اسرار نماز

نوشته‌ها

اسرار الصلاه

اشاره:

 «اسرار الصلاه» نوشته‌ای است از عارف کامل و عالم عامل مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. اصل کتاب به زبان عربی است و آقای رضا رجب زاده آن را به فارسی برگردانده است. مرحوم میرزا جواد آقا در تبریز متولد شده است، پس از تحصیل مقدمات و سطوح به نجف اشرف عزیمت کرد. فقه را نزد مرحوم حاج آقا رضا همدانی، اصول را از آخوند خراسانی و علم درایه را از محدث نوری فرا گرفت و در اخلاق حدود ۱۴ سال از محضر ملا حسینقلی همدانی استفاده برد. در سال ۱۳۲۰ به ایران مراجعت و اول در تبریز و بعد در قم سکنی گزید، و مشغول تدریس فقه و اخلاق و انجام دادن سایر وظایف شد.

مرحوم ملکی به تمام معنا اهل عبادت و تهجد بوده و از بکائون زمان خویش محسوب می‌شود. در مقام و منزلت او همین بس که حکیم و فقیه نامدار شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی طی نامه‌ای از وی تقاضای دستور العمل می‌کند. مرحوم ملکی در سال ۱۳۴۳ ه ق دار فانی را وداع و به ریاض قدس پر کشید و در مقبره شیخان قم به خاک سپرده شد.

آثار مؤلف

۱. اسرار الصلاه (کتاب حاضر)

۲. المراقبات

۳. رساله لقاء الله

۴. کتابی در فقه

۵. حاشیه فارسی بر غایه القصوی

در ارزش آثار قلمی ایشان توصیه ی حضرت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه در کتاب « سر الصلاه » به مطالعه ی کتاب‌های او، ما را کفایت می‌کند.

فهرست کتاب

موضوع کتاب همان طور که از اسم آن پیداست، در بیان رموز و اسرار نماز است و در سر هر یک از اعمال و آداب نماز، مطالب ارزنده‌ای را به خواننده ارائه می‌دهد.هر چند تبویب و فصل بندی کتاب بصورت حرفه‌ای انجام نگرفته و قسمتی از فصول آن شماره گذاری نشده است، اما با نگاهی کلی می‌توان دریافت که کتاب در سه بخش تدوین شده است.بخش اول: در مقدمات نماز. بخش دوم: در مقارنات و حقیقت نماز.بخش سوم: در تعقیبات نماز.

بخش اول

بخش اول در بیان بعضی از اسرار طهارت که مشتمل بر دو باب و چندین فصل است. [۱]

باب اول: در اشاره به آنچه که عاقل را از تفکر در حقیقت طهارت لازم می‌آید. باب دوم: در آداب تخلی ، که دارای فصول متعددی است. [۲]

فصل اول: در آداب ظاهری آن، چه واجب چه مستحب. فصل دوم: در عبرت و تفکر در این امر.فصل سوم: در وضو که دارای دو باب است. باب اول: در بیان بعضی از آداب ظاهری آن.باب دوم: در فضیلت مسواک زدن و فوائد و کیفیت و اوقات آن. فصل چهارم: در تیامن. فصل پنجم: در آداب دعا. فصل ششم: در عبرت هنگام رؤیت آب و استعمال آن. فصل هفتم: در بیان موارد وجوب وضو. فصل هشتم: در بیان غسل و حکمت آن.فصل نهم: در بیان حمام. فصل دهم: در گرفتن ناخن. فصل یازدهم: در گذاشتن ریش و گرفتن شارب. فصل دوازدهم: در بیان عطر زدن. فصل سیزدهم: در بیان تیمم. فصل چهاردهم: در بیان لباس پوشیدن. فصل پانزدهم: در مستحبات لباس پوشیدن. فصل شانزدهم: در بیان اوقات. فصل هفدهم: در اهتمام به اوقات شریفه. فصل هجدهم: در مکان نمازگزار. فصل نوزدهم: در آداب ظاهری مسجد.

بخش دوم

بخش دوم در خود نماز ، و دارای فصول متعددی است. [۳]

فصل اول: در معنای نماز.فصل دوم: در بیان آیاتی که گویای این حقیقت است که مقصود از نماز تنها اعمال ظاهری آن نیست. فصل سوم: در بیان بعضی از آنچه از نماز معصومین علیهم‌السّلام رسیده است. فصل چهارم: در بیان احوالی که نماز بواسطه آن کامل می‌شود. فصل پنجم: در بیان رو به قبله نمودن.فصل ششم: در بیان لزوم خوف و فضیلت آن. [۴]

فصل هفتم: در علاج خوف. فصل هشتم: در بیان خوف از سوء خاتمه کار انسان. فصل نهم: در بیان رجاء و امیدواری و حقیقت آن. فصل دهم: در اسباب رجاء و امیدواری. فصل یازدهم: درباره ی قیام. فصل دوازدهم: درباره ی نیت. فصل سیزدهم: در اذان و اقامه. فصل چهاردهم: در بعضی از اخبار شهادت بر ولایت و امارت مؤمنین برای علی بن ابیطالب علیه السلام. فصل پانزدهم: در حکم اذان و اقامه.فصل شانزدهم: استحباب با وضو بودن در اذان و اقامه. فصل هفدهم: در عبرت‌های اذان و اقامه. فصل هجدهم: در حقیقت نماز (این فصل گسترده‌ترین فصل کتاب است که از تکبیرات تا سلام بحث می‌کند).

بخش سوم

بخش سوم در تعقیبات نماز است.

نسخه شناسی

این نسخه، ترجمه ی کتاب «اسرار الصلاه» است که توسط آقای رضا رجب زاده ترجمه و به همراه مقدمه ی کوتاهی از مترجم و فهرست مطالب در ۵۱۲ صفحه در قطع وزیری و با جلد گالینگور به همت انتشارات پیام آزادی، سال ۱۳۷۸ در تهران برای بار هشتم به چاپ رسیده است.

منابع:

۱. سر الصلاه (معراج السالکین و صلاه العارفین)، امام خمینی، مؤسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمه‌الله‌علیه ، چاپ ششم، تابستان ۱۳۷۸، یک جلد.

۲. سیمای فرزانگان، رضا مختاری، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، بهار ۶۶، چاپ اول، یک جلد.

۳. طبیب دل‌ها، صادق حسن زاده، انتشارات استاد احمد مطهری، قم، چاپ اول، بهار ۷۹، یک جلد.

پی نوشت:

۱.أسرار الصلاه، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص۳.

۲.أسرار الصلاه، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص۱۲.

۳.أسرار الصلاه، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص۱۷۵.

۴.أسرار الصلاه، میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، ص۲۰۳.

منبع: ویکی فقه

اسرار نماز در نگاه آیه الله بهجت(ره)

بیانات آیه الله بهجت(ره)  در باب نماز از سخنان ایشان جمع آوری شده و در این جا ارائه می گردد . امید که مورد استفاده قرار گیرد.

– نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است… نماز برای خضوع و خشوع جعل(قرار داده) شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.(۱)

– نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش‎ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!(۲)

– نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می‎شود.(۳)

– تمام لذت‎ها روحی است؛ و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است.(۴)

– قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است.(۵)

نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است… مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.(۶)

– ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می‎ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می‎کنیم؛ و بعد به سجده و خاک برمی‎گردیم.(۷)

– شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد.(۸)

– قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.(۹)

– سؤال:

اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می‎شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می‎شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می‎شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.(۱۰)

سؤال:

برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: 

بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید!(۱۱)  – اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راه‎های اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر(عج) است.(۱۲)

– گوی سبقت را نماز شب‎خوان‎ها ربودند مخفیانه!(۱۳)

– سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می‎شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می‎شود.](۱۴)

– سؤال:

در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب:

بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می‎شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید.(۱۵)

– از آیِه شریفه «اِنَّ الصَّلاهَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ (عنکبوت/۴۵) نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می‎دارد.» استفاده می‎شود که (لا صَلاهَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر؛ کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی‎کند، واقعاً نمازش نماز نیست!)(۱۶)

– این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. معصیت، روح را مکدّر می‎کند و نورانیّت دل را می‎برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.(۱۷)

– یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و …) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!(۱۸)

– اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می‎شود، کار تمام است!(۱۹)

– همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می‎دهیم، آقایان [اولیاء] می‎فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است!(۲۰)

– همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می‎رساند، و برای عده‎ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!(۲۱)

– سؤال:

می‎خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب:

بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست!(۲۲)

سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.(۲۳)

– سؤال:

برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب:

در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان(عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.(۲۴)

– سؤال:

مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم‎السلام) است: (الصَّلاهُ مِعراجُ المُؤمِن؛ نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را …(۲۵)

– اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره‎مند نشود، در عقل او خلل است… نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎شوند.(۲۶)

– در کلمات امیرالمؤمنین علی(علیه‎السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می‎باشد.) مشاهده کرده‎ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه‎ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند!(۲۷)

– از حدیث «تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَه: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.» بر می‎آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه‎ای به جا می‎آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است… گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می‎خوریم.(۲۸)

– سؤال:

گاهی اوقات در عبادات، ریا می‎کنم و بعداً سخت رنج می‎برم؛ علاج آن چیست؟

جواب:

بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ «فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه؛ این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!»(۲۹) – معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین‎ترین ذکر است، برترین چیز است… همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم… وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است!(۳۰)

– وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎گردد، اولین چیزی را که سوغات می‎آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!(۳۱)

– چقدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! … در تکبیر، اکبر مناسب است… یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگ‎ها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است… نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می‎شود؛ ولی ما چه می‎دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که: «لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه؛ اگر نمازگزار می‎دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی‎گرداند!»(۳۲)

– ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.(۳۳)

– در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می‎کند، خالق هم با او خلوت کرده است!(۳۴)

– بلی می‎شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَهً صالِحَهً؛ خداوندا، زن شایسته‎ای را روزی من کن!» یا بگوید: «اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً؛ خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!»(۳۵)

پی‎نوشت‎ها:

۱- در محضر بهجت، ج۱، ص۲۲۲ .

۲- در محضر بهجت، ج۱، ص۲۲۲ .

۳- در محضر بهجت، ج۲، ص ۳۷۷٫

۴- در محضر بهجت،ج۲، ص۳۹۲٫

۵- نکته‎های ناب، ص ۷۸٫

 ۶- نکته‎های ناب، ص۸۲ .

۷- نکته‎های ناب، ص۸۳ .

۸- نکته‎های ناب،ص۸۱ .

۹- نکته‎های ناب، ص۸۳ .

 ۱۰- به سوی محبوب، ص۶۲ .

۱۱- به سوی محبوب، ص۶۳ .

۱۲- به سوی محبوب، ص۶۴ .

۱۳- به سوی محبوب، ص۶۸ .

۱۴- به سوی محبوب، ص۷۷ .

۱۵- به سوی محبوب، ص۷۷ .

۱۶- در محضر بهجت،ج۲، ص۸۳ .

۱۷- برگی از دفتر آفتاب، ص۱۳۳ .

۱۸- برگی از دفتر آفتاب، ص۱۳۳٫

۱۹- برگی از دفتر آفتاب، ص۱۳۹٫

۲۰- در محضر بهجت، ج۱، ص۱۲۲ .

۲۱- در محضر بهجت، ج۱، ص۲۸۳ .

۲۲- به سوی محبوب، ص۶۲ .

۲۳- فیضی از ورای سکوت، ص۷۷ .

۲۴- به سوی محبوب، ص۶۳ .

۲۵- به سوی محبوب، ص۶۴ .

۲۶- نکته‎های ناب، ص۸۲ .

۲۷- در محضر بهجت، ج۱، ص۹۲ .

۲۸- در محضر بهجت، ج۱، ص۳۵۰٫

۲۹- به سوی محبوب، ص۷۰ .

۳۰- در خلوت عارفان، ص۱۰۳ .

۳۱- نکته‎های ناب، ص۸۳ .

۳۲- نکته‎های ناب، ص۸۴ .

۳۳- نکته‎های ناب، ص۸۴ .

۳۴- نکته‎های ناب، ص۸۸ .

۳۵- فریادگر توحید، ص ۲۱۳ .

منبع :روه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی