ازدواج سالم

نوشته‌ها

آنچه قبل از ازدواج باید بدانید

چنان ارتباط عمیق و همه جانبه‌ای می‌شود که بی‌هیچ شک و شبهه‌ای، قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی‌باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن، دارای نوعی تقدس شده است.

ازدواج، مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روزافزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران، به فکر پیدا کردن راه‌حل‌هایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم ساخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن، بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.

بررسی ملاک‌های ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره قبل ازدواج، در اولویت اول، به روشن ساختن ملاک‌هایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاک‌های افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاک‌های مناسب ارائه گردد.

سن ازدواج

سن ازدواج، عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس، لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. به طوری که عدم پختگی روانی، عاطفی، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد، به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله، ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالی که فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی، چنین آمادگی را نداشته باشد.

تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج

ویژگی‌های شخصیتی، بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها، دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست، زندگی موفقی داشته باشد. از ویژگی‌های مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند، می‌توان به درون‌گرایی و برون‌گرایی اشاره کرد. افراد درون‌گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالی که برای افراد برون‌گرا، تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزاردهنده است. افراد درون‌گرا، سرگرمی‌هایی چون مطالعه و … دارند در حالی که افراد برون‌گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازی‌های دسته جمعی. چنین ویژگی‌هایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همسان بودن ویژگی‌های طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون‌گرا با فرد درون‌گرا موفقیت‌آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون‌گرا با فردی برون‌گرا در حالی که سلطه‌جویی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه‌جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه‌جو با فردی سلطه‌پذیر.

منبع: irantrack.com

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

در ازدواج باید با مطالعه و بر اساس معیار‌های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد…

همه خانواده‌ها بر این باورند که ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و بر اساس معیار‌های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد. از همین روست که مشاوره قبل از ازدواج با یک متخصص یا یک مشاور خبره که در امور خانواده، از اطلاعات امروزی برخوردار است، امر مهمی به نظر می‌رسد.

اگر در آستانه ازدواج هستید، بهتر است سری هم به دفاتر مشاوره ازدواج بزنید. این روزها کارشناسان بسیاری توصیه می‌کنند که زوج‌های جوان، قبل از آغاز زندگی مشترک، حتماً با مشاور معتمد مشورت کنند. بی‌شک زندگی مشترک، افقی روشن و جلوه‌گاهی زیبا برای تولدی دوباره است مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی‌ها و مهارت‌های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رویت و ملاحظه شود.

مشاوره قبل از ازدواج گامی در جهت زندگی بهتر

جوانان بسیاری در زمان عقد یا نامزدی یا آشنایی قبل از ازدواج؛ یک زندگی ایده آل و بدون هر گونه اختلاف و درگیری را تصور می‌کنند و با چنین دیدگاهی بر این باورند که بین شان ۱۰۰ درصد تفاهم وجود دارد، غافل از این که در نخستین مشکلی که برایشان هنگام زندگی مشترک به وجود می‌آید، آرمان‌ها و رویاهایشان به یکباره فرو می‌ریزد و سریع از زیر بار مسئولیت زندگی مشترک شانه خالی می‌کنند و تصمیم به جدایی می‌گیرند.
به همین لحاظ مراجعه به مشاور قبل از ازدواج روند مطلوبی در شناخت فرد مقابل و شناخت خود فرد به هنگام قرار گرفتن در چالش‌های دونفره را ایجاد کرده و شناختی نسبی از شرایط روحی، فکری، اجتماعی هر دو نفر به آنها داده و درصد موفقیت زندگی زیر یک سقف آنها را بیان می‌کند. در همین راستا، مشاوران به مراجعه کنندگان خود توصیه هایی می‌کنند. طبیعتاً افراد به لحاظ شرایط خانوادگی و تربیت دارای فرهنگ و مسائل اخلاقی خاص هستند. بنابراین توجه به مسائل زیر هنگام ازدواج الزامی است:
۱- در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
۲- چنانچه پدر و مادر و خانواده‌های وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنها از مشاور خانواده کمک بگیرید.
۳- در انتخاب همسر پس از بررسی معیار‌های طرف مقابل، وضع خود را با وی مقایسه کنید و در صورت هماهنگی تصمیم گیری کنید. یعنی باید دختر یا پسر هنگام ازدواج سراغ موردی بروند که حداقل اختلافات فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و… را با خود و خانواده اش داشته باشند تا زندگی شان پایدار باقی بماند. همچنین مشاوران اختلافاتی را که ممکن است بین خانواده‌های داوطلبان ازدواج به وجود بیاید به آنها گوشزد می‌کنند و در واقع اختلافات را برای آنها ترسیم می‌کنند تا با چشم باز برای زندگی مشترک تصمیم بگیرند.

صداقت داشتن دو طرف در حضور مشاور

مشاوره قبل از ازدواج، دریچه‌ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می‌شود. مشاوره قبل از ازدواج اگر بر اساس معیارها و شرایط مناسب انجام شود و فرد مشاوره‌دهنده، از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به دو طرف کمک زیادی خواهد کرد. بنابراین دو نفری که برای مشاوره مراجعه می‌کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان بگذارند و به عبارتی، تسلیم مشاور باشند و به این نکته توجه داشته باشند که مشاوران هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که توصیه به طلاق نمی کنند.
در واقع آن‌ها با استفاده از تعاریف و فرمول‌های علمی و بررسی مولفه‌های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و ریسک‌های آن را گوشزد می‌کنند. مشاوران هیچ گاه اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار طرف مقابل نمی گذارند بلکه دو طرف را متوجه تناقض‌ها می‌کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاوران حاذق حوزه خانواده کمک بگیرند.
در سالهای اخیر، مشاوره قبل از ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده که البته در همه جای دنیا مرسوم است. اهمیت این مشاوره زمانی مشخص می‌شود که به این نکته توجه داشته باشیم انسان‌ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج، به کمک مشاور نیاز داریم.
از آنجا که ازدواج، تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود، تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می‌گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می‌تواند به فرد در انتخاب احسن کمک کند.

چگونگی بررسی ملاک‌های ازدواج سالم توسط مشاور

اگر زوجین قبل از ازدواج، به مشاور مراجعه کنند، این امر، به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم‍ترین نکته‌ای است که به افراد کمک می‌کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هر گونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چرا که پایه و اساس ازدواج، بر مبنای معیار‌های عقلانی استوار است. مشاوره قبل ازدواج، در اولویت اول، به روشن ساختن ملاک‌هایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج، ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش‌گذاری و اولویت‌بندی نامناسب آنها، اغلب موجب ناکامی‌های بعدی می‌شوند. بر این اساس، در مشاوره قبل از ازدواج، تلاش می‌شود ملاک‌های افرادی که قصد ازدواج دارند، بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاک‌های مناسب ارائه گردد.

سنجش آمادگی طرفین برای ازدواج

سن ازدواج، عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد. هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.
قطعا موارد بی شماری هستند که یک مشاور با توجه به روحیات و خصوصیات افرادی که در مقابل او قرار میگیرند، گزینش می‌کند و این تست‌ها برای هر شخص با فرد دیگر متفاوت است. اما آنچه که نتیجه کار مشاور را در مورد همه مراجعان یکسان نشان می‌دهد، کمک در یک انتخاب موفق و شایسته برای تمام افرادی است که قدم در راه ازدواج گذاشته اند.

منبع: تبیان

چگونه رابطه سالم داشته باشیم و ازدواجی موفق؟

زن و شوهر، هر دو برای پرورش دادن رابطه شان متعهد هستند. جامعه شناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواج‌های سالم، ویژگی‌ها و مهارت‎‌هایی را برای کسانی که می‌توانند روابطی موفق و رضایت‌بخش داشته باشند، مشخص کردند.
هم زن و هم شوهر، برای پرورش دادن رابطه‌شان، حفظ جریان آرام امور خانه و کار کردن برای رسیدن به اهداف مشترک، متعهد هستند. این که تنها یکی از دو همسر، بار این مسئولیت‌ها را به دوش بکشد، باعث ایجاد نارضایی می‌شود. جامعه شناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواج‌های سالم، ویژگی‌ها و مهارت‎‌هایی را برای کسانی که می‌توانند روابطی موفق و رضایت بخش داشته باشند، مشخص کردند.

این افراد:
• فلسفه‌ای سالم از زندگی با ایده‌آل‌های مشخص دارند.
• دوستی، احترام، عشق بین آنها هر روز بیشتر می‌شود.
• علایق و فعالیت‌های مشترک زیادی دارند.
• از همراهی یکدیگر، لذت می‌برند.
• اعتمادپذیر هستند و می‌توانند اعتماد کنند، صادق و در عین حال موقعیت‌شناس هستند.
• به یکدیگر وابسته‌اند.

ازدواج سالم و پایدار چه ویژگی‎‌هایی دارد؟

• از موفقیت‌های همدیگر، احساس غرور کرده و همدیگر را از ته دل، تحسین می‌کنند.
• به کار یکدیگر علاقمند بوده و به آن احترام می‌گذارند.
• در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت می‌کنند.
• سعی می‌کنند کارهای خسته کننده و یکنواختی مثل کارهای خانه را با هم تقسیم کرده و آن را برای هم جذاب کنند.
• امید و آرزوهایی واقع‌بینانه مرتبط با اهدافی قابل دستیابی دارند.
• مسئولیت تصمیمات و رفتارهای خود را می‌پذیرند.
• اگر لازمه رسیدن به اهدافشان ادامه تحصیل است، صبورانه ازدواجشان را برای این منظور عقب می‌اندازند.
• مشکلات را چالش‎‌هایی می‌بینند که باید بر آن فائق آیند.
• قبل از تصمیم‌گیری نهایی برای انتخاب همسر، حداقل سه مورد دیگر را نیز بررسی و به طرق غیرمخرب برهم خوردن روابط را تجربه کرده‌اند.
• می‌توانند با وضعیت مالی موجود خود زندگی کنند.
• از ضعف‌های خود مطلع بوده و برای تغییر تلاش موثر نشان می‌دهند.
• از انتقاد به طور هوشمندانه‌ای استفاده می‌کنند اما تعادل را این طور برقرار می‌کنند که تحسین‌ها بیشتر از انتقادات باشد.
• انسان‌های «واقعی» هستند و سعی نمی‌کنند نقش بازی کنند و ادای دیگران را در بیاورند.
• می‌دانند که روابط رو به رشد به افراد کمک می‌کند به خود مطمئن تر شوند.
• در فعالیت‌های سالم فیزیکی شرکت می‌کنند؛ خوب غذا می‌خورند، ورزش می‌کنند و به اندازه کافی می‌خوابند.
• کمتر از طعنه و کنایه استفاده می‌کنند، کمتر غر می‌زنند و شکایت می‌کنند.
• از حرف زدن و گوش دادن به هم لذت می‌برند، حتی اگر در مورد موضوعاتی باشد که با هم اختلاف نظر دارند.
• عشق‌شان جنون آمیز و عجله‌ای نیست (بیش از ۶۰ درصد از طلاق‌های زودهنگام، به علت ازدواج عجله‌ای است که در آن زوج بسیار جوان بوده، آشنایی زیادی با هم نداشته و مدت زمان نامزدی کوتاه بوده است).
• همدل هستند و برای برآوردن نیازهای همدیگر تلاش می‌کنند.
• با هم فرار نکرده‌اند (۸۰ درصد زوج‎‌هایی که با هم فرار می‌کنند، طلاق می‌گیرند).
• به همان اندازه که دوست دارند در رابطه دریافت کننده باشند، دهنده هستند.
• از دوران نامزدی خود برای آشنایی کامل و رشد هرچه بیشتر عشقشان استفاده می‌کنند.
• زوج موفق سعی نمی‌کنند بیش از حد به اشتباهات گذشته بپردازند، نگاهشان به آینده است تا چنین مواردی دیگر پیش نیاید.
• به دقت مشکلات و مسائلی که برایشان پیش می‌آید را بررسی می‌کنند، معایب و مزایای همه انتخاب‌ها را در نظر می‌گیرند.
• با احترام و محبت ازدواج می‌کنند نه از روی دلسوزی.
• خانواده‌های همدیگر را با وجود اشکالاتشان، دوست دارند.
• در طول دوران نامزدی در مورد مسائل مختلف جنسی بحث می‌کنند.
• از شوخی و شوخ طبعی به صورتی درست و غیرمخرب استفاده می‌کنند.
• از میزان محبت ارائه شده در رابطه‌شان راضی هستند.
• سعی می‌کنند خصوصیات اخلاقی که برای همسرشان آزاردهنده است را تغییر داده و اصلاح کنند.
• سعی نمی‌کنند بیش از حد به اشتباهات گذشته بپردازند، نگاهشان به آینده است تا چنین مواردی دیگر پیش نیاید.
• قدرت بخشیدن دارند وی از طرف همسرشان نیز بخشوده می‌شوند.

ده شاخص برای ازدواج سالم
یک ازدواج سالم و مستحکم به بخت و اقبال یا عشق مربوط نیست، بلکه نیاز به تلاش و سازگاری دارد. برخی از عواملی که در یک ارتباط سالم نقش دارند، ثابت هستند، یعنی چیزهایی که شما نمی‌توانید آنها را تغییر دهید. اما عوامل دیگری هستند که می‌توانید با کار کردن بر روی آنها رابطه تان را بهبود بخشید. شناختن این عوامل برای هر کسی که قصد ازدواج دارد، مهم است.

این عوامل در این ۱۰ شاخص ازدواج فهرست شده اند:
۱- برقراری ارتباط درست: زوج‌های خوشبخت با یکدیگر صحبت می‌کنند و به حرف یکدیگر گوش می‌دهند. این زوج‌ها می‌دانند که عوامل بیرونی که باعث حواس پرتی می‌شوند یا روی عواطف فرد اثر می‌گذارند، مانع ارتباط درست می‌شوند و راه‎‌هایی را پیدا می‌کنند تا هنگامی که خودشان و همسرشان آماده هستند، بر این عوامل غلبه کنند.

۲- برخورد با تعارض‌ها و اختلافات به شیوه مثبت: پرهیز از بیان اختلافات و تعارض‌ها عامل شماره یک طلاق است. روابط مستحکم زن و مرد به توانایی آنها بر غلبه بر این اختلافات به شیوه‌ای مثبت بستگی دارد.

۳- داشتن انتظارات واقعی: هنگامی که دو نفر برای اولین بار دیدار می‌کنند، حداکثر تلاش شان را می‌کنند تا خطاهای شان را بپوشانند. این شیوه‌ای عادی است، اما زن و شوهر باید بدانند با گذشت زمان، خود “واقعی” شخص بروز خواهدکرد. روابط بین دو فرد در طول زمان تکامل پیدا می‌کند، اما داشتن انتظارات غیرواقعی از همسر یا از رابطه با او، باعث ایجاد استرس غیرضروری می‌شود.

۴- توجه کردن به جزییات زندگی همسر: افرادی که ازدواج‌های پایداری دارند به خوبی همسرشان را می‌شناسند. آنها از وقایع عمده زندگی گذشته همسرشان خبر دارند و از چیزهای دلخواه و چیزهای مورد تنفر او، امیدها و نگرنی‌هایشان آگاهی دارند و این اطلاعات را با تغییرات دنیای همسرشان به روز می‌کنند.

۵- تجربه کردن واکنش‌های دوجانبه مثبت بیشتر نسبت به واکنش‌های منفی: برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند در ازدواج‌های موفق تعداد واکنش‌های مثبت ۵ برابر بیش از واکنش‌های منفی است. دادن پاسخ مثبت به خواسته همسر برای توجه کردن به او، چه سوالی داشته باشد، چه دست کمک به سوی شما دراز کند، چه تنها یک نگاه به شما باشد رابطه شما را مستحکم تر می‌کند.

۶- ایجاد اعتماد: اعتماد به تدریج ساخته می‌شود، اما برقراری روابط صادقانه و عمل کردن به وعده‌ها باعث تسریع ایجاد اعتماد می‌شود. افرادی که ازدواج‌های پایداری دارند به خوبی همسرشان را می‌شناسند. آنها از وقایع عمده زندگی گذشته همسرشان خبر دارند و از چیزهای دلخواه و چیزهای مورد تنفر او، امیدها و نگرانی هایشان آگاهی دارند و این اطلاعات را با تغییرات دنیای همسرشان به روز می‌کنند.

۷- گذراندن وقت با یکدیگر: داشتن تجربه‌های مشترک راه خوبی برای تقویت رابطه با همسرتان است. زوج‎‌هایی که به انجام کارهایی می‌پردازند که هر دو از آن لذت می‌برند یا وادار می‌شوند که کارهایی را با هم انجام دهند رابطه سالم تر و قوی تری دارند.

۸- ارزش‌های مشترک: زوج‎‌هایی که در شروع زندگی طیف گسترده‌ای از ارزش‌های مشترک دارند و در مورد چیزهای مهم زندگی توافق دارند، بخت بیشتری برای ایجاد رابطه مستحکم دارند.

۹- مسئولیت‌های مشترک: هم زن و هم شوهر برای پرورش دادن رابطه شان، حفظ جریان آرام امور خانه و کار کردن برای رسیدن به اهداف مشترک متعهد هستند. این که تنها یکی از دو همسر، بار این مسئولیت‌ها را به دوش بکشد، باعث ایجاد نارضایتی می‌شود.

۱۰- سازگاری با تغییر: افراد و رابطه‌ها در طول زمان دگرگون می‌شوند. باید انتظار این تغییرات را داشته باشید، نه اینکه از آنها بترسید. انتظارات افراد از رابطه دوجانبه ممکن است تغییر کند. همسران لازم است توانایی صحبت کردن در مورد این تغییرات و یافتن راه‎‌هایی برای سازگار شدن با آنها را داشته باشند.

منبع: ماهنامه پیام یاقوت؛ برترین‌ها

عوامل زمینه‌ساز برای ازدواج سالم

لازم است به نکاتی درباره ی آمادگی‌های مربوط به ازدواج نیز توجه شود:

الف) سن ازدواج
ازدواج در سنین پایین یا بسیار بالا، می‌تواند آسیب‌زا و خطرآفرین باشد.

ب) سطح بلوغ و پختگی زوجین
به عبارت ساده‌تر باید میزان بلوغ فکری و هیجانی زوجین مدنظر قرار گیرد. در بسیاری از موارد شاهد ازدواج کودکی با فردی پخته یا کودکان با یک دیگریم!
چه بسیار زوج‌هایی که بالای ۲۵ سال هستند ولی هنوز به رشد فکری و هیجانی لازم نرسیده اند.

پ) زمان ازدواج
ممکن است افراد، در حال سپری کردن مأموریت و تحصیل باشند و زمان مناسبی را برای ازدواج انتخاب نکرده باشند. در مواردی دیده شده که اگر ازدواج زوجی دو سال زودتر یا دو الی سه سال دیرتر اتفاق می‌افتاد، شاهد اختلافات زناشویی کمتری میان زوجین بودیم. خانم یا آقایی که اضطراب گذراندن واحدها و فعالیت‌های آموزشی مربوط به تحصیلات دانشگاهی خود را دارند، شاید در انجام وظایف مربوط به زناشویی خود بازمانند.

ت) آمادگی برای رابطه ی جنسی کامل و انحصاری
مواردی مشاهده می‌شود که پسر یا دختری ازدواج می‌کنند در حالی که هنوز آمادگی لازم برای فعالیت‌ها و روابط جنسی کامل را ندارند. هنوز ذهن آنان آماده ی پذیرش چنین رابطه‌ای نیست، لذا زن و شوهر کاملاً قادر نیستند خود را در اختیار طرف مقابل بگذارند. عدم آمادگی‌هایی از این نوع می‌تواند در اوایل ازدواج مشکلاتی جدی را ایجاد کند که می‌توان از طریق آموزش‌های لازم در مشاوره‌های قبل از ازدواج این نقص را تا حدی زیاد برطرف کرد.

ث) میزان آزادی و رهایی هیجانی از والدین
عدم وابستگی‌های هیجانی و عاطفی نسبت به خانواده ی اصلی از موارد بسیار مهم در روابط زناشویی است.

ج) سطح تحصیلات زوجین و میزان آرزوهای شغلی و درجه ی رضایت آن‌ها از شغل
تحقیقات نشان می‌دهد که رضایت شغلی از عوامل بسیار مهم پیش‌بینی کننده ی رضامندی زناشویی است. مردان و زنانی که از شغل خود راضی هستند، به گونه‌ای این رضایت را در روابط زناشویی خود منعکس می‌کنند. هم چنین میزان تحصیلات زوجین، هماهنگی و توازن در این معیار بسیار مهم است. در اکثر موارد دیده شده است که زن و شوهری که از لحاظ سطح تحصیلات تفاوت بسیار زیادی دارند، همواره از رابطه ی زناشویی خود رنج می‌برند. در این گونه موارد گویا چنین به ذهن متبادر می‌شود که این زن و شوهر در دو عالم متفاوت از یکدیگر زندگی می‌کنند به طوری که در جه ی تفاهم به حداقل ممکن برسد.
به عبارت ساده‌تر، موارد پیشگیرانه در ارتباط زناشویی وجود دارد که هم دختر و هم پسر باید به آن توجه جدی مبذول دارند و این سخن بسیار مهم را فراموش نکنیم که پیشگیری مقدم بر درمان است. تنها قدری توجه و دقت در مشاوره‌های قبل از ازدواج می‌تواند افراد را از افتادن به دام آفت‌ها و آسیب‌های مذکور مصون نگاه دارد. ما همواره در مشاوره‌های قبل از ازدواج این نکته را به دختر و پسر یادآور می‌شویم که ازدواج پا نهادن در جاده‌ای است که دست اندازهای متعددی دارد. هرچه زوجین پیشاپیش از این چاله‌ها آگاه باشند، بهتر می‌توانند مرکب ازدواج خود را با کم ترین آسیب و بیش ترین شادکامی و لذت برانند. اما به یاد داشته باشیم در رابطه با این خودرو آسیب‌ها همیشه به چاله‌های جاده ی زندگی مربوط نمی‌شود؛ بسیاری موانع و مشکلات پس از شروع روابط زناشویی و ناشی از سرنشینان خودرو یعنی زن و شوهر و فرزندان است، که ما در این جا آن را تحت عنوان آسیب‌ها در روابط با همسر بیان می‌کنیم، سپس راه کارهای لازم جهت مقابله آن ها، روش کاهش و اصلاح آن‌ها را در چارچوب مدیریت روابط زناشویی ارائه می‌دهیم.

منبع مقاله: یونسی، سید جلال؛ (۱۳۸۸)، مدیریت روابط زناشویی (آسیب‌ها و راه حل‌ها در روابط زناشویی)، تهران: نشر قطره، چاپ دوم

آسیب‌شناسی خانواده (قسمت دوم)

علل ناپایداری ازدواج

در قسمت قبل مقدمه ای در باب آسیب‌شناسی خانواده ارائه شد. اینک در ادامه می‌خوانیم…

از جمله عواملی که سلامت خانواده را تهدید می‌کنند عبارت اند از:

۱) عدم شناخت و آگاهی به اصول زندگی مشترک

« توانایی» در« دانایی» است. برای ازدواج و زندگی مشترک موفق، کسب دانایی‌هایی لازم است و مانند هر امر دیگری باید مهارت‌های مربوط به آن را کسب کرد و در فرآیند زندگی مشترک به کاربرد. در برخی از خانواده‌ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به یکدیگر، عدم آگاهی نسبت به اهداف و انگیزه‌های ازدواج، بی انصافی‌ها، پیش داوری‌ها، فریبکاری‌ها، عدم احساس مسئولیت و بی توجهی به اصول اخلاقی، بنیاد خانواده متزلزل می‌شود.مهمترین عاملی که موجب آسیب پذیری خانواده می‌شود، عدم شناخت و انحراف از هدف‌های ازدواج است. زن و شوهری که هدف‌های ازدواج و تشکیل خانواده را نشناخته اند و یا فراموش کرده اند، در کدام مسیر حرکت می‌کنند؟ کدام روش و وسیله را برای نیل به کدام هدف انتخاب می‌کنند؟ هنگامی که راجع به خانواده صحبت می‌شود، معمولا زن‌ها و شوهرها به گونه ای برخورد می‌کنند که گویا همه چیز را درباره خانواده می‌دانند. هرکس به خود اجازه می‌دهد راجع به خانواده اظهار نظر کند و چون هرکس در خانواده رشد کرده، تصور می‌کند دانش و آگاهی لازم را دارد. در حالی که این طور نیست و برای انجام هر کاری و ایفای هر نقشی به آموزش، کارآموزی و مهارت آموزی نیاز است. برای ایفای نقش یک همسر موفق و توانا باید مهارت‌ها و آگاهی‌های لازم را کسب کرد. از این رو توصیه می‌شود با شرکت در جلسه‌های آموزشی و مطالعه کتاب‌های مربوط به تعلیم و تربیت، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی خانواده، آیین همسرداری و نظایر آن، به دانش و مهارت خود بیفزایید و از این طریق تعادل و سلامت خانواده را حفظ کنید.

۲) سست شدن باورهای مذهبی

شاید مهمترین عاملی که بنیاد خانواده را تهدید می‌کند، سست شدن باورهای مذهبی و اصول اخلاقی و فقدان معنویت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش کنند و در حضور و غیاب یکدیگر به گونه ای برخورد کنند که خدا غایب است، با دست خود کانون خانواده را به سوی تزلزل و نابودی سوق داده اند.

یکی از رسم‌های پسندیده هنگام عقد ازدواج، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر می‌رسد این رسم به معنی آن است که زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و آنچه را که قرآن گفته عمل می‌کنند و قرآن را در زندگی و پیوند مشترک خود حاکم و داور قرار می‌دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال، رفتار و گفتارشان می‌دانند. حال چنانچه این وضعیت تغییر کند و این اعتقادات و باورها سست شود و از بین برود، سلامت و تعادل خانواده به خطر می‌افتد. زمانی که ارزش ها، نگرش‌ها و باورهای حاکم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبی، مصلحت گرایی، ماده گرایی و سودطلبی استوار باشد، بی شک روابط انسانی از معنویت تهی می‌شوند. این نوع روابط بسیار سست و شکننده خواهند بود و به محض بروز موقعیتی خاص مانند بی پولی، تنگدستی، بیماری، کهولت و افزایش سن و نظایر آن از درون متلاشی می‌گردد و با هر بهانه ای از هم می‌گسلد.

۳) عدم صداقت و فریبکاری

جوهر روابط سالم میان زن و شوهر صداقت است. صداقت اعتماد را بنیاد می‌نهد. زن یا شوهری که با همسر خود صادق نیست و با دادن وعده و وعیدها می‌خواهد زندگی کند، با رفتار خود کانون گرم و صمیمی خانواده را دچار تزلزل می‌کند. زن و شوهری که از واقعیت‌ها دور هستند و در عالم اوهام و تخیلات زندگی می‌کنند، آیا می‌توان گفت که زندگی زناشویی موفقی خواهند داشت ؟ گاهی اوقات پنهان کردن حقایق (مخفی کاری) و فریب دادن (فریب کاری) موجب می‌شود ارکان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسیب ببیند.

برای مثال شوهر یا زن، آمد و شد، معاشرت ها، درآمد و هزینه خود و نظایر آن را از یکدیگر پنهان می‌کنند. غافل از آن که روزی این حقایق آشکار و منجر به تیرگی روابط بین آنان خواهد شد. این گونه رفتارها به صورت عوامل نهفته در زندگی مشترک باقی می‌مانند و چنانچه زوجین بدان توجه نکنند، زمینه‌های از هم گسیخته شدن بنیاد خانواده را فراهم می‌کنند.

۴) عدم توجه به نیازهای همسر

زوج‌های موفق کسانی هستند که در صدد ارضای نیازهای همسر خود می‌باشند. بنابراین هر زن یا شوهرش وظیفه دارد نیازهای جسمی و روحی همسرش را بشناسد و در مقام ارضای آنها برآید.ارضای نیازها به طریق درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ایجاد امنیت روانی زوجین منجر می‌شود و در نتیجه سلامت خانواده تأمین می‌گردد. برای مثال هر انسانی نیاز به «امنیت»، «محبت»، «توجه و احترام» دارد. لذا هرگاه این گونه نیازها از طرف همسر تأمین نشود، فرد احساس ناامنی روانی می‌کند و بهداشت روانی خانواده مختل می‌شود.

بدیهی است توجه به نیازهای همسر، فقط به نیازهای زناشویی ختم نمی‌شود. احترام و پذیرش، نگاه مهربان به یکدیگر، در کنار هم حضور داشتن، در فعالیت‌های مشترک شرکت کردن، و نظایر آن نشانه توجه به نیازهای همسر است.

۵) ابهام و افراط در انتظارها

به طور معمول مشخص کردن انتظارها در روابط، باعث معین شدن وظایف و حدود روابط افراد می‌شود. در خانواده‌هایی که انتظارهای متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسیب پذیراست و زوجین دقیقاً نمی‌دانند نسبت به یکدیگرچه و ظایفی به عهده دارند. برای مثال وقتی وارد خانه می‌شوید، انتظار دارید با شما چگونه برخورد شود؟ آیا تا به حال به همسرتان گفته اید که چه انتظارهایی از او دارید ؟ آیا از همسرتان انتظار دارید به شما احترام بگذارد؟ در صورتی که پاسخ شما مثبت است، آیا شما هم وظیفه خودتان می‌دانید که به همسرتان احترام بگذارید؟ به همین ترتیب آیا انتظار دارید همسرتان شما را دوست داشته باشد؟ در صورتی که پاسخ شما مثبت است،آیا شما هم همسرتان را به قدر خودتان دوست دارید؟

در هر صورت تفاوت و تعارض در انتظارات موجب می‌شود فضایی نامساعد و کینه توزانه به وجود آید. گاهی اوقات داشتن توقعات بیش از حد از همسر، مثل این که انتظار داشته باشیم او همچون فرشته باشد، یا معلومات بسیاری داشته باشد، یا در نظم و ترتیب سرآمد دیگران به حساب آید، سلامت خانواده را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

ادامه دارد…

در قسمت بعد ادامه ی علل ناپداری ازدواج از نظرتان خواهد گذشت.

منبع: تبیان