۷ـ محمدبن یعقوب کلینى، پیشین، ج ۲، ص ۵۵، ح ۱
نویسنده: محمدرضا  داودى
منبع: ماهنامه معرفت؛ شماره۸۱

نکات مهم درباره عشق و عاشقی خانم‌ها و آقایان

در روزگار ما عشق و رابطه عاطفی، بیش از هر چه به بازی تصاویر تبدیل شده است. مثلا تصویر ما از معشوق، شبیه فلان هنرپیشه سینمایی است یا تصور ما از رابطه عاشقانه، شبیه داستان زیبایی است که جایی خوانده یا شنیده ایم. گاهی نیز این تصاویر مشوش و ترسناک هستند؛ اما خیلی زود متوجه کمبودهای معشوق می شویم. به مرور زمان، خیانت، سستی، پیری و مرگ را در آینه چهره معشوق می بینیم و معشوق از فردی یگانه و دسترس ناپذیر، به آدمی معمولی و دم دستی تبدیل می شود. به علاوه، کم کم احساس می کنیم دیگر آن فرد جذاب سابق، نیستیم و کسی نیست که با دیده تحسین یا شگفتی به ما بنگرد. مشکلات زندگی مشترک نیز ما را غافل گیر می کند. حالا نه تنها بار خود که بار معشوق و رابطه و حاشیه های آن را نیز باید بر دوش بکشیم. این تصاویر ضد و نقیض درباره رابطه دراز مدت برای همه ما آشناست. از یک طرف، تصویری باشکوه و زوال ناپذیر از سرخوشی و جست و خیز عاشقانه که نفس را در سینه حبس می کند،

از طرف دیگر، تصویر روزهای یک نواخت و کسالت بار سال های دراز عمر در چهاردیواری زندگی مشترک که به خمیازه‌ای طولانی می ماند. از یک تصویر به تصویر دیگر پرتاب می شویم و سرگردان و مردد از خود می پرسیم واقعیت زندگی مشترک چیست؟ برای پاسخ به این سوال، به تصاویر دیگر متوسل و بیش از پیش در شبکه‌ای از تصاویر غرق می شویم…

مشکل چیست؟

مشکل، زیستن در دنیای تصاویر است. ما آدم ها برای اینکه زندگی را ساده تر کنیم، به سرعت از هر چیز تصویری در ذهن می سازیم زیرا تصویر، واضح تر و قابل پیش بینی تر از واقعیت است؛ در حالی که واقعیت همیشه در نفس خود مبهم و غیرقابل پیش بینی است. ترس از تعهد درازمدت می تواند ناشی از زیستن در دنیای تصاویر باشد؛ برخی قادر نیستند ابهام واقعیت را تحمل کنند و برای تسکین اضطرابشان، به سرعت تصویری از رابطه و آینده آن در ذهن خود می سازند و تومار رابطه را در هم می پیچند.به علاوه این افراد قادر نیستند با روال و نقصان خودشان و دیگری روبرو شوند و خلأ موجود در واقعیت را بپذیرند. آنها شیفته تصاویر زیبا و فریبنده از خودشان و زندگی شان هستند تا واقعیت. آنها در سطح زندگی می کنند و از غوطه خوردن در اعماق زندگی هراس دارند؛ زیرا در رابطه درازمدت، برخلاف رابطه کوتاه مدت، واقعیت دیر یا زود ظاهر می شود و بسیاری از تصاویر ذهنی ما را در هم می شکند. البته در هم شکستن تصاویر، افکار و خیالاتی که یک عمر با آنها زندگی کرده ایم دردناک است اما رشد حقیقی تنها پس از شکست تصاویر و باورهای کهنه و ساختن تصاویر تازه رخ می دهد. برای بیرون آمدن از دنیای تصاویر، حضور در لحظه به جسارت و هوشیاری زیادی نیاز است.

غرق شدن در دنیای تصاویر ساخته و پرداخته ذهن فردی یا جمعی مثل یک داروی مسکن عمل می کند و اضطراب را کاهش می دهد اما همزمان شور زندگی را نیز از بین می برد زیرا تصویر بنا بر ماهیت اش همیشه تقلید از دیگری است، آن چنان که در نهایت زندگی فرد به تکرار زندگی دیگران تبدیل می شود.

راه حل چیست؟

برای داشتن رابطه‌ای عمیق، لازم است با ذهنی خالی از تصویر به آینده نگاه کنیم و قضاوت های خود را به تاخیر بیندازیم. بدین ترتیب بیشتر متوجه نیازها، ترس ها، عوامل محرک و موانع روانی در خود و دیگری می شویم و ظرفیت مان را برای درک تازگی های زندگی افزایش می دهیم.

به علاوه خوب است یاد بگیریم میان تصاویر ذهنی و واقعیت تمایز قائل شویم. از آنجا که تصاویر ذهنی ما معمولا از ترس ها و ناامنی های ما نشأت می گیرند، شناخت ترس هایمان به ما کمک می کند، تا تصویر ذهنی‌مان از واقعیت را از خود واقعیت جدا کنیم. از طرف دیگر، ترس انسان بیشتر ترس از به دست نیاوردن چیزی است که آرزویش را دارد تا صرفا ترس از دست دادن چیزی که دارد. افرادی که از تعهد درازمدت می ترسند معمولا فکر می کنند آن چیزی که در آرزویش هستند شاید در رابطه فعلی به دست نیاید، بنابراین از یک رابطه به رابطه دیگر می پرند یا سال ها در انتظار نیمه گمشده شان می مانند، غافل از آنکه این آرزوها و حسرت ها، ساخته و پرداخته ذهن و بازی های آن است و ممکن است به واقعیت زندگی یا نیازهای واقعی آنها هیچ ربطی نداشته باشد؛ بنابراین گام اول برای کاهش ترس از تعهد درازمدت، نجات خود از دنیای تصاویر است.

در بیشتر مواقع، خودتان را در وضعیت بدی در شرکت قرار خواهید داد که مطمئناً دوست نخواهید داشت. احتمالاً مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرید و همچنین باید تحمل شنیدن شایعات و غیبت‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارند را داشته باشید. شما بیشتر وقت زمان بیداری‌تان را در کنار کسانی می‌گذرانید که با آنها کار می‌کنید، به همین دلیل، درگیر شدن در زندگی همدیگر غیرقابل اجتناب است. طبیعی است که دوستی‌هایی بین شما ایجاد شود و در برخی موارد حتی عشق و عاشقی رخ دهد. سوال این است که چه زمان ایجاد ارتباطی عمیق‌تر با یکی از همکارانتان قابل قبول است؟ وقتی به زندگی همکارانتان نزدیک‌تر می‌شوید، احتیاطات بیشتری را باید پیش بگیرید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که تا زمانیکه در آن محیط کار می‌کنید باید این آدمها را ببینید و به همین علت باید با احتیاط پیش بروید.در مورد دوستی‌های درون محیط‌ کار، مراقب کسی که به او اعتماد می‌کنید باشید. وارد کردن دوستان کاری به زندگی خصوصی‌تان کاری پرخطر است که مرز بسیار ظریفی دارد. یادتان باشد که برای کار کردن در آن محیط هستید و دخالت در زندگی خصوصی همدیگر وضعیت کار را برایتان دشوار می‌کند. قبل از اینکه داستان زندگیتان را برای همکارانتان تعریف کنید، مطمئن شوید که نیت آنها برای شما خیر است. آرام آرام در ارتباطاتتان پیش روید و مراقب باشید اطلاعاتی که برای استخدامتان در آن شرکت اهمیت دارد را با افراد نامناسب درمیان نگذارید.

وقتی دوستی‌ها عمیق‌تر می‌شوند چه اتفاقی می‌افتد؟

شما هر روز همدیگر را می‌بینید و هیجان اولیه خیلی زود از بین می‌رود. قبل از اینکه از روی احساس رفتار کنید، موقعیت را ارزیابی کرده و تصمیم بگیرید که این عشق ارزش عواقب آن را دارد. اول اینکه، ضروری است از مقررات و قوانین مربوط به روابط میان‌فردی در شرکت مطلع شوید.

بسیاری از شرکت‌ها قوانین سفت و سختی درمورد روابط عاشقانه بین پرسنل خود دارند زیرا تصور می‌کنند این روابط بر بازده شرکت اثر منفی دارد. اگر احساس می‌کنید قوانین شرکت را زیر پا گذاشته‌اید، پیشنهاد ما این است که در موقع مناسب نزد رئیستان بروید و او را از این مسئله باخبر کنید. صداقت همیشه بهترین سیاست است.

از ابراز احساسات در ملاء‌عام، خودداری کنید این نوع رفتار، مشکل‌ساز خواهد بود. نشان ندادن چنین رفتارهایی، باعث می‌شود شکست رابطه، عواقب منفی بر کار شما نداشته باشد. اهداف طولانی‌مدت خود با شرکت را ارزیابی کنید تا زمانی که در آن شرکت جا نیفتاده‌اید و شخصیتتان را ثابت نکرده‌اید، با کسی رابطه نزدیک ایجاد نکنید. سعی کنید همیشه مرزی مشخص بین کار و زندگی‌ شخصی‌تان داشته باشید.

چرا عاقلانه است که با رئیستان وارد رابطه عاشقانه نشوید

یکی از بدترین کارهایی که می‌توانید در محل‌ کارتان انجام دهید، این است که با رئیستان ارتباط نزدیک و عاشقانه پیدا کنید. با این که زمان‌هایی هست که این روابط خوب نتیجه می‌دهند اما در اکثر مواقع، فاجعه‌آمیز به پایان می‌رسند. بنابراین چرا عاقلانه است که با رئیستان رابطه عاشقانه پیدا نکنید؟ این دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم:

۱ – ممکن است رئیستان را در موقعیت بدی قرار دهید

رئیستان حتماً باید به شخصی دیگر پاسخگو باشد و اگر آن یک نفر شایعاتی در مورد ارتباط شما شنیده باشد، ممکن است رئیستان بخاطر قوانین شرکت در معرض برکناری قرار گیرد. حتی اگر اخراج نشده یا برکنار نشود، باز هم برایشان بد خواهد بود و ارزش حرفه‌ای آنها را پایین خواهد آورد.

۲ – ممکن است خودتان را در موقعیت بدی قرار دهید

در بیشتر مواقع خودتان را در وضعیت بدی در شرکت قرار خواهید داد که مطمئناً دوست نخواهید داشت. احتمالاً مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرید و هم چنین باید تحمل شنیدن شایعات و غیبت‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارند را داشته باشید. اگر باوجود همه این مسائل تصمیم می‌گیرید که پیش بروید، باید برای دفاع از رابطه‌تان همیشه آماده باشید.

۳ – رئیستان به طرفداری از شما متهم خواهد شد

اگر قرار باشد یک پروژه خاص به شما داده شود یا ترفیع بگیرید یا حقوقتان افزایش یابد، ممکن اتس رئیستان به جانبداری کردن از شما متهم شود، حتی اگر واقعیت نداشته باشد. حتی ممکن است منجر به شکایت رسمی شود که شما و رئیس را فقط بخاطر ارتباط عاشقانه‌تان در وضعیت بدی قرار خواهد داد.

۴ – اگر قرار باشد دعوا داشته باشید

این آتش غیبت‌های درون شرکت را تندتر خواهد کرد. اگر با هم کنار نیایید، کار کردن با همدیگر خیلی سخت خواهد شد. خودتان را آماده کنید که همه اجازه نظر دادن در مورد زندگی عشقی شما را به خود بدهند.

۵ – اگر قرار باشد رابطه را تمام کنید

اگر این اتفاق بیفتد، از هر اتفاقی بدتر خواهد بود. کنار هم ماندن برای کار برایتان غیرقابل‌ تحمل خواهد شد. با در نظر داشتن همه این ها، می‌توانید ببینید که برقرار نکردن رابطه عاشقانه با رئیستان بهترین کار خواهد بود، اگر هر دوی شما مجذوب هم شده‌اید و دوست دارید واقعاً یک رابطه را با هم شروع کنید، بهتر است یکی از شما اول یک کار دیگر برای خود پیدا کند. اگر امکان این وجود نداشت، تنها کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که ارتباطتان را از همه مخفی کنید و امیدوار باشید که هیچ کس از این رابطه بویی نبرد.

منبع: مجله ی اینترنتی دلگرم

عوارض حرف‌های ما روی کودکان چیست؟

اگر مدام از ظاهر دختربچه‌تان تعریف می‌کنید، دست نگه دارید. اگر مدام در حال برچسب زدن به کودکتان هستید، مواظب باشید. متأسفانه گاهی گمان می‌کنیم که هر چیزی درباره کودک، به اندازه ظاهر و جثه اش ساده و کوچک است اما باید بدانیم که این رفتارهای ما چه تاثیری روی کودکان می‌گذارد؟

روانشناسان خانواده معتقدند که حتی یک جمله ناغافلانه، می‌تواند تاثیر منفی بسیار قوی بر ذهن یک کودک بگذارد. به همین دلیل، بسیار مهم است که وقتی با کودک در تعامل هستید، روی جملاتی که به او می‌گویید دقت کنید و از گفتن بعضی جملات خاص، شدیدا پرهیز کنید. در اینجا لیستی از جملاتی آورده شده است که باید اغلب والدین به فرزندان خود بگویند تا غیر مستقیم آموزش ببینند و بهترین احساس‌ها را در زندگی تجربه کنند.

عجب دختر مهربانی هستی

از کسانی نباشید که همیشه، باب صحبت را با کودکان درباره ظاهر باز می‌کنید. به جای تعریف مدام از ظاهر کودک، خاصه دختربچه‌ها که اغلب به دلیل ظاهر بانمکشان مورد توجه و استقبال قرار می‌گیرند، خوب است از صفات اخلاقی خوب آنها تعریف کنید؛ «عجب دختر مهربانی هستی»، «چقدر مودبی»، «چقدر خوش اخلاقی»، «تو چه تصمیم‌های عاقلانه‌ای می‌گیری» و…

نگذارید کار به جیغ بکشد

کودکان از شخصی که با او قیاس شده‌اند متنفر می‌شوند. بچه‌ها از این که با دیگران مقایسه شوند به شدت بدشان می‌آید و این مسئله باعث می‌شود که کودک، همیشه خودش را با دیگران مقایسه کند و این رفتار سالمی نیست.

به بیان جملات خودتان در رابطه با بچه‌ها حساس باشید و هوشمندانه از این که آنها را در دام بروز عکس العمل‌های منفی بیندازید پیشگیری کنید.

فقط پسرها قوی نیستند

به کودکتان، برچسب نزنید. هر نوع برچسبی، کمکی به هویت‌یابی نمی کند. این که مدام در مقابل احساسات پسر بچه‌تان بگویید «مثل دختربچه‌ها رفتار نکن»، «پسرها قوی هستند مثل دخترها ضعیف نیستند» و جملاتی از این دست، باعث می‌شود او را دچار احساسات متناقض کنید.

بچه‌ها را مجبور نکنید که دیگران را ببوسند

خودتان را به جای او بگذارید و ببینید چقدر دلتان می‌خواهد مدام مجبور به بغل کشیدن و بوسیدن دیگران شوید. گاهی والدین بچه‌ها را مجبور می‌کنند که دیگرانی را نیز ببوسند و بغل کنند؛ آن هم با تعابیری مثل خاله و عمو: «خاله رو بغل کن»، «عمو رو ببوس» و… بچه‌ها باید بدانند که چنین رفتارهایی در چه زمانی مجاز و در چه زمانی غیر مجاز است و می‌توانند در برابر خواسته‌های دیگران «نه» بگویند.

به او بگویید چرا باید عذرخواهی کند

به جای اجبار کودک به عذرخواهی، آن هم به صورت نمایشی، راه درست را به او پیشنهاد کرده یا شرایط را برایش توصیف کنید. «این که بدون اجازه اسباب‌بازی‌های علی رو برداشتی، اونو ناراحت می‌کنه»، «این که بی‌هوا رو سر پدربزرگ بپری، بهش آسیب می‌رسونه» و این گونه جملات می‌تواند او را متوجه عواقب کار بدی که انجام داده بکند و بداند که چرا باید عذرخواهی کند.

تو میمون کوچولوی من هستی

وقتی این کلمات را برای کودک به کار می‌بریم، آن‌ها را تبدیل به موجودی غیرانسانی می‌کنیم؛ عروسکی که هر چه دلمان خواست، می‌توانیم با او انجام دهیم. در ابتدای زندگی، کودک این کلمات را مثبت تعبیر می‌کند چون به شما اعتماد کامل دارد. حتی اگر چیز بدی هم بگویید، به دلیل اعتمادی که به شما دارند، سعی می‌کنند آن را تکرار کنند. بنابراین باید بسیار مراقب کلماتی که به کار می‌برید باشید. بهتر است که وقتی او را خطاب قرار می‌دهید، به جای اسم‌های مستعار بامزه، نامش را به زبان بیاورید. در واقع کودک با نام اصلی خود، به دنیا معرفی می‌شود، با نام اصلی خود، خودش را در دنیا می‌شناسد و با نام اصلی خود، درک می‌کند که چقدر در دنیا به عنوان یک شخصیت ارزش دارد.

دوستت در امتحان بهتر از تو بود

هر نوع برچسبی، کمکی به هویت‌یابی نمی‌کند. این که مدام در مقابل احساسات پسربچه‌تان بگویید«مثل دختربچه‌ها رفتار نکن»، «پسرها قوی هستند مثل دخترها ضعیف نیستند» و جملاتی از این دست باعث می‌شود او را دچار احساسات متناقض کنید

جمله‌ای که می‌تواند تجربه ای آزار دهنده برای کودک باشد و تلخی آن را حتی تا دوران نوجوانی هم به دوش بکشد این است: چرا او در امتحان بهتر از تو بود؟ کودکان از شخصی که با او قیاس شده‌اند، متنفر می‌شوند. بچه‌ها از این که با دیگران مقایسه شوند، به شدت بدشان می‌آید و این مسئله باعث می‌شود که کودک، همیشه خودش را با دیگران مقایسه کند و این رفتار سالمی نیست.

اگر یک بار دیگر این کار را انجام دهی، دیگر دوستت نخواهم داشت

کودک تقلا می‌کند که ببیند والدینش دقیقا چه چیزی از او می‌خواهند و امیال و آرزوهای درونی خودش را نادیده می‌گیرد. وقتی این اتفاق بیفتد، او دیگر بچه نیست چون لازمه بچگی، بیخیالی و سبک‌بالی است. این ذهنیت که همیشه خود را در رده دوم اهمیت قرار دهد، به آسانی تا دوران نوجوانی هم همراه او می‌ماند.

تو همیشه تلاشت رو می‌کنی

به جای تشویق کردن دائمی کودک بابت کارهای ریز و درشتش، بهتر است تلاش او را تشویق کنید. «تو بهترینی»، «تو همیشه موفق می‌شی» و… این جملات باعث می‌شود که کودک ارزش خود را در گرو درست و کامل انجام دادن کارها بداند و حتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده یا اضطراب و استرس کامل بودن تا ابد، رهایش نکند چون گمان می‌کند اگر این کار را به بهترین نحو ممکن انجام ندهد، دیگر ارزشی نزد شما نخواهد داشت. عوض این جملات بگویید؛ «تو همیشه تلاشت رو می‌کنی»، «این که این قدر تلاش می‌کنی، خیلی برای من ارزشمنده». با این جمله‌ها ارزش تلاش کردن را به او می‌فهمانید نه صرفا برنده شدن و جلوافتادن از بقیه را.

منبع: مهرخانه (پایگاه تحلیلی خبری زنان و خانواده)

کودکی و پادشاهی

تربیت فرزند در سنین مختلف باید در نظر گرفته شود. گام اول در تربیت فرزند، انتخاب همسر است. اما اگر بخواهیم مسأله را به صورت علمی پیگیری کنیم، گام های قبل از انتخاب همسر هم وجود دارد. مقداری از استعدادهای ذهنی، هوش و حافظه مورثی است. جالب تر اینکه برخی از توانایی های روانی هم ذاتی است.

حتی روان شناسان غربی نیز بر این نکته تأکید دارند که استعدادهای روانی و هنری هم از طریق ژنها منتقل می شود. اما چگونگی آن را نمی دانند. شاید بخاطر همین مسایل باشد که در انتخاب همسر معمولاً افراد به پدر و مادر طرف نگاه می کنند تا شمه‌ای از رفتار و کردار همسر آینده را دریابند. پس برای داشتن فرزندی سالم و خوب گام اول و اصلی انتخاب همسر است.

در امانت خیانت نکنیم و بخاطر داشته باشیم که همسر ما امانت است و سعی کنیم که این امانت را درست به صاحب آن برگردانیم. فرزندان ما هم امانت هستند. پدر و مادرها واسطه هستند. حال اینکه پدر و مادر هر یک باید چه شرایط و امکاناتی را داشته و یا فراهم کنند تا فرزند در پرتو آن رشدی سالم (جسمی و روحی و روانی) داشته باشد، مطلبی است در این قسمت به آن خواهیم پرداخت.
در هفت سال اول کار کلاسیک رسمی به کودک تحمیل نکنید. یادگیری با تحمیل همراه نباشد. با شور و شوق همراه باشد.

پیش از بارداری

شرایطی که ذکر شد باید حتی در زمان عمل لقاح و بسته شدن نطفه نیز لحاظ شود. در این مورد توصیه هایی در کتب دینی ما شده که اندکی به آن اشاره می کنیم: سعی شود زمانی ارتباط میان زن و شوهر برقرار شود که کشش و علاقه و تمایل زن و شوهر به یکدیگر بیشتر باشد، زیرا وقتی کشش عاطفی قوی باشد آرامش دارند و با عشق به همسر مرتبط می شود. بهتر است وضو داشته باشند. حتی بهتر آن است که غسل توبه کنند. هنگام انعقاد نطفه استرس و اضطراب نداشته و در نهایت آرامش روانی باشند. زیرا این مسأله روی نطفه بسته شده بسیار تأثیرگذار است.

دوران بارداری نیز یکی از مواردی است که بسیار حساس بوده و کتابهایی که خوانده می شود، لقمه‌ای که خورده می شود، فیلمی که تماشا و فکرهایی که مادر می کند تمام این موارد در روح مادر تأثیر می گذارد و به بچه او هم منتقل می شود. در این دوران باید به تغذیه جسمی مادر و مسایل روحی – روانی مادر نیز پرداخته شود. دوران بارداری، دوران بیان دلگیری‌ها واختلاف‌ها نیست چون در جنین اثر می گذارد. حرکات مادر به خصوص در فرزند اول و چهار ماه اول حساب شده باشد.

بارداری و شیر دادن

طبق تعالیم دینی ما، بهتر است کودک دو سال شیر بخورد. تنش های خانوادگی در میان همسران، استرس و اضطراب، فقدان استراحت و… می تواند در شیر مادر تاثیرگذار باشد. شیر دادن به کودک برای آرامش مادر هم مؤثر است و مکیدن، باعث ترشح هورمونهایی در مغز مادر می شود که آنها استرس زداست و مادر آرامش بدست می آورد.
سعی شود زمانی ارتباط میان زن و شوهر برقرار شود که کشش و علاقه و تمایل زن و شوهر به یکدیگر بیشتر باشد، زیرا وقتی کشش عاطفی قوی باشد آرامش دارند.

هفت سال اول

فرزند به مدت ۷ سال سرور است، سالار است. سیادت را با ولایت اشتباه نگیرید. برخی تصور می کنند در این هفت سال، کودک هر چه خواست باید به او داد تا عقده‌ای نشود. در این هفت سال، کار کلاسیک رسمی به کودک تحمیل نکنید. یادگیری، با تحمیل همراه نباشد. با شور و شوق، همراه باشد. تسلط در جسم مهم است به خصوص در پسرها زیرا پدرها خیلی مسؤولیت دارند. پدر وظیفه دارد کودک (پسر) را به کوه ببرد. به ورزش وادارد تا این کودک، مسلط بر جسم خود شود.

در تربیت دختر، مادران باید وقت بیشتری بگذارند. خاطرات منفی در کودک ایجاد نکنیم. اگر در زمان قطعی برق، رفتاری متفاوت داشته باشیم و از کلماتی مثل یک دفعه تاریک شد، بیا توی تاریکی بازی کنیم و… استفاده کنیم. خاطره‌ای نسبتاً زیبا در ذهن کودک نقش خواهد بست و ترس از تاریکی را در او ایجاد نمی کند. برای آموزش به کودکان، غیرمستقیم و به صورت بازی تلاش کنید اگر حالت اجبار داشته باشد نخواهند پذیرفت و اثر منفی دارد.

هفت سال دوم

آموزش رسمی و کلاسیک در کل دنیا از هفت سالگی شروع می شود. هفت سال دوم (۷-۱۴) سالگی، هفت سال مطیع بودن است. هفت سال آموزش است و می توانید بهترین آموزش‌ها را به او داد. فقط عشق و علاقه می خواهد و حوصله. لذا از استعدادهای کودکانمان در کارها استفاده کنیم. به یاد داشته باشید ما خالق استعداد نیستیم فقط کاشف آن هستیم.

تنظیم و تلخیص برای تبیان: کهتری

منبع :سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد؛ دکتر خسروی