ارتباط سالم

نوشته‌ها

کار و اشتغال در سیره پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ‏وسلم

اشاره:

«اشتغال» امروزه در جامعه ما، یکى از مسائل اساسى و موضوعات مورد بحث مى‏باشد، و هرکس نسبت به فراخور حالش و براساس رشته تخصصى و اندیشه‏هاى خود، در مورد چگونگى اشتغال جوانان و آداب و شیوه‏هاى کار، علل و انگیزه‏هاى بیکارى، انواع مشاغل، اولویت انتخاب شغل‏ها و… سخن گفته و بحث مى‏کند. اشتغال به کارهاى مفید و مورد نیاز جامعه، داراى اثرات و نتائج قابل توجه براى همه افراد جامعه اسلامى است که از جمله آن‏ها مى‏توان به فوائد زیر اشاره نمود:

۱. زمینه رستگارى

اساساً کار و اشتغال در بینش توحیدى اسلام، یک ارزش محسوب مى‏شود و تلاش بیشتر در کارهاى دنیوى و اخروى، زمینه سعادت و رستگارى افراد را در دنیا و آخرت فراهم مى‏نماید و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مى‏برد. رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏فرماید: «اَلْکادُّ عَلى عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فى سبیل اللّه۱؛ کسى که براى تأمین معاش خانواده‏اش تلاش مى‏کند، همانند مجاهد در راه خداست.»

۲. تأمین مخارج زندگى

یک مسلمان با پیش گرفتن کسب حلال، مخارج زندگى خود را تأمین نموده و تا حدودى از فقرِ اقتصادى، اخلاقى و فرهنگى خود و جامعه مى‏کاهد.

۳. وسیله ارتباط سالم

اشتغال به کار، افراد را در زندگى تحت یک برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعى و معاشرت با دیگران یارى مى‏نماید.

۴. آرامش روح و وجدان

تمام کسانى که به کارهاى مفید اقتصادى اشتغال دارند و بر اساس احساس وظیفه به شغل مناسب و آبرومندانه خود مى‏پردازند؛ علاوه بر این که آرامش روح و روان و وجدان خود را فراهم مى‏کنند، به نوعى تفریح نیز مى‏پردازند؛ هم چنان که افراد سُست عنصر و بیکار معمولاً به اضطراب و افسردگى و عذاب وجدان دچار هستند.

۵. بیدار نمودن روحیه خلاّقیت

اشتغال به کسب‏هاى مورد علاقه، روحیه ابتکار و خلاقیت را در افراد زنده کرده و استعدادهاى درونى آنان را شکوفا نموده و انسان را متوجه نیروهاى نهفته در اندرون خود مى‏سازد. و به این ترتیب، مفید و مؤثر بودن خود را باور نموده و اعتماد به نفس در او تقویت مى‏شود. چنین فردى با روحیه سرشار از عشق به کار، از زندگى خود لذّت برده و براى رسیدن به اهداف عالى تلاش مى‏کند.

۶. تثبیت موقعیت اجتماعى

اشتغال به کار مفید و مورد نیاز جامعه، راه رسیدن به موقعیت اجتماعى یک فرد مسلمان مى‏باشد و شغل او هر قدر از نیازهاى جامعه بکاهد و موجب تقویت و استقلال و آزادى و عزّت مسلمانان گردد، همان مقدار موقعیت اجتماعى صاحب شغل در میان افراد جامعه اسلامى، بیشتر و بالاتر خواهد بود.

خداوند مى‏فرماید: «وَ اَنْ لَیْسَ لِلانْسانِ اِلاّ ما سَعى»(۲)؛ و این که براى انسان بهره‏اى جز سعى و تلاش او نیست.

۷. جلوگیرى از مفاسد

بیکارى افراد، موجب ضررهاى جبران‏ناپذیر و داراى مفاسد بى‏شمار براى اجتماع مسلمانان است؛ به این معنا که یک فرد با انتخاب یکى از مشاغل مورد نیاز جامعه و اشتغال به آن، بارى از دوش مردم و مسئولین برمى‏دارد و در مقابل، فرد بیکار نه تنها مشکلى را در جامعه حل نمى‏کند بلکه خود، مشکل آفرین و سربار جامعه اسلامى نیز مى‏شود و علاوه بر این که نیرویى هدر رفته، نیروهاى دیگرى را به خود مشغول خواهد کرد.

با توجه به نکات فوق در این نوشتار، اشتغال و موضوعات مربوط به آن در سیره و سخن حضرت رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، مورد بحث قرار گرفته است.

اهمیّت کار

در سیره پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فعالیت‏هاى اقتصادى افراد، ارزش بالایى دارد. آن حضرت کارگران و تولیدکنندگان در عرصه اقتصادى را چنان تشویق مى‏کند که در طول تاریخ جوامع بشرى، هیچ فرقه و مذهبى چنین جایگاهى براى اساسى‏ترین رکن جامعه، یعنى تأمین کنندگان حیاتى‏ترین کالاى اقتصادى، قائل نشده‏اند.

انس‏بن مالک مى‏گوید: هنگامى که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ازجنگ تبوک برمى‏گشت، سعد انصارى ـ یکى از کارگران مدینه ـ به استقبال آن حضرت آمد. هنگامى که رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با او دست داد، لمس دست‏هاى زِبْر و خشنِ مرد انصارى، حضرت خاتم الانبیاء صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را تحت تأثیر قرار داد. براى همین، از او پرسید: چرا دست‏هاى تو این چنین کوفته و خشن مى‏باشد؟ آیا ناراحتى خاصّى به دستان تو رسیده است؟

عرضه داشت: یا رسول اللّه! این خشونت و زبرى دستان من، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله‏ى آن‏ها زحمت مى‏کشم و مخارج خود و خانواده‏ام را تأمین مى‏نمایم.

«فَقَبَّلَ یَدَهُ رسولُ اللّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و قالَ: هذِهِ یَدٌ لا تَمَسُّها النّار؛ پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم دست او را بوسیده و فرمود: این دستى است که آتش (جهنم) آن را لمس نخواهد کرد.»۳

نکوهش افراد سست عنصر

رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم گاهى با جوانان سالم و نیرومندى مواجه مى‏شد. بازوهاى ستبر و اندام مناسب آنان، موجب شگفتى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏گشت. آن حضرت با آنان احوال پرسى نموده و از وضعیت زندگى و شغلشان سؤال مى‏نمود، اگر در جواب گفته مى‏شد که: وى فردى بیکار است و هیچ گونه شغلى ندارد؛ آن بزرگوار ناراحت مى‏شد و مى‏فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَیْنى؛ از چشمم افتاد.» (فرد بیکار در نظر من ارزشى ندارد.) اطرافیان مى‏پرسیدند: یا رسول اللّه! چرا این افراد را دوست نمى‏دارید؟ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏فرمود: براى این که اگر مؤمن شغلى نداشته باشد که با آن امرار معاش کند، براى امرار معاش، از دین خود خرج خواهد نمود.۴

آن حضرت در گفتارى حکیمانه، افراد تنبل و بى‏حال را که تن به کار نمى‏دهند و مى‏کوشند که از دست رنج دیگران بهره‏مند شوند، مورد نکوهش و سرزنش شدید قرار داده، مى‏فرماید: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقى کَلَّهُ عَلَى النّاسِ، مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسى که بار زندگى خود را به گردن مردم بیندازد. ملعون است، ملعون است کسى که اعضاى خانواده‏اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه کند.»۵

البته سیره و سخن پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در مورد افراد بیکار ـ که با بهانه‏هاى واهى فرصت‏هاى شغلى را از دست مى‏دهند ـ حاوى نکته مهمى است و آن، این که بیکارى ریشه بسیارى از مشکلات و گرفتارى‏ها در زندگى یک جوان فعال و پر انرژى است. زیرا اگر یک فرد مسلمان مخارج زندگى خود را با فعالیت‏هاى اقتصادى سالم و اشتغال به یک کسب پاکیزه و حلال، تأمین نکند به ناچار براى تأمین زندگى‏اش ارزش‏هاى دینى را زیر پا گذاشته و به راه‏هاى فریبنده که به ظاهر سود سرسام آورى هم دارند، کشیده خواهد شد. و این، مصداقى از همان امرار معاش از راه دین و ایمان است که در کلام پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بود.

گذشته از این، بیکارى یک فرد نه تنها موجب از میان رفتن استعدادهاى درونى وى مى‏شود و او را به فردى تن پرور و بى‏خاصیت مبدل مى‏سازد، بلکه به عنوان یک معضل و بیمارى اجتماعى، یک جوان مسلمان و پاک و سالم را، دچار انواع مفاسد اخلاقى و اجتماعى و بیمارى‏هاى روحى خواهد ساخت.

در حقیقت یک عضو فعال و پر انرژى که از سرمایه‏ها و ذخایر خدادادى جامعه اسلامى است و باید به عنوان سرباز جامعه عمل کند، سربار جامعه خواهد شد؛ به همین دلیل پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بیکارى را براى یک جوان خطرناک مى‏داند.

نقش انگیزه ‏هاى مقدّس در اشتغال

از منظر حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تمام فعالیت‏هاى یک مسلمان مى‏تواند نوعى ارتباط با آفریدگار جهان محسوب شده و علاوه بر ارزش اقتصادى و دنیوى، از پاداش‏هاى معنوى نیز درجهان آخرت برخوردار مى‏باشد.

آرى کار براى خدا، نقش مهمى در شکل دادن به رفتار اقتصادى انسان دارد. به علاوه این انگیزه مى‏تواند قواى جسمى و روحى وى را در فعالیت‏هاى اقتصادى چند برابر نماید؛ به خاطر هدف والاى وى، کار او نیز مقدّس خواهد شد. رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بر این باور بود که: «اَلْعِبادَهُ سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُها طَلَبُ الْحَلالِ۶؛

عبادت خداوند هفتاد جزء است و بهترین آن‏ها طلب روزى حلال است.»

آن حضرت اشتغال به کارهاى حلال را مانند سایر عبادات، بر زن و مرد مسلمان ضرورى دانسته و مى‏فرماید: «طَلَبُ الْحَلالِ فَریضَهٌ عَلى کُلِّ مُسْلِمٍ و مُسْلِمَهٍ۷؛ به سراغ درآمد حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.»

بنابراین، انگیزه‏هاى مقدّس مى‏تواند همه کارها و فعالیت‏هاى اقتصادى یک مسلمان را ـ اعم از کارهاى تجارى، کشاورزى، صنعتى و خدماتى ـ فرا گرفته و آن‏ها را در شمار عبادات قرار دهد.

در روایتى آمده است که: روزى رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با جمعى از اصحاب در محلى حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانى نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار اشتغال داشت. یاران پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم گفتند: یا رسول اللّه! اگر این جوان نیرومند، نیرو و انرژى خود را در راه خدا مصرف مى‏کرد، چقدر شایسته مدح و تمجید بود! حضرت فرمود: این سخن را نگویید! اگر این جوان براى تأمین معاش مى‏کوشد و انگیزه او بى‏نیازى از دیگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذیرایى از پدر و مادر ناتوان خود باشد، باز هم در راه خدا کار مى‏کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدّسى دارد.۸

در سیره پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هدف از رفتارهاى اقتصادى جلب رضایت خداوند است. و رضایت پروردگار، انگیزه مقدّس و هدف والایى است که یک انسان مسلمان را در سخت‏ترین شرایط به فعالیت‏هاى اقتصادى وادار مى‏کند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضاى الهى خرج مى‏کند.

اما از نظر متفکّران مادّى و اقتصاددانان غربى، هدف نهایى از کار، دست یابى به لذت‏هاى فردى است. و در آن صورت، انگیزه کار، دست یابى به حداکثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقى و انسانى تحت الشعاع سود جویى‏هاى مادى قرار گرفته و به تدریج انسان از ماهیت خود خارج شده و در عرصه‏هاى زندگى فقط به سودهاى سرشار مادى مى‏اندیشد؛ گرچه در این راه، حقوق دیگران تضییع شده واخلاق و انسانیت از میان برود.

روش‏هاى ترویج اشتغال

حضرت رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم براى ایجاد انگیزه تولید و کسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‏ هاى مختلفى بهره مى‏گرفت که به برخى از آنان اشاره مى‏شود:

الف) زمینه سازى براى رشد استعدادها

آن حضرت با استفاده از فرصت‏هاى مناسب براى شکوفایى نیروهاى درونى و استعدادهاى نهفته افراد، زمینه سازى مى‏نمود و از این طریق، در آنان انگیزه تولید و کسب درآمد را تقویت مى‏کرد. روایت زیر، نشانگر این روش رسول گرامى مى‏باشد:

مردى از اصحاب در تنگناى زندگى قرار گرفت. وى که داراى شغل مناسبى نبود و بسیارى اوقات از بیکارى رنج مى‏برد، خانه نشین شد. روزى همسرش به وى گفت: اى کاش به محضر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏رفتى و از او درخواست کمک مى‏نمودى! مرد با پیشنهاد همسرش به حضور رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رفت. هنگامى که چشم حضرت به او افتاد، فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنى اَغْناهُ اللّهُ؛ هرکس از ما کمک بخواهد، ما به او یارى مى‏کنیم ولى اگر بى‏نیازى بورزد و دست حاجت پیش مخلوقى دراز نکند، خداوند او را بى‏نیاز مى‏کند.»

او پیش خود فکر کرد که مقصود پیامبر، من هستم و بدون این که سخنى بگوید، به خانه برگشت و ماجرا را براى همسرش بازگو کرد. زن گفت: رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگى نکبت بار و پر مشقّت خود آگاه کن.

مرد ناچار براى بار دوم به حضور پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رفت اما قبل از این که حرفى بزند، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم همان سخن قبلى را تکرار کرده و فرمود: «مَنْ سَأَلْنا اَعْطَیناهُ وَ مَنْ اسْتَغْنى اَغْناهُ اللّهُ.» بازهم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولى چون خود را همچنان در چنگال فقر و بیکارى، ضعیف و ناتوان مى‏دید، براى سومین بار با همان نیّت به مجلس رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رفت. باز هم لب‏هاى رسول اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به حرکت در آمد و با همان آهنگ ـ که به دل، قوّت و به روح، اطمینان مى‏بخشیدـ همان جمله را تکرار کرد. این بار اطمینان بیشترى در قلب خود احساس نمود؛ حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است. وقتى که خارج شد، با قدم‏هاى مطمئن‏ترى راه مى‏رفت. با خود فکر مى‏کرد که دیگر به دنبال کمک خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تکیه مى‏کنم و از نیرو و استعدادى که در وجودم به ودیعت نهاده شده است، بهره مى‏گیرم و از او مى‏خواهم که مرا در کارهایم موفق گردانیده و از دیگران بى‏نیاز سازد. با این نیّت، تیشه‏اى عاریه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقدارى هیزم جمع کرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خویش را چشید. روزهاى دیگر به این کار ادامه داد تا به تدریج توانست از حاصل درآمد خویش، ابزار کار را فراهم نماید. بازهم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و شتر و غلامانى شد. وى در اثر تلاش و کوشش شبانه‏روزى، یکى از افراد ثروتمند گردید. روزى به محضر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آمده و وضعیت خود را به آن حضرت گزارش داد که چگونه در آن روزِ فلاکت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم وى را به تحرک و کار واداشت. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: من که به تو گفتم؛ هرکس از ما کمکى بخواهد، ما به او کمک مى‏کنیم ولى اگر بى‏نیازى بورزد، خدایش او را کمک خواهد نمود.۹

ب) روش‏هاى رفتارى

گرچه رهنمودهاى گفتارى، در تربیت افراد تأثیر دارد اما اقدامات عملى، به مراتب بیشتر از شیوه‏هاى گفتارى مؤثر است. براى همین پیامبراکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نه تنها با راهنمایى‏ها و زمینه سازى‏هاى خود موجب هدایت افراد به سوى میدان‏هاى کارى شد بلکه خود عملاً وارد صحنه شده و همدوش با دیگران کار مى‏کرد.

رفتار رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را مى‏توان تبلور اصول و ارزش‏هاى اسلامى قلمداد نمود. آن حضرت همچنان که در صحنه‏ى سیاست، حکومت، اخلاق، معارف، علوم و حکمت، خطابه و سایر صفات والاى انسانى اسوه تمام عیار مسلمانان به شمار مى‏آید، رفتار اقتصادى آن حضرت نیز مى‏تواند شیوه‏اى موفق و کارآمد براى چگونه زیستن باشد.

نمونه هایى از سیره عملى حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم :

خانه سازى

امام صادق علیه‏السلام به فردى که در اثر جهل و غرور، تن به کار نمى‏داد و خود را نیازمند دیگران نموده بود، فرمود: برو کار کن! و در بالاى سرت بار حمل کن. (و هرچه مى‏توانى تلاش کن.) و از مردم بى‏نیاز باش.

سپس به وى فرمود: همانا رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم سنگ‏ها را به دوش خود حمل مى‏کرد و دیوار خانه‏اش را مى‏ساخت.۱۰

باغدارى

على علیه‏السلام روزى به سلمان فرمود: اى [ابا [عبداللّه! باغى را که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با دستان خویش آن را ساخته و درخت‏هایش را کاشته است، براى فروش به‏مشتریان عرضه کن. سلمان باغ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.۱۱

دامدارى

روزى حضرت رسول اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: ما بَعَثَ اللّهُ نَبیّاً اِلاّ راعى غَنَمٍ؛ تمام پیامبران الهى پیش از آن که به مقام نبوت برسند، مدتى چوپانى کرده‏اند. قالُوا: وَ اَنتَ یا رَسُولَ اللّه؟؛ از پیامبر سؤال شد: آیا شما نیز چوپانى کرده‏اید؟ قال: وَ اَنَا رَعَیْتُها لاَِهْلِ مَکّه بِالْقَرارِیط؛ فرمود: بله، من مدتى گوسفندان اهل مکه را در سرزمین «قراریط» به چراگاه برده‏ام.»۱۲

بازرگانى

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم قبل از ازدواج، با خدیجه یک قرارداد تجارتى بسته بود. طبق آن قرار دادِ مضاربه‏اى، پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم متعهد شده بود که با سرمایه خدیجه به یک سفر تجارتى برود و در مقابل، آن حضرت در منافع کالاهاى بازرگانى خدیجه شریک باشد. بعد از توافق طرفین، خدیجه شترى راهوار و مقدارى کالاهاى ارزشمند در اختیار حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نهاد و به دو غلام خود سفارش کرد که در این سفر تجارتى به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمایند. این سفر تجارتى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به شام، تا حدودى وضعیت اقتصادى و مالى آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پایان سفر، کاردانى و شایستگى این جوان قرشى مورد تقدیر و ستایش خدیجه ـ ثروتمندترین و سرشناس‏ترین زن مکه ـ قرار گرفت و بدین منظور، مبلغى را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبىّ اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فقط مبلغ معیّن در قرارداد را دریافت کرده و از اخذ وجوه اضافى خوددارى نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب علیه‏السلام برد و همه را در اختیار عموى گرامى‏اش گذاشت تا این که مقدارى وضع زندگى حضرت ابوطالب علیه‏السلام سر و سامان یابد.۱۳

امام صادق علیه‏السلام در مورد کارهاى تجارتى پیامبر علیه‏السلام سخنان ارزنده‏اى دارد. اسباط بن سالم مى‏ گوید:

روزى به حضور امام صادق علیه‏السلام شرفیاب شدم، آن حضرت پرسید: عمربن مسلم چه مى‏کند؟ گفتم: حالش خوب است اما دیگر تجارت، نمى‏کند. امام صادق علیه‏السلام فرمود: ترک تجارت، کار شیطانى است. ـ این جمله را سه بار تکرار کردـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با کاروانى که از شام مى‏آمد معامله مى‏کرد و با بخشى از درآمد آن معامله قرض‏هاى خود را ادا نموده و بخشى دیگر را در میان نیازمندان فامیل تقسیم مى‏نمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و باتقوا مى‏فرماید: «رِجاٌ لٌ لا تُلْهیهم تِجارَهٌ وَ لا بَیعٌ عَنْ ذِکْرِاللّه»؛۱۴ مردانى که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد خدا غافل نمى‏کند.»(۱۵)

همکارى در فعالیت‏ هاى اجتماعى

۱. ساختن مسجد

هنگامى که مسجد قبا ـ اولین مسجد در تاریخ اسلام ـ ساخته مى‏شد، حضرت خاتم الانبیاء صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم همدوش سایر مسلمانان کار مى‏ کرد. آن حضرت سنگ‏هاى کوچک و بزرگ را برمى‏داشت و آن‏ها را بغل مى‏نمود و حمل مى‏کرد. به طورى که سفیدى گرد و خاک سنگ‏ها کاملاً در بدن آن حضرت نمایان بوده و حکایت از سخت کوشى آن حضرت داشت. گاهى مردى از اصحاب به نزدش مى‏آمد و التماس مى‏کرد که: یا رسول اللّه! پدر و مادرم فداى تو باد! اجازه بده سنگ و خاک را من ببرم و به جاى شما کار کنم. رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم مى‏فرمود: نه، تو هم سنگ دیگرى بردار. بالاخره آن حضرت در اثر کوشش‏هاى شبانه روزى، ساختمان مسجد قبا را به پایان برد.۱۶

همچنین در تأسیس ساختمان مسجد النبى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم آن حضرت علاوه بر راهنمایى مسلمانان در طرح ریزى بناى مسجد، خود نیز در کنار آنان کار مى‏کرد و آن چنان از جان و دل کارهاى ساختمانى را انجام مى‏داد که مسلمانان تحت تأثیر قرار مى‏گرفتند. اسید بن حضیر یکى از آنان بود که جلو آمده و گفت: یا رسول اللّه! اجازه بفرمایید تا من به جاى شما سنگ‏هاى سنگین را حمل کنم. فرمود: نه، تو یکى دیگر ببر.

یکى از مسلمانان نیز این شعر را قرائت مى‏کرد:

لَئِنْ قَعَدْنا والنَّبىُّ یَعْمَلُ   فَذاکَ مِنّا الْعَمَلُ الْمُضَلَّلُ۱۷

اگر ما بنشینیم در حالى که پیامبر کار مى‏کند، رفتار بسیار زشت و ناپسند انجام داده‏ایم!

۲ . راهسازى

امام صادق علیه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر علیه‏السلام فرمود: پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم یکى از راه‏هاى عمومى را ـ که آب خراب کرده بودـ با چیدن سنگ تعمیر نمود. به خدا سوگند! انسان‏ها و چهار پایان تا این لحظه از آن استفاده مى‏کنند.۱۸

۳ . انجام کارهاى منزل

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله علاوه بر اداره حکومت اسلامى و حلّ و فصل مشکلات مسلمانان، به کارهاى منزل نیز رسیدگى مى‏کرد.

امام صادق علیه‏السلام فرمود: «کانَ رَسُولُ اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم یَحْلِبُ عَنْزَ اَهْلِهِ۱۹؛ رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پیوسته بز خانواده‏اش مى‏دوشید.»

ج) ره توشه‏ هاى پیشه وران

حضرت خاتم الانبیاء صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با این که مسلمانان را به اشتغال در کارهاى تولیدى، خدماتى، کشاورزى و سایر مشاغل توصیه مى‏کرد ولى به لحاظ موقعیّت جغرافیایى و با توجه به آب و هواى مناطق مختلف، به برخى از شغل‏ها اهمیّت خاصّى قائل بود. در این‏جا به نقل چند مورد از گفتارهاى آن حضرت مى‏پردازیم:

۱. «تِسْعَهُ اَعْشار الرّزقِ فى‏التّجارَهِ وَالْجزْءُ الْباقى فى السّابیاء ـ یعنى الغنم ـ ؛۲۰ ۱۰۹ در آمد در داد و ستد و باقى مانده آن در دامپرورى (و کارهاى تولیدى) است.»

۲. « مَنْ غَرَسَ شَجَرَهً فَاَیْنَعَتْ، غَرَسَ اللّهُ بِها شَجَراً فِى الْجَنَّهِ؛۲۱ هر مسلمانى که نهال درختى بنشاند و آن درخت (بر اثر کوشش‏هاى باغبان) به ثمر بنشیند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختى در بهشت قرار مى‏دهد.»

۳. در سیره اقتصادى پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم باغدارى، زراعت و کشاورزى آن چنان از اهمیت برخوردار است که آن حضرت در مورد تضییع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامى هشدار داده و ضمن دستورالعملى، دهقانان را به زمامداران اسلامى کاملاً سفارش نموده و به على علیه‏السلام فرمود:

یا على! مبادا در حکومتِ تو به دهقانان و کشاورزان ستم شود.۲۲

پى ‏نوشت:

۱. نجم / ۳۹.

۲. فقه الرضا، ص ۲۰۸.

۳. اسدالغابه، ابن اثیر،ج ۲، ص ۱۶۹؛ الاصابه، ابن حجر، ج ۳، ص ۷۲ و النهایه، ج ۴، ص ۲۰۲.

۴. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۰ و مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۱۱.

۵. تحف العقول، ص ۳۷ و الکافى، ج ۴، ص ۱۲، (باب کفایه العیال و التوسع علیهم).

۶. بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۰۹.

۷. همان.

۸. المحجّه البیضاء، ج ۳، ص ۱۴۰.

۹. اصول کافى، باب القناعه، حدیث ۷ و داستان راستان، ص ۲۸ و ۲۹.

۱۰. وسایل الشیعه، ج ۱۷، ص ۳۸.

۱۱. حلیه‏الابرار، ج ۱، ص ۳۳۱.

۱۲. میزان الاعتدال، ج ۳، ص ۲۹۳.

۱۳. بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۲ به بعد.

۱۴. نور / ۳۷.

۱۵. وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۱۴ و ۱۵.

۱۶. معجم الکبیر، طبرانى، ج ۲۴، ص ۳۱۸.

۱۷. مناقب آل ابى‏طالب، ج ۱، ص ۱۶۱ و فتح البارى، ج ۷، ص ۱۹۳.

۱۸. حلیه‏الابرار، ج ۱، ص ۳۲۹.

۱۹. الکافى، ۵، ص ۸۶.

۲۰. وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۱۱.

۲۱. کنزالعمال، ج ۳، ص ۸۹۶، حدیث ۹۰۷۹.

۲۲. تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۱۵۴.

منبع :فرهنگ کوثر،شماره۵۰

 عبدالکریم پاک نیا

 

سخنانی راه‌گشا درباره تربیت فرزند

بهترین زمان برای شروع تربیت فرزند

مسئله وراثت

«از حکیمی پرسیدند: از چه زمانی باید تربیت فرزند را آغاز کرد؟ حکیم در پاسخ گفت: بیست سال پیش از تولد فرزند. و اگر به نتیجه لازم نرسیدید، معلوم می شود که باید زودتر از آن شروع می کردید.» بنا بر این سخن حکیمانه، در تربیت فرزند، نباید از نقش «وراثت» غافل ماند؛ زیرا بخشی از هنجارها یا ناهنجاری‌های اخلاقی، از راه وراثت به فرزند منتقل می شود. آن گاه که دو انسان ـ به عنوان پدر و مادر آینده ـ از سال‌ها پیش از ازدواج، قلب و جان خویش را از ناپاکی‌ها و صفات ناپسند می پیرایند و روح خود را به اخلاق نیکو می آرایند، در حقیقت بخشی از سلامت روح و روان و تربیت کودک آینده را از هم اکنون تأمین می‌کنند.

«در آموزش‌های دینی ما نیز شواهدی وجود دارد که انتقال زمینه‌های روحی و اخلاقی را از والدین به فرزندان تأیید می کند. بنابراین، کودکی که امروز به دنیا می آید، زمینه‌های گوناگون ارثی را با خود به همراه دارد و در واقع، بذرهای اولیه شخصیت کودک را باید در وجود والدین جست و جو کرد. تمایلاتی که امروز در وجود زن یا مردی شکل می گیرد و به تدریج به خلق و خوی ثابت تبدیل می شود، چه بسا زمینه پیدایش این تمایلات در فرزندانی که در آینده از آنها به وجود خواهند آمد، فراهم می آید.» درباره اهمیت مسئله وراثت و نقش آن در شکل دهی شخصیت کودک در آینده، از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) روایتی چنین آمده است:

تَخَیَّرُوا لِنُطَفِکُمْ فَاِنَّ الْعِرْقَ دَسّاسٌ؛

در انتخاب همسر، بِهْ‌گزین باشید؛ زیرا اخلاق والدین، به فرزندان سرایت می کند.

پیام متن:

۱- در امر تربیت، نباید از مسئله وراثت غافل ماند و باید آگاه بود که برخی از ناهنجاری‌های اخلاقی، از راه وراثت به فرزند منتقل می‌شود.

۲- با توجه به نقش وراثت در زندگی آینده فرزند، باید در انتخاب همسر، به گزین بود.

آگاهی از ویژگی‌های روحی و تفاوت‌های فردی فرزندان

انسان‌ها تفاوت‌های جسمی و روانی بسیاری با یکدیگر دارند و حتی نمی‌توان دو نفر را یافت که در همه ویژگی‌های روحی و جسمی، مانند هم باشند. والدین و مربیان باید نخست از ویژگی‌ها و تفاوت‌های فردی اشخاص تحت تربیت خود ،جداگانه آگاهی یابند و پس از آن، به پرورش آنان همت بگمارند.

کودکی که امروز از مادر متولد می شود، با توجه به مجموعه شرایط جسمی و روانی که متأثر از عوامل ارثی و پاره‌ای عوامل ناشناخته دیگر است، ویژگی‌های منحصر به خود دارد، به گونه ای که نمی توان او را با کودک دیگر مقایسه کرد. از این رو، روش‌های تربیتی و چگونگی برخورد ما با کودک و نیز انتظارات ما از وی، باید متناسب با شرایط و ویژگی‌های ویژه او باشد.

توجه به این نکته سبب می شود که ما تجربه‌های تربیتی خود را که تنها به یک یا چند کودک خاص مربوط است، همواره عمومیت نبخشیم و آنها را در هر شرایط، نتیجه بخش ندانیم؛ زیرا چه بسا روشی درباره یک کودک مفید باشد و درباره کودک دیگر سودمند نیفتد. از این رو، پدر و مادر باید بکوشند هر یک از فرزندان خود را با توجه به ویژگی‌های روانی شان به درستی بشناسند و تا آنجا که ممکن است، در تربیت درست او سرمایه گذاری معنوی و مادی کنند، ولی از همه فرزندان خود انتظار یکسان نداشته باشند و آنها را با کودکان دیگر نیز مقایسه نکنند.» ابن سینا نیز می گوید:

مربی باید از تفاوت‌های فردی کودکان و متعلمان آگاه باشد. او باید از علاقه آنها به رشته تحصیلی یا حرفه‌ای معین مطلع باشد. همچنین وی باید بداند که هر کدام از کودکان و متعلمان، در چه زمینه‌ای استعداد و آمادگی دارد.

پیام متن: تربیت بهتر، در سایه آگاهی از ویژگی‌ها و تفاوت‌های فردی فرزندان میسر است.

انتخاب هزینه کمتر به جای هزینه بیشتر در تهذیب فرزند

اگر پدر و مادر، برای پرورش فرزندشان در دوران خردسالی و کودکی او، از نظر هزینه مادی و معنوی کم بگذارند، ناچار باید در سال‌های بعد، چند برابر آن را هزینه کنند.

«معمولاً تربیت درست، از همان آغاز کودکی، برخلاف تصور خیلی‌ها چندان دشوار نیست. هر پدر و مادری می تواند از پس دشواری‌های این کار برآید و تربیت درستی به فرزندش بدهد، ولی تربیت دوباره، از زمین تا آسمان، با این متفاوت است. اگر فرزندتان را بد بار بیاورید، اگر در تربیتش کوتاهی کنید، آن وقت باید خیلی چیزها را اصلاح کنید و از نو بسازید و این اصلاح و تربیت دوباره، کار چندان ساده ای نیست. تربیت دوباره، قدرت، آگاهی و حوصله ای می خواهد که از حد توان خیلی از پدر و مادرها خارج است. اغلب پیش می آید که خانواده از پس دشواری‌های تربیت دوباره بر نمی آیند. حتی بر فرض هم که تربیت دوباره به جایی برسد و شخص به کار و زندگی مشغول شود و همه از جمله پدر و مادرش با دیدن او خشنود شوند، در این میان، چیزهای زیادی از دست رفته است. اگر این فرد از همان اول درست بار می آمد، از زندگی بهره بیشتری می برد، با توان و آمادگی بیشتری وارد جامعه می شد و در نتیجه، خوش بخت تر بود. به پدران و مادران توصیه می کنم همیشه به خاطر داشته باشند که فرزندان خود را چنان تربیت کنند که مجبور نشوند، چیزی را اصلاح کنند. باید همه چیز از همان اول درست انجام شود».

پیام متن: تربیت فرزند در خردسالی و کودکی او، با پرداخت هزینه کمتر امکانپذیر است و در مقابل، تربیت کردن او در سال‌های بعد، برابر است با پرداخت هزینه بیشتر که چه بسا نتیجه مطلوب را نیز نمی دهد.

تربیت عملی فرزند به جای تربیت زبانی

از قدیم گفته اند: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست.» از این ضرب‌المثل می توان استفاده کرد که تنها با عمل کردن به گفته هاست که کارها سر و سامان می‌پذیرد و گره‌ها گشوده می‌شود و موفقیت به دست می‌آید. در حقیقت، تنها با عمل کردن به گفته‌ها می‌توان دیگران را به نیکی‌ها و خوبی‌ها دعوت کرد. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) در این باره می خوانیم:

کُونُوا دُعاهً لِلنّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوا مِنْْکُمُ الاِجْتِهادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعَ؛

مردمان را به غیر زبانتان(و با کردارتان به خیر و نیکوکاری) دعوت کنید، تا آنها کوشش در نیکوکاری، راستگویی و پرهیزکاری را در عمل شما ببینند.

بر این اساس، والدینی که نگران تربیت و سعادت فرزندانشان هستند، برای توفیق در این امر، پیش از هر چیز باید خود، الگویی عملی برای فرزندانشان باشند و آنها را با عمل، به سمت خوبی‌ها فرا بخوانند. نصیحت‌ها و یادآوری‌های والدین، زمانی در کودکان اثر مثبت دارد که خود، نمونه ای آشکار و عملی برای کودکان باشند. به تعبیر ویل دورانت اگر از فرزندت ادب می‌خواهی، خود مؤدب باش؛ اگر پاکیزگی می خواهی، خود پاکیزه باش که چیز دیگری لازم نیست. رفتار خوب را فقط با نشان دادن نمونه و مثال، از روی شکیبایی مستمر، می توان یاد داد.

«رفتار شخصی شما، مهم ترین عامل در تربیت کودک است. خیال نکنید فقط وقتی که با او گفت و گو می کنید یا راه و چاه نشانش می دهید یا به او امر و نهی می کنید، سرگرم تربیتش هستید، بلکه طرز لباس پوشیدن شما، طرز حرف زدنتان با دیگران و درباره دیگران، شاد و غمگین شدنتان، طرز رفتارتان با دوستان و دشمنان، همه و همه برای کودک بسیار مهم و تأثیرگذار است. فرزندتان، نامحسوس‌ترین تغییرحالت‌ها و تغییر لحن گفتار شما را متوجه می شود و احساس می کند. همه زیر و بم فکر و اندیشه شما از راه‌های نامرئی به او می رسد، بی آنکه شما متوجه شوید. باید دقت پدر و مادر در رفتار و کردارشان و نظارت همیشگی آنان بر همه گفته‌ها و کارهایشان، نخستین و مهمترین شیوه تربیتی باشد.»

غزالی در این زمینه می گوید: هر که چیزی تناول کند و مردمان را گوید که تناول نکنید که زهر مهلک است، بر وی بدان(عمل) افسوس کنند(ریشخند نمایند) و او را متهم دارند و حرص ایشان بر آن(عمل) زیادت شود و گویند: اگر نه آنستی که آن خوش تر و لذیذتر چیزهاست، آن را بر خود نگزیدی.

پیام متن: مهم ترین و اثرگذارترین عامل در تربیت فرزندان، الگوی عملی بودن والدین در برابر آنهاست.

برقراری ارتباط سالم با فرزندان

یکی از اساسی‌ترین شرط موفقیت والدین در زمینه تربیت فرزندان، برقراری درست ارتباط عاطفی و روانی با آنهاست. با تحقق چنین شرطی، پدر و مادر به درون فرزند خویش راه می یابند و از ویژگی‌های حاکم بر شخصیت او آگاه می شوند تا بنا بر چنین دانشی، شیوه رفتاری مناسبی را با او در پیش گیرند. چنین رفتاری موجب می شود که فرزندان نیز در برابر والدین، احساس دوستی و اُنس و صمیمیت بیشتری می کنند و کانون اصلی امنیت و اعتماد را پدر و مادر خویش بدانند. در نتیجه، از بسیاری از خطرها و آفت‌ها در امان می مانند. در آموزه‌های دین اسلام، به ایجاد چنین رابطه هایی میان والدین و فرزندان، بسیار سفارش شده است. برای نمونه در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می خوانیم:

مَنْ کانَ عِنْدَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصابَّ لَهُ؛

آن کس که کودکی نزد وی است، در پرورش او باید، کودکانه رفتار کند.

این روایت، یکی از بهترین شیوه‌های ارتباط والدین با کودکان را بیان می کند و آن این است که ابتدا پدر و مادر باید خود را تا حد اندیشه و درک کودک پایین آورند و از دریچه چشم کودک، به جهان پیرامون او و پدیده‌های اطراف او بنگرند و آن گاه رفتاری مناسب با ویژگی‌های طبیعی آن کودک در پیش گیرند.

پیام متن: اگر پدر و مادر نتوانند با فرزند خود رابطه فکری و عاطفی برقرار کنند، در تربیت و هدایت او ناموفق خواهند بود.

دادن آزادی و انتخاب عمل به فرزندان

برخی پدر و مادرها، فرزندانشان را به حرفه‌ها و اموری وادار می کنند که خود تا به حال از آن محروم مانده اند، تا از این راه، ناکامی‌های خود را جبران کنند. چنین والدینی، نه بر اساس ذوق و استعداد فرزندانشان، بلکه با توجه به خواسته‌های قلبی خود، آنان را به سوی کارهای دلخواهشان رهنمون می سازند تا شاید به گمشده‌های خویش دست یابند.

«برای بسیاری از والدین مشکل است که میزان و حدود شایستگی‌ها و کمال فرزندان خود را بپذیرند و به آنها فشار نیاورند که بیش از آنچه هستند، نشان دهند؛ پدران و مادرانی که می خواهند کودکشان آن چیزی بشود که خود آنها می خواستند بشوند، ولی نشدند. این گونه والدین انتظار دارند که فرزندشان شکست‌های آنان را جبران کند. برای مثال، پدری که علاقه مند به ورزش بوده است و همه کوشش خود را در این راه به کار برده، ولی موفقیتی به دست نیاورده است، انتظار دارد که پسرش ضعف او را جبران کند و در رشته ورزشی مورد علاقه پدر قهرمان شود. همچنین است وضع پدر و مادرانی که خود موفق به ادامه تحصیل و ورود به دانشگاه نشده اند و تحقق این آرزو را در فرزندان خود جست وجو می کنند. توقعی که چه بسا باری سنگین بر دوش کودکانی است که احتمالاً توانایی و استعداد برآوردن آن را ندارند و از همان نوجوانی، به یأس و ناامیدی می رسند. البته این بدان معنی نیست که والدین نباید توجه فرزندانشان را به چیزهایی که خود علاقمندند، جلب کنند. آشنا کردن کودکان با هنرها و فعالیت‌های سرگرم کننده، ضروری است و می تواند به آنها کمک کند تا خود، فعالیت و هنر و سرگرمی مورد علاقه شان را انتخاب کنند. درباره آشنایی با مقدمات و آشنایی با مشاغل نیز پدر و مادر باید فرزند خویش را از دوران نوجوانی یاری کنند تا اطلاعات لازم را در زمینه حرفه هماهنگ با استعدادش به دست آورد. البته اصل این است که نباید آشنا کردن فرزند به مشاغل و فعالیت ها، جنبه اجبار داشته باشد، بلکه فرزند باید خود احساس رضایت قلبی در قبال آن کار داشته باشد».

پیام متن: معیار روی آوردن فرزند به کارها و مشاغل، باید رضایت قلبی او باشد، نه اجبار والدینی که چه بسا به خاطر جبران ناکامی‌های خود، فرزند را به کارهایی ویژه رهنمون می شوند.

شخصیت بخشی به فرزند

صرف نظر از تربیت دینی، والدین با پرورش شخصیتی سالم در کودک، زمینه را برای آراستگی او به بسیاری از فضیلت‌ها و دوری او از بسیاری ناهنجاری‌های اخلاقی و لغزش‌ها فراهم می آورند. فردی که به شخصیت محکم و مطمئنی رسیده است، حتی اگر پای بند دین نباشد، باز هم به سوی زشتی‌ها و لغزش‌ها نمی رود، چنان که حضرت علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ لَمْ‌یُهِنْها بِالْمَعْصِیَهِ؛ کسی که شخصیتش در نظرش ارزشمند شد، آن را با خطا و معصیت خوار نمی کند».

همچنین فرمود:

«مَنْ کَرُمَتْ نَفْسُهُ قَلَّ شِقاقُهُ وَ خِلافُهُ؛ کسی که با شخصیت باشد، بزهکاری‌ها و خطاهایش کم می شود».

«احساس شخصیت اخلاقی در انسان، مانند سدّی درونی، مانع دست زدن به کارهای خلاف می شود و انسان را از درون کنترل می کند و از زشتی‌ها باز می دارد. پس آدمی به سبب داشتن احساس بزرگی و کرامت در خود، جرئت رفتن به سوی زشتی‌ها را ندارد و حتی اگر روزی دست به خطا آلود، آن را از دید دیگران پنهان می کند تا در نظر آنان، خوار و بی مقدار نشود. برای این منظور، لازم است از هر گونه رفتار که این احساس شخصیت را در کودک و نوجوان مخدوش می کند، به شدت پرهیز کرد. اهانت، تحقیر، به کار بردن الفاظ طعن‌آمیز و نیش‌دار، سرکوفت‌زدن، سرزنش بی‌جا، زیاده‌روی در تذکر و نصیحت و به رخ کشیدن ضعف‌ها و شکست‌ها، عواملی هستند که به از میان رفتن احساس شخصیت در کودک و نوجوان می انجامد».

پیام متن: شخصیت‌دهی به کودک و نوجوان، ضامن حفظ سلامت روحی او و بازداشتن او از لغزش‌هاست.

رفتار کودکانه داشتن با فرزند

دنیای کودک با دنیای بزرگ سال، متفاوت است. آنچه برای بزرگترها بی معنی و بیهوده است، چه بسا برای کودک، بسیار ارزشمند و مفید باشد. بزرگ سال، خود را سرگرم اسباب بازی نمی کند، با خاک بازی نمی کند، جست و خیز ندارد و کارهای ناموزون انجام نمی دهد، ولی همه این موارد، برای کودک ضروری است و نقشی حیاتی برای او دارد و بیشترین لذت را از انجام دادن چنین کارهایی می برد.

بزرگسالی که از دریچه ذهن کودک به رفتارهای کودکانه او می نگرد، در تربیت فرزندش موفق‌تر است و تنها در این حالت است که می تواند برای دردسرآفرینی‌های کودک، توجیهی قابل قبول بیابد و از داشتن انتظارات بیهوده و فراوان از او پرهیز کند و با مدارا و به دور از خشونت با او رفتار نماید. و در نتیجه، شایسته‌ترین واکنش را در برابر کارهای کودکانه فرزندشان در پیش گیرد. رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید: «مَنْ کانَ لَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصابَّ لَهُ؛ کسی که کودکی دارد، باید در پرورش او کودکانه رفتار کند.» گفتنی است که این حدیث شریف، پایه پژوهش‌های چندین ساله مارگارت دونالدسون، پژوهشگر و روان شناس کودک بوده است. به اعتقاد وی: «همه آنچه به پندار ما فراتر از قوه درک کودک است، در صورتی که به شیوه و زبان خود کودک بیان شود، از عهده درک آن بر خواهد آمد.» ویل دورانت نیز در این باره می گوید:

رمز و کلید تربیت کودک، در این است که پدر و مادر از نو بتوانند مانند کودکان شوند و از مقام و درجه‌ای که دارند، پایین بیایند. شاید با این صمیمیتی که از روی فروتنی است، بتوانیم اطمینان و محبت کامل کودک را که سنگ بنای تربیت اوست، به دست آوریم.

منبع: مجله طوبی؛ سید محمود طاهری؛ خرداد ۱۳۸۶؛ شماره ۱۸؛ صفحه۶۰

 

ارتباط سالم، خانواده سالم

 آغاز زندگى زناشویى، به رغم وجود جاذبه‌هاى عاطفى و جنسی‌اش، با آغاز تدریجى اختلاف در زمینه‌هاى مختلف همراه است، زمینه‌هایى همچون: طرز تلقى و اندیشه‌ها، اختلاف سلایق و انتظارات، فرهنگ‌های‌ رفتارى متفاوت و … هر چند که شناخت‌هاى سطحى و شتاب‌زده قبل از ازدواج، دامنه موارد اختلافى را به طور چشمگیرى افزایش مى‌دهد ولى به طور کلى وجود این اختلافات با توجه به اصل تفاوت‌هاى فردى و همچنین با توجه به یکسان نبودن محیط تربیتى زوج‌ها در گذشته، امرى طبیعى و اجتناب‌ناپذیر است.

میزان اختلافات و شیوه‌هاى برخورد آنها به عواملى بستگى دارد که مهمترین آنها عبارتند از: میزان گرایش‌هاى عاطفى، شخصیت، انتظارات و نوع تفکر و نوع تلقى زوج‌ها از زندگى مشترک. مدت زمان حل اختلافات نیز در نزد برخى زوج‌ها کوتاه و در نزد برخى دیگر تا چند سال و در نزد عده‌اى از آنان حتى تا روز قیامت و هنگام قضاوت خدا ادامه دارد. متأسفانه در مواردى نیز پدیده طلاق یا تحمیل اجبارى و مصلحت اندیش زندگى زناشویى از جمله نتایج شوم عدم تفاهم زوج‌ها در حل اختلافات بین فردى است.

توجه و عمل به توصیه‌هاى زیر می‌تواند نیروهاى بالقوه یا احتکار شده زوج‌ها را در رسیدن به اهداف فوق آزاد کند و مهارت ارتباط را در آنان تقویت نماید. وجود چنین مهارتى در زوج‌ها، کاهش قابل توجه حجم نابسامانی‌هاى خانوادگى و اجتماعى را به دنبال دارد زیرا عشق و محبت همسران نسبت به یکدیگر، متغیرى اساسى در تأمین بهداشت روانى خانواده و جامعه است.

– گاهى اوقات کارى براى خشنودسازى همسرتان انجام دهید که وى را سخت متحیر و شگفت‌زده نماید.

– حتى‌الامکان در ارائه توجه و محبت به والدین یکدیگر حساس و فعال باشید و از اعمال هر گونه تبعیضى در این زمینه پرهیز کنید.

– بهتر است در طول سال چند روزى را به بهانه‌هاى مسافرت یا انگیزه مقبول دیگرى به دور از یکدیگر باشید و دلتنگی‌هاى شیرین روزهاى اول آشنایى را مجدداً تجربه کنید.

– همسرتان را از ابراز علاقه و محبت‌هاى کلامى و غیرکلامى خود محروم نسازید، زیرا هر انسانى دو نیاز اساسى دارد که عبارتند از: نیاز به ستودن (محبت کردن) و نیاز به ستوده شدن (محبت دیدن). این دو نیاز اساسى طراوت زندگى زناشویى را چند برابر مى‌کند.

– سعى کنید همیشه تصویر آراسته‌اى از خود در ذهن همسرتان ایجاد کنید زیرا این امر موجب می‌شود احساسات مطبوعى را نیز در حضور و غیاب یکدیگر تجربه نمایید.

– هیچ‌گاه روز پیوندتان را فراموش نکنید و در بزرگداشت هرچه با شکوه‌تر آن از حداکثر نبوغ و خلاقیت خویش بهره‌بردارى کنید.

– سعى کنید در ارائه توجهات عاطفى خود نسبت به همسرتان متنوع‌تر عمل کنید.

– روز تولد یا ایام مربوط به بزرگداشت همسرتان (روز پدر، روز زن، روز معلم، روز پرستار، روز کارگر و …) را به خاطر بسپارید و در بزرگداشت این گونه ایام گشاده‌دستى معقول و ظرافت طبع ویژه‌اى اعمال کنید.

– مسافرت‌هاى سالانه و دیدار با طبیعت و محیط‌هاى تفریحى و هنرى، زیارتى و … را در برنامه‌ریزی‌هاى خانوادگى‌تان قرار دهید و حتماً براى تعطیلات آخر هفته نیز برنامه‌ریزى کنید.

– در تعیین زمان پذیرایى از میهمانان مورد توجه خود، به نظرات و همچنین به میزان آمادگى جسمى و روانى و مالى یکدیگر توجه داشته باشیم.

اصل حل مشکلات در زمان و مکان مناسب را در خانواده نهادینه کنید و اجازه ندهید که هیجانات آنى و لحظه‌اى شما تعیین کننده زمان و مکان حل اختلافات باشد.

منبع: hegmataneh.org